آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال تئاتر
S3 : 18:40:01 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سالها کارمند یک شرکت بزرگ کره ای بودم و همیشه برام جالب بود که چرا کره ایها وقتی وارد ایران میشن کاملا با وقتی که مدتی اینجا می مانند فرق میکنند؟!
https://youtu.be/32RtPSt6bws
در ثانی اینکه ایرانیهای زیادی رو دیدم که فکر میکنند ایران قلب دنیاست و همه در موردش فکر میکنند و راجع بهش نظر دارند و تحرکات ایران برای دنیا مهمه!
لینک بالا رو ببینید شاید براتون جالب باشه که واقعا ایران در نظر مردم یک کشور خارجی چه جور جاییه و آنچه اخبارهای داخلی از اهمیت خبری ما بر جهان مخابره میکنند چقدر حقیقت داره.

پ ن: کره ایهایی که به ایران می آمدند حقوقهای نجومی بعلاوه حق بیمه نقدی آنچنانی برای کار در وضعیت شدیدا ناایمن و سخت و خطرناک میگرفتند و برای حفط این حقوق به دروغ وضعیت ایران رو صدچندنان ناامنتر از آنچه هست مخابره میکردند
محمد حسن موسوی کیانی
چه خوب...
از چه نظر؟
۱۸ ساعت پیش
محمد کارآمد
از چه نظر؟
از این نظر که کارمندان کره ای حداقل به یک نوایی رسیدند واسه کارمندان ایرانی مثل خودمان اوضاع درآمد خوب نشد به خاطر سیاه نمایی کره ای ها
۱۷ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خدارو شکر می گویم که بعد از مدت ها یک نمایش به معنای واقعی دیدم و باعث شد حال دلم خوب بشه.همه چیز عالی بود. متن فاخر،کارگردانی صحیح،بازی های خوب و روان ، طراحی لباس نکو.دکور ساده اما کامل ،طراحی نور فوق العاده(باوجود محدودیت های تاتر مهراب)و موسیقی روح نواز. از بازی ها فائزه را خیلی دوست داشتم ، و صد البته فتح الله . نه بخاطر اینکه بار طنز این متن تراژیک را بردوش می کشد بلکه به این جهت بنده کاراکتر فتح الله را تنظیم کننده و بالانس ریتم بر صحنه ها می دیدم. به طور مثال بعد از شروع جنجالی با ریتم بالای صخنه اول(خواب امینه)صحنه های قوزو و شاه -امینه و ندیمه اش و میز آقامحمد خان و امینه ریتم کلی نمایش رو به نزول است ، البته این نزول المان متن های تراژیک است. تا صحنه بعد که ورود فتح االه به همراه مریم است به یک باره ریتم اوج می گیرد و هر بار باورود فتح الله این اتفاق صورت می پذیرد. آفرین به کار گردانی این اثر زیبا که برای انتخاب بازیگر این کاراکتر بهترین گزینه را بر شمرد و بازیگری را برای این نقش گمارد که مسلط به تیپ سازی است. تنها و تنها یک مورد کوچک از کل کار به دلم ننشسته . آن هم بازی آقامحمد خان سر میز شام است. شاه اقتدار،شاه اقتدار،ادب و شان دارد. آنگونه که دیالوگ می گفت وهم زمان آبگوشت می خورد هم در خور شان شاهی نیست و هم اینکه این بازی کاملا مصنوعی و قرار دادی دیده می شود. ای کاش دیالوگ گفتن و خوردن باهم تو امان نمی شد درست مثل وقار امینه بر سر میزشام. بگذریم،به قدری زیبایی های سمی و بصری این کار بالاس که نظر منفی این حقیر در خصوص آن صحنه ی مذکور به چشم نمی آید. در پایان از تمام عزیزانی که تاتر می بینن و تا به حال نمایش زیبای امینه را ندیه اند می خواهم که به تماشای این اثر بنشینن تا حال دل آن ها مثل دل من خوب خوب شود. نمایشی که بازیگرانی بی ادعا اما با کوله باری از تجربه و هدایت کارگردانشان حالا نام حرفه ای را به یدک می کشند.
پوریا صادقی این را خواند
جناب شاهدیان
کاش در صفحه ی خود نمایش پست میکردید که همیشه برای علاقمندان به این تیاتر قابل دسترس باشه.
درود
https://www.tiwall.com/p/amineh
۱۰ اسفند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با مهر ...

4 اسفند ، هدیه‌ی ارزشمند تیوال به کاربرانش روزِ جذابی را رقم زد .."به پاسِ هشت سال همراهی و دوستی کاربرانش".

و این بهانه‌ای شد که یادمان بیاید ، هشت سال‌ست که جایی شبیه خانه‌امان، و همراهانی شبیه خویشان‌مان، دست و دل‌مان را بندِ خودش کرده است که دیگر نه فقط یک محیط نوشتاری و تبادل و گفتگو و دسترسی به علایق و حتی آشنایی و دوستی، که بخشی از هویت، حافظه و جزء مهمی از زیست هر روزامان شده است.
مدتهاست تیوال، دیگر تنها معنا و مفهوم رسانه‌ای ندارد، دیگر فقط منبعی برای اطلاع‌رسانی و دریافت رخدادهای هنری، و مرجعی برای نقد و گفتمان درباره آثار هنری نیست.
مدتهاست تیوال، گروهِ خوبِ اجرایی و مدیر کاربلد و فهیمش، و کاربرانی که دوستانیِ عزیز و آشنایانی دیرینند و تمام آن عزیزانی که این سال‌ها در کنارشان بودیم و آموختیم و جای بسیاری از آنها خالی‌ست، دیده و نادیده، همه و همه، خویشانی از جنسِ کلام، حضور و عاطفه‌ای شده‌اند که بدون شک روزگار بی آنان، لبریز ملال و اندوه خواهد ... دیدن ادامه ›› بود. رفاقت و دوستی که با همدلی و همفکری، با گفتگو و علاقه رقم می‌خورد، صمیمیتی دارد حتی اگر در دل‌مانده و عشقی دارد حتی اگر ابراز نشده..
بپاس قدردانی از تلاش تمام آنانی که چه در تیم تیوال، گروه اجرایی و چه کاربرانی با حضور فعال، تیوال را معنایی فراتر از یک محیط رسانه‌ای هنری، با ربطی به مهر و دوستی، آشنایی‌هایی ارزشمند و همراهی به رشد و بالندگی بدل نمودند، و زنجیره‌ای از گفتمان، توجه و محبت ساختند، دست‌شان را به گرمی می‌فشاریم و آرزو می‌کنیم در این روزهایِ سخت و کم رمقِ فعالیت‌های تئاتری و هنری، و با وجود مشکلات بسیاری که طبعا تیوال دراین دوره یکساله با آن روبرو بوده اما با استواری ادامه داده است؛ و بسیاری از دوستانی که بهمین دلیل کمتر فعالند، همچنان این خانواده و این خویشاوندی با همدلی بیشتر، برقرار و پایدارتر از قبل بماند و ادامه یابد .
با سپاسی قلبی از هدیه ارزشمندِ تیوال، در این روزهای آخر سال و انتقال حسِ خوب امیدواری به اوقاتی خوشتر برای این جمع و مردم‌مان، سال پیش رو، مبارک، پربارتر و پررونق‌تر در عرصه‌ی هنر و فرهنگ رقم بخورد و جان‌ دوستداران نیز هوایی تازه کند.

با احترام و افتخار دوستی از تیوال
نیلوفرثانی
6اسفند99
یعنی من باید تا سال 1404 صبر کنم تا تیوال به منم هدیه ارزشمند بده؟؟😂😂
محمد حسن موسوی کیانی
سمیرا جون ( سمیرای خودمون) با درود.. خبری ازت نبود؟ فکر کردم بیکار شدی، یا بیمار شدی، یا یک مشکلی بوده که نتونستی بیایی، یا یک چیزی شده که حوصله تیوال و دوستانی تیوالی را نداشتی، یا یک چیزی ...
اتفاقا من هرروز تیوال رو چک میکنم ... ولی برای پستهایی ری اکشن نشون میدم که دیگه خیلی برام مهم باشن... و یا نویسنده اون پست رو بشناسم... در هرصورت منم دلتنگ دیدار شما هستم... ایشالله بطلبه بتونیم ببینمتون دوباره...😍♥️
Samira
اتفاقا من هرروز تیوال رو چک میکنم ... ولی برای پستهایی ری اکشن نشون میدم که دیگه خیلی برام مهم باشن... و یا نویسنده اون پست رو بشناسم... در هرصورت منم دلتنگ دیدار شما هستم... ایشالله بطلبه بتونیم ...
سپاسگزارم..
❤❤❤❤🙏🙏🙏🙏
۰۹ اسفند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
الآن یهو به نظرم اومد اگه بشه توی تیوال هم مثل تمام شبکه‌های اجتماعی فقط مطالب کسانی که دنبال می‌کنیم رو بخونیم چقدر جنگ اعصابمون کم میشه ها!!!
هشتگ پروفایل‌های یک روزه
هشتگ مختلفیم
هشتگ باقی اینجور نمایشا
گزارش رو زدم
علی ابراهیم
امیرمسعود جان خیلی اعصابت متشنجه این روزها؛ امیدوارم بهبودی حاصل بشه برات ولی خیلی بخوام باهات رک باشم از کامنت هات و اون بحثی که سر لبخند باشکوه آقای گیل داشتیم اصلا حس خوبی نمیگیرم. یعنی ...
به نظرم یکی از کسایی که باید بلاک کنم خودتی علی :)))
امیرمسعود فدائی
به نظرم یکی از کسایی که باید بلاک کنم خودتی علی :)))
مخلصیم:))
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همیاری جان

اول خواستم تشکر کنم بابت کد تخفیف تماشای رایگان فیلم تاترها
و چند تا سوال داشتم
کد تا چه زمانی اعتبار داره؟
آیا کد فقط برای خرید بسته فیلم تاترهاست یا می شه ۱۰ تا فیلم تاتر جدا خرید؟
و اینکه از زمان خرید فیلم تاتر چقدر فرصت دیدنش رو دارم ؟
( فکر کنم جواب ۲۴ ساعت باشه ولی مطمئن نیستم )
نیلوفر ثانی و سارا_ز این را دوست دارند
بهار گراوندی
گزارش رو زدم
ممنون
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پیشنهاد میدم یه اتحادی بین اعضای حقیقی تیوال برای ریشه کن شدن اکانت های فیک شکل بگیره. نمیدونم چه اتحادی... ولی حتمن باید کاری کرد...
من دیشب خواب دیدم دانشجوام و داریم تظاهرات می‌کنیم با همکلاسیا بر علیه حجاب اجباری!!!
الان این کامنت شما رو دیدم کلی خندیدم و به خودم گفتم خوابت تعبیر شد!
من پیشنهاد می‌دم وسط میدون تیوال تحصن کنیم عبور و مرور و کامنت‌گذاری مختل شه :دی
به نظر من راه حلی برای ریشه کن کردن نداره.
و واقعا هم این حق طبیعیه هر کاربریه که برای تشویق یا تبلیغ دوستش یه اکانت درست کنه و از نمایشی که دیده تعریف و تمجید کنه، نمیشه که این حقو از کسی سلب کرد.
واقعا فقط یک نمایش دیده و دلش میخواد از همون یه نمایش تعریف کنه.
نمیشه گفت شما اکانت یکروزه‌ای حق نداری چیزی بنویسی، همه ما روز اول همین بودیم، منتهی ما ادامه دادیم اون شخص دلش نمیخواد ... دیدن ادامه ›› ادامه بده.
عرض کردم قبلا هم، راهی که به نظر من میرسه اینه که ما بتونیم امکان میوت کردن یا آرشیو کردن مثلا صغحه یه نمایشیو داشته باشیم تا اگه نظرات نمایشی مزاحممونه نخونیم و نبینیمش
پیشنهاد آرشیو کردنتون خوبه
به نظرم اگه امکان فیلتر کردن نظرها بر حسب "تعداد نظرات کاربر" و "مدت زمان حضور کاربر" ایجاد بشه خیلی خوبه
مثلا بگیم که فقط نظرات کاربرانی رو به من نشون بده که بیش از n نظر داشته باشند و مدت زمان عضویتشون نیز بیش از n روز باشد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود خدمت دوستان
به عنوان کسی که تجربه‌ی مختصری در حوزه روابط‌عمومی و رسانه داره چند پیشنهاد دوستانه دارم به عوامل گروه‌های اجرایی، امیدوارم مفید باشه و به قولی ممکنه موجب پند بشه یا ملال.

یکم
هر گروه یک نفر رو به عنوان نماینده گروه اجرایی یا روابط عمومی مشخص کنن و واکنش‌ها، خبرها، احیانا توضیحات و غیره از سمت همون یک نفر باشه که هم وحدت رویه در گروه حفظ بشه و هم دیوار تیوال از انواع و اقسام اعتراض و امتنان و ... شلوغ نشه

دوم
این فضا یک تعداد عضو فعال و کمتر فعال و غیرفعال داره و اساسا خیلی عمومی نیست، این تعداد هم در هر کسوتی که باشن معمولا صاحب رای و نظر و اهل دقت هستن، ... دیدن ادامه ›› دوستان عزیز و عوامل گروه‌های اجرایی اگر هدف‌ شما و علاقمندان‌تون تبلیغ برای جذب مخاطب بیشتره باور کنین این رویه بیشتر دافعه داره تا جاذبه. اینکه دوست و آشنا و عوامل گروه پشت هم کامنت مثبت بذارن گاهی دوستانی رو که حتی تصمیم داشتن نمایش رو ببینن منصرف کرده.

سوم
تجربه در سال‌های اخیر ثابت کرده چه بسا نمایشی کمترین تبلیغ و واکنش رو در این فضا داشته اما پرفروش بوده و چند ماه در سالن‌های مختلف اجرا رفت، ملاک کیفیت و خروجی کار هست نه پروپاگاندای رسانه ای

چهارم
معمولا این اتفاق برای گروه‌هایی افتاده که عواملش جوان‌تر هستن و آشنایی بیشتری با فضای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی دارن و گمان‌شون از تبلیغات و دیده‌شدن فراوانیه اما دوستان مستحضر باشن شیوه‌های تبلیغات اون هم برای آثار هنری و ویژه تئاتر طور دیگریه.

این چند نکته به ذهنم رسید خواستم عرض کنم البته که شاید کامل نباشه اما تجربه‌ی زیسته‌ی بنده و احتمالا برخی دوستان در این فضا اینها رو تایید می‌کنه.

در پایان باید عرض کنم اینکه فضا آزاده برای بیان نظرات و واکنش ها خیلی بدیهیه و قرار نیست نسخه‌ای برای کسی پیچیده بشه اما سعی همه‌ی ما اینه کمک کنیم به تئاتر و رونق فضای اون و برای این هدف طبیعیه ملاحظاتی باشه.

آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه‌ی دوستان

خشکسالی برام معنی شد

یک سالگیِ تئاتر نرفتن

یک‌سال
بدون تئاتر
یادش به خیر... یک موقعی این دیوار چه جلال و شکوهی داشت! چه نقدها و مطالب جذاب و به‌دردبخوری داخلش نوشته میشد... چقدر لذت می‌بردیم از مطالعهٔ دیوار... این روزها که همه چیز در این مملکت رو به اضمحلاله، دیوار تیوال هم از این قاعده مستثنی نیست... بس که مطالب بی‌ربط و بی‌ارزش اینجا نوشته شده، دیگه میل و رغبتی برای مطالعه باقی نمونده... از سیل تعریف و تمجیدهای بی‌خودی پروفایل‌های جدید بگیر تا اشعار و مطالب سست و زرد و بی‌اساس...
من از طرف خودم قول میدم دیگه هیچی ننویسم اینجا. شما فداییمون رو ناراحت نکن. قول.
هی...
هی...
هی...
واقعا..
چه روزگاری بود، مطلب می نوشتیم، روزی ۴ بار سر می زدیم با ذوق و شوق ببینیم فدایی خونده یا نه ...
یا آیکون خواندم را زده...
حاجی اگر می زد دوست دارم که عرش را سیر می کردیم...
Good Old Days!
فدایی... من امروز خیلی پست گذاشتم، عصبانی نشیا...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بازیگر تاتر
فعال در حوضه طبیعتگردی
راه ارتباطی
www.instagram.com/sahand.tav
سهند توکلی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام
همیاری تیوال هم گرفتار استاندارد دوگانه است گویا

یک موقعی یک نقدی به یک بازیگر یا یک نمایشی نوشته میشه در کسری از ثانیه بنا بر تشخیص‌شون اون رو غیر قابل مشاهده می کنن.
اونوقت در مطلبی مشخصا از کلمات رکیک و توهین استفاده شده و ساعت‌هاست که هست و قابل رویت.
من موافق حذف نیستم اما بالاخره رعایت عرف و رویه‌ی هر فضایی خیلی توقع زیادی نیست. اینجا در اوج اختلاف‌هایی که داشتن دوستان، معمولا احترام حفظ شده یا دست کم صراحتا از الفاظ رکیک استفاده نشد.
ضمن اینکه نقد من بیشتر ناظر به رویه همیاری تیواله که چطور فلان بازیگر و بهمان کارگردان براشون اینقدر مهم‌اند که کوچکترین مطلبی رو تاب نمیارن اما الان موضعی ندارند.
گمانم مشخصه مطلب من در مورد کدوم نوشته است اما اگر نیاز بود بفرمایید تا صراحتا عرض کنم.
میم و فاطمه معصومی این را خواندند
Samira، آقامیلاد طیبی، سپهر، امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را دوست دارند
یاسر جان الآن پاک شده
امیرمسعود فدائی
یاسر جان الآن پاک شده
خب بهتر
ممنونم امیر مسعود عزیز
از همیاری هم بابت همیاری‌ش ممنون
واقعا جای اون مطلب اینجا نبود
به دو دلیل هم اینکه توهین‌آمیز و بی ادبانه بود و مسائل باید خارج از فضای اینجا حل بشه و بعد اینکه خطاب به یکی از دوستان بود که برای من قابل احترام و دوست‌داشتنیه
نسیبه
بازم من دیر رسیدم به حواشی -_-
بهتر شد ندیدی نسیبه‌جان :)
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ممکنه کسی زحمت بکشه و فلسفه این ارزش افزوده که جدیدا! باب شده و به قیمت بلیط افزوده میشه رو توضیح بده! قیمت ها که خود به خود و البته به دلیل شرایط خاص به قدر کافی افزایش پیدا کردند دیگه این بازی ها چیه؟!
پوریا صادقی این را خواند
امیرمسعود فدائی، محسن جوانی و سپهر این را دوست دارند
ارائه خدمات مشمول این قانونه
هر خدمتی ۹٪ مالیات
پول زوره قبول دارم و منم با شما موافقم
که این‌مقدار در سال ۲۰۱۵ بالغ بر ۶.۱۶ میلیارد ساعت بوده.
الیاس نوبری
اینطور باشه باید رو بلیط سینما هم کشیده بشه ... یک بام و هزار هوان دوستان
من آخرین باری که از سینما تیکت بلیت خریدم علاوه بر ۹ درصد ارزش افزوده، ۴ درصد هم کارمزد خدمات آنلاین گرفت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دلم خیلی تنگِ تئاتره!:(
تایتر کوچه های بنی هاشم را در سال 99 با نقشی متفاوت شروع کرد
حباب بن سعد بن عباده
در کنار علی نکته سنج .ارسلام رنجبر. مهدی توکلی نیا .پژمان پهلوان .مهدی اسدپور.مهدی عظیمی و و و و
Ahoo Ahmadi این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داشتم لیست خریدهای تئاتری چندسال اخیر رو مرور می کردم و با افسوس خاطرات زیبا از دیدنشون رو به یاد می آوردم و با خودم فکر می کردم آیا روزی دوباره این پیکر نحیف و نیمه جان و کرونا زده تئاتر سرپا خواهد شد. به خیل بازیگران و کارگردانان و سالن داران و سایر عوامل فکر می کردم که در اثر این مصیبت بیکار و کم کار شدند و قظعا روزگار به سختی می گذرونند. آیا باز با سالن های مملو از جمعیت و نمایش هایی که برای دیدنش سر و دست میشکنه مواجه خواهیم بود؟ دلم برای تئاتر تنگ شده . . .
سوسن تسلیمی، یک معیار است. او را باید نمونه ای تابناکی از آگاهی و شرافت هنرمندانه دانست در زمانه ای که عده ای با کلاشی، قصد دارند منفعت طلبی، ریاکاری و کاسب کاری شان را به جای عمل هنری و فکری به مخاطبان شان قالب کنند. ستاره هایی جعلی که در برهوت بی افق وضع موجود،سو سو می زنند.
سوسن تسلیمی از جمله انسان هایی که ثابت کرده چگونه می توان آرمانی زیست و خلق کرد و واقعی بود. او مقیاس و متری ارزشمندی است برای تشخیص درخشش یک هنرمند اصیل از یک نوع قلابی بی فروغ اش..
سوسن تسلیمی، از قله های بازیگری است. فضای مردمحور و ماچویستی، حتی تصویر رایج از اسطوره های بازیگری را مردانه تصویر و تصور می کند. کافی است نگاه کنیم به تاریخ تصویری و نوشتاری این چند ساله از اسطوره های بازیگری، تا متوجه شویم عنوان بهترین بازیگر زن همیشه در زیرشاخه ای از کلیت هنر بازیگری که به طور طبیعی مردانه فرض شده، اعطا می شود. اما به هر حال بازیگری جنسیت ناپذیر است. تسلیمی از بزرگترین بازیگران بین مردان و زنان بازیگر است. در مصاحبه هایی گفته، نقش هایی که برای بازی انتخاب می کند باید مطابق اصول اش باشد. او یک بازیگر روشنفکر و مولف است از آگاهی و حساسیت جنسیتی بسیار بالایی برخوردار است. وقتی در ایران بود نقش های اول زن بسیاری به او پیشنهاد شده بود که اکثرشان را نپذیرفت چرا که معتقد بود تصویر ضعیف و تحقیرآمیزی از زن ارائه می دادند. از پذیرش نقش های کلیشه ای زن نیک فرمانبر پارسا پرهیز می کرد. او فقط با بازی در 6 فیلم از ماندگارترین چهره های سینمای ایران شد. همواره از دوره ی همکاری اش با آربی آوانسیان کارگردان مترقی و پیشرو تئاتر در کارگاه نمایش طی دهه50 خورشیدی به عنوان بنیان کار بازیگری اش یاد کرده است و البته همکاری اش با بهرام بیضایی بزرگ..تسلیمی می گوید همه ی آثاری که بیضایی در سال های آخر دهه 50 تا سال 1368 نوشته و بسیاری شان را هم چاپ کرد نقش هایی بود که برای من نوشته بود. بیضایی با امکانات بازیگری من آشنا شده بود و بر اساس آن ... دیدن ادامه ›› می نوشت.
بعد از مهاجرتش به سوئد با وجود جایگاهی بالایی که در سینما و تئاتر ایران داشت( هرچند تا وقتی در ایران بود، هرگز قدرش دانسته نشد و دیدگاه رسمی در صدد حذف تصویر و حضورش بود) با نبوغ و استعداد وجودی اش تقریبا دوباره از صفر شروع کرد. زبان سخت و صعب سوئدی را برای صحنه تئاتر به خوبی آموخت و حالا از ستارگان بازیگری و چهره های پرفروغ فرهنگی آن مملکت قلمداد می شود. علاوه بر بازیگری ، کارگردانی هم می کند . جایی در درسگفتارهایی درباره بازیگری می گوید بازیگر باید از هویت و خواست سازمان های حمایت کننده و منابع مالی کاری که می خواهد در آن بازی کند مطلع باشد. باید بداند که کلیت و هدف اثری که در آن نقشی دارد چیست. تسلیمی با هوشمندی و خردمندی، اهمیت استقلال کاری یک بازیگر و آگاهی اش نسبت به اهداف ضمنی یک اثر سینمایی یا تئاتری را متذکر می شود.
**
ده یازده ساله بودم که فیلم شاید وقتی دیگر، را در سینما دیدم و چند سال بعد هم باشو غریبه کوچک را در سینما کانون پرورش فکری خیابان وزراء... تماشای بازی تسلیمی در این دو فیلم تاثیر غریبی بر من داشت. چرا باید کیان و نائی شخصیت های این دو فیلم تا مدتهای مدیدی در ذهن یک پسربچه ده دوازده ساله باقی بماند؟ تاثیر عمیق آن نقش ها بر من از کجا بود؟ شاید یکی از جوابها ،چشم های جادو و مغناطیس قدرتمند و نامرئی در بازی تسلیمی باشد.
بهرام بیضای به محمد عبدی گفته بود شما که بازی تسلیمی را بر صحنه تئاتر ندیده اید نصف عمرتان بر فنا رفته.... اگر انرژی قدرمند تسلیمی از طریق دوربین سینما چنین منتقل می شود وای بر صحنه تئاتر....
نسل های من و بعد از من در فقدان ها و حسرت های بسیاری رشد کرده ...
کوچ های و یا سکوت بزرگان فرهنگ و هنر و اندیشه این سرزمین اتفاق بدشگونی است. برهوت فرهنگی همانند خشکسالی و تغییرات اقلیمی، که گریبانمان را گرفته، نتیجه ای به جز حسرت، زوال و فقر مکرر در پی ندارد.
18 بهمن زادروز سوسن تسلیمی مبارک باد.
ابرشیر عزیز
زمان زیادی بود که از شما چیزی نخوانده بودم. چقدر زیبا حق مطلب را بیان کردید. واقعا نسل ما حسرت های زیادی را با خود خواهد برد. حسرت های کوچک حداقلی، شبیه همین چیز که شما گفتید. گاهی فکر می کنم سیاست چگونه می تواند همه ساختارهای زندگی بشر را بسازد، تحت تاثیر قرار دهد و یا ویران کند. ما میراث دار آرزوهای ویران شده ایم و جهان حسرت های زیاد کوچکی را به ما بدهکار است. حسرت دیدن یک بازیگر روی صحنه تئاتر! هگل ذهن و فرهنگ را زیر بنا میدانست. مارکس به قول خودش، هگل را که روی سر، سرپا یستاده بود برگرداند و روی دوپایش قرار داد و گفت اقتصاد زیر بناست!حال جهان مارکسی دیگر می خواهد که این جسم را به پهلو بخواباند و ثابت کند که سیاست زیر بناست! ما مطالعه موردی مناسبی هستیم برای تاریخ جهان تا از طریق آن بفهمند جهانیان، چه نوع نظامی برای اداره کشور مناسب نیست!
خوشحال شدم از خواندن مطلب تان.برقرار باشید.
کاوه علیزاده
ابرشیر عزیز زمان زیادی بود که از شما چیزی نخوانده بودم. چقدر زیبا حق مطلب را بیان کردید. واقعا نسل ما حسرت های زیادی را با خود خواهد برد. حسرت های کوچک حداقلی، شبیه همین چیز که شما گفتید. گاهی ...
کاوه بزرگوار سپاس از لطفتان و از اینکه مطلبم مورد توجه شما قرارگرفت باعث مباهاتم‌ است.
درست می فرمایید، در مطالعات اقتصاد سیاسی دنیای امروز مورد جذاب تحقیقاتی هستیم و درس عبرت مابقی متاسفانه ... در سودازدگی و اضمحلال وخیمی به سر می بریم، نا آگاه ماندن و انفعال و تعصب مولود شرایط تکرار شونده ای است که‌در آن‌اسیر مانده ایم و اذهان امیدوارمان را تیره می کند... کاوه جان واقعا میراث دار آرزوهای ویرانیم... سپاس از همراهی ات رفیق اهل قلمم به امید رهایی و سبزشدن و تحقق امیدها و آرزوهایمان
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام پروتکل های بهداشتی در این نمایش رعایت نشده بود امیدوارم اتفاق ناگواری برای عوامل کار و تماشاگران رخ ندهد. هنگام خرید بلیت نوشتید صندلی های دو طرف مسدود میشه ولی تماشاچی ها بهم چسبیده بودند..
پوریا صادقی و سپهر این را خواندند
کدوم نمایش شهروز جان؟!
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میشه این متن شکسپیر رو تاثیرگذارترین متن ادبی تاریخ ادبیات قلمداد کرد؟

بودن، یا نبودن: مسئله این است

آیا شایسته‌تر آن است که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفاپیشه تن در دهیم، یا این که ساز و برگ نبرد برداشته و به جنگ مشکلات فراوان رویم.
تا آن دشواری‌ها را ز میان برداریم؟

مردن، آسودن-سرانجام همین است و بس؟
و در این خواب دریابیم که رنج‌ها و هزاران زجری که این تن خاکی می‌کشد، به پایان آمده.
پس این نهایت و سرانجامی است ... دیدن ادامه ›› که باید آرزومند آن بود. مردن… آسودن… و باز هم آسودن… و شاید در احلام خویش فرورفتن.

ها! مشکل همین جاست؛ زیرا اندیشه اینکه در این خواب پس از مرگ و رهایی از این پیکر فانی، چه رویاهایی پدید می‌آید ما را به درنگ وا می‌دارد؛ و همین مصلحت‌اندیشی است که این‌گونه بر عمر مصیبت می‌افزاید.

وگرنه کیست که خفّت و ذلّت زمانه، ظلم ظالم، اهانت فخرفروشان، رنج‌های عشق تحقیرشده، بی شرمی منصب داران و دست ردّی که نااهلان بر سینه شایستگان شکیبا می‌زنند، همه را تحمل کند، در حالی که می‌تواند خویش را با خنجری برهنه خلاص کند؟

کیست که این بار گران را تاب آورد،
و زیر بار این زندگی زجرآور، ناله کند و خون دل خورد؟‌ اما هراس از آنچه پس از مرگ پیش آید، از سرزمینی ناشناخته که از مرز آن هیچ مسافری بازنگردد، اراده آدمی را سست نماید.
و وا می‌داردمان که مصیبت‌های خویش را تاب آوریم، نه اینکه به سوی آنچه بگریزیم که از آن هیچ نمی‌دانیم.

و این آگاهی است که ما همه را جبون ساخته،
و این نقش مبهم اندیشه است که رنگ ذاتی عزم ما را بی‌رنگ می‌کند.
و از این رو اوج جرات و جسارت ما
از جریان ایستاده
و ما را از عمل بازمی‌دارد.

شکسپیر
هملت
چرا ادبیات کلاسیک و متون کهن مهم هستند؟ بنظرم در هر سنی خوانش دوباره این ابرمتنها تاثیر و معنی خاص خودش رو داره، چیزی که اکنون درک کردم حتی با سال گذشته هم قابل مقایسه نیست!

محمد کارآمد
چرا ادبیات کلاسیک و متون کهن مهم هستند؟ بنظرم در هر سنی خوانش دوباره این ابرمتنها تاثیر و معنی خاص خودش رو داره، چیزی که اکنون درک کردم حتی با سال گذشته هم قابل مقایسه نیست!
بله دقیقا. کاملا موافقم. توصیف زیبایی فرمودید: "ابرمتن".
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همیاری جان،
جدیدا توی بلیط ها و رسیدهای خرید، ردیف و صندلی رو پشت سر هم میزنه و ایجاد اشکال میکنه.
امروز زده بود:
صندلیها: ۱۱-۸
نمی دونستم ردیف ۸ و صندلی ۱۱ دارم یا ردیف ۱۱ و صندلی ۸.
یاماها رو هم که اشتباه نشستم و مجبور شدم جابه جا بشم. مسول سالنم فکر کرد بلیط ندارم و دوباره ازم بلیط خواست.
قبلا صریح، واضح و محکم مینوشت:
ردیف ۸
صندلی ۱۱
یادداشت شما من رو به یاد اولین باری که تنها به سینما رفتم انداخت
قبلا بلیط سینما ها رو به صورت دستی می فروختند و پشت آنها را با خودکار ردیف و شماره می زدند. آنجا هم نمی نوشت ردیف کدومه و صندلی کدوم. اما وقتی چند تا بلیط خریداری می شد، مشکلی نبود چون مشخص بود که عدد تکراری ردیف است و عدد غیر تکراری صندلیها. اما اولین بار که تنها به سینما رفتم یک بلیط داشتم با دو عدد و نمی دانستم که کدام ردیف است و کدام صندلی. نخواستم که از راهنمای سالن سوال کنم. باخودم فکر کردم که اگه کمی جلوتر و نزدیک به پرده نمایش بنشینم بهتر هست تا عقب تر و جای کسی دیگر بنشینم. اما بعدا فهمیدم که به طور قراردادی عدد اول ردیف است و عدد دوم صندلی
پوریا صادقی
درست میگی بهزاد جان. روی بلیط کاغذی تکلیف معلومه. فقط مشکل اینجاست که توی گوشی نمیشه مطمین بود که دفیقا کدوم عدد اولیه. مثل حروف انگلیسی یا پرانتز و اینها. بسته به زبان برنامه نویسی و زبان گوشی، ...
بله حق با شماست، گفتم که فقط من رو به یاد این خاطره انداخت
بهزاد هندی
بله حق با شماست، گفتم که فقط من رو به یاد این خاطره انداخت
خاطرات خوشی بود. بلیط گرفتن، بلیط نشون دادن، بلیط پاره کردن، نگه داشتن ته بلیط فیلمای خوب.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امروز رفتم سالن ملک. برای اولین بار. اگه حافظه یاری کنه همون ساختمون امیربهادره. امیربهادر یکی از اولین آموزشگاه های کامپیوتر ایران بود. حدود سالهای ۷۰-۷۱ به گمونم روزای فرد، آمیگا زیر بغل میرفتم اونجا. بیسیک و کیوبیسیک یاد میدادن. خوب بود. احساس مهندس بودن میکردم😎.
برگشتنی از تعاونی تاکسیرانی اسمارتیز میخریدم، مروارید، مینو. دو تومن و پنج زار. یه کیسه ی شفاف با چاپ زرد داشت که یه دایره کنارش کامل شفاف بود. خیلی خوشمزه بود. هنوزم خوشمزه ترین شکلاتم، اسمارتیزه. دراژه شکلاتی. نمی‌دونم چرا این‌اسم رو روش گذاشتن. نه دراژه فارسیه و نه شکلات. فقط اون “ی” یِ آخرش فارسیه!
ته ملک، یه لوازم التحریریِ شیک بود به اسم سپاس که یه موقعهایی ازش چیز میز میخریدیم.
یکی هم قبل از چهارراه فرح بود. نمیدونم الان چی بهش میگن. تقاطع فرح و تخت طاووس. مطهری و سهروردی. اون گرون فروش تر بود و کمتر میرفتیم.
روبروش یه ساندویچی بود، آناهیتا. ساندویچ ژامبون خوب😉 میداد. از ایران رفت.
خونمون کنار دایره موتوریِ راه نمایی رانندگی بود. از اتاق خوابم یه عالمه ماشین سیاه سفید با دو تا چراق قلمبه ی قرمز بالای سقفشون پیدا بود. و البته اون موتور ... دیدن ادامه ›› هوندا هزارا 😍
یه نمایشگاه ماشین نرسیده به ترکمنستان بود که بنز و بی ام و میوورد. بعد شد شیرینی فروشی، شیرینک. ویترین و دکورش خیلی نو و جدید بود ولی شیرینیاش‌رو‌دوست‌نداشتم. مارزیپان داشت 😖
یه آقا جابر داشتیم که بقالی داشت. خیلی بدجنس بود. روانش شاد، خبر دارم فوت شده. همیشه فکر میکردم با جبارسینگ یه نسبتی داره که بدجنسه. جبار و جابر برام‌یه شکل بود.
یه کتاب فروشی کنارش بود که کتابای دست دوم میورد. تن تن! 🥰
یکم بالاتر نرسیده به کیهان، یه مغازه لوازم اسکی بود. اسمش یادم نیست.
بالاترتر هم که ناتلی بود. با اون موسیو که بالا تو کافه سرویس میداد و خوش و بش میکرد با همه. میرفتیم میشستیم شیرینی می خوردیم. مامان و بابا چایی یا نسکافه هم می خوردن.
خلاصه امروز جدای از تیاتر، یه سفر زمان ۳۰ ساله هم رفتم! دلم خوش شد و کمی هم گرفت.
دوچرخه قرمزم کجاست؟ کیف‌مدرسه م؟ اون آمیگا ۵۰۰ چی؟ من کوشم؟!
دلم نمیخواست برگردم خونه ولی باید میومدم. داشت ۹ میشد.

____
Amiga 500: یه جور کامپیوتر ابتدایی
Basic: یه سیستم عامل پیش از داس و خیلی پیش از ویندوز.
Q-Basic
DOS
منم شهید چمران درس خوندم، پایینتر از تخت طاووس، کنار پارک آویینی، کوچه ناژ.
خاطرات من هم ازون منطقه مال بیست پنح شیش سال پیشه
پوریا صادقی
چه جالب. اون باغ و ساختمون متروکه رو یادته؟ هیچ وقت رفتین توش؟
باغ کنارمونو که پارک کرده بودن.
متروکه نبود
سیدمهدی
باغ کنارمونو که پارک کرده بودن. متروکه نبود
کنار مدرسه نبود. توی کوچه پس کوچه ها یه باغ ویلای بزرگ و مخوف بود. از اون مصادره ای ها. میگفتن مال خود ملک بوده، مطمین نیستم.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید