تیوال محسن جوانی | دیوار
S3 : 23:33:46
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
محسن جوانی
درباره نمایش ۳/۱۴ i
تا بحال تجربه نورپردازی در اجرا رو نداشتم که به لطف قطع برق منطقه‌ای در حین اجرا این شیوه تعاملی هم برقرا شد ولی تمرکز بازیگران علی‌رقم این اتفاق و اجرای صحیح‌شون و البته اقدامات اضطراری که کارگران در نظر گرفت شایسته تقدیره.
ولی خود نمایش برای من ضعیف بود و تا حد زیادی کلیشه: مرد زن‌باره و زنِ فعالِ مظلوم.
به نظرم دوران اینقدر یکسویه دیدن ماجرا در یک جنس به‌سر اومده و وقتشه نگاهی همه‌جانبه به علت بروز بشه (اجتماعی، فردی، خانوادگی و...).
در طول نمایش مشخص نشد علت این همه ولع مرد به زنان از کجا می‌یاد؟ حقیقتاً هندل کردن 3 و 14 صدم زن در آنِ واحد نیاز به هوش لحظه‌ایِ بالایی داره که کاراکتر مرد به‌طور کلی از اون بی‌بهره بود. انگیزه مرد برای تجاوز هم روشن نبود (نه خوشنتی ظاهری داشت، نه پالسی از طرف مقابل می‌گرفت و...).
و البته نبود نور‌پردازی و صدای ... دیدن ادامه » درست که تقصیر هیچ‌کس نیست، هم در عدم انتقال حس و نوع نگاه بی‌اثر نبود.
در کل اما فرح‌بخش بود و باعث شادی و ایده‌ی پایانی حجله دوست داشتنی.
موفق باشید
جناب جوانیِ عزیز سلام و ارادت.ممنونم از حضور شما و همراهیتون در اجرا در یک چنین شبی.تمامِ مطالبتون رو با دقت خوندم و حقیقتا چیزی جز یک پارادوکسِ عجیب در نوشته شما نصیبم نشد.دستِ آخر نفهمیدم که نمایش رو دوست داشتید یا بدتون اومده.فکر کنم خودتون جوابِ خودتون ... دیدن ادامه » رو در سه چهار خطِ پایانیِ نوشتتون داده اید.البته این نظرِ شخصیه بندس.مثل خودِ شما.تنها چیزی که در ارتباطش میتونم مطلبی رو عرض کنم بازیگریِ خودمه.امیدوارم با آثار بعدی که خواهم داشت بتونم نظرِ شما دوست عزیز رو جلب کنم و به اضافه اینکه قطعا و طبیعتا همه رفتارهای مثلا یک دزد یا یک قاتل یا یک شخصی که قصد تجاوز داره شبیه هم نیست.این نوعِ رفتارِ شخصیت مرد به مَذاقِ شما خوش نیومده که برای ما قابل احترامه.بازم سپاس برای حضورتون.
دیروز
درود بر شما
بدم نیومد ولی قانع هم نشدم (خندیدم ولی راضی نشدم)
بحث مذاق نیست منظور من منطق رواییه: مشخصاً میشه گفت به صورت نصفه و نیمه تنوع‌طلبی کاراکتر مرد دراومده ولی واقعاً انگیزه تجاوز چیزی ورای این مورده. ایراد به بازی شما نیست ایراد اساساً در متنه ... دیدن ادامه » نه اجرا.
به هر صورت موفق باشید.
دیروز
ممنونم
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جن نامه
زمانی هوشنگ گلشیری که فکر می‌کرد تمام ظرفیت مدیوم ادبیات رو به‌کار گرفته چنان از تولید فیلم شازده احتجاب توسط فرمان‌آرا برآشفت که مستقیماً به فرمان‌آرا گفت چیزی خواهد نوشت که نشه فیلمش کرد.
و بعد از "کریستین و کید" و "بره گمشده راعی" رسید به "جن نامه" (اگر بزرگنمایی نباشه) که عملاً مثل "صد سال تنهایی" مارکز، "اولیس" جیمز جویس و یا "در جستجوی زمان از دست رفته" پروست «مختص» مدیوم ادبیاته و غیرقابل تبدیل شدن به مدیوم‌های دیگه‌ است.
کریملوژی برای من جن نامه‌ای بود توی تئاتر ایران: اثری که مختص مدیوم تئاتره و نه در قالب ادبیات و نه سینما و نه حتا فیلم‌ـ تئاتر غیرقابل انتقاله.
درود و خسته نباشید به گروه محترم اجرا و بازیگری که هرچی تعریف و تمجدیدش رو کردن در کامنت‌ها حقشه.

پی‌نوشت: اگر ترس از بهم خوردن تمرکز ... دیدن ادامه » بازیگر نبود و نمایش مجالی برای اقدام می‌داد، قطعاً با اون موجودی که با دوپاش دوربین رو گرفته بود و عکاسی می‌کرد و دو پای دیگه‌اش روی زمین بود، برخوردی قاطع‌تر می‌کردم. حیف که نشد.....
وقتی که تنها تنها میری همین میشه دیگه محسن جان.
آه و نفرین ما میمونه پشت سرت ، جلوی سرت عکاس سبز میشه :))
۲ روز پیش، دوشنبه
مخلصیم برادر
امروز دیدم پیامت رو والا دیروز می گفتم
قسمت نیست گویا
ولی حتماً اگر بلیط یهویی نگرفتم بهت خبر میدم
ارادت
دیروز
به قول قدیمی ها : قسمت ، قسمت جُنبون میخواد .
قسمت میشه اگر یهویی نگی محسن جان :))
مخلصم.
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه محترم اجرایی / گروه محترم همیاری
با درود
با توجه به شرایط جاری کشور و بودن سالن اجرایی در مرکز شهر، درصورتی که این نمایش (یا سایر نمایش‌ها) به هر دلیلی، امکان اجرا رو نداره لطفاً اطلاع‌رسانی بفرمایید.
درود بر شما
جناب جوانی گرامی، در صورت وجود هرگونه کنسلی و یا جابجایی از طریق برگه آن برنامه و پیامک به خریداران محترم اطلاع رسانی می شود.
با سپاس
۲۲ دی
سپاس از اطلاع رسانی شما
۲۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در فاجعه بودن این کار همین بس که آقای کارگردان که در ردیف اول مستقر بودن، به خارج از ظرفیت اجازه نمی‌داد که جلوش بشینن که چون میخواست عکس بگیره، ولی رفیقش که اومد نشست دقیقاً همونجا و کارگردان محترم در تمام طول اکران/اجرا چاک چاک عکس گرفت و هی توی مانیتور دوربین قابهای بی نظیرش رو چک کرد.
برای اولین بار بود که عمیقاً احساس کردم وقت و پولم رو هدر دادم (و البته کمرم بخاطر صندلی ها که ربطی به این اثر فاخر نداشت)
و من بعد از شنیدن همچین اتفاق تاسف باری برای چندمین بار بیشتر و بیشتر پی بردم که اینگونه به اصطلاح هنرمندان، برای مخاطبانشون، برای مردمی که تو این وانفسای اقتصادی از ضروریات زندگیشون میزنن و میرن تئاتر پشیزی ارزش و احترام قائل نیستند.
۰۹ دی
بله دیدم البته که نظرتون هم ساسنور نشده خوشبختانه
۸ ساعت پیش
بله بین انتشار نظرم در اینجا و نمایشش در سایت فاصله ای بود که برای باقی نوشته هایم نبود. حالا یا من زود قضاوت کرده بودم یا ان شاء الله گربه بوده ... یک پیغامی هم برایم فرستادند که توضیح می داد بعضی وقت ها خوب طول می کشد که من هم از روشنگریشان تشکر کردم!
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دِ بنال دیگه
دیالوگ ماندگاره واقعا؟؟!! :)))
۰۹ دی
چون صفر نداشت ١ دادم
یه پست دیگه هم زدم که توضیح دادم یه کمی اش رو
۰۹ دی
پس واجب شد برم بخونم پست شما رو...
۰۹ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در رابطه با "فرم" و "محتوا":
"واژه های گوناگونی برای افاده معنای متضاد با فرم مورد بهره برداری قرار میگیرند و این خود، نشان دهنده دلالتها و ابعاد معناشناختی فرم محسوب می شود. این واژه ها عبارتند از: محتوا، موضوع، درونمایه، عنصر و.... اگر محتوا را در تقابل با فرم مدنظر قرار دهیم، در اینصورت فرم عبارت است از صورت ظاهری و پدیدار یک اثر و یا سبک و اگر عنصر را در مقابل فرم قرار دهیم، در این صورت فرم عبارت از آرایش اجزا و عناصر می باشد. در "تاریخچه زیباشناسی" به تعبیر تاتارکیویچ، پنج معنا برای فرم قابل طرح می باشد و ما در اینجا به‌طور خلاصه به دلالت های پنجگانه فرم اشاره می کنیم:
1. فرم در معنای اول عبارت است از نظم، ترتیب و آرایش اجزا که تاتارکیویچ از آن با عنوان فرمِ «الف» نام برده است. در اینجاست که فرم در تقابل با عناصر، اجزا و قسمتها ... دیدن ادامه » به کار رفته است. یونانی‌ها واژه symmetria را برای بیان زیبایی پدیدار به کار می بردند و این زیبایی در مورد هنرهای تجسمی مدنظر قرار می گرفت، اما در مورد هنرهای موسیقیایی از واژه harmonia استفاده می کردند. افلاطون، ارسطو و فیثاغورث زیبایی را با این واژه تعریف می کردند.
2. فرم بیشتر عبارت است از چیزی که مستقیماً به حواس در می آید. تاتارکیویچ این فرم با معنای دوم را فرم «ب» نامید. این فرم در تقابل با محتوا قرار مى گیرد. برای مثال در شعر، آوای واژگان، فرم شعر محسوب می شود و معنای آن محتوا را تشکیل می دهد. تاتارکیویچ می گوید گاهی معنای «الف» و «ب» با یکدیگر اشتباه می شود، اما راه تشخیص و تمایز این دو در این است که در فرم «الف»، اجزاء در ترتیب خود مدنظر قرار می گیرند، اما در فرم «ب» آنچه که حواسّ ما را به خود مشغول می دارد، فرم محسوب می شود. در هنرهای تجسمی فرم «ب» در اثر عبارت است از آن چیزی که ما با چشم خود رؤیت می کنیم. وقتی فرم «الف» را با فرم «ب» قیاس مى کنیم، درمى یابیم که فرم «الف» متضمن رویکردى انتزاعى است، اما فرم «ب» برعکس، متضمن رویکردى عینى و ملموس است.
3. فرم به معنای سوم یا فرم «ج» عبارت است از حاشیه و خطوط بیرونی، حاشیه و مرزهای یک پدیده. فرم در این معنا در تقابل با ماده و یا جوهر قرار می گیرد. مثلاً در اشکال هندسی، فرم به معنای خطّ محیطی است. فرم به معنای «الف»، «ب» و «ج» در قلمرو هنر به کار می رود.
4. تاتارکیویچ فرم در معنای چهارم را فرم «د» نامیده است. این فرم مورد بهره برداری ارسطو بوده و معنای آن عبارت از ذات و جوهر مفهومى یک شى‌ء می باشد. او آن را با واژه entelechia به معنای تحقق و کمال یک شی، مرادف می شمرد، بدین اعتبار مفهوم مقابل آن عبارت است از جلوه های عرَضی یک پدیده. ارسطو فرم را ذات و جوهر شیء و جزء غیر عرضی آن تلقی می نمود و به همین دلیل از واژه morphe بهره گرفت.
5. معنای پنجم فرم را تاتارکیویچ فرم «ه» مینامد. این فرم را کانت مورد استفاده قرار داد. نزد کانت و طرفداران وى فرم عبارت است از سهم ذهن در موضوع و متعلَق ادراک. بدین معنا فرم آن چیزی است که ذهن در اثرِ مشاهده و تجربه یک پدیده، به صورتى مفهومى آن را شکل مى دهد. به نظر کانت، فرم در زمره ویژگى هاى ذهن محسوب مى شود و لذا ما را وامى دارد که اشیا و پدیده ها را به فرمى خاص دریافت کنیم. این فرم کانتى، مفهومى ماتقدم است. درواقع ذهن ما فرم را بر پدیده ها تحمیل مى کند. وی در کتاب نقد خرد ناب به کشف فرم های ماتقدم علم در درون ذهن ما پرداخت. فرم‌هایی مانند زمان و مکان، و مقولاتی مانند جوهر و علیّت در این زمره-اند."
مقدمه ­اى بر مفهوم فرم و فرمالیسم در هنر مدرن / مریم جمالى

رابطه فرم و محتوا:
"فرم در اثر هنری = فرم محسوس
فرم محسوس = تصویر فرم معقول (فرم معقول = محتوا)
تصویر محتوا = فرم در اثر هنری"
فرم و محتوا در دنیای فلوطین: با توجه به هنر و اثر هنری / فاطمه راهیل قوامی
البته نظر بنده به 2 نزدیکتر است.
۰۶ دی
چه مطلب خوبی آقای جوانی عزیز
به نظر من فرم می تونه تمام مواردی که ذکرشده باشه و بستگی زیادی به شکل ارائه‌اش داره :)
۰۶ دی
ارادتمندم خانم ثانی
پس شما هم مثل من بین عینیات و ذهنیات در نوسانید. :)
۰۶ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"و وقتی از توضیح وقایعی که روز روشن در برابر چشممان جریان دارد عاجز می‌مانیم یا میل نداریم ‌بدیهیات ناراحت‌کننده را بپذیریم، سایه‌ی شوم و موش‌دوانیِ‌ نیروهایی ناپیدا که از کمد لباس، ادیان رقیب و سیارات دیگر آمده‌اند برای ذهن سودازده چاره‌ی ‌ناچار است."
جن در کمد / محمد قائد ـ 14 مرداد 88

# حالم_خوب_نیست
جناب جوانی جن در کمد اسم مقاله شون هست؟
۰۴ دی
بله امیر جان
البته به قول خودشون essay
۰۴ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در راه برگشت به منزل بعد از تماشای این کار بی ارزش، تپسی که ما رو برد تا منزل یکی از افراد مشغول در تئاتر بود؛ تو راه کلی باهم گپ زدیم و درددل کرد از شرایط تئاتر و مباحث مالیش.
هرچقدر والس فاجعه بود هم صحبتی با ایشون عالی بود.
از همینجا بهش سلام میکنم و براش در کار و خدمت آرزوی موفقیت میکنم.
سلام جناب جوانی
ببخشید من جسارتا خواستم بگم شاید این دوست گرامی راضی نباشن که دیگران از شغل دیگرشون مطلع بشن. هرچند کاری بسیار شرافتمندانه و محترمانه ست
و البته شاید نظرشون متفاوت باشه و خوشحال بشن که مخاطبان بدانند ایشان در حیطه دیگری هم فعالیت دارند
البته ... دیدن ادامه » قطعا تصمیم شما محترمه و بنده هم فقط نظر و حدس و گمانم رو گفتم :)
۲۹ آذر
سلام جناب جوانی
واقعا اینقدر بد بود؟؟؟؟
چه شانسی آوردم نظرتون رو دیدم همین امروز میخواستم بلیطشو بگیرم
۰۲ دی
درود خانم فهیمه
بسیار بسیار بد بود
انقدر بد که 60% تماشاچی ها در طول نمایش در حال صحبت و چک کردن گوشی و... بودن.
۰۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن جوانی
درباره نمایش پونز i
آخه ساعت ۴ونیم؟!!!
:))))))))) عملا غیرممکنه حتی به دیدنش فکر کرد با این زمان بندی
۰۱ دی
قبول دارم ده و نیم دیر وقت هست و رفت و امد مشکل، ولی ساعت معقول تر هم میتواند انتخاب شود بین 6 تا 9
۰۳ دی
بله خانم میرزایی گرامی رشما هزینه رفت وامد هم محاسبه کتید. قیمت بنزین متوحه انتخاب. ساعت خوب ان میشود
۰۴ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر جنبه تبلیغاتی نداره، میشه روشن بفرمایید منظور از "این اجرا شامل صحنه هایی است که ممکن است برای همه سلیقه ها مناسب نباشد" دقیقاً شامل چه گروه مخاطب‌هایی میشه؟
خشونت، صدای بلند، الفاظ رکیک، نمایش حرکات خارج ار عرف، ...؟
نه دوست عزیزم نه الفاظ رکیک استفاده شده و نه موسیقی بلند فقط کمی تا قسمتی با اجراهای معمول متفاوت است و ممکن است که در سطع توقعاتتون از نمایش نباشد. به هر روی تیم اجرایی از حضورتون خوشحال میشود.
۰۲ دی
سپاس از پاسخگویی تون
۰۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش رو ندیدم و احتمالاً نخواهم دید.
ولی هربار که اسمش رو لابلای کامنت ها رو دیوار می‌بینم یاد این دیالوگ فیلم حکم میوفتم که بسیار برام خاطره انگیزه:
محسن: ما هر دو از چشمه‌سر اومدیم. دانشگاه قبول شدیم‌و رفتیم جلو...
حدمیثاق: شعار؛ شعار.
محسن: اسمش این نیست. وقتی عقیده‌هات درست باشن، اما خب اونا...
حدمیثاق: درست بگن.
محسن: سرکوب بشی، هر کی یه راه و طرفی برای خودش باز می‌کنه. اون وقت می‌یوفتی تو خلاء.
حدمیثاق: خلا.
محسن: اسمش این نیست. عقیده اگه بد اجرا شه، دلیل بر غلط بودن عقیده نیست، اجرا شکست خورده. ما بنیه نداشتیم. منم زدم به...
حدمیثاق: لات‌بازی.
محسن: اسمش این نیست. شما که مامی، سردسته‌ای، رئیسی. برا خودم دردِدل می‌کنم. اگه عاقبت این جهان‌و می‌خوای، صاحب قدرت شو دیگه درس خوندن مهم نبود. اما اون دختر، فروزنده، زد به یه جاهای دیگه...
حدمیثاق: یعنی شد فا ح شه.
محسن: اسمش این نیست. چرا همه چی رو غلط می‌گی؟ یا می‌خوای من، نزنم وسط هدف.
حدمیثاق: کاره ما پوله، پول. یعنی، پول.
محسن: همون؛ همون پول. همون پول یعنی سیاست، پول و قدرتم که یعنی...
حدمیثاق: ... دیدن ادامه » [با عصبانیت] اسمش این نیست. [با لحن عادی] ما کار خودمون‌و می‌کنیم. ما تو تاریکی بهتر بلدیم لایی بکشیم، اسمش اینه.
محسن: [فنجان را در قندان خالی می‌کند] اسمش اعتراضه. اسمش اینه.
محسن رو پولاد کیمیایی بازی کرده و حدمیثاق رو استادتمام، خسرو شکیبایی.
محسن بگو که این رو از من برداشتی!!!!!
بدو اعتراف کن:))))
اخه من چند وقت پیش داشتم همینو به علی میگفتم :)))
۲۰ آذر
اوکی، اصلاح شد
۲۲ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وصیت خیانت‌شده / میلان کوندا / فروغ پوریاوری:
... وجد و خلسه چیست؟ پسری که بر صفحه‌ کلید پیانو می‌کوبد شوروشوقی (یا اندوهی، یا شادی‌ای) احساس می‌کند و این احساس به چنان درجه‌ای از شدت می‌رسد که تحمل‌ناپذیر می‌شود؛ پسر به حالت کوری و کری می‌گریزد، به جایی که در آن همه چیز، حتا خودش، فراموش می‌شود. احساس از طریق وجود خلسه به اوج، و از این رهگذر، در عین حال به پوچی (به فراموشی خود) می‌رسد.
ecstasy آن‌چنان‌که از ریشه‌شناسی این واژه‌ی یونانی برمی‌آید، به معنای «از خود بیرون شدن» است: عمل ترک کردن وضع و حالت خود (stasis). ازخودبیرون‌شدن به معنای بیرون بودن از لحظه‌ی حاضر، مثل خیالبافی که به گذشته یا آینده می‌گریزد، نیست. درست برعکس: وجد و خلسه همسانی مطلق با لحظه‌ی حال و فراموش کردن کامل گذشته و آینده است. اگر گذشته و آینده را از میان برداریم، لحظه‌ی ... دیدن ادامه » حاضر در فضایی خالی، بیرون از زندگی و ترتیب زمانی آن، بیرون از زمان و مستقل از آن قرار می‌گیرد (به همین دلیل است که می‌تواند به ابدیت، که آن نیز نفی زمان است، مانند شود).
[...] نمونه‌ی کلاسیک وجد و خلسه لحظه‌ی ارگاسم (اوج لذت جنسی) است. به گذشته، به زمانی که زنان هنوز امتیاز استفاده از قرص بهره‌مند نبودند فکر کنید. اغلب اتفاق می‌افتد که مرد در لحظه‌ی اوج فراموش می‌کرد که از بدن زن جدا بشود و ناگزیر زنْ مادر می‌شد، حتا با اینکه چند لحظه قبل جداً مصمم بود که بی‌نهایت مواظب باشد. آن لحظه‌ی وجد و خلسه باعث می‌شد که تصمیم‌اش را فراموش کند و هم مصالح خود (آینده‌ی خود) را.
بدین ترتیب وزنِ لحظه‌ی وجد و خلسه بر وزنِ کودک ناخواسته می‌چربد و از آن رو که این کودکِ ناخواسته، به‌احتمال، تمام عمر زن را با حضور ناخواسته‌ی خود پُر می‌کند، می‌توان گفت که یک لحظه‌ی وجد و خلسه به یک عمر می‌چربد. عمر زن تقریباً با همان شأن نازلی با لحظه‌ی وجد و خلسه روبرو می‌شود که متناهی با نامتناهی. بشر آرزوی جاودانگی را دارد، اما فقط به بدل آن می‌تواند دست یابد: لحظه‌ی وجد و خلسه.
روزی از دوره‌ی جوانی‌ام را به یاد می‌آورم: با دوستی در اتومبیل‌اش نشسته بودیم، مردم از جلوی ما از این‌طرف به آن‌طرف خیابان می‌رفتند. چشم‌ام به آدمی که از او منتفر بودم افتاد، و به دوستم نشان‌اش دادم: «زیرش بگیر!» این البته شوخی لفظی بود، اما دوستم به شدت حال وجد داشت، و زد روی پدال گاز. مرد ترسید، سُر خورد و افتاد. دوستم درست سر به زنگاه اتومبیل را نگه داشت. مرد آسیب ندیده بود، مردم دورمان جمع شدند و (با حالتی که قابل درک بود) تهدید کردند که زجرکش‌مان می‌کنند. اما دوستم ذاتاً جانی نبود. حرف‌هایم موجب وجد آنی در او شده بود (در واقع یکی از عجیب‌ترین وجدها: وجد و خلسه ناشی از شوخی).
ما عادت کرده‌ایم که تصور وجد و خلسه را با لحظه‌های رازآمیز مهم مرتبط کنیم: اما چیزی به‌عنوان خلسه‌ی روزمره، عادی و پیش‌پااُفتاده و عامیانه وجد دارد: خلسه‌ی ناشی از خشم، خلسه‌ی ناشی از سرعت چرخ‌ اتومبیل، خلسه‌ی ناشی از سروصدای گوش‌خراش، خلسه در استادیوم فوتبال. زندگی تلاش سنگین بی‌وقفه‌ای است برای از دست ندادن دیدرس خودمان، برای حضوری استوار در خودمان، در خلسه‌هایمان. فقط یک لحظه پا از خودمان بیرون می‌گذاریم و نزدیک قلمرو مرگ قرار می‌گیریم.
[ص. 69، 70 و 71]
امیرمسعود فدائی و محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را خواندند
امیر و رها باصفا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن جوانی
درباره سامانه کیف پول i
تنها ایرادش اینه که نمیشه به مقدار دلخواه شارژ کرد
آخ آرهههههه....
من هم مدت هاست که 11/500 توی حسابم دارم ولی هرجوری حساب میکنم نمیتونم خرجش کنم :(
۰۶ آبان
سلام با وجود اشتراک سه ماهه تیوال پلاس قادر به خرید و تخفیف40درصدی نیستم
۲۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
متأسفانه به دلیل مشکل بوجود اومده امروز نمی‌تونم این نمایش رو ببینم.
به اولین دوستدار "هومن برق‌نورد" که اینجا اعلام آمادگی کنه دو عدد بلیط به رایگان تقدیم خواهد گردید:
- سه‌شنبه مورخ 9 مهر ماه 98
- ردیف 2 صندلی 11 و 12
درود بر تو محسن جوانی عزیز
چقدر کار زیبایی،یک باغ گل نثار قلب مهربونت
امیدوارم هرکی میره لذت ببره از دیدن اجرا
۰۹ مهر
پس حافظه من خیلی نابود شده .
اونایی که یادت هست رو بیا پی وی بهم بگو :))
۰۹ مهر
باشه :)))
۰۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و هدفون رو در گوش‌هایش محکم‌تر فشار می‌دهد تا صدایِ دیگری نشنود و صدای پخش‌کننده را تا آخر زیاد می‌کند و به راه خود ادامه می‌دهد ....
و طنین روح‌افزا همه‌ی جانش را پرُ می‌کند:
"روزهای خوب خداحافظ ..."
لیلا مظاهری و لیلا بهرام پور این را خواندند
محمد لهاک ⭐ ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
محسن جاااااانم ....
نروووووووووووو....
هدفون رو در بیار صدای من رو بشنوی .
۳۰ شهریور
:(
۳۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی به شدت غیرمنسجم و توخالی با ارجاعاتی کاملاً الکن.
صحنه‌سازی ‌ای غیر واقعی و تلاش بیهوده در جهت القا فضای رئالیستی
بازی‌های شلخته و وابسته به لهجه
رفتارهای سادیستی جهت القا حس جنایی
کارگردانی فاقد زمان‌بندی و نا مفهوم بودن اهداف میزانسن ها
شوخی های بی ربط و استهزاء افراد شهرستانی
طراحی صحنه بی فایده و غیر واقعی ـ کف سالن بازرسی در قبل از انقلاب این بوده آیا؟ (آسیب نبینن بازیگرانتون موقع برخوردهای فیزیکی!)
و بسیار موارد ریز و درشت دیگر
..
.
.
.
.
.
.



آقای ... دیدن ادامه » سعیدی آقای صرامی شوخی کردم!




جدی می‌گم!



شوخی کردم!
دیشب جناب لهاک در سالن حضور داشتن و من به علت بیش از حد خجالتی بودن فرصت هم‌صحبتی با ایشان رو پیدا نکردم چه موقعی که داشتن بلیط تهیه می‌کردن و چه بعد از نمایش از هینجا بهشیون دورد می‌گم و این جمله از مرگ یزدگرد رو (بااندکی دخل وتصرف) براشون می‌زارم:
سردار: ... دیدن ادامه » وه که در چهارگوشه این سرزمین بلادیده کسی چنین یاوه‌ای نشنیده. پله‌های سالن شما نشکست؟ تو او را در بیرون از ظرفیت بلیط دادی و زمین و زمان برجای خود استوار ماند؟!
۱۲ شهریور
درود و سپاس
عالیجناب لهاک از اون دست آدمهاییه که مهرشون حتا اگر مثل من باهاشون مراوده‌ای نداشته باشین، از راه دور و نزدیک سرشاره.
آدم مهربونیه و به همه (از جدید و قدیم) لطف داره.
مثلاً یادم نیست چی و کجا گفتم که خوشش اومد و رفت تمام پستهای منو از روز اول ... دیدن ادامه » دوست دارم زد.
اونی هم نوشتم بیشتر بخاطر تلاشیه که دارم میکنم از این اجتماع گریزی و خجالتی بودن خودم رو رها کنم: بیشتر اینو نوشتم که یادم نره خجالت ممکنه چه فرصتهایی رو از آدم بگیره.
۰۹ آبان
چقدر عالی که ایشون دلسوزند و مهربان

ممنون برای توجهی که کردید و توضیح که دادید .
بنظرمن صحبت در جمع تیوال ، خودش نوعی اجتماعی بودن هست. حتی روانپزشکی هم برای من این مسئله رو تاکید کرده ... و تشویق کرده که برم و تئاتر ببینم.
شاید خیلی بهتر باشه آدم از صحبت ها و معاشرت ها لذت ببره ، و کاری بکنه که فوق‌العاده بشه همه چیز، منظورم برنامه ای منسجم داشتن هس چه کوتاه مدت، و چه بلندمدت .

شاید دیده باشید من در تیوال تعریف کار خودم و میکنم. حس کرده باشید ستایش مسیر و رویکرد خودم بوده. نمیدونم برداشت دیگران چیه. ولی بواقع من لذت بردم از گام به گام مراحل تئاتر دیدنم. فقط وقت داشتم یک تئاتر اونهم سه مرتبه ببینم. آنچه که باقی مانده خاطرات شیرین پردیس شهرزاد هست و مشوق اطرافیان هستم که اصلا وقت تئاتر و یا تجربه دیدن تئاتر نداشتند.

وقتی هم کامنتها رو میخونم لذت میبرم و گاهی چیز یاد میگیرم . این دوره وقت کتاب تئاتر خوندن ندارم و... ولی تیوال خودش دانشگاهه....

نظر ... دیدن ادامه » شخصی من اینه که سعی کنید بیشتر لذت ببرید و دوستانه تر باشید با برنامه ای که ذوق سرشار دارید برای انجامش.
۱۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی جمع‌وجور و به اندازه که یک بعدازظهر پایان تابستان رو رنگ و لعاب لذت بخش بهش می‌ده.
یه قدری طراحی صحنه جای کار داشت و المان چوب رختی های رنگی (که شاید نماد گروه بیماران قبلی بودن که پرونده‌شون بسته شده) بی معنا جلوه می‌کرد.
موضوع و پرداخت جذابی داشت و همون‌قدر روون ترجمه شده بود کارگرانی هم شده بود.
بازی‌ها و اجرا یک‌دست و جذاب بود.
درکل: دیدنی و قابل توصیه به دیگران.

پی‌نوشت: داشتم در طول نمایش به این فکر می‌کردم که این نمایش به شدت پتانسیل تبدیل شدن به ی نمایش "سلبریتی" محور رو داشت و کافی بود کَست بازیگران تبدیل بشه به مثلاً پارسا پیروزفر، پانته‌آ پناهی ها و طناز طباطبایی تا جای سوزن انداختن حتا کف سالن هم نباشه و چقدر خوب که این اتفاق نیوفتاده و کیفیت فدای "دیده‌شدن" نشده.

درود به نگرش اصغر نوری و خسته نباشید به مجموعه ... دیدن ادامه » عوامل
سلام. من هم بعد از دیدن نمایش و به دلیل این که خیلی کارو پسندیدم، به همین موضوع حضور سلبیریتی فکر کردم. کارهایی را اکنون شاهد هستیم که طبل توخالی هستن، با حضور بازیگرانی تو خالی. اکثرا جهت فریب یا کشاندن مخاطب به سالن نمایش حضور دارند. اما نمایشی مثل ستاره ... دیدن ادامه » شناس یک تئاتر به مفهوم درست است. با حضور بازیگرانی مثل ساعتچیان و سهیلا صالحی که سالهاست در تئاتر حضور دارند، و در کارشان اصالت دیده می شود.من هم به مانند شما آقای جوانی به نگرش اصغر نوری تبریک می گویم.
۱۱ شهریور
پارسا پیروزفر بازی خوبی ندارد..، کارگردانی خوبی هم ندارد..
پانته آ پناهی ها خوب است..
طناز طباطبایی هم بدنیست...
ساعتچیان خودش سلبریتی هست..، نمی دانم چرا یکهو غیبش زد..
طناز بود به نظرم بهتر بود. برای این نمایش..
پارسا و طناز را نمی دانم.. ولی کلاً کار کردن با سلبریتی ها یک مشکل است..
گوش به فرمان کارگردان نیستند.. سر جلسات تمرین دیر می آیند.. نمی آیند..
ساعتها لباس ست می کنند (خانم ها)، چرا که ممکن است یک کسی عکسی
با لباسی ساده و چهره ای بدون آرایش ازشان بگیرند و هزار دردسر
ولی ... دیدن ادامه » باز همان مشکل عدم فرمانبرداری خیلی آزار دهنده هست
و اینکه همیشه جلسات تمرین مکفی نمی شود..
نکته بارز اصغر نوری تعداد جلسات تمرین کافی بود..
۱۵ شهریور
مقصودم مثالی بود از کست به اصطلاح "بفروش" در عوض کست "کیفیت‌محور" والا که پر واضحه کارکردن با "سلبرتی" درسره مضاعفه
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این چه سنت غیرحَسَنه‌ایه که راه افتاده؟
چرا جدیداً همه جاهای خوب رو در سه ردیف اول از قبل بستین؟
یعنی چی این کار؟ شما برای مهمون‌هاتون اجرا می‌رید یا برای تماشاچی عمومی؟
ظاهراً نمایش "هر کسی یا روز میمیرد یا شب من شبانه روز" از فردا ساعت 12 بلیط فروشیش در دیگر سایت بلیط‌فروش شروع میشه.
من موندم دیگه فریادمون رو چه جوری بکنیم تو گوش اینها که بدیهیات رو اعلام کنن:
ساعت شروع نمایش
دوره اجرا
سالن و...
حالا ژانر و خلاصه پیشکش
{ایموجی صورت عصبانی که از دماغش دود میاد بیرون}
نمایش رو به خاطر "وحید اقاپور" رفتم و اصلاً پیشمون نیستم.
ایده‌هاش دل نشین بود و بازی کردنش با موضوع جذاب بود (هرچند که ایده‌ی صندلی چرخ‌دار برام خیلی مفهوم نبود).
فضاسازی قابل قبول بود و واقعاً ملموس شده بود.
یه قدری تقطیع تغییر پرده ها در ابتدای نمایش ناگهانی بود و با ادامه روند نمایش در تناسب نبود.
ورود و خروج به صحنه هیچ ادابی نداشت (معلم که وارد مغازه شد صدای در پخش شد ولی در خروجش نه و همینطور دیگران و...)
تیکه‌های بچسب / نچسب بیرون از اثر (اشاره به کارت‌خوان نگرفتن برای فرار از مالیات / "پرستو‌باز نبودن" کارکتر) (ای کاش وقتی بشه این "باز" دست از سر ما برداره: همجنس‌باز به جای همجنس‌گرا و....)
درکل اما نمایشی خوبی برای ایجاد یک آخر شب فرح‌بخش بود.