تیوال نمایش کمدی ناگهان پیت حلبی
S2 : 02:31:03
  ۱۵ فروردین تا ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: امیرعلی نبویان
: کورش سلیمانی
: (به ترتیب ورود به صحنه) مسیح کاظمی، وحید آقاپور، محمد طیب طاهر، رامین سیاردشتی، ارسطو خوش رزم، محمدرضا آزادفرد
: کورش سلیمانی

: سینا ییلاق بیگی
: مژگان عیوضی
: امیر ترحمی (با سپاس از رضا حیدری)
: تومیک تاروردیانس
: سمیه فراهانی
: سینا افشار

: آریان رضایی
: امین رضا اولیاء
: علیرضا فاطمی
: نیما مطلق
: هاتف بی آزار و بتثابه نعیمایی
: ثمین سالک

گروه موسیقی storytellers (قصه گو ها)
: گیتار آکوستیک (نایلون)، گیتار بیس و سه تار
: گیتار الکتریک و گیتار آکوستیک(استیل)
: گیتار آکوستیک(استیل) و سینتی سایزر
: کانون شیما گرافیک & ndash, بهنام کیوان
: ابراهیم حسینی

تبلیغات مجازی: گروه جارچی
روابط عمومی:
علی ژیان

این نمایش ۱۱ دی ماه ۱۳۹۳ تا ۰۶ بهمن ۱۳۹۳ در سالن کوچک تالار مولوی اجرا شد و مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت. 

» برگه تیوال اولین اجرای نمایش همراه با عکس، گفتگو و نظر تماشاگران

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

گزارش تصویری تیوال از نمایش ناگهان پیت حلبی / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش ناگهان پیت حلبی (سری دوم) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش ناگهان پیت حلبی (سری نخست) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش کمدی ناگهان پیت حلبی | عکس نمایش کمدی ناگهان پیت حلبی | عکس نمایش کمدی ناگهان پیت حلبی | عکس نمایش کمدی ناگهان پیت حلبی | عکس

اخبار وابسته

» نمایش «ناگهان پیت حلبی» پر اقبال ترین نمایش تماشاخانه سنگلج در سال 95

» خداحافظی ناگهان پیت حلبی از سنگلج با ۵۰۰۰ تماشاگر

» نمایش کمدی "ناگهان پیت حلبی"در روزهای پایانی خود ٢ اجرایی شد

» در شبکه چهار سیما، نمایش «ناگهان پیت حلبی» در بوته نقد قرار می‌گیرد

» ناگهان پیت حلبی به "سعدی افشار" تقدیم شد

» ناگهان پیت حلبی دوشنبه اجرا نمی شود/ یکشنبه با ۵۰ % تخفیف

» ناگهان پیت حلبی توسط پوران درخشنده افتتاح شد + تصاویر

» پوران درخشنده زنگ افتتاح کمدی ناگهان پیت حلبی را به صدا در می آورد

» آغاز پیش فروش بلیت نمایش کمدی "ناگهان پیت حلبی"

» نقد کورش نریمانی بر نمایش "ناگهان پیت حلبی"

» رونمایی از پوستر نمایش کمدی "ناگهان پیت حلبی"

» امیرکبیر نوروز به سنگلج می‌رود

آواهای وابسته

مکان

پایین تر از میدان حسن آباد، ضلع جنوبی پارک شهر، خیابان بهشت، تماشاخانه سنگلج
تلفن:  ۵۵۶۳۰۸۷۱، ۵۵۶۲۵۴۴۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام دوستان اهل تیوال؛

هفدهم اردیبهشت، دیشب، دوره ی اجرای نمایش ما، " ناگهان پیت حلبی" مثل هر نمایش دیگری به انتها رسید.خوشحالیم که توانستیم اعتماد شما عزیزان را برای دیدن نمایش مان به گونه ای جلب کنیم که حدود پنج هزار نفر از شما از نمایش ما _ در این سی شب اجرا _ در تماشاخانه ی محترم سنگلج دیدن کردید. از این پس سعی ما این است که در نمایش بعدی تحت عنوان گروه "بیستون" بتوانیم هنرمندانه تر و کامل تر به وظیفه ی خویش در قبال شما عمل کنیم.

به عنوان کارگردان این اثر و به نمایندگی از گروه، از لطف و حضور و همراهی همه ی شما، یک به یک تشکر کرده و نیز مجددا از زحمات همکاران سایت تیوال به خاطر خدمت شان به رشد فضای فرهنگی سپاسگزاری می کنم.

در پناه مهر پروردگار باشید، باقی بقایتان ...

روشنک و بهار این را خواندند
سپیده مومن زاد، مرضیه یادگاری، dorsat2020، رضا و الناز مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد به دلیل استقبال مخاطبین، این نمایش در دو روز پایانی دو اجرایی شده و برای اجراهای ویژه خود ۲۵٪ تخفیف در نظر گرفته است.
علی ژیان و ماحی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط یک کلمه: "عالی". حال آدم رو خوب میکنه این تئاتر. من اجرای سال 93 را هم دیده بودم. نمیتوانم بگویم کدام بهتر است چون هرکدام با ترکیب های متفاوتشان یک جور قشنگ هستن. واقعا به همه اعضای گروه خسته نباشید میگم. حالمان را خوب کردید. ممنون
امیرحسین، فریده کیوانی، عاطفه جنابی و سین.شین این را خواندند
علی ژیان و dorsat2020 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


دوستان عزیز و محترم اهل تیوال، سلام؛

خداوند را سپاس که اجرای ما _ چون دوره ی پیشین _ بازهم با حضور و همراهی خوب شما شب های خود را یکی یکی با موفقیت و روشنی در تماشاخانه ی سنگلج پشت سر می گذارد و نمایش "ناگهان پیت حلبی" با حضور پرشور شما جان تازه گرفته است.

دوستان ارجمند؛ ممنونیم که نمایش ما را دیدید و یا در روزهای باقیمانده می بینید و همچنان با نظرات موافق و مخالف خود سعى در همراهى با ما دارید. خوشحالیم که تاکنون نمایش ما رضایت بسیارى از مخاطبان را جلب کرده، با این حال به دوستانى هم که با نمایش ارتباط برقرار نکرده اند احترام می گذاریم و انتقادهاى سازنده، به جا و علمی شان را با کمال میل مى شنویم و می خوانیم.

تمام تلاش گروه ما ارایه ى یک اچرای با کیفیت به شما عزیزان است.

پ.ن : حمایت شما و سایت تیوال برای تئاتر ما که همیشه نیاز به حمایت شما ... دیدن ادامه » مردم خوب دارد، غنیمت است. به عنوان یکی از اعضای خانواده تئاتر از شما ممنونم ...

کورش سلیمانی - چهارم اردیبهشت نود و پنج
سلام باتشکر از کارگردانی خوب شما و نویسندگی خوب جناب آقای نبویان و اجرای خوب بازیگران و زحمات تمامی عوامل عزیز.من افتخار میکنم که کارهای بومی و زیبا امثال این کار ساخته میشه ولی یک سری سوالاتی هست که خیلی ذهنمو به خودش مشغول کرده. نمیدونم اصلا این نقد ... دیدن ادامه » ها خونده میشه یا نه ولی مینویسم به امید اینکه شاید نیم نگاهی بهش بشه و غیر مستقیم هم که شده به دست نویسنده برسه به امید اینکه پاسخگوی سوالات این ذهن آشفته ی من باشن.حقیقتا اینقدر اوضاع شهر امروز ما خراب شده که هیچ کس نمیتونه درش سالم بمونه؟چرا امیر کبیر که به عنوان یک شخص مدبر و کاردان مطرحه نقش کاملا انفعالی ای داره و نمیتونه کوچکترین اثری روی مردم شهر بذاره؟حتی ابن سینا هم اگر توی زمان ما بود به چیزی غیر از تجارت و بیزینس و جیب خودش فکر نمیکرد! شما بهتر از این بنده ی حقیر میدونید که ما پزشک و کلا انسان های خوب در همه ی اقشار،کم نداریم با وجود یک سری مشکلات و انتقاداتی که به یک سری افراد توی این زمونه وارده.بهتر نبود یک ذره دید واقع بینانه تری توی این نمایشنامه حاکم میبود؟بنده به همون اندازه که با خوش بینی مخالفم به همون اندازه به نظرم سیاهه نمایی، روی ذهن مردم نه تنها اثر مثبت نداره بلکه اون ها رو دچار بدینی و یأس میکنه. هرچند در انتهای نمایشنامه،امیرکبیر میگه:گرچه امروز چنین است چنان خواهد شد،نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد...انگار هنوز کور سوی امیدی باقی مونده که فقط یک منجی میتونه روزگار الان ما رو مشک فشانی بکنه چرا که فردی مثل امیرکبیر با آن همه درایت فقط راه حل رو در رخت بربستن میبینه به خاطر اینکه فکر میکنه نمیتونه توی شرایط امروز کوچک ترین تأثیر مثبتی داشته باشه.در صورتی که شما هنرمندان محترم بهتر از بنده میدونید که این خود مردم شهرند که باید شرایط رو برای حضور منجی آماده کنن. قبل از اینکه تأتر رو ببینم نقد شبکه۴رو نگاه کردم که بیشتر منتقد محترم به قالب اثر اشکال گرفت در صورتی که محتوا خیلی مهمتر از قالبه...اگر به نظرتون انقاداتم خیلی حرفه ای نیست به بزرگی خودتون ببخشید هر چند که بنده خیلی در زمینه نقد بیگانه نیستم.امیدوارم به سوالاتم پاسخی هرچند کوتاه داده بشه چرا که احترام شما با احترام به مخاطبینتون روز به روز توی چشم آن ها بیشتر میشه. با ارادت و امید توفیق روز افزون شما از خداوند متعال...
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
سلام. از لطف شما و اینکه آمدید نمایش ما را دیدید ممنونم. از اظهارنظر و سوالات شما هم ممنونم. راستش بسیاری از سوالات شما به متن امیرعلی عزیز برمی گردد اما در حد توان سعی می کنم درجایگاه کارگردان آنها را پاسخ دهم. اصلا منظورما این نبوده که همه چیز نابود شده، ... دیدن ادامه » ما تنها به چند معضل به عنوان مشت نمونه ی خروار پرداختیم. طبیعتا در کار طنز اغراق وجود دارد و این ویژگی هرگز به معنای واقع نمایی نیست. اگر از نام ابن سینا و سایر بزرگان استفاده شده به معنی خود تاریخی ایشان نیست. این ها یعنی کسانی که در روزگار اکنون می توانستند ابن سینا، باربد و ... شوند اما شرایط اجتماعی فرهنگی مانع رشد آنها شده و از راه درست به ابتذال گرویده اند، حالا دلایل این امر خود قابل بررسی ست و اینجا نمی گنجد ... در مورد اثرگذاری بیشتر امیرکبیر؛ البته امیرکبیر تاثیراتی گذاشت اما خب می توانست همان گونه که شما گفتید بیشتر اثرگذار باشد. ما هم معتقدیم پزشک، هنرمند و عاشق و دانشمند نجیب و انسان هنوز هم کم نیست اما به همان دلیل طنز و نقد ما به این نوع پرداختیم. در مورد اینکه خود ما شهروندان باید بتوانیم حافظ فرهنگ مان باشیم و شرایط انسانی را اصلاح کنیم با شما موافقم و یکی از دلایل به روی صحنه آمدن نمایش ما هم این بود که در جایگاه خویش به عنوان تئاتری به این وظیفه عمل کنیم ... بازهم ممنون. همواره موفق باشید.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره ی "ناگهان پیت حلبی"
"ناگهان پیت حلبی"نمایشی عامه پسند و نیز عامه فهم است که چندان از مفاهیم انتزاعی و بازی با کلمات که شاید بتوان گفت از ملزومات تیاتر است بهره ای ندارد اما به مفهومی میپردازد که هرکس هرروز در ناخودآگاه و خودآگاه ،آن را با دردی عمیق درک میکند.گرچه در ابتدا چنین به نظر می رسد که به نحوی با اسطوره های عشق و نیزشخصیت های بزرگ تاریخ شوخی شده باید گفت که این شخصیت پردازی نمادین اشاره به تمام مردمانی دارد که در حقیقت جانشان سرشارند ار تمام انگیزه های نیک و مردم دوستی و میل به حقیقت بوعلی سینا،باربد،مجنون و لیلی چرا که هرگز میوه به دور از درخت نمی افتد لیکن از مسیری مبتذل گذشته اند که "رونق بازار" به شرافت هم می ارزد.از مسیری گذشته اند که گرچه حتی از گمان بی حرمتی دیگران به ناموسشان
بیزازند در فضایی مجازی روزی ... دیدن ادامه » چندبار مجنون میشوند و پی شیرین هایی "سینگل "میگردند.میرزا تقی خان ، درون هر یک از ماست که با دیدن این ابتذال غمی عمیق وجودش را فرا میگیرد لیکن وی نیز پی روتق بازاز است و مگر چاره ی دیگری هم هست؟!
این قصه حکایت جامعه ای ست که عرفان یا به تعبیری فهمیدن بسیار خطرناک تر از بی بند و باری های اخلاقی مینماید و این مسءله در سخنان میرزاتقی خان و باربد یر سر دریافت مجوز چه زیبا نمایانده میشود.
می توان گفت این قصه مرثیه ای ست که مس شدن زر را به تصویر میکشد و مردمانی که گرچه درابتدا ظروفی پر نقش و نگار و گرانبها به نظر میرسدند،آرام آرام "ناگهان" پیکره ای بی شکل چون پیت حلبی یافتند.این مفهوم هوشمندانه را نیز از کولاژ هنرمندانه پوستر نمایش و این نامگذاری فکر شده میتوان دریافت.
در پایان باید گفت اگرچه این نمایش تاحدودی بر روی موضوعی تکراری بنا شده بود و یا اینکه میتوانست نمایشنامه پخته تر باشد و لحظات کمدی آن نیز کمی تازه تر باشد ،به بهانه ی خنده های تلخش تلاشی بود برای آشتی دادن بسیاری با تءاتر و نمایش و جمع کردن قشرهایی مختلف که شاید حتی برای بار نخست به سالن تءاتر وارد شده بودند.اینکه بسیاری از مطالب و مفاهیم بسیار آماده در اختیار مخاطب قرار میگیرد برای عامه فهم بودن ضروریست اما شاید لذت تیاتر را از دوستدارانش بگیرد.لذت کشف نکات و اندیشیدن و به یاد آوردن اما برای عمومی شدن تیاتر باید کمی کنار بیاییم
به امید آن روز.
با سلام، ایکاش واقعا به گفته شما عامه فهم هم باشد و آنهایی که دقیقا سوژه این طنز بودند به خرابکاریهایشان پی ببرند و آگاهانه‌تر رفتار کنند.
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر احتیاط همیشگی ام درباره هیاهوهای محبوبیت و کنایه های ندیدن ضعف های هنرمندان محبوب نبود، به اندازه تمام زمان نمایش، نمایشنامه ای که جناب امیرعلی نبویان نوشته اند را ستایش می کردم.
ادبیات فاخر، بازی با کلمات، چینش دقیق و اثرگذار، هوشیاری در انتقال پیام و در عین حال روزآمدی کار، دست به دست می دهد که کارگردان بتواند کاری کم نقص و ظریف بسازد.
از سوی دیگر جناب کوروش سلیمانی چنان هوشیارانه پیام نویسنده را درک کرده اند که از همان آغاز با انتخاب دقیق بازیگران و استفاده از تیمی جوان اما نام آشنا و کاربلد که می تواند مفهوم کار را به خوبی انتقال بدهد، خود را نمایانده اند.
صدای اثرگذار بانو مسیح کاظمی و شیرینی روایتگری شان،
حرکات آقای رامین سیاردشتی و باربد واقعی شان،
و اوج این نمایش در انتخاب بازیگر، چهره، صدا، اجرا، جناب وحید آقاپور و امیرکبیر ... دیدن ادامه » اثرگذارشان که شاید یک تنه می تواند همه کار را بر دوش داشته باشد.
ناگهان پیت حلبی را بی عیب و بهترین کار این کارگردان یا نویسنده نمی دانم چون معتقدم همیشه بهترین کار فردا انجام می شود، فردایی که همیشه پیش روست.
پیشنهاد می کنم این نسخه تازه از شهر قصه را ببینید.
ناگهان پیت حلبی بی نقص نیست اما روایت درستی از روزگار ماست.
روزگاری که انسانم آرزوست...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای دوشنبه و سه شنبه با تخفیف ویژه فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
It is still recommended by tiwall
OMG
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت همه دوستان وعوامل خوب تئاتر ناگهان پیت حلبی.
من تا امروزمتاسفانه نتونسته بودم این تئاتر زیباروببیم.به همه عوامل خسته نباشید میگم.یه کارخوب وقوی.یه نوشته عالی وقلم فوق العاده خوب آقای نبویان عزیز وکارگردانی عالی آقای کوروش سلیمانی عزیز وبازی فوق العاده بازیگران.واقعا دست مریزاد وخسته نباسید.به امید موفقیت های بیشتر وروزافزون همه شما عزیزان.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ن روز جمعه موفق به دیدن این تیاتر زیبا شدم . موضوع بسیار خوبی برای اجرا انتخاب شده بود و بازی عزیزان نیز خیلی دلنشین بود . تنها انتقادی که میتونم از نظر خودم به نمایشنامه داشته باشم این هست که نویسنده در تلاش هست تا مردم کوچه و بازار ما را با بزرگان و مفاخر ایران مقایسه کند . من مطمین هستم که در هیچ برهه ای از تاریخ مردم ایران زمین دارای شکوه و عزمت نبودن و مفاخر و بزرگان ما نظیر ابن سینا و امیرکبیر و ... هم در عصر خودشون مهجور و تنها بودن و مردمان آن دوره ها هم همانند الان درگیر چیزهای معمولی و سطحی بودن . بنابراین ما چیز زیادی از دست ندادیم . باز هم تشکر میکنم از همه عوامل این نمایش . خدا قوت
شبنم، سعید زادمهر و علی ژیان این را خواندند
fatemehhh97 و پری رخ منوچهری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام به همه دوستان من امروز به تماشای تاتر ناگهان پیت حلبی نشستم خیلی تاتر جالبی بود و به نظر من طنزهاش ادم وبه فکر فرو می برد و تماشاگر را بزور نمی خندوند.واز گروه تاتر بیستون تشکر میکنم .و به همه تیوالیها پیشنهاد میکنم برن این کارو ببینن
علی افشار و ماندانا مطاعی این را خواندند
آریان رضائی و علی ژیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از تماشای این نمایش لذت بردم. موضوع کار فوق العاده زیبا بود.
به تمام دوستانی که دوست دارن دو کلام حرف حساب اجتماعی بشنون، پیشنهاد می کنم تماشای این کار رو رو از دست ندن.
دست همه درد نکنه ...
علی افشار و ماندانا مطاعی این را خواندند
آریان رضائی، کاوه، علی ژیان، Areena و مریم شاه محمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا دلم نمیخواد این رو بگم ، چرا که گروه به اندازه ی کافی خودشون مهجور دارن اجرا میرن و تقاضای تبلیغات دهان به دهان رو دارن ، اما من واقعااااا دوست نداشتم و به نظرم کار بد بود

من انتظار یه متن خوب و جالب رو داشتم، اما از متن خوشم نیومد، از رقص گاه و بیگاه که آدم رو یاد تئاترهای لاله زاری مینداخت خوشم نمیومد، از کار یک ساعته که بیست دیقه اش به تغییر سبک از سنتی به پاپ و رپ گذشت خوشم نیومد ...

واقعا دلم میخواست گروه رو حمایت کنم و براشون تبلیغ کنم ، اما "ناگهان پیت حلبی" درنظر من واقعا یک کار ضعیف بود و توصیه اش نمیکنم

پ.ن : نمیشه یه کاری کنن صدای دعای قبل اذان و اذان و مناجات بعدش و نماز جماعت کل نمایش تو سالن نیاد؟ کاری که خودش موسیقی داره تمرکز رو روش خیلی سخت میکنه :(
من این نمایش را تازگی دیدم که کار شاد و مفرحی بود خیلی متاثر از فرم های اجرایی سنتی و به نظرم تیپ سازی جالبی داشت. شاید توجه به فردیت کاراکترها اهمیت داشته باشد اما در عین حال باز نمایی تیپ های جدید اجتماعی و انتقاد از آنها در قالب مفرح کار ساده یی نیست که این ویژگی این اجرا را جذاب می کند. برای من در این نمایش استفاده کردن و روزآمد کردن فرم های بیانی و نمایشی سنتی جذابیت داشت امیدوارم که آقای سلیمانی و گروهشان این روند را ادامه دهند چون به نظرم در شرایط اجتماعی فعلی تیپ های اجتماعی زیادی هستند که ارزش توجه کردن دارند. دیدن نمایش را به کسانی که فرم های ایرانی و سنتی با موضوعات اجتماعی می پسندند توصیه می کنم و آرزوی موفقیت بیشتر برای گروه را دارم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش ”ناگهان پیت حلبی“
به بوی دانه مرغت مانده در دام...


نمایش کمدی ”ناگهان پیت حلبی“ نوشته امیرعلی نبویان و کارگردانی کورش سلیمانی داستان امیرکبیر در عصر کنونی است. وی قصد دارد به توصیه همسرش درآمد بهتری داشته باشد. در اولین قدم به سراغ باربد می‌رود تا شاید با خواندن ترانه‌ای کسب درآمد کند. سلیقه سنتی او زیر سوال می‌رود و باربد از او می‌خواهد به سبک پاپ و رپ بخواند. امیر مخالفت می‌کند و به پارکی پناه می‌برد. در آنجا با چند جوان آشنا می‌شود. پسرها قصد دارند پوشش امیر را امروزی کنند؛ لیکن امیر مخالفت می‌کند. یکی از پسرها به سبب تجویز ابوعلی سینا درگیر بیماری است. امیر پسر را نزد ابن سینا می‌برد و به وی نسبت به بازار مکاره‌ای که خلق کرده است، انذار می‌دهد.



در ابتدا به ساکن باید گفت نویسنده و کارگردان ”ناگهان پیت حلبی“ موفق شده‌اند نمایشی کمدی خلق کنند. نمایش مملو از طنازی‌ها و موقعیت‌ها کمیک است که تماشاگر را در بیشتر مواقع به وجد می‌آورد. نبویان برای رسیدن به طنز مدنظر خود پارودی را دست‌مایه اثر خود قرار می‌دهد. نوشتن پارودیک نبویان از شخصیت‌های آشنا در راستای اعتراض هنرمندانه وی نسبت به سبک زندگی کنونی مردم است. سبک زندگی که با شبکه¬های مجازی اجتماعی و سوداگری‌های رایج گره خورده، اندیشه غالب را دچار تحول و فاصله میان آدم‌ها را بیشتر کرده است. لیکن در فضایی که نویسنده و کارگردان در انتقال پیام ایجاد کرده‌اند، چند مساله حایز اهمیت است:

1- ژاک دریدا در کتاب ”حقیقت در نقاشی“ به داستان تقابل میان هایدگر و شاپیرو بر سر نقاشی ”کفش‌ها“ اثر ون گوگ می‌پردازد. دریدا در نقد این تقابل به بند یکی از کفش‌ها اشاره می‌کند که شکلی همچون دام دارند. دریدا این تصویر را استعاره‌ای از آن می‌داند که هایدگر و شاپیرو در دامی می‌افتند که در نوشتار خود خلق کرده‌اند.



باید گفت درمورد ”ناگهان پیت حلبی“ نیز این مساله مصداق بارز دارد؛ یعنی کارگردان و نویسنده در دامی می‌افتند که خود خلق کرده‌اند، دامی که در خود اثر وجود دارد، نهان نیست و آشکارا در تمام مدت در برابر مخاطب بوده است.

نمایش ... دیدن ادامه » قرار است مخاطب را از آنچه دنیای مدرن برایمان به ارمغان آورده، دلزده کند و دمی ما را به گذشته شیرین ببرد. گذشته‌ای که در آن عشق ارزش والایی داشت، نگاه عاشق به وجود معشوق بود، نه به هیکل و اندام معشوق! در گذشته مدنظر نبویان، اساطیر، پهلوانان و یلانی هستند که برای ایران و ایرانی قهرمان‌آفرینی می‌کنند و در زمان حال این قهرمانان هر یک در دام یکی از تجلیات عصر مدرن افتاده‌اند.

نبویان با انتخاب بحر طویل برای نوشتن نمایشنامه، تقریباً به این گذشته دوست داشتنی ادای دین می‌کند. کلام امیرکبیر با لحن شاعرانه و مملو از کلمات مهجور، گذشته‌ای مطبوع برای تماشاگر به ارمغان می‌آورد. با این همه برای نگارنده این سوال پدید می‌آید به صرف استفاده از یک شیوه نوشتاری خاص و بهره‌گیری از زبانی شاید متعلق به دوره قاجاریه، از آرمان گذشته‌مان دفاع کرده‌ایم؟ به نظر جواب در ”ناگهان پیت حلبی“ آری است؛ ولی وقتی به کلیت نمایشنامه نبویان دقت شود، می‌توان فهمید نمایشنامه از هیچ یک از قراردادهای نمایشنامه‌نویسی گذشته تبعیت نمی‌کند. اگر ساختار کلاسیک نمایشنامه را معیار قضاوت در نظر بگیریم، این نمایشنامه واجد هیچ یک از مولفه‌ها نیست. برای مثال شخصیت‌پردازی به هیچ وجه وجود ندارد، انگیزه شخصیت‌ها نامشخص است، در کلیت اثر چیزی به اسم کنش وجود ندارد، مشخص نیست شخصیت از کجا آمده و به کجا می‌رود. امیرکبیر شخصیتی است سیال در چند صحنه که قرار است با آدم‌های الصاقی با آن صحنه‌ها وقت بگذراند و مایه مسرت تماشاگر را پدید آورد.



شیوه اجرایی این نمایش نیز حرف دیگری می‌زند. در حالی که قرار است گذشته خوب در برابر حال بد قرار بگیرد، شیوه اجرایی سلیمانی بویی از گذشته ندارد. سلیمانی نیز خود را از قراردادهای دست و پا گیر یک تئاتر کلاسیک آزاد می‌کند و شیوه‌ای «نزدیک به آثار پست‌مدرن» را برای اجرا انتخاب می‌کند. با آنکه نمایش شخصیتی به نام راوی دارد؛ ولی سلیمانی لحظه‌ای از نمایش را به شیوه نقالی اجرا نمی‌کند، شیوه‌ای که می‌تواند تداعی‌گر جهان گذشته باشد. پرده‌خوانی، شبیه‌خوانی، رو حوضی، سیاه‌بازی و ... شیوه‌های متعلق به گذشته نمایشی ما جذابیت برای کارگردان نمایش ندارد. کارگردان قصد دارد گذشته شیرین را در قالب اجرایی امروزی به ما عرضه کند.

با این وجود هنوز کارگردان و نویسنده هنوز به طور کامل در دام نیافته‌اند؛ بلکه در حال حرکت به سوی دام خود هستند. زمانی دام طعمه خود را می‌بلعد که کارگردان در انتهای نمایش از مخاطبان خود می‌خواهد نمایش را در فیسبوک و تیوال دنبال کنند؛ یعنی در همان فضاهای مجازی اجتماعی که کلیت اثر علیه وجوه آن می‌باشد. البته می‌توان این گونه تعبیر کرد که هر چیزی وجه مثبت و منفی را توامان با خود دارد؛ ولی در مانیفستی که ”ناگهان پیت حلبی“ ارائه می‌کند، اشاره‌ای به وجوه مثبت عصر مدرن نمی‌شود.



فقدان اعتقاد راسخ مولفان اثر نسبت به آنچه ارائه می‌شود، دهانه دام را تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌کند. دام زمانی مولفان خود را خفه می‌کند و دست شکارچی را برای رسیدن به صید بازتر می‌کند که مولفان همچون ستارگان (Celebrities) برابر مخاطب ظاهر می‌شوند. تنها کافی است این لحظه را با صحنه امیرکبیر و باربد و مسائلی که میان آنان رد و بدل می‌شود مقایسه کرد. مولفان ”ناگهان پیت حلبی“ در همان دامی می‌افتند که باربد نقش طعمه‌اش را دارد.

2- ژرار ژنت در کتاب ”آستانه‌ها“ با تعریف عبارت پیرامتنیت، عناصری چون جلد کتاب، بروشور، کاتالوگ، فونت، مصاحبه و ... را به عنوان تولیداتی برای رسیدن به جهان بینامتنی اثر معرفی کرد. پیرامتنیت تبدیل به کلیدی برای حل باز کردن قفل‌های بیرون اثر و ورود به درون اثر شد.
در ”ناگهان پیت حلبی“، از نویسنده و کارگردان اثر در بروشور یادداشت کوتاهی منتشر شده است که به عنوان یک عنصر پیرامتنی جای بحث و مداقه دارد. نبویان نمایشنامه خود را واجد رویکردی همچون منطق‌الطیر می‌داند. پیش از ورود به سالن برای نگارنده این سوال پیش می‌آید که منظور از عبارت ”منطق‌الطیر نشان“ چیست؟ آیا قرار است همچون داستان مرغان عده‌ای به سفر روند و در نهایت به کمال اعلی دست یابند؟ آیا منظور ساختاری است که عطار در نقل منطق‌الطیرش ارائه می‌کند؟ آیا منظور از منطق‌الطیر، اثر عطار است یا منطق‌الطیرهای دیگری که کمتر از اثر عطار مشهور هستند؟



در پاسخ سوال اول بایدگفت خیر، البته شاید رفتن امیرکبیر از نقطه A به نقطه B را شبیه یک سفر دانست؛ لیکن امیر از جهل اسفل به کمال اعلی نمی‌رسد، او در نهایت همان چیزی خواهد بود که از ابتدا بوده است. شخصیت امیرکبیر در کل فاقد آن انعطافی است که سفر او را دچار دگرگونی کند.

در پاسخ سوال دوم نیز باید گفت خیر؛ چرا که اصولاً چیزی به اسم ساختار منطق‌الطیر و اطلاق چنین عبارتی به یک شیوه نوشتاری مجادله‌‌برانگیز است. نخست آنکه ساختار تمام آثار عطار به همین گونه است که می‌توان ریشه آن را در ساختار روایی مقامات دانست. در چنین ساختار روایی عده‌ای دور هم گرد می‌آیند و یک خط داستانی پدید می‌آورند، حکایات به عنوان شاخ و برگ‌های این تنه درخت داستانی، اثر را شکل می‌دهند. اگر معیار شیوه نوشتاری باشد باید گفت منطق‌الطیر مثنوی است در بحر رمل مسدس مقصور و ”ناگهان پیت حلبی“ شبه‌نمایشنامه‌ای است در بحر طویل. در پاسخ به سوال سوم نیز باید از شخص نبویان پرسید که آیا ابتدا نسبت منطق‌الطیرهای دیگر آگاهی دارد و در صورت پاسخ مثبت ساختار کدامیک مدنظر وی بوده است.

وی سپس در انتهای یادداشت خود به این نتیجه می‌رسد که این اثر قصد دارد یادآوری کند نابه‌هنجاری موجود محصول تصمیم‌های ناصحیح است. ولی زمانی مخاطب با اثر مواجه می‌شود اثری از تصمیم ناصحیح نمی‌بیند که باید آن را معطوف به فقدان کنش در اثر دانست. در اثر هیچ یک از شخصیت‌ها دست به انتخاب نمی‌زنند. البته شاید نپوشیدن تی‌شرت از جانب امیر را یک تصمیم دانست؛ ولی در کی اثر دراماتیک منظور از تصمیم و انتخاب چیزی فراتر از نپوشیدن یک لباس است، تصمیم عملی است که شخصیت را کن فیکون می‌کند.



در انتها باید گفت شاید ”ناگهان پیت حلبی“ در ظاهر اثری شیرین و جذاب است و برای لحظه‌ای خنده رنگ باخته را بر صورت مخاطب زنده می‌سازد؛ لیکن به نظر می‌رسد نویسنده اثر – که خود از مدرسان داستان‌نویسی است – لازم است در یکی از دوره‌های طولانی مدت در حوزه نمایشنامه‌نویسی ثبت‌نام کند و این عار نیست؛ بلکه همان شیوه‌ای است که گذشتگان ما به ما توصیه کرده‌اند.
با سلام ،جناب زیورعالم گرامی از اینکه رشته ی تحصیلی شما ادبیات نمایشی هست بسیار به وجد امدم!اگر افتخار صحبت با شما -ترجیحا از طریق ایمیل-رو داشته باشم بسیار خرسند خواهم شد!در خصوص این رشته به اطلاعاتی نیاز دارم و استفاده از دانش شما قطعا راهگشاست... اگر ... دیدن ادامه » مایل بودید ایمیل من در زیر امده.
ایمیل من:atousaanezami@gmail.com
۰۴ مهر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش کمدی " ناگهان پیت حلبی " نمایش خوب و جالب و دوست داشتنی است . شخصیت پردازی های جالب و ملموسی دارد و بازیگران خوب و مسلط که همگی سوار بر کار بخوبی از عهده اجرای این نمایش بر آمدند . موضوع جالب این تیاتر ، خلاقیت های فردی بازیگران و همچنین کارگردانی خوب کار کاملا واضح و مشخص است . متن خوب این کار نیز از جمله قسمتهای اثرگذار آن است . به شما دوستان عزیز پیشنهاد میکنم تماشای این تیاتر جالب و زیبا را از دست ندهید . از تمامی عوامل این نمایش بخصوص کوروش سلیمانی عزیز و همچنین آریان رضایی گرامی تشکر و قدردانی میکنم و امیدوارم کارهای بعدی شان نیز بخوبی این کار پیش برود و شاهد برنامه هایی از این دست با موفقیتی صد چندان از این عزیزان باشیم ...
نمایش رو دیدم اده دل نشین زیبا و دوست داشتنی بود. بهم حس خوبی داد و خوشحالم از دیدن این نمایش خوب. از همه بازیگران و دست اندر کاران سپاسگزارم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید