تیوال نمایش جمعه‌کُشی
S3 : 04:35:18
خرید بلیت
۴۰,۰۰۰، ۳۵,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان
٪۲۵ تخفیف
  ۰۷ مهر تا ۲۱ آبان
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰، ۳۵,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان

: اسماعیل خلج
: اسماعیل خلج، علی فتحعلی، مسعود رحیم‌پور، علی خازنی، افشین زارعی، محمدرضا خسرویان، محمود حسینی

: مجید گیاه‌چی
: اسماعیل خلج، منوچهر شجاع
: جمشید حقیقت‌شناس
: اسماعیل خلج، حسین کاظم‌رودباری
: کامبیز مؤمن‌خانی
: ایلیا گیاهچی
: مهشید کاظمی
: ابراهیم ناصری، نگار مقدسی
: علی‌رضا لُرک
: کسری آتشی، علی‌رضا شادمنش
: ساینا قادری، فرزاد جمشید دانایی
: هستی خان‌دایی
: هادی بادپا
: سیدمصطفی طباطبایی‌نسب، امیرحسین بابائیان
: مصطفی جمال لیوانی، فرزاد چوپانی، حمیدرضا صفوی برنا
: کامبیز مؤمن‌خانی، محمدحسین بادروج، رضا صالحی
جمعه‌ها یک ساله، صبحش مثل بهاره، ظهرش مثل تابستون، عصرش مثل پائیزه، غروبش، زمستون!

همکف
از ردیف ۱ تا ۶: ۴۰،۰۰۰ تومان
از ردیف ۷ تا ۹: ۳۵،۰۰۰ تومان
بالکن: ۲۵،۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش جمعه‌کُشی / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری نمایش جمعه‌کُشی / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «جمعه‌کُشی» تا ۲۱ آبان ماه تمدید شد

» «جمعه‌کُشی» بدون شک درس‌های بزرگی برای تئاتر دوران ما دارد

» «جمعه‌کُشی» در روز جمعه ۲۷ مهرماه به روی صحنه نخواهد رفت

» «جمعه کشی» یکی از بی زمان ترین نمایش‌های من است

» از جمعه کُشی تا خلج کُشی

» یادداشت رضا میرمعنوی بر نمایش "جمعه‌کُشی"، نوشته و کار اسماعیل خلج

» وجه افتراق جمعه‌کُشی قرن بیستمی اسماعیل‌خان خلج، با اجرای قرن بیست و یکمی‌اش

» بازی اسماعیل خلج در نمایش جمعه‌کُشی از نگاه محمد آقازاده

» دهشت، سکوت دراماتیک و فریاد درون

» اسماعیل خلج، زبان محرومان، زبان بی‌صدایان

» یکی از همان دقایق درخشان تاریخ نمایش‌نامه‌نویسی ما

» «جمعه‌کُشی» روی میز نقد کانون ملی منتقدان تئاتر

» نگاهی به تئاتر جمعه‌کُشی به قلم عبدالرضا فریدزاده: این نمایش را به هیچ وجه از دست ندهید

» یادداشت رویا افشار بر تئاتر جمعه‌کُشی

» یادداشت صدرالدین زاهد برای نمایش «جمعه‌کُشی»

» یادداشت امید طاهری، منتقد تئاتر، برای نمایش «جمعه‌کُشی»

» اجرای مراسم شب‌چراغ نمایش "جمعه‌کُشی" با حضور اعضای کارگاه نمایش در تماشاخانه سنگلج

» یادداشت محمد آقازاده برای نمایش «جعمه‌کُشی» بعد از مراسم افتتاحیه

» آغاز اجرای عمومی نمایش "جمعه‌کُشی" اسماعیل خلج، در تماشاخانه سنگلج

» نمایشنامه "جمعه کُشی" از نگاه محمد آقازاده، خبرنگار و منتقد پیشکسوت

» تسهیلات نمایش "جمعه‌کُشی" برای علاقمندان به تئاتر

» غروب روز چهارشنبه تالار سنگلج بودم. برای دیدن نمایش جمعه‌کُشی اسماعیل خلج، که سال ۵۲ هم به صحنه رفت.

» نشست رسانه ای واپسین نمایش اسماعیل خلج روز سه شنبه دو مهرماه برگزار شد.

» آنان‌که تواناترند بر می‌خیزند و با میل و انتخاب خود، هر چقدر که مایل باشند و بتوانند، از میوه‌های آویخته بر درخت، برمی‌چینند.

» نشست رسانه ای واپسین نمایش اسماعیل خلج روز سه شنبه دو مهرماه برگزار می شود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

پایین تر از میدان حسن آباد، ضلع جنوبی پارک شهر، خیابان بهشت، تماشاخانه سنگلج
تلفن:  ۵۵۶۳۰۸۷۱، ۵۵۶۲۵۴۴۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
جمعه کشی روایت آدم‌ها ساده ای است که برای شناخت آنها نیاز به هیچ سابقه فلسفی و تاریخی نیست ، آدم‌هایی که هر روز می بینیم شان و گاهی همکلام می شویم ، روایت یک روز از زندگی انسان‌هایی که از دنیا چیز زیادی نمی خواهند فقط کار می کنند تا زنده بمانند نه توانایی آن دارند که بی پروا حق خود را بخواهند و نه مقتضیات مماش اجازه می دهد تا تصمیم بر کاری دیگر بگیرند مانده اند و فقط شکوه می کنند. در پوسته به ظاهر ساده، جامعه ای به تصویر کشیده شده است که صاحبان زر و زور در پوشش دلسوز “که اگر ما نباشیم همه از گرسنگی می میرند“ ، آدم‌های ضعیف را استعمار می کنند و تا توان دارند ازشان کار می کشند، از طرف دیگر افراد ضعیفی که فقر و تبعیض خردشان کرده فقط در خفا جرات می کنند تا حق خود را فریاد کنند اما به محض روبرویی با صاحب زر ، زبان بریده ثنا گوی ارباب می‌شوند و شق ... دیدن ادامه » سوم مردمانی که آزادی عمل دارند ، نانش در گرو اربابان نیست فقط با موعظه و نصیحت دل در اصلاح امور دارد تا ارباب دلش برای نوکرانش بسوزد و قدری بر آنان سخت نگیرد و خرده ای به دستمزدشان بیافرازید تا در برابر آن همه مشقت ، دستمزدشان بیارزد . مردمانی که بواسطه همنشینی با روشنفکر نما ها ، مدعی هستند زندگی را با تمام زوایا و مولفه هایش می شناسد. اما همه غافلند که اگر تکانی بخورند شب تمام است !!!!
جمعه کُشی ، نویسنده و کارگردان استاد اسماعیل خلج
بعد از حدوداً کمتر از پنج دهه استاد تصمیم میگیرد که این نمایش را بر روی صحنه به اجرا بگذارد و چه تصمیم هوشمندانه و حتی خردمندانه ای و میثاق پایبندی خود را به طبقه فرودست و درمانده ابراز وفاداری نماید. جمعه کشی حکایت قشری به هم ریخته و آشفته از زندگی روزمره و کاری خویش هستند که در سر باعث و بانی گرسنگی و تنگ دستی خود را صاحب کار خود میشناسند. که در خلوت با دوستان رنج دیده خود بسیار با حرارت و هیجان از حق و حقوق خود دفاع میکنند و به محض رویایی با صاحب کار همه اداعا ها و شعار ها فرو میریزد و دوباره آرام و خاموش به همان کارگری و نوکری ادامه میدهند و به ناچار مجبور به نان و پنیر خوردن می شوند . جمعه کُشی ، چهار فصل در یک روز که صبحش بهار است و ظهرش تابستان و عصرش پاییز و شب اش زمستان ، که به صورت شعر گروهی در ... دیدن ادامه » شروع و پایان خوانده میشود. نمایش با ریتمی آرام و یکنواخت تماشاگران را به دنبال رفتار های آدم های جامعه میکشاند. و تصویری از خود تماشاگران را به نمایش میگذارد .و سبب احساس همدردی درونی و همگونی میشود. استاد خلج با ظرافت به حقارت و تن دادن به کار روزمرگی و به خرافات و اوهام که عجین شده با مسیر زندگی طعنه میزند و با طنزی تلخ در روایت و اشعار همخوانی میکند. افراد قهوه خانه نماینده طبقات پایین جامعه هستند که وجه اشتراک آن ها فقر و بی سوادی و جهل است . دوچرخه سازی که حسرت کتاب های برادرزنش و کتاب خواندن او را دارد که از نظر دوچرخه ساز باعث با سوادی و فیلسوف شدن است و فخرش را به دوستانش می فروشد ولی هر دو مشکلات خودشان را دارند. پیر مرد روستایی که به شهر آمده دنبال آدرسی میگردد که دستمزد پرداخت نشده اش را دریافت نماید. در روستای خودش غریب ، در شهر غریب و بی کس و تنها. شناخت استاد خلج از فرودستان جامعه و گفتمان و مناسبات اجتماعی شان ، مردم شناسانه است . با توجه به فضای محدود صحنه، با وسواس و دقت بازیگر ها کنار هم قرار گرفته اند. چاق و فربه بودن صاحب قهوه خانه که از حاصل زحمت و سختی کشیدن و تلاش کارگرانش به پول و ثروت و مکنت رسیده و هنوز جاهل است ، رفتار و کلامش در تضاد با ثروت و پولش است و فرهنگ و تربیت اش هم تنزل یافته است.
استاد خلج با موقع شناسی تاریخی و زمان مقتضی جامعه، نمایش را به اجرا در میآورد. رخوت ، سستی و بی میلی به فردایی که برایمان بی تفاوت است و فقط سرگرم پنچرگیری هستیم. چهار فصل در یک روز مصداق مشت نمونه خروار است .
سعدی خیال بیهوده بستی امید وصل / هجرت بکشد و وصل هنوزت مصور است
با آرزوی عمر طولانی برای استاد خلج
بنظرم ما خوش شانس هستیم که امکان تماشای آثاری از گروه های پیشکسوت برامون فراهم شده. نسلی که تاتر رو نه بعنوان یک شغل یا منبع درآمد بلکه در اصل بعنوان مسیری برای تعالی و کمال خودشان و تماشاگران، نگاه می کردند.
اجراهایی ساده، ملموس و بی ریا که میشه با تک تک کاراکترها ارتباط برقرار کرد و اونها رو بین خانواده و دوست و همسایه، یافت!
دیدن این اجراها میتونه کمی حال و هوای گروه های اولیه تاتر رو برامون بازسازی کنه.
گروههایی که اعضای اون با هم زندگی میکردند، می خواندند و می نوشتند و تمرین می کردند. از جوانی با علاقه شروع به کار کردند و تا چند دهه با عشق به کارشون ادامه دادند.
و جالب اینکه در عین سادگی متن و اجرا، هر تماشاگری میتونه این عشق رو از روی صحنه احساس کنه.
جناب خلج بزرگوار، از شما ممنونم که با مهربانی پدرانه، ما رو پذیرفتین و اجازه دادین این حس ... دیدن ادامه » عمیق عشق به تاتر رو بعد از اجرا هم درک کنیم.
ای کاش که فرصت بیشتر بود و میشد ساعتها این جلسه دلنشین رو ادامه داد.
از تک تک اعضای محترم گروه هم سپاسگزارم که در جلسه صمیمانه با تماشاگران شرکت کردند.
همه شما الگوی ارزشمندی برای گروه های جوانتر هستین و امیدوارم همه قدردان وجود و حضور شما روی صحنه باشند.
# من یک تماشاگرام
میدونی
جمعه ها برای من
قد چهار تا شنبه
توی سالیان سال
گذشته و میگذره

قَد یک هفته
اندازه یک ماه
که همه اش
توی یه روز جمع شده

یه روزی که
خاطرات خوب و بد
زشت و تلخ
همه و همه
فقط ... دیدن ادامه » توی جمعه میگذره

میدونی
دیگه حوصله ها هم
مثال جمعه ها
همیشه و همه جا
تعطیل رسمی اعلام شدند.


#مجتبی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جمعه‌کشی، نمایشی اصیل و باحرمتی است.
جمعه‌کشی درد دارد. حرف دارد... جمعه تمام شدنی نیست،انگاری کش می‌آید...صبح اش بهار، ظهرش تابستان، عصرش پاییز و غروبش مثل زمستان است... شاید جمعه برای خیلی از آدم های تنها و بی کس، غریب ها و فقیرها، عذاب آور و طولانی و بی دلیل است... جمعه گاه کلافه می کند...
اسماعیل خلج، از نمایشنامه نویسان برجسته ایران است. دغدغه شریف طرح مسائل طبقات فرودست و در حاشیه جامعه را دارد. جمعه‌کشی بعد از ۴۶سال دوباره اجرا می‌شود و قطعا مناسبات و روابط آدم ها از هر طبقه و حاشیه ای در سال 98 بسیار پیچیده تر و بغرنج‌تر شده، اما اصل ماجرا از قضا همان است که بوده. طبقات فرودست اجتماع همواره ظلم مضاعف می کشند و استثمار می شوند.
جمعه‌کشی بازی‌های تماشایی و غافل گیر کننده‌ای دارد. چهره‌هایی که بیشترشان را نمی‌شناختم اما طبیعی و به جا و ... دیدن ادامه » بسیارباورپذیر بودند. مثلا بازیگر نقش دوچرخه ساز و خود خلج……
با دیدن جمعه کشی بیشتر دچار حسرت می شویم. حس کمبود ناشی از تنوع سنی بازیگران خوب به فراخور نقش ها و به کارگیری آنها بر روی صحنه تئاتر... تبعیض ناشی از سن Ageism یکی دیگر از ده‌ها آفت و تبعیض و درد تئاتر ایران است.. بسیاری از بازیگران خوب تیاتری با سنین بالاتر از روی صحنه نمایش امروز حذف و طرد شده‌اند...این وصعیت البته در مورد خانم‌های بازیگر وخیم‌تر است.
بازیگران جمعه کشی خلج، با تسلط کامل نقش ها را مثل زندگی روی صحنه جاری می کنند به دور از ادا و اطوارهایی هستندکه برخی از شاگردان شاگردان اساتید هم نسل خلج روی صحنه تحت عنوان ایفای به اصطلاح نقش، تباه و لوث می کنند.
خلج واقعیت بیرونی را با واقعیت ذهنی و صحنه ادغام می کند حاصل اش زبان زنده و پالوده و در عین حال متعلق به بخشی از طبقات پایین است. در بین نمایش در فضای خوب طراحی شده قهوه خانه آوازهایی توسط بازیگران با صدای خوش به طور تک نفره یا جمعی خوانده می شود که کاربرد بسیار دلنشینی دارد.
**
اسماعیل خلج در سال 1348 پس از تاسیس کارگاه نمایش( تشکل تئاتری پیشرو و بسیارتاثیرگذار و تجربه گرا)، به عنوان نویسنده و ذیل عنوان گروه تئاتر کوچه در کارگاه فعال شد. نمایش جمعه کشی را سال 1352 نگاشت که از تاریخ 10تا13 شهریور52 در قهوه خانه کرامت شیراز، در هفتمین جشن هنر شیراز به روی صحنه رفت و سال بعد آن در محل کارگاه نمایش... در مورد نمایشنامه هایش در دوران طلایی کارگاه نمایش، نوشته اند؛ خلج از زندگی مردمی که در ته شهر ساکن بودند و چشم انداز ویژه و مختص به خود داشتند استفاده می کرد.از آنها که در محدوده ی مکانی خاص( قهوه خانه ها) بودند و محل ترددشان کوی و برزن و محله های فقیرنشین شهر تهران بود مایه ای بر گرفته و به آن وسعتی اجتماعی می داد.عباس نعلبندیان از آوانگاردترین نمایش نامه نویسان ایرانی و همکارش در کارگاه نمایش گفته؛ "شناخت خلج از محیطی که در آن بزرگ شده، به خوبی در نمایشنامه هایش آشکار است و همراه این شناخت برداشت و نگرش او بر زندگی، کاملن روشن است. خلج بی اینکه تصنعی در گفتن حرف ساده داشته ( اما سنجیده و حساب شده) خود داشته باشد، سخن خیش را با مردم ساده جنوب شهری و با کلام بسیار روان طبیعی قالب می دهد."*
از اسماعیل خلج نمایش داستان های ناتمام را در سال 91 تماشا کرده ام که جزء کارهای جدیدترش بود و باز به دغدغه ‌های اجتماعی‌ درباره آدم های فرودست اجتماع کنونی و داستان هایشان پرداخته بود.
اما تماشای نمایش جمعه کشی، انگاری برایم دورنمایی بخشی از دوران طلایی تئاتر ایران را در کارگاه نمایش تداعی کرد. دوران تجربه های اصیل و ناب و تاثیرگذار برای همیشه تئاتر ایران….دورانی که درباره آن فقط در کتاب ها و مقاله ها خوانده ایم و اسماعیل خلج در کنار بزرگانی چون آربی اوانسیان و دیگرانی از بازمانده با ارزش آن دوران تکرار نشدنی تئاتر ایران هستند. باشد که باشند و تکثیر شوند و ادامه دهند.
حضور اصیل خلج روی صحنه را باید غنیمت شمرد.


*تئاتر ایران در گذر زمان، کارگاه نمایش از آغاز تا پایان۱۳۵۷_۱۳۴۸، ستاره خرم‌زاده اصفهانی، انشارات افراز ۱۳۸۷
اردشیر عزیز ممنون از نوشته ات. من در طول نمایش داشتم فکر میکردم که چرا سالن نمایش خالیه؟
آیا حضور آقاى اسماعیل خلج بر روى صحنه در نمایشى از خودش،گذشته از کیفیت نمایش، نباید اتفاقى در تئاتر این روزها محسوب بشه؟
حقیقتش خلوت بودن سالن نمایش نشان از بى ... دیدن ادامه » اطلاعى و حتى بى سوادى افراد ةعلاقه مند به این هنر است، حتى اگر خود جامعه ى تئاتر و دانشجویانش فقط به دیدن این نمایش مى آمدند، باز هم تعداد تماشاگران از این بیشتر مى بود.
حیف که قدر بزرگان خودمون رو نمیدونیم.
۲۴ مهر
خواهش می کنم‌:))
۵ روز پیش، پنجشنبه
ابر شیر عزیز
امیدوارم..
۵ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قرار گروهی برای تماشای نمایش جمعه کشی

روز یکشنبه ۱۴ مهر، به همراه دوستان، این نمایش رو تماشا میکنیم و بعد از اجرا با عوامل گفتگو خواهیم کرد.
دوستانی که تشریف میارن، لطفا اعلام کنند که تعداد رو برای هماهنگی کافه داشته باشیم
با تشکر
https://t.me/manyektamashaagaram
من تلاشم رو می‌کنم برای کافه خدمت برسم.
۱۳ مهر
:((((
۱۴ مهر
ممنون آقای جعفریان
بله ،من هم برای امروز بلیط دارم .
۱۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اسماعیل گفت؛
تکون بخوری شب تموم شده
-خواب هزار ساله-

نعمت قهوه‌چی
در خفا فریاد زد:
حقم را بده!
من از زور بدم میاد
- ترسان-

آقای همتی بر بالای چهارپایه اقتدار سرمایه:
خفه شو!
می‌اندازمت بیرون
صد تا مثل تو هست
-ارتش ذخیره بیکاران-

دوچرخه ... دیدن ادامه » ساز:
برادر زنم با سواده
یک عالمه کتاب خونده
میگه ما هیچی نمی‌دونیم
-جهل-

آقای کت شلواری:
به رادیو گوش کن
آدمی که رادیو نداره
آبرو ‌نداره
- ناآگاهی-

قصاب - دکتر:
دور اون کسی که داره جون میکنه
سه بار فوت کن
اگه تکون نخورد
مرده
-خرافات-

راننده وانت:
من همش فکر می‌کنم
اجل مردمم
«دپرسیون»
- توهم-

دسته‌جمعی:
بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم


جمعه‌ها یک ساله، صبحش مثل بهاره، ظهرش مثل تابستون، عصرش مثل پائیزه، غروبش، زمستون!

جمعه‌کشی
خلج
سنگلج

دهم مهرماه ۱۳۹۸
بسیار مشتاق به دیدنش شدم
۱۱ مهر
پس در این آشفته بازار غنیمتیست تماشای جمعه کشی
۱۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی، کارگردانی اسماعیل خلج و با بازی محمود حسینی، علی خازنی، محمدرضا خسرویان، اسماعیل خلج، مسعود رحیم‌پور، افشین زارعی، علی فتحعلی، فردا (چهارشنبه) ساعت ۱۲ با تخفیف روزهای نخست آغاز خواهد شد.
عاطفه جنابی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید