همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال محمد لهاک | دیوار
S3 : 15:04:42
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
همه کسانی که سنگلج اداره تئاتر یا تئاتر شهر رو تجربه کردند حتماً چهره خندان مرد خوش اخلاق و آذری مهربان و .... یادشونه عمو جمشید
جمشید خان مددی
باورم نمیشه....
باورم نمیشه که.......
یادش گرامی
مرد مهربان دوست داشتنی هرگز فراموشت نمیکنیم
مرد دوست داشتی...
یادش گرامی
۲۳ اسفند ۱۳۹۸
روح شون شاد ❤️
۲۴ اسفند ۱۳۹۸
روحش شاد، آدم دوست داشتنی بود :(
۲۴ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز مرد و روز پدر بر همه مبارک
همیاری جان گزینه چک ایز و کنترل اثر انگشت نمی‌خوای اضافه کنی
من از زمانی که رمز پویا فعال شده همه کارتهام بلا استفاده است
اینهمه مراحل برای وارد شدن به حساب کاربری ساده یکم از قرنطینه ای که درش هستیم میاد
حوصله ات سر رفته بود گفتی چی به تیوال اضافه کنم آهان برای هر بار ورود رمز و رمز یکبار مصرف و .....
خلاصه ، خلاص
جای این حرکت انقلابی یه فکری برای نرم افزار میکردی
ایموجی ها
فالو کاستم
هشتک
فالو نِیم
سرچ نِیم
و هزاران باگ موجود
الان فضا رو امنیتی کردی که مثلاً اکانت های فیک از بین برن
اکانت های اصلی هم حداقل خود من دارم از بین میرم
با ورود هزار باره رمز و نام کاربری و عکس 6*4 سه رخ چشم چپ و ...
دلم برات یه ذرّه شده محمد، هم برای شما، هم برای همه رفقا...
۱۴ اسفند ۱۳۹۸
آقای لهاک عزیز ❤️

محسن جان، اسم چپ و راست که میاد تنم میلرزه
:))))
۱۶ اسفند ۱۳۹۸
⁦⁦◉‿◉⁩
۱۶ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میدونید رفقا گاهی آدم فکر می‌کنه هنوز فرصت داره
فرصت داره که بگه معذرت می‌خوام
فرصت داره که بگه دوستت دارم
فرصت داره که بگه اشتباه کردم
که بگه ممنونم که کنارمی بگه خوشحالم که همراهمی بگه عاشقتم
بخاطر این فرصت که نمیدونیم چقدر هست ، خیلی از حرفهامون نیمه گفته و نگفته میمونه
مثلاً میگیم سالگرد ازدواجمون...روز تولدش.... روز پدر ..... روز مادر...... شب که از سر کار برگشتم
فردا صبح که بیدار شدیم
بهش میگم
بهش میگم
بهش میگم
اما یه اتفاق .... یه تصادف ..... یه سکته .....یه حادثه
فرصت حتی یک کلمه رو هم نمیده
و نگفته هامون میمونه تا ابد.
پس تا فرصت هست بهشون بگیم که چقدر از بودنشون خوشحالیم چقدر دوستشون داریم چقدر عاشقشون هستیم چقدر به داشتنشون افتخار میکنیم بگیم قبل از اینکه دیر بشه
شاید ... دیدن ادامه » یک دقیقه بعد نباشیم یا نباشن
شاید یک دقیقه بعد خیلی دیر شده باشه
شاید یک دقیقه بعد یه حسرت بشه تا ابد
مثل خیلی از بغض هایی که موندگار شدن
۱۱ اسفند ۱۳۹۸
هر سال

یک بار

از لحظه‌ی مرگم

بی‌تفاوت گذشته‌ام

بی‌آنکه

بفهمم ... دیدن ادامه » یک روز

در چنین لحظه‌ای

خواهم مُرد
۱۲ اسفند ۱۳۹۸
آقای مجللی⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۲ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیر رسیدم و از آنجا که همیشه ورود مخاطب حین اجرا آزارم میدهد (که گمان میکنم دوستان نازنین مطلع هستند هرگز بعد از شروع اجرا وارد سالن نمی‌شوم ) فقط در جهت تمدید بلیط سوال کردم اما فکر میکنم مثل همه جای ایران آدمهای اشتباهی جای اشتباهی هستند دوستان این بخش هم تماشاخانه را با کلانتری اشتباه گرفتند
با افاده ای که سرشار بود از اَه مرتیکه مزاحم ، سرشار غرور و قدرت با پشت چشم نازک کرده امر کردند:
وایسا بپرسم.....
بعد هم مشغول کار دیگری شدند ده دقیقه ای ایستادم و بعد فهمیدم که سالن اشتباهی را انتخاب کردم
نه برای پاسخ مثبت یا منفی چون اصلا جوابی به من ندادند
پ ن
یک کارمند ناراضی کار یک رقیب سرسخت را میکند
البته با این تفاوت که کاملا اینبار کارفرما مغلوب میشود و جایی برای رقابت نمیماند
واقعا متاسفم جناب لهاک از این اتفاق ، نمونه این برخوردها تو هر جای شهر زشته ولی تو محیطهای فرهنگی خیلی زشت تره
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
متاسفم اقای لهاک. امیدوارم این تجربه هرگز تکرار نشه
بنظرم بدترین مسیول گیشه خانمی هست که تو سالن شهرزاد کار میکنه
اما وقتی یه بار دیر رسیده بودم و ازشون راهنمایی خواستم خیلی مهربانانه توصیح دادن و راهنماییم کردن و در نهایت تقریبا ۱۰ شبِ بعد بدون مشکل ... دیدن ادامه » اجرا رو وقت کردم ببینم و فهمیدم در مورد اون خانم بد قضاوت کرده بودم.
کاش ادم ها مهربون تر باشن و کار همدیگرو راه بندازن ...
۰۲ اسفند ۱۳۹۸
آقای مجللی عزیز ⁦❤️⁩⁦❤️⁩
طبیعتاً رفتار ما بر اساس وقایع و اتفاقات پیرامونی ما هستش ممکنه یک روز حال خوب یا حال بدی رو تجربه کنیم قاعدتاً رفتار بیرونی ما هم از همان طعم مزه میگیره
راستش به اون خانم حق هم میدم بهر حال دیر وقت بود و با توجه به همه اتفاقات ... دیدن ادامه » روزمره یک شهروند تهرانی بازخورد رفتار ممکنه از همه چیز منشاء داشته باشه
اما مطمئن هستم کاملا تکبر در بیان و تحکم در انتخاب کلماتشون بود حتی اگر بگم اینها شاید از خشم نهفته یک شهروند تهرانی میاد
بی محلی و بی توجهی بعدش رو ......
با این همه امیدوارم من قضاوت اشتباهی کرده باشم
اما واقعا از صمیم قلب آرزو میکنم حال همه مردم بهتر باشه تا بتونیم نسبت به همدیگه مهربونم تر باشیم
۰۳ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد لهاک
درباره نمایش خیاط i
از همت بلند به دولت توان رسید
تبریک میگم به همه گروه که شجاعانه تلاش کردند تا یک اتفاق خوب رو رقم بزنند شاید نتیجه اینکه چقدر به هدفتون رسیدید آنقدر مهم نباشه که تلاشتون ارزشمنده
تبریک میگم به خانم ملک خانم جوانی که در حمایت از هم نسل‌های خودش قدم به راه حمایت از فرهنگ و تئاتر گذاشته
دوستان نازنینم هیچ چیزی جذاب تر از شجاعت شما وتلاش شما برای یک رویداد فرهنگی نیست
اینکه همه شما جوان هستید و ساعی بسیار دلنشین و دوست داشتنیِ
اما یادتون نره
دانش ، پژوهش و پشتکار سه ظلع مثلث طلایی شکوفایی هستند برای شکوفایی باید خوب یاد بگیرید حسابی مطالعه کنید و خستگی ناپذیر تلاش
امیدوارم شاهد درخشش نفر به نفر گروهتون باشم
به گروه موسیقی هم دست مریزاد میگم


جناب لهاک عزیز
ممنون از تشریف فرماییتون. سپاس فراوان از نظرات انرژی بخش و جملات زیباتون. امیدوارم از اجرا لذت برده باشید و بتوانیم در اجراهای بعدی هم در خدمت شما باشیم.
۰۱ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بخشی از صحبت های آقای هادی حوری کارگردان نمایش تا اون

من همیشه پیش از آنکه به شروع چیزی فکر کنم ، به پایانش فکر کرده ام . به اینکه اگر نمایشی نوشته شود .نمایشی ساخته و اجرا شود ، با زمانی که آن نمایش وجود نداشته ، در جهان نبوده و خلق نشده ، چه تفاوتی دارد. آیا اگر حرفی زده نشود ، آیا اگر این اتفاق نیفتد ، چه خواهد شد .

هر "اتفاق" تلاشی ست برای نزدیک تر شدن به حقیقت ، و تئاتر اتفاقی ست که هرگز از حرکت باز نمی ایستد . به عقب بر نمی گردد . و علیرغم آنکه قادر به تکرار شدن است ، هرگز تکراری نخواهد شد.

وقتی به نمایشنامه هایی که نوشته ام از این منظر نگاه میکنم ( به جز آنها که غم نان آنها را نوشته است ) جز چند تایی ، بقیه شان را دوست میدارم و فکر میکنم نبودن شان در جهانی که پیرامون من است ، قابل تصور نیست. این از خودخواهی من نیست ... دیدن ادامه » که چنین حرفی را میزنم ، بلکه از نیاز وافری ست که جهان من به تکرار بعضی حرفها دارد و سکوتی که گاه بسیار تلخ و گزنده ست.

از سال شصت و هفت که "بی خانمان" و بعد از آن "سرود رود" نوشته شد, تا به امروز...و از میان بسیاری نمایشنامه هایی که به صحنه رفت یا آنها که تبدیل به کتاب شد ، یا حتی آنهایی که در میان دستنوشته های بسیارِ من جا خوش کرده اند ... گور، باران ، دایره ، دزد دریایی،سوزنبان ، برزخ ، رتیل، ملکه جنیان ، ماشینری، سیاهه ای برای سیاه ، هابیل ، سیاه مثل خون ، نوح ، پراگما، سیه نامه باستان ،هیچ آزمونی هیچ ، آواز تاریک ماهی در آبگیر همیشه ، ایلکوچ ستاره ، ترسا ،ترانه و تندر، چولی قزک ، کیارش، مرد نیک ، نقد حال ، فانوسهای تاریک ، بهشت خونین ، زیر گنبد کبود ، برف می بارد، بالهایش، نقل پرومته ، خاک کبود ، به یک جلاد ساده نیازمندیم و .... حالا : تااون... بنظرم میرسد همه اینها باید نوشته می شد . باید اینها را می نوشتم. باید تلاش میکردم تا آنها را به صحنه ببرم . باید در آنها زندگی میکردم. همانطور که این روزها من و گروهم در هوای تااون زندگی میکنیم و نفس می کشیم. زیرا تمام این ها اتفاق هایی ست که باید می افتادند.

تئاتر پدیده ای خارق العاده است اما همیشه با تردیدی نگران کننده همراه است. تردید از اینکه آیا توانسته ایم به حقیقتی که دریافته ایم ، قدمی نزدیکتر شویم ؟ آیا توانسته ایم در دیواره باورهایی که هر لحظه زندگی را برای مان کوچک و کوچک تر میکند ، رخنه ای ایجاد کنیم؟ آیا مخاطبی که به تماشایمان نشسته است ، تلاش ما را برای دوست داشتن و درکش، پذیرفته است ؟ آیا او هم همانند ما خواستار تغییر در احوالاتش هست ؟ آیا او هم مثل ما نیازمند اثری ست که رد پایی از او را در زندگی روزمره اش به جا بگذارد؟

و حالا من تمام این نگرانی ها ، تردید ها و زیباییِ بزرگ زندگی در تئاتر را، در نمایشنامه ای به نام " تا اون " با گروهی از جوانان خوشفکر و بازیگرانی خوش قریحه و پرتوان ، شریک شده ام . دوستانی که اگرچه هرکدام درک متفاوتی از زندگی و تئاتر دارند اما ، همه شان درعشق به تئاتر و مردم، به یک اندازه عاشق اند.

و حالا در آستان بلندِ مخاطبینی که با افتخار انتظارِ حضورشان را داریم ، تمامی این دوستان را می توانم نام ببرم و با اعتماد بگویم که هر کدامشان برای رسیدن به نقشی که در صحنه می آفرینند ، یا انجام امورِ دیگری که برای به صحنه رفتن این نمایش به عهده دارند، با تمام توان و عشق شان تلاش کرده اند و و قطعا لیاقت ایستادن در نوروروشنایی صحنه و منظر پر افتخارِ مردم را دارند.
بعداز مدتهای طولانی به اصلِ واقعی تئاتر برگشتم با نمایش تااون.و بسیار خوشحالم از این تجربه ی ناب.
۲۸ بهمن ۱۳۹۸
شما معزید و بزرگوارید و هر کجا که روید بزرگی ببرید و عزت ببخشید.
درود بر شما گروه خوب نمایش تااون که هستید و ماندگارید
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
ارادت و مانا باشید جناب حوری...
۰۳ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش دنیا دست زن‌ها بود، زن‌ها که زاییده‌اند یعنی خلق کرده‌اند و قدر مخلوق خودشان را می‌دانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را. شاید مردها چون هیچ‌وقت خالق نبوده‌اند، آنقدر خود را به آب و آتش می‌زنند تا چیزی بیافرینند. اگر دنیا دست زن‌ها بود، جنگ کجا بود‌؟

سووشون⭐ سیمین دانشور
روز زن و مادر رو به همه شیر زنان ایران زمین تبریک میگم و از صمیم قلب آرزو میکنم که روزی برسه که بدون تبعیض در برابری و احترام روزگار رو سپری کنیم روزی بدون اجبار
و بهترینها رو برای همگی از خداوند می‌خوام
آقای لهاک ممنونم ازتون بابت تبریک و آرزوهای خوب. به امید آنروز البته با تلاش خود زنها.
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
خانم گراوندی ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
جناب کوهی عزیز بی صبرانه لحظه شماری میکنم⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
به تماشا نشستن این اثر مثل رفتن در زیر زمین ناشناخته ای بود که کورمال کورمال به لمس ناشناخته اشیاء می پرداختی و تا میخواستی بفهمی دستت چیست یا جلوی پایت یک چیزی می‌آمد و سکندری میخوردی و یا آنچه دستت بود هم بر زمین می افتاد ....
اجرا اگر چه برآمده از ناخودآگاهی دانا بود اما با ریتم پایین و نوری کوبه ای به میگرنی ها کمک میکرد تا تجربه سردرد لایتناهی را داشته باشند
به نظرم با کم کردن زمان و بردن بالای ریتم و کمی رتوش در متن و کمی تمرین قابلیت اجرایی دیدنی را دارد
امروز زاد روز یک انسان شریف ، نجیب ، مهربان و آدم حسابیه
کسی که از من مستاجر تازه تا رفقایی که هفت سال ساکن خونه اش هستند دوستش دارند
آقای عمروآبادی نازنین زاد روزتون مبارک
براتون بهترین ها رو آرزو میکنم
سرتون سلامت و سایتون مستدام⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
به به...
یادمه تئاترشهر یه خط تلفن داشت که هیچ وقت هیچکس جواب نمی داد. باید میومدیم دم ساختمونش تا بفهمیم تئاتری روی صحنه هست با نه.
امروز از هر جا میشه تیوال کرد، کلی کار.
به خاطر تیواله که دوباره پام به سالن باز شد و دارم از تئاتر لذت می برم.
دم شما گرم ... دیدن ادامه » آقای عمروآبادی خوش فکر
تولدتون مبارک
شاد و سلامت و پر از آرامش باشید
۲۳ بهمن ۱۳۹۸
سلام جناب عمروآبادی گرانقدر
تولدتون مبارک
خیلی ممنونم بخاطر تیوال
با تیوال تونستم آدمهای بسیاری رو بشنوم و اهل تئاتر بشم
بسیار خوشحالم که هدف دارم که بتونم نمایشنامه نویس بشم، داستان بنویسم که البته مرتبط با رشته تخصصی ام زبان انگلیسی هست . شیفته ... دیدن ادامه » تئاتر و بازیگری خوب شدم و....
همه اینها با درصد بالایی بخاطر تیوال هست
متشکرم از زحمات و لطف شما
۲۳ بهمن ۱۳۹۸
مرسی عزیزانم
مهربانی شماست... امیدوارم تیوال هر روز شایسته‌تر باشه برای چنین کاربران و همراهانی...
۲۳ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
جنس برخی آثار اتصال جدانشدنی است برای من
اجرای مثال نقض برای من از همان جنس است
اجرایی که همه چیزش برایم انگار تورقی در خاطرات است
آدمهایی که دیده ام و طعم شیرین و تلخ رابطه هایشان را چشیده ام
برای من اجرا بسیار جذاب و خلاقانه و دوست داشتنی بود
از اکساسوار پرتیبل و وریبل وچنجیبل گرفته تا تعویض لباس در صحنه
از شیوه اجرا گرفته تا اندازه بازیها
همه چیز اجرا برایم جذاب بود
که صد البته بی نقص نبود و مواردی بود که بلزوم اصلاح و یا تغییر داشت
امیدوارم در اجرای عموم با تغییرات جزئی لذتی دو صد هزار ببرم ⁦❤️⁩
دیدید «دوست دارم» آقای لهاک؟ :)))))))
۰۱ اسفند ۱۳۹۸
خدااا رو شکر ( با لحن مهران مدیری) ❤️
۰۲ اسفند ۱۳۹۸
⁦◉‿◉⁩
۰۲ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنارشیسم یا سانتیمانتالیسم
آشوبی که در شکلی منظم به تصویر کشیده میشد
اجرایی خلاقانه که به نظرم کارگردان(( بامعرفتی)) دارد
چرا که هر چه میکند دلش نمی آید به کسی نه بگوید
فکر میکنم شش نفر در صحنه هم ریتم را بهم می‌زدند هم اضافه بودند وبه دلیل تعداد زیاد حتی قاب های دوست داشتنی شکل نمی‌گیرد
حِبیب یا هبیب
در مجموع من اجرا رو دوست داشتم و نظرم با روتوش جزئی بر تعداد وکم کردن دیالوگ مجسمه و برخی نقطه های کوچک ضعف که طبیعتاً مربوط به تک اجرا بودن و جشنواره است به اجرایی جذاب خواهیم رسید
پ ن
هبیب : باد گردانگیز. بادی که گرد و غبار پراکند
حبیب : دوست ، یار. - معشوق ، محبوب .
خلاقیتی که به شکوفایی نمی‌انجامد
اجرای لیر شاه اجرایی بود که خلاقانه شروع شد و با ضعف در بیان و بازی برخی از کاراکتر ها به رورانس رسید
از ریتم پایین و آشفته کار که بگذریم
طراحی دوست داشتنی لباس و طراحی زیبای گریم نمره مطلوبی میگیرد
هم خوانی ها موسیقی کار عالیست
ادگارد بسیار درخشان و خوش بیان است و بار اجرا بر دوشش می افتد
در مجموع گمان میکنم اگر لختی بر متن و قدری بر بیان و زمانی بر اکت بیشتر زمان گذاشته شود به یقین اجرا پنج ستاره خواهد شد
سلام خوشحال میشم شما هم بفرمایید کدام کاراکترها ضعیف بودن؟!
ممنون
۲۳ بهمن ۱۳۹۸
سلام و احترام
بجز ادگار همه
۲۴ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شوخی ، روایتی از توهمات پسا مصرف دراگ است که به نوعی در ذهن یک بیمار اسکیزوفرن میگذرد روایتی با ریتمی ناموزون ولی جذاب ، اجرایی که تا پایان ۶۵دقیقه نگهت میدارد تا هم سر از ماجرا دربیاوریم و هم از لحظه های شوخی ها لذت ببریم
اثر اگر چه در افکت ها ناموفق است اما با موسیقی جذاب پایانی نمره مطلوبی از موسیقی و ساند افکت میگیرد
در مجموع خروجی کار حال خوبی است که مخاطب با خود از سالن بیرون می‌آورد

یک اجرای کامل با هر آنچه که تئاتر می‌نامند
و طعمی در کمال از کارگردانی دانا
امیدوارم که تمام مشکلات کوچک اجرا در اجرای عموم بر طرف شود
نمایشگاهی از هنرهای جسمی که بلحاظ بصری و زیبایی شناسی سرشار از جذابیت است اما قابلیت حضور در معنایی با نام تئاتر را ندارد
اجرایی پنج ستاره و بی حد جذاب
از اضافه گویی پرهیز میکنم
تا از لذت به تماشا نشستن اثر را در اجرای عموم نکاهم
اجرایی که به عالی ترین شکل ممکن به روایت درام های شخصی آدم هایی نامربوط میپردازد قصه اگر چه در یک نقطه بلحاظ تعریف از شخصیت ها دچار نقصان است اما متن جذابیت خودش را دارد
بازیها بجز یک نفر آنقدر خوش ریتم جذاب است که ...
طراحی صحنه لباس ساند افکت همه اجزا اجرا را میتوان به شدت دوست داشت
کلفت های ژان ژنه شاید از این جهت متن پر اقبالیست که میشود از چند منظر مجزا به ساختار متن نگاه کرد
نگاه نمایش در باب مضرات کلفت بودن ، اینبار از منظری طبقاتی و نظام مند به ماجرا نگاه میکند نگاهی سراسر  خط کشی  شده و مرز بندی شده بهتر است کمی در زمان سفر کنیم تا با نگاه کارگردان آشنا تر بشویم وسولد امیلویچ مایرهولد در سال ۱۸۷۴در شوروی بدنیا آمد و ۶۵ سال در دوران خفقان زندگی کرد تا سر انجام به جوخه اعدام سپرده شد . او از شاگردان استانیسلاوسکی است
درست زمانی که همه بازیگر ها و کارگردان ها نگاهشان به بازیگری به سمت ناتورالیستی می‌رفت و جامعه از حس بازیگر بود که به وجد می‌آمد در برابر تئاتر ناتورالیستی و استادش  ایستاد و بر این عقیده پای فشرد که اجراگر بسیار بیشتر از تقلید صرف، واجد ظرفیت و دارای  قابلیت گسترش حرکات بدن هستند. همین اعتقاد باعث تولد  «بیومکانیک»  شد
این نظریه شکلی از پرورش بازیگر است که هدفش به وجود آوردن بازیگرانی است توانمند در فرم و ماشین‌هایی متحرک. مایرهولد به‌عنوان مبتکر این سبک از بازیگرانش حرکت می‌خواست نه احساس و عاطفه
بر انگیزه‌های درونی بازیگران توجه می‌کرد و به انگیزه جسمانی و بازتاب حسی معتقد بود و عقیده داشت بازیگر برای آفریدن احساس شادمانی فراوان در خویشتن و در تماشاگر لازم نیست خود را به رفتارهایی که جامعه به‌صورت استاندارد درآورده، محدود کند مایرهولد در سیستم ابداعی خود،نه‌تنها سعی در ایجاد تیپ جدید هنرپیشه را دارد بلکه تلاش می‌کند انسان ماشینی جدید ایده‌آلش را که پاسخ‌گوی تئوری انقلابی است به وجود آورد حسی برگرفته از خفقان روزگار زیستش
حدود یکصد سال پیش در اوایل سال ۱۳۰۰ سوسیالیست با رویکردی تازه در ایران شروع به شیوع پیدا کرد سوسیال ها قصد بسیج کردن طبقه‌های متوسط و پایین‌تر مانند طبقه کارگر را داشتند 
برنامه سوسیالیست ها و خواستگاهشان عبارت بود از
«ایجاد جامعه‌ای برابر در آینده،
ملی کردن ابزار تولید از جمله کشاورزی،
طرح‌های آبیاری برای کمک به کشاورزان،
تقویت حکومت مرکزی و تشکیل انجمن‌های ایالتی با تأمین عدالت برای کلیه مردم «بدون توجه به نژاد و ملیت»،
آزادی بیان، اندیشه، نشر و اجتماع، حق راه انداختن اتحادیه و اعتصاب؛ انتخابات آزاد، عمومی، مخفی و مستقیم؛ آموزش دبستانی اجباری برای همه کودکان، استفاده از زبان مادری در دبستان‌ها، حق تحصیل زنان، ممنوعیت کار کودکان، ساعات کاری روزانه هشت ساعته، پرداخت حقوق برای روزهای جمعه، طرح‌های دولتی برای از بین بردن بیکاری در شهر و روستا. این حزب با حزب کمونیست و جمعیت نسوان وطنخواه ارتباطی نزدیک داشت.
حزب سوسیالیست ایران نخستین حزبی در تاریخ ایران بود که از لغو مجازات اعدام دفاع می‌کرد. این حزب همچنین نخستین حزب در تاریخ ایران بود که برابری جنسیتی را صراحتاً در مرام‌نامۀ‌ خود مورد اشاره قرار داد و از «تساوی حقوق افراد ایرانی اناثا و ذکورا بدون فرق نژاد، دین، ملیت در پیشگاه قانون» دفاع می‌کرد
اینکه چقدر در اهداف خود موفق بود و یا چقدر وفادار مسئله دیگریست
چپ یا چپ‌گرا در ادبیات سیاسی، به مواضعی اطلاق می‌شود که خواهان تغییرات تدریجی یا رادیکال در جهت ایجاد برابری در توزیع ثروت و قدرت هستند. چپ در ادبیات سیاسی معاصر غرب معمولاً به معنی سوسیال لیبرال یا سوسیالیست به کار می‌رود
همه ... دیدن ادامه » این پیش فرض ها برای این بود که با ماهیت سیاسی ماجرا به صورت تعریف آشنا و بعد درباره اثر به گفتمان بنشینیم
اجرا با بازیگرانی توانمند و مسلط در فرمی بیومکانیک با رویکرد میزانسن هایی غالباً در چپ صحنه اجرا میشود
بازیگرانی که هر دو مشخص است ماهها تمرینات سختی را پشت سر گذاشته اند ، اگر چه در متن ژنه با وسواس برداشتهای ماهیتی هدفمند شده اما مجموع اجرا آنقدر جذابیت دارد که فرصت پلک زدن را هم از مخاطب میرباید
اجرا ماهیت کاپیتالیستی ارباب و مادام برگرفته از طبقه فرادست و شیر فروش برگرفته از طبقه فرودست در رویاهای کلفت هایی است که سرسپرده آن طبقه هستند
دختری که به ظاهر تعلق خاطر به شیر فروش دارد با نقش ارباب چنان ظالمانه به در دست گرفتن زمان و مکان دارد که خود به محض بازگشت به جهان معنایی معترف به ضعف در مقابل قدرت و جسارتی و عصیانی که برآمده از طبقه فرادست است میشود
فضای مربع گونه اجرا که خط کشی شده بار تشویش گونه روایت را به خوبی بیان میکند
اثر در همراهی موسیقی ناکارمدش آسیب میبیند و بار احساسی نمایش را خدشه‌دار میکند
کارگردان از بازتاب هیچ مقوله‌ای اجتناب نمیکند و صراحت را در بیان بر می‌گزیند
در مجموع نام کارگردان به رفتار شناسی در اجرایش کاملا معنا میگیرد و آگاهانه و البته بر اساس ایدئولوژی کارگردان اجرا به بهترین شکل روایت می‌شود
اون توضیحات اول متن درباره‌ی بیومکانیک خیلی خوب بود.
۲۲ بهمن ۱۳۹۸
آقا لهاک ، همیشه دیدگاه شما برایم مهم بوده و هست.
خوشحالم که این اثر رو دیدین و انقدر خوب و جامع ازش گفتین.
از این همه اطلاعات متشکرم آقای لهاک
وجودِ شما واقعا نعمتی برای تئاترِ ایران محسوب میشود.
زنده باد
۲۲ بهمن ۱۳۹۸
آقا ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩ خیلی ازتون ممنونم
ممنونم از لذت اجرا
و توضیحات من بیشتر برای یاد آوری به خودم بود که بر اساس دیده هام بتونم تجربه ام رو بهتر درک کنم
وگرنه مواردی که عرض شد از ابتدایی ترین موارد موجوده که دوستان همه بیشتر از من در موردش ... دیدن ادامه » مطالعه کردند
امیدوارم خیلی زود اجرای عموم مجدد به تماشای اجراتون بشینم
۲۲ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی آدمها آنقدر خوب و خاص و مهربان و انسان هستند که زاد روز تولدشون روز هدیه خداوندست به بشر
امروز تولد یکی از این آدم حسابی هاست
جانان دل آقای فرزاد خان جعفریان تولدتون مبارک
بهترین بهترین ها رو براتون آرزو میکنم
به‌به تولد یکی از بهترین‌های تیوال :)
تولدشون مبارک
۱۸ بهمن ۱۳۹۸
گلبرگ عزیز سپاس فراوان، سلامت و شاد و پر از تئاتر های 5 ستاره طوری باشی همیشه :))
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
مرسی :))
ایشالله شمام همیشه شاد و خندونز باشید D:
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید