همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال تئاتر
S3 : 00:57:01
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

به بهانه روز تئاتر

"شاهد ندیم" ، کسی که تابحال حتی اسمشو نشنیده بودم! برام سوال شد چرا او و تئاتر پاکستان باید به عنوان تاثیرگذارترین مجموعه تئاتری جهان انتخاب بشه؟
وقتی پیامش رو کامل خوندم نه تنها جواب این سوال، که جواب خیلی از سوالات دیگه ای هم که داشتم پیدا کردم. اینکه: چرا تئاتر ما، سینما ی ما ( و کلا هنرهای نمایشیمون و تمام زیرمجموعه اش) در چنین سطحیه که چندان حرفی برای گفتن در عرصه جهانی نداره؟ و چرا اصلا چنین فاصله معناداری بین این هنر و سایر هنرها، توی همین ایران وجود داره؟ چرا "رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس؟...گویی ولی شناسان، رفتند از این ولایت!"
اما "شاهد ندیم" وقتی از خودش، گروهش، کشورش و کارهاش میگه خیلی زیبا و در عین حال ساده نشون میده که مشکل، همیشه از نامساعدی شرایط و وجود موانع نیست. گاهی اینها فقط بهانه اند. گاهی، ... دیدن ادامه » گمشده چیز دیگری است: "هنرمند اصیل".
کاش "هنرورز" های ما هم با چنان دغدغه های عالی و اندیشه های متعالی _ نه صرفا دلواپسیهای شخصی و جوزدگیهای زمانی_ به عرصه هنر، بلاخص نمایش، پا بگذارند تا بتوانند حقیقتا به مقام "هنرمند" _ و نه غصب برچسبگونه ی آن_ نائل شوند.

https://www.world-theatre-day.org/messageauthor.html
-----------------------------------
پ ن: با تشکر از گروه "اگزیت " و ترجمه خوبشون از پیام "شاهد ندیم" به مناسبت روز جهانی تئاتر ۲۰۲۰
متاسفانه منم ایشونو نمیشناسم ممنون از معرفیتون، اما حس و حالتون رو میفهمم چون منم دوسال پیش با سینمای مدرن و سینمای مستقل هند اشنا شدم و وقتی میزان تعهد و شرافت فیلمسازان و بازیگران هندی و اگاهیشون از زیر پوست اجتماعشون و قدمهایی که با شجاعت برای کمک ... دیدن ادامه » یا حل یا کمتر کردن این معضلات بدون عافیت طلبی منفعت شخصی برمیدارند اشنا شدم همین حال بهم دست داد و فقط تونستم بهشون احسنت بگم و برای سینماگران خودمون تاسف بخورم
۷ ساعت پیش
دنیای هنر در هند خیلی شگفت انگیزه. در مورد موسیقی، اتفاق جالبی میوفته.
کنسرتهای رایگان برگزار میشه، با حمایت نهادهای محلی و دولتی، این میون وقتی گروه جوانی اجرا داره، اساتید و پیشکسوت ها هم میان و اجرا روی میبینن و میشنون و ایرادات کار رو میگن. حتی بعضی ... دیدن ادامه » اوقات وسط اجرا، اجرا رو قطع می کنن و موضوع رو مطرح می کنن و ایراد رو رفع می کنن. نه استاد توقعی از گروه داره و نه گروه از کار استاد دلخور میشه.
و خب پاکستان حدود ۷۰ ساله(۱۹۴۷) از هند جدا شده و هنوز ریشه های فرهنگی مشترکشون باقی مونده.
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تئاتر تهران...
هر چند سالن‌های نمایش روزهاست بسته شدن تا سلامت جامعه تامین بشه؛ و البته که چی واجب تر از سلامتی؟
تئاتر یکی از قدیمی‌ترین هنرهاست، در ایران هم ما گونه های سنتی داشتیم مثل روحوضی‌ ها ، نقالی، تعزیه و...
اما تئاتر مدرن بعد از سفر ناصرالدین شاه به فرنگ کم کم و به سختی وارد ایران شد، فراز و فرود بسیار داشت، از روزای اوج برو بیای تماشاخونه‌ها تو لاله‌زار،پاگرفتن تماشاخانه سنگلج و اجراهای بزرگ از نمایشنامه‌های بزرگ، رونق تئاتر شهر و نمایش‌های آوانگاردش، برو و بیای هنرمندان و دانشجوها توی حیاط تئاتر شهر زیر شب های تهران، تا افول روزهای تئاتر، تعطیل شدن تئاترهای کوچک و ...
زنده باد یاد و خاطره همه زنان و مردانی که از رشت و تبریز و تهران برای پاگرفتن این هنر مدرن تلاش کردند...
خدا کنه یه روزی بتونیم دوباره برگردیم توی سالن‌های تئاتر، ... دیدن ادامه » بشینیم روی صندلی‌ها و با خاموش شدن چراغ‌های سالن، دریچه‌های ذهن و روحمون باز بشه...
سلامی و یادی بکنیم به خاطره اساتید بزرگی چون عبدالحسین خان نوشین،اکبر رادی ،داود رشیدی،علی نصیریان،حمید سمندریان، عزت الله انتظامی،سعدی افشار ، هما خانم روستا و همه دیگرانی که با تئاتر تا همیشه زنده‌ هستند...
#روز_جهانی_تئاتر ❤
به دوستان و عزیزانم چه بازیگران روی صحنه ،چه زحمت کشان پشت صحنه و همین طور نویسندگان و کارگردانان صبور ،این روز مبارک
و
آنان که صاحب خانه هستند و بی نفسشان صحنه جان نمی گیرد،تماشاگران ارجمند و فهیم ،که افتخار آشنایی با خیلی هایشان نصیبم شده و این قصه را ادامه اند...
واقعا سخت میگذرد به کسی که عاشق تئاتر و سینما و هنر است و نمیتواند هیچ تئاتری ببیند زمانی که تراژدی کورنا به پایان برسد یک تئاتر درمانی میکنم ولی میشد یک نمایش اینترنتی راه انداخت دیالوگ نمایشها و کتابهای معروف را بنویسم و دوستان نظر بدهند این دیالوگ مربوط به کدام کتاب و کدام نمایش است اولین دیالوگ را خودم مینویسم
خوشبختی در خم ابروی ما آرمیده است لحظه ای از عمر ما نباید سپری شود بدون اینکه با عیش و عشرت نیامیخته باشد
تنها تفاوت این است که تو جنگجوترین جنگاور دنیا تبدیل شدی به بزرگترین دروغگوی دنیا
هزاران بار با تیاتر درمانی در پساکرونا موافقم.
۹ ساعت پیش
@ خانم اکبری
خوشحالم موجب شادی تان شدم هرچند اندک..
اوایل خرداد با گرم شدن هوا امید دارم با رعایت نکات
از جمله ضدعفونی کردن و کاور برای صندلی های تئاتر
امکان دیدن فیلم و تئاتر مهیا شود.‌.
۳ ساعت پیش
من هم همینطور البته این ویروس روی لباس ماندگار نیست بیشتر روی سطوح ماندگار است به خصوص سطوح فلزی و استیل
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


#موقت

گویا این طور که به نظر می‌رسه، ایشالا بعد از کرونا، موج بعدی که بیمارستان ها رو با کمبود تخت مواجه میکنه، در دی ماه از طرف خانم های پا به ماه خواهد بود..

طفلی مارکز..
یکی نیست بگه حوصلت سر رفته،خب بگو حوصلم سر رفته..کتاب اون طفلی رو چرا بی ارزش میکنی خو؟ تن گابریل رو چرا توو گور میلرزونی؟


پ.ن: کُشتید ما رو با این هشتک # عشق_سالهای_قرنطینه!!!
"سال" اخه؟؟؟ هنوز دو ماه شده توو قرنطینه ایم؟!
خدایا ...
نیلوفر جان،
به نظرم این موج از آبان شروع میشه(بهمن +۹) تا انتهای قرنطینه +۹ ادامه داره. ولی اووووو کو تا اون موقع! موج اول مربوط به دفاتر طلاقه که به محض پایان دوره ی قرنطینه، شروع میشه. تازه بعدش میشه موج مادرهای مجرد! که اول دچار بارداراری شدن و بعد طلاق ... دیدن ادامه » گرفتن... ماما و اون جور تصمیمات.
بعدش شاید یه چیزی هم برسه به بحرانی که اشاره کردی.
بعله...
۲ روز پیش، جمعه
آدمی هر صبح به امیدی چشم باز می‌کند
امیدی که شب قبل در خود نمی‌دیده
این خاصیت نور است...

و برای من، نور خودِ خودِ شمایین رفقای جان
۸ ساعت پیش
محمد جان،
تو هم از اون روپوش سفیدا داری؟
که رو یقه ش درجه ت رو زده؟
:)))))
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

روز ملی تئاتر

"چرا باید تئاتر ببینیم؟ "

تئاتر در جامعه‌ی ایران، هنوز آنچنان که باید نه تنها جایگاه ریشه‌دار خودش را، به عنوان هنری تکامل‌یافته باز نکرده، بلکه حتی از ظرفیت‌های مواجهه و کاربردی‌اش در امر اجتماعی غافل است. تئاتر با پیوند در چند حوزه دیگر از اندیشه و زیبایی‌شناسی هنر، و زیست آدمی و نمایی از واقعیت جهان ماست که بیش از هر هنر دیگری، چند وجهی و اصالتی به قدمت بشر دارد. از همان نخستین دیواره نویسی‌ها و ساخت ابزاری برای نمایشی در جلوه‌گاه شکارها و بقا، تا به امروز در مجهزترین سالن‌های تئاتر، در آئینی از مرگ و زندگی و در تباری از حرکت و رقص و ترانه، و در صحنه‌پردازی‌های واقعی و خیال‌انگیز حضور داشته، حتی پیش از شکل‌گیری زبان و نوشتار هم حاضر بوده و همچنان به مسیر خود ادامه می‌دهد.
تئاتر دیگر تنها یک هنر نیست، امروز تئاتر ضرورت زیست اندیشه‌ورز و رخوت‌زدای انسانی‌ست که در انباشت اطلاعات منحرف‌کننده و توخالی که هرکدام بی‌آنکه دست‌شان را رو کنند، به تخطئه تفکر مستقل فرد، همت‌گماشته‌اند ، رهایی‌بخش‌ست
تئاتر یک متن و چند بازیگر بر صحنه که موضوعی را به نمایش می‌گذارد و به چند مخاطب عرضه می‌کند تا آنها را سرگرم کند، نیست. تئاتر امروز کنشی در بطن جامعه در برابر نیروهای بازدارنده‌ی مسلط به سمت و سوی اندیشه‌ورزی، آگاهی و تغییرست .. تئاتر ظرفیتی‌ست که مخاطب چه بخواهد چه نخواهد، با آن تغییر می‌کند. گاه حتی دامنه این تغییر چنان وسیع‌ست که لذت آشکار و اتفاق روشنی را رقم می‌زند
تئاتر برای جوامعی که دچار سانسورها، ممانعت‌های متعدد فکری و بمبارانِ ایدئولوژیکی چند سویه است، امری ضروری و حتی الزامی‌ست. جامعه‌ای که چندان با مطالعه و تفکر انس و الفتی ندارد، تئاتر محرکی ذهنی و اجتماعی‌ست که او را وارد این وادی‌ها می‌کند. ادبیات را رکنی اصلی از زندگی می‌سازد که بی‌وجود آن، زندگی بشر قابل تحمل نیست و فلسفه را از آن شکل سخت و دشوار و بی‌کاربردش، به خودِ زندگی، و نظریه را به عمل بدل می‌کند.
تئاتر همان مکان مقدسی‌ست که در آن رخدادهای متعددی به وقوع می‌رسد. بالندگی، درک، شعر، شعور و شهودی که مسیر زیست انسانی را با اکنونیتی پیوند می‌زند که هر لحظه با عوامل متعدد بیرونی و درونی، در جدال و کشمکش‌ بوده و لازمه‌ی رشدست. و چه چیزی بهتر و موثرتر و جذاب‌تر از تئاتر و هنر می‌تواند مامن امن و پرچالشی برای او باشد.
مامنی که اگرچه پناه می‌دهد اما خشونت دارد، واگر چه مهرورزست اما بی‌رحمانه می‌تازد. و اگرچه نمایش‌ست اما واقعیت، تولید می‌کند.
تئاتر میل جستجوگری و نوگرایی را پاسخ می‌دهد چراکه همواره برای این امیال، ظرفیتی برای پاسخ دارد. تلاقی عشق و تجربه، اتفاقِ تئاترست .. و جریانی‌ست که دیگر نه درجنبی از زندگی انسانی، بلکه در کانون آن، مستقر و موجودیت دارد. تئاتر از محدوده‌ی دیالوگ و دکور و بازی و صحنه، عبور کرده‌است، از سبک‌ها، ژانر، فرم و محتواها...حتی از مرز اندیشه و تفکر و تعامل، فراتر رفته و امروز خود حرکت، جریانی اکتیو و کنشگری‌ست که عنصر ضروریِ انسانِ زنده است.


نیلوفرثانی
7فروردین ... دیدن ادامه » 99

چقدر دلمان برای روزهای خوب تئاتر دیدن تنگ شده است. چه لذت های شیرینی داشتیم و فکر میکردم روال طبیعی زندگی است! شاید حال این روزهای ما تلنگری باشد به اینکه : مرگ در سایه نشسته است و به ما مینگرد! ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است حتی!
روزها و چیزهای خوبی که قدر ... دیدن ادامه » ندانستیم.
به امید روزهایی که می آید! به امید روزهایی که باز بتوانیم بنشینیم روی صندلی های نه چندان راحت خیلی از سالن ها ، تئاتر متوسط و تئاتر خوب ببینیم و بیایم دوباره اینجا گفته گو کنیم. چقدر ساده های زندگی مان زیبا بود و ما نمی دیدیم:(.
۳ روز پیش، پنجشنبه
درود و احترام بانوحدادی عزیز ارادتمندتان هستم و کاملا فرمایشتون دقیق و متین هست ... ممنونم از همراهی تون ، وجودشما عزیزان پیشکسوت در هنر وعلاقمندان تئاتر ،دلگرمی اینروزهای دوری ست .. به امید برقراری مجدد این هنرو زندگی ...
به امیددیدارروی ماهتون
۲ روز پیش، جمعه
خواهش می کنم بانو جان بزرگواریدو سپاس بسیار دارم از محبت سرشار و لطف بی دریغتان .
خدا می داند که چقدر دلتنگ دیدار شما بانوی نازنین و خردورزم و ابرشیر عزیز و گرانقدر و سایر دوستان خوب تیوالی هستم .
به امید دیدارتان
سلامت باشید و پاینده
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در این روزها که از تماشای تئاتر محروم هستیم، یادی کنیم از این بیت خاقانی :
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت /
ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت /
"تئاتر جان" شما را می گویم ...
27 مارس، روز جهانی تئاتر مبارک ❤
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیام روز جهانی تئاتر ۲۰۲۰ نوشته شاهد ندیم (پاکستان

)
تئاتر به مثابه یک معبد
۸ فروردین ۱۳۹۹
ترجمه فارسی




برایم افتخار بزرگی است که پیام روز جهانی تئاتر سال ۲۰۲۰ را بنویسم. این که تئاتر پاکستان و خود پاکستان توسط انستیتو بین‌الملی تئاتر، بانفوذترین و نمادین‌ترین مجموعه‌ی تئاتری جهان در دوران ما به رسمیت شناخته شده است، مایه‌ی فروتنی و در عین حال هیجان است. این افتخار پیشکشی هم هست به مدیحه گوهر (۱)، چهره‌ی تئاتری، بنیان‌گذار تئاتر اجوکا (۲) و شریک‌ زندگی‌ام که دو سال پیش درگذشت. تیم اجوکا راهی طولانی و دشوار را به معنای واقعی کلمه از خیابان به تئاتر طی کرده است. اما مطمئنم این داستان بسیاری از گروه‌های تئاتری است. هرگز سفری آسان و هموار نیست. همیشه یک نوع مبارزه است.
من اهل کشوری عمدتاً مسلمان هستم که دیکتاتوری‌های نظامی بسیاری را به خود دیده است، حمله‌ی هولناک افراطیون مذهبی و سه جنگ با هندوستان همسایه، که هزاران سال تاریخ و میراث مشترک با هم داریم. امروز همچنان با ترس از جنگی تمام‌عیار با همسایه‌ی برادر و همزادمان زندگی می‌کنیم؛ حتی جنگ هسته‌ای، چرا که هر دو کشور اکنون دارای سلاح‌های هسته‌ای هستند.
ما گاهی به شوخی می‌گوییم:«دوران بد، دوران خوبی برای تئاتر است.» چالش برای روبرو شدن، تضاد برای فاش شدن و وضعیت ساکن برای واژگون کردن کم نیست. من و گروه تئاترم اجوکا بیش از ۳۶ سال است که داریم بر روی این ریسمان معلق قدم می‌زنیم. به راستی که ریسمانی معلق بوده است: حفظ تعادل میان سرگرمی و آموزش، میان جستجو و آموختن از گذشته و آمادگی برای آینده، میان بیان آزاد خلاقانه و زور‌آزمایی‌های ماجراجویانه با قدرت، میان تئاتر منتقد اجتماعی و تئاتر دوام‌پذیر اقتصادی، میان ارتباط با توده‌ها و آوانگارد بودن. می‌توان گفت که تئاتری باید تردست و شعبده‌باز باشد.
در پاکستان تمایزی روشن میان مقدس و نامقدس وجود داشته است. برای آنچه مقدس نیست، جایی برای پرسش مذهبی وجود ندارد، در حالی که برای امر مقدس مباحثه‌ی آزادانه یا اندیشه‌های نو امکان ندارد. در واقع ساختار محافظه‌کار، هنر و فرهنگ را خارج از محدوده‌ی پذیرش «بازی‌های مقدس» خود می‌شمارد. بنابراین عرصه برای هنرهای نمایشی مانند مسابقه‌ی دوی بامانع بوده است. ابتدا می‌بایست اعتبار خود را به عنوان مسلمان خوب و شهروند مطیع اثبات کنند و نیز تلاش کنند ثابت کنند که رقص، موسیقی و تئاتر در اسلام «مجاز» است. به همین ترتیب تعداد زیادی از مسلمانان مقید نسبت به پذیرش هنرهای نمایشی بی‌میل بوده‌اند، حتی با این که عناصر رقص، موسیقی و تئاتر در زندگی روزمره‌شان جای گرفته است. و بعد به خرده‌فرهنگی برخوردیم که قابلیت آن را داشت تا مقدس و نامقدس را بر روی یک صحنه بیاورد.
در طول حکومت نظامی در پاکستان در دهه‌ی ۱۹۸۰، اجوکا به دست گروهی از هنرمندان جوان بر پا شد که دیکتاتوری را از راه تئاتر بی‌پروای سیاسی اجتماعی مخالف به چالش می‌کشید. آنها دریافتند که احساسات‌شان، خشم‌شان، اندوه‌شان، به طرز شگفت‌آوری توسط شاعری صوفی (۳) که ۳۰۰ سال پیش می‌زیست بیان شده بود. این همان شاعر صوفی بزرگ، بُلهیٰ‌شاه (۴) بود. اجوکا دریافت که می‌تواند بیانیه‌های سیاسی انفجاری را به وسیله‌ی شعر او صادر کند و قدرت سیاسی فاسد و ساختار مذهبی متعصب را به چالش بکشد. مقامات می‌توانستند ما را ممنوع یا تبعید کنند، اما نه شاعر صوفی محبوب و مورد احترامی چون بلهیٰ‌شاه را. ما پی بردیم که زندگی او همچون شعرش رادیکال و دراماتیک بود که در طول زندگی‌اش تبعید و فتواهایی را برایش به بار آورد. آن‌گاه «بلها» را نوشتم، نمایشی درباره‌ی زندگی و مبارزه‌ی بلهیٰ‌شاه. بلها -چنان که توده‌های سرتاسر جنوب آسیا او را با محبت می‌خوانند- برآمده از سنت شاعران صوفی پنجابی بود که با بی‌باکی قدرت امپراتوران و عوام‌فریبان مذهبی را با شعر و کردار خود به چالش می‌کشیدند. آنها به زبان مردم و درباره‌ی آرزوهای توده‌ها می‌نوشتند. آنها در موسیقی و رقص محملی را برای دستیابی به ارتباط مستقیم میان انسان و خدا یافتند و با انزجار، واسطه‌ی مذهبی سوءاستفاده‌گر را دور زدند. آنها مرزهای جنسیت و طبقه را نفی کردند و با شگفتی به سیاره‌ [ی زمین] به عنوان جلوه‌ای از قادر مطلق نگاه کردند. شورای هنر لاهور متن را بر این اساس رد کرد که نمایشنامه نبود، بلکه تنها زندگینامه بود. با این حال، وقتی نمایش در سالنی دیگر، انستیتو گوته، اجرا شد مخاطبان نمادپردازی را در زندگی و شعر شاعر مردم دیدند، فهمیدند و تحسین کردند. آنها به طور کامل با زندگی او و دورانش ارتباط برقرار می‌کردند و موازات آن را با زندگی و دوران خود می‌دیدند.
آن روز در سال ۲۰۰۱ نوع جدیدی از تئاتر متولد شد. موسیقی مذهبی قوالی (۵)، رقص دَمَل (۶) صوفی و شعرخوانی الهام‌بخش، حتی ذکرگوییِ (۷) مراقبه بخشی از نمایش شدند. گروهی از سیک‌ها (۸) که برای شرکت در یک کنفرانس پنجابی در شهر بودند و سری زده بودند تا نمایش را ببینند، در پایان به صحنه هجوم آوردند، بازیگران را در آغوش گرفته می‌بوسیدند و گریه می‌کردند. آنها برای نخستین بار پس از تقسیم هند در سال ۱۹۴۷ (۹) که منجر به تجزیه‌ی پنجاب طبق مرزهای قومی شده بود، صحنه را با مسلمانان پنجابی سهیم شده بودند. بلهیٰ‌شاه همان‌قدر برایشان عزیز بود که برای مسلمانان پنجابی؛ چرا که صوفی‌ها از مذهب و تقسیم‌بندی‌های قومی فراتر می‌روند.
در پی این افتتاحیه‌ی به یاد ماندنی، اودیسه‌ی هندی بلهیٰ‌شاه بود. این اودیسه با توری نوآورانه در بخش هندی پنجاب آغاز شد و بلهیٰ‌شاه در سرتاسر هند اجرا شد، حتی در زمان شدیدترین تنش‌ها میان دو کشور و در جاهایی که مخاطبان یک کلمه پنجابی نمی‌فهمیدند اما هر لحظه‌ی نمایش را دوست داشتند. در حالی که درهای گفتگوی سیاسی و دیپلماسی یکی پس از دیگری بسته می‌شد، درهای سالن‌های تئاتر و قلب‌های مردم هند تماماً باز باقی ماند. در زمان تور پنجاب هند اکوجا در سال ۲۰۰۴، پس از اجرایی برای هزاران مخاطب روستایی که به گرمی از آن استقبال شد، پیرمردی نزد بازیگری رفت که نقش صوفی بزرگ را بازی می‌کرد. پیرمرد را پسرکی جوان همراهی می‌کرد. «نوه‌ام بسیار ناخوش است؛ لطفاً نفس متبرکی بر او می‌دمید؟» بازیگر جا خورد و گفت:«باباجی (۱۰)، من بلهیٰ‌شاه نیستم، من فقط بازیگری هستم که این نقش را بازی می‌کند.» پیرمرد شروع به گریه کرد و گفت:«لطفاً نوه‌ام را تبرک بده، می‌دانم خوب می‌شود اگر این کار را بکنی.» ما به بازیگر پیشنهاد کردیم که خواسته‌ی پیرمرد را برآورده سازد. بازیگر تبرکی بر پسرک جوان دمید. پیرمرد راضی شد. پیش از رفتن این سخنان را گفت:«پسرم، تو بازیگر نیستی، تو تناسخ‌ یافته‌ی بلهیٰ‌شاه هستی، آواتار (۱۱) او.» ناگهان مفهوم کاملاً جدیدی از بازیگری، از تئاتر بر ما روشن شد، که در آن بازیگر تناسخ ‌یافته‌ی شخصیتی می‌شود که آن را به تصویر می‌کشد.
در طول ۱۸ سال برگزاری تور اجرای «بلها» متوجه واکنشی مشابه میان مخاطبانی شدیم که ظاهراً از پیش چیزی نمی‌دانستند و برایشان نمایش تنها تجربه‌ای سرگرم‌کننده و یا تفکربرانگیز نیست، بلکه ملاقاتی معنوی و پراحساس است. در واقع بازیگری که نقش استادِ صوفیِ بلهیٰ‌شاه را بازی می‌کرد چنان عمیقاً تحت تاثیر این تجربه قرار گرفته بود که خودش شاعری صوفی شد و از آن زمان تاکنون دو مجموعه شعر منتشر کرده است. اجراگرانی که در تولید دخیل بودند، همگی این حس مشترک را داشتند که وقتی اجرا شروع می‌شود، روح بلهیٰ‌شاه میان آنهاست و انگار صحنه به سطحی بالاتر رفته است. وقتی یک پژوهشگر هندی درباره‌ی این نمایش می‌نوشت، چنین عنوانی را بر آن گذاشت:«وقتی تئاتر تبدیل به معبد می‌شود».
من مذهبی نیستم و علاقه‌ام به صوفی‌گری عمدتاً فرهنگی است. من بیشتر علاقمند به جنبه‌های نمایشی و هنری شعرای صوفی پنجابی هستم، اما مخاطبانم شاید از افراطیون یا متعصبان نباشند ولی ممکن است باورهای راستین مذهبی داشته باشند. کاوش در داستان‌هایی همچون داستان بلهیٰ‌شاه -که در تمام فرهنگ‌ها بسیار است- می‌تواند پلی باشد میان ما، سازندگان تئاتر و مخاطبان نا‌آشنا اما مشتاق. در کنار هم می‌توانیم ابعاد معنوی تئاتر را کشف کنیم و پل‌هایی را میان گذشته و حال بسازیم که به سوی آینده‌ای منتهی می‌شود که سرنوشت تمام جوامع است؛ معتقدان و غیرمعتقدان، بازیگران و پیرمردان، و نوه‌هایشان.
علت ... دیدن ادامه » این که داستان بلهیٰ‌شاه و کاوش‌مان در نوعی تئاتر صوفیانه را در میان می‌گذارم این است که هنگام اجرا بر روی صحنه، گاهی با فلسفه‌مان درباره‌ی تئاتر، با نقش‌مان به عنوان نویددهندگان تغییر اجتماعی از خود بی خود می‌شویم و با این کار بخش بزرگی از توده‌ها را پشت سر جا می‌گذاریم. در درگیری‌مان با چالش‌های اکنون، خود را از امکان تجربه‌ی معنوی عمیقاً تاثیرگذار که تئاتر می‌تواند در اختیارمان بگذارد محروم می‌کنیم. در دنیای امروز که تعصب، نفرت و خشونت بار دیگر در حال پدیدار شدن است، به نظر می‌رسد که ملت‌ها علیه ملت‌ها شورانده شده‌اند، معتقدان با دیگر معتقدان می‌جنگند و جوامع علیه جوامع دیگر نفرت می‌پراکنند… و در این حین کودکان از سوءتغذیه می‌میرند، مادران از نبود مراقبت پزشکی به‌موقع هنگام زایمان جان می‌دهند و ایدئولوژی‌های نفرت شکوفا می‌شوند. سیاره‌ی ما هر چه عمیق‌تر در فاجعه‌ی اقلیمی و اوج یافته فرو می‌رود و می‌توان صدای سم اسبان «چهار سوار آخرالزمان» را شنید.(۱۲) ما باید قدرت معنوی‌مان را تجدید کنیم؛ باید با بی‌تفاوتی، رخوت، بدبینی، طمع و بی‌توجهی نسبت به جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، و سیاره‌ای که روی آن زندگی می‌کنیم بجنگیم. تئاتر نقشی دارد، نقشی والا، در نیرو بخشیدن و بسیج کردن بشریت برای بالا کشاندن خود از هبوطش در مغاک. می‌تواند صحنه را، فضای اجرا را به امری مقدس ارتقاء ببخشد.
در جنوب آسیا، هنرمندان کف صحنه را پیش از قدم نهادن بر روی آن با احترام لمس می‌کنند، سنتی کهن از زمانی که امر معنوی و فرهنگی با یکدیگر در‌آمیخته بودند. زمان آن شده است که آن رابطه‌ی همزیستی را میان هنرمند و مخاطب، گذشته و آینده دوباره به دست بیاوریم. ساختن تئاتر می‌تواند عملی مقدس باشد و بازیگران یقیناً می‌توانند «آواتار» نقش‌هایی باشند که بازی می‌کنند. تئاتر هنر بازیگری را به سطح معنوی بالاتری تعالی می‌بخشد. تئاتر توان آن را دارد که به معبد تبدیل شود، و معبد هم فضایی برای نمایش.

—————————————————————


۱. مدیحه گوهر (۱۹۶۵-۲۰۱۸) : کارگردان تئاتر، بازیگر، فمینست و پایه‌گذار تئاتر اجوکا، دارنده‌ی مدرک کارشناسی ارشد تئاتز از رویال هالووی کالج لندن، مدال افتخار از دولت پاکستان و جایزه‌ی پرنس کلاوس از هلند.
۲. تئاتر اجوکا: تاسیس شده در سال ۱۹۸۴. کلمه‌ی اجوکا به زبان پنجابی یعنی «معاصر». رپرتوار آن متشکل است از نمایش‌هایی با موضوعاتی چون مدارای مذهبی، صلح، خشونت جنسیتی، حقوق بشر.
۳. صوفی‌گری: سنت عرفان اسلامی که به دنبال یافتن حقیقت عشق آسمانی از راه تجربه‌ی شخصی خدا است و به خاطر تبلیغ برادری جهانی و مخالفت با اِعمال سختگیرانه‌ و جزمی آموزه‌های مذهبی محبوب شد. شعر صوفیانه که غالباً به قالب موسیقی در می‌آمد، وصل عرفانی را از راه استعارات عشق دنیوی بیان می‌کند.
۴. بلهیٰ‌شاه (۱۷۵۷-۱۶۸۰): شاعر برجسته‌ی صوفی پنجابی که درباره‌ی موضوعات پیچیده‌ی فلسفی به زبانی ساده می‌نوشت، او منتقد جدی سنت غالب مذهبی و اشرافیت حاکم بود، از شهر قصور تبعید شد، به ارتداد متهم شد و از تدفین او در گورستان شهر ممانعت شد. در میان خوانندگان مذهبی و فولکلور بسیار محبوب است و مورد تحسین گروه‌های مذهبی گوناگون نیز هست.
۵. قوالی: شعر صوفیانه‌ی مذهبی که توسط گروهای از خوانندگان (قوال‌ها) اجرا می‌شود، در اصل در خانقاه‌ها اجرا می‌شد و شنونده را به حالت خلسه می‌برد.
۶. دمل: رقص وجد‌آمیز در خانقاه، که معمولاً با ضرب طبل انجام می‌شود. [سماع] (مترجم.)
۷. ذکر: تکرار موزون و آهنگین دعاگونه عبارت و خواندن دعا برای رسیدن به تنویر معنوی.
۸. سیک‌ها: پیروان مذهب سیک، که در قرن ۱۵ در پنجاب توسط گرو نانک پایه‌گذاری شد.
۹. ایالت مسلمان هندوستان در سال ۱۹۴۷ در میانه‌ی کشتار بی‌سابقه‌ی قومی و مهاجرت عظیم جمعیت جدا شد.
۱۰. باباجی: اصطلاحی محترمانه برای مرد سالمند.
۱۱. آواتار: تناسخ یافته یا تجسد زمینی آموزگاری آسمانی، بر اساس فرهنگ هندو.
۱۲. چهار سوار آخر‌الزمان در کتاب مکاشفه‌ی یوحنا، آخرین کتاب عهد جدید توسط یوحنای پاتموس توصیف شده است. در اغلب روایات، چهار سوار دیده می‌شوند که به ترتیب نماد کشورگشایی، جنگ، قحطی و مرگ هستند.



ترجمه از متن اصلی انگلیسی به فارسی توسط شیرین میرزانژاد - دبیر تحریریه گروه تئاتر اگزیت ایران


Translate to Persian (Farsi) by Shirin Mirzanejad
Chief editor of Exit Theatre - Iran 

منبع: وبسایت انستیتو بین‌المللی تئاتر(ITI) - سازمان جهانی هنرهای نمایشی
https://www.world-theatre-day.org/messageauthor.html




شاهد ندیم نمایشنامه‌نویس برجسته‌ی پاکستانی و سرپرست تئاتر مشهور اجوکا است.

شاهد ندیم در سال ۱۹۴۷ در سوپور در کشمیر متولد شد. هنگامی که خانواده‌اش مجبور شدند پس از جنگ میان هند و پاکستان بر سر ایالت مورد نزاع کشمیر، به پاکستان تازه‌تاسیس مهاجرت کنند، در سن حساس یک سالگی پناهنده شد. او در لاهور پاکستان زندگی کرد و در آنجا در دانشگاه پنجاب دوره‌ی کارشناسی ارشدش را در رشته‌ی روانشناسی گذراند. او نخستین نمایشنامه‌اش را در دوران دانشجویی نوشت اما زمانی به طور خاص نمایشنامه‌نویس شد که در تبعید سیاسی‌اش در لندن، برای گروه تئاتر دگراندیش پاکستانی، اجوکا - تاسیس شده توسط مدیحه گوهر کنش‌گر مترقی که بعداً با او ازدواج کرد- نمایشنامه‌ می‌نوشت. شاهد ندیم مولف بیش از ۵۰ نمایشنامه به زبان‌های پنجابی و اردو است و چندین اثر اقتباسی از برشت را هم به رشته‌ی تحریر در آورده است.
او با تلویزیون پاکستان به عنوان تهیه‌کننده و عضو ارشد مدیریت در ارتباط بوده است. او سه بار تحت حاکمیت دولت‌های نظامی به خاطر مخالفت با حکومت نظامی زندانی شده و از سوی سازمان عفو بین‌الملل به عنوان زندانی عقیدتی پذیرفته شد. در زندان معروف میانوالی شروع به نوشتن نمایشنامه‌های آخر هفته کرد که به دست و برای زندانیان اجرا می‌شد. او بعدها به عنوان مسئول هماهنگی بین‌المللی کمپین و مسئول ارتباطات آسیا-پاسیفیک سازمان عفو بین‌الملل مشغول به کار شد. او عضو موسسه‌ پژوهش گتی، پن اینترنشنال، و موقوفه ملی برای دمکراسی (آمریکا) است. او عضو شبکه تئاتر بدون مرز نیز هست.
نمایشنامه‌های شاهد ندیم به طور گسترده‌ در پاکستان و هند اجرا و منتشر شده‌اند. نمایشنامه‌های او در سرتاسر جهان نیز اجرا شده‌اند، از جمله بلها در تئاتر همرسمیت (لندن،‌ انگلستان)، ترم‌وِی (گلاسگو، اسکاتلند، انگلستان)، و هلسیگنور (دانمارک)، آمریکا چالو در مرکز هنرهای نمایشی دیویس، دانشگاه جورج‌تاون، واشینگتن (آمریکا)، بالاشاه در تئاتر بلک‌باکس (اسلو، نروژ)، برقع‌واگانزا در آمریکا در تئاتر براوا برای زنان (سان‌فرانسیسکو)، تبرئه در بزرگراه (سانتامانیکا) و تئاتر رو (نیویورک) و دارا در تئاتر لیتلتن لندن (انگستان) و دانشگاه کارولینای شمالی، چپل‌هیل (آمریکا).
نمایشنامه‌های او به انگلیسی ترجمه شده و توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد، نیک‌هرن و در مجموعه‌های متعدد به چاپ رسیده است. او در سال ۲۰۰۹ از رئیس‌جمهور پاکستان مدال افتخار نمایش را دریافت کرد. او نمایش‌هایی را نیز برای صحنه و تلویزیون کارگردانی کرده و فستیوال‌های تئاتر برای صلح را در هند و پاکستان سازماندهی کرده است. او برای روزنامه‌های برجسته‌ی پاکستانی و هندی و سرویس اردوی بی‌بی‌سی می‌نوشته است. او مستندهایی درباره‌ی موضوعات فرهنگی از جمله موزه‌ی لاهور، لباس‌های پنجابی، اقبال شاعر و صادقین نقاش ساخته است.
نمایشنامه‌های شاهد ندیم به خاطر موضوعات مرتبط اجتماعی و گاه تابو همچون افراطی‌گری مذهبی، خشونت علیه زنان، تبعیض علیه اقلیت‌ها، آزادی بیان، اقلیم، صلح و صوفی‌گری مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از نمایشنامه‌های او به موضوعات تجزیه‌ی جنوب آسیا و میراث فرهنگی مشترک منطقه می‌پردازد. او با مهارت موضوعات سیاسی و اجتماعی معاصر را با اشکال سنتی و میراث فولکلور ترکیب می‌کند تا تئاتری سرگرم‌کننده و تفکربرانگیز ارائه کند. موسیقی بخشی جدایی‌ناپذیر از تولیدات تئاتری اوست. او در موسسه‌ی هنرهای نمایشی اجوکا و موسسه‌ی هنر و فرهنگ لاهور، هنر نوشتن را تدریس می‌کند.

https://bit.ly/2y14GQP
حمید و مهرداد کیا این را خواندند
امیرمسعود فدائی، معین، امیر مسعود، غزال م، celine و mahaya این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
...
در یک کشور بدون اسم. شاهی بود که قدش خیلی کوتاه بود. او هم اسمی نداشت. چون قد شاه کوتاه بود نمی‌توانست تحمل کند که افراد تحت فرمانش از او بلند تر باشند. وقتی که شاه در شهر راه می‌رفت مردم مجبور بودند هنگام عبور از کنار او توی جوی های آب راه بروند. تا شاه بلند تر بنظر برسد.
فقط مشکل اینجا بود که شاه هر روز کوچکتر میشد هر روز قدش یک میلی متر آب می‌رفت. هرچند خیلی زیاد نبود ولی بازهم آزار دهنده بود. مردم مجبور بودند جوی های عمیق تری نسبت به قبل حفر کنند. تا با راه رفتن در آنها مانع از آن شوند که گردنشان زده شود.
بزودی شاه خیلی کوتاه شد و راه رفتن در جوی ها واقعا سخت شده بود. وقتی که شاه در شهر گردش میکرد به سختی می‌توانست اطرافیانش را ببیند. چون آنها تقریبا در جوی ها ناپدید میشدند. او خوشحال بود. از آنجایی که نمی‌توانست قد خودش را با اطرافیانش مقایسه ... دیدن ادامه » کند، نمی‌توانست بفهمد که چقدر کوچک شده است. یک روز قطره ای آب روی سرش افتاد و چون خیلی کوچک بود زیر فشار قطره له شد و مرد. دیگر شاهی وجود نداشت ولی ساکنان شهر به زندگی در جوی ها ادامه دادند.
و نکته ی بسیار جالبی که در آن زمان! وجود داشت این بود که مردم در مصاحبه های راه براه ، ببخشید گاه و بیگاه حکومتی ، طرح حفر جویها را بسیار مورد ستایش قرار می دادند و از بصیرت شاه کوتوله چه مدحها که نمی گفتند و تنها درخواستشان افزایش ماموران حفار بود تا بدلیل ... دیدن ادامه » کمبود جوی ها ، صفهای طولانی عبور و مرور تشکیل نشود و مسن ترها با دردهای مزمن کمر و پا و .... معطل نشوند.
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیزم، از فیلم تیاترهای موجود در مدیاهای در دسترس (تیوال یا سایر سایتها و نیز سی‌دی‌هایی که به فروش می‌رسند)، کدام یک را پیشنهاد می‌کنید که تماشا کنیم؟ انتخاب کمی سخت است به لحاظ تنوع و دوست دارم از نظر شما چون همیشه در انتخاب یاری بجویم. متشکرم.
پویا فلاح و رضا بهکام این را خواندند
محمد مجللی این را دوست دارد
جناب یزدی نازنین
من اخیرا مرد بالشی، اتاق ورونیکا و خدای کشتار رو از فیلیمو دیدم و بسی لذت بردم، اگر ندیدین، از دست ندین‌:)
۶ روز پیش، دوشنبه
دوست خوبم پارسا جان درست میفرمایید✨
فقط اگر لینک ها را بطور مستقیم نتوانستید وارد شوید باید از vpn بهره ببرید. چون من با این روش می بینم.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
پارسا : ))))
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد امانی
متولد : 02/12/1369
تخصص: نویسنده و کارگردان
تحصیلات: کارشناسی ارشد نمایش، کارگردانی
اجراها:
نمایش
نویسنده:
نویسنده نمایشنامه "روز نحس" نهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم (ص) پلاتو استاد رادی 1393
نویسنده نمایشنامه " 14ماه انتظار" حضور در بخش نمایشنامه نویسی جشنواره عاشورایی ، دانشگاه نبی اکرم ، تبریز ، 1394
نویسنده نمایشنامه " تصورات" دهمین جشنواره بدن و بیان و مونولوگ نویسی دانشگاه نبی اکرم (ص)، تبریز، 1394
نویسنده نمایشنامه "یار وفادار" دهمین جشنواره بدن و بیان و مونولوگ نویسی دانشگاه نبی اکرم (ص)، تبریز، 1394
نویسنده نمایشنامه "مردگان متحرک" کسب مقام سوم نویسندگی در هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت، تهران ، 1396
نویسنده فیلمنامه "زنان بی هویت" حضور در نهمین جشنواره بین المللی سیمرغ ، تهران ، 1397



کارگردان:
کارگردان ... دیدن ادامه » نمایش "روز نحس" نهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم (ص)،پلاتو استاد رادی، تبریز، 1393
کارگردان نمایش "بانو آهویی" پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، پلاتو استاد رادی ، تبریز ، 1395

بازی:
بازی در سریال طنز "نارگیله" کارگردان قربان علی طاهرفر ،تبریز، شبکه سهند ،1392
بازی در نمایش "از گور برخاستگان" کارگردان: "کاوه نورمحمدی"، تبریز، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری، 1393
بازی در " پارودی دهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)" ،تئاتر شهر، تبریز، 1394
بازی در نمایش "ابرها" ، کارگردان : "یاشار حسین زاده خسروشاهی" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز 1395

دستیار کارگردان:
دستیار کارگردان نمایش "زائر" ، کارگردان : "مهران سمیعی" ، تبریز، نهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص) 1393
دستیار کارگردان نمایش " میلاد مرگ من" ،کارگردان: "مهران سمیعی" ،تبریز، نهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم (ص) 1393
دستیار کارگردان نمایش "از گور برخاستگان" ، کارگردان:" کاوه نور محمدی" ، تبریز ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری 1393
دستیار مدیر صحنه نمایش " وآلس مرده شوران" ، کارگردان: "محمد نژادی پور" ، تبریز، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری و کارگردانی ، تئاتر شهر 1393
دستیارکارگردان نمایش"ننه دلاور و فرزندانش"، کارگردان:"ستار مهرشاد"،پایان¬نامه کارشناسی بازیگری و کارگردانی،تبریز1393
دستیار کارگردان نمایش " ننه دلاور و فرزندانش" کارگردان:" ستار مهرشاد" ، هجدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران،کیش، 1394
دستیار کارگردان نمایش "خنکای ختم خاطره"،کارگردان :"مهران سمیعی" ، اجرا عموم دانشگاه نبی اکرم (ص) ، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " آیه های های های" ، کارگردان: "یاشار حسین زاده" ، دهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " آفنبرگ 1942" ، کارگردان:"مهران سمیعی"،پایان¬نامه کارشناسی بازیگری،تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " زائر" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش "نادرستان" ، کارگردان :"میرمیلاد مهدی زاده" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری و کارگردانی ، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " یکی شبیه تو" ، کارگردان: "میرمیلاد مهدی زاده" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری ، تبریز 1394
دستیار کارگردان نمایش " پانزده سال بعد" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، دهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم(ص) ، تبریز،1394
دستیار کارگردان نمایش " شب برهنگی" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، دهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم(ص) ، تبریز 1394
دستیار کارگردان نمایش "بوی تند اسید" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، اجرا عموم دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " نقل حرب احزاب" ، کارگردان: "میر میلاد مهدی زاده" ، اجرا عموم دانشکاه نبی اکرم(ص)، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " تصورات ذهن نا آرام شهر من" ، کارگردان:"مهران سمیعی"، اجرا عموم دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز،1395
دستیار کارگردان نمایش" نگین"،کارگردان: "وحید رضا براتی" ،یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص) ،تبریز،1395
دستیار کارگردان نمایش" اسم شب"، کارگردان:"مهران سمیعی"، یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص) ،تبریز،1395
دستیار کارگردان نمایش "هنگامه ای که آسمان شکافت"، کارگردان:"مهران سمیعی"،یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)،تبریز،1395
دستیار کارگردان "تئاتر خیابانی دانشگاهی" ، کارگردان:"مهران سمیعی" پلاتو استاد رادی ، تبریز، 1395
دستیار کارگردان نمایش "پارودی دومین جشنواره استعدادیابی دانشگاه نبی اکرم(ص)"، کارگردان:"مهران سمیعی" ، تالار پتروشیمی ،تبریز، 1395
دستیار کارگردان نمایش "مرد بالشی" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز1395
دستیار کارگردان نمایش "به خنده گندم که رویای آرد" ، کارگردان: "ستار مهرشاد" ، چهاردهمین جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان ، کاشان ، 1397
دستیار کارگردان نمایش "هناس"، کارگردان: "ستار مهرشاد"، پایان¬نامه کارشناسی ارشد کارگردانی، دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز 1398
دستیار کارگردان نمایش "زمین سوخته"، کارگردان:"ستارمهرشاد"، پانزدهمین جشنواره تئاتر مهر کاشان، کاشان، 1398



مدیرصحنه:
مدیر صحنه نمایش"متد" کارگردان: "فرامرز ثقه السلامی"، هجدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران،کیش ، 1394
مدیر صحنه نمایش " جفت شیش" ، کارگردان: "فرامرز ثقه السلامی" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری ، تبریز، 1394
مدیر صحنه نمایش " ستاره ثورا" ، کارگردان: "ائلمان نیکمندان" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز ، 1394
مدیر صحنه نمایش " رگی ز آب" ، کارگردان:" ائلمان نیکمندان" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری ، تبریز 1394
مدیر صحنه نمایش "ابرها" ، کارگردان : "یاشار حسین زاده خسروشاهی" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز 1395


کتاب:
چاپ نمایشنامه "مردگان متحرک" ، نویسنده: محمد امانی ، در کتاب هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت ، تهران ، 1397


جوایز:
نویسنده نمایشنامه "مردگان متحرک" کسب مقام سوم نویسندگی در هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت، تهران ، 1396


سایر فعالیت ها:
دستیار چهارم تصویربردار سریال طنز " نارگیله" کارگردان "قربان علی طاهرفر" ،تبریز، شبکه سهند ، 1392
"مسئول امور فنی و سالن نهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم (ص)" ، تبریز، 1393
"مسئول امور فنی و سالن دومین جشنواره فیلم کوتاه پلان" دانشگاه نبی اکرم (ص) تبریز1393
دستیار تصویربردار تیزر " ایران 1400" کارگردان: " حامد اصغر زاده، مهدی کیانی" ، دومین جشنواره فیلم کوتاه پلان ، تبریز 1394
"مسئول امور فنی و سالن دهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)"، تبریز، 1394
"مسئول امور فنی و سالن دهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم(ص)" ، تبریز، 1394
"مسئول روابط عمومی یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)"، تبریز،1395
"کارشناس دبیرخانه نهمین جشنواره بین المللی سیمرغ" ،معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت ، تهران ، 1396
"عضو ستاد چهارمین جشنواره مشاعره سلامت"، معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، تهران 1397
"کارشناس دبیرخانه دومین جشنواره ملی فرهنگی هنری ایران ساخت" معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری ، تهران ، 1397
"عضو ستاد اجرایی 37 امین جشنواره فیلم فجر" ، تهران ، 1397
"کارشناس دبیرخانه پنجمین جشنواره مشاعره سلامت"، معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، تهران 1398
"کارشناس دبیرخانه دهمین جشنواره بین المللی سیمرغ" ،معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت ، تهران ، 1398
"عضو ستاد اجرایی بیست و چهارمین جشنواره قرآن و عترت"، معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، تهران 1398
"عضو ستاد اجرایی 38 امین جشنواره فیلم فجر" ، تهران ، 1398
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد امانی
متولد : 02/12/1369
تخصص: نویسنده و کارگردان
تحصیلات: کارشناسی ارشد نمایش، کارگردانی
اجراها:
نمایش
نویسنده:
نویسنده نمایشنامه "روز نحس" نهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم (ص) پلاتو استاد رادی 1393
نویسنده نمایشنامه " 14ماه انتظار" حضور در بخش نمایشنامه نویسی جشنواره عاشورایی ، دانشگاه نبی اکرم ، تبریز ، 1394
نویسنده نمایشنامه " تصورات" دهمین جشنواره بدن و بیان و مونولوگ نویسی دانشگاه نبی اکرم (ص)، تبریز، 1394
نویسنده نمایشنامه "یار وفادار" دهمین جشنواره بدن و بیان و مونولوگ نویسی دانشگاه نبی اکرم (ص)، تبریز، 1394
نویسنده نمایشنامه "مردگان متحرک" کسب مقام سوم نویسندگی در هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت، تهران ، 1396
نویسنده فیلمنامه "زنان بی هویت" حضور در نهمین جشنواره بین المللی سیمرغ ، تهران ، 1397



کارگردان:
کارگردان ... دیدن ادامه » نمایش "روز نحس" نهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم (ص)،پلاتو استاد رادی، تبریز، 1393
کارگردان نمایش "بانو آهویی" پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، پلاتو استاد رادی ، تبریز ، 1395

بازی:
بازی در سریال طنز "نارگیله" کارگردان قربان علی طاهرفر ،تبریز، شبکه سهند ،1392
بازی در نمایش "از گور برخاستگان" کارگردان: "کاوه نورمحمدی"، تبریز، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری، 1393
بازی در " پارودی دهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)" ،تئاتر شهر، تبریز، 1394
بازی در نمایش "ابرها" ، کارگردان : "یاشار حسین زاده خسروشاهی" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز 1395

دستیار کارگردان:
دستیار کارگردان نمایش "زائر" ، کارگردان : "مهران سمیعی" ، تبریز، نهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص) 1393
دستیار کارگردان نمایش " میلاد مرگ من" ،کارگردان: "مهران سمیعی" ،تبریز، نهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم (ص) 1393
دستیار کارگردان نمایش "از گور برخاستگان" ، کارگردان:" کاوه نور محمدی" ، تبریز ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری 1393
دستیار مدیر صحنه نمایش " وآلس مرده شوران" ، کارگردان: "محمد نژادی پور" ، تبریز، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری و کارگردانی ، تئاتر شهر 1393
دستیارکارگردان نمایش"ننه دلاور و فرزندانش"، کارگردان:"ستار مهرشاد"،پایان¬نامه کارشناسی بازیگری و کارگردانی،تبریز1393
دستیار کارگردان نمایش " ننه دلاور و فرزندانش" کارگردان:" ستار مهرشاد" ، هجدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران،کیش، 1394
دستیار کارگردان نمایش "خنکای ختم خاطره"،کارگردان :"مهران سمیعی" ، اجرا عموم دانشگاه نبی اکرم (ص) ، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " آیه های های های" ، کارگردان: "یاشار حسین زاده" ، دهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " آفنبرگ 1942" ، کارگردان:"مهران سمیعی"،پایان¬نامه کارشناسی بازیگری،تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " زائر" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش "نادرستان" ، کارگردان :"میرمیلاد مهدی زاده" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری و کارگردانی ، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " یکی شبیه تو" ، کارگردان: "میرمیلاد مهدی زاده" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری ، تبریز 1394
دستیار کارگردان نمایش " پانزده سال بعد" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، دهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم(ص) ، تبریز،1394
دستیار کارگردان نمایش " شب برهنگی" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، دهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم(ص) ، تبریز 1394
دستیار کارگردان نمایش "بوی تند اسید" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، اجرا عموم دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " نقل حرب احزاب" ، کارگردان: "میر میلاد مهدی زاده" ، اجرا عموم دانشکاه نبی اکرم(ص)، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " تصورات ذهن نا آرام شهر من" ، کارگردان:"مهران سمیعی"، اجرا عموم دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز،1395
دستیار کارگردان نمایش" نگین"،کارگردان: "وحید رضا براتی" ،یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص) ،تبریز،1395
دستیار کارگردان نمایش" اسم شب"، کارگردان:"مهران سمیعی"، یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص) ،تبریز،1395
دستیار کارگردان نمایش "هنگامه ای که آسمان شکافت"، کارگردان:"مهران سمیعی"،یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)،تبریز،1395
دستیار کارگردان "تئاتر خیابانی دانشگاهی" ، کارگردان:"مهران سمیعی" پلاتو استاد رادی ، تبریز، 1395
دستیار کارگردان نمایش "پارودی دومین جشنواره استعدادیابی دانشگاه نبی اکرم(ص)"، کارگردان:"مهران سمیعی" ، تالار پتروشیمی ،تبریز، 1395
دستیار کارگردان نمایش "مرد بالشی" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز1395
دستیار کارگردان نمایش "به خنده گندم که رویای آرد" ، کارگردان: "ستار مهرشاد" ، چهاردهمین جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان ، کاشان ، 1397
دستیار کارگردان نمایش "هناس"، کارگردان: "ستار مهرشاد"، پایان¬نامه کارشناسی ارشد کارگردانی، دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز 1398
دستیار کارگردان نمایش "زمین سوخته"، کارگردان:"ستارمهرشاد"، پانزدهمین جشنواره تئاتر مهر کاشان، کاشان، 1398



مدیرصحنه:
مدیر صحنه نمایش"متد" کارگردان: "فرامرز ثقه السلامی"، هجدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران،کیش ، 1394
مدیر صحنه نمایش " جفت شیش" ، کارگردان: "فرامرز ثقه السلامی" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری ، تبریز، 1394
مدیر صحنه نمایش " ستاره ثورا" ، کارگردان: "ائلمان نیکمندان" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز ، 1394
مدیر صحنه نمایش " رگی ز آب" ، کارگردان:" ائلمان نیکمندان" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری ، تبریز 1394
مدیر صحنه نمایش "ابرها" ، کارگردان : "یاشار حسین زاده خسروشاهی" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز 1395


کتاب:
چاپ نمایشنامه "مردگان متحرک" ، نویسنده: محمد امانی ، در کتاب هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت ، تهران ، 1397


جوایز:
نویسنده نمایشنامه "مردگان متحرک" کسب مقام سوم نویسندگی در هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت، تهران ، 1396


سایر فعالیت ها:
دستیار چهارم تصویربردار سریال طنز " نارگیله" کارگردان "قربان علی طاهرفر" ،تبریز، شبکه سهند ، 1392
"مسئول امور فنی و سالن نهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم (ص)" ، تبریز، 1393
"مسئول امور فنی و سالن دومین جشنواره فیلم کوتاه پلان" دانشگاه نبی اکرم (ص) تبریز1393
دستیار تصویربردار تیزر " ایران 1400" کارگردان: " حامد اصغر زاده، مهدی کیانی" ، دومین جشنواره فیلم کوتاه پلان ، تبریز 1394
"مسئول امور فنی و سالن دهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)"، تبریز، 1394
"مسئول امور فنی و سالن دهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم(ص)" ، تبریز، 1394
"مسئول روابط عمومی یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)"، تبریز،1395
"کارشناس دبیرخانه نهمین جشنواره بین المللی سیمرغ" ،معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت ، تهران ، 1396
"عضو ستاد چهارمین جشنواره مشاعره سلامت"، معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، تهران 1397
"کارشناس دبیرخانه دومین جشنواره ملی فرهنگی هنری ایران ساخت" معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری ، تهران ، 1397
"عضو ستاد اجرایی 37 امین جشنواره فیلم فجر" ، تهران ، 1397
"کارشناس دبیرخانه پنجمین جشنواره مشاعره سلامت"، معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، تهران 1398
"کارشناس دبیرخانه دهمین جشنواره بین المللی سیمرغ" ،معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت ، تهران ، 1398
"عضو ستاد اجرایی بیست و چهارمین جشنواره قرآن و عترت"، معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، تهران 1398
"عضو ستاد اجرایی 38 امین جشنواره فیلم فجر" ، تهران ، 1398
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در این زمان و زمانه گفتم دعایی در حق دوستان تیوالی بکنم دیدم چه دعایی بهتر و زیباتر از این که حضرت حافظ فرموده است ...

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

جمال صورت و معنی ز امن صحت توست
که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی
رهش به سرو سهی قامت بلند مباد

در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد
مجال ... دیدن ادامه » طعنه بدبین و بدپسند مباد

هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند
بر آتش تو به جز جان او سپند مباد

شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد
سال نو مبارک علی جان ❤

پ.ن: اون مجال رو هی مجللی میخوندم و میگفتم ای وای
چرا مجللی طعنه بدبین اخه :)
۰۱ فروردین
سال نوی شما هم مبارک مجللی جان خیلی خیلی مواظب خودت باش رفیق .
شما گل گل گلی .
۰۱ فروردین
چاکرم اقا :)
خیلییی عزیزین
۰۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سال نو مبارک .
به امید روزهای درخشان برای این تئاتر مظلوم و تئاتری های مظلوم تر
سال نو رو به تمام هنرمندان و هنردوستان تبریک می‌گم. سال جدید ممکنه مثل سالهای پیشین خوبیها یا بدیهای زیادی داشته باشه اما امیدوارم تحت هر شرایطی در این سال شاد باشیم، به همه آرزوهامون برسیم و هیچ وقت ناامید نباشیم؛ از همه مهمتر این که عاشق باشیم. بخشی از این شعر زیبا از شاملوی بزرگ تقدیم به دوستان نادیده‌ام؛

من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار ــ
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم می‌کنه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در لحظات تحویل سال، همه برای هم بهترین ها را آرزو می کنند؛ اما تعریف "بهترین" در زندگی هر فرد متفاوت است.
من برای شما سالی سرشار از سلامتی، آرامش، شادی، رزق، موفقیت و بی نهایت تئاترهای پنج ستاره آرزومندم.
امیدوارم سال 99 سالی عاری از جنگ، سیل، زلزله، بیماری، غم و غصه باشد و بهترین سال زندگیتان رقم بخورد.
نوروز مبارک ♥️
@ محمدرضا
عزیزی برادر..
۰۱ فروردین
@ محمدرضا :))*))
۰۱ فروردین
@محمد مجللی
جناب مجللی نازنین عید شما هم مبارک باشه؛ خیلی مراقب خودتون باشید ♥️

@محمد حسن موسوی کیانی ♥️
۰۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه سال دیگه هم گذشت
خندیدیم ، گریه کردیم ، بهم عشق ورزیدیم ، از هم جدا شدیم ، دلتنگ شدیم ، از هم دلخور شدیم ، بخشیدیم ، مهربونی کردیم ، ...
روزایی بود که حس کردیم انقدر حالمون بده که دیگه دلمون نمیخواد زندگی کنیم ؛ روزایی بود که فهمیدیم باید قدر تک تک لحظه های با هم بودنو بدونیم ...
ولی توو تک تک این لحظات تنها چیزی که باعث شد کم نیاریم و حتی بیشتر از قبل هم محکم پشت همدیگه وایسیم ، آرزو هامون بود :)
همیشه آرزو هاا محکم ترین نقطه اتصال ما به‌ این دنیا بوده و هست و خواهد بود :)
براتون آرزو میکنم حال دلتون همیشه خوب باشه :)
زندگیتون پر از آرزوهای قشنگی باشه که برای رسیدن بهشون از جون و دل بجنگین :)
نوروز مبارک♥️:)
.
۱-کرونا دیکتاتوری ایدئولوگ است. قواعدی وضع کرده است: به محض خروج از خانه تورا تهدید به مرگ میکند. در خیابان ها حکومت نظامی اعلام کرده است. فاصله ی بدن ها را تعیین کرده است. مادر به فرزند و فرزند به مادر با یک عطسه مشکوک میشود...تو را با چیزی تهدید میکند که نمی‌بینی. هر جا ممکن است باشد. او دیکتاتوری است که حاضر است اما ظاهر نیست.
۲- تاکید زیادی بر کار گروهی دارد. کشور هایی که در کار گروهی موفق تر اند در شکست این بیماری هم موفق تر اند.
۳-بیماری کرونا بدون مرز است و دموکرات. از نگاه او همه باهم برابر اند. آمریکایی و ایرانی ندارد.
۴-تاکید زیادی بر خانه نشینی دارد. سکون. عدم پویایی. اما در خانه هم قواعدش رعایت میشود. مانند دیکتاتوری که در هر خانه مأمور های خودش را دارد.
۵-با کودکان مهربان است مانند همه ی دیکتاتور ها.
۶- بیماری کرونا با زور، داد، اسلحه، موشک، ... دیدن ادامه » تانک و... از بین نمی‌رود. شاید با علم تخصصی و کارگروهی.
۷-کارگروهی در ابعاد بزرگتر نیازمند همکاری دولت ها و حکومت هاست و از بین رفتن مرزها. کشور دیگری به مثابه کشور من است چراکه اگر او مبتلا شود من مبتلا هستم.
۸- کرونا با فرهنگ جامعه رابطه ی مستقیم دارد. شاید مشق همبستگی باشد تا در ادامه با تصادفات جاده ای، آلودگی هوا و... روزانه هزاران کشته ندهیم.
۹- به دلیل ناشناخته بودن...شاید بیماری مفیدی باشد، شاید به همین میزان که کشنده است مقوی هم باشد و خواصی هم داشته باشد. مانند: زهر مار.
۱۰-این ویروس برای افراد مسن و دارای بیماری های زمینه ای خطرناک تر است و برای بچه ها بی خطر است. و چون تقریبأ همه ی رهبر های جهان افراد مسن و مبتلا به بیماری های زمینه ای هستند و هیچ کودکی رهبر هیچ کشوری نیست پس خیالتان راحت دانشمندان شبانه روز در همه ی دنیا در حال کار اند تا هرچه زودتر به حالت استاندارد نزدیک شویم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
هر سال در روز های پایانی اسفند و ایام عید آمار اهدا خون کاهش می یابد. امسال با شیوع بیمار کرونا (کووید19) و کاهش ترددها، آمار اهدای خون کاهش بیشتری داشته. با توجه به اطلاعیه های سازمان انتقال خون، ذخایر خونی بسیار محدود شده اند.
سازمان انتقال خون خواسته تا افرادی که اجبارا برای انجام کار ضروری از منزل خارج می شوند و شرایط اهدای خون را دارند، برای اهدا اقدام کنند. برای جلوگیری از ازدحام و تجمع از مراکز می توان از نوبت دهی اینترنتی استفاده کرد.

شرایط اهدای خون
http://tbtc.ir/fa-IR/EnteghaleKhoon/4803/page/%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%8A%D8%B7-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86-
لیست مراکز اهدا
http://tbtc.ir/fa-IR/EnteghaleKhoon/4896/page/%D9%85%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%B2-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86
نوبت دهی اینترنتی
http://nobatdehi.ibto.ir/Nobat/DaryaftNobatInterneti4

https://www.instagram.com/tbtconline/
من خیلی دلم می‌خواد خون اهدا کنم اما چند باری که خون دادم حالم خیلی بد شد :) اصلاً چیزی که با خون مرتبط باشه برای من عذاب الیمه...
۲۸ اسفند ۱۳۹۸
آقای فدایی اگه دفعه های قبل حالتون بد شده، توی شرایط فعلی برای اهدا اقدام نکنید.. به جاش اطرافیان رو تشویق کنین. پایگاه های انتقال خون خیلی خلوته.
۲۸ اسفند ۱۳۹۸
سرت سلامت امیر خان
۲۸ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"رنجنامه ممتد "

در صفحه اینستاگرام جشنواره مونولیو بخشی از یک اجرای گذشته از سال 1387 با بازی حسن معجونی، دیروز به اشتراک گذاشته شد که در نگاه اول یادآوری جذاب و تجربه‌ی خوشی‌ برای علاقمندان تئاترست ..
اما به محض آنکه کلیک پخش این تکه فیلم را می زنیم تا این اجرای زبان محور را ببینیم، صدای ممتد شا‌ت‌های عکاسی که گویا در کنار فیلمبردار نشسته، هم به گوش می‌رسد.. بازیگر بر صندلی نشسته و دارد دیالوگش را می‌گوید هیچ اتفاقی بجز ادای متن در آن تکه‌ی 40 ثانیه‌ای و حس بازیگر در اجرای آن بچشم نمی خورد اما بااین وجود چندین و چندبار صدای گرفتن عکس توسط آن عکاس غیرحرفه ای، بی‌ملاحظه و نابلد؛ از آن صحنه در فیلم شنیده می‌شود و آنقدر آن صدا بلندست که حتی بعضی دیالوگ های بازیگر مخدوش به گوش می رسد. عملا بخشی از تاریخ و گذشته تئاتر و این نمایش، با بی‌رحمی ... دیدن ادامه » سلاخی شده است..چندین عکس از یک صحنه‌ زیر 40 ثانیه؟؟!!!!!..

این سندی‌ست از یک فاجعه، برای عکاسان و تمام کسانی که در برابر این جریان موضعِ بی‌طرفانه ای دارند، که از نزدیک و بسیار واضح شاهد این رنجنامه و تخریب لحظات مخاطبی باشند که بارها اعتراض می‌کند، برای تماشا و درک یک اثر هنری زنده و تکرار ناپذیر، این صدای نابهنجار و این عدم درک درست از وضعیت موجود توسط عکاسی غیرحرفه ای، چقدر دلخراش و آزاردهنده است
واین اتفاق بسیار تکرار شونده‌ای ست که شاید ما پیش از این نتوانسته بودیم ثبتش کنیم اما همواره زجر و رنجش را برده‌ایم

." لطفا احساس، علاقه، وقت، هزینه و تمرکز تماشاگر تئاتر را با نافهمی خود نکُشید "

نیلوفرثانی
27/ اسفند / 98
پ.ن: لینک زیر، فیلم مذکورست
https://www.instagram.com/p/B9zfLiyA0E0/?igshid=79j0ts4dwtka
چقدر اشاره ی به جا و درستی به این موضوع مهم داشتی نیلوفر عزیز
دقیقا این سند «جنایت» بر تاتر هست!
هم تماشاگر حاضر در سالن و هم تماشاگری که در آینده این فیلمها رو می بینه، همیشه متاثر از این فاجعه ست!
ای کاش هنرمندانی که در کسوت مدرس و مربی به جوانان «تاتر» ... دیدن ادامه » می آموزند، «احترام به حقوق مخاطب» رو هم در یکی از فصول آموزشی خود بگنجانند!
۲۸ اسفند ۱۳۹۸
درود به شما خانم نیلوفر ثانی گرامی
داغم تازه شد
حالا تصور بفرمایید وسط کنسرت داخل تالار وحدت نشسته اید و سولیست داره پیانو میزنه در طبقات بالا چند نفر به دلایلی میخواهند از سالن خارج و یا وارد بشوند به هر حال در جمعیت و اون فضا و مکان انتظار شرایط ... دیدن ادامه » پایدار برای همه انسان ها را نمی توان داشت و درب ها باز بسته میشوند به همراه صدای لولایی که بعد خروج فرح از ایران به آن رسیدگی نشده شاید اون عکاس متوجه نبوده فیلمبرداری دارد انجام می شود و خود فیلمبردار هم ناشی بوده فکر اینجا را نکرده خروجی کار بی کیفیتی صدا هست که اصل موضوع میباشد یا اصلا صدا برداری نبوده همانگونه که به همه می گویند تلفن همراه خود را خاموش کنید تا نویز و تداخل در سیستم صوتی به وجود نیاد به ایشون هم میگفتند با یه مدل دوربین بدون صدای شاتر ،عکاسی می کرد اگه عکاس مشکل آموزش دارد یعنی مدیر تالار وحدت هم روغن برای لولا ندارد و یا لولا مسئول ندارد ویا کارمندان تالار وحدت از درب استفاده نمی کنند واگر واقعا بلد نیستی مسئولیت قبول نکن واگر کارمندان فرمایشی هستند کار انجام نمیدهند وافکاری با این ذهنیت که افرادی که برای تماشا و شنیدن موسیقی وتئاتر به سالن می آیند از قشر بی درد هستند آیا نباید بابت پولی که میگیرند زحمت بکشند وروزی حلال ببرند حالا کارمند که در یک سازمان دولتی و از بیت المال این گونه مراقبت میکند چگونه به خودش اجازه میدهد که به یک عده بگوید قشر بی درد اگه خودش جای اون بود چه می کرد .
هر کسی برای کار نکردن بهانه دارد ولی دلیلی بر درست کار نکردن و کم فروشی نیست
شاید عکاس و فیلمبردار هم می دانسته اما کم فروشی کرده و یا آموزش و تجربه کافی.........مسئول کیست
۶ روز پیش، دوشنبه
درود مهدی عزیز
خب واقعا کامل و بجا اشاره کردید تمام نکات رو و من جز افسوسی که نتیجه اش همین فایل شاهد هست ، چه می توانم بگویم...
چندی پیش کنسرت ریستال پیانویی در سالن رودکی بودیم و دقیقن همین فرمایش شما بطور عینی و روشن ، پیش آمد و اتفاقا مقادیر زیادی ... دیدن ادامه » در کنار گوش فیلمبرداری که ساکن و ثابت در گوشه ای بود، عکس گرفته شد .. وجای سوال برای من و دوستان همین مسئله بود که خانم عکاس هرچقدر نافهم در درک موقعیت اجرا و تماشاگران باشند که اتفاقا بسیار آزاردهنده بود صدای عکاسی شون اما از آن بدتر، واقعا ضریب هوشی ایشان چقدر بود که متوجه نبودند تمام صدای شاتهای شان در فیلم کنسرت موسیقی هم ضبط خواهد شد...
بعد از اجرا هم با کارمندان مجموعه و مسئول سالن همین بحث شد که شما پس چه کاره اید... هر مخاطبی که نمیتواند وسط کنسرت عربده کشی کند واین مسئولیت را باید کسی که موظف به اجرای قوانین سالن هست انجام دهد... درهرصورت این مشکلاتی ست که گویی در جامعه ما با گذشت سالها همچنان رفع نشده و باقی ست
در نهایت با تایید جز به جز فرمایش شما عرض می کنم متاسفانه افرادی که وارد، ماهر و دلسوز و ناظر بر امر هنر باشند در مدیریتهای کلان جایی ندارند تا برسد به مدیریت های جز و آنهایی هم که هستند بسیار قلیلند در برابر آن اکثریت نابلد ..

ممنونم از نظر وهمراهی تون
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از اون بچه های پر شر و شور هیچوقت نبودم، ولی یه ۳۶۵ روز سال بود و یه چهارشنبه سوری...
چقدر ذوق داشتم براش، پول تو جیبی چند روزم رو جمع میکردم تا بشه ۵۰۰ تومن و برم یه بسته ترقه بگیرم، از این سیگارت ها که نصفش هم پوچ بود!
چقدر خوش میگذشت، وقت استرس روشن کردن ترقه و ترسیدن برای ترکیدنش تو دست رو نمیگم ها، بودن نزدیک بهترین دوستا و مهمتر از اون کنار خانواده و اهمیت ندادن به فردا رو میگم، زندگی تو لحظه و قهقه زدن از ترسیدن آبجی بزرگه از ترقه و فرار از دست دمپایی پرتاب کردن هاش...

امروز چهارشنبه سوریه
و همه ی اون رویاهای شیرین حالا خیلی دور بنظر میان
دارن صدام میکنن

- مجللی، نوبت شیفتت شده، تا صبح دم در باید وایسی

باید برم، هم امروز، هم لحظه ی سال تحویل، همیشه باید دم در باشم، کاش حداقل به بچه هایی که تو ماشینن و در جواب دست تکون دادنم برام لبخند ... دیدن ادامه » میزنن، خوش بگذره...

چهارشنبه سوری تون مبارک ❤
کاش موقع بچگی هم رفیق بودیم
باز تو بیرونی و یه چیزهایی میبینی، ما که تو خونه ایم و همونقدرم نمیبینیم ؛)

نگران نباش مجللی جان، روزهای خوب نزدیکه
❤ ❤ ❤
۲۷ اسفند ۱۳۹۸
@محمد جان،
بعد چند روز ترک کردن اعتیاد هر روز و هر ساعت تیوال و چک کردن بازم اومدم به تیوال سر زدم و چه خوب که اول از همه پیغام تورو دیدم. با دیدن متنی که گذاشتی هم دلتنگت شدم و هم ازون لبخندا رو لبم نشست که همیشه با گفتن حرفا و خاطراتت ناخوداگاه بهم تزریق ... دیدن ادامه » میکنی :دی( اولم یاد میشا کوچولو بیمارستان افتادم)
همه داریم میجنگیم و امسال سال نو به شدت سال عجیبیه. قطعا میگذره و خوبم میگذره.
چهارشنبه سوریا تموم نمیشه! نهایتا 2 سال وضع همینه دیگه! سال سوم یه چهارشنبه سوری موندنی تر میسازیم.
فقط مواظب خودت خیلی بیشتر از قبل باش که خوبتر بگذره!
۲۹ اسفند ۱۳۹۸
ببین کی اومدههه :)
سلام میشا جان، خوبی رفیق؟
ممنونم از انرژی همیشه مثبتت :)
آخی... میشا کوچولو.. مطمئنم الان حالش خوبه و داره میخنده و شایدم داره بهت فکر میکنه :)
منم با همه ی وجودم امیدوارم سیاهی ها شرشون رو کم کنن هر چی زودتر و ما رو با روشنایی های عزیزمون ... دیدن ادامه » تنها بذارن...
۲۹ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید