تیوال سینما
T1 : 14:42:53
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
میدونم تعصب چیز بدیه،چون غالبا پشتش منطقی وجود نداره.. اما من روی فیلمای مسعود کیمیایی تعصب دارم، انگار که نمیفهمم وقتی بقیه منتقدان میگن فیلمش ضعیفه، یعنی چی؟!!
برای من لذت بردن از فیلم دیدن و سینما رفتن با فیلمای ایشون شروع شد اولین کتاب جدی ای هم که خوندم، " جسدهای شیشه ای " بود که مبهوتم کرده بود تو نوجوونی..عاشق دنیای فکریش شدم..
کلا مسعود کیمیایی مدلِ خاصِ خودش رو داره،سبک خودش رو داره، اگه دوس ندارین نباید برید ببینید..
بارها شنیدم که میگن: ای بابا این مسعود کیمیایی هم که همش سیاسی حرف می زنه یا کاراکتراش مثل فیلمفارسی ها میمونن..!! خب عزیز من شما اگه به این سبک علاقه نداری نباید دنبال کنی ایشون رو!! مثل من که از فیلمهای جنگ ستارگان خوشم نمیاد،بیام بگم این لوکاس هم دست برنمیداره با اون شمشیرهای نوری مسخرش!!!آقا سبکش اون جوریه!!
کلا یه ... دیدن ادامه » فضای ملتهبی علیه ایشون ایجاد شده که فقط منتظزن ایشون فیلم جدید بسازه تا بیاد بگه: اَه مسعود کیمیایی، اَه پولاد کیمیایی!!! الان این دو نفر نباشن سینما به راه راست هدایت میشه؟؟ فیلمای سطح بالا اکران میشه؟؟ ایشون با ساختن یه فیلم هر چند سال یه بار،جای کسی رو تنگ کرده؟؟؟ والاااااا که هنرِ این مملکت هر چی داره از صدقه سر امثال کیمیایی ها و جسارت هاشون هست..نه که نقد کردن رو حذف کنیم،اما جانب انصاف رو رعایت کنیم..اَه اَه کردن که اسمش نقد نیست
علی جباری و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
فکر کنم کمتر فیلمسازی رو پیدا کنیم این تعداد فیلم خوب ساخته باشه . " سرب ,سلطان , داش آکل , تنگسیر , سفر سنگ , گوزن ها و قیصر که به گواه بسیاری جریانی در سینما به راه انداخت اما دوست گرامی اگر تونستید یک بار دیگه این فیلم رو از اول تا اخر ببینید واقعا شاهکار ... دیدن ادامه » کردید
بله من هم جزو علاقمندان ایشون هستم , از نظر من محاکمه در خیابان و حکم و ضیافت هم فیلمهای دوست داشتنی هستن هر چند منتقدین حرف دیگری بزنند ولی قاتل اهلی نه , هر جور حساب میکنم فاجعه بود همین و بس .
۱۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"[خدایا] چقدر صبور شدم من"
این دیالوگ شخصیت زن داستان در میانه های فیلم "یک قناری،یک کلاغ" است!
تنها جایی که درکی از تصویر در من شکل گرفت و در فرامتن باهاش همذات پنداری کردم!
چقدر صبور شده مخاطبی که هنوز میاد و انتظار خرج حداقل هنر و شعور رو توی یه فیلم اصطلاحا هنری داره!
چقدر صبور به تماشای فیلمی نشسته که :
((کارگردانش اصلا نمیدونه برای چی گفته "1.2.3 حرکت" ! جز ایده ی مطرح شده در پنج دقیقه ی ابتدایی هیچ دلیل محکمی برای شروع نداشته و به همین جهت فیلم کش میاد و منطق روایی تهی میشه! تناقض تفکر فیلمساز در مورد تنهایی و گفتگو در جای جای فیلم بیداد میکنه و اصرار نویسنده به چپاندن شعر های "شر"گونه درون فیلم خش روی اعصاب می اندازد!))
چقدر صبور که گروه هنر و تجربه احتمالا در 90% مواقع بهش یک فیلم "لاهنر لاتجربه" تحویل داده به این بهانه ... دیدن ادامه » که امثال ماهی گربه و پرویز و هجوم "هم" اکران میکنه!
چقدر صبور که میره تو سالنی یکساعت و نیم میشینه که بسته های چیپس و پفک در دست کودکان بیشتر از کل تعداد مخاطب بزرگسال توی همون سالنه!
چقدر صبور که اصلا راجع به این وقایع مینویسه!

پ ن1: بخدا سوگند که از تیتراژ اول فیلم بیشتر از کل فیلم لذت بردم ... که ای کاش اون ابزوردیسم به داد فیلم و ما میرسید ... اما دریغ از تفکر و عرضه!
پ ن2: وای از روزی که کسانی که ادعای هنر دارند(زیاد هم دارند) برسند آنجا که نفهمند(زیاد هم نفهمند)
پ ن3: من این سینما رو نمیخوام(با لحن و میمیک سدممد مایلی کهن)

#صبوری #لعنت #حماقت
امیرمسعود فدائی و محمد مهدی فتحیان این را خواندند
نیلوفر ثانی و امیر این را دوست دارند
چقدر موافقم وهمدردم پیمان عزیز ...
پیش تر ها گروه هنر و تجربه حداکثرهای ِخوبش بیشتر از بدش بود اما افسوس که درطی چندین فیلم آخر کاملا روند برعکس شده و چه بسا بهمین شکل ادامه پیداکنه
هنر و تجربه به معنای واقعی انگار تبدیل شده به یک دستگرمی ِتجربی برای ... دیدن ادامه » کسانی که میخواهند حداقل به اسم فیلم و اثر، چیزی را روانه ی بازار کنند که خریدارانش به شوق یک اثر هنری واقعی به تماشا می نشنیدند همان ها که دلشان از فیلم های تجاری و بی محتوا گرفته ویک حال خوب ِسینمایی میخواهند
دریغ ... دارند علنا مخاطب کُشی میکنند
۱۵ ساعت پیش
بچه‌ها به نظرم یه کم دارید تند میرید دیگه!!یک فیلمی که از تیزرش معلومه آش دهن‌سوزی نیست رو اشتباهی انتخاب کردی برادر من!!اون‌وقت همه چیز رو می‌خوای با همون چوب برونی!!«کوه» امیر نادری بد بود؟!«برگ جان» بد بود؟!«هفتاد و شش دقیقه و پانزده ثانیه با عباس ... دیدن ادامه » کیارستمی» بد بود؟!این همه فیلم لذت‌بخش تو هنر و تجربه دیدیم!!
بزم رزم،اصطکاک،قهرمان آخر،آقای نخست‌وزیر...
به نظرم شرافت و پاکیزگی هنر و تجربه رو باید قدر بدونیم.
۱۳ ساعت پیش
جناب فدائی
اصطلاح به چوب روندن با توجه به دلایلی که بنده در کامنت قبل ذکر کردم یکم نامربوطه ... پس ازش بگذریم
اینکه بنده اشتباه انتخاب کردم(!) که در وهله اول پاک کردن صورت مسئله س...بعدشم عزیز جان اذیتمون نکن دیگه...این گروه چه قله ای رو مفتوح در برابرم قرار ... دیدن ادامه » داده که بنده چنین فیلمی رو از ضعیف هاش تلقی کنم؟ من از این فیلم ناراضی هستم...ولی اتفاقا فیلم جلوه ی بارز سیاستهای به اصطلاح حمایتی همین گروهه!
در مورد مثال هاتون هم پیش تر عرض کردم...یک سری از فیلم ها که رسما اکران عادی هستن و اجبارا اینجا اکران میشن...یه سری ها هم(داخلی یا خارجی) در اینترنت قابل دسترسه و هنر و تجربه با هر بهونه ای رپرتوار میذاره!
ابدا فکر نکن بحثم اینه که همه ی فیلمهای این گروه بدن! که در اینصورت باید همه رو ببینم و بعد بگم!
بحثم اینجاست که نمیشه چنین گروه عریض و طویلی درست کنیم...بودجه های میلیاردی بگیریم...به تعداد انگشتان دست فیلم خوب رو ویترین و اعتبار کنیم...و حالا تعداد کثیری از آثار بی کیفیت،تکراری،قدیمی،قابل دسترس از طرق دیگه رو با قیمتهای عادی اکران کنیم...تازه بماند سالن ها و سانس های بیشماری که خالی میمونه اما اجاره سالن پیش پیش پرداخت شده!
پس اگه همچین اتفاقی میفته(اکران فیلم های بد به بهانه ویترین خوب با استفاده از بودجه دولتی) باید یکم بزرگتر به ساز و کار نگاه کنیم بعد صحبت از پاکیزگی مسئولینش بکنیم! رانت چنان علت العلل شده که در حوزه هنر و تجربه هم سکان دست هرکسی نمیفته! به این هم فکر کنیم.
سپاس
۱۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هجمه هجوم ، هِجّی مهاجرت

چند خطی برای هجوم مکری.

هجوم ، یا شاهکار است یا ابتذال. حد وسطی در کار نیست. مخاطبی که برای چنین اثری پیچیده و متکی به فرم نود و هفت دقیقه وقت میگذارد ، زمانی که از سالن سینما بیرون می آید ، یا شگفت زده از شاهکاری است که چند دقیقه پیش تمام شده ، یا شاکی و سردرگم در حال غر زدن است که چرا این وقت و این هزینه را پای چنین اثر مبهم و بی سر و تهی گذاشته.
اما بیایید بدون تعریف و تمجید ، یا کوبش و کم لطفی فیلم را از منظر سینما بررسی کنیم تا در آخر به مقصد مورد نظر برسیم.
اولین مبحثی که در مورد فیلمسازانی مثل شهرام مکری همیشه در جریان است ، این است که مکری ها دقیقا چه میسازند؟ تکنسین محسوب میشوند یا کارگردان؟ داستان و قصه خلق میکنند یا خلاقیت تصویری برایشان ارجحیت دارد؟ البته ابتدا باید با یک سوتفاهم خداحافظی کنیم. کلمه ی فرمالیست ، کلمه ی اشتباهی است ، از ریشه. چرا که اثر هنری ، ذاتا فرم است و چیزی که حین استفاده از این واژه مد نظر ماست ، واژه ی تکنسین است. یعنی کسی که در خلق اثر هنری خویش ، نسبت به ماهیت محتوایی و معناگرایی ، به ماهیت ظاهری و ابزار سازنده آن اهمیت بیشتری میدهد. در نتیجه ، اثر ، فرم است و فرم ، متشکل از دو بخش به نام تکنیک و محتوا. پس واژه فرمالیست در حقیقت به فردی اطلاق می شود که اثر خلق میکند. در زمینه هنر ، به فرمالیست بهتر است هنرمند بگوییم و این واژه پر سوتفاهم را فراموش کنیم.
حال به این میپردازیم که تکنسین هایی مثل مکری چه میسازند و تمرکز بیشتری روی متفاوت ترین اثر این فیلمساز ، هجوم ، خواهیم داشت.
هجوم ، حتی برخلاف نظر خالق خویش ، از آن دسته فیلم هایی نیست که کاملا متکی به فرم اند. هجوم همان چیزی است که فیلسوف بریتانیایی ، کلاریو بل ، برای آن یک اسم و یک دسته ی خاص انتخاب کرده. فرم معنادار.
نگاهی به اصل تعریف کلاریو بل از این واژه یعنی فرم معنادار بیندازیم : کیفیت ماهوی هنر های تجسمی ، فرم معنادار است. یعنی اثر هنری ، چه دارای محتوای بازنمودی باشد چه نباشد، زمانی شان هنری می یابد که فرم معنادار یا دلالت گر داشته باشد. یعنی مجموعه ای از خط ها و رنگ ها که در آدمی انگیزش زیباشناختی ایجاد کند. به عبارت دیگر ، فرم معنادار ، همچون اشکال روانشناسی گشتالت باید مخاطب را برانگیزد تا از اثر همچون مجموعه متشکلی از رنگ ها ، خط ها ، شکل ها و غیره ، عاطفه ای زیباشناسانه در خود ایجاد کند.
هجوم مکری ، دقیقا دارای این فرم معنادار است. سردرگمی کاراکتر اصلی و جا به جایی این چهره بین چندین شخصیت و چندین نقش ، بدون مکث و با حداکثر خلاقیت هنری ، روی فرمی مشابه پیاده شده و دوربینی که هرگز رنگ کات را به خود نمیبیند ، به کنجکاوانه ترین شکل ممکن به این شخصیت اصلی چسبیده و قاعدتا بدون مکث اطلاعات را برایمان قطره چکانی میکند. در واقع نوعی هماهنگی بین شیوه روایت و سوژه روایت شکل میگیرد. علاوه بر اینکه شیوه روایت ، دارای جنبه های زیبایی شناسی خاص خود می باشد و از طریق جزئیات خود ، جزئیات دیگری را در سطحی دیگر از لایه های خود ارائه میدهد.
تقابل ذهنیت ابژکتیو فیلمساز ، با ماهیت سوبژکتیو فیلم هم جای بحث دارد. مکری دغدغه ی مکان و زمان دارد ، دغدغه ی شهر تاریک دارد ، در کل دغدغه ی ابژه دارد اما درگیر سوژه میشود. من این اتفاق را نوعی دستیابی به کمال میدانم. هر چند ناخواسته و از روی ناخود آگاه. چون هم میدان ابژه در اثر خودنمایی میکند ، هم سوژه ملکه ذهن مخاطب میشود و حاصل کار ، فضایی به شدت قابل لمس (هرچند فانتزی) و کاراکتری به شدت قابل باور (هرچند دور از ذهن) خواهد بود.
از دیگر ویژگی های این فرم معنادار ، استفاده از المان هایی است که به صورت نماد هایی دو پهلو ، منظور فیلمساز را میرساند. چمدان ، ذاتا نمادی از مهاجرت است و البته وسیله ای است که برای مهاجرت مورد استفاده قرار میگیرد. در فیلم ، صحبت از این میشود که بعضا کاراکتر ها میخواهند از این شهر تاریک مهاجرت کنند. البته شاید واژه فرار مناسب تر باشد. پیشنهادی از جانب نگار به علی میشود. نگار اصرار دارد که علی وارد چمدان شود. یعنی نه به خود مهاجرت ، که به وسیله ای ملزوم برای مهاجرت وارد شود و در آن توهم مهاجرت را داشته باشد. کاری که نگار گویی یک عمر انجام داده. او می گوید وارد این چند متر مکعب سیاه که بشی ، چشماتو که ببندی ، هرجا بخوای میری. مکری اصرار دارد که علاوه بر این شهر تاریک ، در باقی مناطق بیرون از این شهر هم خبری نیست. تاریکی مختص اینجا نیست ، ظلم و فساد همه جارا فراگرفته. همه جا تاریک است. به تاریکی فضای بسته و کوچک این چمدان ، علی رغم تابش شدید خورشید.
نکته مهم دیگر، بیماری ای است که نگار و سامان دچار آن اند. آنها به شکل خون آشام هایی در آمده اند که مجبور اند در شب زندگی کنند. و نگاری که فرصت مهاجرت به آن طرف را داشته ، خود را وابسته به همین طرف که همیشه تاریک است میبیند. این هم روزگار درصد کثیری از جامعه حال حاضر است که خود را وابسته به همین شهر تاریک میبینند.
اما در خلال همین نکات فیلمنامه ای ، به دو نکته حائز اهمیت بر میخوریم که خیلی هم بی ربط نیستند. یکی وابستگی عاطفی بیش از حد معمول علی به سامان که بار های روی نریشن اقرار میکند که هرکاری سامان بخواهد برایش انجام میدهد. و یکی هم استفاده ی موتیفی از چند شعر از مولانا. استاد کریم زمانی نقل میکند که پنهان ترین بخش زندگی مولانا ، هنگام دیدار او با شمس تبریزی است. از شنیده ها حاکی است که مولانا در مورد آن دیدار و دل باختگی خود هیچ نگفته است. حتی از نزدیک ترین اصحاب او ، حسام الدین ، وقتی از مولانا در مورد آن دیدار می پرسند ، حضرت به یک جمله اکتفا میکند : اهل محو را اهل صحو نتوانند شنود.
این ... دیدن ادامه » خود سانسوری و عدم تمرکز بر رابطه عجیب و غریب ، هم بین مولانا و شمس مشهود است و هم بین علی و سامان در هجوم. علی عمیقا شیفته ی سامان است اما هرگز تحلیل و عمقی از این رابطه نمیبینیم. گویا مکری نیم نگاهی هم به مسئله جنسیتی و زمینه همجنسگرایی داشته ، اما این مورد را فرعا نگاه کرده و چندان با اهمیت جلوه نداده.
در پایان نیز ، با یک کنش نسبتا عاطفی مواجه میشویم بین علی و نگار که گویا نگار ، همان سامان است برای علی و سامان نیز همان نگار. عشق علی بین این دو تقسیم شده و بار ها آنهارا اشتباه گرفته است. دیالوگ های پایانی ، اشاره ای به فعل و انفعالی ققنوس وار دارد. علی و نگار قصد سوختن دارند تا امیدوار باشند در کنار یک ساحل ، از خاکستر خویش دوباره به وجود بیایند. این موتیف نیز بوی سیاهی و نا امیدی میدهد. بن بست مرگ و تنها امید به دنیایی روشن تر بعد از سوختن.
در کل ، دغدغه ی مکری در اکثر آثارش ، همان چیزی است که می بینیم و شاید اصلا لزومی نداشته باشد که با تحلیل و تفسیر های آنچنانی سراغ باز کردن پیچ و مهره های پر رمز و راز این فیلم ها برویم. چرا که ممکن است نه تنها به مقصد درستی نرسیم ، بلکه دچار توهم نشانه شناسی شویم و غرق در باز کردن گره هایی شویم که اصلا در کار نیستند.
هجوم ، قطعا بین بهترین آثاری است که این روز ها میتوان به تماشایش نشست و قطعا بهترین فیلم شهرام مکری است. باید فیلمساز را تحسین کرد بابت اینکه حالا دارای مولفه هایی منحصر به فرد است و سبک و فضای کاری خود را پیدا کرده ، چیزی که در سطح جهانی هم معدود نام هایی به آن دست یافتند و سینمای اصیل خود را بنا کردند.
خلاقیت هنری موجود در این فیلم و بازتاب محتوا و معنای آن، از دل فرم نشات می گیرد و اثری خلق می کند که ارزش بحث ، ارزش نقد و از همه مهمتر ، ارزش بار ها و بار ها دیدن را دارد.
به امید تکثیر مکری ها ، و هجمه بیشتر هجوم ها.

ایمان رضایی
زنده باشید..مرسی از نقد کامل و جامعی که نوشتید. خیلی در هضم این اثر کمکم کرد..مرسی..
۱۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قبل از هر چیزی باید بگم بلند پروازی کارگردان قابل تقدیر هست
بازیها رو خیلی دوست داشتم، همه عالی بودن..
اما علیرغم میل باطنیم باید اعتراف کنم خیلی گیج شدم،احساس میکنم برای من گنگ و مبهم بود..شک دارم برداشتم از فیلم به عقیده کارگردان نزدیک باشه و این حسِ سرخوردگی بهم داد
شاید لازمه یک بار دیگه فیلم رو ببینم!!
تا حالا واستون پیش اومده فیلمی رو نفهمیده باشید اما دوستش داشته باشید؟! من الان در این وضعیتم!!!
ایمان رضایی این را خواند
سپهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گرد آوردن همه چیز در حصار
سامان دادن به اطراف
و آن گاه
شب به سان بانگِ یک ناقوس
فراگیر می شود
پیرامونِ خود.



#فیلیپ_ژاکوته
ایمان رضایی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی یا افتضاح؟
《با دیدی که نسبت به شهرام مکری پیدا کرده بودم به خاطر فیلم ماهی و گربه. مشتاقانه انتظار اکران هجوم را می کشیدم. سانس های محدود هنر و تجربه رو بالا و پایین می کردم اما هر دفعه قسمت نمی شد. تا اینکه اتفاقی همه چیز برای دیدن شاهکار جدید شهرام مکری جور شد. از خلاصه فیلم و متن های اول فیلم میشد فهمید که با فیلم جالبی طرف هستیم. فیلمی که از یک ایده ساده شکل گرفته اما به دلیل پیچیدگی هایی که ایجاد می شود با یک داستان جالب طرف هستیم. از همان اول با دیدن طراحی صحنه ، تماشاگر به ایرانی بودن این فیلم شک می کند. طراحی صحنه و لباس مجذوب کننده ای در کل فیلم حاکم است ، که بیننده فضای فیلم را عادی نمی بیند. یک فرقی هست ، یک ایده جدید ، یک خلاقیت. طراحی صحنه فوق العاده و پر جزئیات که در فیلبرداری سخت و طولانی فیلم به کمک همه عوامل می آید. مکری در فیلم جدید ... دیدن ادامه » خود نیز از سبک مورد علاقه اش استفاده کرده. یک سکانس-پلان طولانی که کل فیلم را در بر می گیرد. دکوپاژ و میزانسن های مسحور کننده که انسجام خود را حفظ می کنند و تا انتها همراه تماشاگر می آیند و پیچیدگی ای ایجاد می کند که مخاطب در آن غرق می شود. این سبک فیلم نیاز به دکوپاژ بسیار دقیقی دارد که لحظه‌ای خطا نباید در آن بوجود بی آید. پیچیدگی داستانی که مکری ایجاد می کند ، قابل تحسین است. روایت کردن داستانی کاملا متفاوت که رگه های جنایی و ترسناک دارد ، با همچین فضا سازی‌ای کار هر کسی نیست. شخصیت سازی کارگردان در حدی کامل است ، که با تمام دو گانگی شخصیت ها و عوض شدن شخصیت ها در طول فیلم ، مخاطب درمورد پرسوناژ ها دچار اشتباه نمی شود. اما اینگونه فیلم ها ، که سبک کاملا متفاوتی دارند و با چشم مخاطبان آشنا نیست. برای عده‌ی زیادی نمی تواند جذاب باشد. زیرا فاصله گرفتن از سینمای بدنه همیشه معضلات زیادی را به همراه دارد. مخاطب عام با اینگونه فیلم ها ارتباط برقرار نمی کند. زیرا فضا برای او مفهوم نیست. و ایجاد پیچیدگی او را آذار می دهد. زیرا از عادات همیشگی اش فاصله گرفته و در حال مشاهده تغییر است. و همین باعث می شود تا نظرات درباره این فیلم تا این حد ضد و نقیض باشد. اما در کنار اینها ، این نوع فیلم ها ، بواسطه سبکی که دارند ، کمی انسجام خود را از دست می دهند. و مخاطب باید با دقت تمام فیلم را بررسی کند تا به نتیجه برسد. اما نکته مثبت این فیلم ها ، به کار انداختنِ مغز مخاطب است. مخاطب باید از قوه تخیل خود استفاده کند و تفکر کند برای رسیدن به داستان. و این نکته حائز اهمیتی است. اما نکته ضعفی که چه در این فیلم ، چه در کار قبلی شهرام مکری (ماهی و گربه) قابل مشاهده بود. خسته کننده بودن آن بود. بدلیل سبکی که کارگردان در پیش گرفته و شتاب در قصه گویی و پیچیدگی داستان ، بیننده در انتهای فیلم خسته می شود. اما این مسئله ذره‌ای از جذابیت فیلم کم نمی کند. مکری بار دیگر نشان داد که چقدر توانمند است در چیدن میزانسن و بازی گرفتن از بازیگران (که همه فوق العاده بودند) (البته بابک کریمی ، کمی مشابه با نقش های قبلی اش بود).
این فیلم فضایی مسحور کننده و پردازشی جذاب دارد که شما را در خودش غرق می کند. اما به مخاطبان عام پیشنهاد نمی شود.》
امیرمسعود فدائی این را خواند
zaaaa این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعتراف می کنم اولش فکر کردم با تقلیدی از داگ ویل طرفم. ولی نه، خیلی خوب بود، بعد از مدتها راضی از سالن بیرون امدم. از اینکه می دیدم روی همه چیز از جمله جزییات فکر شده لذت بردم. موزیک، بازیها، دکور، لباس، فیلمبرداری، داستان، برای خوب در اومدنِ همه ش وقت گذاشته شده بود و میشد این رو به وضوح دید. و این یعنی در نظر گرفتن شعور مخاطب. به عنوان دومین فیلم برای کارگردان جوانی مثل عبد آبست خیلی خوب بود و ایشون قطعا آینده ی درخشانی خواهد داشت.
امیرمسعود فدائی این را خواند
farhad riazi ، زهره مقدم و zaaaa این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» شب فرهنگ و هنر استان زنجان با مشارکت بنیاد رودکی در تالار وحدت برگزار می‌شود.
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل بنیاد رودکی، این رویداد با اجرای برنامه‌هایی از قبیل موسیقی محلی، نمایش محلی، پخش مستند استان زنجان و شعرخوانی همراه است.
برنامه فوق برای اولین بار در دولت تدبیر و امید، از ساعت ۵ و ٣٠ دقیقه عصر تا ٨ شب پنج‌شنبه، دوم آذرماه اجرا می‌شود.
نمایشگاه آثار تجسمی رحمان پرچگانی در حاشیه این رویداد، از جمله برنامه‌های جنبی است.
برگزاری این شب فرهنگی در پی امضای تفاهم‌نامه میان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان و بنیاد فرهنگی هنری رودکی برنامه‌ریزی شد.
این برنامه فرصتی برای شناساندن ظرفیت‌های فرهنگی زنجان در تهران است.
علاقه‌مندان به حضور در این رویداد می توانند جهت انجام هماهنگی لازم از ساعت ۱۰ تا ۱۶ با شماره‌های ۶۶۷۵۷۵۰۴ و ۶۶۷۵۷۵۰۶، روابط عمومی بنیاد رودکی تماس بگیرید.

۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انجمن علمی دانشکده هنر واحد مرکز برگزار میکند:
» با هم ببینیم: روز فیلم کوتاه
... دیدن متن »

اکران چهار فیلم کوتاه به همراه جلسه نقد و برسی فیلم ها در خانه موزه استاد انتظامی
عناوین فیلم هایی که در روز جمعه ۳ آذر ماه در این مجموعه اکران خواهند شد عبارتند از :
۱- او کارگردان : رومینا روشن بین
۲- تهران بن بست آخر کارگردان:رضا سرلک
۳- سینما ، نمایشگاه مجهول و داستان ما کارگردان: حمید یوسفی
۴- خون سردی کارگردان : محمد رحمتی
در پایان اکران فیلم های ذکر شده، جلسه نقد و بررسی با حضور منتقدان :
امین حامی خواه و حامد رجبی ، با کارشناسی و مجری گری احسان آجرلو برگزار خواهد شد.
شایان ذکر است که عواید این دوره از اکران فیلم های کوتاه ، به زلزله زدگان کرمانشاه اختصاص خواهد یافت.
زمان: جمعه ، سوم آذر ماه از ساعت ۱۴:۳۰
مکان : تهران، بلوار اندرزگو، بلوار کاوه ، خیابان احمدی . خانه موزه استاد عزت الله انتظامی

۲ روز پیش، چهارشنبه
سینا نورائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب بود. انقدر جذاب که مژه بر هم نزدم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینکه جسارت گفتن_مواردی رو داشت خوبه اما در کل یک فیلم متوسط است و تنها جذابیت ش برای بیننده آن هم بیننده ای که در دهه سوم زندگی اش باشد یادآوری خاطرات دوران خودش است و به نوعی ایجاد حس نوستالژیک..چیزی که برای من آزار دهنده بود نبود_هماهنگی در بازی های بخش های قدیم و جدید فیلم بود بویژه بازی_رضا عطاران که آشکارا تفاوت داشت و درست که رفتار_یک فرد 50 ساله با دوران نوجوانی اش تفاوت دارد اما در اینجا آنچنان ناهماهنگ بود که بیننده احساس نمی کرد که شخصیت های اصلی یکی است و گذر زمان در نحوه ابرازش تاثیر داشته و گویی دو نفر از دو دنیای متفاوت هستند و نه یک نفر در دو زمان متفاوت..
امیرمسعود فدائی و مریم زارعی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی: خوب چرا نمی ری اون ور؟
سامان: اون ور، یه موقعی این ور، اون ور داشتیم - اون ور امن بود این ور گه - ولی حالا هر دو طرف عین هم نیست؟ کپی پیست.
*مریم* ، حسین ایرجی ، وحید هوبخت و حامد همتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهل چراغ
» فراخوان دومین دوره جشنواره بین المللی "چهل چراغ" با موضوع امام حسین (ع) + پوستر
... دیدن متن »

آن‏چه که به عنوان موضوع این رویداد بزرگ فرهنگی، یعنی جشنواره بین المللی چهل‏چراغ و مشتقات آن انتخاب گردیده، عبارت است از امام حسین(علیه السلام). مقصود از این عبارت، همانا فرهنگ حسینی و فرهنگ عاشوراست و منظور از فرهنگ حسینی و فرهنگ عاشورا، مجموعه مفاهیم، سخنان، اهداف و انگیزه‏ها، شیوه‏های عمل، روحیات و اخلاقیات والایی است که در نهضت کربلا گفته شده یا به آنها عمل شده یا در حوادث آن ‏نهضت، تجسم یافته است. این ارزش‏ها و باورها هم در کلمات سید الشهدا(علیه السلام) و اصحاب و فرزندان ایشان متجلی است، هم در رفتارشان در جریان آن قیام. فرهنگ عاشورا را باید از کسانی ‏آموخت که دست و دلشان، و فکر و عملشان در کار عاشورا بوده است. پیش از آن‏که‏ دیگران و نسل‏های بعدی و تحلیل‏گران پس از واقعه بخواهند فرهنگ عاشورا را معرفی‏ کنند؛ در سخنان و اهداف خود نقش‏آفرینان حماسه کربلا، این فرهنگ، به وضوح مطرح ‏شده است و بی‏واسطه آن را نشان می‏دهد. این فرهنگ را از خلال زیارتنامه‏ها، مقتل‏ها، رجزها، خطبه‏ها و نیز بررسی حوادث و رخدادهای عاشورا می‏توان استخراج کرد و همین فرهنگ است که در هر جا و در میان هر قومی باشد، کربلا آفرین می‏گردد و انسان‏ها را مبارزانی با ستم و مدافعانی نسبت به حق تربیت می‏کند.

حورها و موضوعات آثار:
پیام عاشورا همان زیربنای عقیدتی و فکری است که در امام حسین (علیه السلام) و شهدای‏ کربلا و اسرای اهل بیت(علیهم السلام) بود و سبب پیدایش آن حماسه و ماندگاری آن قیام شد. از این‏رو دبیرخانه جشنواره از میان مفاهیم سترگ عاشورا و نهضت کربلا موارد زیر را جهت دریافت آثار معرفی می‏نماید:

- عزت و شرافت انسان
- فتوت و جوانمردی حتی در برخورد با دشمن
- نفی سازش با جور یا رضایت به ستم
- اصلاح طلبی در جامعه
-ایثار
-وفا
 -لبیک گویی به فریاد استغاثه مظلومان

بخش‌ها و قالب‌های ارائه آثار:
 -فیلم‌های کوتاه، نیمه بلند و بلند در قالب‌های داستانی، مستند و انیمیشن
-سریال و مجموعه تلویزیونی
-طرح فیلم سینمایی و فیلمنامه فیلم کوتاه
-کلیپ و نماهنگ
-فیلم موبایلی
-تک عکس آماتور، تک عکس و مجموعه عکس حرفه ای
-پوستر و تصویرسازی
-موسیقی

بخش ویژه مدافعان حرم:
-مستند کوتاه، عکس(تک عکس) و پوستر

بخش ویژه حضرت علی اصغر(علیه السلام):
-عکس(تک عکس)، تصویرسازی

آخرین مهلت ارسال آثار:

۳۰ آذر ۱۳۹۶

www.chehelcheragh.ir

۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«هنوز به زمان احتیاج است تا سینما فیلم‌های بسیاری به ما ارائه دهد که از ابتدا تا انتها اثر هنری باشند: شیفتگی سینما به ستاره‌ها، زوم‌های مهیّج دوربین، اُفت و خیزهای پیرنگ داستان و دخالت تصاویر کارت پستالی و دیالوگ‌های هوشمندانه، همگی دام‌های وسوسه کننده‌ای برای فیلمساز و اثر او هستند که موفقیت‌اش را تهدید کرده و از شیوه‌های "بیان هنریِ سینما" دور می‌سازند. از همین رو تا کنون به ندرت فیلم‌هایی وجود داشته اند که سر تا پا سینمایی باشند. آن زیبایی که خود را در هنر سینما آشکار می‌کند، نه صرفاً در "داستان" است که به آسانی بتوان آن را در نثر بازگفت و نه در ایده‌هایی که این داستان به ذهن متبادر می‌کند. همچنین این زیبایی در "تکنیک‌ها" و "تمهیداتی" که مشخصه‌ یک کارگردان است منعکس نمی‌شود. تأثیر این موارد از تاثیر واژه‌های ... دیدن ادامه » مورد علاقه‌ یک نویسنده بیشتر نیست. آنچه اهمیت دارد انتخاب صحنه‌هایی است که در فریم‌ها ثبت می‌شوند و در هر صحنه انتخاب نماهایی که در فیلم به نمایش در می‌آیند. "زمانِ" اختصاص داده شده به این عناصر، نظمی که بر اساس آن به تصویر در می‌آیند و در نهایت صداها و کلماتی که "باید" یا "نباید" این عناصر را همراهی کنند.»

نقل از کتاب «جهان ادراک» نوشته موریس مرلو پونتی
با تشکر از دوست تکرار نشدنی‌ام «حسین حسینی» بابت اشتراک این فراز بی‌نظیر از کتاب فوق‌الذکر
امیرمسعود فدائی ، Ali و مریم زارعی این را خواندند
ابرشیر ، عباس الهی ، فرناز و سحر سیف الهی این را دوست دارند
مرسی از شما هم که اینجا به اشتراک گذاشتید.
به گمانم این توصیف برازنده ی فیلم کوه امیر نادری باشه.
۳ روز پیش، سه‌شنبه
چه جالب که منم موقع خوندن متن یاد فیلم کوه افتادم و این یه حس مشترک بوده
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
http://ainenews.ir/fa/news-details/4878/

«شهرام مکری» در گفت و گوی «تفصیلی» و «تحلیلی» با «آینه نیوز» از جهان سینمایش و ابعاد «هجوم» ش گفت ( بخش اول گفت و گو)

*مریم* این را خواند
نیلوفر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از فیلم کوتاه مرضیه و مارلون
۶ روز پیش، شنبه
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند تا ایراد فیلم نامه ش داشت:
1- من این فیلم رو با دوست روانشناسم دیدم. اختلال دیس تایمی که در فیلم بعنوان یه بیماری خطرناک معرفی شد به هیچ عنوان یه بیماری حاد نیست، که نشون می ده مشاور روانشناس خوبی نداشتن.
2- خونه ی به اون قدیمی، آیفون تصویریش اون هم به اون جدیدی! فقط بحث آیفون نبود، کارگردان می خواست شاکردوست حتمن بفهمه که نوید پشت دره و به نظرم از روی ضعف نمایشنامه مجبور شد آیفون تصویری، در خونه ای که قراره به زودی خراب بشه رو استفاده کنه.
3- دختره اگه می خواست فرار کنه بره خارج، کیفش رو بر می داشت از خونه فرار می کرد، دیگه دیوونه بازی و تیمارستان نمی خواست. بهانه ش این بود که توی خونه زندانی شده، دو تا راه برای فرار دختره وجود داشت،یکی چهارشنبه شب ها که نوید مهمونی داشت، دوم اینکه اگه کلید هم نداشت از همون سرایدار خانمی که خونه ش سبلان بود و به ... دیدن ادامه » الناز کلید رو داد می تونست بگیره، البته به مورد 3 خیلی نمی شه خورده گرفت چون بالاخره فیلمه و باید ساخته شه.
4- محمدزاده از کجا می دونست شاکردوست گوشیش رو توی خونه جا گذاشت و توی آسانسور نمی تونه به پلیس یا دوستش برای کمک زنگ بزنه؟ درسته که گوشی خاموش بود ولی نوید قبل از این که زنگ بزنه رفت پشت بوم و نمی دونست گوشی شاکردوست خاموشه و از قبل این نقشه رو کشیده بود چون توی ماشین گفت من بالا نمی آم زنگ می زنم تو بیا پایین.
در مورد میزانسن فیلم، کارگردان یه جورایی می خواست نشون بده که فیلم در ناکجا آباد اتفاق می افته و کانترست های موجود مانند موبایل جدید و اتومبیل و خونه های قدیمی برای همین منظور استفاده شده بود و می خواست سبک آلفرد هیچکاکی به فیلم بده.
برای من که خیلی کم سینما میرم، در مجموع یه فیلم خوب و متفاوت بود. شاکردوست خیلی خوب بازی کرد و اثری از بازیهای درخشان محمدزاده در تئاترهایی که ازش دیدم نبود که البته می تونست به خاطر تعداد دیالوگ های کم و ضعف کارگردان در بکارگیری بازیگر باشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میشه بارها و بارها این مستند رو دید
و هر بار باهاش زندگی کرد

با اون آدمها
با اون خاطرات
با اون فراز و فرودها

زبان قاصره از حس بی نظیری که این مستند به من هدیه کرد...

آب کم جو، تشنگی آور بدست.

هجوم، بهترین فیلم شهرام مکری ست. حالا دیگر فیلمساز استایل خودش را یافته، ثابت کرده که سواد سینمایی و توانایی ساخت فیلمی با کلاسِ جهانی را دارد.
سینما یعنی این .
طراحی لباس ، گریم ، طراحی صحنه، جلوه های ویژه و ...(حتی دایجسیس) و مهمتر از همه، فیلم نامه ای با لایه های پنهان دارد.
درود به شهرام مکری که همچنان رو به جلو در حرکت است ، عاشق سینماست و بنظر می رسد، شاهکارش پیش روست.

پراکنده‌گویی موج می زد در این فیلم . می تواند بعنوان گزارش خبری ، بصورت سریالی ، از تلویزیون پخش شود.
سینما این نیست.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز در خدمت فیلم و القا حس و منظور فیلم
موسیقی
تدوین
فیلمبرداری
عالی ، تشکر فراوان از کارگردان
امیرمسعود فدائی و مریم زارعی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من خنجر قتل تو شدم پرویز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» بهنوش بختیارى، پزشک قصه‌ای که «پاسیو» روایت مى‌کند
... دیدن متن »

بهنوش بختیاری در نقش یک پزشک در فیلم «پاسیو» به کارگردانی مریم بحرالعلومی ایفای نقش می‌کند. این دومین همکارى بهنوش بختیارى با یک کارگردان خانم است. او پیش از این در فیلمی به کارگردانی مهشید افشارزاده نیز حضور داشته است.
به گزارش مشاور رسانه‌ای پروژه، «پاسیو» به کارگردانی مریم بحرالعلومی و تهیه‌کنندگی سید امیر سیدزاده به زودی کلید می‌خورد و علاوه بر بهناز جعفری، محدثه حیرت، کریم امینی و بهنوش بختیارى؛ یاسمن ترابى، سحر غمخوار و حسین ملکى نیز بازیگران نخستین فیلم مریم بحرالعلومى هستند.
یاسمن ترابى از هنرجویان کارگاه بازیگرى هومن سیدى است که «پاسیو» اولین تجربه جدى بازیگری او خواهد بود. سحر غمخوار منشى صحنه با سابقه و بازیگر است که این روزها تئاتر «ماتیک قرمز» را در سالن استاد انتظامى روى صحنه دارد و حسین ملکى مدیرفیلمبردارى باتجربه سینماست که سال گذشته براى ایفای نقش اصلى فیلم «حبیب آقا» به کارگردانی محمد حمزه اى جوایز متعددی را دریافت کرد.
«پاسیو» که قصه‌اى زنانه را در بستر شهر روایت مى‌کند،  بر اساس فیلمنامه‌ای با عنوان «زنگ پشت بام» نوشته حامد قاسمى ساخته خواهد شد.
عوامل «پاسیو» عبارتند از: کارگردان: مریم بحرالعلومى، نویسنده فیلمنامه: حامد قاسمی، مدیر تولید: روح‌اله مهاجرى، مدیر فیلمبردارى: مسعود امینى تیرانى، مدیر صدابردارى: على کیان ارثى، طراح گریم: امید گل زاده، طراح صحنه: عباس حاجى درویش، طراح لباس: فرحناز نادرى، برنامه ریز و دستیار اول کارگردان: مجید مافى، عکاس: حسن هندى، مشاور رسانه‌اى: مریم قربانى نیا، سرمایه‌گذار: مریم بحرالعلومى، تهیه‌کننده: سید امیر سیدزاده.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر میکنم برای لذت وافی از هجوم نیاز هست حتما سری به ماهی و گربه بزنیم , چرا که اگر قبلا یک طرف ماهی ها ی "کاملا" بی دفاع بودند و طرفی دیگر گربه ها اکنون خطر اصلی در میان خود ماهی هاست , علاوه بر گربه هایی که اکنون لباس قانون بر تن کرده اند و به خیال خام خود میان ماهی ها آمده اند تا شکارشان کنند . هر چند خودشان هم شکار دیگری اند , لیدری که در ماهی و گربه آدم میکشت و دو عمله قاتل داشت و اکنون لیدری که در میان ماهی هاست پرواز میکند و غیب میشود و آینده را میبیند و از خونشان میخورد !!!! دیدن دوباره ماهی و گربه و یادآوری آن کلیدهایی به دستمان می دهد برای فهم بهتر هجوم, دنیای هجوم آینده ماهی و گربه است یا شاید دنیایی موازی آن . دنیایی که در آن حکایت ,همان حکایت شکار است فقط شکارچیان آن پوست انداخته اند و در دنیایی که دیگر بیرون و درونش فرق چندانی ندارد لشکری ... دیدن ادامه » مهیا کرده و آماده هجوم اند.
سپهر و حسین ایرجی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید