همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال سینما
S2 : 00:30:07
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

آخرین باری که عاشقِ یک کارکتر شدم دوسال پیش خرداد ماه بعد از دیدن اتوبوسی به نام هوس بود.تا دوماه فکر و ذکر من استنلی بود.یعنی روزی هفت هشت بار بلند بلند می‌گفتم:استنلی وات ساین وِر یو بورن آندِر...
خلاصه بخاطر استنلی یه مدت آدم شلخته و بی اعصابی شده بودم.از دوسال پیش تا حالا بودن کسایی که فکرمو درگیر کردن٬در حد ده دقیقه.
تا امروز که فیلمِ«بیلیاردباز»رو دیدم و ادی فِلسِن(پل نیومن)
داستان ادی بیلیارد‌باز تند و تیز جوان و جاهلِ متکبر با اخلاق‌های خاصِ خودش که یک روز با سارا٬دختر دائم‌الخمر‌ِ جذاب آشنا میشه؛ اما ماجرای رابطه‌ی ادی و سارا فقط بخشی از زندگیِ ادی فلسن هست و بخش دیگه‌اش درگیری‌های اون با قماربازها و مدیربرنامه‌های مفت‌خور و اشتباهاتشِ.
پل نیومن قوی است.ماهرانه و با اعتماد‌به‌نفس بیلیارد بازی می‌کند و من حق دارم عاشقش بشم.
بیلیارد‌باز ... دیدن ادامه » از اون فیلم‌هاییِ که حالا حالاها من اون قسمت‌های جذابش رو هی نگاه می‌کنم و نگاه می‌کنم.مخصوصاً اون قسمتی که اگه بگم اسپویل میشه.

The hustler. 1996

شما عاشق کدوم کارکتر از کدوم فیلم هستید؟
برای شرکت در قرعه کشی نام کارکتر مورد نظر را...
نیلوفر و سیدمهدی این را دوست دارند
با درود
منم بیلیارد بازو خیلی خیلی دوست دارم البته ۱۰ سالی میشه دیگه ندیدمش کم کم داشت یادم می رفت ...
۱ ساعت پیش
:)))
فقط عاشق اونجایی شدم که نوشتی :
"و من حق دارم عاشقش بشم"
:)))

فکر کنم منم دارم کم کم عاشق طرز نوشتنِ تو میشم:))❤❤
۴۷ دقیقه پیش
نیلوفر مرسی خیلی مرسی*__*
قلب قلب قلب
۳۶ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

#دیالوگ _ماندگار


+ بعضی وقتها مبارز بهتر اونی نیست که مشت های بهتری میزنه.. بلکه اونی هست که بیشتر دووم میاره..

- باید خودآزار باشی که اینو بگی...

+ بعد از یه مدت دیگه چیزی حس نمیکنی.. تو یاد گرفتی جلوی غرایزت رو بگیری.. باید بذاری ازادانه کار خودشو بکنه.. تو اجازه میدی که اون حس کار خودشو بکنه..
تو نمیتونی جلوی اون ضربات رو بگیری.. ولی میتونی واکنش هاتو تقویت کنی..
و این خودش بهت یه جور قدرت میده.. که بهت اجازه میده درد رو تحمل کنی و عقب نکشی..


فصل دوم،اپیزود سوم...
از سریالی که چقدددد حال خوبی دارم از دیدنش...
سریالی ... دیدن ادامه » که به هیچکس توصیه نمیکنم چون بعید میدونم کسی مث من کیفور شه..
اصن انگار این سریال رو خصوصی واسه من ساختن......
ایشالا منم یه سریال بسازم،بذارم توو ظرفشون، پسِشون بدم، بلکه جبران شه...


celine و سپهر این را خواندند
آقامیلاد طیبی، امیر مسعود، امیرمسعود فدائی و ستاره دهقانی این را دوست دارند
ببین اصغر آقا
اگه رضایت دادی،دادی،اگه ندادی،
باز همدیگه رو می‌بینیم. بالاخره یه جوری می‌شه دیگه
اون وقت من می‌دونم و تو و یه ضامن‌دار این‌قدی!

اگه این زن نبود تا حالا ده دفعه تو خماری خودمو راحت کرده بودم. خیال می‌کنی که چی؟من دودستی این زندگیمو ... دیدن ادامه » چسبیدم؟
خیال می‌کنی فکرم دیگه ازم پریده؟
نه به امام حسین بالامم می‌دونم پایینمم می‌دونم.
غصه ورم داشته.غصه من که عین تو نیست.
همش شده التماس،گور پدر نشئگی بعدِ التماس
۲ روز پیش، جمعه
ایول بابت ثبت این دیالوگ های ماندگارتون..
۲ روز پیش، جمعه
گوزن ها _ خاک _ قیصر _ صادق کرده _ دایره مینا_ آرامش در حضور دیگران _ کلاغ _ رگبار بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ما هستند در لیست اولین ها
۱۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Amin Sad
درباره مستند بزم رزم i
عید و سال جدید مبارک، ان شاء الله حال همگی در این سال بهتر بشه ... اگه این مستندِ خوب رو در هنر و تجربه ندیدید یا دوباره میخواید ببینید، سایت سینما مارکت از اواسط اسفند این مستند رو تو سایتش گذاشته که میتونید ببینید و لذت ببرید ...
درضمن با کد 1398_N_MARKAZI میتونید 70% تخفیف در خرید اشتراک داشته باشید .
لینک مستند در سایت سینما مارکت: https://www.cinemamarket.ir/p/428a
روزم رو ساختین
واقعا ممنون
چقدر دلم میخواست ببینم این کار رو

فقط یه نکته
کد اشتباه نوشته شده
من دوباره تایپ کردم
N_MARKAZI_1398
برای اشتراک ۲ روزه هم کار نمیکنه ولی برای ۱ ماهه میشه استفاده کرد

تشکر ... دیدن ادامه » فراوان❤
۲ روز پیش، جمعه
خواهش میکنم، خوشحال شدم که این مطلب براتون مفید بود ...
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دوستانِ خوبم:
آهنگ‌های امروز من ، دی جیِ ایتالیایی Gigi D’Agostino می‌باشد، حتما نوستالوژی با آهنگ‌هاش دارین، این یکی another way در سال ۱۹۹۹ است:
https://soundcloud.com/djbryanmoreira/gigi-dagostino-another-way
https://youtu.be/vxW-qN42Zpw
راستش امروز می خواستم یه کیسِ جنایی که اخیرا اتفاق افتاده و البته خودم هم از روزِ اول موضوع رو تعقیب کردم رو بهتون معرفی کنم. این خیلی خیلی پلیسی و معمایی است. کیسِ Madeline McCann
Gerry و Kate دو پزشک در انگلستان هستند که در ۲۰۰۷ با همکاران و فرزندانشان به پرتغال سفر می‌کنند و در همین سفر Madeline فرزند سه ساله آنها در تاریخِ 3/5/2007 ناپدید می شود. تا کنون معلوم نیست که چه اتفاقی برای مدلینِ کوچولو افتاده ولی اکثر افراد از جمله خودم اعتقاد دارند که پدر و مادر در آن قطعا نقش داشتند. و چون این زن و شوهر از موقعیتِ اجتماعی و مالیِ خوبی برخوردار بوده اند، توانستند قِسِر ... دیدن ادامه » در بروند، همانند کیسِ Jonbenet Ramsey -1996
ویدیو و مصاحبه در موردِ این کیس زیاده، این یه ویدیو ۲۲ دقیقه ای هست ازش،
https://youtu.be/lvlmWBQodmI
باید بگم بد نیست اگر مصاحبه های پدر و مادرِ مدلین رو نگاه کنید، body language این زن و مرد، بسیار جالب است.
بیایید همدیگر رو دوست داشته باشیم. شاد باشید
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
ی دونه ترانه هست آخر فیلم uncut gems منتسب به جی جی
موسیقی متن ترانه رو میخواستم پیدا نکردم
۳ روز پیش، پنجشنبه
مچکررررم
۲ روز پیش، جمعه
خواهش میکنم علیرضای گل.
مراقبِ خودتون باشید، شاد باشید.
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چشمه مقدم
درباره مستند اسرار دریاچه i
نمیشه به صورت آنلاین دیدش؟
وحید هوبخت این را خواند
محمد مجللی و celine این را دوست دارند
متاسفانه نه
منم خیلی گشتم
فقط نسخه ی فیزیکی موجود هست براش
۳ روز پیش، پنجشنبه
هی روزگار! امیدت نا امید نشه جوون
۳ روز پیش، پنجشنبه
ای وای من :(
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره ملی آوای وسکه | عکس
» جشنواره ملی آوای وسکه
... دیدن متن »

موسسه وسکه با همکاری گروهی از هنرمندان در راستای بهبود فضای خانواده‌های ایرانی در مقابله با بیماری کرونا و به منظور بالا بردن روحیه هنرمندان و جوانان در زمان قرنطینه، جشنواره ملی آنلاین فرهنگی هنری را با شعار در خانه بمانیم آغاز کرد.

دبیر جشنواره ملی آنلاین فرهنگی هنری آوای وسکه افزود: این جشنواره در بخش‌های خوانندگی، گویندگی، دکلمه، نریشن، ترانه سرایی، شعر و دلنوشته برگزار می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند آثار خود را از امروز تا پنجم فروردین‌ماه سال آینده از طریق واتس اپ به شماره ۰۹۳۳۶۶۷۴۲۹۸ ارسال‌ کنند.
میترا تقی‌نژاد افزود: داوران این جشنواره محمدرضا خردمند، حسن اسماعیل‌پور، نوید امینی، علی اکبر یاغی تبار، مهدی ایوبی، حسن علیشیری، شبنم حکیم هاشمی، علیرضا ایرانمهر، مجتبی کبیری، امیرحسین، رادوین امیری و حمید عبدلی هستند.
وی با اشاره به شرایط شرکت در این جشنواره گفت: آثار بخش صوتی (خوانندگی، دکلمه و نویسندگی) باید به صورت ویدئو از طریق گوشی موبایل با حداکثر زمان یک دقیقه در فضای خانه ضبط شده باشند.

دبیر جشنواره ملی آنلاین فرهنگی هنری آوای وسکه افزود: آثار ضبط شده در استودیو برای ارسال به بخش داوری پذیرفته نخواهند شد.

با توجه به شیوع ویروس کرونا و قرنطینه خانگی شهروندان این جشنواره می‌تواند باعث بهبود فضای خانواده‌های ایرانی برای مقابله با این بحران باشد.

۳ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_doctor_sleep_2019
#علمی_تخیلی_ترسناک
#سینمای_آمریکا

"دکتر اسلیپ" یک اقتباس ناموفق از رمانی به همین نام نوشته استیون کینگ است. فیلم در عرصه اجرا جز بازی خیره کننده "ربکا فرگوسن" هیچ نقطه قوت دیگری ندارد و حتی در ترسیم فضای داستان نیز عاجزانه عمل می کند و نمی تواند در این راه از جلوه های ویژه به خوبی استفاده کند و باگ تصویری چندین مرحله نگاه مخاطب را آزرده می کند. در مورد متن اثر نیز باید گفت که در وهله اول ضد قهرمان ها و شخصیت های شرور خود را کاملا گیشه ای خلق کرده است . مولف حتی در انتها نمی تواند پیوندی جذاب با فیلم shining برقرار کند و صرفا به دنبال یک درب برای پوشاندن ترکیب فاجعه باری است که خلق کرده است تا بتواند مانع ایجاد رسوایی هنری شود. فاجعه ای که این روزها در پشت رنگ و لعاب و ارقام نجومی گیشه ها مخفی می شود. آنچه ... دیدن ادامه » که سبب می شود این اثر مخاطبین فراوانی را جذب کند همین ارتباطی است که با فیلم shining دارد و بینندگان بواسطه کنجکاوی در این رابطه چشم به این اثر نامتقارن خواهند دوخت.

نمره 5 از 10
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دوستانِ گلِ من:
من شخصا جایزه هنرپیشگیِ قرنِ ۲۱ رو به این دو نفر اهدا میکنم:
1: Jodi Arias -2008
https://youtu.be/ayrgRSfWbLM
2: Ezra Mccandless-2018
https://youtu.be/U0MvX7e45-k
اگر علاقه مند به روانشناسی هستید، این دو کیس های خوبی هستند، هر دو ظاهراً زنانِ زیبا و جذابی هستند و نوعی حرف میزنند که آدم می گوید اینها چقدر نازنیند، ولی در حقیقت، این دو زن، دو مرد را به وحشتناک ترین شکل ممکن به قتل رسانده اند و از همین جهت در لیستِ کیسهای high profile قرار دارند. شاید این دو زن و باز جویی ها و دادگاههایشان و قصه هایشان بتواند به ما کمک کند که اصلا از روی ظاهرِ انسان‌ها، نمیتوانیم آنها را قضاوتشان کنیم و انسانِ شیطان صفت، در هر شکلی روی کرهُ زمین، وجود دارد.
سالی بدور از شیاطینِ انسان-نما و پر از آدم‌های نازنین در اطرافتون آرزو دارم.
امیر مسعود این را خواند
کاوه علیزاده، محسن جوانی و مریم امامی این را دوست دارند
پسره که روی مستند حرف میزد چقد رو مخ بود! نگرانشم جودی بره سراغش کاری کنه دیگه نتونه نمک بریزه رو فیلم زندگی و مرگ بقیه!
۴ روز پیش، چهارشنبه
سلام زهره جان،
ممنونم از توجه تون به مطلب.
Mike کانادایی هست و شوخی های با مزه ای هم میکنه، داستان‌ها رو به سبکِ منحصر به فردی میگه و البته کوتاه و مختصر میگه، ضمناً از خصوصیاتِ مایک، لهجه کانادایی او و تلفظِ خنده دارِ بعضی لغات است، مثلا مایک عدد three رو ... دیدن ادامه » tree تلفظ میکنه.
اما از این دو زنِ جنایتکار، تا دلت بخواد مستند داستانی دارند، مخصوصا جودی، تمامِ باز جویی های جودی، مصاحبه های جودی، دادگاههای جودی ، عکسهای جودی، بازسازی صحنه جنایت، همه اینها وجود دارند. البته فیلمی هم از جودی ساخته شده که من ندیدم ولی شنیدم که خیلی بر علیهِ تراوس(مقتولِ پرونده جودی) می‌باشد:
https://youtu.be/pWp5IEGm6pM
البته واسه داستانِ جودی، شاید این ویدیو رو یه امتحان کن لطفاً :
https://youtu.be/Kf_HchMAz6w
مراقبِ خودتون باشین و تعطیلاتِ کورونایی خوبی داشته باشین.
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همدم این روز های من دیدن سریال کمدی فوق العاده ی office هست.
نمیتونم بگم چقدر عاشقشم!
امروز وقتی قسمتی که میدیدم تموم شد، دیدم چشم هام ناخوادگاه خیس شده...
حالا قضیه چی بود؟

پم و جیم دوتا همکارن که از همدیگه خوششون میاد ولی نمیتونن مطرح کنن، میزشون کنار همدیگه هست و کل روز رو با هم میگذرونن، اما بخاطر یه اتفاقی، یه روز جیم مجبور میشه میزش رو عوض کنه و بره یه جای دیگه بشینه و کلی حالش گرفته میشه، از پم دوره، نمیتونه باهاش گپ بزنه و از اون بدتر انگار پم اصلا فراموشش کرده و بهش اهمیتی نمیده. کل قسمت بهت تلقین میشه که گول خوردی و رابطه ی عاشقانه ای انگار وجود نداشته، اخر روز، وقتی جیم میاد سر میزش، میبینه رو تلفنش کلی پیغام داره، وقتی چک میکنه، میبینه پم هر ساعت زنگ زده بوده و با ذوق از همه چی حرف زده براش...
جیم با قشنگ ترین لبخند دنیا، کتش رو میپوشه و ... دیدن ادامه » میره خونه

تو این سریال دارم زیبا و بالغ ترین رابطه ی عاشقانه ای رو میبینم که تو هیچ سریال دیگه ای از جمله friends, how I meet your mother, shameless, big bang theory و... ندیدم...

براتون تلفن هایی پر از پیغام نشنیده، آرزو میکنم :) ❤
چرا من هیچ وقت نتونستم سریال ببینم... ؟! نمیدونم!
۶ روز پیش، دوشنبه
ممنون، جناب کارآمد... حتما و با کمال میل.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
مریم جان
شکسته نفسی نکن رفیق :)

اقا کارامد جان، من کی باشم که رو حرف شما حرف بزنم اصلا...
یکم فکرم درگیر شد
راستش من خیلی از اون جداشدن ناگهانی لیلی تو فصل های اول و رفتن دنبال آرزوها و تجربه های جدید لذت بردم و تحسینش هم کردم.
وقتی افیس رو تموم کردم سعی میکنم یه مقایسه ی جامع تو ذهنم انجام بدم
مرسی از مصداق خیلی خوبی که اوردین :)

خانم ... دیدن ادامه » مریدی جان
خوشحالم اغوا شدین :)
چه اشاره ی خوبی هم به موسیقی کردین
باعث شدین برم تو گالری موزیکم بگردم و دوباره بشنوم موسیقی بینظیر سریال رو
سریال you هم که جناب کارامد معرفی کرد، سریال بدی نیست، هر چند نمیدونم چرا به روحیات من نخورد و فقط چند قسمت تونستم ببینم...
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستانِ گلِ من:
راستش دارم به آهنگِ Indila-run run اجرای live پاریس رو گوش میدم(دومین لینک) پیشنهاد میکنم امتحانش کنین اگه نشندیدیش:
https://soundcloud.com/fbridon/indila-run-run-fab-extended-edit
https://youtu.be/0wdqF5zGQ_c
می خواستم راجع به هنرپیشگیِ پلیسها و بازجوهها در یک موضوعِ attempted murder صحبت کنم. حیفم اومدم که این کیس رو باهاتون تقسیم نکنم.
زنی به نامِ Dalia Dippolito در سالِ ۲۰۰۹ تصمیم به قتلِ همسرش میگیره و دنبالِ کسی میگذره که همسرشو بکشه hitman و در این بین پلیس متوجه میشه و یه hitman از خودشون به دالیا معرفی میکنن ، و تمامُ مکالمات و قرارها رو ضبط می‌کنند و روز قتل، نقشهُ قتل رو مثلاً به صورتِ fake و با همکاریِ Mike همسرِ دالیا، اجرا می‌کنن، و بعد دالیا رو به اتاقِ مصاحبه میبرن و ادامه ماجرا. در این داستان، همه در حالِ هنرپیشگی هستند :)
Hitman’s acting, Sheriff’s acting, interrogator’s acting, everybody’s acting
توی attempted ... دیدن ادامه » murder کیس ها، این جذاب‌ترین مورد واسه من است. این بهترین ویدیو کارشده در موردِ این کیس هست:
https://youtu.be/7JttwV6XZ_I
قدر و ارزشِ خود رو بدونین و با خود و یکدیگر مهربون باشید زیبایان. دوستتون دارم
چه جذاب بود :))))
چه کاریه اخه، همون اول دستگیرش میکردن دیگه :)
اگر من بودم که با توجه به شانسم، هیتمن اتفاقی، واقعا ترورم میکرد ؛)
۶ روز پیش، دوشنبه
سلام مریم جان
مرسی از بازنشر اتفاقات جالب، بشخصه برای من که خیلی جذابن
بدشانسی انتخاب من نبوده، فلسفه ی زندگی منه :)
شوخی میکنم البته :)
۶ روز پیش، دوشنبه
محمدِ گلم،
من خیلی خوشحالم که شما از موضوعاتِ مطرح شده لذت برده ای. و همین طور خوشحالم که شما بدشانس نیستی ؛)
خوش باشی نازنین.
۶ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستانِ زیبای من:
یکی از علاقه های من، شنیدن معروف ترین تلفن‌های ۹۱۱و تلفن های برج مراقبِ فرودگاه با خلبان هاست! گاهی خنده دار و گاهی بسیار غمناک هستند.
یکی از غم انگیزترین تلفن‌های ۹۱۱ که تا به حال شنیدم، تلفنِ Debra Stevens به ۹۱۱ می‌باشد و dispatcher ای که جوابِ تلفنِ دبرا را می‌دهد، زنی به نامِ Donna Reneau می‌باشد.باید اضافه کنم دونا، در آخرین شیفتِ کار خود است، چون دو هفته قبل، از کارش استعفا داده است و این آخرین روزِ کاریِ او به عنوانِ dispatcher می‌باشد.
داستان از این قرار است که دبرا در ماشینش قرار دارد و اسیرِ یک سیلِ ناگهانی شده است، و نمی تواند از اتوموبیلش خارج شود. در این تلفنِ ۲۲ دقیقه ای قبلِ غرق شدنِ دبرا در ماشینش، استرس و ترسِ دبرا از مرگ و بی احساسیِ دونا رو شاهد هستین. دونا در دقایقِ اخرِ زندگیِ دبرا، با او بدور از هر گونه empathy و emotion صحبت ... دیدن ادامه » می‌کند .
این تلفن همیشه برای من سؤال‌های زیادی را مطرح می‌کند، در موردِ انسان‌ و پیچیدگی هایش و از همه مهم‌تر، حساس بودنِ بعضی مشاغل!!!
این لینکِ تلفن ۲۲ دقیقه ای در یوتیوب:
https://youtu.be/731o6Djjtz4
بیایید در سالِ جدید، در هر شغلی که قرار داریم، فراتر از وظیفه عمل کنیم و همیشه انسان باشیم. دوستتان دارم عزیزان.
Negin Fooladi و امیر مسعود این را خواندند
امیرمسعود فدائی، نیلوفر و پویا فلاح این را دوست دارند
چه عجیب! تا حالا به گوش دادن به چنین چیزهایی فکر نکرده بودم !
۰۳ فروردین
نیلوفر درود
وقتی تو موقعیت آدم ربایی باشی و دزد رو حین دزدی بگیری ، وقتی پای تصادف جرحی و فوتی باشی و گزارش بنویسی ، وقتی وسط درگیری جمعی با سلاح سرد باشی و... دیگه سر نمیشی نابود میشی و مثل خوردن قرص تو ماتریکس دیگه برگشتی نیست
و....
۶ روز پیش، دوشنبه
محسنِ گرامی،
در پاراگرافِ دوم، خیلی دیگه نگاهِ ظالمانه ای به اینجور افرادِ درگیرِ این نوع مشاغل، انداختین دیگه آخه! خیلی خیلی کلی گفتین!
ممنونم گلم
۶ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دانلود قسمت 17 هفدهم سریال دل ترافیک رایگان
دانلود قسمت 17 سریال دل ( قسمت 17 هفدهم سریال دل )
دل سریال دل دانلود سریال دل قسمت 17 سریال دل قسمت هفدهم سریال دل دانلود قسمت 17 دل دانلود قسمت هفدهم دل

نام سریال : دل
ژانر : خانوادگی - درام - عاشقانه
امتیاز : 17 از 10
قسمت : 17 هفدهم
سال ساخت : 1398
کارگردان : منوچهر هادی
تهیه کننده : جواد فرحانی
بازیگران : بهرام افشاری، بیژن امکانیان، افسانه بایگان، حامد بهداد، ساره بیات، کوروش تهامی، سعید راد، لیلا زارع، علی سخنگو، مهراوه شریفی‌نیا، تینو صالحی، مهدی کوشکی، نسرین مقانلو و یکتا ناصر ...
خلاصه داستان : قصه سریال دل در زمان حال اتفاق می‌افتد و سریالی عاشقانه است. داستان سریال از این قرار است که بین دو نفر جدایی می‌افتد و…

درباره سریال (دل) :
دل ... دیدن ادامه » ادامه ای بر سریال عاشقانه است و شاید بتوان به نوعی آن را عاشقانه 2 نامید. داستان این مجموعه خانوادگی و عاشقانه است و کار بسیار سنگینی است. چون با فرمت جدیدی در این ژانر ساخته شده است. منوچهر هادی کارگردان سریال «عاشقانه‌» از ساخت سریالی جدید به نام «دل» خبر داد و در اینستاگرامش نوشت: «به زودی اخبار جدید از سریال نمایش خانگی با عنوان «دل» از طریق تهیه کننده محترم پروژه جناب «ایرج محمدی» که هم‌اکنون در سریال تلویزیونی «پاهای بیقرار» همکاری با ایشان را تجربه می‌کنم به دستتان خواهد رسید» .

برچسب: دانلود سریال دل,دانلود قسمت 17 سریال دل,دانلود قسمت هفدهم سریال دل,دانلود رایگان سریال دل قسمت هفدهم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_crawl_2019
#درام_دلهره_آور
#سینمای_آمریکا

فیلم crawl در دسته بندی ژانرها زیر مجموعه فیلم های حادثه ای قرار می گیرد. فیلمی که حادثه به وقوع پیوسته در آن سیل و توفان است اما پدیده ای که قهرمان های داستان باید با آن مقابله کنند به مراتب ترسناک تر از این بلایای طبیعی است. فیلم Crawl در برخی پلان ها و سکانس ها یادآور فیلم "آرواره ها" است و به خوبی می تواند استرس حاکم بر موقعیت را به مخاطب القا کند. دلهره ای که غالبا "الکساندر آجا" آن را بواسطه مقوله های واقعی ترسیم می کند و کمتر به سمت سوژه های فراطبیعی می رود . کارگردانی که نخستین بار با فیلم "تپه ها چشم دارند" شهرت جهانی یافت. مولفی که همواره در ورای آثار دلهره آور خود پیامی غالب را القا می کند. پیام هایی انسانی که مخاطب به صورت شفاف با آن مواجه می شود. مولف در این فیلم ... دیدن ادامه » رفتار دهشتناک انسان ها را با یکدیگر سوژه قرار داده است و عنوان می کند انسان ها در عمل می توانند از هر موجود هولناکی با رفتار نامتعارف خود ترسناک تر باشند. رفتارهایی که شاید در نگاه نخست کاملا معمولی به نظر برسند و بسیاری از آن ها را همواره در طول روز بسیاری از ما انسان ها نیز انجام می دهیم.
در باب فنی باید اذعان کرد اثر تلاش زیادی کرده است تا فضاسازی لازم برای خلق یک اثر موفق را داشته باشد اما سوژه مورد نظر به قدری نیازمند فضاسازی سنگین و طبیعی تر است که گویا عوامل فیلم در خلق بی نقص آن با مشکل مواجه شده اند و در برخی سکانس ها جلوه های ویژه نگاه مخاطب حرفه ای را ناامید می کند.

نمره 5.5 از 10
امیرمسعود فدائی این را خواند
علی عبدالرحیم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین روزی که با اسم جدیدم اومد رفقا از رای باز بودن گفتم. اینکه رای باز یعنی زندانی سربراه بودن. یعنی لیاقت مرخصی آخر هفته رو داشتن. اینکه بیای و خوب بمونی و برگردی زندان تا آخر هفته بعد.
قرنطینه امشب تموم شد. از قبل اما شال و کلاه کرده بودم. دروغ چرا اواخر سال یه سری هم به محل کار دفتر تهران زدم. عین ربات بدونِ اینکه به چیزی بخورم راه می رفتم و امید میدادم که میشه گرفت و رد کرد رفت.وقت رفتن رسیده. و واقعا مثل یک پرنده زخمی منتظر خوب شدن شکستگی بال بودم. دیشب برای "ج" که تعریفش رو کرده بودم Hollow Years رو گذاشتم. یکی از پنج آهنگ برتر زندگیم رو و درباره گذشته ها حرف زدیم. اون وقتا که حسی عمیق میانمان بود. میدونستیم که این دیدار نابهنگام بود و شاید هرگز تکرار نشه‌. "ج" بزرگوارانه من رو پذیرفت اونهم بعد از این همه مدت دوری. رفاقت رو برام تموم کرد. درسی ... دیدن ادامه » از معرفت داد. بعد از آهنگ پرسید: " تو رابطه ای؟" جوابی ندادم. الان دارم پام رو میذارم بیرون از خونه اش و شرافتمندانه هنوز رابطه من و اون بدون هیچ گونه لمس بدن ادامه داره . یا شاید هم تموم شده. این رفتار برای من خیلی ارزشمنده. اون حسِ عمیق سرجای خودش مونده.
بگذریم. متن طولانی ست اما گمان کنم تا تهش رو خوندن ارزشش رو داشته باشه رفقا.
قرنطینه تمام شد و من این بار جوری قدم گذاشتم روی آسفالت جلوی خونه که خودم هم بفهمم که تکلیفم چیه. بدون تردید کار داوطلبانه برای من امری ست انسانی. اونهم در خوزستان دوست داشتنی که با همین وضع احتمالا موج بعدی حمله ویروس خواهد بود. الان وقتش رسیده که اقدامی انجام بشه. یک حرکت همگانی لازمه و من میخوام بخشی از اون باشم. باید بابت تمام درسهایی که از باب رفاقت گرفتم و مردانگی درس پس بدم. قرار نیست برم تو دل ویروس، اما هرگوشه کار رو که بگیرم سرشار از حس خوبم. قصد کردم هر شب فیلم ببینم. کتابهام رو زودتر تموم کنم. فرصت اندک و کوتاه است. این درسی بود که تو اون ۵ روز جنگ با ویروس گرفتم.
رای باز به پایان خودش رسیده رفقا. و این بار وقتشه بگه که این دوره از بودنش چقدر سرشار شده از حس زندگی و خوبی. رفقا این بار نزدیکتر بودن و بزرگواریشون من رو به ستایش وادار کرد.
خانم ثانی عزیز که از قدیمی ترین دوستان اینجاست برای من. اینقدر عمیق و تاثیرگذار که سعی کردم لذت همکلامی باهاشون و مواجه رو تا پخته تر شدن خودم به تاخیر بندازم و دیدم خیلی با اون مرز پختگی نخواهم رسید انگار...امیر مسعود فداییِ خوب که من رو یاد اون پسر بامعرفت گنده هه تو بچه های مدرسه والت میندازه. بزرگ و مهربان....سپهر شاعرمسلک خوش ذوق که یکبار دیدنش اینقدر حسِ خوبی ایجاد کرد که همواره در کناری از ذهنم ثبت شده ... سارای مسلط که در هنگامه بیماری کمکم کرد.خوش سلیقه و پر از انتخابهای خوب. ...نیلوفر که پایه من بود تو بحثها. دختر مشتاق برای کشف دنیاها.. عصیانگر. کل کل و حال گیری و رفاقت و تبادل آرا. چه حس خوبی . سراسر لذت...دو سه تایی که جدیدا وارد دایره کلام من شدن و حس میکنم برای اظهارنظر باید بیشتر بشناسمشون. راستی اگر خواستید فیلمی از جنگ جهانی ببینید که اون نگاه کلیشه ای رو به آلمانیها نداشته باشه حتما " صلیب آهنین" رو ببین دوست من. یادمه اون روز در طی مطلب کسی خوندم.
دیگه چیزی باقی نموند؟؟؟؟ اوووم شاید براتون جالب باشه که علی اهل نمازه. به چیزهایی اعتقاد داره و باهاشون حال میکنه.. این رو گفتم صرفا برای شناخت بیشتر .... به دنیای در حین بحران علاقه دارم. چون میدونم که در این شرایطه که با آدمها عریان برخورد میکنم . وقتی روحشون داره برای نمردن تلاش میکنه. هرچی مستاصل تر میشیم عریان تر میشیم. کارهایی میکنیم که دیگه همشون یه داستان واقعی و داراماتیک پشت سرشون ایجاد میشه. میشیم یک صحنه نمایش .
مهمتر از همه اما اینکه برمیگردم.هیچ وقت برای همیشه نمیرم. این رو سالها تو این سایت دوست داشتنی بودن تجربه کردم. چون از جنس سینماست نه هر چیز ناجوری رو نوشتن ؛ باعث میشه برای نوشتن دوباره و برگشتن قلقلک بشم و شکست بخورم و دوباره بنویسم.روز بعد از این ویروس کرونا برمیگردم. اگر زنده بمونم رفقا و از دل کارزار سربلند بیام بیرون، بر می گردم تا تو جشنش باهاتون شریک بشم. یه چند تا شاهکارِ موسیقی کشف کنم و دور هم گوشش بدیم و عشق کنیم که بازهم موفق شدیم.
واقعا از کنارتون بودن لذت بردم رفقا.... این لطف و حق شماست بر گردنِ من
:))))
موفق باشی علی جان و نوروز برای تو به معنای کلمه نوروز شده خوش بحالت!
ولی یادمون باشه اشتباه دولتها رو نکنیم ، کرونا جنگ نیست که شکستش بدیم! کرونا یه مشکله که باید حلش کرد و نیاز به آگاهی داره ، آگاهی ملت
۰۲ فروردین
تو تیوال این سالها خیلی ها اومدند و رفتند.. خیلیهایی که بیشترشون بخاطر تئاتر و دوستی هایی که واقعی شد، بیشتر موندند و خیلیاشونم رفتند و جاشون خالیه هرچند با کامنت ها ونوشته هاشون همیشه یادآور اون بودنها باقی هست..
نوبادی که اولا با اسم خودش "علی" میومد تیوال و بعد شروع کرد به اسم هایی که همیشه معنایی فراتراز یک فردیت و یک هویت داره، با موسیقی هاش و انتخابهای جذابش، و بعد کم کم با قلم منحصر به فردش که خاطره هاش عین زندگی بودند، جزیی از تیوال شد که انگار هرچند وقتی که نیست آدم احساس می کنه که ااا الان وقتشه که دوباره برگرده با نوشته هاش و با اسم جدیدش ...
گاهی سعی کردم خلوتشو اینجا بهم نریزم و فقط بخونمش .. گاهی ذوق همکلامی و موسیقی هاش باعث شده که باهاش بنویسم و همراه بشم
اما چیزی که همیشه از این رفیق خوب تیوالی تو ذهنم هست و می مونه احساس قشنگش به آدمهای زندگیشه که هیچ وقت نخواسته چیزی به جز اونچه که هست رو نشون بده یا منتقل کنه
خیلی از نوشته هاش که شاید مال خیلی وقت پیشه مثل خاطره ی دورزدناش با دوستش تو ماشین و همبرگرخوردنشونو یادآوری خاطرات احساسی شون تا سفرهاش و تنهایی هاش... همیشه گوشه ذهنم هست ... چرا اینقدر موندگار شده؟ مطمئنم دلیلش قلم و زیبایی نوشته هاشه
و مطمئنم اگه روزی دست به قلم بشه برای نوشتن یک داستان و مجموعه، بدون شک جزو موفقترین ها خواهد بود بین مخاطبان

امشب خوندن این متنت علی جان، مثل همیشه یه قطعه ی دیگه از کاراکتر نوبادی رو روشن تر و تکمیلتر کرد.. نه اینکه منتظر تموم شدنش یا کامل شدنش باشیم .. نه .. چون گاهی آدمهایی که دوست داریم ، اونقدر جذابن برامون که این روشن تر شدن و نزدیک تر شدن بهشون عین لذتی از زندگیه که تجربه اش خیلی کمیابه.. بخصوص دوستی که ندیدیش ولی حال خوب کنه...
من منتظر اولین نوشته ات با کنجکاویِ زیاد برای اسم انتخابی بعدیت و ورقهایی که از زندگی زدی و میایی برامون میگی ، بی صبرانه هستم
و ... دیدن ادامه » مطمئنم زیاد دیر و دور نخواهد بود..
مراقب خودت باش رفیق ..
۰۲ فروردین
علی
تو هم داری میری؟
اصلا نکنه رفتی تا الان؟
چقدر رفتن ها زیاد شدن، سخت شدن
هر کی میره انگار یه تیکه از قلب ادم رو هم میکنه و با خودش میبره...
بدترین چیزِ دور بودن از بقیه برام این حس فراموش شدن لعنتیه، انگار کم کم از یاد همه میری و دیگه براشون مهم نیستی
تو میمونی و معدود ادم های مجازی محشری که فکر میکنی میشناسی شون، شبیه تو هستن و دنیات حتی شده به اندازه ی یه اپسیلون باهاشون مشترکه
و حالا فکر کن همونا رو هم دونه دونه از دست بدی و بیشتر بری تو دل سیاه تنهایی
مراقب خودت خیلی باش ❤

یعنی ... دیدن ادامه » میشه سال دیگه سر جشنواره فجر باز دعوا کنیم؟
۰۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_star_wars_2019
#علمی_تخیلی
#سینمای_آمریکا

قسمت نهم سری فیلم های جنگ ستارگان همچنان در همان سیر نزولی پس از قسمت دوم قرار دارد و علت مشخص آن نیز عدم وجود قهرمان و ضد قهرمان شاخص در این اثر است و همچون سایر آثار متوسط این سبک و سیاق قهرمان در ابتدا مغلوب ضد قهرمان می شود و در انتها نیز بر آن فائق می آید . روندی قابل پیش بینی که برترین آثار علمی تخیلی جهان که بر ترسیم ابر قهرمان استوار هستند برای ارتقای خود باید آن را تغییر دهند. فیلم اما در محتوا اندکی امیدوار کننده است و یک تضاد قابل تامل را در قهرمان خود ایجاد می کند که باورپذیر است و بیشتر از آن که جدال قهرمان و ضد قهرمان اثر تماشایی باشد جدال شک ها و تردیدهای درونی قهرمان قصه محتوایی درخور ایجاد کرده است.
قسمت نهم جنگ ستارگان در دو قسمت جلوه های ویژه و چهره پردازی جز برترین ... دیدن ادامه » های سال 2019 است . برتری که همواره در آثار جی جی آبرامز وجود دارد اما شاید با بهترین اثر وی در سال های اخیر یعنی فیلم ten cloverfield فاصله زیادی دارد.

نمره 6 از 10
امیرمسعود فدائی این را خواند
علی عبدالرحیم این را دوست دارد
یادش بخیر اولین قسمت جنگ ستارگان رو تو اولین روزهایی که ویدیو آزاد شده بود دیدم و انقدر خوشم آمد که تا آخر هفته یعنی پنج روز بعد فیلم رو به صاحبش پس ندادم و روزی یکبار تماشا میکردم و باورم نمیشد همچین شاهکاری اصولا میتونه وجود داشته باشه
۰۲ فروردین
چه تجربه شیرینی
۰۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_there_is_no_evil_2020
#درام_اجتماعی
#سینمای_ایران

"شیطان وجود ندارد" یک فیلم چهار قسمتی و اپیزودی در تقبیح مقوله اعدام است. فیلمی تلخ که از نگاه چهار شخص مختلف روایت می شود. نکته اول در مورد محتوا و متن فیلم اینکه اثر به نمایش قسمتی از حادثه می پردازد اما با اسمی که برای خود انتخاب می کند عملا به قضاوت روی می آورد و اصطلاحا یک طرفه به قاضی می رود و به سرعت نیز حکم صادر می کند. ایراد دومی که از متن این اثر اپیزودی می توان گرفت عدم انسجام آن است به نحوی که با فراز و فرودهای متعدد خود مخاطب را دلسرد می کند . نقطه ضعفی که شاید ریشه در فرم نیز داشته باشد آنجا که فیلم با تدوین نامتقارن خود تمپو اثر را با چالش جدی مواجه می کند و مخاطب را با وجود اپیزودی بودن مجبور به نگاه کردن به ساعتش می کند. فیلم در دقیقه 33 خود نخستین شوک را به مخاطب ... دیدن ادامه » وارد می کند و این امر را برای دومین بار در حوالی دقیقه 60 تکرار می کند اما در اپیزود سوم و چهارم گویا برگ برنده دیگری ندارد که بخواهد آن را برای جذب مخاطب رو کند.
در باب این مقوله که آیا این اثر شایستگی کسب خرس طلای برلین را داشته است یا خیر باید گفت تا سایر آثار حاضر در این فستیوال مشاهده نشود قضاوت در مورد آن امری دشوار است اما باید اذعان کرد که فیلم های اپیزودی همواره مورد علاقه داوران جشنواره ها بوده است به خصوص زمانی که موضوعی جنجالی را روایت کنند و در قسمت هایی از قصه تصاویر شوک آور و دیوانه کننده را به تصویر کشند بنابراین پیروزی این فیلم در فستیوال برلین که این روزها دیگر جایی در میان پنج جشنواره معتبر جهان ندارد ، امری طبیعی و شاید به حق باشد.

نمره 7 از 10
امیرمسعود فدائی و پویا فلاح این را خواندند
علی عبدالرحیم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی بغایت دلنشین با تصاویری لطیف و دیالوگهایی مطبوع، بحقیقت یادآور پرده های ونگوگ، بمثابه شعری طولانی که بازی هنرمندانهٔ ویلیام دفو گل سرسبد آن است. فقط حیف که اصرار کارگردان بر دوربین روی دست و قرار دادن دوربین در زوایای بسیار غیر معمول بجای افزایش حس شاعرانگی یا بازنمایی چشم انداز ونگوگ، باعث ایجاد شلختگی بصری در کلیت اثر شده، اگر چه به تفکیک سکانسها دلنشینند.
به هر حال فیلمی است درخور و با توجه به پیشینهٔ کارگردان می توان دریافت که اشنابل زندگی نامه ساز چیره دستی است.
neda moridi، امیرمسعود فدائی و وحید هوبخت این را خواندند
محمد مجللی و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سال ۱۳۹۹ بر همتون مبارک. بی صبرانه منتظر ۹/۹/۹۹ هستم :)
خوشحالم که این عیدی، تعدادی دوستِ تیوالی به دوستانم اضافه شده که فوق العاده باهوش و پر احساسن.
بله، من حرف‌هایی به شما میزنم که به کسی نمیتونم بگویم و این برام بینهایت ارزشمنده.
دوستتون دارم، همیشه عاشق باشید.
دوستدارِ موفقیتها و شادیهاتون، مریم
سلام عزیزم. حدس میزدم که شما آذر ماهی باشی، گر چه اعتقادی به این حرف‌ها ندارم ولی اخلاق شما از نوشته هاتون بر این دلالت داره!!! خخخ
پس یه جشنِ حسابی حتما بگیرین، لذتشو ببرین.
من عاشقِ اعداد هستم و واسه همین اعداد در زندگیم نقش بازی میکنن .
پیشاپیش تولدت ... دیدن ادامه » رو هم تبریک میگم گلم.
۰۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام گلهای روی زمین:
لوگوی گوگل رو چک کنید امروز. خیلی باحاله، روش درست دست شستنه!!!
شب آخر سال خوش باشین :)
امیرمسعود فدائی و پویا فلاح این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بالاخره یه سریال که به نظرم ارزش معرفی داره:
دورورو Dororo
یه سریال کارتونی ژاپنی(انیمه) در سبک فانتزی سیاه( Dark Fantasy) نوشته ی یاسوکو کوبایاشی و به کارگردانی کوزوهیرو فوروهاشی که تو ۲۴ قسمت حدودا ۲۴ دقیقه ای در سال ۲۰۱۹ توسط استدیوی انیمیشن “ماپا”ی ژاپن ارایه شده.
دوبله ی دلنشینی هم داره.
لینک دانلود:
https://www.film2movie.li/85192/دانلود-سریال-dororo/

* این انیمه چندان لطیف نیست و حاوی صحنه های نازیبا و خشنه.
امروز یه انیمه ی دیگه دیدم و تصمیم گرفتم تو این فرصت قرنطینه، یه اشنایی عمیق تری به انیمه پیدا کنم و به این علاقه ی قدیمی کمی برسم. دنیای دلنشینیه. سعی می کنم فهمیده هام از انیمه رو تو پست هایی در دیوار سینما بذارم. البته هیچ نمی دونم هیچکس دیگه ای هم علاقه ای داشته باشه یا نه.


انیمه ی امروز:

از بلندی تپه ی پاپی

From up on poppy hill

... دیدن ادامه » به کارگردانی گُوروو میازاکی

گوروو پسر هیائو میازاکی، کارگردان سرشناس انیمه های ژاپنیه. انیمه ی پونیو، یکی از اثار معروف میازاکی پدره.

یه انیمه ی حال خوب کن و دوست داشتنی
۰۲ فروردین
امروزم اینو دیدم
Okkas Inn
برای بچه هاست ولی دیدنش خالی از لطف نبود. اینکه به بچه هاشون گه چیزایی رو یاد میدن و بنیادی تو روانشون میذارن
۰۳ فروردین
بخاطر زیبا بودنش قیلمش هم ساخته شد .این رو هم میبینم .ممنون ازتون
۰۳ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به فیلم جوکر
حالا که تب جوکر خوابیده است و این روزها،خانه نشینی فرصت خوبی را به ما داده است شاید بشود یاداشتی بر روی فیلم جوکر نوشت. به عقیده من جوکر یکی از خوش ساخت ترین فیلم های سال های اخیر و از فیلم های ماندگار تاریخ سینمای جهان خواهد بود. فیلمی تمام عیار از هر نظر! البته خواندن یاداشت های مختلف چاپ شده پیرامون این اثر هم برای خودش عالمی دارد. اصولا در یک فرا تحلیل می توان دو نوع نگاه کلان را درباره آخرین فیلم فیلیپس طبقه بندی کرد. نگاه محافظه کارانه که عموما جنبه خشونت گرایی فیلم را هدف قرار داده اند و آن را بیش از حد خشن و اغراق آمیز و بی رحم تصویر کرده اند و نگاه چپ گرایانه که آن را نقد کامل نظام کاپیتالیستی میدانند و به نحوی سمفونی سقوط نظام سرمایه داری را سر داده اند. مایکل مور منتقد همیشه منتقد سینمای جهان پا را فراتر می گذارد و در ... دیدن ادامه » گوشه ای از نقدش به ترامپ حمله ور می شود: ((این فیلم درباره ترامپ نیست؛ درباره آمریکایی است که ترامپ را به ما داد - آمریکایی که برای کمک به طردشدگان،به تهی‌دستان هیچ احساس نیازی نمی‌کند. آمریکایی که در آن ثروتمندانِ پلید، فقط ثروتمندتر و پلیدتر می‌شوند)). به عقیده مور و دوستانش، جوکر آینه ای در دست دارد که توسط آن، جامعه ساخته شده آمریکا را و گاتهام شرارت را به ما نشان می دهد.
ژیژاک منتقد مکتب فرانکفورت نیز دیدگاهی چنین دارد اما تند تر با لبه های تیز تر ژیژاکی! او می گوید جوکر هر مقامی را مسخره می کند! او ویرانگر است اما دارای هیچ پروژه مثبتی نیست! راهی را برای برون رفت ندارد. او تصویر از هیچِ ویرانشده در نظام جدید روبروی مان قرار می دهد.حال گذشتن از این مرحله وفروریختن این دیوار با جوکر بود و ساختن دیوار های جدید و نظام جدید با مردم! ژیژاک معتقد است که نظم مسخره آمیز لیبرال دموکرات که هی خودش را اصلاح می کند و با طرح های سوسیال دموکرات، راه برون رفت برای خود می سازد کافی نیست و جوکر اتفاقا انقلاب تهیدست و از دست داده هاست در مقابل این نظم مسخره لیبرال دموکراتی ! جایی که بیل گیتس و زاکر برگ خودشان را سوسیالیست می دانند و این چیزی جز یک فریب بزرگ نیست که جوکر آن را فرو می شکند.
اما خوانش جوکر را از جنبه دیگر می شود انجام داد. به عقیده من آنچه که نظم کاپیتالیستی را بر رقیب دیرینه اش "سوسیالیسم"، پیروز گردانیده است فقط در یک واژه پنهان شده است و آن ذات نقد پذیری جهان سرمایه داری است. از نقطه نظر فلسفی پر بیراهه نیست اگر بگوییم که هیچ نظام اندیشه سیاسی در جهان همانند نظام سرمایه داری با خون و پوست خود در همه ی عرصه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی معتقد به رقابت و نقد پذیری نیست. اصلا شالوده نظام سرمایه داری بر همین دو اصل است. رقابت آزاد و نقد. مایکل مور در یاداشتش می گوید از اینکه اجازه می دهند چنین فیلمی با چنین رویکرد فوندمنتالیستی اش در خود آمریکا ساخته شود جای بسی تقدیدر دارد! اتفاقا به عقیده من ذات نظام سرمایه داری در این است! اصلا اینکه در هر بزنگاهی خود آقای مور اجازه می یابد به راحتی هر چه تمام تر، در ارتباط با بالاترین مرجع کشور سخن بگوید بی پروا و از هیچ چیز نترسد، خاصیت نظام سرمایه داری است! این نه بدان معناست که آقای بوش یا آقای اوباما و یا اقای ترامپ عاشق چشم و ابرو مایکل مور هستند و یا با صحبت های ایشان سرشار از قدرت می شوند نه آنها می دانند اگر یک نفر از زاویه دیگر به آنها نگاه کند چیز هایی را می بیند که اگر بگوید می توان از آن چیز ها در جهت بهبود و بهینه ساختن هر چیز مورد نقد بهره بگیرند! خاموش کردن صدا و اجازه ندادن به ساخت فیلم های برخلاف جریان آب، کار ساده ا ست. با یک دستور العمل و چند خط ممیزی می شود! با یک بار بازداشت آقا مور و هزاران منتقد دیگر می شود! اما وقتی راه ها بسته شد گوش بسته می شود و اشکالات، دمل های چرکین می شود و آرام آرام سرطان می شود و جان آدمی را می گیرد. همانطور که جان شوروی سابق گرفته شد. نظام های دیکتاتوری با بستن زبان ها، خاموش کردن نقد ها و از بین بردن رقابت ها در واقعه تیشه به ریشه خود می زنند . روزی سر بلند می کنند و میبینند نیستند. اما هالیوود این را می داند. سرمایه می دهد تا فیلیپس (یکی از بهترین های جهان ) آن را بسازد، بهترین بازیگر جهان برایش بازی کند، بهترین کستینگ دورش جمع شود، بهترین تبلیغات برایش انجام شود ، بیشترین شکل ممکن درباره اش نوشته شود و بهترین شکل ممکن دیده شود ( منظورم سرمایه دولتی نیست. ایجاد بستر ساخت چنین پروژهای یا به عبارت دیگر ایجاد پارادایمی که در آن این اتفاق افتادنی باشد). بعد می نشیند کنار، یکی یکی می بیند، نقد ها را می شنود، خشونت کریه را ریشه یابی می کند و برای نیوفتادن به بلبشوی آخر فیلم، برنامه ریزی و هدف گذاری می کند! اینکه گمان کنیم این فیلم پایان قریب الوقوع نظام سرمایه داری را نشان می دهد و یا آخرین ضربه را بر پیکر بی جان این نظم جهانی می زند به عقیده من برخلاف نظریه پردازان چپ گرا ،کاملا برعکس است. اتفاقا این فیلم و امثال این فیلم، چراغی هستند که هر از گاهی می افتد گوشه ای از این نظام و خلل و فرج آن را به برنامه ریزان نشان می دهد و راه های برون رفت برایش برنامه ریزی می شود. به عقیده من شاهکار فیلیپس در دل خود گره گشایی هایی دارد که می شود درباره اش ساعت ها و هفته ها صحبت کرد. اما از این فرا تحلیل (که باز تاکید می کنم برداشت شخصی اینجانب است ) اگر بگذریم می توان جوکر را از دو جنبه فردی و اجتماعی هم به تفسیر نشست که باز هم در همان فرا تحلیل می شود درباره اش صحبت کرد.
جنبه فردی و اجتماعی شخصیت جوکر
شخصیت پردازی آرتور با بازی محیر العقول فینیکس بسیار زیبا و عالی از کار درآمده است. نمونه ای از شخصیت ترد شده که به هر دری میزند به بن بست می رسد. شخصیتی که کاری به کسی ندارد و می خواهد دلقکی باشد که برای گذاران روزمرگی های خودش و مادرش، سر چهار را برود و پول در بیاورد اما جامعه دهشتناک غلو شده گاتهام، از او مردی میسازد که نه تنها بر علیه نظم موجود ناخواسته می آشوبد بلکه کار را برایش به جایی می رسانند که مادرش را نیز بکشد. آرتور در چند ده دقیقه، از یک موجود مفلوک و بی آزار کتک خور، تبدیل می شود به یک موجود مهیب که به هیچ کس و هیچ چیز رحم نمی کند. جایی خوانده بودم انسانها به مانند یک ظرف می مانند. بعضی ها یک لیوانند، بعضی ها یک پارچ، بعضی ها یک بشکه و بعضی ها هم یک استخر! اما ظرفیت همه این بعضی ها نمی تواند لایتناهی باشد و انگاه که پرشد، دیگر حتی یک قطره هم یک قطره خواهد بود! کسی نمی گوید یک قطره سر ریز شد می گوییم فلان ظرف سر ریز شد! شاید این مثال خوب باشد برای توضیح وضعیت ارتور . یک جایی از قصه دیگر سر ریز شد! دیگر از خودش بیرون زد. ناکامی های پی در پی که بسیار هوشمندانه در قصه گنجانده شد و ساختار های بی رحم نظام سرمایه داری همراه با اتفاق های روزمره ای که برای همه ی ما میافتد آرام آرام، ارتور را نشاند در جایگاه یک قاتل حرفه ای! یک قاتل دلقک که به زشتی های پیرامونش از پشت ماسک می خندید و درون یخچال گریه می کرد! تصاویر متضاد و متناقض گریه و خنده های جوکر با بازیگری بسیار استادانه فینیکس شاید سال ها طول بکشد که باز تکرار شود. تکان های وحشتناک فیلم، ضربه های متوالی، همه و همه از ارتور، شکست خورده ای را ساخت که تا الان فکر میکرد زندگیش تراژدی است اما زندگی اش یک کمدی بیش نبود!
و چه کمدی دردناکی که تمام فراخنای جان آدمی را در هم می نوردد. بی شک همه ی ما یک ما به ازای آشنا در این فیلم داریم، اطرافیانی که ناخواسته و فقط از روی عادت آزارمان می دهند، آنهایی که آزار جزیی از شغلشان است و گروهی از این آزارشان لذت می برند، انهایی که منظوری ندارند،آنهایی که از روی دوست داشتن آزار می دهند، آنهایی که نمی فهمند و آزار می دهند، آنهایی که چون اکثریت هستند آزار می دهند و همه و همه بخشی از زندگی هر رزومان است که تجربه می کنیم! به اطراف خود نگاه کنید؟ کم نیستند از این آدم هایی که پیرامون آرتور چرخ می زنند؟ در هفته چقدر با سولات نزدیک ترین دوستان و آشنایانمان رنجیده میشویم؟ چقدر از محبت های بی جای دیگران رنجیدیم؟ چقدر برنامه در حال پخش است که با مضحکه گرفتن دیگران ( جنسیت شان، نژادشان، لهجه شان، سیاست شان و...) می کوشند ما را بخندانند. و اکثریت ما را هم می خندانند! درست مثل شوی تلویزیونی موری! اسم نمی برم اما حتما سراغ دارید شما هم!
ما در جامعه شناسی واژه ای داریم به اسم دیکتاتوری اکثریت! و شما این روز ها این موضوع را به وضوح مشاهده می کنید. باید بپذیریم که ما اقلیت هستیم وقتی داد می زنیم در خانه بنشیند برای ویروس کرونا! بعد می بینیم تمام اتوبان تهران - کرج قفل می شود و تا صبح مردم در شب چهارشنبه صوری ترقه بازی میکنند و دنبال خرید شب عیدند. این کاملا دیکتاتوری اکثریت هاست! حال واکنش ما چیست؟ بالتبع ظرفیت ما با هم فرق می کند! یکی لیوان است آن یکی حوضچه بزرگ. اما خلاصه سر می رود. من مینشینم می نویسم و پست اینستا می گذارم و هجوم می برم به حداکثری ها! یکی دیگر لباس می پوشد می رود ورودی و خروجی شهر را می بندد و بزن بزن می کند! هدف یکی است! "اعتراض به دیکتاتوری اکثریت". ارتور هم از این قاعده مستثنی نیست. اما او بنا به سبقه گذشته اش، خیلی چیز ها را در نداشتن یک آغوش محبت آمیز مقصر می داند. دست بر قضا اسلحه دستش می افتد و او هم شروع می کند به انتقام! کشتن در هر فرهنگ و اندیشه ای بد است اما گاهی باید کفش یکی را بپوشیم و راه برویم از زمین هایی که او راه رفته بعد موعظه و پیش داروری کنیم! این بدان معنا نیست که راه دیگری نبود! نه بود اما برای این کارکتر با این ویژگی ها شخصیتی نبود! بله خشونت بی پرده و کریه است و به کریه ترین شکل ممکن در این فیلم تصویر شده است اما چه مسیری طی شد که آرتور بدانجا رسید. او که فقط داشت استند آپ کمدی اجرا میگرد! در یک گوشه تاریک! چرا شبکه های اجتماعی سوژه اش کردند؟ چرا موری اورا به برنامه دعوت کرد؟ ذات ان برنامه چه بود؟ چرا به تمسخر گرفتن یک فرد برای مان می تواند خنده دار باشد؟ یک نفر ظرفیتش را دارد با ما می خندد و تمام می شودیک نفر ندارد! البته باز هم آرتور تلاش کرد به کسی آسیب نرساند، کف آسفالت خوابید و کتک خورد،کف قطار خوابید و کتک خورد. اصلا قرار بود "خودش" را در برنامه موری هدف قرار دهد. شما را ارجاع می دهم به سکانسی که در خانه اماده می شود. در جایی با آهنگ می نشیند روی مبل، هفت تیر را می کند درون دهانش و به اصطلاح شلیک میکند. این یعنی هدف اصلی خودش است! اما می رود درون سالن و با سوالات موری روبه رو میشود! این جامعه است که دنبال داستان می گردد! از نظر خود او و از نظر همه ی ما، شلیک به خودش خواهد بود. فیلم هم همین را می خواهد! اما وقتی با جمع روبرو می شود می بیند جامعه داستان می خواهد! جامعه روایت می خواهد! اوست که تبدیل شده است به یک نماد! اتفاقا موری خودش بدان دامن می زند! از او می پرسد فکر می کنی تو رهبر یک جنبشی؟یعنی سناریو را برایش می سازد! و این ذات رسانه است. ما نیز در بسیاری از برهه ها همین کار را با اطرافیان مان میکنیم! یادم هست در دوران دبیرستان دوستی داشتیم به اسم اکبر. یک روز این بنده خدا چون باران می امد یقه کاپشنش را داده بود بالا . تا امد داخل کلاس، یکی از بچه ها داد زد اکبر خلاف اومد! او ایستاد به همه نگاه کرد و یقه اش را باز بالاتر داد! ما از آن روز او را صدا کردیم اکبر خلاف! او هم همیشه کاپشنش همان شکل پوشید و ارام ارام وارد کارهای خلاف شد و تا جائیکه من یادم هست تبدیل به یکی از خلافکار های محل شد! عین واقعیت است این خاطره ! در جامعه شناسی به این موضوع لیبلینگ تئوری و یا تئوری برچسب میگویند که من با خون و پوستم ،ما به ازای خارجی ان را لمس کردم و از نزدیک دیدم. آرتور جایی که می بیند تبدیل به یک سبک شده است قدرت می گیرد و از موری می پرسد: تو تا به حال بیرون از اینجا رفتی؟ چند ده ساله داری به همین شکل برنامه رو اجرا می کنی ؟می دونی اون بیرون چه خبره؟هیچ کسی حاضر نیست خودشو جای دیگری بزاره، همه از رو هم رد میشن! هیچ کس به غیر خودش به کسی دیگه فکر نمیکنه ! تو بدی موری! تو منو آوردی اینجا که منو مسخره کنی! آن شلیک که قرار بود سقف دهان جوکر را بشکافد حالا در کمال تعجب ،موری را در روبروی دیدگان میلیون ها نفر هدف قرار داده است ! موری قاتل خودش شده است! موری سناریو را تغییر داده بود!وحالا جوکر بازی را برگردانده بود! او به رسانه تحقیر ساز شلیک کرد.به خنده های دیکتاتوری اکثریت!
به عقیده من، میلیون ها جوکر پیرامون ما در حال زندگی کردن هستند. اصلا هر کدام از ما در درون خود یک جوکر داریم ولی اسلحه ما با هم متفاوت است. ظرفیت های ما با هم فرق دارد. مراقب ظرفیت های هم باشیم و بیشتر حواسمان به رفتار های روز مره مان باشد. رفتار هایی که شاید از دید گاه ما عادی باشد اما تحملش برای یک نفر که راهی شبیه ما نرفته است سخت است و ممکن است او را را به واکنشی متفاوت تر مجبور کند.
جوکر تاد فیلیپس، به عقیده من یکی از بهترین فیلم های ساخته شده جهان است که باید آن را دید و با تامل به آن نگریست. با همه ی زشتی هایش و با همه خشونت های سطح اولش، گمان می کنم یک تراژدی است درباره زوال انسانیت. درباره کسانیکه دوربرمان زندگی می کنند و ما حواسمان بهشان کمتر است! درباره دیکتاتوری اکثریت. حواسمان به ظرفیت های هم باشد.
*نقد ژیژاک و مور نقل به مضمون اورده شده است و در سایت ها نمونه کامل آن موجود می باشد


عالی بود کاوه جان
مثل همیشه جامع نگر، متفاوت و عمیق...
۶ روز پیش، دوشنبه
مرسی که وقت گذاشتی پدرام جان
خوشحالم که خوشت اومد.
۶ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید