آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال محمد لهاک ⭐ (آقای سوبژه) | دیوار
S3 : 17:55:55 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
تماشاخانه هامون در شعله های آتش...

آخرین اجرا دقایقی قبل از قرنطینه

امشب ژوژمان ترم اول کارگردانی موسسه آرتا زیر نظر خانم اسدپور نازنین بود
شاگردانی که آموخته هاشون رو طی یک ترم تلاش کرده بودند به منظر اجرا برسونند
اجرا ها که پرفرمنس بودند با دغدغه های خود افراد شکل گرفته بود و ازدم درب ورودی اتفاق ها رقم میخورد
هر نفر یا هر دو نفر به خلق و تولید محتوای یک موضوع یا دغدغه اجتماعی پرداخته بودند
موضوعاتی مثل صلح ، فردیت ، تعامل ، فاصله ، روزمرگی، حقیقت درون ، زن و...
در بین همه آثار سه اجرا من رو جذب کرد اجرایی که پیرامون روزمرگی بود اجرایی ... دیدن ادامه ›› که من اسمش روگیس بریده گذاشتم و اجرایی بنام آینه
قطعا من بعنوان یک کارشناس حرفی برای گفتن ندارم چون کارشناس نیستم اما به زعم من بعنوان مخاطب تئاتر حاصل زیست اثر و مواجهه مخاطب با اثر همان حسی است که صاحب یک اثر برای انتقالش تلاش میکند
و اتفاقا این سه که عرض کردم بیان واضحی از مانیفست صاحب هر کدام از اجراها را برای من به همراه داشت
خوشحالم که خروجی دوره کارگردانی در این مقطع حاصلمند بوده و دانش به بینش و بینش به اجرا رسید امید که شاهد شکوفایی و درخشش دوستان باشم
خیلی ممنونم از حضورتون و انرژی خوبتون. همواره موفق باشید و تنتون سلامت❤️🌱
محمد جان چقدر دلم برات تنگ شده...
امیرمسعود فدائی
محمد جان چقدر دلم برات تنگ شده...
آقا جان ❤️ سلام و احترام و ارادت
اول قبل از هر چیز بسیار دوستتون دارم
بخدا که دلتنگتونم
امیدوارم شانس اینرو داشته باشم که همراهتون دوباره به تماشای تئاتر بشینم ❤️❤️❤️❤️
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با سلام و احترام
این نظر کاملاً شخصی است و دلیلی ندارد که مواجهه شما هم با اثر همین حس از تجربه را داشته باشد

باعث
نمایشی زیر زمینی
تو این روزهای غمبار و تنهایی های اجتماعی تنها دلخوشی خیلی از ما دیدن تئاتر بوده و هست و خواهد بود
اما برای خیلی هامون ترس از آلوده شدن به این ویروس و برای خیلی های دیگه محتوا و اجراهای به هر قیمت خط قرمز حضور توی سالن ها شده
« باعث » که به زعم من یک تئاتر زیرزمینی اعتراضیست برای مخاطب فضایی رو طراحی کرده که بصورت اختصاصی و vip طور تنها تماشاگر اجرا باشیم
و اتفاقا خودش رو ... دیدن ادامه ›› آلوده به ادعا یا ...ناله های حمایت مالی نیاز داریم هم نکرده و با بلیط بهای ۲۰هزار تومنی میتونید شاهد تجربه ای باشید از زیست بازیگر بر صحنه
بصورت اختصاصی و در شرایطی مطلوب،
فضا تمام الزامات رو برای رعایت پروتکل های بهداشتی داره از تهویه تا فاصله از ضد عفونی کردن تا پرده ای بین تماشاگر و اجراگر
پیشنهاد میکنم این تجربه رو به تماشا بنشینید
امیدوارم کامتون از دیدن این اجرا شیرین بشه
استاد شجریان
اگر دو تا شخصیت باشند که حضورشون میتونه دلیلی برای قشنگی و اعتبار روزگار باشه....به نظرم شجریان عزیز و سایه ی گرانقدر هستند....
برای دنیای من که دقیقا اینطوره.....ترس بدی دارم...
هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست
به تنگ چشمی نامردم زوال پرست

محمدعلی بهمنی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

با سلام و احترام
این نظر کاملاً شخصی است و دلیلی ندارد که مواجهه شما هم با اثر همین حس از تجربه را داشته باشد

اینکه ما به جنگ دفاع مقدس میگوییم
وسبب قداست جنگ برای ما هیچ ربطی به دیانت و شریعت ندارد ، قداست جنگ آرامش و شادی و امنیتی بود که برایش گردان ، گردان جوان سرو قامت استخوان شدند امروز اگر جهان آرا و همت و هادی ها و.... بودند قطعا یا زندانی سیاست زدگی های فاسد برخی مسئولان بودند یا آنها هم مثل خیلی از ماها دو شیفت و سه شیفت کار میکردند تا نانی بر سفره های نفتی(احمدی نژاد :سر سفره ها ملت نفت می‌آورم ) خانه هاشان ببرند ،البته اگر از این همه بلایی که سرمان آمده (سیل ، زلزله ، سقوط هواپیما ،۷۸،۸۸۹۸، بنزین سه هزار تومنی ، دلار سی هزار تومنی ، سکه سیزده میلیونی، آپارتمان متری دویست میلیون ، تومن بی ارزش ، کرونا )جان سالم ... دیدن ادامه ›› بدر می‌بردند
خیلی از ما دهه پنجاهی ها یادمان هست که مردم چقدر همدل و بی غش بودند
یادمان هست که مهربانی و مودت ، معرفت و انسانیت چقدر در همه لحظه های زندگی دیده میشد
همسایه ها هم محلی ها همشهری ها هموطن ها معنایشان متفاوت بود
معیشت کم و ساده بود اما سرشار از عشق بود و برکت
هر چقدر نسل دست پرورده انقلاب رشد کرد و بزرگ شد بدتر شدیم
بی رحم تر ، ظالم تر ، خودخواه تر ، بی اعتقاد تر

ما به همه ۱۹۶۸۳۷نفر شهید به خانواده هاشان به جانبازان به اسرا بدهکاریم اما از بسیاری مسئولین خیلی خیلی طلبکاریم از شما مسئول غیر محترمی که با لباس شهدا بنام دین ، رانت خوردید و ظلم کردید و ثروت اندوختید
تا هر روز من و ما بی اعتقاد تر بشویم
از آن چک و سفته ها بپرسید فقط
از آخر هفته ها بپرسید فقط
از جنگ اگر سوال سختی دارید
از جبهه نرفته ها بپرسید فقط


« عباس_صادقی_زرینی »
از کتاب کلمات موجی
نشر شاملو
پوریا صادقی
مهر قلبی ❤️ منم همینطور واقعا دلتنگی داره اون روزا... همیشه به نظراتتون احترام میذارم. ارزوی شادی و سلامتی دارم براتون. برای خودِ عزیزتون و همه ی عزیزانتون
جان و دلید آقا ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
مهرتون به جان⁦❤️⁩
بله همینطوره ، به نکات ارزشمند و فراموش شده ای اشاره کردید .
سپاس از شما
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با سلام و احترام
این نظر کاملاً شخصی است و دلیلی ندارد که مواجهه شما هم با اثر همین حس از تجربه را داشته باشد


ﭘﺪﺭﻡ ﻓﻘﻴﺮ ﺑﻮﺩ...

ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﻫﻢ...

ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪی ﻧﺪﺍﺭﻡ...

ﺷﺎﯾﺪ...

ﺷﺎﯾﺪ ﻓﻘﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺩ...

روایتی که سالهاست در رویایش غوطه‌وریم
هجرت از دیار مادری به قیمت جان و آبرو تنها برای زندگی ... دیدن ادامه ›› کردن
ترجیح غریبه گی و غربت به قریبی در زجر
(بی پول بودن در آمریکا بهتر از پولدار بودن در مکزیکِ…)۱
در شروع باید تشکر کنم از مدیریت سالن مولوی و گروه که با رعایت پروتکل و فاصله به سلامتی مخاطب احترام گذاشتند
سالن اگر چه پُر بود اما با هدایت و دقت برخلاف نگرانی من از تعداد مخاطب فاصله یکی درمیان رعایت شد
اجرا سر ساعت شروع شد
بازیها
بابک قادری مثل همیشه جذاب و درخشان به ایفای نقش پرداخت البته اینبار با بازی سیال در چهار نقش توانایی بازیگریش را به رخ کشید و خصوصا خطابه پایانیش طعم خوش بازی همیشگیش را ماندگار کرد
بازیگر نقش پشه به شدت دوست داشتنی بود حتی فوکوس کشیدن ها و بازی دزدیدن هایش جذاب بود
بهروز سرو علیشاهی که خود ، طعم غربت را سالها چشیده هم در حکم بازیگر و هم هدایت گروه حضورش محسوس بود
موسیقی
انتخاب موسیقی و نوای گیتار دلنواز و جان چسب بود
نور
از نور با توجه به امکانات سالن و میزانسن بدرستی استفاده شده و حتی در بسیاری از صحنه ها نور خود یکی از کارکتر ها بشمار می آمد
دکور
دکوری ساده اما کامل خط آهنی که سیزیف وار به نقطه شروع بر میگردد
و تابلوی ورود ممنوع را یاد آور میشود
چمدانهایی نه برای رسیدن
و سایه کلیسایی که هیچ کمکی به فقر حاکم نمیکند
متن
در مورد داستان اگرچه مخاطب را همراه میکرد اما به زعم من بعضی از دیالوگ ها دستخوش عوام گویی به شدت ایرانیزه و برخی ...
شاید همین اتفاق کمی از یکدستی متن می‌کاست
چند تپق هم از فراموش شدن متن توسط بازیگر می آمد که امیدوارم در اجراهای آتی برطرف شود
دیدن اجرا قطعا خالی از لطف نیست
خوشحال شدم که این حجم از حضور و حمایت مخاطب آگاه ، همچنان بدوام و بقای تئاتر کمک میکند
پ ن
۱-دیالوگ اثر







ممنون ازتون بابت نقد ریز بینانتون
۲۸ شهریور
دیالوگ ابتدا رو خیلی دوس داشتم 🌹

فقر لعنتی کی تموم میشه پس ؟؟؟

نه داشتنش برای ما خوبه ، نه میراثی برای نیاکان ...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آقای میلاد خان مجرد نازنین
درگذشت پدر بزرگوارتون رو تسلیت میگم
برای ایشون رحمت و مغفرت و آرامش
و برای شما و بازماندگان صبر مسئلت میکنم 🖤
ما رو در غم خودتون شریک بدونید
روان پدرشون شاد، قلب خودشون و عزیزانشون آروم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نخستین بار که عشق به سراغم آمد،
ادعای مالکیت جهان را کردم
و همه چیز و همه کس را متعلق به خود دانستم،
امروز که تهی از خودخواهی‌ها و تصاحب‌ها،
نگاهی عاشقانه به زندگی دارم، از هرچه هست،
تنها مالک تنهایی خویشم
و فروتنانه غیاب حضورم را اعلام می‌کنم.
این است نظام عشق: آری هیچکس نبودن.
ایران درودی
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید

کز این خاک برآیید سماوات بگیرید

بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید

که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید

یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان

چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا

بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید

بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید

چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید

خموشید خموشید خموشی دم مرگست

هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید

تئاتر ببینیم یا نبینیم مسئله این است؟
سلام جناب لهاک روز شما بخیر
مزاحم شما اینجا شدم
من به شماره دفتر مشاوره همسر گرامی شما یا شماره ای ایشان که محبت کنند به بنده مشاوره بدهند ، نیاز دارم
لطفاً به ایمیل بنده ارسال بفرمایید
saharnaz_ghasemnejad@yahoo.com
باز هم عذرخواهی می کنم که اینجا مکان مناسبی نیست من هیچ ایمیل و شماره ای نداشتم که مزاحم شما بشم
سحرناز قاسم نژاد
سلام جناب لهاک روز شما بخیر مزاحم شما اینجا شدم من به شماره دفتر مشاوره همسر گرامی شما یا شماره ای ایشان که محبت کنند به بنده مشاوره بدهند ، نیاز دارم لطفاً به ایمیل بنده ارسال بفرمایید ...
سلام و احترام خدمتتون ایمیل کردم
۱۷ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جناب آقای رجایی عزیز
در گذشت مادر بزرگوارتان را تسلیت عرض نموده برای ایشان غفران و رحمت الهی و برای شما و بازماندگان محترم صبر مسئلت میکنیم
ما را در غم خود شریک بدانید
همیاری عزیز از اضافه شدن پنج ماهه به اکانت ممنونیم اما با پلاس چه میتوان کرد وقتی هیچ چیز برای عرضه وجود ندارد
البته در پیامک ۵ ماه ذکر شده ولی در سایت، ۷۳ روز اضافه شده
گروه همیاری
جناب صادقی عزیز، پنج ماه اعلام شده به تاریخ پایان اشتراک هر فرد اضافه شده است. تاریخ پایان اشتراک پلاس شما ۲ فروردین بود که با اضافه شدن پنج ماه، به ۲ شهریور منتقل شد. سپاس از شما
چه پیچیده.
سپاسگزارم.
۲۲ خرداد
گروه همیاری
سرکار خانم سردلی گرامی، بدلیل اینکه خرید پلاس شما در ساعت ۲۲:۵۲ انجام شده است، محاسبات تعداد روز باقی مانده اشتراک پلاس شما بر اساس این ساعت انجام می شود نه ساعت ۱۲ شب. با سپاس از شما
همیاری جان
خیلی ممنونم از توضیحاتتون🌸🌸
با آقای صادقی موافقم که محاسباتتون پیچیده ست ☺️
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آقا محمد حسن موسوی کیانی
دوست عزیز
درگذشت پدر بزرگوارتان را تسلیت عرض نموده و از خداوند منان برای آن مرحوم طلب مغفرت و رحمت و برای بازماندگان صبر جمیل مسئلت میکنم
ما را در غم خود شریک بدانید
محمد عمروابادی (mohammad)
بنده هم تسلیت می‌گم... بی‌گمان صبوری جناب کیانی و خانواده محترمشون مایه آرامش روح ایشون هست.
جناب کیانی بزرگوار
شریک احوالتون هستم... برای خودتون و همه عزیزانتون عمر با عزت آرزو می کنم....
مینا
جناب کیانی بزرگوار شریک احوالتون هستم... برای خودتون و همه عزیزانتون عمر با عزت آرزو می کنم....
مینای عزیز
از لطفت سپاسگزارم..
برای خودت و عزیزانت در تک تک لحظاتت شادی و
سلامتی آرزومندم...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هفتم خرداد سالمرگ عباس نعلبندیان است؛ نمایشنامه‌نویس خلاقی که سال ۱۳۶۸ در چنین روزی در ۴۰ سالگی دست به خودکشی زد و روی سنگ قبرش نوشته شد: «در این غربت غریب عطر تو را از کدام توفان باید خاست؟»

نعلبندیان در سال‌های کوتاه عمر هنری‌اش قصه‌ها و نمایشنامه‌های متعددی با همان ادبیات و خط‌الرسم مخصوص خودش نوشت و متن‌هایی را هم به فارسی ترجمه کرد؛ آثاری همچون قصه‌های «از هفت تا هفت و نیم»، «ص.ص.م»، و نمایشنامه‌های «اگر فاوست یه کم معرفت به خرج می‌داد»، «داستان‌هایی از بارش مهر و مرگ»، «ناگهان هذا حبیب‌الله». او با اولین کارش در دومین جشن هنر شیراز دومین جایزه نمایشنامه‌نویسی را دریافت کرد و یک‌سال بعد به‌عنوان نمایشنامه‌نویس و مدیر بخش داخلی به کارگاه نمایش پیوست و تا آخرین روزهای فعالیت کارگاه با آن همکاری کرد.

در سال‌های اخیر بارها کارگردان‌هایی تلاش کردند نمایشنامه‌های عباس نعلبندیان را در ایران اجرا کنند اما هر بار به در بسته ممیزی خوردند؛ هرچند نمایشنامه‌هایی از او به صورت زیرمینی و در محافل خصوصی‌تر توسط کارگردان‌های شناخته‌شده‌ای اجرا شد اما همچنان نمایشنامه‌های نعلبندیان جزو آثار ... دیدن ادامه ›› ممنوعه است.

روح‌الله جعفری (نمایشنامه‌نویس، کارگردان و مدرس) در سالروز مرگ این هنرمند پیش‌روی ایرانی به سه نمایشنامه‌ای اشاره می‌کند که در ۱۰ سال اخیر قصد اجرا و نمایشنامه‌خوانی آنها را داشت، اما مجوز نگرفت.

جعفری تشریح کرد: گروه تئاتر گیتی در یک دهه اخیر، سه نمایشنامه «پژوهشی ژرف و سترگ و نو، در سنگواره‌های دوره بیست و پنجم زمین‌شناسی، و یا چهاردم، بیستم و غیره، فرقی نمی‌کند»، «سندلی کنار پنجره بگذاریم و بنشینیم و به شب دراز تاریک خاموش سرد بیابان نگاه کنیم» و «ناگهان؛ هذا حبیب‌الله، مات فی حب‌الله، هذا قتیل‌الله، مات بسیف‌الله» را برای اجرا آن هم هربار به مدت سه تا شش ماه تمرین کرد اما هیچ‌یک از این آثار به دلیل آنکه اداره‌کل هنرهای نمایشی و زیرمجموعه آن یعنی شورای ارزشیابی و نظارت مجوز برای اجرای عمومی‌شان صادر نکرد، رنگ صحنه به خود ندید.

سرپرست گروه تئاتر گیتی ادامه داد: اداره‌کل و شورای نظارت حتی به گروه برای خوانش نمایشنامه و «ناگهان؛ هذا حبیب‌الله...» در «رپرتوار نمایشنامه‌خوانی گروه تئاتر گیتی در حمایت از مردم سیل‌زده شهر معمولان، استان لرستان» که مرداد و شهریور سال گذشته به مدت ۱۰ شب در تماشاخانه سنگلج برگزار شد مجوز اجرا نداد. البته نه‌تنها به اجبار این نمایشنامه نعلبندیان از رپرتوار کنار گذاشته شد، بلکه نمایشنامه‌های «گلدان» نوشته بهمن فرسی و «چوب به دست‌های ورزیل» نوشته غلامحسین ساعدی را هم حذف کردند و نگذاشتند این سه نمایشنامه پیش‌روی مخاطب خوانش شود.

او با بیان اینکه «برای احقاق حق در هر باری که گروه تئاتر گیتی با حذف، سانسور و فشار حداکثری برای مجوز اجرای عمومی ندادن به این سه اثر از عباس نعلبندیان روبه‌رو شد به معاونت هنری، اداره‌کل هنرهای نمایشی و رئیس وقت شورای ارزشیابی و نظارت رفتم» گفت: و از آنها خواستم دلایل این‌همه فشار برای ندادن مجوز به این نمایشنامه‌ها را به صورت مکتوب به من اعلام کنند که هرگز این کار را نکردند؛ بلکه تنها به‌صورت شفاهی متذکر شدند حق اجرای این آثار را از عباس نعلبندیان ندارم. آنها بدون ذکر دلیلی در همه این سال‌ها (البته به‌زعم خودشان) نام عباس نعلبندیان، آثار او و اندیشه‌اش را حذف کردند و اجازه به صحنه رفتن و کار روی نمایشنامه‌های او را ندادند.

جعفری با تاکید بر اینکه «جلوی انتشار اندیشه را نمی‌توان گرفت.» گفت: این تفکر و ذهنیت غلطی است که با سانسور می‌توان نام عباس نعلبندیان را که یکی از نمایشنامه‌نویسان تاثیرگذار نیمه دوم دهه چهل و پنجاه شمسی است، ‌حذف کرد.

او خاطرنشان کرد: در عالم هنر، نگاه افراطی داشتن معنایی ندارد. همچنان که در مدیریت و برنامه‌ریزی امور فرهنگی این نگاه و در پیش گرفتن این رویه معنایی نمی‌تواند داشته باشد. در حق عباس نعلبندیان چه قبل و چه بعد از انقلاب، جفا شد. نعلبندیان قبل از انقلاب با این برچسب جعلی که نویسنده‌ای دست‌راستی است، مورد بی‌مهری قرار گرفت و بعد از انقلاب هم با مجوز ندادن برای چاپ آثار و به صحنه رفتن متون او، این بی‌مهری ادامه دارد.

https://www.ilna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/918950-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%86%D8%B9%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%82-%D8%A7%D8%B4-%D8%AC%D9%81%D8%A7-%D8%B4%D8%AF
جناب لهاک گرامی با عرض سلام و ارادات
واقعا سرنوشت نعلبندیان از تراژیکترین ها است. اتفاقا چند هفته پیش شکوه نجم آبادی بازیگر خوب تئاتر و از اولین بازیگران حرفه ای کارگاه نمایش هم‌ بعد از اینکه چهل سال نتواست‌بر روی صحنه تیاتر ایران‌برود، در فرانسه درگذشت..
نجم آبادی و نعلبندیان به مدت سه سال با هم‌ازدواج‌کرده بودند و جدا شدند.
شکوه‌ نجم‌آبادی از نخستین بازیگرانی بود که قبل از آنکه وارد کارگاه نمایش شود به‌صورت حرفه‌ای تئاتر بازی می‌کرد؛ بازیگر تئاتر فعال در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی که در سال‌های بعد از انقلاب به فرانسه مهاجرت کرد. او در این سال‌ها چند باری به ایران آمد و قصد داشت بار دیگر روی صحنه ... دیدن ادامه ›› برود که یکی از آنها حضورش در جشنواره تئاتر بانوان و بازی در نمایش "شب تدفین اکستریس جی" نوشته جمال ابوحمدان به کارگردانی مریم معترف بود. اما این عملی نشد و او هیچ‌گاه نتوانست بار دیگر بر صحنه‌های تئاتر ایران حضور یابد تا نسل جدید او را بشناسند.
حیف و دریغ از هنرمندان اصیل و یگانه که اینگونه سانسور شدند و البته فکر می کنم حاضر هم نشدند به هر قیمتی تن به کثافت وضع موجود دهند....
سپاس از یادآوری تان دوست ارجمندم
ابرشیر
جناب لهاک گرامی با عرض سلام و ارادات واقعا سرنوشت نعلبندیان از تراژیکترین ها است. اتفاقا چند هفته پیش شکوه نجم آبادی بازیگر خوب تئاتر و از اولین بازیگران حرفه ای کارگاه نمایش هم‌ بعد از اینکه ...
آقا سلام و احترام و ارادت
متاسفانه تیغ سانسور سلیقه ای ناجوانمردانه هنر ایران را به یغما برد کوچ های اجباری و خانه نشینی ها ، بعضی شد تا نفس خیلی ها در گلو بماند و ....
سال گذشته در مراسم بزرگداشت شانزدهمین هفته تئاتر
از بیژن مفید یاد شد بهمن مفید در سالن بود بروی استیج آمد اما نامش بر زبان هیچ کدام از آقایان نیامد
یا متن غلامحسین ساعدی همین آقایان سال گذشته مجوز اجرا ندادند
خلاصه اینکه ....
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«همانا ما از آن خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم.»
جناب آقای دکتر اشراقی
درگذشت مادر بزرگوارتان را تسلیت عرض نموده ، از خداوند تبارک و تعالی برای آن مرحومه علو درجات و رحمت واسعه و برای شما و سایر بازماندگان صبر و بردباری مسئلت میکنم
آن بزرگوار در حیات پر برکتشان با خدمات عام المنفعه بسیار هماره سعی در سریان انسانیت و کمال داشتند به یقین این مصیبت تالم بار دل هر انسان آگاه و آزاده ای را به درد می آورد
و خالی حضورشان در خط مقدم مهربانی ملموس و جبران ناپذیر است
من را در غم خود شریک بدانید
روحشان شاد . چنین شخصی همیشه ماندگار و جاودان یاد است

امیدوارم راهشان سبز و پر رهرو باشد 🌹 🌺
۲۳ اردیبهشت
خیلی ناراحت شدم
خدا به آقای اشراقی و سایر بازماندگان صبر بده
۲۳ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همه کسانی که سنگلج اداره تئاتر یا تئاتر شهر رو تجربه کردند حتماً چهره خندان مرد خوش اخلاق و آذری مهربان و .... یادشونه عمو جمشید
جمشید خان مددی
باورم نمیشه....
باورم نمیشه که.......
یادش گرامی
مرد مهربان دوست داشتنی هرگز فراموشت نمیکنیم
مرد دوست داشتی...
یادش گرامی
۲۳ اسفند ۱۳۹۸
خانم احمدیان نازنین سپاس از مهرتون
حقیقت من خودم هم امروز بعد از تقریبا سه ماه اولین پست رو گذاشتم
این روزها هم فکر آن روزها هست و هم داغ امروزها
دوری و بغض و فاصله هایی که اجتماعی شده
امیدوارم که سرتون سلامت باشه و زیر سایه مهر خانواده با عشق و امید و لبخند روزگار رو بگذرونید
۲۳ اردیبهشت
محمد لهاک
خانم احمدیان نازنین سپاس از مهرتون حقیقت من خودم هم امروز بعد از تقریبا سه ماه اولین پست رو گذاشتم این روزها هم فکر آن روزها هست و هم داغ امروزها دوری و بغض و فاصله هایی که اجتماعی شده ...
سلاام و
امروز بعد مدتی دوباره حضور پیدا کردم،
اینقدددررر که اینجا نگارنده های خووبی داره، آدم و میکشونه ...

هنوز فاصله ها ی اجتماعی هست ...
بیماری جاخوش کرده متاسفانه

آرزوی سلامتی، آرامش و خوبیها براتون دارم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
روز مرد و روز پدر بر همه مبارک
همیاری جان گزینه چک ایز و کنترل اثر انگشت نمی‌خوای اضافه کنی
من از زمانی که رمز پویا فعال شده همه کارتهام بلا استفاده است
اینهمه مراحل برای وارد شدن به حساب کاربری ساده یکم از قرنطینه ای که درش هستیم میاد
حوصله ات سر رفته بود گفتی چی به تیوال اضافه کنم آهان برای هر بار ورود رمز و رمز یکبار مصرف و .....
خلاصه ، خلاص
جای این حرکت انقلابی یه فکری برای نرم افزار میکردی
ایموجی ها
فالو کاستم
هشتک
فالو نِیم
سرچ نِیم
و هزاران باگ موجود
الان فضا رو امنیتی کردی که مثلاً اکانت های فیک از بین برن
اکانت های اصلی هم حداقل خود من دارم از بین میرم
با ورود هزار باره رمز و نام کاربری و عکس 6*4 سه رخ چشم چپ و ...
دلم برات یه ذرّه شده محمد، هم برای شما، هم برای همه رفقا...
۱۴ اسفند ۱۳۹۸
آقای لهاک عزیز ❤️

محسن جان، اسم چپ و راست که میاد تنم میلرزه
:))))
۱۶ اسفند ۱۳۹۸
⁦⁦◉‿◉⁩
۱۶ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میدونید رفقا گاهی آدم فکر می‌کنه هنوز فرصت داره
فرصت داره که بگه معذرت می‌خوام
فرصت داره که بگه دوستت دارم
فرصت داره که بگه اشتباه کردم
که بگه ممنونم که کنارمی بگه خوشحالم که همراهمی بگه عاشقتم
بخاطر این فرصت که نمیدونیم چقدر هست ، خیلی از حرفهامون نیمه گفته و نگفته میمونه
مثلاً میگیم سالگرد ازدواجمون...روز تولدش.... روز پدر ..... روز مادر...... شب که از سر کار برگشتم
فردا صبح که بیدار شدیم
بهش میگم
بهش میگم
بهش میگم
اما یه اتفاق .... یه تصادف ..... یه سکته .....یه حادثه
فرصت حتی یک کلمه رو هم نمیده
و نگفته ... دیدن ادامه ›› هامون میمونه تا ابد.
پس تا فرصت هست بهشون بگیم که چقدر از بودنشون خوشحالیم چقدر دوستشون داریم چقدر عاشقشون هستیم چقدر به داشتنشون افتخار میکنیم بگیم قبل از اینکه دیر بشه
شاید یک دقیقه بعد نباشیم یا نباشن
شاید یک دقیقه بعد خیلی دیر شده باشه
شاید یک دقیقه بعد یه حسرت بشه تا ابد
مثل خیلی از بغض هایی که موندگار شدن
دوستان تیوالی

حال شما چطوره سلامتید؟

من تئاتر نمیرفتم ، ولی دلتنگ ثبت لحظه هایی ام که داشتید در تیوال❤
۳۱ فروردین
⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩
۳۱ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من دیر رسیدم و از آنجا که همیشه ورود مخاطب حین اجرا آزارم میدهد (که گمان میکنم دوستان نازنین مطلع هستند هرگز بعد از شروع اجرا وارد سالن نمی‌شوم ) فقط در جهت تمدید بلیط سوال کردم اما فکر میکنم مثل همه جای ایران آدمهای اشتباهی جای اشتباهی هستند دوستان این بخش هم تماشاخانه را با کلانتری اشتباه گرفتند
با افاده ای که سرشار بود از اَه مرتیکه مزاحم ، سرشار غرور و قدرت با پشت چشم نازک کرده امر کردند:
وایسا بپرسم.....
بعد هم مشغول کار دیگری شدند ده دقیقه ای ایستادم و بعد فهمیدم که سالن اشتباهی را انتخاب کردم
نه برای پاسخ مثبت یا منفی چون اصلا جوابی به من ندادند
پ ن
یک کارمند ناراضی کار یک رقیب سرسخت را میکند
البته با این تفاوت که کاملا اینبار کارفرما مغلوب میشود و جایی برای رقابت نمیماند
واقعا متاسفم جناب لهاک از این اتفاق ، نمونه این برخوردها تو هر جای شهر زشته ولی تو محیطهای فرهنگی خیلی زشت تره
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
متاسفم اقای لهاک. امیدوارم این تجربه هرگز تکرار نشه
بنظرم بدترین مسیول گیشه خانمی هست که تو سالن شهرزاد کار میکنه
اما وقتی یه بار دیر رسیده بودم و ازشون راهنمایی خواستم خیلی مهربانانه توصیح دادن و راهنماییم کردن و در نهایت تقریبا ۱۰ شبِ بعد بدون مشکل اجرا رو وقت کردم ببینم و فهمیدم در مورد اون خانم بد قضاوت کرده بودم.
کاش ادم ها مهربون تر باشن و کار همدیگرو راه بندازن ...
۰۲ اسفند ۱۳۹۸
آقای مجللی عزیز ⁦❤️⁩⁦❤️⁩
طبیعتاً رفتار ما بر اساس وقایع و اتفاقات پیرامونی ما هستش ممکنه یک روز حال خوب یا حال بدی رو تجربه کنیم قاعدتاً رفتار بیرونی ما هم از همان طعم مزه میگیره
راستش به اون خانم حق هم میدم بهر حال دیر وقت بود و با توجه به همه اتفاقات روزمره یک شهروند تهرانی بازخورد رفتار ممکنه از همه چیز منشاء داشته باشه
اما مطمئن هستم کاملا تکبر در بیان و تحکم در انتخاب کلماتشون بود حتی اگر بگم اینها شاید از خشم نهفته یک شهروند تهرانی میاد
بی محلی ... دیدن ادامه ›› و بی توجهی بعدش رو ......
با این همه امیدوارم من قضاوت اشتباهی کرده باشم
اما واقعا از صمیم قلب آرزو میکنم حال همه مردم بهتر باشه تا بتونیم نسبت به همدیگه مهربونم تر باشیم
۰۳ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید