تیوال نمایش دست‌های آلوده
S3 : 08:17:01
خرید بلیت
۴۰,۰۰۰ تومان
  ۳۰ آبان تا ۲۹ آذر
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: ژان پل سارتر
: مسعود موسوی
: حمیدرضا نعیمی، مسعود موسوی، ریحانه سلامت، شهاب مهربان، محسن بابایی، فرزانه رضایی، آریاز ذوالفقاری، مهدی باقرزاده

: محمد فرشته نژاد
: علی ساسانی نژاد
: ثمین تحویلداری
: علی شاه صفی، پویا موسوی
: بهزاد مرتضوی
: بهنود محمدی پور
: لیدا حکانی، نازنین ابارشی، گلریز ابراهیم
: محمد رضا غلامی
: علی گودینی
: مرجان مروستی علی شاه صفی
: مهسا شریفی
: رامین نیک بین
: سینا سلمان روغنی، دانیال محسنی، زهرا الماس پور، ثمینه نعیمی
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش دست‌های آلوده / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» گذر از متن برای خلق جهانی معاصر از سیاست

» بیست‌وسومین محفل نقد تئاتر با "دست‌های آلوده"

» در تئاتر به سلبریتی ها باج نمی‌دهم!

» پوستر «دست‌های آلوده» رونمایی شد

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
کارهای مسعود موسوی را همیشه دنبال کردم . مسعود چه در لابلای نوشته های برشت آلمانی یا نمایشنامه نویسان ایرانی ، همیشه تصویری از حیرانی انسان را دنبال کرده و در مقابل چشمان همه به نمایش گذاشته است و غالبا نمایش های او با برگرداندن آیینه تمام قد صحنه به روی تماشاگران تمام میشود ، تماشا گرانی که با حیرانی تمام ، درحالی رسد حیرانی خود هستند ، این امضائ ظریف و زیبای مسعود در پای تابلو های نمایشش آنچنان هوشمندانه انجام میشود که گویی تمام عوامل نمایش برای تولد آن در حال نقش آفرینی و هنرنمایی بوده اند
و اما دست های آلوده ....
مسعود موسوی با نمایشنامه سنگین سارتر صفحه جدیدی از روزگار کارگردانی خود را شروع میکند ، چالشی که میتواند دو سرانجام کانلا متفاوت برای او رغم زند .... یا ممکن است خستگی را بر تن صحنه بگذارد و تمام ... یا میتواند مسعود را نیز به عنوان ... دیدن ادامه » یکی از پایه گذاران سبک تلفیق تئاتر کلاسیک و مدرن معرفی کند ... و البته پس از اتمام نمایش ، تماشاگر به راحتی قبول دارد که اتفاق دوم افتاده است و میتوان به خاطر پیروزی در این قمار به مسعود موسوی تبریک گفت.
دست های آلوده نه فقط به زیبایی تمام مدرنیزه که حتی میشه گفت برای تماشاگران این مرز و بوم ، ایرانیزه شده است ، متن سخت و پیچیده سارتر که شاید فقط باید یک دیپلمات تمام عیار باشی تا بفهمی چه اتفاقی درحال جریان است ، آنسان روان جلو میرود که حتی آدم های دور از سیاست و سیاست بازی و غریب با بازی های حذبی میتوانند با آن همگام شوند ، چرا که کار اصلا سیاسی نیست ، بلکه مسعود موسوی تعمدا با کوتاه کردن نمایشنامه و حذف کردن بعضی شخصیت ها تلاش میکند که نغمه دیگر داستان شنیده شود ، نغمه ای که کاملا انسانی – اخلاقی است ، انسانی با پیچیدگی های درونی و احساسات عاشقانه ای که متحیر از این همه جریان های در حال تغییر رنگ است ، انسانی پاک در مقابل دنیایی نه ناپاک که آلوده ، هیچ کس سیاه نیست همه خاکستری اند و در این راستا انتخاب چهره ها و نوع بازی بازیگران ، کاملا درست و منطبق با همان چیزی است که مسعود دنبال آن است ، یعنی هوگو ( اوگو ) انسان حیران داستان که در نمایش با تیپ و بازی خوب شهاب مهربان ، درگیری و جنگ بین مسئولیت و عشق و تعهد و غیرت به بهترین شکل خودش نمایش داده شد .
و شارل یک شخصیت به معنای واقعی کاریزماتیک و دیپلمات که انتخاب و بازی روان و سلیس حمیدرضا نعیمی به بهترین نحو ممکن آن را ساخته و پرداخته است شخصیتی تماما خاکستری که با نزدیک شدن به او نمیتوانی شیفته اش نشوی .
و شاهکار نمایش شخصیت سازی های دو زن داستان است ، که یکی ( ژسیکا ) که در اوج زیبایی و دلبری نترس وسیاس و گاه بیرحم است در حالیکه اصلا وارد بازی های سیاسی نشده و فقط یک همسر است با بازی خوب فرزانه رضایی انتخابی عالی برای ایفای این نقش است و زن دیگر (اولگا ) در حالیکه وظیفه ای مردانه دارد و به ظاهر بایست سنگدل باشد، اتفاقا بسیار دل رحم و عاشق پیشه است که با صدای زیباو بازی ظریف ریحانه سلامت ، تضاد و وارونگی این دو تیپ را در یک کاراکتر به زیبایی ایفا میکند ، شخصیتی که به تنهایی یک داستان سیاسی – اجتماعی را به درام تبدیل کرد ... حتی دو شخصیت محافظ بسیار عالی با معیارهای دید امروزی انتخاب شده اند تا تلفیق قدیم و جدید ملموس تر شود .... و خود مسعود موسوی ( لویی ) که یک رهبر حزب به تمام معنا میشود
در نهایت نمایش دست های آلوده بر خلاف نامش بسیار پاک و صادقانه به معنای واقعی تئاتر، نزدیک است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایران‌تئاتر - سید علی تدین صدوقی: نمایشنامه دست‌های آلوده برای اولین بار در ۲ آپریل ۱۹۴۸ در پاریس به اجرا درآمد. داستان این اثر درامی سیاسی است که در کشوری خیالی به نام ایلیریا بین سال های ۱۹۴۳ و ۱۹۴۵ می گذرد و ماجرای قتل سیاست مداری برجسته را روایت می کند.

بخش عمده داستان دست‌های آلوده از طریق فلش‌‌بک نقل می شود و قاتل چگونگی انجام مأموریت خود را تعریف می کند. هویت قاتل از همان ابتدا مشخص است؛ اما سوال اصلی این جاست که آیا انگیزه ارتکاب قتل، سیاسی بوده است یا شخصی. بنابراین سارتر در این نمایشنامه، بر چرایی به وقوع پیوستن اتفاقات و انگیزه های درونی انسان‌ها تمرکز کرده است.نمایشنامه دست‌های آلوده از آن قسم متونی است که می توانی برای هر زمان و مکانی آن را در نظر بگیری؛ چرا که اساسا نقد قدرت و قدرت طلبی است. اینکه تمامی گروه‌‌ها و احزاب سیاسی‌ای ... دیدن ادامه » که گاها مخالف با یکدیگر نیز هستند زمانی که منافعشان ایجاب بکند همگی سر یک میز با یکدیگر قهوه می خورند و به توافق می رسند و قدرت و منافع حاصل از آن را بین خویش تقسیم می نمایند. این در زمانی است که هواداران آن ها بر سر اختلافات فکری، ایدئولوژیکی و سیاسی با یکدیگر درگیر می شوند و حتی به کشتن هم دست میازند. در این میان آنچه که پس از همه درگیری‌ها، جنگ‌ها، ترورها و تعارضات بین احزاب و گروه‌ها بجا می ماند همان به قدرت رسیدن سران احزاب است و باز مردمان قربانیان اصلی این سیاست‌های قدرت طلبانه و موزورانه می باشند.

مسعود موسوی با آگاهی به نیاز جامعه نمایشی را در دست گرفته که با اوضاع روز جامعه ما می تواند همسو باشد؛ یعنی به طریق اولی در هر جامعه‌ای می تواند اینگونه باشد. او با دراماتورژی خاص خود چکیده و اصل نوشته سارتر را به صحنه کشیده است. او سعی کرده تا لایه‌های زیرین متن را بگشاید و به تحلیل عمیق تر نمایش به لحاظ اجرایی و دراماتیک بپردازد. در این میان نگاه، تحلیل و تاویل خویش را از متن سارتر و به طریق اولی تفکر اگزیستانسیالیسم را نیز بر کار افزوده است. این که فرد به گونه‌ای آزاد است تا انتخاب کند و این خود شخص است که می باید با انتخاب‌هایش به زندگی‌اش معنا، مفهوم و سمت وسو بدهد و با آزادی و بدون آنکه تحت تاثیر نحله‌ها و احزاب مختلف قرار بگیرند؛ آینده خویش، کشور و نسل بعدی را به درستی رقم بزنند. مانند صحنه آخر که اولگا ماشین تحریر را به سمت تماشاکنان می چرخاند و با اشاره از آنها می خواهد که چنانچه خودشان پایان دیگری را می‌پسندند بنویسند و یا خودشان ماجرای آینده جامعه خویش را رقم بزنند تا گرفتار دست‌های آلوده نشوند.

سارتر می‌خواهد به سوسیالیسمی عملگرا که با اگزیستانسیالسیم خاص او تلفیق شده است برای اداره جامعه دست یابد که شاید ایده‌آل او باشد و دور از دسترس. در واقع او در دست‌های آلوده می‌گوید همگی به گونه‌ای دست‌هایشان تا مفرق آلوده به خون، دروغ، ترور، جنگ، قدرت طلبی و منفعت خواهی است و این کار سیاست‌مداران است. سیاست‌مدارانی که در همان لحظاتی که هوادارانشان با یکدیگر در حال جنگ هستند و مشغول حذف های فیزیکی، ترور و کشتار، گرداگرد میزی نشسته‌اند و با خوش و بش قهوه می‌خورند و به سلامتی یکدیگر می نوشند و قدرت و منافعش را بین خود تقسیم می‌نمایند و سهم خویش از قدرت را می‌گیرند. باز در این میان آنچه که بر جای می‌ماند مردمی هستند شکست خورده، غارت شده و فریب خورده؛ مردمی که سرشان بی کلاه مانده است.

مسعود موسوی سعی کرده که این مفاهیم را به گونه‌ای به مخاطب انتقال دهد. او با طراحی صحنه‌ای که همسو با فضای متن و اجراست و در راستای مفاهیم زیرمتنی و دراماتورژی اوست؛ فضایی سرد و عاری از وجوه انسانی را نشان می دهد. همه چیز سرد، فلزی، زنگ زده و بی روح است. فضایی خشن، سرد و زنگار بسته که نشانه اضمحلال اینگونه تفکرات و ایدئولوژی‌های حکومتی است. طراحی و رنگ لباس ها نیز اینگونه است؛ بجز رنگ لباس همسر هوگو. او تنها کسی است در این میان که با عشق می خواهد ماجرا را به پیش ببرد اما در نهایت تنها می ماند؛ چون در این بلبشوی ترور، قدرت طلبی، منفعت جویی و مباحث ایدئولوژیک دیگر جایی برای عشق و محبت نمی‌ماند.

بازی ها، میزان و حرکات نیز بر همین اساس چیده شده اند؛ بازی هایی که تلفیقی از نوعی رئالیسم و ناتورالیسم است که فشردگی خاص خود را دارد و به گونه‌ای لبه تیغ است. با این حال بازیگران نسبتا توانسته بودند که بازی های قابل قبولی را ارائه دهند. اما از سویی با حذف بخش‌هایی از نمایش در دراماتورژی‌ای که صورت پذیرفته که اتفاقا نیز لازم بوده است؛ در جاهایی شخصیت‌پردازی‌ها با نقص و ضعف روبرو شده است. مثلا شخصیت اولگا و ضرورت حضورش در ماجرا یا هوگو و تحول و تغییر نگرشش نسبت به شارل. هر چند که حذف یا کمرنگ نمودن پیش کنش ها که کنش‌های اصلی را در متن و اجرا موجب می‌شوند و به گونه‌ای ابتدا به ساکن به دلیل نوع پرداخت متن یعنی آگاهی مخاطب از کل ماجرا در همان اوایل نمایش از دست می روند؛ یکی دیگر از موارد دیگر متن است. این به نوبه خود کمرنگ شدن تعلیق را موجب می‌گردد و فلش‌بکی که حالا چگونگی ترور و کشتن شارل توسط هوگو را باز می نماید؛ در حد تعریف داستان باقی می‌ماند. این البته همانطور که گفته شد به دلیل پرداخت متن و نوع نگارش آن توسط نویسنده است. البته مسعود موسوی سعی کرده تعلیق و کشش دراماتیک را با نوع کارگردانی و دراماتورژی‌ای که صورت داده حفظ نماید تا مخاطب را تا به انتها با کار همراه سازد.

در نهایت باید گفت در این آشفته بازار تئاترهای ضعیف، حراف و تک‌گو که نام هر چیزی به جز تئاتر را می توان بر آنها نهاد؛ دیدن نمایشی این‌چنین که آدم را یاد تئاتر می اندازد و طعم تئاتر دیدن را به تو می چشاند غنیمیتی است که نباید آن را از دست داد.
امیرمسعود فدائی، سوسن نوری و Haniye p.Mahabadi این را خواندند
الناز زالی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی آقای نعیمی و صدای خانم سلامت و دکور نمایش را دوست داشتم.
پاینده باشید.
هاتفی آواز داد از گوشه‌ای
کای ز دستت رفته مرغی معتبر

تن فرو ده آب در هاون مکوب
در قفس تا کی کنی باد ای پسر؟
عطار
!!!جنایت را نمی شود علاج کرد!!
همه دعواهاو جنگها بیهوده است ، به خاطر قدرت است/هر وقت برای رسیدن به قدرت نیاز به مصالحه باشد همه تفکرات سیاسی باهم قهوه می‌خورند و به راحتی حرف می‌زنند.
.
و البته که حمیدرضانعیمی بسیار صحنه را می شناسد با ژستوس ساده و پیچیده خاصّ خودش/ اجرا تا حدی بسیار کلاسیک و وفادار است .
ایمان اشراقی
سلام
از تغییر نام به شارل که احتمالا برای راحتی تلفظ بوده که بگذریم با وجود حذف بعضی پاره های مهم، مثل عدم وجود نایب السلطنه ، بطریق اغلبی به متن اصلی نمایشنامه وفادار بود اما به گمانم در ساخت شخصیت محوری هوگو -که البته با بازی باور پذیری همراه بود- بعضی حذفها ،بیننده را به کنه علت رفتارش رهنمون نمیساخت. هردو شخصیت هوگو وشارل در بیان دیالوگ ها مکرر به توقف دچار میشدند و روانی لازم را نداشتند. دکور جالب و مبتکرانه بود. لحظه پایانی را هم که شاید نویسنده محترم و یا دیگران با نمایشنامه متفاوت کردند که لازم نبود. به هر ترتیب نه ایراد از جناب سارتر است و نه جلال خان بل طبع نگارنده شاید متفاوت.
اما باز هم در آخر عرض خسته نباشید به همه دست اندرکاران مظلوم تیاتر.
پی نوشت: ای همه عوامل محترم: حتما تاکید کنید موبایل خاموش باشد و نه حتی حالت پرواز.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولگا، اولگای من، عشق چه خوش به صورتت نشست.
هر آن دم که دنیا با دروغ هایش خفه‌ام می‌کند به تو پناه می‌آورم، ای دروغ همیشه جاودان، ای عشق.
و دیشب تو را در صورت اولگا یافتم، یعنی همیشه تو را در تئاتر می‌یابم. اصلا؛ کلا، در تئاتر زیباتر و دوست‌داشتنی تری.
هر بار تو را در کنجی از این صحنه‌ی تاریک گم می‌کنم باز جای دیگر می‌یابمت و باز گمت می‌کنم.
بس است روزی بیا در کنارم
به آغوشت خواهم کشید

راستی اولگا، من تو قبلاً جای همدیگر را ندیده بودیم؟ جای میان بغضهایم/بغضهایت
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی مسعود موسوی و بازی حمیدرضا نعیمی، مسعود موسوی، ریحانه سلامت، شهاب مهربان، محسن بابایی، فرزانه رضایی، آریاز ذوالفقاری، مهدی باقرزاده با تخفیف روزهای نخست امروز پنجشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید