تیوال زهره مقدم | دیوار
S3 : 00:41:18
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
زهره مقدم
درباره نمایش نسخه ویراستار i
این نمایش اجرای گیرایی نیست. بازیگر توان خوبی داره در "از بر کردن" متن و شاید هرازگاهی بداهه پردازی، اما ایده جذابی که در ذهن کارگردان از یک ذهن مریض بوده شکل نگرفته.
ایراد توامان با متن غیرجذاب این کار، پرداختن تمام و کمال اجراگر به جابجایی اجسام داخل صحنه ست که ناخوداگاه حس کم اهمیتی به تماشاگر رو القا میکنه.
انگار کسی داره با شما حرف میزنه اما اصلا حواسش به شما نیست. این ناخوداگاه باعث فاصله گرفتن شنونده از گوینده و حتی عصبانیتش میشه.
لحظاتی هم هست که بازیگر رو به تماشاگر جملاتی رو ماشینی ادا میکنه که باز اونقد گیرا و میخکوب کننده نیست که اجرا رو از حالت یکنواخت و تکراری خودش خارج کنه.
یکی دو سال پیش تجربه مشابه این کار با عنوان نشر اکاذیت به قصد ... در شهرزاد اجرا رفت با متنی به مراتب شیرین تر و نوستالژیک تر که اون هم موفقیت چندانی نداشت.
کلا ... دیدن ادامه » نوشته های این چنینی برای نسل امروز جذابیت بالایی نداره و به راحتی نمیشه در ذهن مخاطب موندگار و خاطره سازش کرد. مخصوصا با لایه های یک ذهن مریض، ایده اصلی پشت این نمایش.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره مستند اسرار دریاچه i
این فیلم به زیبایی رسالت خودش رو در مقام مستند به جا گذاشته. مکانی شاید فراموش شده که دوباره نیاز به مکاشفه ش با پایان این فیلم شکل گرفت.

تعریف های دوستان به قدری هست که نیازی به تکرار مکررات نباشه.
فقط دو نکته جالب به ذهنم میرسه اول اینکه فیلم ساز با هنرمندی ضعف یا کمبودهای موجود در مسیر رو به موقعیت ( تبدیل تهدید به فرصت) میکنه و مثلا جایی که صخره نوردان امکان موندن در کوه زندان رو ندارند، به سادگی پلان رو با این جمله تموم میکنه: ما فهمیدیم که اینجا میشه زنده موند، پس میریم به عمق دریاچه!
و دوم باید بگم نمره ش از ۱۰ رو ۹ میدم. بخاطر بستر خوبی که برای حضور خودشون در فیلم بوده و ازش استفاده نمیکنند و به مردم اون منطقه هم نزدیک نمیشند.
در واقع این فیلم میتونست مکاشفه کامل اون جغرافیا باشه اما بر اساس اسرار صرفا دریاچه ساخته شد، که فکت زیادی هم ازش ... دیدن ادامه » در نیومد چون امکان بررسیش نبود و به ایندگان سپرده شد.

برای اولین بار مشتاقم قسمت دوم یک فیلم مستند ساخته بشه در این فیلم بر اساس گنجینه های کف دریاچه و مراحل کشف شون.

این فیلم یکی از جامانده های جشنواره پارسال بود که حسرت ندیدنش رو خیلی میخوردم . و نشون میده اگر قرار بر حمایت از فیلمی باشه ، مخاطب جامونده ماه ها بعد هم شانس دیدن یک فیلم رو خواهد داشت.
کاش برای همه این حمایت ها وجود می‌داشت.
انقدر رسالتشو خوب انجام داد که یه هفته بعد دیدنش پاشدیم رفتیم تخت سلیمان، از نزدیک ببینیمش :)
۲ روز پیش، یکشنبه
به غیر از اینکه واقعا دلم می خواد قسمت دومش ساخته بشه
دلم می خواد واقعا از انتهای دریاچه چیزی رو کشف کنند البته این اتفاق ممکنه مثل خیلی از چیزهای دیگه به نابودی دریاچه ختم بشه
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره فیلم گندم i
از دسته خواب اورهای بدون عوارض.
واقعیتش نمیشه بهش گفت فیلم بی ارزش، ولی دچار نوعی تنبلی در اوج و فرود و مبتلا کردن بیننده به قصه ست.
طراحی های صحنه بسیار ریزبینانه و جذاب و لوکیشن ها به لطف همین ربات و کامپیوترهای ضد انسان لعنتی خوب در اومدن.
متاسفانه یا خوشبختانه در ژانر اخرالزمانی کارهای بدیع و قوی زیادی دیدیم و کمی کوتاهی در یک فیلم به راحتی میتونه بیننده رو دلسرد از تماشای ادامه ش کنه.
فاطمه، امیرمسعود فدائی و سپهر این را خواندند
امیر مسعود و امیر عسگرزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حدودا ۴۰ دقیقه از فیلم و دیدم و از سینما زدم بیرون.
نمیدونم پانته ا بهرام تو این فیلم سفارشی چی کار میکنه کنار بازیگران درجه دو که هیچ کدوم ارتباطی یه نقششون ندارند.
به هر دلیلی که اون رو هم نمیدونم موج فیلم‌های مرتبط با اجتماع افغان بعد از جشنواره حقیقت همچنان ادامه داره و فیلم‌های خوبی هم بینشون بوده. اینه که عجیبه با این همه سوژه خوب و بازیگر افغان خوب‌تر چه احتیاجی به افغان نشون دادن امین زندگانی!! و افشین سنگ چاپ!! هست، اون هم در یک کوره اجر پزی که تعداد ایرانی های شاغل در این کوره ها توی ایران از افغان ها بیشتر هست، پس چرا همچین سوژه ای انتخاب میشه جای سوال داره..
متن به شدت سفارشی و بدون محتوا و کارگردانی در حد یک تله فیلم با سبک ساخته های بی ارزش تلوزیونی با کارگردانی وابسته به قاب بندی فیلمبردار که به شکل حماسی دست به خلق اسطوره های بولد ... دیدن ادامه » شده ادم های خوب و بد میزنه..

بخشی از فیلم: ( مثلا با لهجه افغان بخونید که البته علی رغم تلاش دو عزیز بیشتر شبیه لهجه بندری میشه تا افغان..)
+اگر پیداش کنم اتیشش میزنم.. جزای زن فراری سوختاندن اس.
- نه اینجا از ای خبرا نیس! اینجا ایرانه! زن ها ارج و قرب دارن!! خیال نکن میتونی هر بلایی سر زن بیاری!!

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش مانستر i
تا حدی برای من عروس تعریفی در اومد. منظور در حدی که فکر میکردم نبود. شاید هم به خاطر شرایط سخت اجرا شامل نداشتن دید در ردیف ۶ و صدای بسیار بسیار بلند موزیک و صداهای اجرا بود که تمام مدت میخاستم گوشامو بگیرم.
ایرادم از این اجرا اینه که حالا که اینهمه خوب، چرا عالی نه؟
متن فقط یکم دیگه کار داشت که بالانس بشه، بازی ها یکم دیگه نیاز بود که یکدست بشه ... زحمت زیادی برای کار کشیده شده ولی ارتباط مکفی رو نتونستم بگیرم.
۱۵ نفر این را خواندند
سپهر این را دوست دارد
زهره جان، حال خانم رضی چطور بود؟
یکی دوشب پیش خوندم که گویا تصادف کرده بودن...
:(
۴ روز پیش، جمعه
بهتر بودن ظاهرا. ایشون بازی خیلی پیچیده ای انجام میدن نمیشه فهمید اختلالات حرکتی جزو بازیه یا غیر عمدی:)
۴ روز پیش، جمعه
بچه م :(
۴ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش نیم فاصله i
نمایش دوست داشتنی و ساده و پر حرفی بود. آفرین.
تبریک که نه تهیه کننده مشهوری پشت کارتون هست، نه نمایشتون کمدیه و نه به هر در و دیواری برای پر کردن نوار دست زدید. با این حال نتیجه یک اجرای به به یاد موندنی و متفاوت هست.
خسته نباشید.
در مورد داستان کار هم کمی توضیح می دین؟
۴ روز پیش، جمعه
راه رفتن به معنای میزانسن و از نمایش رادیویی خارج شدن نیست
۳ روز پیش، شنبه
مرسی از اشتراک گذاری اطلاعاتتون خانم هرندی
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره فیلم صدای آهسته i
من فک میکنم ما می‌تونیم به هم کمک کنیم.
مردی (که خاطره می‌خرید و مردم رو از دست اونا رها می‌کرد) این ژاکت رو به من داد. معامله خوبی هم بود.
حالا فقط به چند تا خاطره احتیاج دارم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش به سوی سوئد! شما برید ماهم پشت سرتون عزیزان.
امیرمسعود فدائی این را خواند
امیر مسعود، سپهر و امیر عسگرزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده ای هدر رفته و ناکام. قطع و وصل ها درست جاییکه مستند باید تنه عریان خودش رو نشون بده و فیلمساز از بیانش هراس نداشته باشه.
بدون پرداخت قهرمان فیلم که اجازه همذات پنداری رو به مخاطب نمیده به حز یکی دو صحنه، وقتی اشاره میکنه که ۵ تا بچه دارم و جایی با بچه ش پشت تلفن صحبت میکنه.
همه بار فیلم روی دوش خانم خبرنگاری هست که هیچی ازش نمیدونیم و منتظریم جایی بشناسیمش.
اگر فیلم بعد از جشنواره کوتاه یا سانسور نشده باشه با پایانی که دیدم اخرش هم رها، رها میشه.
انتظارم خیلی بیشتر بود. با وجود اینکه بسیار احساساتی شدم و سراسر فیلم اشک ریختم، مستند قوی ای نبود و به جز یکی دو پلان ایده طراحی ساخت خاصی نداشت.

* جنگ میخای یا قلب؟
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و سپهر این را خواندند
امیر عسگرزاده این را دوست دارد
«ایده ای هدر رفته و ناکام» ... مثل همیشه عالی می نویسید!
۲ روز پیش، یکشنبه
ممنونم جناب عسگرزاده. لطف چشمان شماست.
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش بیگانه در خانه i
تغییرات انجام شده در کار رو نسبت به شب اول دوست داشتم. با دیدن دوباره‌اش یک فرضیه ای از ابتدا برام شکل گرفت مبنی بر اینکه ادعای شوهر در مورد اون اکانت دروغه و خودش نیست، چون در صحنه اول زمانی که بازیگز زن در حال جواب دادن پیام هاست گوشی دست شوهرش نیست، که البته به سادگی قابل رده با وجود نداشتن آنتن موبایل توی خونه که پیام ها با تاخیر میرسن.. ولی هنوز دارم بهش فکر میکنم.

بیگانه های این نمایش موازی با هم در قصه پیش می‌رند و یکی یکی خودشون رو نشون می دند. پیرزن، فیلمبردار، اکانت فیک، محتوای جعبه و رابطه زن و شوهر.
مهمترینشون کاراکتر زن هست که به شکل واضح رابطه سرد و بدون حرارتی با شوهرش داره و با توجه به اینکه زبانش در سطح پایینتری از همسرش هست و مشکل اقامتی هم داره و کار نمیکنه به راحتی حکم بیگانه ای در اون کشور رو پیدا میکنه که شبهه موندن در این زندگی رو بر حسب نیاز تقویت میکنه.

پیرزن همسایه با سرک کشیدن مدام در خونه به دنبال پیدا کردن حس گمشده ش در سال های جوانیش هست که با جعبه وارد داستان و با قاب عکسش خاج میشه.
چیزهای زیادی در موردش هست که گنگه مثل دوشنبه ها، تمرین آواز و ..
فضای سینمایی کلاسیک کار و موهوم بودنش جذابه و فیلمبرداری همزمان خیلی حرفه ای انجام شده.
جزییاتی در دکور هست که نمیدونم تصادفیه یا عمدی مثل خاموش بودن یکی از لوسترهای دیواری و نور پشت پنجره در بعضی اپیزودها.
نورپردازی و تعویض پرده (بدون کات!) خیلی جالب انجام شده. مثل رفتن نور و شب شدن یا برعکس.

بیگانه دیگری هم در سالن هست با عنوان "تماشاگر"
اگر این نمایش رو ادامه ای بر «این یک پیپ نیست» در نظر بگیریم که در نمایش هم بهش اشاره میشه و تشابهات زیادی بین دو کار هست، شخصیت اصلی نمایش "فی فی " هست که هیچ کس نمیتونه ببینتش اما در فضای رعب آور و سورئال و جنایی و عجیب و غریب جهان نمایش، از همه زنده تر و طبیعی تره، چون مریض میشه، بهتر میشه، می خوابه و دکتر میره و ..

حواشی این نمایش زیاد بود. دلیلش رو نمیدونم. کلیت کار مثل همیشه متفاوت و جذاب بود و به یاد موندنی. هر چند هنوز پیپ به نظرم نه تنها بهتر، که یک "اتفاق نادر" بود و بیشتر دوستش داشتم.
خسته ... دیدن ادامه » نباشید به همه دست اندرکاران این نمایش پیچیده و سخت در اجرا.
موفق باشید.

بنظرم بیگانه در خانه رو بیشتر رئالیسم جادویی میتونم در نظر بگیرمش تا سورئال، چون فقط یک عنصر غیر معمول در دنیایی واقعی بود.
۲۴ دی
بله ممکنه.. مرسی
۲۴ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش شیر خشک i
نمایش در جاهایی فضای اودیسه فضایی کوبریک با همون ریتم کند و اسلوموشن شده رو تداعی میکرد و موسیقی و دکور به این حال و هوا کمک می کرد.
از منظر روایت سیاسی کار ارجاعات خوب و جالبی داشت و اگر مدت زمان طولانی تماشاگر رو خسته نمی‌کرد با یک اجرای مینیمال و قیمت پایینتر می تونست مخصوصا برای قشر هنری از جرگه عکاس و نقاش و ... بسیار جالب توجه باشه
خسته نباشید.
زهره مقدم
درباره مستند چی چکا قصه شب i
خوش ساخت، دوست داشتنی، معاصر، بی طرف
تدوین عالی، قاب بندی جذاب، خوش رنگ و لعاب
پرداخت جغرافیایی مناسب، لحظات شاد و کمدی گنجونده شده در جای درست و موسیقی زیبا با ترجمه به جا و ترانه های ملموس بومی...
هر چقدر بگم باز هم نمیتونه همه بخش های این بیوگرافی جذاب رو بیان کنه.
دوستداران موسیقی، مستند، سینما، نوستالژی و و و قطعا تجربه جذاب دیدن این فیلم رو فراموش نمیکنند.
زهره مقدم
درباره مجموعه یلدای کوتاه i
کالکشن متوسطی بود.
امیرمسعود فدائی و سپهر این را خواندند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر کدام از شما
جوان و بیگناه
خواهران من
برادران من
بی نسبت خونی
بی آنکه دیده باشمتان

چه در اتوبوس
چه در هواپیما
چه در جاده و چه در آسمان

هر بار که پر میکشید گره این طناب محکم تر می‌شود
و گردن من بی جان تر
و بی رمق تر برای کشیدن نفس

این ... دیدن ادامه » عکس ها بچه های منند
این کیف و کفش خواهر من است
این که خوابیده بی شکل و بی جان برادرم
تحمل رفتنتان در توانم نیست
دیگر نیست
خواهش میکنم بس است.
زهره مقدم
درباره فیلم حوا مریم عایشه i
فیلم خوش ساخت و واقع گرا، به دور از مبالغه و مظلوم نمایی و بی نیاز از فریاد کردن وضعیت سیاسی افغانستان، صرفا به روایت سه گانه یک قصه اجتماعی و امروزی میپردازه و با طمانینه و طنازی دوربین، ریزبینی کارگردان رو به تصویر میکشه. و چه زیبا قاب های ساده و چشم نواز بیادموندنیش رو در فیلم گنجونده...
عروس تنها در همهمه
عروس خزان زده
و عروس سیاه پوش زیر نقاب
مختصر و مفید نوشتید و در عین حال، خوب، خیلی خوب! ممنون.
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب سکته کردم:( تک و تنها تو سالن فسقلی vip کوروش بودم! یکساعتش و بیشتر نتونستم ببینم:( من میترسم از این قضایای روح و اسمشو نبر و اینا :(((( یکی بگه آخرش چی میشه :(((
سلام خانم مقدم
من روزی که دیدم شب تا صبح کابوس دیدم درصورتی که کلا خواب یادم نمی مونه
اخرش رو که نوشته بود
من فکر میکنم داستان فیلم واقعی نیست
۱۸ دی
خب پس اشتباه نکردم برای حذفش از فهرستم )
۱۹ دی
لطفا این فیلم رو از فهرستتون حذف نکنید.
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره فیلم زغال i
کوهی
از جنس درخت
شاخه هایت تکیه گاه حوا

"آدم"
با قلب پر از درد
مامن آب و اسب و دل کوچک گاوها

افسوس که بخت کوتاه است.
هر چند زمین آدمیان بزرگ
سهم تو سوختن مداوم
سهم تو "زغال"
نامت "پدر" است.
زهره مقدم
درباره نمایش جان و جو i
فقیرها هم به بهشت می روند.

کار جالب و تمیزی بود. میون لایه لایه های عمیق هنری! تاترهای امروز،
لازم داشتم یک کار ساده و روان و بی شیله پیله.
خسته نباشید.
زهره مقدم
درباره نمایش ولپُن i
این انتقاد از مهدی کوشکی هست که خودش رو تکرار میکنه، باید بگم من اصلا مشکلی با این قضیه ندارم:)
کارهاش مثل یک سریال میمونه که هر ماه یک قسمتش در میاد و شخصیت اصلی کارتون هر دفعه یه جاس. مهدی در ونیز، مهدی و ماجراهای سگ کشی، مهدی در خیابان های تهران... با همون اداها و بی اعصاب و خسته و فحش دادنا ( مگسسسسس :))) ولی تو ولپن این سری بیشتر از اینکه حواسم پی مهدی باشه چارچشمی بازی مصطفی کوشکی رو نگاه میکردم.. و باید خواهش کنم اقا!!! خواهشا بیشتر بازی کنین:))) ینی عالی بوداااا!
نمیدونم چرا احساس میکنم رنگ و لعاب یا شاید ریتم اجرای ایرانشهر یکم بهتر بود، ولی این اجرا هم با بازی های خوب همه بازیگران و سبک متفاوتش باز جذاب بود.
خسته نباشید.
زهره مقدم
درباره نمایش ۳/۱۴ i
نمایش خوبی بود و به عنوان اجرای شب اول راضی کننده. به جز آهنگ های بیخودی که برای پرده عوض کردن انتخاب شده ایراد خاصی تو کار ندیدم. تایم نمایش هم اندازه بود پرده ها رو بیش از حد کش نمیداد. خسته نباشید و ...

* سالن تاتر بزرگسالان جای خردسالان نیست.
خانم مقدم ممنونم از حضورتون و نظراتتون.برای حضور کودک در سالن عذرخواهی میکنم.خودمم نفهمیدم چه کسانی بودند و چرا اجازه ورود داده شده بود.سپاس از شما
۱۷ دی
ممنون از حضورتون و خوشحالم که راضی بودید.
۱۷ دی
ارادتمند گروه متشخص و سالن بی نظیر هامون.
۱۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید