تیوال نمایش صدای آهسته‌ی برف
S3 : 18:07:34
کاری از گروه تئاتر «سوراخ تو دیوار»
خرید بلیت
۵۰,۰۰۰ تومان
٪۲۰ تخفیف
٪۴۰ تخفیف
  ۰۸ آبان تا ۱۵ آذر
  ۲۱:۱۵
  ۱ ساعت
 بها: ۵۰,۰۰۰ تومان

: پیام سعیدی، جابر رمضانی
: محمد چرم‌شیر
: جابر رمضانی
: (به ترتیب حروف الفبا) بهناز جعفری (سایراش)، مسیح کاظمی (سایراش)، کمال کلانتر (تالاز)، محمد صادق ملک (ایل‌آرخا)، مریم نورمحمدی (یاشار)

: شیما میرحمیدی
: بامداد افشار
: آرش والی
: پویا پورامین
: احسان نقابت
: رها شیرازی
: میلاد محمدی عمادی
: مریم برادران
: عمران هاشمی
: امیر قالیچی
: سید مصطفا طباطبایی

- خانم‌ها بهناز جعفری و معصومه کاظمی در یک نقش حاضر خواهند شد و خانم بهناز جعفری فقط ۲۰ شب نخست اجرا در نمایش حضور خواهند داشت.

- برنده‌ی جایزه بزرگ جشنواره بین‌المللی ایت‌سلف ورشو ( لهستان ) - ۲۰۱۵
- برترین تئاتر سال ۱۳۹۳ به انتخاب کانون نویسندگان و منتقدان تئاتر - بهار ۱۳۹۴
- برترین تئاتر سال ۱۳۹۳ در انتخاب سالانه منتقدان مجله تجربه – اسفند - ۱۳۹۳
- کاندید بهترین طراحی صحنه از سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر - بهمن ۱۳۹۳

 اجراهای پیشین نمایش :
-اجرای عمومی در سالن استاد سمندریان مجموعه تماشاخانه ایرانشهر –مهر و آبان ۱۳۹۳- تهران، ایران
-اجرا در سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر – بهمن ۱۳۹۳– تهران، ایران
- اجرا در جشنواره Aguste 2015 - Georg Town Art Festival کشور مالزی Pinang
- اجرا در جشنواره  June 2015 -   ITSELF International Theater  کشور لهستان Warsaw
- اجرا در جشنواره July 2015 -  Venice Open Stage کشور ایتالیا Venice

توجه: تماشای این نمایش برای زنان باردار و بیماران قلبی توصیه نمی‌شود.

 

کلبه‌ای در کوهستان؛ برف آنقدر سنگین باریده است که کوچک‌ترین صدایی بهمن را هوار می‌کند.

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش صدای آهسته‌ی برف / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

یک نمایش خوب مبتنی بر شیوه تجربه حسی ASMR (برای اطلاعات بیشتر این را ببینید: https://en.wikipedia.org/wiki/Autonomous_sensory_meridian_response)

زمستان امیدبهارِ خود را که به زحمت از دل طوفان رد شده بود به دل مردمانی می نهد که چشم انتظار بهار بودند، لیکن ایشان را خبری از بهار نبود و جز سیاهی چیزی با خود نداشتند. پس هر آنچه از امید بود، به زیر برف کرده و کشتند.
و زمستان خیره خیره با صدای پرهیاهوی برف زوزه کشید و سوگ وار شد،
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
شاهین، رضا صادقیه و نفیسه نوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عجیب با یاشار نمایش همراه بودم
هیس ،فریاد نزن بهمن میاد،دردت ،جسم ات ،روح ات مهم نیست
هیس، دخترها فریاد نمی کشند وقتی هر جفایی بهشون بشه
هیس، وقتی در رانندگی مردی با قدرت کاذب مردونه راه بهت نمیده فریاد نزن چون ناسزا می شنوی،هنگام برگشت از تئاتر مواجه شدم،سکوت کردم چون ممکن بود بهمن بیاد
هیس زنان جامعه ام جلو هر ظلم و دیکتاتوری باید فریاد درونی بکشند
هیس، وقتی نجوا و حمایت میخواهی،خاطره ۹ماه قبل فقط یادش میاد
هیس ،چون خیلی وقت بهمن روی سرمون هوار شده و ما همچنان ادامه میدیم

ببخشید من دانش و قلم نقد ندارم ،فقط احساس ام گفتم.

تیم اجرایی خسته نباشید


درود و خسته نباشید به تمام کسانی که برای این نمایش زحمت کشیدن،نمایشی که تو رو درگیر می کنه،شاید صدای آهسته برف،صدای خفقان و سکوت در برابر ظلم است،زنده به گور کردن نوزاد برای در امان ماندن از ریزش بهمن ،گرگ از بیرون نظاره گر بود و آدم های مفلوکی که منتظر بهار هستند،هر چند که فصل بهار هم دردی رو دوا نمیکنه.تو هم مثل نجمه برو شهر،اینجا نمون........گوشتی که آویزون بود با چاقو سلاخی (کشتن به طرز فجیع)رو به ما نشون میداد.زیرزمین خونه که نمادی از قبر هست مکانی ست برای زنده به گور کردن.......
این نمایش تا مدت ها با من هست
۲ روز پیش، یکشنبه
اینطور که شما گفتید ژانر وحشت هست....

چطور این نمایش مدت‌ها با شماست؟ حستون و بگید
۲ روز پیش، یکشنبه
نمایش زیباییش به اینه که ذهنت رو درگیر میکنه،علامت سوال تو ذهنت بوجود میاره،نمایش صدای آهسته برف وقتی تموم میشه سرما رو احساس میکنی،به لحظه به لحظه نمایش فکر میکنی،ریتم کندی داره و پر از سکوت ولی تمام اون سکوت ها معنی داره،بله از نظر من صحنه های تلخی ... دیدن ادامه » داره ودرد ناک ولی همیشه این نمایش در ذهنم میمونه چون تئاتر خوب و تاثیرگذار رسالتش همینه که در ذهنت موندگار بشه
دیروز
خیلی هم عالی.... خوشحالم این نمایش پسند شما بوده و ممنون برای توضیح بیشتر. درسته واقعا ملموس بوده. چنین تجربه تئاتری ندارم ولی دو تا شعر منو اینچنین درگیر کرده شعر اخوان ثالث بنام "زمستان است" و دیگری شعر فریدون مشیری بنام" کوچه". کوچه رو که عاشقانه ... دیدن ادامه » و از بیوفایی یار صحبت میکنه " بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ..." وقتی زمزمه میکنم واقعا حس میکنم البته بیوفایی یار و نچشیدم اینو بگم!
در مورد شعر" زمستان است" اتفاقا روزی در حوالی زمستان در منطقه اطراف تهران بودم و با تمام وجود سرما رو حس میکردم و در دل شعر و زمزمه میکردم " زمستان است هوا بس ناجوانمردانه سرد است ....

از گفته شما معلومه نمایش گیرایی بوده، همین نمایشه!
۲۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت دو سانس تازه این نمایش به کارگردانی جابر رمضانی و بازی بهناز جعفری، مریم نورمحمدی، محمد صادق ملک و.. روز شنبه ۲۵ آبان‌ماه در ساعت‌های ۱۷ و ۱۸:۳۰ از فردا دوشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حفره ای در شب‌وجود‌دارد... ‌
حفره ای در سقف‌وجود دارد وقتی منیّت فرو می ریزد...
حفره ای در کمد هست وقتی لباس ها به پرواز در می ایند...
حفره ای در کمد هست وقتی گربه های پر سر و صدا به اغوش مرگ می روند...
من قوی هستم ولی به حفاظت نیاز دارم...
حفره ای در قلب من وجود دارد...
حفره ای در قلب من وجود دارد...
حفره ای در قلب من وجود دارد...

ترجمه ی دم دستی بخشی از اهنگ بیماری شبانه اثر مادروگادا

این نمایش هم در قلب من حفره ای بوجود اورده و در ذهن من...
میل به تکرار دارم ولی با غم هاش اف چه کنم...
این پتانسیل بی نهایت برای لذت بردن و آبلیموی هاش اف...
میشه صدای نمایش رو رکورد کنید و بهمون برسیونید تا در حین نمایش خودمون با هدفون گوش بدیم؟
ما قوی هستیم ولی به حفاظت نیاز داریم...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با احترام به نظر دوستانی که کار را نپسندیدند، این کار برای من نزدیک به شاه‌کار بود. تئاتری اندیشمند با ریتم کند اما هدفمند.
برای من نمایش‌نامه همیشه مهم بوده و خواهد بود اما فضاسازی یک‌دست این نمایش و خفقان‌سرایی که رمضانی با هوش‌مندی‌اش خلق کرده، جور کم‌رمقی نسبی نمایش‌نامه‌ی آن را به‌خوبی کشید.
تنها لازم می‌دانم در حد خودم در جواب دوستانی که به صدای آرام (صدای بسیار ضعیف. اصلاً بخوانید بی‌نهایت ضعیف. یا حتی سکوت مطلق.) این اجرا معترض‌اند بگویم اگر صدای دیالوگ‌هایی که در این نمایش می‌شنویم ذره‌ای بلندتر از این می‌بود، «صدای آهسته‌ی برف» هرگز در ذهن و دلم ماندگار نمی‌شد.
((مگر صدای ما در مقابل گرگ‌های متجاوز اطرافمان که ما را بی‌رحمانه ترسانده‌اند و در توهم سقوط بهمن خفه کرده‌اند، بلندتر از این است؟!!))

جابر رمضانی! واقعاً و ... دیدن ادامه » سه‌باره خسته نباشی. درود بر تو.
البته من هم با صدای کم مشکلی نداشتم بلکه با اون دو صدای مهیب خیلی مسئله پیدا کردم. در حالی که تمام وجودم گوش شده بود برای شنیدن نمایشی که اصلا دیالوگ محور نیست ( و این رو اواخر کار متوجه میشیم) ناگهان اون صدای وحشتناک که برای من که نه بیمار قلبی هستم و نه ... دیدن ادامه » باردار!!! هم رعب آور و تکان دهنده بود.
۳ روز پیش، شنبه
ولی یه سوالی برام پیش اومد تو یکی از صحنه ها اون در مثلثی رو به قبر با شدت محکم بسته شد و عجیب بود که بهمنی نیومد . اگر اشتباه نکنم خانم بهناز جعفری اینکارو کردن . شما هم همچین صحنه ای دیدید ؟
۲ روز پیش، یکشنبه
در اجرایی که من دیدم نبود
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش به کارگردانی جابر رمضانی و بازی بهناز جعفری، مسیح کاظمی، کمال کلانتر، محمد صادق ملک و مریم نورمحمدی از چهارشنبه ۲۲ تا جمعه ۲۴ آبان‌ماه، فردا جمعه ۱۷ آبان ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از یکشنبه ۱۹ تا سه شنبه ۲۱ آبان، به کارگردانی جابر رمضانی و با بازی بهناز جعفری، مسیح کاظمی و ... فردا (سه شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش تموم شد
چراغ ها روشن شد
ولی کسی دست نزد
حتی کسی بلند نشد
همه مبهوت بودن
هر کس زل زده بود به یه گوشه ای و معلوم نبود غرق شده تو چه خاطره ای
تو یادآوری چه چیزی
شاید بیاد اوردن اینکه کِی امید و آرزو هاش رو تو اون زیرزمین کوفتی سرد و تاریک کشت
شاید به اینکه کِی خودش رو از شنیدن صدای خوش زندگی محروم کرد
شایدم به اینکه چند وقته منتظره بهار بیاد؟
بهار اصلا میاد؟
بهار خیلی وقته رفته...

پ.ن: مرسی صدا رو درست کرده بودین
خیلی لذت بردم
دلم ... دیدن ادامه » میخواست برم وسط اون برف ها
دراز بکشم و غرق شم
شاید تو انتظار بهار
شاید تو روزمرگی خوردن و خوابیدن
شاید هم منتظر شدن برای اومدن شبانه ی گرگ ها و خلاص شدن از شر آینده ای که قراره مثل بهمن رو سرم خراب شه
بفرما
حالا میخواستی نری !
۱۲ آبان
چقد قشنگ توصیف کردین ...
۲ روز پیش، یکشنبه
ممنونم خانم ولی پور عزیز
ما‌ همه گمشدگان ۹۳ ای هستیم :)
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه شب پیش کار رو دیدم ، واقعا به معنای واقعی تاتر بود به نظرم ، مثه یک آیینه مثه یه دشت بی انتها خودت رو با خودت روبرو می کرد ، سه روزه ذهنم درگیرشه که چی می خواست بگه ! امروز اومدم سرچ کردم و نظرات رو خوندم الان متوجه شدم که نظراتی که خوندم مربوط به سال 93 بود ! خیلی چیزا برام روشن شد . از دستش ندید . کار عجیبیه . تو گوشت و خون آأم رسوخ می کنه . سرما ، رکود ، انفعال ، بی تفاوتی ..... سردم بود تو سالن . نه سرمای فیزیکی . به خودم فکر می کردم ... با خودم روبرو شدم !
دقیقا منم همچین حسی داشتم. وقتی به خودم اومدم دیدم تو سال ۹۳ و بین کامنت ادم هایی ام که خیلی وقته دیگه نیستن ...
عجیب بود حسش
۱۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ریتم پرشتاب زندگی باعث شده ذهنمون به سختی یک جریان آهسته رو با خونسردی و تامل دنبال و درکش کنه در حالیکه گاهی وقتها لازمه با تمرکز و حوصله بیشتری محیط پیرامون رو مشاهده کنیم . بوتو دنس هم چنین ویژگی رو داره . کار ارزشمندی هست .
بسیار خوشحالم که امشب اجرای بینظیر این نمایش رو دیدم کار بی نقص و جذابی بود علی رغم سکوت و سکون متزلزلی که در طول اجرا حس میشد بسیار عمیق و پر معنی بود طراحی صحنه بسیار عالی بود و نور پردازی وصحنه داخل قبر بقدری مسحور کننده بود که کاملا در نمایش ذوب میشدی و گذر زمان و اتفاقاتی که روی صحنه رخ میداد رو از یاد میبردی،صحنه جالب لحظه زایمان و درد کشیدن زن بود و بیخیالی و سرخوشی مردان که بی توجه به رنج زن به خاطراتشون میخندیدن و لحظه‌ای عذاب زن رو درک نمیکردن و این متاسفانه واقعیت داره .
دو مرحله شوک هم بجا و به موقع برای عوض کردن فضا ایجاد شد.برای من که از ترس کوچکترین صدایی جرات حرکت نداشتم باعث یه سکته ناقص شد:)))
خیلی اجرا رو دوست داشتم دم همه گروه گرم:♡
موقع بسته شدن در تقریبا ۵،۶ سانتی پریدم بالا در حالی که کلی زور میزدم صدایی تولید نکنم و سکوت خدشه دار نشه :)
واقعا کار زیبایی بود
۱۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من سواد نمایشی چندانی ندارم. برخی نکات توجهم رو جلب کرد. نمایش صدای آهسته ی برف کمی وام‌دار اتمسفر غالب آثار آقای بکت مثل در انتظار گودوست‌. آدمهای منفعل و ترسویی که هیچ کاری برای سعادت خودشون نمیکنن و سعادتشون رو در موهومات(باهار موعود) جستجو میکنن. اونها هر شرایط و انفعالی رو تحت تاثیر ترسشون از بهمن توجیه کردند. تعریف ریتم کند داستان در خدمت مفهوم قصه خیلی برام کشدار والبته جالب بود. من امشب نمایشی دیدم که به پختگی تونست حواس ما رو با عناصر طبیعت پیوند بده، صدا و نور و باد و آتش و آب و.. . من با خوانش سیاسی که سوار بر نگاه‌های ما ایرانی هاست موافق نیستم. معتقدم با نمایشی مواجهیم که از عناصر نمادین و اساطیری برای بیان عقده ها و سرکوب های خاص جامعه‌ی خاورمیانه‌ای استفاده‌ی درست کرده. با تعریف فضای قصه در آناتولی، و پیوند اون با عقاید تُرکها مبنی ... دیدن ادامه » بر نماد باروری گرگ و گرگ به عنوان نمادی از طبیعت، تأکید بر این داره که ما بسیاری از غرایز طبیعیمون توسط اغیار سرکوب شده. در ادامه‌ی این سرکوب ما تبدیل به برده‌ی ترس‌هامون یا همون سرکوبها شدیم و جرأت عبور از آنچه بر ما تحمیل شده رو نداریم.
ما دارندگان جامعه‌ی ناپایدار(خانه‌ی شیبدار و مورب) مشغول نابودکردن منابع نسل های آینده(برداشتی از خفگی نوزاد) هستیم. منبعی که با نقطه‌ی عطف درهم‌کوفتن درب خانه توسط گرگ بعنوان نماد طبیعت به ما هدیه داده شد(تولد نوزاد). اما ما با تباه کردنش(خفگی نوزاد) باعث شدیم طبیعت(گرگ) اون رو از ما بازپس بگیره(صحنه‌ی پایانی). فضای روانی حاکم بر شخصیت‌ها کاملا منطبق بر فضای کلی حکومت ترس ریزش بهمن بر داستان بود. هر شخصیت در خودش به یک موجود ترسناک تبدیل شده بود.
خوانش محبوب من از این نمایش، خلق جامعه‌ای مرد/پدر سالار در جای جای نمایش بود. از همون ابتدا با تحکم‌های پدر و زنده به گور کردن زنها و قابل تعویض بودنشون برای مرد، زن رو بعنوان ابزاری برای مرد در جامعه تعریف کرد. نشانه‌ش حذفِ زنِ پدر و زندگی اون با مادرش و تحقیرهای عروس بود.
پایان نمایش نشانی از اصرار کارگردان برای پیوند بین زندگی واقعی تک‌تک ماها با فضای حاکم بر نمایش یک‌ پایان درست بود.
و البته ساز نمادی از هنر بعنوان ابزاری برای تهدید ترسها و سرکوب‌ها و حفظ نسل های آینده چه خوب خودش ر نشون داد‌
۱۱ آبان
چه نگاه جالبی دارید به نمایش جناب شریف نژاد
۱۲ آبان
ارادتمندم.
۱۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی کاملا سمبولیک که در صورت آشنایی با مفاهیم نمادهای آن و البته هماهنگی با سکون دلهره و زجر آورش؛ کاری جذاب و متفاوت هست
هرچند فضای نمایش اقتضاء میکرد؛صداها به صورت نجوا گونه باشه؛اما واقعا بخشی از دیالوگ های بخش نخست ؛حداقل برای من نامفهوم بود...
شاید برای بار دوم هم کار رو ببینم
خرید بلیت سانس های ویژه این نمایش شنبه ۱۸ آبان (دو سانس ۱۷:۰۰ و ۱۸:۳۰)، به کارگردانی جابر رمضانی و با بازی بهناز جعفری، مسیح کاظمی و ... امروز (شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نشد هیچی نگم!
سکوت – سکون – شوک 8 ریشتری! و ... هیچ
نمایش با نورپردازی جذابی که ذره ذره اجزاء صحنه را قابل دیدن می کند شروع شده و نوید یک کار ظریف می دهد. دکور با رنگبندی زیبا و جزئیات دقیق و صحنه ای شیبدار ، حس یک خانه در یک دامنه و یا کج شده در اثر یک حادثه را نشان می دهد هرچند برای تماشاگران باکس A و حتی B دیدن جزئیات راحت نیست.
گریم مقبول و گویا و طراحی لباس اگرچه برای انتقال سرما و زمستان کوهستانی زیادی نازک و کم لایه می نمود ولی در مجموع پذیرفتنی است.
دیالوگهای محدود که در میان سکوت طولانی و کشدار اتفاق می افتد به سختی قابل شنیدن است. سکوت و سکون متمادی اگرچه لازمه متن نمایش بوده لیکن چندان جذابیتی ایجاد نکرده و فقط بی حرکتی، لَختی ، عدم پیش برد نمایش و کرختی را به بیننده منتقل می کند.
نمایش بین یک فانتزی و درام معلق است شروع نمایش یک درام جدی ... دیدن ادامه » و تلخ به نظر میاید و با ورود گرگی مهربان داستان به فانتزی نزدیک می شود. در بازی بازیگران باوجود کم حرکتی و کم گویی ، کم فروشی دیده نمی شود.
انتقال حس ها ضعیف و ناکارآمد است. سرما ، ترس، امید و حتی مرگ نوزاد هیچ کدام ملموس ، قابل درک و حتی تلخ و گزنده نیست.
نویسنده شاید تحت تاثیر رُمانهای جذاب عباس معروفی قصد توصیف فضایی زمستانی را دارد. انجماد و جمود زندگی در زمستان برفی سرد و سخت و ترس از هوار بهمنی سهمگین و کُشنده همچون غولی خوابیده در سکوت کوه که با عطسه ای بیدار و غران می شود و در نهایت قربانی می گیرد. امید بستن به بهاری روشن و آفتابی و حرکت و جنبش دوباره و انتظار برای مرگ غول. اما حاصل کار نمایشی است ساکت ، کم تحرک ، کم دیالوگ و کم محتوا که حتی با بازشدن درها و روشن شدن نور روی تماشاگر متاع قابلی نصیب وی نکرده است.

_ برمی گرده.
_برنمی گرده.
_اون به اینجا عادت کرده، بر می گرده.
_به شهر هم عادت میکنه. برنمی گرده.
بی نظیر... بی نظیر... بی نظیر...
آرام... تهی... زیبا... متفاوت...
فضا و دکور رویایی...
صدا گذاری جذاب...
استفاده از صدای قهوه ای خیلی جالب بود و در انتقال احوال نمایش خیلی موثر بود.
نورپردازی لذت بخش...
ریتم کند حتی ساکن ولی جذاب...

به صحنه بردن این نمایش بسیار جسورانه بود که عالی هم اجرا شد.

تنها مشکلم با اجرا، استفاده از هاش اف بود. تقریبا لذت رو به ۱۰٪ کاهش داد و ۹۰٪ رو از بین برد...
دو صد حیف و افسوس و حسرت...
هیچ چیز جای صدای زنده و ناب بازیگر رو نمیگیره...

یکی از فضاهای رویاییِ ذهن من در فیلم های ابریشم(سیلک) فرانسوا جرارد و بهار، تابستان، پاییز، زمستان و بهارِ کیم کی دوک تصویر شده. حالا اون رو روی صحنه دیدم. به به...
یادم نمیاد که اجرای قبلشون هاش اف داشت یا نه!!
ولی فکر کنم نداشت.
۰۹ آبان
احساسش مثل اشتباهی خوردن شیر ترش شده بود. وقتی یه قلپ رفتی بالا و تازه متوجه میشی ای داد...
تفاوتش این بود که باید ته لیوان رو در میووردی...
۰۹ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۱۵ تا جمعه ۱۷ آبان، به کارگردانی جابر رمضانی و با بازی بهناز جعفری، مسیح کاظمی، کمال کلانتر و ... امروز (چهارشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*امکان تخفیف وفـاداری برای مخاطبین نمایش های پیشین گروه سوراخ تو دیوار فراهم شد*

تخفیف 20 درصدی برای مخاطبان نمایش های :
- موی سیاه خرس زخمی / 1397 - تالار مولوی و تالار حافظ
- نمی تونیم راجع بهش حرف بزنیم / 1396 - تماشاخانه ایرانهشر
- سوراخ / 1395 - تاتر مستقل تهران
- ضیافت پنالتی ها / 1395 - تماشاخانه پالیز
و
- صدای آهسته ی برف / 1393 - تماشاخانه ایرانشهر

از 98/8/8 I تاتر مستقل تهران
دوستان ببخشید من نحوه ی استفاده از تخفیف وفاداری رو نمیدونم .....میشه لطفا راهنماییم کنید؟......تماشاگر نمایش های قبلی گروه سوراخ بودم
۰۲ آبان
سلام. ممنون از اینکه سانس زود هم گذاشتید برای امثال من.
یک سوال: حضور عکاسان در این نمایش به چه شکل هست؟ روز خاص دارند یا هر روزی ممکن است باشند؟
۰۸ آبان
تخفیف تموم شد؟
۱۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید