کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش سکوت سفید
S3 : 19:29:47 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۹ آبان تا ۲۹ آذر ۱۳۹۸
۱۹:۳۰
۱ ساعت
بها: ۴۵,۰۰۰ تومان

درباره‌ی تام استوپارد:
"سر تام استوپارد" (Tom Stoppard) درام نویس بزرگ معاصر در سال ۱۹۳۷ در شهر زلین چکسلواکی به دنیا آمد اما در همان کودکی همراه خانواده به بریتانیا مهاجرت کرد.
از همان جوانی به روزنامه نگاری پرداخت.
تام استوپارد که از دهه‌ی پنجاه شروع به نگارش نمایشنامه‌های کوتاه رادیویی کرده بود در سال ۱۹۶۰ نخستین نمایشنامه‌ی خود به نام "پیاده‌روی روی آب" را متاثر از نویسندگانی چون رابرت بولت و آرتور میلر نوشت.
مهمترین اثر وی در سالهای نخست نمایشنامه‌نویسی که هنوز هم از بهتربن آثار وی به شمار می آید نمایشنامه‌ی "روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده اند" است که در سال ۱۹۶۶ بر مبنای هملتِ شکسپیر نگاشته شده و در همان سال در جشنواره ی ادینبورگ به اجرا در آمد.
او بعدها و در سال ۱۹۹۰ در تنها تجربه‌ی کارگردانی اش در سینما این اثر را با بازی گری اولدمن و تیم راس به فیلم بدل کرد.

استوپارد در تمامی سالهای فعالیت خود علاوه بر تئاتر برای تلویزیون، رادیو و سینما هم نوشته و نگارشِ فیلمنامه یِ آثار درخشانی از جمله: دسپایر ( رینر ورنر فاسبیندر)، امپراتوری خورشید ( اسپیلبرگ)، برزیل ( تری گیلیام)، انیگما ( مایکل آپتد)، شکسپیر عاشق ( جان مادن) و آنا کارنینا ( جو رایت) را یا به شکل مستقل یا مشترک به عهده داشته و جوایز بسیاری از جمله چند جایزه‌ی تونی و یک جایزه‌ی اسکار را دریافت نموده است.
استوپارد در آثار خود معمولا مضامینی چون تعهد اجتماعی، حقوق بشر، سانسور و آزادی را مورد توجه فرار داده است.

از تام استوپارد نمایشنامه های زیر به زبان فارسی ترجمه شده است:
روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده اند، بعد از مگریت، بازرس هاند واقعی، مساله ی پیچیده، راک اند رول، آرکادیا، هملت داگ و مکبث کاهوت، سفر و آرامش از نوعی دیگر ...
تام استوپارد هم اکنون هشتاد و دو سال دارد و همچنان به نگارش مشغول است.

یادداشت کارگردان:
گروه تئاتر بیستون با افتخار "سکوت سفید" نمایش تازه ی خود را به پیشگاه شما تماشاگران فهیم تئاتر تقدیم کرده و همچون نمایش های پیشین که با استقبال و رضایت بالای شما عزیزان همراه بود، چشم به راهِ حضور انرژی بخش و همراهی هنرمندانه‌ی شما هستیم.
همراهان نمایش های گذشته‌ی ما خوب می دانند که همراهی و رضایت شما برای ما بهترین پاداش برای تلاش اعضای گروه است.
ضمنا همین جا اشتیاق خود را برای گفتگو، تبادل نظر و بهره مندی از نظرات شما بعد از دیدن نمایش  رودررو در همان محل اجرا و یا اینجا به صورت مکتوب همچون کارهای گذشته اعلام می کنیم.
خلاصه اینکه ملالی نیست جز دوری شما، باقی بقایتان و به امید دیدار  ...


نمایش‌های پیشین از این گروه:
- ناگهان پیت حلبی، باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران، آذر و دی۹۳
- ناگهان پیت حلبی، اجرای دوباره، تماشاخانه سنگلج، فروردین و اردیبهشت ۹۵
- فالومی، سالن اصلی تالار مولوی، مرداد و شهریور ۹۶
- خرده نان، مجموعه تئاتر شهر، تالار سایه، آذر و دی ۹۷

گروه اجرایی نام "سکوت سفید" را برای این اجرا از متن استوپارد با نام اصلی "آرامش از نوعی دیگر" مناسب دانست.

اینستاگرام نمایش

جان براون مردی در آستانه ی میان سالی که گذشته ای عجیب و دشوار را پشت سر گذاشته برای دور شدن از اجتماع خشمگین و رسیدن به آرامش مورد نظرش به بیمارستان بیچ وود پناه می آورد و درخواست می کند که او را بدون هیچ بیماری بستری کنند پرسنل بیمارستان این را نمی فهمند و این آغاز داستان است.

گزارش تصویری تیوال از نمایش سکوت سفید / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› «کوروش سلیمانی» کارگردان تئاتر معتقد است که بشر امروز خلوت و آرامش شخصی‌اش را گم کرده است؛ حال‌آنکه در گذشته بیشتر متوجه درونیات و روحیات خویش بود.

›› فاجعه‌ای که هنوز ابعادش آشکار نشده است

›› کوروش سلیمانی بدون درگیر شدن با سبک و سیاق‌های مرسوم، در آثار اخیرش راه‌های رسیدن به آرامش را دنبال می‌کند.

›› تجربه‌ای سخت در «سکوت سفید»/ به جای خشونت آرامش ترویج کنیم

›› به مناسبت صحنه‌آوری نمایش «سکوت سفید» در عمارت نمایشی نوفل لوشاتو

›› «سکوت سفید» شنبه اجرای ویژه خواهد داشت

›› نگاهی به نمایش «سکوت سفید» به کارگردانی کوروش سلیمانی

›› کوروش سلیمانی: اثر هنری باید کارکرد انسانی و اجتماعی داشته باشد

›› ورود به حریم خصوصی با «سکوت سفید»

›› تیزر نمایش «سکوت سفید» منتشر شد

ویدیوها

آواها

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سلام بر اهالی محترم تیوال؛
مدیریت محترم و کارکنان شریف تیوال، تماشاگران عزیز و ارجمند، گروه #من_یک_تماشاگرم و سایر عزیزان تماشاگر اهل تیوال ... شما عزیزانی که به دیدن نمایش ما آمدید. شما که برای ما نوشتید؛ تشویق و تحسین و یا نقد کردید و از این طریق ما را از حمایت خود بهره مند ساخته و به ما دلگرمی دادید؛ مراتب سپاس و احترام ما را بپذیرید ...

دیشب نمایش سکوت سفید ما هم به آخر خط رسید ... در طی دوران سخت این اجرا _ که می دانید چرا سخت و نیازی به ذکر مصیبت اینجا نیست _ همراهی صمیمانه و حضور شما از مهمترین دلایل استقامت و دوام ما بود. حالا هم خداراشکر می گویم که علی رغم همه ی موانع و دشو.اری های سختی که پیش روی تئاترهایی از گونه ی ما بوده، هست و احتمال بسیار کماکان خواهد بود، این بار هم با ارایه ی نمایش "سکوت سفید" پایبندی مان به تئاتر اصیل، تفکر برانگیز و خلاق و نیز احترام به تماشاگر را تا آنجا که توان مان بود، ثابت کردیم ...

برای "تئاتر" به همان اندازه که حضور اجراهای مبتنی بر هنر و اندیشه بر صحنه ی تماشاخانه ها لازم است، حضور و همراهی تماشاگران فهیم و آگاه هم لازم ... دیدن ادامه ›› و ضروری ست، پس برای بقای مفهوم "تئاتر" در جامعه همه، اعم از هنرمندان و تماشاگران مسئول هستند و باید اعتراف کنم بسیاری از این تماشاگران مسئول و عاشق تئاتر را من در اینجا یافته ام ... پاینده باشید برای ما و تئاتر و بار دیگر از همه ی شما سپاسگزاریم ...
خدا قوت آقای سلیمانی عزیز
ممنونم از زحماتتون
منتظر کارهای بعدی شما هستم
۳۰ آذر ۱۳۹۸
درود بر جناب سلیمانی عزیز
از تماشای اجرای "سکوت سفید" لذت بردیم؛ موفقیت های روز افزون برایتان آرزومندم.
بر قرار و مانا باشید.
۳۰ آذر ۱۳۹۸
سپاس از توجه شما و به امید اجراهای درخشان
۳۰ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
مخاطبین گرامی
به اطلاع می رساند,امکان خرید بلیت دو روز پایانی نمایش سکوت سفید (28 و 29 آذرماه) , با تخفیف های ویژه برای اهالی محترم تیوال فراهم شده است.
این نمایش,دیگر تمدید نخواهد شد.
با تشکر از همراهی شما
کوروش عزیز دمت گرم برای کارهای درجه یکی که می بری روی صحنه، جزو معدود کارگردان هایی هستی که کارهاتو با خانواده و با خیال راحت میشه اومد و دید و لذت برد و در انتها چیزی یاد گرفت. "سکوت سفید" خیلی کار مفهومی و عمیقی هستش، حتی پسرم دانیال که 15 ساله است بعد از دیدن این نمایش خیلی هیجان زده شد و چند ساعت درگیر قصه بود و با من و مامانش راجع به مفهومی که برداشت کرده بود صحبت میکرد. بازیگرها هالیوودی و دوستداشتنی ، بازیها روون و درجه یک، دکور باحاله بی ادعا و نورپردازی بدون قر و فر و یه تیم مودب و باکلاس مثل خودت. ای کاش این نمایش یک ماه دیگه روی صحنه بود و آدمهای بیشتری میدیدنش.
بهرام عظیمی نازنین ... ممنونم از شما که ما را همواره به مهر می نوازی ... ایام عزت و هنرت مستدام که قلب روشنی داری ...
۲۷ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
در روزگاری که تکلف و پیچیدگی ، مایه فخر و مباهات نمایش های روز به شمار می رود ، اجرایی مانند " سکوتِ سفید " به کارگردانی
کوروش سلیمانی غنیمت است؛
خوانشی تاثیرگذار و حساب شده از متن درجه یک "تام استوپارد " با لایه های ظریفی از مضامین ضد جنگ و روان شناختی و حتی لحظاتی رمانتیک و کمدی که مهم ترین حسنش در بهره گیری
"به اندازه " از همه این وجوه است که البته کار قبلی گروه "خرده نان" نیز از این ویژگی برخوردار بود.
با تماشای سکوت سفید برای ساعتی از عصبیت , تشنج و شلوغی جامعه اطرافمان فاصله میگیریم و شاید در پایان نمایش احساس کنیم خودمان نیز همچون کاراکتر اصلی نمایش به یک اقامت طولانی در یک بیمارستان خلوت و پاکیزه نیاز داریم ..
آخرین هفته اجرای " سکوت سفید" را از دست ندهید.
بهنود عزیز؛ ممنونم از یادداشت شما ... اذعان می کنم که حضور شما و تماشاگران فرهیخته و هنرشناسی جون شما برای تئاتر ما به اندازه ی هنرمندان این عرصه اهمیت دارد، غنیمت است و می تواند این هنر عزیز را از شرایط عجیب فعلی به شکل متعادل، اثرگذار و فرهنگی خود بازگردتند ... با مهر و امید؛ پاینده باشید ...
۲۶ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با عرض سلام و ادب
بیش از هرچیز از کارگردان نمایش به خاطر حسن خلق و احترام به مخاطب نهایت قدردانی را دارم.
دیشب نمایش را دیدم.در عین مزیت هایی چون طراحی صحنه بی نظیر،بازی روان بازیگران و جریان بی سکته و روان نمایش، اما از نظر من به این موضوع فوق العاده مهم و جذاب عمیقا پرداخته نشد.متن از دیالوگ هایی که ذهن آدم رو تا ساعت ها مشغول خودش بکنه خالی بود.(به جز جمله اخر براون:مشکل اینجاست که من همیشه خوب بودم).متوجه لحن و طرز صحبت کردن آقای براون نشدم.اگه در واقع این شخصیت یک آدم سالم از نظر روانی بود چرا مثل بقیه شخصیت ها حرف نمیزد ؟ به طور کلی نمایش خوبی بود که در یک روال یکنواخت پیش میره و از اول داستان متوجه خواهی شد که جریان از چه قراره و متاسفانه تا آخر هم فرقی نخواهد کرد (یعنی تماشاچی از همان ابتدا میدونه که چرا آقای براونی بیمارستان را برای اقامت برگزیده) و جای برای کنجکاوی نمیمونه.
هرچند کار به پای خرده نان نمیرسه اما در کل هر نمایشی که جناب کوروش سلیمانی کارگردانی کنند را باید دید.
سلام و ارادت بانوی محترم؛ ممنونم از حسن نظرتان ...
۲۶ آذر ۱۳۹۸
موفق و پیروز باشین
۲۶ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های پایانی این نمایش (روزهای چهارشنبه ۲۷ تا جمعه ۲۹ آذرماه) به کارگردانی کورش سلیمانی و بازی آناهیتا اقبال نژاد، مهدی بجستانی، سامان دارابی، الهه زحمتی، الهه شه‌پرست، امروز یکشنبه ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
محمد رضایی مقدم این را خواند
سینا ییلاق بیگی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سکوت سفیدی از جنس بتهوون
پژندسلیمانی
روزنامه‌ی شرق، ۲۴ آذرماه ۱۳۹۸

سکوت سفید، سکوت دو ضربی موسیقی که به معنای واقعی کلمه در نمایش کوروش سلیمانی می‌توان دید. از صحنه و دکوری ترو‌تمیز و سفید، تا لباسهای بازیگران و حرکت شسته رفته‌ی آنها روی صحنه و شیوه‌ی انتخابی بازی همه و همه اجرا را تبدیل به یک ملودی آرام کرده که نواخته می‌شود و به گوش مخاطب می‌نشیند. بازی‌هایی که شیوه‌ی اجرای نقشها را با فضا جفت و جور می‌کند. همانطور پرطمطراق و همانقدر آهنگین. حتی میزانسن‌ها و حرکت بازیگران در نیمه روشنایی میان صحنه‌ها برای رسیدن به جایگاهشان. اصلا اگر بدانیم موسیقی چیزی نیست جز سکوت بین نتها، بی‌شک سکوت سفید را هم باید یک سمفونی گوش‌نواز دانست که می‌توانی در خلوتی گوش بسپاری بهش. یک سمفونی پر از سکوتهای دوضربی. سکوتهایی که با متن تام استوپارد و با ذهن خلاق و کاربلد کوروش سلیمانی یک قطعه کلاسیک ساخته. از آن کلاسیکهای روان، بدون اوج و فرودهای موتزارت. چیزی شبیه «برای الیزه‌»ی بتهوون. ... دیدن ادامه ›› نرم و روان.

تام استوپارد، نویسنده‌ی انگلیسی، چک تبار که تاکنون فیلمنامه‌ها و نمایشنامه‌های زیادی نوشته است و بسیاری از آنها درخشیده‌اند، در نمایشنامه‌ی «آرامش از نوعی دیگر» که کوروش سلیمانی با انتخابی درست آن را به «سکوت سفید» تغییر داده است، داستانی برایمان روایت می‌کند از یک آرامش دراماتیک. آرامشی که هر روزه و هزارباره با آن روبرو نیستیم و تعریفش را نشنیده‌ایم. نام انگلیسی این نمایش بیشتر به معنای «صلح مهجور» است که شاید به دلیل فضای داستانی این ترجمه‌ی واژه به واژه را به «آرامشی از نوع دیگر» تغییر داده‌اند. متنی که با ظهور شخصیت در دل فضایی متفاوت و جدید، داستانی از نوع دیگر برای ما بازگو می‌کند. اما آنچه می‌توانیم در نام اصلی متن و البته قصه‌ی پنهانی پلات بیابیم، واژه‌ی صلح است. صلحی که آقای براون با حرکتی به ظاهر نامعقول و به زور برای خودش دست و پا می‌کند. حیرانیم به چرایی این جستجو، چرایی این اصرار. اما متن و مونولوگ شخصیت، جواب علامت سوالهای ما را می‌دهد. او طعم جنگ را چشیده و حالا به دنبال صلح است. به دنبال تکرار امنیتی که در بیمارستان پشت جبهه تجربه کرده بوده است. آنچه ما را به «جان براون» نمایش سکوت سفید علاقه‌مند می‌کند، علاوه بر بازی سامان دارابی، عشقی‌ست که پایش را هر کجا بگذارد، می‌توانیم همذات‌پنداری کنیم باهاش و خودمان را توی لحظه‌هاش ببینیم و بیابیم.
آنچه در اجرای کوروش سلیمانی اهمیت دارد، این تاش سفید و گذاشتنش به عنوان یک بن‌مایه‌ی پنهان در سراسر اجراست. آنطور که می‌شود در سراسر صحنه و الف تا یای اجرا آن را در جایی یافت. حتی وقتی تنها و تنها باری که آقای براون سنگی در آرامش صحنه و نمایش می‌اندازد و موج می‌اندازد توی آن اتاق سفید و ‌ از جنگ می‌گوید، باز هم سفیدی اتاقکی که مجروحین جنگی در آنجا‌ بستری بوده‌اند در ذهن مخاطب نقش می‌بندد و به تصویر کشیده می‌شود.
موسیقی دو ضربی کوروش سلیمانی با شیوه‌ی اجرایی خاص خود او که می‌توانیم در اجراهای دیگرش طی این سالها ببینیم، آرامش را همچون یک خیال به تصویر در می‌آورد و مواج و رقصان با خود پیش می‌برد. آرامشی که همچون آقای براون در جایی از این جهان گم شده است.

http://sharghdaily.com/fa/main/page/5031/10/هنری

خواندم نوشته‌ی شما را و موافق نیستم با بخش‌هایی از آن.
یک موقع است یک نفر نظری می‌نویسد در تیوال، در صفحه‌ی اینستاگرامش یا... اینها به مثابه نگاه شخصی است و می‌شود یا پذیرفت یا نپذیرفت، چالشی هم نیست چون موضع‌ش را تعیین کرده و وضعیت‌ش پیداست.
گمانم زمانی که نوشته‌ای در قالب مطلبی ژورنالیستی شکل می‌گیرد دیگر از آن بُعد شخصی در می‌آید و می‌شود به خودش هم نقد وارد کرد، همان طور که به نگاه من هم می‌شود.
مطلب بیش از آنکه بر پایه‌ی کشف و استدلال باشد، بر پایه تحلیل با انتخاب یک نظام نقادانه باشد ناشی از نگاه شخصی است که حکم دارد، که ... دیدن ادامه ›› قضاوت می‌کند و نویسنده خودش را تعمیم می‌دهد به سایر مخاطبان.
اینها به نظرم بیش از آنکه نقد باشد یک معرفی از منظر نگاه شماست که البته در وجه عام قابل احترام در وجه خاص اما ناکافی.

به این بخش توجه کنید:
" حتی وقتی تنها و تنها باری که آقای براون سنگی در آرامش صحنه و نمایش می‌اندازد و موج می‌اندازد توی آن اتاق سفید و ‌ از جنگ می‌گوید، باز هم سفیدی اتاقکی که مجروحین جنگی در آنجا‌ بستری بوده‌اند در ذهن مخاطب نقش می‌بندد و به تصویر کشیده می‌شود"

چرا این تصور وجود دارد که در ذهن مخاطب لزوما سفیدی اتاقکی که مجروحین جنگی در آن بستری هستند نقش می‌بندد، چرا خون نه،چرا ناله نه و خیلی چیزهای دیگر
این تحدید و مقید کردن گمانم ناشی از جهان متن نیست.

شاید مصداق این جمله از مزلو باشد:

اگر تنها ابزاری که دست شماست چکش باشد ، همه ی مسایل را میخ می بینید.

ارادت و سپاس
۲۴ آذر ۱۳۹۸
آقای متاجی عزیز،
ممنون از اینکه مطلب را خواندید و نگاه دقیق شما.
اول از همه مطلب بنده، نقد نبود و اساسا بنده نویسنده و بازیگرم و نقد نمی‌نویسم.
توصیف و شرح و تحلیل را مناسب‌تر می‌دانم برای نوشته‌هایم راجع به اجراهایی که می‌بینم.
و اما راجع به موضوع مطروحه:
مدلولهای بسیار آنقدر برای هر تصویر و برای هر واژه زیادند که باید آنها را محدود کرد به آنچه از کلیه‌ی ... دیدن ادامه ›› عوامل اجرایی برای رساندن و القا آنها استفاده شده. وقتی تمامی عوامل اجرا، همانطور که در متن هم اشاره شده، سعی بر همان سفیدی داشته، فرای اینکه آیا استوپارد قصدش چنین بوده یا نه، نمی‌توان مدلول بی‌ربطی را در تحلیل به کار برد. اتفاقا من به مدلولهای شخصی کاری نداشتم، چرا که تصویر من متفاوت از آن چیزی‌ست که کوروش سلیمانی عزیز به تصویر کشیده و اگر تنها به نمایشنامه بسنده کنیم، چسباندن تصاویر ذهنی آنقدر بی‌شمارند که نمی‌توان آن را در یک مطلب گنجاند. اما وقتی اجرا سعی در بکارگیری عواملی، از جمله تغییر نام نمایش از صلح به سکوت، جهت پیشبرد تفکر و اندیشه‌ی خودش را دارد نمی‌توان آنها را ندیده گرفت.
پس بی‌شک تحلیل بر اساس عوامل اجرایی و نشانه‌شناسی بوده و ربطی به دیدگاه شخصی بنده ندارد.
متنی که کلمه‌ی صلح را از نام آن خط می‌زند، نمی‌خواسته پارادوکس خشن آن را که جنگ و خون و فریاد را دل دارد به ذهن متبادر کند.

باز هم ممنونم از دقت و پیغامتون.

ارادت فراوان
۲۴ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
درباره‌ی نمایش سکوت سفید
                                         
اثر تام استوپارد
                   
ترجمه‌ی زنده یاد هوشنگ حسامی و به کارگردانی کورش سلیمانی
                                                         
صمد چینی فروشان عضو کانون ملی منتقدان تئاتر

با ابراز تاسف جدی بخاطر دیرکردم در تماشای این نمایش و لذا دیرکرد غیرقابل جبرانم در نگارش نقد و یادداشتی درباره‌ی آن، از صمیم قلبم، همه‌ی شما دوستداران ... دیدن ادامه ›› و تماشاگران تئاتر ، بویژه علاقمندانی که چون من و بسیاران دیگر، از محرومیت چندین ساله‌ی صحنه های مان از تئاتر به معنای واقعی و اصیل آن، آنهم در زمینه‌ی آثار ترجمانی رنج برده و می برند را به تماشای این اثر که ۱۰ روزی بیشتر از اجرای آن در تماشاخانه‌ی نوفل لوشاتو باقی نمانده است توصیه می کنم.
به نظر من، آنچه بیش از هرچیز دیگر ی در این اجرای زیبا و تکان دهنده خودنمایی می کند، نحوه‌ی برخود صادقانه و بی حاشیه‌ی کارگردان با متن است که خود ریشه در درک واقعیت نقش آموزگارنه ای دارد که  متون نمایشی ترجمه شده درطول تاریخ ، برای هر دو سوی رابطه‌ ‌ یعنی هنرمند و مخاطب تئاتر کشور مان ایفاکرده و می کنند.

به خوبی می دانیم که ما ایرانیان، تئاتر را ابتدا از طریق ترجمه‌ی متون دراماتیک غربی وسپس از طریق ترجمه‌ی متون نظری آموختیم. و از خلال همین آموزش پذیری هوشمندانه‌ی نسل های پیشین بود که بیضایی ها و رادی ها و ساعدی ها و یلفانی ها و بیژن مفیدها و سرکیسیان ها و..در تئاترما پدیدآمدند. جدای از نادر اقتباس های موفق، آنچه پیشرفت دهه‌های۴۰ و ۵۰ تئاتر ایران را ممکن ساخت، آنچه به این آموختن سرعت و غتا بخشید، برخورد مسئولانه‌ی هنرمندان با متون ترجمانی و درک این واقعیت بود که بهره گیری از جهان درام و تئاتر، جز از طریق درک و تحلیل عمیق  و مسئولانه‌ی این متون و عرضه‌ داشت تمام و کمال و صادقانه‌ی آن ها به مخاطبان تئاتر ممکن نخواهد بود؛ روندی که علاوه بر آشناسازی عمیق تر فعالان تئاتر ایران با مفهوم واقعی درام و تئاتر، زمینه را برای تحول فرهنگ عقب مانده و سرکوب شده‌ی جامعه‌ی مخاطبان نیز هموار می کرد.

واضخ تر بگویم: همان تفاوتی که میان فرهنگ ایرانی و فرهنگ بسیاری از کشورهای منطقه وجود دارد، بی تردید ، میان فرهنگ اجتماعی و هنری و گفتمانی ما ایرانیان با فرهنگ ادبی و دراماتیک آموزگاران و معلمان اولیه‌ی مان در این حوزه نیز وجود داشته است، فاصله ای که متاسفانه همچنان نیز برقرار است؛ ویگانه راه تقلیل آن هم، به تبعیت از فرهیختگان پیشین این دیار، عرضه‌ داشت بی حاشیه و تمام کمال و صادقانه‌ی متون ترجمانی و حرمت گذاری بدون خدشه به واقعیت و تمامیت ان هاست. فقط با اجرای دقیق و کامل متون ترجمانی است که ارتقاع فرهنگ تئاتری و فرهنگ تماشاگری، در ایران امروزما - همچون گذشته- ممکن خواهد شد و هرگونه برخوردی غیر از این با این گونه متون، فرو بردن بیش از بیش تئاتر و جامعه در منجلاب عقب ماندگی و تداوم گسست های فرهنگی خواهد بود.

و زیبایی و تاثیرگذاری اجرای کورش سلیمانی از اثر تام استوپارد نیز، حاصل همین رویکرد اصیل و متعهد به اثر ترجمه شده است؛ و به همین دلیل هم اجرای او، برخلاف اجراهای پیشین از این متن، جهان متفاوتی را پیش روی تماشاگر می گشاید؛ جهانی که پیش از آن هرگز بدان نیاندیشیده و حتی تصور آن را هم نکرده است.

سکوت سفید را صرفا بازی های متدیک فوق العاده زیبا و باورپذیر بازیگران آن یعنی سامان دارابی و الهه شهپرست و آناهیتا اقبال نژاد و مهدی بجستانی و الهه رحمتی نیست که درخشان و تکان دهنده و معنادار کرده است؛ بیش و پیش از همه‌ی این ها، تحلیل درست متن، فهم هوشمندانه‌ی آن و صداقت کارگردان در پذیرش وجه آموزگارانه و فرهنگساز اینگونه متون برای تئاتر و جامعه‌ی مخاطبان ایرانی و نیز، پذیرش بی حاشیه‌ی جایگاه شاگردی خود در برابر این اثر- و به طریق اولی، دربرابر سایر آثار ترجمانی- و دخالت ندان توهمات فرهنگی- هنری معمول این روزگار جامعه‌ی ایرانی در بازنمایی صحنه ای این نمایشنامه است که از آن، اثری تاثیرگذار و فرهنگساز فراهم کرده است.

وقتی نمایش آغاز می شود اولین چیزی که جلب توجه می کند طراحی صحنه‌ی آرامش بخش آن است که به مثابه کلید ورود به جهان متن، نقش روانکاوانه ای را ایفا کرده و مخاطب را به عبور از خودآگاهی و ارتباط با رویدادهای صحنه از طریق ناخودآگاهی اش دعوت و ترغیب می نماید. این فضا، در کنار ریتم سنجیده و آرام اجرا و مجموعه‌ی کنش ها و گفتارهای اشخاص نمایش، مخاطب را وامی دارد تا با جذب مفاهیم پنهان درپس رویدادهای صحنه و واپس راندن وجوه خیالی و نمادین تثبیت شده در ذهن خویش، از محدوده های عادت شده‌ی ذهن و روان خود عبور کرده و به تامل عمیق در خصوص رفتار ها و تلقی معمول خود از جهان بپردازد؛ و چنین است که جادوی صحنه محقق می شود.

درجریان تماشای نمایش سکوت سفید. به کارگردانی کورش سلیمانی، پس از سال ها، برای اولین بار، حقیقت تئاتر و نقش آن در تسکین دردها و اغتشاشات ذهنی حاصل از بدآموزی های دیرپا و درمان سرخوردگی ها و سرگشتگی های فرهنگی و اخلاقی مخاطبان، با وضوح خیره کننده ای بر من آشکار می شود و به همین دلیل هم همه‌ی شما هنرمندان، بویژه هنرمندان جوان سردرگم مانده‌ میان حقیقت و دروغ تئاتر این روزگار و نیز همه‌ی دوستداران تئاتر را - تا دیر نشده- به تماشای سکوت سفید در سالن شماره‌ی یک تماشاخانه‌ی نوفل لوشاتو توصیه می نمایم. باشد با تشویق و تکریم شما دوستداران تئاتر اصیل و فرهنگساز، بساط تئاتر دروغین و فرهنگ ستیز، برای همیشه، از پهنه‌ی سرزمین ما پرچیده شود.
امیرمسعود فدائی این را خواند
محمد جواد، سینا ییلاق بیگی و Hossein kianmehr این را دوست دارند
این سومین باره که این متن در برگهٔ این تئاتر به نمایش در میاد، دوبار قبلی توسط نویسندهٔ محترم.
۲۴ آذر ۱۳۹۸
کوروش جان دوبار قبلی در صفحهٔ تیوال خود آقای چینی فروشان قرار گرفته بود! چون من دیوار تئاتر رو مطالعه می‌کنم توجه نکرده بودم که این مطلب در برگهٔ نمایش شما درج نشده بوده!!
به هر حال من این مطلب رو برای سومین باره که می‌خونم!!

https://www.tiwall.com/u/samad1211
۲۴ آذر ۱۳۹۸
ممنونم که توضیح دادی امیرمسعود جان، متوجه شدم ... دم شما گرم که سه بار خوندی. خودم دو بار خوندمش :)
۲۴ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
مخاطبان گرامی
به اطلاع می رساند, خرید بلیت روزهای نخست هفته پایانی نمایش سکوت سفید (روزهای یکشنبه ۲۴ تا سه‌شنبه ۲۶ آذرماه) به کارگردانی کورش سلیمانی و بازی آناهیتا اقبال نژاد، مهدی بجستانی، سامان دارابی، الهه زحمتی، الهه شه‌پرست، آغاز شده است
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بخواهیم یا نخواهیم ارمغان دنیای مدرن برای ما چیزی جز پیچیدگی و سردرگمی نیست. در این شرایط وقتی یکی مثل "جان براون" یا بقول پرستار مگی"براونی" وارد صحنه می شود و دنبال جایی برای رها شدن از تنش ها و ناملایمات روزمره میگردد همذات پنداری ما با او آغاز می شود ، آنقدرکه وقتی لباسش را عوض می کند و با فراغ بال و آرامش روی تخت سفید بیمارستان دراز می کشد دوست داریم خودمان را به جای او تصور کنیم.

البته طراحی خوب صحنه هم در القای این مساله بی تاثیر نیست چرا که در عین سادگی و جذابیتی که دارد با فضای آرامش محورِ متاثر از قصه "تام استوپارد" ترکیب می شود و آدم را مجاب می کند برای دقایقی هم که شده خودش را جای براونی بگذارد.

قصه پیش می رود و براونی همچنان به دنبال گمشده خودش یعنی آرامش میگردد اما پرسنل بیمارستان کماکان به حضورش مشکوکند و قصد دارند بفهمند که چرا بجای هتل، اینجا را برای استراحت و آرامش انتخاب کرده؟ پارادوکسی که اتفاقاً از ابتدای داستان ذهن مخاطب را هم مشغول کرده و در ادامه خود براونی به آن پاسخ می دهد. در انتها ، شاهد این هستیم که هیاهوی سیاه دنیای مدرن بر سکوت سفید دنیای کوچک براونی پیروز می شود و او را وادار به ترک بیمارستان ... دیدن ادامه ›› می کند.

نمیدانم چرا اما لحن صدای سامان دارابی در ایفای نقش براونی و صحنه غم انگیز خروجش از بیمارستان و همینطور جمله کلیدی "مشکل اینه که همیشه حالم خوب بوده! اگه مریض بودم همه چیز روبراه بود" من را یاد "جان کافی" در گرین مایلِ فرانک دارابونت می اندازد. جایی که "جان کافی" خطاب به پُل (تام هنکس) می گوید:" خسته ام رییس،خسته از تنها سفر کردن،تنها مثل یک چلچله زیر بارون،خسته از اینکه هیچوقت رفیقی نداشتم کنارم باشه و ازم بپرسه که از کجا اومدم وبه کجا میرم ؟! خسته ام از اینکه آدما همدیگرو اذیت میکنن،خسته ام از تمام دردهایی که تو دنیا حس میکنم و می شنوم،هر روز دردهام بیشتر میشه. درد تو سرم مثل خرده های شیشه است،تمام مدت!
.
یک هفته از دیدن نمایش میگذره اما اینقدر ذهنم درگیر سکوت سفید شده که امشب نشستم برای چندمین بار "گرین مایل" رو تماشا کردم. شاید خنده دار باشه اما داشتم با خودم شبیه سازی می کردم که براونی موقع خروجش به جای صحبت با پرستار مگی با رئیس بیمارستان صحبت میکنه و جملات جان کافی رو بهش میگه! رئیس هم بغلش میکنه و قانع میشه که براونی اینجا بمونه!

در پایان تشکر میکنم از کوروش سلیمانی عزیز که نه تنها درکار بلکه در اخلاق، کردار و منش از انسانهای نیک روزگاره و اغراق نیست اگر بگم که از بزرگی و تواضعش درسها می گیرم.

تکمیلی :
یادی هم کنم از ناگهان پیت حلبی ، همینطور فالومی و خرده نان که واقعا کارهای جذاب و موندگاری بودن و حالا سکوت سفید! که معتقدم مثل اسمش در سکوتی سفید دنبال شد و در اتفاقات و حواشی اخیر آنطور که شایسته بود دیده نشد اما خب مطمئنم کار خوب بالاخره یک روز نتیجه و اثر خودش رو نشون میده. برای بروبچه های خوب گروه بیستون هم آرزوی موفقیت دارم و باید بگم که بی صبرانه منتظر " برگ های پشت و رو " هستم
روز و روزگار خوش .
مسعود عطری عزیز؛
بسیار ممنونم از این همه لطف تو نسبت به کار، همراهی این سالها و نوشته ی خواندنی و دلگرم کننده ات ... راستش من خودم هم از عاشقان فیلم گرین مایل و به ویژه شخصیت جان کافی عزیز هستم ... ممنون از اشاره ات به او ... از اینکه هنو.ز به نمایش ما و جان براون فکر می کنی باعث خوشوقتی ماست ... تئاتر ما با همراهی عزیزان تماشاگری چون شما که پیوسته به ما لطف داشته اید نور می گیرد ... پاینده باشی ...
۲۳ آذر ۱۳۹۸
امروز میام سکوت سفید
با خاطره خوشی از خرده نان
۲۴ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
محسن حسینی؛ کارگردان، بازیگر، طراح حرکات موزون، مدرس، پژوهشگر

امشب من موفق شدم سکوت سفید نوشته ی تام استوپارد_ که اصولا کم کارگردانی می شود در ایران _ را ببینم ... آن طنز بسیار گزنده و بسیار حیرت انگیزی که اصولا در کارهای استوپارد هست اینجا در کار کورش سلیمانی خیلی مشهود و آشکار بود ... بازی های همه ی بازیگران قابل قبول بود؛ سامان دارابی، مهدی بجستانی، آناهیتا اقبال نژاد و خانم ها همه بسیار مینیمال، مینیمال اکتینگ و حضورمند با صداهای درخشان بازی کردند ... نکته ی دیگری که باید اشاره کنم صحنه آرایی و صحنه ی بسیار زیبای سینا ییلاق بیگی بود با نورپردازی رضا خضرایی که یک اتمسفر بسیار جذابی را در فضای بیمارستان ایجاد می کرد که ارتباط مستقیم با متن و خود نمایشنامه داشت و در واقع آن درونگرایی و کاویدن درون انسان ها را با دیوارهای ترانسپارنت خود نشان می داد ... اجرا خیلی شسته رفته و بی غل و غش بود و من پیشنهاد می کنم دوستان حتما این کار را ببینند ... خسته نباشید جانانه می گویم به گروه و به ویژه کورش سلیمانی ...
امیرمسعود فدائی این را خواند
فرهاد ریاضی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یادداشتی برای نمایش سکوت سفید
امشب، به تماشای این نمایش نشستم. از جنس نمایش هایی که همه باید ببینند. نمایشی که بوی آرامش می دهد؛ آرامشی که نیاز مبرم همه در اوضاع فعلی جامعه است. "آرامش" موضوعی است که هر تعداد تئاتر در ستایش آن ساخته شود، باز کم است.
طراحی صحنه شامل اتاق بیمار و سالن پذیرش بیمارستان خیلی طبیعی ایجاد شده بود. از بازی ها به هیچ عنوان نمی توان گذشت. سامان دارابی نازنین به بهترین شکل، حق مطلب را ادا کرد. چقدر صدا و بازی خانم اقبال نژاد بی نظیر بود. خانم شه پرست هم هنرمندانه و باور پذیر ایفای نقش کرد. سایر بازیگران این اثر یعنی آقای بجستانی و خانم زحمتی نیز در بهتر شدن این اثر بسیار دخیل بودند.
فارغ از اینکه بازی های خوب و نمایش درخوری دیدم، برخورد کارگردانِ کاملاً محترمِ این اثر برایم ماندگار شد. در روزگاری که خیلی از کارگردانان و بازیگران بعد از اولین تجربه در صحنه، دیگر احترام به مخاطبان را فراموش می کنند، منش آقای کوروش سلیمانی زبان زد است. در هوای سرد این شب ها، آقای سلیمانی عزیز به روال همیشه به پیشواز و بدرقه تماشاگران آمدند. کاش همگی یاد بگیریم احترام گذاشتن و ارزش قائل شدن برای دیگران، اول از همه به خودمان بر می گردد. از تمام عواملی که برای این اجرا زحمت کشیدند، سپاسگزارم. از دیدن خانم گلاب آدینه هم بسیار مشعوف شدیم.
در انتها، امیدوارم همه آنقدر غرق در سلامتی و آرامش باشیم که جز برای به دنیا آمدن فرزندان، به بیمارستان مراجعه نکنیم...
#تئاتر_خوب_ببینیم
جناب محمدرضای عزیز ... شما بسیار لطف کردید و سباس از شما بابت همراهی تان ... ضمنا از اینکه کار را پسندیدید خوشحالم ... پاینده باشید.
۲۲ آذر ۱۳۹۸
@کورش سلیمانی
خواهش میکنم آقای سلیمانی عزیز و بزرگوار؛ امیدوارم به زودی شاهد کارهای خوب و جدید شما باشیم.
مانا و برقرار باشید.
۲۲ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سلام بر اهالی محترم تیوال؛

دوره ی اجرای سکوت سفیدِ ما دوره ی عجیبی بود! ... شرایط اجتماعی به هم ریخته و ناآرام هفته های نخستِ اجرا و در پی آن چالش ایجاد شده بر سر راه معیشت مردم _ به ویژه طبقه ی متوسط، کارمند و دانشجو که وفادارترین و محترم ترین تماشاگران تئاتر ایران در دهه های اخیر بوده اند _ که ریزش شدید تماشاگران تئاتر را درپی داشت، قطعی اینترنت و عدم امکان تبلیغات، که بیش از ده روز طول کشید و هوای آلوده در چندین روز و اتفاقات ریز و درشت دیگر دوره ی اجرایی بسیار سختی را برای ما و سایر گروه هایی که همزمان با ما اجرا داشتند، رقم زد که همچنان هم متاسفانه تاثیرات سوء اش ادامه دارد ... در این بین همراهی جانانه ی شما اهالی محترم تیوال با حضور در اجراها و نیز ارائه ی نظرات امیدبخش تان در صفحه ی نمایش یکی از مهمترین دلایل دلگرمی ما برای مقاومت و رها نکردن سکوت سفید _ علی رغم سختی های بسیار _ بوده و هست ... در این مدت نقدها و نظرات شما، موافق و مخالف را یک به یک خوانده و از همگی تشکر کرده ام اما بازهم نمی توانم شادی ام را _ در بین همه ی سختی هایی که عرض شد _ از همراهی جدی و آگاهانه ی شما عزیزان ابراز نکنم ...

شما تماشاگران آگاه در کنار جریان مظلومِ تئاترهای اصیل و اندیشه محور، در این سالها که ابتذال در شکل های به ظاهر متفاوتِ "عوامانه" و _حتی تلخ تر ... دیدن ادامه ›› از آن _"روشنفکرانه" زخم های عمیقی بر تئاتر ما گذاشته است، برای تئاتر ما موهبتی هستید که می توانید از انحراف بیشتر تئاتر و مخاطب تئاتر جلوگیری کرده و حتی در آینده با حضور، مطالبه و هم گامی با هنرمندان، جریان سازی کرده و آن را به مسیر اصلی بازگردانید ...

تا ۲۹ آذر، "سکوت سفید" مان بر صحنه جاری ست ...تنهای مان نگذارید، باقی بقایتان ...

منوچهر اکبرلو؛ نمایشنامه نویس، منتقد و کارشناس تئاتر

نمایش سکوت سفیدِ کورش سلیمانی, مثل کارهای قبلی اوست. مثل فالومی و خرده نان: آرام, شریف, پرحوصله, قصه گو و بازیگر محور.
درباره مایی که همه ش می دویم و نمی دانیم تا کجا. درباره نیاز امروز آدمیان به این که جایی بیابند و دمی آسوده, بی آزار دیگران نفسی تازه کنند. یک آرام سایِشگاه مثلا.
میترا، امیرمسعود فدائی و مهرداد این را خواندند
سینا ییلاق بیگی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دیالوگ نمایش : "مشکل اینه که همیشه خوبم! اگر بیمار بودم خوب می شد.
از میانه نمایش مدام این شعر از شاملو در ذهنم خوانده می شد؛
" من بامدادم سرانجام
خسته
بی آنکه جز با خویشتن به جنگ برخواسته باشم..."
انسان خسته نمایش، امروز یا دیروز مردمانی است خسته، آدم هایی که برای رسیدن به سعادت زندگی از دل تاریکی و فریاد و درد گذر کردند تا به حقیقت رسیدند و حقیقت سبب نابودی و مرگ آنها می شد. چه می کردند؟ در جستجوی آرامش باید پناهگاهی می یافتند، و آن پناهگاه جز هنر نیست.
نمایش بر خطی آرام همراه با نور و موسیقی هماهنگ با متن پیش می رفت، گره ای کوچک در داستان ما را از بی حالی جدا می کرد! اینکه پی یافتن واقعیت هویت بیرونی شخصیت نمایش باشیم یا در جستجوی حقیقت درون او؟ که سبب شده برای یافتن آرامش، بی هیچ بیماری به بیمارستان پناه برد.
طراحی صحنه هم همانند نمایش واقع گرایانه و بی هیچ آرایه ... دیدن ادامه ›› انتزاعی که لازم برای این داستان بود. جدا کردن اتاق بیمار و سالن پذیرش بیمارستان با تابش و قطع نور، به آرامی بیننده را از صحنه ای به صحنه دیگر می برد. همچون آمدن و رفتن موج آرام دریا بر روی ساحل.
اگر در این همه هیاهو، کمی آرامش می خواهید و حقیقت، به دیدن این نمایش بروید.
تشکر از کارگردان گرامی آقای "کوروش سلیمانی" برای نمایش و اینکه از سر محبت بعد از نمایش هم در جلوی درب سالن به بدرقه تماشاگران آمده بودند.
تشکر از یکایک بازیگران در صحنه و گروه هنری که پشت صحنه تلاش می کردند..... دمتون گرم
و درود بر شما مهرداد عزیز بابت همراهی تان و با این نوشته ی زیبا و آگاهانه ... پاینده باشید ...
۲۱ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

یادداشت درباره تئاتر سکوت سفید به کارگردانی کورش سلیمانی - چاپ شده در روزنامه سازندگی در تاریخ 1398.09.20
نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو
"جان براون" مردی در آستانۀ میانسالی ، درحالیکه هیچ بیماری ای ندارد ، به بیمارستان "بیچ وود" مراجعه می کند و درخواست دارد او را بستری کنند ؛ این آغاز ماجرای تئاتر "سکوت سفید" است که با کنجکاوی پرسنل بیمارستان درباره علت رفتار مرد ، ادامه پیدا می کند .
در روزگاری که شعار تکراریِ "تمام قصه های جهان، گفته شده" هم چون یک سد در مسیر خلاقیت نویسنده قرار گرفته و او را از وارد شدن به موضوعات ساده تر زندگی ، دور کرده است ، متن سکوت سفید ، دست روی یک موضوع اساسی و عمیق گذاشته و با نوع بیان متفاوتش، ثابت کرده اگرچه خط کلی بسیاری از داستان های جهان نوشته شده اما این نوعِ روایت و نگاه نویسنده است که می تواند نسخه تازه تری از یک داستان با درون مایۀ تکراری را به وجود بیاورد . "تام استوپارد" نویسندۀ این نمایش ، به بیان قصه ای معماگونه و پیچیده نپرداخته بلکه ماجرای ساده ای از مردی را روایت کرده که تنها به دنبال آرامش، سکوت و کمی رهایی است و می خواهد دنیای امروز ، دست از سرش بردارد تا در انزوای خودخواسته اش به آرامش برسد ؛ انزوایی که با دخالت پرسنل بیمارستان نمی تواند به راحتی ادامه داشته باشد . سبک تام استوپارد، واقع گرایی همراه با شوخی درکنار نقد زندگی روزانه است ؛ به طوری که این بخش غیرجدی، بتواند دردناکیِ موقعیت مذکور را تعدیل کند . تمرکز همیشگی استوپارد بر آرمان شهر، در کنار طعنۀ او به جامعۀ مدنیِ امروز ... دیدن ادامه ›› که سعی دارد همه چیز را در قالبی خاص بگذارد و خروج از آن را برنمی تابد، با مفهومی فلسفی، تضاد جهان را مطرح می کند و از مخاطب می خواهد به تفکر و خودآگاهی برسد. محتوای نمایش ، سرگشتگی ِانسان معاصر در یافتنِ آرامش است ؛ آرامشی که جهان امروز با چنگال های خودخواهانه اش از انسان دریغ داشته و فرصتی ایجاد نمی نماید تا بشر ، لذت واقعی را مزه مزه کند . سخن از پیشرفتی ای است که تعادل را از انسان زایل کرده؛ مدرنیته دست هایش را بازکرد و بشر هم چون کودکان تشنه محبت ، به گرمیِ این آغوش ، اعتماد کرد و پا به سرزمینی ناشناخته گذاشت؛ به امید دست نوازشی ، از تمام آنچه وسیله آرامش بود دور شد و خود را تبدیل به عروسک کوکیِ جهان مترقیِ امروزکرد. البته نمی توان تقصیر این آشفتگی را به گردن تنها یک پدیده انداخت ؛ چرا که نحوه استغاده از این پیشرفت و غرق شدن در آن ، نقطه ای است که اشتباه بشریت اتفاق افتاده و باعث شده اکثریتی در جهان ، هرکس به ادبیات ویژه ای ، در محدودۀ جغرافیای زندگی خود، گرفتار نوعی تنهایی شود که حتی نمی تواند دیگران را مطلع از وجود آن کند ؛ از طرف دیگر ، رسانه ها و بایدهای جامعه ،فرد را به مسیری می اندازند که از بار روی دوش او چیزی کم نمی شود ؛ شاید برخورد براون در اینجا نوعی طغیان و واکنش در برابر گذشتۀ عجیب و سختیِ لحظه های فعلیش است .
انتخاب چنین متن عمیقی توسط "کورش سلیمانی" در مقام کارگردان ، نشان از دغدغه مندی او نسبت به بحران انسان معاصر است . سلیمانی مثل همیشه ،دست روی یک موضوع داغ و پرهیاهو نگذاشته بلکه عنوانی از سرگشتگی انسان مدرن را در بستری از سکوت و آرامش انتخاب کرده است . او در کنار این مفهوم با وفاداری به متن سعی کرده گروهش بدون ورود به محدودۀ لودگی یا نزدیکی به مرز شوخی های تصنعی و نخ نما ، رگه هایی از طنز را در کار ایجاد کنند.
"سامان دارابی" ، بازیگر توانایی که توانسته مختصات نقش براون را بسازد ، در پاره ای مواقع از طریق حرکات و نوع ادای جملاتش ، بیشتر از شخصیت به یک تیپ نزدیک شده است .هرچند سادگی و صداقت براون ، توانسته جنبه هایی خنده دار به داستان بیفزاید تا در فضای کلی اجرا ، تلطیف لازم برای بیان مفهوم کلی نمایش به وجود بیاید .
آناهیتا اقبال نژاد با افزودن رگه هایی هم چون میمیک و فراز و فرود دادن به صدا ، بازی به مراتب بهتری نسبت به گذشته ارائه کرده ؛ او در نقش سرپرستار حتی در زمان شروع هر صحنه با نوعی اقتدار وارد می شود . دامنه صدای فوق العاده و کنترل روی جملات ، همگی به نقش ، روح داده و این مهارتی است که تئاتر به بازیگر پیگیر و مستعدش می بخشد؛ صدا را شکل می دهد ، به هرگام بازیگر توجه می کند تا باورپذیری مخاطب را ذره ذره جلب کند و نفس به نفس با او همراه شود . هرچند در این نمایش ، این میزان تسلط اقبال نژاد به نقش ، باعث شده ضعف بازی برخی بازیگران اجرا بیشتر به چشم بیاید . مثلا پزشک کشیک می توانست توانمندی بیشتری از خود در نمایش نشان دهد ولی بیشتر ، شمایلی از یک تیپ تکراری از پزشکانی که شب هنگام کشیک هستتد و خواب آلود بیدار می شوند ، ارائه کرده است؛ در حالی که می شد با تفصیل ویژگیهای منحصر به فردِ ظاهری ، اخلاقی و روانی، ترسیم بهتری از دکتر مذکور داشته باشد .فاصله گرفتن از شخصیت پردازی ، ثمره ای جز افتادن به دام سطحی نگری و از دست دادن مخاطب ندارد؛ چرا که مخاطب به دنبال کاوش و کشف بخش تمایزکننده یک نقش است تا بتواند درگیر آن شود و داستان را درک کند.
دکور نمایش در راستای مفهوم ارائه شده اش قرار دارد و فضای آرام بیمارستان را نشان می دهد . هرچند شاید می شد جنبه های بیشتری را به طراحی صحنه و هماهنگ با کل اجرا به وجود آورد ؛ چرا که کلیت کار به دلیل ماهیت داستان، ریتم کندی دارد و اگر با افزودن عناصر دیگر این ریتم کند را تعدیل کرد ، می توان نسبت به ترغیب تماشاگر برای پیگیری نمایش امیدوارتر بود و بیمارستان را مکانی منحصربه فرد که محل وقوع اتفاق خاص داستان یعنی حضور براون است ، در نظر گرفت . هم چنین طراحی لباس بازیگران متناسب با فضای بیمارستان صورت گرفته و در دوخت و تهیه آن، ظرافت زیادی مشاهده می شود.این ظرافت ، در انتخاب موسیقی های پخش شده نیز وجود دارد.
بیمارستانی که براون به آن پناه برده ، نماد جامعه ای است که هیچ گاه دست از سر فرد برنمی دارد . براون می توانست دروغ بگوید و با بهانه ای دیگر مثلا تمارض ،خود را بستری کند و بیمارستان می توانست در قبال پذیرش پیشنهاد او مبنی بر پرداخت پول در ازای اقامت، دندان به جگر بگذارد . اما بیمارستان همان اجتماعی است که می خواهد همه چیز را به کنترل بگیرد و آدم های بیمارستان همان هایی هستند که در جامعه نمی گذارند فرد با مجموعه منحصربه فرد زندگی خود کنار بیاید و راه حل شخصی خود را اجرا کند .تلاش کارکنان بیمارستان در افشای راز براون حتی به قیمت آنکه یکی از پرستاران را طعمه کنند تا براون به حرف بیاید، نماد جهانی است که برای قرار گرفتن در مسیر خود حتی آدم ها را قربانی میکند. توضیح مگی ، پرستاری که سعی کرده براون را با فریب و تظاهر به عشق ، به حرف بیاورد ، وقتی می گوید که اقدامش در برملایی راز براون ، تصمیم درستی بوده ، مختصات جهان فرصت طلبی را به یاد می آورد که فرد ، دروغ می گوید و به ناراستی اش افتخار می کند ؛ و این گونه اعتماد براون به در بسته می خورد و تنهاتر از روزی می شود که پا به ویچ وود گذاشته بود. با این وجود ، براون نمادی از خستگی بشر است وقتی در محاصره جهان مدرن امروز قرار می گیرد اما سعی می کند هم چنان امید خود را از دست ندهد ، در مسیر اخلاق و بدون آسیب به دیگران یا توسل به بی اخلاقی و دروغ ، مسیر تازه تری را برای رسیدن به رهایی پیدا کند و درونِ متلاطم خود را آرام کند . چنین نگاهی امیدوارانه در میانۀ بحرانی ترین احوال فرد ، خبر امیدوارکننده ای از نجات حتی یک انسان است.
سلام و سپاس از مطلبی که نوشته بودید...
لطفن پیرامون اضافه کردن جنبه های بیشتر در طراحی صحنه و هماهنگی با سایر اجزا کمی روشن تر توضیح دهید ،چون من دقیقن متوجه منظور شما نشدم....
۲۰ آذر ۱۳۹۸
خانم مریم تاواتاو عزیز؛ نقد شما را در روزنامه ی سازندگی امروز خواندم. ممنونم از نفد مفصل شما ... در زمینه های متفاوت نظرات شما را خواندم.و گرچه در برخی موارد نظرتان جای بحث و تبادل نظر بیشتر دارد اما خواندنی و با دقت بود ... بازهم ممنون از همراهی و توجه شما ...

سینا جان ممنونم که در گفتگو و همکلامی با عزیزان تماشاگر حضور جدی داری ...
۲۰ آذر ۱۳۹۸
جناب آقای سلیمانی و جناب آقای ییلاق بیگی ؛ سلام عرض می کنم.
سپاسگزارم از توجهتون به این یادداشت .
۲۲ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش (روزهای یکشنبه ۲۴ تا سه‌شنبه ۲۶ آذرماه) به کارگردانی کورش سلیمانی و بازی آناهیتا اقبال نژاد، مهدی بجستانی، سامان دارابی، الهه زحمتی، الهه شه‌پرست، امروز (چهارشنبه) ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
احسان شریف وند و سینا ییلاق بیگی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
براونی: تو از کجا می‌دونی چی برای زندگی من خوبه چی خوب نیست؟





+این دقیقا مسئله ی ذهنی من در یکی دوماه اخیر بوده... واقعا ما از کجا میدونیم؟
:))
۲۰ آذر ۱۳۹۸
به کدوم ساز شماها برقصم من آخه؟؟!!!!
خداوندا مرگ مارا برسان...
۲۴ آذر ۱۳۹۸
خدایا نخیر، هرچی من میگم رو گوش کن فقط، مرسی :)
۲۴ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
“مگی یه وقت نگی” که من امشب اومدم سکوت سفید‌ها D:
.
دومین نمایش قشنگی که از کوروش سلیمانی عزیز دیدم.
- اولین نکته‌ای که توی این نمایش به دلم نشست قدرت بیان و قدرت صدای فوق‌العاده‌ی آناهیتا اقبال‌نژاد عزیز بود. (درست مثل خرده نان)
- طراحی صحنه رو خیلی دوست داشتم و از اینکه خوردنی‌های واقعی توی نمایش استفاده شد و “آب” و “هوا” سرو نمیشد واقعا خوشحالم. اصن نصف خوشحالی من اون بوی خیاری بود که توو سالن پیچید :))
- تغییر نورِ روز و شب خیلی ... دیدن ادامه ›› جالب بود.
.
بزرگترین درسِ من از این نمایش این بود که به تنهاییِ خودخواسته‌ی آدمها احترام بزارم، شاید این تنها دارایی‌شون باشه.
پ.ن: از قشنگی های امشب حضور “رضا بهبودی” عزیز بود.
.
.
مشکل این بود که من همیشه حالم خوب بوده، اگه مریض بودم همه چیز روبراه بود.
خانم بهار گراوندی عزیز ...
ممنون از همراهی شما و لطف تان به کارهای ما، خرده نان و حالا هم سکوت سفید ... ممنون و پاینده باشید ...
۲۰ آذر ۱۳۹۸
آقای سلیمانی خدا شما رو برای ما و برای تئاتر ایران حفظ کنه.
۲۰ آذر ۱۳۹۸
ممنونم از دعای خیرتان، لطف دارید ...
۲۰ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
مخاطبان گرامی
به اطلاع می رساند, اجرای این نمایش تمدید و خرید بلیت روزهای تازه این نمایش به کارگردانی کورش سلیمانی و بازی آناهیتا اقبال نژاد، مهدی بجستانی، سامان دارابی، الهه زحمتی و الهه شه پرست روزهای چهارشنبه ۲۰ تا جمعه ۲۲ آذرماه آغاز شده است.
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید