۱. همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق ایمیل و روش‌های اینترنتی در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
۲. برای پیش‌گیری از شیوع بیشتر ویروس کرونای جدید، همه تئاترها، کنسرت‌ها و سینماها تا پایان هفته یعنی آدینه ۹ اسفندماه تعطیل است. اطلاعات بیشتر
تیوال نمایش مانستر
S3 : 08:09:28
خرید بلیت
۳۵,۰۰۰ و ۳۰,۰۰۰ تومان
تخفیف دانشجویی با کد tiwallstudents
  ۰۸ دی تا ۱۵ اسفند
  ۱۷:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ و ۳۰,۰۰۰ تومان


: کوروش شاهونه، حمید رضا اسدزاده
: ‌کوروش شاهونه
: ابراهیم ناییج، علی حسین زاده و ریحانه رضی
: لیلی رشیدی و سجاد افشاریان

: سجاد افشاریان
: آرمان خوزستانی
: داوود ونداده

: مهدی دوایی
: تینا بخشی
: کوروش شاهونه
: ریحانه رضی
: مسعود رنجبر
: رامین برجی
: بهراد ضحاکی، شایان محسنی
: امیر رضا رحمانی، جواد حیدری
: اشکان مستی، علی مارل
: ندا کاوندی، مهران عشریه
زن و شوهری با معلولیت جسمی و ذهنی اماده رفتن به تولد هستن که نصاب پرده ایی وارد منزلشان میشود که نصاب پرده متوجه...

از ردیف ۱ تا ۴:‌ ۳۵،۰۰۰ تومان
از ردیف ۵ تا ۹: ۳۰،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش مانستر / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» از پوستر نمایش «مانستر» رونمایی شد

» «مانستر» با تهیه‌کنندگی سجاد افشاریان در تئاتر شهرزاد

آواهای وابسته

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آهنگسازی جور سایرین را میکشد. این بهترین عنوان برای نقد کار هست.
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
امیر طاهری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شما فوق العاده هستین...من واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.. طراحی صدا و آهنگسازی فوق العاده زیبا و دقیق بود و فکر میکنم بخش بزرگی از کیفیت نمایش حاصل کار اونها بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین کارایی بود که شاید تو این ماه دیده بودم . به طرز عجیبی ساده و جذاب بود . بازی ها به شکلی فوق العاده بود که نفس ادمو بند می آورد . صحنه خوب بود و طراحی نور چیز خاصی نبود که شاید می شد بهتر باشه ولی کار آنقدر جذاب بود که آدم همه چیز یادش می رفت . امیدوارم این گروه موفق باشن
خوانواده گود من شما کم نظیر هستید به واقع، احسنت، بازیهایتان از یادم نمیرود، مایکل تو عالی بودی، اما اقای کارگردان تو با این استعداد درخشان کاش به زیبایی شناسی های کارت بیشتر فکر میکردی، مثلا آن در، آن درِ باسمه ای کااااش نبود، یا آن موزیک بسیار بد کاش نبود، میدانم به همه اینها فکر کردی و انتخابت این بود که باید باشد ولی من نظرم را مینویسم، و اینکه کاش کار یک ربع زودتر تمام میشد، مخلص
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خدایی دمتون گرم. عجب نمایشی بود. بازیگرا چقد خوب بازی میکردن و کامل تو نقششون بودن. کارگردانی چقد خوب بود.چقد ریتم نمایش رو خوب کنترل میکرد و حرفه ای بالا و پایینش میکرد.
دست همه عوامل این نمایش درد نکنه.معلومه خیلی زحمت کشیدید.
وقتی گروهایی مثل شما رو میبینم به تئاتر شهرمون امیدوار میشم.
مرسی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام کمی ترسیدم ولی در کل خوب بود.
bahar و Leon S. Kennedy این را خواندند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
راضیم ازشون
نمایش خیلی خوبی بود من برای اولین باره دارم یه تئاتر رو نقد میکنم.بسسار از فانتزی بودن فضا لذت بردم به امید ساخت کارهای بیشتر از این گروه خلاق
امیرمسعود فدائی و پویا فلاح این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام نمایش خوبی بود اما سلیقه من نبود خسته نباشید به گروه خوب نمایش مانستر
bahar و celine این را خواندند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسیقی و طراحی صحنه و نورپردازی همه در خدمت بازیهای مناسب و به جای نمایش بود. کشش خوبی برقرار بود در طول اجرا و کنش ها ملموس بود. ممنون از نمایش خوبتون و موفق باشید.
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
Leon S. Kennedy این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز جمعه ۱۸ بهمن بلیت ساعت ۱۷ رو خریدم ولی وقتی رسیدم شهرزاد در کمال تعجب گفتن با ی ساعت و نیم تاخیر شروع میشه! ولی ساعت شش و نیم گذشت و خبری نشد بالاخره بعد از کلی اعتراض مردم ساعت ۶ و ۴۰ مسول تشریفات لطف کردن گفتن ما کافه بشینیم، البته ب حساب اونا، تا خبرمون کنن! نه عذر خواهی که توضیحی!
:))))))
۱۸ بهمن
شهرزاد همه چیز هست جز سالن تاتر
۱۹ بهمن
چقدر دلم میخواد بگم دیگه هرگز نمیرم
ولی نمیدونم میتونم عمل کنم یا نه
۱۹ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه اجرای جذابی بود
موسیقی به موقع ترسناک می شد
طراحی صحنه و لباس به اندازه بود
جا داشت که یکی دو نفر بازیگر دیگه هم اضافه میشد و زمان کمی طولانی تر.
بازیشون خیره کننده بود و تیک های فوق العاده واقعی
حتما پیشنهاد می کنم ببینید که متوجه بشین بازیگر تیاتر یعنی چی.
با تشکر از نویسنده و کادر اجرایی
بازم اینجوری بسازید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش رو دوست داشتم. نمایشنامه تا حد زیادی شبیه نمایش نامه های ماتین مک دونا بود. اما بعنوان یک نمایشنامه ایرانی جالب و خلاقانه بود. بازی ها عالی و طراحی لباس و صحنه خیلی خوب بود. موسیقی هم به درستی تنظیم و انتخاب شده بود. (از نظر من انتخاب موسیقی برای نمایش از انتخاب بازیگر هم مهمتره، چون به تنهایی چندین نقش رو میتونه بازی کنه)
خیلی اتفاقی به دیدن این نمایش رفتم اما واقعا از خیلی از نمایش هایی که برنامه ریزی شده رفتم و تماشا کردم، بیشتر لذت بردم.
به دست اندر کاران این نمایش خسته نباشید میگم.
امیرمسعود فدائی این را خواند
آقامیلاد طیبی، امیر مسعود و Leon S. Kennedy این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیطان ِ درون
یادداشتی بر نمایش مانستر به کارگردانی کوروش شاهونه
آیا قرار است با تراژدی مدرن کاتاراسیس شویم یا با یک سایکو درام روبرو هستیم؟
در سایکودرام از تاتر و نمایش استفاده می شود تا یک ادراک یا احساس خاص به شکل رفتار درآید و نتیجه آن واکاوای ایگو و اگو از منظر فروید خواهد بود. سایکودرام نمایشی است که تعارض های عاطفی را روشن می کند و مشکلات را حل می کند. این رویکرد متوجه بخش های عمیق عواطف فردی است و در گذشته، حال و آینده افراد سیر می کند.سایکودرام، نقطه تلاقی روانشناسی (psycho) و نمایش (drama) است. جائیکه از هنر نمایش در درمان آشفتگی های روانی استفاده می شود.
حال تراژدی مدرن زبان گویای آشفتگی‌ها، غرورها، عشق‌ها و نیازهای انسان قرن حاضر است و انسان را به تزکیه نفس ( کاتارسیس) می رساند. باید در نظر گرفت جنس آن از اساطیر کهن نیست بکله نگاهی به انسان ... دیدن ادامه » اسیر در روبط دنیای امروز دارد، که گناهکاران در ذات خود بی گناهند و بی گناهان در ذات خود گناهکار
مانستر با بازی بسیار درخشان بهار رضی،ابراهیم ناییج، علی حسین زاده داستان زنذگی زن و شوهری با معلولیت جسمی و ذهنی را روایت می کنذ که آماده رفتن به جشن تولدی هستند که نصاب پرده ایی وارد منزلشان می شود و به مرور متوجه می شویم که ماجرای بچه ای که عروسکی خرسی به نام مایکل است و دامی است برای انتقام از کارگری که حس عاشقانه یک فرد به دنیای خیالش را مورد تهاجمی ناخواسته قراره داده
زن و شوهری معلول که ظاهرا توانایی انجام امور روز مره خود را ندارند، اما در درون پر از سرخوردگی های هستند که از آنها هیولا ساخته و در نهایت در کمال آرامش دست به قتل می زنند. آیا این گناهکاران در ذات خود بی گناهند؟ یا مرد سالمی که برای تعمیرات آماده در درونش ازبیماری رنج می برد و یک شرور است؟ فشارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی باعث می شود تا انسان تحت فشار ضمیر خود آگاه و ناخودآگاهش مرز های یک دیگر را گم کنند و هر لحظه دست به عملی بزند که قابل پیش بینی نیست
در نمایش مانستر عدم توانایی مخاطب در پیش بینی واقایع برایش هیجان بسیار بالایی ایجاد می کند و او را وارد یک فضای گروتسک می کند، یعنی وقایع خشونت بار در قالب کمدی های موقعیت که ترس ِ را به وجود می آورد، که کوروش شاهونه دقیق و درست به کمک تیم درخشانش از پس آن بر آمده اند پس بنابراین با نمایشی سایکو دراماتیک یعنی بررسی وضعیت تعارض های گوناگون انسان با خود و محیطش روبرو هستیم، که در نهایت شما را در یک تراژدی مدرن به کاتارسیس می رساند
و در پایان بازی های درخشان با پردازشی در ساختار میکرواکتینگ مخاطب را هر لحظه درگیر جزئیات بی نقص بازی ها به خصوص در بهار رضی می کند.
در انتها یادآور می شوم این صرفا یک یادداشت است و اگر قرار بود اثر را تحلیلی و دقیق نگاه می کردم نیاز به چندین صفحه بررسی و استناد های گوناگون به منابع متعدد داشت.
مسعود طیبی
کارگردان و مدرس دانشگاه
استاد طیبی...
با سلام
اسم مانستر، موسیقی ترس و قاب های روی دیوار از
اواسط نمایش حداقل به مخاطب حرفه ای مثل من
پیام جنایت داد و غافلگیر نشدم...
این اتفاق در فیلم درخشش کوبریک می افتد...
بازی کشتن هم از فیلم funny Games گرفته شده بود
تاثیر تلویزیون در مورد آرامش ... دیدن ادامه » کشتن هم در اواخر نمایش
دیده نمی شود...
۱۷ بهمن
سلام و با احترام
بی تردید زیبایی هنر تاتر در تنوع دیدگاه ها و ایده هاست. در نمایشی من در تماشاخانه ایرانشهر کارگردانی کردم هم زمان دو مخاطب کنار من ایستاده بودند یکی به شدت عصبانی از ضعف کار و دیگر بسیار خوشحال از اجرای قوی. هر دو مخاطب خودشان شگفت زده ... دیدن ادامه » شدند که انقدر نظراتشان متضاد است.
ایام به کام شما باد
۱۷ بهمن
استاد طیبی..
بحث سلیقه نیست...
این که ایده و پرداخت خوبش را خراب کرده...
و گرنه بازی های تمرین شده و طراحی صحنه خوبش
همچنین کارگردانی خوبش مشهود است..
۱۷ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و خسته نباشید خدمت گروه مانستر،به نظرم مایکل رو به جای یوتا بهتر بود جواد عزتی صدا کنند.چرا اینقدررر ادای اقای عزتی؟!شما خودتون بازیتون قویه و اصلا" لازم به این کپی بازی کردن ها نیست :(
چه محکم و قطعی (آیکن تفکر)
۱۳ بهمن
شبیه به کسی نبودش یوتا
۱۳ بهمن
جواد عزتی؟!!!!
۱۳ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی این کارو دوست داشتم. در واقع فراتر از انتظارم بود. آخرین بار که سنگینی فریاد خشم رو اینطوری تو سینه احساس کرده بودم آخر فیلم "جدایی نادر از سیمین" (بلاتشابه) بود وقتی که آخرای فیلم حجت (شهاب حسینی) از خونه میزنه بیرون و کاری ازش برنمیاد بجز شکستن شیشه ماشین نادر.
به نظر من نبض این کار در بازی درخشان کاراکترها بود و ریتم درست داستان . فراز و فرودها به ددستی چیده شده بود و کار چفت و بست داری بود . ایده و متن هم عالی بود و این که مخاطب و در آخر وارد چالش فکری میکرد هم خیلی جالب بود‌ .در ضمن باریکلا به طراحی صحنه خوب‌. دمتون گرم خسته تباشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده نمایش عالی بود. اینکه هر کسی چه برداشتی میکنه به هزار و یک دلیل شناختی و فلسفه ذهنی ربط داره اما اوج درخشندگی این نمایش اینه که تقریبا همه ازش راضی هستند و وقتی از هرکی میپرسی پیشنهادی نداری برای دیدن یه نمایش خوب در پاسخش یکی از پیشنهاداش مانستر هست.
بازی ها واقعا جذاب و تحسین برانگیز بودند.
خداقوت به همه عوامل و گروه اجرایی.
منتشر شده در روزنامه شرق به تاریخ ششم بهمن ماه نود و هشت



شب فراموش‌نشدنی کریسمس در خانواده گودمن
نوشته محمدحسن خدایی

نمایش مانستر را می‌توان به مثابه درامی روانشناختی فرض کرد. روایتی از یک خانواده عجیب و غریب که در وضعیتی ایزوله و تحت مراقبت بسر می‌برند. ماجرا در رابطه با خانم و آقای گودمن در شب کریسمس است. زن و شوهری با معلولیت ذهنی و جسمی که تحت مراقبت پزشکان در فضایی ایزوله زندگی می‌کنند و باورهایی نه چندان مورد اقبال عقل سلیم مردمان دارند. حال با ورود مایکل که نصاب پرده است مناسبات این خانواده برهم می‌ریزد. چراکه این مرد با مسئله‌ای روبرو خواهد شد که از منظر خانواده گودمن واقعیتی غیرقابل انکار و از منظر نظم نمادین جامعه، مدعایی بی‌اعتبار است. قصه از آن قرار است که خانواده گودمن یک خرس عروسکی را فرزند خویش می‌داند و از مرد جوان ... دیدن ادامه » هم انتظار دارد که این‌گونه باوری داشته باشد. نصاب پرده که مرد باتجربه‌ای می‌نماید به شکل صوری منطق خانواده گودمن، در داشتن فرزند را می‌پذیرد و در ادامه مجبور می‌شود برای جبران خطایی که قبل از آن در رابطه با خرس عروسکی یا همان فرزند خانواده از او سر زده، به اجرای عدالت تن دهد و عذرخواهی کند. گویی حتی با عذرخواهی هم عدالت به شکل کامل اجرا نشده و نصاب خطاکار می‌بایست بیش از این عقوبت شود. درخواستی که در نهایت به طغیان و انکار باورهای خانواده در داشتن فرزندی بنام مایکل یا همان عروسک خرسی ختم شده و فاجعه می‌آفریند.
نمایش مانستر را می‌توان تقابل عقل و دیوانگی در رابطه با واقعیت دانست. با رجوع به تاریخ جهان می‌توان این سیاست را مشاهده کرد که چگونه عقلانیت دنیای مدرن، به مدد نظام دانش و نهاد دولت و سرمایه، مرجعیت آن را می‌یابد که مدعای دیوانگان در رابطه با واقعیت را بررسی کرده و در صورت لزوم، آن را انکار و از عرصه عمومی حذف کند. در رد این سیاست هستند جامعه‌شناسانی مثل ماکس وبر که قلمروهای عقل، واقعیت و ارزش را یکی ندانسته و مرجعیت علم را برای رسیدن به حقیقت، مورد تشکیک قرار می‌دهند. اما جهان مدرن به قول فوکو با نامیدن هر آنچه که عقلانی نیست تحت عنوان جنون و دیوانگی و تبعید آن به مکان‌هایی چون تیمارستان، قوام یافته و جهان را به تسخیر قدرت خویش درآورده. نمایش مانستر وقفه‌ای است بر این مکانیسم طرد و تبعید. حال با زوجی روبرو هستیم که نظم نمادین آنان را دیوانه خطاب کرده و از طریق گفتار پزشکی، تلاش دارد رفتار و گفتار آنان را کنترل کند. خطای مرد نصاب در رابطه با خرس عروسکی و داخل شدن به خلوت خانواده گودمن، این امکان را فراهم می‌کند که دقایقی هر چند کوتاه، سلطه عقل در اینجا وانهاده شود، جنون سخن گوید، حکم براند و عدالت مدنظر خویش را به اجرا درآورد. لحظه‌ای که ایزابل مکالمه تلفنی با روانپزشک را نیمه‌تمام به پایان رسانده و دستگاه تلفن را جمع می‌کند، گویی ارتباط با عقل و اقتدار آن به پایان رسیده و این خانواده گودمن است که می‌تواند واقعیت را نمایان کند.
البته نصاب را نمی‌توان به تمامی از نظر دانش پزشکی نماینده عقل سالم فرض کرد، اما همچنان نسبت به زن و شوهری که یک خرس عروسکی را فرزند خویش می‌دانند و در صدد تربیت و شادی‌اش هستند، سالم‌تر به‌نظر می‌رسد. جالب آنکه هر سه شخصیت نمایش نسبت متفاوتی با واقعیت ادعایی دارند. فی‌المثل ایزابل با بازی ریحانه رضی، باوری خدشه‌ناپذیر دارد به فرزند بودگی خرس عروسکی، اما جاناتان با بازی ابراهیم نائیج در میانه ایستاده و گاه گفتار زن را می‌پذیرد و گاه مدعای نصاب را با نوعی تپق و عدم اطمینان بر زبان می‌راند. جاناتن شخصیتی است که در یک منطقه تعین‌ناپذیر در رابطه با واقعیت ایستاده و حتی با ذهنیت بیمارگونه‌اش، هیچ کدام از گفتارها را به تمامی نمی‌پذیرد.
کوروش شاهونه در مقام کارگردان، کمابیش تلاش دارد نمایشی مبتنی بر ژانر روایت کند. مانستر با دقت نوشته و اجرا شده و مکان و زمان نمایش، مربوط است به یکی از ایالت‌های آمریکای قرن بیست و یکم. طراحی صحنه رئالیستی، بازنمایی‌کننده فضای داخلی یک خانه کوچک و نه چندان برخوردار است. استفاده خلاقانه از برنامه‌های تلویزیونی، اهمیت این رسانه را در ساختن دنیایی مبتنی بر حاد-واقعیت نشان می‌دهد که حتی معلولان ذهنی و حرکتی را هم جذب خود کرده. تلویزیون به مثابه رسانه‌ای که فردریک جیمسون برای سوژه‌ها قائل است تا خود را همچون یک کلیت بازنمایی کنند.
مانستر اجرایی است قابل اعتنا که با استفاده از تمهیدات ژانریک، تلاش دارد روایتی دیدنی و البته انتقادی باشد در رابطه با مواجهه جنون و عقل. جایی که جنون تفوق عقل ابزاری را پس زده و کنش می‌ورزد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز درست و باحال. یک تئاتر خوب به تمام معنا. یک ویژگی جذابی که دارد صدا خود نیز به عنوان بازیگر در ارتباط تماشاچی با نمایش اثر می کند. دم تک تک عوامل این نمایش گرم.