تیوال نفیسه نوری | دیوار
S2 : 11:29:49
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نفیسه نوری
درباره نمایش کد ۱۳ i
منت خدای را عز و جل
که تموم شد دوران مدرسه



بسیار دوست داشتم.
همه چیز رو، از بازی و کارگردانی و متن تا لباس و صحنه و بقیه...
همه چیز به طرز غم‌انگیزی نزدیک به واقعیت و به طرز دردناکی ملموس...
یک لحظه از داستان و از نمایش جدا نشدم،
در دو صحنه ی کار انقدر به من استرس شدیدی وارد شد که اشکم درومد :)
شاید هم وصل شدم به استرس‌های غیرضروری اون زمان و خودم با خودم اتصالی کردم :))))
البته صدای اشک های دیگه ای رو هم می‌شنیدم تو سالن. احتمالا خیلی از خانوما اتصالی میکنن سر این اجرا، با شدت‌های مختلف :)))))


تنها نکاتی که دارم اینه که
۱_ ... دیدن ادامه » نام کد ۱۳ برای من اصلا یادآور اسم کلاس نبود، حتی وقتی توی خود اجرا پشت بلندگوی مدرسه اعلام میشد، باز هم من متوجه نشدم منظور اسم کلاسشونه، فکر میکردم اشاره به یک مفهوم قراردادی داره مثلا، ولی ذهنم درگیرش نشد به خاطر جذابیت های دیگه ی کار.

۲_ به نظرم حجم اتفاقات برای یک روز یک مدرسه کمی زیاد بود (اندازه ی سه سال دبیرستان بود) گرچه اگر بگید خب کجاش رو حذف میکردیم که خلوت بشه، میگم هیچ جاش :)))))


از اعضای عزیز و درجه یک گروه اجرا ممنونم برای جلسه ی خوبی که داشتیم،
نحوه ی پاسخگویی به نقدها و سوالات رو در بیشتر مواقع خیلی دوست داشتم،
دلم خواست که توی گروهتون می‌بودم، حسودیم شد :)))))
ازجمله جلساتی بود که توش چیزی یاد گرفتم و همون‌طور که قبلاً هم گفتم، چیزهایی که تو این جلسات یاد میگیرم رو از همه‌ی چیزهایی که در تمام دوران تحصیلم یاد گرفتم بیشتر دوست دارم.
ممنونم از خوبیتون :)



پ.ن حالا که این کار چندجا با لانچر مقایسه شده، بگم که من از لانچر بیشتر دوستش داشتم، خیلی.
روزهای مدرسه بره دیگه برنگرده..
۲۱ ساعت پیش
نیلوفر:
من تو خیابونم دختر دبیرستانی با مانتو مدرسه میبینم رو به قبله میشم خدا رو شکر میکنم :))))

آقای جعفریان:
اون زمان حس بدی نداشتم ها، داشتم زندگیمو میکردم، الان که نگاه میکنم به شرایط یک انسان اون سنی و اون شرایط، جیغ میزنم فرار میکنم :)))))

آقای جباری:
بله به نظرم حیف شد واقعا، امیدوارم در ادامه ی این اجرا موفق باشند و بعداً هم در شرایط بهتری بتونن دوباره اجرا برن این کار رو :)

خانم ... دیدن ادامه » آقاپور عزیز:
بسیار جاتون خالی بود، و بسیار هم ذکر خیرتون بود.
منتظر درخشیدنتون توی کار آتی هستیم ❤️⁩

آقا محمدجواد:
هی آقای جعفریان میگن به تئاتر نگویید کار دارم به کار بگویید تئاتر دارم... به خاطر همین روزاست.

خانم سلیمانی مهربان و پرانرژی:
منتظر دوباره دیدن خودمم باشید :))))) ⁦

خانم فرازمند نازنین:
لذّت بردم از همنشینی باهاتون، همه ی انرژی های خوب جهان برای شما⁦❤️⁩

آقای زارع بزرگوار:
من ممنونم از شما بابت این اجرای عزیز و مفتخرم از مصاحبت با شما. کیف کردم.

نورا جان:
حتما بذار، جات خالی بود.
درمورد اسم هم موافقم، البته توضیح دادن که ظاهراً جدیدا بعضی مدارس اسم کلاس ها رو اینجوری میذارن... کد فلان

*مریم* :
دوستت دارم⁦❤️⁩
۱۰ ساعت پیش
من بیشتر ❤️
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش سکوت سفید i
نه !
کاری به کار عشق ندارم !
من هیچ چیز و هیچ کسی را
دیگر
در این زمانه دوست ندارم

انگار
این روزگار چشم ندارد من و تو را
یک روز
خوشحال و بی ملال ببیند

زیرا
هر چیز و هر کسی را
که دوست تر بداری
حتی اگر که یک نخ سیگار
یا ... دیدن ادامه » زهرمار باشد
از تو دریغ می کنند ...

پس
من با همه وجودم
خود را زدم به مردن
تا روزگار، دیگر
کاری به من نداشته باشد

این شعر تازه را هم
ناگفته می گذارم ...
تا روزگار بو نبرد ...

گفتم که
کاری به کار عشق ندارم...



زنده یاد، قیصر امین پور ⁦❤️⁩
هوووم، مرثیه ای برای ساکن بیمارستانی که بیمار نبود :((
"انگار
این روزگار چشم ندارد من و تو را
یک روز
خوشحال و بی ملال ببیند"

۲۲ آبان
چقدر خوب بود . احسنت .
۲۲ آبان
تا روزگار،دیگر
کاری به من نداشته باشد...
احسنت
۲۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش سکوت سفید i
خیلی خوب
خیلی
اصلا روحم تازه شد.
متن، کارگردانی، بازیا بازیا بازیا
موسیقی، لباس، نور، صحنه صحنه صحنه
انقدر همه چیز لطیف، انقدر آرام، انقدر سفید، انقدر زیبا...

من وقتی دارم یه فیلمی میبینم که خیلی دوستش دارم. یک لحظه فیلم رو نگه میدارم. بلند میشم چند دور دور خونه میچرخم، انرژیم تخلیه بشه بتونم نفس بکشم. و امشب هم دقیقا همین حال رو داشتم. دلم میخواست میشد کار رو نگه داشت من بلند شم یه ذره راه برم نفس بکشم و بعد کار ادامه پیدا کنه. حتما دوباره برای دیدنش میام.
[برای دوستانی که کار رو ندیدن باید بگم که این احساسم به خاطر ذوق زدگی خودم از این همه زیبایی بود وگرنه کار بسیار آرامه ]

خوبی های خود جناب سلیمانی بر همگان واضح و مبرهن است. و بسیار خوشحال و خوشوقت شدم از آشنایی نزدیک با آقای دارابی گرامی و خانم ها شه‌پرست و زحمتی عزیز.

باید تاکید کنم که جای همه ی دوستان در جلسه ی امشب #من_یک_تماشاگرم بسیار خالی بود.
من از تک تک جلسات و از تک تک عزیزان بسیار بسیار یاد میگیرم. و این یاد گرفته هام منو خیلی بیشتر از همه ی چیزایی که در طول همه ی سالهای تحصیلم یاد گرفتم خوشحال می‌کنه.


+ ... دیدن ادامه » لازم می‌دونم که از طراح گرافیک کار، آقای کاشانی برای لوگوتایپ متناسب و مناسب و زیبایی که طراحی کردن تشکر کنم، و ممنونم از آقای سلیمانی که در همه ی جزئیات و کلیات کار بهترین انتخاب ها رو داشتن.



× از اینجا به بعد کمی احتمال لو دادن یا کاهش جذابیت خواهیم داشت :)))))

علت این میزان لذت من به جز همه ی خوبی های کار، یک همذات‌پنداری شدید هست.
من تا همین چندسال پیش، یکی از آرزو های جدّیم این بود که برم یک ماه توی یک بیمارستان استراحت کنم و هیچکس هیچ کاری به کارم نداشته باشه. وارد یک خلا بشم و استراحت کنم، بدون اینکه کسی ازم انتظار کوچکترین کاری داشته باشه.
براونیِ لعنتیِ نازنین، چقدر میفهممت، و هیچکس در جهان به اندازه ی تو منو نمی‌فهمه...
همین یکی دو روز قبل بود که اینجا درمورد «تجربه ی زیسته» و لذت مضاعف از نمایش ها بحث شد. فکر نمی‌کردم انقدر زود و انقدر روشن تر از همیشه برام اتفاق بیفته :)



این منبر را با یک لبخند رضایت بزرگ به پایان میبرم و شما را به خدای بزرگ میسپارم :)




پ ن : آقای سلیمانی عزیز موقع رفتن زودهنگام من،شما گرم صحبت بودین و نشد خداحافظی کنم،
خداحافظ :)))
بسیار آرام یعنی چقدر آراام نفسیه ؟ :)))
۲۲ آبان
:)))
مکالمات این پستت رو برداری به هر بیمارستانی نشون بدی،یک ماه که سهله، راحت سه ماه بستری ت میکنن.. :)))))

#شوخی ❤❤
۲۴ آبان
نیلوفر لعنت بهت :)))
۲۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم به اندازه ای که حقش بود دیده نشد.
و متاسفم که دیر دیدمش و دیگه فرصتی نیست برای تبلیغ کردنش...

هیچ ایراد خاصی به چشم من نیومد.
بازی ها، کارگردانی، متن، دکور...

جلسه ی بعد از اجرا هم مثل همیشه برای من بسیار دلچسب بود، از دیدن آقای صفری عزیز و رها خانم حاجی زینل کیف کردم. و عمیقا آرزومندم که همیشه خوب و خوش و موفق و رو به جلو باشند.

+ کلا به نظرم اگر با کمپین #من_یک_تماشاگرم همراه نیستید و در نشست ها شرکت نمیکنید، دارید خودتونو از یکی از لذت های جهان محروم میکنید.
آقای صفری عزیز من در راه برگشت یادم افتاد که انقدر عجله داشتم موقع رفتن، با شما خداحافظی نکردم.

خداحافظ :)))))))))
۲۰ آبان
نه جواد نفیسه همچین دختری نیست :))
۲۰ آبان
آآآآقای صفری عزیز، ممنونم از محبتتون :)
«مایه ی دلگرمی اعضای این پویش»

مریم جانم :)))))
مرسی که گفتی، خوشحالم که میبینمشون بازم:)

ببین، نیلوفر، من دقیقا از همین دخترام :))))))))
به خخخخخدا خیلی خوبه جلسات، این لطف رو در حق خودت و ما بکن،
اون دایه رو الگوی ... دیدن ادامه » خویش قرار مده...
۲۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش مستند i
با سلام و درود
من در دوره ی قبلی اجرا کار رو دیده بودم. و امشب برای همراهی دوستان دوباره کار رو دیدم.
ایده ی کلی کار رو دوست داشتم. و زندگی همچین شخصیتی میتونست برای من جذاب باشه.

اولین نکته اینکه میزانسن برای سالن پیچازی مناسب تر بود.
برخلاف خیلی از دوستان که معتقد بودند بازیگر خوب عمل کرده، به نظر من میشد با بازی بهتر، این کار رو نجات داد. علاوه بر کاراکتر اصلی (که به نظرم میتونست کمی با اکت بیشتر و هیجان بیشتر باشه، به هرحال کاراکتر ما در عین افسردگی و سرخوردگی، شخص تلاشگریه، نیست؟) و درمورد کاراکترهای فرعی که من انتظار داشتم بیشتر از اینها فاصله بگیرن از خود کاراکتر، در بیان و اکت میشد قوی تر بود و در یک کلاه و تغییر صدای ناچیز خلاصه ش نکرد.
هم دفعه ی قبل هم این دفعه موقع پخش فیلم خانواده ی یاشار، داشتم فکر میکردم که کاش این فیلم با این فضای ... دیدن ادامه » عجیب یه جای بهتر خرج میشد.

در پایان، همواره دمتون گرم.
منتظر کارهای بعدی هستم:)

راستی هامون چه قشنگ شده، من اولین بار بود بعد از تعمیرات میرفتم :)
فقط کاش صدای کافه ی بالا وسط سالن نبود :|
۱۷ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش خرکباب i
اصلا لذتی در دیدن کار خوب دانشجویی تو سالن کوچیک مولوی هست، که در دیدن نمایش فلان در تالار فلان نیست، این از این.

خودِ کار:
ساده، زیبا، به نظر من با تمرین کافی، بیدار کننده ی حس «کاش من جای شما بودم» در من، بازی و لحن دختر رو بیشتر از مادر دوست داشتم.
دمشون گرم و دستشون درد نکنه.

تماشاگرانِ کار:
خنده های هیستریک برخی حضار واقعا عجیب بود. بعضی قسمتای کار خنده دار بود، ولی از من بپذیرید که اون خنده ها عادی نبودن. قطعا اگر کار رو در سالن آروم تر و با خنده های معقول تر می‌دیدم، لذت بیشتری بر جانم مینشست.
با سلام
مشکل صدا حل شده.


و من خیلی دوستش داشتم.
خوش خبر باشی همیشه ایشالا :))
۱۱ آبان
:-))
۶ روز پیش، شنبه
celine
خیلی خوب بود :))
۵ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش خرکباب i
به طراح پوستر بفرمایید که آقاجان بیخیال، اجازه بدید پوسترا رو بقیه بزنن، ملت اینجا منتظرن اسم شما رو جای دیگه ببینن...




+بدیهی ست که ما هنرهای تجسمی ساطع شده از آن هنرمند را هم بر چشم میگذاریم. ولی چشمانمان بر پنجره های تیوال تئاتر خشک شده به مولا...
حالا انقد نازشو بکشید تا ایشون هم با قیمت بلیط 80 تومنی برگردن!!!

کمی خویشتن داری کنید:))
۰۸ آبان
اصن به مناسبت این خبر خوب هممون مهمونه خانم نوری هستیم در شب اول اجرا .
به به .... عجب شبی بشه .
۰۹ آبان
@محمدجواد
اصلا می‌خوام بگم تیوال سه روز اول رو رایگان اعلام کنه، صلواتی.
مثل اینا که سه تا تنور نونوایی رو میخرن و صلواتیش میکنن :)))))))))


@نیلوفرثانی⁦❤️⁩
شما همچنان مهمون من هستید.
قلبا امیدوارم که همه چیز خوب باشه و حالمونو نگیره سید. از جهات مختلف.
همچین یه نموره استرسم گرفتم حتی :)))


@علی ... دیدن ادامه » عبداللهی
آقا جاتون خالیه در این جشن و سرور، نصفه میمونه شادیا.
۰۹ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده ی کلی متن رو خیلی دوست داشتم، بازی پدر رو هم دوست داشتم.
ولی یه جاهایی گم میشدم و خط و منطق داستان رو گم میکردم.
احتمالا اگر از متن اصلی اطلاع داشتم یا حداقل خلاصه ی سایت رو خونده بودم، مثلا می‌فهمیدم این بچه ها چرا دارن پدر مادرشونو میکشن هی.
گرچه که برام واضح بود حقشون بود بمیرن :دی
ولی علت تکرارش رو نمی‌فهمیدم.

۳/۵ستاره، که گرد میشه به اونور و میشه ۴ :)
خلاصه نمایش یه جووووریه.
از طرفی هم گرد کردن شما و 4 دادنتون هم یه جوووووریه :)
۰۲ آبان
نیلوفر عزیز با نظر بهار جان و جناب جعفریان در مورد کامنتتون موافقم،بسیار عالی بود
۰۲ آبان
مرسی دایه جانِ جنتلمن :)))
۰۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.
امیدوارم به زودی تخفیفی برای این نمایش درنظر گرفته بشه.
همیاری جان میشه اطلاعات این صفحه رو کامل کنید لطفا؟
تاریخ دقیق اجرا و ساعتش و مدتش
زهره مقدم این را خواند
لیلا مظاهری و مهدی رزمجو این را دوست دارند
درود بر شما
کارهایی که در تیوال به فروش نمی‌رسند ممکن است اطلاعات دقیق و به روز به دست تیوال نرسد، از این رو اطلاعاتی هم چون دوره اجرا به صورت حدودی درج می‌شوند اما اگر گروه محترم اطلاعات دقیق را به دست ما برسانند در برگه درج می‌شود.
۲۷ تیر
ممنونم زهره جان مهربان ❤
چک کرده بودمش.ولی هی یادم میره هر نمایشی تا کی بود. و سخته هی بری تو سایتای دیگه بگردی.
۲۷ تیر
اره موافقم
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه خبری ممکن بود بهتر از این باشه. خوشحالم که دوباره همچین برنامه ای چیده شده.

قول میدم رصد با پژمان نوروزی از بهترین تجربه های رصد و کلا سفر خواهد بود.
تمام
مطمئنا این سفر یکی ازبهترین خاطرهام شد.
دکتر نوروزی بسیار با معلومات و پرشور و هیجان بودند و دانش خود را بی دریغ در اختیار ما می گذاشتند.
تیم اجرائی هم بسیار خوب و همانگ بودند.
امیدوارم این گردش ها ادامه پیدا بکنه و در آینده هم باز سعادت همراهی رو داشته ... دیدن ادامه » باشم.
۲۲ مرداد
از اون سفرها که تا مدتها با یاداوریش هم آدم شارژ میشه.
۲۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قراره ساعت ۹ اجرا شروع بشه.
ساعت ۹:۰۵ تازه تماشاگران نمایش قبلی از سالن میان بیرون.

زبان قاصر است.



پس از اجرا اضافه شد:
ممنون از عذرخواهی و توضیح عوامل بابت تاخیر. گرچه که دردی دوا نمیکنه.
و در مورد خود اثر،
ایده ی متن رو خیلی دوست داشتم. و بقیه ی چیزها از دکور تا بازی ها و خود متن، صرفا برام قابل قبول بود.
با آرزوی موفقیت.
و اینگونه پس از نیم ساعت تاخیر
جارو برقی به دست از سالن خارج شده و میفرمایند مختلف الاضلاع بفرمایید داخل.
۲۵ تیر
رویا جان شانس شما خوبه فک کنم :))))

نه متاسفانه آقامحمدجواد، قرض داده بودمش.

آقای هنزکی :)))))))))
البته بندگان خدا توضیح دادن که تو اجرای قبلی شیشه شکسته بوده.
ولی اینکه جارو رو از این در ببری بیرون. واقعا صحنه ی عجیبی بود.
۲۷ تیر
:)) آره فکر کنم
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش کنترباس i
برای من خیلی دوست داشتنی بود.
با اینکه با ۷۰درصد اصطلاحات بیان شده آشنایی نداشتم. یا هیچ نوازنده ی کنترباسی رو از نزدیک نمیشناختم. اما خیلی برام اجرای دلنشینی بود. شاید چون یه جاهای کوچیکیش شبیه رابطه ی خودم با گرافیک بود‌، میفهمیدمش.
اینکه تو تحصیلات و کاری داری که خیلیا وقتی میشنون چشماشون برق میزنه و فکر میکنن وای چه خوشبخته فلانی. ولی سخته براشون توضیح بدی با همه ی خوبیاش اونقدرا هم قضیه ی جذابی که از بیرون به نظرمیاد نیست.
عضو ارکستر سمفونیک بودن/ طراحی گرافیک خوندن / ...

دوست دارم بعدها اجرای دیگری از این متن ببینم که کمی از فضای رئال فاصله ی بیشتری داشته باشد، کمی.
و مثلا رابطه ی فیزیکی فرد با ساز از این هم بیشتر باشد.


باسپاس فراوان از جناب بامداد گرامی که نظر بنده رو جلب کردن به این نمایش:)

۳/۵ که میشود ۴
شما فوق العاده اید خانم نوری بزرگوار
سپاس از شما و دل مهربونتون
۱۲ تیر
ای جانم. سپاسگزارم
۱۷ تیر
ارادت جناب تابش
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک عدد بلیت برای امروز .پنجشنبه ساعت ۴ دارم.ردیف ۳
لطفا یکی ازم بخردش :))))))))
Nafisnuri@gmail.com
میثم هنزکی این را خواند
افتادید تو فروش بلیط‌هااا :)))
۳۰ خرداد
بله دیدم آقای هنزکی
و حتما یک بار دیگه هم میرم.
و بسیار خوشحال بودم از اینکه کسی ازم نخریدش.

۰۱ تیر
نوش تان خانوم نوری ، نمایش درگیر کننده ایه علی رغم اینکه مونولوگ طوریه
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا کسی هست که بخواد دو عدد بلیت (جدا از هم ) برای دوشنبه ۳ تیر رو با دو عدد بلیت در روزدیگری عوض کنه؟
یا اینکه بخردشون؟
زهره مقدم و نرگس این را خواندند
خانم نوری جان
با سه‌شنبه می‌خواید عوض کنید؟ کجا هست جای صندلیا؟
فقط من تیوالم مشکل داره دو روزه لاگین نمی‌تونم بشم..اگر خوندید مسج رو می‌تونید نمیدونم اینستایی تلگرامی جایی بگید که من خوندم باهاتون هماهنگ کنم
۲۹ خرداد
سید بیاد اصلا میتونیم یه طبقه رو پشت بوم بسازیم حتی رنگ چیه؟
۰۴ تیر
ردیفه..متریالاشو سفارش بدید تا سید رو بفرسم با تخت روان بیارنش :)
۰۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش کرونوس i
سلام.
آیا برای نوجوان تئاتر اولی مناسب است؟
آقای سوبژه (محمد لهاک)، مختار بایزیدی و زهره مقدم این را خواندند
علی صفری این را دوست دارد
نفیسه جان روی بروشور کار درج شده +14
:)
۲۶ خرداد
ایموجی میمون دست روی چشم :)))))))))))
خیلی لطف دارید شما، مرسی که گفتید، خوشحال شدم ❤
۲۸ خرداد
قربانت:))
۲۸ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی ممنونم که این بار فروش بلیت رو در تیوال قرار دادین.
یکی از بزرگ ترین دلایلی در دوره ی قبلی اجرا رغبت نداشتم این کار رو ببینم فروش بلیتش در دیگر سایت های محترم بود.
هم‌مساواتی،
ییهو رو دیوار دیدم قصه روز جمعه، گرخیییدم رفتممم که بخرم دیدم ایول نویسنده خودشه، گفتم همونه دیگه رفتم جلوتر دیدم ای بابا کارگردان و کلا اجراخوانیه :))
۰۲ اردیبهشت
شمام بهش نگفتین بچه ی مردم چشمش به پنجره ی تیوال خشک شده؟
۰۹ اردیبهشت
گفتم (جدا از اینکه کلا چشم خودمم به خودش خشک شده بود) ولی خیلی توجهی نکرد :))
۱۰ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش ملاقات i
موقع دیدن کار علیرغم تلاش هام متاسفانه موفق نشدم دو اجرای قبلی که از این متن دیده بودم رو کنار بذارم. و فکر میکنم درصدی از ناراضی بودنم از کار به همین دلیل هست.

به هرحال کارگردانی رو اصلا دوست نداشتم. (شاید چون فکر میکنم مدل درست کارگردانی این نمایش رو توسط استاد سمندریان تو همین سالن دیدم)
بیشتر بازی ها رو دوست نداشتم. (مخصوصا دختر و پسر ایل)
طراحی لباس به نظرم بی نقص بود.
نوری بانوی نفیس
گاهی خواستنی های نداشتنی، داشتنی ها را خواستنی می کند :)
۲۳ فروردین
مریم خانم ارادت ارادت
همچنین ❤
ممنون از آرزوی خوبتون
۲۴ فروردین
:)))
رزومتون پرباااار :چشمک
و ارادتمند
۲۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من به این راحتیا چیزی روم اثر نمیکنه.
یا حداقل به این راحتیا اعتراف نمیکنم که چیزی روم اثر کرده.

من باورش کردم.
و لازم شد چند دقیقه بیرون توی پارک بشینم تا حالم جا بیاد و بتونم برم.


+ نقد نوشتن بلد نیستم. فقط پس از فروکش اون احساس اولیه ی بعد از بیرون اومدن از سالن چندتا نکته به ذهنم رسید.
ضرورت نقش آقای صالحی چی بود؟
اون پرده ومحتویات پشت پرده میتونست بهتر اجرا بشه.
به نظرم میزان ضجه ها میتونست کمتر باشه. لازم نبود به نظرم.
خانم نوری همراهی با شما و دوستان باعث افتخار من بود
۱۹ فروردین
اصلا هی تو دلم بهش میگفتم
"میفهمم داداش، غصه نخور، طبیعیه، قابل درکه"
۲۲ فروردین
طبیعیه :))))))))))))))))))
۲۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید