تیوال زهره مقدم | دیوار
S2 : 18:46:01
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
زهره مقدم
درباره نمایش جنگ بازی i
اگه تا حالا از قصه های جنگ شنیدید و بغض کردید، اگه شده با کسی از اهالی جنوب با لهجه شیرین و نمکی توامانش برخورد کنید، اگه لاف زدنشون و شنیدید خندیدید یا باور کردید، اگه قصه بچه هایی که بازی میکردن و یه دقه بعد دیگه نبودن و یه چال منفجر شده رو زمین ازشون مونده رو شنیدید، اگه دلتون یه اجرای بومی از بچه های باحال جنوبی رو میخاد، اگه غرغرهای منو راجب احراهایی که موسیقی زنده وصله نچسبه شونه رو شنیدید و میخاید یه اجرا ببینید که موسیقی اصیل جنوب مکملشه، اگه میخواید دختر بندری بانمک و شر و شور و پسر جنوبی شیطون و از نزدیک ببینید، اگه میخاید صندلی های نو نوار سالن انتظامی رو ببینید!، اگه کنجکاوید پانته‌آ‌بهرام چرا تهیه کننده یه نمایش بی سر و صدا و مهجور در سالن انتظامی شده،،،، دست یک بچه ۱۰ /۱۲ ساله رو بگیرید و برید برای دیدن این اجرا.
صندلی های سالن رو ... دیدن ادامه » پر کنید و لذت ببرید از تاتر بومی و موزیکال و اکتیو و خاطره انگیز نمایش جنگ بازی.
بخندید و بغض کنید و ایستاده و طولانی براشون کف بزنید..

گفتنی ها در مورد اجرا در اسمش خلاصه میشه:
بازی،بازی بود. دنیای کودکانه ای که فقط میخواستی هواپیما تو آسمون نباشه...
همممممه ی اینایی که گفتی رو دلم خواست :دی

جدی برای بچه ها مناسبه؟
۲ روز پیش، دوشنبه
ممنون از شما که دیدن اجرای این نمایش رو پیشنهاد دادین. که دوستان ببینن حیف هست که دیده نمیشه
دیروز
ممنون از شما خانم مقدم
۱۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش تجربه های اخیر i
جالبه عکس هایی که از این نمایش منتشر شده پر از رنگ و لعاب و زندگی هستند اما احرایی که دیدم به نظر سیاه و سفید و در دنیای مردگان اتفاق افتاد که یکی از ملموس ترین اجراها به این متن بود.
دکور ایستا و چوبی و بازی هایی که در چشم ها و اکت های ایزوله شده بدن به خوبی مینیمالیزه شده و حس رئالیسم جادویی قصه ای دیگه از شهر ماکوندوی گارسیا مارکز رو در خلال بین دو جنگ جهانی برای من روایت میکنه.
این نمایش یاداور میشه برای یک اجرای تمیز و مکفی نیازی به هایلایت کردن جزییات نیست و هر گوشه از سالن دید و تجربه منحصر به فرد خودش رو داره.
روبروی من چاقوی سرد و اهنین تنها عنصر پایدار دکور در مقابله با قرن پوسیده چوبی جهان داستان بود و جالب این که در نمایش هیچ بازی ای نداشت و باید حضورش رو در متن جستجو میکردی..
گویش ها در ابتدا به حالت زمزمه و در گوشی نزدیکی کاراکترها رو ... دیدن ادامه » به لحاظ حسی تداعی میکنه و این در تقابل با فاصله فیزیکی شون هست و از همون ابتدا شکستن قواعد فضا،زمان و مکان رو برای دیدن یک اجرای متفاوت به بیننده میده.
خوشبختانه احرا در سکوت کامل و بدون عکاس و صدای موبایل و غیره با حضور یک گروه حرفه ای و همراهی تماشاگران حرفه ای برگزار و شب خوبی رو رقم زد.
تبریک به گروه محترم و خسته نباشید.
زهره مقدم
درباره نمایش آشویتس زنان i
از متوقف شدن این اجرا واقعا ناراحتم. دلم میخواست بگم از تولد یک ستاره به نام صبا سرور که درخشیدنش رو در ماجرای عجیب سگی در شب دیده بودم و بی اندازه دوست داشتم. بگم از شایلین اسداللهی که نشون داد با گزیده کاری و کارگردانی درست می تونه بازیگر قدری باشه.
دلم می‌خواست بگم به آقای صفری که بازیشون در اینجا رو با صدای گیرا و چهره کاریزماتیکشون از کارگردانی کرونوس بیشتر دوست داشتم. بگم از موسیقی زنده که بنظرم کارهای این گروه بهش بی نیاز هست .. و و و.
اما خوب کمی کوتاه بینی و مشکلات پیش آمده باعث از بین رفتن این اجرای دیدنی و زیبا شد و یکبار دیگه مشکلات بستر تئاتر، دامن گیر یک اجرای دیگه.

از آشنایی و گفتگو با زوج متواضع و خوش‌صحبت سازنده این نمایش بسیار مشعوف شدم و امید دارم دوستی شکل گرفته شون با بچه های انحمن حمایت از تماشاگران پایدار و فرصت گفتگو و دردل ... دیدن ادامه » هامون بیشتر از شب پیش بشه.
خانم مقدم عزیز ممنونم از لطف و محبت شما
بدون شک اتفاق دیشب برای ما هم اتفاقی جذاب و پر از نکته و البته انگیزه بود
حضور تماشاگرانی چون شما خود منو به شخصه به ادامه راه دلگرم می کنه
امیدوارم با کمک عزیزانی چون شما بتونیم به ترتیب تماشاگر تئاتر (فارغ از ... دیدن ادامه » برداشت منفی از کلام) بپردازیم
عرض کنم که من و همسرم رها حاجی زینل و همچنین کافه پلاتو سه گانه همواره میزبان شما خواهیم بود
به امید خدا در آثار بعدی هم تمام ضعف ها را ترمیم خواهیم کرد
زنده باشید
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش باگ i
کار و دیشب دیدم و باید بگم ارزش دیدن داشت و با حس رضایت از سالن بیرون اومدم. کارگردان خواستن در تیوال درج نظر بکنیم و نقد. گرچه ظاهرا اینجا تشریف ندارند و پاسخی به کامنت های قبلی ازشون ندیدم. اما مواردی که به نظرم میاد رو عرض میکنم چون به نظرم کار پتانسیل خوبی داشت.

دوستان عزیز بزرگترین ایراد کار شما جابجایی متعدد صحنه و اکسسوار هست. با توجه به متنی که عامدانه جابجا نوشته شده و اپیزودها یکی پس از دیگری در مکان‌های متفاوت اتفاق میفتند، ساده انگارانه ست که هر بار با کم کردن نور اقدام به جابجایی چند صندلی بکنید و تماشاگر رو محکوم به باور اون.
اما هنر شما زمانی رو میشه که با مهندسی صحنه و خلاقیت کارگردان و هوشمندی طراح، بتونید صحنه رو حتی الامکان به دو بخش تقسیم کنید و به جای عوض کردن صحنه در پایان هر اپیزود، صرفا نور اون بخش از صحنه رو بگیرید و و جابجایی ... دیدن ادامه » دکور رو به حداکثر ۴ بار تقلیل بدید.
بازی ها رو خیلی دوست داشتم و حس ضعیف منتقل شده از اجراتون رو از امکانات کم دیدم. مثل نورپردازی. و طراحی های ضعیف لباس و.. گرچه کاراکتر بازپرس نسبت به بقیه پرداخت، گریم و شاید انرژی کمتری داشت.
صحنه آخر هم به کرات نور آمد و رفت و جابجایی افراد کشدار و طولانی بود و پایان نمایش رو شعاری کرد.
کاش استفاده مناسبی از اون صندلی ها می‌کردید و تک گویی کاراکترها رو در صحنه آخر نشسته روی صندلی و با نورپردازی در میاوردید..

کار شما قابل دیدن و نقد کردن بود و امیدوارم روز به روز بهتر و قوی تر بشید.
خسته نباشید به همگی .
زهره مقدم
درباره نمایش شیهیدن i
شیهه "بکش" با نور سفید روی پارچه نامرئی از خط‌های بنفش بیرون بزن دست روغنی هوا رو بالای بوم آویزان کن پاهای آبکی ماسه را از نقشِ نقشهء نقاش بپاش تو در توی کیسه‌ی آب جعبه مداد بی‌رنگیِ تهی از پیوست بریز هی بریز نپاش بریز هی بریز نپرس نترس نکوه نبوه نَ نَ نقطه.
برگه ترخیصش حاضر بود و می‌توانست به خانه برود، اما از مادرش خواست صبر کند تا در اتاق بازی دومینو بسازد.

اوایل که به محک آمده بود، اتاق بازی را دوست نداشت و می‌گفت بازی‌ها برایش کسل‌کننده است، اما روان‌شناس‌ها کلی با او حرف زدند تا متوجه شدند سروش به بازی دومینو علاقمند است و در شهرشان با این بازی سرگرم می‌شود. به همین خاطر روزی که داشت مرخص می‌شد تصمیم گرفت با اسم محک یک دومینو در اتاق بازی بسازد تا با خاطره‌ای خوب به خانه برگردد.بازی که تمام شد، سروش با لبخندی بزرگ محک را به مقصد خانه ترک کرد.

روان‌شناس‌های محک تلاش می‌کنند تا علاقمندی‌ و استعداد کودکان مبتلا به سرطان را پیدا کنند تا در مسیر سخت درمان باعث بالا رفتن روحیه و سطح توانایی‌ آن‌ها شوند. این اتفاق‌های خوب بدون تداوم کمک‌های شما ممکن نیست. به امید خداحافظی همیشگی فرزندان ... دیدن ادامه » محک با بیماری سرطان و رفتن به خانه.
ویدیو: ytre.ir/uQp

پرداخت آنلاین
شماره کارت بانک ملی: ٠٥٩٠-٩٩٥٠-٩٩١١-٦٠٣٧
شماره حساب بانک پارسیان: ٨١٠٤٤٤٤٩
پرداخت از طریق کد تلفن همراه: #٢٣٥٤٠*٧٣٣*
شماره تماس: ٢٣٥٤٠-٠٢١
شماره بازدید از محک: ٢٣٥٠١٢١٠-٠٢١
کلا وقتی به محوطه محک وارد میشید، انگار به دنیای دیگه ای رفتین. فضا، امکانات و سرویس دهی ، خیلی با محیط های درمانی متفاوته.
۱۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش ساعت i
Phoebe: Hey Joey
? Why are you watching a Rabbi playing electric guitar
...Joey: I can’t find the remote
زهره مقدم
درباره نمایش لانچر ۵ i
دیالوگ دقیق رو یادم نیست ولی جایی شایگان میگه یادمه اون موقع ها زن و مرد رو پابه پای هم میفرستادن خدمت. چشم و دلمون سیر بود. لازم نبود به این فضاحت بیفتیم.
متن دقیق خبر: استخدام منشی زن برای مدیران مرد سازمان های دولتی ممنوع شد.
چندی پیش: فلانی خبر از تصمیم برای جدا کردن کلاس های درس و اماکن عمومی دیگر برای زنان و مردان داد.

...
اگه اشتباه نکنم دیالوگ این بود ((قدیم، زمان جنگ، همراه سربازها زناشونو میفرستادن،اگه از من می پرسی میگم کار درستی میکردن))
۱۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش خرکباب i
دوستان واقعا خسته نباشید. از سادگی کار بیش از هر چیزی خوشم اومد. اجرا عالی و و منهای یکی دو توپوق لذت بخش بود. پرداخت شخصیت های این نمایش دانشجویی در سالن کوچک مولوی واقعا می تونه راهنمایی خیلی از گروه ها در سالن های آنچنانی باشه.
لحن ابداعی خانم لاریجانی (فکر کنم) برای گویش جملات رو خیلی دوست داشتم، اتفاقن همسر یکی از دوستانم دقیقن همینجوری حرف میزنه :)))) به شخصه تو چنین اجراهایی که میخوان خلق طنز در موقعیت های درام بوجود بیارن احساس بلاتکلیفی و عذاب زیادی دارم، و غش غش خنده ها ... دیدن ادامه » هم به عذابم اضافه میکنه، نه اینکه بخوام بگم نباید خندید، خودم توش بلاتکلیفم، مثه برخورد جسم سخت
البته درکل اگه صفحه نمایش شون هم کامل بود و در سبک اجرا ش مونولوگ قید شده بود، حداقل تکلیفم با خودم معلوم بود و بهتر میتونستم در انتخاب کار دقت کنم
۱۳ آبان
نهههه حالاااااا :)))))))))
چشم و چال مایی شما:)))))
۱۳ آبان
اصلا بحث مونولوگ و دیالوگ و... نیست.
من مونولوگ دوست دارم..
از پرداحت ابتدایی و ساده و بدون کشش و جذابیت
حرف می زنم..
این کار در حد کارهای تبلیغی برای اجراهای آموزشی
دهه ۶۰ است..
۵ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش خون، دلار، مادر i
هیچ چیزی مثل یک کارگردان متواضع و مودب که به مخاطب میگه «قصد من فلان بوده، اگر در کار دیده نشده کمبود از ماست...» حس خوبی به یک مخاطب ناراضی نمی‌ده.
اونوقت تو تبدیل میشی به یک همراه که پای حرف‌هاش بشینی و از ممیزی ها و دردسرهای کار تولیدش بشنوی و قصه رو باهاش مرور کنی و بفهمی که جای دوست داشتن کار هست.
شب گذشته مواردی با گروه محترم در میون گذاشته شد که امیدوارم در راه پیش روشون تاثیری هر چند کوچک داشته باشه و کمکشون کنه.
گروه های جوان نیازمند حمایت و دیده شدن هستن و بودنشون روی تیوال و داشتن تخفیف وفاداری و درخواستشون برای شنیدن نظرات و انتقادها، اون ها رو از برخی دیگر گروه ها متمایز میکنه و مخاطب تیوالی و پیگیر تیاتر رو ترغیب به دیدن و دست همراهی دادن.
امیدوارم در مسیر متفاوت و خاصی که پیش رو دارید موفق باشید و با حمایت مخاطبان روز به روز بهتر ... دیدن ادامه » بشید.
متشکرم از نظرتون
۱۲ آبان
بسیار به بنده لطف دارید.
قطعا مکالمه ی لذت بخش و با ارزشی بود برای من.
با سپاس از شما
۱۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش قلعه حیوانات i
در درجه اول تشکر میکنم از پیام خاموش کردن موبایل ها در ابتدای نمایش حتی اگر مهمانان و آشنایان گروه اجرایی رعایتش نکنند. @من یک تماشاگرم@
وجود تعداد زیاد عکاس در اجرا هم با توجه به شب اول اجرا توجیه پذیر نه اما قابل اغماض هست.
دوم خسته نباشید میگم به گروه جوان اجرایی هر چند در نیمه کار مقداری از انرژی شون کاسته شد، با توجه به مدت اجرا همچنان قابل تقدیره.

در مورد اجرا باید بگم خیلی خوب شروع شد گرچه ساده بود و خلاقیت متفاوتی در اجرای تاتر از روی کتاب نبود. اما داستان شاهکار قلعه حیوانات هر بار ارزش دیدن و شنیدن و داره و الی الخصوص این اجرا برای نوجوانان هم خیلی مناسبه.

توصیه م به عزیزان در این گروه گذاشتن وقت بیشتر برای انتخاب موزیک ها و کم کردن تعداد تعویض پرده و بالا بردن ریتم کار هست.

موفق باشید عزیزان
باسلام
سپاس از وقتی که گذاشتید و نظرتان را با ما در میان گذاشتید.
۱۱ آبان
حتما به عکاس‌های گروه تذکر می‌دیم. درباره‌ی پیشنهادهای خیلی خوب‌تون هم حتمن با گروه صحبت می‌کنیم و ترتیب اثر می‌دیم.
۱۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش بداهه i
بداهه چیست؟ ارایه یک رفتار خارج از برنامه مقرر. برنامه چیه؟ اینکه ما در ارتباط با معشوقمون چه ها باید بکنیم. چرا باید فهمیدن این کار درست سخت باشه؟ چون موقعیت هایی که در صحنه زندگی ما پیش میاد اونقدر متنوع و پیچیده ست که نمیتونیم برای همه شون از پیش آماده باشیم. حالا چه کنیم؟ جواب بداهه پردازیه.
یکی از اشتباهات مرسوم آدم ها نسخه پیچیدن برای هم و انجام رفتارهای بقیه در موقعیت های شخصی خودشونه. ما نباید در زندگی مون از روش حل مساله یکی دیگه استفاده کنیم چون ما اونا نیستیم. خیلی هم وقتی برای دانشگاه رفتن در زمینه مهارت های ازدواج و آزمون و خطا نداریم. دانش خیلیامون به شناخت نسبی از خود و نهایتا چند کتاب و مستند در باره روابط محدود میشه. پس فقط میتونیم شجاع باشیم و تصمیم درست رو با صداقت بگیریم و در لحظه "بداهه" پردازی کنیم.
شما چطور روی صحنه زندگی ... دیدن ادامه » تون بداهه پردازی میکنید؟

در مورد چرایی اجرای این نمایش به این شکل نمیتونم نظر مثبت یا منفی خاصی داشته باشم. با توجه به اینکه مشابهش پیش از این نبوده هم امکان مقایسه خاصی نیست.
اما ایرادی که دارم یه پایان بندیش هست که لزومی به سیاه بودنش نبود.
اجرای صمیمی و مشارکتی با فضای گرم و فی البداهه، میتونست صرفا در انتها کاراکترها رو با کنجکاوی کنار هم بگذاره و قاب آخر رو با صورت های متعحب نشون بده تا خشمگین و دلزده...
نه تنها در انتها اگزجره که در ابتدا هم علی شادمان شروع خوبی نداشت. و این نه ایراد بازیش که اشکال متن بود.
جدا از اون احرای متفاوتی بود و با یک تخفیف معقول میشه دوباره هم دیدش.
خسته نباشید
مینا، پوریا و یلدا معصوم این را خواندند
محسن سرابی، هدی و محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارند
درخصوص علی شادمان هم نظر هستم باهاتون. کمااینکه بازی خودش هم متأسفانه به نسبت بازی سایرین یک سطح پایین تر بود. در مجموع اپیزود اول میتونست خیلی بهتر دربیاد.
۱۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش تالاب هشیلان i
ایراداتی که کوچک و کم اهمیت در این نمایش به ذهنم میرسه در مقابل مفهوم و قصه خوبی که در اجرا دیده شد ایناست:
بازی بانو تبریزی کمی سوار بر نمایش بود و کار رو هدایت میکرد در نقش کارگردان که تاثیرگزاری دیگر بازی ها رو در چند صحنه کم کرد.
جا داشت دیالوگی در مورد خاله در جایی از داستان بین حمید و یکی دیگر از کاراکترها شکل میگرفت که پیش زمینه رو برای مخاطب فراهم کنه و اشاره پدربزرگ به این موضوع باهاش قرینه بشه.
بار تراژیک منتقل شده در صحنه اول و اخر کمی شعاری بود به نظر من و شروع میتونست ملایم تر باشه و پایان به جای سیاه میتونست با هدایت کاراکتر پدربزرگ و دیالوگ های گفته شده درباره امید سرانجامی رو برای کاراکترها نشون بده.
استفاده از موسیقی در پایان هر صحنه کمی کار رو تصنعی کرد که شاید برای مخاطب جوان کمی حالت سریال های صداسیمایی رو به دست بده.
و بازی ... دیدن ادامه » آیه کیان‌پور تکمیل می‌شد اگر در صحنه آخر روی ویلچر بدون آرایش و بدون کنترل صورت و کمی دفرمه و مریض بودن رو نشون میداد.

در مقابل، قصه نسبت به کار محبوبه ها بسیار قوی تر و آموزنده تر هست مخصوصا اگر نیمه خاطرخواهی رو کمرنگ و نقش و تاثیر کاراکتر مادر رو پررنگ تر ببینیم.
داستان این نمایش با هنرمندی از زندگی قالب ایرانی برداشت شده و به زیبایی عوارض دلسوزی‌های بیجای مادرانه رو گوشزد میکنه.

خسته نباشید به گروه هنرمند و خانم تبریزی عزیز.
شاید من هم باید دوباره ببینم. امیدوارم راهی برای مرتفع کردن لااقل نسبی مشکلاتی که در کار اعمال شده پیدا کنند. تا اینجا به نظر من کار در نیومده یا از فرط پاره پاره شدن انسجام نداره. ضمن اینکه روحیه بازیگران رو به شدت حین اجرای دیشب(شب سوم) پایین دیدم.
اجرا ایده خوب و پتانسل بالایی داشت و موافقم با دوستان که به زودی قوام بیشتری پیدا میکنه.

بازگشت بهنام شرفی اتفاق خوبیه امیدوارم کسالت پیشین و فعلی(آرنج در اجرای دیشب!) رفع بشه.

#من یک تماشاگرم
بازگشت ؟!
مگه چند ماه پیش نبود هفتمین جان سگ ازش دیدیم !؟
بازگشت کلمه در خور استفاده کنار نام مساوات خواهد بود ، یه تیزر با نام بازگشت مساوات در نمایش ... با موسیقی پس زمینه اونجر !))
عجب چیزی میشه )))
۰۱ آبان
به شدت خوش‌حال می‌شیم که دوباره کارمونو ببینین و قطعن نظر شما به کیفیت کار کمک می‌کنه، سپاس از انتخاب نمایش ما برای تماشا در یک شب بارانی
۰۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش دشمن مردم i
مخاطب در این نمایش به مثابه چسبیدن به شیشه فروشگاه و دید زدن کودکانه به موقعیت در حال اجرا نزدیک هست. و با جلو رفتن نمایش هر بار این فاصله کمتر و کمتر میشه تا در نهایت خودش رو بخشی از نمایش و جزئی از «اکثریت» خنثی در جامعه میبینه.
فریادهای کاراکتر دکتر استوکمان با بازی خوب سروش طاهری بر سر جامعه منفعت طلب و خودخواه ما تاثیر گذار و با جملات کوبنده و به یاد موندنی زیادی همراهه و نسبت به اجراهای قبلی که از این متن دیدم تاثیر بیشتری روی مخاطب میگذاره.
اصرار سازنده محترم در استفاده از فرم و اجرای حرکت ‌ها با یک ترک کامل حدود سه یا چهار دقیقه از تاثیر گذاری اون کم می‌کرد و بنظرم بی مورد بود.
اما کلیت نمایش با بازی های عالی و تمرین شده بسیار خوب از بازیگرانی با گریم خیلی خوب و دکور و بازی نور در عقب صحنه شب خوبی رو برای مخاطب می سازه که راضی و با حسی به ... دیدن ادامه » یاد موندنی سالن رو ترک میکنه.
خسته نباشید و با بهترین آرزوها.
از بازی آقای شیری هم نمیشه گذشت، فقط یکم گریمش به رئیس اتحادیه نمیخورد ولی در کل خیلی مسلط اجرا داشتند.
۳۰ مهر
پس چرا انقدر دیر دارین از این نمایش تعریف میکنید ؟؟؟ دیگه وقتی نیست برای دیدنش :((((
۳۰ مهر
متاسفانه گرفتاری مانع حماسه های قبلی من در دیدن نمایش شده .. یک زمانی روزی حداقل سه تا کار میدیدم . الان سه هفته یبار بتونم کار ببینم هنر کردم!
۳۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان نمایش در بخش‌هایی مقطع و با پرش‌هایی همراه هست که دلیلش ممیزی‌های اعمال شده گفته شد. جدا از اون موضوع خیانت و موقعیت زن در خانواده در عین تکراری بودن به شکل نو و جالبی پرداخت شد. سادگی دکور و مفهوم رنگ‌ها در کار جذاب و کاربردی بود و بازی های خوبی رو شاهد بودیم.
کار رو دوست داشتم و آرزوی موفقیت برای گروه محترم دارم.
اینکه زنان موفق شدند در ورزشگاه ها حضور پیدا کنند ولو محدود بازهم امر مبارک و گامی رو به جلوست. امکان حضور، مسبوق به سابقه ای طولانی از عدالت خواهی و تلاش های زنان بود اما نهایی شدن آن در کمتر از یکماه و پس از ماجرای دخترآبی اتفاق افتاد و خواهیم دید اگر مردم هشیار باشند، امری که چنان ناممکن جلوه داده می شد، بی آنکه هنجاری، عرفی، اخلاقی یا عرش آسمانی دچار خدشه شود، ممکن بوده است در این میان انگار فقط عمر #دختر_آبی باید تاراج می شد، تا این روز فرا برسد. باشد که عبرت بگیریم و بیاموزیم که میشود بی هزینه جان، روزهای بهتری ساخت.

سهند ایرانمهر
@sahandiranmehr
با درود
اگر امروز زنان در ورزشگاه حضور پیدا میکنند متاسفانه به حکم فیفاست و اجباریست و هیچ ربطی به مسائل ذکر شده ندارد خواهیم دید در بازیهای اینده لیگ و غیر بین المللی باز هم بانوان اجازه ورد نخواهند داشت نمیدونم مسیله به این وضوح به شکلهای مختلف شده ... دیدن ادامه » دستاویز تبلیغات گوناگون، که متاسفانه این گونه تبلیغات فقط در دراز مدت به ضرر حق طلبی بانوان خواهد شد ...
۱۸ مهر
جناب گافکا یه امر واضحیه با پیگیری اخبار فیفا میشه موضوع را به وضوح مشاهده کرد چند وقتیست فیفا تهدید به تعلیق کرده که ایزان چند بازی گزینشی تعدادی از بانوان را به ورزشگاه برد که فیفا خوب، به راحتی متوجه این امر شد واین اولتیماتوم اخر بود که بارزس هایی ... دیدن ادامه » علاوه بر ناظران همیشگیه بازیهایی از این دست که از کنفدراسیون فوتبال اسیا هستند برای پیگیری این امر از طریق فیفا فرستاده شدند جالبه دو طرف ماجرا از این امر برای خودشون سو استفاده تبلیغاتی میکنند فدراسیون و..‌.میگن داریم بستر را اماده میکنیم برای حضور بانوان و این هم نشونه اش و اونوریا از این دست حرفایی که بالا ذکر شد میزنند و بیچاره بانوان که این وسط سرگردان خواهند بود که اگر فیفا بیشتر فشار نیاره باز هم همون اش و همون کاسه است ...
۱۹ مهر
بله درست می فرمایید ...متاسفانه تو ایران ما خانم ها برای حقوق اولیمون می جنگیم ..
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش جمعه‌کُشی i
دیشب دو سانس پشت سر هم به دنیای اسماعیل خلج رفتم اول در نمایش و بعد در گفتگوی فروتنانه و گرم ایشون در کنارمون. جا داره تشکر گرم دوباره ای بکنم از باعث و بانیش مریم جان با انجمن من یک تماشاگرم و جلسات خوبی که تا اینجا داشتیم.
حس نوستالژیک این نمایش تا ساعت ها با من موند و از داشتن تجربه دیدن یک نمایش به سبک دهه ۵۰ ایران واقعا خوشحالم.
باید اعتراف کنم ریشه های درخت های تنومند و محکم برافراشته اعضای این گروه هم در اجرا و هم در صحبت‌های بعدش کاملا نشان از آگاهی و سواد (اون موقع!) ی داشت که چقدر در دوره حاضر کمرنگ شده..
آرزوی سلامتی و طول عمر براشون دارم و مشتاق شنیدن در مورد پژوهشی که جناب خلج در دست انجام دارن.
خسته نباشید به گروه محترم.
عزیزم من از شما ممنونم که با حضورتون باعث میشین گروههای نمایشی، از اجرای نمایششون لذت مضاعف ببرند
داشتن دوستان فهیم و علاقمندی مثل شما، یکی از بزرگترین افتخارات زندگی منه❤️
۱۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
علاقه به شعبده بازی و مبهوت کردن تماشاگر در کار قبلی مرتضی اسماعیل کاشی، صد در صد هم دیده شده بود و سبک جالبی که پیش گرفته برای مخاطب بکر و جذاب هست.
یکی از دوستان نوشته بودن در حرکات فیزیکال بازیگران حتی یک حرکت تکراری ندیدن، بنده هم موافقم.
اجرای دیشب شدیدا برای من ملموس بود و فضا بهم نزدیک چرا که تصادفا دیروز کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» رو تموم کردم و یک ساعت بعد توی این سالن بودم. حالا بخاطر اینه یا نه نمیدونم، ولی بالاترین امتیاز رو به طراحی واگن ها و بازی در اون ها و به طور کلی سرچشمه گرفتن کل داستان از اون واگن های قطار میدونم. چون نگاه نمایشنامه به شیوه زندگی و مرگ تدریجی اسرای اردوگاه هست و نه خود جنگ.

هیلاج سالن جدید خوبیه. فقط یکم تهویه ش قویه! واقعا دیشب سالن سرد بود که مسئول سالن گفتن برطرف میشه.
سپاس از حسن توجه شما
۰۹ مهر
ممنون از نگاهتون
۰۹ مهر
ممنونیم
۰۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش پپ i
کار نسبت به اجرای اول و دوم تغییر کرده و تجربه جدیدی رو ارائه میده. باید بگم دلم برا بابا اسی و بابا سعی تنگ شده و تو اجراهای قبلی خیلی باهاشون آشنا شده بودم و توقع چالش های عمیق تری رو داشتم، اما با دیدن یک پدر و پسر دیگه در مواجهه با هم اون هم شب اولشون باز سورپرایز شدم و همون موج قبلی رو تا حد زیادی دیدم:
- ۱ اعتماد به نفس اولیه پسر ، خجالت و ناتوانی پدر در درک موقعیت
-۲ اوج گرفتن پسر با همراه کردن مخاطبان و سکون پدر
-۳ خسته شدن پسر از پافشاری و قدرت گرفتن پدر به مرور زمان
-۴ هم قدم شدن پدر و پسر و قرار گرفتنشون روبروی کارگردان
-۵ متحد شدن نامحسوس پدر و پسر و شکل گیری موج محبت در موقعیت استرس زای روی صحنه
که این استرس به شکل جالبی از ابتدا باعث بیرون ریزی و گلایه کردن بدون قضاوت روبروی دو بازیگر میشه. (البته در پدر نامحسوس تر)

من فهمیدم پدرها کلا جلوی ... دیدن ادامه » جوان ها علاقه به گرفتن جمع در دست و شوخی کردن و ایجاد فضای فان دارند. تا الان فکر میکردم فقط پدر خودمه که اصلا اهل شوخی نیست ولی وقتی آب ببینه تبدیل میشه به یکی از شناگران المپیک، فهمیدم پدرها کلا بابت اشتباهات جوونیشون از دست خودشون عصبانی ان حتی اگر در موردش با بچه ها حرف نزنن. و بچه ها هم همه عمر بخاطر اون اشتباهات عصبانی ان ولی وقتی پدری رو به اعتراف میندازن نهایتا به اون آرامش و دل خنکی ای که میخوان نمی رسن و تازه میبینن توپ همچنان تو زمین خودشونه که دارن اشتباهات پدر رو به شکل آپدیت شده ادامه میدن :)

کار پپ تجربه خوبیه و در اجرای کنونی کمی از انسجام اثر کم شده که نمیدونم عامدانه هست یا نه. امیدوارم این سبک ادامه داشته باشه و مواجهه های جذاب تری رو هم ارائه بده.