تیوال تئاتر
T1 : 07:14:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
گروه تئاتر کانی اجرای نمایش خود راهمراه بایاد قربانیان زلزله کرمانشاه به همه مردم تقدیم کرد


نمایش «بیرون پشت در » به کارگردانی رحیم عبدالرحیم زاده و نویسندگی: ڤۆڵفگانگ بورشێرت در سالن نمایش سیمرغ بوکان اجرای خود را آغاز کرد.
رحیم عبدالرحیم زاده کارگردان نمایش «له پشت درگا ««بیرون پشت در » » پیش از شروع اولین اجرای آن، روی سن رفته و بیان داشت: «اجرای نمایش وفروش تمامی بلیط های آن را از سوی خود و تمامی عوامل نمایش گروه تئاتر «کانی » به مردم حادثه دید ه زلزله کرمانشاه تقدیم می کنیم و از شما به خاطر این که در شب اول اجرای این نمایش ما را همراهی می‌کنید، سپاسگذارم. وبرای احترام و یاد قربانیان حادثه زلزله یک دقیقه سکوت می کنیم ونمایش را امشب ودر دوشب باقی مانده آن هدیه تقدیم می نمایم .

در نخستین اجرای این نمایش که با استقبال بسیار خوبی از سوی تماشاگران و هنرمندان ومهمانانی که باوجود هوای بارانی از شهرهای دیگر آمده بودند همراه شد،. پس از پایان نخستین اجرا مورد تشویق تماشاگران قرار گرفتند.

نمایش «بیرون پشت در » " له پشت درگا" نمایشی ضد جنگ است که به بررسی ویرانی های پس از جنگ می پردازد



در این نمایش بازیگرانی چون سعد قهرمانی، شورش تباک، ایران احمدپور، سعادت بدوی، صنم قهرمانی، هیمن عثمانی، سمکو ظهرابی،عبدالرحمان عزیزی و کژال مبارکی حضور دارند
وماندانا بدوی ، مسعود عنایتی، سامان سلیمی، بهزاد غفوری، ریبین صوفی سلطانی، نیما قهرمانی و اسو مام زاده را به عنوان عوامل اجرایی در کنار خود دارد.
همزمان با اجرای این اثر نمایشگاه عکس جمعی ازهنرمندان عکاس آقایان بهروز اسراری، محمد خضریانی، ماردین فرجی و ژوبین عبدیانی از نمایش های اجرا شده گروه تئاتر کانی در طی ۱۹ سال فعالیت نمایشی این گروه در سالن انتظار مجموعه سیمرغ برپا شده است..

نمایش ... دیدن ادامه » 58 دقیقه ای «بیرون پشت در » " له پشت درگا" که اجرای آن از روز چهارشنبه اول آذر آغاز شد، 2 اجرای دیگر را در سالن نمایش فرهنگسرای سیمرغ بوکان از ساعت 20 پشت سر خواهد گذاشت.

عکس های از اولین اجرای نمایش " له پشت درگا" به کارگردانی رحیم عبدالرحیم زاده و نویسندگی: ڤۆڵفگانگ بورشێرت در سالن نمایش فرهنگسرای سیمرغ بوکان اول آذرماه 1396
عکاس " اسماعیل احمدیان"
عبدالرحمن عزیزی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ کس با حضور چهره ها در فضای تئاتر مشکل ندارد
به قول برخی دوستان به نفع گیشه تئاتر و جذب مخاطب هم است

اما مهمترین مشکل از اینجا است که تئاتر ایران در شرایط فعلی بیماری قدیمی و سرسختی دارد که حضور چهره ها اگر به بهانه جذب مخاطب باشد و دلایل فنی و منطقی در کنارش نباشد، این بیماری را سخت تر می کند

تئاتر ایران در حال حاضر به شدت دچار بیماری تعریف نداشتن و هویت نداشتن است. سالن های تئاتری ما فاقد هویت و برند مشخص هستند. مدیریت تمایاشخانه های ما چه دولتی و چه خصوصی درگیر فقط تامین هزینه ها هستند و کمترین توجه به هویت سالن خود دارند. مکانیسم حمایت و توجه نهادهای دولتی نیز از تئاتر مشخص نیست. شهرداری ها در چگونگی تعامل با تئاتر دچار رفتار سلیقه ای و مقطعی هستند. خود اهالی تئاتر نیز چندان با مناسبات اقتصاد هنر آشنا و همخوان نیستند. در این گیر و دار آزمون ... دیدن ادامه » و خطا و در حالی که مشکلات بسیاری در راه تولید یک اثر نمایشی وجود دارد حضور چهره ها اگر فقط به قصد تامین گیشه باشد خود می شود حکایت قوز بالای قوز.

حال اگر آن چهره از نظر فنی و هنری نیز چندان دارای وجاحت فنی هم نباشد و یا در سابقه کاری خود خیلی وزنه تاثیر گذاری محسوب نشود که دیگر بیماری را ناعلاج تر می کند. تئاتر ایران نیازمند باز تعریف و پیدا کردن هویت خود است. آن زمان است که نه تنها حضور چهره های سینمایی یا غیر سینمایی در تئاتر با گارد بسته مواجه نمی شود بلکه مورد استقبال نیز قرار خواهد گرفت. در شرایط فعلی حضور این چهره ها بیشتر بهانه ای است برای نسل های جوان و میان سال تئاتر جهت نقد عملکرد مدیرت کلان و خرد فرهنگی که در طول 20 سال اخیر وضعیت تئاتر را در بلاتکلیفی و سردرگمی نگاه داشته اند و هر وقت هم صحبت از این شرایط می شود می گویند تئاتر در دوران گذار به سر می برد.

بیماری تئاتر را درمان کنید
حضور چهره ها مسکن های مقطعی هستند
چند صباح و شامگاهی صندلی ها را پر می کنند و اندکی تشنگی بی مایه بودن جیب تولیدگر نمایش را سیراب
اما در طولانی مدت درد را نه تنها درمان نکرده بلکه در زیر این زرورق زیبا، سرطان را به مغز استخوان رسانده است
مریم راد و صدف اسمعیل پور این را خواندند
امیرمسعود فدائی ، نیلوفر ثانی و آدمک این را دوست دارند
محمدرضا ایمانیان عزیز؛ همراه و هم‌پیمانِ محترم سالهای اخیرِ تیوال.

مطالعه نوشته شما و عطش بیان دیدگاه‌های نگارنده اندرباب نظرگاهتان، مرا به این واداشت تا چند خطی را در قالب پستی مجزا در برگه تئاتر این تارنمای فخیم بنگارم.
به همین سبب، در همینجا ... دیدن ادامه » نوشته فوق‌الذکر را نشأت گرفته از مطلب اخیر شما در موضوعِ «حضور چهره ها در فضای تئاتر» اعلام و شما را در صورت علاقه دعوت به مطالعه آن می‌کنم.
امیدوارم طرح چنین مباحثی در تیوال، علی‌رغم زاویه دیدهای متفاوت باعث تضارب آراء و کمکی به احوالات تئاتر کشور (و شاید بهتر باشد بگوییم تهران!) کند.

با احترام؛ پرنده‌بازِ آلکاتراز
۱۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینکه روز واقعی پایان بعضی اجراها هیچ وقت مشخص نیست و سه روز سه روز به تاریخ پایان نمایش اضافه میشه فقط و فقط رفتار کاسبکارانه و ارزش قائل نبودن برای مخاطب رو نشون میده .. وقتی نمیدونی فرصت اینو داری که تو روز موردنظر بلیط بگیری یا نه و مجبور میشی تو روزی که دلخواهت نیست بلیط بخری بعد ببینی علیرغم چیزی که عنوان شده روزهای بعدی باز شدن ..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا بعد از هشتگ "بدون موبایل تئاتر ببینیم"، هشتگ "در تئاتر منطقی بخندیم" هم اضافه بشه!!!!
با هشتگ سازی مشکل حل نمیشه چون کسانی که تاتر اولی یا تاتر گذری! هستند این هشتگ ها رو نخواهند دید....باید حضرت کارگردان قبل از اجرا نزول اجلال فرمایند و دقیقه ای برای مخاطب محترمانه توضیح دهند که چرا احتیاج به تمرکز هست و.....که نمیکنن چون کسر شان محسوب میشه ... دیدن ادامه » لابد....یا در سالن ها این آموزش بصورت تصویری یا صوتی داده شه که نمیکنن چون مهم نیس براشون و یا......
ضمنا مخاطب بایدها(هشتگ ها!) باید سالن دارها هم باشن که دست کم سر سوزنی برای ما مخاطبان تاتر (از دید اونها کوروکچل ها!) احترام قائل شن و...
۵ روز پیش، شنبه
بله جناب آقای دانش، کاملا درست میفرمایید. تذکر یکی از عوامل نمایش، کارآمدتر است.
جناب آقای کیان و آقای امیر گرامی، حق با شماست که شاید کاملا این درد، درمان نشود ولی همینطور که شما هم فرمودین، تذکر، کلیپ، اطلاع رسانی و... شاید باعث بشه وقتی میخوایم موبایلمون ... دیدن ادامه » رو بیرون بیاریم و جواب مسیج بدیم، یا بلند بلند و غیر منطقی بخندیم، یه عذاب وجدان ناخودآگاه بگیریم!! حتی اگه درصدی هم از این ناهنجاری ها کم کنه، بازم موثره!
۳ روز پیش، دوشنبه
درود بر شما بانو
تقاضامندم از شما و دیگر دوستان که این حساسیت و دغدغه مندی را به جد و جهد در خود زنده بداریم تا آنجا که منزلت و جایگاهی که درخور علاقمند هنر و شایستهٔ مخاطب تئاتر کشورست محقق شود، به یاری و دلگرمی ِ یکدیگر.
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با درود

خب برام همیشه جالبه بخشنامه ی لغو ِبرنامه ی هنری فقط شامل تاتر هست ونه سینما
با هر اتفاقی یا رویداد یا مناسبتی که آیه ی خدا غلط میشود با اجراهای هنری ، این تاتر است که قربانی اول ست و اجراهایش روز قبل و همان روز و حتی تا پسین روزهای بعد لغو و کنسل میشود چراکه مخاطبانش باید در اندوه و عزاداری بسربرند اما سینما که اصولا ربط مستقیم تری با سرگرمی ، خنده و تفنن دارد همچنان برقرار و باقی ست ..
حالا عزای عمومی و همدردی در سوگ هموطنانمان البته جای خودش را دارد اما چرا فقط تاتر؟ وسینما ها در تمام سانس هایشان امروز فعالند ...
اگر کسی ربطش را میداند مرحمت کند مارا روشن کند ...

سپاس
دوست خوبم‌نیلوفر جان من فکر کردم با اعلان عزای عمومی همه مراکز فرهنگی و هنری تعطیل هستند..
انگاری تاتر به هر بهانه ای باید به محاق رود...
اصلا چرا نباید ضمن احترام و یادآوری عزیزان درگذشته... همدردی واقعی را با تخصیص بخشی از فروش بلیط همه برنامه ها از ... دیدن ادامه » جمله سینماها در این روزها نشان داد؟
۲۳ آبان
نیلوفر عزیز و مهربانم,
گفتار شما به دیده منت بر جان و دل پذیرفته است, آنچه عرض کردم نظر شخصیم فقط در خصوص اتفاق اخیر بود نازنینم.
۲۳ آبان
عزیزمن هستید پرند جان .... در نگاه ِانسانی و مهرآمیزت کوچکترین شکی ندارم ... و چقدرهم خوب دراین موارد همیاری های جامعه ی تاتر و مخاطبان مسنجم وبارز باشد ...ممنونم بانو جان
۲۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و اگر وارد تئاتر بشوی چه؟ خودت هیچ تصوری داری؟ هیچ وقت اجرای زیبایی از، مثلا، باغ آلبالو دیده ای؟ نگو که دیده ای. هیچ کس ندیده. ممکن است آدم آثار "هوشمندانه"، آثار "رضایت بخش" ببیند، ولی زیبا نه. هیچ کاری نمی بینی که با نبوغ چخوف برابری کند، مو به مو، جزء به جزء، و در وجود تک تک آدم های روی صحنه. ... من تجربه جهنمی در تئاتر کنار تو نشستن را داشته ام. به وضوح می توانم ببینم تو از هنرهای نمایشی چیزی می خواهی که دیگر باقی نمانده.

فرانی و زویی، جی. دی. سالینجر، ترجمه میلاد زکریا
امیرمسعود فدائی این را خواند
مریم زارعی و محمد رحمانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مارکز در کتاب "زنده ام که روایت کنم" تعریف میکنه که وقتی عضو هیئت تحریریه "ال اسپکتادور" بوده یه بخش نقد سینما و تئاتر مینوشته. یکی از سرمایه‌گذاران سینما به خشم میاد و یه نامه سرگشاده مینویسه و اونا رو متهم میکنه که "تماشاگران را به دهشت می آورنید تا به منافع او و همصنفانش لطمه بزنید". مارکز مطمئن بوده که روزنامه نمیتونه از درآمد حاصل از تبلیغات چشم پوشی کنه و حتما این بخش حذف میشه، ولی فرداش مدیر روزنامه جوابیه زیر رو چاپ میکنه: "انتشار نقدهای سینمایی جدی و مسئولانه که اندکی از فاصله میان ما و کشورهای مترقی می کاهد و به مثابه نقطه پایانی است بر سنت منسوخ و زیانبار تمجیدهای مداهنه آمیز بی قاعده، که مرز بین ارزندگی و بی مقداری را مغشوش میکند و میان ارزش و ابتذال تمایزی قائل نمی شود، به هیچ روی به منزله به دهشت آوردن تماشاگران ... دیدن ادامه » یا خسارت رساندن به سرمایه‌گذاران شریف نیست و آنان که فاقد حسن نیت اند، طریق و مشربشان از ما جداست. "
پ. ن: ببخشید طولانی شد، ولی تا این قسمت از کتاب رو خوندم یاد تیوال و روزها و نقدهایی که گذشت، افتادم! ممنون از تیوال که سعی کرده به این"رسالت" پایبند باشه.
سعید زادمهر این را خواند
امیرمسعود فدائی و پرندیس این را دوست دارند
طریق مشربان از ما جداست==»راهشان از ما جداست.
۱۵ آبان
خواهش می‌کنم سرکار خانم،خیلی مطلبتون رو دوست داشتم حیفم اومد غلط تایپی داشته باشه.
۱۶ آبان
ممنون از لطفتون
به امید روزی که همهمون این "سنت منسوخ و زیانبار تمجیدهای مداهنه آمیز بی قاعده" رو -در تمامی جنبه های زندگیمون، حتی تمجید بی مورد از خودمون!!- کنار بذاریم.
۱۶ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه حُسن قدِ بلند برای من این شده که تالار وحدت رو کلّاً از ذهنم پاک کردم!!خیلی شیک و مجلسی!!الآن هم اصلاً نمیگم ۱۶۰ تومن واسه یه تئاتر و از فلانی خوشم نمیاد پس نمی‌رم و اینا!!میگم تو صندلی‌های تالار وحدت جا نمیشم!!خوبیش اینه که افسردگی نمی‌گیرم :))
جدن 140 تومن خیلی زیاده ، ولی تعجب اینجاست که به چه سرعتی 5 اجرای اول Sold out شد :|
۱۴ آبان
فک کنم اکثرن نمیدونن نوید محمدزاده نیست تو اجراهای اول
۱۴ آبان
از وقتی نوید محمد زاده در خاست دستمزد انچنانیه یک سوپرستار به شرط گیشه رو تو سینما داد و توسط کارگردان ها مورد تحریم واقع شد انگار لج کرد تا این به شرط گیشه بودنشو تو تیاتر به رخ بکشه.سوالی که برام مطرحه اینه...از ماست که بر ماست؟؟؟؟یا از دیگرانه که بر ... دیدن ادامه » ماست؟؟؟
۱۶ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت دوستان
دو عدد بلیط نمایش موزیکال اولیور توئیست که تو تالار وحدت رو صحنه میره رو برای تاریخ پنج شنبه (2آذر ) واسه جایگاه همکف ردیف چهارده و صندلی 24 و 25 میفروشم، با 20درصد تخفیف و مجموعا 160 هزار تومان
کسی تمایل داشت با شماره 09393119075 تماس بگیره.
باتشکر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش
بیرون پشت در
نویسنده: ڤۆڵفگانگ بورشێرت

کاری از گروه تئاتر کانی بوکان
کارگردان : رحیم عبدالرحیم زاده
1و2و3
آذرماه
ساعت8 شب
بوکان سالن سیمرغ
امیرمسعود فدائی این را خواند
محمد رحمانی این را دوست دارد

ممنونم که با عشق به فعالیت هنری تون ادامه می دید
ای کاش می تونستم من هم در سالن سیمرغ حاضر می شدم
و تئاترتون رو می دیدم
۱۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

سه روز پایانی نمایش منتظرتونیم .
گروه نمایش زنده یاد زندان قصر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک خواهش جدی از مسئولین تیوال و دوستان تاتر بین! بخاطر خلاقیت و خوشفکری گردانندگان تیوال (و نیز حمایت کاربران که بویژه در دوران ماقبل ایستا،قندها و نظرات فراوانشان یگانه جایگاه معرفی و تبلیغ نمایشها بود) اگر نمایشی خارج از تیوال بلیط فروشی کنه ، تا هفتاد درصد با افت مخاطب مواجه خواهد شد(۱) (بجز تعداد محدودی استثنا) که این به بالا رفتن قدرت چانه زنی تیوال در حین عقد قرارداد منجر میشه،حال اگر نمیشه ازین اهرم برای وادار کردن گروهها به اعلان ژانر،خلاصه داستان،نوع مخاطب و یا حتی مدت نمایش!!! استفاده کرد(بخاطر سرسختی و تعصب تاتریها در اعلان چنین اطلاعات حساس و طبقه بندی شده ای!) دست کم میشه برای احقاق حقوق اولیه تماشاگران تاتر ازش استفاده کرد، میشه خواست که حداقل و حداکثر تاخیر ممکن رو اعلان کنن(نه این که یروز یکساعت تاخیر باشه و فرداش بعد از پنج دقیقه ... دیدن ادامه » درها بسته شه) یا صندلی ها و یا روکش صندلی ها عوض شه....اما از اونجا که ما درین مملکت یاد گرفتیم به مطالبات حداقلی! قناعت کنیم .عاجزانه از تیوال درخواست می‌کنم گروهها و سالن ها رو وادار به روشن کردن تهویه سالن کنه! مضحک و خنده دار هست که سقف آرزوی ما این شده که بتونیم در حین تماشای تاتر بدون مشکل نفس بکشیم و مجبور نباشیم چار دسته! خودمون رو باد بزنیم و از همه منافذ بدن‌هامون عرق شر شر نکنه....حتی اگر لازم هست هزار تمن بابت پول برق به قیمت بلیط افزوده بشه...! تاتر دیدن قرار هست نوعی تفریح (غالبا همراه با تفکر) باشه و نه یک شکنجه عذاب آور.... از تیوال شدیدا ممنون خواهم شد اگر این حق اولیه ما رو حفظ کند....
درخواست از تاتربین های حرفه ای ،آماتور و حتی گذری! :خواهش می‌کنم بدون ترس و لکنت به مسئولین سالن ها شکایت کنین(هیچگونه عواقب و دردسری برای شما ایجاد نخواهد شد)با مسئول سالن شهرزاد میگرفت “کسی تا حالا بخاطر خاموشی تهویه ها شکایت نکرده!” اگر ادعای ایشان حقیقت داشته باشه،یعنی چند صد نفر در هفته های اخیر بیش از یکساعت زجر کشیدند ،بسختی نفس کشیدند و....و در نهایت دست زدند و بدون کوچکترین اعتراضی محل رو ترک کردند و نهایتا در کامنتها غر زده اند....اگر در برابر ضایع شدن حقمون سکوت کنیم فردا روزی شاید همین صندلی ها رو هم جمع کنن و مجبورمان کنن ایستاده تاتر ببینیم تا ظرفیت چند برابر شود.....(و باز هم ممکن هست کسی اعتراض نکنه)
درود بر شما
هر کاری برای رفاه حال مخاطبان ارزشمند هنر و فرهنگ از ما بر آید انجام می‌دهیم... در این راه پیچیدگی‌هایی نیز وجود دارد.
۱۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر در غبار

یک زمانی بود که شما یادتون نمیاد.
اون موقع ها وقتی مصاحبه هر عزیز بازیگر یا کارگردان و حتی فیلمنامه نویس که در نشریه های مختلف چاپ می شد می خواندیم و یا از نزدیک فرصت هم کلامی فراهم می شد می شنیدیم، طرف برای اینکه ثابت کند از کیفیت لازم برخوردار است سابقه تئاتری خود را به رخ می کشید.

یک زمانی بود که شما یادتون نمیاد. اون موقع ها وقتی بازیگری از تئاتر به سینما می رفت خودش یک اعتبار و وزنه ای محسوب می شد.

اما حالا بابت عملکرد خود اهالی تئاتر، عدم وجود مدیریت درست، عدم وجود مکانیسم درست عرضه و تقاضا و هزاران مشکل ریز و درشت، کار به جایی رسیده که روند برعکس شده. کار به جایی رسیده که اگر در نمایشی یک چهره مطرح و شناخته شده سینمایی نباشد اصلا نباید به جذب مخاطبش امیدوار بود.

کار به جایی رسیده که حتی نسل جوانی که یک زمانی اهل ریسک و جسارت بیشتر برای خلاقیت بیشتر بودند، یا در همان نمایش اول و یا بعد از دو سه تا اثر، به سراغ تعدادی از چهره های مطرح سینما می رود تا به لطف حضور آنها بیشتر شناخته و مطرح شود و از کار بعدی خیالش بابت سالن و اسپانسر و تامین هزینه و حضور مخاطب راحت.

سالن ها هم که قربانش برم. شاهکار تاریخ تئاتر را بدون چهره پیشنهاد بدهی قبول نمی کنند و یا برای قبول کردن گونی پول به همراه می خواهند. اما اگر نازل ترین متن نمایشی را به همراه اسامی چند چهره به پیوست ارائه بدهی حتی نمی پرسند قبلا کجا بودی و چه کردی. بلکه سالن تمام قد در اختیار شما قرار می گیرد.

در این میان تاسف برانگیز است که در ایجاد این شرایط بیشتر از مدیران و مسئولین، خود اهالی تئاتر مقصر و کمر به نابود کردنش بسته اند. توجیه این است که دوران گذار است!!

پس ... دیدن ادامه » چرا این دوران گذار، گذر نمی کند؟؟ چرا چندین سال است در این دوران گذار گیر کرده و درجا می زنیم؟؟ اگر بعد از گذار به شرایطش عادت کرده باشیم و دوران پس از گذر را هم به همان شیوه گذار، ادامه دهیم چه؟؟

راستی هیچ متوجه هستید که در زیر چرخ دنده های همین شرایط دوران گذار چه استعداد های نابی در حال له شدن هستند؟؟

ببخشید مزاحم شدم. یادم نبود فرصت کم است. آخه این روزها ۲۰ روزه باید کار بسته بشه، اما از ۴۰ روز قبل تر تبلیغات و بلیت فروشی آغاز. چرا که به پر شدن سالن مطمئن هستید. چون که فلان آقا و خانم سوپراستار محبت کرده و قدوم مبارک را بر صحنه گذاشته اند بدون چشم داشت!!!

اصلا نسل جوان تئاتر کیلویی چند؟؟
این روزها فقط یک سوال مطرح است
پول کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!

......تا بعد همین
آقای ایمانیان قبلا یکبار مفصل براتون و در جواب دلایل عدم ساخت تیزر نوشتم که متاسفانه نخوندینش و بد نیست اگر بخوانید...اما یک روی دیگر ماجرا رو هم در نظر بگیرید ، دیگه دهه شصت نیست که در نبود فیلم و سریال ، تاتر دیدن چنان جذابیتی داشت که هرکس پول تهیه بلیط ... دیدن ادامه » رو داشت از هیچ تاتری نمیگذشت....الان همه بسادگی به کل فیلمهای برتر تاریخ سینما و همه فیلمهای روز سینمای امریکا و آثار شاخص اروپایی دارند...در عصر طلایی تلویزیون هستیم که بیش از دو هزار سریال با زیرنویس در دسترس هست که دست کم صدتاش ارزشمند و دیدنی هستند و چند صدتای دیگه هم شدیدا سرگرم کننده....ماهواره و تلویزیون هم بماند، از طرفی مشکلات زندگی مدرن و سرگرمیهای مجازی مث ایستا و تلگرام و نیز چندشیفته کار کردن ها وقت آزاد اکثریت رو بشدت محدود و برای خودشون ارزشمند کرده، در چنین شرایطی آدم چرا باید ریسک کنه و دو ساعت در ترافیک بیاد و یکساعت هم ترافیک برگشت و در نهایت با اثری مث “نمی تونیم در موردش صحبت کنیم...”مواجه بشه که کارگردانش اذعان میکنه که برای عصبی کردن و....تماشاچی ساخته شده، و در حالت کلی از کجا بتونه یه اطمینان نسبی داشته باشه که کار تا جدی با سلیقش سازگار هست؟ حتی پردیس های چند سالنه هم طوری برنامه ریزی نمیکنن که بشه دو کار رو پشت هم دید تا احتمال کامیابی دو برابر شه...اکثر گروههای تاتری حتی حاضر نیستند ژانر کار خودشون رو اعلان کنن(چرا؟خودشون رو ورای ژانرها میدونن؟هنر خودشون رو آنقدر سطح بالا میدونن که در دایره تنگ ژانرها نمیگنجد؟ یعنی فراتر از کارگردانان بزرگ انور آبی هستند؟) معمولا خلاصه داستان یا شرحی در کار نیست، اشاره ای نمیشه که مناسب چگونه مخاطبی هست(همون اثر جابر رمضانی که یه کار تجربی بود که درنیومده بود و در بهترین حالت فقط ده درصد تاتربین های حرفه ای رو خشنود کرده،در خندوانه!براش تبلیغ می‌شد و ملت رو به دیدنش دعوت می‌کردند) در چنین شرایطی اگر تیزر بشکل تیزرهای سینمایی ساخته می‌شد و فقط بخش‌های از کار با یه دوربین موبایل فیلمبرداری و با یه اپ موبایلی تدوین بشه، با کمک گرفتن از قدرت بینظیر شبکه هایی مث ایستاگرام میتونه در سطح وسیع منتشر بشه و عده ای رو که کار مطابق سلیقشون هست رو از وجود چنین اثری آگاه کنه....اما در غیاب تیزرهای آگاهی بخش تنها راهی که یه مخاطب معمولی و غیر پیگیر داره اینه که به سلبریتی ها اعتماد کنه چون حضور اونها نشانگر این هست که کار برای مخاطب عام ساخته شده و مثل بعضی از کارها صرفا به اجرا درنمیاد تا میزان خفن بودن کارگردان رو برخ چهار تا رفیق و همکار بکشونه ....بنظرم تا وقتی با استفاده از اصول مشخص بازاریابی سالن ها برای خودشون تماشاگر ثابت فراهم نکنن راه دیگه ای برای تضمین سود آوری اثر وجود نداره بجز سلبریتی ها
۰۸ آبان
جناب دانش عزیز. در این باب بارها صحبت شده. این شماره تلفن من هست اگر مایل بودید باهم در این مورد گفتمانی داشته باشیم 09367093763
۰۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"الناز شاکر دوست به گروه نمایشی «گم‌وگور» پیوست و قرار است در این نمایش به ایفای نقش بپردازد."

به شیوه هشتگ #کلیشه_برعکس خوانده شود

بسیار هم عالی و بی نظیر. باید تبریک بسیار گفت و دست افشان و پای کوبان به استقبال فضای امروز تئاتر رفت و بسیار بسیار تشکر کنیم از همه عزیزانی که چنین خبر خوشی ر ابرای نسل جوان تئاتر و حتی نسل میانه تئاتر به ارمغان آوردند. باور این نکته که چرا اهالی تئاتر تا به امروز از یک چنین تصمیم های درست و چنین شجاعتی بی بهره بوده است سخت است. کاش باقی اهالی تئاتر هم تا دیر نشده با شجاعت و جسارت تمام از دیگر بازیگران بسیار توانا هم برای اجرا بر روی صحنه تئاتر دعوت کنند.

قطعا کیفیت بالای بیانی این بازیگران، تسلط کامل این عزیزان در ارائه تکنیک های ناب بازیگری می تواند وضعیت بسیار خوب تئاتر را بهتر از گذشته کند. قطعا در شرایطی ... دیدن ادامه » که همه اهالی تئاتر با فشار زیاد پیشنهادهای چند میلیونی مواجه هستند و اقتصاد هنر تئاتر آنقدر سرشار از سودآوری است که چند نسل تئاتر موندن این همه پیشنهاد چجوری قبول کنند و این همه پول چجور بشمارند، حضور چهره های موثری از این دست می تواند اندکی از فشار شانه های اهالی تئاتر کم کند و اجازه اندکی استراحت به هنرمندان تئاتر بدهد.

با شاد باش و خیر مقدم و آرزوی دیدن موفقیت های روزافزون
اینکه بازیگران سینما به تئاتر هم بیاید دو حالت دارد،در وهله اول اینکه چون چهره شناخته شده تری برای مخاطب عام هستند مسلم است که قشری که علاقه و رغبتی به تئاتر نداشته اند بخاطر بازیگر مورد علاقه شان به تماشای نمایش او می پردازند و خب احتمال دارد درصدی از ... دیدن ادامه » این تماشگران بالقوه به بالفعل تبدیل شوند و برای گیشه تئاتر هم خوب است و البته این مورد اگر با چشم پوشی آن بازیگر از دریافت مبالغ کلان که متعارف کار سینماست در زمان قبول نمایش باشد می تواند موجب بالا رفتن درآمد تئاتری ها باشد و در صورت مقابل ش جز صرف هزینه مازاد برای به کار گرفتن آن بازیگر مشهور سینما و دلسردی تئاتری های واقعی چیزی ندارد و در وهله دوم اینکه چون کار سینما با تئاتر تفاوت دارد و در اینجا با توجه با سابقه بازی های معمولی و پیش پا افتاده خانم شاکر دوست می شود نا امید شد از این انتخاب که ایشان به احتمال قوی از پس اجرایی درخور بر نیایند و نه تنها آن گروه دوستدارش را از تئاتر دلزده کنند که عشاق تئاتر را هم نادم و ناراحت بخاطر اینکه افراد قوی و کارکشته تئاتر در با هزاران مشغله و با وجود درآمد اندک باز با کمبود پیشنهاد مواجه هستند افرادی چنین تنها بدلیل چهره شهره تر در بین مخاطب عام آن هم به احتمال زیاد با مبالغ بالاتر از عرف به تئاتر می آیند...
۰۶ آبان
فقط بهتر کمی نسبت خانم شاکر دوست منصفانه تر فضاوت کتیم. همین.
۱۰ آبان
بانو مینا

اصلا و به هیچ وجه نقد این یادداشت مربوط به خانم شاکردوست نیست. بلکه بیشتر به سیستم مدیریتی و تولید تئاتر برمی گردد
۱۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«آغاجاری» به یاد مصطفی اسکویی (۱۳۰۲ - ۶ آبان ۱۳۸۴) و آناهیتا

سال ۱۳۶۱ کلاس‌های بازیگری مصطفی اسکویی. فن بیان - تکلیف: شعری انتخاب کنید و‌ با رعایت اصول فن‌بیان که آموخته‌اید آن‌ را برای کلاس دکلمه کنید.
مدتی بود که شاگرد اسکویی بودم و کم‌کم خود را بچه محل آناهیتا می‌دانستم و پررو شده بودم. یک استانیسلاوسکی می‌گفتم و صد کنستانتین سرگیوویچ از دهانم می‌ریخت و آنطور که استاد می‌گفت خود را از نسل جدید تئاتر علمی می‌دانستم و می‌بایست صلیب آن‌را بردوش می‌کشیدم. باید سنگرها‌یم را با مطالعه و کار مداوم آنچنان قوی می‌کردم «که از باد و بارانش ناید گزند».
اما کلا چون روحیه چموشی داشتم به این فکر بودم که یک جایی بزنم در پر استاد و جایی حالش را بگیرم تا ببینم چه می‌شود. همینجوری. آخر به همه چیز خیلی مطمئن بود، مخصوصا به خودش و این روحیه او از یک سو برایم ارزشمند بود و از سوی دیگر همچون اکثر جوانان در سنین بلوغ باید دائما کسی را که به او وابستگی فکری و عاطفی داشتی محک می‌زدی. این محک زدن‌ها درواقع به چالش کشیدن باور خودم بود.
از گوشه و کنار و تاریخ و کتب و جزوات و بطور شفاهی متوجه شدم که این و آن می‌گویند: اسکویی خودخواه است. اسکویی تاجر است. بازاری است. از همه سوء‌استفاده می‌کند. کلاه بردار است و خلاصه آنقدر آدم ناجوری‌ست که لنگه ندارد. آنقدر از این بحث و حدیث‌ها بود که گاهی به شک می‌افتادم ولی هرچه دور و برم را می‌گشتم اثری از این سوءرفتار در اسکویی و آناهیتا نمی‌دیدم. در همین دوران بود که مجموعه‌ای از اشعار سعید سلطانپور که شاگرد قدیمی استاد بود به دستم رسید به نام «صدای میرا» و در داخل این مجموعه شعری را یافتم به نام «آغا‌جاری» که از اجرای نمایش اتللو آناهیتا در شهر آغاجاری در سال چهل و یک می‌گفت. و چه‌ها که نمی‌گفت. تصمیم گرفتم که این شعر را برای کلاس فن‌بیان آماده کنم. جملات را با دقت زیر و رو می‌کردم و تا هرآنجا که سوادم قد می‌داد بر رویش کار کردم.
نوبت اجرای من در کلاس رسید. عضلاتم را رها کردم، نفسم را در دیافراگم فرو دادم، با نگاهی نافذ قبل از شروع به تک تک همکلاسی‌ها خیره شدم و آخر از همه نگاهم را به چشمان اسکویی دوختم و خواندم.
- از شعله بود
از داغ
از داغ و شعله بود آغاجاری
- منتظر عکس‌العملی از طرف استاد بودم. اما هیچ. او‌ هم به من خیره شده بود‌ و مثل همیشه قلم به دست آماده نوشتن بود. فکر کردم شاید این شعر را اصلا نشنیده. گفتم بهتر. بیش‌تر جا می‌خورد. ادامه دادم.
- مردان میان جاده‌ی تفناک
مثل فلز ملتهبی، می‌گداختند
و ما
گروه کوچک دلقک ها
معمارهای ... دیدن ادامه » روح بشر
هرگز
زخم برادران گدازان را
در جاده ی جنوب ندیدیم
در بوی داغ نفت
از پشته‌های نعش گذشتیم
بر نعش هیچ مرد نگریستیم
- گفتم اینجا دیگر باید استاد قدری بر روی صندلی جابجا شود. اما نه. عکس‌العملی نشان نداد. به خودم شک کردم که شاید من دارم بد می‌خوانم و تاثیر لازم را نمی‌گذارد. ولی اگر چنین بود حتما روی کاغذش می‌نوشت. در ثانی در نگاه‌های هم‌کلاسی‌ها تاثیر کار را می‌دیدم که انگار عروس در هنگام خواستگاری گوزیده باشد به من نگاه می‌کردند.
گفتم صبر کن استاد جون، اصل کاری مونده. با صدای بلند و پر از احساس همچون شعر‌خوانی ولادیمیر مایاکوفسکی در میدان سرخ مسکو خواندم:
آن شب که نعره های اتللو
در شعله های داغ تو می پیچید
و مرشد گروه عروسک ها
هر ارتعاش نخ را یک سکه می گرفت
من نعش تفته ی پدران را
در کوره های سرخ تو دیدم
آشویتس داغناک
آغاجاری
آن شب دلم پرنده ی سرخی بود
که روی آن ولایت سوزان می‌گشت
آن شب دلم پرنده‌ی سرخی بود
- استاد سرش را پایین انداخت. گفتم آها. گرفتمت. سکوت. احساس غرور کردم که استاد برای چند لحظه بعد از دکلمه من سکوت کرد. سرش را بلند کرد. غمی در چشمانش بود. قدری دست‌پاچه شدم. انتظار همه‌چیز را داشتم جز غصه استاد. آرام گفت: سعید ما همیشه تند و تیز بود، آخر سر هم کار دست خودش و ما داد.(یک سالی می‌شد که از تیرباران سعید سلطانپور می‌گذشت) استاد دیگر چیزی نگفت. در سکوت سر جایم نشستم. بدنم سرد شده بود.فکر کردم هنوز چقدر بچه‌ام و چه راه درازی برای پخته شدن پیش‌رو دارم.

مهرداد خامنه‌ای
۴ آبان ۱۳۹۶




https://blogzaman.site123.me/
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


همزمان با شب شهادت امام حسن مجتبی (ع) روز پنجشنبه 4 آبان ماه اجرا نخواهیم داشت .

گروه نمایش زنده یاد زندان قصر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان .اول از همه از کار آقای برخورداری میخوام بگم .که بشدت کاری هست که ارزش دیدن داره.وآقا برخورداری یکی از دوستانم خیلی خوبم هست بهتون پیشنهاد میکنم کار این مرد رو از دست ندین.
ومیخوام اسم نمایش ۱۲خشمگین دهن به دهن بچرخه .مطمعن باشین اگه ارزش نداشت نمیگفتم.ربطی هم به دوستی نداره.درود به همگی شما.
بدرود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«ما بشیم قصه؟ ما از بی کفنی زنده ایم... »

«زنده یاد زندان قصر»؛ نمایشی که بالاخره بعد از 6 سال مجوز گرفت.
این نمایش به کارگردانی مهران خوش بین و نویسندگی کهبد تاراج از ساعت 19 چهارشنبه 26 مهر ماه هرشب به مدت 45 دقیقه در بند سیاسی زندان قصر به شیوه محیطی اجرا می شود.

احمدرضا مقدسی، عرفان پورمحمدی، جواد واحدی، صادق مرادی و علی پناهی بازیگرانی هستند که در این اثر به ایفای نقش می پردازند.
از دیگر عوامل به: رضا بهرامی( مشاور کارگردان) هومن جواهرکار و علی باقری( گروه کارگردانی) کامیاب پهلوان یلی ( موسیقی) شایان کیانی( طراح پوستر و بروشور) مهدی وزیریزدی( عکاس و تیزر) میتوان اشاره کرد.

علاقه مندان جهت خریداری بلیت به صورت اینترنتی از سایت تیوال و یا رزرو تلفنی با شماره ٠٩١٢٨٤٦٩١٧٦ تماس لازم به ذکر است، به دلیل محدود بودن فضای نمایشِ «زنده یاد زندان قصر» ... دیدن ادامه » در هر اجرا تنها پذیرای 20 نفر از علاقمندان است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

اگه با شنیدن خبری از حال و روز خراب و معیشت دشوار مردمان این آب و خاک غم به جونتون افتاده،
از کارگرای بیکار شده‏ ی کارخونه ‏ی قند ورامین حمایت کنین.
اگه با دیدن تصویری که در اون کارگران یه واحد صنفی به دلیل فقر چوب حراج به اعضای بدن خودشون زدن قلب‎تون به درد اومده،
از کارگرای بیکار شده‏ ی کارخونه‎ی قند ورامین حمایت کنین.
اگه به خاطر زیاد شدن کودکان کار تو خیابان‏های شلوغ و دودآلود تهران، لحظه‏ ای تنها لحظه ‏ای اندوه امونتون ر و بریده،
از کارگرای بیکار شده ‏ی کارخونه‏ ی قند ورامین حمایت کنین.
اگه با خوندن آمار صعودی طلاق و خونه خراب شدن‏ ها تو این هیاهوی بسیار برای هیچ، با حسرت دنبال مقصر بودین،
از کارگرای بیکار شده ‏ی کارخونه‏ ی قند ورامین حمایت کنین.
اگه با دیدن چهره‏ ی خون‏ آلود و شنیدن ضجه‏ های کارگرایی که برای خالی نبودن یخچال‏ ... دیدن ادامه » خونه‏‏ هاشون؛ کتک خوردن؛ اشک به چشماتون اومده،
از کارگرای بیکار شده ‏ی کارخونه‏ ی قند ورامین حمایت کنین.
شنبه22 مهر ساعت 20 اجرای هنرمندان و آخرین اجرای نمایش قند خون در تاتر باران، گلریزانی به قدر بضاعت گروه نمایش قند خون برای خانواده‏ ی کارگری که این روزها با سیلی صورت‏ اش رو سرخ می‏کنه. منتظرتون هستیم.

بعد از ملاقات این اثر متهورانه که البته بازهم به لیست خواسته ها اضافه شد باید بگویم دست شما هنرمندانیکه درد جامعه ی امروز ایران را فریاد می زنید می بوسیم و بغض میکنیم این حقیقت رو که ایکاش این مملکت از امثال شما بیشتر داشت.
۲۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان من دو تا بلیط طپانچه خانم برای امشب ردیف دوم دارم اگر خواستین به این شماره زنگ بزنید 09391501782
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید