تیوال نمایش فرشته تاریخ
S3 : 18:34:17
  از تیر ۱۳۹۸
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: محمد رضائی راد
: میلاد رحیمی، رضا بهبودی، باران کوثری، میلاد شجره، سینا کرمی، سینا بالاهنگ، رزیتا علیزاده، فرنوش نیک‌اندیش، داوود پژمان فر، جاوید قائم مقامی، ستاره بذرافشان، سعیده فاضلی، ابوالفضل ابهر

: ساسان پیروز
: مجتبی جمشیدی
: مریم مظفری، نوشین جعفری، فرامرز اسدی
: آرین حقانی، امید رضائی
: نوشین جعفری
: سمانه حسینی
: فریبا کوچکی، سمیه خواسته، با تشکر از سارا مصطفی‌پور
: شایلان عشایری
: سید مصطفی طباطبایی‌نسب، امیرحسین بابائیان
: رضا خضرائی
: کسرا پاشایی
: علی شیرخدایی
: آبتین یغماییان، علی رادمند، پارسا خودآفرین
: علیرضا کی‌منش
: کوروش محمدی
: لادن مهران‌زاده
: علیرضا اسدی
: بهزاد نعلبندی
: آزاده ملک‌زاده
: نرگس فرشی، محسن قرایی

با ظهور فاشیسم و به قدرت رسیدن نازیسم در اروپا، بنیامین نیز همچون بسیاری از روشنفکران آلمانی راه تبعیدی خود خواسته را در پیش می‌گیرد و ابتدا مدتی را در فرانسه ساکن می‌شود. با پیشروی فاشیسم در اروپا و تسخیر فرانسه، بنیامین از راه کوهستان خود را به اسپانیا می‌رساند تا شاید بتواند با کشتی از اروپا خارج شود اما به دست مرزبانان اسپانیا گرفتار می‌شود و سرانجام، به آخرین صفحه از زندگی خود می‌رسد. نمایش فرشته تاریخ، از این نقطه آغاز می‌شود.

«فرشته تاریخ» با برخوردی آزاد، به روایتی از آخرین شب زندگی والتر بنیامین (فیلسوف و نظریه‌پرداز مشهور آلمانی) می‌پردازد.


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ یکشنبه بیست و سوم تیر ماه نود و هشت

امیدهای ما ستمدیدگان تاریخ

نوشته محمدحسن خدایی



 

گویی نمایش «فرشته تاریخ»، وقفه‌ای است در جریان تئاتر امروز ما. وقفه‌ای در شیوه مادی تولید تئاتر. اجرایی که مبتنی است بر پژوهش بسیار و زیست جمعی و سخت‌کوشانه بازیگران و گروه اجرایی.

گو اینکه استراتژی اجرا هم مبتنی است بر وقفه در روایت، ایجاد شوک تا ژست‌های تاریخی احضار شوند و بخت رستگاری زمان حال و آینده مهیا شود. گذشته، آن گذشته سپری‌ نشده بار دیگر فراخوانده می‌شود تا به ‌کار رستگاری امروز و فردای ما بیاید. این وعده خود نویسنده و کارگردان اجرا هم هست که «فیگوری چون بنیامین به چه کار امروز ما خواهد آمد؟» جایی از نمایش، در یکی از همان مواجهات دهشتناک بنیامین با کلنل اوتوی فاشیست، بنیامین از وقفه‌ای می‌گوید که امیدوار است لامحاله سر رسد و جریان دیوانه‌وار درام زندگی‌اش را متوقف کند. همان سیر پرمهابت مرگ و تباهی ذیل روایت فاتحان تاریخ. پیشنهاد اجرا نوعی تشبث به برشت و تمنای تئاتر اپیک است. ژست‌ها و وقفه‌هایی که از دل تئاتر اپیک سربرمی‌آورد تا که شاید امکان رستگاری و رهایی ستم‌دیدگان تاریخ شود. فرشته تاریخ اما به تمامی نمی‌تواند در حال و هوای اپیک باشد، چراکه جریان دیوانه‌وار درام زندگی، فیلسوف و روشنفکر یگانه ما را، چنان درهم شکسته و از ژست‌هایش محروم کرده که روایت اپیک زندگی‌اش هم به تمامی از تاثر، خالی نیست. انتهای نمایش را به یاد بیاوریم که چگونه میلاد رحیمی در نقش بنیامین، شوکران سر می‌کشد و مرگ نابهنگام سقراط را به یادها متبادر می‌کند. یک تصویر دیالکتیکی که گذشته و آینده به هم می‌پیوندد و صد البته که کاملا از متاثر کردن تماشاگران، دست نمی‌شوید. بنیامین در واپسین لحظات زندگی، مانند زندگی روشنفکرانه‌اش، سرگردان میان قطب‌های متضاد است. میان الهیات یهودی و ماتریالیسم تاریخی. میان گرشوم شولم یهودی و برشت ماتریالیست. میان همسرایان و ملاحان. میان آسیه لاسیس و حنا مایر. از این منظر، روایت رضایی‌راد از فیگور جذاب و از دست‌ شده‌ای همچون بنیامین، واجد تنشی حل‌ناشدنی و شکافی پرنشدنی است. اجرایی که میان دراماتیک بودن و اپیک بودن، در نوسان است؛ نه آنکه گشوده به التقاط‌گرایی پسامدرنیستی باشد، بلکه فاجعه تحمل‌ناپذیرتر از آن است که بتوان به تمامی هنرمند اپیک ماند. فی‌الواقع وضعیت بنیامین چنان اندوهگنانه است که نمی‌توان به تمامی با روایتی اپیک، تاثر تماشاگران را از بین برد. جایی که تمامی «آینده‌های ممکن» برای بنیامین بودن، همان بنیامین نجات ‌یافته، همان بنیامین برلین، فلسطین، شوروی نفی و رد می‌شوند و مرگ خودخواسته بنیامین تاریخی، به اجرا درمی‌آید. فرشته تاریخ را می‌توان در ستایش «نقل قول» دانست. اجرایی که مدام در آن وقفه ایجاد می‌شود تا نقل قولی از گذشته، اکنون ما را خطاب کند و راهی به رهایی بگشاید. وقفه‌ها چند دسته‌اند؛ وقفه در اجرا، وقفه در تاریخ و وقفه در خود زندگی. نقل قول‌ها از زیست و زمانه‌شان کنده شده و ناگهان در میان گفت‌وگوی شخصیت‌ها، پدیدار شده و ژست ایجاد می‌کنند.

گویی بنیامین برای بسط زمان حال و تعلیق آن و وقفه در این روند دیوانه‌وار زندگی زیر سایه فاشیسم، در این فضای دم آخری زندان مرزبانی پورت‌بو، علاوه بر حشیش و ژست، با نقل قول‌هاست که سیر زندگی را متوقف کرده و گذشته سپری نشده را برای نجات اکنون ما احضار می‌کند.

اگر ... دیدن ادامه » همسرایان گذشته و آینده را روایت می‌کنند و گاه از سر لطف و ضرورت رازهای پیش‌روی را افشا، این ملاحان هستند که سوژه‌های تاریخ‌اند. همان پرولتاریای جهانی که چه در استعاره و تمثیل و چه در واقعیت و تاریخ، دوران‌ساز و برهم زننده نظم مستقر موجود‌ند. طراحی هوشمندانه نمایش، محصور با طناب‌های آویزان این سوژه‌های تاریخ است. طناب‌هایی که فضای ذهنی بنیامین را از هجوم امر بیگانه جدا کرده و گاه به بند می‌کشند و گاه رها می‌کنند. دیالوگ بنیامین با ملاحان، اغلب واجد کژفهمی، سوءتفاهم و نشان از فقدان آگاهی طبقاتی است. اما بنیامین می‌داند که بدون نیروی پرولتاریا، بدون ژست مصمم و سرخوشانه کارگران، فاشیسم فاتح جهان ما خواهد بود تا حتی امیدهای گذشته، در امان نباشد. بی‌جهت نیست که در طول اجرا، ملاحان از جایگاه نمادین برشت روشنفکر، بنیامین گرفتار در چنگال فاشیسم را خطاب می‌کنند و به اجرایی میدان می‌دهند که نقش برشت با بازی رضا بهبودی به ملاحان تعویض شود. یک فرم اجرایی که اهمیت حضور پرولتاریا را در آینده مبارزات سیاسی گوشزد می‌کند. وسوسه حضور بازیگر توانایی چون رضا بهبودی در نقش برشت در تمای طول اجرا، وسوسه‌ای است تمام نشدنی. اما رضایی‌راد حضور فیزیکی او را تقلیل داده و حضور جمعی ملاحان با بازی بازیگران نه چندان شناخته شده را ترجیح می‌دهد. یک برشت تکثر شده در تن و تفکر ملاحان و پرولتاریای جهانی.

در نهایت اجرای فرشته تاریخ، در این رخوتناکی تئاتر این روزهای ما، واجد بشارتی است از وفاداری به سوژه انقلابی هنر. یک پیشنهاد قابل اعتنا در شیوه تولید مادی تئاتر که مبتنی است بر دوستی، دیسپلین، پژوهش و نابهنگامی. اجرایی که مقهور اقتصاد زمان سرمایه‌داری سالن‌های تئاتر نشده و سر سازش با مناسبات مبتذل این روزهای ما ندارد. اجرایی که گشوده به الهیات و ماتریالیسم، شجاعت ناامید شدن را وعده می‌دهد و دست از امیدهای کاذب می‌کشد تا سوژه حقیقی شکست رخ بنماید. بار دیگر به انتهای کتاب «انسان تک‌ساحتی» هربرت مارکوزه رجوع کنیم و این نقل قول از بنیامین را برای وقفه در زمان حال روایت کنیم: «تنها به‌ خاطر آنان ‌که این روزها امید خود را از دست می‌دهند، نور امید در دل‌های ما تابیدن گرفته است.»
رضا بهکام، امیر مسعود و امیر این را خواندند
sasan، محمد نادی و محسن جوانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرایی بالغ بر ١٨٠ دقیقه در باب فلسفه تاریخ و تئاتر اپیک با هنر نمایی درخشان بازیگرانی که از جان مایه می‌گذارند و بسیار هماهنگ اجرا را در راستای اثر و نظریه کارگردان به انتها می‌برند؛
متنی چند لایه و مفهومی که بر اساس محتوای غنی خود با ظرافتهایی در مرز بین یک اثر رمانتیک و اپیک در رفت و آمد است؛
درامی بر اساس آخرین شب حیات والتر بنیامین فیلسوف و اندیشمند یهودی و آلمانی قرن بیستم و دوست و همسنگر ایدئولوژیک برتولت برشت شاعر و نمایش نامه نویس هم‌دوره وی؛
متن اثر تلاشی بر باز تعریف تئاتر اپیک و نقدیست بر فاصله گذاری در اجرای نمایش های روایی؛
اجرایی در ٣ ساعت بدون وقفه بینابینی که بواسطه متن سنگین و دیالوگهای متعدد و بازی‌های زمانی، در ساعت آخر اجرا برای مخاطب خستگی به همراه خواهد داشت؛
استفاده هوشمندانه از رسانه ویدئو وال و طراحی صحنه مرتبط ... دیدن ادامه » با متن اثر و نورپردازی از موارد مثبت اجراست که بر زیبایی آن می‌افزاید؛
صحنه ای مینیمالیستی و آکسسوارهای کمینه که استفاده حداکثری از آن در خدمت میزانسن ها به ریتمی تکراری و ملال آور بدل می‌گردد.
درجه کیفی نمایش: A
طراحی صحنه: ٨/١٠
طراحی لباس: ٨/١٠
گریم و چهره پردازی: ٨/١٠
نورپردازی: ٨/١٠
بازی‌ها: ٨/١٠
موسیقی و صدا: ٨/١٠
متن نمایش: ٩/١٠
کارگردانی: ٩/١٠
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش «فرشته تاریخ»
نشانه‌ای به رهایی

احمد طالبی نژاد- روزنامه شرق- ۲۲ تیر

http://www.newswire.ir/KH2S8VX8
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اوتو: بذارید یه سوالی از شما بپرسم آقای بنیامین. اگر روزی من رو به عنوان یک نازی سابق دستگیر کنن و از تو بخوان که با شهادتت حکم اعدام من رو تایید کنی، این کار رو نمی‌کنی؟
بنیامین: این یه سفسطه آشکاره. چون تو این کار رو کرده‌ی و من هنوز چنین کاری نکرده‌م.
اوتو: آیا ممکن نیست بکنی؟ نه فقط به خاطر ایدئولوژی قهرآمیزت، بلکه به خاطر حفظ جیره غذاییت، خونه‌ای که درش با آسیه زندگی می‌کنی و یا پست دانشگاهیت این کار رو نمی‌کنی؟... فکر کن الآن بعد از جنگ هست و تو در دفتر دانشگاه برلین نشستی، ماموری می‌آد تو و می‌گه یک نازی سابق به نام فرانتس فن اوتو رو دستگیر کردن و برای حکم اعدامش به شهادت تو احتیاج دارن. تو چه می‌کنی دکتر بنیامین؟
[درنگ...]
از جواب طفره نروید آقای بنیامین ...
۴ روز پیش، جمعه
۴ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر علاقه‌مند به بحث های جدی‌ و عمیق‌تر در مورد این نمایش هستید، نشست فردا (جمعه، ۲۱ تیر، ساعت ۱۷، در تئاترشهر) را از دست ندهید:
نشستی با رویکرد پژوهشی و علمی،
با حضور افراد صاحب‌نظری چون:

"مراد فرهادپور":
نظریه‌پرداز و از افراد برجسته‌ در حوزه اندیشه و فلسفه معاصر، که اصولا معرفی اندیشه‌های "والتر بنیامین" در ایران تا حد بسیار زیادی مدیون مقالات و ترجمه‌های اوست (و البته در کنار او، مدیون آثار و ترجمه‌های "بابک احمدی" در حوزه اندیشه. و دقیقا به همین دلیل است که نمایشنامه "فرشته تاریخ" به این دو شخص تقدیم شده)
و
"نیما عیسی‌پور" (مترجم کتاب ارزشمند "فهم برشت") و همچنین "رضا سرور" (منتقد بسیار خوب و باسواد تئاتر)

حضور در این نشست که ۲۱ تیر، ساعت ۱۷ در سالن کنفرانس "تئاتر شهر" (سالن مشاهیر) برگزار می ... دیدن ادامه » شود برای همه علاقه‌مندان آزاد است و رایگان.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
https://www.honarnet.com/?p=4818
“پرسه در تنگنای محبس تاریکی” نوشته ای بر نمایش فرشته تاریخ
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید بتوان گفت اجزای نمایش هر یک جداگانه خوب و جذاب بود ولی در مجموع نتیجه نهایی حداقل برای من اصلا قابل قبول نبود. روند کند و پرتکرار در جریان داستان که کشنده کشش و جذب برای من بود در کنار زمان طولانی نمایش خستگی آور بود. بنظر من بجای نگاه به ایجاد جذابیت در فهمیدن اتفاقات و سلسله ی وقایع داستان تلاش بر قراردادن جمله هایی شاید فلسفی بوده که شاید گفته شود با نمایشی پر مغز و پر درون مایه روبه رو هستیم که به نظر بنده حتی در همین مورد هم نمایش مردود بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدت هاست که خیلی روایت شخصی تری از هنر پیدا کرده ام. یعنی بیشتر از اینکه دلیل تماشای یک اثر، "همه می گن خوبه" یا "از دستش بدی نصف عمرت بر فنا" باشه، دلیلش "میل قلبی" و کشیده شدن به سمتی که حرمت و عزت نفس ام در اونجا محترم شمرده می شه، شده.
بعد از تجربه تماشای "فعل" و میزان احترامی که گروه چه در مراحل پیش از اجرا(بلیط فروشی، بروشور و...) و چه در مرحله اجرا- اجرایی درخشان و نفس گیر- انجام دادند، مشتاقانه اندیشه های آقای رضایی راد رو در صفحه شخصی شون در اینستاگرام دنبال کردم. با چشم غیرمسلح هم می شد فهمید که ایشون نه صرفا یک کارگردان توانا و یک نویسنده خلاق، که یک پژوهشگر فرهنگی- اجتماعی کشورمونه که هر اثرشون، فراتر از کیفیت اش، یک "پروژه فکری" ئه که می شه در له یا علیه اش، بحث های زیادی را دنبال کرد.
خبر اجرای "فرشته ی تاریخ" ... دیدن ادامه » برای من ای که اتفاقا برای اولین بارها بود که اسم والتر بنیامین رو شنیده بودم، شور و اشتیاقی را برای دوباره شریک شدن در یک پروژه و جهان فکری تازه در من ایجاد کرد.
و حالا که دو بار سعادت و فرصت پیدا شد که بتونم این نمایش را تماشا کنم می تونم بنویسم که نمایشی در نزدیک ترین حالت به تعریفی که از "تئاتر کامل" در ذهنم نقش بسته، دیدم. یک اجرای پر فراز و نشیب و پر از نقاط دراماتیک با بحث های جدی و چالش برانگیز پیرامون تاریخ، مسئولیت فردی انسان ها، عشق، امید و...
و در دومین بار به جنبه دیگری از این نمایش هم علاقه مند شدم و اون هم "تئاتر در ستایش تئاتر" بود. چیزی شبیه کاری که مثلا بهرام توکلی در پایان "اینجا بدون من" با سینما کرد یک جور بازتعریف جایگاه والای خود هنر در تبیین مسائل مبتلابه(نگاه متن به بحث تئاتر اپیک/حماسی و نقش «روایت» در جامعه امروز)
حتما به همه دوستانم در سایت تیوال، تجربه مشارکت در این دستاورد تازه فکری محمدرضایی راد را پیشنهاد دارم.
دیدن این اجرا برای من یک تجربه لذت بخش فلسفی بود و به ویژه از متن نمایشنامه لذت زیادی بردم.
خیلی خوشحالم که موسیقی و نورپردازی مناسب به ذهنم اجازه پرواز در زمان و مکان رو می داد و تونستم با تخیلات بنیامین همراه بشم.
نکته مهمی که به نظرم می آد اینه که بازیگر نقش بنیامین، قطعاً بهترین انتخاب آقای رضایی راد نبود، یا حداقل باید بگم خیلی به دل من ننشست.
اجرا بعضی جاها از ریتم می افتاد و «میخکوب کننده» نبود، هر چند که از نیمه به بعد جانی تازه گرفت.
نکته دیگری که دوست دارم اشاره کنم اینه که فیزیک من (و به گمانم خیلی های دیگه) توان تحمل سه ساعت نشستن بی وقفه رو نداره،
کاشکی
کاشکی
آنتراکتی
آنتراکتی
در کار
در کار...
:)
در مجموع اگر به فلسفه علاقه مند هستید و حوصله کافی برای دنبال کردن اجراهای سبک اپیک رو دارید، به نظرم این اجرا فرصت خیلی خوبیه برای تجدید ... دیدن ادامه » دیدار با بنیامین و برشت.

پ.ن: خیلی دوست دارم بدونم کسانی که وسط اجرا سالن رو ترک می کنن و یا کسانی که می آن می نویسن کار خیلی فلسفی و سنگین بود و لذت نبردیم، الگوریتم ذهنی شون برای انتخاب تئاتر چیه؟ اصلاً تحقیقی انجام می دن یا رندوم بلیط می خرن؟ مثلاٌ وقتی می بینند کاری سه ساعته و تمام سه ساعتش حول محول آخرین شب زندگی والتر بنیامین می چرخه، با چه انتظاری می آن به تماشا که بعد نا امید می شن؟
برای بنده هم تجربه‌ای لذت بخش از فلسفه والتر بود و با آن بخش از سخنان شما در مورد عزیزانی که سالن را ترک کردند موافقم. اما فکر می‌کنم که با وجود سختی تماشای پیوسته نمایش سختی چند برابر اجرای پیوسته برای هنرمندان، اجرای بدون آنتراکت آن نیز عمیقن با محتوای ... دیدن ادامه » موضوعی کشدار و عذاب‌آور آخرین شب زندگی والتر و درگیری درونی و فکری او سازگار بود. چه بسا با در نظر گرفتن یک آنتراکت تمامی این رشته‌های روحی ساخته شده در نیمه اول اجرا تمام پنبه می‌شد و آن حس درونی عمیق در تماشاگر از بین می‌رفت. در واقع ساخت دوباره آن مقدمات برای پیک موثر و پایانی کار عملن دشوار می‌شد.
۱۵ تیر
اتفاقاً من هم به این فکر کردم. موافقم که ممکن بود رشته ها پنبه بشه، اما بعد با خودم فکر کردم گروهی چنین خلاق در اجرا، شاید می تونستن در نقطه ای که الان از تصور من خارجه، بدون خروج تماشاگران و مثلاً با یک وقفه 5 دقیقه ای به همراه موزیک (برای حفظ حال و هوا) ... دیدن ادامه » کمی امکان ایستادن فراهم کنند.
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادآوری گذشته برای رهایی از اکنون ماست.
برای فرشته ی تاریخ
پروژه ی شکست انسان از خود ، بافته هایی با نام فلسفه پنبه شده و از هم گسیخته در برابر برتری جویی ، قدرت طلبی و استیلاخواهی انسان از ابتدای بدویت تا بشر مدرن هزاره ی سوم ..
از آتش افروزی اسکندر مقدونی تا تاخت و تاز چنگیز خان بر هر آنچه که بود ..
از رایش سوم هنر دوست و نخبه محور با آن سر سلسه ی هنرمندشان تا تکفیری های تهی مغز و نئاندرتال نوین ..
وجه مشترک تمامشان ، بوی خون مخالفین است که نشئه شان میکند و سکوت ابدی صدای نا موافقشان است که گوش نوازشان است ..
به بهانه ی ماجرای شب آخر زندگی و مرگ خودخواسته ی والتر بنیامین فیلسوف هم عصر فاشیسم در اوج قدرت آلمان نازی و به تصویر کشیدن سقوط انسان در آن دوران دهشتناک .
به راستی این فرشته ی تاریخ است که با آن چهره ی سگ سانش ، خیره نظاره مان میکند یا هیولای تاریخ است که ما را در کام خود فرو می برد و جز تاریکی برایمان به ارمغان نمی آورد ؟!
فرشته ی تاریخ با آن لبخند مضحک و تحقیر آمیزش میگوید مارکسیسم ، کمونیسم ، امپریالیسم ، فاشیسم و هر ایسم کوفتی دیگری که به قدرت برسد راه کاخ پادشاه از میان گورستان میگذرد !
جسد آیلان بر پیکره ی ساحل موءید این مدعاست !
از جواب طفره نروید آقای بنیامین ، اگر شما پیروز بودید چه می کردید ؟
و والتر فیلسوف از جواب می ماند !
اصلاح میکنم ، شکست مفتضحانه ی انسان از خود و مرگ دردناک روح سرگردان بشر در میان نسخ گوناگون فلسفی خود ساخته که بدل به باتلاقی مهیب شده است .
و اما " اصلا چرا اکنون و اینجا نمایشی درباره ی بنیامین " آقای رضایی راد ؟
جواب روشن است ، امید بسیار است اما نه برای ما !

فرشته ... دیدن ادامه » ی تاریخ تئاتری که باید دید و تئاتر آموخت
اصلا هیچ تصوری نداشتم که چطور ممکنه در سالنی مثل چهارسو بشه نمایشی سه ساعته اجرا برد که الان در نهایت شگفتی متوجه شدم و اینکه چطور میتوان سه ساعت بی وقفه بازی کرد و دیالوگ گفت بدون ذره ای خطای محاسباتی در زمانبندی حتی که حیرت زده ی میلاد رحیمی دیدم و فهمیدم !
پرده های مربوط به مناظرات و بازجویی های والتر توسط دکتر اتو رو بیشتر از سایر صحنه های این شاهکار دوست داشتم ، میلاد شجره یک افسر عالی رتبه ی آلمان نازی رو با همون تعصبات و دیسپلین و استایل بازی که نه از لا به لای صفحات مربوط به تاریخ جنگ جهانی بیرون کشیده و به تهران سالن چهارسوی تئاتر شهر آورده !
سایر بازی ها در اوج هماهنگی ، نور و موسیقی کاملا منطبق با اجرا .
ذهنم پریشان است برتی ، بیشتر نمیتونم بنویسم ...
چقدر خوب نوشتید...درود ..
۱۴ تیر
الهه خانم قطعا لذت میبری.نگران نباش
۱۹ تیر
الهه خانم قطعا لذت میبری.نگران نباش
۱۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این انتخاب آسونیه
انتخاب بین مرگ و مرگ، برزخ و برزخ..
حتی دوزخ و دوزخ :)
۱۵ تیر
درود و سپاس
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای رضایی راد از "فرشته ی تاریخ" اجرایی سبک پردازی شده است. او در مقام نمایشنامه نویس و کارگردان از طریق پیوند شخصیت های والتر بنیامین و سقراط و حضور برتولت برشت به مسئله ی تاریخ توجه ویژه ای می کند و با ارجاعاتی چند به مسائل امروزین, وضعیت انسان در پهنه ی تاریخ را پیش روی مخاطب قرار می دهد.

او در واقع "امر تاریخی" و "مسئله ی تاریخ" را بر روی صحنه دراماتیزه می کند.

شیوه ی اجرا "تئاتر اپیک" برشتی است. پرداخت صحنه از کیفیت مناسبی برخوردار است و کارگردان با استفاده از نور, صدا و تصویر در ایجاد موقعیت های فرمی و بصری موفق عمل کرده و سطح تاریخی را به سطح زیبایی شناختی انتقال می دهد.

هر چند, ارجاعات پرشمار و گاه و بیگاه به نوشته های بنیامین و تأکید بیش از حد بر صحنه ی بازی شطرنج میان بنیامین و برشت ضربآهنگ اجرا را در برخی لحظات ... دیدن ادامه » مخدوش می کند.

"فرشته ی تاریخ" مدعی است که انسان (مدرن) را در بافت تاریخی خود به تصویر می کشد. مشکل در ترکیب مسائل خاص نمایشنامه نیست بلکه مشکل آنجاست که شخصیت اصلیِ نمایش می باید انبوهی از مسائل تاریخی و انسانی همچون جنگ, عشق, انقلاب, اردوگاه های کار اجباری و مهاجرت اجباری را در شخصیت خود گرد آورده و به دوش کشد. همین امر موجب می شود که تمامی این مسائل به نوعی در یک سطح قرار گیرند و تا حدودی دچار بی رمقی شوند.
اگر میخواهید انسان مدرن را درک کنید فیلم آگراندیسمان آنتونیونی را ببینید
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه تلخ بود غم نامه ی تاریخ...
دچار این نمایشنامه شدم و اون شب غمگین

«از چیزهای خوب پیشین آغاز نکن، از چیزهای بد جدید شروع کن!»

والتر بنیامین پیش از دیدن این تئاتر برای من تنها یک نام بود و بس،محمد رضایی راد او را مثل عروسک گردانی بلند کرد،در روحش دمید و میان کوچه پس کوچه های ذهنم رها کرد و من برای سالها با بنیامین زندگی خواهم کرد و تاریخ را از دید او خواهم دید.تاریخی که چون طنابی دور تا دور ما را گرفته و راه فراری از آن نیست که تاریخ تکرار ظلم است و بس.
و چه بسیار آسیه ها آمدند و رفتند و باز میایند،چه بسیار ملاحان خواهند زیست و در جبر تاریخ دست و پا خواهند زد،چه بسیار بنیامین ها و سقراطها قربانی سنگدلی دنیا خواهند شد.
آری ما پرسه گردان تاریخ هستیم و امیدی به رهایی نیست در کشاکش ظلم.آری تاریخ تکرار ظلم است و فرشته ی تاریخ رو به آینده بال میزند و هر بار بالش میسوزد.
و تاریخ بسان دیواری بلند تا عمق آسمان قد کشیده است،بدقواره است اما آجر به آجرش را باید جستجو کرد،آجرهای امید ... دیدن ادامه » که بنیامین ها روی هم گذاشتند.
و بیا توقف دهیم صحنه های عاشقانه را و ژست زیبای دوست داشتن بگیریم.بیا به آیندگان بنگریم و از لحظه ی رهایی سخن به میان آوریم که انسان میان تار و پود تلخ دنیا حتی میان انتخاب مرگ و مرگ به رهایی دیگری فکر میکند و بس.به رهایی آیندگان شاید...

میلاد رحیمی چنان بنیامین بودی که بعید میدونم تا پایان اجراها خودت رو پیدا کنی و من از تو تشکر میکنم و از محمد رضایی راد که من رو با بنیامین آشنا کردید.

و من مقابل تئاتر شما برای تاریخ گریه کردم،برای تاریخهای غمگین تکراری...

خسته نباشید.
بعدا میخونم با اجازتون :)
۱۰ تیر
جناب هنزکی در مورد میلاد شجره خیلی با نظرتان موافقم .
بازی اش درخشان بود .
۵ روز پیش، پنجشنبه
سرکار خانوم ، سپاس
۵ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"امیدهای زیادی هست... اما نه برای ما..."
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تقریباً یک تئاتر واقعی بود.
+ نقش و زحمت کارگردان به وضوح در بخش ها و عناصر مختلف نمایش مشهود بود.
+ اغلب بازی ها درخشان و قوی بود و به خصوص بازی میلاد رحیمی که اون حجم از دیالوگ های پیچیده و سخت رو در کلِ سه ساعت به بهترین وجه بیان کرد.
+ طراحی صحنه، موسیقی و نور هم خوب و در تناسب و تطابق با نمایش و کیفیت اون بود.
. بی تردید متن دارای محتوای قوی و قابل تامل و تفکریه، تنها نکته ای که به نظر میاد اینه که شاید اگر مفاهیم و واژه های فلسفیِ یک سوم ابتدایی نمایش به طور عام تری طرح می گردید، همراهی تماشاگرهای غیر حرفه ای در فلسفه، میتونست و میتونه هر چه بیشتر با اون بخش نمایش همراه بشه.
. لینک زیر حاوی نوشته والتر بنیامین تحت عنوان "On the Concept of History" هست. فکر کنم هم به آشنایی با آراء و نظرات ایشون و هم به درک برخی از مفاهیم نمایش کمک کنه.
https://folk.uib.no/hlils/TBLR-B/Benjamin-History.pdf
نام بردن از فلاسفه‌ای همچون هگل و ... یا جملاتی به ظاهر نغز با پوسته‌ای فلسفی هرگز به معنای مواجهه با متنی فلسفی نیست.

مطمئن هستم کارگردان اثر نیز به درستی این موضوع را دریافته و نیازی به پوشیدن پوستین مدعیانه‌ای به نام نمایشنامه‌ای فلسفی ندیده است. ... دیدن ادامه »

اجرایی مبتنی بر روایتی از واپسین شب یک فیلسوف به معنای لزوم آشنایی با آراء و روند زندگی او نیست؛ چه‌آنکه در این نمایش به اندازه کافی و وافی اطلاعات مورد نیاز و به‌قدر کفایت به تماشاگر داده می‌شود. این را اگر با تکمله‌ «بروشور اجرا» نیز همراه کنیم که دیگر بعید است نیازی مرتفع نشد ه در این خصوص باقی مانده باشد.

و دست‌آخر آیا در پسِ لینکی که به زبان انگلیسی منت نهاده و مرقوم فرموده بودید رگه‌هایی از جلوه‌فروشی دیده نمی‌شود؟ یعنی در این پهنای گسترده نوشته‌ای در مورد آراء و نظرات ایشان نبود که شما قبول زحمت کرده‌اید و تیوالیان را به زبان فرنگی مفتخر به «آگاهی» کرده‌لید قربانت شوم؟
۰۹ تیر
:)
اول، اگه انتهای متنتون علامت سوال هایی وجود نداشت، ترجیح می دادم پاسخی ندم و گذر کنم.
دوم، بنده معتقد به فلسفی بودن متن نبودم؛ ذکر کردم یک سوم ابتدایی کار مفاهیم و واژگان فلسفی نسبتاً زیادی داشت و بدیهی است که منظور از واژگان فلسفی، هگل و سه نقطه نیست:) ... دیدن ادامه » // به طور نمونه همان واژه دیالکتیک که در بروشور مد نظر شما هم ذکر شده.
سوم، به عقیده بنده طرح واپسین شب یک فیلسوف، کاملاً مبتنی بود بر بیان ایده ها و نظریات اون فرد و از آنجاییکه نمایش امکان و قصد بیان شفاف و توضیح وار اون ها رو نداشت، آشنایی با اون موارد میتونه به درک متن و نمایش کمک کنه.
چهارم، برداشت شما از لینک ارسالی مبنی بر جلوه فروشی! اشتباه است. اگر قرار به این نوع برداشت باشد، استفاده از زبان فرنگی و .. در جهت معرفی خود و ارائه طریق هفت فرمانی، بیشتر به جلوه نمایی می ماند. هر چند بنده تلاش می کنم چنین برداشتی نداشته باشم و مسولیتی برای صیقل دادن شمشیر و ... شما هم برای خودم متصور نیستم.
پنجم، جهت اشاره به یک نمونه از کاربردهای لینک ارسالی فرای "این پهنای گسترده"، مطالعه بخش اول در مورد دستگاه بازی شطرنج که حداقل در دو صحنۀ مهم نمایش مد نظر بود، قابل پیشنهاد است. و البته که پیشنهاد است و فرمانی برای هیچ یک از دوستان نیست:)
۰۹ تیر
@امیر یاللعجب!
۰۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 توصیه به آنهایی که می‌خواهند (باید) به تماشای این اثر بنشینند

خطاب به آنها که پاهایشان همچون نگارنده از بلیط 40 هزار تومانی این اجرا در ابتدا کمی سست و لغزان است. به جای دلخوش کردن به دفاعیه‌هایی نظیر: «همه چیز گران شده»، «در مقایسه با بسیاری از آثار ارزان‌تر است» و یا حتی شعارهای پر طمطراق در حمایت از هنرمندان تئاتر همین بس که بگویم «فرشته تاریخ» ارزش 40 هزار تومان را دارد؛ خیالتان راحت. همین.

آن دسته از تماشاگرانی که پس از گذراندن روزی سخت قصد تماشای این اثر را دارند بهتر است با نوشیدن قهوه هوشیاری و تمرکزشان را در طول اجرا بیمه کنند.

توجهی به توصیفاتی نظیر «نمایش سنگین!» یا «اجرایی فلسفی!» نداشته باشید. اطلاق این ویژگی‌ها اساساً لایتچسبک و جسارتاً بیشتر عیان‌کننده (نا)داشته‌ها و سلیقه نازل نگارندگان آن است.

برخلاف برخی از اظهارنظرات هیچ تفاوتی در صندلی‌های سالنِ چارسو برای دید بهتر نیست. شخصاً در ردیف انتهایی بودم اما هرگز کاستی و دریغی در این خصوص نداشتم که هیچ؛ از شر پچ‌پچ‌های پشت‌سر، نوک‌پاهای از بناگوش در نزدیک‌ترین فاصله به خویشتنِ حضرات ردیف پشتی و بسیاری از موارد اینچنین نیز یله بودم.

رفقا در صورتی که آشنایی با شخصیت والتر بنیامین ندارید هیچ نگران نباشید چراکه در متن نمایشنامه بارها شخصیت او به تماشاگر معرفی می‌شود؛ به عنوان مکملی اثرگذار اما حتماً بروشور اجرا و نوشته آقای رضایی‌راد را مطالعه بفرمایید که بسیار کارگشاست؛ برای بهتر دیدن و ارتباط برقرار کردن با متن. به تیم اجرایی نیز اکیداً توصیه می‌کنم بروشور نمایش را از طریق مسئولان کنار درب ورودی که بلیط‌ها را کنترل می‌کنند به تماشاگران بدهند تا آنها قبل از دیدن اجرا؛ به جای دیدن رفقا و بغل کردن‌های پر هیجان و هیستریک و غش و ضعف کردن از وصالی که انگار پس از عمری مفارقت بوده، متن دو صفحه‌ای کارگردان را بخوانند تا لذت بیشتری از نمایش ببرند.

یک یادآوری کلیدی برای عشاق «چهره‌های معروف»؛ بدون تعارف بود و نبود باران کوثری به عنوان یکی از بازیگران این اجرا تأثیری در روند کار نداشت. (فکر کنم کسی نباشد که فقدان باران خانم را لطمه و ثلمه‌ای به کلیت اثر بداند) حضور ایشان واجد هیچ‌گونه ویژگی مثبت در کلیت کار نیست هر چند غنیمتی برای فروش و استقبال بیشتر می‌تواند باشد. اصلاً اجازه بدهید صریح بگویم ابداً بازی چشمگیری از ایشان شاهد نیسیتم (علی‌رغم توانمندی‌های اثبات شده ایشان در بازیگری) فلذا اگر به شوق دیدن ایشان عزم سالن چهارسو را کرده‌اید بهتر است بلیط‌تان را در برگه این نمایش در تیوال به مزایده بگذارید بلکه علاقه‌مندی جدی‌تر ره به تماشای این اثر فاخر بپیماید.

«فرشته تاریخ» از حیث متن، اجرا، میزانسن، کارگردانی و یکدست بودن عملکرد کیفی بازیگران یکی از ممتازترین آثاری است که در دو دهه اخیر در کشور اجرا شده و این ادعایی شیفته‌وارانه، سانتی‌مانتال، سلیقه‌ای و یا نشأت گرفته از وجود ارادتی به عوامل نیست. «فرشته تاریخ» بسیار بالاتر از مفیستوی دکتر دلخواه، اکمل‌تر از این یک پیپ نیستِ مساوات و خلاقانه‌تر از بسیاری از کارهای سرآمد در سالهای گذشته است.

نهایتاً ... دیدن ادامه » آنکه علاقه‌مندانِ تئاتر نباید تردیدی برای دیدن این نمایش در دل راه بدهند و تحت هر شرایطی تماشای آن را در لابه‌لای برنامه‌های فرهنگی‌شان لحاظ کنند.

هشداری انتهایی خطاب به آن دسته از تماشاگرانی است که به دلیل غرق شدن در کام اجراهای نازل اما پرطمطراق سالهای اخیر به دنبال تماشای آثاری هستند که انبساط خاطرشان را باعث و کسالت‌شان را مرتفع کند: این اجرا به درد شما نمی‌خورد.
آقا ، درکل ممنان :)
۰۸ تیر
هیچی همینجوری. شما حساس نشو.
۵ روز پیش، پنجشنبه
به زبان فارسی حساس نباشم؟
شما نیستی؟
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک تاتر واقعی دیدم
بینظیر بود، توی اشکهای خودم غرق بودم یک ساعت آخر!
متن متفکرانه بعلاوه اجرای هوشمندانه!
دیگه چه میخواهیم از یک «تاتر»؟
قلبم به درد آمد از یادآوری رنجی که همیشه در طول تاریخ به اندیشمندان تحمیل شده
واقعا دردناک ترین اتفاق اینه که کسی بخاطر طرز فکرش مجازات بشه!
تمام رنج ها به زیباترین شکل ممکن بازسازی شد
فقط کاش از اسلایدها بهتر استفاده میشد چون بسیار تاثیرگذار بود
من ردیف اول بودم ولی بازم دلم میخواست واضح تر ببینم
تمام تذکرات لازم هم پیش از اجرا بصورت مفصل به همه داده شد و تماشاگران هم عالی بودند
با درود روزی هم که من دیدم تماشاگران عالی بودند و به نظرم تذکرات کامل پیش از اجرا تاثبر بسزایی داشت .
۰۷ تیر
آقا فرزاد گویا قسمت نیست که بیام اینبار با شما.برای پنج شنبه کار پیش اومده.زودتر میرم احتمالا یا تو هفته ی آینده
۰۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش با ریتم بسیار کندی شروع میشه و تقریبا نصف نمایش (90 دقیقه) ادامه داره این ریتم.داستان از همون اول تعلیق رو داره ولی چون با شخصیت های نمایش بدون مقدمه آشنا میشیم و اینکه شخصیت ها گنگ هست ریتم رو خیلی کند کرده. ایراد دیگه نیمه ی اول نمایش به شدت دیالوگ محور بودن کار هست و تقریبا تصویری رو نمایش ارائه نمیده و پیچیدگی دیالوگ و شخصیت ها هم باعث میشد تا نصف نمایش گنگ پیش بره.درکل به نیمه اول 2 نیم از 5 میشه داد ولی نیمه ی دوم نمایش ذهن مخاطب با فضای نمایش و شخصیت ها کامل آشنا میشه و درنتیجه تعلیق داستان به شدت به جذابیت و ریتم کار کمک میکنه و نمایش عالی پیش میره.پر از تصویر های متنوع و فیکس فریم های شگفت انگیزه و باعث میشه شما لحظه به لحظه با نمایش همراه بشید و کاملا توی داستان حل بشید.پایان کار هم عالیه به طوری که 45 دقیقه آخر به نظر من هرجا که کار تموم ... دیدن ادامه » میشد مخاطب راضی از سالن بیرون میرفت.یه ایراد دیگه ای هم هست نمایش به یه دانش نسبی مخاطب تو زمینه های فلسفه و نقاشی و تئاتر نیاز داره (هگل،سقراط،برشت و...) و اگه بدون هیچ پیش زمینه به ای به دیدن کار بشینید فکر نکنم چیز زیادی دستگیرتون بشه.پس حتما یه مطالعه کوچیکی داشته باشید.درکل دیدن این کار رو به فلسفه دوست ها و تئاتری ها و نقاش ها و هنر دوست ها به شدت پیشنهاد میکنم. خسته نباشید گروه گرامی.با آرزوی موفقیت های بیشتر.