تیوال تئاتر
T1 : 23:57:34
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
«ما بشیم قصه؟ ما از بی کفنی زنده ایم... »

«زنده یاد زندان قصر»؛ نمایشی که بالاخره بعد از 6 سال مجوز گرفت.
این نمایش به کارگردانی مهران خوش بین و نویسندگی کهبد تاراج از ساعت 19 چهارشنبه 26 مهر ماه هرشب به مدت 45 دقیقه در بند سیاسی زندان قصر به شیوه محیطی اجرا می شود.

احمدرضا مقدسی، عرفان پورمحمدی، جواد واحدی، صادق مرادی و علی پناهی بازیگرانی هستند که در این اثر به ایفای نقش می پردازند.
از دیگر عوامل به: رضا بهرامی( مشاور کارگردان) هومن جواهرکار و علی باقری( گروه کارگردانی) کامیاب پهلوان یلی ( موسیقی) شایان کیانی( طراح پوستر و بروشور) مهدی وزیریزدی( عکاس و تیزر) میتوان اشاره کرد.

علاقه مندان جهت خریداری بلیت به صورت اینترنتی از سایت تیوال و یا رزرو تلفنی با شماره ٠٩١٢٨٤٦٩١٧٦ تماس لازم به ذکر است، به دلیل محدود بودن فضای نمایشِ «زنده یاد زندان قصر» ... دیدن ادامه » در هر اجرا تنها پذیرای 20 نفر از علاقمندان است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

اگه با شنیدن خبری از حال و روز خراب و معیشت دشوار مردمان این آب و خاک غم به جونتون افتاده،
از کارگرای بیکار شده‏ ی کارخونه ‏ی قند ورامین حمایت کنین.
اگه با دیدن تصویری که در اون کارگران یه واحد صنفی به دلیل فقر چوب حراج به اعضای بدن خودشون زدن قلب‎تون به درد اومده،
از کارگرای بیکار شده‏ ی کارخونه‎ی قند ورامین حمایت کنین.
اگه به خاطر زیاد شدن کودکان کار تو خیابان‏های شلوغ و دودآلود تهران، لحظه‏ ای تنها لحظه ‏ای اندوه امونتون ر و بریده،
از کارگرای بیکار شده ‏ی کارخونه‏ ی قند ورامین حمایت کنین.
اگه با خوندن آمار صعودی طلاق و خونه خراب شدن‏ ها تو این هیاهوی بسیار برای هیچ، با حسرت دنبال مقصر بودین،
از کارگرای بیکار شده ‏ی کارخونه‏ ی قند ورامین حمایت کنین.
اگه با دیدن چهره‏ ی خون‏ آلود و شنیدن ضجه‏ های کارگرایی که برای خالی نبودن یخچال‏ ... دیدن ادامه » خونه‏‏ هاشون؛ کتک خوردن؛ اشک به چشماتون اومده،
از کارگرای بیکار شده ‏ی کارخونه‏ ی قند ورامین حمایت کنین.
شنبه22 مهر ساعت 20 اجرای هنرمندان و آخرین اجرای نمایش قند خون در تاتر باران، گلریزانی به قدر بضاعت گروه نمایش قند خون برای خانواده‏ ی کارگری که این روزها با سیلی صورت‏ اش رو سرخ می‏کنه. منتظرتون هستیم.

پرند محمدی و رضا تهوری این را خواندند
امیرمسعود فدائی ، hirbods ، farhad riazi ، زهره مقدم و محمد رحمانی این را دوست دارند
بعد از ملاقات این اثر متهورانه که البته بازهم به لیست خواسته ها اضافه شد باید بگویم دست شما هنرمندانیکه درد جامعه ی امروز ایران را فریاد می زنید می بوسیم و بغض میکنیم این حقیقت رو که ایکاش این مملکت از امثال شما بیشتر داشت.
۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان من دو تا بلیط طپانچه خانم برای امشب ردیف دوم دارم اگر خواستین به این شماره زنگ بزنید 09391501782
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نمایش بکت رو دیدم. به اندازه ای خوب بود که تا چند ساعت بعد منو وادار به فکر کردن کرده بود. طراحی کار خیلی هوشمندانه بود. انگار همه چیز سر جای خودش بود.
همش دوست داشتم برم ببینم که آیا بسکتبال بازی می کنند یا نه ؟! خیلی خوشم اومد
کاش همه این نمایش رو ببینن که چقدر قشنگ واقعیت جوامع امروزی رو نشون میده
٧٥ دقیقه فقطط لذت بردم
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳ نمایشنامه (اما، مارکس در سوهو، دخترونوس) - تئاتر سیاسی هاوارد زین
ترجمه شیرین میرزانژاد
گروه تئاتر اگزیت
در وبسایت گروه تئاتر اگزیت (نشریات)
http://www.exittheatre.ir
در کانال تلگرام اگزیت
https://t.me/exittheatrechannel
و یا در کتابخانه اینترنتی رایگان اگزیت
https://www.yumpu.com/exittheatre

مقدمه هاوارد زین بر کتاب ۳ نمایشنامه

چرا یک مورخ باید بخواهد که پا از مرزهای رشته‌اش فراتر بگذارد (نپذیرد که در چهارچوب بماند) و تصمیم بگیرد که وارد دنیای تئاتر شود- یعنی نمایشنامه بنویسد؟ نمی‌توانم از طرف دیگران صحبت کنم- مارتین دوبرمن مورخ تنها کسی است که به ذهنم می‌رسد که نمایشنامه‌ای مستند با عنوان «در آمریکای سفید» را در طول سال‌های اولیه‌ی جنبش حقوق مدنی نوشته است.
در مورد من، این کاری بود که مدت‌ها ذهنم را به خود مشغول کرده بود، زیرا حتی در حالی که من تاریخ می‌نوشتم، خانواده‌ام با تئاتر سروکار داشتند. در سال ۱۹۶۱ هنگامی که در کالج اسپلمن در آتلانتا تدریس می‌کردم، همسرم رازلین برای نقش آنا، معلم انگلیسی نمایش «شاه و من» انتخاب شده بود. او در ادامه نقش‌های دیگری را نیز در تئاتر آتلانتا بازی کرد که از جمله‌ی آنها خانم مادریگال در باغ گچی اثر اینید بگنولد بود. هنگامی که به بوستون نقل مکان کردیم، برای بازی در نمایش دایره‌ی گچی قفقازی اثر برتولت برشت در تئاتر لوب هاروارد (سَلَف تئاتر رپرتوار آمریکا) انتخاب شد. در آتلانتا دخترم مایلا از میان شصت نفر برای نقش آن فرانک انتخاب شد و در سال ۱۹۶۲ به عنوان بهترین بازیگر زن شناخته شد. پسرم جف در نیویورک به عنوان بازیگر و کارگردان فعالیت می‌کرد و پس از آن به کیپ‌کاد نقل مکان کرد و کارگردان هنری تئاتر بازیگران ولفلیت هاربر شد.
من هم جا مانده بودم و سرگردان در کتابخانه‌ها، در انزوا نوشتن تاریخ را دنبال می‌کردم و بقیه‌ی خانواده را می‌دیدم که در تئاتر خوش می‌گذرانند. اشتیاق من به تئاتر همیشه وجود داشت، شاید آغازش به زمانی برگردد که شانزده ساله بودم و اولین بار نمایشی را در تئاتری کوچک و بدبو در منهتن دیدم.
اجرای ... دیدن ادامه » پروژه‌ی تئاتر فدرال از نمایش «یک‌سوم ملت» بود که عنوان خود را از اعلامیه‌ی مشهور فرانکلین روزولت گرفته بود:«می‌بینم که یک‌سوم ملت مسکن، پوشاک و خوراک مناسب ندارند.» خانواده‌ی من که در آپارتمان‌های تاریک اجاره‌ای بسیاری در بروکلین زندگی کرده بود، در این توصیف می‌گنجید. وقتی بر روی نیمکت چوبی نشستم (با ۱۷ سنت پول بلیت می‌شد چیزی بیش از این انتظار داشت؟) و در سالن تاریک تئاتر منتظر آغاز نمایش بودم، صدای آژیر ماشین‌های آتش نشانی را شنیدم که بلند‌تر و بلندتر می‌شد و سپس شعله‌های آتش را دیدم که بر روی صحنه زبانه می‌کشید، شبیه آتشی که به ساختمان‌های اجاره‌ای می‌افتاد. زود متوجه شدم که آتش‌سوزی ساختگی بود اما روشی بسیار هیجان‌انگیز برای آشنایی با موضوع نمایش بود- مردم فقیری که به خاطر آتش‌سوزی در ساختمان‌های چوبی اجاره‌ای بی‌خانمان می‌شدند.
این تجربه در همان ابتدا قدرت تئاتر را در انتقال پیام‌های اجتماعی مهم به من نشان داد. این موضوع، شیفتگی مادام‌العمر به تئاتر را در من ایجاد کرد. هنگامی که در مرکز منهتن در خانه‌های طرح مسکن محلات کم‌درآمد زندگی می‌کردیم، من و همسرم به سختی پولی را کنار می‌گذاشتیم تا به دیدن نمایش‌های برادوی برویم. پول‌مان فقط به ارزان‌ترین صندلی‌ها می‌رسید. با این حال، از دیدن اجراهای اصلی «اتوبوسی به نام هوس»، «پسربومی»، «مرگ فروشنده» و «همه‌ی پسران من» هیجان‌زده بودیم.
هنگامی که به جنوب نقل‌مکان کردیم تا در جامعه‌ی سیاهپوست کالج آتلانتا زندگی کنیم و وارد جنبش ضد تبعیض نژادی شدم، دورادور از طریق خانواده‌ام تئاتر را تجربه می‌کردم. با رفتن به شمال، زندگی‌ام حول محور تدریس تاریخ و سیاست در دانشگاه بوستون قرار گرفت، اما بیشتر از آن حول مبارزه برای پایان جنگ در ویتنام. با نوشتن درباره‌ی جنگ و نافرمانی مدنی، دیگر فرصتی نداشتم که به نوشتن برای تئاتر فکر کنم. اما وقتی جنگ ویتنام پایان یافت و دیگر برای سخنرانی و تظاهرات ضد جنگ دور کشور سفر نمی‌کردم، آزاد بودم تا اولین نمایشنامه‌ام، «اِما» را بنویسم که درباره‌ی اما گلدمن، فمینیست-آنارشیست جسور، رفقایش و عشاقش بود. حال هیجانی را تجربه می‌کردم که نظیر آن را در دنیای دانشگاه نمی‌توان یافت. من دریافتم که نوشتن برای تئاتر ویژگی‌ای داشت که در نوشتن کتاب و مقاله اثری از آن دیده نمی‌شد. آن فعالیت‌ها، تلاش‌هایی انفرادی بودند، اما وقتی یک نمایشنامه می‌نوشتید، به سرعت تبدیل به تجربه‌ای جمعی می‌شد.
همین که شمای نمایشنامه‌نویس متن را تحویل کارگردان می‌دادید، دیگر عملی خلاقه‌ در تنهایی نبود. تقریباً بلافاصله متن به همان اندازه به کارگردان، بازیگران، طراح صحنه، نورپرداز، طراحان لباس و مدیر صحنه تعلق داشت که به شما. و شوری همه‌ی شما را در تلاشی جمعی به هم پیوند می‌داد تا کلام‌تان به دراماتیک‌ترین و جالب‌ترین شکل ممکن به روی صحنه بیاید. تجربه‌ای احساسی بود که نظیر آن را در کار به عنوان استاد دانشگاه و نویسنده‌ی آثار تاریخی ندیده بودم. قرار بود که با تمام این افراد در فضایی خودمانی سخت کار کنم، با گرمی و محبتی که برای یک دانشگاهی غریب است. افراد برای تمرین از راه می‌رسیدند و یکدیگر را در آغوش می‌گرفتند. این صحنه‌ای نبود که در دانشگاه بتوان با آن روبرو شد.
اما آیا نوشتن برای تئاتر برای کسی چون من که زندگی و آثارش بر جنگ، قانون، فقر، بی‌عدالتی و نژادپرستی متمرکز بوده است، می‌توانست رضایت‌بخش باشد؟ وقتی به این موضوع فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که هیچ‌یک از این اشکال مبارزه‌ی اجتماعی را نمی‌توان بر دیگری برتر دانست. هر یک قدرت منحصر به فرد خود را داشت. با نوشتن آثار تاریخی و سیاسی می‌توانستم خوانندگانم را با اندیشه‌ها و حقایقی آشنا کنم که ممکن بود آنها را ترغیب کند تا جهان اطراف خود را از نو بررسی کنند و تصمیم بگیرند که به نبرد بپیوندند. نوشتن نمایشنامه بر روی چند شخصیت تمرکز می‌کرد، کاری می‌کرد که بیننده با آنها ارتباط احساسی برقرار کند و از این طریق مخاطب را عمیقاً از درون تحت تاثیر قرار می‌داد؛ چیزی که از طریق نثر بی‌روح تاریخ و فلسفه‌ی سیاسی به راحتی نمی‌توان به آن دست یافت.
یک نمایشنامه همانند هر شکل دیگری از بیان هنری (رمان، شعر، موسیقی، نقاشی) امکان تعالی دارد. می‌تواند با بازسازی خیال‌پردازانه‌ای از واقعیت، بر خرد معمول، سنت و فرمان ساختار برتری یافته و پا فراتر از آنها بگذارد، از آنچه که از فرهنگ‌مان به ما رسیده بگریزد و مرزهای نژاد، طبقه، مذهب و ملت را به چالش بکشد. شورشیان فرانسوی سال ۱۹۶۸ شعاری داشتند که می‌گفت: «Soyez realiste. Demandez l’impossible» یعنی «واقع‌گرا باشید. غیرممکن را طلب کنید.» قرن‌ها پیش از آن پاسکال گفته بود:«قلب دلایلی برای خود دارد که عقل نمی‌تواند آنها را بفهمد.»
این هدفی است که تمام هنرها نمی‌توانند به آن دست یابند. نمایشنامه‌نویسی من نیز قطعاً در توانایی بازسازی خیال‌پردازانه‌ی واقعیت کم می‌آورد. اما در این صورت چیزی داشتم که برایش تلاش کنم، چیزی خارج از چهارچوب تاریخ و فلسفه‌ی سیاسی. نتیجه گرفتم -خصوصاً پس از اولین تجربه‌ام در تئاتر- که این بسیار مفرح‌تر از پرداختن صرف به تاریخ است.
اِما اولین بار در سال ۱۹۷۷ در نیویورک در «تئاتر برای شهر جدید» به کارگردانی پسرم جف زین به روی صحنه رفت. سال بعد در در بوستون به کارگردانی مکسین کلاین کارگردان برنده‌ی جایزه‌ی آبی و با همکاری گروه بازیگران بااستعدادی که پیش‌ از روی آوردن به تئاتر، در بداهه‌پردازی موفق بودند اجرا شد. اما هشت ماه روی صحنه بود، طولانی‌ترین اجرای سال ۱۹۷۷ در بوستون. در دهه‌ی ۸۰ دوباره در نیویورک به کارگردانی مکسین کلاین به روی صحنه رفت و سپس در لندن، در یانگ‌ویک و پس از آن در فستیوال ادینبورگ به کارگردانی پاولین رندل. در دهه‌ی ۱۹۹۰ به ژاپنی ترجمه شد و در توکیو و سایر شهرهای ژاپن به روی صحنه رفت. اخیراً به زبان‌های گوناگون ترجمه شده و در آلمان، فرانسه، اسپانیا و آرژانتین به روی صحنه رفته است.
در اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ نمایشنامه‌ی دومم «دختر ونوس» را نوشتم که نخستین بار در سال ۱۹۸۴ به کارگردانی جف زین در تئاتر برای شهر جدید در نیویورک اجرا شد که کارگردان‌های هنری آن کریستال فیلد و جورج بارتنیف تعدادی از خلاقانه‌ترین کارهای تئاتری را در این شهر اجرا می‌کردند. سال بعد جف زین دوباره آن را در تئاتر وایت‌بارن در نورواک کانتیکت به روی صحنه برد. در سال ۲۰۰۸، نسخه‌ی اصلاح شده‌ای آن در تئاتر نمایشنامه‌نویسان کیت‌ اسنادگرس بوستون به کارگردانی دیوید ویلر نمایشنامه‌خوانی شد و سال بعد در دانشگاه سافلک بوستون به کارگردانی وزلی سویک، اجرایی کامل داشت.
مارکس در سوهو پس از نمایشنامه‌خوانی‌اش در تئاتر نمایشنامه‌نویسان بوستون، در سال ۱۹۹۵ در پراویدنس، رودآیلند و واشنگتن به روی صحنه رفت. پس از آن در صدها مکان مختلف در آمریکا توسط برایان جونز، جری لوی و باب ویک اجرا شد. در سال ۲۰۰۹ در تئاتر سنترال اسکوئردر کمبریج ماساچوست به کارگردانی دیوید ویلر اجرا شد. این متن به زبان‌های اسپانیایی، فرانسوی، ایتالیایی و آلمانی ترجمه شده و در شهرهای متعدد اروپایی و همچنین در هاوانا و دیگر نقاط آمریکای لاتین به روی صحنه رفته است. پس از ترجمه به زبان یونانی در شهرهای مختلف یونان توسط بازیگر شناخته شده‌ی یونانی اگلوس آنتونوپولوس به کارگردانی آناستازیا کاراگیانوپولو اجرا شد. در سال ۲۰۰۹ به آتن دعوت شدم تا اجرای آن را در دانشگاه آتن برای هزاران تماشاگر را ببینم. اما و مارکس در سوهو توسط انتشارات ساوث‌اِند و با کمک یکی از سردبیرانش آنتونی آرنوو به چاپ رسید. دختر ونوس تا امروز منتشر نشده باقی مانده بود. از انتشارات هلین اتوان و بیکن برای چاپ هر سه نمایشنامه‌ام در یک مجموعه سپاسگزارم.

هاوارد زین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من برای امروز 20 مهر ساعت 20:30 دو بلیط ردیف جلو برای فروش دارم. لطفا ایمیل بزنید ashoori@live.com
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان سلام
وقتتون بخیر
برای اجرای امروز عصر نمایش اپراتور نسل چهارم ۲ بلیط دارم که خودم نمی تونم ازشون استفاده کنم.
اگر کسی وقت داره برای تماشای این نمایش می تونم بلیطهام رو به صورت رایگان دز اختیارش قرار بدم.
در صورت تماس با شماره ۰۹۱۲۱۱۹۸۳۴۱ تماس بگیرین یا بهم تلگرام بزنین تا براتون فایل بلیطها رو بفرستم.
بهروز و پیروز باشین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معمولاً دهه‌ی اول محرم گوشت و مرغ و لپه و برنج و روغن گرون میشد!!چیزی شده ما بی‌خبریم؟!تورم و نقدینگی تو کشور بالا پائین شده؟!یهو چرا بلیت تئاتر انقدر گرون شد؟!دیگه هر کی هر چقدر زورش برسه قیمت میده‌ها!!!سالن‌های خصوصی هم که قرار بود یه کمکی باشند برای تئاتر کشور،بعضی‌هاشون عجیب بلای جون شدند با قیمت بلیت‌هاشون!!به هر حال ما هم به جیبمون نگاه می‌کنیم؛جای هفته‌ای سه چهار تا تئاتر،هفته‌ای یه دونه تئاتر می‌بینیم.
اتفاقن جالبه که کارهای خوب همیشه ارزونن. من به تجربه دیده ام با ندیدن کارهای گرون هیچی رو از دست نمیدی. همین الآن هم کارهای خوبی اجرا میشن که قیمتشون اندازه قیمت بلیط سینماست ⁦-)⁩

کاری که از ما بر میاد به عنوان مخاطب همینه که از گروه هایی حمایت کنیم که ... دیدن ادامه » تئاتر براشون اصله نه کاسبی. اگر خودمون تشخیص میدیم دوستانمون رو هم آگاه کنیم وگرنه از دوستان آگاهمون کمک بگیریم.

۱۱ مهر
قبلنا هفته ای یبار تیاتر میدیدم .الان ی ماهه ی تیاتر پیدا نمیکنم بخام ببینم .کیفیت میاد پایین هزینه میره بالا
۱۳ مهر
همینطوره خانم رستمی. منم حاضرم کار با کیفیت رو با قیمت بالا ببینم ولی متأسفانه وقتی قیمت تئاتر رو بازار تعیین میکنه همین میشه که بلیط کارهای ارزشمند ارزان تر از بلیط کارهای بی ارزش میشه و این یعنی نابودی هنر.
۱۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

یک عدد بلیط ماتریوشکا برای ساعت 9 امشب موجوده. ردیف دوم صندلی 3. به قیمت خودش به فروش میرسه

09120585546
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
بد دوره زمانه ای شده. میای تیوال را نگاه میکنی میبینی صد تا نمایش هست ولی بین این همه دو تا کار، تازه شاید خوب باشد. قدیم ها جمعن ده تا نمایش بود که حداقل نصفشان خوب بود.
یعنی حساب کنید چه قدر انرژی دارد به هدر میرود.
بد دوره زمانه ای شده.
دقیقا من تو این ماه فقط دوتا نمایش تونستم پیدا کنم که ارزش دیدن داشت اونم که یکیشو کنسل کردن یکی ام بلیطاش فروشیده شده #هییی
۳۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برنده جایزه اول مسابقه مطبوعاتی انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر ایران در سال ۱۳۹۶
برای بهترین ترجمه: شیرین میرزانژاد
به خاطر ترجمه:
- به سوی الگوی افلاطونی پرورش بازیگر: مایکل چخوف و آناتولی واسیلیو به قلم مایکل پیچز (نقد تئاتر معاصر جلد ۱۷، ۲۰۰۷ شماره ۱) ناشر: هنرآنلاین

مقاله به سوی الگوی افلاطونی پرورش بازیگر: مایکل چخوف و آناتولی واسیلیو به قلم مایکل پیچز:
http://bit.ly/2eZVL5r

وبسایت گروه تئاتر اگزیت حاوی مقالات، نشریات، نقد، فیلم و عکس:
http://www.exittheatre.ir
به به ... تبریک به خانم میرزانژاد فعال و فرهیخته و اگزیت آلترناتیو
۲۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر دوستان گرامی
2 عدد بلیط در ردیف 9، صندلی های 16 و 17 برای تئاتر «پچ پچه های پشت خط نبرد» در تاریخ دوشنبه، 27 شهریور و ساعت 20 به فروش می رسد.
به دلیل برنامه ای از پیش تعیین نشده قادر به تماشای این تئاتر نخواهم بود. برای هماهنگی با شماره ی 09197527062 تماس حاصل نمایید.
با تشکر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دلیل مسافرت یهوی دو عدد بلیط برای نمایش شرقی غمگین روز سه شنبه ٢١ شهریور سانس ٢٠:٣٠ دارم ردیف ٦ صندلی ٦-٧ .اگر کسی مایله لطفا به این شماره پیام بده.09356140176
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک عدد بلیط پچ پچه های پشت خط نبرد -روز چهارشنبه 1396/06/22 ساعت 20 که متاسفانه نمی تونم برم ببینم علیرغم میل باطنی دارم می فروشم کسی اگر خواست پیام بده09301309748 ردیف 4 صندلی 19
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن برگرفته از کانال تلگرام روزنامه بی قانون - آنلاین :
تنها بدی تئاتر رفتن اینه که یکم سخته نمایشو از تو صفحه موبایل جلویی هات دنبال کنی.
خوبیش هم اینه که بین سونی و سامسونگ و ال جی و اپل حق انتخاب داری.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره نمایش اعتراف شهاب حسینی
برای روز جمعه 17 شهریور ساعت 21 سالن اصلی تئاتر شهر 4 بلیط برای جایگاه بالکن به قیمت 40000 تومان موجود هست.
دوستان در صورت تمایل اطلاع بدین
09123279644
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
در باره نمایش نمیتونیم راجع بهش حرف بزنیم تماشاخانه ایرانشهر برای امروز روز دوشنبه 13 شهریور 4 تا بلیط داریم که نمیتونیم بریم
B-2-10/ B-2-11/B-2-12/B-2-13
09123279644
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
در باره نمایش نمیتونیم راجع بهش حرف بزنیم تماشاخانه ایرانشهر برای روز دوشنبه 13 شهریور 4 تا بلیط داریم که نمیتونیم بریم
B-2-10/ B-2-11/B-2-12/B-2-13
09123279644
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام ، من تئاتر شرقی غمگین و دیدم ، حال و هوای ٢ پسره مجرد و مشکلاتشون و مرام و رفاقتشون و به خوبی نشون میده ، من خیلی دوست داشتم دیدنِ این کارو و به همه کسایی که تئاتر احساسی می بینن پیشنهاد میکنم این کارو از دست ندن . مرسی از سجاد جان افشاریان و هومن جان شاهی
#شرقی غمگین
یاسمن پورمهران این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید