تیوال آقای سوبژه (محمد لهاک) | دیوار
S3 : 06:15:10
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
⚫️در مقایسه با آن ظلمات سنگین و عظیم نبودن،بودن نعمتی است که با هر کیفیتی شیرین و جذاب است!
⚫️ آقای محب اهری، هنرمند با اخلاق و پیشکسوت تئاتر دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت.
ای بابا ، خدا بیامرزدش ، دلم به درد اومد .
۴ روز پیش، چهارشنبه
یادشون که گرامی هست ، روحشون شاد (قلب مشکی)
۴ روز پیش، چهارشنبه
خنده و درد را باهم داشت. مبارزه کرد تا نفسش به شماره افتاد.ماند تا به ما بیاموزد زندگی جای رزمی شریف برای ماندن است.رنجوری را به سخره گرفت تا چشم انداز تمام زیستن ها باشد.می گفت :باید زندگی کرد.باید کنار هم شادی درون داشت.می گفت :زندگی را باید زندگی کرد.کنار ... دیدن ادامه » هم بودن را به ما آموخت.تا سه نشمارده بودیم بوی صمیمیت کلامش عالم را عطر آگین می کرد.عمری ماند و بود تا بیاموزیم بودن را در کنار هم باید تجربه کنیم .حسین محب اهری رفاقت را با مردم با خنده هایش قسمت می کرد تا بگوید هنرمند مثل کف دست صاف است.رفیق رفته ،ماجامنده ایم.تو مانده ای ما رفته ایم .قاب نگاه و خنده هایت روی دیوار دل مردم حک شده است.رفیقم اندوه ما بلند است که جاماندنمان را به رخ می کشد.یادت هست شادی را اکسیر گم شده دلهای امروز می دانستی؛یادت هست می خندیدی تا دنیا لبخندش را به همه نشان دهد.عزیز دل با این اندوه چه باید کرد؟این دنیا برای تو کوچک بود می دانم.اندوه تو برای ما بزرگ است.حسین جان هیچ می دانی دلم قد یک دنیا برایت تنگ می شود؟حسین محب اهری مرگ را تسلیم خود کرد.مرگ، زندگی را به من آموخت .صحنه زیبای زندگیت را با لبخند ترک کردی دوست جان عزیز ؛حتما در صحنه انسانیت همیشه بازیگر اصلی دلهای مردم می ماند.

◾️ شهرام گیل آبادی
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
درباره نمایشنامه تبرئه همانگونه که سرور ارجمند جناب جعفریان در توضیحات فرموده بودند نیازی به توضیح نیست اما درباره نحوه اجرا باید عرض کنم تجربه به تماشا نشستن این اثر برای من بسی دلچسب بود .
گرچه بخاطر شاید شرایط حاکم و شاید.....
شاهد کمی کم فروشی در برخی از بازیگران بودم اما کلیت اجرا دوست داشتنی بود
حضور دو استاد درخشان در اجرا نکته دل انگیز کار بود و بازی بازیگرانی که با کوله ای از تجربه همراه اثر بودند
بخاطر اسپویل شدن از توضیحات دقیق می‌گذرم اما به زعم من یکی دو جا میزانسن یا درست اجرا نشد و یا مشکل داشت صحنه ساعت بعد از آزادی
و خط نشستن بازیگران که دو نفر هم جهت نشسته اند
در متن چند باگ بزرگ بود که یا به اشتباه گفته شد ویا ....
اول ورود به زندان من ۳۶ سالم بود دستگیر شدم ده سال زندان بودم و الان پنجاه سالمه
فرزند جسی که اصلاً حین ارتکاب جرم معلوم نشد کجای واقعه قرار دارد
در مورد قتل کلانتر هم عدم وضوح داستان قضیه ارتکاب رو بی ربط جلوه میداد. تلخ ترین و غلط ترین جای نمایش مربوط به پسری بود که بیست و دو سال زندان بود و نوع روایت بخاطر ممیزی ها شاید کل ماجرا رو غلط بیان میکرد
به زعم من اینکه در سانسور هاجایگزینی میکنیم مثلاً رابطه دختر و پسر رو به برادر و خواهر تبدیل میکنیم ماجرا رو تغییر میده
سیاه پوست قاتل زن سفید پوست
موهای خودش در دستش؟!؟!؟
که در دو پرسوناژ این اتفاق افتاده. بود
بازیها ... دیدن ادامه » بجز یک نفر که تپق بیان بود البافی قابل قبول و حتی درخشان بودند
نور فوق‌العاده بود و خود این امر به جذابیت کار کمک میکرد
به زعم من در طراحی لباس کم کاری شده بود و شاید میشد جذابیت طراحی لباس رو دو صد هزار برابر کرد با درنظر گرفتن لباس محکومیت به رنگ خاکستری
در مورد طراحی صحنه باید گفت هر چند به ظاهر دکور امکان هایی میداد اما خیلی جای کار داشت مثبت زنجیرهای آویزان و یا...
صندلی به شکل مثبت فوق‌العاده بود و فضای نامطمئن رو یادآور میشد
ویدئو پروژکتور هم بی اثر بر صحنه سیاه بود حتی ما سایه ای هم نمی دیدیم و فقط با صدا تصور می‌کردیم
بازیگران در دیالوگ هم گاهی می آمدند که خودش با طراحی کارگردان صورت گرفته بود
مجموعا امتیاز من به کار
۷/۱۰
و به نظرم بهای ۳۰۰۰۰تومن برای اجرا مناسب است
لذت حین اجرا ۸/۱۰
به دوستان. پیشنهاد میکنم این اجرا رو ببینید و در موردش کمی فکر کنید شاید بخاطر وقایع اخیر و کمی تحقیق برای من مقوله تبرئه شدن و یا بیگناه به زندان رفتن بسیار دغدغه شده
عدالت رو به زوال ما رو به منتهی تاریکی می‌بره عدالتی که فقط به امکان موجود فکر می‌کنه امیدوارم رویش دوباره در نظام عدالت جهانی بوجود بیاد و پایه های ظلم برچیده بشه


خیلی دوست داشتم جناب لهاک
۵ روز پیش، سه‌شنبه
آقا من هر روز به این امید میرم تئاتر شهر که شاید شما هم تشریف بیارید
فردا یه کارگاه عالی هستش رایگان مربوط به بازیگری مال آقای رحیمی اگه بیاید خیلی خوشحال میشم
بسیار کارگاه خوبی است به دلیل درک درست حس
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
در ... دیدن ادامه » غیر اینصورت امر کنید من سرتا پا در خدمتم
۳ روز پیش، پنجشنبه
جناب بابک عزیز
بسیاری عزیزان بجای گذاشتن کامنت فقط امتیاز به کار میدن
دوستان کمی هستند که کامنت هم میگذارند به نسبت تعداد دوستانی که امتیاز ثبت می‌کنند البته
روند یک کار بعد از چهار اجرا به راحتی به دست میاد کافیه چند نقطه نظر رو بخونید
امتیاز ها ... دیدن ادامه » در پایان اجرا کمک کننده هستند چون مثلاً همین کار روز اول بخاطر تاخیر زیاد امتیاز منفی گرفته از دوستان تاثیر این امتیاز نمره بسیار پایین برای کار هستش اما شب بعد چند ستاره بیشتر ثبت شده و شرایط تغییر کرده اینه که نمیشه به امتیاز کار در شروع توجهی کرد
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
شب گذشته اجرای نمایش سینما رو دیدم طبیعتا مثل هر اثری باگ های متنی و اجرایی داشت اما در جمع بندی کمدی فانتزی دلچسبی بود .
نوعی قضاوت و تلقین رمزگشایی نشده ای به شخصیت های واقعی داشت که این اثر پذیری ، مخاطب رو به فکر درباره چگونگی حقیقت وا میداشت
این موضوع که خلق آدمهای واقعی با تفکر ذهنی نویسنده و اجرای حدود کارگردان و بازی بازیگران میتونه چقدر به جهتگیری مخاطب رنگ بده دغدغه ای بود که شاید برای من موضوع رو قابل تفکر تر میکرد
مواجهه با این اجرا اگر چه صد نبود اما به زعم من در بخش تمرین ، بازیگران مجدانه تلاش کرده بودند تا تبدیل به واقعیت پرسوناژها بشوند فارغ از اطوار و ادا
اجرا کمی آنریتم بود میزانسن ها به جهت کم تجربگی کارگردان گاهی مناسب نبودند و گاها تکرار موضوعی آسیب زننده بود تعداد بالای پرده ها و طولانی بودن زمان اجرا ... دیدن ادامه » هم گاهی مخاطب رو به خستگی میکشوند اما دو نقطه قوت برای کار اول بازی بازیگران بود که به شدت به باورپذیری رسیده بودند و دوم این نکته بود که هرگز سعی در ادامه کمدی موقعیت و تکرار به جهت خنده گرفتن از تماشاگر رو نداشتند
کارگردان با اینکه کار اولی بود اما شجاعانه تلاش کرده بود تا کار از ایده دربیاید و شاید متن و تجربه، کمی با او همراه نشده بود
در مجموع به گروه نازنین اجرایی خدا قوت میگم امیدوارم در آینده نه چندان دور دوباره شاهد درخشش و موفقیتهاشون باشم
زاد روز استاد دکتر علی رفیعی رو شاد باش میگم امیدوارم سایشون بر سر تئاتر مستدام باشه
با سلام
قدرت موسیقی بی نظیر ، توانمندی بازیگر ، ریتم اجرایی ، طراحی نور عالی ، پرداخت تازه به موضوع بازیگر بدن متمرکز ،تمرین زیاد نهایتاً می شود خروجی یک کار باکیفیت
دست مریزاد به خانم حسینی
دست مریزاد به آقای رضانیا
دست مریزاد به گروه
و هامون سیدی
هامون خان سیدی هنرمندیِ که همه وجود نازنینش رو به صحنه تقدیم می‌کنه
گرچه اگر هر کسی بجای او بود با توجه به توانایی های شخصی در بازیگری و وجود نازنین برادرش راههای بسیار ساده تری رو انتخاب میکرد و بجای مدیای محروم و مهجور تئاتر و روزها تمرین و تمرین و تلاش و آسیب در صحنه بدون چشم داشت مالی با حداقلی ترین امکانات ، لنز دوربین رو با دو بار روخوانی سه بار تکرار با درآمدی عالی و شهرت می‌تونست به راحتی داشته باشه .
هامون سیدی فارغ از تملق آرتیست توانمندی است که رانت نام خانوادگی اش رو هرگز نمیخوره ... دیدن ادامه » و آنقدر درخشان و پرتوان و انرژیک در صحنه حاضر میشه که تماشاگر رو بوجد میاره
درخشش های بی حد و بی شمار موفقیت سلامتی آرامش رو براش آرزو میکنم و از خدا میخوام تا بر صحنه باشه و بدرخشه تا ما کیف کنیم از بودنش

امتیاز من به کار 8/10
اما پنج ستاره میدم که واقعا برای من پنج ستاره بود
امروز بیست دیماه بود و من خدا رو شکر میکنم که یکی از مهربانترین مثبت اندیش ترین رفقا رو امروز خدا به ما داد
بامداد مهربان زاد روزت رو شاد باش میگم و بهترین و شهدین ترین و خواستنی ترین آرزوها رو از خداوند مهربانی برات دارم .
قطعا دوستان تیوالی طعم شیرین لطف و مهرت رو چشیدند
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩ممنونم که مهربانی کردن رو مثبت نگاه کردن رو به من آموختی ممنونم ازت⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
بامداد یه دونس ❤❤❤
تولدش مبااااارک..
۲۰ دی
دوستان جان
ممنونم از لطف همتون
بغل بغل عشق ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۳ دی
بامداد عزیزم
تو انرژی مطلق هستی و نهایت اندیشه پاک و مثبت
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۳ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ده تا
بی یییست تا
دی ویست تا

اجرا هم اگه تمدید بشه باید دید و کیف کرد
قلم زرین سجاد خان داغستانی و اجرای بی نظیر خانم اسدالهی، هادی جان احمدی، جناب حسن پور دو صد چند میکنه کیف به تماشا نشستن رو
کاش موقع تمدید یک روزی تمدید میشد که بتونیم بریم ببینیم این نمایشی رو که همه دوست داشتند و من بی نصیب و کم سعادت موندم
۲۱ دی
خانم مقدم
با شما موافقم
۲۳ دی
خانم مقدم پس این یک داستان ادامه دار هست در سالن مهرگان
۶ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای قشنگ تر از پریا ...................
رویا ؟



کی.....
کجا......


انی وجی بوجی ................. یعنی چی ؟
یعنی بیاین ببینیند
آقا جعفریان، همون‌جاهاش که خیلی دوس داشتنی بودن :))
۱۷ دی
به روی چشم و با دیده منت ممنون از قلم پرمهرتون
۱۸ دی
جناب جباری عزیز
سایه ومهرتون مستدام
❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩
۱۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای تف به این نقشی که من دارم بازی میکنم
بهترین دیالوگ کار و بهترین بازیگر کار بودند به نظرم. -)
۱۷ دی
celine عزیز انصافا همه خوب بودند و شیرین مثل قند
طعم یک اثر با کیفیت و ماندگار
۱۷ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
طعم یک تئاتر حرفه ای رو چشیدم
هر چه کردم که خیلی کوتاه بگم دلم راضی نشد و ناچار به ویرایش رسیدم
در شروع کار حضور درخشان جناب فلاحت پیشه برای من تداعی حضور در ورک شاپ بازیگری بود صدا سازی حرکات دست رهایی بدن میمیک صورت بیان
با ورد جناب ملک در ابتدا صراحتا کمی مقایسه سیامک جان صفری در هم سانی کاراکتر من رو به تزلزل بازی جناب ملک متمرکز کرد هر دقیقه ای که گذشت شاهد رشد حیرت انگیز و درخشش بی نظیر ایشون شدم در حدی حیرت کردم و مشعوف و ذوق زده که بعضی از صحنه ها میخواستم بایستم و براشون دست بزنم
بازی استادانه محمد رضا مالکی مهدی نصرتی جناب حسینی وخانم صنعت کار رو هم که باید دید و لذت برد کیف کرد و در ذهن سپرد
صدای ملکوتی خانم مژده عباسی
گروه موسیقی که به نظر من البته به عنوان یک غیر کارشناس در امر موسیقی به تمام گروه بینوایان ... دیدن ادامه » و همه موسیقی هایی که تا امروز در تئاتر هایی که دیده بودم با اختلاف برتری داشت
راستش با دو چیز مشکل داشتم یکی نور بود و دیگری صندلی های مزخرف سالن
و در نهایت میخواستم اینجا دوباره تعظیم کنم به عوامل این اثر که با اجرای درستشون طعم شهدین یک خاطره از اجرایی با اصول و قاعده رو برای من ابدی ساختند
محتشم بود و یک سر و گردن بالاتر از ..... به قول استاد نعیمی فقط لاکچری نبود :))))))))))
۸/۱۰
جناب لهاک اجرا تاخیر داشت؟ و اگر داشت چقدر بود؟
۱۷ دی
پس امروز من لذتی خواهم برد ( مخصوصا وقتی ردیف یک هستم)
۱۷ دی
HadyAba30 آقا نوش جان لذتش رو ببرید
به زعم من یکی از اجراهای فراموش نشدنی بود برای من
۱۷ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما انتخاب میکنیم هر آنچه که متصوریم بهترین رویکرد است حال اگر چه در نتیجه انتخابمان همه نتیجه به قطعیت مطلق مثبت نباشد ما باید در مقابل افرادی که به حقوق اولیه مان توهین میکنند با قاطعیت بایستیم
زمانی که اجرا با تاخیر میرود
زمانی که عکاس مزاحم در اجرا هست
زمانی که برای میهمان جابجایمان میکنند
زمانی که کسی در اجرا با موبایل صحبت میکند
زمانی که در اجرا دو نفر گپ میزنند
و..............
حتی اگر در حین اجرا باعث قطع و وقفه در اجرا شویم این اتفاق ها برای همیشه از بین خواهد رفت
ویروس با انتی بیوتیک کشته میشود نه با تحمل مرض
# نه_به_عدم رعایت_حقوق_تماشاگر


مساله‌ی تراموا یکی از مسائل مهم و البته بحث‌ برانگیز در زمینه‌ی اخلاق و فلسفه‌ به حساب می‌آید. شرایط این مساله طوری طراحی شده که فرد ناظر باید بین نجات پنج نفر از مرگ یا کشته شدن یک نفر انتخاب کند.
شرایط مساله‌ی تراموا طوری طراحی شده که فرد را در معرض انتخاب قرار می‌دهد. این مساله اولین بار توسط فیلیپا فوت در سال ۱۹۶۷ مطرح و توسط افراد مختلف دیگر باز طراحی شد.
فرض کنید که در حاشیه‌ی خط راه‌آهن و در کنار یک اهرم قرار گرفته‌اید؛ با کشیدن این اهرم مسیر حرکت قطار تغییر خواهد کرد. در همین حین یک قطار با سرعت به شما نزدیک می‌شود و از طرفی دیگر در مسیر اصلی قطار ۵ نفر کارگر ایستاده‌اند و در مسیری دیگر یک نفر بر روی ریل است. شما توانایی متوقف کردن قطار و همچنین اخطار به افراد روی ریل را ندارید. تنها کاری که از دست شما برمی‌آید انتخاب بین کشته شدن پنج نفر یا فشردن اهرم و کشته شدن یک نفر برای نجات افراد دیگر است. شما کدام را انتخاب می‌کنید؟
مساله‌ی ... دیدن ادامه » تراموا باعث می‌شود که به عواقب کارهای خود کمی بیاندیشیم و جواب دهیم که آیا ارزش‌های اخلاقی تنها توسط نتیجه‌ی کار سنجیده می‌شود؟ یا نحوه‌ی انجام کار نیز اهمیت دارد؟ این مساله شدیدا طرز تفکر و نحوه‌ی نگاه کردن ما را به مسائل به چالش می‌کشد و سناریوی آن در محیط‌های دیگری نظیر جنگ، شکنجه و مسائل روزمره استفاده شده است.
نسخه‌ی دوم از این مساله شرایط را برای فرد ناظر به مراتب چالشی‌‌تر می‌کند. فرض کنید روی پلی که از بالای خط راه‌آهن رد می‌شود ایستاده‌اید. قطار با سرعت در حال نزدیک شدن است و روی ریل ۵ کارگر در حال کار هستند. متعاقبا شما نه می‌توانید به لکوموتیوران اخطار دهید و نه می‌توانید کارگران را از وجود قطار آگاه کنید. با این حال در کنار شما یک فرد چاق قرار دارد و مطمئن هستید که با انداختن این فرد بر روی ریل، قطار می‌ایستد و جان پنج کارگر را نجات خواهید داد. در چنین موقعیتی شما چه کاری انجام می‌دهید؟
نکته‌ی جالب در این دو مساله آن است که در حالت اول خیلی از افراد ترجیح می‌دهند که اهرم را حرکت دهند و جان پنج را نجات دهند اما در مساله‌ی دوم حاضر نیستند یک فرد را به خاطر نجات پنج نفر دیگر قربانی کنند.
نسخه‌ی سوم این مساله نیز اگرچه قطاری ندارد ولی انتخاب بین زندگی و مرگ را نشان می‌دهد. فرض کنید شما یک پزشک هستید که ۵ بیمار دارید و هر کدام به پیوند یک عضو احتیاج دارند. دو نفر از آن‌ها به شش، دو نفر به کلیه و نفر پنجم به یک قلب برای زنده ماندن محتاج هستند.
از طرفی دیگر بیماری وجود دارد که تنها پایش شکسته است و دیگر اعضای بدن او به خوبی کار می‌کنند. آیا شما حاضر به کشتن این فرد برای نجات پنج بیمار دیگر هستید؟
بیشتر افراد در مواجه با این سوال جواب خیر می‌دهند و حاضر به کشتن یک نفر برای نجات بقیه نیستند. با این حال به نظر می‌رسد موقعیت در هر سه حالت یکسان است. آیا موقعیت‌هایی که در آن قرار می‌گیریم و نحوه‌ی انتخاب ما همیشه تحت تاثیر منطق است؟ شاید عوامل دیگری بر انتخاب‌های ما تاثیرگذار هستند.
باید بین اجازه‌ی مرگ دادن و کشتن تفاوت قائل شد؛ اولی یک حرکت منفعلانه و دومی فعالانه در برابر یک حادثه است. در اولین مساله فرد ناظر بین نجات جان ۵ نفر و اجازه‌ی مرگ یک نفر یکی از حالات را انتخاب می‌کند. اما در مساله دوم ناظر با انداختن فرد چاق بر روی ریل عملا فعل کشتن را انجام می‌دهد.
قانون اثر دوطرفه در فلسفه به عملی می‌گویند که در خود یک وجه منفی دارد، اما عمل در انتها یک کار خوب را معرفی می‌کند. احتمالا در هر کدام از شرایط بالا اتفاقی که می‌افتد از قانون اثر دوطرفه تبعیت می‌کند. با این حال نظریه‌های مختلفی که در اخلاقیات به کار برده می‌شوند و تمرکز خود را بر نتیجه‌ی یک عمل جلب می‌کنند نمی‌توانند جواب خیلی از پرسش‌های را دهند. این تئوری‌ها دلیل انتخاب نجات ۵ نفر در مساله‌ی اول و نجات یک نفر در مساله‌ی دوم را توضیح نمی‌دهند چرا که فقط به نتیجه فکر می‌کنند.
در جریان یک تحقیق علمی، فعالیت مغز افراد در مواجه به مساله‌ی تراموا بررسی شد. در مساله‌ی اول بیشترین نواحی درگیر در تصمیم فرد مربوط به فعالیت‌های منطقی بودند. بنابراین فرد فشردن اهرم را انتخاب می‌کرد و جان ۵ نفر را نجات می‌دهد. اما در مساله‌ی دوم بیشتر احساس فرد در فرآیند تصمیم‌گیری دخیل بود و به همین دلیل در برابر کشته شدن یک فرد حس کاملا بدی دست می‌دهد.
سوال اصلی در این میان در مورد نقش احساسات در تصمیم‌گیری‌های فردی است؟ تا چه حد باید به احساسات خود اطمینان کنیم؟
مساله‌ی تراموا نشان می‌دهد تا چه حد انتخاب و فرآیند تصمیم‌گیری در زندگی ما جدی است. بعضی اوقات با اینکه عمل ما تبعاتی منفی به همراه دارد آن را اجرایی می‌کنیم و در شرایطی دیگر این کار را انجام نمی‌دهیم. در این میان انتخاب‌های افراد هم اگر شبیه هم باشند دلایل انجام آن برای هر فرد متفاوت است.
با سلام و ارادت خدمت جناب لهاک گران قدر؛
همسو با فرمایشات حضرتعالی به دو مورد اشاره می کتم اولی تازه ترین نوع حق کشی اتفاق افتاده برای بنده و مورد دوم یک معرفی می باشد؛
اول: عصر روز گذشته برای دیدن فیلم اپیزودیک گلدن تایم به سینما موزه رفتم، طبق معمول ... دیدن ادامه » سینمای تجربه ، سالن خالی بود و تعداد تماشاگران از ١٠ نفر فراتر نبود، اوایل اجرا و در اپیزود ٢ از ١٢ آقایی در ردیف پشت بنده با تلفن فَک میزدند و تمرکز من برای آن اپیزود ٨ دقیقه ای بواسطه این جریان از دست رفت، در اپیزود ٨ که مربوط به ماه آبان میشد متعاقبا در ردیف بنده که زوج جوانی بودند با جملات عاشقانه ول کن نبودند! و در اپیزود دهم یا دیماه! نیز فرد میانسالی در ردیف جلویی یا ردیف ٣ تلفنشان ٢ بار زنگ خورد و خیلی راحت نشستند و صحبت کردند گویا معامله ای هم انجام می دادند با این ترفند که با یک دست جلوی دهان خود را میگرفتند حکماً کار خفه کن لوله تفنگ را در ذهنشان متصور بودند، القصه من ٣ اپیزود جذاب این کار زیبا را از دست دادم و با حالتی عصبی در انتها سالن را ترک کردم.
دوم: بواسطه مطرح کردن مسأله حادثه تراموای فیلیپا فوت فیلسوف بریتانیایی شما را به خوانش نمایشنامه ترور به قلم فردیناند فون شیراخ نشر مهراندیش به ترجمه رحمان افشاری دعوت میکنم جائیکه محاکمه سرهنگ خلبان نیروی هوایی آلمان برای انفجار یک هواپیمای مسافربری شرکت لوفت هانزای هایجک شده را رقم میزند تا از سقوط آن بواسطه تهدید هایجکر بروی استادیوم فوتبال مونیخ که پر از جمعیت بود جلوگیری کند و آنچه که برای قاضی اهمیت داشت شأن و کرامت انسانی بود که آن را برای ١ انسان و یا هزاران انسان مساوی می دانست و دادگاه از این منظر و دفاعیات خلبان متهم ، جنجالی شد!درست چالش بینابینی تراموا و ... اکنون موارد حقوقی شما برای دیدن یک تئاتر در سکوت که درد دل همه ماست.
با سپاس از شما دوست خوب و فرهیخته❤️
۱۰ دی
جناب عبدالهی از همون قلب ها
۱۷ دی
جناب بهکام ارادت
۱۷ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکاسی هنر درست دیدن و درست ثبت کردن است
عکاس شکارچی و با یک شلیک جاودان ساز لحظه
و تئاتر صحنه موزونی که برای برداشت قاب ها چیده شده است
خانم و آقای عکاس اگر چه آقای پور حمزه با بوسیدن شانه شما تف کرد به صورت تماشاگری که بعد از سی و پنج دقیقه تاخیر با صدای پس زمینه شاتر بدون توقف زجر به تماشا نشستن را به جان خرید و از لذت دیدن یک نمایش شاید خوب محروم شد .
ولی بدانید و بدانید و بدانید که مثلث تئاتر سه راس دارد و مهم‌ترینش تماشاگر است که اگر نباشد هنر نمایش بی ارزش میشود
در تعجبم که چرا گارد های ذهنی ما باعث میشود که ببینیم و ندیده بگیریم شاید اگر جناب کوشکی بزرگ که نهضت سواد آموزی به راه می اندازند اعتراض میکردند مرهم التیام بخشی بود به زخمم
افسوس که ما ردای هنر را در لوای نام ونان پیچید ه ایم.

لذت حین اجرا ۰/۱۰
تجربه همراهی با جناب جعفریان (حلوای ... دیدن ادامه » تن ترانی )
امتیاز من به کار ۵/۱۰
آقا درود فراوان ، افتخاری بود که نصیب من شد
۰۹ دی
ما انتخاب میکنیم هر آنچه که متصوریم بهترین رویکرد است حال اگر چه در نتیجه انتخابمان همه نتیجه به قطعیت مطلق مثبت نباشد ما باید در مقابل افرادی که به حقوق اولیه مان توهین میکنند با قاطعیت بایستیم
زمانی که اجرا با تاخیر میرود
زمانی که عکاس مزاحم در اجرا هست
زمانی که برای میهمان جابجایمان میکنند
زمانی که کسی در اجرا با موبایل صحبت میکند
زمانی که در اجرا دو نفر گپ میزنند
و..............
حتی اگر در حین اجرا باعث قطع و وقفه در اجرا شویم این اتفاق ها برای همیشه از بین خواهد رفت
ویروس با انتی بیوتیک کشته میشود نه با تحمل مرض
# ... دیدن ادامه » نه_به_عدم رعایت_حقوق_تماشاگر


مساله‌ی تراموا یکی از مسائل مهم و البته بحث‌ برانگیز در زمینه‌ی اخلاق و فلسفه‌ به حساب می‌آید. شرایط این مساله طوری طراحی شده که فرد ناظر باید بین نجات پنج نفر از مرگ یا کشته شدن یک نفر انتخاب کند.
شرایط مساله‌ی تراموا طوری طراحی شده که فرد را در معرض انتخاب قرار می‌دهد. این مساله اولین بار توسط فیلیپا فوت در سال ۱۹۶۷ مطرح و توسط افراد مختلف دیگر باز طراحی شد.
فرض کنید که در حاشیه‌ی خط راه‌آهن و در کنار یک اهرم قرار گرفته‌اید؛ با کشیدن این اهرم مسیر حرکت قطار تغییر خواهد کرد. در همین حین یک قطار با سرعت به شما نزدیک می‌شود و از طرفی دیگر در مسیر اصلی قطار ۵ نفر کارگر ایستاده‌اند و در مسیری دیگر یک نفر بر روی ریل است. شما توانایی متوقف کردن قطار و همچنین اخطار به افراد روی ریل را ندارید. تنها کاری که از دست شما برمی‌آید انتخاب بین کشته شدن پنج نفر یا فشردن اهرم و کشته شدن یک نفر برای نجات افراد دیگر است. شما کدام را انتخاب می‌کنید؟
مساله‌ی تراموا باعث می‌شود که به عواقب کارهای خود کمی بیاندیشیم و جواب دهیم که آیا ارزش‌های اخلاقی تنها توسط نتیجه‌ی کار سنجیده می‌شود؟ یا نحوه‌ی انجام کار نیز اهمیت دارد؟ این مساله شدیدا طرز تفکر و نحوه‌ی نگاه کردن ما را به مسائل به چالش می‌کشد و سناریوی آن در محیط‌های دیگری نظیر جنگ، شکنجه و مسائل روزمره استفاده شده است.
نسخه‌ی دوم از این مساله شرایط را برای فرد ناظر به مراتب چالشی‌‌تر می‌کند. فرض کنید روی پلی که از بالای خط راه‌آهن رد می‌شود ایستاده‌اید. قطار با سرعت در حال نزدیک شدن است و روی ریل ۵ کارگر در حال کار هستند. متعاقبا شما نه می‌توانید به لکوموتیوران اخطار دهید و نه می‌توانید کارگران را از وجود قطار آگاه کنید. با این حال در کنار شما یک فرد چاق قرار دارد و مطمئن هستید که با انداختن این فرد بر روی ریل، قطار می‌ایستد و جان پنج کارگر را نجات خواهید داد. در چنین موقعیتی شما چه کاری انجام می‌دهید؟
نکته‌ی جالب در این دو مساله آن است که در حالت اول خیلی از افراد ترجیح می‌دهند که اهرم را حرکت دهند و جان پنج را نجات دهند اما در مساله‌ی دوم حاضر نیستند یک فرد را به خاطر نجات پنج نفر دیگر قربانی کنند.
نسخه‌ی سوم این مساله نیز اگرچه قطاری ندارد ولی انتخاب بین زندگی و مرگ را نشان می‌دهد. فرض کنید شما یک پزشک هستید که ۵ بیمار دارید و هر کدام به پیوند یک عضو احتیاج دارند. دو نفر از آن‌ها به شش، دو نفر به کلیه و نفر پنجم به یک قلب برای زنده ماندن محتاج هستند.
از طرفی دیگر بیماری وجود دارد که تنها پایش شکسته است و دیگر اعضای بدن او به خوبی کار می‌کنند. آیا شما حاضر به کشتن این فرد برای نجات پنج بیمار دیگر هستید؟
بیشتر افراد در مواجه با این سوال جواب خیر می‌دهند و حاضر به کشتن یک نفر برای نجات بقیه نیستند. با این حال به نظر می‌رسد موقعیت در هر سه حالت یکسان است. آیا موقعیت‌هایی که در آن قرار می‌گیریم و نحوه‌ی انتخاب ما همیشه تحت تاثیر منطق است؟ شاید عوامل دیگری بر انتخاب‌های ما تاثیرگذار هستند.
باید بین اجازه‌ی مرگ دادن و کشتن تفاوت قائل شد؛ اولی یک حرکت منفعلانه و دومی فعالانه در برابر یک حادثه است. در اولین مساله فرد ناظر بین نجات جان ۵ نفر و اجازه‌ی مرگ یک نفر یکی از حالات را انتخاب می‌کند. اما در مساله دوم ناظر با انداختن فرد چاق بر روی ریل عملا فعل کشتن را انجام می‌دهد.
قانون اثر دوطرفه در فلسفه به عملی می‌گویند که در خود یک وجه منفی دارد، اما عمل در انتها یک کار خوب را معرفی می‌کند. احتمالا در هر کدام از شرایط بالا اتفاقی که می‌افتد از قانون اثر دوطرفه تبعیت می‌کند. با این حال نظریه‌های مختلفی که در اخلاقیات به کار برده می‌شوند و تمرکز خود را بر نتیجه‌ی یک عمل جلب می‌کنند نمی‌توانند جواب خیلی از پرسش‌های را دهند. این تئوری‌ها دلیل انتخاب نجات ۵ نفر در مساله‌ی اول و نجات یک نفر در مساله‌ی دوم را توضیح نمی‌دهند چرا که فقط به نتیجه فکر می‌کنند.
در جریان یک تحقیق علمی، فعالیت مغز افراد در مواجه به مساله‌ی تراموا بررسی شد. در مساله‌ی اول بیشترین نواحی درگیر در تصمیم فرد مربوط به فعالیت‌های منطقی بودند. بنابراین فرد فشردن اهرم را انتخاب می‌کرد و جان ۵ نفر را نجات می‌دهد. اما در مساله‌ی دوم بیشتر احساس فرد در فرآیند تصمیم‌گیری دخیل بود و به همین دلیل در برابر کشته شدن یک فرد حس کاملا بدی دست می‌دهد.
سوال اصلی در این میان در مورد نقش احساسات در تصمیم‌گیری‌های فردی است؟ تا چه حد باید به احساسات خود اطمینان کنیم؟
مساله‌ی تراموا نشان می‌دهد تا چه حد انتخاب و فرآیند تصمیم‌گیری در زندگی ما جدی است. بعضی اوقات با اینکه عمل ما تبعاتی منفی به همراه دارد آن را اجرایی می‌کنیم و در شرایطی دیگر این کار را انجام نمی‌دهیم. در این میان انتخاب‌های افراد هم اگر شبیه هم باشند دلایل انجام آن برای هر فرد متفاوت است.
۱۰ دی
من نیز همانند شما چندین بار گرفتار چنین پدیده های شومی شده ام (عکاس و صحبت های پی در پی یا موبایلی مخاطب و از دست رفتن تمرکز) ولی بنظر بحث گفتگو و نوشتن بسیار در گوشه و کنار رسانه های پر مخاطب درباره ی این معضلات فرهنگی به مرور اثری ماندگار داشته باشد و ... دیدن ادامه » بیشتر افاقه کند تا اعتراص حین اجرا.
۱۳ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالمرگ اکبر رادی (زادهٔ ۱۰ مهر ۱۳۱۸ در رشت - درگذشتهٔ ۵ دی ۱۳۸۶ در تهران) نمایشنامه‌نویس و داستان‌نویس معاصر
انسان نشانم بده، انسانی گرم، زنده، معاصر، که من صدای جرجر استخوانم را در او بشنوم. انسانی سرشته به ایمان و رنج منتشر، که تمام اعتبار و درخشش پلاتوی تو بسته به جمال اوست؛ و بی او بدان که صحنه سیاه است. یک غار مدرن، بی نور، سرد، که اشباح سرگردانی در سجاف آن بیهوده راه می‌روند؛ و آیا نوبت به غارهای مدرن و تیره آغازیان رسیده است؟... خوب من! همیشه یکی هست که عاشقانه بخواند
اکبر رادی
با سلام و احترام
فردا هشتادمین سال یک ابر ستاره است خورشیدی که ما قدردانش نبودیم و رفت.....

دلنوشت استاد علی عابدی در صفحه شخصی اینستاگرامش درباره فردا

فردا ۵ دی ماه . زادروز بهرام بیضایی هشتاد ساله . مردی که بی درنگ و بی وقفه از دغدغه های فراموشی هویت ، جعل تاریخ و ... می نویسد . حالا بیضایی هزار افسان با اینکه خود خواسته و ناخواسته در غربت بسر می برد ولی همچنان با جوهر قلم و قلبش از ادبیات ایران و ایرانی می نویسد . باشد که سایه او همچون خدایگان دانایی هزارساله بر سر این سرزمین خشکسالی و دروغ باشد که در میان این تاریکی نوری چنین فروزان غنیمت است


استاد بیضایی عزیز زادروزتون رو به خودمون شاد باش میگیم که شما پیامبر آگاه کلماتید و برای ما هزار اعجاز آوردید که ما رهروان سست پیمان باز هم ایمان نیاوردیم ، بر ما ببخشید اگر قدردان وجود و حضور و قلمتان ... دیدن ادامه » نبودیم عشق و جان و وجودمان بر استان قدومتان
با عرض سلام و احترام
دوستان جان
پیشنهاد میدم بعد از دیدن نمایش بر اساس ارزیابی شخصی ارزش بها بلیط نمایش رو بگید اینکار نشون میده واقعا یک کار چقدر به قیمت بلیطی که براش تعیین شده نزدیک هستش
شاید این کار در ارزیابی قیمتی بسیاری از کارها تاثیر بگذاره
زیر نمره‌تون یه بهای پیشنهادی هم بذارید :)
۰۲ دی
مخلصم و مخالف :))) مقادیری قلب و فلاور :))
۰۲ دی
ارادتمند و مرید ⁦:-*⁩
قلب‌ها و احساسات فراوان
۰۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جذاب و خنده دار
بعد از بیست دقیقه از شروع اجرا آقایی که به اتفاق همسرشون برای دیدن اجرا آمده بودند موبایلتون شروع کرد به زنگ زدن یک ملودی آرام
لا لا لالای لالا لالای لا لا لالای
چند دقیقه زنگ زد سر صبر گوشی رو پیدا کردن(اینکه میگم سر صبر یعنی حداقل دو دقیقه) و بعد از دیدن اینکه کی پشت خطه یا قطع شد یا قطع کردن و مثل یک بمب گوشی رو پای همسرشون انداختند هنوز به نیم ساعت نرسیده بود که یک آقای با فرهنگ دیگه در ردیف جلوی داشت با موبایل حرف میزد
زوج تلفن زنگ زد ملتهب عصبانی فریاد وا اسفا فرهنگ به فنا رفت بر آوردند و مرد که پیمان نابودی کج اندیشان و فرهنگ ستیزان بسته بود با مشت های گره کرده و یک وسیله که فکر میکنم کلید بود پنج یا شش بار محکم به صندلی های جلویی که خالی هم بودند کفت ( البته در ضربه اول نیاز به آب قند من مشهود بود از ترس و شوکه شدن) تا بلکه آن ... دیدن ادامه » بی خبر را آگاه کند
پانزده دقیقه بعد مرد و زن تلفن زنگ زده سر یک خانواده دیگه که آنسوی سالن بلند باهم حرف می‌زدند گفتمان جدی و راهگشایی رو آغاز کردند
و اندر احوالات من که تا دقیقه ۱۵ورود می‌دادند و گفتگوی تمدنها رو تا پایان اجرا شاهد بودم
تماشاخانه ایرانشهر آخرشه من که دو هفته قبل تنها بخاطر چهار ، پنج دقیقه تاخیر نمایش خروس لاری اجازه ورود ندادند ولی چند روز بعدش برای نمایش دیگه ای اومده بودم یک ربع بیست ، دقیقه بعد
شروع اجرا نمایش ، خیلی ملو اجازه ورود تماشاگران
می دادند تازه مسئول ... دیدن ادامه » گیشه با افتخار می فرمایند
نمایش های ما بدون ثانیه ای تاخیر اجرا میشه همیشه.....
۰۲ دی
خانم زرین پور
عین وضعیتی که تجربه کردین رو در خانه استاد انتظامی تجربه کردم یه دختر 18یا 20ساله با خنده های مسخره هیستریک
وسط اجرا یک خانم مسن 70یا80ساله برگشت و بهش گفت خفه شو و واقعا دلم میخواست کلش رو بکنم
خنده های لج آور الکی که یعنی. ( ای ام سو کول ) ... دیدن ادامه »
درک میکنم
۰۳ دی
واقعا شاید الان بخندیم ولی بشددددت اعصاب خرد کن و دردناکه این کاراشون :(
۰۴ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
بعضاً میشه که همه چیز رو به ذهن مخاطب وا میگذارند و توقع باور پذیر شدن قصه رو از مخاطب دارند
بهتر نیست مثل پینوکیو آب و آرد بخوریم و شکم هامون رو روی آتش بگیریم
قصه رو بدید بخونیم و فضا رو تصور می‌کنیم عکس بازیگرها رو هم بهمون بدید
روی صحبتم در ابتدا با طراح صحنه: جناب امیر حسین دوانی است
عزیز دل برای ایجاد فضا شاید باید بیشتر فکر میشد اگر محیط بیرونی است چرا؟ و اگر داخلی است چرا ؟
نوع رنگ آمیزی فایبر آجر نما و برش های سر آن ها......
آجر ها کهنه بالا و تازه ترمیم شده پایین
سطل آتش
رخت خواب هایی بدون رو فقط زیر انداز (اینها کارتن خواب هستند به زیرشون توجهی ندارندروشون باید گرم بشه ) میشد در صحنه بخشی با موکت به نظر فضای داخلی بشه و روشون پتو بندازند
و هزاران چرای دیگر
و این سوال که اگر بیرونی است چرا در باران و برف همه راحتند اگر داخلی است چرا قفس داریم سطل آتش و شروع باران کلاه بر سر گذاشتن بازیگر
طراح لباس: هاله بوستانی خانم شما عالی بودید کاش برای کفش های مارک های بهتری رو انتخاب می‌کردید بالاخره تیپ بازیگر مهمه دیگه .....
جوراب سفید هم که عالی بود دختر فال فروش با کفشهای نو و جوراب سفید
البته اگه از کاپشن گورتکس north face بگذریم از پلیور ها و کاپشن و شلوار شش جیب مارکدار نمی‌تونیم بگذریم
شاید ... دیدن ادامه » بهتره شما برای کارهایی طراحی لباس کنید که قدرت تصمیم گیری داشته باشید و بر اساس شهرت بازیگران براشون لباس انتخاب نکنید بلکه بر اساس نقش ها انتخاب کنید
طراح نور: داود امیری
آقا روز عصر شب نیمه شب فضای گرم فضای سرد بارانی برفی نور چراغ نور خورشید همه تخت چرااااا؟
سه تغییر وضعیت سفید آبی و نور سطح پایین
قصه جناب سهرابی عزیز
آقا چرا قصه تا این حد بلاتکلیف بود همه پرسوناژ ها ی اصلی بلاتکلیف بودند
عین موجوداتی که در اثر جهش ژنتیکی یه چیزهایی رو سر جای طبیعی ندارند
عین دزدهای قهرمان و.....
از یک طرف یک پرسوناژ مقتدر غالب قوی مسئول مهربان معرفی میشد از طرف دیگه مجازات میشد منفور بود
یک پرسوناژ با هدف خیرخواهانه رفتاری رو میکرد که شما منفور جلوش دادید و دست آخر قهرمانش کردید
و ظهور انقلاب و کارگران نو با ورودشون بدون اطلاع از کجایی بودن گاراژ
...
اما بازیها اگر از تپق های حین اجرا بگذریم بجز امیر حسین جان رستمی که شاید بجهت خوشتیپ بودن و کت و شلوار مشکی یا شلوار جین بر پا که لطف خانم بوستانی بود از نقش خیلی دور به نظر می‌رسید همگی خوب بودند و حتی چند نفر از خانمها درخشان

من به نظرم لذت حین اجرا بخاطر همراهی همراه عزیزم جناب رفیعی ۸/۱۰
و امتیازم به خود کار ۳/۱۰ و این امتیاز فقط به بازی چند تا از دوستان بود
چون چیزی برای امتیاز دادن خود کار نداشت
اقا فکر میکنم همین نوشته خیلی کامل و فکر شده است و تکلیف همه چیزش مشخصه من که کیفور شدم از این بینش و نگرش و انتقال مرسی اقای لهاک
۰۲ دی
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️
۰۴ دی
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۴ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال جان
یه برنامه ای جشنواره ای تخفیفی برای تمدید هاو اشتراکی های تازه و غیره و .... قایل شو عزیز دل
از اون 50 یا 60 درصدی ها که چه بهتر
درود بر شما
از علاقه شما به تیوال+ خوشحالیم... به زودی با کمپین شب یلدا تسهیلاتی برای اشتراک تیوال+ تقدیم خواهد شد.
۲۸ آذر
درود بر شما جناب رستمی
فعلا این امکان وجود ندارد.
۳۰ آذر
سپاس همیاری گرامی
۳۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چطور میشه ۳۰۰نفر روی صحنه جذبت نکن
بعد بشنی رو صندلی پر از مهر روبروی آینه یکدفعه یک بازیگر قشنگ بهت لبخند بزنه قند تو دلت آب بشه
و صدو اندی دقیقه فقط اندر خم بازیها باشی
و شب که میای خونه نامید تا صبح بیدار به اتفاقات و لحظه ها فکر کنی
ایمان عزیز جناب مولایی خیلی خیلی دلم میخواست سفت در آغوش بگیرمتون⁦❤️⁩⁦❤️⁩
اما ترسیدم که .....
وقتی تازه دیدم نفهمیدم چی دیدم حالا امشب تازه دارم میفهمم دیشب چی دیدم یکم پیچیده است اما ....
خسته ی تماشا نباشید بزرگمرد مهربون و خوش قلب
۲۵ آذر
جناب مولویان عزیزم عشقید آقا
۲۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بنام دوستی
با سلام و احترام
نفیسه خانم مهربان از مهرتون ممنونم رفتن و به تماشا نشستن امشب رو مدیون شما هستم
مریم بانوی نازنین ایثار و گذشتتون هرگز از ذهنم نمیره شما بهترین صندلی سالن رو تکرار میکنم بهترین صندلی سالن رو مهربانانه به من بخشیدید
این لطف جبران پذیر برای من نیست اما ...
عمری باشه تلاشم رو میکنم در ضمن این درس رو ازتون آموختم و اگر بتونم این خوبی رو سریان میدم
حال من که معلومه یه بار حمایتی پر از عشق
انگار بال میزدم در سالن و همراهی دو فرشته (حمیرا خانم نازنین و مریم بانو ⁦❤️⁩)
که قطعاً لذت دیدن این اجرا با اونها طعم مضاعفی و شهدینی بر خود گرفت
از بازی های بینظیر و درجه یک دو تا ستاره بر صحنه و کارگردانی درخشان برهمنی همه گفتند و من هم اگر بگم هر چه بگم چیزی به قبلی ها نمی افزاید
جز بوسه بر دستانشون و عشق و احترامم که تقدیمشون
امتیاز ... دیدن ادامه » به کار ⁦❤️⁩
لذت حین اجرا (الهی براتون پیش بیاد ⁦❤️⁩)

خواهش میکنم آقای لهاک
اینکه شاهد لذت بردن از یک اجرا توسط یک دوست باشی، بسیار خوشحال کننده ست
امیدوارم همگی همیشه کنار هم اجراهای خوب ببینیم و خوشحالی مون را تقسیم (در واقع بیشتر) کنیم
۲۴ آذر
خانم مریم که رییس موسسه ماست موسسه مهر و مهربانی و ایثار❤️
۲۴ آذر
لطف داری مرادی جان :)
۲۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید