آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال تئاتر
S3 : 21:04:52 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
تیاتر این زندگی مال کیه رو در تیویو دیدم، جدای اینکه جدا داره از این کار و ایده خوب تیوال تشکر کنم، باید بگم از دیدن این نمایش لذت بسیار بردم جدای از حضور بازیگر خوب تیاتر نوید محمد زاده کل گروه هم خوب و حرفه ای در صحنه ظاهر شده بودند و بسیار بازی های روانی در نمایش دیدم اما مساله اصلی تیاتر یکی از دغدغه های ذهنی مهم در انسان مدرنه به نظرم. همینکه میگیم انسان مدرن در واقع داریم او رو محدود می کنیم به بخشی از تاریخ به بخش کوچک و البته ترسناکی از تاریخ که حضور ما رو به دستگاه ها وابسته کرده
مساله آزادی چقدر اهمیت داره وقتی که در بند باشیم. دیدن این تیاتر ازین جهت برای من اهمیت داشت که یاداوری کرد آزادی وقتی ارزش داره که انتخاب شده باشه حتی آزادی اجباری هم دوست ناداشتنیه . ازینکه این مفهوم رو در خودم و زندگی امروز که وابسته به الواع گوشی تبلت و اینترنت شده به چالش بکشم تلنگر مهمی بود.
پویا این را خواند
امیر مسعود و محمد مجللی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوستان خوبم سلام
عاجزانه در کسالت بار ترین روزهای کرونایی لعنتی به کم فیلمی و بی سریالی دچار شدم ، میشه لطفا یک سریال روانشناسی فلسفی معمایی جذاب یا کمدی سیاه یا هر کوفت خوب دیگه ای معرفی کنید ، ممنون

یک چیزی تو مایه های : والکینگ دد ، یو ، شیم لس، ویدز، شش فوت زیر زمین ، کاراگاهان حقیقی یک، لاست، ۱۳ ریزن... ، اخرین مرد روی زمین، شوخی جیم کری، شارپ ابجکتز ، دروغهای کوچک بزرگ ، ، ، ، ،


لطفا بشدت خمارم دمتون گرم
سپهر این را خواند
نیلوفر، محسن جوانی، سیدمهدی و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
اخ اخ..باورت میشه چند وقته همین ‌جوری الکی هی هوسِ جیم کری کردم طوریکه هی توی اینستا ویدیو هاش رو میدیدم..و با خودم می گفتم کاش یه کار خوب جدید ازش ببینم...
الان گفتی "شوخی" اصلا انقد خوشحال شدم که نگو...
می رم همین الان دانلود میکنم...
محمد مجللی
اقا ما اول کلاس غایب بودیم این ایزل چی هست؟ یکم توضیح بدین اگر خوب بود منم ببینم
سریال ترک هست اگه شروع کنی دیدن دیگه ول نمیکنی (esel)ایزل
۲ روز پیش، پنجشنبه
محمد کارآمد
شما حالا حالاها ایزل جان رو پیش رو دارید لطفا تو خط فاخرتون بمونید، ممنون
رهبر شدن یعنی زندانی شدن روی صندلی ریاست(دایی رامیز)
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سالن ها بسته هستند اما مخاطبان تئاتر این جا در کنار هم حضور دارند و همچنان فعال هستند و روزهای بهتری رو آرزو دارند.
مطلب قبل با همین آرزو نوشته شد.
به بهانه روز جهانی خشونت علیه زنان - هند:

تئاتر رسانه ای قدرتند برای افزایش آگاهی عمومی جامعه

نمایش، تصویر واقعی زمین را به تصویر می کشد

مدرسه آکسفام نمایش هایی رو در «راجناپور، منطقه ای در پنجاب جنوبی»آماده و به روی صحنه برد که موضوعش نشان دادن اهمیت آموزش و یادگیری بود. بچه ها از این نمایش ... دیدن ادامه ›› لذت بردن.
موضوع تئاتر داستان یه دیو غول پیکر بود که «ایلام پاری» او رو آموزش می داد. روشی مهیج برای جذب کودکان به تئاتر.
هدف اصلی نقش ها در این نمایش آگاهی بخشی درباره موضوعاتی مثل «تبعیض جنسیتی، بهداشت و خشونت علیه زنان و دختران» بود. معلمان، دانش آموزان، زنان و مردان منطقه به این اجراها دعوت شدند. در پایان هر اجرا، بحثی درباره تئاتر، اهمیت آموزش دختران،‌ خشونت علیه زنان و تبعیض جنسیتی با مخاطبان ترتیب داده می شد.
جالب این جاست که همه مخاطبان به ویژه مردان به موضوعات نمایش و بحث های بعد از اجرا استقبال کردن و در جریان این بحث ها از همه شخصیت های نمایش و افرادی رو که در طول گفتگوها مخالف آموزش دختران و طرفدار و مروج خشونت علیه زنان بودند،‌ انتقاد کردن. مخاطبان زن هم پر انرژی در این بحث ها شرکت می کردن.
استفاده از تئاتر در چنین پروژه آگاهی بخشی راه های جدیدی رو در مورد اهمیت آموزش دختران و خشونت علیه زنان و دختران گشود. اعضای جامعه منطقه راجناپور در پنجاب به ادامه چنین نمایش هایی اشتیاق نشان دادند. هم گروه های مخاطبان حتی پس از پایان نمایش ها شخصیت ها و داستان ها را به خوبی به یاد می آوردند.
غیوقی اوکاطاثا این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تماشاخانه هامون در شعله های آتش...
صدای بارون فقط این حصر خانگی رو قابل تحمل میکنه ...
قشنگ ترین صدایی که دوست داشتم لااقل 6 ماه از سال بشنوم. آرامش عجیبیه!
neda moridi
صدای بارون برای من این حصر خانگی رو غیر قابل تحمل تر میکنه(بعنی بی قرارم میکنه) و حسرت بار تر....پس از خونه میرنم بیرون و این هوا رو بدون چتر نفس میکشم..... باروونا با رقص شون هلهله برپا ...
منم بی قرار میشم وقتی بارون میاد... این روزا ولی صداش بیشتر آرومم میکنه... کاش حداقل پارسال بود... خیس میشیدم زیر بارون بعد دیدن یه نمایش / کنسرت ... :(
تارهای بی‌کوک و
کمان باد ولنگار
باران را
گو بی‌آهنگ ببار!

غبارآلوده از جهان
تصویری باژگونه در آبگینه‌ی بی‌قرار
باران را
گو بی‌مقصود ببار!

لبخند بی‌صدای صد هزار حباب در فرار
باران ... دیدن ادامه ›› را
گو به ریشخند ببار!

چون تارها کشیده و کمانکشِ باد آزموده‌تر شود
و نجوای بی‌کوک به ملال انجامد،
باران را رها کن و
خاک را بگذار
تا با همه گلویش
سبز بخواند

باران را اکنون
گو بازیگوشانه ببار!

«احمد شاملو»
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
موقت - یاد گذشته

پاییزه و بارون داره می‌آد. حس غم و دلتنگی عجیبی، این شب لعنتی رو طولانیش کرده برام.

واقعیتش اینه که؛
اگه می‌دونستم یه روزی اینقدر دل‌تنگ تیاتر می‌شم، دل‌تنگ بوی سالن، سیاهی صحنه، سالن انتظار!
هیچ‌وقت از دیدن نمایشی که ازش بدم اومده، دلخور از سالن بیرون نمی‌اومدم.
تازه بعدشم از تعریف‌هایی که توی تیوال راجع بهش می‌خوندم حتی حرص نمی‌خوردم!
حتی از صدای دوربین اون عکاس هم عصبی نمی‌شدم! شایدم می‌گفتم، مسلسلی بگیر، ... دیدن ادامه ›› حالشو ببر!

اگه می‌دونستم یه روزی اینقدر دل‌تنگ کافه می‌شم،
هیچ‌وقت به کیفیت قهوه‌ای که سرو شده سخت نمی‌گرفتم.

اگه می‌دونستم... صبر کن...
نکنه یه وقت دلم برای همین روزای کورونایی و خونه‌نشینی اجباری تنگ بشه؟
پس شاید بهتر باشه کمی با روحیه‌تر، دلتنگ بشم!
یا شایدم دلتنگ بشم ولی توش گیر نکنم!
شاید... شاید بهتر باشه بلد بشم از لحظه بیشتر لذت ببرم.

یه پاییز قشنگ نارنجی و یه آسمون خیس و تازه،
اینم یه شبه که می‌گذره و فرداش یه روز زیبا می‌آد!

توی این روزای سخت، مراقب روحیمون باشیم.
.. شاید بهتر باشه بلد بشم از لحظه بیشتر لذت ببرم.




" داستان سطح توقع البته چیز دیگه است اما اون بخش لذت بردن از لحظات رو بشدت موافقم"
محمد کارآمد
.. شاید بهتر باشه بلد بشم از لحظه بیشتر لذت ببرم. " داستان سطح توقع البته چیز دیگه است اما اون بخش لذت بردن از لحظات رو بشدت موافقم"
ارادت دارم قربان
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این جمعه می توانست شبیه همه جمعه های پاییزی سال های قبل باشه که بعد از دیدن یک نمایش زیبا هوای سرد رو فراموش کنی در حالی که تمام وجودت پر از دیدن یک تئاتر زیبا هست بیایی بنویسی در صفحه ی تیوال! آه چه روزهایی!
شاید این جمعه برویم شاید!
محمد حسن موسوی کیانی
آرزو دارم ولی خدا نمیخواد.. حتی کرونا هم نتونست منو بفرسه دیار باقی.. اینم از حکمت های الهی هست که من نمی فهمم.. و گرنه من با کامو موافق ترم.. کامو در گوش نوزاد مرده ای گفت: چیز زیادی از ...
اما محمد حسن جان همین کامو در زندگیِ شخصیش عاشقِ و شیدای فوتبال بود . و این جمله ش که در نامه به دوستش نوشته شده بسیار معروفه که میگه : " آدم‌ها به اندازه اشتیاق و میلی که نسبت به زندگی و خوشحالی دارن ، من رو به خود جذب می‌کنن "
مسئله اینجاست که ایرانیا ( توی سایتها و اینستا و پیجهای دپ طور و ... ) از کامو افسردگی و نفی زندگی رو گرفتن . اما غربیها از نوشته ها و در کل از فلسفه ش مسئولیت پذیری و لذت بردن از خوشیهای کوچکِ زمانِ حال رو . ( همچنان که خودش معتقد بود حالش از آدمهای نا امید به زندگی به هم میخوره و مشتاق دیدنِ آدمهاییه که از آفتاب و گلها و ... لذت میبرن )


غیوقی اوکاطاثا
اما محمد حسن جان همین کامو در زندگیِ شخصیش عاشقِ و شیدای فوتبال بود . و این جمله ش که در نامه به دوستش نوشته شده بسیار معروفه که میگه : " آدم‌ها به اندازه اشتیاق و میلی که نسبت به زندگی ...
اسمت سخته مخفف می کنم غیو خان..
یکبار در جواب علی ( فارسی)، منظورم Ali نیست، چیزهایی
نوشتم و در کل منظورم این بود کا قدرتمندترین و
ثروتمندترین و خوشگذرون ترین و خوشبخت ترین آدم کره
زمین هم باشی، ولی باز هم با کامو و سخنش در گوش
کودک مرده موافق ترم...
من عضو سایتی نیستم... و خب طبیعتا نمی دونم از کامو
چی ... دیدن ادامه ›› می نویسند!
ولی کلا ترجیح می دهم بروم به دیار باقی...
دلیلش افسردگی نیست، یا دپ بودن..
و البته خوراکی و تئاتر و فیلم و صحبت با دوستان و
نقد نویسی و غیره و غیره خوشحالم می کنه...
ولی ((عزرائیل آن)) هستم، چند وقت پیش خواب پدرم را
دیدم و از طریق یک واسطه ای یک معبر خواب مذهبی
خوابم را تعبیر کرد و گفته بود خواب بیننده دنبال دنیا
هست و از آخرت به دور! جمله ای کنایه آمیز
(( والسلام علی تبع الهدی)) هم برایم نوشت..
به واسطه گفتم به این معبر بگو اولا
(( والسلام علی من تبع الهدی)) هست، من به معنای
کسانی که، ثانیا پیامبر در انتهای نامه به کفار می نوشت
اینکه چجوری به کافر بودنم، دنبال دنیا بودن و غیره را
کشف کرده؟!
به یک دوستی که معبر بود خوابم و تعبیرش را فرستادم
و گفتم این چی میگه؟
گفت: تا زمانی که کسی از نزدیک نشناسدت، تمام
مشخصات یک آدم خوشگذرون را داری..
لبخند و برخورد خوب همیشگی ات...
اعتقاد به مهم بودن زنده ها و بی اهمیت بودن مرده ها،
مراسم مرگ، مناسک مذهبی مرگ و غیره...
لباس پوشیدنت..‌
خل بازی و مسخره بازی همیشگی ات..
و غیره و غیره و غیره..
منظور به اینکه بطور معمول از ظاهر کسی تشخیص
نمی دهد...
البته کامو از روی دقیق بودنش یک حرفی می زنه..
و دپ و افسردگی و اینها برداشت نادقیق از یک آدم دقیق
هست...
از ایرانی ها فریدون فرخزاد این خصوصیت را داره...
اگر شناخت درستی از فریدون نداشته باشی یا یک آدم
سرخوش و یا بر عکس افسرده پنداشته می شود..
اما فریدون آماده به مرگ (( dead on)) بود...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرای آنلاین
دبیر جشنواره خبر داد
آثار منتخب نخستین جشنواره «تئاتر» تک بوکان مشخص شد
دبیر جشنواره خبر داد

آثار منتخب نخستین جشنواره «تئاتر» تک بوکان مشخص شد
۸ اثر نمایشی به نخستین جشواره تئاتر «تک» بوکان راه یافتند.

به گزارش خبرنگار ایران تئاتر در استان آذربایجان‌غربی، دبیر نخستین جشنواره تئاتر «تک» بوکان در ارتباط با این جشنواره گفت: پس از ماهها کار در این شرایط ... دیدن ادامه ›› همه گیری بیماری کرونا، بنا به پیشنهاد ریاست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آثار در مرحله اول توسط اعضای پیشکسوت گروه تئاتر کوچک آقایان رضا شامی ، اسماعیل احمدیان و عبدالرحمن عزیزی بازبینی و نظریات خود را مکتوب اعلام نمودند و در مرحل دوم آثار توسط هیئت بازبینی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دکتر ایمانی ( مدیریت سازمان تبلیغات ) رضا عباسی و افشین ناصری انجام شد و در نهایت 8 اثر جهت اجرا و رقابت نهایی انتخاب شدند .
در ضمن بزودی و قبل از اختتامیه کارگاهی آموزشی توسط یکی از اساتید برجسته دانشگاهی برای شرکت کنندگان درجشنواره بصورت فشرده برگزار خواهد شد تا پروسه آموزشی این جشنواره به بار بنشیند .

همچنین خالد حیدری در ارتباط با آثار پذیرفته شده افزود: 5 اثر با رای اکثریت و 3 اثر با رای اقلیت به صورت مشروط پذیرفته شدند که به شرح زیر است:


1 مراحل رشد ونمو قورباغه علیرضا اجلی آرمان خضر آقایی
2 سگ ها مادرت را می خورند میثم فرهمندیان کاوه محمد زاده
3 چهار و سی دقیقه کیومرث مرادی شهروز حاجی حسن
4 مرده شور هیمن سهرابی هیمن سهرابی
5 لیمان گه رین محمد حسینی یوسف فتحی
6 “شمس الاماله” سهراب حسینی کامران قسیمی *
7 قلاده ی برای یک سگ مرده محمد چرمشیر سیروان قاسمی *
8 متروی صادقیه محمد رحمانیان گلاله رحمتی *

نخستین جشنواره تئاتر تک نفره توسط گروه تئاتر کوچک بوکان و به دبیری خالد حیدری در اولین فرصت و شرایط (بدون کرونا ) اعلام و برگزار خواهد شد .


تاریخ انتشار: شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۹ | شناسه مطلب: 138982

سال گذشته پس از اتفاقات دلخراش کشتار معترضین آبان و سقوط هواپیمای مسافربری از طرف نیروهای خودی، در بخش جشنواره تئاتر فجر، بسیاری از گروهها و اهالی تئاتر از شرکت در این جشنِ دولتی_فرمایشی انصراف دادند.
یکی از اولین نفرات این انصراف دهندگان، هم اکنون در دوره محکومیت دوساله خود بهمین جرم، در زندان بسر می برد.
گروههای شهرستانی با وجود فشارهای زیاد، و توجیه نداشتن تریبون و فرصت دیگر برای ارائه آثارشان در جشنواره باقی ماندند.
دراین بین نیز تئاتری‌هایی بودند که همواره بعنوان روشنفکران و مدعیانِ همسویی با جامعه و دردمندی اجتماع، مورد تحسین طرفدارانشان بودند.
در لیستی که منتشر شده؛ گروه اجرایی " بیگانه در خانه " به کارگردانی محمدمساوات که با اعلام انصراف سالن مستقل تئاتر از شرکت در جشنواره، به سالن اصلی تئاتر شهر منتقل و به چند اجرای محدود جشنواره ادامه داد، کمک هزینه ای 100 میلیون تومانی و چندبرابر دیگر گروه‌ها دریافت کرده است.
کمک هزینه ای که معمولا صرف ساخت دکور، گریم، عوامل و اقامتِ گروه تعیین می شود. درحالیکه این گروه ساکن تهران، و پس از یک دوره یکماهه اجرای کامل در یک سالن خصوصی با بهای هر بلیت 60 هزارتومان، به اجرای جشنواره ... دیدن ادامه ›› آمده بود.
این سندِ شفاف سازیِ وزرات ارشاد، جنبه های روشنی از مناسبات پول و سرمایه و هنر و هنرمند را فاش می کند .


خبرگزاری ایلنا :

در راستای سیاست‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنی بر شفاف‌سازی اطلاعات، هزینه‌های انجام‌شده برگزاری نوزدهمین جشنواره نمایش‌های آیینی- سنتی و بیست‌وششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان و کمک‌هزینه گروه‌های نمایشی سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر و بیست‌وششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان، منتشر شد.
پی دی اف کامل هزینه های سه جشنواره در لینک زیر قابل دسترسی ست
https://www.ilna.news/fa/tiny/news-994308
یکسال گذشت با صد آه افسوس و بازهم همه چیز بدتر شد!

ممنون از حس مسولیت اجتماعی و انسانیت و شرفتون
... مزه خون نمی‌دهد؟
م. ر.
... مزه خون نمی‌دهد؟
نسلی از تباه‌شدگانیم ...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
” در محضر دوست"
تجلیل از یک هنرمند تئاتر
بنام خدا، شادی بخش دلها"
سلام به همه ی انسان هایی که غم می زدایند و شادی می افرینند
------------
در محضر دوست
حیف آمد در این صفحه که مزین به عنوان شریف هنر تئاتر و معرفی پیشکسوتان این هنر است .
مطلبی نباشد از 25 سال سابقه از جوانی تا میانسالی وسالها تجربه و گنجینه گرانبهایی از فعالیتها ی تئاتری و زندگی هنرمندانه ، از ناگفته های پنهان مانده و ... دیدن ادامه ›› فروتن نانه دوست عزیزم ، هنرمند بازیگر تئاتر،


اقای "اسماعیل احمدیان "
نباشد .
" اسماعیل احمدیان " بعد از 25 سال سابقه بازیگری تئاتری ، همچنان در پی کسب تجربه های جدید است .
او بارها گفته است " : احساسی که در بازی کردن تئاتر با نسل های جدید است ، جند برابر بیشتر از بازی کردن با نسل پیشتر است . جوانان تاثیر گذار تریند و پویایی و بروز ترشدن هنرتئاتر وتکنیک ومفهوم ومحتوای این هنر تنها بوسیله انان رقم خواهد خورد .
اسماعیل احمدیان دارای جوهره وعمقی عمیق از بازیگری تئاتر وتلویزیون است و هر بار که شاهد اجرای بازیگری تئاتری از وی هستیم ، هنوز چیزهای در تکنیک بازیگری اوست که می تواند تلاش برای خلق یک نقش متفاوت باشد .

اسماعیل احمدیان بازیگری با توانایی های خاص در عرصه تئاتر کمدی است .
در چنین حال وهوای جامعه ما نیاز به تئاتر کمدی دارد ، تئاتری که نه تنها مخاطبین خودش را به خنده وا می دارد بلکه انها را نیز به تفکر وا می دارد و احمدیان از آن دست از بازیگرانی است با استفاده از قالب ها وچهار چوبهای تکنیک تئاتری به بیان نکته های خنده اور و ایجاد محرکه ای برای اندیشیدن و به چالش کشیدن و شخصیت پردازی است .

اسماعیل احمدیان در هر بازی تئاتری شخصیتی در خور توجه و جدید خلق می کند و از تقلید حرکت های گذشته پرهیز می کند و با انرژی و فکری نو ، یک نگاه تازه خلق می کند .
از همه دوستان و علاقمندان به تئاتر دعوت می کنم برای دیدن بازی این بزرگ مرد هنر تئاتر کمدی بوکان به دیدن اجرای تئاتری ایشان در نمایش در حضور باد نوشته بهرام بیضایی و به کارگردانی اقای بهروز اسراری بروند .
این پست ونوشته های ان شاید سبب اقدامی شود تا فضا ی فراهم گردد برای گفتگو و پرسش وپاسخ و شاید جمع امدن ، دیدار رودررو و چشم در چشم دوختن با چهره های ماندگار تئاتر در شهرستانها .

با احترام برای همه هنرمندان تئاتر – عبدالرحمن عزیزی
مهرماه 1393 – بوکان

۱۸ مهر ۱۳۹۳
سپاس استاد




استاد خالد حیدری
تلاش های بی شائبه و خالصانه وبدون خستگی ووقفه ناپذیر

استاد خالد حیدری
و نمایش های به یاد ماندنی وکارگاهها وکلاس های اموزشی برای علاقه مندان در نزدیک به نیم قرن برگ زرینی از تاریخ تئاتر بوکان واستان ما ... دیدن ادامه ›› است .
تجربه این هنرمند نامدار و پیشکسوت تئاتر باید برای هنرمندان جوان و نسل اینده بازگو شود تا سرلوحه فعالیت های هنری انان قرار گیرد . واز همه مهمتر یاد بگیرند که تعهد اخلاقی به مردم مهمترین سرمایه یک هنرمند است .


استاد خالد حیدری از سالهای دهه پنجاه خورشیدی تا کنون بیش از دهها نمایش هنری ومردمی که هر کدام خود کارگاهی برای اموزش جوانان ونوجوانان بوده به صحنه برده است و موجی از شناخت وتئاتر مفهومی واندیشمندانه به صحنه برده است . وهمه هنرمندان این شهرستان و استان را وام دار ومدیون خود نموده است .
استاد خالد حیدری در برهه ای از زمان شمع تئاتر را در این شهرستان روشن نمود که بکل خاموش و به سردی گرایده بود . وی با حضور فعال خود و گردهم اوری علاقمندان به تئاتر، در دوران سخت و ترس اور، منطقه امن هنر امروز را پدید اورد که تاریخ تئاتر بوکان تنها شاهد وگواه بزرگ این بزرگ مرد تئاتر است .
حرمت واحترام و تجلیل از سالها زحمات ایشان تنها می تواند بخش کوچکی از سپاس وقدردانی جامعه به وی باشد چرا که حتی یک لحظه از زحمات ایشان جبران نخواهد شد .
با تشکر واحترام به استاد خالد حیدری
و همه هنرمندان تئاتر

عبدالرحمن عزیزی
شهریور 1393-
عضو کارگاه تئاتر کوچک بوکان


سرکشی
...............
کودک از سینه‌های مادرش شیر می‌نوشد
تا سیر شود
با نور چشمان او می‌خواند
تا خواندن و نوشتن بیاموزد
از کیف او پول می‌دزدد
تا بسته‌ای سیگار بخرد
روی پاهای لاغر او راه می‌رود
تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود
زمانی که مرد می‌شود
پایش را روی پای دیگرش می‌اندازد
در یکی از ... دیدن ادامه ›› کافه‌های روشنفکران کنفرانس مطبوعاتی برگزار می‌کند و می‌گوید:‏
عقل زن کامل نیست
دین زن کامل نیست
و مگس‌ها و گارسون‌ها
برایش دست می‌زنند

سعاد الصباح، بانوی شاعر کویتی/ 1942
این نشون می‌ده اون مادر ِ گرامی برای تربیت فرزندش به اندازه کافی وقت نذاشته.
اصلا هم شاید جای این بحثا اینجا نباشه.
ولی من خیلی حرص می‌خورم از این نگاه (نگاه به زن‌ها به چشم موجوداتی سراسر ایثار و از خودگذشتگی و اینکه ای مردهای بد چقدر شما قدرنشناس هستین و ما رو تحقیر می‌کنین!!!) به خاطر همین نتونستم خودمو کنترل کنم.
نسیبه
کاملا درسته! البته منظورم از وقت، از لحاظ کمی نبود بلکه کیفیت ِ آموزشی که به بچه در مورد نقش زن و مرد می‌دن در سن کودکی. آگاهانه یا ناآگاهانه تصویری که از خودشون می‌سازن در ذهن بچه‌شون، از ...
کاملا واضح بود که منظورتون کیفیت تربیت بود ، نکته مورد نظر بنده اما ورای شخصیت زن و زنیت کردن بود، مادران سرزمینمان فرزندان ذکور تربیت کرده اند که به خود ایشان احترام نمیگذارند! ریشه این اشکال ذاتی است یا اکتسابی؟ شاعر زنی عرب یعنی مسلمان است ، زمان سرودن شعر سالهای سال پیش است ، نکات مشترک معنی و عمق شعر همچنان باقیست نه در کویت بلکه در همه جهان البته و صد البته در کشورهای مسلمان بیشتر! چرا؟ اتفاق و منظور شاعر همچنان در جریان است، چرا؟ بحث مردان علیه زنان و بدتر زنان علیه زنان همچنان بحثی داغ است، صد البته که نیاز به ریشه یابی سنت و مذهب دارد و و و
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// تئاتر مستقل، سایپا، ایران خودرو، مرده پرستی، حجاریان//
تئاتر مستقل مُرد!
زنده باد تئاتر مستقل!
این جمله یادآور گفته حجاریان در مورد اصلاحات است...
اما چیزی که مرا بیشتر ناراحت کرده چند چیز است:
اول: مردم پشیمان از انتخاب نکردن یک اصلاح طلب به
عنوان رئیس جمهور در سال ۸۴
دوم: بعد از تعطیلی ۱۶ آذر ۸۴ به بهانه آلودگی هوا، در جلوی
درب ورودی دانشگاه تهران چند تن از بزرگان اصلاح طلب
مثل سید محمدرضا خاتمی، مدعی بودند ما ... دیدن ادامه ›› هر چه بودیم
دیگه ۱۶ آذر را تعطیل نمی کردیم!!!
البته منظور دقیق ترش این بود که می گذاشتیم حرف
بزنید ولی با مسئولیت خودتان....
هر چقدر در پنهان و آشکار یک اصلاح طلب را به بازگشت
به مسیر اصلاح طلبی فرا می خواندیم، کمتر نتیجه
می گرفتیم!!!
سوم: مقصر بودن مردم در فرآیند اصلاح طلبی
جمعه ۲۰ خرداد ۸۴، دقیقا یک هفته تا انتخاب ریاست
جمهوری مانده بود، در درکه فیض الله عرب سرخی را دیدم
در ستاد معین بود، مثل همیشه فرصتی یافتم و بهشان
یادآوری کردم و گفتم اگر به مسیر بازنگردید، مثل ۸۱ و ۸۲
مردم بهتان رای نمی دهند...
عرب سرخی: در انتخابات مجلس هفتم باید مردم می آمدند
و رای می دادند به ما، مردم تنها گذاشتند مارا...
اینجانب: شما که انتخابات را تحریم کردید و ما به خاطر
شما رای ندادیم...
عرب سرخی: عوض کردن موضوع..
اینجانب: برگرداندن مطالب به موضوع اصلی
عرب سرخی: آقا خب به ما رای ندهید اگر ناراحت هستید..

و ارتباطش با بسته شدن سالن تئاتر مستقل
هر چه گفتیم تئاتر مستقل خودتو درست کن!
کو گوش شنوا !!!! چون مثل اصلاح طلبان سرمست از
استقبال بودند، آن هم نه از خودشان، بلکه از تئاترهایی که
اجرا می رفت...
زمونه چرخید و کرونا آمد..
وقتی یکی از دوستان تیوال با مدیر سالن مستقل وارد
مباحثه شد او هم مثل عرب سرخی گفت: نمی خواین بیاین
خب نیایید..
ما هم سالن تحریم کردیم و سالن مستقل هم مُرد مثل
اصلاحات.. و کوشکی مثل حجاریان گفت: بر می گردیم
مثل قُقنوس..
و در نهایت مردم پشیمان از رای ندادن به اصلاح طلبان شدند
مثل تیوالی های پشیمان از غُر زدن به سالن مستقل...
و کوشکی هم یادآوری کرد که نگذاشتند و نخواستند ما
کاری انجام دهیم...
و کلی هم که منت گذاشت: که ما فلان و بلان بودیم!!
این ما بودیم که تئاتر کشور را زنده نگه داشتیم...
هر اتفاق خوبی که تو تئاتر بوده این ما بودیم که انجام
دادیم و دست های بیگانگان در عدم موفقیت ما موثر بوده..
حالا شاید ( مطمئن نیستم) ایراداتی هم بوده و قس
علیهذا...

بسته شدن ایران خودرو و سایپا در ۵۰ سال آینده
شاید اگر روزی تو ایران خدای ناکرده این دو تا تعطیل شوند
احتمالا مردم میگن آخی، پراید خوب بود ها.. ولی گرون بود!
ای کاش این همه به پراید و ایران خودرو بد و بیراه
نمی گفتیم.. هر چی نداشت به ۲۰ هزار نفر نون می داد..

مسئولین این دو کارخانه:
شرکت هیوندا و رنو و جیلی و ... علیه ما توطئه کردند و
نگذاشتند ما پیشرفت کنیم..
بهرحال ممکنه ۴۰۵، هشتاد سال پیش از رده خارج شده
باشه ولی خب ضبط ماشین اش بروز هست..، ترمز هیوندا
مدل ۲۰۰۰ براش انداختیم... یا میگن می دونی چند نسل
با ۴۰۵ خاطره دارند! و بعد از صابون گلنار قدیمی ترین
محصول ایران هست... بعد هی غُر می زنید که در کشور
ثبات نیست... خود پژو فرانسه ورشکست شده، نسل جدید
فرانسوی ها تو کتاب هاشون راجع به پژو می خوانند و ما
داشتیم تولید می کردیم..
اگر این ثبات نیست پس چیست؟

پا نوشت:
بهر حال من امیدوارم ( ۵ درصد)، تئاتر مستقل، کارخانه های
خودرو ساز، اینجانب، کاربران تیوال پشیمان و مردم تغییر
رویه دهیم ان شا الله...
امیر مسعود، پویا و امیر این را خواندند
غیوقی اوکاطاثا، علی و محمد کارآمد این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پیرو اطلاعیه وزارت فرهنگ، اجرای نمایش ها از شنبه ۱۰ تا جمعه ۱۶ آبان لغو شده است. نحوه پشتیبانی، از طریق پیامک به خریداران محترم اطلاع رسانی خواهد شد.
نسیبه، مهدی حسین مردی و پویا این را خواندند
امیدوارم یه روز ِ زودی خبر ِ خوب بنویسی اینجا همیاری جان
:-(
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام و ارادت
یادآوری دو نکته در باب برخی اظهارنظرهای دوستان ابتدا درباره‌ی تئاتر مستقل و سپس دغدغه‌ها و نگرانی‌های برخی دیگر درباره‌ی سطح و کیفیت آثار هنری

نخست اینکه اثبات شی نفی ماعدا نمی‌کنه

دو اینکه نقد ابتذال توسط خودِ امرِ مبتذل، پدیده‌ی ترسناکی‌ه.

و همچنان به شدت معتقدم باید امکان ارسال صدا در تیوال فراهم بشه گاهی نوشتن عجیب عاجزه در انتقالِ حال.
سپهر، پویا و امیر مسعود این را خواندند
سیدمهدی و محسن جوانی این را دوست دارند
آقا من این نکتهٔ دوم رو متوجه نمیشم، میشه یه کم توضیح بدید؟!
امیرمسعود فدائی
آقا من این نکتهٔ دوم رو متوجه نمیشم، میشه یه کم توضیح بدید؟!
درود بر امیرمسعود عزیز
موقعیتی پارادوکسیکاله که شاهدش هستیم این روزها
حالا چه مجازی چه واقعی
اینجا هم گاهی اتفاق میفته
شما عزیزی
به خودت نگیر برادر
Samira
نکته اول رو هم متوجه نشدم... 😰
اینکه بسیاری از امور در ذات سیاه یا سفید نیستن
نحوه مواجهه ما به اونها رنگ میده
اینکه در کنار نقص‌ها و عیب‌ها
مزیت‌ها و فایده‌ها رو هم لحاظ کنیم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چند روز پیش سه موتور سوار با شش راکب، نزدیک من و عده زیادی عابر به یک زن بچه بغل حمله کردند و موبایلش را به سرقت بردند، در یکی از خیابانهای اصلی مرکز شهر حدود ساعت هفت شب ، جماعت منجمد شدند و در ثانیه ای پس از وقوع جرم همه فریاد زنان و نعره کشان بدنبال سارقان روان، اما نتیجه کودکی اسیب دیده بر اثر سقوط بود و موبایلی دزیده شده و ترسی به جا مانده،

دیروز شنیدم " علی دایی" مورد حمله دزدان موتوری قرار گرفته و مالباخته شده،
هر روز میبینیم و میشنویم که فلان اتفاق بد افتاد،

دهه پنجاهیها و شصتی ها بی امکانات بودند اما در جامعه ای سالمتر و شفافتر زندگی میکردند ، خداروشکر بی امکاناتی و سختی های گذشته رو قرص و محکم با امید و تلاش تحمل کردیم و بسلامتی وارد ناامنی کامل هم شدیم، تاوان ماندن و نرفتن و نشستن و تحمل کردن و توجیه کردن و منفعل بودن و منتظر بودن و امید واهی داشتن و و و و و میشود اینکه موفقیت شخصی تو در بین آدمهای ناموفق و جامعه بیمار نه تنها نجاتت نمیدهد بلکه تو را بخاطر امتیازاتت سیبل تهاجم بعدی قرار میدهد، موفقیت تو بجای پله ترقی ، نشانکی میشود ... دیدن ادامه ›› برای انتقام دیگران از تو، بله، این است عاقبت خودبینی و بی توجهی به ظلم آشکاری که میبنی اما از آن دم نمیزنی

داستان تله موش و بی اعتنایی حیوانات مزرعه





موش از شکاف دیوار سرک کشید تا ببینه این همه سر و صدا برای چیه . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود و بسته ای با خودش آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز کردن بسته بود .
موش لب هاشو را لیسید و با خود گفت : کاش یه غذای حسابی باشه .
اما همین که بسته را باز کردن ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه یه تله موش خریده بود .
موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر جدید رو به همه ی حیوانات مزرعه بده . اون به هرکسی که می رسید ، می گفت : توی مزرعه یک تله موش آوردن ، صاحب مزرعه یک تله موش خریده ...
مرغ با شنیدن این خبر بال هاشو تکون داد و گفت : آقای موش ، برات متأسفم . از این به بعد خیلی باید مواظب خودت باشی ، به هر حال من کاری به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطی به من نداره .
میش وقتی خبر تله موش رو شنید ، صدای بلند سرداد و گفت : آقای موش من فقط می تونم دعات کنم که توی تله نیفتی ، چون خودت خوب می دانی که تله موش به من ربطی نداره . مطمئن باش که دعای من پشت و پناه توئه.

موش که از حیوانات مزرعه انتظار همدردی داشت ، به سراغ گاو رفت . اما گاو هم با شنیدن خبر ، سری تکون داد و گفت : من که تا حالا ندیدم یک گاوی توی تله موش بیفته . !
گاو اینو گفت و زیر لب خنده ای کرد و دوباره مشغول چریدن شد .
سرانجام ، موش ناامید از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در این فکر بود که اگه روزی تو تله موش بیفته ، چی می شه ؟
در نیمه های همون شب ، صدای شدید به هم خوردن چیزی توی خونه پیچید . زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سمت انباری رفت تا موش رو که تو تله افتاده بود ، ببینه .

زن تو تاریکی متوجه نشد که چیزی که تو تله موش تقلا می کرده ، موش نبود ، بلکه یه مار خطرنکی بود که دمش به تله گیر کرده بود . همین که زن به تله موش نزدیک شد ، مار پاشو نیش زد و صدای جیغ و فریادش به هوا بلند شد . صاحب مزرعه با شنیدن صدای جیغ از خواب پرید و به طرف صدا رفت ، وقتی زنشو در این حال دید اونو فوراً به بیمارستان رسوند . بعد از چند روز ، حال زن بهتر شد . اما روزی که به خونه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسایه که به عیادت بیمار اومده بود ، گفت : برای تقویت بیمار و قطع شدن تب اون هیچ غذایی مثل سوپ مرغ نیست .
مرد مزرعه دار که زنش را خیلی دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی خوش سوپ مرغ توی خونه پیچید .
اما هرچه صبر کردن ، تب بیمار قطع نشد . بستگانش شب و روز به خونه اونا رفت و آمد می کردن تا جویای سلامتی زن بشن . برای همین مرد مزرعه دار مجبور شد ، میش رو هم قربانی کنه تا با گوشت میش برای میهمانان عزیزش غذا بپزه .

روزها می گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می شد . تا این که یک روز صبح ، در حالی که از درد به خود می پیچید ، از دنیا رفت و خبر مردن اون خیلی زود تو روستا پیچید . افراد زیادی تو مراسم خاک سپاری زن شرکت کردن . بنابراین ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذره و با گوشت گاو غذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیک تدارک ببینه .
حالا ، موش به تنهایی توی مزرعه جلوی لونش نشسته بود و به حیوانات زبون بسته ای فکر می کرد که کاری به کار تله موش نداشتن !


گاهی داستانکی زرد و ساده و کلیشه ای از صد من پیچش فلسفی گویا تره
// سرنوشت ما//
سرنوشتی عجیب است..
یادم هست سال ۸۳ ژتون غذای دانشگاه را از ۱۰۰ تومن به
۲۵۰ رساندند.. من دانشگاه ناهار نمی خوردم چون غذایش
باب میلم نبود..
اعتراض بچه ها و من هم طبق معمول سران فتنه...
یادم هست یکی از معترضین همان روز اعتراض رفت به
سمت سلف..
بهش ... دیدن ادامه ›› گفتم آن ور چه کار داری، گفت: ناهار..
گفتم: اگر امروز حاضری غذا ۲۵۰ تومنی بخری، پس اعتراض
ات چیست؟ گفت بالاخره ارزان ترین ساندویچ بوفه ۵۰۰
تومان است..
خودم را کنار کشیدم در تمامی وقایع دانشگاه...
ولی هر زمان احضاریه برای کسی می آمد، در بازجویی ازشان
( دانشگاه سپاه) بود، ازشان می پرسیدند فلانی چه کاری
کرده، تئوریزه کرده، راهبرد داده و غیره..

ورودی های جدیدتر مرا نمی شناختند و با تعجب عنوان
می کردند: " این سید سید که میگن تو گروه نقشه
برداری کیه؟ بچه ها میگن با سید مشورت کردی،
سید نظرش چیه؟ این سید کیه؟ "
( این کایذر شوزه کیه؟ )

من چند سالی است نظاره گرم...
نظاره گر چیزهای بد....
فقط سکوت می کنم و به همچنان خدایی است که باید
ما را نجات دهد هایدگر فکر می کنم و منتظر ظهورم...

کارآمد خان
شاید نسل ما شفاف تر و سالم تر بود، ولی به خاطر سکوت
های ما به اینجا رسید...
همان طور که نسل قبل تر از ما سکوت کرد و در نهایت ما
هم به نسل قبلی مان پیوستیم...

ژتون غذای ۲۵۰ تومنی همان وام خودرو برای شکست
کمپین نخریدن خودروی صفر بود...
و چیزهای دیگر و چیزهای دیگر...
بهای زیادی پرداخت کردم و می کنم و این حرفها را شاید
فقط به تو بزنم... یکبار گفتی:
وقتی در سال ۷۶ دانشگاه تهران درس بخوانی چه تجربیاتی
بدست می آوری..

بعضی وقتها مجبورم برایت خاطره ای بگویم و می دانم از
لابلایش، زیر متن اش را بیرون می کشی...
.....
راستی پست نیلوفر در مورد اضافه کردن نام کاربری را بخوان
ذکر خیرت بود..
سپهر
نخست برای گرفتن کمونیست ها آمدند من هیچ نگفتم زیرا من کمونیست نبودم بعد برای گرفتن کارگران و اعضای سندیکا آمدند من هیچ نگفتم زیرا من عضو سندیکا نبودم سپس برای گرفتن کاتولیک ها آمدند من ...
گفتم
لباس قرمزت را نپوش
ما کمونیست نیستیم
گفتم
لباس مشکیات را نپوش
ما آنارشیست نیستیم
گفتم
لباس سبزت را نپوش
ما فتنه گر نیستیم
گفتم در این مملکت
فقط آدمهای لخت را نمیگیرند
بعد ... دیدن ادامه ›› آنها رسیدند
و سنگسارمان کردند
اوّلین سنگ را کسی انداخت
که لباسش را یادم نیست
آخرین سنگ را کسی انداخت
که مطمئن بود
آدمهایی را که سنگ می اندازند
نمیگیرند

{#}سیدمهدی_موسوی
سپهر
گفتم لباس قرمزت را نپوش ما کمونیست نیستیم گفتم لباس مشکیات را نپوش ما آنارشیست نیستیم گفتم لباس سبزت را نپوش ما فتنه گر نیستیم گفتم در این مملکت فقط آدمهای لخت را نمیگیرند بعد آنها ...
اینو نخوانده بودم ممنون
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تئاتر مستقل تهران تعطیل شد.
محل تماشای زندگی در تئاتر، صدای آهسته برف و خیلی نمایش های دوست داشتنی و دوست نداشتنی دیگه هم به زباله دان تاریخ رفت. محل نمایشی تعطیل شد. حالا اوناییکه از سر غرور و خود اصلح بینی، آرزوی مرگ سالن ها و تئاترهای غیر مورد علاقه شون رو داشتن، می تونن جشن بگیرن و هلهله راه بیاندازن. تبریک و شاد باش، موفق شدید. کلاه تان را بالاتر بگذارید که “دشمن” رو نابود کردید.
و چه مضحکیم ما.

مصطفا کوشکی عزیز، مخاطب هنرت نبودم ولی همیشه برای تلاشی که برای تئاتر کردی قدردانت بودم و هستم. نمایش های خودت رو دوست نداشتم ولی نمایش های دلپذیری در سالنت دیدم. برای خودم متاسفم که مستقلت تعطیل شد. برای دو تا کافه ی اونجا، قدم زدن تو کوچه های اطراف سالن وقتی لابی شلوغ میشد، توالت کوچیک و بد بو، اتاقی که گاهی نمایشگاه میذاشتین و از همه مهمتر فضای پشت در گوشه ی سمت راست لابی، سالن نمایش و هر آنچه روی صحنه میرفت دلتنگم و دلتنگ می مونم.
برو آنجا که تو را منتظرند...
در صورت تمایل، رجوع کنید به این پست:
https://www.tiwall.com/wall/post/231473
هر چند با نوع مدیریت و نگاه گردانندگان مستقل مشکل داشتم و زاویه ولی عمیقاً از تعطیل شدن یک سالن نمایش غمگینم.
امیدوارم به زودی برگردن : با نگاهی تازه و شکلی تازه.
محسن جوانی
هر چند با نوع مدیریت و نگاه گردانندگان مستقل مشکل داشتم و زاویه ولی عمیقاً از تعطیل شدن یک سالن نمایش غمگینم. امیدوارم به زودی برگردن : با نگاهی تازه و شکلی تازه.
موافقم‌..
امیدوارم با فکر اصلاح شده برگردند...
تازگی الزاما بهبودیافتگی نیست...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید