تیوال زهره مقدم | دیوار
S3 : 06:58:36
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امروز هوا عجیب دلی شد. یا هوای دلی شد. به قولی دو نفره شد. امشب من بودم و تاتز.جای دوست جان خالی بود و سبز البته.
امشب من بودم و سه تا تاتر خوب. هوای خوب سالن خوب و کافه خوب.
باید اقرار کنم از پیشرفتی که سالن نوفل لوشاتو داشته واقعا مشعوف هستم.تغییرات حیاطش تا کافه جدیدالتاسیسش، تا اضافه شدن مسولین و مدیران سالن و گیشه که چه محترمانه و منظم سر ساعت و با حداقل تاخیر نمایش ها رو شروع میکنند و دمای هوای سالن ها زو چک میکنند و حواسشون به همه چیز هست.
المنت های نصب شده در حیاط هوای ملس و خاطره انگیزی بزامون رقم زدند در این شب خاطره انگیز دی ماهی.
به کاقه حتما سر بزنید و از ساندویچ های خونگیش لذت ببرید.
همینطور کیفیت نمایش ها بسیار بالاتر هست.
بروشور برای همه نمایشها، دکور های خوب و اطلاع رسانی کامل در مورد شروع یا تاخیر نمایش ها.
به مدیریت محترم این سالن ... دیدن ادامه » تبریک و خسته نباشید عرض میکنم و از همه کازمندان محترم بخش های مختلف متشکرم.
درود و خسته نباشید.
خدا قوت واقعا..سه تا تیاتر پشت هم :)
با پوبلیکومس ام افتتاح کردید :)
۳ روز پیش، پنجشنبه
خانم ثانی عزیزم من خفنگان رو دیشب دیدم و ظاهرا بو رفع شده بود.
اگه باز چیزی حس کردم حتما بهشون منتقل میکنم که زفع بشه.

اینو یادم رفت بگم که تنها ایرادی که یادم میاد این هست که با شروع نمایش و بسته شدن در ، همچنان سر و ضدای محیط بیرون و اتاق فرمان هر چند ... دیدن ادامه » بم و پایین ولی در سالن شنیده میشه..

وجود یک اعلان برای افراد بیرون از سالن لازم به نظر میرسه که با صدای بالا ضحبت نکنند و از عوامل اتاق فرمان هم خوب، انتظار دیگه ای میره :)
۲ روز پیش، جمعه
چه خوب زهره جان ..حیفه اگه سالن های تاترمون رو هرچند کیفیت های خیلی پایینی دارند اما بدلایل عیر حرفه ای ار دست بدیم :)
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش خفتگان و مردگان i
بخش های فرم و طراحی شون خوب و شاعرانه و زیبا.
اقتباس های مدرن از متون کلاسیک زیاد در سلیقه من نیست اما خلاقیت هاتون جالب بود.
بیان کاراکترهای کمی ضعیف بود و کلیت کار قابل قبول.
خسته نباشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش عشق ثگی i
کار رو خیلی دوست داشتم. متن به نظرم ساده بود نه ضعیف. بازی ها همگی خوب و دکور و طراحی لباس و ریتم درست.
موفق تر باشید.
ایده و لباس و اکت و بازی سگ و گربه به نظرم فوق العاده بود، دوباره هم دوست دارم ببینم این کار رو..

۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم گرفت وقتی بهمون گوشزد کردین به زودی از این سالن بیرون میریم و نمایش تموم میشه.
کارتون رو خیلی دوست داشتم. عجیب و خلاقانه و ضد کلیشه.

دوستان این نمایش رو پیشنهاد میکنم.
تشریف ببرید کار رو ببینید، فیلترهای ذهنی تون رو دربیارید و آبی بهشون بزنید، بعد بگذازید سرجاش، و بعد دوباره برید تیاتر ببینید.
اولین باری یه که دلم میخواست تو کامنت شما دوست ندارم بزنم :)))) خانم مقدم حلالم کن :))))
۳ روز پیش، پنجشنبه
چقدر خوبین شما خانم مقدم ....مهربونیتون افزون باد :-)
۳ روز پیش، پنجشنبه
یه ژانر و سبک متفاوت که وارد دنیای دیگه میکنه آومو
۱۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود برای من. از کارهای متفاوت خوشم میاد.
موضوع حقوق زن و در حالت دو پهلوش مشکلات تراجنسان با توجه به بازی کاراکتر زن توسط مرد.
صداسازی و موسیقی زنده کار خوب بود و برای همین میخوام بگم هیچ نیازی به اهنگ های کیل بیل و امثالهم نبود. بنده خدا داشت صدای هر صحنه ای رو با مهارت در میاورد.
فرم اجرا در بخش های بدون دیالوگ خیلی خوب بود و منو به دنیای کارتون های کودکیم برد با کاراکترهایی که همه جور صدا درمیاودند اما حرف نمیزدند.
بازی ها خوب بود همینطور ریتم کار.
توقع مخاطب از اجرا به خاطر سالنی که درش اجرا میرید بالاست.
شاید در سالنی دیگر راحت تر بود اما اینجا کار سختی پیش رو دارید.
موفق باشید.
زهره مقدم
درباره نمایش اوبو i
یکی از معدود گروه های که استفاده خیلی خوبی از فضای سالن حافظ داشت و با دکور ساده و گیراش و طراحی صحنه عالی به همراه طراحی لباس ها و گریم های خیره کننده تا به آخر کار چشم ببیننده رو نوازش داد.
از تمام دقایق این نمایش لذت بردم و لبخند رضایت از روی صورتم پاک نشد.
خلاصه داستانی که در برگه نوشته شده رو نخونده به دیدن کار رفتم و چه خوب که نخوندم چون ممکن بود نظرم رو عوض کنه!
متن اما عالی دیالوگ ها یک خط در میون ماندگار و وصف حال ما طوری که انگار دارم از تلوزیون اخبار میبنیم!
هزینه ای که برای این نمایش کردید جبران نخواهد شد و من هم متاسفم آقای کارگردان که تعداد شما در گروه از تعداد تماشاگران روی صندلی ها بیشتره..
کاری که شما دانشگاهی خطابش کردید از بسیاری از نمایش های مثلا حرفه ای ای که من در ماه میبینم به راحتی یک سر و گردن بالاتر بود.
دنیای فانتزی و کمدی ... دیدن ادامه » گروتسک گونه ای که با پرداخت های فوق العاده شخصیت ها خلق شده بود رو واقعا دوست داشتم و واقعا دلم نمیخواست کار تموم بشه.
طراحی صدا رو هم از یاد نمیرم که خیلی درست و به جا متن رو همراهی می‌کرد..

به همتون تبریک میگم و با بهترین آرزوها

دوستان هر عزیزی که دعوت من رو برای این تجربه خوشایند قبول میکنه مهمان من هست و اگر کار رو دوست داشت میتونه این زنجیره رو ادامه بده.
خانم مقدم درود بر شما با این فکر و اندیشه بزرگتون.
ای کاش افتخار پیدا میکردم در کنار شما این کار رو میدیدم.
حقیقتا کمی دو دل بودم برای دیدنش ، اما بعد از خووندن متن شما حتما میرم.
۶ روز پیش، دوشنبه
یک عزیز دیگه رو هم همراه کنین من هم بلیت رو تقدیم کنم
۶ روز پیش، دوشنبه
نه زهره جان سپاس عزیزم فقط انگیزه مهم بود:) فرزادجان من خودم تیوال پلاسم دست نخورده باقی مونده سپاس از لطف بیکران دوستان
۶ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو ارت بهترین بخش کار بود که نمیدونم ساخت دست کارگردان همین نمایش هست یا گروه هنری که ازشون در لیست عوامل نام برده شده. سلیقه کارکردان با توجه به استفاده مدوام از ویدیوها و اپیزودهای کوتاهی که از پی هم میامدند و میرفتند استعداد و علاقه ایشون رو بیشتر در بستر سینما نشون میده تا تاتر.

بازیگر مرد نمایش خواسته یا ناخواسته محمدرضای گلزار رو برای من تداعی میکرد.
همون قدر زیبا(؟)ی خفته بدون اکت، بازی و حس. که نکنه اون صورت گچی و مرده با اون اخمی که بهش وصله کرده از حوزه جذابیت خارج بشه و از شابلونی که جلوی آینه روش گذاشته بیرون بزنه.

بازیگر خانم بدون پرداخت شخصیت و قالب لازم برای این کاراکتر بود و بیشتر زحمتی که کشید متاسفانه بی ثمر شد.

داستان قصه سرسری و دیالوگ های شعاری نخ نما و در حد سریال های دست چندم تلوزیونی نوشته شده.

موسیقی لایت کلیشه ... دیدن ادامه » ای انتخاب شده به کرات به محض شروع کردن بازیگر به دیالوگ گویی بعد از مرتبه دوم و سوم فقط ایجاد گارد میکنه وهمون چند تا جمله درست و بجایی که بازیگزان در حال اداش هستند از دست میره یا اصلا زیر اون صدای بلند شنیده نمیشه.

هدف نمایش اما تلنگری بود که با مینی بروشورهای: من هم ازمایش ایدز میدهم پیام زیبایی رو رسوند.

امیدوارم روز به روز پیشرفت داشته باشید و از پتانسیل هایی که دارید استفاده کنید.
موفق باشید.
بدقیقا نظر منو نوشتید خانم مقدم بزرگوار
۲۴ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره گیم تیاتر راز گنجور i
عکسا خیلی جذابه ولی حیف که گیم تاتره ما نمیتونیم دیگه بریم. میزنیم بازی طفل معصوما رو خراب میکنیم!
هانی حسینی، سپهر، رضا غیوری، رامین غفرانی و شکیبا این را خواندند
مهدی (آرش) رزمجو و جهان این را دوست دارند
اتفاقن برای اجرای این بازی_تئاتر به کمک همه نیاز هست.
۲۳ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش خوابمردگی i
یه متن خوب دیگه از سجاد داغستانی. عاشقانه ای در وصف خونمردگی و خوابمرگی و لحظه لحظه ای که داریم زندگی میکنیم و یا شاید فقط داریم به یاد میاریم.
خسته نباشید.
پس واجب شد ببینمش.
۲۲ دی
نمایشه فرزاد خان
۲ روز پیش، جمعه
ممنون
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این متن فوق العاده ست. بار دوم دیدم و حظ بردم از بازی ها. اقای داغستانی یک متن و اجرا ی حرفه ای روی صحنه برد و تعاملش با مخاطب خیلی خوب بود. امیدوارم باز هم اجرا برید.
خانم مقدم عزیز سلام
ممنون از شما و نقد و نظرتون
مفتخر شدیم که برای دومین بار ما رو نگاه کرید ...
۲۳ دی
زنده باشید.
۲۳ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش پرسه های موازی i
خیلی متاسف شدم که اجراتون زودتر از موعد به پایان رسید.
با کمی اغماض کار بدی نبود و زودتر باید میدیدم.
متن کمی بنظر ناپخته و بخشی از دکور در بی سلیقگه گی.
اجرا و بازی ها اما راضی کننده و خوب بود.
خسته نباشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موی سیاه خرس زخمی

در این بخش مطلبی نوشته نشده است.


#موی-خرس-سیاه-زخمی #جابرـرمضانی #هملت #اقتباس #پسران-تاریخ # #دیوار-چهارم-تئاتر #این-یک-پیپ-نیست #memento
یعنی چی
۱۹ دی
آقا ! هشتک ها که همه لنتی طور بودن :)))
۲۰ دی
خب خدا رو شکر.
پول دیگه واسه این یکی نداشتم. :)
۲۰ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن و داستان جالب بود اما اجرا متاسفانه ضعیف.
به جای کلمه فانتزی یه جایگزین دیگه بگذارید چون این متن مربوط به نیم قرن پیشه حداقل.
ویدیو آرت بدجوری تو ذوق میزنه نور و صدا کافی بود.
رفت و آمدهای مکرر و بازی رقصنده در اجرا اصلا جالب نبود.
بازی و بیان دو بازیگر در یک سطح نبود.
زهره مقدم
درباره نمایش تن شوری i
یکم خویشتن داری بفرمایید.
هر صحنه ای که به نظرتون خنده دار میاد لزوما به معنی کمدی بودن یک نمایش نیست.
نهایتا یک پوزخند به عنوان ری اکشن برای چند دقیقه چاشنی کمدی سیاه کافیه.
یکم خویشتن داری بفرمایید.

من قبول دارم شما شخص بسیار پرمشغله،باکلاس، هنری و شیکی هستید!
من کاملا به تیپ هنری خاص شما و لطف و منتی که برای دیدن این نمایش سر من و عوامل اجزا و بقیه تماشاگران این اجزا گذاشتید واقفم!
جسارت من رو ببخشید. عرض من دقیقا برای آرامش خیال شخص اعلی حضرت شماست!
بخاطر خودتون و نه ما، بخاطر خودتون و نه بازیگران، بخاطر خودتون و نه هیچ کس دیگه، اون موبایل رو در حالت بیصدا قرار بدید...

بگذریم...
نمایش خوبی بود و دوست داشتم :)
دیگه از خویشتن داری گذشته...
۱۷ دی
خدایا بسه دیگه خسته شدیییم ...
( سپس به شدت میگریَد )
۱۸ دی
تنها اعلی حضرت که نبود، سرکار عالیه هم بود
۱۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به جز صحنه هایی که با تماشاگر مستقیم صحبت میشد و دیالوگ های تکراری که حدودا نیم ساعت کار رو کش داده بود ، خیلی لذت بردم و تاتر خیلی خوبی بود. اینجاست که میگن دود از کنده بلند میشه. هم استعاره از بازیگران هم کارگردانی و پرداخت زیبای کارگردان شریف.
موضوع این نمایش برای کارگردانی که سالی یک نمایش می سازه اون هم در این ابعاد بسیار قابل توجه بود و اشاراتی که به محدودیت های زنان در جامعه ما داشت بسیار ستودنی.
خانم مقدم کجاها با مخاطب مستقیم صحبت میشد؟ یادم نمیاد
منظورتون خدمتکارهان که اوضاع درونی و باطنی دخترها رو وصف میکردن؟
۱۶ دی
بله اقای مرادی دقیقا درست میفرمایید..البته صدای ذهن نبودند چون باید زبان اول شخص مفرد صحبت میکردند به نظرم تا صدای ذهن میبودند..بیشتر همون آگاهی و فاصله گذاری که فرمودید

خانم مقدم سپاس از شما و برخلاف شما من اون بخش ها رو اتفاقا بیشتر از بخش های دیگه ... دیدن ادامه » دوست داشتم و پر قدرت تر هم اجرا شد به نظرم
۱۷ دی
جناب ابراهیم صدای ذهن منظورم اون صحنه ای بود که رو تخت بودند و داشتند فکرای تو ذهنشون بلند میخوندند
۱۷ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره فیلم قانون مورفی i
بهترین واژه ای که میتونم برای این فیلم پیدا کنم "چپاندن" هست. که اگر کمی بهتر انجام میشد جایگزین های بهتری مثل جا دادن هم میتونست باشه. اما اینجا قطعا چپاندن واژه بهتریه.
از پوستر شروع میکنم که برای دوستانی که فیلم رو ندیدن ملموس باشه. چپاندن تصویر دلقکی که کلا ده دقیقه در فیلم بازی میگنه برای جلب مخاطب کمدی پسند از نوعی هست که بدونه فیلم برای خودش ، خانم ، بچه ها و همه همراهان مناسبه.
و جهت اطلاعتون اضافه میکنم که عزیزان موجود در فیلم شامل هادی کاظمی و سروش صحت هم جمعا بیست دقیقه بازی دارند.
متاسفانه یا خوشبختانه به دلیل قطع و وصل شدن فیلم در حال اجرای روز گذشته پردیس چارسو که چیزی بالغ بر هفت بار بود مجبور به ترک سالن شدم و دیگه هنرنمایی خود رامبد جوان رو ندیدم. چون گویا خودش رو هم در صحنه های اخر فیلم چپانده. ولی تا همونجا که دیدم می تونم ... دیدن ادامه » بگم یک تشت پلاستیکی مدرن دیدم که از صحنه های مختلف ماشین و دزد و پلیس بازی تا هنرنمایی فیلمبردار با مونوپاد و شوخی های تکراری مست خوردن و چت زدن و عرق کردن و دقایقی از رقصیدن سیروس گرجستانی... در فیلم "چپانده" شده.

در نظر بگیرید اینجا هالیوود نیست و شما میخواید یک فیلم به اون سبک بسازید. کمی عناصر مختلفه مانند موزیک و ماشین اسم و رسم دار و فیلتر رنگ و دو بازیگر جوان را با هم آمیخته و صحنه های اکشن تولید میکنید. حالا قصه چیه؟ دو تا پلیس در حال تعقیب یک دزد با ساک هستن که به شکل عجیبی از ماسک رنگارنگی استفاده کرده با دلیل نامشخص، و حتی نشسته سر فرصت صورتش رو هم سفید رنگ کرده! در حالیکه من بدون تجربه دزدی یا فیملسازی و با دیدن همون فیلم هایی که بچها های سازنده این فیلم دیدن میتونم حدس بزنم ماسک باید بتونه با یک حرکت در زمان مناسب برداشته باشه و جلب توجه نکنه!
در جایی دیگر صحنه های تعقیب و گریز به بازار محلی میکشه و فیلمبرداری هوایی خوبی داریم. که یه دفعه کارگردان محترم تصمیم میگیره حالا که مونوپاد اون بالاست یک تصویر لند اسکیپ از محوطه دریای شهر مزبور شمالی هم به بیننده بده! ( تصور کنید وسط تعقیب و گریز ) و بعد با یگ کات ناشیانه یکباره دو پلیس محترم رو در حال دویدن در جنگل میبینیم... اینم بگم که این دو تا پلیس مثلا حرفه ای ( یا شایدم خنگ که دلیل اخراج شدنشون همینه) در همه زمان تعقیب و گریز با هم و از یک مسیر شخص فراری رو دنبال میکنند! حالا شایدم درستش اینه و فیلم های آمریکایی مبتدیانه عمل میکنند که پلیس ها از جهت های مختلف دزد رو دنبال میکنند..

نتیجه ای که من گرفتم این بود که ما آدم کار بلد زیاد داریم. اما متاسفانه هنوز قصه خوب نداریم. نویسنده صبور و با سواد و کمی منطقی!
یه جاهایی از دیدگاه‌هاتون اختلاط فضای کمدی با جدی هست..ولی عمدتا در مورد کات‌ها و ناموزون بودن ترکیب تکنیک‌ها درست می‌فرمایید..گرچه همه جا بی‌ربط نبود
۱۵ دی
فیلمی نبود که بشه تحلیل کرد. فقط واسه سرگرمی و مقداری خنده خوب بود.
مونوپاد نه، تصاویر هلی شات که معمولا با کوادکوپتر گرفته میشه، مونوپاد کاربرد متفاوتی داره
۵ روز پیش، سه‌شنبه
مرسی آقای محمودیان
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش لافکادیو i
آویشن بیکایی رو خیلی دوست دارم از نمایش مهاجران و مارکس در سوهو. شل سیلور اشتاین هم که عالیه.. کاش برسم تا اونجا بیام
علی جباری، بابک و ایمان قندی این را خواندند
ابرشیر و مهدی (آرش) رزمجو این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در قدیم ترها ناحیه ای موسوم به چار پاره یا چار راه منزلگاه مردمانی از نسل مادها و زیر سلطه نرها بوده که هر دو تحت لوای مردمانی دیگر می زیستند.
آنان سخت ترین شرایط زیستی را پس از تجربه انسان ها در غار و دوره شکارگری داشتند...
آن ها از صبح تا شب کار می کردند، سپس همه دارایی خود را در عرصه هنر خرج نموده و به دیدن نمایش می رفتند.تازه آن مقدار پولی که ته جیبشان میماند هم درکافه بین دیدن نمایش ها خرج میشد.
در هیچ یک از برهه های تاریخ آریا و خاور های دور و نزدیک آن زمان بالاخص فلات های آن منطقه یا اصلا کل جهان دوره مشابهی در تاریخ جغرافیایی و اقتصادی انسان های ثانویه یافت نشده است.
همچنان از سرنوشت مردمان در این عصر خبری در دست نبوده و دانشمندان حدس میزنند مردمانی که از این عصر و شرایط عجیب تاریخی جان سالم به در برده اند، مهاجرت کرده و به دیگر مناطق جهان ... دیدن ادامه » مانند تفلیس، سیبریانا و زحل و ... رفته باشند.
بقایایی چند از این دوره شامل ردیف استخوان های چند انسان در یک خط در تحقیقات زمین شناسی موسوم به : (ترسناک و ترسناک تر: زلزله یا خطر تحصیل؟ ) یافت شده، که پس از تحقیقات بسیار احتمال آن میرود که تجمع این گونه را در صف: یارانه(سابقا کوپن)، بلیت خارج از ظرفیت و یا تاکسی های ونک گوهردشت نشان میدهد.

دانشمندان این تجمعات را که به جای اعتراض به شرایط موجود، به تشویق آن میپرداخته است را دلیل اصلی انقراض این گونه بشری میدانند.
بار سنگین، ماه پنهان، اسبِ لاغر نابلد
ره خطا بود و علامت گنگ و رهبر نابلد!

ما توکّل کرده بودیم این ولی کافی نبود
نیل تر بود و عصا خشک و پیمبر نابلد!

از چه می خواهی بدانی؟ هیچیک از ما نماند
دشمن از هر سو نمایان ما و لشکر نابلد

از ... دیدن ادامه » سرم پرسی؟ جز این در خاطرم چیزی نماند
تیغ چرخان بود و گردن نازک و سر نابلد!

مُشتهامان را گره کردیم اما ای دریغ
مُشتی از ما سُست پیمان ، مشتِ دیگر نابلد!

گاه غافل سر بریدیم از برادرهای خویش
دید اندک بود و شب تاریک و خنجر نابلد!

نامه ها بستیم بر پاشان ، دریغ از یک جواب
باز و شاهین تیزچنگال و کبوتر نابلد!

کشتی ما واژگون شد تا نخستین موج دید
ناخدای ما دروغین بود و لنگر نابلد...
.
.
#حسین_جنتی
۰۹ دی
عالی بودد
۱۰ دی
درود بر شما خانم مقدم
۱۰ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کامنت های روی سایت بلیت فروشی این نمایش ها خیلی بامزه و خاطره انگیز هستند!
برای این نمایش که فقط یه نفر کامنت گذاشته، و وزنش هم معلوم هست
۱۰ دی
آقای غیوری، کارتون خیلی درسته که از روی کامنت، وزن طرفو متوجه می شین! :)
۲۴ دی
منظورم وزن کامنت بود، نه نویسنده اش
۶ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش بالستیک زخم i
باز هم به خاطر ۵ دقیقه تداخل با کار بعدی نمیشه تو مولوی پشت سر هم کار دید.
مهدی (آرش) رزمجو این را خواند
فرزاد جعفریان این را دوست دارد
یعنی واقعا انقد سخته ست کردن این موضوع؟؟!! هربارم این اتفاق میفته و قطعااا هم براشون واضحه که این‌طوریه ولی باز همون آش و همون کاسه!
۰۹ دی
بله سالن های دولتی از نداشتن یک عدد دلسوز و خدایی نکرده به فکر مردم رنج میبرند.
۰۹ دی
خوبه سودشم برای خودشونه..کی میاد این‌طوری دوبل سوبل نمایش ببینه؟! و بهشون اهمیت بده.
۰۹ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید