تیوال بیژن وکیلی | دیوار
S3 : 23:29:03
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چقدر کامنت منفی! من جمعه میرم ولی پای رفتنم سست شده ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آفتاب بود
باران به پیمانه و فصول بر مدار
خاک خیش خورده و دانه آرمیده
مترسک بر جایگاه خویش استوار و رقصان ...
کشاورز در انتظار و بیمناک ...

از: خود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم علیرغم قصه معمولی که دارد، در شیوه روایت بسیار موفق است. داستان های جانبی در واقع کمکی به قصه اصلی نمی کنند، هر چند تشابه زیادی بین شان ایجاد شده که اتفاقا پیوند مخربی ست و قصه اصلی را از واقعیت دور می کند. از دید من همان خط اصلی داستان به اندازه کافی می توانست تنش و هیجان داشته باشد. نوع نگاه فیلم به مقوله زن قوی و مستقل و اشاره به باریک بودن لبه عدالت بدون نقد آن البته نقطه قوتی ست برای فیلم؛ خیلی موفق تر از نگاه های فمینیستی که در آثار دیگر سینمای خودمان شاهد هستیم. این فرصتی که کارگردان به مخاطب می دهد تا یک ساعت در روستایی در ارمنستان زندگی کند هم مغتنم است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود. واقعیت این است که من ارتباط زیادی با این نمایش برقرار نکردم. نه کار روانشناسی زیادی صورت گرفته بود و نه شاهد بازی های خوبی بودیم. ارایه آمار و بازی های حسی زیاد به همراه صحنه پردازی های گاها نامرتبط به هیچ وجه کارکرد مطلوبی نداشتند. نمی دانم چطور این همه امتیاز به این اجرا تعلق گرفته است.
باید آقا باهم بشینیم و دربارش گپ بزنیم لازمه واقعاً
۲۴ اسفند ۱۳۹۷
بله انشا اله
۲۵ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در چند دقیقه ابتدایی حس می کردم با یک اثر شخصی روبرو هستم اما این اجرا نشان داد فراتر از قصه و زمان است. زمان گاهی ما را مخاطب حرف های دیروزمان میکند، زیرا که حرف همیشه همان است و راوی به فراخور موقعیت حسی در ارتباط تغییر میکند. یک ساعت، پرداخت به زندگی دو بازیگر آنقدر ظریف و هوشمندانه است که همه می توانند با آن همراه شوند. زمان هایی که زندگی از آدم ها به پیمانه سال می خورد، در پس حرف های گفته شده و گفته نشده....
بعد از دیدن فیلم به این موضوع فکر می کردم اگر این ایده خوب با همراهی این تعداد از بازیگران دوست داشتنی سینما، با بودجه بیشتری اجرا می شد و فضای ذهنی مادر خانواده با جلوه های تصویری بیشتری از یک قاب عکس متحرک پردازش می شد شاهد چه فیلم معرکه ای بودیم. فیلم هایی نظیر تلالو های ابدی یک ذهن درخشان نمونه های بارزی از استفاده از جلوه های ویژه در این فضاها هستند که نتیجه آن یک شاهکار سینمایی ست. اشاره های سیاسی فیلم بسیار جالب و جدید بود مثلا جایی که دایی از نقش خودشان در تغییر رژیم حاکم صحبت میکند و تلویحا تایید هم می شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برخاستم تا آخرین غبار آینه را بگیرم
زخمی بود در دستم
خراشی انداخت بر آینه

زخم ها این گونه اند ای دوست
می توانند یک عمر برای لحظه موعود
در لابلای خطوط سر کنند ...

از: خود
به نیت غبارروبی آینه ، خراش می دهی و زخم دست را بهانه می کنی
اَمان از این مجاهدانه مجرمانه براندازی غبارها
و زخم های کینه توز مستتر به خط و ربط های عمر را بهانه می کنی
اَمان از این موعود منجی دغلکارِ ارض و روزها
۲۷ بهمن ۱۳۹۷
ای بابا ... چرا اتهام میزنید خانوم :)
ممنون از توجه تون
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
دستان افتراگر ،
یک شاخه ، متهم
و سه شاخه، بهتانگر را نشانه می رود ،

سه به یک جامانده اید :)
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حیف سکوت که زندانی صداست
حیف پرنده
که در بند بال خویش
درگیر رفتن است

ای کاش اتفاق، طوقی نبود در پای آن پرنده

چیزی نیاز بود
از جنس حس لحظه جاری
حسرت ماندن
حوصله کردن
از جنس حق هبوط

آخر کدام بند شعر را
قلاب کنم و بدوزم لبان ماهی را ...

از: خود
زیبا بود :)
۲۰ بهمن ۱۳۹۷
سپاس
۰۵ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود. یک نمایشنامه پیچیده که با اجرای دقیق و بازی های خوب همراه شده است. نمایشی که مدت ها ذهن مخاطب را درگیر مفاهیم فلسفی می کند که ما در این دنیا چه میکنیم؟ آیا جز سلسله ای از تکرار گزینه ای داریم؟
بنظرم برای کمک به مخاطب و حتی ریتم کار، میشد از طراحی نور کمک بیشتری گرفت.
با احترام
متشکرم بیژن عزیز، نظرت برای من خیلی ارزشمند هست. در خصوص طراحی نور، بخشی از آن به امکانات نور سالن و تاثیر گذاری اجراهای قبل و بعد بر می گردد.

سلامت باشی
۰۸ دی ۱۳۹۷
بله درسته ... امیدوارم پای شما به سالن های بزرگ تر باز بشه :)
۰۸ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود ... مستندی دوست داشتنی و قابل تامل. بازی ها بطرز عجیبی خوب و باور پذیر بودند.
نیمه اول فیلم ریتم کندی داشت و نیمه دوم علیرغم ریتم بهتر، بلحاظ تکرار یک رویه در سه لوکیشن کم تنوع می نمود. شاید بکمک فلاش بک میشد این دو نیمه را تا حدی با هم ادغام کرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متفاوت و قابل تحسین. یک نقد اجتماعی تر و تمیز به لطف ١٢ قصه قوی و البته تلخ و گزنده. کاش میتونستم همه دولتمردها رو به دیدن این فیلم دعوت کنم.
عباس الهی، پوریا و سعیده م این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به دنیا می‌آیی
در یک خیابان بی‌انتها
آنجا که دوام زندگی هفت پیاله است
پیاله اول را حوریان
از اشک
پر میکنند
پیاله دوم سودایی است که با ثانیه‌ها
شمرده می شود
روزگاری که سال می‌خورد
پیاله سوم
لبریز نگاه دختران زمین است
حرارتی دارد عشق که سواران بی سر را در دشت‌ها
می‌تازاند
پیاله چهارم حقیقتی است در خیال
که نزدیک می شود
تا ... دیدن ادامه » پنجمین
را از مرگ پر کند
تلخی که شکل ظرف ،
به خود میگیرد!

چادرنمازتان را باد می‌آورد
در میخانه ای که پاتوق روزهای آخرهفته ام است
و اینگونه در تقدسی می‌آلود
هرشنبه
آغاز می‌شوم

یکی در باران به دنیا می آید
شناسنامه اش آبی است
از او خاکستری نخواهید
او خاکستری
نمی تواند! (از خرابات اطلسی ها)


از: آرش توکلی
درود. نظرات دوستان را خواندم و به برداشت خودم شک کردم. من اصلا ارتباط برقرار نکردم. قطعا شخصیت ها درست پرداخته شده بودند و قصه هم شاید فشرده شده اتفاقات سخت یک زندگی بود اما اینها یک فیلم جذاب نمی سازند. این روزها حتی در سریال های تلویزیونی هم هیجان بیشتری را شاهد هستیم.
پس چی فیلم جذاب میسازه آقای وکیلی؟ :) بفرمایید ممنون میشم

و اینکه از فیلمبرداری اگر لذت نبردین که خیلی حیف شده
۱۱ آذر ۱۳۹۷
خطر لو رفتن داستان ...
خب در پاسخ به سوال جناب عبدالهی باید بگم که اگر داریم یک درام اجتماعی می بینیم باید یه جاهایی به هم بریزیم یا چند ثانیه ای متوقف بشیم. یا بعدا که فیلم رو مرور می کنیم، بعضی دیالوگ ها و اتفاقات به طرز محسوسی برجسته باشند. مثلا همین صحنه ... دیدن ادامه » کشته شدن زالوها، خب کل قضیه خیلی شفاف نمایش داده شد و نهایتا مرد غمگین میره پشت اتاق خانمش داد و بیداد می کنه ... اینجا من شخصیت پردازی رو تحسین می کنم، پسری که با یک پدر به شدت ناکافی و یک مادر کاملا حمایت گر بزرگ شده همین کاراکتر میشه، اما از این صحنه ها لذت نمی برم. بنظرم فیلم از اون جایی لطمه می خوره که می خواد خیلی واقعی باشه برای همین پتانسیل های موجود در قصه مثل داستان زالوها، یا نامه پسر به معلم رو خیلی منطقی حل و فصل می کنه. رو فیلمبرداری نظری ندارم ولی حتما خوب بوده که شما روش کامنت دارید. من بیشتر با قصه مشکل داشتم.
۱۲ آذر ۱۳۹۷
خیلی خیلی ممنونم آقای وکیلی از توضیحاتتون
در مورد درام کار و دوز بالای واقعی بودن حل و فصل مشکلات یا علت و معلول ها در جریان درام موافقم..البته در مورد همه موارد شاید صدق کنه

در مورد به هم ریختن و متوقف شدن و اینا یکم موافق نیسم، حس میکنم اونا ترجیحه ... دیدن ادامه » ببیشتر
۱۲ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک صحنه پر از بازی و سرشار از دیالوگ های جذاب. بگذریم که کیفیت رنگ مشکی صحنه و نورپردازی کمی پایین بود (شاید رنگ های براق تر بیشتر کمک می کرد یا تنوع در رنگ نور در سکانس های محتلف) اما اجرایی که بازی خوب و متن گیرا داشته باشد به خودی خود ارزش اش بالاست. سپاس از همه
میترا، فرزاد جعفریان، عباس الهی، رضا غیوری و شادی اسدپور این را خواندند
محمد لهاک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
... این کلمات اما قواره من نمی شوند
من در پی نشانه خوانی هر حرف مبهمی، کوچه به کوچه این شهر را گشته ام

زمان لنگری بود از شن
که از دهانه تنگ آن مخروط دانه دانه ریخت
و ذهن را از خاطره و دهان را از کلمه تهی کرد
پابند من شد

من خسته ام و این خانه راه نمی رود
من خسته ام و شعرهای من از این پنجره بیرون نمی روند
من خسته ام و دست های من پیغمبران سرشکسته تقدیرند ...

از: خود
بیژن وکیلی
درباره نمایش گوریل i
درود. نمایش خوب و محترمی بود و دغدغه مند. در انتهای نمایش گفته شد که این کار یک سال درگیر ممیزی بوده و این مطلب بسیار دردناک است و قطعا می تواند موجب افت روحیه تیم و در نهایت کاهش کیفیت بشود. اما از طرفی فرصتی هم بوده که این گروه روی نقاط ضعف اجرا کار کنند. بیان بازیگران ایراداتی داشت و صحنه هم در ساده ترین شکل ممکن طراحی شده بود. از لحظات خوب نمایش می شود به صحنه کار آتش کاران یا صحنه پایانی با حرکات بدنی و کوبش پا اشاره کرد که اجرا را از یکنواختی خارج و زنده تر می کردند. از دید من این اجرا به این لحظات نیاز بیشتری داشت. موفق باشید.
بی نظیر ... نمایشنامه تو در تو که با اجراهای عالی بازیگران تکمیل شد و باز این سوال که چرا ما چنین نمایشنامه نویس هایی نداربم. مهم ترین مشکل این اجرا شنیده نشدن صدا در ردیف های دور از صحنه است.
درود
جدا از تعریف هایی که دوستان نوشته اند، با فیلم خوش ساخت اما شلوغی روبرو هستیم که البته از هومن سیدی بعید نیست. من شخصیت پردازی ها رو فاقد انسجام دیدم، نفهمیدم با آدم های کم هوشی طرف هستم یا باهوش و تحلیل گر، خشن یا عاطفی و ... .بهرحال هومن سیدی نشان داده که فیلم هایش را با وسواس میسازد و برای مخاطب ارزش قایل است.
از این فیلم خیلی تعریف شد. احساس من اینه که خیلی بیشتر از اونچه باید تعریف شد
.ولی چون فیلم رو تو ماراتون جشنواره دیدم، منتظر هستم یک بار دیگه ببینم تا اظهار نظر کنم ولی علی الحساب در خصوص شحصیت پردازی ها با شما موافقم
۱۵ مهر ۱۳۹۷
خب اصلا شخصیت پردازی نداره اما خوبیای فیلم به این موضوع در...
۱۶ مهر ۱۳۹۷
یه کم بی مهریه شخصیت پردازی ضعیف دقیقا شخصیت های مغزهای کوچک زنگ زده آرکی تایپ گونه و حساب شده نوشته شدن علاوه بر اون دکوپاژ بی نقص و قاب های فوق العاده و تدوین درست درمون که سالها بود جاش توی سینما خالی بود...
من حتی شباهت فیلم به فیلمای مسعود کیمیایی ... دیدن ادامه » مثه رضا موتوری یا سریال block13 یا city of God رو نوعی کلاژ ماهرانه و خلاقانه میدونم نه کپی کردن البته من بعد از 7 بار فیلمو دیدن این نظرو شجاعانه بیان میکنم به نظرم درس سینما میده حسابی این فیلم....
۰۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک بار طعم عشق را چشیده ام
قلبم را تند کرد
بدنم را دیوانه
حواسم را به هم ریخت
و رفت ...



از: هالینا پوشویاتوسکا
عشق اتفاق سنگینی ست
وقتی می افتد
یک نفر برای برداشتنش کافی نیست
۱۶ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
بازی های فاخر ، متن های عالی و تامل برانگیز و موسیقی متن دلنشین. خشونت پنهان علیه زنان دستمایه اجرایی ست که علیرغم تمام ارزشمندی مخاطب زیادی را جذب نکرده است. سالن کمتر شناخته شده و تبلیغات کم البته مجالی هم به گیشه نداده و ما هم به واسطه اقبال خوش مان این هنرنمایی زیبا را به تماشا نشستیم.