آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال عمومی
S3 : 13:29:13 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
// همراه شو عزیز، همراه شو عزیز، تنها نمان به درد، کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود ( صدای محسن نامجو)//

اعتراف می کنم تا سال ۸۸، هیچ تِرک موزیکی از نامجو نشنیده بودم.. و این هم روی فیلم یکی از کاندیدا شنیدم... و بعد هم دو زن به صورت دابسمش صدسال موسیقی پاپ را در ویدئویی ۴ دقیقه ای، تکه ای از نامجو را خواندند...
روشنفکری بود زمان ما نامجو شنیدن... برای خودش شو تلویزیونی طنین و دیگر شبکه های رقص و موزیک بود و بالاخره آلبومی دست یکی می افتاد و کاست و حداکثر CD بیرون می آمد..
اولین زمزمه نامفهوم با موسیقی شبیه متالیکا را بعد از دیدن فیلم نفس عمیق پرویز شهبازی تجربه کردم... تجربه ای که نمادی از جامعه قشر متوسط جدید می داد... جامعه ای رو به گذار.. جامعه ای معترض به داشته ها و نداشته ها... جامعه ای ناامید از اصلاحات و دروغ هایش و شخص خاتمی... جامعه ای که هنوز سلبریتی زده نشده بود و به اعتراضی درونی و تک نفره روی آورده بود و در نهایت کلاپ.. گروه گروه به به شرکت های هرمی می رفتند و سرکوب اصولگرایان برای نفرت از بی عرضگی خاتمی در مقابل جمع های دختر- پسری در خیابان و پارک و کافه به خانه های امن کشیده ... دیدن ادامه ›› شده بود...
" در راه خدا اعتراض کنید مثنی و فردی ( تک تک و دوتا دوتا) "

و من نیز جزوی از این معترضان (( نامجو گوش نکننده))..
موهای بلند و کلاه چگوارایی و ریش بلند و عینک گرد و هد بند و سیگاری بر لب و تیشرت چسپان و شلوار (بَگ شش جیب)
سیگاری که سالها مخفی اش کرده بودم.. اما بودجه دیگر به کنت می رسید.. و بالاخره لو رفت... البته خودم لو دادم...
حس کردم باید مخفی نکنم... اما چیزی که عیان بود علاوه بر دیوارنوشته های (( ما هستیم))، خود ما بودیم، مایی که مثل دریمرزهای برتوچولی، خواهان شکستن همه چیز بودیم، حتی شکستن تابوی برهنگی... مایی که ورد زبان مان need now need now پینک فلوید و اجرای دیوار آلن پارکر بود... و تِرک های متالیکا را حفظ می کردیم... مایی که آرمان شهرمان شاید زندگی به سبک وود استاک و حامیانش بودیم و رها از همه چیز... و به قول خودمان یک رَپ اصیل...
اما ماجرا طور دیگری رقم خورد، کلاپ هایی که جزوش شدیم و ساختیم مثل قدیس مسیحی قرن ۱۳ ( فرانچسکو)، مثل هیئت رفتن هفتگی بچه مذهبی ها سرگرمی و مثل دورهمی های گلد کوئستی به فساد کشیده شد... فساد از نظر من هر آنچه رضایت به آن نباشد... حضور دختران شد به شرط سیگار و برهنگی...
برای من حتی دختری با پوشش چادر هم در این گروه جای داشت، چون ما می خواستیم یکی باشیم بدون قضاوت...
منشور نوشته بودم که آغاز می شد با این جمله
" رنگ، ملیت، نژاد، جنسیت، قومیت، زبان، آیین، مذهب، فرهنگ و هر آنچه که بین انسانها فاصله بیاندازد برایمان باخته رنگ"
و من و دوستی صمیمی ( خودکشی کرد آبان ۸۴)، شدیم کلاپ ۲ نفره خودمان... کلاپی که اخلاق و فساد نیز در آن تعریف شد..

و فکر می کردیم چه شد که اینجوری شد و من می گفتم، تجربه ای تکرارشونده از بهمن ۵۷ یافتیم و آرمان هایش...
شاید ۸ سال بعد با دیدن چند فیلم درجه ۳ هالیودی از جمله
(( آل موست فیمس)) حداقل دریچه هایی بازشد...
دریچه ای به دو موضوع
اول: آماده نبودن شرایط جهان وطنی وود استاکی، یا به عبارتی جهان وطنی لاسیون مثل تزریق مدرن که می شود مدرنیزاسیون..
دوم: عوام الناس که باید زیر سلطه قانون باشند و ملتزم و نه معتقد...
توی این فرآیند ما اعتراض به هر بی عدالتی در هرجای دنیا بود به فلسطین، به کشف حجاب اجباری در فرانسه، به حجاب اجباری در ایران، به طالبان، به نسل کشی سومالی، به قحطی آفریقا، به کارتن خوابی، به خودسانسوری زنان علیه خودشان، به خیلی چیزهای دیگه...
و اینجا بود که نامجو جایی نداشت... نه در ایدئولوژی و نه در اعتراض و نه در موسیقی... نامجو نسخه عقب افتاده شروع رپ در دهه ۶۰ آمریکا و اروپای آمریکا در ایران بود و از نظر ما شوآف.. ( بعدها با دیدن فیلم بایندرماینهف یاد خودمان می افتادیم...)

نامجو همچنان محبوب بود که سر و کله موسیقی رپ ایرانی با رویای زندگی لاکچری مثل ساسی مانکن و خونه دوبلکسه تو جردن پیدا شد!
نامجو از ایران رفت اما یادگارهایش ماند...
یادگاری از جنس یک ایرانی معترض محبوب که محبوبیتش برای دختران گاهی اوقات تعرض جنسی بود.. اگر هر روز و بدون تعطیلی نامجو با چند زن همزمان (به شرط رضایت پارتترهای جنسی اش) مشغول کامش بود از نظرم ایرادی نداشت... اما یک مورد آزار جنسی از کسی که ادعای رهبری موسیقی- اعتراضی را داره نه تنها قابل پذیرش نیست بلکه مستوجب شدیدا عذاب و
عقاب هست...
اما نکته قابل تامل اش در مورد نامجو صدق کردن همان ۲ موضوع مذکور بود، هم ظرفیتش را نداشت و هم عوام الناس است... و موید این حرفم جمله اش هست: نه ، همیشه نه نیست، ۱۰۰۰ تا معنی می تونه داشته باشه...

نامجو معترض نمی دانست یا نمی خواست بدونه که تو سوئد تمکین نیست و زن می تونه از شوهرش تا یکسال به خاطر برقرای کامش بدون رضایت شکایت کنه و در دادگاه به عنوان تجاوز ثبت بشه...

پس نامجو به چی معترض بود؟ به جامعه؟ به حاکمان جامعه؟
به روحانیتی، که لباس وسیله ای برای چاپیدن اش شده و صدای نامجو تارعنکبوتی برای یافتن قربانی...
به اندیشه های عقب مانده مردم کشورش ؟
پس اندیشه نه همیشه نه نیست چیه؟
شاید هم نامجو به خودش معترض بود البته ناخودآگاه!
........
پانوشت: با اینکه با مسیح علینژاد زاویه دارم و او را یک (( شوآفر)) می دونم اما لینک اینستاگرامش را اینجا می گذارم...
جایی که دیدن کلیپی از زنان در پاسخ به نامجو برای همه اجناس مذکر نیز هست.. و برای نمونه مونث فریادی اعتراضی است..


https://www.instagram.com/tv/CNxNEYvhzOf/?igshid=sk266fjjbarb
جالب بود متنتون.
من زیاد دانش موسیقی ندارم ولی به نظرم مشهور شدن نامجو بیشتر به خاطر شکستن بعضی تابوها بوده تا هنر و علم موسیقی که داره (یا بهتر بگم نداره).

۲ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// نگذارید مشروطه تکرار شود!//
مجلسیان اصولگرای مجلس پنجم بعد از ۷۶، از شرایط مشابه آن زمان و تاریخ مشروطه سخن می گفتند و صدا بلند می کردند ((نگذارید مشروطه تکرار شود! ))
سئوال اینجاست که بالاخره مشروطه خوب بود یا بد؟
شاید جوابش سخت باشد و اینجا جای پاسخگویی اش نباشد اما می خواهم جواب سئوال دیگری را بدهم... و آن سئوال این است: ترکمانچای قرارداد خوبی بود یا بد؟
از استثناهایی که در مورد زمان قاجار ازش خواندم شرایط قرارداد ترکمانچای بود، قراردادی که تا قراداد قبلش یعنی گلستان فاصله ای نداشت... و گلستان قفقاز و گرجستان فعلی را از ایران جدا کرده بود و اصرار مجدد ایران به درگیری با روس تزاری و حمایت روحانیون پرنفوذ از جنگ ایران و روس و کمک های غیبی خدا باعث درگیری ایران و روس شد...
شاید اگر دقیق تر قرارداد ترکمانچای را بررسی کنیم، می بینیم شاید قراردادی بود که اگر امضا نمی شد ایران کوچکتری داشتیم... یا همان جام زهر ۶۷ هم اگر امضا نمی شد شاید تهران را باید در کنار هیروشیمای ژاپن منفجرشده با بمب هسته ای می دیدیم...
بنابراین به نظرم باید در ننگین بودن قرارداد ترکمانچای و جام زهر بودن قطعنامه ۵۹۸ شک کنیم...
و اما هستی شناسی اکنون برای ما قرارداد ۲۵ ساله ترکمان چینی ... دیدن ادامه ›› هست!
دو هفته ای هست که تند بود آتش مخالفان و موافقان اش..
گذاشتم آرام بگیرد.. تا نظرم را اعلام کنم...
همان طور که نباید جنگی بین ایران و روسیه در می گرفت که منجر به ترکمان چای می شد...
و همان طور که نباید جنگی بین ایران و عراق شکل می گرفت که منجر به جام زهر می شد..
و همان طور نباید کشوری با فروش میانگین ۹۰ دلاری نفت و ذخیره ۷۰۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی طی ۸ سال به جای سازندگی کشور و رساندن ایران به سطحی که حداقل از ۱۴۰۰ شمسی یعنی دوران افول نفت، دنبال نفی هولوکاست، حیف میل پول مردم در هسته ای و کشورهای همسایه می شد و مجبور نبود (( برجام زهر)) را امضا کند و برای ۴۰۰ میلیارد دلار قرارداد (( ترکمن چینی)) را امضا کند...
قراردادی که از فروپاشی اقتصاد ایران جلوگیری می کند و قدمی رو به جلو برای ایران نخواهد بود...
ما دیگر به تاریخ ۱۵۰ ساله این کشور عادت کردیم...
.....
پانوشت: سال ۸۴، هر چه کردم نشد آنچه نباید می شد و مطمئن باشید اصلاح طلبان امروزی مقصر شماره یک این موضوع هستند ( نقش همان روحانیونی مثل کاشف الغطا خواهان جنگ با روسیه را ایفا کردند.... من حتی نتونستم خانواده خودم را راضی کنم که به معجزه هزاره سوم رای ندهند.. آن هم فقط یک دلیل داشت لجبازی با اکبر...)
بماند!
سمانه، محسن جوانی و حسین مجتهدی این را خواندند
محمد مجللی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
★ مادرعلی

برای حاج‌ابرام ابر و باد، با مه و خورشید و فلک، باز سنگ تمام گذاشته بودند!
گاوش دوباره دوقلو زاییده بود. انصاف نبود گوساله‌ها گرسنگی بکشند؛
مادرعلی هر صبح دو سکه بیشتر برای خرید شیر می‌پرداخت.

ـ✫✫✫ـ

علی دیگر بزرگ شده بود، هفت سالش بود، می‌فهمید هیچ‌وقت پدرش از آسمان برنخواهد گشت. مادرش دروغ می‌گفت، دروغ‌گو همیشه دشمن خدا است.

ـ✫✫✫ـ

فقط حاج‌ابرام ... دیدن ادامه ›› دوست خدا بود. گاوهایش را که فروخت، تازه چهار طبق به خدا نزدیکتر شده بود! تا مادرعلی هم، حجابش را بیشتر در خانه رعایت کند.
آخر حاج‌ابرام برای نمازصبح و... زودتر پنجره را باز می‌کرد. و استغفرالله‌گویان سرکی هم به اطرافش می‌کشید.

ـ✫✫✫ـ

افطار، جمع زیادی دعوت حاج‌ابرام بودند. حاجی تلفنش که تمام شد، چندبار شیطان را لعنت نمود و پشت بندش چند صلوات بلند فرستاد و هی در گوشی دمید؛ سپس رو به جمع ادامه داد: به اعتقاد من، اگر هنوز سیل و طوفان یا زلزله‌ای عظیم آمریکا را کن‌فیکون نکرده، به خاطر چند شیر پاک خورده‌ای مثل پسر من باید باشد! که به ناچار در غربت کفر زده، آبرو و یاد اسلام را زنده نگه داشته‌اند.
حاضرین با شعار و صلوات حرف حاجی را تایید کردند.
حاجی لبخند زنان نگاهی مشمئز به مادرعلی که در حال گرداندن چای بود، انداخت و سری تکان داد و گفت: از علی چه خبر؟ این پسر از اولش هم شر بود، باید چند سال قبل گیر می‌افتاد، تا الان هم اگر راست‌راست می‌چرخید، به برکت شیر پاکی بود که، از پستان گاوهای من خورده بود....
مادر علی....(اشک و سکوت)

ـ✫✫✫ـ

حاج‌ابرام دیگر پیر شده بود، زنش که به رحمت خدا رفت، حاجی ماند با چهار واحد خالی، که توان بالا رفتن از یکی هم نداشت.
مادرعلی هنوز ادای دین می‌کرد، و به کار و بار منزل حاجی می‌رسید.

ـ✫✫✫ـ

شبی که حاج‌ابرام مرد، علی تازه آزاد شده بود، نه پسرش از آمریکا برگشت نه دخترانش از دیگر کشورها...
بعد از خاک‌سپاری، علی که با قبر تنها شد، دستی بر سر کچلش کشید، خم شد سر خاک وگفت: حــاجی! یادت هست، سهم خواهرت را که بالا کشیدی، نفرینت کرد، اما خودش سرطان گرفت.
یادم هست! خندیدی و گفتی: درد خدا دادیست.
شبی که پسر خواهرت با دست پر از دیوار پرید پایین، من گرفتمش، گریه کرد و گفت: فقط سهم مادرم را برداشتم.
حاجی! مادرم از کودکی یادم داده بود، گاهی دروغ پاک بگویم.

★صمیم ع اسمعیلی
سمانه و ملیکا شاهچراغی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
معرفی پرکارترین گروه تئاتری در سال 1399؛
گروه هنری تندیس، صد و هجده شب اجرا را به روی صحنه برد

گروه هنری تندیس به سرپرستی تندیس به سرپرستی حامد شیخی، بازیگر شناخته شده تئاتر، سینما و تلویزیون، در سال 1399 پس از بازگشایی دور نخست تماشاخانه های تئاتر پس از تعطیلی چندین ماهه پیرو شیوع موج نخست ویروس کرونا تاسیس شد و توانست صد و هجده شب اجرا شامل بر پنج نمایش به نویسندگی و کارگردانی حامد شیخی و یک نمایش به کارگردانی مجتبی جعفری پور را با موفقیت در تماشاخانه های مختلف سطح شهر تهران به روی صحنه ببرد به طوری که از نظر کمیت کاری، لایق عنوان "پرکارترین گروه تئاتری در سال 1399" باشد.

به گزارش مشاور رسانه، گروه هنری تندیس به سرپرستی حامد شیخی، بازیگر شناخته شده تئاتر، سینما و تلویزیون در سال 1399 و پس از بازگشایی دور نخست تماشاخانه های تئاتر پس از تعطیلی چندین ماهه پیرو شیوع موج نخست ویروس کرونا، فعالیت خودش را آغاز کرد.
حامد شیخی، بازیگر باسابقه تئاتر، عضو انجمن بازیگران خانه تئاتر، عضو انجمن ... دیدن ادامه ›› بازیگران خانه سینما و دارای مدرک کارشناسی رشته بازیگری و کارشناسی ارشد رشته ادبیات نمایشی است و نخستین بار، در سال 1385 با نقش آفرینی در نمایش "لیلی تا لیلی" به کارگردانی محمدرضا شهبازی در تالار تجربه فرهنگسرای تهران پا به روی صحنه تئاتر گذاشت و در 15 سال گذشته، همزمان با حضور در مجموعه های تلویزیونی"معمای شاه " محمدرضا ورزی، "آسمان من" محمدرضا آهنج، "شاید برای شما هم اتفاق بیافتد" نوید میهندوست و فیلم های سینمایی "بادیگارد" و "قاتل اهلی" ابراهیم حاتمی کیا، "ایستاده در غبار" محمدحسین مهدویان و "عصبانی نیستم" رضا درمیشیان، به ایفای نقش در عرصه تئاتر پرداخت تا اینکه به واسطه قبول وظیفه مدیریت پشتیبانی موسسه تصویر شهر وابسته به شهرداری تهران از 1394 تا 1395 و مدیریت آموزش مدرسه کارگاه آزاد فیلم متعلق به مسعود کیمیایی از 1397 تا 1398، تنها توانست در دو نمایش "کل و وی" حمید صفایی در تالار محراب و "ورود خانمها ممنوع" سیاوش جامع در خانه نمایش اداره تئاتر در سال 1397 پس از یک دوری دو ساله به روی صحنه برود.
اینک، حامد شیخی که اهالی تئاتر، او را در قامت بازیگر به خاطر می آوردند، در سال 1399 با تشکیل گروه هنری تندیس بعد از آخرین نقش آفرینی در دو نمایش مذکور در سال 1397، اینبار، جامه نویسندگی و کارگردانی به تن کرد و نمایش های "با من حرف بزن"، تیر ماه و مرداد ماه 1399 در تماشاخانه ملک؛ "مجلس آذر"، شهریور ماه و مهر ماه 1399 در تماشاخانه ملک؛ "گرسنه ها"، دی ماه و بهمن ماه 1399 در نمایش مهرگان؛ "همبازی" بهمن ماه و اسفند ماه 1399 در تماشاخانه ملک و "برای لیلا"، اسفند ماه 1399 در پردیس تئاتر شهرزاد را نوشت و به آنها، روی صحنه تئاتر جان داد علاوه بر اینکه 98 شب در مقام بازیگر در سالن قاب عکسی تماشاخانه ملک و سالن های جعبه سیاه خانه نمایش مهرگان و پردیس تئاتر شهرزاد، در نقش یکی از شخصیت های گوناگون نوشته خودش ظاهر شد.
گروه هنری تندیس در نخستین سال فعالیت، پرقدرت رخ نمود چنانکه افزون بر پنج نمایش اجراشده به نویسندگی و کارگردانی سرپرست گروه؛ حامد شیخی، نمایش "اسبهای پشت پنجره" نوشته ماتئی ویسنی یک با ترجمه مهشاد مخبری و به کارگردانی مجتبی جعفری پور، دیگر اثر نمایشی تولیدشده در گروه هنری تندیس به شمار می رود که به مدت بیست شب با هنرمندی امین اکبری نسب در کنار حامد شیخی در تماشاخانه ملک پذیرای تماشاگران شد.
با جمع شب های اجرای گروه هنری پردیس به سرپرستی حامد شیخی؛ بالغ بر 118 شب اجرا در سه تماشاخانه ملک، خانه نمایش مهرگان و پردیس تئاتر شهرزاد به نظر می رسد رکورد پرکارترین گروه تئاتری دیگر همانند سالهای گذشته در دست مهدی کوشکی، بازیگر، نویسنده و کارگردان تئاتر و گروه هنری مجموعه تئاتر مستقل تهران نیست به طوری که در سال 1397، پرکارترین کارگردان تئاتر به گزارش خبرگزاری تسنیم شناخته شد و تعطیلی مجموعه تئاتر مستقل تهران در سال 1399 را می توان از مهمترین دلایل افت شدت کاری این گروه هنری دانست.
در سال 1398، او و گروهش، شش نمایش را در سالن های مختلف سطح تهران؛ تئاتر مستقل تهران، تماشاخانه ایرانشهر، تماشاخانه ملک و پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه برد که کارگردانی چهار اثر از مجموعه آثار را مهدی کوشکی بر عهده داشت و هستی حسینی و مهتاب شکریان از دیگر اعضای این گروه هنری، کارگردان دو اثر دیگر بودند.
اتفاقی که در سال 1399، به علت شیوع ویروس کرونا و تعطیلی های پی در پی و بدون اعلام قبلی تئاتر به وقوع نپیوست و تنها گروهی که توانست به صورت یک گروه هنری مستقل، اجراهای متعدد و منسجم با اعضای به طور عمده ثابت را به روی صحنه بیاورد، گروه تازه تاسیس تندیس باشد.
در نهایت، لقب "پرکارترین گروه تئاتری در سال 1399" به گروه هنری تندیس به سرپرستی حامد شیخی تعلق می گیرد.
لازم به ذکر است که اغلب اهالی همیشه همراه تئاتر در هر شرایطی مثل شیوع ویروس کرونا، به صورت انفرادی، به ایفای نقش، نویسندگی، کارگردانی و طراحی هنری در حداقل یک اثر می پردازند و ارجاع به چنین عددی، کمیت قابل قبولی برای پرکاری یک هنرمند محسوب نمی شود.
کمیت به نقل از ناظم اطباء به معنی ارزش و بها است و به راحتی ارزش عددی "یک" در مقابل اعدادی بسان "پنج" و "شش" قابل ارزیابی است.

#حامدشیخی #حامد_شیخی #گروه_هنری_تندیس #خانه_نمایش_مهرگان #تماشاخانه_ملک #پردیس_تئاتر_شهرزاد #فرزادجمشیددانایی #ویروس_کرونا #پرکارترین_گروه_تئاتر_در_سال 1399 #معیشت_اهالی_تئاتر #تعطیلی_رویدادهای_تئاتری #موسسه_کارگاه_آزاد_فیلم #موسسه_تصویر_شهر #ابراهیم_حاتمی_کیا #مجتبی_جعفری_پور #انجمن_بازیگران_خانه_تئاتر #انجمن_بازیگران_خانه_سینما
// پاسخ به دغدغه های مردم در یک سریال تلویزیونی//

آیا نمی دانید FTAF چیست؟ آیا نمی دانید چه کسانی در پشت پرده FTAF هستند؟
- گاندو، ما فقط گاندو را پیشنهاد می کنیم... گاندو را تا آخر ببینید ( صدای بهمن هاشمی)

آیا نمی دانید مسئولان رده بالای نظام چرا تابعیت انگلیسی دارند؟ آیا نمی دانید انگلیس چه هدفی از این موضوع دارد؟
- گاندو۲، گاندو، جواب تمامی این پرسش ها و جواب پرسش های دیگر در گاندو۲ و گاندوهای آینده... ( صدای بهمن هاشمی)

هشداری برای مسئولان نظام .. گاندو گاندو..

اینم از تبلیغ اش..
.................
دیشب در یک دیدار خانوادگی با یکی از روبه بازنشستگی های خودی وزارت خارجه به صحبت بودیم... المانهای انتخاب سفیر را برایمان گفت و آموزش هایی که باید سفیر قبل از عزیمت فرا بگیرد..
و سپس گفت: گاندو سریالی برای برنامه کودک هست!
درود به شرفت (عمو کاووس)
۱۵ فروردین
ول کن بابا...
آدمی که خواب هست را میشه بیدار کرد...
آدمی که خودشو به خواب زده را نه...
۱۷ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// ما در این بازی، همه بازیگریم، نقش های قصه را جان می دهیم//
یادم هست سال ۸۸ در مورد قلاده های طلا و جدیدا به خاطر سریال های معمای شاه و گاندو۲ ، در اینستاگرام مطالبی درباره خیانت به مملکت و مزدور بودن و غیره خواندم حتی تحریم آدمهایی مثل حیایی و غیره هم بود...
همان موقع هم مطلبی نوشتم البته در فیس بوک و گفتم:
بازیگر، بازیگر است، اعتقاد برای یک بازیگر بی معنی هست...
مثل این هست که باید داریوش ارجمند مالک اشتر را دوست داشته باشیم و مهدی فتحی عمرو عاص را نه...
پرستویی بالاخره آدم خوبی هست چون حاج کاظم آژانس شیشه ای را بازی کرده یا آدم بدی هست که رضا مارمولک را بازی کرده..
یادم هست امام جمعه ارومیه ... دیدن ادامه ›› گفته بود:
" آقای پرستو، مارمولک خودتی! "
همین مثال را چند روز پیش در مورد گلشیفته زدم...
یک مثال از خودم بزنم...
اگر نقشی پیشنهاد می شد هم در گاندو، هم در معمای شاه، هم در شهرزاد، هم در قلاده های طلا، هم در سکس و فلسفه، هم در بازی تاج و تخت، هم در فیلم ۳۰۰، هم در فیلمهای تینتو برس مثل کالیگولا، در فیلمهای مثل مصائب مسیح و آخرین وسوسه های مسیح بازی می کردم..
قداستی و ضد ارزشی برای یک بازیگر وجود ندارد...
روسپی بودن و آدم خواری در اکثر کشورهای دنیا ضد ارزش هست ولی اسکار و بقیه جوایز بین المللی به بازیگران این نقش ها هم رسیده، چرا؟
چون آنها به بهترین شکل ممکن آدم خوار یا روسپی بودند، یا جنایتکار مثل پدرخوانده.. یا مرحوم پاتریک مک کوئین در نقش ادواردشاه ( یکی از بهترین نقش هایی که در عمرم دیدم)..
پس ارزش برای یک بازیگر، ارائه یک بازی قوی و نزدیک به شخصیت داستانی هست..


پانوشت: من یک ۳۰ دقیقه سریال گاندو را دیدم، خیلی بد بود به خصوص بازیگر موسی پور.. به پخمه ها می خورد تا به یک جاسوس... ، حمید فرخ نژاد فیلم به رنگ ارغوان یکی نمونه خوب مامور اطلاعاتی و امنیتی بود...
زهرا راد و Samira این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اسمان به درد امد...
روزی که رفتنت...
شیشه خوشی هایم را شکست...!
H.H
محمد لهاک این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مناجات‌نامه: خواجه عبدالله انصاری
دکلمه: صمیم ع اسمعیلی
حسین مجتهدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نه به سنگ

شعر: سهراب سپهری
دکلمه: صمیم ع اسمعیلی
دوستان آیا سایت دیوار امکانی داره تا یه فعال هنری رو follow کنیم وبعد اگر کار جدیدی برای اجرا برد یه جوری به ما نوتیفیکیشن بده؟
محمد لهاک این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام
// ریحانه، گلشیفته، ساسی ساسی و حق انتخاب//
از ریحانه پارسا جز سریال پدر اونم سر جمع یکساعت و البته بازی ریحانه خانم پارسا، گلشیفته هم هیچوقت به عنوان یک بازیگر شگفت زده ام نکرد مثل نیکی کریمی و لیلی رشیدی..
ساسی هم که همیشه مثالم در مورد رپ ایرانی و زندگی لاکچری و زاویه ۱۸۰ درجه ای با رپ اعتراضی نسبت به همون زندگی لاکچری هست..
پس تا اینجا موضع ام مشخص است، که نسبت به هیچ کدام شان علاقه و ارادتی وجود ندارد...
اما برای انتخاب همه شان احترام قائلم با اینکه با هر کدام زاویه دارم...
با گلشیفته به خاطر اینکه گفت: دیگر عکس برهنه نمی گذارم..
گلشیفته یک بازیگر در اروپا هست، پس باید به بازیگری در آنجا ملتزم باشه.. فلان ورزشکار ایرانی در مقابل ورزشکار رژیم اشغالگر قدس حاضر نمیشد، ولی در زیر پرچم یک کشور دیگه مسابقه بده... کاملا درست و منطقی هست...

اگر کار گلشیفته درست بود، پس اینکه بگه این کار را نمی کنم معنی دار نیست... یکی به گلشیفته بگه: تو ... دیدن ادامه ›› یک بازیگری و باید بدانی در آنجا نه تنها برهنگی را بپذیری، بلکه رابطه جنسی در فیلم ها را بدون خجالت انجام بدهی و بعدش پشیمان هم نشوی و ابراز ندامت نکنی...
یا اصلا دوست داشته برهنه بشه و در جای همیشگی ( مجله مخصوص) این کار را کرده... خب مشکلش چیه؟ انتخاب خودش بوده...

با ریحانه پارسا زاویه دارم...
چون گفته بود بازیگر مستعدی هست... و فلان می کنم و من از روزی که مدرسه می رفتم می دونستم الیزابت تیلور نمی شدم کیت بلانشت می شدم و من فلان و من فیسال..
خب می موندی، می دیدیم چی می شدی..
ایران استعداد کور کن هست، می رفتی خارج مثل گلشیفته، حداقل ۱۰ دقیقه تو یک فیلم درجه ۲، اروپایی_ آمریکایی بازی می کردی.. نه می رفتی جم.. چکامه چمن ماه و پردیس افکاری وقتی ایران را ترک کردند، خیلی جلوتر از تو بودند... حداقل اونجا یک چیزی بازی می کردی...
حاشیه های تو از آریا ( اسم بازیگرش یادم نیست) سریال تاج و تخت بیشتره...
می خوای بازیگر فیلم پورن هم بشی، بشو.. مشکلی نیست، بالاخره اونم یک صنعت هست.. هم لذت جنسی و هم محبوبیت، شاید هم از روز اول استعدادت تو زمینه پورن استار بودن بوده و الان خودت کشف کردی...
ولی اینکه یک روز به من تجاوز شده و یک روز فلان شده، من فلان دارم میشم.. نشون می دهد که آدم بی مایه ای هستی و مشکل دیده شدن داری...

و در نهایت ساسی ساسی..
اول اینکه یکی به ایشون بگه رپ نمی خونی، چرت و پرت می خونی، البته من با این موضوع مشکلی ندارم... هر چی می خواد بخونه، بخونه...
می خواد بره خارج، بره خارج پورن استار بشه... با پورن استارهای آهنگ بخونه... تو آهنگش سکس کنه اوکی... من مشکلی ندارم.. ولی اولا خودش را به رپ نچسپونه و برای ویدئوهاش محدودیت سنی بگذاره... اوکی هیچ ایرادی نداره، هر کی یکجور حال می کنه...
من مخاطب تئاتر و موسیقی و سینما نمی تونم یک آدم دیگه ای را به خاطر اینکه من اونجوری نمی پسندم یا از نظر من قبیح هست محکوم کنم... چون یک زمانی در گذشته، مخاطب اثرش بودم...
همین..
امید توانسته باشم ذهنیاتم را درست تحریر کرده باشم...
سمانه، محسن جوانی و حسین مجتهدی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
🍷💕🍹شروع سال جدید و آغاز قرن ۱۴۰۰، بر همه‌ی شما دوستان و همشهریان و فارسی‌زبانان سراسر جهان، فرخنده و گرامی باد.
امیدوارم که سالی سرشار از برکت، سلامتی، موفقیت و شادی، پیش رو داشته باشین🌹♥

قناری با ما، غزل می‌خونه
ستاره بازم، چشمک زنونه
لاله گشوده، دوباره آغوش
مهتاب می‌خواد که، هر شب بمونه

هوا، هوای بهاره، سبزه و لاله‌زاره
از آسمون خانه، شادی داره می‌باره

زمین می‌خنده، بلبل چه مسته
پیچک شیطون، خارها رو بسته
پروانه رفته، مطرب بیاره
گل ... دیدن ادامه ›› هم به بزمِ چمن نشسته

تکون میده دست، ابر مسافر
پر می‌زند پر، مرغ مهاجر
چشمه می‌جوشه از کوه و صحرا
خوشا به حال رودهای عابر

★صمیم ع اسمعیلی
از کتاب برای آخرین بار
نوروز ۱۴۰۰
یکبار دیگر به دور خورشید چرخیدیم. خودمان که نه، سوار زمین بودیم و با هم چرخیدیم. خورشید خانوم امسال روی ماهمون رو ندید، روی ماسکمون رو دید. لابد دلش تنگمون شده. میگن پر مهر و مهربونه. تو همین یه ساله ماه هم دوازده بار و خورده ای دور ما چرخید. کلا دور هم میگردیم و قربون صدقه میریم. نمی دونم خورشید میدونه اینجا اوضاع چجوریه یا نه. میدونه کرونا داره میکشتمون یا نه. باید یه ایمیل بهش بزنیم:
sun@solarsystem.mw
خورشید خانوم،
با عرض سلام و ادب خدمتتان. امیدواریم که حالتان خوب باشد. وضع مزاج چگونه است، دلتان خوب جوش می خورد؟ هیدروژن به حد کفایت هست؟ از آلبرتمان که دلگیر نشدید؟ آخر دستور پخت هلیوم را لو داد پدرسوخته! می دانم که مهربان تر از این حرفهایید. اگر از حال ما هم بپرسید، ملال چندانی نیست جز دوری روی مهرتان. از شما چه پنهان اکنون که این نامه را مینویسم، حالمان خیلی خوب نیست. نمی دانم از آن فاصله ی هشت دقیقه ی نوری ماسکهایمان را می بینید یا نه. صدای فیس فیس الکل و خس خس سرفه هامان را چطور، می شنوید؟ حالمان خوب نیست. همه مان. هشت میلیارد و خورده ایمان. ما بچه های شما توی سختی هستیم، توی ترس، توی بیماری. مخلص کلام، داریم می میریم. می دانم از آخرین تماسمان خیلی گذشته و بی معرفتی کردیم. دستمان به دامن چین چینتان، کاری کنید. دلمان خون شد. ما که هر سال دورتان میگردیم و گردیدنمان را جشن میگیریم. جشن هامان تنهایی شده. ما مثل شما ... دیدن ادامه ›› نیستیم که تنهایی خودمان دلمان با دلمان جوش بخورد و عالمی را گرم و روشن بکند. ما به هم محتاجیم. به کنار هم بودن. به لمس کردن، به حس کردن، به آغوش گرفتن هم. به دیدن و بوسیدن هم محتاجیم. خودتان که می دانید چگونه ایم. ما هم مثل خودتان آتشی در دل داریم. دلی پرنور داریم اما... سخن دراز است، کوتاهش می کنم: کاری بکنید حالمان بهتر شود.

ارادتمند دیرینتان
فرزندان زمین آبی شما
جاودان، بخت و نیکنامی تان
سال نو، سالِ شادکامی تان
زندگی تان قرین شهد و گلاب
دل تان شاد و جسم تان شاداب
یارتان ایزدِ تبارک باد
عیدِ نوروزتان مبارک باد
*******************
" ابوالفضل زروئی نصرآباد "
۳۰ اسفند ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چرخش و دگرگونی، ویژگی زیبای طبیعت است که هیچ چیزی را یکسان نمی‌گذارد... و بهارِ هنرمند آغاز این تغییر...
سالی که گذشت با دشواری‌هایش و با عزیزانی که از پیشمان برد، رو به پایان است و آرزو می‌کنیم سال ١۴٠٠ واپسین سال قرن، پایان این دوران تلخ و سال نجات باشد...
به امیدی که مردم شاد باشند
به دور از غصه و بیداد باشند
مبارک باد بر هرکس که خواهد
غمی از دوش این مردم بکاهد


" #محمدعلی_حکیم "
۳۰ اسفند ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فقط بنگر به جهانی که با همه‌ی رنگارنگی و گونه‌گونی‌اش در برابرت ایستاده؛ بدان می‌ماند که به تماشایِ نمایشی رفته‌ای. الا این‌که رنگارنگ‌تر است و بزرگ‌تر. هر فردِ یگانه‌ای از این افرادِ بی‌شمار، به علتِ ناهمانندی‌اش چیزی خاص است، نمایان‌گرِ چیزی خاص است ولی ذاتاً چیزی دیگر است. با این‌همه این چیزی نیست که همین‌جا در زندگانی موفق به رؤیتش شوی؛ در این‌جا فقط می‌توانی ببینی او نمایان‌گر چیست و چگونه‌ نمایان‌گرِ آن است. قضیه درست همانندِ نمایش است. ولی وقتی پرده می‌افتد و نمایش پایان می‌پذیرد، آن‌که نقشِ شاه را بازی می‌کرده و آن‌که نقشِ گدا را و دیگران همه مانندِ هم‌اند؛ جمله عینِ هم‌اند – بازیگرند...

تئاتر همچون جهانی افسون‌زده است. اما خیال کنید شامگاهی همه‌ی بازیگران به اتفاقِ هم حواسشان پرت می‌شد و قاتی می‌کردند، چندان که خیال برشان می‌داشت که با نقشِ خود یکی‌اند. آیا این همان نیست که می‌توانیم، در مقابلِ افسونِ هنرهایِ نمایشی، افسونِ روحی اهریمنی بنامیم، یکجور جادو؟ به همین قیاس فرض کنید که تحتِ افسونِ واقعیتِ بالفعل (زیرا راستش را بخواهید ما همه افسون‌زده‌ایم، هریک با سحروجادو اسیرِ ناهمانندیِ خویش)، اندیشه‌های بنیادی‌مان آن‌چنان آشفته و مغشوش می‌شد که خیال برمان می‌داشت که ذاتاً همان‌ایم که نمایش‌ می‌دهیم. دریغا که این درست همان اتفاقی است که در واقعیت می‌افتد.

جان دی کاپوتو
چگونه کیرکگور بخوانیم
قابل توجه علاقمندان به فیلمنامه نویسی

خانه هنر آپامه برگزار می کند:
کارگاه "فیلمنامه نویسی" مقدماتی و پیشرفته
مدرس: پیمان عباسی

این کارگاه در 8 جلسه سه ساعته برگزار خواهد شد.

زمان برگزاری: اردیبهشت ماه، روزهای شنبه از ساعت 5 تا 8

- کلیه پروتکل های بهداشتی رعایت می‌شود.
- ظرفیت محدود است (15 نفر)

برای ثبت نام و کسب ... دیدن ادامه ›› اطلاعات بیشتر با شماره های زیر تماس بگیرید:
۰۲۱۶۶۴۵۹۷۴۳
۰۹۲۱۳۱۰۴۴۳۹
و یا به آدرس: میدان انقلاب،. روبروی سینما بهمن، خیابان شهید منیری جاوید (اولین خیابان جنوبی)، بن بست شهرزاد، پلاک دو مراجعه کنید.
میثاق آقامولایی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درودها به خانواده تیوال خوش آمدید.
حسین اسدی این را خواند
مهشید فقهائی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گزیده آیات قرآن/الجزء الثالث
مترجم:آیت الله صادقی تهرانی
****
سورة البقرة
****
هان ای کسانی که ایمان آوردید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی است و نه دوستی و نه شفاعتی. و کافران خودشان ستمکارانند. ... دیدن ادامه ›› (۲۵۴)
*
خدا(ست که) معبودی جز او نیست‌؛ زنده و بسی پاینده و بر پا دارنده است‌؛ نه هیچ چُرتی او را فرو می‌گیرد، و نه هیچ خوابی‌؛ آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، تنها از آنِ اوست‌؛ کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه را در پیش روی آنان و آنچه را در پشت سرشان است می‌داند و به چیزی از علمِ او، جز به آنچه (خود) خواست، احاطه نمی‌یابند؛ کرسیِ (علم و قدرت و رحمت) او آسمان‌ها و زمین را به وسعت (بی‌کران) در برگرفته و نگهداری آنها بر او دشوار نیست. و اوست والای با عظمت. (۲۵۵)
*
در دین هیچ (گونه) اجباری نیست، (زیرا) راه از بی‌راه به‌درستی آشکار شده‌؛ پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورَد، به یقین به دستاویزی استوار - که آن را هرگز گسستی نیست - چنگ زده است. و خدا بس شنوایی بسیار داناست. (۲۵۶)
*
خدا (تنها) ولی [:کارگزار و پشتوانه‌ی] کسانی است که ایمان آوردند؛ آنان را از تاریکی‌ها سوی روشنایی برون می‌برد. و (اما) کسانی که کفر ورزیدند، سرپرستانشان طغیان‌گرانند، که آنان را از روشنایی سوی تاریکی‌ها به در می‌برند. آنان همراهان آتشند، (و) ایشان در آن جاودانند. (۲۵۷)
*
مَثَل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، همانند دانه‌ای است که هفت خوشه رویانید، (که) در هر خوشه صد دانه است‌؛ و خدا برای هر کس که بخواهد (آن را) چند برابر می‌کند. و خدا گشایشگری داناست. (۲۶۱)
*
کسانی که اموالشان را در راه خدا انفاق می‌کنند، سپس در پیِ آنچه انفاق کرده‌اند، منّت و آزاری روا نمی‌دارند، پاداش آنان برایشان تنها نزد پروردگارشان است، و هرگز بیمی بر آنان نیست، و نه ایشان اندوهگین می‌شوند. (۲۶۲)
گفتاری پسندیده (در برابر نیازمندان) و گذشتی (از تندی به آنان و یا تندیشان) بهتر از صدقه‌ای است که آزاری به دنبال دارد. و خدا بی‌نیازی بردبار است. (۲۶۳)
*
گفتار پسندیده (در برابر نیازمندان)، و عفو (و گذشت از خشونتهای آنها)، از بخششی که آزاری به دنبال آن باشد، بهتر است؛ و خداوند، بی‌نیاز و بردبار است. (۲۶۳)
(مترجم آیت الله مکارم شیرازی)
*
هان ای کسانی که ایمان آوردید! صدقه‌های خود را با منّت و آزار، باطل مکنید؛ مانند کسی که مالش را برای ریا و خودنمایی به مردم انفاق می‌کند و به خدا و روز بازپسین ایمان نمی‌آورد. پس مَثَل او همچون مَثلِ سنگ خارایی است که روی آن خاکی (نشسته) است، و رگباری به آن رسیده، و آن (سنگ) را سخت و صاف (و بی‌غبار) بر جای نهاده است. آنان [:ریاکاران نیز] بدانچه به دست آوردند، دست نمی‌یابند. و خدا گروه کافران را هدایت نمی‌کند. (۲۶۴)
*
و مَثَل کسانی که اموالشان را برای طلب خشنودی خدا و استواری خودشان انفاق می‌کنند، همچون مَثَل باغی است که بر فراز تپه‌ای قرار دارد (و) رگباری به آن رسیده، پس دو چندان خوردنیش را برآورد، پس اگر رگباری (هم) به آن نرسد، بارانی کم (همچون نم به آن رسیده). و خدا به آنچه می‌کنید بیناست. (۲۶۵)
*
هان ای کسانی که ایمان آوردید! از چیزهای پاکیزه‌ای که به دست آوردید و از آنچه برای شما از زمین بر آورده‌ایم، انفاق کنید؛ و آنچه را خود ناخوش دارید هرگز مجویید (که از آن) انفاق کنید، در حالی که (اگر آن را به خودتان بدهند) جز با چشم‌پوشی (و بی‌میلی) گیرنده‌ی آن نیستید. و بدانید که خدا بی‌نیازی ستوده است. (۲۶۷)
*
(خدا) به هر کس بخواهد حکمت می‌دهد و به هر کس حکمت داده شود، بی‌گمان، خیری فراوان داده شده است. و جز خردمندان ژرف‌نگر کسی پند نمی‌گیرد. (۲۶۹)
*
شیطان شما را به تهی‌دستی وعده می‌دهد و شما را به زشتی متجاوز از حد فرمان می‌دهد. و (اما) خدا شما را از جانب خود وعده‌ی پوشش و فضیلت و بخشش می‌دهد. و خدا گشایشگری داناست. (۲۶۸)
*
و هر چیز را که انفاق می‌کنید، یا (اموالی را که) نذر کرده‌اید (در راه خدا انفاق کنید)، خداوند آنها را می‌داند. و ستمگران یاوری ندارند. (۲۷۰)
اگر انفاقها را آشکار کنید، خوب است! و اگر آنها را مخفی ساخته و به نیازمندان بدهید، برای شما بهتر است! و قسمتی از گناهان شما را می‌پوشاند؛ (و در پرتو بخشش در راه خدا، بخشوده خواهید شد.) و خداوند به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است. (۲۷۱)
هدایت آنها (به‌طور اجبار،) بر تو نیست؛ (بنابر این، ترک انفاق به غیر مسلمانان، برای اجبار به اسلام، صحیح نیست؛) ولی خداوند، هر که را بخواهد (و شایسته بداند)، هدایت می‌کند. و آنچه را از خوبیها و اموال انفاق می‌کنید، برای خودتان است؛ (ولی) جز برای رضای خدا، انفاق نکنید! و آنچه از خوبیها انفاق می‌کنید، (پاداش آن) به طور کامل به شما داده می‌شود؛ و به شما ستم نخواهد شد. (۲۷۲)
(مترجم آیت الله مکارم شیرازی)
*
آنها که اموال خود را، شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق می‌کنند، مزدشان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین می‌شوند. (۲۷۴)
(مترجم آیت الله مکارم شیرازی)
*
کسانی که ربا می‌خورند، (در زندگی‌هاشان) برنمی‌خیزند مگر برخاستن کسی که شیطان بر اثر تماس، دیوانه و پریشانش می‌کند. این بدین سبب است که آنان گفتند: «داد و ستد (بی‌ربا) صرفاً مانند رباست‌» و حال آنکه خدا (این) داد و ستد را حلال و ربا (و مفتخواری) را حرام گردانیده است. پس هر کس اندرزی از جانب پروردگارش بدو در رسد، آن‌گاه (از رباخواری) باز ایستاد، آنچه گذشته، از آنِ اوست و کارش سوی خداست. و کسانی که (به رباخواری) بازگردند، آنان اهل آتشند و همانان در آن ماندگارند. (۲۷۵)
*
خدا ربا را محو می‌سازد و صدقات را پربار می‌سازد و خدا هیچ ناسپاسِ کافر (گناه‌پیشه‌ی) بس واپس‌زننده‌ی خیر را دوست نمی‌دارد. (۲۷۶)
*
بی‌گمان کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته‌(ی ایمان) کرده و نماز بر پا داشته و زکات داده‌اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان تنها برای خودشان خواهد بود. و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند. (۲۷۷)
*
هان ای کسانی که ایمان آوردید! از خدا پروا کنید، و اگر مؤمن بوده‌اید آنچه را از ربا باقی مانده است واگذارید. (۲۷۸)
و اگر (چنین) نکردید، پس اعلام به جنگی از طرف خدا و فرستاده‌ی وی کنید و اگر توبه کنید، سرمایه‌های شما برای خودتان است؛ نه ستمی می‌کنید و نه ستم می‌بینید. (۲۷۹)
*
و اگر (بدهکاری) تنگدست باشد، تا (هنگام) گشایشی، مهلتی (برایش مقرر) است. و اگر دانسته بودید، بخشیدن آن برایتان بهتر است. (۲۸۰)
*
و بپرهیزید از روزی که در آن، سوی خدا باز گردانده می‌شوید، سپس هر کس آنچه به دست آورده، تماماً به او داده شود و آنان مورد ستم (هم) قرار نمی‌گیرند. (۲۸۱)
*
هان ای کسانی که ایمان آوردید! هر گاه به وامی تا سررسیدی معیّن با یکدیگر معامله کردید، آن را بنویسید؛ و باید نویسنده‌ای (صورت معامله را) بر اساس عدالت میانتان بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید (در حد امکان) از نوشتن آن، بدان گونه که خدا تعلیمش داده خودداری کند؛ و کسی که (این) حق بر عهده‌ی اوست باید املا کند [:بگوید] و او [:نویسنده] (همان را) بنویسد و از خدا - پروردگارش - پروا نماید و از آن چیزی نکاهد؛ پس اگر کسی که حق بر ذمّه‌ی اوست، سفیه یا ناتوان است یا خود نمی‌تواند املا کند، ولیّ او باید با (رعایت) عدالت املا نماید و دو گواه از مردانتان را به گواهی بطلبید؛ پس اگر دو مرد نبودند، مردی را با دو زن، از میان گواهانی که (از آنان) رضایت دارید (گواه بگیرید) که (اگر) یکی از آن دو (زن از خاطرش) گم گشت، زن دیگر وی را یادآوری کند . و چون گواهان احضار شوند، نباید (از گواهی‌شان) خودداری کنند. و از نوشتن (بدهیتان) چه خرد و چه کلان -تا پایان زمان (مقرر)ش- نگران نباشید؛ این خود برای شهادت، عادلانه‌تر و استوارتر و برای اینکه دچار شک نشوید (به احتیاط) نزدیکتر است ، مگر آنکه تجارتی حاضر باشد که در میان خودتان انجام می‌دهید، پس بر شما گناهی نیست که آن را ننویسید. و (در هر حال) هر گاه داد و ستدی کردید گواه بگیرید و هیچ نویسنده و نه گواهی نباید زیان‌کاری طرفینی کند؛ و اگر چنین کنید، همواره این (خود) فسقی است به وسیله‌ی شما (به زیان خودتان و دیگران). و از خدا پروا کنید و خدا (بدین‌گونه) به شما آموزش می‌دهد و خدا به هر چیزی بسی داناست. (۲۸۲)
*
خدا هیچ کس را جز به اندازه‌ی توانش تکلیف نمی‌کند؛ آنچه (از خوبی با روشی درست و راهوار) به دست آورده به سود اوست و آنچه (از بدی بر خلاف روش فطری، عقلانی و شرعی) به دست آورده به زیان اوست. «پروردگارمان! اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم بر ما مگیر. پروردگارمان! بار گرانی بر (دوش) ما مگذار، همچنان که بر (دوش) کسانی که پیش از ما بودند (به تنگنایی) نهادی. پروردگارمان! و آنچه هرگز تاب و توانش را نداریم بر ما تحمیل مکن و از ما درگذر و برایمان بپوشان و بر ما رحم کن. سرور ما تنها تویی، پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان.» (۲۸۶)
****
سورة آل عمران
****
خدا، (که) هیچ خدایی جز او نیست، زنده و بسی پاینده و نگهدارنده و ارزنده است. (۲)
*
بی‌گمان کسانی که کافر شدند، هرگز نه اموالشان و نه اولادشان، چیزی (از عذاب خدا) را از آنان بی‌نیاز نخواهد کرد و آنان خودشان گیرانه‌ی آتشند. (۱۰)
*
دوستی [:خواستنی]های شهوانی (گوناگون، اعم) از زنان و پسران و اموال فراوان، از زر و سیم و اسب‌های نشان‌دار و دام‌ها و کشتزار(ان)، برای مردمان آراسته شده‌؛ (لیکن) این‌ها بهره و سرمایه‌ی زندگی دنیاست. و بازگشت‌‌گاه نیکو تنها نزد خداست. (۱۴)
*
خدا -که همواره به فضیلت قیام دارد- (خود) گواهی داده است که جز او هیچ خدایی نیست و فرشتگان و دانشمندان (نیز گواهی می‌دهند) جز او که توانای با عزت و حکمت است، هیچ خدایی نیست. (۱۸)
*
کسانی که می‌گویند: «پروردگارمان! ما بی‌گمان ایمان آوردیم، پس گناهانمان را برایمان بپوشان و ما را از عذاب آتش نگهدار.» (۱۶) (به ویژه) شکیبایان و راستان و خاشعان و انفاق‌‌کنندگان، و پوشش‌خواهان در سحرگاهان را. (۱۷)
*
بگو: «بار خدایا! ای مالک فرمانفرمایی! هر آن کس را که خواهی فرمان‌روایی بخشی و از هر که خواهی، فرمان‌روایی را بازستانی و هر که را خواهی، عزّت می‌بخشی و هر که را خواهی، خوار می‌گردانی. همه‌ی خوبی‌ها تنها به دست تو است‌، تو به‌درستی بر هر چیزی توانایی.‌» (۲۶)
«شب را در روز فرو می‌بری و روز را در شب فرو می‌بری، و زنده را از مرده بیرون می‌آوری، و مرده را از زنده بیرون می‌آوری، و هر که را خواهی بی‌حساب روزی می‌دهی.» (۲۷)
*
مؤمنان هرگز نباید کافران را - به جای مؤمنان - (به عنوان اولیاء) سرپرستان و دوستانی برگیرند، و هر که چنان کند، در هیچ چیزی او را از (ولایت) خدا (بهره‌ای) نیست، مگر اینکه از آنان به گونه‌ای (شایسته) تقیّه (و خودنگهبانی) کنید. خدا شما را از خود بر حذر می‌دارد. و بازگشت (همه) تنها سوی خداست. (۲۸)
*
بگو: «اگر آنچه در سینه‌هایتان نهان دارید یا آشکار کنید، خدا آن را می‌داند و (نیز) آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است می‌داند و خدا بر هر چیزی تواناست. (۲۹)
*
روزی که هر کس آنچه (کار) نیک به جای آورده حاضر شده می‌یابد، دوست دارد کاش میان او و کارهای بدش، به‌راستی فاصله‌ای دور باشد. و خدا شما را از خود بر حذر می‌دارد. و خدا به بندگان‌(اش) بسی مهربان است. (۳۰)
*
بگو: «اگر شما خدا را دوست داشته‌اید، از من پیروی کنید، تا خدا دوستتان بدارد، و تا گنا‌هان دنباله‌دارتان را برایتان پوشیده بدارد. و خدا بسی پوشنده‌‌ی رحمتگر بر ویژگان است.» (۳۱)
*
بگو: «خدا و پیامبر(ش) را اطاعت کنید.» پس اگر رویگردانند، خدا هرگز کافران را دوست نمی‌دارد. (۳۲)
*
«همواره، خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید؛ این است راهی بس راهوار و راست.» (۵۱)
*
تمامی حق (تنها) از پروردگار تو است، پس از تردیدکنندگان مباش. (۶۰)
*
هان ای اهل کتاب! چرا حق را به لباس باطل می‌پوشانید؟ حال آنکه حقیقت را کتمان می‌کنید؟ و خود (هم) می‌دانید. (۷۱)
*
و برخی از اهل کتاب، کسانی‌اند که اگر ایشان را بر قطار شتری از طلا امین شمری، آن را به تو (بدون کم و کاستی) برمی‌گردانند، و از آنان کسی است که اگر ایشان را بر دیناری امین شمری، آن را به تو بر نمی‌گردانند، مگر تا هنگامی که بر آن ایستاده باشی. این همانا بدین سبب است که آنان (به پندار خود) گفتند: «در مورد مادر زادگان [:بومیان بی‌سواد و بی‌کتاب] بر زیان ما (اهل کتاب) راهی نیست.‌» و بر خدا دروغ می‌بندند، حال آنکه خودشان (هم) می‌دانند. (۷۵)
آری، هر که به پیمان خود وفا کرد و پرهیزگاری نمود، بی‌گمان خدا پرهیزگاران را دوست می‌دارد. (۷۶)
*
کسانی که با پیمان خدا و سوگندهایشان بهایی ناچیز را خریداری می‌کنند، آنان را بی‌چون در آخرت هیچ بهره‌ای نیست و خدا روز قیامت با آنان سخن (محبت‌آمیز) نمی‌گوید و به ایشان (از روی محبت) نمی‌نگرد و پاکشان نمی‌گرداند و برای آنان عذابی دردناک است. (۷۷)
*
و هر که جز تسلیم (در برابر خدا) دین و طاعتی دیگر برجوید، هرگز از او پذیرفته نشود و وی در آخرت از زیان‌کاران است. (۸۵)
*
بی‌گمان کسانی که پس از ایمانشان کافر شدند، سپس بر کفر(شان) افزودند، هرگز توبه‌ی آنان پذیرفته نخواهد شد و ایشان‌، (هم)اینان گمراهانند. (۹۰) به‌راستی، کسانی که کافر شدند و در حال کفر مردند، گر چه (فراخنای) زمین پر از طلا باشد و آن را (برای رهایی خود) فدیه دهند، هرگز از هیچ یک از آنان پذیرفته نگردد. ایشان را عذابی دردناک است و هیچ یاورانی برایشان نیست. (۹۱)
*
هرگز به نیکی [:احسان ربانی] نخواهید رسید، تا از آنچه دوست دارید (در راهش) انفاق کنید، و از هر چه انفاق کنید بی‌گمان خدا بدان بسی داناست. (۹۲)
*
بگو: «هان ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر می‌ورزید؟ حال آنکه خدا بر آنچه می‌کنید گواه است.» (۹۸)
*
بگو: «هان ای اهل کتاب! چرا کسی را که ایمان آورده است، از راه خدا باز می‌دارید، (و) آن (راه) را به کجی (و نابسامانی) می‌جویید، با آنکه خود (به‌راستی آن) گواهید؟» و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست. (۹۹)
****
گردآوری:ابوالقاسم کریمی
تهران - ورامین
26 اسفند 1399
حسین مجتهدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بانوتیر (suo.t)
روی دیوار مسعود طیبی i
یادداشت خانم سمانه استاد برای نمایش "فقط چهل روزه بودم" که تیر ماه امسال در سالن سایه تاترشهر به روی صحنه بردم.
این یادداشت در روزنامه صبح نو منتشر شد.
با تشکر از لطف شما سرکار خانم استاد