تیوال نمایش فرشته تاریخ
S2 : 22:16:30
  از تیر ۱۳۹۸
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: محمد رضائی راد
: میلاد رحیمی، رضا بهبودی، باران کوثری، میلاد شجره، سینا کرمی، سینا بالاهنگ، رزیتا علیزاده، فرنوش نیک‌اندیش، داوود پژمان فر، جاوید قائم مقامی، ستاره بذرافشان، سعیده فاضلی، ابوالفضل ابهر

: ساسان پیروز
: مجتبی جمشیدی
: مریم مظفری، نوشین جعفری، فرامرز اسدی
: آرین حقانی، امید رضائی
: نوشین جعفری
: سمانه حسینی
: فریبا کوچکی، سمیه خواسته، با تشکر از سارا مصطفی‌پور
: شایلان عشایری
: سید مصطفی طباطبایی‌نسب، امیرحسین بابائیان
: رضا خضرائی
: کسرا پاشایی
: علی شیرخدایی
: آبتین یغماییان، علی رادمند، پارسا خودآفرین
: علیرضا کی‌منش
: کوروش محمدی
: لادن مهران‌زاده
: علیرضا اسدی
: بهزاد نعلبندی
: آزاده ملک‌زاده
: نرگس فرشی، محسن قرایی

با ظهور فاشیسم و به قدرت رسیدن نازیسم در اروپا، بنیامین نیز همچون بسیاری از روشنفکران آلمانی راه تبعیدی خود خواسته را در پیش می‌گیرد و ابتدا مدتی را در فرانسه ساکن می‌شود. با پیشروی فاشیسم در اروپا و تسخیر فرانسه، بنیامین از راه کوهستان خود را به اسپانیا می‌رساند تا شاید بتواند با کشتی از اروپا خارج شود اما به دست مرزبانان اسپانیا گرفتار می‌شود و سرانجام، به آخرین صفحه از زندگی خود می‌رسد. نمایش فرشته تاریخ، از این نقطه آغاز می‌شود.

«فرشته تاریخ» با برخوردی آزاد، به روایتی از آخرین شب زندگی والتر بنیامین (فیلسوف و نظریه‌پرداز مشهور آلمانی) می‌پردازد.


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
همش تقصیر توئه فرشته‌ی تاریخ
دلیل اینکه تا مدت‌ها هیچ نمایشی به چشمم نمیاد و ازش لذت نمی‌برم تویی.
سپهر و سیدمهدی این را خواندند
بهار گراوندی، محسن جوانی، محمد جواد، لیلا مظاهری، صاحبه و MadWolf این را دوست دارند
من سیزیف.
هربار میرم سالن مستقل به هر گوشه اش که نگاه میکنم مهدخت رو میبینم.
۲۴ شهریور
سیزیف عزیزم که جای خود دارد.
۲۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یاد شما باقیست آقای بنیامین ..

تا مدت ها پس از تماشای فرشته تاریخ محمد رضایی راد ذهنم درگیر والتر بنیامین و آنچه بر او گذشت در رشته کوه های پیرنه بود تا چندی قبل که مطلبی در مورد کتاب ظلمت در نیمروز اثر ارتور کستلر خواندم. کتابی که بی شک در جای خود خواندنی است و به نقد نظام کمونیستی و تصفیه های درون حزبی فرمایشی در دوران استالین می پردازد. در وهله ی نخست انچه نظر من را به خود بیشتر از کتاب جلب کرد بخشی از زندگی پرفراز و نشیب نویسنده بود در آغاز جنگ جهانی دوم که به عنوان بیگانه نامطلوب در فرانسه بازداشت و مدتی در اردوگاه های کار اجباری ورنه واقع در پیرنه زندانی شده بود. با توجه به نزدیکی زمان و مکان دستگیری کستلر و بنیامین مشتاق شدم بدانم که ایا این دو در آن محل با هم روبرو گشته اند یا خیر ،این اشتیاق وقتی بیشتر شد که جایی خواندم کستلر در حال فرار از اروپا، با گرفتن برخی از قرص های مورفین بنیامین اقدام به خودکشی کرد، اما زنده ماند و در ادامه به کتاب وازدگان خاک کستلر برخوردم که اتو بیوگرافی از زندگی وی در فاصله ی زمانی 1939 تا 1940 و شرح حال سرگشتگی اش به عنوان یک خارجی در بحبوحه ی اشغال فرانسه بدست آلمان نازی بود، کستلر کتاب خود را به دوستان و همکارن تبعیدی‌اش از آلمان که پس از شکست فرانسه دست به خودکشی زدند نظیر والتر بنیامین، کارل انیشتین و... تقدیم کرده بود. کتاب را که آکنده از درد و رنج ناشی از جنگ و اسارت است خواندم و در واپسین صفحات آن به جواب خود رسیدم:

"والتر بنجامین نویسنده و منتقد. همسایه‌ی من در خانه شماره 10 خیابان دومبال در پاریس و چهارمین پای پوکر روزهای شنبه‌ی ما و یکی از باورنکردنی‌ترین و بذله گوترین شخصیت‌هایی که در عمرم شناخته‌ام. آخرین بار او را در پاریس و روز قبل از سفرم ... ملاقات کردم. از من پرسیده بود:«اگر گرفتار شدید چیزی همراه دارید که خودتان را خلاص کنید؟» در تمام آن دوران همه‌ی ما نظیر توطئه‌گرها در داستان های ترسناک ارزان‌قیمت «چیزی» در جیب خود داشتیم ولی واقعیت از این هم وحشتناک‌تر بود. من چیزی نداشتم و او شصت و دو قرص خواب‌آوری را که داشت با من تقسیم کرد. والتر این قرص‌ها را با تردید به من داد زیرا نمی‌دانست که آیا سی و دو قرصی که برایش باقی می‌ماند کفایت می‌کند یا نه. بله کفایت می‌کرد. یک هفته بعد از عزیمت من از مارسی، از طریق پیرنه رهسپار اسپانیا شد – مردی پنجاه ساله با بیماری قلبی. در پورت‌بو نگهبانان غیرنظامی بازداشتش کردند. به او گفته شد که صبح روز بعد او را به فرانسه بازخواهند گرداند. وقتی برای انتقالش رفتند او را مرده یافتند. "



پ.ن1. آرتور کستلر در سال 1905 در بوداپست مجارستان و در خانواده ای یهودی به دنیا آمد. به نقاط مختلف دنیا سفر و زندگی کرد، در اتریش درس خواند، در آلمان عضو حزب کمونیست شد، در اسپانیا همراه با جمهوری خواهان جنگید و توسط فرانکو به مرگ محکوم شد، در فرانسه از مخالفان سرسخت استالینیسم شد و در جنگ دوم جهانی در ارتش بریتانیا حضور یافت. پس از جنگ در ژاپن و هند و اسرائیل و آمریکا زندگی کرد و تبعه انگلیس شد و همانجا هم در 77 سالگی به همراه همسرش و به پیروی از هدف انجمن اگزیت که عضو آن بود با شلیک گلوله به زندگی پرماجرای خود پایان داد زیرا به موجب آئین این انجمن هرکسی حق دارد هر وقت لازم بداند آبرومندانه از این جهان برود.

پ.ن2. عنوان کتاب وازدگان خاک برگرفته از اطلاعیه منتشر شده توسط پلیس فرانسه است: جماعت خارجی‌ها که در دو روز اخیر به وسیله‌ی پلیس هوشیار ما بازداشت شده‌اند سمبل خطرناک‌ترین عناصر تبه‌کار پاریس بوده‌اند. وازدگان واقعی خاک !
نویسنده: "همین چند سال پیش بود که ما را شهیدان توحش فاشیستی، پیش‌آهنگان نبرد برای تمدن، مدافعان آزادی و چه چیزهای دیگری نامیده بودند. روزنامه‌ها و دولتمردان غرب در مورد ما سر و صدا و اعتراض کرده بودند، شاید به خاطر این‌که ندای وجدان خود را خاموش کنند و حالا ما شده بودیم وازدگان خاک."

پ.ن3.. اردوگاه ورنه یک اردوگاه کار اجباری در آریژ ، در نزدیکی پامیرس و در رشته کوه های پیرنه فرانسه بود. با شروع جنگ جهانی دوم از سال 1940 ، دولت ویشی از آن برای زندانی کردن زندانیانی که برای دولت مظنون یا خطرناک بودند، استفاده کرد. از سال 1942 تا ژوئن 1944 ، این اردوگاه برای خانواده های یهودی منتظر اعزام به اردوگاه های دیگر استفاده شد. آخرین حمل و نقل از اردوگاه در ژوئن سال 1944 زندانیان را به اردوگاه کار اجباری داچائو برد.
پس از شکست در جنگ داخلی اسپانیا در اوایل ۱۹۳۹ تقریباً نیم میلیون جمهوری خواه اسپانیایی از ترس زندانی شدن یا اعدام به فرانسه فرار کردند. این پناهندگان در شمال رشته کوه پیرنه در اردوگاه‌هایی مانند اردوگاه گور و اردوگاه ورنه نگهداری می‌شدند. گرچه بیش از نیمی از این افراد هنگامی که پتن در سال ۱۹۴۰ برپایی رژیم ویشی را اعلام کرد به اسپانیا یا جاهای دیگر بازگردانده شدند، ولی ۱۲۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰۰ تن از آنان باقی ماندند و زندانی سیاسی شدند و به گروه کارگران خارجی برده شده و از آنان به‌عنوان کارگر برده بهره‌برداری می‌شد. در هنگام جنگ جهانی، بیگانگان نامطلوب، روشنفکران ضد فاشیست و اعضای کمیته های بین المللی تحت شرایط وحشتناکی در ورنه زندانی شدند. (توسط آرتور کوستلر که خود در آنجا کار می کرد در کتاب وازدگان خاک توصیف شده است.) در سال 1940، این اردوگاه جهت سرکوبی تمام خارجیانی که برای نظم عمومی مظنون یا خطرناک محسوب می شدند، استفاده شد. از سال 1942 به عنوان اردوگاه ترانزیت برای یهودیان دستگیر شده در منطقه نیز به کار گرفته شد. در ژوئن سال 1944 ، آخرین زندانیان تخلیه و در "قطار ارواح" به داچائو تبعید شدند. در کل حدود 40،000 نفر از 58 ملیت در این اردوگاه به کار اجباری مشغول بودند - عمدتا مرد ، زن و کودک.
این ... دیدن ادامه » اردوگاه دیگر وجود ندارد اما ایستگاه پیشین آن هنوز در امتداد بزرگراهی در شمال پامیرس پابرجاست. یک واگن قطار مشابه با واگنی که در آن زندانیان به اردوگاه های مرگ اعزام شده اند، روی مسیر واقع شده است. یک پلاک درون واگن نام 45 کودک یهودی ، 2 تا 17 ساله را که در 1 سپتامبر 1942 از ورنه به آشویتس منتقل شدند ، ذکر کرده است. در دهکده مجاور ورنه موزه ای درباره اردوگاه و این دوره هولناک در تاریخ آریژ قرار دارد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای دوستانی که تاتر دوست دارند؛ این کار میتونه یک تجربه فراموش نشدنی باشه؛
در شروع وقتی میدونید قراره سه ساعت بدون آنتراک روی صندلی بشینیم آدم دچار ترس و هیجان باهم میشه که قراره چی ببینه و آیا خسته میشه یا نه،
من به شخصه کار رو خیلی دوست داشتم و به نظرم ارزش دیدن داره . طولانی بودن زمان نمایش هم برای من خسته کننده نبود و متوجه گذر زمان نشدم گرچه شاید میتونست کوتاه تر و موجز تر هم باشه.
البته این قابل درک است که کارگردان سعی در القای حس گذر سخت زمان به مخاطبین داشت اما به نظر من این نمایش نیاز واقعی به آنتراک دارد.
هم برای تفکر به اینکه چه دیدیم و شنیدیم و هم برای زمان بیشتر از 3 ساعتش.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای نمایش فرشته تاریخ در روز دوشنبه 28 مرداد 98 در ساعت 19:30 ، صندلی بیستم از ردیف هشتم یک بلیط موجود است که به اولین متقاضی خوشبختی که هر چه سریع تر اعلام کند در همان روز و ساعت و در محل نمایش، واگذار میگردد :)


کاش من یه متقاضی خوشبخت بودم که هرچه سریع تر اعلام میکردم
همیشه از بچگی آرزو داشتم یه متقاضی خوشبخت هر چه سریع تر اعلام کن بودم
:(
۲۵ مرداد
بله حیف شد :)
۲۵ مرداد
من دیدم البته این نمایشو (قصدم شوخی بود)
فوق العاده ست، یه تئاتر واقعی...
شمام ایشالا حسسابی لذت ببرید از دیدنش
۲۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نه از فلسفه چیزی می دونم نه از تئاتر اپیک نه از برشت نه والتر بنیامین
فقط اینکار رو (البته علی رغم ی سری بازی ها و ی سری شیرفهم کردن ها توسط کارگردان گرامی) دوست دارم، البته به نظر در حوصله و سلیقه خیلی ها شاید جایی نداشته باشه ولی تجربه تئاتر سه ساعته از جنس رضایی راد تجربه شیرینی برای بنده :)))))
جهت اطلاع دوستانی که به دلیل تمام شدن بلیت ها موفق به دیدن این اجرا در "تئاتر شهر" نشدند و تمایل به دیدن این نمایش دارند؛

با توجه به استقبال تماشاگران و ناممکن بودن تمدید اجرا در سالن چهارسو (به دلیل برگزاری جشنواره و اجرای گروه های دیگر)

نمایش "فرشته تاریخ" از فردا شب (23 مرداد) به شکل محدود و فقط برای 8 شب، در "تماشاخانه ملک" اجرای فوق العاده خواهد داشت.

البته ظرفیت سالن برای 3 روز اول اجرا دیگه تقریبا تکمیل شده، ولی فروش بلیت روزهای هفته بعد، هم اکنون در جریان است.
محمد حسن موسوی کیانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاریخ هم قهرمان و هم قربانیانش را تمسخر خواهد کرد.
اولش که با صحبت های بنیامین و استاد سابق شروع شد گفتم وای کی میخواد سه ساعت بشینه اینجا ، ولی اینقدرررر خوب پیش رفت و جملات اینقدررر قابل تامل بود که اصلا دلم نمیخواست نمایش تموم بشه ، به نظرم اومد که یه تئاتر واقعی دیدم ، به بازیگر نقش بنیامین و گروه ملاحان که سه ساعت بازی کردن بدون افت انرژی خسته نباشید میگم ، هماهنگی گروه ملاحان خیلی به دل نشست.
یه شکایتی هم کنم از تماشاچی هایی که به تماشای تئاتر میشینن ، ممکنه کسی بیاد و از نمایش راضی نباشه ، ولی دلیلی نداره جوری هی سر و صدا کنه ، پوزخند بزنه ، یا نفر بغل دستی من که حوصله اش سر رفته بود و هی سر و دستشو میخواروند و سر و صدا میکرد!!!!!!!
من برای بار سوم نمایش رو دیدم و واقعا دوست نداشتم نمایش تموم بشه. برای همیشه این نمایش در خاطرم می مونه.
۲۲ مرداد
لیلا جان دقیقا حستونو میفهمم.
۲۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه دوستان تیوال
قصد خریید بلیط نمایش رو داشتم ولی لینک های سایت تیکت فعال نیست چه طور میشه بلیط تهیه کرد؟؟؟؟
درود
بلیط در دیگر سایت محترم بلیط فروشی (تیک8) انجام میشه که تمام روزهاش فروش رفته البته.
منتظر تمدید باشید.
http://tik8.com/event/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1/
۱۴ مرداد
جهت اطلاع دوستانی که به دلیل تمام شدن بلیت ها موفق به دیدن این اجرا در "تئاتر شهر" نشدند و تمایل به دیدن این نمایش دارند؛

با توجه به استقبال تماشاگران و ناممکن بودن تمدید اجرا در سالن چهارسو (به دلیل برگزاری جشنواره و اجرای گروه های دیگر)

نمایش ... دیدن ادامه » "فرشته تاریخ" از فردا شب (23 مرداد) به شکل محدود و فقط برای 8 شب، در "تماشاخانه ملک" اجرای فوق العاده خواهد داشت.

البته ظرفیت سالن برای 3 روز اول اجرا دیگه تقریبا تکمیل شده، ولی فروش بلیت روزهای هفته بعد، هم اکنون در جریان است.
۲۳ مرداد
سپاس بابت اطلاع رسانی اتان .
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
می دونم احتمالش ضعیفه ولی هر کس بلیط داشت که نمی تونست خودش بره لطفا به من خبر بدید
ممنون
Nozohournazanin@gmail.com
Telegram:@nozohour
نگران نباشید، به زودی خبر تمدید اجرای "فرشته تاریخ" -در جایی غیر از تئاترشهر- منتشر می‌شه ... البته فقط برای چند اجرا خواهد بود، اما همین چند اجرا، برای تعداد بیشتری از تماشاگران این امکان را فراهم می‌کند که به دیدن نمایش بنشینند.
۱۳ مرداد
مشتاقانه امیدوارم
مرسی
۱۳ مرداد
جهت اطلاع دوستانی که به دلیل تمام شدن بلیت ها موفق به دیدن این اجرا در "تئاتر شهر" نشدند و تمایل به دیدن این نمایش دارند؛

با توجه به استقبال تماشاگران و ناممکن بودن تمدید اجرا در سالن چهارسو (به دلیل برگزاری جشنواره و اجرای گروه های دیگر)

نمایش ... دیدن ادامه » "فرشته تاریخ" از فردا شب (23 مرداد) به شکل محدود و فقط برای 8 شب، در "تماشاخانه ملک" اجرای فوق العاده خواهد داشت.

البته ظرفیت سالن برای 3 روز اول اجرا دیگه تقریبا تکمیل شده، ولی فروش بلیت روزهای هفته بعد، هم اکنون در جریان است.
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش، روایتی از چند ساعت از زندگی والتر بنیامین نویسنده است، چند ساعت پایانی زندگی او. نمایش از جهتی بر تنهایی این لحظات تمرکز می کند و مسئلۀ اصلی این روایت، بیشتر از این که به دست دادن تصویری از واقعیت زیستۀ این متفکر باشد، حضوریافتنِ یادهای او در این لحظات است. نمایش در کنار این روایت، تأملی بر تاریخ هم هست، تاریخی که تلاش شده از خلال تأملات این متفکر بزرگ توصیف شود و ایده های او عامل مهمی برای این تأمل بوده اند. بافتۀ تاریخ کلی و تاریخ شخصی به شکلی در هم تنیده نمایش داده می شود و از یکدیگر جدا نیستند. تأکید بر لحظۀ اکنون و بُعد تاریخی حیات شخصی هم به گمانم از اینجاست. ایده ای که بیشتر از همه در نمایش برایم جذابیت داشت، کاری بود که نمایش با زمان می کند و دقایق آینده و گذشته و حال را به شکلی بر صحنه تجسم می بخشد که گویی این زمان ها همگی در «اکنون» ... دیدن ادامه » حاضر و حتی فعال هستند. این بینش زمان در نمایش «فعل» هم به شکلی وجود داشت و تماشای نمایش از این منظر، می تواند ما را متوجه بُعد دیگری از این کار کند.
دوستان اگر کسی بلطی برای روزهای اینده داره که نمی تونه بره ببینه خوشحال میشم ازش بخرم
شاید نیازی به این کار نباشد؛ به زودی خبر تمدید اجرای "فرشته تاریخ" -در جایی غیر از تئاترشهر- منتشر می‌شه ... البته فقط برای چند اجرا خواهد بود، اما همین چند اجرا، برای تعداد بیشتری از تماشاگران این امکان را فراهم می‌کند که به دیدن نمایش بنشینند.
۱۳ مرداد
جهت اطلاع دوستانی که به دلیل تمام شدن بلیت ها موفق به دیدن این اجرا در "تئاتر شهر" نشدند و تمایل به دیدن این نمایش دارند؛

با توجه به استقبال تماشاگران و ناممکن بودن تمدید اجرا در سالن چهارسو (به دلیل برگزاری جشنواره و اجرای گروه های دیگر)

نمایش ... دیدن ادامه » "فرشته تاریخ" از فردا شب (23 مرداد) به شکل محدود و فقط برای 8 شب، در "تماشاخانه ملک" اجرای فوق العاده خواهد داشت.

البته ظرفیت سالن برای 3 روز اول اجرا دیگه تقریبا تکمیل شده، ولی فروش بلیت روزهای هفته بعد، هم اکنون در جریان است.
۲۳ مرداد
سپاس جناب ساسان عزیز
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مشتی ضد و نقیض که مذبوحانه برای تئاتر شدن و مأیوسانه برای فلسفی نمودن دست و پا می زند.
درود
میشه چندتا از این ضدونقیض هایی رو که می‌فرماید بیان کنید لطفاً؟
۱۱ مرداد
درود مجدد بر خود شما،
نخست آنکه وجیزه های اینجانب قطره هم محسوب نمی‌شود، عاجزم از ادراک آنکه چرا در چشم سرکار «مشت مشت» جلوه کرده‌است.
دوم آنکه ای بسا چیزی که برای شما رسماً «نشد» است، برای دیگری نقداً «بشد» باشد.
سوم آنکه هیج «ماهوی» استانداردی در ... دیدن ادامه » هیچ کجای تاریخ تعریف «ماهوی» نشده است و هر کسی حق دارد با هر میزان «ماهوی» ئی، «ماهوی» خودش را ماهیتاً داشته باشد؛ شما هم «ماهوی» خودتان را حمل کنید حتی اگر با «ماهوی» بنده یا هر کس دیگر، مغایرت «ماهوی» داشته باشد.
چهارم آنکه همانگونه که از وجیزه‌نویسی من هویداست، آرمانم جلوگیری از اتلاف وقت خلایق است، و هر آینه مفیدتر از این کار برای صرف وقت نیافته‌ام. شما هم اگر وجیزه‌های من را اتلاف وقت می‌شمارید وقتتان را صرف خواندن و ذهن تان را درگیر تعمق در معانی آنها ننمایید، انشاالله مشغله مناسبتر یافت خواهد شد.
و در نهایت اینکه موفق خشک احتمال کپک زدن کمتری دارد تا موفق تر.
۱۲ مرداد
صرفاً برای رفع عاجریت در ادراک:
مشتی ضد و نقیض که مذبوحانه برای تئاتر شدن و مأیوسانه برای فلسفی نمودن دست و پا می زند.
"مشتی..." دقت بفرمایید: مشتی
صفات تفصیلی را با اسم درآمیختن خود نهایت طنازی است
چه خشک چه غیرخشک برقرا باشید واینکه هر چیز تری ... دیدن ادامه » کپک نخواهد زد این را منی که صنایع غذایی خوندم قطعاً خوب می‌دانم

۱۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
دو عدد بایط برای روز سه شنبه 19.30 ردیف 5 موجود میباشد
09192339429
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همانا که والتر بنیامین ها نامیرایند . بارها به یاد امثال وی در تاریخ افتادم . از جمله نقاشی سنت سباستین اثر تیسین که مدام ذهنم را مشغول کرده بود . سباستینی که تیر خورده اما چه بدون درد رو به بالا نگاه می کند و روبروی تلنباری از ویرانه ایستاده است ...
نقاشی سنت سباستین اثر تیسین :
https://painting-planet.com/saint-sebastian-by-titian-vecellio/
سلام
یک بلیط این نمایش برای روز جمعه 4 مرداد گرفتم که متاسفانه نمیتونم ببینم. اگر کسی از دوستان بود لطفا پیام بده.
زهره مقدم این را خواند
حتما
ردیف ۹ صندلی ۱
۳۱ تیر
سلام من میخواستم، چطور میتونم بلیط رو ازتون بگیرم؟
۰۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هاروکی موراکامی کتابی داره به اسم "از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم" جا داره بنده به عنوان تماشاچی این تئاتر عرض کنم" از تئاتر که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم".
وقتی خدمت دوست‌دارن تئاتر سیزیف عرض می‌کردم تئاتر نیازی به پیش‌نیاز نداره و تماشاچی همه‌چیز رو باید از طریق "فرم" از اثر دریافت کنه نه اینکه با مهمات بریم تئاتر ببینیم منظورم دقیقاً همچین چیزی بود.
لازم بود پیش از دیدن نمایش مثلاً کتاب‌های "عروسک و کوتوله"، "فهم برشت"، "خیابان یک‌ طرفه"، زیبایی‌شناسی انتقادی" و... یا مقالات "اثر هنری در عصر بازتولید مکانیکی"، "تأملاتی درباره‌ی کافکا" و... رو خونده باشم؟ و یا مثلاً بدونم آسیه لاسیس و بنیامین در 1924 آشنا شدن و اون کمونیست و اهل لتونیا و دستیار برشت بوده و باعث آشنایی برشت و بنیامین بوده و ... دیدن ادامه » بنیامین بعد از طلاق قصد داشته باهاش ازدواج ولی اون برگشته ریگا و ده سال تو اردوگاه کار اجباری بوده؟ یا بدونم گرشوم شولم با بنیامین در مونیخ آشنا شده؟ و آشناییش با برشت و بقیه که به تفصیل تو نمایش بود؟
نه. واقعاً هیچ نیازی نبود و نیست. چون هر آنچه که نیازه داره کامل به تماشاچی تحویل میشه.
بدیهی منه علاقه‌مند به فلسفه آلمانی و مکتب فرانکفورت و پیگیری‌کننده بنیامین و برشت، آدورنو، هابرماس و دیگران لذت زاید الوصف بردم از دیدن نمایش ولی انصافاً کسانی همراه من بودن (و قطعاً در سالن نمایش) که حتا اسم بنیامین رو هم نشنیده بودن و در انتها، همه اون چیزی رو که باید به شکل یکسان دریافت کردیم (با درجات متفاوتی از معرفت).
اشارات متعدد رو دوستان و علاقه‌مندان عنوان کردن و تکرار مکرراته گفتنشون. ولی چیزی بیش از همه برای من جذاب بود شباهت کار به مرگ یزدگرد بود به خصوص اون قسمت‌هایی که ملاحان امکان‌های متفاوت آینده رو بررسی کردن و همه‌اش تو ذهنم بود که چقدر داره شبیه آسیابان و زنش میشه ماجرا و...
درنهایت تشکر ویژه دارم از آقای مراد فرهادپور که انگیزه اصلی ایجاد این نمایش در جناب رضائی راد بودند (جدا از اینکه صنعت ترجمه ایشون و دوست همراه‌ شون، صالح نجفی، صنعتی پر محصول و فوق‌العاده است)
موافقم. نمایش به خوبی همه اینها و بلکه بیشتر از اینها رو مثل مباحث تئاتر اپیک، درون خودش داره. گرچه من سیزیف رو هم واقعا دوست دارم، ولی به نظرم نمایش باید خودبسنده باشه. حالا اگه کسی بعدش یا قبلش اطلاعات بیشتری داره خب لذت بیشتری میبره ولی به هرحال همه ... دیدن ادامه » باید متوجه کار بشن.
۳۰ تیر
جناب جوانی عزیز آسیه لاسیس و بنیامین در 1924 آشنا شدند فکرکنم درتایپ اشتباه درج شده
۳۰ تیر
خانم ثانی بزرگوار ممنون از توجه‌تون کاملاً صحیح می‌فرمایید.
اصلاح شد.
۳۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
جایزه بهترین تماشاگران تئاتر به این نمایش تعلق می‌گیرد.
موافقم
۲۹ تیر
ذوق زده جان یادمه یه بار یکی گفت چرا دیگه توو تیوال نمینویسی؟! و تو گفتی چون توی تیوال نمیشه فحش داد..باهات موافقم..منم در این لحظه به همین مشکل برخوردم.. بنابراین از جواب دادن به کامنت بالات عاجزم:)))
۳۰ تیر
:))))))))
باریکلا به حافظه ات. به کل فراموشش کرده بودم. یادآوریش خیلی چسبید. خیلی خیلی ممنونم.
۳۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هذا البحر لی

هذا الهواء الرٌطْب لی

هذا الرصیف وما علیْهِ

من خطای وسائلی المنویٌ“ لی

ومحطٌة الباصِ القدیمة لی . ولی

شبحی وصاحبه . وآنیة النحاس

وآیة الکرسیٌ ، والمفتاح لی

والباب والحرٌاس والأجراس لی

لِی ... دیدن ادامه » حذْوة الفرسِ التی

طارت عن الأسوار “ لی

ما کان لی . وقصاصة الورقِ التی

انتزِعتْ من الإنجیل لی

والملْح من أثر الدموع على

جدار البیت لی “

واسمی ، إن أخطأت لفْظ اسمی

بخمسة أحْرفی أفقیٌةِ التکوین لی :

میم / المتیٌم والمیتٌم والمتمٌیم ما مضی

حاء / الحدیقة والحبیبة ، حیرتانِ وحسرتان

میم / المغامِر والمعدٌ المسْتعدٌ لموته

الموعود منفیٌا ، مریض المشْتهی

واو / الوداع ، الوردة الوسطی ،

ولاء للولادة أینما وجدتْ ، ووعْد الوالدین

دال / الدلیل ، الدرب ، دمعة

دارةٍ درستْ ، ودوریٌ یدلٌِلنی ویدْمینی /

وهذا الاسم لی “



ولأصدقائی ، أینما کانوا ، ولی

جسدی المؤقٌت ، حاضرا أم غائبا “

مِتْرانِ من هذا التراب سیکفیان الآن “

لی مِتْر و75 سنتمترا “

والباقی لِزهْری فوْضویٌ اللونِ ،

یشربنی علی مهلی ، ولی

ما کان لی : أمسی ، وما سیکون لی

غدِی البعید ، وعودة الروح الشرید

کأنٌ شیئا لم یکنْ

وکأنٌ شیئا لم یکن

جرح طفیف فی ذراع الحاضر العبثیٌ“

والتاریخ یسخر من ضحایاه

ومن أبطالِهِ “

یلْقی علیهمْ نظرة ویمرٌ “



هذا البحر لی

هذا الهواء الرٌطْب لی

واسمی

وإن أخطأت لفظ اسمی علی التابوت

لی .

أما أنا وقد امتلأت

بکلٌ أسباب الر حیل

فلست لی .

أنا لست لی

أنا لست لی “


This sea is mine. This fresh air is mine.

This sidewalk, my steps and my sperm on the sidewalk are mine.
The old bus station is mine.
Mine is the ghost and the haunted one.
The copper pots, The Throne Verse, and the key are mine.
The door,the guards and the bell are mine.
The hors hoe that flew over the walls is mine.
Mine is all that was mine.
The pages torn from the New Testament are mine.
The salt of my tears on the wall of my house is mine.
And my name, though I mispronounce it in five flat letters, is also mine.
This name is my friend’s name, wherever he may be, and also mine.
Mine is the temporal body, present, and absent.
Two meters of earth are enough for now.
A meter and seventy-five centimetres are enough for me.
The rest is for a chaos of brilliant flowers to slowly soak up my body.
What was mine: my yesterday.
What will be mine: the distant tomorrow,
and the return of the wandering soul as if nothing had happened.
And as if nothing had happened:
a slight cut in the arm of the absurd present.
History mocks its victims and its heroes.
It glances at them in passing and goes on.
The sea is mine. The fresh air is mine.
And my name, thought i mispronounce it over the coffin, is mine.
As for me, filled with every reason to leave,
I am not mine.
I am not mine.
I am not mine.
(محمود درویش/ جداریه)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان میشه اطلاعات این صفحه رو کامل کنید لطفا؟
تاریخ دقیق اجرا و ساعتش و مدتش
زهره مقدم این را خواند
لیلا مظاهری و مهدی رزمجو این را دوست دارند
درود بر شما
کارهایی که در تیوال به فروش نمی‌رسند ممکن است اطلاعات دقیق و به روز به دست تیوال نرسد، از این رو اطلاعاتی هم چون دوره اجرا به صورت حدودی درج می‌شوند اما اگر گروه محترم اطلاعات دقیق را به دست ما برسانند در برگه درج می‌شود.
۲۷ تیر
ممنونم زهره جان مهربان ❤
چک کرده بودمش.ولی هی یادم میره هر نمایشی تا کی بود. و سخته هی بری تو سایتای دیگه بگردی.
۲۷ تیر
اره موافقم
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید