تیوال نمایش تولد بازی
S2 : 15:03:40
  از دی ۱۳۹۸
  ۲۱:۴۵
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: کیمیا کاظمی
: اروین گالستیان، سایه قاسمی، فرهاد رشیدی، الهه فرازمند
: فرهاد رشیدی

: شرکت توسعه‌گران بعد سوم
: کسری کبیری، معصومه مسعودی
: زهرا آقاپور
: حمیدرضا جدیدی

: امید اکبری
: نازنین عظیمی
: پژمان فرهادی
: سهیل نوری، شاهین رشیدی
: مصطفی قاهری
در خانوادهای نقش‌ها جابه جا شده است، پدر خبری میدهد که همه را غافلگیر میکند...


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
جزئیات کارو خیلییی دوست داشتم مثلا اونجایی که صحنه آخر دور میز موقع غذا خوردن پدر همه ی بچه ها رو با علاقه نگاه میکرد ولی مادر فقط دخترارو نگاه میکرد.
آواز خوندنه هم که عالی بود.
حیف که شب آخر دیدم فرصت نشد به کسی معرفی کنم ایشاللا دوباره برین اجرا ولی یه سالن بهتر :)
خداروشکر که دوست داشتین ممنونم که مارو تماشا کردین
۱۲ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و خسته نباشید به کارگردان و بازیگران جوان نمایش تولد بازی. نمایشتون بسیار صمیمی، ساده و دلنشین بود و چون نمایشی بی واسطه و خودمونی از جریان زندگی بود خیلی خوب با مخاطب ارتباط برقرار میکرد. سه بار به تماشای نمایشتون اومدم و هربار لذت بردم. راستی چهار بازیگر اصلی خیلی باورپذیر و مسلط بازی کردن. امیدوارم بزودی کار جدید ازتون داشته باشیم.
پویا فلاح و الهه فرازمند این را خواندند
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را دوست دارند
خداروشکر که دوست داشتین خیلی ممنونم ازتون
۱۲ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(( تولدبازی؛ نمایش کورجنسیتی یا مدافع نابرابری؟ ))
در تولد بازی نقش های جنسیتی کلیشه ای یک خانواده هسته ای جا به جا می شود.
نمایش البته طنز پاکیزه ای دارد و فاقد لودگی و تمهیدات سخیفانه برای خنده گرفتن و جلب رضایت حداکثری از تماشاگرانش است. اما درون مایه و محتوی کم مایه ای دارد و نسبت به مساله نابرابری و تبعیض مبتنی بر جنسیت، فاقد موضع گیری و نگاه انتقادی است. به عبارت دیگر، تولدبازی، تئاتری محافظه کار و در راستای حفظ نظم موجود مردسالاری است و به تبعیض و زورگویی جنسیتی و علل ریشه ای آن که باعث رنج و محنت انسان ها در اجتماع است، توجهی ندارد وبا جابه جایی نقش های عمدتا جنسیت زده و کلیشه ای منتسب به هر دو جنس سعی در پاک کردن صورت مساله تبعات سلطه مردمحوری بر کانون خانواده و اجتماع دارد. این نمایش نسبت به نقش ها و کلیشه های جنسیتی بعضا تحمیلی سکوت ... دیدن ادامه » می کند. با انتخاب نمونه هایی از کلیشه های رفتاری و جنسیتی منتسب به دو جنس در خانواده و اجتماع و معکوس کردن آنها، در وهله اول این کلیشه ها را پیشاپیش طبیعی و به روال عادی و نقدناپذیر فرض می کند و سپس با معکوس کردن این کلیشه ها(نقش ها - رفتارها) جنسیتی طوری نتیجه گیری می کند که با تغییر این نقش ها آدم ها باز خوشحال نیستند و وضعیتی چه بسا وخیم تروغمبارتری هم نسبت به وضعیت غیر معکوس خواهند داشت.
نگاه به جنسیت و نقش های جنسیتی ثابت و ازلی ناشی از انگاره های درونی شده مردسالارانه است که همواره می کوشد اینطور القا کند که نگاه برابری خواه و نیت جنبش زنان، تسخیر جایگاه مردانه در اجتماع و پس راندن و حذف آنان از عرصه است. بنابراین با این توجیه پارانوییکی ناشی از ترس و سوء برداشت در تفکر مردسالار، هر نوع عمل، فعالیت و اندیشه برابری خواه وضد نظم نرینه مدار موجود، مورد طرد، تحقیر، تکفیر و انکارقرار می گیرد. این اتفاق از سوی بخش ها و اقشار مختلف منتفع از این سیستم سلطه اعم از مردان یا حتی زنان صورت می پذیرد. نگاه مردسالارانه، انواع نابرابری های جنسیتی تاریخی، اجتماعی، حقوقی و حتی زبانی را نمی بیند و در صدد توجیه و سرپوش گذاشتن بر این بی عدالتی های ریشه دار است.
اینطور به نظر می رسد که در تولدبازی، البته به شکل ساده انگارانه و بی پیرایه تری با این سوتفاهم و وهم مردسالارانه مواجه هستیم. تولدبازی طوری طراحی ( نوشته) شده که نگاه غالب حافظ نظم موجود را به زبان مطایبه تکرار می کند بی آنکه بخواهد در آن خلل و خدشه ای وارد نماید. پیام نهایی نمایش را شاید اینطور باید خلاصه کرد: " ای زنان و مردان، نقش هایی بر دوش شما گذاشته شده که تنها مختص به شما است آنها رو خوب ایفا کنید اگر بخواهید در کارهای یکدیگر دخالت کنید و جای یکدیگر را بگیرید یا به جای هم بنشینید، حتی زندگی دردمندتر و ناامیدوانه تری پیش رو خواهید داشت!! "
مردسالاری، در صدد تعریف واحد و مشخصی از مردانگی و زنانگی است و به تنوع آن اعتقادی ندارد. نقش هایی را منحصر به یک جنس می انگارد که جنس دیگر نباید در آن وارد شود چون به زعم آن طبیعت اینگونه مقدر کرده است. نقد و حرکت بر علیه مردسالاری و دفاع از برابری از سوی تفکر نرینه مدار ناشی از زیاده خواهی و قدرت طلبی زنان و برابری طلبان انگاشته می شود. نظم موجود مردسالارانه در تلاش است طرح و برجسته سازی موضوع جنسیت را به مثابه عاملی تبعیض زا کم رنگ جلوه دهد. بی معنا کردن تبعیض مبتنی بر جنسیت از طریق کاربرد کلیشه های معکوس، به طور خیلی ساده و البته شیرین در نمایش تولدبازی، محقق شده است.
چندی قبل در فضای مجازی پویش معکوس کردن کلیشه های جنسیتی به منظور آگاهی بخشی و در واقع مواجه کردن برخی از مردان در مقابل رفتارسلطه گرانه و ادبیات زن ستیزانه و نابرابرشان انجام شد. هدف آن حرکت در فضای مجازی فارغ از نتایج آن، شکستن نظم موجود دست کم در حد رتوریک و در مقابله با تجاوزگری،آزار جنسی و متلک و سایر توحشهای نرینه مدارانه در قالب حق مالکیت بدن دیگری و تعصب و... بود. این اتفاق ممکن است جرقه الهام بخشی برای تولدبازی بوده اما از محتوی و هدف آن تهی شده است و یک نگاه خنثی و بی اثر در نمایش جاری است.
( بی اثر شدن یک موقعیت درخشان )
تولدبازی ،این پتانسیل را داشت که نمایش پیشرو و درخشان در تقابل با نظم مردسالاری موجود باشد و نقدی برنده ای باشد بر انگاره های تبعیض زای نقش های جنسیتی تثبیت شده و نادیده انگاشتن تنوع مردانگی ها و زنانگی ها اما دریغ.
یکی از دریغ های بزرگ تولدبازی، بی اثر شدن جسارت و شجاعت تباه شده نقش پدر باردار است. موقعیت درخشان و منحصربه فرد و بی نظیری در تئاتر امروز که در استراتژی کم توان نمایش، بی هدف و بی اثر معلق ماند. بدیهی است جبر فیزیولوژی به مردان اجازه بارداری نمی دهد اما حس مادری و میل به فرزندآوری مختص به جنس بیولوژیکی نیست. چه بسا بسیاری از زنان به میل و انتخاب خود حاضر به بارداری نیستند و اساسا اسطوره غریزه مادری را نفی می کنند و میلی به مادر شدن ندارند و برعکس برخی از مردان زندگی را با بچه معنا می کنند. مردانی با غریزه مادری هم وجود دارند. مردانی با میل بی اختیاربه پرورش نوزاد و عشق ورزی به او.. و هیچ کدام از این مردان و زنان هم از بیولوژی انسانی خود ناراضی نیستند.ای بسا آرزوهای برخی مردان توانایی بارداری و پرورش بچه ای در بطن خود باشد...میل به مادری علی رغم مقدورات بیولوژی ، جنسیت پذیر نیست.
به جسارت اروین گالستیان، در پذیرش نقش پدر باردارخانواده و بازی خوبش دستمریزاد می گویم. یکی از نقاط مثبت نمایش بازی او و در کنارش بازی های پذیرفتی دختر خانواده و مابقی است.
تئاتر، هنر پیشرو و مترقی است. امید که نیروهای فکری تئاتر همواره جلوتر از اجتماعشان پیش بروند و بیاندیشند که اگر عقب تر از آن بایستند اجتماع نیز در حفره تحجر و فقدان گشودگی فکری و پیشرفت و آزادگی فروبلعیده خواهد شد.



ابرشیر عزیزم، حقیقتش از نظر من یه بدبینی مفرط جنسیت‌زده‌ای در این نوشتار و پاره‌ای دیگر از نوشته‌های شما که به موضوع زنان و مردان می‌پردازه وجود داره که ساده‌ترین چیزها رو به بدترین شکل ممکنش تشریح میکنه!! نمی‌دونم آیا این اسمش فمینیسم هست یا دفاع ... دیدن ادامه » از حقوق زنان یا چیز دیگه ولی من هر دفعه این نوشته‌ها رو می‌خونم حس می‌کنم این رادیکالیزم موجود در اونها که بدیهیات رو نادیده می‌گیره شاید چندان به نفع زنان هم نباشه!!!
۱۰ بهمن
خیلی ممنونم ازتون بخاطر نگاه تیزبینتون ولی کار ما به رفتارهای کلیشه ای هر دو جنس انتقاد داشت.
۱۱ بهمن
ممنون از شما و بازی های خوبتون ... ولی متاسفانه من این نقد رو ندیدم... امید به دیدن کارهای بیشتر و بهتر از شما
۱۱ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش با تاخیر زیادی شروع شد...و به شکل عجیبی کوتاه بود طوری که اگر چند نفر از تماشاچی ها (که احتمال میدم بار اولی نبود که نمایش رو میدیدند) شروع به تشویق نمی کرد کسی متوجه پایان کار نمی شد. نقد دیگه ای هم که به نظر من به کار وارد بود این بود که خیلی از جاها حالت نوک زبانی و لکنت پسر خانواده حالت تمسخر رو القا می کرد. من با توجه به نظر دوستان تیوالی برای تماشای کار رفتم...که متاسفانه برای خودم و همراهم رضایت بخش نبود. نکته مثبت کار هم برای من ترانه خوانی ها بود.
ممنونم از اینکه اومدین کار رو دیدین، بابت تاخیر هم عذر میخوام ولی واقعا تقصیر ما نیست شبهایی که گروه اجرایی قبل ما سالن رو دیر تحویل میدن ماهم بالطبع یخاطر آماده سازی صحنه دیر شروع میکنیم
۰۵ بهمن
فک میکنم حدود 50 دقیقه هست.
۰۷ بهمن
خیلی ممنون
۰۷ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشتون عالی بود خدا قوت....

توی این نمایش مردان حامله میشن و دخترا میرن سربازی! اولی رو نظام آفرینش بر ما جبر کرده و دومی رو نظام سیاسی!
اما وقتی ما انتخاب میکنیم توی ایران نمایش بلیط بفروشیم اما از تماشاگران میخوایم توی تیوال نظراتشونو برامون بنویسن و تعریف کنن یعنی خودمون میدونیم
در نظام انتخاب هامون دچار پارادوکس هستیم.

مهدی عزیزم واقعیت اینه که پیدا کردن سالن برای گروه‌های نمایشی جوان خیلی خیلی سخته، ساعتی که این نمایش به صحنه میره گواه این موضوع هست. من مطمئنم این رفقای نازنینمون هم مثل ما دلشون می‌خواست تو سالنی اجرا برن که مجبورشون نکنه سایت فروش بلیت رو خودش انتخاب ... دیدن ادامه » کنه! ولی به هر حال جبر جغرافیایی یا آفرینشی دامن‌گیر هممون هست :((
۰۴ بهمن
مهدی جان هر گروهی زورش برسه بلیت‌فروشیش رو میاره روی تیوال، قتل در موقعیت ... هم اولش ایران نمایش بود.
۰۴ بهمن
ممنون جناب سلطانی،خوشحالیم که نمایش رو دوست داشتین
۰۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی عبدالهی:


«تولدِ یک خلاق‌بازی»

“یکدیگر را می‌آزاریم بی‌آنکه بخواهیم.
شاید بهتر آن باشد که
دست به دست یکدیگر دهیم
بی سخنی.
دستی که گشاده است؛
می‌بَرَد؛
می‌آورَد؛
رهنمونت می‌شود
به خانه‌ای که نور‌ دلچسبش گرمی‌بخش است.”

سادگی ... دیدن ادامه » در اجرا، شیرینی در طنازی‌های بجا، عمق در مضمونی جامع و عدالت در روایتِ مفاهیم را همه و همه یک کارگردان خلاق طراحی کرده که جنسیت‌اش را پشت درِ نوشته‌اش امانت گذاشته تا حرف‌های دل همه را کنار هم جمع کند و بازی دلچسبی را متولد کند که کمتر مخاطبی از بازی در میانه‌اش احساس رضایت نکند.
عادلانه از رویکردهای غلطی که در حق زنان، مردان، پسران و‌ دختران وجود دارد صحبت کرده، بی‌آنکه به جانبداری از جنسیت، رده یا قشری پرداخته باشد. کلیشه‌برعکس‌ها را حس کرده و حس را بر صحنه به سادگی بازسازی کرده، و فقط به ترندسازی نپرداخته که به دره‌ی سطحی‌سازیِ تحلیل‌های فضای مجازی سقوط کند.
از ما برای ما گفته، از خودش برای ما گفته و گاه از ما برای خودش. بازیگرانش روی صحنه زندگی کرده‌اند و از ابتدا در سوگ کلیشه‌ها نشسته‌اند تا با هم و در کنار هم دوباره همه‌ی آنچه از یکدیگر نشناخته و درک نکرده‌اند را مرور کنند. مروری طنازانه! مروری زنده با همه‌ی پشت صحنه‌ها، بدون کات و کم و زیاد! بازسازی بدون پنهان کردنِ صحنه‌آرایی‌ها! با همراهی آوازهای توامان سرخوش و‌ غمگین! همانطور که باید! همانطور که هست!
زندگی را دوباره زندگی کردند، بازیگران و خالق و صحنه‌آرای این بازی. دل در گروی یکدیگر داشتند تا خلاق‌بازی‌شان در دل جای گیرد. همانجا که باید از اول، بی تعریف‌های نابجا و قراردادی، جای می‌گرفت اما..
اما خارج از این بازی، کمتر یکدیگر را دیدیم، کمتر یکدیگر را حس کردیم، کمتر بودیم برای هم، کمتر گذاشتیم برایمان باشند دیگران، و همه‌ی کمترهای پیش‌پاافتاده..اما کدامِ این پیش‌پاافتاده‌ها را دیدیم تا زمانی که ساده، این بازی در ما جاری شد؟ ساده آتشِ این بازی را در ما روشن کرد، خالق؟ خالقی عادل، خالقی بی‌آلایش. “کیمیا”یی بی‌‌نشان از خودنمایی. بازیگرانی بی‌پیرایه.

گذر با دورِ‌ تند از روی نقش‌های حقیقیِ جهانِ بیرون، نقطه اوجی‌ست بر این بازی، جایی که انگار، انگاره‌های روزمره‌مان مانند تصاویری بر دیوارِ عقبِ غارِ افسانه‌ای افلاطون، خودنمایی کرده و زنجیر از پاهای بسته در غل و‌ زنجیرمان باز می‌کنند تا نورهای پشت سرمان تکان‌دهنده‌تر از همیشه، تصاویر واقعی‌تری را رودرروی‌مان قرار دهند.


“کسی می‌گوید: «آری!»
به تولد من،
به زندگی‌ام،
به بودنم،
ضعفم،
ناتوانی‌ام،
مرگم.
کسی می‌گوید: «آری!»
به من،
به تو،
و از انتظار طولانی شنیدن پاسخ من،
شنیدن پاسخ تو،
خسته نمی‌شود.”
چقدر نگاهتون رو به کار دوست دارم خیلی ممنونم ازتون خیلی زیاد
۰۲ بهمن
چقدر جذاب نوشته علی جان الان بهش پیام میدم و ازش تشکر میکنم مرسی سپهر
۰۵ بهمن
جناب کارآمد :

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار / جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو "سعدی"

۰۶ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی برای نمایش تولد بازی
دیشب، به تماشای این نمایش نشستم. نمایشی که به زبان خیلی ساده با شما حرف می زند و مسائل اصلی خانواده را از زوایای جدید و متفاوت بازگو می کند. نکته بارز این نمایش را می توان، "خلاقیت" در بخش های مختلف آن دانست. بازی های قوی و ایده های خلاقانه در کنار کارگردانی خوب، باعث منسجم و دلنشین شدن نمایش شده است. تولد بازی، به خوبی بخشی از دغدغه ها و نقش اساسی اعضای خانواده را به طرف مقابل یادآوری می کند :
پدرانی که با وجود مشکلات فراوان باید مخارج سنگین زندگی را تأمین کرده و خانواده را در کنار هم سازماندهی کنند.
مادرانی که باید جنین خود را با وجود فقر و مشکلات نگه دارند، خود را در برابر نگاه ناسالم مردان محافظت کنند و به تربیت فرزندان و مدیریت زندگی بپردازند.
و به راستی سخت ترین کار جهان حتی سخت تر از کار در معدن، "مادر ... دیدن ادامه » بودن" است.
چقدر بخش تاکسی اینترنتی خلاقانه و طنازانه بود.
چقدر بخش آموزش رانندگی درجه یک بود.
چقدر بخش کمیسیون پزشکی سربازی جذاب بود.
چقدر ایده آوازها برای تغییر صحنه خوب بود.
چقدر آوازها دلنشین بودند.
و تا فردا می شود بسیاری از این "چقدرها" نوشت.
تولد بازی از آن دست، تئاترهایی است که با خیال راحت می توان چند بار تماشا کرد و هر بار لذت برد؛ یک نمایش قابل قبول از یک گروه جوان، مستعد و آینده دار.
در انتها، برای همه عوامل گروه که برای این اجرا زحمت کشیدند، آرزوی موفقیت های روز افزون دارم.
#تئاتر_خوب_ببینیم
خداروشکر که دوست داشتین خیلی ممنونم ازتون
۰۱ بهمن
ممنون آقای محمدرضا،ممنون از این که تشریف اوردین و ممنون از محبت شما.
۰۴ بهمن
@اروین گالستیان
خواهش میکنم آقای گالستیان عزیز. امیدوارم همیشه موفق باشید.
۰۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ریتم نمایش بسیار خوب بود.بازی ها درخشان و باور پذیر.طراحی صحنه چشم نواز و نکته بسیار مهم این بود که پیام نمایش اصلا شعاری نبوده و وارد جبهه های جنسیتی نشده است. از این که دغدغه ها و مشکلات مردان به همان اندازه دغدغه های زنان در این نمایش مطرح شد واقعا جای تبریک دارد . در کل در این روزهای پر اضطراب و خفه ی کشور دیدن این نمایش حداقل برای چند ساعت حال آدم را خوب می کند . با سپاس از همه عوامل مجموعه.
خیلی ممنونم ازتون خیلی زیاد
۰۱ بهمن
ممنون که انقدر دقیق دیدین اجرارو . و ممنون از محبتتون
۰۲ بهمن
ممنون که تماشامون کردین و خوشحالیم خیلی که دوست داشتین کار رو.
۰۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا خسته نباشید...
یه کار درجه یک که هم بازیا و هم کارگردانی درست و جذاب داره
موضوع خاص که به بهترین نحو بهش پرداخت شده و نمیشه باگی ازش گرفت
هم کمدی درست هم تاثیر گذار
من که واقعا لذت بردم
ممنونم از انرژی خوبتون
۰۱ بهمن
مرسی از محبتتون
۰۲ بهمن
ممنون از محبت شما خیلی.
۰۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه نمایش فوق العاده و فراموش نشدنی ،با بازی فوقالعاده بازیگران بود کاری نو و تازه که حتما توصیه می کنم برید ببینید دمتون گرم
ممنونم واقعا ،خداروشکر که دوست داشتین
۰۲ بهمن
مرسی از این همه انرژی خوب و مثبتتون
۰۲ بهمن
ممنون از لطف و محبت شما
۰۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی بسیار جذاب و خلاقانه بود. دکور و طراحی صحنه ساده ای داشت ولی اشاره های پخته به یک موضوع اجتماعی و نگاهی از یک زاویه متفاوت یه جنسیت کار را برجسته می کرد. من بسیار پسندیدم.
خداروشکر که دوست داشتین ممنونم که مارو تماشا کردین
۰۱ بهمن
مرررسی که وقت گذاشتین و خداروشکر که دوست داشتین اجرارو
۰۲ بهمن
ممنون که تشریف اوردین و خوشحالیم که کار رو دوست داشتین
۰۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقطه قوت تولد بازی علیرغم آن که یک زندگی را صحنه صحنه خلق کرده است، در یکپارچگی همه اجزای آن است. از فاصله برداری تعمدی بین پشت صحنه و اجرا تا ایجاد فضای شخصی برای بازیگران در فواصل اجرایی که به شکل آواز خواندن نمود یافته است. در حالی که هنجارهای جامعه، نیمه تراژیک‌ زندگی را شخصی تر و پنهان در لایه ظاهرسازی شده تعریف میکنند، این اجرا در جهت عکس حرکت میکند. مثل جابجایی جنسیتی نقش ها و دغدغه ها و ... خلاقیت چشمگیر در همه صحنه ها موجب زیبایی و روانی اثر شده است و بازی ها در اکثر صحنه ها باورپذیر هستند. با احترام
خیلی ممنونم ازتون بابت نواه تیزبینتون و نقد تیز هوشانتون ممنونم که مارو تماشا کردین
۰۱ بهمن
ممنون از توصیف دقیقتون و محبتتون به ما
۰۲ بهمن
ممنون که تشریف اوردین و ممنون که نوشتین برای ما
۰۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرگ بازی
(منتشر شده در روزنامه اعتماد)

جنسیت‌زدگی را یک بیماری اجتماعی می‌دانند؛ نگاهی که در آن نقش جنسیتی بسیار تعیین‌کننده است و موجب خلق مرد سالاری، زن سالاری و در ادامه تبعیض جنسی می‌گردد. جامعه‌ای که قبای تفاوت و شکاف جنسیتی به تن کرده است، حقوق اولیه انسانی را به راحتی نادید می‌گیرد؛ در نتیجه افراد دچار درماندگی آموخته‌شده‌ای می‌گردند که جنسیت شان عامل تعیین‌کننده‌ای در دستیابی به موفقیت می‌شود. نمایش "تولد بازی" به نویسندگی و کارگردانی کیمیا کاظمی می‌خواهد انسان کامل را مجددا از نو تعریف نماید. انسانی که چه در خانواده و چه در اجتماع به دنبال برابری‌ست. جنبه‌ای که برابری اجتماعی را در بر می‌گیرد شامل لحظاتی‌ست از حقوق مدنی (آموزش رانندگی پدر) و برابری اقتصادی (شاغل شدن مادر) و عدالت در فرصت‌پذیری (معافیت سربازی دختر ... دیدن ادامه » و تور دانشگاهی پسر). هر چند که هویت وارونه شده افراد در پروسه ‌های نمایش داده شده قابل انکار نیست، "زنان شاغل، مردان خانه دار" نزدیکترین تعبیری است که می‌توان به فضا سازی نمایش مرتب دانست.
نمایش "تولد بازی" نقش آینه‌گی را به یک پدیده کثرت‌گرا تبدیل می‌کند. اینکه سوژه در چه چیزهایی که قابلیت بازتاب‌کنندگی‌اش را دارد، به شناخت وجود و دریافت از خودش می‌رسد. تجربه‌پذیری شرایط پیش آمده برای هر یک از انسان ‌های نمایش با اینکه ابتدا به ساکن نگاه یکسان‌سازی انسانی در آنها تبیین شده و این یگانه انگاری (Monism) حتی در پوشش‌شان رعایت شده است، در نهایت منجر به تمایز جهان روانی و مادی هر یک از آنها می‌گردد. ظاهرسازی رنگ مشکی، کثرتی را در فردیت هر یک از کارکترهای نمایش به وجود می‌آورد که به نوعی معکوس نمایی می‌کند. برای مادر جلوه‌ای از تسخیرکنندگی را دارد، برای پدر نمودی از ناراحتی و افسردگی را به همراه می‌آورد، برای پسر نشان از محافظه کاری است و برای دختر شاخصی از خودخواهی و اعتماد به نفس بالایش. حتی در "تولد بازی" اعضای این خانواده، این رنگ نمای دیگری دارد.
نمایش "تولد بازی" حالات روحی شخصیت‌‌های نمایش خود را دست‌کاری نکرده است و صرفا به نقش‌پذیری آنها در انعکاسی از جابجایی جنسیت‌شان بسنده می‌کند. بنابراین دچار زن‌پوشی و مردپوشی نمی‌گردد و سنجش خود را بر همین مبنا قرار می‌دهد و برابری‌ میان‌ زن‌ و مرد، را در نه در تضعیف جنس مرد و تقویت جنس زن و نه در کلیشه ‌های جنسیتی در می‌یابد بلکه در موقعیت سازی برای اعضای خانواده و اشتغال برای هر کدام بازنگری می‌کند. نمایش همچنان زن را موجودی زیبا در می‌یابد که شکنندگی‌اش را برای مرد به ارث گذاشته است، اما او را مبدل به یک جنس لطیف نمی‌کند. در این نمایش، جسم زنانه و مردانه با دریغ شدن فیزیولوژیک همراه می‌شوند، تا آنجا که قد کارگر زن به آبگرمکن نمی‌رسد و از پدر خانه‌دار مدد می‌جوید. این تحریم جسمانی، حتی در نقش نان‌آوری مادر خانواده نیز خودنمایی می‌کند، ولیکن نقش معادل مادرسالاری که ما‌به‌ازای پدرسالاری هست را به شکل نسبی از او سلب نمی‌نماید.
نمایش "تولد بازی" در تلاش است که تعریف زیر ساخت‌‌های نگاه جنسیت زده را به صورت پلی دو طرفه از خانه به اجتماع منوط بداند؛ در اینکه این خاصیت آیینه‌نمایی اجتماع است که خانه را نمایان می‌کند و یا بالعکس، نمی‌خواهد بی‌طرف بداند و جامعه‌اش را از خانه و خانواده‌اش می‌شناساند و وزنه‌ی اثرپذیری و تاثیرگذاری را به داخل خانه می‌آورد. خانه‌ای که در آن به باورپذیری تحکمانه‌ی مادری در هنگامه‌ی وعده‌ی غذای آبکی شوخی می‌کند، آن هم شوخی جدی! همانند تناقض موجود در اشک شادی شمع!
http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/141397/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%8A-

http://www.etemadnewspaper.ir/fa/Main/Page/1472/8/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA
آقای کیانی عزیز
بسیار ممنونم از نقد موشکافانه و نگاه تیزبینتون
بسیار خوشحالم که ما رو تماشا کردید
۳۰ دی
@کیمیا کاظمی : خواهش میکنم سرکار خانم

@محمد حسن موسوی کیانی : لطف عالی مستدام جناب موسوی ... برقرار باشید دوست فرهیخته

@سایه قاسمی : سپاس از شما و گروه محترمتان برای خلق یک اثر ارزشمند و جامعه شناسانه

@اروین گالستیان : خواهش میکنم جناب گالستیان عزیز، ... دیدن ادامه » ما هم از ظرافت ها و نکته سنجی های نمایش حظ بردیم
۰۵ بهمن
جناب راقب کیانی
عزیزید..
۰۷ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید. کار منو یاد کلیشه برعکس انداخت که یک مدت در توییتر ترند شده بود. کسی یادشه؟
کار خوبی بود. برخی مواقع مثل اتودهای کار کلاسی میشد. دکور و استفاده از اون رو دوست نداشتم خیلی میشد خلاقانه تر باشه. یعنی کار این پتانسیل رو داشت که دکور خلاقانه و کاربردی تری داشته باشه. بازی مادر خانواده رو خیلی دوست داشتم
خانم هرندی،ممنون که تشریف اوردین و ممنون که نظرتون رو با ما در میون گذاشتین.
۳۰ دی
خیلی ممنونم ازتون که مارو تماشا کردین
۳۰ دی
ممنون از محبتتون
۰۲ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع نمایش خلاقانه و جالب بود: تغییر نقش زن و مرد و با این تغییر خلق موقعیتهای جالب و گاه مضحک. اینکه زن نقش شوهر داشته باشه و مرد نقش زن بدون اینکه وارد شوخیها و حرکات سخیف و کلیشه بشوند، تحسین برانگیز بود. در جامعه مردسالار ما که زحمات و تلاش زنها در نقش همسر و مادر کمتر دیده میشه و کمتر ارج نهاده میشه، ساخت چنین نمایشهایی با این موضوعات قابل تقدیر و زیباست.
بازیها خوب بود و بدون اغراق. دکور مختصر میشد به چند چهارپایه و میز. در زمان تغییر صحنه، بازیگرها به ترتیب ترانه ای میخواندند که خیلی جالب بود.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا
خب چون الهه فرازمند الان خوابه،من بجاش از شما تشکر میکنم برای دیدن اجرا و انرژی خوبتون
لیلا جان دیدن شما توی سالن افتخاریست که خدا چند باری ست داره نصیبمون می‌کنه
۲۸ دی
@ موسوی کیانی : جناب موسوی عزیز، ارادت فراوان
۰۵ بهمن
جناب راقب کیانی..
Me too
۰۶ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی با ایده ای جدید و خلاقانه و سراسر دیالوگهای جذاب ، کاری از هنرمندان توانا و جوان . دیدن چند باره آن حتی خالی از لطف نیست
ممنونم از شما و از انرژی خوبتون
۲۷ دی
ممنون از انرژی و محبت شما آقای حیدری.
۳۰ دی
ممنون از محبتتون آقای حیدری
۰۲ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خدا قوت

کار نو

زحمت کشیدن گروه

لذت بردیم

تفاوت رو حس کردیم

مشعوف شدیم



همه ببینید تا هست این اجرا
ممنونم از شما و از انرژی خوبتون
۲۵ دی
بمونید
اینجا انرژی شما رو می خواد.
گروه تون خیلی تیم ئی کار کرد.
این روزها قحطی حرف در شعار زدگی محض و ... می بلعه انسانیت رو .
حرف زدید نیکو
به تصویر کشیدید زیبا تقصیر و اثر نگاه جنسیت زده رو
شماها عالی هستید .
۳۰ دی
مررررسی از انرژی خوبتون
۰۲ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ی کار خیلی خوب و خاص و خلاقانه .
بازیها خیلی خوب بود ، همه شون عالی بودن؛ من دورشون بگردم
این سادگی صحنه، راحتیشون برام لذتبخش بود
اونجاها که خودشون صداها رو درمیاوردن مثل اسنپ یا تلویزیون و یا خودشون نقش وسایل رو داشتن، خیلی جالب بود.
متن برام خیلی دوست داشتنی بود و خیلی فکرمو درگیر کرد؛ مررررررسی
کلا کاریه که میشه چند بار دید و هر بار فکر کرد و لذت برد
دمشون گرم ♥️
لطفا حمایت کنید
ممنونم از شما و از انرژی خوبتون
۲۴ دی
خانوم کیان
از این همه انرژی مثبتی که بهمون دادین حسابی کیف کردیم
مرسی که ما رو تماشا کردین
۲۹ دی
ممنون از انرژی بی نظیرتون خانم کیان،خوشحالیم که کار رو دوست داشتین.
۳۰ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک اجرای ساده و دلنشین دیدم و دوستش داشتم. با اینکه موضوع رو اینجا نوشته اما مدام در جریان نمایش غافلگیر می شدم. در واقع مغزم مقاومت سنگینی از خودش نشون میداد. و ممنونم از اون دو دقیقه قلب نقشها که کاملا هنرمندانه و حرفه ای اجرا شد و هر گونه شکی رو مبنی بر عدم تمرین و هماهنگی از بین برد. اینم یه مدلشه دیگه. با آرزوی موفقیتهای پی در پی برای همه اعضای گروه
ممنون از نظرتون و اینکه مارو تماشا کردین و انرژی خوبتون انگیزه ادامه راه ماست ❤️
۲۴ دی
ممنون از انرژی و محبت شما،خیلی.
۳۰ دی
خداروشکر که دوست داشتین و ممنون که تشریف آوردین
۰۲ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی بی ادعا و پرمغز که با کانسپت جذابش و اجرای صمیمی و دوست داشتنیش یک ساعت مخاطب رو همراه می‌کنه
اجرا در عین سادگی و روان بودن تاثیرگذاره و بدون گنده‌گویی به هدفش می‌رسه
ایده، متن، اجرا و بازیگران همه اندازه و درست سر جای خودشونن و در اختیار اثر.
لذت بردم
ممنونم از شما و از انرژی خوبتون
۱۹ دی
خیلی ممنون از محبت شما.
۳۰ دی
آقای زارع عزیز ممنون از محبتتون و حضورتون
۰۲ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید