تیوال محسن جوانی | دیوار
S3 : 17:57:52
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فقط "میر‌سعید مولویان" و لاغیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن جوانی
درباره نمایش اکلیل i
با فاصله بدترین کار کوشکی که تا بحال دیدم
یک فاجعه به تمام معنا: فقدان تمام عناصر نمایش از نمایش نامه تا بازی
کوشکی دیگه راحت بودن روی صحنه رو با توهین به شعور مخاطب اشتباه گرفته: مرد حسابی اسم نمایش اکلیله بعد اکلیل روی اسحله می کنی که چی بشه؟/ وسط نمایش برمی‌داری ماشه اسحله رو فشار می‌دی و تق‌اش رو در میاری که چه اتفاقی بیوفته؟ / ....
کاری (آدم حیف‌اش میاد اسم نمایش روش بذاره) که با اغماض می‌تونست یه کار متوسط دانشجویی به حساب بیاد
و باز هم قصه‌ی تکراری تأخیر و عدم پاسخگویی که این بار اعلام کردن "دارن تمرین می‌کنن" (!) درست ساعت 6و5دقیقه یعنی 5 دقیقه بعد از زمانی که قرار بود اجرا شروع بشه که قاعدتاٌ شروع نشده بود.
پی‌نوشت: آیا واقعاً حضور بچه‌های 10-12 ساله برای دیدن نمایشی با این مضمون نباید ممنوع باشه؟ (اگر کوشکی کت‌وشلوار پوش اونجا ننشسته ... دیدن ادامه » بود راحت می‌شد گفت قراره یکی از این جنگ‌های خُنُک به اصطلاح خانوادگی می‌خواد اجرا بشه/ حالا 20-30 مهمان دعوت کردین که جا ندارن بشینن به ما ربطی نداره ولی لااقل بگین با بچه‌های کوچیک نیان، پارکه مگه؟)
جناب Ali درود
اعتراف می‌کنم که از کوشکی خوشم می‌یاد و کارهاش رو تعقیب می‌کنم و برام مهم نیست سالن سه شهرزاد اجرا بره یا تماشاخانه سپند یا حیاط پشتی خونه شون.
ولی برام مهمه بابت وقت و هزینه ‌ای که می‌کنم لااقل به شعورم توهین نشه: کاملاً واضح بود که کوشکی ... دیدن ادامه » چون کارگردان نبود، اصلاً مسئولیت‌پذیر ظاهر نشده.
ولی در مورد پولسازی مستقل موافقم و متأسفانه همه سالن‌های خصوصی در حال همین کارن.
۱۷ اردیبهشت
درود بر شما
از طرف گروه اجرایی از شما مخاطبان عزیز تئاتر بابت کاستى که در اولین روز اجرا شاهد بودید، عذرخواهی میکنم.
و ممنون از وقتی که گذاشتید
۲۶ اردیبهشت
درود بر شما
سپاس از باب بذل توجه، ادب و سعه صدری که دارید.
موفق و برقرا باشید.
۲۸ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- ماقبل فرم ماقبل ایده و ایده‌پردازی با موضوعی به شدت کلیشه‌ای که تمام تار و پودش در سه‌گانه‌ی صدرعاملی از هم تفکیک شده.
- باند صدای منقطع که فقط اعصاب آدم رو خورد می‌کنه (که تقریباً مطمئنم تعمدیه چون تو اجرای بعدی همون شب صدای بدون قطع پخش می‌شد)
- بازی‌های کنترل شده و خارج از باور (همه بازیگران به استثنا نقش پدر)
- دکور نامفهوم: استفاده از سطل واقعاً مضمحل کننده روح و روان بود از سقف تا زمین / آخه کنترل اسپیلت رو برای تلوزیون چرا گذاشتن؟! / واقعاً نمی‌شد یه فرش 12 متری پهن کنید اون وسط به‌جای اینکه دوتا تیکه موکت رو با چسب پهن به هم بچسبونید؟
- حرکات بی جهت و نامعلوم
- عدم ایجاد علت منطقی حضور دائمی همه کارکترها برروی صحنه
- ....
تنها نکته قابل دیدن بازی نقش پدر بود (که علی‌رقم آسیبی که دیده بود نقشش رو کامل و درست ایفا کرد) و الیته حضور هم‌زمان ... دیدن ادامه » استاد محمو دولت‌آبادی در ردیف اول (بنده خدا چقدر این‌ور اون ور می‌کرد که دختره که دائم می‌دویید (بدون هیچ منطقی) بهش نخوره)
درکل: کسالت بار و غیرقابل دفاع و معرفی به دیگران
البته اسم نمایش هم به اندازه حرکات نافهومه برای من "مثل خاراندن یک زخم پس از خوب شدن":
این "یک" یعنی مشخص کردن یک زخم بخصوص یا چی؟ اگر "یک زخم" مد نظره باید توی نمایش مشخص بشه کدومه، که نمیشه البته. و از اون بدتر زخم رو مگه میشه خاروند؟ اونم بعد از خوب شدن؟ حدس می‌زنم منظور "جای زخم" باشه والا سادومازوخیسم‌ها هم زخم رو نمی‌خوارنون
امیر مسعود، حمیدرضا مرادی، فرزاد و یلدا معصوم این را خواندند
فروزین تقوی نژاد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باید اعتراف کنم که تنها انگیزه‌ای برای خرید بلیط ‌هم‌فامیل بودن با کارگران بود. و تقریباً مطمئنم اولین بار بود که توی زندگیم می‌دیدمشون.
اجرا اما برای این گروه در حد قابل قبولی بود هرچند نمره‌ای بیش از متوسط نمی‌شه بهش داد ولی واقعاً متوسط بودن هم بد نیست.
تلاششون قابل تحسین بود و سالن پر از جمیت فکر می‌کنم خستگی رو از تنش بیرون کردن
امیرحسین به تلاشت ادامه بده و و هم‌فامیل‌هات و دوست‌داران تئاتر رو مشعوف کن.
سپاس و خسته‌نباشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تقدس‌زدایی از امر فاخر
میکسی از معجون انرژی‌زا به همراه خرما و پسته فراوان که در بعضی مواقع زیر دندان می‌آمد و لبخندی بر لب مصرف‌کننده می‌نشاند.
درکل: قابل تحمل و تعمق و درپاره‌ای مواقع همراه با بارش پراکنده لبخند و اشک
فقط تنها چیزی که قدری توی ذوق می‌زند استفاده نامفهوم از این حجم کیسه زباله برای طراحی لباس بود. کاش لباس آدمی‌زادی تری می‌پوشیدند لااقل با پارچه‌ای مندرس.
دورود و دستمریزاد به گروه.
برقرار باشید.
پی‌نوشت: اسم نمایش هم اصلاً همسو نیست و مثلاً "میدان فردوسی نبش کوچه بیژن و منیژه" یا یه چیزی توی همین مایه‌ها می‌تونست بهتر باشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرچند برای کسانی که در همان زمان (یا امروزه از طریق اینترنت) موضوع را پیگیری می‌کردند/می‌کند از وجه مستند‌گونه چیزی اضافه نمی‌کرد ولی حاصل کار نمایشی "تئاتر"ی از موضوعی به شدت "سینما"یی بود: تصوّر آدمی که رفتار هیستریک داره در لانگ شات برای من واقعاً سخت بود. کارکتری که نه داد می‌رنه ونه حتا از جاش تکون می‌خوره ولی منِ تماشاچی به شدت قانع می‌شم و باورش می‌کنم. جدای از کارگرانی به اندازه تاراج، بازی مسحورکننده بهروز پناهنده واقعاً کاررو از یه سطح روایتی تخت و مستندگونه به یک درام قابل تماشا تبدیل کرده بود.
سلیقه اجرایی تاراج رو می‌پسندم و پیگیری‌اش می‌کنم. تاراج نشون داده می‌تونه تقریباً تو هر سبکی یه استاندارد قابل قبول ارائه بده.
بعضی چیزها هم بود که حین تماشا یکم اذیت می‌کرد:
- منطق زمانی: مشخص نبود این فلش فروروارد/فلش‌بک‌هایی ... دیدن ادامه » که در زمان از ابتدای سال تا انتهای بهار زده می‌شد برای چیه. در واقع داشت یک اتفاق تاریخی با فاصله (و دقیقاً از روی تاریخ ثبت شده) از زمان وقوع و با ذکر ساعات و تاریخ‌های دقیق "بازخوانی" می‌شد قاعدتاً نمی‌بایست توی این بازخوانی با زمان بازی می‌شد.
- بازی‌های کنترل نشده: اکت‌های غیرمعقول و به شدت برون‌گرای کارکترهای زنی که داشتند حتا قصه مقتولی را تعریف می‌کردند در قابل زنی که مورد قتل قرار گرفته و به شدت کنترل شده و درونی.
- نقش مردان در جامعه: تقریباً تمامی کارکترهای مرد به شدت منفعل و دور از واقعه هستند حتا سوگواری قابل لمسی ندارند و حس همراهی را در بیننده برنمی‌انگیزند (نه حس گناه‌کار فرضی و نه حس محکومیت غیرخودخواسته به تنهایی)
-...
درکل: به یکبار دیدنش می‌ارزید (البته با تخفیف وفاداری)
پی‌نوشت: دیروز کنار دست من آقای امیر پوریا (منتقد) نشسته بود که با یک تکنیک عالی در حین نمایش گوشی‌شون رو چک می‌کردن: زیر کلاه. ترفند عالی برای کسانی که تحمل ترک گوشی‌شون رو برای 1ساعت و ربع ندارن.
محسن جوانی
درباره نمایش ملاقات i
یک راهروی پوشده شده با سنگ سرامیک تیره که به شدت و با وسواس تمام صیقلی و تمیز شده و درهایی به اون باز می‌شه و با هر در و قدم گذاشتن افراد به اون این راهرو کثبف و کثیف‌تر میشه و فقط کسانی می‌تونن از این راهرو به تمیزی عبور کنن که یا سازنده‌اش باشن (نصاب سنگ کف) و یا دستور بازسازی‌اش رو بدن.
دیدنی و بسیار طولانی: شاید اگر در حد 90-100 دقیقه می‌بود به شدت جذاب‌تر می‌شد. کششی که قرار بود بر اثر گذشت زمان و تغییر تفکر در افراد شهر به وجود بیاد بیشتر تبدیل به رخوت و کسل شدن تماشاچی شده بود. داشتم در طول کار فکر می‌کردم اگر یه قدری عدم فاداری به متن انجام می‌شد و یه قدری "امروزی"تر می‌شد خیلی جاها این گذشت زمان رو می‌تونست مطلوب‌تر بکنه: مثلاً اضافه کردن موسیقی و نواهای خارجی شاید تولید حس رو تسهیل می‌کرد و...
درکل باید دید و از "تئاتر" لذت برد.
این نمایش رو توی شهرزادِ پسابازگشایی دیدم و خوشم اومد: از اجراش تا شگفتانه پایانیش (که البته قابل حدس هم بود!).
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید برای اولین بار بود که مستقل سر تایم درب‌ها رو باز کرد که باید به فال نیک گرفته بشه مثل حضور "میرسعید مولویان" نازنین که تا ثانیه‌ای قبل از شروع داشت نظرات تیوالیان گرامی رو رصد می‌کرد.
اکبر عبدی زمانی در مورد همبازی بودن با مرحوم انتظامی گفته بود که ایشون تو بازیگری با سرعت 200 تا می‌ره و اگر بهش نرسی اساساً جات می‌زاره بدون ذره‌ای ترحم: در تمام طول اجرا داشتم به بازی مرعوب‌کننده مهین صدری با تکرار این جمله تو ذهنم ور می‌رفتم.
بی‌نهایت لذت بردم از بازی بی‌نقص مهین صدری و به نظر یکی از بهترین بازی‌های خانم‌های بازیگر در این چند سال اخیر بود (امیدوارم احساس شعفم بر منطقم مستقر نشده باشه!).
تکرارها به مرور منطق خودش رو پیدا کرد و تار و پود کار خیلی آهسته و با طمأنینه تبدیل به بافتی منسج شد که کلاف‌هاش اگر به دست و پا گیر می‌کرد و میدشی ... دیدن ادامه » جزئی از اون بدجوری بهت گره می‌خورد و درگیرت می‌کرد و اگر نه یه پیچیدگی نسبتاً نا مفهوم باقی‌ می‌موند.
درکل: روح‌افزا و درگیر کننده (طبعاً برای من) و تنها ایراد غیرقابل بحث شاید قیمت نامعقول بهای بلیط
نمایشی خوب و قابل قبول و در اکثر مواقع فرح‌بخش که در مواردی زیادی فاقد انسجام بود و کار از دست گروه خارج بود (عدم توازن در بازی و اجرای میزانس‌ها)
شخصاً بازی تینو صالحی رو نپسندیدم و به نظرم از چیزی که داشت اجرا می‌کرد فاصله داشت و نتونسته بود هضمش کنه.
کارگردانی بیشتر روی توانمدی مجری‌ها متمرکز شده بود تا یک دیسیپلین از پیش برنامه‌ریزی شده.
و در نهایت حفره‌های نمایش‌نامه که تبدیل بافت اثر شده بود مثل پنیر سوراخ‌ـ سوراخ بود ولی جزئی از بافت.
درکل: یک علی شادمان سرحال و جذاب و ریتمی باورپذیر.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- نمایشی با سطح قابل قبول از همه عناصر: متن، کارگرادانی، بازی، طراحی و...
- همان کوشکیِ همیشگی با همان دغدغه‌های پیشین در سطحی متفاوت و نگاهی جامع‌تر و گسترده‌تر.
- حضور به اندازه و قابل هضم بداهه که می‌شه گفت جزئی از سبک کوشکی شده (حتا جایی که فقط بازیگره)
- ترلان پروانه کاملاً در خدمت کار بود و به شکل کاملاً واضحی داشت نقش یک بازیگر کم‌توان تئاتر رو "بازی" می‌کرد. (تقریباً بعید می‌دونم کسانی که «فقط» به خاطر حضور "ترلان پروانه" برن و این تئاتر رو ببین در مقایسه با انتخاب نمایش 30/دی.)
درکل: دیدنی و مفرح. با ارفاق 4 از 5 (به خاطر گل روی بهنام شرفی)
گل روی بهنام شرفی بوسیدنی ست.
۰۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی که بیشتر از تند بودن، ادای تند بودن رو درمیاره: به‌جای اینکه با تلاش مستمر خط و عمق نگاه ممیزان رو افزایش بده، صرفاً با تکرار یک‌سری واژه سؤتفاهم برانگیز (مثل مستی و...) می‌خواست خنده بگیره که از اصل با موضوع در تضاد بود: خود این تقابل نگاه به انداز کافی قابلیت برای ایجاد تضاد و در نتیجه هجو و خنده رو داشت و نیازی به این توسلات نبود.
درکل: بازی قابل قبول سرابی (به‌غیراز لحظات فریادهای خارج از قاعده) و بازی دور از استاندارد نامداری (در مقایسه با استانداردی که سرابی داشت ارائه میداد). و دیگر هیچ.
در نهایت لعنت به HF که زحمت یک عمر تلاش بازیگران واقعی تئاتر رو به هیچ میگیره و به شعور مخاطب که اومده “تئاتر” ببینه مستقیماً توهین میکنه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش شسته و رفته و با اجرای استاندارد امروزی که در سالنی با استاندارد 4 دهه قبل اجرا می‌شد و صندلی‌های به شدن ناراحت سالن اجازه همراهی رو نمی‌داد.
ادب دست‌اندرکاران قابل توجه بود (بابت تأخیر بیش از نیم‌ساعته و تشکرات پایانی)
اجرایی یک‌دست و قابل قبول از کل گروه از بازی تا صحنه تا موسیقی و نور
موفق باشید و برقرار
هیچ‌وقت 100 درصدت رو نذار .... دیدی میری ورزش می‌کنی سنگین بعد دو روز باید بخوابی؟ .... 100 درصدت رو نزار .... حالا بریم تئاتر کوشکی ببینیم چیکار کرده [با لحن گارددار] ... نه بیا بشین تئاتر ببین .... چیه هی ....
علی نوروزی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتری به شدت بد و عقب نگه‌داشته شده (نه عقب مانده) چه از نظر فکری چه از نظر فاصله با تماشاچی
مشوشاتی سراسر نامفهوم و ناموزون در قالبی تا انتها تُهی
سراسر هیچ
ولی اسمی از کسی برده شده در نمایش که فکر کنم غیر غر زدن مفید باشه یه کتابش رو معرفی کنم تا شاید کسانی که از این تئاتر چیزی دستشون رو نگرفته لااقل با خوندن این کتاب یه چیزی به‌دست بیارن:
کتاب "فایده گرایی" نوشته: جان استوارت میل ـ مترجم: مرتضی مردیها ـ نشر نی
نمایشی درسطح اجراهای دانشجویی و بعضاً پایین‌تر
فاقد هرگونه عنصر حرفه‌ای: از بازی تا کارگرانی و حتا طراحی صحنه (افرادی که در پشت صحنه در حال تردد بودن کاملاً در دیدرس تماشاچی‌ها بودن)
گروه محترم اجرا: وقتی خودتون، خودتون رو جدی نگیرید، مخاطب هم شما رو جدی نخواهد گرفت.
خسته نباشید و تلاش کنید پتانسیل بل‌قوه خودتون رو بل‌فعل کنید.
موفق باشید
محسن جان شما چشمات خیلی خوب کار می‌کنن و الا من که کسی رو غیر از اون دو تا بازیگر ندیدم!!
۲۲ دی ۱۳۹۷
خب پس، آخه من دقیقاً صندلی وسط نشسته بودم!!
۲۲ دی ۱۳۹۷
مرسى از این که تشریف آوردین
۲۳ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی از سرنوشت "شهرزاد" خبری نداره؟
هنوز مشکل‌شون حل نشده؟
مهدی (آرش) رزمجو این را خواند
تا جایی که بنده می‌دونم حل نشده
و تو فاصله نزدیک هم حل نمی‌شه
۱۵ دی ۱۳۹۷
جناب عبدالهی گرامی امیدوارم در مدیریت جدبد شهرزاد رعایت مسئله ساعت حدقل بشود, در نمایش بازیافت باور, کنید, در فصل زمستان ساعت 9و15 بود, احرا اخر نمی دانم بعضی از گروها واقعا در کجا زندگی میکنند ودوم سالن چرا کمی در دادن ساعت احرا رعایت ساعت مناسب گاهی واقعا ... دیدن ادامه » نمی کنند
۱۶ دی ۱۳۹۷
این مشکل که اصن حل نشدنیه انگار در اون سالن متاسفانه :(
ما هم امیدواریم مینا خانم
۱۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش قابل قبول و شسته رفته‌ای بود که می‌شد نشست و تماشاش کرد و ازش لذت برد.
ولی من شخصاً همچنان با این سبک از صحنه مشکل دارم: هنوز گردنم درد می‌کنه. این فاصله‌ای که بین کاراکتر‌ها بود و باید هی می‌چرخیدم به این‌ور؛ هی می‌چرخیدم به اون ور. آخه این یعنی‌چی؟ چرا باید در تمام طول نمایش بین یکی از (حداقل) دو اکت اجرایی یکی رو انتخاب کنم؟ چرا باید همه‌اش ته ذهنم این باشه که دارم چیزی رو از دست می‌دم (اگر با دست اشاره کنه و من درحال تماشای اون‌طرف باشم چی؟).
درکل برای من تمرکز کردن غیرممکنه وقتی دارم روبه‌روم یه گروه تماشاچای دیگه رو می‌بینم که دارن مرتب ری‌اکشن نشون می‌دن: تحمل کردن افرادی که پشت سر نشستن و هعی میگن "عزیزم، آخی، ..." به اندازه کافی سخت هست دیگه لطفاً جلومون هم اینها رو تکثیر نکنید.
خسته نباشید به گروه که نتیجه کارشون یکنواخت ... دیدن ادامه » و باورپذیر دراومده بود: حاصل تلاش یک گروه حرفه‌ای که تلاش می‌کنن کارشون رو به بهترین شکل ممکن انجام بدن.
سپاس
سپاس از حضورتون.
۰۹ دی ۱۳۹۷
در مورد سبک صحنه کاملا موافقم
۰۹ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- نمایشی بی‌جهت طولانی و بدون ضرب‌آهنگی منظم که نشان از عدم هضم موضوع و تجربه (زیست) کارگران میاد و نتیجه‌اش یک پوسته ترک خورده از فرمِ خام‌ست که نمی‌شه باهاش در طول نمایش همراه شد. (درست برخلاف فیلم برگمان که حاصل مستقیم زیستِ کارگرانه و با توازنِ سینوس‌گونه‌اش کاملاً تماشاگر رو با خودش همراه میکنه و موفق میشه با تولید حس به فرم نزدیگ بشه.)
- پرده لوس صحبت مستقیم با تماشاچی و مزه‌پراکنی اَبَر در سطح جنگ‌های شبانه که هیچ کمکی به پیشبرد داستان و یا تحلیل شخصیت‌ها نمی‌کرد و با حذفش، هم زمان نمایش کوتاه می‌شد و هم این وصله ناجور قطع می‌شد.
- استفاده بی‌مورد در اکثر مواقع از ویدئوپروجکشن که به‌جای ایجاد حس معیّن در تماشاچی به واسطه بازیِ بازیگران، ما رو مجبور می‌کرد فیلم ببینیم که می‌شد این کار رو تو سینما هم کرد: من اومدم تئاتر که ببینم ... دیدن ادامه » جلوی من یه نفر چطوری از درون نابود می‌شه: بدون کات / بدون واسطه.
- تپق‌های ناشی از خستگی خانم پناهی ها که بدجوری توی ذوق می‌زد. (اگر نمی‌تونین یه کیفیت ثابت داشته باشید مجبورید نیستید از حقوقِ حقه‌ی تماشاگر برای کسب درآمد بیشتر استفاده کنید).
درکل: پایین‌تر از سطح انتظار و بعضاً تکراری (بازی ابر)
قابل پیش بینی هست که خانم پناهی ها کم کم دچار افول انرژی بر صحنه بشوند .. این حجم سنگین از بازی همراه باحس اگر با این شدت ادامه پیداکنه لاجرم بر کیفیت اجرای بازیگر موثره ... امیدوارم آقای ثروتی از هفته ی بعد تک اجرا کنند این نمایش رو که کار ضربه نخوره
۰۵ دی ۱۳۹۷
فردا برم ببینم چه خبر است و با اعتماد به نفس کامل سانس دوم گرفتم :|
۰۵ دی ۱۳۹۷
خانم ثانی درود
خود بازیگر مثل هر آدم دیگه‌ای اگر کاری از توانش خارجه باید اعلام بکنه. اگر بهش بگن سه سانس بازی کن آیا بازی میکنه؟ قطعاً نه. برای دو سانس هم باید با همین قطعیت بگه نه.
خیلی‌ها، به درست با غلط، به سراغ انرژی‌ها میرن برای جبران، که اونم مشکلات ... دیدن ادامه » خودش رو داره برای مصرف کننده وای لااقل حق من تماشاچی ضایع نمیشه.
۰۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی که اگر 1 ساعتش حذف می‌شد به شدت جذاب‌تر و با ریتم بهتری می‌شد.
عمق میدان صحنه هیچ توجیهی نداشت و صرفاً کیفیت شنیداری رو کاهش می‌داد.
بالاوپایین رفتن بی معنی دیوار
و بسیار موارد اینگونه ... که همگی سلیقه‌ای است و با پسند من هم‌سنگ نبود
درکل: بازی‌های قابل قبول، کارگرانی بعضاً درخشان و نورپردازی دقیق و درست
شگفتانه: فریاد خانم تیموریان در وسط اجرا به ردیف جلویی: "گوشیت رو خااااااموش کن. گوشیت روخاامـــوش کن." (تعظیم دربرابر تسلط و جسارتت بانو)
خانم آزاده صمدی هم ردیف جلو ما نشسته بود که در پایان اجرا بطری آبش رو گذاشت رو زمین و رفت. خانم این کارتون خیلی زشته، لطفاً جاهای دیگه این کار رو نکند.
خسته نباشد به پیرِ فرزانه، استاد، دکتر رفیعی و تمام عوامل اجرایی