تیوال مینا سروش | دیوار
S3 : 00:10:53
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مینا سروش
درباره فیلم جوکر i
من دیروز فیلم در مجموعه روانتحلیل (پرسونا) دیدم که تحلیلش بشنوم . جالب بود تحلیل اینکه وجود عقده حقارت در انسانها با درگیر شدن با جستجوگر باعث درخشش میشه و گاهی با سرکوب تبدیل به یک ویرانگر ! میشد باور کرد تمام اون اشوبها در شهر بوجود اومده و مردمی که چهره موجه یک فرد نمیپذرفتن حمایتگر چهره خشمگینش شدن و از طرفی دیگه میشد گفت که تمام اون اتفاقات در ذهنش اتفاق افتاده باشه . وقتی در دنیای بیرون جایی براش نبود در دنیای خیالی خودش دوستش داشتن و فردی مهم بود .
صحنه رفتن تو یخچال برام جالب بود و اینکه وقتی شنیدم بازیگر نقش جوکر اون نقش فی البداهه و از تاثیر صحنه قبل که پرونده بیماری مادرش میخونه و متوجه گذشته اش میشه و میفهمه اون رابطه عاطفی با اون خانم همسایه کاملا خیالی بوده و تنهاست بازی میکنه ! همزیستی و اون حجم از غم و تنهاییش ...
مادر به اسم هپی صداش ... دیدن ادامه » میکرد و تحمیلی که در این کلام بود در این واژه ! شادی که زندگی نکرده بود
خلاصه ما بعدش زیاد حالمون خوش نبود شمارو نمیدونم
نمیدونستم بداهه بازی کرده
۰۹ آذر
اره برای منم جالب بود و اینکه بازیگرش تا یکی دو ماه بعد تموم شدن درگیرش بوده ، یجورایی میشه گفت شاه نقشش بوده بقول او سیزیف...
۱۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مینا سروش
درباره فیلم مطرب i
اگه عینک روشن فکری دارین و از رو چشمتون برداشته نمیشه، تو خونتون موزیک بی کلام و موتزارتو ...پخش میشه این فیلم نرید ببینید !! ولی اگه مثل من یه دهه شصتی که بین سنت و صنعت گیر کرده !! مرز بین قدیم و جدید ! گوش شنوای خاطرات قدیم از پدر مادرا یا بزرگترا و عشق کردن . خوندن سری رمانهای اسماعیل فصیح و رفتن تو حال و هوای جنوب شهر تهران ...اصلا اگه گاهی جای هر اهنگی دلت میخواد جواد یساری و شماعی زاده گوش کنی و ترانه هاشونم از حفظیو و حالتو خوب میکنه این فیلم خوبه !
مطرب نماینده هنرمندهای کوچه بازاری ماست ، سبکی که چه بخوایم چه نه وجود داره از قدیم تا الان ! که روزگاری به اسم هنرمند بودن و یه تغییر در سبک زندگی باعث تغییر در اسمشون و زندگیاشون شد ! نسلهای سوخته ...
خب همه که دلشون نمیخواست از ایران برن ! همه که نمیتونن ساز رو به غم بنوازن ؟ و بازی زندگی میتونه چه با ... دیدن ادامه » ادم بکنه ...
شاید بخواد بگه اینا هم هستن ادمایی که تو عروسیا شادتون کردن و دیده نشدن و یادداوری از درک متقابل
روزی که ما رفتیم سینما فکر کنم همه یاد حال و هوای قدیم افتادن .. من حس نمیکردم که تو سال 98م حس کردم رفتم به قدیم مردم میخندیدن ، دست میزدن حتی سوت زدن مثل قدیماااا کلی انرژی رد و بدل شد و خداروشکر
من هم با این فیلم حال کردم و هنوز هم گوش کردن به آهنگ های کوچه بازاری را به بعضی ار اهنگ های بی سر و ته امروزی ترجیح میدم برای من یکی مهم اینه چی حالم را خوب میکنه فارغ ای اینکه کل مردم دنیا هم باهاش مخالف باشند
۰۶ آذر
منم دوست داشتم مطربو
۰۶ آذر
چه خوب گفتین آقای جباری ، ممنون و اینکه ادم بدونه چی حالش رو خوب میکنه خیلی خوبه
۰۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من روزی چند دقییقه هم شده میام اینجا سر میزنم ، شده عادت ...
چند تا صفحه باز میکنم و میرم قسمت نظرات و شروع میکنم به خوندن حتی اگه یادم بره گزینه خوندن بزنم
گاهی یه نظری که جلب توجه میکنه میزنم رو اسمش و تاریخچه حرفاشو میبینم ..
البته دروغ چرا یه روزایی که حسش نیست نوشته های طولانیو با سانسور میخونم :)
خلاصه شده یه بخش از زندگیم حتی اگه سایه وار بیام برم
اجتماع اینجا سه دسته اند یا شاید چهار دسته
1- تمجید کنندگان اغراق آمیز (پیشنهاد میکنم حتما ببینید ، میخوام برم یبار دیگه ببینم ...)
2- نقد کنندگان افراطی و طرفداراشون (یه چندتا دوست که باید بگن کار بد بوده و چند نفر تحسین کننده که ایول گفتیی بد بوده )
3- افرادی که کاری به کار کسی ندارن ، کار خودشون میکنن خوب بود تعریف میکنن و اگه بد نقطه ضعفشو میگن
4- افراد سایه ...
چند روز پیش رفتم صفحه اولین تئاتری ... دیدن ادامه » که تنهایی دیدم سرچ کرم و آوردم (گفتگوی برجای ماندگان) چه حس خوبی داشت واسم ، و موزیک راکش و بعدش پیاده روی طولانی تا از سطح به عمق جان بره ! شاید اون تجربه اونقدر برام خوب نبود دلم نمیخواست باز تجربه ش کنم ! و بارها تنها بیام برای دیدن یه تیاتر جدید ! دیدم چه قدر نقد منفی گرفته بود و چه قدرم به اون موزیک راک دوست داشتنی من گیر دادن !
فهمیدم به هر حال تیاتر ببین عوام بودنم عالمی داره و بیشتر بهت خوش میگذره :)
درود بر شما خانم سروش عزیز

با احترام به دسته بندیتون ( و البته تا حدودی موافقت و همراهی) باید بگم، به نظرم دنیای هنر ( در هر رشته و گرایشی) خیلی سلیقه ایه و وابسته به روحیات ما أدمهاست. این حرف و نظریست که همیشه دارم.
خود من گاها از یک نمایش،فیلم یا موسیقی ... دیدن ادامه » و یا هر هنر دیگه ای که شاید کلی مخالف هم داشته باشد؛خوشم بیاد یا حسابی لذت ببرم که خیلی ها لذتی نبرند. و با کمی دقت متوجه میشم که انتخاب و پسندش کاملا وابسته به روحیات و حال و هوای حتی لحظه ای من بوده...
به هرحال به عنوان یک تیوالی امیدوارم از تمام لحظات تاتریتون لذت ببرید.
۰۵ آذر
ممنون آقای تهوری اول صبح کلی انرژی گرفتم اومدم اینجا !!!!
۰۶ آذر
علی من واقعا اسمش یادم نمیومد ممنون نیلوفر جان از تقلبت :)
۰۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مینا سروش
درباره نمایش لانچر ۵ i
دیروز در سانس ویژه به تماشا نشستیم ، بعد مدت زمانی که هر نمایشی میرفتم اقتباس از یک داستان خارجی بود ، یه داستان ایرانی ، خوب که میشد درگیرش شد ، باهاش هم خندیدیم و هم ناراحت شدیم ! داستان از زبون چندین نفر روایت شد ، و هر کس از دید خود بیان کرد . یکی بر مبنای نفعش ، یکی برمبنای علاقه و مریدیش و یکی دیگه برمبنای ذهنیتش ...
دو ساعت با داستان جاری شدیم و پیش رفتیم ...
اینکه آخرش واقعیتش چه بود کسی چه میدونه !! من دلم خواست داستان کمالیو باور کنم ...
خسته نباشید به همشون مخصوصا اقای امیرنوروزی
مجید این را خواند
شاهین، محمد حسن موسوی کیانی و Farid Hoseini این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو این دوره زمونه که کار سینمایی برای بچه های خیلی کمه ، باید قدر دونست !! وقتی رو پرده سینما بود وسط کلی بچه با دوستم رفتیم و کلی انرژی گرفتیم هم از فیلم هم از بچه ها ، خلاصه اینکه فکر کنم اون روز کودک درونم میخندید :))
زهره مقدم و امیر مسعود این را خواندند
بابک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای من این نمایش هم نقاط مثبت داشت هم منفی
مثلا برای من تو یه سری بخشها یه ابهامی موند ، یکیش اینکه چرا به دختر گفته بود برادر خودش بکشه ؟؟؟؟!!!‌
داستانش شاید میتونست قوی تر باشه
نمیدونم جدیدا به این بحث بیشتر داره پرداخته میشه یا من ناخودآگاه تو انتخابم این موضوع رو انتخاب میکنم . بحث سایه (نیمه تاریک وجود ) که تو هر داستانی به یه اسمی خطابه میشه ! اینجا بنام شیطان بود ...
شکیب شجره در قسمت برزخ و نقش شیطانی یا همون سایه وجودیش چقدر منو یاد اسماعیل گرجی در سیزیف مینداخت ، نوع حرف زدنش ، حرکاتش و هر دو در ذات نقش یک هویت رو در دو داستان متفاوت اجرا میکردن .
چیزی که برام جالب بود سرعت عمل تو تعویض لباس بود و میزان عرق و اشکی که موقع اجرا ادغام میشد یه جاهایی حیرت میکردم که چه باری به دوش میکشه که به ثانیه ای شرابه ای از آب میشن
علی جباری، میترا، امیر مسعود و حسین تاجیک این را خواندند
NetHunter این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قبل شروع نمایش با دوستم نشسته بودیم جلوی در تماشاخانه ...
تصویر دختر بهم نشون داد بهم گفت تو چهره ش چی میبینی ؟ گفتم غم
گفت من خشم میبینم ...
نمایشی از مکالمه یک مادر و دختر که برای من خیلی جاهاش آشنا شد ...
نمایشی از غم ها و خشم های سرکوب شده ...
حرفهای گفته نشده ...
و بالاخره از یجایی میزنه بیرون
آدمهایی که میرن تو نقش ناجی ، اولویتشون میشه دیگران تا یه جایی کسی دستشونو بگیره ، تا یجایی دیده بشن تا یجایی خواسته بشن
اکثر ما یجایی تو زندگی خواسته خودزنی کردیم
وقتی اومدم از سالن بیرون فکرم خیلی مشغولش بود
ممنون
لیلا مظاهری این را خواند
فرزاد جعفریان، میترا، امیر لقمان و بابک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم اجرای کودک واقعا سخته ، چون بازیگر انقدر باید تمرکز داشته باشه که با سر و صداهای گاه و بی گاه فسقلی ها که بدون توجه راه میندازن و همهمه میکنن کار و ادامه بده
پنجشنبه با خواهرزادم رفتیم ، برای منم کلی دلنشنین بود ، پر از اکت و مفهومی داخل نمایش بود . هم اجرای عروسکی داشتن هم خودشون بازی میکردن . منم کلی لذت بردم با یه هزینه پایین نشستیم و پا به پای داستان پیش رفتیم ! ولی یکم هوای این بازیگرارو بیشتر داشته باشیم . اخر نمایش غیر از من و خواهرزادم هیچکس بلند نشد براشون ، خب کوچیکا از بزرگترا یاد میگیرن. گوشی و فیلمبرداری که بله .... و آخرم فرهنگ مترویی عزیزمون
گفتن کوچیکا بیان عکس بندازن ، اینجا هم خب هل میدین ؟!!!
فاطمه شیخ علیان و امیر مسعود این را خواندند
روژین ستاری این را دوست دارد
سلام ... منم با نظرتون موافقم ولی در مورد بلند شدن حقیقتش با اینکه منم معتقدم باید بلند شد ولی تجربه نشون داده چون بچه ها با بزرگترا اختلاف قد فاحشی دارن ، این بلند شدن آخر نمایش ایده خوبی نیست ، موجب جیغ و داد و گریه بچه هایی میشه که از سد قد بزرگترها نمیتونن ... دیدن ادامه » جلو رو ببینن ...
۱۵ تیر
چه خوب که اینو گفتین خانم شیخ علیان توجه به این موضوع نکرده بودم ! ممنون :)
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مینا سروش
درباره نمایش سیزیف i
واقعا چقدر خوشحالم و منتظر ! سال 97 یکباردر آخرین اجراها رفتیم به تماشا و هنوز در ذهنم بود و چه خبر خوشحال کننده ای ....
من دوبار دیدم و دوبار دیگه باید ببینم
۰۸ خرداد
نه باید تنها باشم تمرکز کنم. ولی طرز فکرتونو دوست داشتم.
۰۹ خرداد
ممنونم. شاد باشین
۰۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هم خوب بود هم خاص ،‌شاید میشه گفت خاصترین تئاتری بود که تا حالا دیدم . بیست سال دیگه من کجای زندگیم ؟ دارم با عشق زندگیمو سپری میکنم یا با خاطراتو ...؟ البته اینم بگم با هر کسی این تئاتر نرید همراه من از یجایی کلافه و خسته شده بود شاید شوخی های آقای آقاپور نگهش داشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مینا سروش
درباره فیلم آذر i
یجورایی مثل جزوه درسی تو شب امتحان بود که موقع خوندن حکم قرص خوابو داشت ، یکنواخت . میشد خوابید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مینا سروش
درباره گیم تیاتر غیرمنتظره i
یه تجربه خوب و تازه ، یادداوری دیدن افرادی که کمتر دیده میشن ، یجور تلنگر چیزایی که یادمون میره . من اتاق یک ، سه ، پنج و شش و هفت دوست داشتم . راستشو بخواین اونایی که میگن بازی خانم ضعیف بود بنظر من چون خانم بودم و همجنسشون خوب حسشون کردم .
سلام
غیرمنتظره ایی که غیر منتظره نبود. به چند دلیل اول آنکه قبل از ورود راهنمایی شدم دوم آنکه تمام آنچه که دیدم اگر هرروز به همه آنها روی زمین برخورد نکردم هرهفته تمام آنرا زنده و در جریان زندگی تجربه کرده ام و سوم آنکه حتی اگر گفته نمی شد توسط دوربین ... دیدن ادامه » مداربسته کنترل می شوید هم در آن وقت اندک نمی شد ارتباطی با هنرپیشه برقرار کرد چه رسد به انیکه از قبل میدانی که کنترل میشوی . پس عکس العمل طبیعی نمی توانستی داشت . میشد کمی غیرمنتظره اش کرد اکر جای بازیگران کمی تغییر میکرد مثلا بازی درخشان النا آهی ( که معلوم بود برای شناخت کاراکتر مورد نظر بسیار زحمت کشیدند و این قابل تقدیر است) اولین یا دومی بود و بازیگر دیگری که ایشان هم کاملا برای شناخت کاراکتر مورد نظر تحقیق کرده بود .سایرین چندان بازی نداشتند اغلب خودشان بودند تنها غیرمنتظره اش به نظر من نظر سنجی بعداز دیدن نمایش بود . که اگر همه ی نظرها بررسی شود با همه ی کاستی هایش می تواند برای تحقیقات جامعه شناسانه و روانشناسانه مفید فایده باشد
۲۳ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مینا سروش
درباره کنسرت کاوه آفاق i
انقدر کاوه آفاق مثبت و پر از انرژیه که بعد هر کنسرتش آدم تا چندین روز شارژ و عالیه گفت تو این کنسرتش از آلبوم جدیدشم اجرا داره فقط کاش ساعت 7هم اجرا داشت ، تعجب میکنم هنرمند به این فوق العاده ای تو یه سانس صندلیاش نباید پر بشه بعد مردم واسه دیدن هر بار بستن در کاری میکنن کنسرت یک سری که نه موسیقی دارن نه مفهوم تمدید بشه !!
نوبادی، مریم زارعی و محمد لهاک این را خواندند
سمانه زارعی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید