تیوال نمایش تولد بازی
S3 : 19:00:23
  از دی ۱۳۹۸
  ۲۱:۴۵
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: کیمیا کاظمی
: اروین گالستیان، سایه قاسمی، فرهاد رشیدی، الهه فرازمند
: فرهاد رشیدی

: شرکت توسعه‌گران بعد سوم
: کسری کبیری، معصومه مسعودی
: زهرا آقاپور
: حمیدرضا جدیدی

: امید اکبری
: نازنین عظیمی
: پژمان فرهادی
: سهیل نوری، شاهین رشیدی
: مصطفی قاهری
در خانوادهای نقش‌ها جابه جا شده است، پدر خبری میدهد که همه را غافلگیر میکند...


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
علی عبدالهی:


«تولدِ یک خلاق‌بازی»

“یکدیگر را می‌آزاریم بی‌آنکه بخواهیم.
شاید بهتر آن باشد که
دست به دست یکدیگر دهیم
بی سخنی.
دستی که گشاده است؛
می‌بَرَد؛
می‌آورَد؛
رهنمونت می‌شود
به خانه‌ای که نور‌ دلچسبش گرمی‌بخش است.”

سادگی ... دیدن ادامه » در اجرا، شیرینی در طنازی‌های بجا، عمق در مضمونی جامع و عدالت در روایتِ مفاهیم را همه و همه یک کارگردان خلاق طراحی کرده که جنسیت‌اش را پشت درِ نوشته‌اش امانت گذاشته تا حرف‌های دل همه را کنار هم جمع کند و بازی دلچسبی را متولد کند که کمتر مخاطبی از بازی در میانه‌اش احساس رضایت نکند.
عادلانه از رویکردهای غلطی که در حق زنان، مردان، پسران و‌ دختران وجود دارد صحبت کرده، بی‌آنکه به جانبداری از جنسیت، رده یا قشری پرداخته باشد. کلیشه‌برعکس‌ها را حس کرده و حس را بر صحنه به سادگی بازسازی کرده، و فقط به ترندسازی نپرداخته که به دره‌ی سطحی‌سازیِ تحلیل‌های فضای مجازی سقوط کند.
از ما برای ما گفته، از خودش برای ما گفته و گاه از ما برای خودش. بازیگرانش روی صحنه زندگی کرده‌اند و از ابتدا در سوگ کلیشه‌ها نشسته‌اند تا با هم و در کنار هم دوباره همه‌ی آنچه از یکدیگر نشناخته و درک نکرده‌اند را مرور کنند. مروری طنازانه! مروری زنده با همه‌ی پشت صحنه‌ها، بدون کات و کم و زیاد! بازسازی بدون پنهان کردنِ صحنه‌آرایی‌ها! با همراهی آوازهای توامان سرخوش و‌ غمگین! همانطور که باید! همانطور که هست!
زندگی را دوباره زندگی کردند، بازیگران و خالق و صحنه‌آرای این بازی. دل در گروی یکدیگر داشتند تا خلاق‌بازی‌شان در دل جای گیرد. همانجا که باید از اول، بی تعریف‌های نابجا و قراردادی، جای می‌گرفت اما..
اما خارج از این بازی، کمتر یکدیگر را دیدیم، کمتر یکدیگر را حس کردیم، کمتر بودیم برای هم، کمتر گذاشتیم برایمان باشند دیگران، و همه‌ی کمترهای پیش‌پاافتاده..اما کدامِ این پیش‌پاافتاده‌ها را دیدیم تا زمانی که ساده، این بازی در ما جاری شد؟ ساده آتشِ این بازی را در ما روشن کرد، خالق؟ خالقی عادل، خالقی بی‌آلایش. “کیمیا”یی بی‌‌نشان از خودنمایی. بازیگرانی بی‌پیرایه.

گذر با دورِ‌ تند از روی نقش‌های حقیقیِ جهانِ بیرون، نقطه اوجی‌ست بر این بازی، جایی که انگار، انگاره‌های روزمره‌مان مانند تصاویری بر دیوارِ عقبِ غارِ افسانه‌ای افلاطون، خودنمایی کرده و زنجیر از پاهای بسته در غل و‌ زنجیرمان باز می‌کنند تا نورهای پشت سرمان تکان‌دهنده‌تر از همیشه، تصاویر واقعی‌تری را رودرروی‌مان قرار دهند.


“کسی می‌گوید: «آری!»
به تولد من،
به زندگی‌ام،
به بودنم،
ضعفم،
ناتوانی‌ام،
مرگم.
کسی می‌گوید: «آری!»
به من،
به تو،
و از انتظار طولانی شنیدن پاسخ من،
شنیدن پاسخ تو،
خسته نمی‌شود.”
چقدر نگاهتون رو به کار دوست دارم خیلی ممنونم ازتون خیلی زیاد
۰۲ بهمن
چقدر جذاب نوشته علی جان الان بهش پیام میدم و ازش تشکر میکنم مرسی سپهر
۰۵ بهمن
جناب کارآمد :

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار / جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو "سعدی"

۰۶ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقطه قوت تولد بازی علیرغم آن که یک زندگی را صحنه صحنه خلق کرده است، در یکپارچگی همه اجزای آن است. از فاصله برداری تعمدی بین پشت صحنه و اجرا تا ایجاد فضای شخصی برای بازیگران در فواصل اجرایی که به شکل آواز خواندن نمود یافته است. در حالی که هنجارهای جامعه، نیمه تراژیک‌ زندگی را شخصی تر و پنهان در لایه ظاهرسازی شده تعریف میکنند، این اجرا در جهت عکس حرکت میکند. مثل جابجایی جنسیتی نقش ها و دغدغه ها و ... خلاقیت چشمگیر در همه صحنه ها موجب زیبایی و روانی اثر شده است و بازی ها در اکثر صحنه ها باورپذیر هستند. با احترام
خیلی ممنونم ازتون بابت نواه تیزبینتون و نقد تیز هوشانتون ممنونم که مارو تماشا کردین
۰۱ بهمن
ممنون از توصیف دقیقتون و محبتتون به ما
۰۲ بهمن
ممنون که تشریف اوردین و ممنون که نوشتین برای ما
۰۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرگ بازی
(منتشر شده در روزنامه اعتماد)

جنسیت‌زدگی را یک بیماری اجتماعی می‌دانند؛ نگاهی که در آن نقش جنسیتی بسیار تعیین‌کننده است و موجب خلق مرد سالاری، زن سالاری و در ادامه تبعیض جنسی می‌گردد. جامعه‌ای که قبای تفاوت و شکاف جنسیتی به تن کرده است، حقوق اولیه انسانی را به راحتی نادید می‌گیرد؛ در نتیجه افراد دچار درماندگی آموخته‌شده‌ای می‌گردند که جنسیت شان عامل تعیین‌کننده‌ای در دستیابی به موفقیت می‌شود. نمایش "تولد بازی" به نویسندگی و کارگردانی کیمیا کاظمی می‌خواهد انسان کامل را مجددا از نو تعریف نماید. انسانی که چه در خانواده و چه در اجتماع به دنبال برابری‌ست. جنبه‌ای که برابری اجتماعی را در بر می‌گیرد شامل لحظاتی‌ست از حقوق مدنی (آموزش رانندگی پدر) و برابری اقتصادی (شاغل شدن مادر) و عدالت در فرصت‌پذیری (معافیت سربازی دختر ... دیدن ادامه » و تور دانشگاهی پسر). هر چند که هویت وارونه شده افراد در پروسه ‌های نمایش داده شده قابل انکار نیست، "زنان شاغل، مردان خانه دار" نزدیکترین تعبیری است که می‌توان به فضا سازی نمایش مرتب دانست.
نمایش "تولد بازی" نقش آینه‌گی را به یک پدیده کثرت‌گرا تبدیل می‌کند. اینکه سوژه در چه چیزهایی که قابلیت بازتاب‌کنندگی‌اش را دارد، به شناخت وجود و دریافت از خودش می‌رسد. تجربه‌پذیری شرایط پیش آمده برای هر یک از انسان ‌های نمایش با اینکه ابتدا به ساکن نگاه یکسان‌سازی انسانی در آنها تبیین شده و این یگانه انگاری (Monism) حتی در پوشش‌شان رعایت شده است، در نهایت منجر به تمایز جهان روانی و مادی هر یک از آنها می‌گردد. ظاهرسازی رنگ مشکی، کثرتی را در فردیت هر یک از کارکترهای نمایش به وجود می‌آورد که به نوعی معکوس نمایی می‌کند. برای مادر جلوه‌ای از تسخیرکنندگی را دارد، برای پدر نمودی از ناراحتی و افسردگی را به همراه می‌آورد، برای پسر نشان از محافظه کاری است و برای دختر شاخصی از خودخواهی و اعتماد به نفس بالایش. حتی در "تولد بازی" اعضای این خانواده، این رنگ نمای دیگری دارد.
نمایش "تولد بازی" حالات روحی شخصیت‌‌های نمایش خود را دست‌کاری نکرده است و صرفا به نقش‌پذیری آنها در انعکاسی از جابجایی جنسیت‌شان بسنده می‌کند. بنابراین دچار زن‌پوشی و مردپوشی نمی‌گردد و سنجش خود را بر همین مبنا قرار می‌دهد و برابری‌ میان‌ زن‌ و مرد، را در نه در تضعیف جنس مرد و تقویت جنس زن و نه در کلیشه ‌های جنسیتی در می‌یابد بلکه در موقعیت سازی برای اعضای خانواده و اشتغال برای هر کدام بازنگری می‌کند. نمایش همچنان زن را موجودی زیبا در می‌یابد که شکنندگی‌اش را برای مرد به ارث گذاشته است، اما او را مبدل به یک جنس لطیف نمی‌کند. در این نمایش، جسم زنانه و مردانه با دریغ شدن فیزیولوژیک همراه می‌شوند، تا آنجا که قد کارگر زن به آبگرمکن نمی‌رسد و از پدر خانه‌دار مدد می‌جوید. این تحریم جسمانی، حتی در نقش نان‌آوری مادر خانواده نیز خودنمایی می‌کند، ولیکن نقش معادل مادرسالاری که ما‌به‌ازای پدرسالاری هست را به شکل نسبی از او سلب نمی‌نماید.
نمایش "تولد بازی" در تلاش است که تعریف زیر ساخت‌‌های نگاه جنسیت زده را به صورت پلی دو طرفه از خانه به اجتماع منوط بداند؛ در اینکه این خاصیت آیینه‌نمایی اجتماع است که خانه را نمایان می‌کند و یا بالعکس، نمی‌خواهد بی‌طرف بداند و جامعه‌اش را از خانه و خانواده‌اش می‌شناساند و وزنه‌ی اثرپذیری و تاثیرگذاری را به داخل خانه می‌آورد. خانه‌ای که در آن به باورپذیری تحکمانه‌ی مادری در هنگامه‌ی وعده‌ی غذای آبکی شوخی می‌کند، آن هم شوخی جدی! همانند تناقض موجود در اشک شادی شمع!
http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/141397/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%8A-

http://www.etemadnewspaper.ir/fa/Main/Page/1472/8/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA
آقای کیانی عزیز
بسیار ممنونم از نقد موشکافانه و نگاه تیزبینتون
بسیار خوشحالم که ما رو تماشا کردید
۳۰ دی
@کیمیا کاظمی : خواهش میکنم سرکار خانم

@محمد حسن موسوی کیانی : لطف عالی مستدام جناب موسوی ... برقرار باشید دوست فرهیخته

@سایه قاسمی : سپاس از شما و گروه محترمتان برای خلق یک اثر ارزشمند و جامعه شناسانه

@اروین گالستیان : خواهش میکنم جناب گالستیان عزیز، ... دیدن ادامه » ما هم از ظرافت ها و نکته سنجی های نمایش حظ بردیم
۰۵ بهمن
جناب راقب کیانی
عزیزید..
۰۷ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کی از دل دیگران خبر داره؟
چنددرصد زنها از نگرانی مردها برای امرار معاش و درگیریهای بیرون منزل خبر دارن؟
اینکه پسرها برای تلف نشدن عمرشون توی دو سال سربازی چه تلاشهایی میکنن!
چنددرصد از مردها احساس زنها رو نسبت به مسائل روزمره درک میکنن؟
اینکه علیرغم فقر، به جنین شون دل می بندن!
اینکه از تنها موندن با غریبه ای با چشم ناپاک چقدر عذاب میکشن!
اینکه همیشه سعی میکنن دردهاشون رو پنهان کنن یا در هر وعده ی غذا چقدر باید دقت کنن که همه سیر بشن!
کی از دلشوره همیشگی دخترها خبر داره وقتی هم رازدار مادرها هستن هم نگران رفتن برادرهاشون!
کی میدونه پسرها چقدر زود به این فکر می افتن که سربار خانواده نباشن و کمک حال خانواده باشن و برای این تصمیم، چه خطرها که نمیکنن!
ما کنار همیم ولی شاید از دل هم بیخبر باشیم
با هم حرف نمیزنیم، درددل نمیکنیم!
هرکسی فکر میکنه ... دیدن ادامه » رنج و مسئولیت بیشتری به عهده اش هست!
ولی در این اجرا یادت می افته حواست به دل دیگران هم باشه ...
چقدر خوشحالم که حرفی که تو ذهن همه‌ی ما بود رو انقدر خوب گرفتین خداروشکر و ممنون از نگاه تیزتون
۲۸ دی
آخ که حیف شد
این نمایش قرار گروهی میخواست ...
۰۳ بهمن
بله میثم جان
متاسفانه بخاطر ساعت دیروقت اجرا، امکان هماهنگی قرار میسر نشد
۰۳ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع نمایش خلاقانه و جالب بود: تغییر نقش زن و مرد و با این تغییر خلق موقعیتهای جالب و گاه مضحک. اینکه زن نقش شوهر داشته باشه و مرد نقش زن بدون اینکه وارد شوخیها و حرکات سخیف و کلیشه بشوند، تحسین برانگیز بود. در جامعه مردسالار ما که زحمات و تلاش زنها در نقش همسر و مادر کمتر دیده میشه و کمتر ارج نهاده میشه، ساخت چنین نمایشهایی با این موضوعات قابل تقدیر و زیباست.
بازیها خوب بود و بدون اغراق. دکور مختصر میشد به چند چهارپایه و میز. در زمان تغییر صحنه، بازیگرها به ترتیب ترانه ای میخواندند که خیلی جالب بود.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا
خب چون الهه فرازمند الان خوابه،من بجاش از شما تشکر میکنم برای دیدن اجرا و انرژی خوبتون
لیلا جان دیدن شما توی سالن افتخاریست که خدا چند باری ست داره نصیبمون می‌کنه
۲۸ دی
@ موسوی کیانی : جناب موسوی عزیز، ارادت فراوان
۰۵ بهمن
جناب راقب کیانی..
Me too
۰۶ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ی کار خیلی خوب و خاص و خلاقانه .
بازیها خیلی خوب بود ، همه شون عالی بودن؛ من دورشون بگردم
این سادگی صحنه، راحتیشون برام لذتبخش بود
اونجاها که خودشون صداها رو درمیاوردن مثل اسنپ یا تلویزیون و یا خودشون نقش وسایل رو داشتن، خیلی جالب بود.
متن برام خیلی دوست داشتنی بود و خیلی فکرمو درگیر کرد؛ مررررررسی
کلا کاریه که میشه چند بار دید و هر بار فکر کرد و لذت برد
دمشون گرم ♥️
لطفا حمایت کنید
ممنونم از شما و از انرژی خوبتون
۲۴ دی
خانوم کیان
از این همه انرژی مثبتی که بهمون دادین حسابی کیف کردیم
مرسی که ما رو تماشا کردین
۲۹ دی
ممنون از انرژی بی نظیرتون خانم کیان،خوشحالیم که کار رو دوست داشتین.
۳۰ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
به اعتقاد من این اجرا کاملا رئال وهمزمان کاملا فانتزی بود
تصویری ازیک خانواده در یک قشرمتوسط و به نمایش گذاشتن روابط بین اعضای چهارنفر خانواده که با بازیهای واقعا خوب و طبیعی بازیگران به یهترین شکل اجرا شد قسمت رئال اجرا
واما بازی واقعا دوست داشتنی آقای گالستیان جنبه فانتزی نمایش را به چالش میکشید
ممنون ازهمگیتون بخصوص آقای گالستیان
موفق باشید
ممنون که مارو تماشا کردین و انرژی خوبتون انگیزه ادامه راه ماست
۱۷ دی
از لطف و محبت شما خیلی ممنونم جناب یغمایی
۳۰ دی
فرزانه عزیزم مرسی از این همه انرژی مثبتت و مرسی که تماشامون کردی ❤
۰۲ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید