تیوال احسان | دیوار
S3 : 18:38:16
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
از عجایب
اگر اقای علیرضا کوشک جلالی کارگردان پستچی،همان کارگردان تِِیاتر بانوی اوازه خوان و کارگردان کار رابینسون و کروزوِئه که تا دو روز پیش در قم اجرا می شد، باشد،یعنی تو یه بازه زمانی، ایشون شبی سه تا کار در دونقطه کشور روی صحنه میبرده.
حقیقتا این دستاوردا رو باید قدر نهاد.چه کسی چنین توانایی ای داره؟
البته هستن کسانی که بخوان توجیه کنن این کارا طبیعیه و ایشون از آلمان میان، وقت ندارن واسه یه تیاتر برن و بیان و تو یه سفر سه تا کار میبرن رو صحنه و از این دست استدلالات،که حکما تنها کاری که میکنن اینه که کفشاشونو به شیطان قرض میدن
آناهیتا شمسی نیا، سپیده، azi rezaei، صبا صالحیان و رعنا* این را خواندند
پوریا و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
بانوی آوازه خوانش که بی خود بود...
۱۳ مرداد
سلام و عرض ارادت
تمرین های پستچی پابلو نرودا از بهمن سال پیش آغاز شد
در خصوص دیگر آثار ایشون هم باید بگم به سیاق اجرای رپرتواری در اروپا ، اینها اثاری هستند که با رها با گروه های متفاوت و به کارگردانی اقای کوشک روی صحنه رفتند.برای همین پروسه ی راحت تری ... دیدن ادامه » رو برای اجرا طی می کنند.
ارادتمند و مشتاق دیدار
۱۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باور نکردنیه که چنین نمایشی، 34 رای پنج ستاره گرفته.حتی اگه فرض بگیریم افرادی با سلایق متفاوت از چنین نمایشی لذت وافی بردن.
و اگر این 34 نفر از سر اختیار عاشقانه این نمایش رو دوست دارم، باید در مورد معیارهای زیبایی شناسی جمعی، دوباره صحبت کرد. شاید ما اقلیتیم و اونا اکثریت!
امیر مسعود، آذرنوش، سپیده و SinaTen این را خواندند
سلام، جدا از اینکه همیشه برای نقد کردن دنبال منفی ترین نکته موجود میگردید،باید بگم بنده هم با همین پیش فرض به دیدن این نمایش رفتم. فضای خوبی بود، دوستی های عجیب که یک نقطه مشترک داشت. مگر چیزی جز این میخوایم که تئاتر دیده بشه؟ به نظرم باید تبریک گفت بابت ... دیدن ادامه » ورود این همه تماشاچی جدید به دنیای تئاتر و با این اکثریت همراه شد
۰۸ مرداد
سینای عزیز،جناب احسان درباره علاقه مندان تئاتر الیزابت نظر دادند و من هم ازشون دفاع کردم. تا اونجا که خودم به تئاتر علاقه مندم به شما میگم که مطمئن باش با اثر ارزشمندی مواجهی، متر و معیار و ابعاد این کار به مرور مشخص تر خواهد شد، و زمانی که سدهای افکار ... دیدن ادامه » ما شکسته بشه سرزمین و هنر حاصلخیزی خواهیم داشت.شخصا خوشحالم با تئاتر روبرو شدم که مخاطب عام و خاص داره،
۱۲ مرداد
نینا سیمین گرامی متوجه منظور شما شدم ممنونم
۱۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احسان
درباره نمایش فرشته تاریخ i
فریادهای تحسین از هر گوشه ای بلند شده،که بیشتر از خود اثر برمیگرده به پیشینه درخشان صاحب اثر،گویی همه خجالت میکشند این کار رابه قوت کارهای قبل رضایی راد ندانند.نوعی نادیده گرفتن عمومی و برخورد تساهل امیز با فرشته تاریخ.
ریختن سه ساعت هذیان حشیشی(چند باری از این اصطلاح در تیاتر استفاده میشود ) به روی صحنه و چنگ زدن به تمام متعلقات علوم انسانی و غیر انسانی برای عظیم جلوه دادن نمایش،نتیجه ای معکوس داده و تیاتر را اثری کسالت بار و خسته کننده کرده.
به یاد دارم بر اساس دوشس ملفی هم سه ساعت بود اما استراتژی دیگری را برای میخکوب کردن مخاطب انتخاب کرده بود که نتیجه اش نمایشی به غایت درخشان بود.
در فرشته تاریخ نویسنده قصد داشت در سه ساعت اجرا تمام معادلات و احتمالات را بر روی صحنه بازی کند و انتقامش را از هر سوژه تاریخی به مدد یکی از دیالوگ های ابتدایی ... دیدن ادامه » نمایش (تصاویر گذشته باید به کار تغییر زمان حال بیان) بگیرد.
ایده رضایی راد قابل درک است که سعی داشته از دل روایت زندگی والتر بنیامین انسان نوعی رو به محاکمه بکشد تا بابت جنایت هایش از زمان کوروش تا جنگ در سوریه معاصر پاسخ گو باشد اما ظرف تیاتر پذیرش چنین گنجایشی رو ندارد.

پی نوشت: نباید فراموش کنیم که هر کس اندازه سهم خودش از یک اثر هنری بهره مند میشود و گنجایش من،در همین حد بوده.شاید دوستانی دیگر با سطوح مطالعاتی فراتر،با دستی پر از سالن خارج شده باشند که حقیقتا خوش به حالشان.
دو خط ابتدایی یادداشتتان با پی نوشت تان در تعارض است !
الزاما کسانی که کار رو دوست داشتند و تمجید کردن با کارگردان اثر فالوده نخورده اند !
۱۵ تیر
میثم جان لکه فالوده رو پاک کن از رو پیرهنت
آها نه نه..اونورتر..آفرییین همین‌جا..اکیه :)
۱۶ تیر
علی عبدالهی :))))
۱۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احسان
درباره نمایش کالاندولا i
برخلاف نظر اکثر دوستان ،کالاندولا از اون نمایش هایی است که هر چی ازش میگذره تاتیرش کمرنگ تر میشه.
زیرا تنها جذابیت نمایش که همون بداعت فرمی اونه ،جادوشو از دست میده.
بعدش تو میمونی و یه نمایشی با مضمون «هیس ،دخترها/پسرها فریاد نمیزنند»

پی نوشت:احمدسلگی کارگردان زیرکی است.با سخنرانی ای که پیش از شروع نمایش داره،فضای ذهنی تماشاگر رو میبره به سمت اصالت اثر بر مبنای تجربه زیسته مولف و همین موضوع ،نگاه های انتقادی به نمایش رو اخته میکنه.این حسن نظر دوستان در تیوال رو فقط اینجوری میشه توجیه کرد

احسان
درباره نمایش تابستان i
کاش یه جوانمرد شجاع پیدا می‌شد از وسط تماشاچی ها، فریاد می‌زد که.:لباسی تن پادشاه نیست. پادشاه لخته. همه ماها رو فریب دادن

پی. نوشت.:اگر هدف این تئاتر تنها آزار و اذیت تماشاچی بوده باشد به نظرم به هدف خود رسیده است
زخم شدیم!
over rated به معنای واقعی کلمه