تیوال نمایش فرشته تاریخ
S2 : 09:25:57
  از تیر ۱۳۹۸
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: محمد رضائی راد
: میلاد رحیمی، رضا بهبودی، باران کوثری، میلاد شجره، سینا کرمی، سینا بالاهنگ، رزیتا علیزاده، فرنوش نیک‌اندیش، داوود پژمان فر، جاوید قائم مقامی، ستاره بذرافشان، سعیده فاضلی، ابوالفضل ابهر

: ساسان پیروز
: مجتبی جمشیدی
: مریم مظفری، نوشین جعفری، فرامرز اسدی
: آرین حقانی، امید رضائی
: نوشین جعفری
: سمانه حسینی
: فریبا کوچکی، سمیه خواسته، با تشکر از سارا مصطفی‌پور
: شایلان عشایری
: سید مصطفی طباطبایی‌نسب، امیرحسین بابائیان
: رضا خضرائی
: کسرا پاشایی
: علی شیرخدایی
: آبتین یغماییان، علی رادمند، پارسا خودآفرین
: علیرضا کی‌منش
: کوروش محمدی
: لادن مهران‌زاده
: علیرضا اسدی
: بهزاد نعلبندی
: آزاده ملک‌زاده
: نرگس فرشی، محسن قرایی

با ظهور فاشیسم و به قدرت رسیدن نازیسم در اروپا، بنیامین نیز همچون بسیاری از روشنفکران آلمانی راه تبعیدی خود خواسته را در پیش می‌گیرد و ابتدا مدتی را در فرانسه ساکن می‌شود. با پیشروی فاشیسم در اروپا و تسخیر فرانسه، بنیامین از راه کوهستان خود را به اسپانیا می‌رساند تا شاید بتواند با کشتی از اروپا خارج شود اما به دست مرزبانان اسپانیا گرفتار می‌شود و سرانجام، به آخرین صفحه از زندگی خود می‌رسد. نمایش فرشته تاریخ، از این نقطه آغاز می‌شود.

«فرشته تاریخ» با برخوردی آزاد، به روایتی از آخرین شب زندگی والتر بنیامین (فیلسوف و نظریه‌پرداز مشهور آلمانی) می‌پردازد.


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام
یک بلیط این نمایش برای روز جمعه 4 مرداد گرفتم که متاسفانه نمیتونم ببینم. اگر کسی از دوستان بود لطفا پیام بده.
زهره مقدم این را خواند
سلام شماره ردیف و صندلی را میفرمایید ؟
۲ روز پیش، دوشنبه
حتما
ردیف ۹ صندلی ۱
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هاروکی موراکامی کتابی داره به اسم "از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم" جا داره بنده به عنوان تماشاچی این تئاتر عرض کنم" از تئاتر که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم".
وقتی خدمت دوست‌دارن تئاتر سیزیف عرض می‌کردم تئاتر نیازی به پیش‌نیاز نداره و تماشاچی همه‌چیز رو باید از طریق "فرم" از اثر دریافت کنه نه اینکه با مهمات بریم تئاتر ببینیم منظورم دقیقاً همچین چیزی بود.
لازم بود پیش از دیدن نمایش مثلاً کتاب‌های "عروسک و کوتوله"، "فهم برشت"، "خیابان یک‌ طرفه"، زیبایی‌شناسی انتقادی" و... یا مقالات "اثر هنری در عصر بازتولید مکانیکی"، "تأملاتی درباره‌ی کافکا" و... رو خونده باشم؟ و یا مثلاً بدونم آسیه لاسیس و بنیامین در 1924 آشنا شدن و اون کمونیست و اهل لتونیا و دستیار برشت بوده و باعث آشنایی برشت و بنیامین بوده و ... دیدن ادامه » بنیامین بعد از طلاق قصد داشته باهاش ازدواج ولی اون برگشته ریگا و ده سال تو اردوگاه کار اجباری بوده؟ یا بدونم گرشوم شولم با بنیامین در مونیخ آشنا شده؟ و آشناییش با برشت و بقیه که به تفصیل تو نمایش بود؟
نه. واقعاً هیچ نیازی نبود و نیست. چون هر آنچه که نیازه داره کامل به تماشاچی تحویل میشه.
بدیهی منه علاقه‌مند به فلسفه آلمانی و مکتب فرانکفورت و پیگیری‌کننده بنیامین و برشت، آدورنو، هابرماس و دیگران لذت زاید الوصف بردم از دیدن نمایش ولی انصافاً کسانی همراه من بودن (و قطعاً در سالن نمایش) که حتا اسم بنیامین رو هم نشنیده بودن و در انتها، همه اون چیزی رو که باید به شکل یکسان دریافت کردیم (با درجات متفاوتی از معرفت).
اشارات متعدد رو دوستان و علاقه‌مندان عنوان کردن و تکرار مکرراته گفتنشون. ولی چیزی بیش از همه برای من جذاب بود شباهت کار به مرگ یزدگرد بود به خصوص اون قسمت‌هایی که ملاحان امکان‌های متفاوت آینده رو بررسی کردن و همه‌اش تو ذهنم بود که چقدر داره شبیه آسیابان و زنش میشه ماجرا و...
درنهایت تشکر ویژه دارم از آقای مراد فرهادپور که انگیزه اصلی ایجاد این نمایش در جناب رضائی راد بودند (جدا از اینکه صنعت ترجمه ایشون و دوست همراه‌ شون، صالح نجفی، صنعتی پر محصول و فوق‌العاده است)
موافقم. نمایش به خوبی همه اینها و بلکه بیشتر از اینها رو مثل مباحث تئاتر اپیک، درون خودش داره. گرچه من سیزیف رو هم واقعا دوست دارم، ولی به نظرم نمایش باید خودبسنده باشه. حالا اگه کسی بعدش یا قبلش اطلاعات بیشتری داره خب لذت بیشتری میبره ولی به هرحال همه ... دیدن ادامه » باید متوجه کار بشن.
۳ روز پیش، یکشنبه
جناب جوانی عزیز آسیه لاسیس و بنیامین در 1924 آشنا شدند فکرکنم درتایپ اشتباه درج شده
۳ روز پیش، یکشنبه
خانم ثانی بزرگوار ممنون از توجه‌تون کاملاً صحیح می‌فرمایید.
اصلاح شد.
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
جایزه بهترین تماشاگران تئاتر به این نمایش تعلق می‌گیرد.
موافقم
۴ روز پیش، شنبه
ذوق زده جان یادمه یه بار یکی گفت چرا دیگه توو تیوال نمینویسی؟! و تو گفتی چون توی تیوال نمیشه فحش داد..باهات موافقم..منم در این لحظه به همین مشکل برخوردم.. بنابراین از جواب دادن به کامنت بالات عاجزم:)))
۳ روز پیش، یکشنبه
:))))))))
باریکلا به حافظه ات. به کل فراموشش کرده بودم. یادآوریش خیلی چسبید. خیلی خیلی ممنونم.
۳ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هذا البحر لی

هذا الهواء الرٌطْب لی

هذا الرصیف وما علیْهِ

من خطای وسائلی المنویٌ“ لی

ومحطٌة الباصِ القدیمة لی . ولی

شبحی وصاحبه . وآنیة النحاس

وآیة الکرسیٌ ، والمفتاح لی

والباب والحرٌاس والأجراس لی

لِی ... دیدن ادامه » حذْوة الفرسِ التی

طارت عن الأسوار “ لی

ما کان لی . وقصاصة الورقِ التی

انتزِعتْ من الإنجیل لی

والملْح من أثر الدموع على

جدار البیت لی “

واسمی ، إن أخطأت لفْظ اسمی

بخمسة أحْرفی أفقیٌةِ التکوین لی :

میم / المتیٌم والمیتٌم والمتمٌیم ما مضی

حاء / الحدیقة والحبیبة ، حیرتانِ وحسرتان

میم / المغامِر والمعدٌ المسْتعدٌ لموته

الموعود منفیٌا ، مریض المشْتهی

واو / الوداع ، الوردة الوسطی ،

ولاء للولادة أینما وجدتْ ، ووعْد الوالدین

دال / الدلیل ، الدرب ، دمعة

دارةٍ درستْ ، ودوریٌ یدلٌِلنی ویدْمینی /

وهذا الاسم لی “



ولأصدقائی ، أینما کانوا ، ولی

جسدی المؤقٌت ، حاضرا أم غائبا “

مِتْرانِ من هذا التراب سیکفیان الآن “

لی مِتْر و75 سنتمترا “

والباقی لِزهْری فوْضویٌ اللونِ ،

یشربنی علی مهلی ، ولی

ما کان لی : أمسی ، وما سیکون لی

غدِی البعید ، وعودة الروح الشرید

کأنٌ شیئا لم یکنْ

وکأنٌ شیئا لم یکن

جرح طفیف فی ذراع الحاضر العبثیٌ“

والتاریخ یسخر من ضحایاه

ومن أبطالِهِ “

یلْقی علیهمْ نظرة ویمرٌ “



هذا البحر لی

هذا الهواء الرٌطْب لی

واسمی

وإن أخطأت لفظ اسمی علی التابوت

لی .

أما أنا وقد امتلأت

بکلٌ أسباب الر حیل

فلست لی .

أنا لست لی

أنا لست لی “


This sea is mine. This fresh air is mine.

This sidewalk, my steps and my sperm on the sidewalk are mine.
The old bus station is mine.
Mine is the ghost and the haunted one.
The copper pots, The Throne Verse, and the key are mine.
The door,the guards and the bell are mine.
The hors hoe that flew over the walls is mine.
Mine is all that was mine.
The pages torn from the New Testament are mine.
The salt of my tears on the wall of my house is mine.
And my name, though I mispronounce it in five flat letters, is also mine.
This name is my friend’s name, wherever he may be, and also mine.
Mine is the temporal body, present, and absent.
Two meters of earth are enough for now.
A meter and seventy-five centimetres are enough for me.
The rest is for a chaos of brilliant flowers to slowly soak up my body.
What was mine: my yesterday.
What will be mine: the distant tomorrow,
and the return of the wandering soul as if nothing had happened.
And as if nothing had happened:
a slight cut in the arm of the absurd present.
History mocks its victims and its heroes.
It glances at them in passing and goes on.
The sea is mine. The fresh air is mine.
And my name, thought i mispronounce it over the coffin, is mine.
As for me, filled with every reason to leave,
I am not mine.
I am not mine.
I am not mine.
(محمود درویش/ جداریه)
محسن جوانی، ابرشیر و نیلوفر پیری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان میشه اطلاعات این صفحه رو کامل کنید لطفا؟
تاریخ دقیق اجرا و ساعتش و مدتش
زهره مقدم این را خواند
لیلا مظاهری و مهدی رزمجو این را دوست دارند
درود بر شما
کارهایی که در تیوال به فروش نمی‌رسند ممکن است اطلاعات دقیق و به روز به دست تیوال نرسد، از این رو اطلاعاتی هم چون دوره اجرا به صورت حدودی درج می‌شوند اما اگر گروه محترم اطلاعات دقیق را به دست ما برسانند در برگه درج می‌شود.
۶ روز پیش، پنجشنبه
ممنونم زهره جان مهربان ❤
چک کرده بودمش.ولی هی یادم میره هر نمایشی تا کی بود. و سخته هی بری تو سایتای دیگه بگردی.
۶ روز پیش، پنجشنبه
اره موافقم
۶ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

اجرای شگفت انگیزی بود و خیلی خوشحالم که این فرصت رو داشتم به تماشای این کار بنشینم.
محمد رضائی راد با تفکری پرمایه و عمیق و با چنان زیبایی به روایت موضوع مورد انتخابش نشست که زبانم حتی از ستودن اینکار، آنچنان که شایسته ست قاصره...


خسته نباشید میگم به گروه اجرایی و به خصوص آقای میلاد رحیمی که بازی شون حقیقتا بی نظیر بود.

نگاهی به نمایش «فرشته تاریخ»
نشانه‌ای به رهایی

احمد طالبی نژاد- روزنامه شرق- ۲۲ تیر

http://www.newswire.ir/KH2S8VX8
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دوستان عزیز آیا کسی شعر، ترجمه و یا خوانش صوتی شعر محمود درویش که در این نمایش پخش و خونده شد رو دسترسی دارند؟
خیلی ممنونم.
حدیث سیدی و Ali این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انگار یک خواب کوتاه بیدار کننده با چشم انداز تاریخ اما نه! از پس و پیش چشمان فرشته ی تاریخ، والتر بنیامین. گم شدن در این بی زمانی و بی مکانی بدیع. تئاتر در تئاتر، دیدن برشت بر صحنه ای که خود بنیانش را نهاده، یک شبی که چند شب و چند روز است از تفکر و آنچه رفته و خواهد رفت به قلم جادویی محمد رضایی راد که هر آنچه روی صحنه است باید باشد همراه با طرح سوال و پیش زمینه هایی که در طول اجرا با پاسخ و تکمیل آن فهمی لذت بخش به مخاطب هدیه می کند.

هر چه بگویم کم است از این هنر کامل و این "تئاتر" که گویی ترمز اضطراری را کشیده تا چشم بدوزد بر تاریخ ستم! که این درد مشترک فریادی شود درونی برای التماس ژست های سکون و سکوت محبت برای رهایی اکنون

"رخداد شاید همین باشد دوستان همسرا، همین چنگ زدن نومیدانه"

"هر آن کس که از هر نبردی فاتح بیرون آمده است تا همین لحظه ... دیدن ادامه » شریک و همگام آن موکب پیروزمندی است که در آن حاکمان امروز، پا بر سر افتادگان مغلوب می نهند. این هشداری برای همه ی ماست برشت"

درود بر محمد رضایی راد و گروه زحمتکش و محترمش. به خصوص میلاد رحیمی که دمیده

حالا با تصاویر این خواب کوتاه مدت ها در بیداری زندگی می کنم
میشه لطف کنید بفرمایید برای استفاده بیشتر از نمایش، چه پیش زمینه های اطلاعاتی رو بهتره داشته باشیم؟
۲۱ تیر
متشکرم
۲۴ تیر
مخلصم
۲۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر علاقه‌مند به بحث های جدی‌ و عمیق‌تر در مورد این نمایش هستید، نشست فردا (جمعه، ۲۱ تیر، ساعت ۱۷، در تئاترشهر) را از دست ندهید:
نشستی با رویکرد پژوهشی و علمی،
با حضور افراد صاحب‌نظری چون:

"مراد فرهادپور":
نظریه‌پرداز و از افراد برجسته‌ در حوزه اندیشه و فلسفه معاصر، که اصولا معرفی اندیشه‌های "والتر بنیامین" در ایران تا حد بسیار زیادی مدیون مقالات و ترجمه‌های اوست (و البته در کنار او، مدیون آثار و ترجمه‌های "بابک احمدی" در حوزه اندیشه. و دقیقا به همین دلیل است که نمایشنامه "فرشته تاریخ" به این دو شخص تقدیم شده)
و
"نیما عیسی‌پور" (مترجم کتاب ارزشمند "فهم برشت") و همچنین "رضا سرور" (منتقد بسیار خوب و باسواد تئاتر)

حضور در این نشست که ۲۱ تیر، ساعت ۱۷ در سالن کنفرانس "تئاتر شهر" (سالن مشاهیر) برگزار می ... دیدن ادامه » شود برای همه علاقه‌مندان آزاد است و رایگان.
چقدر حیف که از دستش دادم
۶ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
https://www.honarnet.com/?p=4818
“پرسه در تنگنای محبس تاریکی” نوشته ای بر نمایش فرشته تاریخ
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدت هاست که خیلی روایت شخصی تری از هنر پیدا کرده ام. یعنی بیشتر از اینکه دلیل تماشای یک اثر، "همه می گن خوبه" یا "از دستش بدی نصف عمرت بر فنا" باشه، دلیلش "میل قلبی" و کشیده شدن به سمتی که حرمت و عزت نفس ام در اونجا محترم شمرده می شه، شده.
بعد از تجربه تماشای "فعل" و میزان احترامی که گروه چه در مراحل پیش از اجرا(بلیط فروشی، بروشور و...) و چه در مرحله اجرا- اجرایی درخشان و نفس گیر- انجام دادند، مشتاقانه اندیشه های آقای رضایی راد رو در صفحه شخصی شون در اینستاگرام دنبال کردم. با چشم غیرمسلح هم می شد فهمید که ایشون نه صرفا یک کارگردان توانا و یک نویسنده خلاق، که یک پژوهشگر فرهنگی- اجتماعی کشورمونه که هر اثرشون، فراتر از کیفیت اش، یک "پروژه فکری" ئه که می شه در له یا علیه اش، بحث های زیادی را دنبال کرد.
خبر اجرای "فرشته ی تاریخ" ... دیدن ادامه » برای من ای که اتفاقا برای اولین بارها بود که اسم والتر بنیامین رو شنیده بودم، شور و اشتیاقی را برای دوباره شریک شدن در یک پروژه و جهان فکری تازه در من ایجاد کرد.
و حالا که دو بار سعادت و فرصت پیدا شد که بتونم این نمایش را تماشا کنم می تونم بنویسم که نمایشی در نزدیک ترین حالت به تعریفی که از "تئاتر کامل" در ذهنم نقش بسته، دیدم. یک اجرای پر فراز و نشیب و پر از نقاط دراماتیک با بحث های جدی و چالش برانگیز پیرامون تاریخ، مسئولیت فردی انسان ها، عشق، امید و...
و در دومین بار به جنبه دیگری از این نمایش هم علاقه مند شدم و اون هم "تئاتر در ستایش تئاتر" بود. چیزی شبیه کاری که مثلا بهرام توکلی در پایان "اینجا بدون من" با سینما کرد یک جور بازتعریف جایگاه والای خود هنر در تبیین مسائل مبتلابه(نگاه متن به بحث تئاتر اپیک/حماسی و نقش «روایت» در جامعه امروز)
حتما به همه دوستانم در سایت تیوال، تجربه مشارکت در این دستاورد تازه فکری محمدرضایی راد را پیشنهاد دارم.
تاتر اپیک برشت شکل نمایشنامه رو تعیین میکنه و تراژدی مرگ سقراط روح اون رو رقم میزنه
( و چه جذاب این دو مهم رو محمد رضایی راد انجام داد )
پیوند سقراط - والتر بنیامین
مثل اینکه محمد رضایی راد دوربینی در مغز بنیامین گذاشته و تمامی افکار، رویاها ،کابوس ها، تصاویر و خاطرات بنیامین رو برامون نشون میداد و چقدر زیبا، ماهرانه و جذاب اینکارو انجام داد.
آخرین روز زندگی مرد بزرگ فلسفه قرن ۲۰ یا اجرای نمایش نخستین شهید فلسفه
مورفین بنیامین یا شوکران سقراط

( ۲ تا میلاد ها درخشان بودند )
سوالی که ذهن منو خیلی درگیر کرد بعد از اتمام نمایش تا الان همون سوالی بود که خود کارگردان در آخر نوشته هایش مطرح کرد
اصلا چرا اکنون و اینجا نمایشی درباره بنیامین ؟؟؟؟؟؟

فرشتۀ تاریخ
- حاشیه ای بر مرگ سقراط -

این نمایش یک شاهکار فوق العاده نیست، یک تئاتر روایی، پر از مفاهیم و اصطلاحات فلسفی که جغرافیای زمان و مکانش هم کیلومترها با ما فاصله داره، ولی با این حال میتونه"سه"ساعت بخش زیادی از تماشاگرانش رو با خودش همراه کنه و به عقیده من دلیل این امر چیزی نیست جز توانمندی‌های بالای جناب رضائی راد، نمایشنامه نویس و کارگردان کاربلد این نمایش.
بازی سطح بالای جناب میلاد رحیمی که در تمام لحظات نمایش بدون وقفه روی صحنه حضور داشتند و با تسلطی حیرت انگیز این حجم از دیالوگ رو بدرستی ادا میکردند هم برای من بسیار جالب توجه بود.
نکته بارز دیگر این نمایش از نظر من، طراحی صحنه و دکور چشم نواز این نمایش بود.جایی که به قول طراحان مینیمالیست "با کمترین، بیشترین را خلق میکند"
میزی که همه جا هست
در دانشگاهی در فرانکفورت، در اتاق بازجویی گشتاپو، زیر صفحه شطرنجی ... دیدن ادامه » در برلین،گوشه تاریک زندانی در رشته کوه‌های پیرنه....
طنابهایی که همه کار میکنند
دیوارهایی برای زندان، قل و زنجیری به دست، وسیله ای برای اعدام، صفحه ای برای نمایش تاریخ، دیوار خاطرات ذهنی یک فیلسوف زندانی، تو در توهایی برای پنهان شدن کولی هم بند...
با اینکه به هر حال سه ساعت نشستن روی صندلیهای سالن تئاتر (اونم با کیفیت صندلیهای سالن چهارسو) ممکنه شما رو به لحاظ بدنی اذیت کنه، ولی هم من و هم تعداد زیادی از دوستان تیوالی که به اتفاق به دیدن این نمایش رفته بودیم با رضایت کامل از سالن بیرون اومدیم.
ضمنا امیدوارم قیمت گذاری این کار هم الگویی بشه برای تهیه کننده های محترم نمایشهای دیگه تا شاید کمی منصفانه تر برای بهای بلیط نمایش هاشون تصمیم گیری کنند.

هزینه رو واقعا درست گفتی.یادم رفته بود بنویسم.آفرین دارن گروه اجرایی
۱۶ تیر
دقیقا❤
۱۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی با متن ارتباط برقرار نکردم (متن فلسفی و سنگین که هرکسی نمیتونه باهاش ارتباط برقرار کنه اون هم به مدت سه ساعت).
تنها چیزی که خوب فهمیدم این بود:
"محمد رضائی راد" کارشو خوب بلده (کارگردانی خیلی پر رنگ بود)


در کل از نظر لذتی که در مجموع از کار بردم (فارغ از کارگردانی) ، 3ستاره از 5 ستاره.
فریادهای تحسین از هر گوشه ای بلند شده،که بیشتر از خود اثر برمیگرده به پیشینه درخشان صاحب اثر،گویی همه خجالت میکشند این کار رابه قوت کارهای قبل رضایی راد ندانند.نوعی نادیده گرفتن عمومی و برخورد تساهل امیز با فرشته تاریخ.
ریختن سه ساعت هذیان حشیشی(چند باری از این اصطلاح در تیاتر استفاده میشود ) به روی صحنه و چنگ زدن به تمام متعلقات علوم انسانی و غیر انسانی برای عظیم جلوه دادن نمایش،نتیجه ای معکوس داده و تیاتر را اثری کسالت بار و خسته کننده کرده.
به یاد دارم بر اساس دوشس ملفی هم سه ساعت بود اما استراتژی دیگری را برای میخکوب کردن مخاطب انتخاب کرده بود که نتیجه اش نمایشی به غایت درخشان بود.
در فرشته تاریخ نویسنده قصد داشت در سه ساعت اجرا تمام معادلات و احتمالات را بر روی صحنه بازی کند و انتقامش را از هر سوژه تاریخی به مدد یکی از دیالوگ های ابتدایی ... دیدن ادامه » نمایش (تصاویر گذشته باید به کار تغییر زمان حال بیان) بگیرد.
ایده رضایی راد قابل درک است که سعی داشته از دل روایت زندگی والتر بنیامین انسان نوعی رو به محاکمه بکشد تا بابت جنایت هایش از زمان کوروش تا جنگ در سوریه معاصر پاسخ گو باشد اما ظرف تیاتر پذیرش چنین گنجایشی رو ندارد.

پی نوشت: نباید فراموش کنیم که هر کس اندازه سهم خودش از یک اثر هنری بهره مند میشود و گنجایش من،در همین حد بوده.شاید دوستانی دیگر با سطوح مطالعاتی فراتر،با دستی پر از سالن خارج شده باشند که حقیقتا خوش به حالشان.
دو خط ابتدایی یادداشتتان با پی نوشت تان در تعارض است !
الزاما کسانی که کار رو دوست داشتند و تمجید کردن با کارگردان اثر فالوده نخورده اند !
۱۵ تیر
میثم جان لکه فالوده رو پاک کن از رو پیرهنت
آها نه نه..اونورتر..آفرییین همین‌جا..اکیه :)
۱۶ تیر
علی عبدالهی :))))
۱۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استرس دارم
نمایش شروع شده
دیالوگ ها پشت سر هم داره گفته میشه
سنگینه
پیچیده است
نمیفهمم
نمیفهمم....
نکنه ۳ ساعت همین باشه
نکنه هیچی نفهمم
اخه من که چیزی از فلسفه نمی دونم چرا اینجام
اما...
صبر کن
کم کم دارم متوجه میشم
کم کم روند دستم میاد
دارم میفهمم
دارم ... دیدن ادامه » میشنوم
دارم میبینم
دارم لذت میبرم

این نمایش انگار عصاره ی کل رنج و غم تاریخ بشر هست
یاسی که بهمون تحمیل شده...
شکست تراژدیکی که نه از بقیه بلکه از خودمون خوردیم
مفتضحانه روی زمین نقش بستیم و حتی مثل سگی به پارس کردن افتادیم اما... زمان ظهور باید فرا برسه باید بلند شیم و روی میز بایستیم و چون فرشته ی تاریخ، به آیند بنگریم. شاید این بار نگاهی همراه با مصرف حشیش

والتر بنیامین
اسمت رو هرگز قرار نیست فراموش کنم. تو چه شگفت انگیز بودی، چه شریف بودی و من...
من دارم چیکار میکنم تو این دنیا
دلم میخواد دراز بکشم و به آسمون زل بزنم و فکر کنم اگر فردا نباشم کسی اهمیتی میده؟
کسی متوجه میشه؟
نه... اخه من تو نیستم

دیشب طعم حقیقی هنر رو چشیدم
دیشب ۳ ساعت میخکوب شدم به صندلی و اندیشیدم که اخه چرا نمیتونم همین الان بلند شم و برم وسط کار و همونجا غرق شم توش
همونجا
همون نقطه
همون لحظه
تا ابد
تا ابدیت
تا ابدیت و فراتر

از دیدنش هنوز حالم عجیبه
نمی دونم اسم حسم چیه
شاید بخاطر ساعت ها قدم زدن بعد از نمایش باشه
شاید بخاطر واقعی بودن ماجرا باشه
شاید هم...
نمیدونم
نمیدونم و نمیتونم توصیف اش کنم
کاش میشد شانس خوردن اون مورفین های لعنتی به همه داده میشد
از محمد های دیگه تو زندگی های موازی خوشم نمیاد
سرنوشت شومی دارن
پس شاید تو خوش شانس ترین محمدی ، در میان محمد های دیگه ...

من فکر میکنم مغزم دیشب تا صبح توی خواب فعال بود و داشت بهش فکر میکرد !
۱۴ تیر
مجلل جان بشدت باهات همنظرم و از نوشته دقیق و پراحساست لذت بردم
۱۴ تیر
لطف داری آقا کارآمد
از مصاحبت با شما لذت میبرم همیشه ❤
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای فرشته ی تاریخ
پروژه ی شکست انسان از خود ، بافته هایی با نام فلسفه پنبه شده و از هم گسیخته در برابر برتری جویی ، قدرت طلبی و استیلاخواهی انسان از ابتدای بدویت تا بشر مدرن هزاره ی سوم ..
از آتش افروزی اسکندر مقدونی تا تاخت و تاز چنگیز خان بر هر آنچه که بود ..
از رایش سوم هنر دوست و نخبه محور با آن سر سلسه ی هنرمندشان تا تکفیری های تهی مغز و نئاندرتال نوین ..
وجه مشترک تمامشان ، بوی خون مخالفین است که نشئه شان میکند و سکوت ابدی صدای نا موافقشان است که گوش نوازشان است ..
به بهانه ی ماجرای شب آخر زندگی و مرگ خودخواسته ی والتر بنیامین فیلسوف هم عصر فاشیسم در اوج قدرت آلمان نازی و به تصویر کشیدن سقوط انسان در آن دوران دهشتناک .
به راستی این فرشته ی تاریخ است که با آن چهره ی سگ سانش ، خیره نظاره مان میکند یا هیولای تاریخ است که ما را در کام خود فرو می برد و جز تاریکی برایمان به ارمغان نمی آورد ؟!
فرشته ی تاریخ با آن لبخند مضحک و تحقیر آمیزش میگوید مارکسیسم ، کمونیسم ، امپریالیسم ، فاشیسم و هر ایسم کوفتی دیگری که به قدرت برسد راه کاخ پادشاه از میان گورستان میگذرد !
جسد آیلان بر پیکره ی ساحل موءید این مدعاست !
از جواب طفره نروید آقای بنیامین ، اگر شما پیروز بودید چه می کردید ؟
و والتر فیلسوف از جواب می ماند !
اصلاح میکنم ، شکست مفتضحانه ی انسان از خود و مرگ دردناک روح سرگردان بشر در میان نسخ گوناگون فلسفی خود ساخته که بدل به باتلاقی مهیب شده است .
و اما " اصلا چرا اکنون و اینجا نمایشی درباره ی بنیامین " آقای رضایی راد ؟
جواب روشن است ، امید بسیار است اما نه برای ما !

فرشته ... دیدن ادامه » ی تاریخ تئاتری که باید دید و تئاتر آموخت
اصلا هیچ تصوری نداشتم که چطور ممکنه در سالنی مثل چهارسو بشه نمایشی سه ساعته اجرا برد که الان در نهایت شگفتی متوجه شدم و اینکه چطور میتوان سه ساعت بی وقفه بازی کرد و دیالوگ گفت بدون ذره ای خطای محاسباتی در زمانبندی حتی که حیرت زده ی میلاد رحیمی دیدم و فهمیدم !
پرده های مربوط به مناظرات و بازجویی های والتر توسط دکتر اتو رو بیشتر از سایر صحنه های این شاهکار دوست داشتم ، میلاد شجره یک افسر عالی رتبه ی آلمان نازی رو با همون تعصبات و دیسپلین و استایل بازی که نه از لا به لای صفحات مربوط به تاریخ جنگ جهانی بیرون کشیده و به تهران سالن چهارسوی تئاتر شهر آورده !
سایر بازی ها در اوج هماهنگی ، نور و موسیقی کاملا منطبق با اجرا .
ذهنم پریشان است برتی ، بیشتر نمیتونم بنویسم ...
چقدر خوب نوشتید...درود ..
۱۴ تیر
الهه خانم قطعا لذت میبری.نگران نباش
۱۹ تیر
الهه خانم قطعا لذت میبری.نگران نباش
۱۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید