تیوال سینما
T1 : 17:10:11
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

همانطور که میان مفهوم خالق و تولیدکننده‌‌ تفاوت وجود دارد، آفرینش هنرى نیز با "فست فود سرگرم کننده" (Entertainment) متفاوت است. عظمت، یکبارگى و نابهنگامى سرگرم کننده نیستند و امر سرگرم کننده هم عارى از آنهاست. سرگرمى، ابتذال هنر است.
شرط ساخته شدن‌‌اش فراموشى و بیهوشى مخاطب یا مصرف‌‌کننده است؛ منطق جهانى که مى‌‌گوید: فقط خوش بگذران!
آیا هنر حتما پیچیدگى‌‌ست؟ نه هنر امکان براى خلق ناممکن‌‌هاست و ناممکن تنها براى ضعفا پیچیده است و نه براى قدرتمندان در روح، چراکه آنها بسیار ساده و صمیمى‌‌اند.
پس هنر ساده نشده است، هنر ساده‌‌انگارانه شده است.
عظمت هنر در برابر جهان سرگرمى‌‌ها و محصولات بى‌‌مفهوم تحقیر شده است. Entertainment چاه عمیق و سیاهیست در برابر شعور انسان. رقص ها و بازى ها و جشن هاى این جهان عظیم شعور ندارند و تنها آفریننده‌‌ى امکان‌‌هاى ... دیدن ادامه » مصرفند و انسان را متوجه هستى انسان نمى‌‌کنند و انسان را به تاریخ و اساطیر و مفاهیم بازنمى‌‌گردانند. از درون تمام حرکتهاى جمعى تنها فردیتهایى نمایشى سربرمى‌‌آورند، تا در نهایت مصرف شوند. عظمت در آینده است اما توهم این عظمت، انسان را مدام به حسرت گذشته وا مى‌‌دارد.این جهان مصرف است و نه مخاطب! همه چیز خرید و فروش مى‌‌شود و ارزش چیزها براساس چیزى خارج از خود آنها تعیین مى‌‌شود و محصول هنرى نیز در نهایت خود را در میان انبوهى مفهوم "کالا" تعریف کند. بخشى از پرسش‌‌هاى زنده پیش‌‌روى من اینگونه است:
کار یک اثر هنرى چیست؟ ترسیم أفق هستى بشر "در فرم"، "با فرم" و "براى فرم" یا درگیر شدن با مفاهیم و معناها؟
آیا هنر مى‌‌تواند جهان ابزورد، مبتذل و بى‌‌معناى ما را معنادار کند؟
عنصر جادویى هنر چیست؟ آیا هنر یک بازى سحرآمیز است؟
ارزش یک اثر هنرى چگونه است؟ اهمیت و ضرورت هنر در چیست؟ مبانى سنجش‌‌هاى ما در هنر چیست؟
شکل مواجهه‌‌ى هنر با قدرت‌‌ها و نهادها چگونه است؟
و در نهایت هنر در هستى بشر در مقام پرسش است یا پاسخ؟
(ش.ن)

پی‌نوشت: همچون بی‌خانمانی که در شهری پر از خانه‌های خالی به اجبار گوشه‌ای برای خوابیدن می‌جوید؛ به ناچار پناهِ رویاپردازانه سینما را برای زیر کارتن آرمیدنِ این نوشته انتخاب کردم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم داستان خاص و قابل اعتنائی نداره اصلن ولی بعنوان یک فیلم کمدی به نظر من موفقه و طنز قابل قبولی داره و در خنداندن تماشاگر خیلی موفقه
البت از نظر من ..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسیقی زیبا ..... فقط همین......انتظار بیشتری از مازیار میری داشتم و در کل فیلم بی روحی بود که می تونست جذاب تر هم داستان یک رفاقت رو نشون بده.
ربطی به میری نداشت مشکل فیلمنامه بود
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زیبا و زیبا و زیبا...
امیر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۴ روز پیش، دوشنبه
محمد عسگری ، پرند محمدی ، سپیده و علی ژیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۴ روز پیش، دوشنبه
محمد عسگری ، پرند محمدی و علی ژیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرودت، مورخ یونان باستان، می‌گفت که: ایرانی‌ها مقلدان خوبی هستند و گاه رونوشت را از اصل بهتر درمی‌آورند. (نقل به معنا) این گزاره در موارد زیادی صحیح است و می‌توان مثال‌های تاریخی زیادی در این زمینه ارائه داد؛ به‌ویژه در علوم نظری و آفرینش‌های هنری ما اغلب خودکفا نبوده‌ایم و گوشه‌چشمی به دست‌آمد دیگران داشته‌ایم. به‌ویژه پس از برآمدن مدرنیته و به دنبال خیزش مشروطه، این نوع الگو‌برداری رو به افزایش گذاشته است. مثلا ما فاقد سنت‌های کهن‌سال نمایشی بوده‌ایم، یا اینکه سینما را ما اختراع نکردیم، یا اینکه ما بیشتر حکایت گفته‌ایم و تجربه‌ای در قصه‌نویسی مدرن نداشته‌ایم، اما رونوشت‌های ما در این زمینه، در مواردی حتی فراتر از اصل بوده است. مثلا ما مقلد سینمای غرب و به‌ویژه سینمای هنری اروپا بوده‌ایم. اما از بستر همین تأثیرپذیری، فیلم‌سازانی ... دیدن ادامه » مانند عباس کیارستمی و اصغر فرهادی و دیگران برآمده‌اند که حرفی برای گفتن دارند و در موارد زیادی مورد ارجاع همتا‌های خارجی خود قرار گرفته‌اند.

رمان «بوف کور» به چندین زبان ترجمه شده است و صادق هدایت با همین اثر بیش از هر نویسنده ایرانی در جهان درخشیده است. غلامحسین ساعدی هنگامی که هنوز حرفی از مارکز و رئالیسم جادویی در میان نبود، به قول شاملو با داستان‌های «عزاداران بیل»، پیش‌قراول این سبک ادبی بوده است. اما در کنار این مثال‌های غرورآفرین، در موارد بیشتری می‌توان گفت ما نه‌تنها فراتر از اصل نبوده‌ایم، بلکه بسیاری از سبک‌های هنری و وارداتی را در این سرزمین به ابتذال کشیده‌ایم. در این زمینه مثال‌ها فراوان است و یکی از مثال‌های اخیر همین استندآپ کمدی است که به تقلید از شومن‌های خارجی و به‌ویژه شبکه‌های ماهواره‌ای و فارسی‌زبان، وارد فرهنگ نمایشی ما شده است.

حالا دیگر همه تب استندآپ کمدی گرفته‌اند و هر نوع بی‌فرهنگی و لوس‌بازی و شکلک‌سازی و شوخی‌های جلف را در زرورق این نام می‌پیچند و به مخاطب ساده‌اندیش عرضه می‌کنند. به‌ویژه برنامه‌سازان صداوسیما در این زمینه گوی سبقت را از دیگران ربوده‌اند. واقعیت این است که صداوسیما، لااقل حدود یک دهه است که بازی را به رقبای خارجی باخته و دچار ریزش مخاطب شده است. اما به جای آنکه چاره‌سازی کند و راه‌حل را در ساخت فیلم‌ها و مجموعه‌های باکیفیت بجوید، با تقلید از شبکه‌های برون‌مرزی به ساخت برنامه‌های مضمحل و سقوط کرده‌ای مثل مانند بفرمایید شام و آکادمی آواز و مسابقه صدا و چه‌و‌چه رو آورده است. یا صداپیشگان بازنشسته را احضار کرده است که نقش خوانندگان لس‌آنجلسی را مکرر کنند. یا کمدین‌های ورشکسته را آورده است که با شوخی‌سازی‌های سخیف به قول خود استندآپ کمدی بسازند.

خندوانه نیز یکی از این پدیده‌هاست که در غیاب برنامه‌های سالم و متفنن، تا حدودی مورد اقبال عمومی قرار گرفته است. اما آیا اقبال از این برنامه را ‌باید به نام رامبد جوان ثبت کنیم؟ فکر می‌کنم چنین نباشد. این برادر با کارهای خود نشان داده که کمدین خلاقی نیست و جز تقلید و شکلک‌سازی کاری از دستش بر نمی‌آید. بنابراین از جلوی دوربین به پشت دوربین کوچید و با ساختن فیلم‌هایی مانند ورود آقایان ممنوع، کوشید بخت خود را در این زمینه بیازماید. انصاف آنکه نشان داد در این زمینه از استعداد بیشتری برخوردار است و کاش به همان مسیر ادامه می‌داد و سر از خندوانه درنمی‌آورد.

کمدی در ذات خود گرایش به هنجار‌شکنی و عبور از خطوط قرمز دارد. ارسطو می‌گوید که کمدی در معنای اصیل خود ریشخند زشتی‌های جهان است. اما از سوی دیگر، کمدی همه کمدی است و پاره‌ای از کمدی‌ها صرفا برای سرگرمی ساخته می‌شود و هیچ اشکالی هم ندارد. اما خندیدن به هر قیمتی و به هر مسئله‌ای اصلا کار جالبی نیست. عوامل اجرائی برنامه با گرفتن خنده‌های زورکی از تماشاچیان داخل استودیو سعی در ایجاد فضایی متفاوت را داشتند و دارند که البته خنداندن مردم در این برهه از زمان و با وجود مشکلات بسیاری که گریبانگیرش هستند، بسیار کار سختی است و این اصرار برای خنده‌های زورکی سطح سلیقه و ذائقه مخاطب را به‌شدت پایین می‌آورد.

اما مشکل اینجاست که سیمای ما در قالب برنامه‌هایی مانند خندوانه، گاهی هم می‌خواهد سیاسی‌کاری کند و کانون‌های قدرت را دست بیندازد منتها قدرت از دید سیما فقط در دولت‌هایی خلاصه می‌شود که با آنها همسویی نداشته باشد. بنابراین نوعی طنز جناحی را جایگزین طنز انتقادی در معنای حقیقی آن می‌کند. برنامه‌سازان فرمانبری مانند جوان نیز منفعلانه در خدمت اهداف سیاسی سیما قرار می‌گیرند. یا اینکه در موارد بیشتری، به جای پرداختن به مسائل اجتماعی، وارد حریم شخصی افراد می‌شوند و اشخاص حقیقی را مورد توهین و استهزا قرار می‌دهند. به‌عنوان نمونه، سازندگان خندوانه یکی از فوتبالیست‌ها را به برنامه دعوت می‌کنند و بعد نام فامیلش را مورد تمسخر قرار می‌دهند و آقای جوان نیز قاه‌قاه می‌خندند. غافل از اینکه توهین به اشخاص طنز نیست و هتاکی و تجاوز به حریم شخصی افراد است. در اینجاست که برخلاف نظر هرودت باید گفت که: ما نه‌تنها بدل را بهتر از اصل نمی‌کنیم، که متخصص به ابتذال‌کشاندن بسیاری از پدیده‌های جهانی، به‌ویژه در حوزه هنرهای نمایشی شده‌ایم؛ همچنان که با استندآپ کمدی چنین کرده‌ایم و شکلک‌سازی و شوخی‌های سبک و توهین به اقوام و اشخاص را به نام این نوع کمدی توجیه می‌کنیم.
امیر این را خواند
روشنک ، عباس الهی و ابرشیر این را دوست دارند
رفیق آلکاترازی اندیشه ورزم بر نگاه نقادانه ات درود می فرستم.
البته خودت نیک می دانی تلوزیون در همه جای دنیا نهاد محافظه کاری شناخته می شود و یاد جمله قصار گدار کبیر می افتم که در بین تاتر و سینما و تلوزیون ،تاتر را واجد ارزش های شایان توجه و بن فکنانه ... دیدن ادامه » می داند و لاغیر:))
البته نه تاتر بی مایه کاسبکارانه ی مورد علاقه طبقه نو کیسه که از ماهیت اصلی اش تهی شده است

سرت سلامت باد رفیق
۵ روز پیش، یکشنبه
متعجب شدم از اینکه برنامه های تلویزیون ملی ! رو دنبال می کنید،
مدتهاست فکر می کردم فقط کارکنان صدا و سیما برنامه هاشو دنبال می کنن (!
۲ روز پیش، چهارشنبه
اگر همچنان به زعم شما ملی است؛ من نیز قطره‌ای از دریای ملتم.
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اصولا اهل این سبک فیلم ها نیستم به اتفاق خانواده که به تماشای فیلم رفتم حقیقتا اولش به زئر بئد ولی بعد از دیدن فیلم کلا نظرم عوض شد و حتی قسمت هایی از فیلم به مرز گریه کردن رسیدم خیلی زیبا و دارای موضوع خوبی بود و حتما پیشنهاد میکنم به تماشای ان بروید
احسان هیدی و یاسمن پورمهران این را خواندند
شایان اعتمادی پور این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کمدی دورهمی

به فیلمهایی همچون اکسیدان فیلمهایی یک بار مصرف میگویند که البته بهتر از فیلمهای بی مصرفند. یک بار مصرفها کاملا در سطح حرکت میکنند و استانداردهای لازم را در همان لایه ی سطحی دارند و اثرشان هم فقط در محدوده زمانی است که در حال تماشا هستیم. این نوع فیلمها برای دورهمی و تفریحی سینما رفتن بهترین گزینه هستند. اکسیدان لحظات بامزه و خنده دار می افریند اما خلق چنین شوخی های موقعیتی و کلامی کمتر تابع علیتهای کنشی و شخصیتی در طول روایت هستند و نقاط کلیدی روایت از جمله شروع قصه، گره افکنی ها و گره گشاییها و پایان بندی با پشت گوش اندازی کارگردان به ساده لوحانه ترین شکلهای ممکن طراحی میشوند. و بنابراین تنها اندوخته فیلم همان شوخی هایش است و اصالتی در زیر و بم این لحظات شوخ وجود ندارد. وقتی فیلمساز فقط روی لایه سطحی ساختار فیلمش سرمایه گذاری ... دیدن ادامه » میکند اثراتش هم به همان اندازه اندک دوام دارد.
Positron ، یاسمن و رها باصفا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۶ روز پیش، شنبه
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۶ روز پیش، شنبه
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۶ روز پیش، شنبه
محمد عسگری این را دوست دارد
هماوره یکی از منتقدین چنین گزارش‌های تصویری بوده‌ام.
تصاویری که عمدتاً بدون کوچک‌ترین شرح و توضیح آپلود می‌شوند و طبعاً کمترین اثر را خواهند داشت.
مثلاً در مورد همین گزارش؛ برخی از عکس‌ها بیشتر از آنکه بیان کننده حال و هوای مراسم باشند (بماند که ... دیدن ادامه » خودِ مراسم نیز بدون توضیح همچون عروس بی‌جهاز عقیم جلوه می‌کند) بیشتر بیانگر ظاهر آراسته، خوش‌تراشی فیزیکال و نازنین چهره‌های نسوان محترمه حاضر در این مراسم است و لا غیر.
البته داستان این گزارش‌های تصویری در خصوص اجراهای نمایش مختصات و توجیه دیگر دارد و متفاوت است.
۶ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«سارا و آیدا» فیلم بسیار بسیار شریف و زیبائی است هرچند به همون میزان تلخ و گزنده و به اندیشه وادار کننده است.
ضمناً ما همچنان بر دیوار سینما می‌نویسیم و لیست فیلم‌های روی پرده به روزرسانی نمی‌شود...همیاری عزیز،دریاب ما را!!
پرند محمدی و علی ابراهیم این را خواندند
Prudence و ماهرو رستمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با صحبت های آقای بزرگی در مورد این فیلم کاملا موافق هستم. :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای فیلم ساعت پنج عصر صفحه اطلاع رسانی باز نشده آیا ؟
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
گمان میکنم بخش سینما دیگه فعالیتی نداشته باشه
۱۸ مرداد
درود و سپاس آقا مسعود.. تازه باز شد صفحه ش فک کنم
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«می‌گویند» احتضار سینما از همان لحظه که دلبری‌های تلویزیون و سیطره این رسانه بنجل، بیماری میانمایگی را میان خلق‌الناس اپیدمیک کرد و مسحور شدگانش با هر رانه‌ی عقربه‌های ساعت فزونی یافتند، شمارش نفس‌های واپسینش مثل احوال قهرمانان شکست‌خورده‌اش در سکانس‌های نهایی شاهکارهایش آغاز شد. ژاک رانسیر یکی از همان‌هاست که «می‌گویند».

ایده پایان سینما نه در سالهای اخیر بلکه 70 سال پیش بیان شد؛ همان سالها که سینما در حال تولد و عبور از سن خردسالی در بیش از 90 درصد کشورها بود. اما چه تحلیلی در آن دهه برای هنر نوپای سینمای نوپا عصری آرماگدونی متصور می‌شد؟ اگر واقعاً سینما بیش از نیم قرن است دست‌کم از درون رحلت کرده پس این پوسته فروخورده و وارفته‌ی بزک شده نامش چیست؟
نوبادی و روشنک این را خواندند
ابرشیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه فیلم خوش ساخت و تاثیرگذار
نوبادی و یاسمن پورمهران این را خواندند
farhad riazi ، شکوه حدادی و LoRd_Zh این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدتها بود سینما نرفته بودم و و مدتهای مدیدی بود که در انتظار فیلم برادرم خسرو بودم... یکی از بهترین فیلم های اخیر سینمای ایران ... در گرمای سی و چند درجه مرداد ماه با رطوبت بالای 70 درصد راهی سینما شدم و چقدر خوشحالم که به تماشای این فیلم خوب نشستم... داستان همان سوژه همیشگی بوده همان ورود فرد غریبه نامتناجنس در جمعی جدید... فرد عجیب داستان قرار بود خسرو باشد خسرو که از بیماری مانیک رنج میبرد(شهاب حسینی)اما همان طو.ر که برای من قابل حدس بود فرد متفاوت داستان؛ ناصر با بازی منحصر بفرد ناصر هاشمی بود،شخصا متعجب بودم که چرا ناصر هاشمی را کمتر در پرده سینما میدیدم...چقدر بازی کنترل شده و مناسبی داشت...بر خلاف سوژه های همیشگی خیانت و فقر در سینمای ما... امروزشاهد داستانی قوی و خوب و سوژه به نسبت جدیدی بودیم. بیماری روانی و نحوه برخورد اعضا با ان.من به احسان بیگلری ... دیدن ادامه » تبریک می گویم ... و بیصبرانه انتظار فیلم بلند دیگری از او را دارم...سینمای ما سینمای جوان ما... پر از امید است و روزهای روشن اینده....بیگلری... مکری...برزگر...سعید روستایی ... سلام روزهای روشن و سپید فردا...از دل این همه سیاهی شما امده اید.. و چه خوب....که هستید.
بله فیلم بسیار خوبی بود و بازی شهاب حسینی فوق العاده. البته بیماری خسرو مانیا نبود.
۱۷ مرداد
جدی...من تصور میکردم خسرو مانیک هست،یه جور علائم‌شیدایی رو نشون میداد
۱۷ مرداد
تو فاز شیدایی بله ولی فاز مخالفش هم هست
۶ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آن سینمایی که من می‌شناسم و بدان مؤمنم زیستی دیگر در حیات این هنر دارد. سینما به مفهموم عام و حتی شبه خاصش همانطور که ژیژک نیز آنرا تجزیه و تشریح کرده توهم سوژه‌پندارانه مخاطب را مستمر و مدام تمدید می‌کند؛ به تعبیری زاینده نوعی ایدئولوژی مصنوع و جعلی است. "Fantastic Cinema" همان جادو و جنبلی است که لکان هم در تحلیل‌های روانکاوانه سینمایی‌اش به عنوان فرجام این نگرش مطرح می‌کند. اینها همه یعنی همان تقلیل سینما تا سرحد یک ابزار، یک رسانه و یک هدف غیر هنری. افزون بر 90 درصد تولیدات شبه‌سینمایی حال حاضر دنیا سوژه‌های نکوهش شده و معلولان آزمایشگاهی این دیدگاه‌‌هاست. سویه‌ای که من نیز با آن هم‌افق و در قرابتی استراتژیکش هستم.

منازعات سینمایی ژیژک، دلوز، رانسیر و ... به انضمام گفتارهای لکانی؛ خواندنی، آموختنی و پر از پیچیدگی‌های مفهومی اما کارا ... دیدن ادامه » هستند. اما بالا و پایین کردن مفهوم سینما و چِلاندن آن با فلسفه، روانکاوی، تحلیل‌های گفتمانی هرگز نتوانستند بال‌های هنری و فرمالیستی آن را برایم بشکند.

نقطه منازعه اندیشه سینما میان من و پیشوایان فکری‌ام از همان نطفه نخستین دیواره تخم‌مرغی‌اش را ‌می‌شکاند و همچو طفلی نارس خود را به بیرون پرتاب می‌کند؛ اگر به قول افلاطون «تِـخنه»‌اش در فلسفیدن‌های سینمایی در خلأ رهانیده شود.

گاه سیلی‌ها به جای صورت می‌توانند به «هـــوا» بخورند و در بی‌وزنی و رهاشدگی موجی از حرکت‌های معلق اما هارمونیک پدید بیاورند. در چنین موقعیتی برای یکی مثل من حرکت و انگیزش پرتاب دست ارزش و اصالتی کمتر از زیبایی‌شناسی وضعیت آینده‌اش خواهد داشت.
نیلوفر ثانی و تیلا بختیاری این را خواندند
ابرشیر ، حمیده صمدی ، پرند محمدی و نوبادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» گفتگوی تیوال با سحر صباغ سرشت

گفتگوی تیوال با سحر صباغ سرشت / تهیه کننده.

گفتگو کننده: محمد عسگری

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره فیلم فراری
» گفتگوی تیوال با ترلان پروانه

گفتگوی تیوال با ترلان پروانه / بازیگر.

گفتگو کننده: محمد عسگری

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره فیلم شنل
» گفتگوی تیوال با حسین کندری

گفتگوی تیوال با حسین کندری / کارگردان.

گفتگو کننده: محمد عسگری

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی جذاب با موضوعی البته ساده
من این فیلم رو بیشتر به خاطر بازی خانم قاضیانی دوست داشتم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این فیلم رو اخیرا دیدم
می توان گفت فیلمی بسیار جذاب و دیدنی هست. البته به نظر من نقطه قوت این فیلم فلش بک های اون بود که هنرمندانه طرح ریزی شده بود. یه فیلم خوب که ارزش این رو داره که چند بار اون رو ببینید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر بانو ژاله ی علو که حضور و بودنشون عین تنفس در هوای تازه ست زنی از نسلی ست که هنر را ارج نهاد و به رشد رساند و پیش برد تا امروز به دست ما برسد
آرزوی سلامتی وتندرستی برای ایشون دارم و شادم از بودنشون
۱۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی کاملا معمولی ..... اما برای من سوالی که مطرح هست علت فروش بالای فیلم چه بوده؟؟!!! جنس فیلم به گونه ای بود که هیچ انگیزه و هیجانی برای سینما رفتن در انسان ایجاد نمی کند.... واقعا فرقی نمی کرد که که این فیلم را الان ببینی یا چند ماه یا چند سال دیگر از طریق تلویزیون یا دانلود تماشا کنی .... چون فیلم چیزی نداشت که فکر کنی ندیدن ان باعث شده است چیزی را از دست بدهی!!
وحید عمرانی و یاسمن پورمهران این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیکه های خنده دار و بعضاً تیکه های منشوری تو لفافه لحظات خنده داری تو این فیلم ایجاد کرده بودن.
بازیگران اصلی (آقایان جعفری و عزتی) هم چیز جدیدی برای ارائه نداشتن و البته به خوبی همیشه شون بودن.
در نهایت فیلمی نبود که اخرش حسرت اینو بخورین که وقتتون تلف شده و یه بار دیدنش می ارزه.
پرند محمدی این را خواند
یاسمن پورمهران این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"زندگی , مجموعه ای از لحظه هاست.
هر لحظه سفری رو به پایان
اجازه بده برن. بذار همشون برن! "


فیلم "الان خوبه"-یک روایت غمگین و دور از سانتی مانتالیسم از عشق
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رگ خواب برای من تماماً پیرامون مینا می چرخه. مینا و احساس گناهش. مینا و گرفتاری ش در احساساتی که سالهاست باهاش جلو اومده ن و در تصمیمات زندگی ش لحظه به لحظه خودشونو نشون میدن .. در رفتن ها، در موندن ها، در سکوتا ها، در غرش ها .... کامران و نوع رابطه ای که با مینا داره چیزی نیست که فکر کنم کسی مثل نعمت اله میخواد روی قصه ش مانور بده .. نعمت اله کسی نیست که بخواد روی این داستان های کلیشه ای تکراری مانور بده .. اما به خوبی، اصلاح می کنم: به شکلی بسیار زیبا، مینایی رو به تصویر می کشه که احساس گناهش دست از سرش بر نمیداره. و تنها زمانی که در آستانه مرگ، با پدرش روبرو میشه، این احساس گناه محو میشه .. وقتی با منشا و سرچشمه احساساتت روبرو میشی، اونا به تعادل میرسن. مینا بعد از سالها دودو کردن و تردید برای اینکه به سراغ پدرش بره یا نه، بعد از سالها زندگی در فضای توهمی ... دیدن ادامه » که احساس گناهش براش خلق کرده بود .. نهایتاً زمانی که هیچ چیزی برای از دست دادن نداره، میره و با پدرش روبرو میشه و احساس گناهش دود میشه توی هوا و آماده ی زندگی حقیقی میشه .. "میخوام دیگه بیدار باشم" ...... این فیلم تجربه ای بیش از چیزی که انتظار داشتم به من هدیه داد ..
تایماز موسی زاده ، کاوه علیزاده و شایان اعتمادی پور این را خواندند
ف کیوان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید