تیوال نمایش فرشته تاریخ
S3 : 00:15:22
  از تیر ۱۳۹۸
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: محمد رضائی راد
: میلاد رحیمی، رضا بهبودی، باران کوثری، میلاد شجره، سینا کرمی، سینا بالاهنگ، رزیتا علیزاده، فرنوش نیک‌اندیش، داوود پژمان فر، جاوید قائم مقامی، ستاره بذرافشان، سعیده فاضلی، ابوالفضل ابهر

: ساسان پیروز
: مجتبی جمشیدی
: مریم مظفری، نوشین جعفری، فرامرز اسدی
: آرین حقانی، امید رضائی
: نوشین جعفری
: سمانه حسینی
: فریبا کوچکی، سمیه خواسته، با تشکر از سارا مصطفی‌پور
: شایلان عشایری
: سید مصطفی طباطبایی‌نسب، امیرحسین بابائیان
: رضا خضرائی
: کسرا پاشایی
: علی شیرخدایی
: آبتین یغماییان، علی رادمند، پارسا خودآفرین
: علیرضا کی‌منش
: کوروش محمدی
: لادن مهران‌زاده
: علیرضا اسدی
: بهزاد نعلبندی
: آزاده ملک‌زاده
: نرگس فرشی، محسن قرایی

با ظهور فاشیسم و به قدرت رسیدن نازیسم در اروپا، بنیامین نیز همچون بسیاری از روشنفکران آلمانی راه تبعیدی خود خواسته را در پیش می‌گیرد و ابتدا مدتی را در فرانسه ساکن می‌شود. با پیشروی فاشیسم در اروپا و تسخیر فرانسه، بنیامین از راه کوهستان خود را به اسپانیا می‌رساند تا شاید بتواند با کشتی از اروپا خارج شود اما به دست مرزبانان اسپانیا گرفتار می‌شود و سرانجام، به آخرین صفحه از زندگی خود می‌رسد. نمایش فرشته تاریخ، از این نقطه آغاز می‌شود.

«فرشته تاریخ» با برخوردی آزاد، به روایتی از آخرین شب زندگی والتر بنیامین (فیلسوف و نظریه‌پرداز مشهور آلمانی) می‌پردازد.


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
#فرشته_تاریخ
یک تئاترِ تئاتری! نمایشی که در اون قصه دو فیلسوف و نظریه پرداز و بزرگ تئاتر روایت میشه : #والتر_بنیامین و #برتولت_برشت . که شخصیت اصلی والتر بنیامینه و ما شاهد داستان ساعات پایانی زندگی او هستیم در این میان سفرهای زیادی با او در زمان و خاطراتش میکنیم اما مدام میفهمیم که اکنون در چه زمان و مکانی هستیم.
فرشته‌ی تاریخ به نویسندگی و کارگردانی #محمد_رضایی_راد یک تئاتر اپیک درمورد تئوریسین تئاتر اپیکه.
ارجاعات زیادی توی متن هست که اگر مطالعاتی در مورد فلسفه و تئاتر و همینطور تئاتر اپیک و تحولی که برشت در این هنر بوجود آورد داشته باشیم از تماشاش لذت خواهیم برد و دچار سردرگمی و نفهمیدن ارتباط اسامی و داستانها نمیشیم . اگر هم اطلاعاتی نداشته باشیم میتونه مارو ترغیب کنه به جستجو و خواندن در این زمینه ها.
طراحی صحنه‌ی بسیار هوشمندانه و عملکردی ... دیدن ادامه » که پاسخگوی کامل نیازهای این نمایش بود قابل تقدیره. (#شایلان_عشایری)
استفاده از شعر و داستانگویی ‌های شخصیت‌ها، فاصله گذاری‌های درست که به ما یادآوری میکرد درحال تماشای تئاتریم و بهتره بیش از حد غرق ترحم و همذات پنداری نشیم، وجود گروه همسرایان به سبک اپیک ، ژشت‌های تکرار شونده و لو دادن پایان داستان در اوایل نمایش همه و همه ویژگی‌های درست یک تئاتر اپیک هستن که توی فرشته‌ی تاریخ شاهدش هستیم.
بازی‌های درخشان #میلاد_رحیمی و #میلاد_شجره بی‌نقص و ماندگار در تاریخ تئاتر ایران هستن و #رضا_بهبودی هم همیشه اعتبار یک نمایش به حساب میان.
زمان طولانی نمایش تنها مساله‌ایه که ممکنه مخاطب عام(که احتمالا فقط بخاطر اسم #باران_کوثری به تماشای این نمایش میرن) رو خسته کنه و در انتها میزان رضایتش به قدری که باید نباشه .

امیر مسعود این را خواند
م ح خ، محسن جوانی، محمد حسن موسوی کیانی و Narges.Nr این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت دوستان
// رویاهای نیمه شب تابستان والتر بنیامین //
قبل از هرچی لازم می دانم به برشت عزیز درگذشت والتر بنیامین را تسلیت بگویم بعد از 80 سال..
به خاطر کژتابی مجبور به ویرایش شدم.
مقدمه
1.من نقد دوستان را نخواندم ولی از نظریات 10 نفر آخر فهمیدم که نصف نصف مخالف یا موافق بودند...
2. دوستانی که نقدهایم را می خوانند بارها گفته اند : چرا در مورد محتوا نظر نمی دهی؟
من به دوستان نزدیکتر بارها گفتم وبه دوستان جدیدتر بایدبگویم من خیلی به محتوای داستان اهمیت
نمی دهم، برای من روایت داستان، خلاقیت، جذابیت، ایده های ناب و پیشبرد داستان، استفاده از پیرنگ های فرعی
گره گشایی در قسمت داستان بسیار مهم است...//
3. درمورد این نمایش، والتر بنیامین بودنش و حضور در جنگ جهانی دوم و گفت و گو با برشت برایم از نظر علاقه
شخصی جذاب هم بود..
با این مقدمات به نقد این نمایش می پردازم:
بازی ها
میلادان هردویشان بهترین بازی ها را داشتند... به خصوص در بیان .. به جز چندجا که از روی خستگی از دست شان در رفت
در ... دیدن ادامه » بقیه جاها درخشان بودند..
رضا بهبودی: تنها شباهتش به برشت کچل بودنش هست.. البته برشت موهاش کم پشت بود ولاغر...
باران کوثری: یک چند وقتی خوب بود.. // اوایل دهه 80 بد بود اغراقش برای تئاتر کم و برای سینما وتلویزیون زیاد بود..
بعد بهتر شد .. الان هم بازی معمولی ازش دیدیم..
اون یکی آسیه: بد بود به خصوص بیان
گروه همسرا: بیان بد، هماهنگی متوسط ، بدن خوب، در مجموع متوسط..
سرجوخه خوب بود... // سگ تاریخ: بدن خوب و بیان بد..
ولی خدارا شکر بازی میلادان رضایتم را فراهم کرد...
دکور و طراحی صحنه:
اگر پرده ها و تابلوی نقاشی را دکور در نظر نگیریم تقریباً دکور نداشت، آکسسوار بود و کاملاً درخدمت نمایش
و استفاده کارگردان خلاقانه وجذاب و هوشمندانه بود..
البته من برای نمایش های طولانی دکور را ترجیح می دهم.
نمایشنامه:
این مفاهیم عمیق فلسفی اش کجا بود ما ندیدیم؟ توضیح فاصله گذاری برشت برای نمایش به منظور
آگاهی تماشاچی پیچیده ترین مفهوم فلسفی اش بود!! یک تئاتر فلسفی؟ کجاش فلسفی بود؟
اینکه نازیسم از طریق قلع و قمع روشفنکران غیر خودی قدرت می گیرد ؟ آنها را هیئت علمی نمی کند؟
اینکه روشنفکران مجبور بودند مثل برشت در خارج از آلمان زندگی کنند؟ امید به مسیح نجات دهنده؟
داستان عروسک و کوتوله؟ و شاید اشتباه نابخشودنی نویسنده اش، مشابهت سازی سقراط و بنیامین؟
نشان دادن آینده و اتفاقات محتمل برای بنیامین که اتفاقاً جذاب ترین قسمت نمایش هست که نمایش
از نفس افتاده رضایی راد را سرپا نگه می دارد...
حتی اگر فلسفی هم نگاه کنیم با تکرارهای زیاد توضیح داده می شود ودیگر پیچیده نیست.
ایده تابلوی فرشته تاریخ و نگاه به آینده که بازهم شفاف توضیح داده می شود.. وعملاً با این کار
فرصت اندیشیدن را از تماشاچی می گیرد..
.....................................................................................
من ردیف اول نشستم خسته شدم..
باید حدود 60 دقیقه از این نمایش بدون کارکرد حذف می شد... حذفیات بدین شرح است:
1. بعد از عروسک شبیه غول نمایش تمام می شد. حدود 20 دقیقه اخر اضافه بود مثل اسطوره سازی های احمقانه
سریالهای تلویزیونی مثل امام علی و مختار و... بود.
2. قسمت های آسیه حذف می شد، رابطه عاشقانه ای نمی بینیم هیچ کمکی به شخصیت پردازی، گره گشایی،
تعریف مناسبات جدیدی بین بنیامین و زن سابقش و... نمی بینیم. خب پس اینجا چه می کند؟ حدود 20 دقیقه
3. یک مکالمه بین میلادان (بنیامین و کلنل اتو) تکرار است و نیازی به این مکالمه نیست..15 دقیقه است، 10 دقیقه اش زیاد است.
4. اوردن شخصیت سگ به صورت ادمی و گفتن پرت و پلاها، ذهنیت خود بنیامین از سگ تابلوی فرشته تاریخ..
می توانم بگویم واقعاً بد بود هیچ نقش مهمی ایجاد نکرد اضافه بود گروه همسرا می توانستند این نقش را ایفا کنند.
می شود این نمایش را به چند قسمت تقسیم کرد: 20 دقیقه اول جذاب.. 1 ساعت و 10 دقیقه خسته کننده
1 ساعت و 10 دقیقه خوب و قصه گو.. و 20 دقیقه انتهایی تکرار و خسته کننده..
نویسنده یک فکری باید به فکر 1 ساعت و 10 دقیقه خسته کننده کند نتوانسته فرصت های برشتی را خوب بکار بگیرد..
بطور کلی نویسنده احساس کرده با داشتن یک فیلسوفی به اسم بنیامین و یک نویسنده فیلسوفی مثل برشت و یک
شاعر عرب تماشاچی از درک مفاهیمش عاجز می ماند بنابراین با گره گشایی مستقیم و بدون پیچیدگی، بدون فراز و فرود
های معمول داستانی ( که تنظیم کننده ریتم کار هستند) روایتی خسته کننده از بنیامین فیلسوفش می سازد..
ولی خودش هم متوجه نیست و حتی بعد از ساخت این نمایش هم نفهمید که روایت خودش به عنوان نویسنده و کارگردان
روایتی دراماتیک از بنیامین است، و روایت دراماتیک نیازمند فراز و فرود است، شاید به نویسنده اش حق بدهم که مفاهیم
فلسفی را جز به جز روایت کند تا ذهن مخاطبش را از سئوالات و ایسم ها و فلسفیات دور کند تا بتواند یک روایت از شب
آخر یک ادم خاص (والتر بنیامین نویسنده فیلسوف با مشخصاتش) بسازد.
اما بر خلاف نظری چند تن از دوستان (امشب خواندمشان)، کارگردان مسیر روایی درستی برای اجرای این
نمایش انتخاب کرده است، انتخابی دقیق و هوشمندانه و به درستی توانسته از عناصر دراماتیک استفاده کند
و روایتی دیالتیک و جذاب از والتر بنیامین بسازد.. والبته خب در این مسیر درست ایراداتی هم دارد... ایراداتی که
در چند جمله بالا توضیح دادم...
این دو خطای بزرگی که نویسنده انجام داده، متن خوبش را به قهقرا برده است.
می توانیم با تکرار این جمله را بگوییم: الله الله اوصیکم به نمایشنامه خوب..
سیر داستانی:
در مورد مطابق بودن مرگ والتر بنیامین با واقعیات حرف و حدیث هست ولی همانطور که اول هم گفتم من براساس
چیزی که می بینم نظر می دهم نه واقعیات بیرون..
اگر از این منظر نگاه کنم بنیامین از ترس اولیه به آگاهی از آینده می رسد، آینده ای که می توانست بنیامین های دیگر باشد
و جنگ دیالیتیک درونی اش را برد و تصمیم به حذف خود گرفت برخلاف نظر برشت که اعتقاد داشت باید این مسیر سخت را تحمل کند.. // برشتی که فقط دوستش نبودراهنمایش هم بود..
مسیری که رضایی راد از شب آخر زندگی بنیامین روایت می کند خودکشی بنیامین را برای تماشاچی باورپذیر می کند..
کارگردانی
محمد رضایی راد نویسنده ای نسبتاً خوب ولی کارگردانی خلاق و هوشمند است..
بازی های خوبی از بازیگرانش می گیرد، میزانسن های خوبی می چیند، از دکور و اکسسوارش درخشان استفاده می کند،
با دوتا 4 پایه و یک میز نمایش را می چرخاند...
ولی تاکید نا به جا بروی چند نکته علاوه بر مشکلات نمایشنامه که به ان اشاره کردم تماشاچی را خسته می کند..
یک مثال :
در خیلی از تصادفات شنیده اید که سرعت زیاد عامل تصادف بوده است.. ودرست است اما نکته مهمتر این است که
سرعت کم دوبرابر بیشتر از سرعت زیاد باعث تصادف می شود!! باورتان نمی شود؟ سرعت کم باعث خستگی و بیحوصلگی بقیه رانندگان می شوند آنها مجبور می شوند از مسیر منحرف شوند سبقت غیرمجاز از سمت راست بگیرند و .. و تصادفات بیشتری را رقم می زنند..
در مورد این نمایش هم همین اتفاق افتاده... برشت با فاصله گذاریش سعی داشت تماشاچی را به فکر کردن وادار کند و آگاهی دهد..
و گروه همسرا بعضاً چنین وظیفه را به عهده داشت.. کارگردان به عمد بدون تعویض پرده و ندادن آنتراک و سکون و تکرار تماشاچی راکه آنی چشم از صحنه بر نمی دارد خسته می کند و گروه همسرا نمی توانند از این خستگی بکاهند و از طرفی تماشاچی
خسته به خصوص از ردیف های 4 به بعد کم کم نمایش را رها می کند و با ورود هر کاراکتر جدید 5 دقیقه ای شارپ می شود و بعد دوباره رها می کند.. فکر نمی کنم منظور برشت از تئاتر اپیک چنین چیزی بوده..
تئاتری که به عمد تماشاچی را خسته کند که همذات پنداری نکند، تماشاچی چرت بزند و هرزچندگاهی
با ورود یک کاراکتر جدید، تعویض نور، پاکوبیدن روی زمین یا تغییر صدای بازیگران توجه اش جلب شود
و به فکر فرو برود و یا به دعوت آگاهی، لبیک بگوید..
البته خدا را شکر از نیمه های نمایش یعنی از بنیامین های خوش شانس با تئاتر اپیک یا روبرو نیستیم
یا روایت خوشایند تئاتر اپیک برشت را می بینیم...
البته شاید زمان ان فرا رسیده که با اپیک های جدیدتری آشنا شویم، (( اپیک محمد رضایی راد))
..................................................................................................................................
همانطور که سرعت کم بیشتر عامل تصادف است، خستگی ناشی از تکرارها و توضیح همه چیز تماشاچی را از اگاهی و تفکر
(همان چیزی که این نمایش و برشت دغدغه اش را داشتند) دور می کنند و بعد نظرشان را روی تیوال می نویسند که با
یک تئاتر فلسفی روبرو بودیم و ما چون از فلسفه چیزی نمی دانیم خب چیزی هم نفهمیدیم یا برعکس می نویسند که
خوشحال هستند که یک تئاتر فلسفی در مقابل تئاتر های عامه پسند و مبتذل دیدند... / در صورتی که انها خسته بودند یا
چرت می زدند یا کمر درد گرفته بودند (مثل من) و بیست باری جای پا و کمرشان را روی صندلی تغییر دادند
دوستی می گفت: وقتی پزشکان از بیماری ات سر درنمی آورند می گویند بیماری ات ویروسی هست..
من هم می گویم وقتی تماشاچی ها از تئاتر سر درنمی آورند یا وسطش چرت می زنند می گویند نمایش فلسفی است.
حالا یک سئوال مهم
این یک تئاتر فلسفی هست؟ اگر نیست چرا؟
مجبورم در پاسخ به این سئوال چند سئوال (با مفهوم استفهام انکاری) بپرسم..
اگر تئاتری در مورد زندگی یگ موسیقیدانی ببینیم ان تئاتر موزیکال است؟
اگر تئاتری در مورد زندگی یک نقاش ببینیم آن تئاتر بصری است؟
اگر تئاتری در مورد زندگی یک شاعر ببینیم آن تئاتر شاعرانه است؟
قطعاً نه.. خب اگر یک تئاتر هم در مورد زندگی یک فیلسوف ببینیم قطعاً فلسفی نیست..
تئاتر یک هنر است بر پایه داستان، و داستان از قصه و شخصیت تشکیل شده
و شخصیت پردازی برای به دل نشستن در این دوره زمانی (شاید قبلاً این قدر مهم نبود)
باید دراماتیزه باشد... ولی وجهه خاص این نمایش در مورد والتر بنیامین این است که با یک انسان
خردمند، خردورز، خردگرا، متفکر، روشنفکر، فیلسوف یا هر اسم دیگری که رویش می گذارید روبرو هستیم.
پس کنش ها و واکنش هاو خنده وشادی و غم و... براساس شخصیت اوست، شخصیتی که حرفهای فلسفی می زند چون فیلسوف است.. پس کار او ، شخصیت او با فلسفه امیخته ..
پس دلیل نمی شود چون حرفهای فلسفی براساس کاراکتر بنیامین
در نمایش هست پس تئاتر فلسفی داشته باشیم...
یا مثلاً اگر به جای بنیامین یک کشاورز بود با یک تئاتر کشاورزی روبرو بودیم..
اینکه نویسنده این نمایش با گفتن حرفهای فلسفی (بنابر کاراکتر بنیامین) به ورطه شعار نیافتاده و مجدداً
تاکید می کنم به درستی روایت دیالتیک از زندگی بنیامین ارائه می دهد تنها دلیل من برای ترک نکردن سالن بود..
فصل درخشان:
جایی که کلنل اتو از بنیامین می پرسد: فرض کن جنگ تمام شده و ما (نازی ها) شکست خوردیم
ومرا دستگیر کردند و اگر تو تایید کنی یکه من نازی هستم مرا اعدام می کنند، آیا تو زیر آن برگه را تایید می کنی یا نه؟
این قسمت نمایش بود که مرا سه ساعت و بعضاً با ناراحتی و خستگی سرجایم نشاند.
فصل بد:
خوردن جام شوکران توسط سقراط و ژست آن در مکالمات بنیامین و برشت خوب و درخدمت نمایش است ولی وقتی به انتهای نمایش می رسد کارکردی متناقض پیدا می کند، مفهومی که قرار بود کارکردی نمادین از
ستایش آگاهی یک روشنفکر حتی در مقابل مرگ باشد و مسیر خردگرایان بعد از خودش ، حال تبدیل
به یک ژست لایتچسپک اسطوره ای مدرن و رمانتیک شده که تماشاچی را اندوهگین می کند و او را از تفکر و اگاهی دور
می سازد و به ضدیت آرمانهای خود می رسد و شاید آرمانهای برشت و بنیامین...
............................................................
بهرحال از این به بعد کارهای محمد رضایی راد را خواهم دید و متاسفم که چرا فعل را ندیدم و تشکر کنم
که رویاهای نیمه شب تابستان والتر بنیامین را برای ما روایت و ذهنمان رابه مقایسه با ((رویای نیمه شب تابستان)) وادار کرد.
البته که ترجیح می دادم به جای حذفیاتش به مناظره دوگانه برشت- بنیامین بنشینم وصد البته که خیلی
خسته کننده بود قسمتهاییش.. با این حال اگر دو ساعت بود با یک اثر کم نقص و بهترین نمایش
سال (البته من لانچر5 را ندیدم) تا امروز بوده است.. نقصهایش را هم که گفتم ...
کاری که با اصلاحاتی ساده و روان به یکی از بهترین اثرهای چند سال اخیر بدل خواهد شد.
فردا روز آخر است ولی اگر دوباره امد اجرا...// 4 ردیف اول بگیرید و اگر تماشاچی حرفه ای هستید این نمایش را ببینید.
اگر تماشاچی عام هستید و یا زیاد تئاتر نمی بینید به خاطر خستگی زیاد از دیدن این تئاتر لذت نمی برید.
خوشحال خواهم شد نظریاتتان را بروی این نقد محکم، کوبنده رک و صریح و بی پرده با ادبیات تند بخوانم.
والسلام






امیر و رضا بهکام این را خواندند
محسن جوانی، mahaya، سارا، بابک محمودی و س.م.ر.صمدی این را دوست دارند
درود
من شخصاً متوجه نمیشم تئاتر فلسفی یعنی چی؟
مگه اصلأ همچین چیزی میشه؟
فلسفه تئاتر رو میفهمم ولی تئاتر فلسفی رو نه. این یک.
دو. با قسمت های اضافه خیلی موافق نیستم: بخش عمده‌ای از این وقت تلف کردن ها به نظرم جهت ایجاد حسی است که بنیامین، احتمالاً، در ... دیدن ادامه » اون ساعت ها داشته.
بازی فاجعه کوثری جز معدود ایرادات کار بود به همراه عدم هماهنگی ملاحان در بعضی موارد.
حداقل کاری که این اثر با من کرد این بود که صرفاً مواردی رو بیان می‌کرد که شخصیت ی که داشت داستانش روایت می‌شد بهشون اندیشه دیده : بیاین تصور کنیم بنیامین شاید در اون زمان خودش هم خیلی به اون چیزی که گفته سوار نبوده و....
درکل کار بی ایراد که نداریم ولی این نمایش یکی از کم ایرادها بود به نظرم.
۱۸ مرداد
بله امیدوارم..
شاید اگر دو نفر بیشتر باشیم بهتر هم باشد..
رضا بهکام عزیز استاد معظم را دعوت کنیم
هم تئاتری ببینیم و هم مباحثه لذت بخش داشته باشیم
به شرطی که قول بدهید سیگار نکشید که من مشکل تنفسی
دارم..
به امید دیدارتان به زودی
محمد حسن موسوی
۱۹ مرداد
خانم mahaya سلام
ردیف اخر بودنتان باعث شد قسمتهای لذتبخشش را
از دست ندهید..
ولی جلو هم بودید از خستگی اش شاید می کاست
ولی باز هم خسته کننده بود..
من در ردیف اول با دسترسی به خم و راست کردن پا خسته شدم.
۱۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش، روایتی از چند ساعت از زندگی والتر بنیامین نویسنده است، چند ساعت پایانی زندگی او. نمایش از جهتی بر تنهایی این لحظات تمرکز می کند و مسئلۀ اصلی این روایت، بیشتر از این که به دست دادن تصویری از واقعیت زیستۀ این متفکر باشد، حضوریافتنِ یادهای او در این لحظات است. نمایش در کنار این روایت، تأملی بر تاریخ هم هست، تاریخی که تلاش شده از خلال تأملات این متفکر بزرگ توصیف شود و ایده های او عامل مهمی برای این تأمل بوده اند. بافتۀ تاریخ کلی و تاریخ شخصی به شکلی در هم تنیده نمایش داده می شود و از یکدیگر جدا نیستند. تأکید بر لحظۀ اکنون و بُعد تاریخی حیات شخصی هم به گمانم از اینجاست. ایده ای که بیشتر از همه در نمایش برایم جذابیت داشت، کاری بود که نمایش با زمان می کند و دقایق آینده و گذشته و حال را به شکلی بر صحنه تجسم می بخشد که گویی این زمان ها همگی در «اکنون» ... دیدن ادامه » حاضر و حتی فعال هستند. این بینش زمان در نمایش «فعل» هم به شکلی وجود داشت و تماشای نمایش از این منظر، می تواند ما را متوجه بُعد دیگری از این کار کند.
دوستان اگر کسی بلطی برای روزهای اینده داره که نمی تونه بره ببینه خوشحال میشم ازش بخرم
شاید نیازی به این کار نباشد؛ به زودی خبر تمدید اجرای "فرشته تاریخ" -در جایی غیر از تئاترشهر- منتشر می‌شه ... البته فقط برای چند اجرا خواهد بود، اما همین چند اجرا، برای تعداد بیشتری از تماشاگران این امکان را فراهم می‌کند که به دیدن نمایش بنشینند.
۱۳ مرداد
جهت اطلاع دوستانی که به دلیل تمام شدن بلیت ها موفق به دیدن این اجرا در "تئاتر شهر" نشدند و تمایل به دیدن این نمایش دارند؛

با توجه به استقبال تماشاگران و ناممکن بودن تمدید اجرا در سالن چهارسو (به دلیل برگزاری جشنواره و اجرای گروه های دیگر)

نمایش ... دیدن ادامه » "فرشته تاریخ" از فردا شب (23 مرداد) به شکل محدود و فقط برای 8 شب، در "تماشاخانه ملک" اجرای فوق العاده خواهد داشت.

البته ظرفیت سالن برای 3 روز اول اجرا دیگه تقریبا تکمیل شده، ولی فروش بلیت روزهای هفته بعد، هم اکنون در جریان است.
۲۳ مرداد
سپاس جناب ساسان عزیز
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا از سالن بیرون اومدم کامل درباره والتر بنیامین سرچ دادم. اول اینکه چهره میلاد رحیمی رو خیلی خوب شبیه بنیامین درآورده بودند.دوم اینکه هنوز مشخص نشده که مرگ او خودکشی بوده یا نه. برخی احتمال میدن که به قتل رسیده. از این چند تا نکته که بگذریم بعد از مدت ها یه تئاتر خیلی خوب دیدم. این کار رو حتی از دوشس ملفی و فعل هم بیشتر دوست داشتم. سه ساعت تمام غرق در تاریخ و فلاکت هایی که بشر برای خودش آفریده بودم.بخش هایی که خیلی دوست داشتم یک بخشی بود که بازجو به بنیامین میگه اگه جای من و تو عوض بشه آیا تو برای حفظ منافعت منو نابود نمی کنی؟ چرخه تکراری رفتار بشر هنگامی که قدرت رو به دست می گیره رو کاملا تداعی می کرد.هرکس که قدرت داره به نابودی ضعیف ترها برای منافع خودش رضایت میده.دوم بخشی بود که گروه همسرایان(دربرخی مواقع ملاحان) سرگذشت سایر بنیامین های فرضی تاریخ ... دیدن ادامه » رو تعریف می کردند.عالی بود. بازی ها همه خوب بود. با احترام به همه بازی ها به نظرم ستاره این نمایش گروه همسرایان ( ملاحان در برخی بخش ها) بودند که بیشترین تأثیر رو در روند نمایش داشتند. خسته نباشید به همه عوامل کار. من همچنان منتظرم محمد رضایی راد نمایشنامه آتش سوزی های وجدی معود رو برروی صحنه ببره. :-)
نگاهی به نمایش «فرشته تاریخ»
نشانه‌ای به رهایی

احمد طالبی نژاد- روزنامه شرق- ۲۲ تیر

http://www.newswire.ir/KH2S8VX8
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اوتو: بذارید یه سوالی از شما بپرسم آقای بنیامین. اگر روزی من رو به عنوان یک نازی سابق دستگیر کنن و از تو بخوان که با شهادتت حکم اعدام من رو تایید کنی، این کار رو نمی‌کنی؟
بنیامین: این یه سفسطه آشکاره. چون تو این کار رو کرده‌ی و من هنوز چنین کاری نکرده‌م.
اوتو: آیا ممکن نیست بکنی؟ نه فقط به خاطر ایدئولوژی قهرآمیزت، بلکه به خاطر حفظ جیره غذاییت، خونه‌ای که درش با آسیه زندگی می‌کنی و یا پست دانشگاهیت این کار رو نمی‌کنی؟... فکر کن الآن بعد از جنگ هست و تو در دفتر دانشگاه برلین نشستی، ماموری می‌آد تو و می‌گه یک نازی سابق به نام فرانتس فن اوتو رو دستگیر کردن و برای حکم اعدامش به شهادت تو احتیاج دارن. تو چه می‌کنی دکتر بنیامین؟
[درنگ...]
از جواب طفره نروید آقای بنیامین ...
۲۱ تیر
۲۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
https://www.honarnet.com/?p=4818
“پرسه در تنگنای محبس تاریکی” نوشته ای بر نمایش فرشته تاریخ
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فریادهای تحسین از هر گوشه ای بلند شده،که بیشتر از خود اثر برمیگرده به پیشینه درخشان صاحب اثر،گویی همه خجالت میکشند این کار رابه قوت کارهای قبل رضایی راد ندانند.نوعی نادیده گرفتن عمومی و برخورد تساهل امیز با فرشته تاریخ.
ریختن سه ساعت هذیان حشیشی(چند باری از این اصطلاح در تیاتر استفاده میشود ) به روی صحنه و چنگ زدن به تمام متعلقات علوم انسانی و غیر انسانی برای عظیم جلوه دادن نمایش،نتیجه ای معکوس داده و تیاتر را اثری کسالت بار و خسته کننده کرده.
به یاد دارم بر اساس دوشس ملفی هم سه ساعت بود اما استراتژی دیگری را برای میخکوب کردن مخاطب انتخاب کرده بود که نتیجه اش نمایشی به غایت درخشان بود.
در فرشته تاریخ نویسنده قصد داشت در سه ساعت اجرا تمام معادلات و احتمالات را بر روی صحنه بازی کند و انتقامش را از هر سوژه تاریخی به مدد یکی از دیالوگ های ابتدایی ... دیدن ادامه » نمایش (تصاویر گذشته باید به کار تغییر زمان حال بیان) بگیرد.
ایده رضایی راد قابل درک است که سعی داشته از دل روایت زندگی والتر بنیامین انسان نوعی رو به محاکمه بکشد تا بابت جنایت هایش از زمان کوروش تا جنگ در سوریه معاصر پاسخ گو باشد اما ظرف تیاتر پذیرش چنین گنجایشی رو ندارد.

پی نوشت: نباید فراموش کنیم که هر کس اندازه سهم خودش از یک اثر هنری بهره مند میشود و گنجایش من،در همین حد بوده.شاید دوستانی دیگر با سطوح مطالعاتی فراتر،با دستی پر از سالن خارج شده باشند که حقیقتا خوش به حالشان.
دو خط ابتدایی یادداشتتان با پی نوشت تان در تعارض است !
الزاما کسانی که کار رو دوست داشتند و تمجید کردن با کارگردان اثر فالوده نخورده اند !
۱۵ تیر
میثم جان لکه فالوده رو پاک کن از رو پیرهنت
آها نه نه..اونورتر..آفرییین همین‌جا..اکیه :)
۱۶ تیر
علی عبدالهی :))))
۱۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای فرشته ی تاریخ
پروژه ی شکست انسان از خود ، بافته هایی با نام فلسفه پنبه شده و از هم گسیخته در برابر برتری جویی ، قدرت طلبی و استیلاخواهی انسان از ابتدای بدویت تا بشر مدرن هزاره ی سوم ..
از آتش افروزی اسکندر مقدونی تا تاخت و تاز چنگیز خان بر هر آنچه که بود ..
از رایش سوم هنر دوست و نخبه محور با آن سر سلسه ی هنرمندشان تا تکفیری های تهی مغز و نئاندرتال نوین ..
وجه مشترک تمامشان ، بوی خون مخالفین است که نشئه شان میکند و سکوت ابدی صدای نا موافقشان است که گوش نوازشان است ..
به بهانه ی ماجرای شب آخر زندگی و مرگ خودخواسته ی والتر بنیامین فیلسوف هم عصر فاشیسم در اوج قدرت آلمان نازی و به تصویر کشیدن سقوط انسان در آن دوران دهشتناک .
به راستی این فرشته ی تاریخ است که با آن چهره ی سگ سانش ، خیره نظاره مان میکند یا هیولای تاریخ است که ما را در کام خود فرو می برد و جز تاریکی برایمان به ارمغان نمی آورد ؟!
فرشته ی تاریخ با آن لبخند مضحک و تحقیر آمیزش میگوید مارکسیسم ، کمونیسم ، امپریالیسم ، فاشیسم و هر ایسم کوفتی دیگری که به قدرت برسد راه کاخ پادشاه از میان گورستان میگذرد !
جسد آیلان بر پیکره ی ساحل موءید این مدعاست !
از جواب طفره نروید آقای بنیامین ، اگر شما پیروز بودید چه می کردید ؟
و والتر فیلسوف از جواب می ماند !
اصلاح میکنم ، شکست مفتضحانه ی انسان از خود و مرگ دردناک روح سرگردان بشر در میان نسخ گوناگون فلسفی خود ساخته که بدل به باتلاقی مهیب شده است .
و اما " اصلا چرا اکنون و اینجا نمایشی درباره ی بنیامین " آقای رضایی راد ؟
جواب روشن است ، امید بسیار است اما نه برای ما !

فرشته ... دیدن ادامه » ی تاریخ تئاتری که باید دید و تئاتر آموخت
اصلا هیچ تصوری نداشتم که چطور ممکنه در سالنی مثل چهارسو بشه نمایشی سه ساعته اجرا برد که الان در نهایت شگفتی متوجه شدم و اینکه چطور میتوان سه ساعت بی وقفه بازی کرد و دیالوگ گفت بدون ذره ای خطای محاسباتی در زمانبندی حتی که حیرت زده ی میلاد رحیمی دیدم و فهمیدم !
پرده های مربوط به مناظرات و بازجویی های والتر توسط دکتر اتو رو بیشتر از سایر صحنه های این شاهکار دوست داشتم ، میلاد شجره یک افسر عالی رتبه ی آلمان نازی رو با همون تعصبات و دیسپلین و استایل بازی که نه از لا به لای صفحات مربوط به تاریخ جنگ جهانی بیرون کشیده و به تهران سالن چهارسوی تئاتر شهر آورده !
سایر بازی ها در اوج هماهنگی ، نور و موسیقی کاملا منطبق با اجرا .
ذهنم پریشان است برتی ، بیشتر نمیتونم بنویسم ...
چقدر خوب نوشتید...درود ..
۱۴ تیر
الهه خانم قطعا لذت میبری.نگران نباش
۱۹ تیر
الهه خانم قطعا لذت میبری.نگران نباش
۱۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جدای مسئله موضع گیری سیاسی، شقاوت رایش سوم،واپسزدگی کمنیسم و یا شور و اشتیاق سوسیالیستی و ده ها خط فکری و سیاسی، و اینکه الهیات آدم کوتوله باشه یا ماتریالیست،
به واقع تصویری از یک تئاتر موفق دیدیم،با کارگردانی موفق در سالنی مهجور و دور از شوآف های تبلیغاتی،
صحنه ایی جذاب که توانایی بصری در تئاتر امروزی را برای بیننده هایی عام چون من ارتقا می داد،
اکت های به جا کرنوگرافی قابل قبول چه ایستا و چه در حرکت
کنش های متعارف و استاندارد و جلوگیری از از اگزجره شدن یا فوکس کشیدن و....
شاید نکته قابل تامل همسرایان بودند که البته من نتوانستم ارتباط مکفی را برقرار کنم و شاید پس زمینه ذهنه ایی من همسرایان در «فهرست» رضا ثروتی همچنان پر رنگ بوده است.
خط روایی منسجم و مدون که علیرغم طولانی بودن اجرا ،مخاطب را برای ادامه زنده نگه میداشت.
با اینکه از موزیک بنا ... دیدن ادامه » به حجم کار انتظار تاثیر گذار تری می رفت اما به نسبت کمتر و درونی تر بود و به نظر من در حرکات بازیگران این نقیصه جبران شده بود.
نورپردازی لذت بخش کار
که معنا رو به کمال به مخاطب می رساند.
آقای محمد رضایی راد خسته نباشید
متوجه نشدم مدت زمان نمایش چجوری گذشت و اصلا حوصله سر بر نبود
از بازی میلاد رحیمی خیلی لذت بردم
آنتراکم که نداشت
صندلیای سالن هم بد نبودن
فقط پیشنهاد می‌کنم قبل از شروع اجرا به اندازه کافی مواد خوراکی استفاده کنین که مث من از اواسط نمایش به صورت همزمان توو کنسرت قار و قور شکمتون حاضر نباشین

از استعمال حشیش هم اکیدا خودداری کنین !
حشیش از چه جهت؟؟ :)))
۰۶ تیر
رضا کجایی صب تا حالا؟!!!!
۰۷ تیر
به جز تیوال و تئاتر، دلمشغولی‌های دیگه‌ای‌ هم داریم مریم‌جان....


خدا رو شکر امشب از لذت تماشا سرشاری... بیش باد...
۰۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید