تیوال رضا تهوری | دیوار
S3 : 21:38:08
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
حکایت همچنان باقیست ، حکایت اسطوره ها و شخصیت های تاریخیست که از دل افسانه ها و تاریخ پا به دنیای امروز ما گذاشته اند . خسرو با موتور سر قرار شیرین حاضر میشود . خاله سوسکه سلفی میگیرد ، سیمرغ بهمراه کالسکه زال ،در بی بی لند خرید می کند و...
روایتهای هنرمندان مختلف با تنوع سبک و سلیقه که همه آثار قابل تامل و چشم نوازند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قدیما می گفتن همسایه خوب از فامیل هم نزدیکتره .خونه های قدیمی حیاط دار که درش همیشه باز بود و بچه های همسایه تو همه ی خونه های محل امنیت داشتند
سفره های ساده پهن بود و همسایه ها مهمان صفا و محبت همدیگه بودند . شب نشینی های پاییز و گرمای دل وجود انسانها کنار هم آرامش عجیبی داشت
توی عروسی و عزا در همه خونه ها به روی مهمون باز بود .مهربونی بود و مهربونی و مهربونی
زندگی آپارتمانی امروزی که همسایه همسایه اش را نمی شناسد ، اگر حسن هایی هم داشته باشد قطعا پدیده جالبی نیست. زیباست اگر به زندگی دیگران سرک نکشیم ،به رفت و آمدهای همسایه کنجکاو نباشیم اما نمیشود در مقابل مشکلات وگرفتاریهای همسایه سکوت کرد. نمیشود هنگام مواجهه با حادثه ای برای یک هموطن در خیابان روی چرخاند و رد شد . نمیشود صدای گریه همسایه را شنید و در را بست و در خانه مخفی شد
شوپه مصلحت اندیش ... دیدن ادامه » است ،آرامش و امنیت خود و همسرش را به ناملایمات و درگیری با اشرار احتمالی ترجیح می دهد او بر خلاف میل باطنی از خانه بیرون نمی رود، ولی عذاب وجدان می گیرد و بخاطر عدم کمک و مساعدت به همسایه خود را سرزنش می کند
وقتی امنیت کمرنگ میشود وقتی ماشین از پارکینگ هم دزدیده میشود وقتی با دیدن مامور برق از آیفون تصویری باز با ترس و اکراه در را باز می کنیم میتوان به شوپه حق داد
شوپه عزیز غمگین نباش که زندگی در کلان شهر همه مان را نسبت به همسایه بی تفاوت کرده
میذاریم "دوست داشتم" رو برای بعد از دیدن اجرا :)
۲۴ آذر
و این تراژدى بزرگى ست ... بازهم ممنون جناب تهورى عزیز ...
۲۴ آذر
سپاس از توجهتون جناب سلیمانی و سپاس از گروه بیستون که با اشاره غیر مستقیم به معضلات اجتماعی،تماشاگر رو به واکنش های مثبت تشویق می کند
۲۴ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرده نان همچون کار قبلی سلیمانی با محوریت خانه و خانواده است . فالومی روایت زندگی یک زوج جوان بود که با ترسیم نقشه ای زیبا ،راه سعادت و خوشبختی را برایشان هموار می کرد . امروز زن و شوهر نمایش به میانسالی رسیده اند و خرده نان روایت یک شب نشینی ساده با این خانواده است . خانواده ای از قشر متوسط و ساده جامعه
قطعا در جوانی و بخصوص دوران دانشجویی هزاران امید و آرزو در سر داشتیم و سعی و تلاشمان براین بوده که بر قله های رفیع شغلی و مادی برسیم و جایگاه اجتماعی والا داشته باشیم . خب عده معدودی به تمام خواسته های دوران جوانی می رسند و بخش عظیمی از مردم به یک زندگی ساده و آبرومند، یک زندگی بخور و نمیر میرسند
اینجا بحران میانسالی نمایان میشود یک وضعیت قیاسی بین آرزوی جوانی و داشته های امروز بوجود می آید ناگهان پی میبریم که سنی از ما گذشته و هنوز به آرزو ... دیدن ادامه » و خواسته هامان نرسیده ایم قطعا ناراحتی و افسوس و پشیمانی آزارمان می دهد و بیماریهای مختلف ،هزینه های درمان کلافه مان می کند انسان محافظه کار و مصلحت اندیش میشود و در واکنش به اتفاقات، تصمیمات احساسی و لحظه ای نمی گیرد
نمایشنامه روایتی ساده از زندگیست . بدون شعارهای گل درشت و تابو شکن که در لحظه احساسات تماشاگر را برانگیزد بدون بیانه های فلسفی . قصه پیش می رود و زاویه های پنهان و پیدای زندگی نمایان میشود . مهمترین و زیباترین کار نویسنده اینکه کاراکترها و کنش هایش را قضاوت نمی کند اجازه میدهد که تماشاگر بعد از پایان نمایش در مسیر برگشت به خانه فکر و اندیشه کند
آیا زندگی آرزوی به دست نیامده ها و حسرت از دست رفته هاست ؟؟؟
کوروش سلیمانی در این نمایش نشان داد که "سادگی همیشه زیباست" بازی خانم اقبال نژاد را خیلی دوست داشتم نقشی متفاوت از نقش های قبلی که ازشون دیده بودم ( بخصوص تور عروس امیر امجد که فوق العاده بودند و بعد سالها در ذهنم حک شده ) با این لباس ساده خونگی شبیه یک مادر دوس داشتنی هستند . رضا بهبودی که از ستونهای تئاتره ، وقتی دستشو میذاشت سر دلش تمام وجودم درد میگرفت
نیمه دوم نوشته ام که نتیجه گیری و فکر و اندیشه در مقابل یک رخداد اجتماعیست و (قطعا دغدغه و هدف کورش سلیمانی از تدارک این نمایش) را جهت لو نرفتن قصه در روزهای پایانی در تیوال ارائه می کنم ...
ممنونم جناب تهورى .از نظر دقیق شما نسبت به خرده نان ... منتظر نوشته ى تکمیلى تان مى مانم ... پاینده باشید ...
۱۷ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا تهوری
درباره نمایش روزمرگی i
از خوندن صفحه حوادث روزنامه می ترسم ، دیدن و شنیدن دردها و رنجهای هموطن آزارم میده ، آزارم میده بخاطر اینکه نمیتونم کاری براشون بکنم ، نمیتونم بار غمشون رو سبک کنم
نهادهای خیریه و کمک های مردمی بنظرم مسکن های خوبی بودند ولی درد و فقر آنقدر زیاد و گسترده شده که قشر متوسط چون گذشته نمیتواند کار خیرخواهانه انجام دهد ، همین که جوابگوی خانواده اش باشد کار بزرگی کرده .نقش دولت چیست ؟شهرداری چه وظیفه ای دارد؟
لیلی عاج از ایران و ایرانی می گوید از طبقه فقیر، مردمان تیره بخت، بحران های اجتماعی و آثار مخربش . لیلی عاج صدای مظلومان و تهیدستان ایران است
دکتر علیرضا صادقی در کتاب زندگی روزمره تهیدستان شهری جمله دردناکی نوشته : تهی دستان به لحاظ اقتصادی استثمار به لحاظ سیاسی سرکوب به لحاظ اجتماعی بدنام و به لحاظ فرهنگی طرد شده اند ( از صفحه اینستاگرام خانم ... دیدن ادامه » عاج با این کتاب آشنا شدم)
اسم نمایش با ظرافت، دقت و وسواس انتخاب شده که نشان میدهد این زندگی روزمره و تکراری و از نگاه ما ( بی اهمیت ) باعث مرگ هر روزه این اقشار است. مرگ عواطف احساسات و شاید در آخر مرگ جسمانی
واقعا این زندگیست ؟ پاسخگویی به این سوال وظیفه کیست ؟
فقط میتوانم به شعر عماد خراسانی اشاره کنم ( برما گذشت نیک و بد اما تو روزگار ... فکری به حال خویش کن این روزگار نیست)
در مورد نمایش (اجرا و بازیها)
چندان علاقه ای به نمایش و فیلم های اپیزودیک ندارم و بعلت وفور کارهای مونولوگ ،در انتخاب مونولوگ هم وسواس دارم . زیرا علاقمندم هنگام تماشای نمایش اتفاقات و رخدادها را ببینم نه اینکه شنونده باشم حتی اگر بازیگر به زیبایی برایم تصویر سازی کند . این اثر قطعا دلنشین و گیرا و تاثیرگذار هست و از انتخابش خوشحالم و بعد از گذشت چند روز چهره بازیگران جلوی چشمانم هست و گریه ها و هق هقشون شوک بهم وارد میکنه
قطعا این هنرمندان جوان در آینده نامها و چهره های مهمی در تیاتر خواهند بود زیرا نشان دادند که کلاس های بازیگری مهتاب نصیر پور و محمد رحمانیان چقدر کارآمد هست و بازیگردانی و کارگردانی لیلی عاج هم چون قلمش توانا و پرقدرت
این نمایش به همت علیرضا فولادشکن (مدیر و مسئول ثبت نام و برگزاری کلاسهای خانم نصیرپور) تهیه شده و میزبان هنرمندان نام آشنای سینما تئاتر موسیقی و مدیران فرهنگی و فعالان رسانه و... بوده . امید که این بزرگواران با نقد معظلات جامعه بتوانند مسئولین رو هم به فعالیت و کمک بیشتر تشویق کنند و خلاصه اینکه از این محافل و مهمانیهای هنری آبی هم برای تهیدستان گرم بشه
کمپین #دموتئاتریک

من رضا تهوری به عنوان مخاطب تئاتر به روند غیرشفاف و فردمحور ارائه‌ی مجوز برای اجرای تئاتر و سیاست‌های غیرشفاف مدیریتیِ مسئولان تئاتری در کشورم اعتراض دارم و در کمپین #دموتئاتریک شرکت می‌کنم.

من معتقدم اِعمال‌ قدرت‌های مدیران سالن‌های دولتی، عمومی و خصوصی (که خود نیز پیرو نظرات هر مدیر به شکل سلیقه‌ای اجرا می‌شود)، عدم حمایت و تامین امنیت شغلی گروه‌های تئاتری به شکل قانونمند و عادلانه و نبود شورای حل اختلافی عادل که پاسخگوی اختلافات اعضای بازبین و گروه‌های تئاتری باشد، همه به عدم شفافیت و فضای غیرمسئولانه و سلیقه‌ای دامن زده‌اند. اینجاست که هر تعاملی میان مسئولان و هنرمندان فرصتی برای تسویه‌حساب‌های شخصی می‌شود و چشم‌انداز این حرفه را در جامعه تیره و تار می‌کند.
من معتقدم که هنر تئاتر در این فضا دیگر مجال نفس ... دیدن ادامه » کشیدن ندارد و از آنجا که به اعتلای فرهنگ و هنر کشورم اهمیت می‌دهم، از معاونت امور هنری و اداره‌ی کل امور هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان مسئولان مستقیم این حوزه تقاضا دارم در برابر این وضعیت ناامیدکننده و در مقابل مدیران اقتدارگرا و مداخله‌جویی که مسیر را برای گروه‌های نمایشی و مخاطبان این هنر هر روز تنگ‌تر و ناهموارتر می‌کنند، پاسخ‌گو باشند.

تلاش برای شفافیت فضا و تصویب قوانین بازدارنده جهت محدود کردن سلایق شخصی بدون شک در مسیر اعتلای فرهنگی کشور است و تئاتر را از یک تفریح خودخواهانه و محدود به اقشاری خاص، به ذات خودش برمی‌گرداند: یعنی تئاتر به عنوان ضرورتی در تمام #جامعه و برای تمام اقشار و در اختیار تمام #مردم.

دموتئاتریک یک کمپین اعتراضی در برابر وضعیت و سیاست‌های کلان و خرد #تئاتر امروز است که شما هم می‌توانید به آن بپیوندید و متن آن را با نام و نحوه‌ی ارتباطتان با تئاتر منتشر کنید.
قشر متوسط روز به روز فقیرتر میشود ، کارگاهها و بنگاه های کسب و کار کوچیک ،برچیده میشود ، اکثریت جامعه شغل اول یا دومشان دست فروشی و رانندگی شده است
سال حمایت از کالای ایرانیست و تنها یک هنرمند از کالای ایرانی حمایت می کند ولی در این راه هیچ نهاد و ارگان دولتی حمایتش نمی کند .زیرا او مستقل است ،چون هنر و ادبیات این بانوی دلیر ، گزنده و برنده است
سوسن پرور از داشته هایمان در سالهای نه چندان دور میگوید ، در جهان صنعتی روبه رشدی که از قافله جهانی عقب ماندیم و به مصرف کننده کالای چینی تبدیل شدیم
بانو آهو که روزگاری عروس خیابان بود آلزایمر گرفته ، دیگر کیکرز کفش ملی نیست تا در سرمای سوزان زمستان به مدرسه رویم ،محمدرحیم متقی ایروانی در غربت درگذشته روزگاری صادرکننده یجچال ارج بودیم ، پیکان جوانان خاطره شده و...
چی بودیم چی شدیم
نمایشی که در قالب ... دیدن ادامه » یک میزگرد اقتصادی تلوزیونی با خنده شروع میشود لحظات شاد و مفرحی می آفریند ولی شنیدن درد و رنج های کفش ملی و ارج و پیکان خنده از لبانت میگیرد، بغضی گلویت را میفشارد و قطره اشکی گوشه چشمانت مینشیند ، ورود نساجی مازندران اوج تراژیک قصه است که رها میشوی و هق هق گریه سر میدهی
اینها مشتیست از خروارها صنعتگر و کارآفرین ایرانی است که در نمایش جسورانه بی ادعا شریف و دردمند سوسن پرور گنجانده شده
طنز تلخ اجتماعی ،گزنده و نیشدار که بهترین بستر برای برنامه های تلوزیونی است ولی افسوس و صد افسوس که در رسانه ملی جایگاهی ندارد و با همت سوسن پرور در تئاتر باران به صحنه آمده است . کارگردان با ظرافت و کنایه کراوات مهمان را باز میکند و یقه اش را سنجاق میزند ، آرایش مهمان خانم را کمرنگ میکند ، حتی حواسش به شکم مهمان هم هست و بدون بالش برویش زوم نمیکند
کارشناس برنامه چقدر فهیم و جملاتش چقدر پرمغزاست . حرفهای شعاری بی سر و ته که خنده تلخی برای تماشاگر به ارمغان دارد
سوسن پرور در این میان قشر جوان را هم در نظر گرفته و نماینده در صحنه دارد ، جوانی با مطالعه و علم و دانش که متاسفانه هیچ قدر و منزلت و شغلی که لایقش باشد نیافته است ، زرنگ باشد مهاجرت می کند وگرنه ول معطل است
--مخاطبان عزیز تیوال اگر علاقمند بودید در این روزهای پایانی با این نمایش همراه شوید
---خانم سوسن پرور با این نمایش یاد اولین نمایشی که بازی کردم افتاد به نام ( زنگ انشا ) با موضوع شهر خود را چگونه میبینید ، هر دانش آموز با نگاهی تلخ و گزنده مشکلات شهر را بازگو میکرد . تماشاگر را میخنداند ولی مسئولین شهر را ... ( بماند ) . سربلند باشید و پیروز

رضا تهوری
درباره نمایش مترسک i
نمایش مترسک با حضور فعالین حقوق زنان کارگر افتتاح و به همه کارگران تقدیم شد
زنان و دختران زادگاهم ماهها پای دار قالی می نشینند و انگشتان زخمی و خونینشان میان تارهای قالی میرقصد و گلیم هایی با نقش و طرحی از زندگی خلق می شود و در سرتاسر جهان تزئین خانه ها می‌شود اما دست رنجشان در جیب تاجران و دلالان است
امروز گروه تئاتر اگزیت نمایشش را به شما تقدیم کرد. شما که در روستاهای مرزی آذربایجان ایران در سکوت تار و پود زندگی را می بافید، دیگر تنها نیستید صدایتان توسط مهرداد خامنه ای در صحنه های تهران طنین انداز شد
وقتی به صفحه نمایش مترسک اجرای مهر 94 رجوع کردم متوجه شدم تمام نقد ها و نظرات تماشاگران توسط کارگردان مطالعه و بررسی و تغییراتی جهت تکمیل اعمال شده،
مدت زمان نمایش حدود 25 دقیقه اضافه میشود. نمایشنامه‌ای که نیم قرن پیش نوشته شده با صحنه هایی ... دیدن ادامه » از فیلم‌های مطرح جهان (مرتبط با موضوع) با وسواس و سلیقه مهرداد خامنه ای مزین می گردد تا بر تاثیر کلام استاد بیضایی بیافزاید
نور، جایگزین صندوق ها می‌شود. صندوق هایی که شخصیت های نمایش از ترس مترسک خود را در آن محدود و اسیر کرده اند.
آنها صندوق ها را محل امن و آرامش می دانند در صورتیکه صندوق ها همچون پیله هایی هستند که بر خود تنیده اند. این پیله ها هرگز تبدیل به پروانه نخواهند شد زیرا خوراک کارخانه ریسندگی مترسک هستند
مترسک ساخته جهل و خرافه و ترس است و تنها راه حل نابودی اش اتحاد و اعتماد است
لباس بازیگران در پرده اول و دوم تغییر می کند، لباس‌های پرده دوم بارکد دارد که بسیار دردناک است (برای جذاب بودن موضوع برای دوستان در روزهای پایانی در مورد بارکدها بیشتر می نویسم
رضای عزیز مثل همیشه با کلام و ‌‌منش انسانیت تحت تاثیر قرار می‌گیریم و ممنون که مسئولیت من و گروه اگزیت را یادآور می‌شوی و ممنون که در این راه با هم هستیم.
۰۳ مرداد
این هم شعری برای زحمتکشان زادگاهت از محمد زهری
گل قالی
از مجموعه برای هر ستاره
تهران - شهریور ۱۳۳۴


پنجه ای بر تار می بندد تن پودی

درد می ریزد ز سرانگشت خونمرده

... دیدن ادامه » خواب رفته پای بی اندام

در قولنج شانه، هر دم می کشد تیری

ای بسا جنبنده در آنجا

- ولی با شکل شان ترکیب در هم رفته ی انسان -

دست در کارند و اندر کارشان بی تاب

گاهگاهی

چشم ِ از سو رفتهٔ ناسور مردی یا زنی یا دختری یا...

باز می یابد نخ تابیده ی آبی، بنفش و ارغوانی را

گاه هم

در خم یک سر به روی چارچوب کارگاه

و سکوت دیگر یاران

می گریزد مرغک تنگ آشیان ِ روح غمناکی...

تا گل قالی شکوفد چون گل خورشید

زیر پای دیگران،

زیر پای شکل شان انسان و، از ما بهتران
۰۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افرای بیضایی به سنگلج آمده است ، پس به تماشایش نشستم
اگر فردا روزی دوباره گروهی دیگر افرا را در شمایل نمایشنامه خوانی ارایه دهند ،مشتاقانه به دیدارشان می شتابم تا در اتسمفر فکری استاد بهرام بیضایی غوطه ور شوم
شاید ما لیاقت کرسی استادی تان در هنرهای زیبا را نداشتیم که این افتخار نصیب دانشگاه استنفورد شد ،وقتی همه خواب بودیم که شما رفتید
وقت دیگر ، شاید ، فرزندانتان مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین را برپا کنند
آری امروز وقت دیگراست ، همه بیداریم ، امروز روز واقعه است
سپاس از سهیل ساعی و همه گروه، قطعا اجرای متون استاد بیضایی علاوه بر شجاعت و جسارت ،تمرین و تمرکز فراوانی رو می طلبه
خوشحالم که چند روز آینده هم چهار صندوق استاد، توسط مهرداد خامنه به صحنه میاد
رضا تهوری
درباره نمایش مترسک i
طرح تئاتر برای مردم

گروه تئاتر اگزیت همچون اجراهای گذشته خود ، بهای بلیط را با توجه به سطح درآمدی افراد و اقشار مختلف جامعه متغییر اعلام کرده و خریداران می توانند بدون محدودیت در ردیف و صندلی و روز اجرا به تعداد دلخواه بلیط تهیه کنند
برای حمایت و همراهی این گروه می توانید بلیط 5 ،10 ،25،20 هزار تومانی را به دلخواه انتخاب کنید
امیدوارم اکثر اقشار جامعه از این روش منحصر بفرد اطلاع پیدا کنند و بر تعداد مخاطبین تئاتر افزوده بشه و کسی بخاطر مسایل مالی از دیدن نمایش محروم نشه

از تمام دوستان تیوالی تقاضا می کنم که این اتفاق مهم را اطلاع رسانی فرمایند

امیدوارم مسئولین و هنرمندان هم از طرح تئاتر برای مردم مطلع شوند. زیرا تئاتر تنها برای درآمدزایی نیست و هدف اصلی تئاتر بالابردن سطح آگاهی و فرهنگ جامعه است
نکته دوم ، انتخاب یکی از آثار فاخر ادبیات ... دیدن ادامه » نمایشی ایران ، چهار صندوق بهرام بیضایی توسط مهرداد خامنه ای است که با برداشتی آزاد دراماتورژی و به صحنه می آید .
امید که استاد بیضایی هم در سالنهای وطن نمایشی را به اجرا درآورند
با سلام اقای تهوری. با اجازه متن شما رو جهت اطلاع رسانی کپی میکنم
۰۲ مرداد
سپاس اشکان عزیز
۰۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمان اندکی تا تحویل سال نومیلادی باقیست ،شاید یک تصمیم سرنوشت ساز مانند بمبی باشد در زندگی شخصی و اجتماعی
نمایشی در 4 اپیزود که کاراکترها در موقعیت سخت انتخاب قرار می گیرند که می تواند سرنوشت خود ،جامعه و خانواده را تغییر دهد . می تواند باعث مرگ و زندگی باشد ، می تواند جنگ یا صلح ایجاد کند
از رنگ طوسی ،رنگی خنثی بین سیاه و سفید برای لباس کاراکترها و اکسسوار صحنه استفاده شده رنگی که به دانش و خرد معروف است و دارای وقار است و محافظه کار ، از رنگ طوسی انتظار سازش داریم اما طوسی خنثی است و جهت گیری مشخصی ندارد و در کنار هر رنگی که قرار گیرد خصوصات همان رنگ را به خود میگیرد به همین جهت آستین و یقه لباسهای بازیگران به رنگ های مختلف تزیین شده
در اپیزود چهارم تصمیم در مورد بیان حقیقت است حقیقتی که باعث جنگ می شود قطعا تصمیم سرنوشت سازیست برای یک ملت
... دیدن ادامه » آیا میشود حقیقت را فدای صلح کرد آیا مصلحت اندیشی لازم است
موقعیت سختی که شاید برای همه اتفاق بیفتد ، دوراهی سرنوشت دوراهی که امیدوارم با انتخاب درست عاقبتی نیک برای همگان به ارمغان آورد
مسعود میرطاهری بازیگری که سالهاست در عرصه تئاتر می درخشد . در نمایش فالومی (کورش سلیمانی) ، مضحکه شبیه قتل(حسین کیانی) بازیهای متفاوتی را شاهد بودیم . امید که باز هم کاگردانی کند و نمایشهای مختلفی به صحنه آورد

سپاس از شما جناب تهوری گرامی ، خیلی خرسندم که تونستیم نمایشی را به صحنه ببریم که تماشاگر با واقعیات روز و دنیای پیچیده امروز همسو میشه ، ممنون از لطف و مرحمت شما
۱۴ اردیبهشت
سپاس از همه عزیزان پر تلاش در مدرسه بازیگری متد
۱۵ اردیبهشت
آقاى تهورى خیلى ممنون که نمایش ما رو بر تماشا انتخاب کردین
ممنون از نظرتون
۱۶ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«گام زدن بر یخ های نازک» اولین نمایشنامه غلامحسین دولت آبادی و آراز بارسقیان در مورد زندگی کارگردان تئاتری بنام حسن گلشن است که جایزه کتاب سال 92 را دریافت کرده است نمایشنامه ای که بیش از چهار ساعت و نیم مدت زمان اجرای کامل آن است
زندگی عبدالحسین نوشین (نمایشنامه نویس و کارگردان مطرح تئاتر ایران) موضوع دومین نمایشنامه این نویسندگان می شود به نام " پرتره مرد ریخته" که توسط اصغر همت در سنگلج اجرا شده است
رها تقی نیا سومین نمایشنامه دولت آبادی و بارسقیان" یلدای سرد و باشکوه استاد محمود راد "را به صحنه آورده
عده ای از شاگردان دوستان و همکاران نویسنده ای معاصر بعد از مرگش بنیادی را بنام استاد تاسیس کرده اند تا به حفظ و نشر آثارش بپردازند.آنها همه تحصیلکرده و روشنفکر اند ( نویسنده ، مترجم ،شاعر، روزنامه نگار ،ناشر ،گرافیست ،وکیل ،نقاش ... دیدن ادامه » ، استاد دانشگاه ) که در شب یلدا دور هم جمع شده اند و ...
نیمه اول نمایش این افراد معرفی میشوند و در نیمه دوم صدای استاد محمود راد (استاد ژرژ پطرسی) تمام معادلات را بهم میریزد .قصه ای ملموس که هر لحظه واقعه ای جدید را نمایان می کند . افراد چاپلوسی که سوء استفاده از نام بزرگان می کنند ،سرقت ادبی و مافیای چاپ و نشر و اتفاقاتی که باید ببینید و لذت ببرید
این نمایش برای دوستان تیوالی ام که دغدغه فرهنگ و ادب و انسانیت دارند بشدت پیشنهاد میشود
حضور بازیگر پیشکسوت تئاتر جناب منوچهر علیپور در میان هنرمندان جوان از انتخابهای اثر گذار رها تقی نیاست
جناب تهوری عزیز متأسفانه نمایش بسیار ضعیفی بود!!
متن متوسطی که با کارگردانی و نورپردازی و بازی‌های نه چندان مناسب به محاق رفته بود...
۱۴ اردیبهشت
امیر مسعود عزیز قطعا من هم نقدهایی بر شیوه اجرا دارم و باهات هم عقیده ام . نمایش رئالی که طراحی صحنه و نور مناسبی نداره ، قطعا این دکور تداعی خانه قدیمی یک نویسنده نبود و اکسسوار مناسبی انتخاب نشده بود طراحی ابتدایی لباس و گریم همه مشهود بود که متاسفانه بضاعت مالی گروههای تئاتری در این امر بی تاثیر نیست
ولی در کفه دیگر ترازو نویسندگانی قرار دارند که دغدغه ادب و اخلاق دارند و این امر برایم ستودنیست و باعث شد علاقمند این نمایش شوم
مشتاقم که در اسرع وقت رمان پل نوشته آقایان بارسقیان و دولت آبادی را بخوانم
یکی از نقاط قوت نمایشنامه تعدد شخصیت ها در یک صحنه است حضور همزمان 9 بازیگر و دخالت در یک موضوع و تقسیم دیالوگ و تدوام منطقی گفتگوها و روابط فی مابینشان رو دوست داشتم ( در زمانه ای که اکثر نمایشها مونوگ و دو پرسونازی شده اند)
لوله فاضلاب آشپزخانه گرفته و تمام کثیفی و پلیدی نمایان شده و بوی تعفن خانه را در بر گرفته همچون صاحبان جدید خانه که چهره واقعی شان نمایان میشود فرهیختگانی که به کمک دوست وکیلشان خانه را در مزایده بانک تصاحب کرده اند
بادمجان دور قاب چینهایی که چهره ماندگار ادبی را پله ترقی خود کرده اند و دیروز از خودش و امروزه از نام و آثارش سوئ استفاده می کنند
این افراد که بنیاد انحصار به راه انداخته اند حتی به اندازه آن غریبه هم استاد خود را نمی شناسند وبه کسی اجازه تحقیق و پژوهش نمیدهند ( قطعا در جامعه از این بنیادها فراوان است)
در دنیای تئاتر هم امروزه شاهدیم که بعضی بازیگران بجای افتخار به کارهای هنریشان به شاگردی استاد سمندریان مفتخرند و در سالروز تولد و وفاتش با انتشار عکسی از استاد و خودشان اظهار فضل می کنند
در حیطه هنرهای تجسمی و موسیقی این اتفاقات بیشتر به چشم میخورد .دزدی ترانه و آهنگ که بیداد می کنه
در ... دیدن ادامه » محیط دانشگاه و روابط استاد شاگردی هستند دستیارانی که درآمدشان و تعداد شاگردانشان از استاد بیشتر شده
۱۵ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کشیدنِ آبرنگ ها، نه از تفنن بود و نه از دل خوشی بود. آنها در روزهای انهدامِ کاملِ روحی که مرا تسخیر کرده بود، انجام شد. روزهای افسردگی ی مُدام که زمین از زیر ِ پاهایم می گریخت و سقفِ آسمان آنقدر پایین آمده بود که مرا به خفه گی می برد ابتدا با هراس شروع کردم.
دوست من " ابوالفضل همتی اهویی " مرا دلداری می داد و مرا به آتلیه اش می برد.
شاگردان جوانش با چهره های زندگی ساز، مرا به نقاشی امیدوارکردند.
هراسم از نقاشی، مرا یاد کتاب اولم " طرح" انداخت که مسعود کیمیایی مرا از فراموشی ی خودم درآورد.
روزهای چهارشنبه به آتلیه دوستم " همتی" می رفتم و او با حوصله ، آبرنگ ها را تماشا می کرد.دیگر در آن روزهای فراموشی ی خودم ، زندگی ام صیقل خورده و شفاف شده بود.
اگر چه میدانستم زمین ناهموار و ساعت رحلت نزدیک است . چون می دانستم باطری ای که در قلبم ... دیدن ادامه » جای گرفته قطب نمای من است، پس آبرنگ ها با آموزگاری دوستم تولد یافتند و روزهایم آرام آرام دلپذیر شدند.
این آبرنگ ها را عکس برگردان روزهای انهدام روح و جسم من بدانید
تو هر چه برای ادامه زندگی دلایل محکم بیاوری ، مرگ کور است و کر است
اما جای پای عاشقان در برف ماندنی ست و آب نمی شود .
احمدرضا احمدی
بهار 1397
تهران
عاطفه گندم آبادی این را خواند
امیرمسعود فدائی، نیلوفر ثانی و ابرشیر این را دوست دارند
سپاس از توضیحات همیشه خوبتون آقای تهوری عزیز
خیلی دوست داشتم آثار هنری این شاعر بزرگمونو ببینم اما مقدور نشد
۱۴ اردیبهشت
سپاس خانم ثانی
شعرهای احمدرضا احمدی از کودکی همراه و آرام بخش محفل تنهایی هایم بودند .
نقاشی هایی که زلال بودند همچون کودکی
و مهربان چون احمدرضا احمدی
۱۵ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است
اسرافیل روایت دو داستان عاشقانه است و مثلث عشقی را ترسیم می کند که بیننده را به وجد می آورد. خط سیر داستان ،سناریوی منسجم و دکوپاژ زیبای آیدا پناهنده عاشقانه هایی را به نمایش می گذارد که رضایت مخاطب را بهمراه دارد.
تقابل عشق اول و قدیمی با عشق امروزی با اختلاف زمانی بیست ساله دستمایه اصلی فیلمنامه است که کارگردان با زیرکی و ذکاوت دو داستان را به تفکیک و تقدم زمانی ارائه می دهد طوریکه فیلم اپیزودیک جلوه می کند که بنظرم یکی از نقاط قوت فیلم میشود
ابتدا عشق اول ،عشقی عجین با پوست و استخوان به تصویر کشیده می شود ، عشقی از جنس نگاههای لحظه ای و نامه های عاشقانه با تمام محدودیت های جامعه و خانواده بخصوص در شهرهای کوچک ایران،
خانواده هایی متعصب که با نگاه پاک و عاشقانه دو جوان رگ غیرتشان ... دیدن ادامه » بیرون می جهید و عاشق و معشوق را تا مرز خودکشی می کشاند . در حالیکه عشق دوم از جنس دیدار و گفتگوهای طولانی و بدون ترس از خانواده است طوریکه دو ماه مسافرت خارج از کشور و زندگی مشترک هم دارد.
سالها می گذرذ و دوباره زخم کهنه سر باز می کند گفتگوی ماهی و بهروز بعد از بیست سال و قدم زند در قاب زیبای طبیعت شمال باعث افسوس می شود که ای کاش بیست سال پیش این دو می توانستند قدم بزنند وگفتگو کنند. تماشاگر ایرانی هم سن و سال این دو که محدودیت و تعصب ها را لمس کرده قطعا به آن سالها فلاش بک میزند و خاطراتش رامرور می کند
قصه عاشقانه دوم ،قصه درد و رنج و بیماریست . آلزایمر ،ام اس،افسردگی و فقر که گریبان جامعه مدرن امروزی را فرا گرفته در این قصه نمایان است
دو جوانی که رویاهایی در سردارند ، دو جوانی که از سایه امن پدر محرومند و دست نوازش مادر هم ندارند در برزخ سختی گرفتارند در عنفوان جوانی باید پرستار و تیماردار مادر باشند ، لحظات سختیست نه می توان مادر را ترک کرد و نه به آینده پشت پا زد
آیداپناهنده به نکته های ظریفی هم در فیلم اشاره می کند
1.مادری که نمی تواند ماشین فرزند فوت شده اش را که خود خریده ، بفروشد زیرا پدری که نیست دو برابر سهم می برد
2.جسارت و گستاخی دانش آموز در مقابل معلم و حمایت والدین از فرزند.
در سالهایی که ماهی و بهروز دانش آموز بودند اگر هنگام تنبیه ، زخمی و کبود هم میشدیم پدر و مادر با خشم و غضب می پرسیدند : چه کردی که معلم این بلا را بر سرت آورد . ولی امروزه شاهد اتفاقاتی هستیم که در فیلم دیدیم که به راحتی دانش آموز معلم خود را عقده ای می خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا تهوری
درباره نمایش مهاجران i
گروه تئاتر "اگزیت" یک گروه است که دغدغه عدالت اجتماعی و حقوق برابر برای همه انسان‌ها را دارد و به این دغدغه خود افتخار می‌کند.
کانال تلگرام جدید گروه تئاتر اگزیت
https://t.me/exittheatregroup

نقد هفتگی تئاترهای روی صحنه
ترجمه مقالات به‌روز تئاتر
مقالات پژوهشی درباره تئاتر ایران
پادکست
فیلم تئاتر
پیشنهاد: فیلم، کتاب، موسیقی
و اخبار اجراهای گروه تئاتر اگزیت
با احترام فراوان به این گروه محترم و ارزشمند و جریان ساز.
متاسفانه گاهی نقدهاشون غیرمنصفانه است
۲۳ اسفند ۱۳۹۶
خانم حدیث گرامی نقد رو هم میشه نقد کرد وبه نظرم منتقد بیشتر از هرکسی به نقد شدن احتیاج داره چرا که باید در دام تعصب ودگم نیفته یادم میاد باصراحت وحتی تاحدودی تند برخی از نقد هاشون رو نقد کردم به نظرم هر جا دیدید غیرمنصفانه نقد کردند بیان کنید
۲۳ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه تئاتر "اگزیت" یک گروه است که دغدغه عدالت اجتماعی و حقوق برابر برای همه انسان‌ها را دارد و به این دغدغه خود افتخار می‌کند.
کانال تلگرام جدید گروه تئاتر اگزیت
https://t.me/exittheatregroup

نقد هفتگی تئاترهای روی صحنه
ترجمه مقالات به‌روز تئاتر
مقالات پژوهشی درباره تئاتر ایران
پادکست
فیلم تئاتر
پیشنهاد: فیلم، کتاب، موسیقی
و اخبار اجراهای گروه تئاتر اگزیت
عاطفه گندم آبادی و محمد لهاک این را خواندند
لیلى شجاعى، مهدی حسین مردی، *مریم* و ابرشیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مونولوگی 100 دقیقه ای با هنرنمایی بازیگری از نسل قدیم (دوران طلایی) تئاتر ایران که بعد از 40 سال دوری از وطن دوباره بر صحنه های تئاتر ایران می درخشد . کسی که با عباس نعلبندیان همکاری کرده ( عباس نعلبندیان نویسنده و کارگردانی که هیچ اثری از او اجرا نمیشود و فقط نمایشنامه "ناگهان هذا حبیب الله مات فی حب الله هذا قتیل الله مات بسیف الله"را خوانده ام )
افسانه ببر توسط دیگر هنرمندان و در طی سالهای گذشته در مدت زمان 50 دقیقه اجراهای متعددی داشته که با استقبال مواجه شده ولی این بار صدرالدین زاهد با زمانی دوبرابر در صحنه ظاهر میشود که علاوه بر زنده کردن شخصیت های متعدد افسانه ببر برایتان لالایی میخواند ضرب می زند. او نمایشنامه داریو فو ، نقالی کهن چینی را به همراه نمایش ایرانی و نقالی ایرانی به تماشاگر ارایه می کند
در این سفر سخت و طاقت فرسای سرباز ... دیدن ادامه » با او همقدم و همراه شدم ، از ته دل خندیدم ، با جراحت و زخم هایش دل من هم به درد آمد ، در رودخانه خروشان احساس غرق شدن داشتم .احساس تنهایی و ضعف گرسنگی را در غار حس کردم، با دیدن دندان های تیز ببر وحشت کردم و...
امروز فهمیدم که چطور بازیگر در صحنه میتواند تماشاگرش را سحر کند طوریکه چشم از او برندارد . افسانه ببر فقط یک نمابش طنز از داریو فو نیست کلاس آموزش بازیگریست که توسط پیشکسوت تئاتر ایران و فرانسه تحصیلکرده هنرهای زیبای زیبا و سوربن ارایه می گردد .غنیمتیست تماشایش و شنیدن صدای دلنشینش
شاید از مسئولین تئاتر کشور بهتر است گله نکنم که چرا مراسمی برای حضور این هنرمند برگزار نکرد ولی از هنرمندان با سابقه میشود این انتظار را داشت که با حضورشون در اجراهای افسانه ببر احترام و ارج نهادن به مقام پیشکسوت را به جوانان و دانشجویان نشان میدادند . البته پیشکسوتان هم دوره جناب زاهد هم که در ایران هستند بیشتر در منزل به مطالعه مشغولند

صدرالدین زاهد با کارگاه نمایش- که نقش بسیار عمده ای در تاریخ تئاتر ایران دارد- در دهه پنجاه شمسی کار خود را به عنوان بازیگر آغاز کرد و شرکت در نمایش پرسر و صدای پیتر بروک، کارگردان بریتانیایی، در جشن هنر شیراز با نام «اورگاست»، زندگی او را به سوی تئاتر مدرن سوق داد.
زاهد پس از انقلاب به فرانسه مهاجرت کرد و بیشتر به کار به زبان فرانسه پرداخت، اما اخیراً با نمایش «افسانه ببر» نوشته داریو فو به زبان فارسی، به کشورهای مختلف سفر می کند تا تازه ترین اثر خود را در نقش کارگردان و بازیگر، به نمایش بگذارد.
به گزارش ایلنا، «روز عقیم» به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی که تابستان سال جاری در تئاتر باران روی صحنه رفت یکی از ۳۹ نمایشی بود که در بخش مرور سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری فرهاد مهندس‌پور پذیرفته شده بود، اما در حالی که تنها ۱۸ روز تا آغاز جشنواره مانده، کیانی در نامه‌ای سرگشاده از دعوت شدن به شورای نظارت مرکز هنرهای نمایشی خبر داد و از جلسه‌ای گفت که طی آن نامه‌ای از نهادی غیرفرهنگی و خارج از مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به سمع و نظر او رسیده است که در آن به صراحت گفته شده نمایش «روز عقیم» حق اجرا در جشنواره تئاتر فجر را ندارد.

در پی این اتفاق کیانی در نامه‌ای سرگشاده‌ با عنوان «روزگار عقیم» نوشته است:

«جنابِ آقای وزیر محترم فرهنگ و ارشاد، جنابِ آقای معاونت هنری وزارت محترم فرهنگ و ارشاد، جناب آقای مهدی شفیعی؛ مدیر محترم اداره کل هنرهای نمایشی و جنابِ استاد فرهاد مهندس‌پور؛ دبیر محترمِ ۳۶ امین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر.

این جانب حسین کیانی، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاترِ ایران از حضور در جشنواره فجر و اجرای نمایشِ «روز عقیم» با وجودِ پذیرفته شدنِ این نمایش توسط ۷۰ کارشناسِ محترم در تمامی زمینه‌های حرفه‌ای تئاتر، انصراف داده و از درخواستِ حضور در جشنواره نیز اظهارِ ندامت و پشیمانی می‌کنم. باشد که پس از این به همان منوالِ پیشینِ خود بازگشته و از سایه جشنواره تئاترِ فجر هم گریزان شوم.

اما دلایل این انصراف و اظهارِ پشیمانی به جهت ثبت در گوشه کوچکی از سرگذشتِ تلخ و غمبارِ تئاترِ ایرانی و اجتماعی، زمینه‌اش توسط شورای محترمِ نظارت و ارزشیابیِ اداره کل هنرهای نمایشی فراهم شد. زمینه‌ای که از همان روزهای پیش از اجرای نمایش «روز عقیم» و روزهای اجرا فراهم شده بود. چندین مرتبه بازبینی پیش و پس از شروع اجرا، بحث و جدلِ مفصلی که با کارشناسان محترم آن شورا داشتم و بازبینی‌های نامحسوسی که تا پایانِ اجرا انجام شد باید من را به این آگاهی دلالت می‌کرد که نمی‌باید این نمایش را برای حضور در جشنواره فجر که حساسیت‌هایی صد چندان دارد، پیشنهاد می‌دادم. آری ایراد و تقصیر از خودِ من بود که اگر نبود حالا شورای محترم نظارت مجبور نبود پس از اعلام نهایی اسامی نمایش‌های راه یافته به جشنواره و در آستانه آغاز آن، کارگردان را به جلسه‌ای ویژه دعوت کنند به صرفِ چای و خوانشِ نامه‌ای که از نهادی غیرفرهنگی و خارج از مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد به دستشان رسیده است. نامه‌ای که به صراحت بیان می‌کند که نمایش «روز عقیم»، حق اجرا در جشنواره را ندارد و کارگردان حقِ حضور در جشنواره را.

محل صدور و شخص صادرکننده این نامه به من گفته نشد و برای من هم چندان اهمیتی نداشت که بدانم اما آن‌چه در آن جلسه و پس از آن برایم اهمیت یافت اول گسترش دامنه دخالت نهادهای غیرفرهنگی و غیرپاسخگو در تصمیم‌گیری‌های نهادهای فرهنگی و دوم تحت تاثیر بودن و مرعوب شدن و سرتسلیم فرود آوردن مدیران فرهنگی در برابر این نامه‌ها و توصیه‌ها و تصمیماتی است که هدفی جز حذفِ تئاتراجتماعی، فرهنگی و منتقد را ندارد.

حقیقتش را بخواهید، بعد از قرائت نامه و استماع آن، یک لحظه دلم به حالِ همه فرهنگ و هنرمان سوخت و قلبم به درد آمد. من و نمایشم در برابر عظمت و بزرگی فرهنگ‌سازان اصیل و حقیقی این سرزمین و سترگی آثارشان هیچ نیستیم و در شمار نمی‌آییم. این انصراف، نه چیزی از من می‌کاهد و نه چیزی از جشنواره تئاتر فجر. این انصراف که هدفِ دلخواهِ آن نامه است و باعث خرسندی شورای نظارت و احتمالا مدیر اداره کل مرکز هنرهای نمایشی خواهد شد، تنها یک نکته تکان‌دهنده را دربردارد و آن نکته جز این نیست که صدای پای انصراف از آفرینش‌های هنری و فرهنگی اصیل و تئاترهای پرسشگر و منتقد و تفکرانگیز توسط هنرمندانِ مستقل و سوال‌مند به گوش می‌رسد و هر دَم این صدا بیشتر و بیشتر می‌شود.

یقین دارم که این صدا بسیار خوش‌آیندِ صادرکنندگان همان دست نامه‌ها و کسانی است که هنر را وابسته و ذلیل و تحت انقیادِ افکارِ محدود خود می‌خواهند اما معدود هنرمندانِ مستقل و صاحب درد باقی‌مانده تصمیم دارند چه واکنشی در برابر این صدای دهشتناک نشان دهند؟ آیا صدای این انصراف شنیده می‌شود؟ آیا روزی فرا خواهد رسید که هیچ محصول هنری تولید نشود مگر تحتِ مراقبت و نظارتِ همان نهادهای غیرفرهنگی؟ پاسخِ این پرسش‌ها هر چه باشد، مسئولیت‌گریزی و تسلیم‌پذیری بی‌قید و شرط دستگاه‌های تصمیم‌ساز فرهنگی را توجیه نخواهد کرد. هر چند هنرمندانِ اصیل و اندیشه‌مند خیلی وقت است که برای پیشرفت و رونق و گسترش هنرشان، دل از مدیران بُریده‌اند و چشم امید به سویی مبهم دوخته‌اند.

حسین ... دیدن ادامه » کیانی. نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر ایران.

۱۰ دیماه۱۳۹۶»
مایه تاسفه واقعا
ولی به نظرم همین که هنرمندان از همدیگه حمایت میکنند جای امیدواری داره.
۰۳ بهمن ۱۳۹۶
متن از صفحه محمد عاقبتی
«من محمد عاقبتی، کارگردان تئاتر و داور بخش آف‌استیج جشنواره تئاتر فجر، در اعتراض به حذف و توقیف نمایش روز عقیم به کارگردانی همکارم حسین کیانی، از ادامه همکارى با جشنواره و داوری نمایش‌های این بخش انصراف می‌دهم.

قرار بود ... دیدن ادامه » جشن بزرگداشت روز گفتگو، روز آزادی بیان و اندیشه باشد.

از شهامت محمد مساوات برای به صدا درآوردن دوباره این زنگ خطر تشکر می‌کنم.

مطمئنم رفیق عزیز و هوشیارم حمید پورآذری، تصمیم‌ام را درک خواهد کرد.»
۰۳ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مونولوگی با هنرنمایی آویشن بیکایی در نقش کارل مارکس
کارل مارکس (1818 - 1883) بعد از یک قرن قدم به دنیای امروز می گذارد و با مردم سوهو ( تماشاگران) سخن می گوید از خاطرات اش ، خواسته هایش می گوید او کتاب کاپیتال (سرمایه) را به همراه دارد .
آویشن بیکایی در مدت زمان 80 دقیقه در مورد مارکسیست کومونیست سوسیالیست حزب کارگر اقصاد سرمایه داری و... سخن می گوید. من با این کلمات بیگانه ام ولی چنان جذب سخنانش میشوم که انگار مارکس را می شناسم و من هم مبارزی هستم که میخواهم بر علیه استعمار و استکبار با همکارانم متحد شوم . هرگز رابطه ام با مارکس و داستانها و مبارزاتش قطع نمی شود بنظرم یکی از موفقترین مونولوگ هاییست که دیده ام
این مونولوگ هرگز از ریتم نمی افتد ، چند ورق روزنامه ،کتاب،عینک ، یک چهارپایه و بطری آب اکسسواریست که بازیگر در صحنه دارد .خانم بیکایی با تغییر ... دیدن ادامه » لحن و تصویرسازی و تسلط بر کلام با صدایی قدرتمند و فن بیان قوی در صحنه هنرنمایی می کند و هرگز وقفه ذهنی در مخاطب ایجاد نمیشود . انتخاب روسری قرمز که نماد و رنگ پرچم کشورهای کمونیست هست و شاید نماد و سنبل سالهای مبارزاتی بسیار جالب و تاثیرگزار است
هاوارد زین نویسنده نمایشنامه سعی می کند مردم عادی جامعه را با آزادی و حقوق مدنی خود آشنا کند تا برای بهبود شرایط اقتصادی خود قدم بردارند و طبق نوشته بروشور نمایشنامه می گوید: "امیدوارم در آینده از من به عنوان کسی یاد شود که تلاش کرد تا نوع متفاوتی از تفکر را درباره جهان ، جنگ ، حقوق انسانها و برابری نشان دهد"

ممنون جناب تهوری عزیز. فکر می‌کنم با این نوشته خستگی کار را از تن خانم بیکایی بدر آوردید. هیچ سخنی زیباتر از کلام مخاطب به هنرمندش نیست. سپاسگزارم از اینکه به بازیگر سخت‌کوش این کار انرژی می‌دهید.
۰۹ دی ۱۳۹۶
معمولا با احتیاط به دیدن نمایشهایی که به صورت مونولوگه میرم...و تا بحال فقط در یک مورد لذت بسیاری بردم. از اونجایی که به مارکس و خط فکریش علاقه دارم امیدوارم بتونم با وجود دوری مسیر به دیدن هر دو نمایش گروه اگزیت برم.
۰۹ دی ۱۳۹۶
صمیمانه امیدوارم از پس انتظار شما برآییم.
۰۹ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من موجودی احساساتی هستم توسط ایو انسلر (Eve Ensler) هنرپیشه، نمایش‌نامه‌نویس و فمینیست اهل ایالات متحده آمریکا نوشته شده است. خانم انسلر برای پایان دادن به خشونت علیه زنان جهان از همه گروه های تئاتری می خواهد تا صدای قربانیان خشونت را در جهان طنین انداز کنند
و این مهم در کشور ما توسط گروه تئاتر اگزیت تحقق یافته است
رازهای دخترهای جهان .دردل های هشت دختر از هشت کشور جهان است که بصورت مونولوگ توسط فرشته حسینی اجرا می شود
داستان ها ، منسجم و واقع گراست .نویسنده به هیچ وجه قصد مظلوم نمایی و برانگیختن احساسات را ندارد و هدفش سرازیر کردن اشک از چشمان تماشاگر نیست ( روشی که متاسفانه در بعضی نویسندگان امروزه رواج پیدا کرده) . یکی از این هشت دختر از تهران با مردم جهان سخن می گوید که تسلط نویسنده و مطالعه و تحقیق در این مورد برایم جالب بود . قصه دختر چینی ... دیدن ادامه » فلسفه عجیبی دارد و به تنهایی میتواند بستر هزاران نمایشنامه و فیلمنامه باشد و داستانهای دیگر...
اجرای مونوگ برای هر بازیگری جذاب هست تا هنر خود را به نمایش بگذارد و به همان اندازه خطرناک چرا که به تنهایی باید مخاطب را درگیر کند و عدم موفقیتش به تلاش تمام گروه لطمه می زند
بنظرم خانم حسینی ( هم سن و سال شخصیت های داستانهاست) موفق هستند و انتخاب بازیگر قدرتمند و پرتوان و پخته تر در نقش دختر 16 ساله 18 ساله به اهداف نویسنده لطمه میزد که این دقت و وسواس مهرداد خامنه ای را در انتخاب بازیگر نشان میدهد
اگر به مونولوگ علاقه دارید و میخواهید در جنبش وی -دی با شعار "تا زمانی که خشونت متوقف شود" شرکت کنید .این نمایش را ببینید

پاورقی
مشهورترین اثرایو انسلر تک‌گویی‌های واژن نام دارد که سال ۱۹۹۶ منتشر شد و از سوی منتقد نیویورک‌تایمز «برترین اثر تئاتر سیاسی در دههٔ گذشته» توصیف شده است.تاکنون در بیش از ۱۲۰ کشور اجرا و به ۴۵ زبان ترجمه شده است او برای نوشتن این نمایشنامه با بیش از ۲۰۰ زن مصاحبه کرده است.اجرای این نمایش در تعدادی از کشورها از جمله اوگاندا، مالزی و چین ممنوع شده است
منابع ویکی پدیا و بروشور نمایش
ممنون از شما جناب تهوری عزیز. از دیدارتان بسیار خوشحال شدم.
۰۹ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید