تیوال نفیسه نوری | دیوار
S3 : 06:50:47
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نفیسه نوری
درباره نمایش تابستان i
بسیار دلچسب و دوست داشتنی
دکور عالی... دلم میخواست با خودم بیارمش خونه
متن و مفهوم دلچسب... شاید اگر انیما و انیموس رو کسی ندونه اواخر کار گنگ بشه براش...
به نظرم لازم بود شاید کمی عمیق تر بشه... یعنی حداقل من دلم میخواست کمی عمیق تر میبود...یا پیچیده تر...
قطعا و حتما به دیدنش می ارزید...حتما...شک نکنید.
.
.
.

+کاش کاش کاش کاش میشد واقعا در سکوت دیدش. از جیر جیر صندلی و خش خش کاپشن و سرفه ی سرما خورده ها و غیره که بگذریم...
از ناراحت کننده ترین شب ها بود. انقدر که فکر میکنم باید دوباره در یک شب بهتر همراه تماشاچی های بهتری ببینمش...
از شات گان و این حرفا گذشته بود. لازم بود قسمتی از صندلی ها رو یکجا با لیزرم تبخیر کنم...تبخیر...
تعداد بیشتری از دوستان ببینندش تعریف میکنم چه شد...
صبح جمعه از اینکه می خواستید دکور رو ببرید خونه و قسمتی از جایگاه تماشاچیارو تبخیر کنید خندم گرفته، شما خطرناکید باید مواظب بود : )
۲ روز پیش، جمعه
عجب !
ممنونم حتما سرچ میکنم و میخونمش
لازمه بعد از شما از خانوم مریم هم تشکر کنم پس
متشکرم
دیروز
@ خواهش میکنم نفیسه جانم
خوشحالم که اجرا رو دوست داشتی
@ آقای هنزکی، امیدوارم مطلب مفید باشه و همینطور امیدوارم شما هم از اجرا راضی باشید
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در نهایت شگفتی عرض میکنم که به طرز عجیبی اصلا دوستش نداشتم.
و به طرز غیر معقولی نه متن نه بازی نه کارگردانی نه دکور نه لباس نه گریم رو دوست نداشتم.
و خودم در تعجبم...

عجیب تر اینکه حس نمیکردم که صرفا در سلیقه م نیست. حس میکردم بده...

+به هرحال پیشنهاد میکنم شما امتحانش کنید. شاید شما دوستش بدارید.
۱۴ نفر این را خواندند
جهان این را دوست دارد
پیشنهاد میدین امتحانش کنیم؟ ما را هراساندین!
۲۳ دی
خانم نوری کار خوبی کردید.
آدم چیزی نیست به جز یه محفظه پر از خاطره که با همین خاطره بازی هاش زنده ست.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
ممنونم آقای الهی گرامی:)

زهره جان  ❤️
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش تن شوری i
به طور خلاصه بگم که
فکر میکردم قراره خیلی بیشتر از این حرف ها لذت ببرم از این کار...
یعنی رفته بودم که دوستش بدارم ولی اونقدرا برام دوست داشتنی نبود...
خوب بود، اما چیزی نبود که منو با خودش ببره...شاید چون درک مستقیمی از مسائل دنیای متاهل ها ندارم. که البته توجیه خوبی نیست.
شاید هم اگه ردیف های اول باکس وسط بودم و صندلی اذیت نمیکرد و خانم های پشت سر کمتر با هم حرف میزدند و مردم میدونستن ویبره هم در سکوت صدا داره میتونستم کمی بیشتر لذت ببرم. که البته این هم توجیه خوبی نیست.
چون من مجبور شدم یک بار نمایشی رو ایستاده در کنار سالن ببینم. و بسیار بسیار لذت بردم از دیدنش و هنوز از بهترین هاست برام...

+دلم میخواست برم ببینمش و بیام به خانم ثانی بگم در مورد بازیگریِ صابر ابر باهاشون مخالفم... ولی رفتم دیدم و باهاشون موافق بودم... در تئاتر انگار بازیگر خوبی داریم ... دیدن ادامه » به نام صابر ابر که هربار اسمش عوض میشه...
نفیسه جان عزیز ممنونم از نظر و اشاره ات به بازی صابرابر .. درهرصورت نظر تو و دوستان تئاتربینم برای من باارزش ومحترم ست چه جذاب تر همسو باشد.
۱۹ دی
آقای عبداللهی رسوندم خودمو امشب:))) ۵ دقیقه به ۹ رسیدم :)))))
پرسیدم تنها بروشوری که بود یه چیزی بود که استیتمنت رو نوشته بود فک کنم.
۲۱ دی
عه ایول چه خووووووب
اوه اوه چه لب مرز :)))

همونکه روش نوشته بود لثه و توضیح داده بود و رو دیوار اول سمت راست ورودی هم بود خلاصه اش
۲۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش در این روزهای باقی مونده یک سانس ویژه ای چیزی بذارید...
بعضی از مسئولین سالن ها و گیشه ها هستن که واقعا دلم میخواد بهشون بگم اگر انقدر از شغلتون ناراضی هستین و حالتون ازش به هم میخوره من حاضرم به جاتون با عشق کار کنم و پولشم بدم به خودتون. فقط توروخدا انقدر بداخلاق و عصبی نباشید بیخودی...
احسنت به قول معروف جانا سخن از زبان ما میگویی
۱۵ دی
نور نخعی عزیز...
شما یک سری به گیشه ی تئاتر شهر بزنید.و همینطوری برای امتحان یک درخواست یا سوال خیلی کوچک و معمولی بپرسید از مسئول گیشه ی محترم :)))))))
من دفعه ی آخر شک کردم که شاید دوربین مخفیه...خنده م گرفته بود از حجم عصبی بودنشون. یا شاید از قیافه ی من خوششون ... دیدن ادامه » نمیاد و با بقیه بهترن:))))
۵ روز پیش، سه‌شنبه
آدم حداقل تو گیشه‌های تئاتر انتظار اینجور برخورد رو نداره. فقط میشه تاسف خورد.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتنی ها گفته شده. در مورد بازی ها و کارگردانی و موسیقی و صحنه و غیره... که عالی بود.
من البته اون طور که انتظار داشتم شیفته ی بازی ها نشدم و در جاهایی به نظرم جای بهتر شدن وجود داشت. مثلا نقش ارمنی آقای آذرنگ عزیزِ جان... به نظرم تنها جایی که لهجه ایراد داشت اونجا بود. یا چند مورد ریز دیگه...
که البته احساسم به این ایرادات ریز اینه که "فدای سرشون" :)))))

۴/۷۵ از ۵

+ از جمله رورانس هایی بود که بر جانم چسبید. تونستم تقریبا به اندازه ای که دلم راضی بشه دست بزنم... یک بار از صحنه خارج شدند و دوباره برگشتند.

++ ممنون از خانم فیاض برای خوندن و پاسخ دادن به نظرات.
خانم نوری از نظر شما کدوم باکس و ردیف دید بهتری داره؟
۱۴ دی
بله بله حتما...
خدا رحمتشون کنه‌‌‌...
۱۵ دی
خیلی خوش آمدید. سپاس از پیام تون
۱۶ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش آمستردام i
یادی کنیم از اون اسفند رویایی و دلچسب و خواستنی ... که الان هم که یادش افتادم به اندازه ی همون روز دوباره غرق لذت شدم... کاش میشد دوباره اجرا برن... چهار پنج شش ماه بی وقفه...


+کاش حداقل چندتا عکس ازش موجود بود.
نفیسه نوری
درباره نمایشگاه کنش ممکن i
بسیاااااار عالی
بسیار
مدتها بود از دیدن یک اثر تجسمی انقدر به وجد نیومده بودم...
الهه الف، نیلوفر ثانی، شکوه حدادی و عباس الهی این را خواندند
بهار گراوندی این را دوست دارد
مرسی نفیسه جان. عجیب هوس همچین چیزی کرده بودم. گذاشتم توی لیست :)
۰۸ دی
:)))))))))))
اشکالی نداره اگه دوست نداشته باشم :دی

نمایشگاه مساوات رو هم خیلی دلم میخواد برم حتما. تا هفته دیگه هست.
تو گالری محسن. یه ذره مسیرش برام خوب نیست. هی میندازم عقب :دی
۱۴ دی
اره گالری محسن بد مسیره
۱۴ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پتانسیلش رو داشت که آدمی مثل من شیفته ش بشه ...
هم از نظر ایده ی اصلی هم نوع اجرا...
ولی متاسفانه یک چیزی اون وسط ایراد داشت که مانع شد و چقدر حیف...

+ خسته نباشید و دمتون گرم باد.
هدف کارگردان این بود که لذت نبری :)
۰۸ دی
اون شب دوستان مظلوم گیر آورده بودن داشتن می تاختن
نیم ساعت دیگه بحث ادامه پیدا می کرد اسم نمایش هم باید عوض می شد
۰۹ دی
آره دقیفا من میخواستم بگم اسم طرف باید یه چیز معمول تر باشه ! ولی الان نادمم:(
۱۰ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایشنامه‌خوانی آرش i
همه چیز به کنار...
از نگاه کردن به آقای شهرستانی عزیز روحم تازه شد...
عزیزمه...
۰۶ دی
ممنون از حضور گرم تون
۰۶ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایشنامه‌خوانی آرش i
ای کسانی که برای اجرای امروز این کار بلیت دارید.
بدانید و آگاه باشید که این کار کنسل نیست. و اجرا خواهد شد.
لیلى شجاعى این را خواند
عباس الهی، رضا غیوری و سحرناز قاسم نژاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به به
مزه ی دیدن اولین کار از دوستان هم دانشکده ای حتما مزه ی خوبیه :)
با آرزوی موفقیت
و با تشکر از اطلاعات کامل (خلاصه و ژانر و...)
میثم هنزکی، رضا بولو و عباس الهی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به به جابر رمضانی
به به مینا زمان
به به محمد علی محمدی
به به محمد مساوات (بابت پوستر خوبشون که اتفاقا چند روز پیش داشتم با یکی از دوستان در مورد دیزاین بلد بودن آقای مساوات حرف میزدم)


+ از بقیه ی عزیزان احتمالا یا کاری ندیدم یا اسامیشون رو به خاطر ندارم... ولی امیدوارم همگی بدرخشند :)
جابر رمضانی کی درخشان بوده که این بار دومش باشه آخه؟!؟
۰۱ دی
خانم حدادی عزیز عزیز
بله بله خوشبختانه دیدم پسران تاریخ رو :)
ممنونم به خاطر یاداوریش
و خیلی متشکرم برای توجه و نظرتون.

ارادت
۰۸ دی
خواهش می کنم نفیسه بانوی نازنینم
بزرگوارید
امیدوارم شاهد اجرای قوی و خوبی باشیم .
۰۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گذراست، گذرا...
میگذره...
امشب ناخوداگاه داشتم با چشمام همه چیز رو قورت میدادم. همه ی جزئیات صحنه، ری اکشن ها، زیر و بم صداها، قطره قطره ی اشک ها، نگاه ها، نفس ها... ذخیره میکردمشون برای روزهایی در زندگی که نیاز دارم به یک چیز خوب فکر کنم تا حال بد بگذره... برای وقتایی که میگن چشماتو ببند به یک چیز خوب فکر کن...
امیدوارم که این آخرین بار نبوده باشه که اون صحنه رو میدیدم...
چون از الان دلم برای همه چیز تنگ میشه... واقعا همه چیز... جزئیات و کلیات... سر اجرا نوبت به دوشیزه خانم والاش که رسید یهو تو دلم گفتم "اه لعنتی حتی دلم برای تو هم تنگ میشه"
من دلم قنج میره و همزمان تنگ میشه برای بداهه های روی صحنه از زنگ خوردن تلفن تا دستشویی رفتن وسط اجرا تا شوخی هایی که با هم میکنید (مثلا امشب جانی بعد از راضی کردن رابرت برای گرفتن اون 20 دلاری یه دونه دیگه از جیبش درآورد و گفت شوخی کردم خودم ... دیدن ادامه » داشتم:)))) ) تا همه ی اتفاقاتی که ندیدم اما میتونم تصورشو بکنم...

شاید بعضی ها بگن من (ما) دارم زیاده روی میکنم و کارهای خیلی بهتر و کامل تری هم روی صحنه رفته. مخالف نیستم (در واقع هستم) و دلیل این حالم و حالمون رو هنوزم نمیدونم... اما شخصا من از نگاه کردن به لذت بردن دیگران از چیزی بی اندازه غرق لذت میشم... شاید درواقع من عاشق نگاه کردن به کسانی شدم که دارن جلوی چشمم از قطه قطره ی ثانیه هاشون لذت میبرن... با همه ی وجود عشق می ورزند به کاری که میکنند... و این شاید برمیگرده به تجربه ی زیسته ی من. امشب قبل از شروع نمایش وقتی ایمان صیاد برهانی عزییییز عزیز داشت روی صحنه با ریتم آهنگ گوشخراش راه میرفت، میرقصید، سازدهنی میزد و تمرکز میکرد. یک رهایی دلچسب دلربا... کیییییف میکردم از نگاه کردنش... احساس کردم همینه. چیزی که من عاشقشم دقیقا همین حاله، انتهای آرزویی که برای خودم دارم...
در اون پیاده روی دلچسب بعد از اجرا به ذهنم رسید که باید از آشپزخونه یه گردو بردارم بذارم رو میز کارم... که همیشه یادم بمونه اثری که تولید میکنم باید چجوری باشه... لایه بیرونیش سفت و محکم و توش پر مغز...


در انتها از عمق جان تشکر میکنم از حضور گرم و شیرین سه عزیز عزیز در تیوال که اصلا نمیدونم چی میشه گفت در توضیح لذت این همراهی... از لذت این (به قول دوستان) هم تیمی بودن... خدا حفظتون کنه. خدا حفظتون کنه. خدا حفظتون کنه...


+ دلم برای صدای ساکشن هم تنگ میشه :)))))))))))
++ یه عالمه حرف دیگه هم داشتم که فعلا راهشونو باز نکردند از مغز به انگشتان...علی الحساب خدا حفظتون کنه
+++ از همه ی هم تیوالی های جان هم ممنونم و ممنونم و ممنونم بابت این چند هفته که بسیار قند و نبات گذشت با حضورتون. خدا شما رو هم حفظ کنه.
راستی ممنوووووووووووووونم برای صحنه آخر
ممنونم از هرکدومتون که دو نفر دیگه رو متقاعد کردید اون صحنه برگرده به حالت قبل
ممنونم که انقدر خوبید...
۲۵ آذر
عه ینی ساعت ۷ باز به همون سیستم جدید بود؟
چه عجیب

خب باشه پس به این علت گول میخورم و به همین ساعت ۵ خودم راضی میشم و خدا رو شکر میکنم بابت همونم:دی


مهسا جان
اینجوری که من متوجه شدم تغییری که ازش حرف میزدن در روز های اخیر ایجاد شده بوده و ساعت ۵ هم همونجوری ... دیدن ادامه » اجرا شده بود.
احتمالا غزاله جان خیلی وقت پیش دیده بودن کار رو که یه مقدار فرق داشته براشون.
من اینجوری متوجه شدم قضیه رو...
۲۶ آذر
نفیسه جون من یک هفته پیش هم اجرا رو دیده بودم جان طی نکشید و به رابرت گفت که این کار وظیف ما نیست و ما بازیگریم و کار ما فقط بازیگریه ولی امشب جان با خونسردی ثانیه ها شروع به طی کشیدن کرد و کلا این جمله که وظیفه ما طی کشیدن نیست و ما کارمون اینه که فقط تو ... دیدن ادامه » صحنه بازی کنیم امشب این جمله هم نبود فقط جان به رابرت گفت بیا بریم بقیه سالن رو میگم بیان تمیز کنن البته که خودم بیش ترش رو تمیز کردم این یه ریزه کاری های امشب ما بود و بقیه صحنه ها به همون شکل پیش رفت که جان و رابرت هم دیگه رو در آغوش گرفتن ولی امشب حس نمایش به گونه ای بود که هیچ کس با دیدن این صحنه نخندید و حس خیلی خوبی داشت این از تغییرات امشب بود.
۲۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من تا به حال اجرای جشنواره ای اینچنینی ندیده بودم... و نمیدونم انتظارم باید در چه حدی میبود.
به هرحال به چشم من "این اجرا" غرق در ایراد بود...و بعید میدونم خودشون متوجه ایرادات نباشند و نیاز باشه من اینجا بشمارم ایرادات رو...
بازی بدی نداشت اما کارگردانی واقعا عجیب و غریب بود.

امیدوارم در کارهای بعدی یا اجراهای اصلاح شده ی تمرین شده ی بعدی موفق باشند.
عباس الهی، میترا، امیر و نسترن خدادوست این را خواندند
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سوال :
چرا دیگه تو سالن ها قبل از شروع نمایش صدای اون خانم عزیز که تذکر میدادند باید گوشی ها خاموش باشه و سکوت رعایت بشه رو پخش نمیکنند؟
آیا مسئولین سالن ها احساس میکنند دیگه لازم نیست؟ یا چی؟
من فکر میکنم ده سال دیگه هم باید پخش بشه همچنان...
احسنت
فکر میکنم فقط تئاتر شهر و ناظر زاده پخش میکنند.
۲۲ آذر
به این خاطر که خود دست اندرکاران رعایت نمیکنن احترام اجرا رو ، یکعالمه خارج از ظرفیت بلیط میفروشن ، احتمالن روشون نمیشه به تماشاگرا بگن رعایت کنن
۲۳ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
ضمن خسته نباشید و تشکر بابت بازی های خوب
فکر میکنم ریتم کار میتونست تند تر باشه. و احتمالا اگر آدم فایت کلاب رو ندیده بود و از ثانیه ی اول نمیدونست قراره آخرش چی بشه، کار براش جذاب تر میبود.
و اینکه صحنه ای که قراره توش گره داستان باز بشه...به نظرم جا داره خیلی باشکوه تر برگزار بشه...

نکته ی جالب اینکه من تلاش میکردم وقتی جهان رو نگاه میکنم جواد یحیوی که سالهای دور میشناختم رو پیدا کنم و پیداش نمیکردم و تا موقع رورانس موفق نشدم جواد یحیوی رو ببینم. فکر میکنم اینی که گفتم توضیح بازی خوب بوده باشه :)

من صرفا یک مخاطب معمولی کم دانش در این حوزه هستم. ولی احساس میکنم چیزی که باعث شد من نتونم به اندازه ی کافی از کار لذت ببرم کارگردانی بود.

باز هم سپاس


+یکی از بدترین گروه هایی که باهاشون به تماشای کاری نشستم تماشاچی های محترم امشب بودند.
پناه بر خدا از گروهی که باهاشون میشینی به تماشای کار و همه لذت رو یکجا میتونن ازت بگیرن
۲۲ آذر
منظورم دقیقا صندلیهای جایگاه D,ردیف 2,از شماره 1-4 میباشد!!
۲۲ آذر
ممنون از شما که بهشون تذکر دادید.
۲۲ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جای سه عدد آوای تیوال به شدت خالیست.
جای چهار عدد خالی‌ست؛ "حدیث" رو فراموش کردین :))
۱۹ آذر
راستی بلیت هم میتونی بفروشی برای بازدید ازش...
۱۹ آذر
واااو این ایده ی بلیت فروشی بی نظیره.
دیگه به همت شما عزیزان نیاز داره فقط
که بلیت ها رو بخرید و از دیدن قلمونی یک دوم حان مشعوف بشید.
اینجاست که شیفتگان و عشاق سره از ناسره مشخص میشن :)
۱۹ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکبار از نویسنده ی خوبی شنیدم اطلاعاتی که با سرچ کردن بشه به دست آورد به درد نویسنده ها نمیخوره.
امشب منظورش رو درک کردم. من کتاب زندگی نامه ی جابز رو نخوندم.کسی که خونده بود برام نکاتی که به نظرش جالب بوده رو تعریف کرد. و بیشتر نکاتی که در متن بهش اشاره شد جز همون ها بود.

البته متوجهم که داستان جابز بهانه ی گفتن حرف های مهم تری بود. ولی نحوه ی گفتن همون حرف های مهم تر هم به دل شخص بنده ننشست.

+ فرزین محدث ❤️
کاملا درسته
از دم دستی ترین اطلاعات ممکن، برای نگارش متن استفاده شده بود.
۱۶ آذر
:))
نه نه ببینیدش بعد نظرتونو بگید..
۱۷ آذر
موافقم ولی شیوه قلم به اعتقاد خودشون نوعی گروتسک بوده که بنظرم بود و از جمله نمایش هایی که بازی ها چیزه بر متن و غالب بر اثر بود
۲۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید