آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال سینمای ایران
S3 : 07:55:58 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
چند دلیل کافی برای اینکه هم گناه سریال خوبیه:
۱ _ محسن کیایی یه نقش رو بلده بازی کنه ولی تو همون یه نقش عالیه.
۲_ ادبیات سامان خیلی خوبه.
۳_ بازیگرای نقش مکمل عالیند، صغری، افسانه، هدیه، رحمان، نیکی، سامان و بقیه و البته سارا. خانم فروغ قجابگلی یه دونست!
۴_ تمام دخترای تو سریال خوب هستن، نرمالن، مهربونن، آدمن. نه فتنه گرند نه فاسد، نه دسیسه درست میکنن نه خائن. هیچکدوم رو اعصاب نیستن. لیدا رو دیدین. فقط یه رویا تیموریان خرده شیشه داشته.
۵_ علیرضا قربانی میخونه. علی قربانی که میخونه هر چی هست رو میشوره ... دیدن ادامه ›› میبره.

اوایل سریال با همکارم شرط بستم گورکن پیمانه و اون میگفت لیلاست. با اینکه بنظر میاد شرط رو بردم ولی از گره قسمت ۲۳ سورپرایز شدم. کارگردان خوب تونسته بود حواس رو پرت کنه.
متاسفانه کامل نتونستم دنبالش کنم..اما همون چند قسمت واقعا خوب بود..مخصوصا بازی ها....مخصوصا انتخاب بازیگرا که چه خوب و هوشمندانه بود...چه همه یک دست..بازیگرای کم‌تجربه‌تر اصلا از حرفه ای ها جا نمیمونن..و دقیقا دخترای فیلم خیلی خوبن..سوگل خلیق مخصوصا..
۱۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میگم آقا یا خانم هاشور مرسی که هستی، ولی ۶ ساعت فرجه ی دیدن فیلم کم نیس؟ مثلا کاش کل روز و بهمون وقت میدادی دیگه، هوم؟
این فیلم نسبتا کوتاه واقعا جذاب و سرگرم کننده ست. داستانش ساده و خلاصه و پرداخت به سوژه بسیار بانمک و جذابه.
نوع نگاه به گربه ها توسط سازنده بسیار مشابه رفتارهای آدم هاست و اگر در طول فیلم این موضوع به نظر کمدی میاد ، آخر کار میبینیم که خیلی هم دور از واقعیت نیست!

به امید فرهنگ سازی های بیشتر در راستای به سرپرستی گرفتن حیوانات به جای خریدنشون، و جلوگیری از آزار و اذیتشون.
واقعن مستند خوبیه. در حد پاس کردن ۶ واحد یک ترم دانشگاهی


جناب همیاری
من بلیط مستند صحنه هایی از یک جدایی را خریداری کردم کد پیگیری فرستاده و کد و وارد میکنم برای نمایش فیلم میگه اشتباه است.چگونه فیلمو مشاهده کنم!!!!!!
تلفن هم میزنم تیوال کسی تلفنهارو جواب نمیده
پویا فلاح و پوریا صادقی این را خواندند
درود بر شما
سرکار خانم رویا، پیگیری انجام و خدمت شما پاسخ داده می شود.
با سپاس
۳ روز پیش، یکشنبه
رویا
😂😂😂😂 یدونه از این چوبهای پنبه زنی هم بزار تهش حداقل یه کاسبی هم کرده باشی
واااای لنتی عااالی بود 😅😅😅😅
۳ روز پیش، یکشنبه
سیدمهدی
واااای لنتی عااالی بود 😅😅😅😅
😂
۳ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حتمن بیش از یکبار ببینید این کار ارزشمند رو و لذت ببرید؛ درس ها و نکات نابی برای کارگردانان و بازیگران توی این مستند خوش ساخت منتظر شما هستن.

جهان، با من برقص، روایتی ساده و روان از روزگاری است که ما در آن زندگی می کنیم. روزگاری که حالِ خوشِ آدم ها، اولویت زیستن است و گویی پایان فیلم یا پیام فیلم جایی است که احسان، بر پیشانی حمید بوسه می زند. چون حمید، خودش را و واقعیتش را و از همه مهمتر حالِ خوشش را زندگی می کند. هرچند از حمید سن و سالی گذشته است، اما می خواهد حالِ خودش را داشته باشد. گره اصلی داستان، تقابل هاست و نویسنده با همین تقابل ها که قرار است با محوریت نبودن جهانگیر باشد، تماشاگر را تا آخرین لحظات منتظر نگه می دارد. البته که گره جهان همان اول داستان باز میشود. دورهمی برگزار شده است برای آخرین روزهای زندگانی جهان. گره داستان از جایی شروع میشود که فرخ و احسان درگیر هستند. تقابل آنها با حضور نسیم پایان می یابد. تقابل بعدی و یا حتی تقابل های بعدی که جهان را دلسر می کند و اورا به همسخنی با گاوش وامیدارد(شبیه به داستان اندوه از چخوف)، در نهایت گره هایی هستند که تماشاگر را به دنبال می کشند. مثلا رضا و نیلوفر، هر چند نگران جهان هستند، اما حالِ خوششان فراموش نمی شود. این موضوع برای آسا و شایان هم هست. شاید حتی بتوان گونه ای از آن را برای ناهید و حمید هم متصور بود. ناهید با عکس گرفتن از جهان، حال خوشِ آینده اش را به تصویر می کشد. شاهکار داستان را می توان همین جا دانست و احتمالا از اینجا به بعد جهان، آسوده می شود و همه را به حالِ خوشِ خودشان وا می گذارد. جهان، حالِ خوشش لحظه تولدش و توصیه به دوستانش است. و ای کاش ما همه گی به زندگی مدرن و حالِ خوش آدم ها اهمیت بدهیم و بیخیال شویم هر آنچه را که مانع حال خوش لحظه است....
نرگس
درباره فیلم سورنجان i

کاش سورنجان بودیم،گل نرگس باغچه ی من هم شبیه این گل،نه اصلا شبیه خودم هزار بار میمیرد و باز زنده میشود اگر عشق باشد و بس...نقدهای منفی وارد به فیلم به کنار،چقدر به دلم نشست...همین برای اینروزهای من بس
تو کازابلانکا میگه: چون سرو سربلند، چون کوه استوار، چون ابر پراکنده!
سلام و وقت بخیر.
نمیشه دوباره این مسیتند رو دوباره به صورت انلاین بگدارید؟
پویا فلاح و نورا احمدی این را خواندند
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اِبرام، ابراهیمِ منصفی، رامی...
بعد از شش ماه پیش نیومدن بالاخره امروز پیش اومد و این مستند رو دیدم.

اگه به جنوب و موسیقیِ جنوب علاقه دارین احتمالاً از دیدن این فیلم لذت می‌برین. اگه با ابراهیم منصفی و کاراش هم آشنا باشین که چه بهتر، حتماً ببینینش.
بی نظیر بود این فیلم
یه فیلم دیگه هم در مورد منصفی ساخته شده به اسم " وا کس چه " به کارگردانی کامران حیدری
سپهر
https://youtu.be/iDK2AzgcCCk
@DINGOMARO
کانال تلگرام کامران حیدری
سپهر
اگران عمومی که نشده ولی یه سایتی بهمن کیارستمی با ‌کامران حیدری راه اندازی کردند برای اکران آنلاین فیلم های مستند ممکنه اونجا باشه الان چک می کنم آدرس سایت رو می فرستم
خیلی ممنون بابت توضیح و معرفی لینک‌ها.
حرفِ "وا کس چه" شد من هم یادِ اجرای ناصر منتظری از این ترانه افتادم. اجرای ملایم و خوبیه، پیشنهاد میدم گوش کنید - البته اگه نشنیدین قبلاً.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رویا
درباره فیلم مسخره‌باز i
چطور میشه این فیلمو دوست نداشت😂👌🏼... چطور میشه این فیلمو دوست نداشت😂👌🏼... چطور میشه این فیلمو دوست نداشت😂👌🏼... چطور میشه این فیلمو دوست نداشت😂👌🏼...
چطور میشه این فیلمو دوست نداشت😂👌🏼
چه عکسای جالبی :)
محسن جوانی
به سادگی 😉
😂
۱۰ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
روزی که همایون غنی زاده در جشنواره فیلم فجر جایزه بخش نگاه نو را نگرفت پشت تریبون رفت و چند دقیقه سخنرانی کرد که به لطف صدا و سیما بخشی از آن سانسور شد. من داشتم زنده مراسم اختتامیه جشنواره را نگاه می کردم. بعد کمی چرخ زدم در سایت ها و خلاصه ان بخش سانسور شده را پیدا کردم. بنده خدا چیز خاصی نگفته بود. حرفش این بود که من جایزه نگاه نو رو نگرفتم چون نتوانستم نگاه نویی وارد سینمای ایران کنم! اهالی سینما و ما هرچقدر سعی کردیم منظور آقای غنی زاده رو بفهمیم نشد که نشد! یعنی چگونه می شود یک نفر فیلمی بسازد و آن را در بخش نگاه نو ثبت نام کند و در جشنواره شرکت کند و ده شب منتظر هئیت داوران بماند که نتیجه داوری را اعلام کنند بعد فیلمش برنده جایزه بهترین فیلم نگاه نو شود آنوقت بیاید بگوید من جایزه را نمی گیرم چون نتوانستم نگاه نویی به سینمای ایران وارد کنم؟ خلاصه هرچه اون روز ها فکر کردم منظور ایشان را نفهمیدم. صحبت های ایشان و بحث های شبکه های اجتماعی مجابم کرد، فیلم را در زمان اکران به تماشا ننشینم و چیزی هم درباره اش ننویسم که قضاوت غلط نکرده باشم. حالا بعد از مدت ها فیلم مسخره باز آقای غنی زاده را به لطف فیلیمو دیدم. بعد آمدم نوشته ها و نقد های دوستان را خواندم. مثل همیشه نگاه ها متفاوت و در خیلی از بخش ها متضاد بود. برخی از دوستان آن را شاهکار سینمای ایران دانستند و ایشان را تارنتینوی ایران لقب دادند و برخی دیگر هم فیلم را ملغمه ای بی معنی می دانستند که در قالب فرم و تکنیک های متفاوت چیز خاصی برای گفتن نداشت. برخی هم معتقدند که با یک بار دیدن نمی شود تمام اندیشه ها و نقاط زیرین فیلم را متوجه شد به همین خاطر عده ای از دوستان در یاداشت هایشان عنوان کردند که چندین بار بی هیچگونه چشم بر هم زدن فیلم را به تماشا نشسته اند! به هر حال هر کسی از ظن خود شد یار آقای غنی زاده عزیز. اما من هر آنچه بیشتر این یاداشت ها و نقد ها را می خواندم باز کمتر متوجه منظور نویسنده و کارگردان گرامی میشدم. بماند که همان بار اول را به زور و در دو مرحله به تماشا نشستم اما برای فهم بیشتر بخش هایی از فیلم را دوباره نگاه کردم و هرچه بیشتر جستجو کردم چیزی دستگیرم نشد که نشد. دوستان هیچ اشاره ای به نقاط قوت فیلم (به غیر از تکنیک های فیلم برداری، جلوه های ویژه و بازیگری ها ) نکرده بودند. در یک یاداشت یا کامنت (خاطرم نیست) دوستی نوشته بود برای فهم این فیلم حتما باید پاپیون رو ببینید!!! خب این هم نکته جالبی بود. پاپیون و همه ی فیلم هایی که آقای غنی زاده بدان اشاره داشتند را قطعا دیده بودم بارها و بارها . اما این ها هم کمکی نکرد! در آخر فیلم دانش (صابر ابر ) می گوید :" من دانش هستم یک بازیگر بدون داشتن کوچکترین نقطه عطفی در زندگی ...شما صدای درون کله مرا می شنوید" با این جمله من گمان می کنم همه ی اینها صدای درون کله نویسنده است. نویسنده ای که سینما و ... دیدن ادامه ›› تئاتر دوست دارد و بسیار فیلم می بیند. "دانشی" که فکر می کند خیلی متفاوت است و بقیه جهان اندازه او نمی فهمند. نویسنده ای که یک سری دیالوگ های بریده بریده شده قشنگ را بر می دارد و با یک مشت فیلم های شاهکار جهان (که گمان می کند فقط خودش ان ها را می فهمد و دیده است) ترکیب می کند و به شکل "مسخره باز"ی از زبان دانش برایمان تعریف می کند! با خودم می گویم واقعا هنر چیز عجیبی است! اینکه شما بتوانید اینهمه تصاویر مربوط و نامربوط را با دیالوگ های پرطمطراق روشنفکر مابانانه به هم وصل کنید و بعد هم در قالب یک داستان بی معنی جنایی به هم بدوزید واقعا هنرمندی خاص و هنر هشتم می خواهد! هم هنرمندی می خواهد و هم شجاعت و قدرت. شجاعت و قدرت به این خاطر که شما بتوانید با چنین فیلنامه ای آقای نصیریان بزرگ، رضا کیانیان بی نظیر،صابر ابر توانمند ، بابک حمیدیان با استعداد و خانم هدیه تهرانی سخت انتخاب را مجاب کنید با شما همراه شوند و آبروی حرفه ای خود را بگذارند وسط. قطعا از این کار راضی هستند و راضی بودند که این انتخاب را انجام دادند و چو انجامش دادند، در سابقه هنری شان همواره باقی خواهد ماند و بماند برای تاریخ که قضاوت کند. همه ی این گزار ها را که میگذارم کنار هم فکر میکنم که حتما یک جای کار می لنگد. حتما من و امثال من که هم فیلم زیاد دیده ایم و هم کتاب به اندازه خودمان، خوانده ایم و هم به سبب رشته تحصیلی مان حرفه ای در بسیاری از موضوعات اجتماعی و فلسفی مطالعه داشته ایم،کار خود را خوب انجام نداده ایم و نمی توانیم درک روشنی از مسایل و موضوعات عمیق فلسفی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، زیباشناختی و غیره داشته باشیم. قرار دادن این همه اسم و فیلم و موسیقی و دیالوگ و بازیگر و جلوه های ویژه تکنیک های تئاتری و سینمایی و دکور و اندیشه های عمیق فلسفی کنار هم از " مسخره باز" یک شاهکار بزرگ ساخته است که برای درکش می بایست کفشهای آقای غنی زاده را بپوشی و با ایشان بنشینی روی تک تک صندلی سینماهایی که ایشان رفته و با ایشان و از دیدگاه ایشان بنشینی کنارش و کتابهایی که ایشان خوانده را ورق بزنی و موسیقی های مورد علاقه و پلی لیست ایشان را گوش بدهی تا بتوانی به اندازه ایشان از دیدن "مسخره باز" لذت ببری! اما باز می ترسم همه ی این ها را انجام دهم و سرآخر همچون ایشان در جشنواره فیلم فجر فیلمم را در بخش نگاه نو شرکت بدهم و بعد از دریافت جایزه هئیت داوران براشفته شوم و بگویم من این جایزه را نمی پذیرم چون هیچ نگاه نوعی نتوانستم به سینمای ایران وارد کنم!
به عقیده من " مسخره باز " یک فیلم کاملا معمولی است بدون هیچ نگاه نوعی (هر کار خارج از عادتی که قبلا تجربه نشده باشد را که نمی شود نگاه نو نامید ) که سیل ایی از محتویات ذهن شلوغ و غیر طبقه بندی شده "دانش" یا نویسنده را روبروی دوربین قرار داده است. فیلمی که با بازی بازیگران توانمندش هم نتوانسته از گرداب بی محتوایی نجات یابد. فیلمی که هم نصیریان،هم ابر،هم کیانیان،هم هدیه تهرانی و هم بابک حمیدیان با آن غرق شدند. فیلیمی با دیالوگ های پرطمطراق و البته جلوه های ویژه نو زیبا که یک "خود خاص انگاری" خاصی در دقیقه به دقیقه اش مشاهده می شود. فراموش نکنیم که فیلم و روایت را می سازند تا مفاهیم پیچیده فلسفی و هنری، در بستر تصویر و روایت داستانی قابل درک تر و قابل هضم تر شود و مخاطب راحت تر با آن ارتباط برقرار کند! اما ظاهرا آقای غنی زاده عزیز فیلمی ساخته است که نیاز است مباحث و مفاهیم عمیق فلسفی و هنری درباره ی آن نوشته شود. البته شاید هم ما دانش و سواد مان کم است و اندازه ایشان و شبیه ایشان کتاب نخوانده ایم و شاهکار های جهان را به تماشا ننشسته ایم.
نکته آخر اینکه این سکانس از فیلم پاپیون در زندان همیشه برایم جزی از تاریخ بصری و فکری خودم محسوب می شد و هر از گاهی آن را دوباره به تماشا می نشستم اما با دیدن آن در فیلم مسخره باز یک تصویر مسخره و عمیقا فیک و بی معنی در مغزم فرو نشست. مراقب باشیم با تاریخ ذهنی مردم چه می کنیم.


Ali، پویا فلاح و پوریا صادقی این را خواندند
بهزاد هندی و محسن جوانی این را دوست دارند
انصافا دمت گرم با این همه حوصله...
اصن فیلم ارزش نداشت انقد به خاطرش به انگشتات زحمت بدی...

در یه جمله..."فقط" یک بار با پف فیل بشینی ببینیش، از سینما هم که بیرون اومدی کامل فراموشش کنی...اصلا خودش فراموش میشه...

نبوغ و خلاقیت و این داستان ها رو هم بریزی دور...
۰۸ مرداد
بیتا نجاتی
آقای علیزاده عزیز دم شما گرم ،بنظرم تا حالا هیچ نظری به این خوبی "مسخره باز" و "سازنده اش" رو توصیف نکرده بود. مساله اینجاست که عرضه و تقاضا باهم نسبت مستقیم داره؛ تا وقتی ...
ممنون خانم نجاتی عزیز که وقت گذاشتید. من هم با شما هم نظرم. البته همه ی آدم ها می توانند آنچه را دوست دارند بسازند و آنچه را دوست دارند ببیند اما بحث این است وقتی یک متن پابلیک می شود، دیگر ان متن به وی اختصاص ندارد و همه می توانند نظرشان را درباره آن اعلام کنند.اینکه ایشان زحمت زیاد برای ساخت این فیلم متقبل شده اند جای شک ندارد اما اینکه خروجی کار چه باشد را مخاطبان مشخص می کنند و به قول شما عرضه و تقاضا. به عقیده من باید همراه فیلم یک دایره المعارف اسطورشناسی فیلم هم منتشر می شد.این چند روز یاداشت ها و تفسیر های عجیب و متفاوتی خواندم.
کاوه علیزاده
جناب صادقی عزیز ممنون که وقت گذاشتید و باعثه افتخاره تبادل نظر با شما در پاسخ به نظرتون چند نکته به ذهنم رسید که خدمت تون عرض می کنم: 1- بنده کلا با تئاتر و فیلم و موسیقی و هر آنچه که حال ...
شما بزرگواری و خوشحالم‌که‌تونستم نگاهم به فیلم رو باهات مطرح کنم. و ممنون بابت پاسخ خوبی که دادی.
امیدوارم خیلی زود تجربه ی دلنشینی از دیدن فیلم داشته باشی.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نیکا
درباره فیلم طلا i
به لطف بسته بودن سینما این فیلم رو در فیلیمو دیدم ،
نهایت تلاش یک فیلم برای اینکه مثلا خوش ریتم و خوش ساخت باشه و با این همه بسیار سطحی و دم دستی ! و همه چی بدون عمق، تصمیماتی که قرار کل داستان رو شکل بده بسیار ساده بدون دلیل شکل میگیره ! چند تا جوون که هیچی از کاری که میخوان بکنن نمیدونن و مثل دهه 40 راه میفتن تو خیابون دنبال مغازه خالی گشتن !!! من که تا آخر ندیدم اما به نظرم تنها نکته مثبت فیلم شباهت هومن سیدی به برادرش در فیلم بود.
با این که تاتر "می سی سی پی نشسته می میرد" رو دوست داشتم اما با این فیلم اصلا نتونستم ارتباط برقرار کنم. تکرارها با این که یک تکنیک هنری بود اما من رو کلافه کرد. کلوزآپ های صورت بازیگران هم خیلی زننده بود. ژانر فانتزی رو خیلی دوست دارم ولی به نظرم بیش از حد فیلم در فضای گروتسک غرق بود. در کل زیاد نپسندیدم.
برای من فقط جذابیت بصری داشت...
من برعکس شما تاتر می سی سی پی رو نپسندیدم ولی فیلم مسخره باز رو دوست داشتم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم های ایرانی که بیش از یک بار دیدم تعدادشان بسیار کم است و فیلم های ایرانی که بیش از 3 یا 4 بار دیدم تعدادشان به انگشتان دست هم نمیرسد. تا قبل از این فیلم فیلم خشم و هیاهو ساخته هومن سیدی رکوردار بیشترین تماشا برای من بود (چیزی حدود 4-5 بار) اما این فیلم از روزی که در شبکه خانگی اکران شده تقریبا هر روز، روزی دو بار به تماشا نشسته ام.
بازی بازیگران از استاد نصیریان بگیرید تا داریوش جان موفق همگی جایی برای تامل و دقت دارند و بسیار زیبا و دلنشین اند.
فیلم نامه که خود بحثی جدا دارد که هرجقدر فکر میکنم و میبینم نکته های جدید کشف میکنم و به هیچ عنوان فیلمنامه سطحی نیست (حتی کاراکترهای فرعی نظیر استاد و مصفا فکر شده اند) .
موسیقی متن هم مانند آثار غنی زاده در تئاتر موسیقی های انتخابی است که به شدت به فضا و اتمسفر موقعیت ارتباط دارند.
جلوه های ویژه واقعا بسیار جلوتر از فیلم های ایرانی است و نشان از زحمت کشیدن بسیار در این امر دارد.
ببینید مسخره باز رو و خدا رو شکر کنید از داشتن همایون غنی زاده، علی نصیریان، صابر ابر و بابک حمیدیان و هدیه تهرانی و در کل همه کسانی که زحمت کشیدند برای این اثر.
من یه مدت قفلی زده بودم روی مغزهای کوچک زنگ زده و حالا مسخره باز. قفلی هم میزنم یعنی صبح تا شب تکرار😂😂دیگه صدا دستگاه پخش در میاد
پوریا صادقی
چیپس ذرت و سس سالسا و پنیر... 😋😍
آخ آخ آخ :))
۰۴ مرداد
از بین همه خاطره های سینما مال من عجیبه خیلی هم عجیبه اولین فیلمی که تو سینما دیدم قرمز بود و منم یک بچه 5-6 ساله بودم دلیلش هم این بود که مادر کشته مرده سینما بود ولی پدر متنفر از سینما من همه فیلم های دهه 70 رو با مادرم دیدم بدون اینکه سینما برام جذابیتی داشته باشه حتی وحشتناک هم بود به خاطر جیغ و دادی که توی فیلم های اونموقع میزدن. و تنها دلیل اینکه راضی میشدم با مادر به سینما برم این بود که تنغلات میخرید برام.اولین فیلمی که خودم رفتن به دیدنش قاعده تصادف بود اونم به پیشنهاد یکی از همکلاسی های دانشگاه. از اون موقع به بعد سینما برام خیلی جذاب شد. کلاس های دانشگاه رو میپیچوندیم با همکلاسی ها و به سینما میرفتیم. بیشتر برام فان بود سینما رفتن تا اینکه برم فیلمی رو با دقت ببینم (و البته یک حس یاغی گری هم تهش داشت که دارم مثلا از پدر نافرمانی میکنم چون اعتقاد داشت آدم هدفمند خودشو با سینما و اینجور چیز ها سرگرم نمیکنه و سینما رفتن یک کار ابزورده که آدم فقط دیوار رو که روش نور میندازن نگاه میکنه) همین باعث شد مادر از سینما زده بشه و منم یواشکی به سینما برم. اما چند سالیه که کنار اومده با فیلم تماشا کردن و تئاتر رفتن من. (در ضمن پدر هیچکدوم از اجراهای من رو هم تماشا نکرده😁😁
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
"کارنامه ای قابل قبول "

«آدم‌ پران» ساخته امیررضا جلالیان / تکاندهنده و عجیب

«تنفس» ساخته فرشید ایوبی‌نژاد / پرداخت خوب از وضعیت کارگران در قالب مشکلات و رخدادهای اجتماعی .... تنفس ، مصداق مناسبی ست برای ــــ> " بگذارید نفس بکشیم "

«کل ‌به جز» ساخته وحید حسینی نامی / وقتی تیتراژ را در انتهای فیلم خواندم که تماما در ایران تهیه و فیلمبرداری شده، لذت ... دیدن ادامه ›› بیشتری بردم
نگاهی خلاقانه به سیرتکوینی و چرخه تبدیل اشیا/ و زیست انسان

«بایرن مونیخ» ساخته نگین‌ امین‌زاده / سوژه ای روزمرهو تکراری، و اگرچه پایان بندی قابل حدس بود اما با ارفاق نمره قبولی را می گیرد.

«سینما نمایشگاه مجهول و داستان ما» ساخته حمید یوسفی / متاسفانه این تنها اپیزودی بود که به نظرم ناهمجنس و با فاصله زیاد پایین تراز چند فیلم دیگربود

پ.ن: خوشبختانه اکران هنروتجربه در خانه هنرمندان حتی با یک یا دو تماشاگر هم برقرارست.
همیاری جان،
فرهاد اصلانی که تو این فیلم نیست!
پویا فلاح و celine این را خواندند
سپهر، امیر مسعود، نورا احمدی، محمد مجللی و اریک قاراسمیان این را دوست دارند
موقعه پخش قهر کرده رفته😂
اریک قاراسمیان
به قول کاظم خان تو فیلمو درست ندیدی یه بار دیگه ببین هست😂😂
بنا داشتم این پست رو حذف کنم و موقت باشه اما این کامنت خیلی حیفه حذف بشه...
خیلی چاکرم :)) یهو یاد این دیالوگ افتادم نوشته تون رو دیدم 😂😂😂😂😂😂
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
bahar
درباره سریال هم گناه - فصل اول i
من چند قسمتی از این سریال رو دیدم ,به نظرم به نسبت باقی سریال های نمایش خانگی سریال بدی نیست.
بیشترین نکته ای که به نظرم اومد این بود که خانواده صبوری با وجود ثروتمند بودن لباس هاشون نرماله:)
مثبت ترین نکته اش هم وجود سیماست که ترنس هست و مشکلاتی که در خانواده سنتی داره.چیزی که تا قبل از اون من در سریال و فیم های ایرانی ندیده بودم.
تصمیم دارم باقی سریال رو هم ببینم.
همین که فلش‌بک نداره خودش کلی ارزش داره😅
امپرسیونیست
تعدادی از مردم میرن و من سالوادور نیستم رو میبینن . اونا کیان ؟ کسایی هستن که فقط همین مدل فیلم رو دوس دارن ، حالا فوقش با یه تلرانس محدودِ پایینتر یا بالاتر . همونطور که فیلمهای اصغر فرهادی ...
در اینکه سلیقه ها متفاوته شکی نیست.
من خودمم از طنز بدم نمیاد منتهی طنز قوی.
مطمعنا در جامعه ما با این میزان از مشکلات مردم از فیلم های طنز استقبال میکنن ,فیلم هایی که واسه ساعتی اونا رو از مشکلات دور کنه ,وقتی فیلم طنز خوبی نباشه رو میارن به این فیلم های موجود.
باور کنید فیلم طنز خوب و قوی طرفدارهای بیشتری داره ولی موجود نیست.
7 جولای
دوستمون یه سریال ۴۰ قسمتی ساخته، چجوری؟ ۲۰ قسمت فیلمبرداری کرده که تو ۱۰ قسمت اول هیچی نیست هیچی! یه عده چیپس میخورن قلیون میکشن دور دور میکنن با دست راستشون پاشونو میخارونن ! چرا؟ چونکه کارگردان ...
به شدت موافقم.
۰۱ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود بر هنرمند خوب میهنم، خانم رها فریدی
چی چکا قصه شب روایت تنهایی است، قصه ی موسیقی است، عشق است و ترانه و شعر. بی تعصب نزدیک شدن به چهره ی شاعر ‌ترانه خوان جنوب و به زیبایی نشان دادن پیوند جوانان امروز با موسیقی ابراهیم منصفی، هنر ستودنی کارگردان فیلم است. پرهیز از قهرمان سازی جهان سومی و تکریم و تجلیل خالی از نقد، نکته ایست که خانم رها فریدی به آن دقت کافی داشته است. از سوی دیگر، تصویرگری لایه های مختلف شخصیتی ابراهیم منصفی با چینش هوشمندانه ی مصاحبه ها انجام شده، طوری که خط کلی داستان حفظ می شود و مستند بیوگرافی را از تبدیل شدن به مشتی سکانس مصاحبه های بی ربط نجات می دهد.
قصه ی پر غصه ی زندگی ابراهیم منصفی، غم تنهایی و نداری او، سوز ترانه های عاشقانه اش، تصویر چهره ی رنج کشیده و افسون شده ی اعتیادش، همه و همه، به زیبایی، در فیلم چی چکا قصه شب جا گرفته اند.
امتیاز مثبت دیگر فیلم، نماندن در گذشته است: کارگردان به امروز و کودکان و جوانان امروز نقب می زند. از شیطنت معصومانه کودکان فیلم می گیرد و ترانه خوانی جوانان را کنار دریا و داخل قایق نشانمان می دهد، تو گویی که هر یک از اینها ابراهیم منصفی آینده می توانند باشند و یا تصویر زنده ی گذشته ی او هستند.
فیلم به شدت با محیط پیرامونی پیوند خورده است؛ پیوندی که دریچه ای باز می کند به شناخت بهتر شاعر دیروز و جوانان امروز. جنوب، بندر، کوچه های تنگ، لب آب و ساحل، موج و دریا، قایق و‌ لنج، آفتاب داغ و خنکای سایه، سختی کار و امرار معاش در این محیط داغ و گرم، شخصیت آدم های جنوب را می سازد، سختشان می کند و در عین حال، نرم و واله ... دیدن ادامه ›› و عاشق، به سان ابراهیم منصفی.
فیلم در عین بومی بودن و‌ شخصی بودن، انسانی و جهانی است. هم ذات پنداری یا دست کم، احساس نزدیکی با روح حساس و بلندپرواز شاعر عاشق و شکست خورده ای که در بلندای زندگی، تنها معلم بودن بی چشمداشتش، شعر و ترانه اش و صداقت صدای پر سوزش را به مردم بخشیده و جز غم نان و تنهایی و بلای اعتیاد چیزی نگرفته به واسطه ی هنر کارگردان رخ می دهد و از همین رو، سپاسگزار وی هستم.
بهمن: احسان من خیلی عنم؟
احسان: چی؟
بهمن: میگم خیلی عنم؟
احسان: آره
بهمن: خیلی؟
احسان: خیلی... من چی؟
بهمن: توام خیلی خیلی عنی
احسان: داری عقده ای بازی در میاری؟
بهمن: نه واقعاعنی
ولی فکر کنم عن با الف عن تره😁
امپرسیونیست
دیالوگهای ماندگارِ سینمای ما رو تو رو خدا :))
😂 سورئال نوشتن
هیچ چیز ویژه ای ندیدم در این فیلم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید