تیوال مهرداد کیا | دیوار
S3 : 05:41:01
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نویسنده، کارگردان، تهیه کننده، بازیگر نقش اول از حضار خواست در مورد این اجرا بنویسیم ...

۱- جدا از مسئولین سالن، عوامل خود اجرا نقش مستقیمی‌ در اشکال بی‌نظمی دیشب این کار داشتند

۲- کاری اجتماعی نیست. حقیقت کمدی نبودنش را هم نمیشه نادیده گذاشت، مبادا که فرد دیگری زجر دیدن متنی سکسیست جهت خنده‌های بیمورد و سطحی جنسی‌ را تحمل کند. اگر هشت ماه طول کشید به این جا برسد، ۸ ماه هم لازم هست این خراب کاری از ذهن تماشگر صحنه‌های نمایش این جامعه پاک شود
حمیدرضا مرادی و آذرمهر این را خواندند
nahal_ng این را دوست دارد
ازونجا که تعریف جهانی ؛سکسیست؛ با اونچه در شبکه های اجتماعی ایرانی متداول شده تفاوت بسیار زیادی داره...میشه نتیجه گرفت که هدف اصلی و اولیه استندآپ که خنداندن مخاطب هست رو بخوبی برآورده کرده و انرژی مثبت دریافتی وقتی که یرای دیدنش از دست میره رو جبران ... دیدن ادامه » میکنه(بوی
زه زمان هدر رفته در ترافیک)
۰۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر‌های خوب هم در جشنواره پیدا میشه

۲ جا بلیت داشتیم، یکی‌ سنگلج ساعت ۵، یکی‌ سرو ۷

تو راه اولی‌ یک پیام آمد؛ اجرا سالن سرو برای ساعت ۷ موکول شده به تاریخی‌ دیگه، دوبار هم از طرف مسئولین زنگ زدند که اطلاع بدهند، یا بلیت‌ها رو انتقال بدن یا پول پرداخت شده برگشت بشه به حسابتون. نسبتا منظم، با مسئولیت مناسب، انجام شد

رفتیم اجرایی از استان ایلام در سنگلج، در ورودی ۲ آقای جوان آمدند جلو، خوشامد گفتند، کد را اسکن کردند، دفترچه کامل جشنواره با اجرا‌ها و نقشه و همه چی‌ دادند. خود اجرا کاری بود معمولی‌ با لباس‌های رنگین محلی

۶:۲۰ سنگلج تموم شد. تو لیست برنامه‌ها چک کردیم دیدیم حافظ یک اجرا داره ساعت ۸:۳۰ ، بغلش هم سالن فردوسی اپرای عروسکی عشق رو نشون میده ساعت ۷:۳۰ - رفتیم به اون سمت بدون بلیت

حافظ گفتند پر هست ولی‌ چند دقیقه زود تر بیاین اگر جا بود. رفتیم فردوسی بغلش، اون هم پر بود ولی‌ داشتن میرفتند تو. چندین‌ها نفر دم در تو صف بودند، از ۲ جوان دختر و پسر جلویی پرسیدم بلیت دارین، گفتن نه. جواب دادم اگر این نشد میرم حافظ برای نمایش فلان ساعت ۸:۳۰. دو تأیی گفتن‌ای وای، یعنی‌ صادقانه گفتن اون جوری بود، توضیح هم پرسیدم و دادند ، یعنی‌ که ...

موندیم تو صف، مسول میگفت اجازه بدین بلیت دار‌ها با شماره صندلی بروند بنیشینند، بعد بقیه با بلیت ولی‌ بی‌ شماره صندلی. ، بعدش هم صفی ها، چند تا چند رفتیم تو ....جای خالی‌ بود بفرما، یه چند تایی هم نشستند رو پله ها

اپرای عشق ...

و ... دیدن ادامه » شد این شبی‌ ولنتاینی در شوریده پس کوچه‌های رسوأیی صنعان و دختر رستا از فریدالدین عطار نیشابوری
شاید باید این سوال را در مورد جشنواره پرسید : یک آمار سنجی بلیطی خودمانی

با اینکه تیوال نقشی‌ در عرضه و فروش جشنواره امسال نداره، از کاربران تیوال که این نوشته را میخوانند تقاضا دارم لطفا ذکر کنید چند تا نمایش از این جشنواره را بلیت به هر طریق و صورتی‌ تهیه کرده و قصد دارید که ببینید ؟

جهت اینکه از آغاز جواب شخصی‌ خودم ملاک درست یا نادرست این عمل نباشه، اجازه میخوام پس از چند ساعت جواب خودم را اضافه کنم
» تا ۴ پاسخ




من نمایش های که دوست داشتم ببینم پر شد :(
او ، ابلوموف ، دستور العمل های پرواز
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
هیچ اجرایی
۲۴ بهمن ۱۳۹۷
صفر
۲۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرداد کیا
درباره نمایش نامه نویس i
این مونولوگ از بازیگری تواناست که حرف باهات داشت، نگاه در چشمات می‌‌انداخت که از متن نامه هاش از دل و جون بگه، درست مثله اینکه میگفت مهم نیست فقط چند تایی تک و توک هستین تو این سالن، رو صندلی‌هاتون بیدار باشید، من اینجام و حرف نامه هام هنوز تموم نشده باهاتون

کاربر محترم دیگری از دکور این نمایش تحسین کرده بود. حقیقت داره. در عین سادگی‌ یک دکور ناستالژیک رویأیی پرداخته شده از تیکه پاره‌های روزنامه‌های خیلی خیلی سال‌های دور، و لندن آلن بنتی که دیگه نیست، از پاکت‌های خالی‌ شده از نوشته‌هاشون در صندوق زمان ...

گویم ربطی‌ به متن نداشتند اون چهره‌های آشنا و ناآشنا گم شده در سایه‌های سپید و سیاه سپری شده فراموشی تیکه روزنامه ها، اما نمی‌شد نگاهت نره اونجا، تند تند نخونیشون تا وقت هست و بازیگر دوباره با اون عینک هاش برگرده سراغ چشمات، بگیرتت ... دیدن ادامه »

گیتار زنی‌ آروم هم در کنار صحنه با ملودی هاش یواش یواش این بازیگر و اون دکور را تا پایان همراهی کرد

از سالن و نور و شاید چیز هائی دیگر همانند نام گروه باشه این اجرا، اما این اجرا آماتور نیست، دیدنی هست ...
به نظر من عقب مانده نبود، خروسی بود که تخم کرد

حیف شد مثبت هاش؛ دکور و گریم و لباس و موزیک و اون دو صحنه ملکه با عاملش و صندلی‌ گهواره ای، حتی عوامل اجرأیی صحنه ها

اما بقیه‌اش از متن و پیام و گیرأیی خیر، حوصله‌ها از نیمه سر خواهند رفت
وقتی جناب پاکدل روی صحنه اومد که حوصله من کامل سر رفته بود و اومدن ایشون هم کمکی به داستان نکرد
۲۵ دی ۱۳۹۷
با بخش پاکدل موافق نبودم. ولی خوبی کار زیاد بود دیگه اونم بهش بخشیدم
۲۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نکات شنیدنی فراوان دارد، مملوّ از خشم در دنیای به هم ریخته مردی که در قالب چندین مبادله تعویضی بین مرد، پدرش و چهار زن مطرح زندگی‌ آشفته‌اش، در جوار تابوتی از کتاب به صحنه آورده شده

مرد همان پسریست که فقط می‌خواهد یک نویسنده باشد، گر چه خشمگین و گله مند و بسی‌ تند و بلند، اما عملکرد قدرتمندانه و مسلط بازیگر مرد از نکته‌های دیدنی‌ این کار است

`و به این ترتیب راه عبور بیماریهای روانی‌ باز شد، آن جا مردمانی هستند که نمیخوابند`
رسوایی نوین در تشنه دشت تاتر این سرزمین

درهم، بلند، شلوغ، بی‌ تربیت، هجو، بیهوده، پوچ
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظر میاد این روز‌ها هر کاری تو اسمش " ژ " داره، در موردش حرفه و از لیست خارج
سپهر، رضا غیوری و جهان این را خواندند
محمد لهاک و بابک این را دوست دارند
حتماً عربها تصمیم گیرنده هستن :)
۰۸ مهر ۱۳۹۷
اقای جعفریان عالی بود :))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
۰۸ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار نسبتا متفاوتی که هست

جالب این که آنطوری که با دینگ - نوای امضأیی این کرگردان دینگ ۱۹۱۴، دینگ ۱۹۱۸، دینگ ۱۹۳۰، دینگ ۱۹۴۴، دینگ ۱۹۵۳، دینگ ۱۹۶۴، دینگ ۱۹۶۶، دینگ ۱۹۷۱، دینگ ۱۹۷۴، دینگ ۱۹۷۷، دینگ ۱۹۸۴، دینگ ۱۹۸۶، دینگ تأ طرف‌های ۲۰۱۱ .... خوانده میشدند، ذهن من به آن سال‌ها میرفت، در سرزمینی دور، به تاریخ اون زمان ها، به بعضی‌ خاطرات خودم و بدون هیچ ربطی‌ به این اجرا

اینکه از تاریخ میگه، درست نیست. اینکه بگیم از ازدواج سفید دو نژادی طرف‌های ۱۹۰۰ میگه؛ نه، فکر نکنم، دور از باوره. از این که درون فلسفیه، نه برای این تماشاگر

مسیر این نمایش رو راحت میشد دنبال کرد، داستانیه، کم خرده‌ای پیچ دار، ذهن مسافر من بر میگشت و مسیر نسبتا ۱۱۸ ساله این خانواده خارجی‌ متفاوت رو باهاشون ادامه میداد، می‌خواست بدونه آخر و عاقبت این‌ها به کجاست. میدونستی ... دیدن ادامه » راه دوری نمیبرتت اما دوست داشتی بری باهاشون، در گیر کننده نبود، سرگرمت میکرد

با این خلاصه دید، و یکی‌ دو تا از نظرات دیگر آشنایان تیوالی و مصاحبه با کارگردان که امروز صبح اضافه شده، بنظرم انتخاب متناسبی برای گذرندان پایان شبی در تئاتر هست
مهرداد جان کیای عزیز ممنون از تشریف فرماییتون و یک دنیا سپاس از اینکه نظرتون رو با ما به اشتراک گذاشتید
شاد و سربلند باشید
۰۴ مهر ۱۳۹۷
باسلام
از اینکه نمایش مارا تماشا کردید بسیار ممنونیم
۰۶ مهر ۱۳۹۷
سرکار خانم مینا
به روی چشم حتما اعمال خواهد شد
۰۶ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرداد کیا
درباره کنسرت-نمایش سوگ i
شانسی‌ میری و کار نابی از آب در میاد

نمایش نبود

کنسرتی بیش سنتی کم تلفیقی با همراهی حرکتی یک ناشناس چهره‌ای پنهان در حریر

"پائیز آمده است و من تماشگر برگریزان درخت چنار با قامتی راست ایستاده‌ام و نفس میکشم، من نفس میکشم با عمیق‌ترین دم‌ها و باز دم ها، درونم پر میشود از بادهای خنک پائیزی و لرزه‌ای بر اندامم می‌‌اندازد و میگذرد

دلم می‌خواهد بروم بر روی پشت بام و زیر پشه بندم بخوابم و از توی پنجره‌های توری ستاره‌ها را بشمارم؛ یک ستاره، دو ستاره، سه ستاره، اوه - یک ستاره دنباله دار ... "
روزگاری یک فرسخ مسیر دوری بود، چند فرسخ خیلی دور تر، چند روزی راه

این من در آوردی " کواد‌انگل" تراژدی عاشقانه چندین‌ها فرسخ دور از هر چه تاتراباد

کار خوبی‌ نیست؛ هماهنگی جالبی‌ در کار دیده نمیشه، بازیگری تقریبا نداره، اشعار بی‌ معنی‌، صداها گوش خراش، دکور هیچ، گریم هیچ، ریتم و انتخاب موزیک‌ها نامیزان، حرکات در صحنه ناهماهنگ ...

طرح ترافیک لعنتی بعضی‌ اوقات مجبور میکنه اجراهأی از ۱۹:۳۰ به بعد انتخاب کنم, شبم رو نمایش شاهکار در مورد جمال زاده نجات داد، وگرنه کابوس این بد‌اجرای نتردام حالا حالاها ...
جدا انقد بد بود؟! تعجب کردم از سه تا یک ستاره!
۳۱ مرداد ۱۳۹۷
ولی خوشبختانه من پس از دیدن این نمایش لذت کافی را بردم
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
متاسفانه من با هاتون مخالفم چون بنظرم من همچیز عالی و بینظیر بود ریتم .گروه پرفورمنس و...و ویدئو آرت جایگزین دکور شده تو این کار.
۰۵ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرداد کیا
درباره نمایش مترسک i
یه خروس باید بخونه

خروسی که درد همه دنیا به دل اوست،

همونی که فریاد میزانه ` من هنوز هستم، هنوز هستم `

چرا همه تون دارین به من نگاه می‌کنین ؟

نمایشی نقدین از خود کامگی و قدرت ، این چهار صندوق مترسک شده کار ارزشمندیست از گروهی یکدست و کارگردانی خوشدست که برای من میپرسه کاوه زمانه کجاست، آن خروسی که صدایش را خفه‌اش نمیتوان کرد کجاست ؟

دوست داران نقدی کوتاه اما به جا از چهار صندوق بهرام بیضایی و به نوشته پرویز جاهد لطفا در گوگل نگاهی‌ بیندازید

این کار دیدنی‌ هست ...
کیا گرامی با سلام
ممنونم از توجه شما.
من در مورد نقد آقای جاهد اطلاعی نداشتم. حتما خواهم خواند.
مقاله دیگری هم هست تحت عنوان: نقد جامعه شناختی نمایشنامه ی چهار صندوق بهرام بیضایی. شاید برایتان جالب باشد در آدرس زیر:
https://goo.gl/Q1DNhM
۰۵ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرداد کیا
درباره کنسرت-نمایش لیلا و چند مسافر i
کنسرت - نمایش در تیترش بود، خودش نبود

گروه ارکستر بود، تنها آمده بود

بازیگر داشت، نمایش نبود، تاتر نبود

روح نداشت، گریان، سرد و سنگین، تنها

سالن پر، چهره‌ها تلخ، مسموم
مهرداد کیا
درباره نمایش کالاندولا i
انجامیست با ریسه هائی رنگارنگ از تلخی‌ ها

به همراه دوستی‌ که در این رشته فعالیت و حمایت میکنه رفتیم، بعد از برنامه و هنگام نشستی در کافه ویک صحبت به درازا کشید، از اینکه چندین‌ها موردش در جامعه ما رواج داره، پشت پرده‌های افتاده پنهان، از دیده‌ها غافل

دایره وار گردان، خاکستر سرد گونه چرخ زمانه‌اش را هم چندان مرهمی نیست، محکوم به تکرار

دیدنی‌ هست ...
گزارش من از اجرا دیشب

آقای محسن حسین مدیر سالن حرف‌هاشون رو قبل از اجرا زد ...

تقریبا همه موارد را ایشان توضیح و تذکر لازم دادند (فیلم و عکس نگیرید، موبیل خاموش یا پرواز، نورش اذیت میکنه اگر نگاه کنید به گوشیتون، حتی اینکه اجرا‌های قبلی‌ بعضی‌‌ها چیپس و پفک خوردند و تو رو خدا نخورین که درباره ش مینویسن ها، اگر رفتید بیرون نمیشه برگردید....). بعد از توضیح همهگانی و قبل از اینکه اجرا شروع بشه به آقأیی که دوربین بزرگی‌ با خود آورده بود و دوست کارگردان هم بود رفتند و خواهش کرد که نگیری عکس وسط برنامه .... جناب عکاس هم قبول کرد و گفت برای آخر برنامه آورده. دم ایشان هم گرم، چون پای حرفش ایستاد و فقط آخر کار چند تایی از گروه و تماشگران گرفت. در ضمن کسی‌ هم وسط اجرا نیامد توی سالن.

اما ... بله اما ...

این هملت دبستانی ، اولا هملت هملت هم نیست آخه، میگن یه ... دیدن ادامه » پارودی است ...، دوما دبستانی نیست که هیچ، یک کمی‌ هم بیش از معمول در طرف‌های رده بندی نزدیک به اکس هستش. یعنی‌ که بعضی‌ ها، بخصوص جوان تر از من ها، چه دوست و فامیل گروه باشن چه غریبه، با بعضی‌ از دیالوگ‌ها و کنایه هاش که جناب هملت و مادر و عموش و افلیا با هم و بی‌ هم در جلو و پشت پرده گاهی‌ دیدن‌ها باهاش سر گرمند، حتما میخندن، بلند هم میخندند. اگر کارگردان می‌خواست اینطوری نباشه باید کلی‌ از این پارودی هملت رو برمیداشت، که در اون صورت این هملت متفرح نمی‌شد.

بنابر این باید عرض کنم، به این خاطر و البته به نظر این جانب، عذر بعضی‌‌ها پذیرفته بود. منظورم اینه که موارد لازمه از طرف تماشگر و دوست و فک و فامیل و عکاس و مدیر سالن رعایت شد غیر از خودداری از خنده و‌ها پچ پچ‌ها مربوطه بعضی‌‌ها در واکنش به متن و حالت اجرا این هملتی ها

در مورد خود اجرا هم یه کوچولو بگم : کار تفریحی خوبیه، تیم بسیار جوانی‌ هستند، ماسک‌ها - عروسک‌ها قشنگ درست شدن، بازی‌ها گیرا هستند و معلومه تمرین حسابی‌ شده، دکور جالبی‌ داره، خوب اجرا میشه. عالی‌ هست یا نیست، خودتون نظر بدین، اما اگر ندیدید هنوز، خودتون برید و ببینید
مهرداد کیا
درباره نمایش مایو بودن i
اگر ممکنه لطفا ذکر کنید چند دقیقه هست این اجرا؟
متشکرم ...
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
درود بر شما، مدت زمان اجرا، ۵۰ دقیقه است.
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بار‌ها و بار‌ها در باره چند مواردی میخونیم که برای تماشگر ناخوشاینده، حتی شاید هم دل رنجی‌ داره:

۱- کلیک عکاسان موجب از دست دادن تمرکز هم بازیگر و هم تماشاگر میشه، بیشترشون هم هی‌ چک می‌کنن خوب گرفتن یا نه

۲- خوش خنده‌های کار‌های جدی قأعدتا در دو گروه هستند، یکی‌ اون هان که ذاتا اینطورین، دمشون گرم که از زندگی‌ بیشتر قهقهه میگیرن، این تقریبا از دست کنترل خارجه. یک گروه هم از دوستان و فامیل‌های گروه اجرا هستند که به قصد تشویق خنده و قهقهه و شعار‌های غیره دارند، کمترسالان علاقمند به تئاتر هم معمولاً از این تیم خانواده‌ها هستند، شاید بشه یک فکری برای این یکی‌ کرد

۳- آدم‌های دعوتی اسم دار که صندلی خوب‌ها رو براشون میذارن کنار هیچ، دیر هم میان هیچ، تازه آخر کار هم بیشتر، نه همه، گروه‌ها از بقیه تماشاگران میخوان براشون کف بزنن. چه عرض کنم غیر از واویلا

۴- گوشی داران خلاف کار که یا روشن نگاه میدارن و بهش نگاه می‌کنن، یا بعضی‌‌ها که یادشون میره سایلنت و در پروازش کنن و هر از گاهی‌ دینگ بینگ میخوره، چندی شون هم که جواب میدان من تاترم نمیتونم زیاد صحبت کنم

پیشنهاد هائی که بنظر من میاد :

- عکاس‌ها فقط یک روز تعیین شده. این رو چندین گروه دارند انجام میدن و بنظر داره خرده خرده جا میفته، دستشون درد نکنه. امیدواری هست بقیه گروه‌ها هم یاد بگیرن و انجام بدن

- یک روز هم بذارین برای خوش خنده‌های فامیل‌ها و دوستان تیم اجرا و سالن دار‌ها ، همه شون یه جا بیان و مشغول شن. این خودش یک امر بزرگی‌ هست و شدنی

- ... دیدن ادامه » یک روز هم برای همه چهره‌ها و صاحب اسم‌ها که هم اسمشون رو که شاید یادشون رفته باشه بشنوند و هم از صدای کف لذت ببرن. مطمئنم چندین‌ها صندلی در ردیف‌های جلو آزاد می‌شه برای علاقمندان فراموش شده تئاتری

- گوشی داران متخلف رو غیر از امیدواری به اختراع یک دستگاه اتوماتیک گوشی خفه کن دم در ، چیزی درست و حسابی‌ بنظرم نمیاد که یک تلافی درست و حسابی‌ و دل خنک کن باشه. شاید یک نفرین که به غضب ابدی گرفتار شن و تا ابدیت گوشی‌هاشون با فیلتر شکن هم کار نکنه


پ. ن. : تیم ۵، یعنی‌ مسولان و مدیران سالن‌ها رو که بعد از شروع هی‌ راه میدن. هنوز دارم رو این کار می‌کنم یک راه حل منطقی درست و دراز مدت بدون استفاده از کلمه ممنوع ت...م براش پیدا کنم چون یه جورهایی ممکنه کل نوشته‌ام یه هویی محو شه


پیش قدم، مرسی‌ از همه تون
» تا ۶ پاسخ






درود!
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
جانا سخن از زبان ما میگویی ..
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
عالی بود
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کمدی اجتماعی نیست، ولی‌ تلخ هست

از خوبی هاش اینکه پر شهامته، از دل اجرا میشه، پر انرژیه

از اون طرف بنظر من از زیادی کم میاره: صحنه‌ها و دیالوگ‌ها تند و پشت سر هم میان، دکوری نیست، راحت میشد کوتاهش کرد ...

قصه عشق و عاشقی ذوالفقار و بلقیس هم تو شلوغی‌ها گم شد

ذکری دوباره از شهامت بیان و پیامهاش سزاوار تکرار هست
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرداد کیا
درباره نمایش جوجه تیغی i
کاری کوتاه و با سلیقه و سرگرم کننده ، لبخند‌ها میاره براتون

ایوای که این بازیگر‌ها چه‌ها نمیکشن، باید هم تیغی باشی‌ که برای کرم یک اسکار ناچیز اینقدر دوام بیاری

دیدنی‌ هست ...
کوتاه و مختصر کنجکاوم کردید به دیدنش..
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار با ارزشیست

یوسف هائی دارد این شرح دل ها،

بهت زده و شوک شده سراپا غرق توجه می‌‌بینیم، می‌‌شنویم

چه عجب پیچ و خمی در داستان‌هایشان که بازگشتشان قلب خواه هست، عقل خواه نبودند

سرانجام قطعه دل وارطان بود که گونه‌هایم را نم کرد

بله این طور بود

دیدنی‌ هست ...
سپاس از همراهی شما تماشاگر فهیم و گرامی
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
ممنون که ما رو قابل دونستید
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید