آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال محسن جوانی | دیوار
S3 : 21:31:28 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
لعنت به ترافیک.
بیش لعنت به ترافیک شب عید!
ترافیک وحشتناک باعث شد دیر برسیم و طبعاً اجرا رو از دست دادیم.
با توجه به ترافیک بسیار زیاد و غیرمعقول روزهای اخیر باتوجه محدودیت‌ها واقعاً زمان‌بندی کردن سخت شده و 99 رو با همون بازگشت غرورآفرین به پایان خواهیم برد.
اما نکته قابل توجه:
ما تقریباً ساعت 7 رسیدیم به سالن هم‌زمان با یه زوج دیگه. اونها در سالن رو باز کردن و رفتن داخل از سر کنجکاوی رفتم ببینم راه شون می‌دن داخل یا نه. در کمال تعجب مسئول سالن هیچ مقاوتی نکرد و فقط گفت گوشی‌هاتون رو سایلنت کنید و اولین ردیف رو برید بالا و هرجا جا بود بشینین. جدا از ادعای اون زوج که براشون ردیف یک رو خالی کردن، اصلاً متوجه این برخورد مسئول سالن نمی‌شم و وقتی مطمئن شدم که جدی جدی داره وسط اجرا ما رو راه می‌ده تو کج کردیم و برگشتیم.
باشد که یاد بگیریم به خودمون احترام بذاریم تا بقیه هم بهمون احترام بذارن.
ای بابا
من هی منتظر بودم یه آشنا بره ببینه این کارو!

ولی دم شما گرم واقعا
۰۵ اسفند ۱۳۹۹
محمد حسن موسوی کیانی
تصحیح می کنم: (( لعنت به ترافیک سنگین)) اگر ترافیک نباشد ما نیز بر خود نباشیم!
تصحیح رو تصحیح می‌کنم:
همون لعنت به ترافیک.
اشاره مستقیمم به معادل نیست بلکه به مفهومه: منظور اشاره و لعن به آمد و شد نیست.
۰۶ اسفند ۱۳۹۹
محسن جوانی
شاید و حتماً اونها هم مشکلات خودشون رو دارن ولی با توجه به شرایط دیرتر از پنج و نیم نباید اجرایی باشه چون رسماً نه رسیدن ممکن می‌شه نه برگشتن مگر اینکه همه مول سید مهدی با موتور برن و بیان.
خطاب به آقای موسوی:
اینجا هم منظور از موتور، موتور خودرو یا موتور آب‌میوه‌گیری یا هر قسمت مولد نیروی دیگه‌ای نیست و منظور مفهوم موتور در وسائل نقلیه است: موتور سیکلت.
۰۶ اسفند ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یک درام/ رُمنس که به تمام قواعد ژانر پایبنده.
برای کسانی که به نگاه آمریکایی به خانواده علاقه دارن می‌تونه جذاب باشه.
به طرز واضحی ادای دینی‌ست به غرور و تعصبِ جین آستن با تلاشی به شدت شکست‌خورده برای فضاسازی تازه.
کارکتر عمه به لطف بازی همیشه رشک‌برانگیز مریل استریپ، نجات دهنده قایق به‌ گل نشسته فیلمه.
درکل: بسیار ضعیف
سپهر، نیلوفر ثانی، ابرشیر، پوریا صادقی و سیدمهدی این را خواندند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درباره فیلم "جنایت بی‌دقت" آخرین ساخته شهرام مکری
به نظرم اون جرقه‌ای که توی "اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر" دیده شد و قبل از اون توی فیلم کوتاه‌هاش مکری نشون داده بود، توی "ماهی و گربه" به بلوغ و در "هجوم" به زایندگی رسید و نتیجتاً پروژه "فیلم لانگ‌تیک" به خونه آخر رسید. تا اینجا رو مکری خودش هم فهیمده و در فیلم جدیدش سعی کرده ازش عبور کنه ولی چیزی که هنور مکری توش گیر کرده و نتونسته ازش رها بشه "تدوین"ه.
تدوین صرفاً چسبوندن انتهای پلان قبلی به ابتدای پلان بعدی نیست و طبیعتاً کارگردانی که فیلم‌هاش رو لانگ‌تیک/پلان ـ سکانس، ساخته نمی‌تونه کارکرش رو فهم بکنه. نتیجه می‌شه یه فیلم اعصاب‌خوردکنِ الکی طولانیِ بی‌جهت و بی‌منطق به اسم: جنایت بی‌دقت.
اون چیزی که مهمه اینه که مکری روی موضوع درستی دست گذاشته و التهابی رو که نیاز زمانه بوده درست شناسایی کرده ولی بحث اصلی که نحوه ارائه باشه زیر لایه‌ی سنگین موضوع فیلم (آتش زدن سینما یا به قول داروخانه‌چی "آتش‌افروزی") گم شده.
هرچقدر در "ماهی و گربه" و "هجوم" این تکرارهای دوّار درست بود و به فیلم کمک می‌کرد که فضای رعب‌انگیزی داشته باشه (به‌ویژه در هجوم این تلاش برای پنهان‌کاری رو به درستی ارائه می‌کرد) در جنایت بی‌دقت این مورد به شدت تو ذوق می‌زنه و آزاردهنده شده و دیگه هیچ کارکردی نداره جز امضایی که به ... دیدن ادامه ›› شدت تکراریه.
ایده‌های نخ‌نما شده‌ی فیلم‌درفیلم هم نجات‌دهنده نیست و صرفاً در ظاهر باقی می‌مونه.
شخصاً به شدت با "فرم" فیلم مشکل داشتم و به نظرم ابداً در ایجاد "حس معین" در تماشاچی موفق نیست.
آوردن افرادی از زمان ماضی به حال با فصل مشترک اقدام خرابکارانه، به‌نظرم یه پلات کاردُرستِ شبه‌مالیخولیایی در حد "شریک جرم" جعفر مدرس صادقی نیاز داره که حتا فیلم‌نامه بهش نزدیک هم نمی‌شه.
آوردن کاراکتر‌های متعدد بدون کارکرد / رها کردن موضوع در فیلم جنایت بی‌دقت (فیلم در حال اکران در دل فیلم) / رفت و آمدهای بیهوده / عدم استفاده از داستانک‌های فرعی کاشته شده / ... و موارد متعدد دیگه که اساساً ایراد فیلم‌نامه است و هیچ‌کارکردی در موضوع نهایی فیلم نداره.
در نهایت وقشته مکری اصرار بر پیاده کردن تئوری‌های آندره بازن رو کنار بذاره و "فیلم" بسازه نه "نماد عینی".
جایی اکران شده فیلم؟
یا روی پلت فرم های آنلاین اومده؟
۱۸ بهمن ۱۳۹۹
سیدمهدی
بجای اینکارا امروز ساعت چهار پاشید بیاید خانه هنرمندان بدمینتون بازی و هواخوری 🤸🏃
سید عزیز دوست دارم ولی درحال حاضر شرایطش رو ندارم
۲۴ بهمن ۱۳۹۹
محسن جوانی
سید عزیز دوست دارم ولی درحال حاضر شرایطش رو ندارم
حیف باشه، ایشالا هفته های بعد
۲۴ بهمن ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«دوستان، بله می‌خندید اما فراموش نکنید که دارید به خودتون می‌خندید!»
صحنه پایانی نمایش‌نامه بازرس نوشته گوگول
ما هروقت می خندیم داریم به خودمون می خندیم. و هر چی بیشتر با خودمون راحت باشیم، بیشتر به خودمون می خندیم. و هر چی بیشتر خودمون رو بشناسیم و سانسور نکنیم، چیزهای بیشتری برای این خنده پیدا میشه. در واقع همه ی این دنیا مضحک و خنده داره، فقط ما حاضر نیستیم بعضیش رو بپذیریم و بهش بخندیم.
۱۳ بهمن ۱۳۹۹
سیدمهدی
پوریاجان من حرفم درمورد نمایش گرکاس نبود، درمورد جمله نقل قول شده از نمایشنامه بازرس بود.
اقای جوانی پست رو زیر گرگاس ها نوشته بود. جواب منم به پستش با در نظر گرفتن نمایش بود. برداشتم این بود که شما هم در مورد نمایش نوشتی.
۱۳ بهمن ۱۳۹۹
سیدمهدی
من نمایشنامه بازرسو نخوندم ولی پوریا جان به نظرم منظور این جمله اینه که اتفاقا بعضی جاها نباید بخندیم، برعکس باید اعتراض کنیم، مبارزه کنیم. به زبان ساده وقتی میبینیم نابرابری و بی عدالتیه "از ...
سیدمهدی جان،
ما تا وقتی چیزی رو نفهمیم و درکش نکنیم، نمی تونیم بهش اعتراض کنیم. اعتراضمون فقط میشه غر زدن یا یکسری عکس العمل های هیجانی بی فایده. زیر اخرین پست از اقای متاجی کمی پذیرش و تغییر رو توضیح دادم.
ما اگه بدون هضم کردن و قلب کردن موضوعی باهاش مبارزه کنیم، عمل بیهوده س. برای نمونه اول باید بفهمیم بیعدالتی یعنی چی، از کجا میاد، هدفش چیه، ابعاد و مختصاتش چیه. تا بعد بتونیم جلوش وایسیم. اگه خشک و بی انعطاف و بی اطلاع بخوایم مقابله کنیم، نتیجه ای نمیگیرین. و خنده یکی از راه های صمیمی شدن و فهمیدن و قلب کردن چیزهاست.
به زبان دیگه، خنده مواجهه ی نهایی ما با اتفاقات یا موضوعات نیست. خنده شروع یه صمیمیته و صمیمیت درک میاره. و درک لازمه ی تغییره.
۱۴ بهمن ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بعد از یکسال تئاتر
درسته که شرایط ما رو از دیدن علاقه‌مون محروم کرده ولی به قول سید مهدی قرار نیست که ما از استانداردهای خودمون کوتاه بیاییم.
نمایش نمایش مفرحی بود و بعضاً خنده‌دار و نیش وکنایه‌های مستقیم سیاسی و اجتماعی ولی برای من کافی نبود.
تلاش مستمر در پشت کار به شدت واضح بود و توان بدنی و بیان و سایر لوازم اجرا به شکل درست و دقیق بود.
ولی، کل کار کمبود داشت و من نتوستم به طور کامل باهاش ارتباط بگیرم:
دکور به شدت غیرمنطقی بود:
/ علت وجود سرسره به اون بلندی که خانم‌های بازیگر رو به شدت با مشکل مواجه می‌کرد اصلاً توجیهی نداشت،
// ارتفاع میز به عینه برای همه‌ی بازیگرها مناسب نبود (دیگه وارد بحث تکرار نماد و نمادسازی نمی‌شم که از نظر من بلکل بی‌معنیه)
/// کت‌واکی که به محل نشستن ... دیدن ادامه ›› تماشاچی اضافه شده بود عملاً بلااستفاده بود.
//// حضور بدون کارکرد ساعت.
حضور بازیگر (نقش رئیس جمهور) در میان تماشاچی‌ها (باز هم جدا از بحث نماد) صرفاً کارکرد استارتر خنده بود برای خنده گرفتن از تماشاچی‌ها (تو گویی ما نمی‌دونیم کجا باید بخندیم اون بهمون می‌گه بسیار بدتر از پخش صدای خنده روی سریال‌های کمدی آمریکایی)
و...
اما نمی‌شه گفت به دیدنش نمی‌ارزید: کربلایی‌زاده چندین پله ارتقاع داده خودش رو شرفی مثل همیشه از قابل قبول بالاتره، لحظات مفرح کم نداشت و پیچ داستانی باورپذیر دراومده بود.
به امید دیدار مجدد دوستان عزیز تیوالی و تداوم دیدن نمایش
خوشحال شدم از دیدنتون ♥️
۱۲ بهمن ۱۳۹۹
سیدمهدی
ایشالا بزودی همه باهم 🤗🤗
ایشالا
۱۲ بهمن ۱۳۹۹
محسن جان، چند خطی زیر پست اقای تقی وند نوشتم. دوست داشتی بخون و باهام مخالفت کن 😅
۱۳ بهمن ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یک به قول جناب غیوری، یک کاربر تیوالی (نیلوفر (petty)) طبق معمول یک موضوع رو به شکل موقت مطرح کرد و یک دوست نادیده (محمد کارآمد (kara2)) در پاسخ به ایشون مطلب جالب و لینک جالب‌تری رو ارائه کردن که باعث شد یه بار دیگه به این موضوع به شکل بنیادین فکر کنم:
مجموعه مستندهایی BBC ارائه کرده که شامل مراحل مختلف رشد از تشکیل جنین تا تولد می‌شه و با فکت علمی و شواهد عینی (جا داره از هیوم نازنین تشکر بشه اینجا) نشون می‌ده که چطور آینده روانی یک فرد به دوران جنینی وابستگی مستقم داره.
ولی موضوعی که این نوشته‌ها باعث شد دوباره بهش فکر بکنم سال تولدمه: 1365.
من به واسطه‌ی اینکه در نیمه دوم سال به دنیا اومدم ولی شناسنامه‌ام رو در نیم‌سال اول گرفتن، با متولدین همون سال دوران مدرسه رو پشت سر گذاشتم و فکر می‌کردم همه‌چیز عادیه ولی وقتی سال اول دانشگاه رشته‌ام رو عوض کردم و رفتم یه رشته جدید متوجه رفتارهایی شدم به شدت برام عجیب بود: حالا من داشتم با متولدین 66 عموماً زندمانی می‌کردم. این مورد وقتی تشدید شد که یا بار دیگه من رشته عوض کردم و این بار با طیف گستره‌تری از متولدین سال‌های مختلف برخورد کردم.
پایان تحصیل لیسانس که به جهت فرار از سربازی به جای 4 سال 6 سال طول کشید با احتساب دو سال وقت تلف کردن تغییر رشته‌ها عملاً من رو از هم‌سالانم حدود 4 سال جدا کرد.
در سال‌های مازاد تحصیل مشغول به کار شدم و دیدم که رفتارهای غریب و زاویه‌ها صرفاً مربوط به محیط دانشگاهی نیست و شامل تقریباً کل جامعه می‌شه.
اوج این موضوع ... دیدن ادامه ›› خدمت نامقدس سربازی بود: وجود آدم‌هایی از تمام نقاط ایران با فرهنگ‌های مختلف و در سنین گوناگون از متولدین 1357 تا 1376!
در لینک ارسالی جناب کارآمد آمده که:
"نشانه‌های اختلال شخصیت ضد احتماعی
برخی از ویژگی‌ها و علائم افراد دارای این اختلال رفتاری شامل موارد زیر می‌باشد:
1. بی‌اهمیتی به درست و غلط
2. دروغ گفتن برای منافع شخصی و استفاده از دیگران
3. بی‌عاطفه بودن، بدبین بودن و بی‌احترامی به افراد
4. سوءاستفاده از زیبایی‌های ظاهری و اخلاقی برای فریب دیگران و سود و لذت شخصی
5. متکبر بودن و گستاخ بودن
6. احساس برتری نسبت به دیگران
7. مستبد و خودرأی بودن
8. مشکلات مکرر با قانون
9. انجام اعمال مجرمانه
10. تعرض به حقوق دیگران و تحدید آن‌ها
11. تحریک‌پذیری و شکست در رسیدن به اهداف
12. زود رنجی، خشونت و عصبانیت سریع
13. بی‌عاطفگی و عدم همدلی با افراد
14. عدم پشیمانی از آسیب رساندن به دیگران
15. ریسک‌پذیری غیرضروری
16. رفتارهای پر خطر، بدون توجه به امنیت خود و دیگران
17. ارتباط ضعیف با دیگران
18. عدم عاقبت‌اندیشی و نتایج منفی اعمال خود
19. درس نگرفتن از اشتباهات
20. عدم پذیرش مسئولیت و ناتوانی در کار کردن و مدیریت مسائل مالی
افراد و بزرگسالانی که دچار اختلال شخصیت ضداجتماعی هستند، پیش از رسیدن به سن پانزده سالگی، معمولاً نشانه‌هایی از اختلالات رفتاری از خود نشان می‌دهند. این اختلالات می تواند مشکلات رفتاری جدی و دائمی به‌وجود آورد مانند:
خشونت علیه انسان‌ها و حیوانات / آسیب به اموال عمومی / فریبکاری / دزدی / نقض شدید قوانین"
اگر بزرگ‌نمایی نباشه از 20 مورد بالا دست‌کم 15 مورد رو در خودم می‌بینم. تلاش بسیاری کردم بروز این مسائل رو در مراودات کنترل کنم، ولی نهادینه شدن این موضوعات یک بحثی جداگانه است.
اما موضوعی که به شدت برای من ملموسه زندگی کردن با متولدین 65: کسانی که به‌شدت "غیرعادی" هستند، افرادی نظم‌گریز، دچار رفتارهای هیجانی، جامعه‌ستیز و...
حالا سؤالم از دوستان اینه:
من نمی‌دونم چه اتفاقی در کائنات رخ داده که در این سال این حجم از افراد نابهنجار در این قسمت کره خاکی قابل رؤیت شدن ولی تقصیر منِ نوعی چیه که با این موضوع غیرنرمال متولد شدم؟ چه کار باید بکنم که متوجه این موضوع که شماها طبیعی هستید و من غیرطبیعی نمی‌شم؟
برای روشن‌تر کردن: شما اگر چشم نرمالی داشته باشید می‌تونید رنگ‌های منطبق رو به‌درستی تشخیص بدید ولی کسی که انواع کوررنگی رو داره تا زمانی که تست نداده متوجه این موضوع نمی‌شه (مثال سینمایی: برادر دختر بچه در Little Miss Sunshine).
اینکه من چطوری متوجه شدم من اوکی نیستم و بقیه اوکی هستن خودش قصه پرغصه‌ایه.
محسن جان، سلام و ارادت
از اونجایی که قبلا چند بار بهم گفتی میتونم باهات راحت باشم، منم راحت حرفم رو میزنم.
متنت رو با دقت خوندم و کیف کردم. اما هر چی متن رو دوست داشتم، سوالت رو دوست نداشتم. به نظرم گاز بی صدای معده ناله اومد 😂
اگه میخوای کل کاینات و جامعه و همه ی عوامل بیرونی رو مقصر شرایط زندگیت بدونی. من اصلا این رو نیستم. به نظرم هر کدوم ما ویژگی های منحصر به فردی داریم که با عده ای مشابهه و با باقی، متفاوته. اینکه یه عده ی زیادی ویژگی های مشابه بیشتری با هم دارن، اون هم طبیعیه. میشه همون نمودار نرمال که معمولا ۸۰% افراد یک جامعه رو شامل میشه. این به این معنی نیست که اون ۸۰% با ویژگی های نرمال بوجود اومدن، نه. به این معنیه که ... دیدن ادامه ›› ۸۰% افراد این ویژگی ها بطور مشترک دارن. نرمالی وجود نداره، تشابهات نرمال رو بوجود آورده. امیدوارم تونسته باشم منظورم رو بیان کنم. البته همون ۸۰% هم ویژگیهای غیرمشابه با هم دارن.
همه ی اینها رو گفتم که بگم هممون تنها و فرد هستیم. این نرمال ها برای سهولت اندازه گیری بوجود اومده و ارزش دیگه ای هم نداره. تک تک ما برای تجربه ی خوشبختی، نیاز به تلاش داریم، تلاش زیاد، خیلی زیاد، خیلی خیلی زیاد. برداشتم اینه که متفاوت بودنت با نرم جامعه، مانع احساس راحتی و خوشبختیت شده. اون اینفوتینمنت(۱) های بی بی سی هم جنبه سرگرمی داری و هیچ ارزش علمی نداره. در واقع همه ی اونچه به عنوان مستند و داکیومنتری بهمون میدن، مهندسی شده س و از واقعیت دوره. می تونه ایده بده‌ولی نمیتونه به عنوان واقعیتِ مستند بهش ارج داده بشه. مثل خشونت بین حیوانات که تا همین اواخر سانسور میشد و هنوزم میشه. و باعث شده خیلی ها فکر کنن حیوانات در صلح و صفا و بدون غرض و مرض زندگی می کنن. و حسرت زندگی اونها رو بخورن.
در نهایت اینکه ما یه سری ویژگی داریم و یه سری شرایط محیطی. یه مدتم زمان داریم. و دیگر هیچ. این تمام چیزیه که داریم. کل ورق هایی که دیلر بهمون داده همینه. حالا تو اون فرصت، باید دید با دستی که داریم می تونیم چه کنیم و جه چیزهایی رو تجربه کنیم. لذت؟ خوشبختی؟ حسرت؟ نشئگی؟ خشم؟ چی؟ این اما دست ماست.

____________
(1)infotainment - واژه ای که اولین بار توسط بی بی سی ارائه شد و به معنی تولید مستندهای لذت بخشه تا اطلاعات رو جوری ارائه بدن که در قالب لذت، مطالبی که میخوان رو به عنوان واقعیت به خورد مردم بدن.
(2)dealer - کارت پخش کن بازی
۲۰ دی ۱۳۹۹
محمد کارآمد
http://sabzosalem.com/%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B2%DB%8C--%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%BE%D8%AA--%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%9F/59 دوستان ...
محمد جان، چه خوب که این رو گذاشتی. سپاس.
از وقتی این پست محسن جوانی رو خوندم، کوشه ی ذهنم رو درگیر کرده. و اینکه هیچ وقت به این شکل باهاش مواجه نشده بودم واطلاعات خیلی کمی از وجود همچین موضوعی داشتم.
اگه این تست معتبر باشه، من:
"بدون جامعه ستیزی" امتیاز شما در این آزمون نشان میدهد که بطور کلی فرد جامعه ستیزی نیستید.
۲۲ دی ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
La Haine
نفرت
سیدمهدی و میم این را دوست دارند
نکته مثبتش اینه که باعث شده میزان بیننده های نفرت بالا بره
۱۳ دی ۱۳۹۹
7 جولای
نکته مثبتش اینه که باعث شده میزان بیننده های نفرت بالا بره
اره دمش گرم برای بار سوم دیدم فیلم رو و واقعاً لذت بردم
۱۳ دی ۱۳۹۹
خب خداروشکر نفرت رو قبلا دیده ام و حالشو بردم پس نیازی به قورباغه بازی نیست
۱۴ دی ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برایان مگی:
این رهیافت او را به ایجاد چیزی برانگیخت که بعدها به «دو شاخه هیوم» (Hume’s Fork) معروف شد. به عقیده‌ی او هروقت شما به‌هر مجموعه‌ای از تصورات به‌نظر نقادی نگاه کنید، باید دو سؤال بزرگ از خودتان بکنید:
۱. «آیا این تصورات مربوط به امور واقع است؟ و اگر اینطور است، آیا بر مشاهده و تجربه استوار است؟»
۲. «آیا مربوط به نسبت بین تصورات، مثلاً در ریاضیات یا منطق، است؟»
اگر جواب هر دو سؤال «نه» باشد، هیوم می‌گوید بیندازیدش در آتش چون ممکن است چیزی جز سفسطه و اوهام دربر داشته باشد.
هیوم عجیب می‌توانست آشغال‌ها و مزخرفات را نه تنها در فلسفه و سیاست، بلکه همچنین در دین و هر زمینه‌ی دیگری از سر راه پاک کند.

فلاسفه بزرگ - آشنایی با فلسفه غرب/ براین مگی/ عزت‌الله فولادوند/ خوارزمی/ ص ۲۴۷و۸
امیرخان که اومدن، ما افتادیم تو سرازیری. البت، آدم باس بگه: ضرر از مایه که نه، ضرر از نفع. من و این اصغر خدابیامرز، شوهر سابق این زیباخانوم، برا خودمون طرح‌و برنامه‌ای داشتیم خبر مرگ‌مون. حساب‌کتاب‌مونم، خداوکیلی، عین آیینه شفاف. یعنی جنس‌و، پشمو، من جور بکنم، اکبر، بافت و ریست‌شم دست اصغر. ماهم شیتیل‌مونو برمی‌داشتیم از رو جنس. تا اینکه اصغر خدابیامرز عمرشو داد به شما. هرچی خاک اونه باقی عمر شما باشه. امیرخان که اومدن ما یه شریک ونک به بالا پیدا کرده بودم. یه شریک ونک به بالا که کسرشأن‌شون بود نشست‌وبرخاست با ما. که دستک و دنبک و قل و منتقلو همه رو جیدیدتر کردن، خریدشونم حکایت شب جمعه و دادن غریبون. حکماً، دست خر کوتاه کرده بودن از اموال بیت‌المردم. اینجا بود که می‌گم افتادیم تو سرازیری.
از اون فیلم‌ها بود که معلوم بود نمی‌خواسته پول بازیگر بده و یه جورایی مشارکتی ساخته شده و دقیقاً از همین‌جا لطمه خورده (نچسبی مصفا).
اون چیزی که توی فیلم‌نامه کاشته شده (خواستن ، توانستن است) کاش روی کارگردان هم اثر گذاشته بود و با اعتماد به نفس کار می‌کرد.
ساختن کاراکترِ زنِ سخت‌جان فقط با صورت سنگی و بی آرایش به دست نمی‌یاد. و اون روحیه جنگندگی برای ادامه "بقا" به عنوان یک موجوده زاینده لق می‌زد.
درکل ولی فیلم قابل دیدنی بود و من به شخصه بدم نیومد.
با اندکی ارفاق 4 از 5 (به خاطر ساختن "کاراکتر" زن کارگر بچه‌دار / سکانس تخلیه ماهی‌های آکواریوم توسط شخصت اصلی زن)
جعفر میراحمدی، پویا و فصیح این را خواندند
رویا، سپهر، نیلوفر ثانی، سارا_ز و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به جرأت می‌تونم بگم جزو 10 تا فیلم تأثیرگذار روی من بود.
خیلی دوست داشتم و هنوز هم دارم بهش فکر می‌کنم (بعد از یک هفته).
اگر اسم کارگردان رو می‌زدن "لینچ" این فیلم تا الان ترکونده بود مجالس انتلکتوال‌ها رو (جدا از اینکه هنوز هم بهترین فیلم عمرم رو Inland Epmire می‌دونم).

پی‌نوشت:
لذت مضاعف : خوندن نقد مفصل آقای بهکام
حتما بزودی خواهم دید، اسمش و خلاصه داستان و تعاریف شما بدجوری وسوسه کننده است ، ممنون بخاطر معرفی، فکر کنم خیلی دوست داشته باشم و حسابی کیف کنم، بازم ممنون

پ ن: همین الان از پای فیلم ایثار تارکوفسکی بلند شدم و گیج و مبهوتم ، چقدر دیدن فیلم خوب لذت بخشه خداروشکر کرونا هرکاری کرد ، جلوی دیدن فیلم و کتاب خواندن رو نتونسته بگیره
۱۹ آبان ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
"داستان خوب یعنی وقایع معمولیِ زندگی آدم‌های غیرمعمولی یا وقایع غیرمعمولیِ زندگی آدم‌های معمولی.
اگر می‌خواستم وقایع معمولی زندگی آدم‌های معمولی رو بخونم، می‌رفتم دفترچه خاطرات خودم رو می‌خوندم."
محمدحسن شهسواری
چقدر درست تعریف کرده داستان رو...
۰۷ آبان ۱۳۹۹
امپرسیونیست
چه خوب گفته . البته فکر کنم کسانی مثل آلیس مونرو یا کراوس و ... مثالِ نقضِ این روایت باشن . اما در کل واقعن همینه و اونچه مخاطبو به وجد میاره دقیقن همینیه که گفته
درود
قبول دارم ؛ ولی مونرو ها و دیگران «روایت» خوبی دارن که تکنیکالی با «داستان» فرق داره.
۰۸ آبان ۱۳۹۹
محسن جوانی
درود قبول دارم ؛ ولی مونرو ها و دیگران «روایت» خوبی دارن که تکنیکالی با «داستان» فرق داره.
دقیییقن
۰۸ آبان ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این دیگه چی بود خدایا؟
ماقبل ایده حتا.
پوووووووووووووفففف
از بازیگرهاش میتونستید حدس بزنید
۱۲ مهر ۱۳۹۹
celine
از بازیگرهاش میتونستید حدس بزنید
خواستم به کارگردانش یه آوانس بدم که کلاً اوت شد.
۱۲ مهر ۱۳۹۹
رویا
😂😂😂 یه کاری میکنن آخرش به سریالهای ترکیه ای پناه ببریم
حداقل یه دکور و لباس خوب میبینیم.
۱۳ مهر ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یه فیلم بلاتکلیف و باری به هر جهت.
ادای جعفر مدرس صادقی رو درآورن خودش کار خیلی سختیه ، جا پای اون گذاشتن به نظر ساده ولی به شدت پیچیده است.
دوست داشتم داستان پیرمرد شبیه داستان‌های محمدرضا کاتب باشه ولی نبود.
کاش جای نامی‌نو ، شهرداری اصفهان سرمایه‌گذار بود.
من رو تا حد زیادی یاد سلام مترسکِ منیرالدین بیروتی هم انداخت.
درکل بی نهایت ناراضی‌ام و اصلاً خوشم نیومد.
البته در رو اعصاب رفتن موفق بود😂
۰۸ مهر ۱۳۹۹
فرزاد جعفریان
نگین آقا 😄 من بهش 4 دادم 😂 البته الان درست داستانش یادم نیست ، همون اوایل اکرانش تو سینما دیدم ، دوباره دیدم عرض میکنم دفاعیاتم رو :))))
نه اصلن باور نمیکنم😂😂
۰۹ مهر ۱۳۹۹
چون بین علما اختلاف افتاده میبینمش نظرمو میگم فعلا نمیدونه حق باکیه 😜😜😉
۰۹ مهر ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«خوب» یا «باحال»؟
به‌یاد داشته باشید که باحال‌بودن، یک روش زندگی نیست؛ نوعی از بودن است. می‌شود برای خوب‌بودن تلاش کرد و حتا آن را آموخت، اما باحال بودن، آموختنی نیست؛ بودنی‌ست. نمی‌شود با کوشش باحال شد. شخص - یا اثرِ - باحال هم نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد که باحال نباشد.
می‌شود حتا خیلی هم خوب نبود، ولی باحال بود.

استیون کینگ
من نمیدونم چی باید به یه آدم بگذره که از آندرانیک برسه به بی‌حسی موضعی.
بسیار زیاد فیلم رو دوست داشتم و مرضی که تو فیلم بود کاملاً به من سرایت کرد.
یه فیلم سرخوش از آدم‌هایی که مغزشون دچار بی‌حسی موضعی شده.
کاهانی با ارتقاع کیفی.
همیشه فکر می‌کردم اگر روزی فیلم‌نامه بنویسم یه چیزی شبیه همین خواهد شد.
حالمون رو خوب کردین امیدوارم حالتون خوب باشه.
«جور شه براتون» 😉
محسن جان، دیدنش رو پیشنهاد می کنی؟
۲۱ شهریور ۱۳۹۹
محسن خان شروع یادداشتت رو خوندم فکر کردم الان میگی سازنده اندرانیک گند زد به خودش! اما یهو مثبت شد نظرت! جالب بود بی حسمون کردی برادر😜
۲۳ آذر ۱۳۹۹
محمد کارآمد
محسن خان شروع یادداشتت رو خوندم فکر کردم الان میگی سازنده اندرانیک گند زد به خودش! اما یهو مثبت شد نظرت! جالب بود بی حسمون کردی برادر😜
:))))))
خیلی مخلصم آقا
جورشه براتون
۲۳ آذر ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مونولوگی که نویسنده، کارگردان و بازیگرش یکیه دوتا دستیار می‌خواد چیکار؟
غیر از کمک آبدارچی‌طور چیکار میخوان بکنن اون بندگان خدا؟!!!
مگر اینکه اسم بردن از افراد هم خودش وسیله‌ای برای کسب درآمد باشه.
که امیدوار نباشه البته
یاد اتاق عمل افتام یکی بادستمال عرق جراح و پاک میکنه یکی قیچی میده دستش یکی.....
احتمالن اینجا هم چنین کارکردی داشته😁
۲۵ مرداد ۱۳۹۹
محمد کارآمد
با نظر گذاشتن در فۻای عمومی چه بخواهید چه نخواهید از دیگران نظر خواسته اید و گرنه دیوار برای همه باز و قابل خوانش نبود و در ضمن بنده هم حودم را یک تیوالی میدانم ، پس مخاطب جمله شما محسوب میشوم ...
من آدم فوق العاده آروم و البته سرحالی هستم محمد جان ، خشم اونهم بخاطر همچون موضوعاتی اصلن برام معنا نداره :)
لطفن لینک مقاله ای که کوشکی در اون از جایز بودن زورگویی و ستم به زنها و سایر امور قبیحه ای که فرمودین نوشته رو برام ارسال کنید ، چون من فقط یه استوری طور توی اینستا ازش دیدم که البته خیلی سرخوشانه و فان بود .
در مورد دستیارها و موضوعیت مخاطب قرار دادن من وقتی روی صحبتم با شما نیست در کامنت قبل توضیح دادم .
مشکلی با جواب ها ندارم چه که جواب خانم نسیبه رو خوندم و نوع نوشتشون چنان دلسوزانه و محترمانه بود که با قبولش آرزو کردم شرایط همون باشه که ایشون انتظار دارن ،
اما لحن و هجوم و پرونده سازی جنابعالی جای هیچگونه همدلی و مراعاتی نذاشت بزرگوار

حقیقت اینه که این گفتگو داره ... دیدن ادامه ›› برام فرسایشی میشه و بیش از حد داره وقتمو میگیره ، مطمئنم برای شما هم جذاب نیست . لذا بنده جوابی به فرمایش احتمالی بعدیتان نخواهم داد
راستش ترجیح میدم این وقتی که میام تیوال به تفریح و خوش و بش بگذره . و از پیشنهادها و صحبتهای دوستان استفاده کنم ، نه اینکه با شما سر امور قبیحه و حد شرعیشون چونه بزنم :)
عزتتون زیاد محمد جان
۲۶ مرداد ۱۳۹۹
امپرسیونیست
من آدم فوق العاده آروم و البته سرحالی هستم محمد جان ، خشم اونهم بخاطر همچون موضوعاتی اصلن برام معنا نداره :) لطفن لینک مقاله ای که کوشکی در اون از جایز بودن زورگویی و ستم به زنها و سایر امور ...
وقتتون رو با فرستادن لینک فرسایشی فرمایشات یکنفر دیگه که با گفتار و رفتار سرخوشانه اش روح خیلیها رو جریحه دار کرد نمیگیرم و اعتقاد دارم تا چیزی دغدغه کسی نباشه هرگز براش اهمیتی نداره حال تو گو نشانه اش به بلندای کوه دماوند!!
۲۷ مرداد ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
وقتی می‌خوای ادای هانکه رو دربیاری ولی نمی‌دونی ریشه گردش‌های ناگهانی کجاست
بازی‌های خوبی که در کنار فیلم‌نامه ضعیف تباه شدن
فقط به این فکر می‌کردم که چقدر می‌تونست "سینمایی" باشه ولی "تئاتری" شده بود.
حیف
حقیقتاً موندم تو کار این جماعت "مستقل"
چی تو خاک و هوای اون منطقه هست که هرکی می‌ره اونجا همینجوری (که اصلاً معلوم نیست جچوری) می‌شه؟!
واقعاً فقط میشه گفت هععععی روزگار غبارآلود
آقای جوانی عزیز
شما به عنوان یه پرستار باید یاد بگیرین آستانه ی تحمل تون رو بالا ببرین :)
بهرحال اینم در نظر بگیرین که با افزایش قیمت هر کیلو آهن کار برای تئاتر مستقل سختتر میشه، حق بدین بهشون یجوری باشن :)
۲۴ تیر ۱۳۹۹
محمد مجللی
آقای جوانی عزیز شما به عنوان یه پرستار باید یاد بگیرین آستانه ی تحمل تون رو بالا ببرین :) بهرحال اینم در نظر بگیرین که با افزایش قیمت هر کیلو آهن کار برای تئاتر مستقل سختتر میشه، حق بدین بهشون ...
:)))))))))))
۲۴ تیر ۱۳۹۹
با سلام خدمت دوستان...
عرض شود که سئوال مهم من این است که یک سالن
این همه هزینه داره، پس هزینه تهویه خیلی نیست
یکبار هم هزینه می کردند صندلی خوب می زدند...
چرا نزدن؟
ناراضی بودن از یک سالن خیلی عجیبه...
چرا خود من احساس کردم به تماشاچی احترام نمی گذارند
نمونه اش ۱۶ خرداد ۹۸... ... دیدن ادامه ››
و اینکه این موضوع بارها گفته شده و توجهی نشده،
قطعا نشان دهنده احترام به تماشاچی نیست...

تا سال گذشته نسبت به قیمت ها حساس بودم ولی
واقعیت این هست که اگر کار با کیفیت می دیدم اونم
با بازیگرهای زیاد، هماهنگ و کار شده.. بالاخره راضی
می شدم... و البته الان هم راضی میشم....
همه ما نمونه خوب داریم
مثل لانچر۵، گردن، دوستان کمدی، فرشته تاریخ و...

وقتی هزینه های زندگی برای همه زیاد شده، تئاتر هم
یکی از اون هاست...
و شکایتی نداریم... سبد زندگی همه هست..


دوستی امروز زنگ زد و خوش و بشی کرد و گفت هنوز
لذت دیدن لانچر۵ مرداد سال گذشته یادش هست...
اجرای ۲۵ تا اجرای ۳۰ بود...
به عنوان هدیه سالگرد ازدواجش بلیت براش گرفته بودم.
اون تئاتر توی سالن سایه در ردیف ۶، ۱۰۰ تومن هم
می ارزه.. ولی دو ماه بعد رفت مستقل روزی دوتا اجرا
بدون تعطیلی...
امیر نوروزی را مستقل دیدم برای ساعت۹ صدای آهسته
برف، دوتا اجرا رفته بود سرحال نبود...
چندتا از بچه ها کار را برای اولین بار دیده بودند می گفتند
حس نداشت.. یا چند تا از دوستان دیگر که دوباره یا
سه باره دیده بودند می گفتند اجرای سایه یک چیز دیگه
بود...
اما نکته جالب جناب جوانی:
خود سالن های خصوصی کیفیت کار را پایین آوردند چون
مجبورند هزینه شان دربیارند...
ولی یک فایده بزرگ داشتند دیگه از مافیای سالن گرفتن
دهه ۸۰ خبری نیست... اون موقع ها یک اجرا باید حداقل
۸ ماه تو نوبت می ایستاد ولی بزرگان تئاتر نه..

و البته یک بدی بزرگ برای دانشجویان و امثال تئاتر ببین
های حرفه ای داره...
اونم این هست که کدوم کار را ببینیم؟
قبل کرونا تیوال ۵۰ تا تئاتر داشت... کار چه کسی را
ببینیم؟ بالاخره بودجه همه محدود هست...
پسیانی کار میاره بد، صادقی کار میاره متوسط،
دشت آرای کار میاره گرون اما بداهه نیست...
کوهستانی و کیومرث مرادی کار بد و متوسط میارن..

اما یکهو پدیده های مثل دریم لند، است، لانچر۵، گردن،
کریملوژی، آسانسور نداره.. با آدم های شناخته نشده همه را
تحت تاثیر قرار می دهند..

۴ تا تئاتر را از دست دادم از جمله تئاتر پا حمدی نژاد و
الویرا ۲۰۲۰..
اگر به خودم بود به جای ۵۷ تئاتر و من پاکراه را که ۵ بار
خریدمش و جشنواره هامون که رایگان بود..

۱۵ تئاتر می خریدم، و ۱۰ تا کار را هم دوبار می دیدم..
حاضر بودم پول بیشتر هم بدم ولی راضی تر بودم...
کار لانچر۵، ۱۰۰ می خریدم.. و دوبار می دیدم به شرط
کیفیت سایه‌..
کار فرشته تاریخ می خریدم ۶۰ تومن به جای ۳۰ تومن
کریمولوژی ۵۰ می خریدم و دوبار حداقل می دیدم
و همه خانواده را حداقل یکبار به دیدنش می بردم و...
چون کورشدن ذوق از دیدن کارهای بد و متوسط و
همچنین فضا و رفتار بد خود سالن یا پاسخ دهنده
تیم تئاتر روی ذهنیت مان از قیمت بلیت بسیار موثر
هست... چون برای ما یک معنی دارد لذت دیدن تئاتر..


الان با این وضعیت کم اتفاق می افته که سالن ها نصفه
پر بشوند.. و جناب مصطفی کوشکی و دیگر سالن های
خصوصی با مشکل روبرو هستند و حق هم دارند، اما
دلخوری های گذشته مان از این سالن نارضایتی پیش آورده
لانچر۵ اور ظرفیت و صدای آهسته برف سالن پر بود..
ولی اون موقع تهویه مشکل داشت... صندلی مشکل داشت،
بیگانه در خانه سولد اوت بود بازم ناراضیان سالن مستقل
زیاد بود...
و اگر قرار بود درست بشه درست میشد که نشد...
همانطوری که باران تبدیل به هامون شد..

بهرحال به نظرم باید سالن مستقل را (( سالن مستقلی از تئاتر))
بدانیم و این مورد را بپذیریم که حتی کار بیضایی هم
آنجا اجرا رفت ما نرویم... یا با هر قیمت و کیفیتی که
از سالن مستقل سراغ داریم اجراها را برویم...
و واقعا دیگر غر نزنیم، همانطور که می دانیم پراید به
قیمتش نمی ارزد ولی بنابر ملاحظاتی می خریم....

به امید روزهای بهتر برای دست اندرکاران و تماشاچیان
عزیز تئاتر از جمله جناب جوانی تیز بین، سرباز-پرستار
مهربان خودمان محمد خان مجللی ( دامت سلامته)،
جناب مصطفی کوشکی و دیگر دوستان...


۲۴ تیر ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم خوبی برای زنده کردن شعار "سینما زنده است" بود ولی در کل فیلم خوبی نبود:
1. بنیان فکری پاره‌پاره داشت و فکر کرده بود جزئیات جذاب می‌دهد کلیت جذاب ولی نمی‌دونست که اگر این جزئیات درخدمت اثر نباشه هیچ فایده‌ای نداره: مثال: دو تا سکانس جذاب پانته‌آ بهرام و علی شادمان اگر حذف می‌شد چه خللی در روند قصه اتفاق می‌افتاد؟ هیچ. تمام داده بعداً به تماشاچی منتقل می‌شه: از محل درآمد‌ها تا عملی که انجام می‌شه تا حتا جلوگیری از آلوده شدن بچه‌محل‌ها به مواد. از اون بدتر افتتاحیه نسبتاً جون‌دار فیلم، چه نقصی در پیش‌برد قصه اتفاق می‌افته اگر حذف بشه؟ هیچ.
2. گذاشتن اِلِمان‌هایی که در طول قصه رها می‌شن. از گیره سر گرفته که بعد از دیدار با مصیب فراموش شد تا بارندگی اول فیلم که دیگه هیچ اثری ازش تا آخر فیلم نیست و مشخصاً تحمیل نگاه کارگردان برای "خوشگل" شدن تقطیع‌های پیش از قتلِ زنه.
3. عدم ایجاد زیرساخت فکری برای تبدیل آدمی پخمه به جایگزینی برای لات شماره 1 (به فیلم‌های یک پیامبر و دشمن شماره 1 نگاهی انداخته شود.)
4.عدم تبیین عاطفی منطقی برای تولید انسانی با این درجه از شرارت که به زن و برادر خودش هم رحم نمی‌کنه (صرفاً گفتن دو جمله‌ی از 7 سالگی پای عرق بودن و دَم‌پَر دایی کافر گشتن و جنون شماره 1 داشتن برای تولید همچین سفاکی کافی نیست)
5. ریشه‌های رها شده‌ی خانواده/ محله: نوسان بین اهمیت/بی‌اهمیتی حرف و عملِ خانواده بعضاً آزاردهنده بود.
6. این حجم از کلوزآپ هیچ منطقی نداره و هیچ کمکی ... دیدن ادامه ›› به شخصیت‌سازی نمی‌کنه.
7. استفاده تکراری از افکت‌های صوتی مریض برای القای حس به جای اجرای تمیز بازیگر و تقطیع درست نماها.
8. رها کردن "زخم" خوردن در طول فیلم: مکرراً کاراکترها دچار جراحت می‌شن ولی هیچ روندی از بهبود ارائه نمی‌شه (گذاشتن و برداشتن چسب و باند روی سر قطعاً کفایت نمی‌کنه)
9. بازی‌هایی که جذاب بودن ولی به شدت اَدا (از طباطبایی که ادای هیس بود با امیر‌آقایی که گفتن نداره)
درکل اما برای من سه ستاره بود فیلم ولی 4 ستاره می‌دم به‌خاطر بازی درخشان پدر خانواده و سکانس فوق‌العاده پدر‌ـ پسری.
به دیدنش می‌ارزید.
آقای جوانی عزیز سکانس ابتدایی فیلم درجهت معرفی "حجت" به عنوان مردی سربراه و مثبت ست که حتی اگر با اعتراض مشتری "هل داده" شود بازهم واکنش خشونت باری نشان نمی دهد .. که البته شیوه کاملا نخ نمایی ست
۱۱ تیر ۱۳۹۹
سلام
1- فیلم رو ندیدم اما گزینه های 3 و 4 منو یادِ فیلم جوکر (2018) انداخت؛ راستش گذشته ش منو مجاب کرد برای تبدیل شدنِ "آرتور" به یک شخصیتِ بی رحم! (منو ببخشید اگر قیاس مع الفارق کردم!)

2- برام سوال شده که: نتایج اجتماعی و تاثیرات اخلاقی فیلم هایی با این سبک در نسلِ جوانی که علقه هایی از قبیل شرارت و بزه رو دارند چه بوده واقعا؟؟!! محصولِ ساختنِ این ژانر فیلم‌ها (که در دهه اخیر بسیار هم بیش از قبل شده) در راستای تربیتِ نسلی که دارن در این بسترِ اجتماعی ... دیدن ادامه ›› تربیت میشن چه هست؟!
البته احترام میگذارم به دغدغه عزیزانمون در سینما برای به نمایش درآوردنِ اینگونه معضلات اجتماعی و تیرگی های زندگی هایی که پنهان از چشمِ بسیاری از ماست.
اما به چه کسی و چه چیزی کمک کرده این نمایش ها؟!
رسالت سینما به انجام رسیده آیا؟!
۱۴ مرداد ۱۳۹۹
صفورا
سلام 1- فیلم رو ندیدم اما گزینه های 3 و 4 منو یادِ فیلم جوکر (2018) انداخت؛ راستش گذشته ش منو مجاب کرد برای تبدیل شدنِ "آرتور" به یک شخصیتِ بی رحم! (منو ببخشید اگر قیاس مع الفارق کردم!) 2- ...
درود
1. جوکر از نظر بنده فیلم بدیه ولی حداقل در فیلم‌نامه تلاش شده این روند شکل بگیره. عدم انتقال به نظرم نقص کارگردانه والا بازیگر داره حتا اضافه کاری هم می‌کنه.
2. سینما برای بنده سرگرمی/هنره. فیلم سرگرم کننده بود و پر کشش ولی واقعاً نقص هاش زیاد بود.
ساخته شدن این فیلم‌ها به نظر یه موجه مثل خیلی موج‌های دیگه سینمای ما از فیلم‌های آپارتمانی تا کیارستمی طور ها و فرهادی‌طور ... دیدن ادامه ›› ها و...
ولی این فیلم ها رو برای منی که تو اون محل نبودم می‌سازن به نظرم والا اونهایی که اونجان که اصلاً نمی‌دونن سینما چی هست و اگر بدونن اصلاً از اینکه "سوژه" شدن فکر نمی‌کنم خوششون بیاد.
۱۴ مرداد ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید