تیوال تئاتر
S3 : 19:32:03
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام دوستان محترم و عزیز.
دو نفر از دوستان من مشغول انجام دوره آموزشی خدمت سربازیشون هستند. از اونجاییکه این دو نفر در دوره تحصیل در کانون تئاتر دانشگاه فعال بودند؛ بهشون وعده دادند در صورت اجرای نمایشنامه ای مناسبتی برای ایام دهه فجر چند روز تشویقی دریافت می کنند و زودتر این دوره رو به اتمام می رسونند.
کسی پیشنهاد نمایشنامه ای کوتاه و مناسب برای این هدف میشناسه که معرفی کنه تا دوستانم به همراه چند سزباز دیگه تمرین کنند و از این تشویقی استفاده کنند؟
ده نمایشنامه تک پرده ای ابراهیم مکی مثل صبح طلوع می کند، رضا بیک و...
یا نمایش شادتر کمدی عشق من حامد بهدادنوشته افشین هاشمی انتشارات مروارید
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

مراسم تشییع پیکر حسین محب اهری
◾️پیکر حسین محب اهری صبح روز پنج شنبه تشییع خواهد شد.
◾️به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر، پیکر این بازیگر پیشکسوت، روز پنجشنبه ساعت 9 صبح از مقابل تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده خواهد شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درگذشت محب اهری عزیز بازیگر با کلاس و خوش اخلاق وبدون حاشیه تاتر و سینمای ایران را به جامعه هنری بالاخص خانواده تاتر و برو بچه های دهه 50-60 تسلیت می گویم.یادش گرامی و خاطرات همیشه با ما خواهد بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر مستند؛ ورباتیم
آرمان عزیزی


از مجموعه گفت‌وگوهای گروه تئاتر اگزیت

۲۴ دی‌ماه ۱۳۹۷

زمانی که از تئاتر مستند سخن به میان می‌آید ناخودآگاه به یاد سینمای مستند می‌افتیم، فرمی از مستندسازی که غالبا با آن آشناتریم. اما با کمی دقیق‌تر شدن در موضوع می‌توان نقاط مبهمی در تعریف و چرایی مستندسازی بیابیم. در این موضوع خاص، یعنی تئاتر مستند و به طور اخص تئاتر ورباتیم، این سوال‌ها یک ذهن پرسش‌گر را درگیر می‌کند: تئاتر مستند اصولا به چه نوع تئاتری می‌گویند؟ این تئاتر چه تفاوت‌هایی در متن و اجرا با تئاترهای ساختگی دارد؟ چه تفاوت‌ها و چه اشتراکاتی میان نمایشنامه‌های تئاتر مستند با نمایشنامه‌های تاریخی همچون ریچارد سوم اثر ویلیام شکسپیر است؟ و اساسا تئاتر مستند چه کارکردهایی در جامعه یا سیاست دارد؟
بعضی شروع تئاتر مستند را با نمایشنامه‌ی «مرگ دانتون» اثر گئورگ بوخنر[۱] در ۱۸۳۵ می‌دانند زیرا نمایشی با سند‌های تاریخی و ارجاعات معتبر به حساب می‌آمد. بعدها نیز در سال ۱۹۱۸کارل کرواس[۲] نمایشنامه‌ی «آخرین روزهای بشر» را در ۸۰۰ صفحه و با بیش از ۵۰۰ شخصیت واقعی می‌نویسد تا پایه‌های نمایشنامه‌نویسی مستند مستحکم شود. در دهه‌ی بیست قرن بیستم نیز اروین پیسکاتور [۳] با اجراهایی به نام «روزنامه‌های زنده» و نیز کمی بعد با همکاری برتولت برشت[۴] توانست در استفاده از عکس، اسلاید و نمایش اسناد شیوه‌های اجرای یک نمایش مستند را وارد مرحله‌ی نوینی کند. اما در واقع این پیتر وایس[۵] بود که در سال ۱۹۱۷با نوشتن مقاله‌ای با نام «چهارده اصل تئاتر مستند» این سبک نمایشی را برای اولین بار به شکل اختصاصی صورت‌بندی کرد.
از نگاه محمد منعم نمایش تاریخی تفاوت‌های اساسی با نمایش مستند دارد. از نگاه او در نمایش تاریخی به تاریخ نزدیک می‌شویم اما تاریخ را حاضر نمی‌بینیم. به این معنی که در نمایش تاریخی صحنه‌هایی برای موقعیت‌سازی تنها بر اساس تخیل نمایشنامه‌نویس یا با ترکیب تخیل و اسناد پراکنده حضور دارد در صورتی که در نمایش مستند تخیل اجازه‌ی صحنه‌سازی نخواهد داشت. نمایش مستند مبتنی بر اسناد قابل دفاع است و جایی برای خیال‌پردازی نمایشنامه‌نویس یا اسناد غیرمعتبر نیست. تخیل نویسنده تنها در ترتیب‌دادن و چیدمان اسناد در یک روایت به کار می‌آید اما هیچ خطی از نمایشنامه بدون ارجاع به سند یا منبع معتبر نوشته نمی‌شود. از طرفی نمایشنامه‌ی تاریخی نگاهی منفعل به تاریخ دارند؛ گویی شخصیت‌های تاریخی زیر فشار جبر و سرنوشت محتوم انتخابی به جز آنچه اتفاق افتاده، نداشته‌اند. اما در نمایش مستند شخصیت‌ها مسئول سرنوشت خود هستند که چه به انتخاب یا اشتباهشان آن را رقم زده‌اند.
همانطور که گفتیم در نمایش مستند نویسنده می‌تواند با تخیل و خلاقیت خود اسناد را «تدوین» کند. چیزی شبیه همان تدوین یا مونتاژ سینمایی. اینکه روایت از کدام اسناد شروع شود و به کجا ختم شود، کدام روایت‌ها موازی پیش بروند و کدامیک همدیگر را قطع کنند، حاصل تدوین و نظر نمایشنامه‌نویس است و دقیقا در همینجاست که نمایش مستند می‌تواند نمایشی سیاسی شود و در میان فکت‌های تاریخی دیالکتیک ایجاد کند تا معنا از میان این تقابل ساخته شود. برای مثال فرض کنیم قرار است نمایشی مستند در مورد کودکان مهاجر بنویسیم. طبق اسناد جمع‌آوری‌شده و مصاحبه‌هایی که انجام داده‌ایم به دو کودک مهاجر رسیده‌ایم که یکی به دلیل فرصت‌های خانواده شرایط مطلوب و مرفه‌تری نسبت به کودک دیگر دارد که مجبور شده است به دلیل فقر فروشندگی کند. اینکه نمایشنامه‌نویس برای روایت آنچه بر این دو کودک گذشته، تصمیم بگیرد ابتدا از زندگی کدام شروع کند و به روایت را با کدام تمام کند، یا اینکه برای مثال در مورد تفریحات این دو کودک روایت را با قطع و برش، به صورت متقاطع پیش‌ ببرد تا تضاد این دو بیشتر به چشم بیاید همه معنای نمایشنامه و هدف نمایشنامه را تغییر می‌دهد.
در واقع در تئاتر مستند اهمیت نمایشنامه‌نویس بسیار بیشتر از کارگردان است، به طوری که بعضی از این نمایش‌ها در واقع کارگردانی هم نداشتند. در اینگونه نمایش‌ها نویسنده یا گروه نویسندگان موضوع را برای بازیگران شرح می‌دهند و هر بازیگر موظف است تا با مصاحبه با شخصیت حقیقی یا با مطالعه‌ی اسناد، تمام مستندات شخصیتی که باید بازی کند را جمع‌آوری کند. سپس گروه، همراه با نویسنده نمایشنامه را بر اساس مستندات جمع‌آوری‌شده آماده می‌کنند. مستندات ترتیب پیدا کرده و تدوین مورد نظر نمایشنامه‌نویس برای شکل گرفتن روایت انجام می‌شود. پس از آن هر بازیگر مسئول و مالک شخصیتی است که به عهده گرفته و از آنجا که خود تمام تحقیقات مورد نظر را در مورد آن انجام داده است هیچ کس بهتر از او شایسته‌ی بازی آن نخواهد بود.
اما در نهایت امر این نمایشنامه‌نویس است که تشخیص می‌دهد کدام سند قابل ارجاع و کدام نامعتبر است. کدام سند را می‌تواند کنار بگذارد و کدام سند اهمیت بیشتری داشته و می‌تواند بیشتر در نمایش مورد توجه قرار بگیرد. در واقع این موضوع نمایش و هدف نمایشنامه‌نویس است که مستندات را مشخص می‌کند. باز به مثال قبلی یعنی مستند کودکان مهاجر برگردیم، اگر این نمایشنامه بخواهد از طرف یک فرد مهاجر نوشته شود احتمالا اعداد و ارقام گزارش‌هایی که مخالفان مهاجرت در یک کشور در مورد آسیب‌های مهاجران به کشور ارائه می‌دهند کمتر معتبر خواهد بود تا مصاحبه با خود مهاجران.
در نمایش‌های مستند عموما منبع نیازمند حضور است، یعنی به نوعی تنها ادعای مستند بودن کافی نیست بلکه باید به نحوی به منابع و مراجع استفاده‌شده در متن اشاره شود. مساله‌ی مهم دیگر تفاوت سند و منبع است. سند آن واقعیات کتبی یا ضبط‌شده‌ای هستند که بیشتر بر جزئیات یک واقعه اشاره دارند، مانند گزارش پزشک قانونی از مرگ یک فرد یا گزارش پلیس یا حتی عکسی از محل انفجار یک بمب. اما منبع آن واقعیات شفاهی یا بر اساس حافظه هستند که بیشتر بر کلیات واقعه تاکید دارند، مانند مصاحبه با مجرم یا خودزندگی‌نامه‌ی یک نویسنده. اهمیت تفاوت این دو زمانی مشخص می‌شود که بدانیم از ترکیب منبع و سند می‌توانیم به نتایج بهتری برای نگارش یک نمایشنامه‌ی مستند دست یابیم؛ چرا که تاکید صرف بر سندها می‌تواند کلیت یک موضوع را دچار خدشه کند یا حتی امکان سواستفاده از اسناد واقعی در جهت نیل به یک هدف کلی غیرمعتبر فراهم شود و برعکس نمایش‌هایی که تنها بر منابع استوارند می‌توانند جزئیات متناقضی در خود داشته باشند.
تئاتر مستند از آن جا که معطوف به متن است زیبایی‌شناسی خاص خود را خلق می‌کند. یک نمایشنامه‌ی مستند مرزهای اجرا را در می‌نوردد و در اجرا مداخله می‌کند و این متن تمهیدات اجرایی را برای نوعی زیبایی‌شناسی که بر میل به حقیقت استوار است شکل می‌دهد. در مقابل نیز مخاطب این نمایش با پذیرفتن این مساله که در حال مشاهده‌ی واقعیت یا بخشی از واقعیت است، این تفاوت زیبایی‌شناسانه را می‌پذیرد و به دنبال زیبایی‌ به معنای عام تئاتر نخواهد بود، بلکه این تشنگی حقیقت است که او را تا انتها پای نمایش ثابت نگاه می‌دارد.
در مقاله‌ای با نام «شهادت بدن‌ها» از کارول مارتین[۶] کارکردهای تئاتر مستند اینگونه عنوان شده‌اند:
۱. به جریان انداختن دوباره‌ی محاکمه‌ها برای نقد عدالت، مانند نمایشنامه‌ی «محاکمه‌ی معترض»۲۰۰۴ نوشته‌ی ایگال ازراتی
۲. ... دیدن ادامه » خلق روایت‌های تاریخی بیشتر، مانند نمایشنامه‌ی «من همسر خودم هستم» ۲۰۰۳ اثر داگ رایت
۳. بازسازی یک رویداد، مانند نمایشنامه‌ی «سه پوستر؛ یک اجرا/ویدئو» از الیاس خوری و ربیح مورو
۴. درآمیختن خودزندگی‌نامه‌ها با تاریخ، مانند نمایشنامه‌ی مستند «روی کوهن/جک اسمیت» ۱۹۹۴ از رون واوتر
۵. نقد عمل‌کردهای مستند و داستان، مانند نمایشنامه‌ی «گروه اطلس» از ولید راد که در آن آرشیوهای واقعی، ساختگی و ابداع‌شده را با هم به کار می‌گیرد.
۶. گسترش فرهنگ شفاهی تئاتر که در آن ایما و اشاره‌ها، شیوه‌های رفتاری و منش‌ها و نگرش‌ها از طریق تکنولوژی نشان داده و تکثیر شده است. همانگونه که شیوه‌ی آنا دیور اسمیت اینگونه است.
در تئاتر مستند معاصر یکی از موضوعات جذاب مورد بحث همان نقد عملکرد‌های مستند است و به پرسش کشیدن میزان اعتماد یا خوانش‌های متفاوت مخاطب از یک سند. در واقع اشکالات یک نمایش مستند می‌تواند واقعیت‌نمایی ظاهری آن در عین پنهان کردن بخشی از واقعیت باشد که در تئاتر مستند معاصر مورد پرسش قرار می‌گیرد. همینطور شیوه‌ای از نمایش به نام مستندنمایی نیز به همین طریق با استفاده از اسناد غیرمعتبر یا ساختی میزان باورپذیری و اعتماد مخاطب را به نمایش مستند به بازی می‌گیرد تا از این طریق با سواستفاده‌های سیاسی از باور و اعتماد مخاطب به مستندسازی مقابله کند.
ورباتیم
ورباتیم اشاره به خاستگاه متن نمایشنامه دارد. در این شیوه سخنان مردم واقعی از طریق مصاحبه و یا در طی یک فرآیند تحقیقی ضبط یا رونویسی می‌شود و یا از اسنادی همچون رونوشت یک تحقیق رسمی بیرون آورده می‌شوند. ورباتیم در واقع گونه‌ای از تئاتر مستند بوده و خاستگاه آن در انگلستان است. اشاره‌ای که امیررضا کوهستانی در مصاحبه با کیوان سررشته در کتاب ورباتیم می‌کند این نکته آمده است که واژه‌ی ورباتیم در گذشته در کشور انگلستان به سخنان تحریرشده‌ی شاکیان، وکلا و مجرمان در دادگاه گفته می‌شد و از همین طریق به تئاتر راه پیدا کرده است. ورباتیم که در فارسی به «کلمه به کلمه» نیز مشهور است نوعی از نمایش مستند است که بازیگران نقش‌هایی را بازی می‌کنند که همچون مصاحبه در حال صحبت کردن با مخاطب‌اند و تمام این سخنان کلمه به کلمه دارای منبع یا سند هستند.
همانطور که در توضیح نحوه‌ی چینش روایات و مستندات در تئاتر مستند گفتیم در تئاتر ورباتیم نیز تدوین و مونتاژ سخنان شخصیت‌ها بسیار اهمیت دارد. رابین سونز[۷] یکی از کارگردانان و نمایشنامه‌نویسان مشهور ورباتیم در انگلستان می‌گوید او بارها برای تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطب صحبت‌های شخصیت‌هایش را مقطع یا موازی پیش برده یا برای مثال گاهی که قرار نبوده نام شخصیت ذکر شود چند شخصیت در یک شخصیت ادغام می‌کرده تا بتواند تاثیر مورد نظرش را بگذارد. شاید در این مورد آخر بگویید که این دیگر مستندسازی نیست اما همانطور که گفتیم تئاتر مستند می‌تواند مرزهای تعاریف پیش‌ساخته را بشکند تا هدف مولف را پیش ببرد. در واقع آنچه سونز انجام می‌دهد همانطور که خودش بارها اشاره کرده استفاده‌ی از ورباتیم به عنوان یک تکنیک است تا هدف خودش را پیش ببرد. در همین مورد اشاره می‌کند که بارها از او پرسیده‌اند پس فرق کار تو با گزارش‌های دولتی چیست؟ آن‌ها هم به نحوی برای مقاصد دولت تحریف یا تخلیص شده‌اند. اما سونز در جواب همیشه می‌گوید هدف دولت، پنهان‌کاری، دور کردن توجه از حقیقت و محدود کردن دانش است. اما من هدفم آشکار کردن، به فکر واداشتن و گسترش دانش است.
در واقع سونز به خوبی می‌داند که دستیابی تمام واقعیت به شکل ۱۰۰ درصد بر صحنه شدنی نیست. چرا که در دقیقترین ارجاعات و حتی حضور شخصیت‌های واقعی به جای خودشان، باز هم باید قبول کنیم که واقعه‌ای که بر صحنه نمود پیدا کرده متعلق به گذشته است و احضار آن همچون روحی بر صحنه بخشی از بافتار واقعیت را دچار اعوجاج یا مداخله می‌کند. پس به همین ترتیب همان بهتر که این مداخله به نفع روشنگری باشد.
در نمایش ورباتیم مخاطب توقع دارد که دروغ نشنود و از منظر ادعایی که پشت نمایش ورباتیم است مولف باید بکوشد تا این انتظار مخاطب را تا جای ممکن برآورده کند. این اتفاق دقیقا مانند شرایط یک روزنامه‌نگار است که گزارشی را می‌نویسد. او متعهد به اصول اخلاقی است اما گزارش را از منظر خود و بر اساس سیاست‌های روزنامه تنظیم می‌کند. اما از نگاه دیوید هر[۸] نمایش مستند جایی اتفاق می‌افتد که روزنامه‌نگاری شکست می‌خورد. از این منظر نمایش مستند می‌تواند به جنبه‌های واقعی‌تری از یک شخصیت بپردازد و این میل به حقیقت را چه در مولف و چه در مخاطب بیشتر سیراب کند.
در تجربه‌های که الکی بلیث[۹] در نمایش‌های مستند داشته است گاهی بازیگران در حین اجرا نیز هدست‌هایی به گوش داشتند که مصاحبه‌ی حقیقی شخصیت‌ها در گوشی پخش می‌شده و بازیگران پس از کسری از ثانیه آن حرف‌ها را ادا می‌کردند تا حتی‌المکان حتی لحن بازیگر نیز تحت تاثیر بازی یا اغراق نباشد. همینطور در این میان می‌توان به حضور واقعی آدم‌ها در شخصیت خودشان اشاره کرد که می‌تواند تا آنجا که ممکن است به اثبات حقیقت کمک کند.
در بسیاری موارد نمایش‌های ورباتیم توانسته‌اند موفقیت‌هایی در تغییر قوانین بوجود آورند. برای مثال در نمایش‌های دادگاهی که در مجلس اعیان انگلستان اجرا شده بسیاری از قوانین مهاجرت یا قوانین حقوقی زنان با استفاده از نمایش ورباتیم و مصاحبه‌های شخصیت‌های واقعی در برابر نمایندگان مجلس به پرسش کشیده شده است و موجب تغییر این قوانین شده است.
تئاتر ورباتیم به دلیل حضور شخصیت در برابر تماشاگر و خطابه‌ی مستقیم و بی‌واسطه‌اش می‌تواند تاثیری به مراتب بیشتر بر تماشاگران بگذارد و به همین دلیل تکنیکی بسیار سیاسی خواهد بود برای روشنگری و مواجهه به دولت. برای مثال رابین سونز در مورد یکی از نمایش‌هایش می‌گوید زمانی که با یک عکاس پاپاراتزی مصاحبه می‌کردم او گفت: «اگه یکی داره کوکائین می‌کشه یا دست کرده تو دماغش من بهش کاری ندارم، ولی خیلی از عکاسا می‌رن سراغش، با شلوارای عرقوی تنگ مزخرفشون زوم می‌کنن روی زیربغل یارو». سونز معتقد است که عبارت «شلوارای عرقوی تنگ مزخرفشون» حامل نوعی حقیقت متعلق به آن عکاس است. اینکه هیچکس دیگر اینگونه از این عبارت استفاده نمی‌کند و مخاطب نیز در اولین مواجهه با این لحن و گفتار آن را درک می‌کند. همین لحن‌های متفاوت و کاملا خاص می‌تواند حامل معنا شود.
اما به همان مقدار که این اعتماد و انتظار را در مخاطب بالا می‌برد می‌تواند محملی برای سواستفاده‌های سیاسی نیز باشد. آنچه در نمایش‌های ورباتیم اهمیت بسیاری پیدا کرده است موضوع اخلاق است. اینکه مولف چقدر به اهداف خود آگاه است و برای نیل به این اهداف چقدر تصویر را به دست خود تغییر می‌دهد مساله‌ایست که هنوز بسیار جای پرداخت خواهد داشت.











منابع:
کتاب تئاتر مستند؛ مجموعه مقالات، گردآورنده محمد منعم، نشر بیدگل

کتاب ورباتیم؛ تئاتر مستند معاصر در انگلستان، گردآوری ویل هموند و دن استوارد، مترجم کیوان سررشته، ناشر موسسه‌ی فرهنگی هنری نوروز هنر

Saying it right : creating ethical verbatim theatre by Gibson, Janet Publisher: Faculty of Arts, Macquarie University 2011



[۱] Karl Georg Büchner
[۲] Karl Kraus
[۳] Erwin Piscator
[۴] Bertolt Brecht
[۵] Peter Weiss
[۶] Carol Martin
[۷] Rabin Soans
[۸] David Hare
[۹] Alecky Blythe

https://goo.gl/632aEy
کمال شهبازیان این را خواند
مهدی (آرش) رزمجو و ابرشیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
⚫️در مقایسه با آن ظلمات سنگین و عظیم نبودن،بودن نعمتی است که با هر کیفیتی شیرین و جذاب است!
⚫️ آقای محب اهری، هنرمند با اخلاق و پیشکسوت تئاتر دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت.
ای بابا ، خدا بیامرزدش ، دلم به درد اومد .
۱۴ ساعت پیش
یادشون که گرامی هست ، روحشون شاد (قلب مشکی)
۸ ساعت پیش
خنده و درد را باهم داشت. مبارزه کرد تا نفسش به شماره افتاد.ماند تا به ما بیاموزد زندگی جای رزمی شریف برای ماندن است.رنجوری را به سخره گرفت تا چشم انداز تمام زیستن ها باشد.می گفت :باید زندگی کرد.باید کنار هم شادی درون داشت.می گفت :زندگی را باید زندگی کرد.کنار ... دیدن ادامه » هم بودن را به ما آموخت.تا سه نشمارده بودیم بوی صمیمیت کلامش عالم را عطر آگین می کرد.عمری ماند و بود تا بیاموزیم بودن را در کنار هم باید تجربه کنیم .حسین محب اهری رفاقت را با مردم با خنده هایش قسمت می کرد تا بگوید هنرمند مثل کف دست صاف است.رفیق رفته ،ماجامنده ایم.تو مانده ای ما رفته ایم .قاب نگاه و خنده هایت روی دیوار دل مردم حک شده است.رفیقم اندوه ما بلند است که جاماندنمان را به رخ می کشد.یادت هست شادی را اکسیر گم شده دلهای امروز می دانستی؛یادت هست می خندیدی تا دنیا لبخندش را به همه نشان دهد.عزیز دل با این اندوه چه باید کرد؟این دنیا برای تو کوچک بود می دانم.اندوه تو برای ما بزرگ است.حسین جان هیچ می دانی دلم قد یک دنیا برایت تنگ می شود؟حسین محب اهری مرگ را تسلیم خود کرد.مرگ، زندگی را به من آموخت .صحنه زیبای زندگیت را با لبخند ترک کردی دوست جان عزیز ؛حتما در صحنه انسانیت همیشه بازیگر اصلی دلهای مردم می ماند.

◾️ شهرام گیل آبادی
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تصمیم خودم رو گرفتم از دانشگاه انصراف میدم و برای نمایش کنکور خواهم داد :)
چیزی دستگیرتون نمیشه.
۲۰ ساعت پیش
خانم عجله نکنید
به یاد داشته باشید شما میتونید همیشه تئاتر کار کنید در هر رشته ای که باشید با گذراندن چند دوره و مطالعه جدی و تمرین اما تغییر یا .... در سطح دانشگاهی رو پیشنهاد نمیکنم

رویاتون رو دنبال کنید اما زندگی رو فدای خیال نکنید
۱۰ ساعت پیش
بصورت موازی امکان پذیر نیست ؟ یا یکی دو ترم مرخصی در نهایت ؟ انصراف دادن میتونه ریسک بزرگی باشه ..
۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکشنبه شب نمایش تن‌شوری، ردیف پشت سر بادوم زمینی و آبمیوه آورده بودن، باز میکردن، میجویدن و تمام مدت در حال صحبت بودن.
این مسئله، علی‌الخصوص در نمایش‌هایی که یک بازیگر سینما حضور داره، اینقدر داره جدیدن تکرار میشه که من بعد از هر اجرا با اعصاب خورد سالن رو ترک میکنم. چرا مثل خاموش کردن گوشی تذکر جدی داده نمیشه در مورد این مسئله؟
دوست عزیز، خواهش میکنم در این موارد حتما با قاطعیت به افراد تذکر بدین. واقعا هیچ راهی جز این نداریم که خودمون فرهنگ سازی کنیم
دیروز
خانم نوری :))))) بهتریییین پیشنهادو دادین، همون فیگور نشسته هه عالیییییه، بی‌سر و زیبا :))

مشکوک به نظر نیاید خوبه آفرین :))

آقای جعفریان :))))))) لوسسسس تا به کجا آخه؟؟ یه بادوم زمینی‌ام نمی‌شه خورد :))

خانم نخعی، قطعااا مشکل از ماس
۱۰ ساعت پیش
خانم نوری پس از برخورد جسم سخت به سر بود(اگر اشتباه نکنم)، ما فقط از نقد‌های شما دوستان استفاده می‌کنیم، نمیشد چیزی بگم دیگه :))
من که اینطوری پیش بره یه دکتر باید برم.
۱۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلیل این همه تأخیر در اجرای نمایش ها چی میتونه باشه؟ عمر آدمیزاد بی ارزش شده یا چی؟ متأسفانه شاهد تأخیرهای بالای نیم ساعت هستیم....
کمپین #دموتئاتریک

من بهزاد منسوجی به عنوان مخاطب تئاتر به روند غیرشفاف و فردمحور ارائه‌ی مجوز برای اجرای تئاتر و سیاست‌های غیرشفاف مدیریتیِ مسئولان تئاتری در کشورم اعتراض دارم و در کمپین #دموتئاتریک شرکت می‌کنم.

من معتقدم اِعمال‌ قدرت‌های مدیران سالن‌های دولتی، عمومی و خصوصی (که خود نیز پیرو نظرات هر مدیر به شکل سلیقه‌ای اجرا می‌شود)، عدم حمایت و تامین امنیت شغلی گروه‌های تئاتری به شکل قانونمند و عادلانه و نبود شورای حل اختلافی عادل که پاسخگوی اختلافات اعضای بازبین و گروه‌های تئاتری باشد، همه به عدم شفافیت و فضای غیرمسئولانه و سلیقه‌ای دامن زده‌اند. اینجاست که هر تعاملی میان مسئولان و هنرمندان فرصتی برای تسویه‌حساب‌های شخصی می‌شود و چشم‌انداز این حرفه را در جامعه تیره و تار می‌کند.
من معتقدم که هنر تئاتر در این فضا دیگر مجال نفس ... دیدن ادامه » کشیدن ندارد و از آنجا که به اعتلای فرهنگ و هنر کشورم اهمیت می‌دهم، از معاونت امور هنری و اداره‌ی کل امور هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان مسئولان مستقیم این حوزه تقاضا دارم در برابر این وضعیت ناامیدکننده و در مقابل مدیران اقتدارگرا و مداخله‌جویی که مسیر را برای گروه‌های نمایشی و مخاطبان این هنر هر روز تنگ‌تر و ناهموارتر می‌کنند، پاسخ‌گو باشند.

تلاش برای شفافیت فضا و تصویب قوانین بازدارنده جهت محدود کردن سلایق شخصی بدون شک در مسیر اعتلای فرهنگی کشور است و تئاتر را از یک تفریح خودخواهانه و محدود به اقشاری خاص، به ذات خودش برمی‌گرداند: یعنی تئاتر به عنوان ضرورتی در تمام #جامعه و برای تمام اقشار و در اختیار تمام #مردم.

دموتئاتریک یک کمپین اعتراضی در برابر وضعیت و سیاست‌های کلان و خرد #تئاتر امروز است که شما هم می‌توانید به آن بپیوندید و متن آن را با نام و نحوه‌ی ارتباطتان با تئاتر منتشر کنید.
عکس:
https://goo.gl/Ysy3En

با تشکر از آقای خامنه ای عزیز به پاس آگاهی رسانی شان.
مهدی (آرش) رزمجو و کمال شهبازیان این را خواندند
سارا ایرانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برنامه گفت‌وگوهای اگزیت (دی‌ماه - هفته اول بهمن‌ماه):
تهران: تئاتر مستند: ورباتیم(آرمان عزیزی) - ۲۴ دی‌ماه ساعت ۱۸:۰۰
رامسر: ساختار درام: نمایشنانه هملت در روستای مردوش سفلى اثر ایوو برشان(گفتگوی جمعی) - سه‌شنبه ۲۵ دی‌ماه ساعت ۱۴:۰۰
مشهد: تئاتر آلترناتیو و تئاتر سوسیالیستی با بررسی نمایشنامه‌ی مارکس در سوهو اثر هاوارد زین (علیرضا محولاتی) - جمعه ۵ بهمن‌ماه ساعت ۱۰:۰۰

*فایل گفت‌وگوها در کانال تلگرام اگزیت در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.

منابع:
تئاتر مستند: «ورباتیم: تئاتر مستند معاصر در انگلستان» ویل هموند، دن استوارد، ترجمه کیوان سررشته
https://taaghche.ir/book/2317

تئاتر آلترناتیو و تئاتر سوسیالیستی:
OTHER THEATRES
The Development of Alternative and Experimental Theatre in Britain - Andrew Davis
https://b-ok.cc/book/2673886/6f5235
نمایشنامه ... دیدن ادامه » مارکس در سوهو نوشته هاوارد زین ترجمه شیرین میرزانژاد(وبسایت اگزیت)
https://goo.gl/fpjpL8

ساختار درام: نمایشنامه هملت در روستاى مردوش سفلى نوشته ایوو برشان ترجمه مهرداد خامنه‌ای (وبسایت اگزیت)
https://goo.gl/NBwdbT
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دوستان تیوالی. واقعیتش اخیرا تعداد نمایش هایی که می بینم به شدت کم شده و فکر می کنم برای خیلی از دوستان هم همین طور باشه. دلایل مختلفی هم باعث این اتفاق بوده که از نظر من مهمترینش وضعیت اقتصادی و معیشتی همراه با افزایش قیمت بلیط نمایش ها و از سوی دیگه افت کیفیت نمایش های موجود بوده. به همین خاطر نظر سنجی رو ترتیب میدم و خوشحال میشم دوستان مشارکت کنن تا شاید دلیل اصلی اوضاع اسفناک این روزهای هنر نمایش رو در این جمع دوستدار و حامی تئاتر بدونیم.
» تا ۴ پاسخ




۲ روز پیش، دوشنبه
دو گزینه ی افزایش قیمت و کیفیت نمایش ها هر دو شون متهم های ردیف اول هستن :)))
۲ روز پیش، دوشنبه
کاملا با دوستان موافقم تعداد زیادنمایشها و رقابتی که برای زودتر به اجرا رسوندن کارها بدون تمرین کافی شاهد هستیم هم بشدت در عدم اعتماد بیننده برای انتخاب نمایش تاثیر گذار بوده و واقعا خود من چندتا کار ناشناس تر و دیدم و بعدش ترجیح دادم تا مدتی بدون تحقیقات ... دیدن ادامه » کافی بی خیال تئاتر دیدن بشم, قیمتها هم که بی منطق بالا هستن (بی منطق چون سالن خالی با بلیت گرون بجای سالن پر با بلیت ارزون اصلا توجیه پذیر نیست). از همه مهمتر نبودن جایگاهی برای معرفی نمایش در حال اجرا به مخاطبانه چون الان نمایش دیدن شده هندونه در بسته و انگار به شانست بستگی داره که کار خوب ببینی یا بد.
دیروز
هر روز میام سایت تیوالو بالا پایین میکنم نظرارو میخونم نقدارو میخونم ولی یه کاری ک ارزش دیدن داشته باشه رو پیدا نمیکنم وقتی هم که کار خوب میاد جیبم میگه اینم ولش کن رفیق
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفوذ تئاتر در تماشاگر یا تماشاگر در حیات تئاتر

تنها چیزی که هم ‌اکنون به آن عشق می‌ورزم، اندیشه‌ تکمیل وظایفم در قبال دیگران است.
فریدریش: وظیفه؟ آیا وظیفه می‌تواند بر عشق تو به خویشتن و تلاشت برای رسیدن به آزادی مطلق پیشی گیرد؟ تا به خویشتن دست نیافته‌ای، “وظیفه” کلمه‌ای توخالی خواهد بود.
یوزف، بهتر است انسان جرأت تغییر باورهایش را بیابد. وظیفه و ایمان فریبی بیش نیست، حجابی برای پوشاندن آنچه در پسشان است. (وقتی نیچه گریست)
با شتاب پذیری بی وقفه تکنولوزی، ارتباطات و صنعتی شدن جوامع، توده ای گسترده ای از مردم در تلاشی مذبوحانه به سعی در برون رفت از این طوفان سهمگین و دریافت بستری از آسایش روح و روان لحظه ها را می سایند. در این بین اما اجتماعی از این توده با اهداف و انگیزه هایی متفاوت در جلوه تماشاگران نمایش های اجرایی، صحنه های تئاتر را ... دیدن ادامه » مورد لطف خود قرار می دهند صحنه هایی که گرچه جان می دهند تا از هجمه های مضاعف تسخیر نظام سرمایه داری و بورژوازی شتاب زده رهایی یابند، اما در نهایت پس از این جهد فرساینده، در نگاه تماشاگر امروز، نبض رهایی خویش را خاموش می یابند. تماشاگرانی که می بایست با حضور و حمایت معنادار خود به دوام و استقرار جان مایه تئاتر، نقشی بسزایی را ایفا نمایند با انجام وظیفه در قبال تئاترهای بی محتوا ، حمایت هنرمندنمایان و گرفتاری در چنگال تبلیغات مؤثر آن ها در راستای اجرای تئاترهای لاکچری، موجبات رشد نابسامانی ها و تسریع در آسیب رسانی و تعرض به نمایش های اثربخش در عرصه فرهنگ می گردند. تماشاگرانی که با ژست های روشنفکرانه و تبختر اجتماعی از سالن های تئاتر خارج می گردند بدون آنکه تلاشی در تغییر باورها و عادت های نابهنجار روزمره خود نمایند و در مواردی اگر تفکر بر آنها مستولی گردد با پناه بردن به مکانیزم های دفاعی و نظریات فلسفی و روان شناسی سعی در اقناع افکار متعارض و فرار از اظطراب فشارهای ناشی بر رفتار و افکار خود بر می نمایند. با این روند تسریع اضمحلال، صحنه های تئاتر تا چه اندازه در تأثیر و تغییر هویت فرهنگی افراد جامعه ای که توده غالب آن در مقابل تغییر مقاومت می نمایند، نقش ایفا می کنند؟ چگونه تماشاگران تئاترهای نا بلد و بی هویت که تعریف خاصی از علت حضور خود در این نمایش ها ندارند، می توانند به حمایت و حیات تئاترهای پر محتوا بپردازند؟
متنی مؤلف و دغدغه مند و تاثیر گذار بود ، سپاس جناب راد
۲ روز پیش، دوشنبه
سپاس آقای مدیری امیدواریم به ره یافت مشکلات در عرصه فرهنگی
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من میخوام یه گله ای از دوستان قدیمی و فعال تیوال کنم
احساس میکنم یه تعصب و مالکیتی نسبت به تیوال پیدا کردند. (صاحب خونه ای که خیلی مهمان هم دوست نداره )
خب طبیعیه و قطعا یه سری از دوستان تازه با تیوال آشنا میشن ، تازه عضو میشن ، تازه نظر میدن این چه اشکالی داره اخه ؟؟؟؟!!!!!! (حتی اگه نظر اغراق آمیزی هم نسبت به نمایش دوستش بده) مهم اینه که با این فضا آشنا شده و ممکنه از ١٠ نفر یکی موندگار بشه و چه بهتر از این اخه
خب به هرحال باید شروع کنه از یه جایی اخه
یاد این اتفاق تو ایران افتادم که طرف بعد از اتمام درسش میره دنبال کار اول میپرسن سابقه کاری داری یا نه و اگه نداشته باشه استخدامش نمیکنن ، خب اینجا هم دقیقا همین نگاه و فکر هست اخه چرا ؟؟؟؟
یعنی فقط قدیمی ها حق اظهار نظر دارند و درست میگن ؟؟؟ نمیشه کسی تازه عضو بشه ؟ اولین تاتر زندگیش باشه ؟؟؟؟!!!!!
این حجم ... دیدن ادامه » از برخورد و تعصب نمیفهمم
همه ما هم یه روزی عضو شدیم ، اولین نظرمونو نوشتیم ، جزء به تیوال خوش اومدی ها بودیم ...... نبودیم ؟؟؟!!!! بودیم دیگه
نکنیم لطفا اینکار ، خواهشا نکنیم ، اینجا فضای فرهنگیه از اینجا حداقل شروع کنیم ، نکنیم
حمیدرضا جان مرادی، کلیت حرف تو درسته، ولی ماجرا اینه که همه ی ما میدونیم یه اتفاق عجیب و بسیار آزار دهنده ای در تیوال باب شده که هنگام اجرای یک نمایش، ناگهان تعداد زیادی اکانت جدید وارد برگه ی نمایش شده و شروع به تعریف و تمجید اغراق آمیز از اون اجرا میکنند! ... دیدن ادامه » خب تیوال هزاران عضو داره ولی مگر چند نفر از اعضاء این سایت، افراد پیگیر و مطلع از فضاهای نمایش هستند؟! طبعا تعداد افرادی که اطلاعات کمتری دارند خیلی بیشتره و امکان فریب خوردن اونها توسط این روش تبلیغ نادرست بسیار زیاده!
قطعا آدم با دیدن یه تاتر نه چندان خوب بلای خاصی سرش نمیاد ولی تکرار این موضوع قطعا باعث ایجاد بی اعتمادی به نظرات حقیقی کاربران هم میشه
بارها بر سر این موضوع در تیوال صحبت شده و یکی از راهها برای تشخیص کاربران مبلغ، همین مشخص کردن تاریخ عضویت هست!
صدالبته که همه حق دارند اظهار نظر کنند و قطعا برای همه، یک شروع وجود داره، کما اینکه بعضی از اعضاء خیلی فعال تیوال که همه مون برای نظراتشون خیلی احترام قائلیم، همین امسال عضو شدن. پس تاریخ عضویت مهم نیست قطعا. بلکه نظر دادن به قصد تاثیرگذاشتن روی ذهن افراد کمتر مطلع هست که عمل مذمومی به شمار میاد!
ببخشید کلامم طولانی شد ولی واقعا امیدوارم گروهها از همچین روش نادرستی برای تبلیغ کارشون صرفنظر کنند چون بارها باعث تنش شده
۲ روز پیش، دوشنبه
جناب مرادی نازنین
بسیار به نکته خوبی اشاره کردین ، ولی موضوع مورد اعتراض کاربران تیوال ، همواره به کامنت اولی ها بوده که همونطور که دوستان هم گفتن فقط به دستور یک کارگردان مشخص یا بازیگر مشخص و یا نمایش مشخصی ساخته میشن ، کلی شلوغ کاری میکنن کامنت میذارن ... دیدن ادامه » با دیگرانی که مخالف هستن درگیری لفظی پیدا میکنن امتیاز اون نمایش رو بالا میبرن و سر آخر با اتمام اون نمایش همه ناپدید میشن تا زمان نمایش بعدی ، این کار کثیف ترین ، مبتذل ترین و نخ نماترین ترفند تبلیغاتی هست که هنوزم که هنوزه در تیوال اجرا میشود و بارها این مورد به سایت تیوال گوشزد شده که ظاهرا سایت محترم برنامه ای برای پیشگیری از این مسائل ندارد وگرنه حتما به پیشنهادات رسیدگی میشد.
جناب مرادی نازنینم شما کاملا درست میفرمایین همه ما یک روزی در تیوال عضو جدید و کامنت اولی بودیم ولی حسن نیت ما و عملکردمان باعث شد که به عنوان کاربر کمی باسابقه تر در بین دوستان تیوالی شناخته شویم ولی در خصوص خیلی از اعضا همنطور که گفتم این موضوع صدق نمیکنه چون اصن وجود حقیقی ندارن ، بنده خودم به شخصه چیزی که همیشه برام سوال بوده ، اکانت تازه تاسیسی که ادعا هم میکند که سالیان سال تئاتر میبیند ولی تازه آمده عضو شده ، یعنی این که تا حالا عضو نبوده پس تا به حال چطوری بلیط خریداری میکرده است !!!؟؟؟؟ یعنی اینهمه سال فقط از گیشه خریداری میکرده یا اینهمه سال مهمان دوستانش بوده !!؟؟؟؟ به نظر شما این منطقی میاد ؟ یا مورد دیگر اینکه بنده و حتی خیلی کاربران دیگر دانش کافی برای نوشتن نقد تئاتر نداریم و خیلی موقع صرفا نظر میدیم اولین نفر هم خود من ، من واقعا دانش این کار رو ندارم ولی یه دفه یه کاربری تازه عضو میشود و تنها چند ثانیه پس از عضویت نقدی مینویسد جامع و کامل در خصوص دکور نور و تمام نقاط ضعف و قوت نمایشنامه که انگار حداقل پنج بار نمایش فوق را دیده است خب آیا به نظرتان این منطقی هست اصن شدنیه !؟ یکچنین نقدهایی به این غایت تخصصی را فقط عوامل یک نمایش میتوانند بنویسند تا یه کاربر تازه وارد !!
البته دوستان جدیدا هم برای حفظ ظاهر امر ، از اکانت های با قدمت بیشتر استفاده میکنند که ظاهر اکانت را میبینی سه سال قدمت دارد ولی تنها مثلا دو کامنت دارد آن هم برای موارد خاص !
۲ روز پیش، دوشنبه
من متوجه تمام حرفاتون هستم اما بهتر نیست برای مقابله با این اتفاق به جای برخورد، سکوت کنیم و نادیده بگیریم ؟؟؟!!!! شاید یک نفر واقعا نظر واقعیشو گفته باشه و این نوع برخورد باعث دافعه بشه
بازم ممنونم ازتون و ببخشید اگه بی ادبی کردم
قطعا حرفای شما هم کاملا ... دیدن ادامه » درست و منطقیه و فکر کنم خود تیوال بهتر میتونه کمک کنه البته خوشبختانه یکم کمتر شده
به افتخار همه تیوالی هاااا ❤️❤️❤️
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان درود بر شما، مسیج اطلاع رسانی و تخفیف اسنپ نمایش ها چند اجراس که برای من ارسال نمیشه، زحمت می‌کشید برسی کنید؟ سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز بیست دیماه بود و من خدا رو شکر میکنم که یکی از مهربانترین مثبت اندیش ترین رفقا رو امروز خدا به ما داد
بامداد مهربان زاد روزت رو شاد باش میگم و بهترین و شهدین ترین و خواستنی ترین آرزوها رو از خداوند مهربانی برات دارم .
قطعا دوستان تیوالی طعم شیرین لطف و مهرت رو چشیدند
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩ممنونم که مهربانی کردن رو مثبت نگاه کردن رو به من آموختی ممنونم ازت⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
بامداد یه دونس ❤❤❤
تولدش مبااااارک..
۶ روز پیش، پنجشنبه
دوستان جان
ممنونم از لطف همتون
بغل بغل عشق ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۳ روز پیش، یکشنبه
بامداد عزیزم
تو انرژی مطلق هستی و نهایت اندیشه پاک و مثبت
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۳ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
برای نمایش تن شوری روز پنج شنبه ٢٠ دی سانس ٢١:١٥ یک بلیط اضافه به ارزش ٦٠ هزار تومان(جایگاه c ردیف ٢ صندلی ٩) دارم.
اگر کسی قصد خرید داشت با شماره ٠٩٢١٣٨٠٧٦٥٦ تماس بگیره.ممنون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان چی بریم ببینیم خوشحال بیاییم بعدش بیرون؟
( از اون روزای حسش نیستشه )
من فقط کار دکتر رفیعی میاد تو ذهنم. بقیه خوب نیستن واقعا
۱۸ دی
هتل کوهستانی شدیدا پیشنهاد میشه. از دست ندید
۱۸ دی
ممنونم از کمکتون به طرز عجیبی رفتم قانون مورفی دیدم
هیچی نبود همون شوخیهای جنسی ی ذره ملایمتر و چند صحنه جالب فقط در حد سرگرمی خب اساسا هم سیستم ساختش همین بوده اما به نظر از فیلمهای فوق خالتور در اکران بهتر بود البته من همرو ندیدم اما در حد ۱:۳۰ دری وری ... دیدن ادامه » دیدن بد نبود
مثل لذت کندن زخم بود .-))
۱۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی خبر داره برای چی پردیس تأتر شهرزاد رو شورای ارزشیابی!!! بسته؟!!؟
مدیر روابط عمومی شون آقای سام بهشتی هستند که در عوالم خودشون هستند و فعلاً پاسخگو نیستن!
۱۹ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالها قبل نمایشی دیدم به نام کابوس نامه از وحید رهبانی.یه گوشه ای از ذهنم نقش بسته...دیشب خواب عجیبی دیدم که من رو یادش انداخت.همه جا تاریک بود.انگار چشمهام رو مثل اون نمایش کسی با پارچه ای بست و وارد رویایی کرد که تصویری ازش نداشتم.همه ی وجودم شده بود تمرکز تا ببینم کی هستم و اینجا چه میکنم.عطر خوشی به مشامم میرسید و حس خنکی عجیبی روی دستم بود انگار وسط مه گردنه ی حیران باشم.غرق شدم تو دنیای صداها.یکی قصه میخوند یکی زیر لب آواز سر میداد یکی صدام میکرد نرگس...تا میومدم به خودم بیام و جواب بدم صدا محو میشد.نصفه شب از خواب پریدم فکر کردم صدای زنگ ساعتم هست.تلفن همراهم ساعت 3:13 دقیقه ی بامداد رو نشان میداد.با خودم گفتم خیلی مونده تا ساعت بیداری و رفتن به سرکار اما چرا خسته نیستم؟انگار سالهاست خوابیدم و وجودم آرامش خاصی رو حس میکرد.دوباره خوابم برد و اینبار ... دیدن ادامه » خودم زیر لب میخوندم:وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد...انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد...و دوباره غرق شدم تو عمیق ترین لایه های خواب.انگار چشمهام رو مثل اون نمایش کسی با پارچه ای بست و وارد رویایی کرد که تصویری ازش نداشتم.
هر زمان آقای رهبانی رو دیدم اصرار کردم به کابوس نامه. کاش بازم اجرا برن. چه حال خوبی داشتم با هر دو اجراشون.
۱۸ دی
دقیقا...کاش دوباره اجرا کنن.تجربه ی خاصی بود
۱۹ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرمقاله روزنامه صبا
به قلم وحید عمرانی
سه شنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۸

«چرا باید به تئاتر برویم؟»

هر گاه این دنیایی که در آن زندگی می کنید برایتان تکراری و خسته کننده شد و خواستید تا پنجره ای رو به دنیایی جدید به رویتان باز شود به تئاتر بروید.
هر گاه احساس کردید که زندگی کوتاه تر از آن است که بتوانید هر ماجرایی را در آن از سر بگذرانید و هر چیزی را تجربه کنید و نیاز دارید که از تجربه های دیگران و ماجراهای آنان استفاده کنید تا بتوانید زندگی های بیشتر و طولانی تری را تجربه کنید به تئاتر بروید.
هر وقت روزمرّگی به سراغتان آمد و حس کردید غبار تکرار و زندگی ماشینی، احساسات ناب و زنده تان را در زیر خود دفن کرده و میرانده اند و با تمام وجود می خواهید که آنها را دوباره زنده کنید و حساسیت های تان به زیبایی های حیات را دوباره بازگردانید به تئاتر بروید.
هر گاه به ذهنتان رسید که دیگر زمان آن فرا رسیده تا شمایل زندگی خود را در آینه ای تمام قد ببینید و راهی را که تا بدینجا آمده اید ارزیابی کنید، از خطاهایتان درس بگیرید و نقاط قوّت خود را تقویت کنید به تئاتر بروید.
هر زمان به این نکته رسیدید که علاوه بر جسم شما، روحتان نیز نیاز به پاکیزه شدن، پیرایش و زینت بخشیدن دارد به تئاتر بروید.
هر گاه احساس خطر و هشدار کردید که دریای درونتان بر اثر محرّکات و جریانات آسیب زنندۀ روزانه و فجایع جهان بیرون، متلاطم و طوفانی شده و نیازمندید تا لَختی هم که شده آن را به برکه ای آرام و مصفّا تبدیل کنید و اندکی در کنار زیبایی هایش بیارامید به تئاتر بروید.
هر زمان دریافتید که دیگر دیدن دنیا از درون خود را به قدر کافی تجربه کرده اید و هم اکنون می خواهید که از بیرون و دریچۀ جهان خارج به خودتان بنگرید و کلیت خویشتن را مقابل دیدگان بیاورید تا به شناخت بیشتری نسبت به خود دست یابید به تئاتر بروید.
مواقعی که احساس تهی بودن می کنید و فکر می کنید لازم است تا وجودتان از داستان های بشری و حکمت چکیدۀ سالیان غنی شود و این همه، چراغی گردد تا مسیر زندگی خود را در هزارتوی جهان بیرون بهتر بیابید، به خلوتکدۀ درون تئاتر سری بزنید.
هر گاه می خواهید تا آلام درونی خود را تسکین بخشید و به تحلیل بهتری راجع به آنان و دلایل به وجود آمدنشان برسید و آنها را با آلام و شادی های دیگران قیاس و ترکیب کنید، بهترین مکان برای رسیدن به چنین بینش و تحلیلی سالن تئاتر است.
و ... دیدن ادامه » در پایان اگر می خواهید خود را در وجود دیگران و دیگران را در وجود خود پیدا کنید، اگر می خواهید مانند یک سلول در تنۀ واحد بشری به دیگر سلول ها وصل شوید، درد و غمشان درد شما باشد و شادیشان شادیتان به تئاتر بروید.

وحید عمرانی (عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران)
لینک مطلب: http://www.rooznamehsaba.ir/fa/publication/1522/13648
عالی بود....‌ درود بر شما .
۱۸ دی
سپاس گزارم جناب کلانی. لطف دارید.
۱۸ دی
درود آقای عبداللهی. لطفتان مستدام. سپاس.
۱۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید