تیوال نمایش دریم لند
S3 : 16:34:39
کاری از گروه تریویا
  ۱۳ مرداد تا ۰۹ شهریور
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: صبا نجاتی
: مرتضا جلیلی دوست
: المیرا آشفته، مصطفا امیری، آوا تدین، متین حبیبیان، اسماعیل خزائی، آرش رفیعی، سپهر طهرانچی، رضا مداح، صبا نجاتی
: نوید محمدزاده

: روح اله زندی فرد
: سعیده خان بابایی
: مهبد شیروانی
: وصال جواهری
: رضا خضرایی
: مهرنوش مشهدی
: متین حبیبیان
: محمد نوحی
: آوا میرشاه ولد
: الهه احدی فرد
: سیامک پیرمحمدی، فرید پیر محمدی، علی نجاتی
: علیرضا محمدی، حمید نادری

تندیس بهترین اجرا
تندیس بهترین کارگردانی
تندیس بهترین بازیگر مرد
تندیس بهترین تیزر
تقدیر متن
تقدیر طراحی لباس
کاندید بازیگری زن
بهترین نمایش برگزیده برای اجرای عمومی
از بیست و دومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی

چاپلین از خواب بیدار می شود و متوجه می شود در زندان است...

گزارش تصویری تیوال از نمایش دریم لند / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» با حضور مدیر کل هنرهای نمایشی «دریم لند» به کار خود پایان داد

» مهمترین ویژگی نمایش دریم لند، دغدغه اعضای گروه برای آفرینش­گری است

» اجراهای ویژه نمایش دریم لند در مرکز تئاتر مولوی

» «دریم لند» در تئاتر مولوی؛ بهترین اثر جشنواره بیست و دوم تئاتر دانشگاهی به صحنه می رود

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
واقعا نمایش خیلی خوبی بود، ایده و خلاقیتش، متن، بازی‌ها، هماهنگی بین بازیگران که واقعا محشر بود. البته مثل خیلی‌ها با حجم رقص‌های آخرش و درک اون قسمت مشکل داشتم ولی در کل بسیار راضی از سالن اومدم بیرون.
علیرضا این را خواند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) و آوا تدین این را دوست دارند
ممنون ✨
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"رویایی حقیقت‌زده"

دریم‌لند، از اتفاقاتِ قابل تعمق و مورد توجه جشنواره‌ی دانشجویی امسال‌ست که توانست به اکران عمومی برسد و بازخورهای مثبتی از سوی مخاطبان دریافت کند.
دریم‌لند کار گروهی دانشجویی‌ست که متنی جذاب و بدون دیالوگ دارد. و موضوع و سبک ویژه‌ای برای به صحنه‌آمدن انتخاب کرده‌است
صبا نجاتی ، نویسنده‌ی دریم‌لند، با استفاده از کاراکترهای سیاسی و کمدی در قالب سینمای صامت، رویایی را به تصویر می‌کشد که سرزمین آرزوهای انسانی‌ست که از خشونت، قدرت، استیلای برده‌وار دین، خسته است و جهانی عادلانه و توام باعشق را می‌خواهد همان جهانی که در فیلم‌های چارلی چاپلین، اسطوره‌ی کمدی سینمای صامت، تلاش می‌کند با لودگی و مهرورزی و نگاه انسانی، برای تماشاگر خود بسازد.
جهانی که در آن، انسانها با عشق و محبت بتوانند در کنار هم با آرامش و سعادت روزگار سپری کنند
اما جهان دریم‌لند ، مرز واقعیت و رویا را درهم می‌ریزد، اگرچه در رویا قادرست زمان را به عقب برگرداند و یا رخدادهای ناگوار را حذف کند اما امتداد آن دیگر درهمان رویا باقی نمی‌ماند
چه بسا این جهان حقیقت تلخ ماست که حتی رویای آدمی را نیز تسخیر کرده و اجازه نمی‌دهد وانمودی از صلح و عدالتی باشد که جامعه‌ی انسانی به آن نیازمندست.

دریم‌لند با المانهای افراطی قدرت و فاشیست، بر جمعیتی که نماینده‌ی توده‌ی مردم‌، مورد تسلیم قدرت وخشونت حاکم از مذهب و سیستم حاکم، هستند، آغاز می‌شود و سیر تاریخی خود را همانند آنچه جهان در طی سال‌ها شاهدش بوده است از پدیده و رشد دیکتاتوری تا حضور قهرمانی که بر علیه جباریت و ظلم حاکم می‌ایستد و وضعیت را تغییر می‌دهد اما خود تبدیل به دیکتاتوری دیگر می‌شود تا سیطره‌ی مذهب یا مشخصا حاکمیت مسحیت، بر افکار عمومی و خرافاتِ معجزه‌هایی که هیچ کدام پایه و اساسی حقیقی ندارد، بلکه مورد تمسخر و بی اعتباری‌ست، آگاهانه به نقطه‌ی پایانی می رسد.
جایی که معجزه خود انسان‌ست و تنها از کسانی برمی‌آید که به جهانی انسانی و عاری از خشونت باوردارند.
دریم‌لند در بخش‌هایی از اجرا با بازی خوب اغلب بازیگران، طراحی لباس و دکور و موسیقی مناسب، قابل قبول‌ست اگرچه شدت پخش موسیقی بقدری ناهنجار و بلندست که آزاردهندگی شدیدی دارد.و لازم ست در این‌باره بازبینی دقیق‌تری صورت می‌گرفت. بااین حال استفاده از همان شیوه‌ی نوشتاری کوتاه وتک جمله‌ای و مختصر هرصحنه همچون سینمای صامت، کدهای لازم را برای درک وقایع به تماشاگر می‌دهد هرچند متن در کلیت و سوژه‌ی مطرح شده‌اش، قابل تعمق‌ست اما در بخش‌هایی به زیاده گویی، ابهام گرایی و مطول‌شدن بیش از اندازه‌ی یک نمایش بدون دیالوگ و صامت نزدیک می‌شود که به ویژه بخش تعامل با تماشاگران و اجازه‌ی دیالوگ‌گویی، حتی اگر به منزله‌ی خروج از قانون و قرارداد نمایش و بنوعی عصیان و شکستِ کلیشه‌ی آن‌ست، اما در مجموع کارکرد چندانی ندارد، بلکه زائد و اضافی به نظر می‌رسد.
متن نقاط قوت بسیاری دارد اما قائل شدن به آن شیوه‌ی قهرمان‌سازی و ناجی‌گری در قالب شخصیتی کمدی که اتفاقا اینبار، بسیار فکورانه و روشنگرانه عمل می‌کند، ضعفی‌ست که کلیت وقایع و روند آن را با تناقض مواجه می‌کند. چارلی چاپلین، دیگر آن کمدین ساده‌دل و لوده نیست که با خرابکاری اوضاع را درست می‌کند، بلکه بیشتر مصلحی اجتماعی‌ و عاشق‌پیشه است.
متن و اجرا در جاهایی نیز، تکرار چندباره‌ای‌ست که تمرکز را برای انطباق صحنه‌هایی که با این فرم شلوغ و باحضور چندین کاراکتر به انضمام حرکات اغراق‌شده جهت جایگزینی کلام و دیالوگ، برهم می‌زند و اجازه نمی‌دهد فحوای هر اتفاق، به درستی و تمامیتِ خود ته‌نشین و گره‌گشایی شود.
دریم‌لند ... دیدن ادامه » اگرچه براحتی می‌توانست در زمانی کوتاه‌تر با متنی کمی فراتر از داستانی رو و مشخص، به اجرایی قوی و کم نظیر تبدل شود اما نمی توان از درخشش همین میزان از کاری گروهی و دانشجویی غافل ماند و نادیده گرفت .

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت
https://www.honarnet.com/?p=5621
از زمان شروع این نمایش منتظر خواندن نقد شما بودم.
ممنون که نوشتین و ما رو بهره مند کردین از نقد و نظرتون.
۱۱ شهریور
سپاس فراوان ✨
۱۶ شهریور
درود آوای عزیز ...
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده‌ای بسیار زیرکانه در استفاده از تمام آن‌چیزی که فرم سینمای چاپلین نام دارد. انتخاب این ایده‌ی فرم جهت اجرای یک تئاتر با استفاده از تمام المان‌های استفاده شده در آن فرم، بسیار بسیار هوشمندانه بود. اما حیف این ایده‌ی درجه یک تا پایان نمایش، در حد همان ایده‌ی فرم اولیه باقی می‌ماند. به عبارت دیگه، ایده‌ی به کار گرفته شده در رابطه با فرم اجرا به مراتب از محتوای اجرا و روایت اثر جلوتر بود و همین موضوع باعث می‌شد زمانی که با فرم اجرایی اثر خو گرفتی رفته رفته خسته بشی و نگاه‌ت به ساعت بیفته.
این در حالیه که به نظر من به راحتی می شد با روایت یک داستان ساده اما جذاب و پرکشش کاری کرد که این کار به جز ایده‌ی اولیه، دارای یک روایت قابل قبول هم باشه و ان‌قدر ساده و راحت از متن و قصه‌ی کار گذر نشه.
به این فکر کردم که خود آثار چاپلین به جز فرم چه محتوایی ... دیدن ادامه » رو ارائه می‌داد؟ محتوایی به غایت ساده اما جذاب و دل‌نشین و گاهی بسیار خنده دار. چاپلین با هنر مثال زدنی باعث می‌شد تا شما بخندید، فکر کنید و باز هم بخندید و متوجه گذر زمان نشید. این تعبیر رو به هیچ وجه به قصد مقایسه مطرح نکردم چون قیاس درستی نیست. فقط از این جهت که به راحتی می‌شد در کنار انتخاب فرم زیرکانه، به محتوا و روایت اثر هم کمی اندیشید. قصه‌ای ساده روایت کرد که مخاطب بارها به آن بخندد و یا حداقل دوست داشته باشد قصه را دنبال کند.
علیرضا، محسن جوانی، شاهین و آوا تدین این را خواندند
علی ابراهیم و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
سپاس از نگاه شما
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی توی زندگی به حدی با لحظه ی حال همراه می شیم که ناخودآگاه از اون لحظه یک اسکرین شات ذهنی می گیریم، انگار اون لحظه برجسته و با ارزش می شه و می خواد برای همیشه یه گوشه خاطراتمون بمونه. برای من این اتفاق گاهی وقتا موقع تماشای تئاتر می افته. این جور وقتا، موقعی که دارم از سالن بیرون می آم بی هیچ دلیل منطقی خاصی می دونم اون نمایش "خیلی خوب" بوده. در دریم لند این اتفاق برای من رخ داد. این از بازخورد احساسیم!
به لحاظ تکنیکی تا اون جایی که من با توجه به تجربه می تونم گواهی بدم: "همه چیز سر جاش بود".
نمایشنامه خیلی جذاب بود و از نمادها واقعاً بسیار هنرمندانه کمک گرفته شده بود. میزانسن سرِ جمع خیلی خوب بود (دیگه تفکیک نمی کنم اجزای میزانسن رو، چون به قدر کافی دوستان نظرات مفصل داده اند). انتخاب موسیقی عالی بود. از جزئیات بازی ها و هماهنگی گروه هم ... دیدن ادامه » خیلی لذت بردم.

در نهایت عمیقاً از هفتاد دقیقه ای که تجربه کردم راضی و سپاسگزارم. این نمایش بهترین انتخاب تئاتریِ من در نیمه اول سال 98 بود.

پ.ن: نمی دونم این نظرم سلیقه ایه یا نه، ولی دوست دارم باز خورد بدم، برای همین در قالب پی نوشت آوردمش.
من با اون لحظاتی که ارتباط مستقیم کلامی با تماشاچی ها برقرار شد به شدت مشکل داشتم. برای دقایقی کلی از لذتم کاسته شد و به نظرم کاملاً غیر ضروری بود. به نظرم برقراری ارتباط صامت نوبت اول با تماشاگران (در قالب پانتومیم) کافی بود.
سلام به نظر منم همون بار اول کافی بود.
۰۹ شهریور
ممنون از شما ✨
۱۶ شهریور
آوا تدین عزیز خسته نباشید واقعاً! ممنون از شما...
۲ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم امشب نمایشی دیدم که علی رغم خنده ای به وسعت صورتم همانقدر نیز غم رو توی وجودم فوران داد و انتظاری که از یک نمایش داشتم رو به صورت کامل برای من برآورد کرد. نمایشی با اجرای فوق العاده و کارگردانی عالی البته با کمی اضافات اجرا به نظر من مثل طولانی شدن رقص که میشه اون رو هم فاکتور گرفت . با بازگیران جوان و فوق العاده پر انرژی با صحنه ای فوق العاده و از همه مهمتر موزیک که یک کار صامت بدون موزیک فوق العاده هیچوقت تبدیل به یه شاهکار نمیشه و این نمایش تونست حداقل در موزیک فوق العاده عمل کنه
سپاس از زحمات گروه که لذتی وصف نشدنی حداقل به بنده دادن
سپاس از شما ✨
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه باید پیشرو بودن رو در کارهای دانشجویی دید همونطور که در نمایش پوبلیکومس دیدم.حذف کلام در نمایش،ادای دین به سینمای صامت و پانتومیم،برداشتن دیوار چهارم(اون هم با زیبایی هرچه تمامتر)،شوخی با خود وداستان،روایت تودرتو،طعنه به سازوکاردین و پلیس،درک خوب از سینمای صامت و سلطان کمدی یعنی چاپلین،سرخوشی زایدالوصف بازیگران از ذات تاتر تا دیده شدن(ارجحیت زندگی در روی صحنه تا دیده شدن توسط تماشاگر)، همگی از این تاتر یک اجرای خاص و زیبا ساخته بود.بخصوص که بنده طرفدار ژانر موزیکال بخصوص کمدی-موزیکال هم هستم که دلایلشو در تاتر اشکهاولبخندها نوشتم.بازی بازیگرنقش چاپلین و پلیس خیلی درخشان بود و برخلاف نظر یکی از دوستان که رقص و موسیقی آخر رو نپسندیده بود اما بنظر بنده یکی از قسمتهای عالی نمایش بود و شاید ذات این نوع نمایشها استفاده از هربهانه ی کوچکی ... دیدن ادامه » برای موسیقی و رقص باشه و بنظرم این رقص آخر و مردن و خواب پی در پی ودر اخر نمایش دقیقن معنای واقعی زندگی ومردن روی صحنه باشه یعنی والاترین آرزوی هر بازیگر تاتری.ایراداتی هم دیدم که حیفم میاد بعد اینهمه سرخوشی ناشی از دیدن این اثر بیان کنم.میخام فعلن حالشو ببرم.خسه نباشید بچه ها!
متشکر ✨
۰۹ شهریور
آوایِ عزیز ایران. بررسی کردم فهمیدم شما از نخبگان آزمون هنر بودین و هستین. به شما افتخار میکنم و خشحال شدم که کاری باحضورشما دیدم. خاهش میکنم همینطور درصحنه ی امروز ایران غمگین ما باشین که ایران و همه ی ما به بودن شماها(خصوصا" زنان بااراده و باهوش و ... دیدن ادامه » وسیع)نیاز داریم.برای تموم زنان کشورم با اینهمه مشکلات بزرگ و کوچیک آرزوی موفقیت وبالیدن و رشد دارم.کاش و ای کاش ایران و جهان توسط زنان اداره میشد تا اینهمه غصه و جنگ و فقر نبود و مطمئنم در اون صورت جهان خیلی بهتر از حالای مامیشد.بازم از شما وگروه خوبتون بسیارسپاسگزارم
۰۹ شهریور
ممنونم از شما :-)
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای جالبی بود. اینکه با رویا همراه بشیمْ جذاب بود اما ایراداتی هم از نظر من داشت.
اول اینکه با گذشت حدود 15-20 دقیقه هنوز تماشاگر متوجه نشده چه اتفاقی افتاده...
دوم بازی درخشان آوا تدین که به نظر من ایراده. چون انقدر درخشان بود که ناخودآگاه توجه مارو از بقیه بازیگرا میگرفت. کاش بقیه بازیگرا هم در سطح آوا درخشان بودند...
سوم هم اینکه کاش تا‌ آخر؛ نمایش صامت میموند. تعامل با تماشاگر و بیرون آوردنش از نمایش اونم با ایجاد صوت و برقراری ارتباط کلامی به نظرم اشتباه ترین کار ممکن بود...
مطلب بعدی هم صدای سالن که لحظات آخر واقعا گوش رو اذیت میکرد...
اما داستان همیشگی تماشاگران عام (!!!)! تورو خدا بچه راه ندین توی سالن. کمدی لاله زاری که نیست سر هر صحنه بچه بخنده یا تماشاگر محترم دیگه که تلفنشو با صدای بلند جواب میده!!! تا میومدیم غرق اجرا بشیم یا بچه میخندید ... دیدن ادامه » یا صدای تلفن...
سلام خدمت حضرتعالی
مینی مالیستی و دقیق
البته من نمی دانم آوا تدین کدامشان بود..
۰۶ شهریور
سپاس خانم بیگی..
بازی ایشان را دوست داشتم..
۰۷ شهریور
تعامل با تماشاگر و بیرون آوردنش از نمایش اونم با ایجاد صوت و برقراری ارتباط کلامی به نظرم اشتباه ترین کار ممکن بود...
به شدت با شما موافقم
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک کلام .. بینظیر!
دمتان گرم و راهتان پر رهرو باد! به همون عیسی مسیحتون قسم :))
برای بار دوم هم دیدم نمایش بینظریتون رو امشب و باز هم برام تازگی داشت :)
ممنون از شما ✨
۰۶ شهریور
همگی خوش درخشیدید
موفق باشید
۰۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شانس آوردم یکی از آشناها بلیت امشبو داشت و نتونست بره و ازش خریدم و این جوری تقریبا تو دقیقه ی نود قسمت شد دریم لندو ببینم. واقعا حیف بود از دستم بره.
دریم لند، یه نمایش شیرین و خاص. کار این سبکی ندیده بودم و احتمالا تا مدتی نخواهم دید.
دنیای نمایش خوب ساخته و پرداخته شده طوری که از زندگی روزمره بیرونتون می کشه و می بره تو خودش. گریم، طراحی لباس، نورپردازی و چیدمان کارو دوست داشتم که شاد بود و به سبک فیلم های صامت ساخته شده بود؛ به خصوص تو این روزا که استفاده از لباس تیره ی تمرین تو تئاترا مد شده و خیلی مورد علاقه ی من نیست. شخصیت ها و حرکات و شکل ارتباط برقرار کردنشون با مخاطب دوست داشتنی بود. جا داره از موسیقی خوب کار هم یاد کنم.
بازیها عالی، کارگردانی عالی.
فقط رقص آخر کار لازم نبود به نظر من و خوب بود نمایش با خوابیدن چارلی تموم شه.
به هر حال کلی ... دیدن ادامه » لذت بردم. آفرین به این خلاقیت. واقعا خسته نباشید!
سپاس فراوان ✨
۰۶ شهریور
نان نصیر ملکی جو اجرایی پخته تر بود حدود دو ماه پیش..
ولی بدن آماده (به خصوص خانم ها) و هماهنگی در اجرا شبیه (( شوی پاپی جنیفر لوپز))
و انسجام در روایت نقطه قوت این کار نسبت به اثر ملکی جو بود
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از کارگردان این کار قبلا کار دیگه ای ندیده بودم اما دریم لند رو دیدم . مشخص بود که بسیار برای کار زحمت کشیده شده .. کارگردانی ظریف و بازی ها دقیق بود ؛ دقیق از اون جهت که کاملا حس میکردی بیننده ی یک فیلم قدیمی صامت هستی . اما راستش برای من اجرای دلچسبی نبود . بنظرم متن ایده ای خیلی خیلی دم دستی داشت و حتی در پرداخت هم نویسنده هیچ کار ویژه ای نکرده بود .ضعف نمایشنامه غیر قابل انکار بود و اجرا از یک جایی به بعد تایمش زیاد و خسته کننده شد. اما باز هم خسته نباشید به جوان های با استعداد این گروه . امتیاز من به اجرا 6 از 10
ممنون که دیدین ✨
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دریم‌لند یه کار بسیار خلاقانه است. ایده و صحنه‌ی آغازینش شگفت‌زده‌م کرد. اما کار زیادی طولانیه و راحت می‌تونه تا نیم‌ساعت کم شه.
ممنون که دیدین ✨
۰۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
در مورد این نمایش خب می تونم بگم نقد خاصی ندارم...
چند تاجمله نقد می نویسم... بقیه اش را به دوستان دست اندرکار
به خصوص نویسنده و کارگردان توصیه هایی می کنم..
1. مدت نمایش یک حدود 15 الی 20 دقیقه زیاد است...
2. از اواخر پرده دوم خستگی شدیدی تا تقریباً اواخر پرده سوم بوجود می آید..، دلیل: تماشاچی حدود 15 دقیقه زمان گذشته و چیزی سر درنیاورده است..، من بطور شامسی بهترین جای سالن ردیف آخر وسط نشستم...
3. 10 دقیقه انتهایی کمی زیاد بود باید کمتر بشود...
4. در هنگام فوکوس روی یک قسمت نمایش، بقیه نیز مشغول بازی بودند.. برای از دست ندادن قسمتی همه اش
باید رویت را می چرخاندی... واین باعث خستگی ذهنی به خصوص برای کسانی که وسط نبودند آزاردهندگی بیشتری داشت..
.........................................................................................................................
نقد..
اول اینکه شگفت زده شدم از اینکه شخصی به این شباهت به مرحوم مغفور چاپلین حتی با گریم پیدا بشود...
به جز خندیدن ها و راه رفتن های خاصش تا 80% شبیه چاپلین بود...
شگفت زده شدم به خاطر هماهنگی حدود 90% انتهای نمایش ... توی چندسال اخیر ندیده بودم..
بازی ها: خانم ها سه تایشان ، آقایان غیر از مو بلند (کشیش را نمی گم) در بدن خوب ظاهر شدند
می ... دیدن ادامه » توانم بگویم عالی ظاهر شدند...
سعی شده بود طراحی گریم و طراحی لباس منطبق باشد و عالی بود درخدمت نمایش...
کار یکدست و منسجم بود.. جای تبریک دارد.. ولی ایرادات نمایشنامه ای از جمله رعایت نکردن
اینکه کی شروع به گره گشایی صورت بگیرد... ایده همچنان خام هست و با یک زمان طولانی
برای یک کار بی صدا بهانه ای برای نپروراندن ایده وجود نداره... ضعف در نمایشنامه ...
از این حیث نان ملکی جو خیلی بالاتر هست...
....................................................................................................................................
فصل درخشان: یک کار یکدست و منسجم در بازی، بدن، شخصیت پردازی و مهم تر از همه تقلید درست..
تاکید می کنم تقلید درست... کپی کاری لزوماً بد نیست حتی با تمامی یالمانهایش...
اینکه نویسنده و کارگردان این اثر، ( به خاطر حضور چاپلین) از دو شخصیت که در اکثر
کارهای چاپلین حضور دارند ( با گریم و لباس و حتی حرکات شبیه ) استفاده می کند نشانه هوشمندی
این دو عزیز است... و نکته فراموش نشدنی و قابل تقدیر کارتان بازی های تمرین شده و تعداد
جلسات کافی تمرین است...
فصل بد: خستگی از طولانی بودن و اینکه دموکراتیک وار در یک لحظه به هرجای صحنه می نگری
ACT می بینی !!!!
................................................................................................................................
من شخصاً کارهای پرفورمنس، صامت و پانتومیم را بسیار دوست دارم... و چندوقت یکبار کارهای چاپلین را
می بینم و بعد از این همه سال همچنان لذت می برم از این نابغه بازیگری...
برای همین نمی توانم احساس شعف را از دیدن این نمایش پنهان کنم اما ایراداتی که گفتم تا 50% از لذت
این شعف کم کرد و نمره متوسط 15 را به کارتان می دهم...
باورکنید اگر نزدیک درب ورودی بودم اواسط پرده سوم می رفتم.. تازه من یک تماشاچی حرفه ای هستم
ماهی حداقل 4 تا کار تئاتر می بینم و نقد می نویسم...
ولی همان خستگی که گفتم و صدای بلند و گوش خراش موسیقی سردردی عجیب و پشیمانی برای آمدنم
ایجاد کرد...
پس توصیه های زیر را برای موفقیت درگیشه ( در کار تئاتر موفق هستید) جدی بگیرید..
اول: شما برای دوستان دانشگاهی هم سن و سال نمایشی، هنری، سینمایی تان کار نمی سازید.
در بین تماشاچیان یک طیف 16 تا 45 ساله نمایشی و غیر نمایشی و..هست پس سعی کنید معرفی شخصیت ها،
فراز و فرودهانقطه عطف ها، گره گشایی ها .. فواصل بین پرده هاف ریتم و.... وارد یک روند خسته کننده نشود...
کار شما و فرشته تاریخ به خاطر همین دلیل افت و تنزل پیدا کرد.. در صورتی که نقاط قوتش را بیان کردم..
دوم: طراحی صحنه جذاب و در کارهای شبیه این آکسسوار باید گروتسک نمایش داده شود، این به بامزگی
کار می افزاید و خستگی معمول بعضی از پرده ها را می کاهد و موجب خندیدن تماشاچی می شود.. این در بازی های
امروز در چندجا خیلی خوب اجرا شد.. (صحنه معجزات مسیح و گریه خانمی بر بالین شوهرش)
سوم: وقتی فوکوس روی بایگر اصلی یا موضوع اصلی است دیگر بازیگران عین کارتون موش و گربه یا صامت
شوند یا به این شدت ACT نداشته باشند یا مثل کار شما داستان فرعی برای اجرا داشته باشند...
ذهن تماشاچی برای از دست ندادن این لحظات به چشمانش فرمان می دهد به چندجا نگاه کند و خسته می شود..
چهارم: اقشار متفاوتی می آیند تئاتر... همه تئاتری نیستند. تاکید می کنم... حضور مرد چاق و گفتن جملات امشب
را خیلی مناسب نمی دانم... اون هم خانم ها... زود به شان بر می خورد... رعایت کنید بهتر است...
پنجم : هر تماشاچی حق دارد بداند چه بازیگری ایفاگر کدام نقش هست... من چون اسامی را نمی دانستم از اسامی مثل مرد چاق و... استفاده کردم... معمولاً اگر تماشاچی اسم بازیگری را بداند .. و از کارش خوش بیاید در کارهای دیگر
اسم آن بازیگر ترغیب کننده آن نمایش هست... حتی برای آدمی مثل من... مسیر ورودتان به دنیای شیرین سلبریتی ..
............................................................................................................................................
به هرحال خوشحالم نمایش تان را دیدم.. و خوشحال ترم که نیامدم بیرون...
امیدوارم اصلاحات متناسب را انجام بدهید، ایرادهایتان را برطرف کنید و این کار را در سالن های حرفه ای کار ببرید..
می دانم قطعاً با این استقبال، آنجا هم موفق خواهید بود...
جمله همیشگی من :
شما عزیزان دست اندرکار این نمایش و یا دوستان دیگر... منتظر نظریات رک و صریح و بی پرده با ادبیات تند و کوبنده روی
این نوشته هستم... // از ایرادات ویرایشی و املایی احتمالی پیشاپیش عذر خواهی می کنم... ///
با تقدیم احترام
محمد حسن موسوی کیانی






سپاس از نقد شما ✨
۰۵ شهریور
خانم تدین
با سلام...
ای کاش تئاترتان هم مثل نظرتان بروی نوشته ام مینی مالیستی بود!!!
شما و دیگر بازیگران روی عکس ها معرفی بفرمایید..
چون شخصیت ها نام نداشتند...
سپاس
۰۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دریم‌ لند، نمایشی که بعد از تماشای آن هیچ احساس مشخصی نداشتم و این تنها چیزی است که از آن مطمئن هستم. حتی مطمئن نیستم که چه دیده‌ام؟ ساختارشکنی هم ساختار می‌خواهد، اما این نمایش ساختارهای خودش را هم جدی نمی‌گرفت. یک نمایش صامت به شکل فیلم‌های صامت کلاسیک کمدی، که در آن صدای دست‌زدن‌ها، پاها، کشیدن صندلی‌ها و... شنیده می‌شد؛ اما واقعا چرا؟ با حذف کلمه از نمایش چه چیزی به آن افزوده شد؟ یک نمایش صامت که بی‌جهت در یک سوم پایانی دیوار چهارم را شکست و مخاطب را به مترجم بدل کرد. چه شد که کاراکترها ناگهان دیگر صدای هم را نشنیدند و به مترجم احتیاج پیدا کردند؟ آیا این به معنی تئاتر تعاملی است؟ قطعا نه.
خانم شعبانی گرامی
با سلام و عرض ادب (عرایض بنده صرفاً یک برداشت مخاطب از نمایش دریم لند بوده است)
این نمایش پرده به پرده ای که اجرا شد، مفهوم داشت و در عین حال ساده و ابتدایی داستان خودش را به جلو میبره. در یک دنیای وسیع از گذشته تا آینده و حتی فراتر از ... دیدن ادامه » جهان خود شاید در یک دنیای موازی و متافیزیکی روایت میشه با چاشنی سینمای کلاسیک و صامت با عناصر مدرن از واقعیت تا سورئال ، از کمدی تا درام، بعضی وقتها روانشناسانه و زمانی فیلسوفانه ، غم انگیز همچون تراژدی، ناامید کننده مثل سیاست.
برای یک جمله که من در رویای خود آزادم این نمایش یک سنگ تمام واقعی بود.
اتفاقا بعد از دیدن این نمایش با خودم فکر می کردم اگر با این اثر ارتباط برقرار نمی کردم بازم از اینکه به دیدن این نمایش آمدم خیلی خوشحال شدم. به معنای واقعی یک هنر نمایشی شاهد بودم و لذت بردم. در مورد بازی کاراکتر ها و گریم، نورپردازی، میزانسن و غیره هم اصلا صحبت نکنم ...
از نظر بنده هیچ کدوم از ایراداتی که میفرمایید لزوماً یک ایراد نیست برعکس می تواند به عنوان یک اصل باشند. به یاد نمیارم جایی کارکترها صدای همو نمی شنیدند ! منظورتون جایی بود که می خاستند منظورشونو به تماشاگر انتقال بدهند ؟

۰۴ شهریور
بخش جابه‌جا کردن اسلحه که با درخواست مخاطب اتفاق افتاد.
۰۴ شهریور
نمیتونم مطمئن بگم یادم هست یا نه ولی بنظر پرده ای بود که منو به یاد مفهوم تقدیر انداخت. اما در اینجا اینکه صدای همو می شنیدند یا نه مطئمن نیستم. بنظرم بیشتر اجتناب ناپذیر بودن کشته شدن کاراکتر معشوق چاپلین مطرح بود . و همین برداشتو انداختم تو توشه راه و ... دیدن ادامه » به پرده بعد نقل مکان دادم.
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در روزهایی که حضور سلبریتی ها در برخی اجراها باعث دور شدن مخاطبهای تئاتر شده است، دریــــم لند و کارهایی از این قبیل به شدت گرمی بخش سالنهای تئاتر هستند

به شدت این کار و دوس داشتم
بازی ها به قدری خوب و عالی بود که نمی شد همه رو دید
70 دقیقه میخکوب صندلی بودم
تلاش کردم بازی همه رو ببینم ولی باز هم نشـــد
یک بار دیدن این کار کمــــه

بیش از موضوع از کارگردانیو گروه بازیگران خوشم اومد و راضی بودم. راستش با اینکه سوژه بطور کل دلنشینه اما مفهومی که داره دنبال میکنه دم دستی ترین چیز از مصادیق توتالیتری و قدرت مداریه. با این همه بخاطر اجرای خوب قابل قبول شده. خسته نباشید.
سپاس
۰۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش صامت جذاب که روی تکتک عناصر آنکار شده و دوست داری دنبال کنی ببینی باقی داستان چه میشود بسیار غافلگیر شدم واقعا نمایش ارزشمدی بود که با الگو برداری از فیلمهای چارلی چاپلین اجرا میشد. روایت درست بود مشخص بود بسیار تمرین شده است و حتی انعطاف بدنی بازیگر چاق نیز مرا غافلگیر کرد ایننمایش را نباید از دست داد.
ممنون :)
۰۲ شهریور
مرسی که بری شعور تماشاچی و خودتون ارزش قائلید
۰۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوشنبه شب یه نمایش معروف و با تبلیغات زیاد را در سالن ملک را دیدم و چهارشنبه شب در سالن مولوی دریم لند را.
هر چه آن بازیگر معروف شده در سینما بی دلیل و افتضاح بود و اضافه وزنش هم توی ذوق میزد، این بازیگران کاملا هنرمند و فوق العاده واقعی بودند.
سالن مولوی همیشه مخاطبش را غافلگیر میکند. اجراهایی که واقعا ارزشمند هستن و هنر را به وضوح میشود در آنها مشاهده کرد. کاملا برعکس بسیاری از سالن های تازه تاسیس و شلوغ که پاتوق سینمایی هایی معروف شده و بر خلاف نمایش های متوسطِ پُر های و هو با بلیت های گران.
خوشحالم که این نمایش بی کیفیتی نمایش های قبلی که دیده بودم را شست و بُرد و حس خوبی را در من ایجاد کرد :)

البته دوتا نکته وجود داشت که کمی آزار دهنده بود:
اول، صندلی ها خیلی سر و صدا و جیر جیر میکنند و جای پای مناسبی ندارند. و دوم صدای سالن؛ که به جرات میشود گفت ... دیدن ادامه » درخور این نمایش نبود بود.

برای یک نمایش صامت (بدون دیالوگ) و تا حدودی موزیکال اتفاقا صدا و موسیقی مهمترین فاکتور است چرا که مخاطب در این حالت فقط به موسیقی گوش میدهد. و اگر صدای سالن بی کیفیت باشد، حتما آزار دهنده خواهد بود.

### یک تذکر و توصیه فنی ###
برخی لحظه ها feedback های زیادی در صدا به گوش میرسید و تقریبا در همه لحظات صدا distortion داشت. همچنین source مورد نظر هم به نظر میرسید کیفیت صوتی پایینی دارد. حتی برای لحظه ای قطع و وصل و نویزهای دیگری هم در صدا به گوش رسید.
ممنون از نگاه شما ✨
۳۱ مرداد
سلام، به دلیل عدم وجود دید کافی به صحنه نمی‌شد که در اتاق فرمان باشه
۰۳ شهریور
دوست عزیز
بلندی صدا به دلیل اینکه باند های سالن پشت سر مخاطب هاست متاسفانه همواره وجود داره
و به دلیل دید محدود اتاق فرمان من مجبور بودم داخل سالن بشینم
در مورد دستگاهی که میفرمایید باید بگم که این یک ساز(instrument) موسیقی الکترونیک و یک ابزار پخش و کنترل ... دیدن ادامه » صدا هستش که در خیلی تئاتر ها که موسیقی و صدای زیاد داره استفاده میشه و مکان مشخصی برای استفاده از این ابزار تعریف نشده
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشى بى سر و ته، اما بازى هاى خوب که چشم نوازن، کارگردانى درست اما بازهم باید اشاره کنم بى سروته، و من تماشاگر وقتى از سالن میام بیرون مدام به این فکر میکنم که چى دیدم؟ چى فهمیدم؟ آیا واقعا حتما باید چیزى گفت؟ اجرایى اتفاقا سعى کنه حرف مهمى بزنه بدتر باعث نمیشه که حرفش گنگ تر و ابتر بشه؟ و اون ساختار شکنى و ارتباط با مخاطب چرا؟ واقعا چرا؟؟؟؟
نمایشنامه و موضوع آن و ارجاعات سیاسی اش بسیار بکر و خلاقانه بود، اجرای تعدادی از بازیگران بسیار خوب و تعدادی نیز متوسط به نظر می‌رسید، با اینحال تصور می‌کنم نقطه ضعف اجرا در ناهماهنگی حرکات با موزیک(زبان بدن و رقص) باشد که در صورت رفع آن می‌تواند به یک اجرای ناب بدل گردد. از مجموعه عوامل این نمایش کمال تشکر را دارم
رواتی جدید و نو از کلیشه ی قدرت و تقدس سازی در جوامع که با انتخاب رنگها حال و هوای فیلم سیاه و سفید رو القا میکند . توصیه میشود دیدنش