تیوال تئاتر
S3 : 00:43:39
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
هر سیسصدو شصت پنج روز زمین یک یار به دور خورشید میچرخد که ان را یک سال نامیدند و هر سال اغازی و پایانی دارد که در فرهنگ ها و ملتهای مختلف این اغاز در زمانی مشخص است و چه خوب و زیبا که چنین اغازی با جشنی همراه باشد که علاوه بر شور رو نشاط انسان رو به نو شدن به تفکز و اندیشه رهنمون باشد و چه زیباتر و مایه مباهات که نوروز ما بر اساس یک پدیده نجومی ( اعتدلال بهاری ) است و وابستگی به هیچ پدیده قومی و مذهبی و...ندارد و همراه و همگام با طبیعت سال ما هم نو میشود که تا اونجا که من اطلاع دارم باقی ملتها از این موهبت برخوردار نیستند و سال نو انها اغلب با مذهب و قومیت شان گره خورده است .

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم

شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم

نسیم عطرگردان را شِکَر در مجمر اندازیم

چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش

که ... دیدن ادامه » دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم

صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز

بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم

یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد

بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه

که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم

سخندانیّ و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز

بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم
عیدتون مبارک جناب علی عزیز
چقدر عالی فرمودین .. حقیقتن زیباست
این اتفاق خجسته و شگفت انگیز مبارک هممون باشه :)
۲۲ ساعت پیش
عید شما هم مبارک بامداد گرامی
ممنون از لطفتون .
۲۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش
اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام
این پست آخرین پست سال ۹۷ و اولین پست سال ۹۸ در تیوال هست
درست چند ثانیه قبل از تحویل تا چند ثانیه بعد از تحویل
۲ روز پیش، پنجشنبه
آقای لهاک عزیز و گرامی سال نوتون مبارک و پیروز
امیدوارم امسال براتون سرشار از سلامتی و شادی و کلی اتفاق خوب باشه ❤️⁩⁦❤️⁩⁦
۱۰ ساعت پیش
آقای جعفریان سال نو بر شما و بانو شهدین
امیدوارم که بهترین رخداد ها رو در سال جدید تجربه کنید
عشق و لذت و لبخند وثروت و موفقیت تقدیم تقویم ۹۸شما آقا
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهترین روزام توو سال نود و هفت، روزای تئاتر بودن
و توو اون روزا تو همیشه کنارم بودی
حتی همیشه پبام دادی که تئاترِ امشب یادت نره
دمت گرم رفیق
خدا حفظ کنه تیوال و تیوالی هارو
و خدا حفظ کنه تئاتر و تئاتری هارو
ممنون از همه ی کسایی که باعث و بانی روزای خوب تئاتری شدن
از تیوال گرفته تا عوامل کارها، حتی مخاطبین و آدمایی که کارای خوب رو پیشنهاد دادن
امیدوارم توو سال جدید این حال های خوب برای همه مون بیشتر بشه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ چیز
به اندازه ى یک کوه ،
شبیه پدر نیست...

کریستین بوبن

روز پدر و مرد رو شاد باش میگم
نمیدانم
کوه
شبیه پدر است
یا پدر
شبیه کوه
.
تنها
مقاوم
صبور
و ... دیدن ادامه » دلسوز
.
هر دو از صخره
سخت تر هستند
و هر دو از گنجشک
دل نازک تر
.
اما نه،
پدر
مهربانی و ایثاری در دلش دارد
که در هیچ موجود دیگری
یافت نشده و
یافت نمی شود
.
پس میدانم
خوب هم میدانم
که پدر،
به تنهایی،کوه درد است
و تمام کوه ها
به استواری یک پدر نمی باشند
.
.
#مجتبی
#روز_پدر_مبارک
۲۸ اسفند ۱۳۹۷
آقا ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۸ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من در سایت تیوال بیشتر با دوستان اهل تئاتر گفتگو میکنم.با بعضی از شما دیگه مدتهاست رفیق شدم.پس وظیفه دارم سال نو رو تبریک بگم و برای تک تک شما آرزوی خوشبختی کنم.

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش بحال روزگار
خوش بحال چشمه ها و دشتها
خوش بحال دانه ها و سبزه ها
خوش بحال غنچه های نیمه باز
خوش بحال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش ... دیدن ادامه » بحال جان لبریز از شراب
خوش بحال آفتاب
فریدون مشیری
فصل گل صنوبره عیدی ما یادت نره :)))

سلامت و شاد باشید و با پرونده ای پر از تیارت های دیده شده ی 5 ستاره و توپ :)))
۲۸ اسفند ۱۳۹۷
نفیسه جان ممنون ازت.روزگارت خوش
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
جاودان، بخت و نیکنامی تان
سال نو، سالِ شادکامی تان
زندگی تان قرین شهد و گلاب
دل تان شاد و جسم تان شاداب
یارتان ایزدِ تبارک باد
عیدِ نوروزتان مبارک باد
***************************
" ابوالفضل زروئی نصرآباد "
از کتاب
رفوزه ها
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و درود
تیوال جان، کاش یه حرکت مجلسی بزنی و طی هر روال و سیاقی که خودت صلاح میدونی یه نظر سنجی برای انتخاب بهترین تئاتر سال 1397 و همچنین بدترین کار تمشک بلورین طوری راه بندازی، فکر کنم انجامش برای یک رسانه که بزرگترین مرجع انتخاب تئاتر محسوب میشه لازمه
پاینده باشی
بسیار عالی جناب جعفریان،ایده قشنگیه ولی کاش رکورد دار تماشای تئاتر رو هم معرفی کنند مطمئنم شما اول می شید
۲۸ اسفند ۱۳۹۷
جناب جعفریان ،عمو تیوال در گیر خرید عیده سرش شلوغه ایشالا بعد عید درست میشه.یه روز خوب میااااااد.
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
ینی هیشکی با ایده ی خوشرفتاری با خانومه موافق نبود؟
بابا از محبت خارها گل میشودا :)))))
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

‎ز عید رسمی مردم چه حاصل است مرا
‎خجسته عید من آندم که روی بگشائی

منصور حلاج
گرفتم نوبهار آمد، چه دارد گل در این گلشن؟
همان آیینه‌دارِ وحشتِ پار است امسالش

#بیدل_دهلوی
۲۷ اسفند ۱۳۹۷
جوشِ بهار رخنه به دیوار می‌کند
بیهوده باغبان درِ گلزار بسته است

#صائب_تبریزی
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
"اِمسالنامه!"ا

یک سالِ پُر از فشار را طی کردیم
یک دوره ی ناگوار را طی کردیم

روزِ پدر و عید یکی شد، یعنی:
یک سالِ پدر درآر را طی کردیم!

ا-------------------------------ا

یک ... دیدن ادامه » سال گذشت و ما عقب تر رفتیم
هی با مَلک الموت به بستر رفتیم

نوروز برای ملّتِ ما یعنی
یک سالِ دگر نیز قِسِر دَر رفتیم!

ا----------------------------ا

عید آمد و بی میوه و بی آجیلیم
هموار دچارِ وضعِ هردمبیلیم

داریم حکومتی مسلمان امّا
انگار اسیر دستِ اسرائیلیم!

ا------------------------------ا

صبرِ همگان به خشم تبدیل شده
خون بوده به اشکِ چشم تبدیل شده

امسال‌به یُمنِ همّتِ مسئولین
پولِ وطنم به پشم تبدیل شده!

ا----------------------------------ا

یا رب کمرِ مُختلسان را خَم کن
خَرهای وطن فروش را آدم کن

امسال بیا و از سَرِ این مَردم
شَرّ همه ی حرامیان را کم کن!

#شروین_سلیمانی
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش فعالیت گروه تئاتر اگزیت در سال نود و هفت:

انتشارات اگزیت؛

در بخش ترجمه:
۱. مجله صحنه معاصر-ویژه‌نامه هنر و سرمایه (مجموعه مقالات، بهار ۹۷)
۲. شکسپیر، یک انقلابی در ادبیات- الن وودز
۳. سندیکاها در دوران بحران سرمایه‌داری و نیاز به استراتژی انقلابی- راب سول
۴. آنارشیزم و مقالات دیگر- اما گلدمن

در بخش مقاله:
۱. پرونده: تبلیغات در تئاتر امروز ایران (مجموعه مقالات)
۲. پرونده: مخاطب در تئاتر امروز ایران (مجموعه مقالات)
۳. پرونده: مدیریت در تئاتر امروز ایران (مجموعه مقالات)

در ... دیدن ادامه » بخش نقد:
۱. مجموع ۶۰ نقد بر نمایش‌های روی صحنه در تهران، مشهد و رشت
۲. انتشار کتاب صد نقد- مجموع نقدهای هفتگی منتقدان گروه تئاتر اگزیت از دی‌ماه ۱۳۹۵ تا دی‌ماه ۱۳۹۷

در بخش نمایشنامه:
انتشار نمایشنامه مستند اما گلدمن: آن‌گونه که من زیستم- نوشته شیرین میرزانژاد

در بخش مصاحبه:
۱- مصاحبه با بهزاد آقاجمالی(تئاتر و مطالباتش)
۲- مصاحبه با رفیق نصرتی(نگاهی به نقاط تاریک صحنه امروز)
۳-مصاحبه با حسام سلامت(تئاتر به مثابه کنش اجتماعی)
۴- مصاحبه با محمد‌‌علی بهبودی(فعالیت سندیکایی در تئاتر آلمان)

در بخش اجرا:

۱. اجرای نمایش مترسک، اقتباسی از چهارصندوق بهرام بیضایی در سالن تئاتر خانه‌موزه استاد انتظامی- مرداد ۹۷
۲. تولید فیلم‌تئاتر مستند اما گلدمن: آن‌گونه که من زیستم - دی ۹۷

فعالیت‌های جانبی:

۱. برگزاری جلسات گفتگوی اگزیت در شهرهای تهران، مشهد و رامسر (مجموع ۱۱ گفتگو )
۲. برگزاری جلسات عمومی نمایش فیلم ‌تئاترهای تولید گروه تئاتر اگزیت و بحث آزاد با مردم(مجموع ۴ نمایش فیلم)

فعالیت جدید گروهی در سال ۹۷:

آغاز به کار شاخه‌های گروه تئاتر اگزیت در شهرهای مشهد و رامسر از دی‌ماه ۹۷

مجموع افرادی که در سال ۱۳۹۷ با گروه اگزیت همکاری داشتند: ۵۱ نفر

بودجه مصرف شده برای مجموعه فعالیت‌های گروه در سال ۹۷: شصت و دو میلیون تومان

www.exittheatre.ir


*مریم* این را خواند
زهره مقدم، امیرمسعود فدائی و یلدا معصوم این را دوست دارند
ویوا ✌
۲۸ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوالی های محترم کنارتون خیلی چیزها یاد گرفتم. خوشحالم که در کنار شما انسانهای نازنین و فهیم در کمال احترام به تئاترها و فیلم هایی که دیده بودم نگاهی دقیق تر کردم. پیشاپیش سال نوتون مبارک :*

سال نو شما هم مبارک عزیز
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
سال نو شما هم مبارک.ممنون بخاطر حس خوب متن قشنگتون.
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
سپاس خانم سیدی عزیز سال نو شما هم مبارک باشه امیدوارم سالی سرشار از موفقیت وسلامتی داشته باشید❤
۲۷ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه عدد بلیت کنسرت محسن یگانه
مرکز همایش‌های برج میلاد
امروز یکشنبه 26 اسفند
ساعت 18:45
زیر قیمت خرید هر بلیت 100 تومن
تماس: 09334674874
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان در ایام عید نوروز، سالنها تعطیل هستند؟ اگر نه، معمولا از چه روزی اجرای نمایشها مجددا شروع می‌شوند.
آذرمهر این را خواند
تا اون جایی که من از نمایش‌ها اطلاع دارم از 7 فروردین اجراهای بعضی سالن‌ها شروع میشه.
۲۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
2 تا بلیت نمایش ملاقات جمعه 24 اسفند . (بالکن -) دارم ولی نمی تونم برم . اگه کسی مایل هست یه پیامک به شماره تلفن 09122157476 بزنه .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشبختی از نگاه هرکسی، معنایی متفاوت دارد.
اما از نظر من آدم‌هایی خوشبختند که
عشق به موقع به سراغشان بیاید.
سیمین دانشور
واقعا این جمله رو دوست دارم چون تجربه اش کردم
۲۱ اسفند ۱۳۹۷
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۱ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی در روزهای پایانی سال دو نمایش فوق العاده ببینی.نمایش سالگشتگی که کاش بشه یک بار دیگه دید با بازی بسیار خوب آقای معجونی و خانم صدری.
نمایش ملاقات که مثل همه آثار آقای پیروزفر عالی بود با یک رضا بهبودی مثل همیشه درجه یک. چه حسن ختام خوبی برای
نمایش های که امسال دیدم و امیدوارم سال جدید هم تئاتر خوب ببینیم تا برای چند ساعت هم که شده حالمون خوب بشه .....به قول سهراب دلخوشی ها کم نیست....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان نمایش در حال اجرای خوب الان چی هست؟میشه راهنمایی کنید
فرزاد و آذرمهر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنوع هنری در ایران خیلی بیشتر از پیش شده. دیگر مثل قدیم یکی دو سالن نمایش نداریم. سالنهای خصوصی بسیار خوبی برپا شده. علاوه بر سالنهای سینمای خوب و بزرگ؛ پاتقهای سینما و سینماتک به وجود آمده است. با این حساب، کدام یک را ترچیح می‌دهید و چرا؟
سینما را بیشتر دوست دارید یا تیاتر را؟
دلیل من : خودمونی تر بودن یک اجرای زنده کاری هنری که وابستگی‌ به تخیلی‌ آزاد دارد و و جنبه کم گذشتی به تکرار ایراد
۱۷ اسفند ۱۳۹۷
سینما. چون دست فیلمساز برای ساختن و به نمایش گذاشتن جوهره فیلمنامه خیلی بازتره و ویژوال افکت ها هم می تونن تخیل انسان ها رو به خوبی مجسم کنند. دسترسی بهش ساده تر سریع تر و ارزان تره.
۱۷ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرهنگ تماشای تئاتر
خاموشی و سکوت است...
یه روز خوب میاد ...
۱۹ اسفند ۱۳۹۷
امیدوارم بانو ثانی عزیز
مدتهاست چشم انتظار آمدن روزی خوب در تئاتر هستم.
روزی که از ورود گوشی‌های موبایل و ساعتهای هوشمند به داخل‌ سالن جلوگیری شود یا دست کم از خاموش بودن آنها اطمینان حاصل شود. روزی که تماشاگر به این درک برسد که صحبت کردن و پچ پچ کردن ... دیدن ادامه » باعث از دست رفتن تمرکز سایر تماشاگران شده و ضایع کردن حقوق آنهاست،روزی که دست زدن و ابراز احساسات وسط نمایش عملی نکوهیده تلقی شود و تماشاگر به این باور برسد که این اقدام به دور از شأن تئاتر و مخاطبانش است، روزی که تماشاگر به خود اجازه ندهد با خنده های بلند و آزاردهنده، تئاتر را به کام دیگران تلخ کند...
بانو ثانی بزرگوار، مدتهاست آرزو دارم در خاموشی و سکوت کامل تئاتری ببینم و از دیدن آن لذت ببرم...
۱۹ اسفند ۱۳۹۷
واقعا کاش اینطور بشه آقای بایزیدی عزیز ...امیدوارم مخاطبان ما به این سطح از درک چگونه تئاتر دیدن برسند که این آرزوی شما وما تبدیل به یک اتفاق همیشگی و روال بشه ..
۲۰ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت‌وگوی اگزیت

آلیس در سرزمین عجایب | فمینیسم معاصر و رنجِ فقدانِ یک رویکردِ انضمامی

به قلم علیرضا محولاتی، منتقد گروه تئاتر اگزیت

عصر پس از دهه‌ی شصت اروپا عصر عجایب است و سرزمینی را می‌سازد که در آن آلیس در گیجی مطلق گاهی کوچک و گاهی بزرگ می‌شود. یک دنیای کاملا فانتزی که سیاست‌های مبارزاتی فمینسیت‌ها را به سطحی‌ترین شکل ممکن تقلیل داده است. ظهور پسامدرنیسم دقیقا به همین معنا بود. از بین رفتن رویکردها و روش‌های انضمامیِ تحلیل مباحث و سپردن آنها به دستان هرمنوتیک که این مقوله برایش لقمه‌ای بس بزرگ به حساب می‌آمد. پست مدرنیسم و پساساختارگرایی (که به مثابه‌ی یک رویکرد برای تحلیل امر سیاسی، هنری و فرهنگ به حساب می‌آمد) تمام تلاششان (خودآگاه یا ناخودآگاه) بر این اصل استوار بود که رویکردهای بازمانده از مکتب انتقادی مارکس را بی‌پایه و اساس جلوه داده و در نهایت همه چیز را بنابر اصول و فرم‌ها و ساختارهای خنثی و اخته‌ی خود مورد بررسی قرار دهند. پست مدرنیسم به صورت عمده تنها یک هدف را به لحاظ سیاسی دنبال می‌کند: امکان ایجاد تفسیر بر تمامی مقولاتی که تاکنون به شکلی انضمامی بر صحنه‌ی کنش سیاسی حضور داشتند. این مقاله رویکردی انتقادی نسبت به آنچه در وضعیت کنونی فمینیسم پسامدرن نام دارد را ارائه کرده و در پی دفاع از دیالکتیک به مثابه‌ی رویکردی دقیق و انضمامی برای توضیح و واکاوی نابرابری‌های جنسیتی در ساختار کاپیتالیسم است.
ذات هر پدیده‌ای را نمی‌توان بسادگی مورد تحلیل قرار داد چرا که ذات تنها پدیدار خود را بر سوژه‌ی جستجوگر بازمی‌نمایاند. برای دسترسی به آنچه ذات و بنیاد شکل دهنده‌ی هر پدیده است نیاز به رویکردی داریم تا از آن طریق بتوان از سطح ظاهری آنچه به مثابه‌ی "امررویت پذیر" خود را بر ما می‌گشاید فراتر رویم. فمینسیم کنونی، پدیده‌های اجتماعی همچون نابرابری‌های جنسیتی را به نظر بدون چنین رویکردی مورد تحلیل قرار داده و به همین خاطر در بازشناسی آن تمامیتی که به نوعی این پدیده‌ها برآیند آن محسوب می‌شوند ناتوان است. لذا حرکتِ آن در راستای رهایی بخشی اغلب به بن بست خورده و یا با امر اخلاقی توجیه شده و به نسبی‌گرایی حتی در تحلیل‌های بسیار متعین می‌انجامد. نتیجه‌ی چنین جهان‌بینی همان مقوله‌ایست که امروزه با نام "پلورالیسم" شناخته شده و تفسیرپذیری را به شکلی فزاینده تکثیر می‌کند. این بحران به خاطر بررسی نابرابری‌ها و ستم‌های جنسیتی بدون توجه به آن مناسبات اجتماعی و اقتصادی‌ست که خود پدیدآورنده‌ی چنین آسیب‌هایی در سطح جامعه‌ی بشری هستند. پساساختارگرایی در تحلیل وضع موجود نه شکلی متفاوت از ساختارگرایی که ادامه‌ی آن با ادعایِ رادیکال بودن است. چنین دیدگاهی در تحلیل خود تمامیِ پدیده‌های ذکرشده را به مثابه‌ی یک ساختار در نظر گرفته و تلاش دارد آنها را نه به مثابه‌ی برآیندهای امر کلی که در ارتباط با یکدیگر مورد مطالعه قرار داده و از منشاء ستم جنسی غافل می‌ماند. به همین خاطر مردسالاری در این تحلیل به مثابه‌ی ریشه‌ی تمام مشکلات زنان شناخته شده و بارِ دیگر دوگانگی‌ها و تقسیم‌بندی‌های جنسیتی را نه اینکه از بین ببرد که بازتولید می‌کند. زنان را مقابل مردان قرار داده و در نهایت خوب یا بد بودنِ یک کنشِ خاص را قضاوتی اخلاقی می‌کند. ایرادِ اصلی این رویکرد در آنجایی قرار می‌گیرد که چنین تحلیلی نه روابط و مناسبات اجتماعی و شرایط تاریخی تولید کننده‌ی آنها را که خود سوژه‎‌های اجتماعی را علت بروز چنین نابرابری‌هایی در نظر گرفته و در نهایت مردان را باعث و بانی ظهورِ ستم بر زنان می‌داند. اشتباهِ این رویکرد آنجاست که توجهی به این امر نمی‌کند که مردان به عنوان سوژه‌های ممتاز اجتماعی تعریف نمی‌شوند که به شکلی دسیسه‌وار (در نگاهی اخلاقی) حق زنان را دزدیده و آنها را بدون هیچ امتیازی به حاشیه رانده‌ باشند. قبول کردن این واکاوی در نهایت به تحلیل‌های بی اساسی همچون فرهنگ مردسالارانه به مثابه‌ی ریشه‌ی تمامی ستم‌ها منجر می‌شود. روش‌شناسیِ دیالکتیک انضمامی اما به ما هشدار می‌دهد که فرافکنی ویژگی‌ها به سوژه‌های اجتماعی بدون در نظر گرفتن شرایط تاریخی و مناسبت‌های زیربنایی گمراه کننده و به تعویق اندازنده‌ی رهایی‌بخشی‌ست. چرا که چنین نگاهی به ما اجازه تئوریزه کردن روابط اجتماعی را که در آن زنان در جایگاهی پایین‌تر در تمامی سطوح اجتماعی قرار گرفته‌اند نخواهد داد و سوژه‌ی شناسا را به سمتی جهت دهی می‌کند تا این باور را به او اجبار کنند که عامل فرودستی زنان همان مردان هستند. این مقوله باعث می‌شود بسیاری از مباحث موجود در نابرابری‌های اجتماعی به عنوان امری عادی در نظرگرفته شده و در نهایت به عنوان ذات یک ابژه از جانب امر کلی پذیرفته شود. همانگونه که در اقتصاد لیبرالیستی کنونی برای بسیاری از سوژه‌های اجتماعی وجود رقابت در بازارهای تجاری امری کاملا طبیعی‌ست و طوری از آن سخن می‌گویند که گویی همیشه به همین شکل بوده است. در مورد نابرابری‌های اجتماعی نیز مساله به همین شکلِ طبیعی جلوه داده شده و باعث شده است که حضور مناسبت‌های اجتماعی به عنوان بافتی که به شکلی دائمی این نابرابری‌ها را تولید می‌کند نادیده گرفته شود.
مردسالاری وجود دارد و نمی‌توان منکر حضور آن در جامعه‌ی کنونی شد. اما در نظر گرفتن آن به مثابه‌ی امری ازلی که مناسبات اجتماعی میان زنان و مردان را در اجتماع شکل می‌دهد تقلیل مبحث به سطحی‌ترین شکل ممکن است. برای درک این مساله باید روشی را اتخاذ کرد که بتوان از طریق آن ریشه‌ی نابرابری‌های جنسیتی را در وضعیت کنونی به شکلی عینی شناسایی کرد. مارکس به ما هشدار می‌دهد که نسبت دادن ویژگی‌های یک دوره‌ی تاریخی به آنچه وضعیت اکنون نامیده می‌شود گمراه کننده است و باید از آن اجتناب کرد. چنین نگاهی محکوم به عادی‌سازی نابرابری‌ست. مردسالاری خود تعینِ یک ساختار بوده و به لحاظ دیالکتیک انضمامی پدیداری‌ست که از یک ذات و از یک (به گفته‌ی کارل کوسیک) امرِ زیربنایی منتج می‌شود. برای رسیدن به ذات نیاز به فرارفتن از انتزاع‌های ساده و رسیدن به تمامیتی انضمامی ضروری به نظر می‌رسد. نگاه دیالکتیکی برای شناختِ آن ذاتی که پدیدارهای کنونی را بوجود آورده نیاز به دور زدن این پدیدارها دارد و بی‌واسطه قادر به حل این معزل نخواهد بود. درنظرگرفتن مردان به عنوان عاملان اصلی نابرابری‌های جنسیتی به این معناست که مردان نوعی آگاهی فزاینده را در طول تاریخ برای اعمال چنین قدرتی داشته و همیشه جایگاههای ممتاز را برای خود خواسته‌اند. این دقیقا نشان از وجود "فقدان متدولوژیک" در بررسی‌هایی‌ست که فمینیسم را تا حد زیادی نه در برابرِ یک ساختار که در برابر مردان و در مبارزه‌ای جنسیتی با آنها قرار می‌دهد. چنین دیدگاهی مساله را در همان سطح قابل مشاهده درک کرده و قادر به فرارفتن از آن نیست. نابرابری‌های جنسیتی، ستم، تجاوز و آسیب‌هایی از این دست را دیده اما به ساده‌ترین شکل ممکن تنها یک همبستگی سطحی میان ِ مردسالاری و ستم علیه زنان را می‌بیند. با این وجود، آیا می‌توان مردسالاری را به مثابه‌ی یک تمامیت انضمامی (به معنای ریشه‌ی وجود نابرابری‌های جنسیتی) در نظر گرفت؟ مساله اینجاست که مردسالاری، با در نظر گرفتن نگاهی دیالکتیکی به تاریخ، خود یک برآیند محسوب می‌شود. برآیندِ مناسباتی که محصول جامعه‌ی طبقاتی‌ست. خودِ مساله‌ی تقسیم کار منجر به ظهورِ ارزش کاری می‌شود که سوژه‌های اجتماعی را بنابر وجود چنین ارزشهایی در جایگاههای مختلفِ اجتماعی و اقتصادی قرار می‌دهد. هنری لوئیس مورگان در کتاب "جامعه باستان" ظهور شکار به عنوان کاری یدی را که بر عهده‌ی مردان بوده است مبنایی برای شکل‌گیری تقسیم کار و در نتیجه‌ی آن ظهور طبقات اجتماعی می‌داند.
اگرچه مارکس به شکلی خاص و گسترده در زمینه‌ی ستم جنسی و سرکوب ننوشته است با این حال آثار او منبع رو‌ش‌شناختی قدرتمندی برای حمله به این مقولات در اختیار ما قرار می‌دهند. نکته‌ی اصلی اینجاست که با بکارگیری روش مارکس می توان چگونگی اعمال محدودیت‌ها بر زنان را از جانب کاپیتالیسم حاضر در اجتماع مورد بررسی قرار داد. به گفته‌ی مارتا گیمنز (Martha Gimenez) پتانسیل مارکس در تحلیل و واکاوی مساله‌ی ستم علیه زنان در آن بخش از آثارش نهفته است که اغلب فمینیستها آنرا نادیده گرفته‌اند یعنی همان متدولوژی که مارکس از طریق آن به نگارش و تحلیل ساختار جوامع کاپیتالیستی پرداخت. مساله‌ی اصلی فمینیست‌های متاخر در این مقوله قرار می‌گیرد که آنها بیش از آنکه به دنبال یک روش‌شناسی انضمامی برای تحلیل مساله‌ی زنان باشند به شکلی خاص نگاه مارکس را در سطح دیده و آنرا ناکارآمد دانسته‌اند. روش‌شناسی مارکس نوعی نگاه فرارونده را برای تحلیل پدیدارهای اجتماعی در اختیار ما قرار می‌دهد. هنگامی که از مبحث واقعیت اجتماعی سخن می‌گوید، پافشاری او بر این مبنا قرار دارد که آنچه ما به عنوان "واقعیت انضمامی" می‌شناسیم تقریبا هیچ دانش بنیادین را برای تحلیل در اختیارمان قرار نمی‌دهد. آنچه ما به عنوان واقعیت به مثابه‌ی امرِ مشاهده‌پذیر در برابر خود می‌بینیم سرشار از پیش‌فرض‌هایی‌ست که یک سری شرایط تاریخی را مسلم فرض کرده و سپس به تحلیل می‌پردازد. واقعیاتی همچون مرد، زن، خانواده، نگهداری از کودکان و غیره همه و همه شکل‌دهنده‌ی امر رویت‌پذیر بوده و بدون تئوریزه‌کردن مناسبات نهفته قادر نخواهیم بود تا شناخت درستی از آنها بدست آوریم. بدست آوردن دانش شناختی در این زمینه آن هنگامی رخ می‌دهد که از امر رویت پذیر (مفاهیم که به شکلی تخیلی بر انضمامی بودن آنها باور داریم مانند آنچه در بالا ذکر شد) به سمت مفاهیمی حرکت کنیم که "به شکل فزاینده‌ای" ساده به نظر می‌رسند و در عین حال مناسبات زیرین روابط اجتماعی را شکل داده و هرکدام بخشی از امر کلی پیچیده را بازنمایی می‌کنند: به عنوان مثال می توان از مفاهیمی همچون "کار خانگی"، "تقسیم کار بر اساس جنسیت" و "جنسیت به مثابه‌ی امری اجتماعی" نام برد. پس از بررسی تجربی و تئوریکِ مناسبات و شرایط اجتماعی که امکان ظهور چنین مفاهیمی را بوجود می‌آورند، به آن پدیده‌های برمی‌گردیم که دغدغه‌ی اصلی ما را شکل می‌دهند. یک کلیت که متشکل از تمامی این مناسبات، روابط و شرایط بوده و نام "انضمامِ واقعی" را با خود یدک می‌کشد: جامعه‌ی طبقاتی در شکل متقدم خود و کاپیتالیسم در فرمی متاخرتر.
روش‌شناسی دیالکتیکی مارکس بر این مبناست که هر گونه انتزاع و تحلیلِ هر مقوله‌ای تنها به بخش کوچکی از یک کلِ پیچیده می‌پردازد. در نگاه دیالکتیکی، چیزها به خاطر مناسباتشان با دیگر چیزها آنچیزی هستند که می‌بینیم. این مساله ممکن است در نگاهِ اولیه قابل رویت نباشد. اما می‌توان با بررسی شرایطِ امکان و تغییرِ آنها به شناخت دست پیدا کرد. به جای اینکه وجود آنها را به عنوان امری عادی در نظر گرفته و تنها در سطح تحلیل‌شان کنیم. بطور مثال، در چنین نگاهی خانواده به مثابه‌ی یک نهاد طبیعی در نظر گرفته شده و مناسبات درونی و بیرونی آن مورد بررسی قرار نمی‌گیرد در حالیکه این نهادِ به ظاهر ازلی خود برساخته‌ی مناسباتی‌ست که درون جامعه‌ی طبقاتی وجود داشته و کار را به دوشاخه‌ی درآمدزا و کار خانگی تقسیم می‌کند. حال ارزشِ کار متمایل به اولی شده و دومی از آنجا که به ظاهر درآمدی کسب نمی‌کند فاقد ارزش محسوب می‌شود.
نگاه دیالکتیکی، از دیگر سو، تمایزی بارز مابین امرِ قابل مشاهده و غیرقابل مشاهده قائل شده و ما را به سمتی هدایت می‌کند تا بتوانیم شرایط زیربنایی را جستجو کرده و مشاهده‌ی مناسبات اجتماعی برایمان ممکن شود. به گفته‌ی خود مارکس، نگاه علمی- اگر قرار باشد ظاهر و باطن هر پدیده‌ای را یکسان در نظر بگیریم- عملا بلااستفاده و اضافی خواهد بود.
برای وضوح مطلب مثالی می‌زنیم. ما نابرابری موجود میان زنان و مردان را از طریق رویت پذیریِ آن مشاهده می‌کنیم: حقوق نابرابر، فرصت‌های نابرابر، امکانات آموزشی نابرابر، خشونت خانگی، مسئولیت نگهداری کودکان که وظیفه‌ی اصلی زنان در نظرگرفته می‌شود و غیره. در نگاه فمینیست‌های معاصر این نابرابری تماما در سامانه‌های جنسیتی قرار می‌گیرد: تقسیم کار بر اساس جنسیت، دسته‌بندی‌های جنسیتی، مردسالاری، جنسیت اجتماعی و غیره. از طرف دیگر سوالِ اساسی فمینیست‌ها یعنی "چرا زنان به عنوان زنان سرکوب می‌شوند؟" نهایتا به یک انتزاع کلی منجر می‌شود که در آن ناهمسانی جمعیت زنان به شکلی کامل نادیده گرفته شده و آنقدر تقلیل یافته است که قادر نیست شرایطی را که زنان تحت انقیاد آن خود را بازشناسی می‌کنند مورد پرسش و واکاوی قرار دهد. شرایطی همچون طبقه‌ی اجتماعی، ملیت و دیگر هویت‌هایی که در کنار جنسیت به بازشناسی پدیده‌ی نابرابری کمک می‌کنند. برای فمینیست‌هایی که رویکردِ مارکس را ناکافی می‌دانند همه چیز در جنسیت خلاصه شده و بنابراین چاره‌ای جز تقلیل مساله‌ی زنان به مردان نداشته و در نهایت به شکلی اخلاقی ستم را ریشه در خباثت جنسِ نر می‌دانند.
دیدگاه دیالکتیکی مارکس اما براین اعتقاد است که نابرابری میان زنان و مردان باید در بافتِ تاریخی‌اش مورد بررسی قرار گیرد. در مورد این مبحث باید محتاطانه عمل کرد چرا که درنظرگرفتنِ بافت تاریخی به معنای ریشه‌یابی نیست که بطور مثال به دنبال ریشه‌های تقسیم کار جنسیتی، تقسیم‌بندی‌های اجتماعی بر اساس جنسیت و تحلیل‌هایی از این دست باشیم. آنچه روش مارکس را از تاریخ‌نگاری صرف متمایز می‌کند عبارت است از وضوح بخشیدن به شرایط امکانِ بروز یک پدیده و در عین حال تقویت شدنش در نوعی خاص از مناسبات تولید.

۱۶ ... دیدن ادامه » اسفند ۱۳۹۷

https://goo.gl/EAYnRS
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احساس آزادی می‌کنم
در انتخاب رنج
عباس کیارستمی
هیچ کسی اسیرتر از آن فردی نیست که دچار توهم آزادی است...


گوته
آزادگان ز توهم آزادی
یا رقصان بر چوبه داااار ند
یا اَحزان به پشت میله زندااااان

توهم ، مخلص از محبس است، حاااااجب الــــ گوته :)
۱۵ اسفند ۱۳۹۷
سپاااااااااااااااااااااااااااااااااااس شیخ الرئیس آزاده و فرزانه

با این همه آزادی مشروط ، آزاده ماندن ، کار سختی هست :)
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
آزادم اما ، مثه یک ماهی
تو تنگ یک هف سین اجباری
تقدیر پرهامونو قیچی کرد
امروز جلدیم و آزادیم تو چار دیواری
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید