تیوال محمد جواد | دیوار
S2 : 09:43:56
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
محمد جواد
درباره نمایش برگشتن i
مریم : میدونی که چقدر دوست دارم . من که به جز تو کسی رو ندارم.
عماد : ای کاش منو به خاطر خودم دوست داشتی ، نه از روی بی کسی.
________________________________________________________
پیرزن : اگر اون زمانی که پسرم میخواست بره جلوش رو گرفته بودم ، لازم نبود الان برای نیم ساعت بیشتر موندن تو این طوری التماست کنم.
__________________________________________________________________________________________________________________

هرچند که موضوع نمایش و نحوه پرداختش تکراری بود اما کارگردانی خوب ، طراحی صحنه تقریبا متفاوت ، موسیقی زنده و خوب و بازی های قابل قبول باعث میشن که 60 دقیقه همراه بشی و احساس خستگی نکنی.
برای اولین بار بود که بازی خانم بینا رو روی صحنه میدیدم. لذت بردم از بازیشون هرچند که احساس کردم پتانسیل بازی ایشون روی صحنه خیلی بیشتر از این هاست اما ازش استفاده خاصی نشده.
مجید جان رحمتی هم هرچند که باید حالا حالاها تلاش ... دیدن ادامه » کنه تا بتونه بازی درخشانی مثل کریملوژی داشته باشه ، اما خب این جا هم بازی خوبی داشت.
از خانم رادمنش هم یادم نیست بازی قبلا دیدم یا نه ولی اینجا نقش پیرزن ها رو واقعا خوب بازی کردن.
خسته نباشید میگم به گروه اجرایی.
محمد جواد
درباره نمایش فاصله i
میخوام گله و شکایت نکنم ولی نمیشه گویا.
چرا تا 7-8 دقیقه بعد از شروع نمایش باید اجازه ورود داده بشه؟
و قشنگی داستان اونجاییه که خانمی 8 دقیقه بعد از شروع نمایش وارد سالن میشن ، آهسته میان و ردیف 2 میشینن ، بعد از 10 ثانیه پا میشن و از راهی که اومدن برمیگردن و زیر لب میگن که نمایش رو اشتباه اومدم !!!!! ینی مسئولین سالن به خودشون زحمت چک کردن بلیط هم نمیدن؟؟؟ اگر انقدر کار سختیه من حاضرم 3 روز در هفته به صورت رایگان بیام اونجا و بلیط چک کنم. اینطوری حداقل برای امواتم خدابیامرزی میگیرم از مردم.

در مورد خود نمایش هم باید بگم که متن تکراری داشت.پرداختش هم جدید و تازه نبود.میدونم که کار در حد دانشجویی بود ، اما خب متاسفانه نبود دکور ، گریم و طراحی لباس از کیفیت کار کم کرده بود.
بازی خانم ها از آقایان بهتر بود.فضای شاعرانه ای که قرار بود با خوندن اشعار اساتیدی ... دیدن ادامه » چون ابتهاج ساخته بشه ، متاسفانه برای من ساخته نشد.
و در آخر اگر نمایشنامه قوی و پرداختش درست باشه ، به حساب کار دانشجویی میشه از دکور و گریم و مابقی چیزها کمی چشم پوشی کرد.
پس براتون آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم که در کارهای بعدی متن های بهتری رو برای اجرا انتخاب کنید.
درود
مشکل نورپردازی رو حل کرده بودن؟
ولی خدایی صدای خواننده که آخرش خوند گوش رو اذیت نمی‌کرد (تنها نکته مثبت) و اینکه به نظرم جای اجرایی داشجویی توی جشنواره و محیط دانشگاست نه سالنی که بلیط می‌فروشه حرفه‌ایه.
۳ روز پیش، شنبه
بله محسن جان حل شده بود . نور مشکلی نداشت.
با نظرتون در مورد صدای خواننده هم موافقم :)
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کم کم فکر کنم با این نحوه بلیط فروشی روبرو میشیم :

خرید بلیط از شنبه 4 آبان 98

شروع نمایش از شنبه 6 اردیبهشت 99!!!
تاریخ فروشش جدی نیست..:))
۲۴ مهر
محمد جواد عزیز ؛))
۰۱ آبان
به نکته ی بسیار خوبی اشاره کردین ⁦⁦⁦⁦⁦⁦⁦ ⁦⁦⁦⁦☞ ̄ᴥ ̄☞⁩
۰۷ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه اجرایی با این تخفیفی که گذاشتن من یکی رو که ترغیب به دیدن نمایش کردن ، بقیه رو نمیدونم!!!!
خدا رو شکر توو حافظ اجرا میره..
پس بی اینکه به قیمت فکر کنم و حرص بخورم،کنار میذارمش..
۲۰ مهر
میثم جان من نیز :l
۲۰ مهر
لامصبا انگار دارن صدقه میدن..
"اگه وسط نشستید تخفیف نداره ولی اون گوشه موشه ها ده تومن کمتر بدین" !!!!!!


بهش میگم ..
۲۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و باز سیل تعریف و تمجید ها .
این داستان ادامه دارد ....
این داستان خیلی ادامه دارد.
هی به خودم میگم این جریان ها رو ایگنور کن. باز نمیتونم
۱۶ مهر
ای جااان سلام ویژه برسون :))
۱۷ مهر
همه جدیدالورودا :))))
۲۱ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما آدم ها به گذشتمون نگاه میکنیم حسرت میخوریم.
به آینده نگاه میکنیم میترسیم.
توی حال با تردید تصمیم میگیریم .
و خیلی راحت از کنار زندگی رد میشیم .
آقای محمدجواد. خواستم تشکر کنم. عکس دریافت شد. :)))) یادم نیست دیده باشمشون!!! یا اگر هم دیدم یادم نمونده! ؛)
۲۷ شهریور
بله، این احتمال هم هست که اون بخش از حافظه ام پاک شده باشه :))))
۲۸ شهریور
⭐⭐⭐⭐⭐
۲۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تعریف و تمجید هایی که از این کار کرده بودم موفق شدم 6 تا از دوستانم رو همراه خودم به تماشای این نمایش ببرم.
خودم برای بار دوم دیدم و لذت نبردم . یعنی نذاشتن که لذت ببرم.
از خنده های بد و آزار دهنده 2 خانمی که پشتم بودن که حتی در لحظات دراماتیک هم میخندیدن گرفته تا ......
توی ردیف سوم به فاصله 4 تا صندلی بانو گلاب آدینه دوست داشتنی نشسته بودن.یه پسر جوونی هم کنارشون بودن.در طول نمایش با توجه به رفتارها و حرکات من فکر کردم ایشون برادر زاده یا خواهر زاده ایشون هستن و اگر نمیدونستم که خانم آدینه پسر ندارن میگفتم حتما پسرشون هستن.
این آقای مثلا محترم در طول نمایش کلی حرف زد.خانمی که دقیقا جلوشون بودن برمیگشتن با نگاه بهشون تذکر میدادن ولی فایده ای نداشت. و حتی در لحظاتی که بازیگر دیالوگ رو کمی به صورت ریتمیک اجرا میکرد ایشون بِشکن میزدن.(فقط حال من رو توی ... دیدن ادامه » اون لحظات تصور کنید)
تا این که نمایش تموم شد ، چراغ ها روشن شد و دیدم که این آقای مثلا محترم کسی نیست جز نویسنده نمایش!!!!
جناب آقای مهران رنجبر(رنج بر) من برای جامعه هنر بسیار بسیار متاسف هستم که هنرمندانی چون شما درونش قرار دارین.من با کلی ذوق و شوق به دیدن دوباره این نمایش اومدم ولی شما شب من رو خراب کردین.نمیبخشمتون. ای کاش متوجه بودید که هنر و فرهنگ هنر خیلی گسترده تر از اون چیزی هست که شما فکر میکنید که در بازیگری و نویسندگی و کارگردانی خلاصش کردین.
مجید جان رحمتی من رو ببخش که دیگه به دیدن این نمایشت نمیام و شاید حتی برای دیده شدن کارت تعریف و تمجید قبل رو نمیکنم و کسی رو برای دیدن هنر زیبات تشویق نمیکنم ( شاید الان عصبی و ناراحتم اینطوری میگم )

از همینجا به گروه محترم عزیز #من_یک_تماشاگرم اعلام میکنم که : خانه از پای بست ویران است / خواجه در بند نقش ایوان است .
با خاک یکسان شدم یعنی !!!
۲۶ شهریور
آقای سیدمهدی مرحمت فرمودند، برای اینکه کجا کامنت بگذاریم و کجا نگذاریم، ما را راهنمایی فرمودند//
خواستم عنوان کنم اگر کسی پاسخی یا اعتراضی در این پست به صحبتی داشت می توانست و می تواند صحبتش را انجام دهد..// کسی مانع چیزی نشده است//
و همینطور فرمودند در ... دیدن ادامه » گروههای مختلف و دورهمی هایشان همگی ما را ملامت فرمودند و در ذم ما یکدیگر را تأیید کردند// اگر آقای محمدجواد نیز اینجا اعتراضی به نوشتن ما دارند می توانند مرقوم بفرمایند..//
در مورد صحبتهای آقای لهاک (آقای سوبژه) هم نیازی به پاسخ دیده نشد، چون مطلب درخوری عنوان نفرمودند// و پاسخشان به باقی کاربران بسیار گویا و واضح است..// ضمنا اگر از شهامت ما یا آقا/خانم دایه* گلایه دارند، که پشت اکانتهای فیکمان قایم شده ایم، موارد شجاعتشان در همین سایت وزین را با ذکر مثال می توان آورد که البته حتی عنوان کردن آنها نیز شایسته نیست×!×
۰۸ مهر
جناب misthyrming اول از همه این که ای کاش اسم راحت تری انتخاب میکردین ، چون مخاطب قرار دادن شما کار سختیه :)
دوم هم این که منزل خودتونه.
سوم هم این که بحث و گفتگو خوبه هاااا ، ولی جدیدا تیوال پر از تنش شده ، با ترس و لرز بازش میکنم :((
چهارم این که مورد سوم رو با ... دیدن ادامه » شما نبودم ، کلی عرض کردم .
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالن سایه برای من داره تبدیل میشه به یک سالن خاطره انگیز.اجراهای اخیری که اونجا دیدم همشون متوسطِ رو به بالا بودن.
مثل نمایش های خرده نان ، لانچر ، مگس و حالا هم که کریملوژی.
چقدر این نمایش خوب بود.سراسر غرق لذت شدم . طراحی صحنه مختصر و خوب ، طراحی لباس عالی ، نور پردازی عالی ، متن خوب ، بازی هم که....
مجید جان رحمتی خیلی ناراحتم که تازه دیشب برای اولین بار بازیت رو دیدم و حسرت میخورم که چرا زودتر از این ها باهات آشنا نشدم.
اما خوشحالم که بالاخره دیدمت و شناختمت. خیلی خیلی لذت بردم از هنر زیبای بازیگریت.
در طول اجرا همراهت شدم. موقعی که زن ناصرالدین شاه شدی خندیدم و موقعی که تعزیه اجرا کردی اشک ریختم.حتی زمانی که ترکی حرف زدی با این که متوجه نشدم انقدر خوب و شیرین بودی که خندیدم و کِیف کردم.
امیدوارم بیشتر و بیشتر روی صحنه ببینمت و لذت ببرم.

پ.ن : قبلاها ... دیدن ادامه » وقتی میدیدم بازیگری تپق میزنه و سوتی میده ( در حد کم ) میگفتم اشکال نداره.آدمه بنده خدا ربات که نیست.
اما بعد از دیدن بازی مجید رحمتی پذیرفتن این موضوع اصلا برای من قابل قبول نیست.الان میفهمم که تپق زدن فقط و فقط به خاطر نداشتن تمرین کافی و سرهم بندی نمایش و زود اجرا رفتنه.

مجید جان رحمتی در شب های آخر حتما باز به دیدنت میام.

توصیه : دوستانی هم که قصد دیدن دارن لطفا زودتر اقدام کنن.نذارید برای شب های آخر و خارج از ظرفیت و اصرار برای تمدید.(مثل لانچر)
محمدجواد درود
حالا که با "سایه" حال می‌کنی "ستاره‌شناس" رو هم ببین؛ نزدیک به یقین خوشت میاد.
۱۳ شهریور
برم؟خوبه؟
۱۴ شهریور
اقا سپاس از محبت و‌انرژی خوبتان
۱۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد جواد
درباره نمایش گریزلی i
جدایی : از دوست ، محبوب ، خانواده ...
رفتن : از رابطه ، وطن ، دنیا ...
رسیدن : به معشوق ، آرزو ، هدف...

همه ما قطعا این موارد رو تجربه کردیم.برای هرکسی خاطره ای باقی مونده خواه تلخ خواه شیرین.
برای همین وقتی کسی میشینه روبروت و از سرگذشتش برات میگه ، اگر عین همون موضوع رو تجربه نکرده باشی ولی قطعا یک گوشه از ذهنت مورد مشابهش رو داری و همین کافیه تا توی چشم های اون طرف نگاه کنی و بگی : " آره میفهمم ، خیلی سخته "
مهدی جان حسینی نیا دیشب وقتی یک دقیقه وقت خواستی تا یه موضوعی رو برامون تعریف کنی ، فکر نمیکردم یک دقیقه انقدر زود تموم بشه.باهات همراه شدم ، خندیدم ، درد کشیدم ، غصه خوردم.جوری که در انتهای یک دقیقه میخواستم توی چشمهات نگاه کنم و بگم :
آره میفهمم ، خیلی سخته .

خسته نباشید میگم بهت.
حیف که گفت و گوی بعد از نمایش رو از دست دادم.
برای شما و باقی ... دیدن ادامه » عوامل آرزوی موفقیت میکنم.
اصلا فکر نمیکردم انقدر خوب باشه و انقدر درگیرم کنه
ساعت 5:30 صبح بیدار شدم دیدم هنوز دارم بهش فکر میکنم !
۰۶ شهریور
نیلوفر خانوم وای عالی بود :))))))
۰۶ شهریور
ممنون از شما
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پال ریچ : با پول خندیدنم رفتم یه چیزی خریدم که اصلا خنده نداره ....
( به خاطر حافظه قوی که دارم فقط همین قسمت یادم مونده :) )

فضاسازی ، طراحی صحنه ، طراحی لباس و گریم خوب و درست بود.بازی کوروش جان شاهونه و حسین جان منفرد هم که از قبل میدونستم حتما درست و خوبه و دلیل انتخاب این نمایش دیدن بازی این دو عزیز بود که انصافا هم دلیل درستی بود.(البته که جناب افسری هم نقش بسیار مهمی داشتن در بازی این دو عزیز )
در خنده حضار ما شاهد داستان کوتاهی هستیم که با وجود کوتاه بودن جامع و کامل هستش.هرچند که جای پرداخت بیشتری هم داشت اما بعید میدونم که در 50 دقیقه (که علت کوتاه بودن نمایش هم جناب افسری توضیح دادن ) میشد از این بهتر بشه.

دیشب بعد از دیدن نمایش گفت و گویی انجام شد با عوامل کار.بخش بیشتر گفت و گو درباره این بود که چطور میشد این نمایش رو بهتر از اینی که الان هست اجرا کرد. چه در نور پردازی چه در بازیگری و چه در پایان بندی.(البته همینی که الان هست برای من خوب و لذت بخش بود )
اما موضوعی که دیشب ذهن من رو درگیر کرد این بود که خود من تا الان خواسته یا ناخواسته با رفتارم یا با کلامم چقدر دلخوشی ها و لذت های کوچک یا بزرگ اطرافیانم رو ازشون گرفتم بدون توجه به این که در حال حاضر اون دلخوشی شاید تنها چیزی هست که اون داره.
گفتن جمله "رنگش بهت نمیاد یا مدلش قشنگ نیست "به کسی که با کلی ذوق لباس جدیدی خریده تا بیشتر دیده بشه و بیشتر بهش توجه کنن.
یا گفتن جمله " آخه پراید هم شد ماشین "به کسی که با کلی تلاش و زحمت یک ماشین قسطی خریده که بتونه روزهای تعطیل با خانوادش بیرون بره.
یا جمله " تو چه فکری پیش خودت کردی که توی این سن تازه داری میری کلاس "
شاید من یا اصلا ما خیلی از این جملات استفاده کرده باشیم بدون این که بدونیم اون چیزی که داریم در موردش نظر میدیم تنها دلخوشیه اون طرفه. و به جای تشویق کردن و دلگرمی دادن اون آدم رو خوردش کردیم.شاید به ظاهر با خنده جواب ما رو بده ، اما ما نمیدونیم که چه چیزی رو درونش از بین بردیم.
پال هم تنها دلخوشیش خندوندنه آدم ها بود . مهم نبود انتهای نمایش چطور تموم میشه ، از نظر من پال وقتی مرد که آدم های اطرافش دیگه بهش نمیخندیدن حتی برای دلخوش کردنش.

جناب افسری عزیز بسیار بسیار از زحمات شما و دوستانتون تشکر میکنم که هنوز دل نگران هنر نمایش هستین و خیلی شرافتمندانه به اصول خودتون پایبند هستین.
و ... دیدن ادامه » این رو بدونید که علاوه بر دنبال کردن کارهای آقایان شاهونه و منفرد از این به بعد با جدیت کارهای شما رو هم پیگیری میکنم.
و تشکر ویژه میکنم از شما بابت صبر و حوصله ای که به خرج دادین و خیلی گرم و صمیمی از ما و نقد ها استقبال کردین.


سلام و عرض ادب .

نظرت هم مثل خودت صادق و دوست داشتنی و‌ عمیق بود برادر ...
ممنون از انرژی خوبت که همراه ما بود و هست .
ممنون از دیدگاهت که باعث شد خودم کار رو از یک منظر متفاوت ببینم ...
به امید دیدار رفیق

ارادت.
۲۸ مرداد
همیشه به بیزی های خوشی و شادی
:))
۳۰ مرداد
موتوشکرم :))❤❤
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب از کجا شروع کنم؟؟
اول از بدیهاش بگم؟ مشکل من با متن بود.متنی که برام خط داستانی مشخص و واضحی نداشت.
عاشقانه های پستچی ؟ زندگی پابلو نرودا ؟ ریاست جمهوری شیلی ، سیاست یا چی ؟
دلم میخواست بیشتر با پابلو نرودا آشنا میشدم. البته خود من بر این باورم که تئاتر نباید الزاما همه چیز رو شسته و رفته در اختیار تماشاگر بذاره. اگر یک نمایشی بتونه برای درک بهتر و بیشتر ، تماشاگرش رو به خواندن و یا دیدن مجبور کنه ، وظیفش رو بدرستی انجام داده. اما توی این اجرا نقش و شخصیت پابلو نرودا برای من به اون حدی نرسید که الان کنجکاو باشم برای بهتر شناختنش.دکور هم شاید میتونست کمی بهتر باشه.
حالا برسیم به خوبیهاش.
ترتیب سن رو رعایت میکنم و اول از همه از بازی خوب و دلنشین بانو تیموریان میگم که بسیار لذت بردم.امیدوارم ایشون رو بیش از پیش روی صحنه ببینم.
و اما اشکان جان خطیبی...... ... دیدن ادامه » پر انرژی ، پر تحرک ، بیان خوب و ادای تند دیالوگ بدون خورده شدن کلمات یا تپق زدن و یا ناواضح شدن کلمات. من که بسیار بسیار از بازیشون لذت بردم.از اخلاق و منش ایشون هم که هرچی بگم کم گفتم.خیلی با اخلاق و با حوصله با تماشاگرها بعد از نمایش صحبت میکنن و به حرفهاشون و نقد و نظراتشون گوش میکنن.
یک فضای عاشقانه - شاعرانه ای هم حاکم بود ( هرچند میتونست بهتر و پررنگ تر باشه ) که من باهاش همراه شدم و بیشتر تونستم لذت ببرم از نمایش.

در آخر بگم که اگر تخفیفی در نظر گرفته بشه خیلی خوبه.تخفیف دانشجویی یا 20 - 30 % برای بعضی سانسها.
شاید افراد بیشتری بخوان برای دیدن نمایش بیان که به دلیل قیمت کمی سخت باشه براشون.
+ شما نمیدونین از دست دادن کسی که دوستش داری چه حسی داره.

- هیچ حسی ..... هیچ حسی نداره .

دلیل انتخاب اسم نمایش رو نفهمیدم.اگر کسی متوجه شده به من هم بگه.
و این که گذاشتن میکروفون یا hf یا هرچیز دیگه ای برای بانو صدر عرفایی که تواناییشون برای ما ثابت شده است اون هم توی این سالن ( نه جایی مثل وحدت یا سالن تئاتر شهر) نه تنها فکر خوبی نبوده بلکه خیلی هم توی ذوق میزنه.
پس نظر شمام به نظر آقا سید مهدی جان نزدیکه ؟!
۱۵ مرداد
والا نیلوفر جان من ارتباطی با کار نگرفتم . طراحی صحنه رو دوست نداشتم . متن و موضوع برام جای سوال باقی گذاشت از این نظر که میشد جور دیگه ای اتفاق بیافته . برای همین خیلی برای من رئال نبود.
خانم عرفایی هم که به شدت بهشون علاقه دارم و تنها دلیل من برای انتخاب ... دیدن ادامه » ابن نمایش بودن به نظرم چیزی به کار اضافه نکردن که من بگم خوب شد خانم عرفایی این نقش رو بازی کردن .
در کل چون قبلا دیدی و موضوعش رو هم میدونی بعید میدونم جذابیت خاصی برات داشته باشه.
پیشنهاد کار دیگه ای رو هم که بهت گفتم :))
۱۳ شهریور
ممنون محمد جواد جان ... مرسی که هستی :))
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد جواد
درباره نمایش لانچر ۵ i
با توجه به این که این نمایش نه توی سالن خصوصی و معروف بود و نه دارای سلبریتی ، پس میشه گفت تقریبا 90% از کسانی که توی سالن بودن صرفا به خاطر دیدن یک نمایش خوب و بی ادعا اومده بودن.....اما 2 تا خانم ( حدود 40 سال نه بچه ) در طول نمایش صحبت میکردن ، به صورت اغراق آمیز میخندیدن جوری که دیالوگ بعدی رو نمیشنیدن و با صدای بلند از هم میپرسیدن ، موبایلشون وسط اجرا زنگ خورد و انقدر دیر صداش رو قطع کردن که بقیه برگشتن نگاهشون کردن به این منظور که :
>> خب الان چرا قطع نمیکنی صداش رو ؟؟؟ <<

درباره خود نمایش هم باید بگم خوب بود که سربازهایی که میومدن برای بازرسی دارای یک تیپ یا شخصیت بودن ، به نقششون پرداخته شده بود.
هرچند که آقای نوروزی با پیش روی داستان بازیشون بهتر و بهتر میشد ، ولی هنوز با یک بازرس زمان شاه فاصله داشتن.شاید اگر نظمی که روی وسایلشون داشتن روی ... دیدن ادامه » لباسشون هم داشتن و یا اقتدار رو بیشتر در لحن و حتی راه رفتنشون میدیدیم ، باورپذیرتر میشد.
بازیگر نقش کمالی هم باید جوری گریه کنه که موقع دیالوگ گفتن ، حرفهاشون شنیده بشه . نه این که منتظر واکنش بازیگر مقابلش بمونیم تا متوجه بشیم که ایشون چی گفتن.و اگر اون سربازی که سرما خورده بود و صداش گرفته بود به این شکل نبود و عادی صحبت میکرد ، لطمه ای به نمایش وارد میشد ؟ یا این که طرز صحبت کردشنون صرفا برای خنده گرفتن بود ؟؟
60 - 70 دقیقه اول نمایش برای من جذابیت خاصی نداشت . با توجه به این که بازرس موقع بازجویی نهایی تمام موضوعی که به خاطرش از بقیه سربازها بازجویی کرده بود به صورت کامل بیان میکنه و خیلی نیازی نیست که اعترافات بازرسی رو همانند پازل کنار هم بچینی تا موضوع مشخص بشه ، برای همین شاید من اگر از نیمه دوم به دیدن کار مینشستم خیلی چیز خاصی رو از دست نمیدادم.
خسته نباشید میگم به گروه و ازشون خواهش میکنم که جلوی سبک علاوه بر اجتماعی ، کمدی هم اضافه کنن. چون خود من توقع این حجم از خنده رو نداشتم .(هرچند که برای من در حد لبخندی بیش نبود )

برای من 3 ستاره بود .
خیلی خوشحالم که نظرت رو درباره اش خوندم
۱۲ مرداد
مجللی جان اتفاقا داشتم فکر میکردم که ای کاش تو به جای من رفته بودی :(
ناشکر نیستم برادر :)
حالا ایشالله تمدید میشه و میری میبینی اون موقع متوجه میشی که ارزش این همه خون دل خوردن داشته یا نداشته :)
۱۳ مرداد
سلامت باشی گلبرگ جان (قلب)
۱۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نادر جان فلاح دوست داشتنی :)))

دیشب توی سالن جناب تبریزی هم حضور داشتن . نمیدونم بار چندم بود که میدیدن ولی هنوز میخندیدن :))

دیشب اعلام کردن که نمایش به مدت 1 هفته تمدید شده ، ای کاش توی برگه نمایش هم تاریخش درست بشه که اگر کسی میخواد ببینه از دست نده .

خیلی لذت بردم . خسته نباشید .

( این همه ممد ، چرا چرمشیر آخه ؟؟؟ )
خوشحال شدم دوست داشتید
۲۲ تیر
به نظر من این کار جزو کارهایی هستش که سلیقه عموم رو در برمیگیره.
ما دیشب 12 نفر بودیم که کار رو دیدیم و همگی دوست داشتیم.
حالا ممکنه شدت دوست داشتنه کمی فرق بکنه .
۲۲ تیر
" قلب " فراوان
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قیمت بلیط نسبت به سالن و مدت زمان اجرا کمی زیاد نیست احیانا ؟؟
تخفیف هم که نداره.
فرشته تاریخ با مدت زمان 180 دقیقه و اون لیست از بازیگرها هم 40 تومنه !!!!
معیار قیمت گذاری چیه واقعا ؟
محمد جواد نازنین قیاس معالفارق است برادر
فرشته تاریخ یک اثر مجزاست
با اندیشه گروه روش منش و نوعی متفاوت
شما این اجرا رو اگر دیدی و فکر کردی کم فروشی کرده بعد در صدد قیاس باش برادر جانم ⁦❤️⁩
۱۲ تیر
جناب لهاک عزیز و بزرگوار بارها و بارها نمایش هایی دیدم که دیدنشون مجانی هم نمیارزید.بعد از دیدن نمایش به جز بد گفتن و جلوی دوستان رو گرفتن از دیدن نمایش کار دیگه ای از دستم برنیومده.کدوم گروه اجرایی بعد از نمایش پول پس میدن که من بخوام قیام کنم ؟ :)
پس ترجیح ... دیدن ادامه » میدم با این قیمت گذاری کلا کار رو نبینم. :)) چون انتخاب کردنش با این قیمت هیچ توجیحی برای من نداره.شاااااید ببینم و خوشم بیاد ، اما الان متاسفانه هیچ انگیزه ای برای انتخاب کردنش ندارم :(
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید کار درست و مرسوم و حرفه ای نباشه ، اما میخوام به جای گفتن و نقد کردن از خود نمایش ، بیشتر از عوامل نمایش بگم.
چندی پیش در سالن ناظرزاده کرمانی نمایشی روی صحنه رفت که مطابق سلیقه دوستانی که زودتر از من این نمایش رو دیدن اصلا نبود.
قبل از این که دوستانم کار رو ببینند من بلیط تهیه کرده بودم.
بعد از نمایش دوستان شروع به انتقاد کردن.و این انتقاد از طرف عوامل نمایش مخصوصا خود کارگردان به طرز بد و عجیبی پاسخ داده شد. جوری بود که من با وجود داشتن بلیط از دیدن کار منصرف شدم.نه به دلیل بد بودن ، فقط به خاطر رفتار زننده کارگردان و یکی دو نفر از عاشقان سینه چاک یک بازیگر نمایش.
وقتی من به خاطر رفتار کارگردان نمایش رو نمیبینم و پیشنهاد میکنم به بقیه که نبینن ، پس برعکسش رو هم باید انجام بدم.

جناب خطیبی عزیز شما بی شک یکی از بهترین و با اخلاقترین و دوست داشتنی ... دیدن ادامه » ترین ها هستین.نمایش دیشب با هر کم و کیفی که بود برای من لذت بخش شد.
من دیشب بهترین نمایش زندگیم رو ندیدم ، اما با حضور گرم و صمیمی شما و جناب مولویان و خانم درگاهی دیشب یکی از خاطره انگیزترین شبهای زندگی من شد.

اگر بخوام اندکی هم از نمایش بگم ، بازی خانم درگاهی و جناب مولویان برای من لذتبخش تر از باقی دوستان بود. جناب سیدی رفته رفته در طول نمایش کمی بازیشون بهتر شد ولی با خوب شدن همچنان فاصله داشتن.(نظر کاملا شخصیه بندست)
دکور و موسیقی رو واقعا دوست داشتم.اما یک مشکل کوچکی با متن داشتم.
وقتی که ما داریم نمایشنامه ای خارجی حالا آمریکایی ، انگلیسی ، فرانسوی و ..... میبینیم دلم میخواد تمام اجزای نمایش به همون سبک باشه.مثلا گفتن اون مثالی که لولو برد یک مثال کاملا ایرانیست که داریم در نمایشنامه آمریکایی میبینیم.بعضا هست جملات و مثال هایی که در زبان فارسی و انگلیسی در مفهوم یکی هستن ، اما ای کاش ترجمه نشه و با همون سبک بیان بشه.(یک مورد دیگه هم بود که متاسفانه خاطرم نیست )

در آخر امیدوارم که کارهای بیشتر و بهتر از شما ببینیم .
امتیاز من بین 3 تا 3.5 هست . اما دوست دارم به دلیل علاقه شخصیم به شما و جناب مولویان 4 بدم به این نمایش.
جواد دوست داشتنی ❤❤
۰۵ تیر
دروغ رو فکر نکنم برم اصلا.فرشته ی تاریخ رو زودتر مشخص کنید که بدونیم میرسیم به شما یا تکی بریم؟
۰۵ تیر
آهان الان تازه دیدم !
۰۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من همان پروانه ای در پیله ام
که به خود ، خواب رهایی دیده ام
طرحی از نقاشیه پروردگار
پاک و معصومم ، تهی از حیله ام

جسم و روح من میان مرد و زن
گشته در هم ، آری پیچیده ام
من اسیر جسم نامربوط خود
همچو زندانی ، پشت میله ام

من به شوخیه طبیعت شهره ام
من به چشم این جهان نادیده ام
خسته ام از تهمت و توهین ها
سوز و آه و اشک و خون باریده ام

ظاهرم ... دیدن ادامه » زیبا و شاداب است ولی
دردها دارم ، درون سینه ام
بس که احساسات من سرکوب شد
از پریشانی به خود لرزیده ام

سرنوشت از بس که بد رفتار کرد
من دگر از سرنوشت ترسیده ام
مهربان باش و کنار من بمان
تا رها کردم، من از این پیله ام

شاعر : عِما دلبر - ترنس MTF

خسته نباشید خانم بیان عزیز.
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۱ تیر
ایضا بنده نیز هم
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۱ تیر
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تشکر میکنم از جناب عبداللهی عزیز که با توضیحاتشون بعد از نمایش باعث شدن که درک بیشتری نسبت به این کار پیدا کنم.
البته توضیحاتشون از روی نمایشنامه بود نه از روی نمایش.
از حرکات بدنی آقای قاسمی و خانم سرور لذت بردم.ای کاش همه بازیگران ما چه در تئاتر و چه در سینما به انعطاف و قدرت بدنیشون اهمیت بیشتری میدادن.
میخواستم 2* بدم به اجرا . اما به خاطر شجاعت این گروه برای انتخاب همچین متنی و زحمت هایی که کشیده بودن ( هرچند نافرجام ) 3* میدم.
آرزوی موفقیت میکنم برای گروه.
من که ناچارا از لیستم حذفش کردم
به جز سیزیف جمعه و نفرین سه شنبه ، دو تا کار دیگه هست که اگه موفق به برنامه ریزی برای دیدنشون بشم دیگه فعلا میبوسم میزارم کنار تئاتر رو :/
البته شاید بعدا از کنار برداشتم :)
کرونوس و فرشته تاریخ !
۲۸ خرداد
محمدجواد جان عزیز دل منی شما :*

نرگس خانم همینطوری نگران کیفا و چیپس و پفک‌هاس :)) نامزد بیچاره :)) :چشمک
۳۱ خرداد
:)))))
۳۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من متاسفانه کار خود جناب مساوات رو که سال 93 اجرا شده ( اسماعیل جان گرجی هم بودن ) ندیدم. برای همین نمیدونم که این نمایش چقدر به متن اصلی وفادار بوده.
اما با یک سری شوخی ها و الفاظ در طول نمایش مشکل داشتم.الفاظی که در قدیم بیشتر استفاده میشد ولی این الفاظ بیشتر در بین بچه ها مورد استفاده قرار میگرفت نه در بین بزرگان اون هم در حین دعوا . یا اگر هم میشده تکرار و تکرارش در طول نمایش باعث لوس شدن کار میشه.
این نمایش هم صرفن ما رو با یک ساعت جمع خانوادگی سرگرم میکنه.جمعی که باز برای من قابل قبول نیست. مهمان ها در خانه همسایه در حال شادی و پایکوبی ، میزبان ها در حال دعوا. یا یک کاهو خورد کردن برای اون جمعیت.یا 4 تا سیب و خیار شستن برای پذیرایی.یا تازه اقدام کنن برای دیگ در آوردن از انباری!!!
متاسفانه در طول نمایش نه اتفاق خاصی میافته ، نه مشکلی ایجاد میشه و نه ... دیدن ادامه » گره خاصی باز میشه.
دکور نمایش جوری بود که انگار در یک سرچ اینترنتی زده باشیم : مواد لازم برای ساخت فضای دهه شصت .
بازی های یکی دو نفر مورد پسند من بود.اما باقی دوستان در حد همون جمع خانوادگی بودن.
طراحی نور هم که دوستان قبلا اشاره کردن ای کاش بیشتر کار میشد.
تجربه دیدن این نمایش با تخفیف تیوال پلاس شاید ، شاید ، شاید تجربه بدی نباشه!

یکی از اتفاقات خوب دیشب حضور جناب عبدالله اسکندری در سالن بود.سایتون مستدام باشه بزرگمرد زرین دست.
2.5 ستاره .
یک نکته درباره سالن :
توی زمستون من یک اجرا دیدم توی همین سالن که به شدت سرد بود.
برای اجرای دیشب هم به شدت گرم بود.
میخواستم از همین جا تشکر کنم از مسئولین سالن که مراقب هستن بدن ما یک وقت گرم و سرد نشه ترک بخوریم :)
۲۸ خرداد
آخ علی جان
فک کن یه عصر گرم تابستونی تنهایی بری این نمایشو ببینی ، بعدم دم غروب بیای بیرون از سالن پنجشنبه ام باشه چه شود :)
این من بودم :)
۲۹ خرداد
آخیییی
عالی :)
۳۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خشونت علیه زنان
همیشه یک چشم کبود
و دندان شکسته
و دماغ خونی نیست.
خشونت اضطرابی است که در جان زن است. که فکر میکند باید
لاغرتر باشد
چاق تر باشد
زیباتر باشد
خوشحال تر باشد
سنگین تر باشد
خانه دار تر باشد
عاقل تر باشد.

خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد.

خشونت ... دیدن ادامه » آن نقابی است که زن به صورتش میزند تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد...

دیشب با توقع نه چندان بالایی به دیدن این نمایش رفتم ولی در کل از نمایش لذت بردم.
طراحی صحنه خوب و کارآمد ، موسیقی خوب ، بازی خوب خانم خالقی که با طرز صحبت کردنشون به صورت فارسی دری باعث میشد در طول اجرا حواست رو جمع کنی و دقت کنی تا داستان رو از دست ندی.شاید اگر به صورت محاوره صحبت میکردن با توجه به ندیدن صورت ایشون ، شاید کار خسته کننده میشد.
فضا سازیشون هم خوب بود . طوری که من چهره مادر خجسته و حتی پدر خجسته رو تصور کردم که مادر با نفرت و پدر با علاقه به پرپر شدن دخترشون نگاه میکردن.
علاوه بر همه این ها اجرایی بود لذتبخش به دور از عکاس ، نور و زنگ موبایل ، پچ پچ ، پاپ کورن و یا هر چیز دیگه ای که مانع لذت بردن میشه .
3/5 ستارست نمایش ولی به علت نبودن عوامل مزاحم به 4 رندش میکنم.

تا قبل از نظرت راجع به خود کار رو که خوندم، مو به تنم سیخ شد
آفرین و دمت گرم بسیار :)
۱۲ خرداد
دست و پایی که شما جلوش نباشی، ملاقه و کفگیر ه عباس جان :))
خیلی چاکریم
۱۳ خرداد
ارادتمندم
۱۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید