آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال عمومی
S3 : 20:33:41 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
چند سال پیش تعطیلات عید، به یکی از شهر های شمالی رفته بودم. ، از حومه شهر برای خرید و گشت به مرکز شهر رفتم. باران شدیدی می آمد و هوا نسبتا سرد بود. خیابان ها هم خلوت. در یکی از خیابان ها، در پناه ورودی درِ یک خانه قدیمی، پیر زنی با چادری کاملا خیس نشسته بود و چند برگ گزنه برای فروش مقابل خود داشت. برگ های گزنه هم از بارش باران خیس شده بودند. چون نیازی به گزنه نداشتم، از مقابلش گذشتم و سوار خودرو شدم. در میان راه به این فکر افتادم که گزنه آن هم در فصل بهار آن هم در شمال کشور، در همه جا حتی کنار جوی آب شهر ها و درز ساختمان ها به وفور می روید. پس پیرزن تنها برای حفظ آبرو گزنه ها را مقابل خود قرار داده بود. نیازمند بود و شغلش فروش گزنه نبود.
عصر آن روز به قصد خرید گزنه و کمک به او، به شهر بازگشتم . اما نبود. طی چند روز اقامتم باز هم همان مسیر را رفتم. اما ندیدمش. از آن پس هر وقت گذرم به این شهر شمالی می افتد به همان محل می روم. اما دیگر نیست. دیدنش برایم یک آرزو شده. ای کاش یکبار دیگر می دیدمش و می پرسیدم خانم گزنه چند؟ و او پاسخ می داد و من آن چند برگ گزنه را می خریدم.
هنوز هم هر وقت یاد گزنه های خیس مقابلش می افتم گزش تلخ آنها را حس می کنم.

پی نوشت: ما ساکنان تهران هر روز بارها در سطح شهر با انواع نیازمندان، کودکان کار و دستفروشان روبه رو می شویم. چون کمک و خرید از تمامی آنها غیر ممکن هست، به همین دلیل ناخواسته طی سالها دچار بی تفاوتی شده ایم. شخصا برای این قضیه راه کاری ندارم. نظرشما چیست؟
حاضرم هر کاری بکنم ولی نیازمند و کودک کاری نباشه.
اما عمیقا معتقدم وجود کودکان کار در سطح شهر و نه اونهاییکه نمیبینشون، دست اورد خودمونه. کمک کردیم بهشون و تعدادشون رو زیاد کردیم.
به خاطر اینکه چند دقیقه احساس خوب داشته باشیم بهشون کمک کردیم و باعث شدیم تعداد بیشتر و بیشتری کودک از کودکیشون بمونن و مجبور به کارهای کاذب بشن.
وقتی چیزی تغذیه میشه، رشد و تکثیر میکنه. این یکی از قوانین طبیعته. وقتی میشه بواسطه یه بچه در یک روز به اندازه یک ماه پایه حقوق درامد ایجاد کرد، کسانی پیدا میشن که این کار رو سیتماتیک و گردش مالی آنچنانی ایجاد میکنن برای خودشون. و این بچه ها چیزی بیشتر از زنده موندن در ... دیدن ادامه ›› گرما و سرما دستشون رو نمیگیره.
اینکه الان چکار میشه کرد؟ مثل باقی معضلات، هیچی!
تا سطح درک و اگاهیمون نسبت به زندگی ارتقا پیدا نکنه، همه ی این معضلات باقی خواهد ماند. ما در ابرشهرها و قوانین دهکده جهانی، با دانش و اگاهی روستانشینی زندگی می کنیم.
۸ ساعت پیش
من با این نظر که با کمک کردن باعث زیاد تر شدنشون میشیم موافقم ولی ...
هر روز در مسیرم با چندتا از این بچه ها برخورد میکنم بچه هایی که با اصرار میخوان چیزی بفروشن ,به چند تاشون میتونم بگم نه؟!از کنار چندتاشون میتونم بی تفاوت رد بشم؟!!
قضیه خرید کیک و ... رو هم تجربه کردم ,سوپر نزدیک محل تجمعشون گفت بعد از شما میارن میفروشن!!!
واقعا هیچ ایده ای ندارم که من شهروند چطور میتونم کمکی بهشون کنم...
۴ ساعت پیش
سالها قبل وقتی برای یکی از همین بچه ها بستنی خریدم . گفت عمو میشه به جاش پول بدی ؟
گفتم مگه گرمت نیست ؟ بستنیشم که میوه ای و بزرگه ؟ میچسبه که !
گفت آره ولی میشه به جاش پول بدی ؟
لبهاش کاملن خشک بود ، حدود 8 یا 7 سال داشت . از چشمها و لرزش دست و بدنش مطلقن مطمئن بودم که بستنی رو دوست داره . طفلی بعد از لحظاتی بغضش ترکید و گفت : عمو به جاش میشه پول بدی ؟ ... دیدن ادامه ›› تو رو خدا

قسمش تنمو لرزوند . احساس کردم مجبوره که پول ببره . شاید توسطِ اونی که اجیر و اسیر شده تهدید شده که خوراکی نگیره و فقط پول براش ببره .
به این فکر میکردم که چقدرررر سخته که توی اون سن ، اینطور دلت رو لگدکوب کنی و به جای بستنی میوه ای خنک و خوشمزه ی بزرگ ، اونم وسط تابستون ، پولش رو بخوای .
راستش منم بغضم گرفته بود . که چی بر این بچه گذشته و میگذره ؟
بهش پول دادم و اونم اشکشو پاک کردو بدونِ اینکه بستنی رو ازم بگیره دوید و رفت .

یا یادِ مردی میفتم که کنارِ خیابون نقاشی میفروخت . نقاشی با مداد رنگی که دخترِ کوچولوش کنارش نشسته بود و میکشید و مرد که مشخص بود معتاده ، اونها رو پهن کرده بود و میفروخت . نقاشیهایی که کاااملن بچه گونه و به درد نخور بودن .
ترس توی صورت دختر مشهود بود . مشخص بود اگر کسی نخره اون نقاشیهای ساده ی روی کاغذِ معمولی کشیده رو ، باباهه دعواش میکنه .
خدا میدونه که چه حالی بودم .
پرسیدم چنده ؟ باباهه با عجله گفت . پونصد تومن .
بچه انگار ذوق کرده باشه ، با سرعت بیشتری میکشید نقاشی رو .
گفتم حالا چرا انقد ارزون ؟
باباهه گفت : اون بهتراش هزار تومنه . اینا 500 تومن .
همه ی نقاشیهایی که پهن بود رو خریدم .
وقتی خدافظی میکردم به باباهه گفتم قدرشو بدون خیلی دخترِ هنرمندیه . باباهه با ذوق گفت آره که هنرمنده . و بوسید سر بچه هه رو . بچه هم طفلی خیلی خوشحال بود و فکر میکرد که واقعن کار مهمی انجام داده و میده و ...

پاهام اما جون نداشت . دور تر که شدم ، پیچیدم توی کوچه و های های گریه کردم . که فردا چه خواهد شد ، پس فردا ، روزهای دیگه هم آیا این نقاشیها فروش میرن ؟ اگه نرن به جای بوسه آیا اون طفل معصوم کتک خواهد خورد که چرا نمیتونه انقدری خوب نقاشی کنه که مردم بخرن ؟


و خیلی خاطراتِ مشابه که همگی باعث شدن با علمِ به اینکه میدونم این طفل معصومها اسیر باندها و ... هستن . اما هر جا که کودکِ فقیر یا فال فروش یا دستفروش و ... ببینم بدونِ لحظه ای درنگ بیشترین کمکی که بتونم رو بهشون میکنم .

یه روز با دوستم قدم میزدیم یه زنِ چادری که روشو گرفته بود نزدیک شد و یه ساعت که دستش گرفته بود رو نشون داد و گفت آقا میشه بخری ؟
گفتم چنده ؟ گفت 45 تومن . گفتم بیشتر می ارزه که . گفت پسرم گفته همینقدر می ارزه . متوجه پسرش شدم که چند قدم اون طرف تر ایستاده بود حدود 16 17 سالش بود .
پول رو بهش دادمو ساعت رو هم نگرفتم و با دوستم ازشون دور شدیم .
دوستم گفت بابا اینا شگردشونه . میگن توو راه موندیم و میخوایم بلیط برگشت به شهرستان بگیریم و ... نباید پول میدادی بهش . اگه دروغ گفته باشه چی ؟
به دوستم گفتم اگه دروغ نگفته باشه چی ؟
چطور میتونی وجدانت رو از این بعد آروم نگه داری که جایی که میتونستی به یه نفر کمک کنی ، نکردی .

والا موضوع بسیار پیچیده ایه . دارم زیادهم پر حرفی میکنم میدونم :)
اما توی امریکا خصوصن شهرهایی مثل لس انجلس فقیرهای زیادی داریم که زندگیِ خیابونی رو " انتخاب " کردن . گدا نیستن . معتقد به زندگیِ آزادن . به قولِ خودشون هیپی ان . برای همین اصلن احساس شرم نمیکنن وقتی ازت درخواستِ کمک میکنن . خودشون میگن ما هم مثل کشیشها و شبانان باید از طریق هدایای مردم زندگی کنیم . تو هم احساسِ گناه نمیکنی وقتی بهشون کمک نمیکنی .
همه چی انگار خیلی مدون و رسمیه .
غروب که میشه کنارِ خیابون و سر چهارراه ها و ... چادرشون پهن میکنن و زندگی میکنن .
عرضم اینه گاهی هم هستن اینجور آدمایی که اساسن به کار برای دولتها و ... بی اعتقادن و به آرمانهای بوهمی و ... باور دارن .
که تو با کمک بهشون عملن شبیه کمک به شبانانِ کلیسا ، در جهتِ تقویت و رشدِ باورهاشون قدم برمیداری
۲ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

»نمایش هنگامه ای که هملت به دست جادوگران مکبث کشته شد« اثری از مسعود طیبی
به زودی ...
بر اساس کتاب «دو نمایشنامه کارگاهی تجربی »نوشته مسعود طیبی
آذین حجازی و پویا این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

کتاب مجموعه نمایشنامه »نبرد گالیله / انتقام سیاوش« دومین تالیف مسعود طیبی به تازگی از سوی انتشارات ایده نو منتشر شد.
سال گذشته نیز کتاب مجموعه نمایشنامه کارگاهی تجربی با عنوان »هنگامه ای که هملت به دست جادوگران مکبث کشته شد - جدائی / رومئو / ژولیت« از همین مولف از سوی ایده نو منتشر شد.
خرید
تلفن 66414415
آدرس: خ انقلاب،‌خ 12 فروردین،‌کوچه نوروز،‌پ 7، طبقه اول،‌انتشارات ایده نو
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کتاب کابوس های نیمه روز
نویسنده سید علی محمد رضوی طوسی
کتاب روزهای سرد تابستان
نویسنده سید علی محمد رضوی طوسی
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کتاب جوزف
نمایشنامه
نویسنده سید علی محمد رضوی طوسی
درود بر شما
با توجه به امکانات در نسخه تازه سایت تیوال، شما می توانید از لینک زیر نسبت به ساختن برگه کتاب های خود اقدام نمایید.
https://www.tiwall.com/create/page?type=book
با سپاس
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
احساسات منفی
میم عزیز زیر پست نیلوفر عزیز در مورد مواجهه ما با احساستمون پرسید و چون با موضوع اون پست فاصله داشت، ترجیح دادم پست مجزایی براش داشته باشیم تا شروعی برای بحث و تبادل نظر حول موضوع بشه و خودم هم اونچه می دونم رو بنویسم.
ما به عنوان یک موجود زنده ی دارای سیستم پیشرفته تر عصبی، قادر به تجربه ی احساسات متفاوتی هستیم. ۲۷ احساس متفاوت! ترس، خشم، افتخار(پیروزی)، تحسین شدن، درد و...
نگاه ما به این احساسات اما متفاوته. برخی رو “خوب” می دونیم و برخی رو “بد”. یعنی اتیکت میزنیم. و به محض تجربه ی هر کدوم، پیشاپیش قضاوتی در مورد خوب و بدشون داریم و عکس العمل مشخصی بهشون داریم. اما این قضاوت از کجا میاد؟ آیا پیشفرض روانمونه یا اکتسابیه؟
کمی ریشه ای به موضوع نگاه می کنم. نوزاد در بدو تولد دو چیز رو میشناسه: زندگی و مرگ. تمام تلاشش رو از ماهها قبل کرده که زندگی رو پیش ببره. حالا که به محیط بیرون از رحم اومده هم قصد داره همین مسیر رو ادامه بده. هر چیز که باعث تداوم زندگیش بشه، بهش لذت میده و دوستش داره. و هرچیز که مانع ادامه زندگیش بشه، براش برابر رنجه و می خواد رفعش کنه. غذا، امنیت، توجه جزو اتفاقات لذت بخش براشه. گرسنگی، درد، تمیز نبودن، گرما و سرمای زیاد جزو مخاطرات محسوب میشن. اینها بصورت پیشفرض در روانش وجود داره. کسانیکه براش لذت میارن و از رنج دورش میکنن، حلقه ی معتمدینش رو تشکیل میدن. پدر، مادر، پرستار و... و توقع داره که این روند رو ... دیدن ادامه ›› ادامه بدن.
یک لیست از لذت ها و رنج ها در روان هر فرد وجود داره. که بالای لذت نوشته زندگی و بالای رنج نوشته مرگ. این لیست ها بازه و میتونه بهش اضافه و گاها ازشون کم بشه.
کودک به مرور زمان با اتفاقات جدیدی مواجه میشه که درکی ازشون نداره و نمی دونه چه عکس العملی بهشون نشون بده. برای مثال قلقلک. کودک در اولین مواجهه باهاش تعجب می کنه. نمیدونه که این براش “خوبه” یا “بد”. به دنبال جواب در معتمدینش میگرده. اگر احساس کنه معتمدینش قلقلک رو لذت بخش می بینن، قلقلک میره تو لیست لذتهاش و اگر نگرانی یا ترس رو در چهره معتمدینش ببینه، میره تو لیست رنجهاش. این یک مثال بود و دلایل زیادی باعث قرار گرفتن هر تجربه در لیست خوب و بد میشه.
همینجا بگم یکی از علتهاییکه بعد از سلب اعتماد از معتمدینش، شالوده ی ذهنی فرد از هم میپاشه، همینه.
تکمیل این لیست ها تقریبا برای تمام عمر ادامه پیدا میکنه. و گاهی به دلیلی آیتمی از این لیست به اون لیست منتقل میشه. مثلا تجربه ی لذت بخش یک چیزِ رنج آور با یه معتمد می تونه منتقلش کنه به لیست لذت ها.
منظور از بیان این مطالب اینه که ریشه ی هر لذت یا رنجی، همون بقاست. و دلیل قرارگرفتن هر تجربه در لیست رنج یا لذت عموما اطرافیان هستند. سعی می کنیم تجربیاتمون مشابه کسانیکه دوستشون داریم باشه و خلاف کسانیکه دوستشون نداریم.
تا اینجای کار فرد تحت تاثیر شرایطه و ناچار به ادامه ی همون مسیر. اما خوداگاهی این قابلیت رو به انسان میده که آگاه بشه از اتفاقاتی که درونش میوفته. آگاه شدن از خود. ما می تونیم متوجه بشیم که چرا از چیزی خوشمون میاد یا نمیاد. کند و کاو کنیم، ریشه یابی کنیم و حتی تغییرش بدیم. کار دشواریه اما شدنیه.
در واقع تمام احساساتی که تجربه می کنیم مثل یک سر نخه که سر دیگه ش به زندگی یا مرگ وصله. یا لااقل جایی از روانمون اینطور پذیرفتیم. اینها تجربیات مستقیم فرد هستن.
اما این تنها منبع تشخیص برای ما نیست. نصیحت هایی که میپذیریم، هم تاثیر به سزایی داره. حتی تاثیرگذار تر از تجربیات مستقیم. کودک از جایی به رشدی از ذهن میرسه که می تونه تجربه نشده ها رو هم دسته بندی کنه. این کار رو ما با حرف زدن انجام میدیم، نصیحت.
تقریبا تمام نتیجه گیری هایی که ما طبق خوانده ها و شنیده هامون انجام میدیم، جزو نصیحت هاست. قراردادهای اجتماعی، فرهنگی و تمام باید و نبایدهاییکه قبل از تجربه شون به ما القا میشن. قصدم ارزش گذاری روی این نصیحت ها نیست و صرفا دارم بیانشون می کنم.
نصیحت هایی که به خط طلایی در عمق ذهن ما میشینن و ما و زندگیمون رو کنترل می کنن. گاها حتی یادمون نمیاد چه کسی و کِی بهمون گفتتش.

امیدوارم این شروعی باشه برای ادامه ی بحث و تبادل نظر.
بحثی ندارم خواندم و کسب علم کردم😊
۲ روز پیش، یکشنبه
میگما حالا پوریا به کنار، برید قدر میم رو بدونید که باعث و بانی همچین پست هایی میشه 😂😂

پوریا جان، واقعن ممنونم، آموزنده بود و منو حسابی به فکر فروبرد
۲ روز پیش، یکشنبه
میم
میگما حالا پوریا به کنار، برید قدر میم رو بدونید که باعث و بانی همچین پست هایی میشه 😂😂 پوریا جان، واقعن ممنونم، آموزنده بود و منو حسابی به فکر فروبرد
واقعا دمت گرم، ممنونم ازت. راستش هیچ ایده ای نداشتم که مورد توجه قرار میگیره.

سلامت باشی میم جان. باعث دلگرمیه که چیز در خوری داشته.
۲ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام همیاری جان
فکر کنم حدود یک هفته هست که من تصویر پروفایلم رو عوض کردم چند روز دیگه طول میکشه تا تایید بشه؟
ممنون
اتفاقا منم خواستم چندبار بگم که تصویرتون کو شاهین جان
😉😐
۳ روز پیش، شنبه
شاهین
تایید شد بالاخره و خدا رو شکر رونمایی شدید شما هم :)) این پیروزی بزرگ رو به همگی تبریک می‌گم
ممنون، پیروزی بزرگ وقتی هستش که پرسپولیس قهرمان آسیا بشه...😎
اون موقع همگی مهمون من میریم کافه...😀
Samira
ممنون، پیروزی بزرگ وقتی هستش که پرسپولیس قهرمان آسیا بشه...😎 اون موقع همگی مهمون من میریم کافه...😀
بهبه :)) من برم لباسام رو بپوشم :))‌
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
طراحی صحنه چیست ؟؟
آیا طراحی صحنه یک هنر مستقل است یا یک هنر بینا رشته ای؟؟

موسسه کارنامه برای علاقمندان به طراحی صحنه تئاتر و سینما یک کارگاه ویژه با حضور پیام فروتن، طراح صحنه برجسته تئاتر و سینما و استادیار پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران تدارک دیده است.

شما عزیزان می توانید در سه مرحله مقدماتی، میانی و پیشرفته با اصول طراحی صحنه آشنا شده و در طی یک کارگاه عملی، تئوری مدرک رسمی وزارت ارشاد را نیز ... دیدن ادامه ›› دریافت کنید.

این کارگاه بدون محدودیت سنی و با رعایت کامل اصول بهداشتی و فاصله گذاری اجتماعی برگزار می شود.
برای کسب اطلاعات بیشتر درباره شهریه و و دیگر شرایط کارگاه می توانید با شماره تلفن های موسسه کارنامه تماس گرفته و برای رزرو به صفحه مربوطه در سایت موسسه مراجعه کنید

تلفن: 22745178 - 80
سایت: https://karnameh.org/courses/tarahisahneh
اینستاگرام: karnameh
یه نگاهی به تقویم انداختم، دیدم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا رو انداختن ۱۳ آبان! اونا با ما هماهنگن یا ما با اونا!!!
اول قرار بود ۳۰ خرداد باشه، بعد ترامپ انداختش ۳ نوامبر...

آخ اگه بارون بزنه...
(بارون نوامبر-November Rain)
اکسل رز، اسلش، یاد نوار vhs و ادای اسلش و درآوردن با جاروو و کلاه بافتنی افتادم
هنوزم جزو آهنگهای تاپ لیست گوشیمه🎸🎸🎸🎩
پس اولین ۱۳ آبانی ه که ما و امریکا باهم داریم براش تدارک میبینیم....بالاخره یه جا درکنار هم قرار گرفتیم و به یه اشتراکاتی هرچند ناچیز رسیدیم(حالا مسیر و هدف هامون یه کوچولو باهم متفاوت ه...که اونم حتما یه خیری درش هست).
neda moridi
پس اولین ۱۳ آبانی ه که ما و امریکا باهم داریم براش تدارک میبینیم....بالاخره یه جا درکنار هم قرار گرفتیم و به یه اشتراکاتی هرچند ناچیز رسیدیم(حالا مسیر و هدف هامون یه کوچولو باهم متفاوت ه...که ...
البته امیدوارم وجه مشترک باشه.
در جنگ، هر دو ارتش به یک میدان نبرد می روند.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تئاتر از منظر علم ارتباطات اجتماعی

تئاتر، هنر دراماتیک ارتباط است. در یک تعریف عمومی آنگونه که واژه نامه آکسفورد می گوید ارتباط به معنای «انتقال یا تبادل اطلاعات از طریق کلام و سخن گفتن، نوشتن یا استفاده از رسانه ای دیگر» است. تئاتر هوش و یا به عبارت دیگر غریزه طبیعی بشر است. ما تجربه را از جهان خود جمع می کنیم. تجربه = اطلاعات. بدین معنی ما اطلاعات زیادی را از طریق پنج حس ؛ بینایی ، شنوایی ، بویایی ، لامسه و چشایی (اطلاعات حسی)را جمع آوری می کنیم. از طرفی در تئاتر ما به شیوه ای خاص حرف می زنیم تا بواسه آن چیزی از دنیا را تجربه کنیم. تئاتر یک تجربه است، همچنان که تئاتر به ما اطلاعات نیز می دهد. بازیگران تجربه خود یا اطلاعاتشان را به اشتراک می گذارند و مخاطبان سرشار از معنی می شوند. در واقع، مخاطبان همزمان با تماشای تئاتر تجربه یا تجربیاتی را به یاد می آورند. این اصل و اساس رابطه بین بازیگر با مخاطب است.
بنابراین، تئاتر برای مخاطب آموزنده است.
به واسطه تئاتر بخشی از جامعه می توانند به اطلاعات ارزشمندی دست یابند که نگرش و رفتار آنها را تحت تاثیر قرار داده و تغییر دهد. تئاتر می تواند اطلاعاتی را در حوزه های مختلف اعم بهداشت، اجتماعی، سیاسی، محیط زیست، حقوق بشر و .... به مخاطبان خاص یا عام انتقال داده و سطح آگاهی آنها را ... دیدن ادامه ›› افزایش دهد.
بازیگر و مخاطب دو عنصر اصلی و منحصر به فرد تئاتر هستند. بنابراین، تئاتر زمانی اتفاق می افتد که بازیگران و تماشاگران با هم ملاقات کرده و دور هم جمع شوند. زمان و مکان ملاک اصلی تئاتر است. اصلی ترین برتری و وجه امتیاز تئاتر از رسانه های دیگر از جمله تلویزیون ، اینترنت ، نقاشی ، حضور فیزیکی دو عنصر زنده است. تئاتر یک شکل(فرم) هنری زنده است ، گویی نفس می کشد، لحظه ای است که بازیگران زنده در مقابل تماشاگران زنده روی صحنه حاضر می شوند. به گفته پیتر بروک ، "تنها چیزی که در همه اشکال تئاتر مشترک است ، نیاز به مخاطب است" . کیفیت تئاتر - بی واسطه بودن ، زنده بودن ، فضا و تماشاگران آن. مهمترین اصل در هر شکل هنری، برقراری ارتباط است وهنرمند از طریق ادبیات، موسیقی، نقاشی، بازیگری با افراد دیگر ارتباط برقرار می کند. اما، روش های ارتباطی متفاوت است. یک نویسنده می نویسد اما هنگام خواندن نوشته های او لازم نیست در کنار او حضور داشته باشید. این نکته در مورد نقاش و مجسمه ساز نیز صادق است. در سینما لازم نیست هنرمندان فیلم در زمان نمایش فیلم حضور داشته باشند. اما در تئاتر، مخاطب باید هنگام برقراری ارتباط حضور داشته باشند. این ویژگی، تمایز اساسی است. تئاتر یک نمایش زنده است، حتی سینما نیز اینگونه نیست. در تئاتر ، ارتباط مستقیم است و در سینما از طریق تصاویر . پیتر بروک می گوید: "... من می توانم هر فضای خالی را استفاده کنم و آن را یک صحنه برهنه بخوانم. مثلا مردی در حالی که شخص دیگری او را تماشا می کند از این فضای خالی عبور می کند و این تنها چیزی است که برای انجام یک تئاتر لازم است. "(پیتر بروک، ترجمه محمدرضا لیراوی، عباس اکبری، فضای خالی) بنابراین، تئاتر ارتباط انسانی ایجاد می کند و پیتر بروک اصرار دارد که "انگیزه پنهان انسان" که اصلی ترین احساس ذاتی انسان است، همان احساس انسانی ارتباط بین بازیگران و مخاطبان را ایجاد می کند.

در تئاتر ، 5 گونه ارتباطی وجود دارد:
بازیگر -> بازیگر شخصیت -> بازیگر بازیگر -> مخاطب مخاطب -> مخاطب مخاطب -> بازیگر
امیرمسعود فدائی، رویا و امپرسیونیست این را دوست دارند
خدا پدر پیتر بروک بیامرزه 🌹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بعد از یکسال و اندی برگشتم به خانه خودم...
از ۴ مرداد ۹۸
جز مختصری غبار روی وسایل، تغییری نداشته. دم پنجره دوجداره گرم.
یخچال ویزویز میکنه و اتاق تاریکه. اینترنت قطع شده.
ساعت گرندپا، روی ده و هفده دقیقه مانده. این ده و هفده رها نمیکنه من رو...
وسایلم رو میارم تو. هیچ جای خانه اسپری الکل نیست، چه عجیب! از کیفم، یکی قرض می گیرم. تو جیب شلوارم هم هست البته.
پکیج کار نمیکنه، مخزن آبش رو پر میکنم.
در یخچال رو باز میکنم تا آبی بنوشم و خراب ها رو دور بریزم. روی قوطی پنیر نوشته ۴۰۰ گرم، ۳۵۶۰ تومان!!!! میندازمش دور. پریروز خریدم ۱۵۶۰۰ تومان، نمی دونم ... دیدن ادامه ›› چند گرم.
ریموت تلوزیون کار میکنه، شبکه شش هم ولی ریموت کولر نه.
آب توالت جرم گرفته، دامستوس میخواد.
چقدر خوابم میاد.
اگر خداوند تبارک و تعالی مجددا سوره و آیه می فرستاد، احتمالا می گفت اصحاب کهفی بود که اونو بیخیال، سیصد سال طول کشید! اصحاب ایران رو‌ عشق است، تو یه سال ترکوندن. تازه اونا ۷ نفر بودن، اینا ۸۰ میلیون. احتمالا با حدود ۱۱۰ جمله، سرگذشت و سرنوشت ما رو‌میگفت تا عبرت آیندگان بشه.
قیمت روی کالاها تمسخر آمیزه... انگار بابا داره از جوونیاش تعریف میکنه که با صد هزار تومن میشد اروپا رو گشت...
فکر کنم تورم شصت درصد یعنی قرار بوده صد برابر بشه، با تلاش مضاعف ما شده شصت برابر.
با یه خرید امروز میشد پارسال یه وانت خرید کرد. یادمه شامپو بدن نیوای تو حموم رو خریدم ۱۰ تومن. پریروز مای رو خریدم ۲۴ تومن. ایرانی، ایرانی بخر... هه هه... اگه میتونی بخر... بخر دیگه... بخر...
فقط یکسال خونه نبودن، ۱۳ ماه. مختصری خاک روی وسایل نشسته.
گفتند شنبه و یکشنبه عید ماست... و البته عید مومن روزیست که گناه نکند... آقایان عزیز، گناه که هیچ... ثواب هم‌نمی تونیم بکنیم دیگه... الا نماز فرادی.
شما چه میکنید؟
امروز رفتم آووکادو بگیرم گفت دونه ای ۷۰ تومن!!!!!!!
به قرعان‌ کرک و پرم ریخت...خوب شد ماسک داشتم کسی ندید دهنم یه وجب باز شد...
رفتم اون مغازه های پایینی تجریش یکی گفت دونه‌ای ۳۵ تومن،یه جوری رو هوا زدمش و نیشم باز شد تو گویی دلار برگشته به پنج هزار تومن...
همچین هم چپوندمش تهِ کیفم نکنه ازم بزننش..‌
۳۱ شهریور
میثم هنزکی
علی الحساب قربه الی الله صبوری میکنیم تا ببنیم این ترن هوایی بدون صندلی و بدون کمربند کِی یه جا رو زمین وایمیسه ! خوشحالم که خوبین
والله مع الصابرین ⁦😉✌🏻⁩
میثم هنزکی
علی الحساب قربه الی الله صبوری میکنیم تا ببنیم این ترن هوایی بدون صندلی و بدون کمربند کِی یه جا رو زمین وایمیسه ! خوشحالم که خوبین
امید...
ممنونم میثم جان
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

امپر جان بامدادی 😉
کجایی بابا؟ نگرانتم. خوبی؟ بهتر شدی؟

پویا این را خواند
پوریا صادقی، سپهر، امیرمسعود فدائی، celine و امپرسیونیست این را دوست دارند
بامداد... بامداد... بامداد...
حق نداری زودتر از من بری پیش روح القدس یا حتی نزدیکش
۳۱ شهریور
میم
آغااااا، نیلوفر دلش برلت تنگ شده، برو یه کم سر به سرش بزار 😉
آره میخوندم الان پست تجاوزش رو .
هر بار پستاشو میخونم تن و بدنم میلرزه . الان با حالی که من دارم جرات ندارم نزدیکش شم :))
۳ روز پیش، شنبه
پوریا صادقی
شاد و سلامت باشی بامداد جان اینجور نگرانمون نکن دیگه
قربونت برم پوریا جان . الهی که سلامت و شاد باشی همیشه رفیقِ معرکه
خوب میشم حتمن . یه کم کش پیدا کرده ولی حتمن درست میشه :)
ممنونم از محبتت . خیلی خیلی ممنونم
۳ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یک کارگاه متفاوت با حضور حمید پورآذری

حمید پورآذری کارگردان خلاق و صاحب سبک تئاتر ایران با همکاری موسسه کارنامه یک کارگاه عملی و آموزشی متفاوت را برگزار خواهد کرد.

این دوره آموزشی با عنوان " تئاتر، معماری، هنرهای اجرایی " تجربه ای ویژه خواهد بود برای کسانی که به شیوه های جدید و نوین هنرهای اجرایی در تئاتر علاقمند هستند.

کارگاه در فضای باز و با رعایت کامل اصول بهداشتی ... دیدن ادامه ›› برگزار می شود

برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن های موسسه کارنامه تماس گرفته و برای رزرو به صفحه این دوره در سایت کارنامه مراجعه کنید.

تلفن: 22745178 - 80
سایت: https://karnameh.org/courses/performingarts
اینستاگرام: karnameh



پویا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آزادی بیان
ماده ۱۹ از منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد:
هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن بتمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.

این منشور در سال 1948 برابر با ۱۳۲۷ تدوین شد.
آزادی بیان در ابتدا با نام آزادی کلام(Freedom of Speech) مطرح شد و به مرور زمان با آزادی بیان(Freedom of Expression) ... دیدن ادامه ›› جایگزین شد.

البته آزادی بیان مطلق نیست و استثناهایی برای آن درنظر گرفته شده است:
۱. نشر اطلاعات دروغ یا همان نشر اکاذیب(libel): به هر روشی که باعث آسیب زدن به اعتبار شخص حقیقی یا حقوقی شود.
۲. توهین(Obscenity): هر بیان یا رفتار اهانت آمیز خارج از عرف که باعث ناراحتی یا زیان به طرف مقابل شود.
۳. پورنوگرافی: تجسم و نمایش بی‌پرده از آمیزش جنسی در انسان با هدف ایجاد هیجان، تحریک یا ارضای جنسی است که در قالب‌های مختلف از جمله کتاب، عکس، پویانمایی، مجسمه، متن، نقاشی، فیلم، بازی و مجله ارائه می‌شود.
۴. فتنه انگیزی(Sedition): تحریک برای اقدام علیه سیستم حاکم کشور
۵. تحریک برای ارتکاب جرم(Incitement)
۶. پرخاشگری کلامی(Fighting Words): هر کلام و رفتاری که بیانگر تقابل، هجمه، خشونت و نفرت باشد. و بیان مطالبی که باعث از بین رفتن آرامش طرف مقابل شوند.
۷. اطلاعات محرمانه(Classified Information)
۸. نقض حقوق معنوی(Copyright Violation)
۹. اسرار تجاری(Trade Secreta)
۱۰. اطلاعات غذایی(Food Labeling): درج اطلاعات غلط بر روی مواد غذایی
۱۱. پیمان عدم افشا(Confidentiality Agreement): هرگونه قرارداد و پیمان منع افشای اطلاعات. مانند اطلاعات پزشک و بیمار یا وکیل و موکل.
۱۲. حریم خصوصی(Right to Privacy): مبحث مفصلیه که نیازمند مطلب جداگانه س.
۱۳. شهادت دروغ(Perjury)
۱۴. تبلیغات(Commercial Speech): بیان هر گونه اطلاعات ناقص یا خلاف واقع در تبلیغات.
۱۵. بیان هر مطلبی که باعث آسیب رسیدن به دیگران شود. مثل فریاد “آتش” در یک سالن نمایش زمانیکه آتشی وجود ندارد.


آزادی بیان و عقیده در قانون اساسی ایران:
اصل‏ بیست و سوم: تفتیش‏ عقاید ممنوع‏ است‏ و هیچکس‏ را نمی توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقیده‏ ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار داد.

اصل‏ بیست و چهارم: نشریات‏ و مطبوعات‏ در بیان‏ مطالب‏ آزادند مگر آنکه‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ یا حقوق‏ عمومی‏ باشد. تفصیل‏ آن‏ را قانون‏ معین‏ می‏ کند.

اصل بیست و پنجم: بازرسی‏ و نرساندن‏ نامه‏ ها، ضبط و فاش‏ کردن‏ مکالمات‏ تلفنی‏، افشای‏ مخابرات‏ تلگرافی‏ و تلکس‏، سانسور، عدم‏ مخابره‏ و نرساندن‏ آنها، استراق‏ سمع و هر گونه‏ تجسس‏ ممنوع‏ است‏ مگر به‏ حکم‏ قانون‏.

اصل یکصد و هفتاد و پنجم
سازمان صدا و سیما و اداره آن
در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تأمین گردد. نصب و عزل رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با مقام رهبری است و شورایی مرکب از نمایندگان رییس جمهور و رییس قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی (هر کدام دو نفر) نظارت بر این سازمان خواهند داشت. خط مشی و ترتیب اداره سازمان و نظارت بر آن را قانون معین می‌کند.
(اصل سابق: در رسانه‌های گروهی (رادیو و تلویزیون) آزادی انتشارات و تبلیغات طبق موازین اسلامی باید تأمین شود. این رسانه‌ها زیر نظر مشترک قوای سه گانه قضاییه (شورای عالی قضایی)، مقننه و مجریه اداره خواهد شد. ترتیب آن را قانون معین می‌کند.)

در کانادا و استرالیا قانون اساسی این حق را برای قانونگذار در نظر گرفته که در این موارد حق آزادی بیان فرد را محدود کند:
- آسیب زدن به حقوق و اعتبار سایر افراد
- امنیت ملی
- نظم اجتماعی
- سلامت روانی و جسمی اجتماعی

از اونجاییکه صرفا امکان مطالعه منابع موثق انگلیسی زبان رو داشتم، چهار کشور کانادا، استرالیا، آمریکا و انگلیس رو مورد بررسی قرار دادم. امیدوارم این مطلب مفید به فایده باشه.

استفاده از جزء یا کل این مطلب با ذکر منبع آزاد است.

_________
منابع:
منشور حقوق بشر سازمان ملل:
https://www.ohchr.org/EN/UDHR/Documents/UDHR_Translations/prs.pdf

قوانین ایالات متحده آمریکا در مورد آزادی بیان:
https://www.uscourts.gov/about-federal-courts/educational-resources/about-educational-outreach/activity-resources/what-does

متمم اول قانون اساسی آمریکا:
https://constitution.congress.gov/browse/amendment-1/

محدودیت های آزادی بیان در انگلستان:
Schedule 1, Article 10
https://www.legislation.gov.uk/ukpga/1998/42

محدودیت های آزادی بیان در کانادا:
https://lop.parl.ca/sites/PublicWebsite/default/en_CA/ResearchPublications/201825E

محدودیت های آزادی بیان در استرالیا:
https://www.ag.gov.au/rights-and-protections/human-rights-and-anti-discrimination/human-rights-scrutiny/public-sector-guidance-sheets/right-freedom-opinion-and-expression
پوریا جان، هر دو لینکی که برای امریکاست یکی‌ست گویا
۳۰ شهریور
میم
پوریا جان، هر دو لینکی که برای امریکاست یکی‌ست گویا
درست میگی. ممنونم.
اصلاح شد
۳۰ شهریور
ممنونم مطلب جامع و کاملی بود
۳۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بانو هزار مرتبه گفتم
از اولین ترانه باران
از اولین شکوفه لبخند
چشمی طلوع می کند از شرق آرزو ❤

عکاس: نازنین طلوعی
شعر: محمدرضا عبدالملکیان
نمایش: فقط چهل روزه بودم اثری از مسعود طیبی نوشته مسعود هاشمی‌نژاد
پویا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
می پرسی چرا کتاب نمی خوانی؟ می گویند این روزا با اینترنت دیگه کی می ره تو غار؟ خب یعنی در اینترنت کتاب می خوانی؟ نه، بیکارم مگه، پنج تا پنجره با هم بازه دارم حرف می زنما... این دیالوگ را عجالتاً تا قیام قیامت می شود ادامه داد.اصرار عجیبی داریم در فضاهای مجازی هر کاری بکنیم جز کارهای به درد بخور. قرار نیست در آبشار اطلاعاتی امروز جهان چیزی به اندازه ی یکی دو لیوان هم به ما اضافه شود به جایش آن جا آیین دوست یابی را به اعلی درجه ممکن به اجرا می گذاریم چنان که دیل کارنگی بیاید از روی دست ما شبانه روز مشق کند.


« ابراهیم رها »
از کتاب چقدر خوبیم ما
انتشارات مروارید
خیلی خوب بود 👌👌👌👌.
۲۹ شهریور
سپهر
الان چک کردم چاپ اول ۹۴
اسم کتاب خودش تاریخ داره یه جورایی ، جام جهانی و ایران آرژانتین ⁦✌🏻⁩

ولی اون تبلیغ ایران رادیاتور فکر کنم مال دهه ۷۰ یا اوایل ۸۰ باشه. با توجه به تلویزیون موجود در صحنه 😁😄⁦👇🏻⁩
https://www.aparat.com/v/uNc4W/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1_-_%D8%B9%D9%85%D9%88_%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1
۳۱ شهریور
صبا صالحیان
...
اسم کتاب بیشتر طعنه زده به اون جمله معروف
۳۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«خوب» یا «باحال»؟
به‌یاد داشته باشید که باحال‌بودن، یک روش زندگی نیست؛ نوعی از بودن است. می‌شود برای خوب‌بودن تلاش کرد و حتا آن را آموخت، اما باحال بودن، آموختنی نیست؛ بودنی‌ست. نمی‌شود با کوشش باحال شد. شخص - یا اثرِ - باحال هم نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد که باحال نباشد.
می‌شود حتا خیلی هم خوب نبود، ولی باحال بود.

استیون کینگ
به زودی ...
به زودی ...
پویا این را خواند
بهار گراوندی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید