تیوال نفیسه نوری | دیوار
S3 : 05:22:46
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
قراره ساعت ۹ اجرا شروع بشه.
ساعت ۹:۰۵ تازه تماشاگران نمایش قبلی از سالن میان بیرون.

زبان قاصر است.



پس از اجرا اضافه شد:
ممنون از عذرخواهی و توضیح عوامل بابت تاخیر. گرچه که دردی دوا نمیکنه.
و در مورد خود اثر،
ایده ی متن رو خیلی دوست داشتم. و بقیه ی چیزها از دکور تا بازی ها و خود متن، صرفا برام قابل قبول بود.
با آرزوی موفقیت.
سپهر، مرتضی سوری، *مریم* و مصطفی این را خواندند
و اینگونه پس از نیم ساعت تاخیر
جارو برقی به دست از سالن خارج شده و میفرمایند مختلف الاضلاع بفرمایید داخل.
۷ ساعت پیش
مساواته
مساوات


سپاس از سپند
۵ ساعت پیش
عجیب من اخیرا اجرا تو سالن سپند زیاد دیدم و همیشه سر ساعت بوده
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش کنترباس i
برای من خیلی دوست داشتنی بود.
با اینکه با ۷۰درصد اصطلاحات بیان شده آشنایی نداشتم. یا هیچ نوازنده ی کنترباسی رو از نزدیک نمیشناختم. اما خیلی برام اجرای دلنشینی بود. شاید چون یه جاهای کوچیکیش شبیه رابطه ی خودم با گرافیک بود‌، میفهمیدمش.
اینکه تو تحصیلات و کاری داری که خیلیا وقتی میشنون چشماشون برق میزنه و فکر میکنن وای چه خوشبخته فلانی. ولی سخته براشون توضیح بدی با همه ی خوبیاش اونقدرا هم قضیه ی جذابی که از بیرون به نظرمیاد نیست.
عضو ارکستر سمفونیک بودن/ طراحی گرافیک خوندن / ...

دوست دارم بعدها اجرای دیگری از این متن ببینم که کمی از فضای رئال فاصله ی بیشتری داشته باشد، کمی.
و مثلا رابطه ی فیزیکی فرد با ساز از این هم بیشتر باشد.


باسپاس فراوان از جناب بامداد گرامی که نظر بنده رو جلب کردن به این نمایش:)

۳/۵ که میشود ۴
شما فوق العاده اید خانم نوری بزرگوار
سپاس از شما و دل مهربونتون
۱۲ تیر
سلامت باشید جناب بامداد عزیز
فوق العادگی و بزرگی و مهربانی از خودتونه درواقع.

کامنتا پاک میشه ولی جاش میمونه :)
۱۲ تیر
ای جانم. سپاسگزارم
۱۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک عدد بلیت برای امروز .پنجشنبه ساعت ۴ دارم.ردیف ۳
لطفا یکی ازم بخردش :))))))))
Nafisnuri@gmail.com
میثم هنزکی این را خواند
افتادید تو فروش بلیط‌هااا :)))
۳۰ خرداد
بله دیدم آقای هنزکی
و حتما یک بار دیگه هم میرم.
و بسیار خوشحال بودم از اینکه کسی ازم نخریدش.

۰۱ تیر
نوش تان خانوم نوری ، نمایش درگیر کننده ایه علی رغم اینکه مونولوگ طوریه
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا کسی هست که بخواد دو عدد بلیت (جدا از هم ) برای دوشنبه ۳ تیر رو با دو عدد بلیت در روزدیگری عوض کنه؟
یا اینکه بخردشون؟
زهره مقدم و نرگس این را خواندند
خانم نوری جان
با سه‌شنبه می‌خواید عوض کنید؟ کجا هست جای صندلیا؟
فقط من تیوالم مشکل داره دو روزه لاگین نمی‌تونم بشم..اگر خوندید مسج رو می‌تونید نمیدونم اینستایی تلگرامی جایی بگید که من خوندم باهاتون هماهنگ کنم
۲۹ خرداد
سید بیاد اصلا میتونیم یه طبقه رو پشت بوم بسازیم حتی رنگ چیه؟
۰۴ تیر
ردیفه..متریالاشو سفارش بدید تا سید رو بفرسم با تخت روان بیارنش :)
۰۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش کرونوس i
سلام.
آیا برای نوجوان تئاتر اولی مناسب است؟
آقای سوبژه (محمد لهاک)، مختار بایزیدی و زهره مقدم این را خواندند
علی صفری این را دوست دارد
نفیسه جان روی بروشور کار درج شده +14
:)
۲۶ خرداد
ایموجی میمون دست روی چشم :)))))))))))
خیلی لطف دارید شما، مرسی که گفتید، خوشحال شدم ❤
۲۸ خرداد
قربانت:))
۲۸ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی ممنونم که این بار فروش بلیت رو در تیوال قرار دادین.
یکی از بزرگ ترین دلایلی در دوره ی قبلی اجرا رغبت نداشتم این کار رو ببینم فروش بلیتش در دیگر سایت های محترم بود.
هم‌مساواتی،
ییهو رو دیوار دیدم قصه روز جمعه، گرخیییدم رفتممم که بخرم دیدم ایول نویسنده خودشه، گفتم همونه دیگه رفتم جلوتر دیدم ای بابا کارگردان و کلا اجراخوانیه :))
۰۲ اردیبهشت
شمام بهش نگفتین بچه ی مردم چشمش به پنجره ی تیوال خشک شده؟
۰۹ اردیبهشت
گفتم (جدا از اینکه کلا چشم خودمم به خودش خشک شده بود) ولی خیلی توجهی نکرد :))
۱۰ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش ملاقات i
موقع دیدن کار علیرغم تلاش هام متاسفانه موفق نشدم دو اجرای قبلی که از این متن دیده بودم رو کنار بذارم. و فکر میکنم درصدی از ناراضی بودنم از کار به همین دلیل هست.

به هرحال کارگردانی رو اصلا دوست نداشتم. (شاید چون فکر میکنم مدل درست کارگردانی این نمایش رو توسط استاد سمندریان تو همین سالن دیدم)
بیشتر بازی ها رو دوست نداشتم. (مخصوصا دختر و پسر ایل)
طراحی لباس به نظرم بی نقص بود.
نوری بانوی نفیس
گاهی خواستنی های نداشتنی، داشتنی ها را خواستنی می کند :)
۲۳ فروردین
مریم خانم ارادت ارادت
همچنین ❤
ممنون از آرزوی خوبتون
۲۴ فروردین
:)))
رزومتون پرباااار :چشمک
و ارادتمند
۲۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من به این راحتیا چیزی روم اثر نمیکنه.
یا حداقل به این راحتیا اعتراف نمیکنم که چیزی روم اثر کرده.

من باورش کردم.
و لازم شد چند دقیقه بیرون توی پارک بشینم تا حالم جا بیاد و بتونم برم.


+ نقد نوشتن بلد نیستم. فقط پس از فروکش اون احساس اولیه ی بعد از بیرون اومدن از سالن چندتا نکته به ذهنم رسید.
ضرورت نقش آقای صالحی چی بود؟
اون پرده ومحتویات پشت پرده میتونست بهتر اجرا بشه.
به نظرم میزان ضجه ها میتونست کمتر باشه. لازم نبود به نظرم.
خانم نوری همراهی با شما و دوستان باعث افتخار من بود
۱۹ فروردین
اصلا هی تو دلم بهش میگفتم
"میفهمم داداش، غصه نخور، طبیعیه، قابل درکه"
۲۲ فروردین
طبیعیه :))))))))))))))))))
۲۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش کالاندولا i
برای فردا ساعت پنج و نیم یک بلیت موجود هست.
اگر کسی تمایل داشت کار رو ببینه خبر بده :)
یلدا معصوم و آذرمهر این را خواندند
جهان، celine، عباس الهی، مریم زارعی و زهره مقدم این را دوست دارند
من می‌گیرمش نفیسه جان
۲۷ اسفند ۱۳۹۷
فرستادم عزیز دلم
۲۷ اسفند ۱۳۹۷
حیف دیردیدم وگرنه بلیط خانم نوری میگرفتم به هرحال شانس خانم مقدم بود امیدوارم باز اجرا بشه.
۰۳ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش کالاندولا i
اخیرا از یک روانشناس خوب که به صورت تخصصی روی فرزندپروری مطالعه و فعالیت میکنن شنیدم که هیچوقت بچه ای رو بدون اجازه ش حتی درآغوش نگیرید. یعنی مثلا ازش بپرسید میای بغلم؟ میای بوست کنم؟ و اگر گفت نه، بغلش نکنید. حتی اگر مادرش هستید و یک هفته اجازه نمیده بغلش کنید. نکنید... و با روش های دیگه تلاش کنید اعتماد و علاقه ش رو به دست بیارید دوباره... تا بگه آره...
یا مثلا هیچوقت مجبورش نکنید بره فلان عمو رو ببوسه چون زشته اگر بچه ی شما رئیستون رو تحویل نگیره...

مسئله ی بعدی...
وقتی یک کودک ۵ ساله رو تهدید میکنید... مثلا: "اگه بابات بفهمه میکشدت." هورمون حاصل از این استرس تا ۱۳ روز در بدن بچه باقی میمونه... ینی تا ۱۳ روز هنوز حالش بده و منتظره اون تهدید عملی بشه...
و البته با بالا رفتن سن تا نوجوانی تعداد روزهایی که این هورمون ماندگاری داره کم میشه.


+ امیدوارم ... دیدن ادامه » که مطالب و مخصوصا اعداد در ذهنم درست مونده باشن. اگر که دوستان اطلاعات دقیق تری دارن خوشحال میشم اصلاح کنن این نوشته رو.
من وقتی اینا رو شنیدم یه دور نصف شدم، الانم که داشتم مینوشتمشون دوباره نصف شدم...
الان چارقاچ، در خدمت شمام.
۲۴ اسفند ۱۳۹۷
آقای الهی :)))))))))
۲۵ اسفند ۱۳۹۷
محمد جواد
جدی گفتم والا
۲۵ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک عدد بلیت این کار برای جمعه ۲۴ م به هرکس که مایل هست کار رو ببینه هدیه داده خواهد شد.
همینجا خبر بدید تا تقدیم کنم بلیت رو:)
محمد جواد و رضا بولو این را خواندند
امیر سربیشه، یلدا معصوم، celine، مختار بایزیدی و Negin Fooladi این را دوست دارند
کاش این حرکت انسان دوستانتون 5 شنبه بود :)
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
درود بر شما خانم نوری عزیز بخاطر این اقدام زیباتون
۲۳ اسفند ۱۳۹۷
سلامت باشید آقای بایزیدی. دوست داشتم میتونستم کارای مهم تر و مفید تری انجام بدم برای گروه های خوب و جوان:)
۲۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باهام بیا اونور گیت...
همیشه لحظه های سخت تری برای وداع هست :(
۲۰ اسفند ۱۳۹۷
۲۱ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش کالاندولا i
وقتی اول کار آقای سلگی پرسیدن کسی خاطره ای داره؟ من چیزی نگفتم، نداشتم...
آخرشم که سوال کردن، هنوزم چیزی نداشتم...
ولی دیروز بعد از چند هفته یک تابلویی تو خیابون دیدم که یاد بچگیم افتادم و بعد چندتا خاطره ی مربوط به اون تابلو یادم افتاد... و یهو مغزم رسید به خاطره ای که نباید...
خاطره ای که احتمالا مغزم طی این سالها در یک واکنش دفاعی نادیده گرفته بودش و فراموشش کرده بود...
الان هم سعی میکنم دوباره انقدر نادیده بگیرمش تا پاک بشه، یا حداقل بره زیر فرش... چون اتفاقیه که افتاده و تاثیری هست که گذاشته شده و تموم شده رفته دیگه... کاریش نمیشه کرد.
بره زیر فرش

امان از زمانی که وقت خونه تکونی میشه و مجبوری زیر فرش رو جارو کنی
دم عیدا
۱۹ اسفند ۱۳۹۷
دردهای بچگی از یاد نمی رن. شاید نهایتا زیر فرش زمان از یاد برن. اما جای گزیده شدنشون باقی میمونه.
ما بزرگ میشیم و قد میکشیم. و یه روزهایی میاد که یکباره از چیزی متنفر میشیم یا یکباره زیر گریه میزنیم. یا بی دلیل به کسی اخم میکنیم یا...
ما نمیدونیم چرا ولی ... دیدن ادامه » جای گزیده شدنشونه که باقی مونده.
کالاندولا شاید همون روز کمک کنه یک بچه بخوابه، اما ذهن ما بچه ها تا آخر عمر از دور و با اخم داره به کسانی نگاه میکنه که روزی ما رو گزیدن.
۲۰ اسفند ۱۳۹۷
آخ آخ چقدر خوب گفتید زهره جان... همینه...
۲۰ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش زهرماری i
سلام
چگونه میشود با وسایل نقلیه ی عمومی به این تماشاخانه رسید؟
محمدرضا نا کارامد این را دوست دارد
سلام
از مبدا شما کدوم منطقه ی تهران هست ؟
۱۸ اسفند ۱۳۹۷
خانم نوری، با مترو اگر خواستید بیاید میتونید ایستگاه هفت تیر پیاده بشید و بعد از خروجی که وسط میدون هست میتونید سوار تاکسی های ملک بشید. فکر کنم نهایتاً 5 دقیقه طول میکشه تا شما رو برسونن. همونطور که دوستان هم گفتن اگر اهل پیاده روی باشه، باز مسافت زیادی ... دیدن ادامه » نداره. به نظر من هم دیدن این نمایش، به بد مسیر بودنش می ارزه. :-) امیدوارم شب خوبی داشته باشید.
۱۹ اسفند ۱۳۹۷
آقای راستی گرامی خیلی ممنونم ازتون.
۲۰ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقا بیاید بهم بگید که شماها هم نمیدونستید کارتاژ واقعا اسم یه جاییه و فکر میکردید اسم ساختگی نویسنده س... احساس خسران دارم...


ویکیپدیا:
این شهر در اصل به دست کوچندگان فنیقی ساخته شده بود. این تمدن با چیرگی بر دریای مدیترانه و از راه بازرگانی نیرو و دارایی بسیاری را به دست آورده‌بود. تمدن کارتاژ در سده‌های سوم و دوم پیش از میلاد مسیح همدوره و هماورد جمهوری روم و در کشاکش با این دولت بر سر چیرگی بر مدیترانه باختری بود. این هماوردی به سه دوره جنگ میان کارتاژ و روم انجامید که به جنگ‌های کارتاژی یا پونیک نامیده‌می‌شود. در همه این جنگ‌ها کارتاژ شکست خورد و از نیرویش کاسته شد و باج‌های هنگفتی که برای کنارگذاشتن جنگ به روم پرداخت اقتصاد آنان را به سراشیب کشاند. سومین جنگ کارتاژی به ویرانی شهر کارتاژ انجامید و رومیان بازمانده سرزمین‌های ... دیدن ادامه » کارتاژ را به خاک خود چسباندند.
:))
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
آقا سپهر ممنون، خیلی خوشحالم کردین، خدا خوشحالتون کنه :)))))))))

آقای جعفریان سقراطو ندیدین هم اشکال نداره، ایشالا چندماه دیگه تکرارش پخش میشه اون موقع میبینید.
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
خانوم سحر ای وای بر من !!!
( و اشک میریزد ! )
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره قصه خوانی شازده کوچولو i
آدم بزرگ ها عاشق عدد و رقمند...وقتی با اونا از دوست تازه تون حرف میزنید هیچ وقت ازتون درباره ی چیزهای اساسی ش سوال نمیکنند...هیچ وقت نمیپرسند: 
آهنگ صداش چطوره :)
چه بازی هایی رو بیشتر دوست داره :)
پروانه جمع میکنه یا نه :)
میپرسند: 
چـــند سالشه:/
چـــندتا برادر داره:/
وزنش چــقدره:/
پدرش چقدر حقوق میگیره :||||

و تازه بعد از این سوالاست که خیال میکنند طرف رو شناختند:/
نفیسه نوری
درباره نمایش ملاقات i
سلام
چرا هیشکی هیچی نمیگه در موردش؟
فرزاد، یلدا معصوم و رضا بولو این را خواندند
منم همین سوال رو داشتم تا یهو بیشتر که دقت کردم دیدم امشب اولین اجراش بوده و در واقع ملت تماشاچی شاید بعضیاشون به خونه هم نرسیده باشن !
۱۲ اسفند ۱۳۹۷
توی اینستا هرکس پست گذاشته بود از نمایش دیشب همه راضی بودن
من با دو سه نفر دیگه صحبت کردم و همگی گفتن بینظیر بوده از هر لحاظ
فقط یکیشون گفت وقتی بازیگرا هر از گاهی پشت میشدن به تماشاگرا یکم صداشون بد میرسید
بغیر این مورد که اونم فقط یکیشون گفت دیگه هیچ ... دیدن ادامه » نکته منفی نگفتن
۱۳ اسفند ۱۳۹۷
مهسا خانم و آقا فرزاد ممنونم ازتون :)
۱۳ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش کالاندولا i
اسپویل اسپویل اسپویل اسپویل

و تاکید میکنم که اسپویل




مهم ترین مسئله ای که در همه ی زندگی بهش فکر میکنم بچه ها هستند. و همیشه میگم علاقه ی من به بچه ها به خاطر قشنگی و بند انگشتی بودنشون نیست. بچه ها برام مهم اند چون قراره یه روزی بزرگ بشن. و تبدیل بشن به آدم های توی خیابون.
من البته تمرکزم همیشه روی مسائل و اتفاقات عادی تر زندگی بوده. و هیچوقت اینجوری به مسائلِ شدید فکر نکرده بودم. در واقع دلم نمیخواسته فکر کنم. احتمالا باید از آقای سلگی ممنون باشم... نمیدونم.
خوشحال شدم که مسائل کمی عادی تر مثل کتک زدن و مواخذه های بی مورد هم در گزینه ها بود. چون همیشه قرار نیست یک اتفاق وحشتناک از طرف یک غریبه رخ بده تا یک بچه آسیب ببینه. خیلی اوقات همین پدر و مادر های مهربون بچه هاشون رو نابود میکنند. و چند سال بعد اونا رو به خاطر چیزی که هستند (حاصل تربیت خودشون) ... دیدن ادامه » سرزنش میکنند.


امیدوارم که حالاحالاها تمدید ادامه داشته باشه.
و با سپاس فراوان از مجموعه ی نوفل لوشاتو که با این گروه همکاری کردند.
https://vimeo.com/133267312


تماشای این انیمیشن کوتاه به شدت توصیه میشود.
مخصوصا برای کسانی که اتاق صورتی را تجربه کرده اند.
۰۳ اسفند ۱۳۹۷
یک) تاکید مضاعف بر "اسپویل" به چه دلیل است؟ مترادف پارسی ندارد عایا؟ :))
دو) به نظر بنده کتک زدن کودک و فشاری روحی به وی به هر صورتی "مسئله کمتر عادی‌تری" نیستند و قطعا جزو "مسائل شدید" طبقه‌بندی می‌شوند.
سه) بسیار موافقم با این بخش که گاهی ... دیدن ادامه » ظلم به کودکان از جانب خانواده‌های آنها پیش می‌آید. افرادی که از باب محبت و بدون عاقبت‌اندیشی و سواد عاطفی لازم بدترین ظلمها را به روح و زندگی حال و آینده کودکان خود (و دیگران) روا می‌دارند.
۱۷ اسفند ۱۳۹۷
یک : دلیل و اصرار خاصی وجود ندارد :)

دو : منظورم از عادی "رایج" بود. وگرنه فکر میکنم از متن مشخص باشه که این مسائل و اتفاقات برای بنده هم پیش پا افتاده نیستند.

سه : موافقت شدید دارم و باسپاس از نظر شما:)
۱۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشن واره.

شبیه هرچیزی "واره" هست به جز "جشن" "واره"
آخرین باری که شرکت کردم توش ۹۳ بود. و امسال به وسوسه ی دیدن کارهای خوبی که در طول سال از دست داده بودم، چندتا بلیت گرفتم.
سال ۹۳ در سالن سمندریان به این خاطر که نمیخواستم وارد حجم فشار دهنده ی له کننده ی آدم هایی که اون جلو ایستادن بشم. عقب ایستادم و فکر کردم چه فرقی میکنه مگه حالا دو دقیقه زودتر یا دیرتر وارد سالن شدن، من که بلیت صندلی دارم. نتیجه ی نهایی اینکه مجبور شدم اون کار رو ایستاده ببینم. که البته ایستاده دیدن رو ترجیح میدم به وضعیتی که چند شب پیش در توده ی انتظار (به جای صف انتظار) تالار حافظ تجربه کردم. وضعیت زمان انتظار رو میشد به نحوی تحمل کرد. اما موقعی که درب سالن باز شد و اعلام فرمودند کسانی که صندلی دارند بیان جلو... (پشه ی در عسل گیر کرده دیدین تاحالا...؟ همون) و حالا عزادارم ... دیدن ادامه » برای دو بلیتی که دارم هنوز، و یکیش دوباره برای حافظ هست.
و فکر میکنم که جدای از همه ی مسائلی که دوستان در مورد جشن واره اشاره کردند. به این دلیل اخیر، جشن واره جای شخص بنده نیست.
معذب و با احترام حفظ نشده، عطایش به لقایش، خدافظ.


* قبل از ۹۳. خاطره ای که دارم از جشن واره برای زمانیست که بلیت ها رو چاپ میکردند و یک روزی رو اعلام میکردند که بریم بگیریم ازشون. و خاطره م اینه که کنار درب اون طرفی سالن قشقایی در یک صف طولانی ایستادیم کنار دیوار مدور قشنگ،بلیت چک کردیم و رفتیم داخل.
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
در واقع سرکار خانم نوری نبسیار محترم؛ جشنواره‌های فاقد کیفیتِ وطنی بیشتر مناسب دوره‌ای گذرا از سنین عمدتاً جوانی علاقه‌مندان هنر محسوب می‌شوند و در ادامه یکی یکی از شمارِ ملازمانِ این شویِ بی‌جان کاسته می‌شود.
دیروز من، امروز شما و فردا برادران ... دیدن ادامه » و خواهران روشن‌ضمیر و اهل تدقق‌مان. در این بین آنها که کورکورانه بدان مومن می‌مانند نیز بگذار بمانند و به طالاعات و عبادات‌شان در برابر بتانِ جعلی استمرار بخشند.
جای هیچ نگرانی و دریغ نیست؛ برای یک دلداده هنر همیشه راه برای مواجهه با اثر هنری موجود است.
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
آقای هنزکی آرزو میکنم که درحال اشتباه باشید...

آقای گلسرخی دقیقا جای هییییچ دریغی نیست...
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفیسه نوری
درباره نمایش نامه نویس i
کاملا ارزش دیدن رو داشت و خیلی دلچسب و دوست داشتی و عزیز بود.
خیلی حیف بود که انقدر خالی اجرا میرفت... بازی خوب کارگردانی خوب متن نسبتا خوب دکور و لباس خوب... همه چیز خوب...

+واقعا و عمیقا ممنونم از دوستانی که توجه ما رو جلب کردند به این کار.
خدا رو شکر که دوست داشتید
نوش جونتون
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
خانم نوری عزیز دیالوگی که پی اش بودی :

https://www.tiwall.com/wall/post/204541
۲۴ بهمن ۱۳۹۷
❤❤❤❤❤❤ممنونم آقای جعفریان عزیز :)
۲۴ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید