تیوال نمایش فرشته تاریخ
S3 : 19:27:53
  از تیر ۱۳۹۸
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: محمد رضائی راد
: میلاد رحیمی، رضا بهبودی، باران کوثری، میلاد شجره، سینا کرمی، سینا بالاهنگ، رزیتا علیزاده، فرنوش نیک‌اندیش، داوود پژمان فر، جاوید قائم مقامی، ستاره بذرافشان، سعیده فاضلی، ابوالفضل ابهر

: ساسان پیروز
: مجتبی جمشیدی
: مریم مظفری، نوشین جعفری، فرامرز اسدی
: آرین حقانی، امید رضائی
: نوشین جعفری
: سمانه حسینی
: فریبا کوچکی، سمیه خواسته، با تشکر از سارا مصطفی‌پور
: شایلان عشایری
: سید مصطفی طباطبایی‌نسب، امیرحسین بابائیان
: رضا خضرائی
: کسرا پاشایی
: علی شیرخدایی
: آبتین یغماییان، علی رادمند، پارسا خودآفرین
: علیرضا کی‌منش
: کوروش محمدی
: لادن مهران‌زاده
: علیرضا اسدی
: بهزاد نعلبندی
: آزاده ملک‌زاده
: نرگس فرشی، محسن قرایی

با ظهور فاشیسم و به قدرت رسیدن نازیسم در اروپا، بنیامین نیز همچون بسیاری از روشنفکران آلمانی راه تبعیدی خود خواسته را در پیش می‌گیرد و ابتدا مدتی را در فرانسه ساکن می‌شود. با پیشروی فاشیسم در اروپا و تسخیر فرانسه، بنیامین از راه کوهستان خود را به اسپانیا می‌رساند تا شاید بتواند با کشتی از اروپا خارج شود اما به دست مرزبانان اسپانیا گرفتار می‌شود و سرانجام، به آخرین صفحه از زندگی خود می‌رسد. نمایش فرشته تاریخ، از این نقطه آغاز می‌شود.

«فرشته تاریخ» با برخوردی آزاد، به روایتی از آخرین شب زندگی والتر بنیامین (فیلسوف و نظریه‌پرداز مشهور آلمانی) می‌پردازد.


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یاد شما باقیست آقای بنیامین ..

تا مدت ها پس از تماشای فرشته تاریخ محمد رضایی راد ذهنم درگیر والتر بنیامین و آنچه بر او گذشت در رشته کوه های پیرنه بود تا چندی قبل که مطلبی در مورد کتاب ظلمت در نیمروز اثر ارتور کستلر خواندم. کتابی که بی شک در جای خود خواندنی است و به نقد نظام کمونیستی و تصفیه های درون حزبی فرمایشی در دوران استالین می پردازد. در وهله ی نخست انچه نظر من را به خود بیشتر از کتاب جلب کرد بخشی از زندگی پرفراز و نشیب نویسنده بود در آغاز جنگ جهانی دوم که به عنوان بیگانه نامطلوب در فرانسه بازداشت و مدتی در اردوگاه های کار اجباری ورنه واقع در پیرنه زندانی شده بود. با توجه به نزدیکی زمان و مکان دستگیری کستلر و بنیامین مشتاق شدم بدانم که ایا این دو در آن محل با هم روبرو گشته اند یا خیر ،این اشتیاق وقتی بیشتر شد که جایی خواندم کستلر در حال فرار از اروپا، با گرفتن برخی از قرص های مورفین بنیامین اقدام به خودکشی کرد، اما زنده ماند و در ادامه به کتاب وازدگان خاک کستلر برخوردم که اتو بیوگرافی از زندگی وی در فاصله ی زمانی 1939 تا 1940 و شرح حال سرگشتگی اش به عنوان یک خارجی در بحبوحه ی اشغال فرانسه بدست آلمان نازی بود، کستلر کتاب خود را به دوستان و همکارن تبعیدی‌اش از آلمان که پس از شکست فرانسه دست به خودکشی زدند نظیر والتر بنیامین، کارل انیشتین و... تقدیم کرده بود. کتاب را که آکنده از درد و رنج ناشی از جنگ و اسارت است خواندم و در واپسین صفحات آن به جواب خود رسیدم:

"والتر بنجامین نویسنده و منتقد. همسایه‌ی من در خانه شماره 10 خیابان دومبال در پاریس و چهارمین پای پوکر روزهای شنبه‌ی ما و یکی از باورنکردنی‌ترین و بذله گوترین شخصیت‌هایی که در عمرم شناخته‌ام. آخرین بار او را در پاریس و روز قبل از سفرم ... ملاقات کردم. از من پرسیده بود:«اگر گرفتار شدید چیزی همراه دارید که خودتان را خلاص کنید؟» در تمام آن دوران همه‌ی ما نظیر توطئه‌گرها در داستان های ترسناک ارزان‌قیمت «چیزی» در جیب خود داشتیم ولی واقعیت از این هم وحشتناک‌تر بود. من چیزی نداشتم و او شصت و دو قرص خواب‌آوری را که داشت با من تقسیم کرد. والتر این قرص‌ها را با تردید به من داد زیرا نمی‌دانست که آیا سی و دو قرصی که برایش باقی می‌ماند کفایت می‌کند یا نه. بله کفایت می‌کرد. یک هفته بعد از عزیمت من از مارسی، از طریق پیرنه رهسپار اسپانیا شد – مردی پنجاه ساله با بیماری قلبی. در پورت‌بو نگهبانان غیرنظامی بازداشتش کردند. به او گفته شد که صبح روز بعد او را به فرانسه بازخواهند گرداند. وقتی برای انتقالش رفتند او را مرده یافتند. "



پ.ن1. آرتور کستلر در سال 1905 در بوداپست مجارستان و در خانواده ای یهودی به دنیا آمد. به نقاط مختلف دنیا سفر و زندگی کرد، در اتریش درس خواند، در آلمان عضو حزب کمونیست شد، در اسپانیا همراه با جمهوری خواهان جنگید و توسط فرانکو به مرگ محکوم شد، در فرانسه از مخالفان سرسخت استالینیسم شد و در جنگ دوم جهانی در ارتش بریتانیا حضور یافت. پس از جنگ در ژاپن و هند و اسرائیل و آمریکا زندگی کرد و تبعه انگلیس شد و همانجا هم در 77 سالگی به همراه همسرش و به پیروی از هدف انجمن اگزیت که عضو آن بود با شلیک گلوله به زندگی پرماجرای خود پایان داد زیرا به موجب آئین این انجمن هرکسی حق دارد هر وقت لازم بداند آبرومندانه از این جهان برود.

پ.ن2. عنوان کتاب وازدگان خاک برگرفته از اطلاعیه منتشر شده توسط پلیس فرانسه است: جماعت خارجی‌ها که در دو روز اخیر به وسیله‌ی پلیس هوشیار ما بازداشت شده‌اند سمبل خطرناک‌ترین عناصر تبه‌کار پاریس بوده‌اند. وازدگان واقعی خاک !
نویسنده: "همین چند سال پیش بود که ما را شهیدان توحش فاشیستی، پیش‌آهنگان نبرد برای تمدن، مدافعان آزادی و چه چیزهای دیگری نامیده بودند. روزنامه‌ها و دولتمردان غرب در مورد ما سر و صدا و اعتراض کرده بودند، شاید به خاطر این‌که ندای وجدان خود را خاموش کنند و حالا ما شده بودیم وازدگان خاک."

پ.ن3.. اردوگاه ورنه یک اردوگاه کار اجباری در آریژ ، در نزدیکی پامیرس و در رشته کوه های پیرنه فرانسه بود. با شروع جنگ جهانی دوم از سال 1940 ، دولت ویشی از آن برای زندانی کردن زندانیانی که برای دولت مظنون یا خطرناک بودند، استفاده کرد. از سال 1942 تا ژوئن 1944 ، این اردوگاه برای خانواده های یهودی منتظر اعزام به اردوگاه های دیگر استفاده شد. آخرین حمل و نقل از اردوگاه در ژوئن سال 1944 زندانیان را به اردوگاه کار اجباری داچائو برد.
پس از شکست در جنگ داخلی اسپانیا در اوایل ۱۹۳۹ تقریباً نیم میلیون جمهوری خواه اسپانیایی از ترس زندانی شدن یا اعدام به فرانسه فرار کردند. این پناهندگان در شمال رشته کوه پیرنه در اردوگاه‌هایی مانند اردوگاه گور و اردوگاه ورنه نگهداری می‌شدند. گرچه بیش از نیمی از این افراد هنگامی که پتن در سال ۱۹۴۰ برپایی رژیم ویشی را اعلام کرد به اسپانیا یا جاهای دیگر بازگردانده شدند، ولی ۱۲۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰۰ تن از آنان باقی ماندند و زندانی سیاسی شدند و به گروه کارگران خارجی برده شده و از آنان به‌عنوان کارگر برده بهره‌برداری می‌شد. در هنگام جنگ جهانی، بیگانگان نامطلوب، روشنفکران ضد فاشیست و اعضای کمیته های بین المللی تحت شرایط وحشتناکی در ورنه زندانی شدند. (توسط آرتور کوستلر که خود در آنجا کار می کرد در کتاب وازدگان خاک توصیف شده است.) در سال 1940، این اردوگاه جهت سرکوبی تمام خارجیانی که برای نظم عمومی مظنون یا خطرناک محسوب می شدند، استفاده شد. از سال 1942 به عنوان اردوگاه ترانزیت برای یهودیان دستگیر شده در منطقه نیز به کار گرفته شد. در ژوئن سال 1944 ، آخرین زندانیان تخلیه و در "قطار ارواح" به داچائو تبعید شدند. در کل حدود 40،000 نفر از 58 ملیت در این اردوگاه به کار اجباری مشغول بودند - عمدتا مرد ، زن و کودک.
این ... دیدن ادامه » اردوگاه دیگر وجود ندارد اما ایستگاه پیشین آن هنوز در امتداد بزرگراهی در شمال پامیرس پابرجاست. یک واگن قطار مشابه با واگنی که در آن زندانیان به اردوگاه های مرگ اعزام شده اند، روی مسیر واقع شده است. یک پلاک درون واگن نام 45 کودک یهودی ، 2 تا 17 ساله را که در 1 سپتامبر 1942 از ورنه به آشویتس منتقل شدند ، ذکر کرده است. در دهکده مجاور ورنه موزه ای درباره اردوگاه و این دوره هولناک در تاریخ آریژ قرار دارد.
نمایش، روایتی از چند ساعت از زندگی والتر بنیامین نویسنده است، چند ساعت پایانی زندگی او. نمایش از جهتی بر تنهایی این لحظات تمرکز می کند و مسئلۀ اصلی این روایت، بیشتر از این که به دست دادن تصویری از واقعیت زیستۀ این متفکر باشد، حضوریافتنِ یادهای او در این لحظات است. نمایش در کنار این روایت، تأملی بر تاریخ هم هست، تاریخی که تلاش شده از خلال تأملات این متفکر بزرگ توصیف شود و ایده های او عامل مهمی برای این تأمل بوده اند. بافتۀ تاریخ کلی و تاریخ شخصی به شکلی در هم تنیده نمایش داده می شود و از یکدیگر جدا نیستند. تأکید بر لحظۀ اکنون و بُعد تاریخی حیات شخصی هم به گمانم از اینجاست. ایده ای که بیشتر از همه در نمایش برایم جذابیت داشت، کاری بود که نمایش با زمان می کند و دقایق آینده و گذشته و حال را به شکلی بر صحنه تجسم می بخشد که گویی این زمان ها همگی در «اکنون» ... دیدن ادامه » حاضر و حتی فعال هستند. این بینش زمان در نمایش «فعل» هم به شکلی وجود داشت و تماشای نمایش از این منظر، می تواند ما را متوجه بُعد دیگری از این کار کند.
سلام
نمایشی درست اما بشدت طولانی. ریتم اجرا، طراحی صحنه، بازیها، ویدیوها، شیوه اجرایی و طراحی نور و.... از نقاط قوت اجرا بودند . در کل برای انتخاب نمایشها بهترین معیار امتیاز مخاطبان هست نه نظرات
کارگردانی 4.5از5
نمایسنامه 3.5از5
بازیها 4از5
صحنه 5از5
لباس 3.5از5
نور 4از5
موسیقی و صدا 4از5
ویدیو گرافیک 5از5
گریم 4از5
گرافیک 4از5
محسن جوانی و لیلا مظاهری این را خواندند
سایه * این را دوست دارد
درود
به نظرتون ایرادات نمایشنامه چی بود که بهش 3.5 دادین؟
۰۹ مرداد
تو بخش هایی گنگ بود چون قرار نیست تمام معلومات نویسنده یا کارگردان رو مخاطب هم داشته باشه
۰۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنیامین: اما من خودم یکی از اون لحظه‌های گم‌شده هستم. لحظه‌ای که هیچ‌کس نخواهد دید و هیچکس هیچ تصوری از این سرما و این وحشت کشنده نخواهد داشت، از این امیدی که لحظه‌ای در آسمان این شب تیره‌ درخشان می‌شه و باز در سیاه‌چاله ناامیدی پنهان می‌شه و من نمی‌تونم اونها رو به چنگ بیارم. رخداد شاید همین باشد دوستان همسرا؛ همین چنگ زدن نومیدانه و من از عصری ظلمانی خبر می‌دهم و بر ظلمت چشم گشوده‌ام.
[سیگار نیمه خاموش حشیش را روشن می‌کند و پُکی می‌زند.]
پرسه می‌زنم در حوالی خاطراتم. راهی به رهایی می‌جویم و نشانه‌ای به رهایی نیست. از میان دود لذت بخش و این نشئه سکرآور چنگ می‌زنم به این ستاره‌های تاریک و با پُکی دیگر از کنار این دریا، که در نور مهتاب سیمگون می‌درخشد، سر از بحرالمیت در می‌آورم، در زیتون‌ زاران گرم خاک فلسطین.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاریخ هم قهرمان و هم قربانیانش را تمسخر خواهد کرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هاروکی موراکامی کتابی داره به اسم "از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم" جا داره بنده به عنوان تماشاچی این تئاتر عرض کنم" از تئاتر که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم".
وقتی خدمت دوست‌دارن تئاتر سیزیف عرض می‌کردم تئاتر نیازی به پیش‌نیاز نداره و تماشاچی همه‌چیز رو باید از طریق "فرم" از اثر دریافت کنه نه اینکه با مهمات بریم تئاتر ببینیم منظورم دقیقاً همچین چیزی بود.
لازم بود پیش از دیدن نمایش مثلاً کتاب‌های "عروسک و کوتوله"، "فهم برشت"، "خیابان یک‌ طرفه"، زیبایی‌شناسی انتقادی" و... یا مقالات "اثر هنری در عصر بازتولید مکانیکی"، "تأملاتی درباره‌ی کافکا" و... رو خونده باشم؟ و یا مثلاً بدونم آسیه لاسیس و بنیامین در 1924 آشنا شدن و اون کمونیست و اهل لتونیا و دستیار برشت بوده و باعث آشنایی برشت و بنیامین بوده و ... دیدن ادامه » بنیامین بعد از طلاق قصد داشته باهاش ازدواج ولی اون برگشته ریگا و ده سال تو اردوگاه کار اجباری بوده؟ یا بدونم گرشوم شولم با بنیامین در مونیخ آشنا شده؟ و آشناییش با برشت و بقیه که به تفصیل تو نمایش بود؟
نه. واقعاً هیچ نیازی نبود و نیست. چون هر آنچه که نیازه داره کامل به تماشاچی تحویل میشه.
بدیهی منه علاقه‌مند به فلسفه آلمانی و مکتب فرانکفورت و پیگیری‌کننده بنیامین و برشت، آدورنو، هابرماس و دیگران لذت زاید الوصف بردم از دیدن نمایش ولی انصافاً کسانی همراه من بودن (و قطعاً در سالن نمایش) که حتا اسم بنیامین رو هم نشنیده بودن و در انتها، همه اون چیزی رو که باید به شکل یکسان دریافت کردیم (با درجات متفاوتی از معرفت).
اشارات متعدد رو دوستان و علاقه‌مندان عنوان کردن و تکرار مکرراته گفتنشون. ولی چیزی بیش از همه برای من جذاب بود شباهت کار به مرگ یزدگرد بود به خصوص اون قسمت‌هایی که ملاحان امکان‌های متفاوت آینده رو بررسی کردن و همه‌اش تو ذهنم بود که چقدر داره شبیه آسیابان و زنش میشه ماجرا و...
درنهایت تشکر ویژه دارم از آقای مراد فرهادپور که انگیزه اصلی ایجاد این نمایش در جناب رضائی راد بودند (جدا از اینکه صنعت ترجمه ایشون و دوست همراه‌ شون، صالح نجفی، صنعتی پر محصول و فوق‌العاده است)
موافقم. نمایش به خوبی همه اینها و بلکه بیشتر از اینها رو مثل مباحث تئاتر اپیک، درون خودش داره. گرچه من سیزیف رو هم واقعا دوست دارم، ولی به نظرم نمایش باید خودبسنده باشه. حالا اگه کسی بعدش یا قبلش اطلاعات بیشتری داره خب لذت بیشتری میبره ولی به هرحال همه ... دیدن ادامه » باید متوجه کار بشن.
۳۰ تیر
جناب جوانی عزیز آسیه لاسیس و بنیامین در 1924 آشنا شدند فکرکنم درتایپ اشتباه درج شده
۳۰ تیر
خانم ثانی بزرگوار ممنون از توجه‌تون کاملاً صحیح می‌فرمایید.
اصلاح شد.
۳۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

فرشته : می خواهی به عنوان قاصدی از جهان پیشین چیزی بهشان بگی؟
بنیامین به تماشاگران نگاه می کند، انگار چیزی نمی بیند.

بنیامین : (کمی دست وپا گم کرده) دوستان من .... من شاید همون خاطره ای هستم که الان در لحظهء خطر روشن می شه. واینکه شما چطوردر اکنون خودتون تصویر من رو که جرقه زنان ظاهر می شه به چنگ می آرید.. و یا اینکه چطور در می یابید که لحظهء شناخت همون لحظهء بیداریه ... و یا اینکه هر تصویری از گذشته که به منزلهء یکی از مسائل امروز بازشناخته نشه می ره برای همیشه محو می‌شه.
و یا اینکه دراین کرهء خاکی برخی منتظران ورود ما بودن، اما ما در کابوس غرقه شدیم، آیا شما تحقق رویای ما خواهید بود؟؟
قطعا کاریه که دوبار باید دید..
۲۷ تیر
باز هم سپاس از نیلوفر عزیزم برای نقدهای خوبش که منو ترغیب به تماشای این نمایشِ (به حق) فاخر کرد.
مانا باشی، جانا!
۱۲ مرداد
صفورای عزیزم ممنون ازمحبت و لطف شما امیدوارم از دیدن نمایش لذت ببرید
۱۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"ژستی در میانه‌ی تاریخ"

ارتباط تنگاتنگ فلسفه و تئاتر از دیرباز، محلِ طرح مضامینی بوده ‌است، که هیچکدام بی حضور دیگری، قابل معناسازی تکمیلی نیست. چه تبلور دیده شدنِ فلسفه بر صحنه و چه تئاتری که می‌تواند ادراک فلسفی را از لایه‌های تاریک و پیچیده‌اش به منصهء‌ ظهور برساند. و تفکرات و شناسایی فیلسوفانه را از سطح نظری و تجربی معمول فراتر ببرد و با جست‌وجوی حقیقت به مثابه‌ی فرآیند تجلی درگیر کند.
از افلاطون و ارسطو تا بسیاری از فیلسوفان معاصر، درباره‌ی تئاتر نظریه‌های بسیاری داده‌اند و بیش از پیش سبب پیوند و ترکیب این دو حوزه باهم شده‌اند. ترکیبی که برمحوریت اندیشه وتعمق معنادار، فراتراز وجه تماشاکردن و کمدی صرف بر صحنه است..
والتر بنیامین، یکی از فیلسوفانی‌ست که ازچند جهت دراین عرصه قابل شناسایی و طرح‌ست. چه آنکه او پژوهش‌های بسیاری در باب هنر و تئاتر اپیک داشته و چه از جهت دوستی نزدیکش با برشت یکی از تاثیرگذارترین نمایشنامه‌نویسان وکارگردان معاصر و بحث‌هایشان پیرامون تئاتر و وقفه و چه از جهت فرجام تلخ او در گریز از مرز از اسارت نازی‌های اشغالگر و طرح وجه سیاسی هنر و تاریخ .. تاریخی که بنیامین، در طول عمر فلسفی خود بسیار به آن پرداخت و بحث‌های متعددی درباره آن گشود و حتی پیش‌زمینه‌ی تولیدات فکری و نظریه‌های بعدی دیگر فیلسوفان، دراین راستا شد.
"فرشته‌ی تاریخ" نیز نمایشی است که ازچند جهت مورد بحث و بررسی‌ست. چه از لحاظ محتوایش درباره‌ی والتر بنیامین و برشت وچه فرم روایی و اپیکش که صحنه‌ی تجربی و آموزشی‌ست برای علاقمندان تئاتر و چه انسجام جذاب و کارکردی به صحنه‎ بردن فلسفه و ضرورت تطابق اجرا و مسئله‌ی روز جامعه و امرسیاسی.
داستان در آخرین شب زندگی بنیامین در زندان مرزی پیرنه می‌گذرد که قرارست صبح همان روز تحویل گشتاپو شود. در رفت و آمدهایی با شکست زمان در حافظه‌ی ذهنی بنیامین با ارجاع به گذشته و دیدارهایش با سه شخصیت مهم و حضور پررنگ و پر وقفه‌ی همسرایان مضامینی طرح می‌شود که بر سه بخش از زندگی والتر بنیامین تمرکز کرده است .
وجه کاری و فلسفی و سیاسی او در گفتگو با دکتر/کلنل اوتو استاددانشگاه برلین و رئیس گشتاپو در فرانسه ؛ وجه دوستی و تئاتری‌اش با برشت، و وجه احساسی و خصوصی‌اش با آسیه لاسیس ..که هرکدام بازنمایی از بنیامینی‌ست که در صبح همان روز و قبل از تحویل به گشتاپو، تصمیم به خودکشی می‌گیرد.
در هربخش چه متن واجرا، رضایی راد، نکته‌مند، ظرفیت‌هایی برای تفکر و واکاوی بنیامین به مخاطب ارائه می‌دهد تا درعین وجه تئاتریکالیته‌ی اجرا، مفاهیم متعددی را نیز عرضه کند. و بخصوص در نگاهی نقادانه در لایه‌های پنهان تئاتراپیک نسبت به تئاتر درام مدرن نیز طرحی داشته باشد
درام مدرنی که به زعم جرج لوکاچ درام بورژوازی‌ست چرا که برای طرح مناسبات طبقه‌ی بورژوا شکل گرفته و به بیان الگوهای فکری و عاطفی آن طبقه می‌پردازد و نه تنها احساسات تماشاگر را بغایت اغراق آمیز درگیر می‌کند بلکه مسیر ارائه ایدئولوژی‌هایی را نیزهموار می‌کند که خاص طبقه‌ی سرمایه‌دار و حاکمیت‌ست. نقد تئاتر درام نیز در صحنه‌ی گفتگوی بنیامین با برشت با همین مضمون نیز مطرح می‌شود
برای بارگشایی اجرای فرشته‌ی تاریخ که از طرح پوستر تا متن پیش می‌رود بیش از هرچیز از نقاشی پل کله آغاز می‌شود ، نقاشی که بنیامین با زحمت، هزینه‌ی هزار فرانکی آن را تهیه و خریداری‌اش می‌کند، به اتاقش می‌آویزد، و در تز نهم رساله‌ی تاریخ خود، درباره‌ی آن می‌نویسد: «در یکی ازنقاشی‎های کله، فرشته‌ی نووس،‌ در عین خیره شدن به چیزی،‌ گویی در کوشش دورشدن از آن است .» و ادامه می دهد:«صورتش رو به گذشته دارد. ما فقط زنجیره‌ای از حوادث را می‌بینیم، و او فاجعه‌ای را می‌بیند که ویرانی پس از ویرانی به بار آورده است.»*
شاید همین پیش طرحی‌ست که نمایش برآن استوارست و اینبار فرشته‌ی تاریخ، خود بنیامین‌ست که در شامگاهی واپسین، بر بلندی پیرنه رو به گذشته، حوادث را نقل می‌کند و در فرجام نهایی، ویرانی قطعه‌ی نهایی این زنجیره است. و او خود تبدیل به ژستی تاریخی می‌شود که در وقفه‌ای، پیش و پس از فرجام، یعنی همان کارکرد وفقه که مکثی بین دو زمان قبل و پس از آن ست، همچون سقراط، نقطه‌ی تغییر تراژیک تاریخی‌ست که نمی‌تواند هیچگاه از قربانیانش بپرهیزد و تهی شود. بهمین دلیل درتمام طول متن، بارها از سقراط و ژست وعمل نوشیدن جام شوکران او سخن به‌میان می‌آید.
بنیامین ژستی در میانه‌ی تاریخ‌ست . تاریخی که از سویی برملاکننده‌ی فجایع عقاید فاشیستی‌ست که دست به قتل و حذف روشنفکران مخالفش می‌زند و خرد و نخبه‌گری را ولو تنها به دلیل پایبندی‌های عقیدتی و مذهبی، به کام مرگ می‌کشاند و ایدئولوژی برتر را نه از راه گفتمان و عقلانیت بلکه از منظر قدرت و سرکوب‌گری خشونت‌طلب، مسلط می‌کند. این بحث در گفتگویش با کلنل اوتو مرور می‌شود.
بنابراین آنچه در "فرشته تاریخ" بر صحنه می‌آید، وامداری از تئاتراپیک است که ژست،کاربست عملی آن وحاصل وقفه‌ست و نه برای سرگرمی‌ بلکه حتی آن وجه سرگرمی تئاتر را به چالش می اندازد. چرا که این بخش را دستخوش تاثیرات اجتماعی و نظام سرمایه‌داری می‌داند که تماشاگر را در وجهی دروغین از صحنه چنان به اسارت می‌گیرد که چیزی جز دلخواه او را دریافت نکند. اما در تئاتر اپیک و وجود و حضور وقفه‌ها، امکان مکث و بیگانه‌سازی ایجاد می‌شود که تماشاگر را بافاصله از آمیختگی مطلق با بازیگران و صحنه، به درک عمیق‌تر آنچه پیش روی او شکل گرفته است، نگاه دارد. این تسری نگاهی نقادانه را نیز ایجاد می‌کند که حتی کاراکترهای حاضر بر صحنه موشکافی شوند. و دریافت‌ها نه براساس احساسات گذرا و مسخ کننده، بلکه با عقلانیت و منطقی باشد که ماندگار و اثرگذار باشد
درگفتگوی برشت و بنیامین در متن و برصحنه نیز چنین تعابیری طرح می‌شود. تئاتر دراماتیک تداعی نظام مسلط و بورژوازی‌ست که اگر هیچ وقفه‌ای نداشته باشد، مخاطبش را می‌بلعد، و درخود غرق می‌کند، اما تئاتر اپیک همانند نیرویی مقاوم در برابر رمانتیتیسم با ایجاد وقفه، و سکون در حرکت و دوباره باز حرکت، صیرورتی را ایجاد می‌کند که توانایی برهم زدن روند تخدیر نمایش را دارد.
به ... دیدن ادامه » همین منظور رضایی راد، در جای‌جای متنش، وقفه‌های بسیاری را طرح‌ریزی می‌کند تا هرکدام چه حضور شخصیت‌های کلیدی و رفت و آمدهای زمانی و چه همسرایان، چیزی را نقل کند که بخش مهمی از شخصیت بنیامین‌ست؛ گفتگوی بنیامین با آسیه لاسیس اگرچه فاقد اشارات معتبر و حیاتی زندگی خصوصی این دو و بخش مهمی از جنبه‌ی زندگی بنیامین‌ست وتنها به‌یک گفتگوی نیمه عاشقانه تقلیل یافته‌است اما درعین‌حال وقفه‌ی زمانی‌ در تغییرات ایدئولوژیکی بنیامین در دو قطب مارکسیسم و الهیات و به اشاره‌ی آدورنو،"سکولارکردن الهیات به‌منظور نجات آن"ست. که بنیامین کوشید، بدین گونه مشروعیت دیگری به الهیات ببخشد. و البته به شکل الهیات واژگون، در پرده‌ی آخر وحضور عروسک وکوتوله به آن اشاره می‌شود.
"فرشته تاریخ" قرار نیست، دلسوزی و ترحمی برای فیلسوفی که در فاجعه‌ی جنگ و مصائب آن، خودکشی می‌کند و از دست می‌رود، از تماشاگر کسب کند. بلکه با وجود وقفه‌ها و بازی‌های اگرچه ژستیک و نه تقلیدی،به ویژه در تراژدی‌ترین صحنه‌ی نمایش، یعنی خودکشی سقراط‌گونش، حداقل‌ترین همذات‌پنداری را برای مخاطب ایجادکند. تا قادرباشد پیوندهای فکری و تاثیرگذاری اندیشه محور را شکل دهد. و بابخشی از وی آشنا کند که "امروز" بکارش بیاید. امروزی که درآمیخته با امرسیاسی وحضور کنشمند در جامعه‌ای‌ست که اگر سازش‌گری و مصالحه روال شود، وضعیت اضطراری خود قاعده می‌شود.
اگرچه با تمام توفیقاتی که متن در بیان جوانب متعددی از بنیامین، تزهای تاریخی او و دیگر اندیشه‌هایش برمی‌آید و با وجود زمان طولانی 180 دقیقه‌ای اجرا، از قلم‌افتادن بخش‌های مهمی از نظریه‌های او در موضوع نقد، زبان، رسالت مترجم و مولف، و زندگی زناشویی و اقدامات زیادی که همسرسابقش برای گرفتن ویزا و خروج بنیامین از فرانسه دارد، قابل اغماض‌ست.
اجرای "فرشته‌ی تاریخ" با تمام کم وکاستی‌هایی که ممکن‌ست داشته باشد، قابل توجه و تقدیرست. بازی درخشان میلاد رحیمی، بنیامین را به تمامی به صحنه می‌آورد، رضا بهبودی و میلاد شجره مانند همیشه اثرگذار و موفقند، و واضح‌ترین نقطه‌ضعف بخش بازیگری، باران کوثری، در انتخاب نقش آسیه لاسیس با آن پیشینه‌ی تاثیرگذارش در زندگی بنیامین‎ست که نچسب و نامتناسب در انتقال رابطه‌ی آن‌دو است. پارتنر هم نقشش گیراتر و موفق‌ترست.
طراحی دکور با طناب‌های آویزان در دورتادور صحنه که کارکردی مفید دارد، استفاده از پروجکشن و تصاویر مستند، وحضور شاخص تصویر تابلوی پل کله، "فرشته‌ی نووس" همچون ژستی برتر در صحنه، میزانس های طراحی شده، مجموعه‌ای حرفه‌ای را رقم می‌زند که نه تنها جذابیت‌های نمایشی را دارد بلکه کلاسی آموزشی برای علاقمندان به هنر تئاترست.
"فرشته‌ی تاریخ" نه تنها تئاتری اپیک، بلکه وقفه‌ای‌ست بر روال تجاری و گیشه‌ای تئاتر امروز که روایتِ ضدتئاتر بورژوازی‌ست. تئاتری که می‌خواهد اندیشه‌ی مخاطب را در مصاف با طرح فلسفه و هنر، به جدالی برای کسب آگاهی و دعوت به رستگاری برای بازنگری به گذشته و تاریخ، و درک امروز وحال کند.


نیلوفرثانی
منابع :
فهم برشت/ والتر بنیامین/ نیما عیسی پور و دیگران
درباره زبان و تاریخ / والتر بنیامین/ مرادفرهادپور.امید مهرگان
بوطیقای صحنه/ علی تدین
به صحنه بردن تئاتر / کراسنر. سالتز / نریمان افشاری
فرشتهء تاریخ / محمد رضایی راد
مقاله‌ی جیسن فارگو/ عاطفه اولیایی


منتشر در روزنامه آرمان امروز _ 26 تیر 98
http://www.armandaily.ir/fa
نقد اختصاصی پایگاه خبری تئاتر
شناسه خبر : 54091 | تاریخ انتشار : ۲۵ تیر ۱۳۹۸ - ۱۵:۴۰ | ارسال توسط : پایگاه خبری تاتر
اون قسمت سکولار کردن الهیات که اشاره کردید خیلی خوب بود.
واقعا کلاس درس تئاتره این نمایش. هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر به برشت علاقه مند بشم و این نشون میده که رضایی راد تا چه حد مسلطه به کاری که میکنه.
۲۹ تیر
درود و سپاس شهاب عزیز ممنونم از لطفی که داشتید و مطلب منو خوندید و نظر ارزشمندتونو اشتراک گذاشتید
بنیامین همیشه برای من جزو فیلسوفهای خاص ومورد علاقه بوده اما به واسطه ی این تاتر و نوشتن این مطلب، خیلی بیشتر باهاش اخت شدم و درباره اش خوندم ... واقعا درست ... دیدن ادامه » گفتید بنیامین درعرضی ناموعود ،در تاریخی از دست رفته، هدر رفت.
۰۵ مرداد
سلام
خیلی خیلی نقد مفیدی بود برای من.
بازی باران کوثری جدن وصله نچسبی بود.
جسارتن در مورد مرگ بنیامین تردید وجود داره که آیا واقعن خودکشی کرده یا کشته شده و من برداشتم از نوع روایت نمایش، انتقال این تردید بود نه قطع بر خودکشی، هرچند ژست نوشیدن شوکران ... دیدن ادامه » سقراط وار به دفعات به عنوان وقفه استفاده شد، اما برداشت من یک وقفه صرف بود و نه روایت واقعیتی یقینی...
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ یکشنبه بیست و سوم تیر ماه نود و هشت

امیدهای ما ستمدیدگان تاریخ

نوشته محمدحسن خدایی



 

گویی نمایش «فرشته تاریخ»، وقفه‌ای است در جریان تئاتر امروز ما. وقفه‌ای در شیوه مادی تولید تئاتر. اجرایی که مبتنی است بر پژوهش بسیار و زیست جمعی و سخت‌کوشانه بازیگران و گروه اجرایی.

گو اینکه استراتژی اجرا هم مبتنی است بر وقفه در روایت، ایجاد شوک تا ژست‌های تاریخی احضار شوند و بخت رستگاری زمان حال و آینده مهیا شود. گذشته، آن گذشته سپری‌ نشده بار دیگر فراخوانده می‌شود تا به ‌کار رستگاری امروز و فردای ما بیاید. این وعده خود نویسنده و کارگردان اجرا هم هست که «فیگوری چون بنیامین به چه کار امروز ما خواهد آمد؟» جایی از نمایش، در یکی از همان مواجهات دهشتناک بنیامین با کلنل اوتوی فاشیست، بنیامین از وقفه‌ای می‌گوید که امیدوار است لامحاله سر رسد و جریان دیوانه‌وار درام زندگی‌اش را متوقف کند. همان سیر پرمهابت مرگ و تباهی ذیل روایت فاتحان تاریخ. پیشنهاد اجرا نوعی تشبث به برشت و تمنای تئاتر اپیک است. ژست‌ها و وقفه‌هایی که از دل تئاتر اپیک سربرمی‌آورد تا که شاید امکان رستگاری و رهایی ستم‌دیدگان تاریخ شود. فرشته تاریخ اما به تمامی نمی‌تواند در حال و هوای اپیک باشد، چراکه جریان دیوانه‌وار درام زندگی، فیلسوف و روشنفکر یگانه ما را، چنان درهم شکسته و از ژست‌هایش محروم کرده که روایت اپیک زندگی‌اش هم به تمامی از تاثر، خالی نیست. انتهای نمایش را به یاد بیاوریم که چگونه میلاد رحیمی در نقش بنیامین، شوکران سر می‌کشد و مرگ نابهنگام سقراط را به یادها متبادر می‌کند. یک تصویر دیالکتیکی که گذشته و آینده به هم می‌پیوندد و صد البته که کاملا از متاثر کردن تماشاگران، دست نمی‌شوید. بنیامین در واپسین لحظات زندگی، مانند زندگی روشنفکرانه‌اش، سرگردان میان قطب‌های متضاد است. میان الهیات یهودی و ماتریالیسم تاریخی. میان گرشوم شولم یهودی و برشت ماتریالیست. میان همسرایان و ملاحان. میان آسیه لاسیس و حنا مایر. از این منظر، روایت رضایی‌راد از فیگور جذاب و از دست‌ شده‌ای همچون بنیامین، واجد تنشی حل‌ناشدنی و شکافی پرنشدنی است. اجرایی که میان دراماتیک بودن و اپیک بودن، در نوسان است؛ نه آنکه گشوده به التقاط‌گرایی پسامدرنیستی باشد، بلکه فاجعه تحمل‌ناپذیرتر از آن است که بتوان به تمامی هنرمند اپیک ماند. فی‌الواقع وضعیت بنیامین چنان اندوهگنانه است که نمی‌توان به تمامی با روایتی اپیک، تاثر تماشاگران را از بین برد. جایی که تمامی «آینده‌های ممکن» برای بنیامین بودن، همان بنیامین نجات ‌یافته، همان بنیامین برلین، فلسطین، شوروی نفی و رد می‌شوند و مرگ خودخواسته بنیامین تاریخی، به اجرا درمی‌آید. فرشته تاریخ را می‌توان در ستایش «نقل قول» دانست. اجرایی که مدام در آن وقفه ایجاد می‌شود تا نقل قولی از گذشته، اکنون ما را خطاب کند و راهی به رهایی بگشاید. وقفه‌ها چند دسته‌اند؛ وقفه در اجرا، وقفه در تاریخ و وقفه در خود زندگی. نقل قول‌ها از زیست و زمانه‌شان کنده شده و ناگهان در میان گفت‌وگوی شخصیت‌ها، پدیدار شده و ژست ایجاد می‌کنند.

گویی بنیامین برای بسط زمان حال و تعلیق آن و وقفه در این روند دیوانه‌وار زندگی زیر سایه فاشیسم، در این فضای دم آخری زندان مرزبانی پورت‌بو، علاوه بر حشیش و ژست، با نقل قول‌هاست که سیر زندگی را متوقف کرده و گذشته سپری نشده را برای نجات اکنون ما احضار می‌کند.

اگر ... دیدن ادامه » همسرایان گذشته و آینده را روایت می‌کنند و گاه از سر لطف و ضرورت رازهای پیش‌روی را افشا، این ملاحان هستند که سوژه‌های تاریخ‌اند. همان پرولتاریای جهانی که چه در استعاره و تمثیل و چه در واقعیت و تاریخ، دوران‌ساز و برهم زننده نظم مستقر موجود‌ند. طراحی هوشمندانه نمایش، محصور با طناب‌های آویزان این سوژه‌های تاریخ است. طناب‌هایی که فضای ذهنی بنیامین را از هجوم امر بیگانه جدا کرده و گاه به بند می‌کشند و گاه رها می‌کنند. دیالوگ بنیامین با ملاحان، اغلب واجد کژفهمی، سوءتفاهم و نشان از فقدان آگاهی طبقاتی است. اما بنیامین می‌داند که بدون نیروی پرولتاریا، بدون ژست مصمم و سرخوشانه کارگران، فاشیسم فاتح جهان ما خواهد بود تا حتی امیدهای گذشته، در امان نباشد. بی‌جهت نیست که در طول اجرا، ملاحان از جایگاه نمادین برشت روشنفکر، بنیامین گرفتار در چنگال فاشیسم را خطاب می‌کنند و به اجرایی میدان می‌دهند که نقش برشت با بازی رضا بهبودی به ملاحان تعویض شود. یک فرم اجرایی که اهمیت حضور پرولتاریا را در آینده مبارزات سیاسی گوشزد می‌کند. وسوسه حضور بازیگر توانایی چون رضا بهبودی در نقش برشت در تمای طول اجرا، وسوسه‌ای است تمام نشدنی. اما رضایی‌راد حضور فیزیکی او را تقلیل داده و حضور جمعی ملاحان با بازی بازیگران نه چندان شناخته شده را ترجیح می‌دهد. یک برشت تکثر شده در تن و تفکر ملاحان و پرولتاریای جهانی.

در نهایت اجرای فرشته تاریخ، در این رخوتناکی تئاتر این روزهای ما، واجد بشارتی است از وفاداری به سوژه انقلابی هنر. یک پیشنهاد قابل اعتنا در شیوه تولید مادی تئاتر که مبتنی است بر دوستی، دیسپلین، پژوهش و نابهنگامی. اجرایی که مقهور اقتصاد زمان سرمایه‌داری سالن‌های تئاتر نشده و سر سازش با مناسبات مبتذل این روزهای ما ندارد. اجرایی که گشوده به الهیات و ماتریالیسم، شجاعت ناامید شدن را وعده می‌دهد و دست از امیدهای کاذب می‌کشد تا سوژه حقیقی شکست رخ بنماید. بار دیگر به انتهای کتاب «انسان تک‌ساحتی» هربرت مارکوزه رجوع کنیم و این نقل قول از بنیامین را برای وقفه در زمان حال روایت کنیم: «تنها به‌ خاطر آنان ‌که این روزها امید خود را از دست می‌دهند، نور امید در دل‌های ما تابیدن گرفته است.»
اجرایی بالغ بر ١٨٠ دقیقه در باب فلسفه تاریخ و تئاتر اپیک با هنر نمایی درخشان بازیگرانی که از جان مایه می‌گذارند و بسیار هماهنگ اجرا را در راستای اثر و نظریه کارگردان به انتها می‌برند؛
متنی چند لایه و مفهومی که بر اساس محتوای غنی خود با ظرافتهایی در مرز بین یک اثر رمانتیک و اپیک در رفت و آمد است؛
درامی بر اساس آخرین شب حیات والتر بنیامین فیلسوف و اندیشمند یهودی و آلمانی قرن بیستم و دوست و همسنگر ایدئولوژیک برتولت برشت شاعر و نمایش نامه نویس هم‌دوره وی؛
متن اثر تلاشی بر باز تعریف تئاتر اپیک و نقدیست بر فاصله گذاری در اجرای نمایش های روایی؛
اجرایی در ٣ ساعت بدون وقفه بینابینی که بواسطه متن سنگین و دیالوگهای متعدد و بازی‌های زمانی، در ساعت آخر اجرا برای مخاطب خستگی به همراه خواهد داشت؛
استفاده هوشمندانه از رسانه ویدئو وال و طراحی صحنه مرتبط ... دیدن ادامه » با متن اثر و نورپردازی از موارد مثبت اجراست که بر زیبایی آن می‌افزاید؛
صحنه ای مینیمالیستی و آکسسوارهای کمینه که استفاده حداکثری از آن در خدمت میزانسن ها به ریتمی تکراری و ملال آور بدل می‌گردد.
درجه کیفی نمایش: A
طراحی صحنه: ٨/١٠
طراحی لباس: ٨/١٠
گریم و چهره پردازی: ٨/١٠
نورپردازی: ٨/١٠
بازی‌ها: ٨/١٠
موسیقی و صدا: ٨/١٠
متن نمایش: ٩/١٠
کارگردانی: ٩/١٠
نگاهی به نمایش «فرشته تاریخ»
نشانه‌ای به رهایی

احمد طالبی نژاد- روزنامه شرق- ۲۲ تیر

http://www.newswire.ir/KH2S8VX8
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اوتو: بذارید یه سوالی از شما بپرسم آقای بنیامین. اگر روزی من رو به عنوان یک نازی سابق دستگیر کنن و از تو بخوان که با شهادتت حکم اعدام من رو تایید کنی، این کار رو نمی‌کنی؟
بنیامین: این یه سفسطه آشکاره. چون تو این کار رو کرده‌ی و من هنوز چنین کاری نکرده‌م.
اوتو: آیا ممکن نیست بکنی؟ نه فقط به خاطر ایدئولوژی قهرآمیزت، بلکه به خاطر حفظ جیره غذاییت، خونه‌ای که درش با آسیه زندگی می‌کنی و یا پست دانشگاهیت این کار رو نمی‌کنی؟... فکر کن الآن بعد از جنگ هست و تو در دفتر دانشگاه برلین نشستی، ماموری می‌آد تو و می‌گه یک نازی سابق به نام فرانتس فن اوتو رو دستگیر کردن و برای حکم اعدامش به شهادت تو احتیاج دارن. تو چه می‌کنی دکتر بنیامین؟
[درنگ...]
از جواب طفره نروید آقای بنیامین ...
۲۱ تیر
۲۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر علاقه‌مند به بحث های جدی‌ و عمیق‌تر در مورد این نمایش هستید، نشست فردا (جمعه، ۲۱ تیر، ساعت ۱۷، در تئاترشهر) را از دست ندهید:
نشستی با رویکرد پژوهشی و علمی،
با حضور افراد صاحب‌نظری چون:

"مراد فرهادپور":
نظریه‌پرداز و از افراد برجسته‌ در حوزه اندیشه و فلسفه معاصر، که اصولا معرفی اندیشه‌های "والتر بنیامین" در ایران تا حد بسیار زیادی مدیون مقالات و ترجمه‌های اوست (و البته در کنار او، مدیون آثار و ترجمه‌های "بابک احمدی" در حوزه اندیشه. و دقیقا به همین دلیل است که نمایشنامه "فرشته تاریخ" به این دو شخص تقدیم شده)
و
"نیما عیسی‌پور" (مترجم کتاب ارزشمند "فهم برشت") و همچنین "رضا سرور" (منتقد بسیار خوب و باسواد تئاتر)

حضور در این نشست که ۲۱ تیر، ساعت ۱۷ در سالن کنفرانس "تئاتر شهر" (سالن مشاهیر) برگزار می ... دیدن ادامه » شود برای همه علاقه‌مندان آزاد است و رایگان.
چقدر حیف که از دستش دادم
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
https://www.honarnet.com/?p=4818
“پرسه در تنگنای محبس تاریکی” نوشته ای بر نمایش فرشته تاریخ
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید بتوان گفت اجزای نمایش هر یک جداگانه خوب و جذاب بود ولی در مجموع نتیجه نهایی حداقل برای من اصلا قابل قبول نبود. روند کند و پرتکرار در جریان داستان که کشنده کشش و جذب برای من بود در کنار زمان طولانی نمایش خستگی آور بود. بنظر من بجای نگاه به ایجاد جذابیت در فهمیدن اتفاقات و سلسله ی وقایع داستان تلاش بر قراردادن جمله هایی شاید فلسفی بوده که شاید گفته شود با نمایشی پر مغز و پر درون مایه روبه رو هستیم که به نظر بنده حتی در همین مورد هم نمایش مردود بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدت هاست که خیلی روایت شخصی تری از هنر پیدا کرده ام. یعنی بیشتر از اینکه دلیل تماشای یک اثر، "همه می گن خوبه" یا "از دستش بدی نصف عمرت بر فنا" باشه، دلیلش "میل قلبی" و کشیده شدن به سمتی که حرمت و عزت نفس ام در اونجا محترم شمرده می شه، شده.
بعد از تجربه تماشای "فعل" و میزان احترامی که گروه چه در مراحل پیش از اجرا(بلیط فروشی، بروشور و...) و چه در مرحله اجرا- اجرایی درخشان و نفس گیر- انجام دادند، مشتاقانه اندیشه های آقای رضایی راد رو در صفحه شخصی شون در اینستاگرام دنبال کردم. با چشم غیرمسلح هم می شد فهمید که ایشون نه صرفا یک کارگردان توانا و یک نویسنده خلاق، که یک پژوهشگر فرهنگی- اجتماعی کشورمونه که هر اثرشون، فراتر از کیفیت اش، یک "پروژه فکری" ئه که می شه در له یا علیه اش، بحث های زیادی را دنبال کرد.
خبر اجرای "فرشته ی تاریخ" ... دیدن ادامه » برای من ای که اتفاقا برای اولین بارها بود که اسم والتر بنیامین رو شنیده بودم، شور و اشتیاقی را برای دوباره شریک شدن در یک پروژه و جهان فکری تازه در من ایجاد کرد.
و حالا که دو بار سعادت و فرصت پیدا شد که بتونم این نمایش را تماشا کنم می تونم بنویسم که نمایشی در نزدیک ترین حالت به تعریفی که از "تئاتر کامل" در ذهنم نقش بسته، دیدم. یک اجرای پر فراز و نشیب و پر از نقاط دراماتیک با بحث های جدی و چالش برانگیز پیرامون تاریخ، مسئولیت فردی انسان ها، عشق، امید و...
و در دومین بار به جنبه دیگری از این نمایش هم علاقه مند شدم و اون هم "تئاتر در ستایش تئاتر" بود. چیزی شبیه کاری که مثلا بهرام توکلی در پایان "اینجا بدون من" با سینما کرد یک جور بازتعریف جایگاه والای خود هنر در تبیین مسائل مبتلابه(نگاه متن به بحث تئاتر اپیک/حماسی و نقش «روایت» در جامعه امروز)
حتما به همه دوستانم در سایت تیوال، تجربه مشارکت در این دستاورد تازه فکری محمدرضایی راد را پیشنهاد دارم.
دیدن این اجرا برای من یک تجربه لذت بخش فلسفی بود و به ویژه از متن نمایشنامه لذت زیادی بردم.
خیلی خوشحالم که موسیقی و نورپردازی مناسب به ذهنم اجازه پرواز در زمان و مکان رو می داد و تونستم با تخیلات بنیامین همراه بشم.
نکته مهمی که به نظرم می آد اینه که بازیگر نقش بنیامین، قطعاً بهترین انتخاب آقای رضایی راد نبود، یا حداقل باید بگم خیلی به دل من ننشست.
اجرا بعضی جاها از ریتم می افتاد و «میخکوب کننده» نبود، هر چند که از نیمه به بعد جانی تازه گرفت.
نکته دیگری که دوست دارم اشاره کنم اینه که فیزیک من (و به گمانم خیلی های دیگه) توان تحمل سه ساعت نشستن بی وقفه رو نداره،
کاشکی
کاشکی
آنتراکتی
آنتراکتی
در کار
در کار...
:)
در مجموع اگر به فلسفه علاقه مند هستید و حوصله کافی برای دنبال کردن اجراهای سبک اپیک رو دارید، به نظرم این اجرا فرصت خیلی خوبیه برای تجدید ... دیدن ادامه » دیدار با بنیامین و برشت.

پ.ن: خیلی دوست دارم بدونم کسانی که وسط اجرا سالن رو ترک می کنن و یا کسانی که می آن می نویسن کار خیلی فلسفی و سنگین بود و لذت نبردیم، الگوریتم ذهنی شون برای انتخاب تئاتر چیه؟ اصلاً تحقیقی انجام می دن یا رندوم بلیط می خرن؟ مثلاٌ وقتی می بینند کاری سه ساعته و تمام سه ساعتش حول محول آخرین شب زندگی والتر بنیامین می چرخه، با چه انتظاری می آن به تماشا که بعد نا امید می شن؟
برای بنده هم تجربه‌ای لذت بخش از فلسفه والتر بود و با آن بخش از سخنان شما در مورد عزیزانی که سالن را ترک کردند موافقم. اما فکر می‌کنم که با وجود سختی تماشای پیوسته نمایش سختی چند برابر اجرای پیوسته برای هنرمندان، اجرای بدون آنتراکت آن نیز عمیقن با محتوای ... دیدن ادامه » موضوعی کشدار و عذاب‌آور آخرین شب زندگی والتر و درگیری درونی و فکری او سازگار بود. چه بسا با در نظر گرفتن یک آنتراکت تمامی این رشته‌های روحی ساخته شده در نیمه اول اجرا تمام پنبه می‌شد و آن حس درونی عمیق در تماشاگر از بین می‌رفت. در واقع ساخت دوباره آن مقدمات برای پیک موثر و پایانی کار عملن دشوار می‌شد.
۱۵ تیر
اتفاقاً من هم به این فکر کردم. موافقم که ممکن بود رشته ها پنبه بشه، اما بعد با خودم فکر کردم گروهی چنین خلاق در اجرا، شاید می تونستن در نقطه ای که الان از تصور من خارجه، بدون خروج تماشاگران و مثلاً با یک وقفه 5 دقیقه ای به همراه موزیک (برای حفظ حال و هوا) ... دیدن ادامه » کمی امکان ایستادن فراهم کنند.
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادآوری گذشته برای رهایی از اکنون ماست.
برای فرشته ی تاریخ
پروژه ی شکست انسان از خود ، بافته هایی با نام فلسفه پنبه شده و از هم گسیخته در برابر برتری جویی ، قدرت طلبی و استیلاخواهی انسان از ابتدای بدویت تا بشر مدرن هزاره ی سوم ..
از آتش افروزی اسکندر مقدونی تا تاخت و تاز چنگیز خان بر هر آنچه که بود ..
از رایش سوم هنر دوست و نخبه محور با آن سر سلسه ی هنرمندشان تا تکفیری های تهی مغز و نئاندرتال نوین ..
وجه مشترک تمامشان ، بوی خون مخالفین است که نشئه شان میکند و سکوت ابدی صدای نا موافقشان است که گوش نوازشان است ..
به بهانه ی ماجرای شب آخر زندگی و مرگ خودخواسته ی والتر بنیامین فیلسوف هم عصر فاشیسم در اوج قدرت آلمان نازی و به تصویر کشیدن سقوط انسان در آن دوران دهشتناک .
به راستی این فرشته ی تاریخ است که با آن چهره ی سگ سانش ، خیره نظاره مان میکند یا هیولای تاریخ است که ما را در کام خود فرو می برد و جز تاریکی برایمان به ارمغان نمی آورد ؟!
فرشته ی تاریخ با آن لبخند مضحک و تحقیر آمیزش میگوید مارکسیسم ، کمونیسم ، امپریالیسم ، فاشیسم و هر ایسم کوفتی دیگری که به قدرت برسد راه کاخ پادشاه از میان گورستان میگذرد !
جسد آیلان بر پیکره ی ساحل موءید این مدعاست !
از جواب طفره نروید آقای بنیامین ، اگر شما پیروز بودید چه می کردید ؟
و والتر فیلسوف از جواب می ماند !
اصلاح میکنم ، شکست مفتضحانه ی انسان از خود و مرگ دردناک روح سرگردان بشر در میان نسخ گوناگون فلسفی خود ساخته که بدل به باتلاقی مهیب شده است .
و اما " اصلا چرا اکنون و اینجا نمایشی درباره ی بنیامین " آقای رضایی راد ؟
جواب روشن است ، امید بسیار است اما نه برای ما !

فرشته ... دیدن ادامه » ی تاریخ تئاتری که باید دید و تئاتر آموخت
اصلا هیچ تصوری نداشتم که چطور ممکنه در سالنی مثل چهارسو بشه نمایشی سه ساعته اجرا برد که الان در نهایت شگفتی متوجه شدم و اینکه چطور میتوان سه ساعت بی وقفه بازی کرد و دیالوگ گفت بدون ذره ای خطای محاسباتی در زمانبندی حتی که حیرت زده ی میلاد رحیمی دیدم و فهمیدم !
پرده های مربوط به مناظرات و بازجویی های والتر توسط دکتر اتو رو بیشتر از سایر صحنه های این شاهکار دوست داشتم ، میلاد شجره یک افسر عالی رتبه ی آلمان نازی رو با همون تعصبات و دیسپلین و استایل بازی که نه از لا به لای صفحات مربوط به تاریخ جنگ جهانی بیرون کشیده و به تهران سالن چهارسوی تئاتر شهر آورده !
سایر بازی ها در اوج هماهنگی ، نور و موسیقی کاملا منطبق با اجرا .
ذهنم پریشان است برتی ، بیشتر نمیتونم بنویسم ...
چقدر خوب نوشتید...درود ..
۱۴ تیر
الهه خانم قطعا لذت میبری.نگران نباش
۱۹ تیر
الهه خانم قطعا لذت میبری.نگران نباش
۱۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این انتخاب آسونیه
انتخاب بین مرگ و مرگ، برزخ و برزخ..
حتی دوزخ و دوزخ :)
۱۵ تیر
درود و سپاس
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید