کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال تئاتر
S3 : 11:18:29 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نمایش پیچیده ای بود از این نظر که مخاطب را به فکر کردن و تحلیل اِلِمان های مشابه وا میداشت. موسیقی زمینه دلنشین بود. باتشکر از گروه کامل و همیشه پاییز
محمد محقق منتظری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سعید
درباره نمایش ابر شلوارپوش i
زندگی آن چیزی است که برایت اتفاق می افتد، وقتی داری برای چیزهای دیگر برنامه ریزی می کنی...


این بخش از شعر «پسر زیبا» از جان لنون به زیبایی در کار استفاده شده بود.
پویا فلاح و صبا صالحیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یک عدد بلیت این نمایش برای امروز ۱۱ تیر موجود هست.
اگر کسی میخواد به من اطلاع بده.
09368507440
پویا فلاح این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به آگاهی می‌رسد خرید بلیت این نمایش به نویسندگی و کارگردانی سامی صالحی ثابت و با بازی هادی صالحی ثابت، صبا مرادیان، هلیا حسن زاده و ... از شنبه ۱۴ تیر ماه ساعت ۱۲ ظهر آغاز خواهد شد.
پویا فلاح این را خواند
انشالله که تخفیف سه روز اولم داره👏🏼
۱۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بسیار زیبا و دلنشین بود
انتقادی بخوام بکنم اینه که تغییر دکور حین نمایش برای عوض کردن فضا خیلی تغییری ایجاد نمیکرد
موسیقی و آواز حین نمایش بی نظیر و رویایی بود
فرهاد خان میشه یه کم راجع به داستان و سبک نمایش هم یه توضیح کوچولو بدین ؟
۱۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
صادق طالع
درباره نمایش پسر i
این نمایش رو به دعوت دوست عزیز حمید جان دیدم.

بازی ها بسیار بی روح بود (که با توجه به سبک کار فکر می کنم قصد کارگردان بوده و در خدمت روند تکراری زندگی کاراکترها) و نداشتن دیالوگ و سیکل های تکراری باعث خستگی بسیار زیاد تماشاچی میشه. تا جایی که متوجه شدم هدف کارگردان همین بوده، مخصوصا اینکه بعضی اکت ها (مثل ظرف شستن و تعویض لباس) بسیار طولانی و با جزییات اجرا می شدن. بخاطر همین طبیعیه که باب میل خیلی از تماشاچی ها نباشه.

به نظرم تمامی اکت هایی که اجرا میشن در روایت لازم بودن و حرفی می زدن و تغییرات بسیار ریز و تدریجی که اتفاق می افتاد جذابیت ریزی می داد. لحظه ی پایانی هم خیلی با اوج احساسی کم اتفاق افتاد. از یه طرف انتظار داشتم پر رنگ تر باشه این لحظه، اما از طرف دیگه همین رفتن آرام پدر از صحنه حرفی داره برای خودش. اون غم اکت ها و لحظه های آخر خیلی آشکار حس شد و خستگی طول نمایش رو موجه کرد.

در مورد تصاویر ویدیویی در تیاتر اعتقاد من اینه که یا نباید انجام بشه یا باید خیلی خوب انجام بشه. تماشاچی ها تجربه دیداری شون به تصاویر ادیت شده ی ویدیویی ... دیدن ادامه ›› خیلی خیلی بیشتر از تیاتره و ضعیف بودن ادیت رو راحت می تونن حس کنن. متوجه منظور هر تکه کلیپ در داستان می شدم اما هیچ حسی رو منتقل نمی کرد و باید بیشتر کار می شد روش، بعلاوه اینکه انتخاب بعضی کلیپ ها جالب نبود.

صندلی ها افتضاح بود و عملا کمرم رو نابود کرد و تا چند ساعت بعد اذیت می کرد.

در کل تجربه جالبی بود و از تماشاش راضی ام اما به کسایی که دوست نداشتن هم حق میدم. همچین کاری بسیار خلاف جریانه و طبیعیه که تعداد زیادی ناراضی داشته باشه.
امیر مسعود، جعفر میراحمدی و پویا فلاح این را خواندند
حمید خورشیدی و زهره عمران این را دوست دارند
اول از همه ممنونم که اومدی صادق جان و نظرت رو هم خیلی مفصل و صادقانه نوشتی و دمت گرم واقعن.
خیلی خوشحالم که به جای اکانت های فیک و تعریف های غیرواقعی می‌تونیم در کنار رفاقت خیلی هم جزئی و سختگیرانه نقد و تحلیل کنیم کارای همدیگه رو و این لذت بخشه واقعن.
دقیقن این کار به گونه ایه که فرد به فرد میتونه خیلی واکنش های متفاوتی داشته باشه و این رو مفصل و جامع گفتی و ممنونم.
بابت صندلی ها هم که فقط میشه عذرخواهی کرد از جانب گروه و مجموعه سالن سیمرغ و گویا قراره تعویض بشه بعد از اجرای ما.
ولی خب این به پسر نرسید و سختیش برای تماشاگران ما موند و شرمندگیش برای ما 🙌🙌🙏🙏
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
من این کار رو تازه دیدم و لذت بردم.جذابیت این اثر در ترکیب بندی و هماهنگی درست در همه اجزای نمایش بود.مخصوصا موسیقی و فضای صوتی اثر به این وحدت کمک بسیاری کرده و تونسته بود اثر را از دام کلیشه نجات بده.چیزی که تو این اجرا محسوس بود این بود که دقت تماشاچی رو نسبت به اصوات مختلف حساس تر میکرد و جای این شکل از فضای موسیقی تو تئاترای دیگه به شدت جاش خالیه و ادامه این روند سواد موسیقایی اجرا گران و تماشاچیان رو بالا میبره. این اجرا قطعا ارزش دیدن بیشتر رو داره و به گروه اجراگر خسته نباشید میگم.
پویا فلاح این را خواند
علی عبدالرحیم این را دوست دارد
ای کاش به این ارتباط موسیقی و حرکات خوب فیزیکی بازیگران هم اشاره میکردید
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نقد و تحلیلی بر نمایش ابر شلوارپوش (علیرضا اخوان)

مورخ دهم تیرماه ٩٩ شمسی

نمایش از دو منظر قابل تحلیل است. در ابتدا به رویه متنی اشاره ای خواهد شد تا لختی موضوع و وفاق آن بر خواننده و تماشاگر روشن شود و در گام بعدی اجرای اثر نمایشی مورد بررسی قرار می گیرد.
اصطلاح "ابرشلوارپوش" برگرفته از نام کتاب شعری از ولادیمیر مایاکوفسکی شاعر انقلابی و فوتوریستی ابتدای قرن بیستم است.
درجه اهمیت کتاب تا جایی پیش می رود که از این منظومه به عنوان یکی از مهمترین آثار فوتوریستی در تحولات روسیه آن سده و برنامـۀ زنـدگی و دستورالعمل ارادی و مسیردهنده شاعر، شناخته شده و مورد توجه و بررسی منتقدان بزرگ ادبی قرار گرفته است.
مجموعه اشعار در قرن نقره ای ادبیات روسیه واقع شده است تا با جهد مایاکوفسکی و تنی ... دیدن ادامه ›› چند از نویسندگان و نظریه پردازان این نسل چون ویکتور خلبنیکوف و الکساندر کروچیونیخ، روسیه را از قرن طلایی ادبیات خود جدا کرده تا آنها در قامت "مبلغان هنر چپی" جنگ بین سنّت و مدرنیته را بیش از پیش علنی کنند.
فوتوریسم که از نظر لغوی نیز معنای آینده گرایی دارد، از دهۀ نخست قرن بیستم در ایتالیا و سپس در روسیه شکل گرفت. محورهای اصلی این مکتب ادبی عبارت بودند از: عصیانگری، روحیه ی انقلابی و تحول خواهی، جهان بینی آنارشیستی، نفی سنّت های فرهنگی موجود، تلاش برای خلق هنری که راه به آینده ببرد، نفی ساختارهای زبانی موجود و درهم شکستن قالب های شعری مأنوس. گرایش مایاکوفسکی جوان به فوتوریسم، طبیعی و منطقی به نظر می رسید، چرا که انقلاب از ابتدای جوانی با وی همراه بود. او حتی نخستین شعرهایش را در گاهنامه ای ادبی به چاپ رساند تا آشکارا تفاوت خود را با شاعران وفادار به « سیلی به صورت سلیقه عام » نام قرن طلایی بیان کند.
"ابر شلوارپوش" اما، به دلیل عشقی که در بطن خود نهفته دارد، شاید بیش از دیگر اشعار مایاکوفسکی، نه تنها نمایانگر مکتب فوتوریسم، بلکه معرف یک شـاعر فوتوریـست اسـت کـه سرخوردگی او در عشق، نماد سرخوردگی و پذیرفته نشدن او در جامعه است. ابر شلوارپوش با فراز و نشیبهای فراوانی که از زمان آفریـده شـدن، تـا زمـان دریافـت مجوز انتشار داشت، نماد وضعیت حاکم بر روسیه عصر مایاکوفسکی به شمار میرود. پرداختن به موضوعاتی که هر یک به نوعی دغدغۀ جامعه و در عین حال، خـط قرمـز آن بودند، از ویژگیهای بارز این مجموعه است. «ابر شلوارپوش» در شرایطی که دنیـای قـدیم رو به ویرانی گذاشته بود، بیانیۀ رسای شاعر شد. صدای رسای انتقادی از وضعیت جامعه بورژوازی آن دوره که چون سایه شومی خود را بر تمامی احوالات جامعه گسترانده بود.
با واکاوی هر یک از بخشهای منظومۀ «ابر شلوارپوش»، فرضیه هایی پدیدار میشوند کـه جای تأمل دارند. نخست اینکه آغاز پرسش و پاسـخ گونـۀ منظومـه، شـباهت آن را بـا متـون مقدس مسیحی که بیشتر به شکل پرسش و پاسخ اند، نمایان میکند. دوم اینکه نرمـی تغـزل و سختی خشونت در این منظومه با هم درآمیخته اند و سوم اینکه هر بخش از منظومه، جهان بینی ویژه ای را ارائه میکند. هیهات های مایاکوفسکی از عشق، هنر، دین و ساختار جامعه خویش بـا رسایی تمام به گوش میرسد. مایاکوفسکی بی باکانه نوآوریهای شاعرانه میکنـد و تـصاویری بسیار تازه و نامأنوس در اشعارش می آفرینـد. منتقـدان هـم عـصرش از نـاتوانی در شـرح ایـن نوآوری ها هراس داشتند. در نظر آنها مایاکوفسکی یک «اغتـشاشگر ادبـی» بـود.
او در رهایی اشعارش و اختلاط با سَری پر شور تا جایی پیش می رود که خود را سیزدهمین حواری مسیح قلمداد کرده و در نقش یک موعظه گر اخلاقی تازیانه بدست می گیرد: "ماریا! تیان، غایت آرزوی شاعران است، من اما جسمم، آدمـی سرشـته از گوشت و خون و در تمنای جسم تو ام... مسیحی وار و ملتمسانه می خواهمت، گویی که نـان شب منی و قوت لایموتم!"

و اما در این متن نمایشی نویسنده و کارگردان تلاش کرده تا با وارد کردن فضایی چخوف گونه و وام گرفتن از نمایشنامه مرغ دریایی وی نوعی حس دراماتیک بر واگویه های کاراکتر اصلی القاء کند، واگویه هایی در حد و اندازه های منولوگ و یا مکالمات ذهنی بازیگر جوان که در توهم شخصیتهای قصه های چخوف مانند ترپلف و یا آرکادینا و نینا و حتا پیشتر هملتی پنداشته شده با مباشرت مدیر یک سالن نمایشی تئاتر بیننده را درگیر کند. انتخاب این جفت از شخصیت ها از چخوف بواسطه هم عصری همزمان او و مایاکوفسکی اتفاق خوبیست که می توانست بر ظرافتها و ظرفیتهای ابعادی شخصیتها و لایه های نمایش بیفزاید.
آنچه که در این برایند به وفاق نمی رسد تحقّق شخصیت انقلابی مایاکوفسکی ست تا بتوان همچون اسم نمایش فضایی تند و انتقادی از التهاب موجود و خفقان جامعه را نشان داد. در اینجا شخصیت دچار اضمحلال و اختگی ارادیست و در دَنگالی از پیش ساخته بر اساس یک پارانویای قوی با تنهایی خود درگیر و گاهاً مغلوب است و آنچه که رخ نمی دهد بعضاً طوفان آرمانی شاعر انقلابی روس است که در مسیر اعتلای شخصیتهای چخوف و سایر تیپ های اجتماعی در این اجرا به دگرگونی نمی رسد و حاصل اصلی آن که می توان بصورت اخص به پرتوهای اولیه کمونیست و سرنگونی تزارهای تجمل گرا اشاره کرد به وحدت عینی دست نمی یابد و این تضاد به عنوان یک عامل پس زننده در متن، مجموعه رفتارهای از پیش تعریف شده ای را برای بازیگر تداعی می کند که او را حاصل خمودگی غالب بر اجتماع تصور کرده است تا ایستادگی بر اوضاع موجود و کنشگری قهرمان این نمایش.

در گام دوم نیز بر اساس اجرای منولوگ محور که تماشاگر در یک فضای بسته محیطی و پرواز در ذهن شخصی بازیگر با سفرهای درون ذهنی وی همراه می شود، تکرار قصه ها و نقب به شخصیتهای مجازی گریزی برای از ریتم افتادگی نمایش نیست و تنها برخی نماد های آکسسواری صحنه چون تلویزیون و اسکلت و یا جاروی دسته دار بلند تؤامان با اکت های صحنه ای بازیگر بار این ریتم نیم بند را بعهده می گیرند. در صورتی که با استفاده بهینه و هدفمند از نور و یا صدای محیطی(آمبیانس ها) و حتا دکلمه برخی از اشعار این کتاب شعر بصورت یک روایت با کمک راوی در پاره ای از نقاط اثر می توانست مخاطب را با سیالیت ذهنی بازیگر بیشتر تؤام کند و میزان همذات پنداری کاراکتر در مخاطب، ابتر و سرگشته باقی نماند.

به هر طریق با توجه به نقصانهای موجود، کلیت نمایش اتفاق خوبی ست که در مسیر متعالی حرکت انقلابی و انتقادی از جامعه کلاسیک روسیه آن دوره و ورودش به شروع نگرش به تفکرهای نوین کمونیستی رخ داده است و بنوبه خود این رهیافت می تواند سرنخ های مهم و مفیدی برای تماشاگران فرهیخته تئاتر امروز باشد.

از ماسک زدن و شرح واضحاتی در باب ویروس کووید ١٩ در این مجال طفره رفته ام ولی همه با هم پروتکل های بهداشتی را رعایت کنیم.
هستی چه زیباست که شعر شاعرانی چون مایاکوفسکی هست و قلم فرهیختگانی چون شما که خواننده ی تشنه را از نوشته پر مغز خود سیراب می کنید!
سپاسگزارم.
۱۸ ساعت پیش
امیر عسگرزاده
هستی چه زیباست که شعر شاعرانی چون مایاکوفسکی هست و قلم فرهیختگانی چون شما که خواننده ی تشنه را از نوشته پر مغز خود سیراب می کنید! سپاسگزارم.
درود و شب بخیر، لطفتان پاینده و ممنونم از محبت همیشگی تان❤️
۱۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش پسر i
"اجراى نمایش پسر تا هفدهم تیرماه ٩٩ تمدید شد"
.
تو این روزهای سخت میدونیم که بیرون اومدن از خونه و حضور در سالن ها یا سینماها سخته حتی اگه عاشق تئاتر و سینما باشیم و دلمون لک زده باشه برای تماشای یه تئاتر یا یه فیلم!
تو روزهای گذشته خیلی از دوستان محبت و لطف زیادی داشتن بهمون و عذرخواهی کردن که امکان حضور و تماشای نمایشمون رو ندارن که قابل درکم هست و مارو شرمنده کردن ولی با تمام سختیها تو همین روزا ما تونستیم اجراهای دوست دا‌شتنی و به یادموندنی ای داشته باشیم.
با هماهنگی های انجام شده اینگونه رقم خورد که تا 17 ام تیر ماه اجرای نمایش ما تمدید بشه و بتونیم در خدمت دوستانی باشیم که امکان حضور و همراهی مارو دارن.
با سپاس فراوان از تمامیِ دوستانی که خودشون یا انرژیشون همراه ما بوده و هست و خواهد بود.

گروه نمایش "پسر"
بهزاد عزیزی
درباره نمایش یازده جریحهٔ روح i
کار فوق العاده.بازی ها انرژیک و عالی.میزانسن ها سخت و پیچیده.اگه دنبال کاری متفاوت هستید این کارو ببینید.
جعفر میراحمدی، پویا فلاح و کاوه ملک زاده این را خواندند
علی عبدالرحیم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بد و نا هماهنگ
برگهاى مرده به زمین مى افتد، خداداد مردى ٦٠ ساله به زمین مى افتد. بیست سال بود که تک و تنها زندگی تارک دنیایی می کرد. خداداد برگ مرده ی شصت ساله، به زمین می افتد.
گفت‌وگوی ذهنی یک زن مهاجر / روایت مهیار جوادی‌ها از نمایش "و همیشه پاییز"

مهیار جوادی‌ها گفت: رویه نمایش "و همیشه پائیز" از نوع بازی‌ها تا سبک و سیاق صحنه کاملاً رئال است اما در نهایت قدم به قدم همانطور که شخصیت نمایش به سمت فضای اوهام و خیال می‌رود بازی‌ها کمی از فضای واقع‌گریانه خارج می‌شود

نمایش "و همیشه پاییز" نوشته و کار مهیار جوادی‌ها با دراماتورژی حسین توانی‌زاده از 6 تیرماه ساعت 18 در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه می‌رود و بازیگران این نمایش آبان حسین‌آبادی و یکتا طبیبی هستند.

مهیار جوادی‌ها در گفت‌وگو با خبرنگار هنرآنلاین درباره روند شکل‌گیری نمایش "و همیشه پاییز" گفت: تمرینات این نمایش را از فروردین ماه سال گذشته ... دیدن ادامه ›› به صورت کارگاهی و بدون نمایشنامه آغاز کردیم. در این راستا اتودهای مختلفی براساس یک سری اطلاعات و متریال از بازیگران به علاوه موارد مورد علاقه خودم در زندگی شخصی در جهت آفرینش متن زده شد و نمایشنامه مکتوبی پدید آمد و اکنون این اثر به اجرا رسیده است.

او همچنین افزود: داستان این نمایش درباره زنی است که در فرانسه زندگی می‌کند و با مشکلاتی مواجه است و در نهایت در ذهن خود با کسی شروع به صحبت می‌کند....

کارگردان نمایش "زندگی یعنی همین" درباره فضای اجرایی نمایش "و همیشه پاییز" عنوان کرد: رویه این اثر از نوع بازی‌ها تا سبک و سیاق صحنه کاملاً رئال است اما در نهایت قدم به قدم همانطور که شخصیت نمایش به سمت فضای اوهام و خیال می‌رود بازی‌ها کمی از فضای واقع‌گریانه خارج می‌شود و هر چه پیشتر می‌رویم در طراحی‌ها تغییر آمبیانس ایجاد می‌شود به این معنی که مخاطب همراه با قصه وارد فضای خیالی می‌شود.

جوادی‌ها که تحصیلات خود را در کشور فرانسه در رشته مطالعات هنرهای نمایشی پشت سر گذاشته است در بخشی از صحبت‌هایش اظهار کرد: این نمایش دچار فراز و فرودهای بسیار شده است و بازیگران آن دو سری تغییر کرده‌اند اما نکته‌ای که وجود دارد این است که با هر بازیگری تمرین این نمایش را آغاز کردم توانستم به تعاملی که در تئاتر به دنبال آن هستم برسم. بازیگران به دلایل مختلف از گروه جدا شدند اما هر کدام با پرسوناژ "سحر" ارتباط عجیبی برقرار کردند و این موضوع برایم جالب بود. عناصر این کاراکتر را از آدم‌های اطراف خودم در فرانسه گرفته بودم.

او در ادامه افزود: اتفاقات این نمایش واقعی نیست اما بعضی از بخش‌های آن واقعی هستند و جذابیت این نمایش برایم این است که مخاطب با شخصیت‌های آن همراه می‌شود.

مهیار جوادی‌ها در پایان گفت: در این موقعیت عجیب و غریب به دلیل شیوع ویروس کرونا شاید تئاتر در سبد خانواده‌ها نباشد اما از آنجا که این هیولا ممکن است ما را منزوی کند، می‌توانیم با رعایت پروتکل‌های کامل بهداشتی زندگی را آغاز کنیم چراکه این ویروس نباید زندگی ما را بلوکه کرده و ما را خانه‌نشین کند.

دیگر عوامل نمایش "و همیشه پاییز" عبارتند از: مجری طرح: محمد محقق منتظری، طراح صحنه: مهیار جوادی‌ها و رضا هادی‌نژاد، گرافیک: گلناز گلچین، ویدئو آرت و تیزر: سینا همای، نور و اجرای دکور: سجاد هاشمی، طراح صدا: سیاوش بیگی، طراح لباس: زهرا میرآقایی، عکاس: مرتضی رستمی، آهنگساز: محمد جواد توازنی‌زاده، تنظیم: نوید شیخ، ویولون: امیرمحمد میراشرفی، دستیاران کارگردان: سجاد طاهری و علی احقاقی، مدیر صحنه: مسیح یوسف‌زاده، منشی صحنه: یاسمین خسروشاهی و روابط عمومی: مرضیه کریمی.

علاقمندان می‌توانند بلیت این نمایش را از سایت تیوال تهیه کنند.

http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-3/149385-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2
امیر مسعود، میم سردلی و جعفر میراحمدی این را خواندند
محمد محقق این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Alireza Toumar
درباره نمایش یازده جریحهٔ روح i
خیلی تاتر خوبی بود،به شدت پیشنهاد میکنم برید
مریم شریعتی، نیلوفر ثانی و پویا فلاح این را خواندند
کاوه ملک زاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
موضوع و داستان جالب و قشنگی بود ، اما صحنه پرایوسی نداشت و بازیگرا لباساشون توی صحنه عوض میکردم ، بازی نور و صدا خیلی کم بود. لباسهای بازیگرا بیشتر جذاب بود و بیشتر از بازیشون فکوس میکشید.
و شاید اگر بجای ۱۱ تا داستان ۶ تا بود جذابیت داستان بیشتر بود.
وقتی صحبت از صادق هدایت میشه ناخودآگاه صحبت از پیچیدگی .درست یازده داستان بوده ولی همه به هم مرتبط بوده و به نظرم‌حذف هیچ کدام ممکن نبود.با نظر شما درباره لباس بازیگرا موافق هستم،ساده بود و در عین سادگی تغییر و حس میکردیم تغییری که فکر شده بود و میشد تغییر شخصیت هر داستان و با استفاده از رنگ درست دید.ولی چیزی که دوست دارم‌به صحبت اضافه کنم در حد پیشنهاد این بود که کاش نور خیلی یکنواخت نبود چون زمان طولانی بود و این یکنواختی می تونست کسل کننده هم باشه.و در آخر کار بازیگرهای نمایش عالی بود.به شخصه دوست دارم دوباره این‌نمایش در اواخر ماه بعد ببینم و اینکه با روزهای اول‌مقایسه کنم.
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به عنوان افتتاحیه بعد از 5 ماه تعطیلی به خاطر کرونا خوب بود یعنی انتخاب های زیادی نبود ، سبک تِاتر های سیاه بازی و حاجی فیروز و ....
بهتر میشد اگر ک محتوا و مضمون خاصی رو دنبال میکرد و به قول معروف از جایی شروع و به جایی ختم میشد.
توی سالن فاصله گذاری و پروتکل ها رعایت شده بود و بازیگران هم تعدادی ماسک به چانه داشتن و بقیه نداشتن!!!
در انتها وقتی ک ما همچنان منتظر ادامه نمایش بودیم، خانمی ک بعدا حدس زدیم ک کارگردان هست اومد و خیلی با عجله و تند و نا مفهوم اعلام کرد ک بازیگرا به علت رعایت پروتکل ها برای تشکر روی صحنه نمیان!!!!!!!! (در طول نمایش کرونا نبود؟؟)
و هنگام خروج هم بازیگرا و نوازنده ها با همون لباس ها جلوی سالن سوار ماشین هاشون شدن و رفتن:)
برای من ک بیشتر طالب نمایش مفهومی و حرفه ایی هستم چیز جذابی نبود ولی خوب نکته مثبتش این بود ک بعد 5 ماه پیش قدم شدن برای شروع تئاترها آفرین داره.
پویا فلاح این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
زمان نمایش علاوه بر تایم آنتراکت، 3 ساعت و 20 دقیقه است. لطفا اصلاح شود.
با خسته نباشید خدمت اعضای گروه محترم.
سپهر، مریم شریعتی و پویا فلاح این را خواندند
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
نکنه ۹شب کرونا نیست این ۳ ساعت و ۲۰ دقیقه رو انداختن این وقت شب
۳ روز پیش، دوشنبه
واقعن صندلی های مستقل راحت نیستند و کشش نشستن بیش از ٥٠-٦٠ دقیقه را ندارند!
۲ روز پیش، سه‌شنبه
رضا بهکام
واقعن صندلی های مستقل راحت نیستند و کشش نشستن بیش از ٥٠-٦٠ دقیقه را ندارند!
من فکرکنم هزاربار تکون خوردم و خوبیش این بود دو‌طرفم صندلی خالی بود و مزاحمتی برای کسی نداشت اما واقعا سخته بخصوص که اجراخودش ۳ساعته
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اصلا نفهمیدم . خوب شد یه آنتراکت وسطش داشت تا به تماشاچی فرصت فرار رو بده . آخه تو این اوضاع روانی جامعه که همه تحت فشارند ساخت چنین نمایش بی سر و تهی چه کمکی میکنه . آدم هیج کار نکنه بهتر از اینه فشار روانی بقیه رو بیشتر کنه . تو رو خدا کارهای شاد و باحال بسازید .
عاشق این صراحت و روراستی تون هستم :)
۳ روز پیش، دوشنبه
ببخشید جسارت می کنم خوب جم تی وی یا خندوانه ببین خوب
حتی سینماهایی هستن تاتر قهوه خانه زری خانم اجرا می کنن

خیلی راحت بود از نقد کارها متوجه بشی که کار خنده دار وکمدی نیست
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خب اولین نمایش بعد از کرونام خوب بود بسلامتی.
حرکات فیزیکی بازیگرا با صدا بسیار هماهنگ بود. صحنه درخت شدن و تبر خوردن درخت و دوست داشتم. امیدوارم یه روز با تبر بیوفتم به جون صندلی های سالن مولوی بلکم صندلیهاش استاندارد بشه و همیشه یه کله جلوم نباشه
نور پردازی و موضوع هم خوب
دست آقای فلاحت پیشه درد نکنه
دوست داشتم بعد از اجرا حضوری بهتون خسته نباشید بگم ولی انقدر این ماسکم کلافه ام کرده بود که فقط از سالن زدم بیرون 😭
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت تمامی عوامل این نمایش بسیار عالی . این اولین کامنت من در سایت می باشد . بنده اصلا چیزی نمینویسم اما حیفم آمد از این نمایش کلاسیک با موضوع زیبا داستان پردازی عالی اجرای فوق العاده و البته موسیقی زنده این نمایش تقدیر نکنم و پیشنهاد به بقیه دوستداران تاتر همیشه مظلوم ایران برای دیدن این نمایش همچی تمام . ممنون از همگی