تیوال نمایش فالومی
S3 : 05:38:38
کاری از گروه تیاتر بیستون
  ۲۶ مرداد تا ۳۰ شهریور ۱۳۹۶
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: پیتر شفر
: علی منصوری
: کورش سلیمانی
: (به ترتیب ورود به صحنه): وحید آقاپور، مسعود میرطاهری، مریم داننده فرد

: سینا ییلاق بیگی
: مژگان عیوضی
: سمیه فراهانی، ثمین سالِک
: مجید کاشانی
: فرهاد جاوید
: انتخاب شده از آلبوم موسیقی فیلم follow me ساخته ی John Barry
: شیماگرافیک، بهنام کیوان
: دستیار اول کارگردان: امین رضا اولیاء
: مهدی رجبلو
: یگانه خدیوی
: سحر فعله گری
: علیرضا میرانجم
: هووای آرت
: اکبر جلیلی
: امیر رضا شهنا، غلامرضا قجری
: فاطمه محمدی
: حسین پناهی
: افسانه خلفی، ثمین سالک
: گروه تبلیغاتیِ بیستون
: کورش سلیمانی

یادداشت کارگردان:
"سلام بر اهالیِ محترم و هنردوست تیوال؛
گروه تیاتر بیستون افتخار دارد پس از همراهی پرشور و به یادماندنی شما با نمایش "ناگهان پیت حلبی"، در هر دو اجرای دی٩٣ (باشگاه دانشجویان تالار مولوی) و فروردین ٩٥ (سنگلج) که باعث شد آن نمایش به عنوان پرتماشاگرترین نمایش سال ٩٥ سنگلج معرفی شود، با نمایشی تازه در خدمت شما عزیزان باشد. سعی و هدفِ ما در تولید و ارایه ی این کمدیِ تازه (فالو می) ارایه یِ یک نمایشِ باکیفیت، دیدنی و جذاب به شما مخاطبان عزیز است و این بار هم امیدواریم با همراهی شما اجراهای باشکوهی را در کنار هم پشت سر بگذاریم. پاینده باشید و به امید دیدار ...

 

با توجه به اینکه اجرا راس ساعت ۱۹:۳۰ آغاز می‌گردد و پس از آن درهای سالن بسته خواهند شد، خواهشمند است حتماً نیم ساعت قبل از اجرا در سالن حضور داشته باشید.

چارلز سیدلی رییس میان سال و خشک مغزِ یک شرکت حسابداری ست. او که در روابط زناشویی خویش با بلیندا همسر جوانش دچار مشکلات و تردید های جدی شده و زندگی خود را در معرض فروپاشی می بیند، ناچار می شود برای آگاه شدن از دلایلِ رفتارهایِ ناسازگارانه همسرش و زیر نظر داشتنِ رفت و آمدهایِ وی کارآگاهی خصوصی استخدام کند. جولیان کریستوفورو کارگاه عجیب و غریبی که پرونده را در دست می گیرد خود سبب ساز اتفاقات جذاب دیگری در داستان نمایش و در رابطه ی بین این زوج می شود ...
سبک:
کمدی
شهر:
تهران

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، سالن اصلی باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰

گزارش تصویری تیوال از نمایش فالومی / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش فالومى / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «فالو می» دو اجرایی شد

» استقبال خوب همراه با رضایتمندى تماشاگران و هنرمندان از نمایش «فالو مى»

» فالومی اثری هشداردهنده است

» تمدید دوباره‌ی نمایش «فالومی»

» جلسه‌ نقد و بررسی نمایش «فالو می»

» تمدید نمایش «فالومی»

» «فالو می» اجرایی شسته رفته و بدون اضافات و خودنمائی کارگردان و گروه اجرایی ست

» هفته پایانى نمایش کمدى «فالو مى»

» آدم‌ها به آرامش و توجه نیاز دارند

» نمایش کمدى "فالو مى" هفته دوم اجراى خود را با موفقیت پشت سر گذاشت

» بازدید هنرمندان از نمایش«فالو می»

» نمایش «فالو می» توسط استاد فرهاد ناظرزاده کرمانی افتتاح شد

» استاد فرهاد ناظر زاده کرمانى نمایش "فالو مى"را افتتاح مى کند

» اجراى افتتاحیه نمایش "فالو مى" و دعوت از خبرنگاران

» پیش فروش "فالو مى" از روز شنبه در تیوال

» نمایش «فالو می» نوشته پیتر شفر و به کارگردانی کوروش سلیمانی از ۲۶ مردادماه در تالار مولوی اجرای عمومی خود را آغاز می‌کند.

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اهالی محترم تیوال، سلام؛

"فالو می" به آخر رسید ... حالا که کار ما همراه با رضایت اکثریت شما تماشاگران عزیز و تحسین هنرمندان تمام شده وظیفه ی خود می دانم که از همراهی های شما، از حضورتان در سالن برای دیدن نمایش تا توصیه های تان به دوستان دیگر برای تماشای "فالومی" و به ویژه یادداشت های دلگرم کننده ی شما سپاسگزاری کنم ...

و نیز برای وضعیت تئاتر مان خوشحالم که هنوز تماشاگرانی چون شما دارد که در این روزگار که کاسبکاری و سطحی نگری در فضای تئاتری جای اندیشه و هنر را دارد ناجوانمردانه غصب می کند، از تئاتر مستقل و دغدغه مند حمایت می کنید، تماشاگرانی که هدف تان از دیدن تئاتر، دیدن "تئاتر" است نه هر هدف غیر مربوط دیگر ...

تا وقتی دیگر، تئاتری دیگر، به امید خدا در زمانی نه چندان دور، بدرود ... ارادتمند؛ کورش سلیمانی
جناب سلیمانی گرانقدر
سپاس از حضور پرمهر و صمیمی شما. امیدوارم به زودی شاهد کارهای جدید شما روی صحنه باشیم. همیشه خوش بدرخشید.
۰۲ مهر ۱۳۹۶
خانم محمدی عزیز از زحمات شما و همکاران تان در سایت تیوال هم صمیمانه ممنونم ....
۰۲ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عقل زنانه در برابر ناعقلانیت
مردانه.
••••••••••••••••••••••••
(محسن خیمه دوز_ منتقد و پژوهشگر)
*
«پیتر شفر» در سال ۱۹۶۲ نمایش‌نامه‌ای می‌نویسد با نام Public Eye مربوط به جدال‌های زن و شوهری که به آستانۀ ویرانی و شک رسیده‌اند. ویرانیِ حسِ زن به مرد، و شکِ آزاردهنده مرد به زن.
زن (بلیندا، با بازی مریم داننده) می‌خواهد مسأله را حل کند (عقلانی فکر می‌کند)، شوهر (چارلز سیدلی، با بازی مسعود میرطاهری) اما می‌خواهد به شکاکیت‌اش جواب بدهد و این کار را قلدرمآبانه و با روش ناظم مدرسه‌ای انجام می‌دهد (ناعقلانی فکر می‌کند).
کاراگاهی خل و چل (جولیان کریستوفورو، با بازی وحید آقاپور)، مأمور تعقیب زن می‌شود، زن هم به فردی خل و چل رابطه عاطفی پیدا می‌کند.
نقطه‌عطف نمایش، زمان رویارویی هر سه نفر است وقتی که شوهر و زن می‌فهمند این دو «خل و چل» ... دیدن ادامه » در واقع یک نفرند. اوج طنز و درام در این نمایش‌نامه در همین نقطه است. «پیتر شفر» ۱۰ سال بعد (۱۹۷۲) همین نمایش‌نامه را با نام Follow Me به یک فیلم سینمایی تبدیل کرد که آن را «کارول رید» کارگردانی کرد.
نام اجرای فعلی این نمایش در تالار مولوی (به کارگردانی کورش سلیمانی) از نام سینمایی‌اش گرفته شده که گویا جذابیّت و معنایِ امروزین‌اش بیشتر است.
نمایش «فالو می» جدا از این که متن خوبی را برای اجرا انتخاب کرده، از بازیگران خوب، طراحی صحنه خوب، طراحی لباس خوب و طراحی نور خوب هم برخوردار است.
نمایش موفق شده طنزِ درونیِ متن را بدون درافتادن به دامِ لودگیِ بازارپسند و عامه‌پسند به صحنه بیاورد. و این از ویژگی‌های این نمایش است که در آشفته‌بازازِ تاترِ امروزِ ایران، یک امتیاز محسوب می‌شود.
در انتها، این راه‌حلِ ابداعیِ «پیتر شفر» است که از زبانِ «کاراگاه»، ولی در راستای «عقلِ زنانه»، موفق به حل مسأله زن و شوهر می‌شود. راه‌حلی به ظاهر طنز و آیرونیک، ولی در محتوا عقلانی، انسانی و راه‌گشا.
با آن‌که از متن اصلیِ نمایش‌نامه، بخش‌هایی حذف شده، اما این حذف، نه تنها به اجرای نمایش لطمه‌ای نزده بلکه آن را طوری خلاصه کرده که درام برای بیننده ایرانی و معاصر، دیدنی‌تر شده است.
**
مینا &۱۲، مهرداد کیا و پرند محمدی این را خواندند
آذین حجازی و کورش سلیمانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
__دنبالم بیا،سکوت کن، کشفم کن؛ آرام میشویم __

با سبک و سیاق کوروش سلیمانی در مقام کارگردانی، در ""ناگهان پیت حلبی"" آشنا شده بودم و اینطور به ذهنم رسید که ایشان برای گفتن حرفهای مهم و اساسی و چه بسا دغدغه مند، زبان طنز شریف را بیشتر می پسندند، که البته انتخاب بجایی است.
بعد از تماشای نمایش ""فالومی"" بیشتر به اطمینان خاطر رسیدم که انتخاب این زبان طنز شریف و البته انتقادی، کارکرد بیشتری از نگاه ایشان دارد.
""فالومی"" داستان جذاب، جالب و البته قابل تامل و تفکری دارد که به ظرافت هرچه تمامتر و ناخواسته، مخاطب را در مسیر تفکر و تامل قرار میدهد و حتی ممکن است در جایی مخاطب با تایید موقعیتهایی، حس همذات پنداری اش را ارضا کند.
چارلز یک حسابدارِ دقیق و وسواسی و صاحب اصول و قوانین مشخص است که به دلیل اختلاف سنی زیاد با همسرش و همچنین حس خودبرتر بینی کاذبی که دارد حکم یک معلم و گاها پدر را برای همسرش بازی میکند.
طرز پوشش و وجناتش گویای همان نظم و انظباطش است.
ظاهرا فرد موجهی است که دایم در حال یادآوری اصول اخلاقی و آداب معاشرت به زن است. اما همین فرد به ظاهر موجه، تمام کمبودها و ترسهای ناشی از ضعف شخصیتی اش را در پس حرکات عصبی متناوبش پنهان میکند؛
خنده های هیستریک،
پاک کردن مداوم دستهایش با دستمال جیبی،
تکان دادنهای پی در پی خط کش ،
و ... و ... و...
او به ظاهرمرد با اخلاق و مبادی آدابیست که مقید به یک چهارچوب اخلاقی تعریف شده است که این چهارچوب اخلاقی اش را به مانند حصاری برای خود حِرز یمانی کرده! و کجرویهای اخلاقیش را در پس این حِرز یمانی هدایت و رهبری میکند. طراحی بجا و کاربردی صحنه کاملا گویای این تعریف است.
کتابخانه ای پر از دایره المعارف ِ لغوی، تاریخی، علمی، پزشکی و ... که دور تا دور اتاق کار چارلز را احاطه کرده و تنها حکم دکوری شیک و زیبا برای محل کارش را دارد؛ نه بیش و نه کم...
و اما،
... دیدن ادامه » زیر زمینی که گویای زوایای پنهانی شخصیت چارلز است زمانی که پنهانی مجله ""همه چیز درباره جوجوها"" را با لذت میخواند و دنبال میکند !! این همان وجهِ شخصیتی در پسِ پرده چارلز است.

اما بلیندا همسر چارلز؛
زنی جوان، جذاب، با نشاط و باهوش.
زنی که از پدر داشتن و معلم داشتن خسته شده و به دنبال کسی است که او را؛
دنبال کند،
در مقابلش کمی سکوت کند؛
تا صدای تمنایش را بشنود،
در سکوت و تعقیب و تدقیق؛
کشفش کند،
تا زندگی روی خوش تفاهمش را نشانشان دهد.
بلنیدا نماینده و سمبل تمام آدمهاییست (فارغ از هر جنسیتی) که دیده نمیشوند و تنها در زیر ضربات تحکم آمیز آموزشی اجباری، از خودِ واقعیشان دور میشوند و به جبر و نه اختیار؛ لباس نافرم و کلاه عاریه ای از شرافت و انسانیت به تن میکنند.

نمایش فالومی، فارغ از کلام شیرین طنزش، نمایش دغدغه مندی ست که با واکاوی لایه هایی روانشناختی، سعی در ارایه راهکاری صحیح در جهت بهبود روابط عاطفی زناشویی دارد؛ آنجا که روابط به حکم عدم درک و پذیرش، محکوم به قطع ریسمان علاقه و محبت میشوند.
خداقوت و عرض ادب به جناب کوروش سلیمانی عزیز بابت اجرا و به روی صحنه آوردن چنین نمایش ارزشمندی.
سلامت باشید و سبز
ـــ پـرنـد مـحـمـدی ـــ
پرندجان با خوندن این متن مشتاق شدم کار رو ببینم :)
۲۹ شهریور ۱۳۹۶
سپاس دوست بزرگوارم . خیلی خوشحالم که باز هم نقدهای دقیق و موشکافانتو میخونم که دوباره منو به دنیای فالو می برد
۰۱ مهر ۱۳۹۶
جناب تهوری گرانقدر، دوست خوبم
ممنون از شما که با لطف بی شائبه، مطالب بنده رو دنبال میکنید. سلامت باشید
۰۷ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس ویژه این نمایش روز پنجشنبه ۳۰ شهریور ساعت ۱۷:۳۰ همینک آغاز شد.
مهدی رجبـلو این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت منصور ضابطیان، روزنامه نگار، نویسنده، کارگردان و مجری؛

بعد از مدت ها با یک کمدى شریف مواجه شدم که نه شوخى هاى جنسى داشت و نه سعى مى کرد با تکه انداختن هاى سیاسى روز دل تماشاچى را به دست آورد. یک کار ساده و بى ادعا با متن درجه یک، کارگردانى روان و بازى هاى دلنشین ... اگر تا پایان هفته فرصت دارید تماشایش را به شدت توصیه مى کنم ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای من که تئاتر را بعنوان یک علاقه شخصی و فرهنگی دنبال می کنم نمایش فالومی یکی دیگر از جذاب ترین کارهایی بود که طبق معمول از کوروش سلیمانی عزیز دیدم . در حقیقت اسم این تئاتر " فالومی " بیشتر از اینکه تداعی کننده روایت دنبال کردن زن قصه توسط شخصیت مرد داستان " وحید آقاپور طناز و دوست داشتنی " باشد تداعی این نکته است که چه چیزی سبب شده من و یا ما از " ناگهان پیت حلبی " تا " روال عادی " و حالا " فالومی " کوروش سلیمانی و تیم خوبش را فالو کنیم . نتیجه واضح است ، شخصیت متین ،دوست داشتنی ، مهربان ، آرام ، مودب و کاربلدی چون کوروش سلیمانی بدون هیچ اغراق و چاپلوسی آنقدر ارزش پیگیری دارد که کارهایش برای من بنوعی" فالومی" است و همیشه برای تماشای کارهایش به رفتن یا نرفتن فکر نمی کنم بلکه همیشه در فکر چطور رفتن و با چندنفر رفتن هستم ! ... دیدن ادامه »
کار آنقدر زیبا و فنی است که آدم را به وجد می آورد و باعث می شود لحظات شیرین و جذابی را تجربه کنیم و از این بابت از جناب سلیمانی عزیز و تیم اجرایی شان سپاسگزارم .
یک تشکر ویژه هم از وحید آقاپور دارم که کارهایش از ناگهان پیت حلبی گرفته تا ایوانف ، ترن ، فالومی و .... همه و همه قابل تقدیرند و ممتاز /
برای کوروش سلیمانی عزیز و این تیم خوب و دوست داشتنی آرزوی موفقیت و سلامتی دارم و امیدوارم همیشه روی صحنه بدرخشند و ما هم کماکان افتخار حضور و حمایت از این کارهای خوب و قابل تقدیر را داشته باشیم ...
با سپاس /
مسعود عزیز؛ از این همه لطف و بزرگواری تو نسبت به فالو می و خودم ممنونم ... ما هم تا تماشاگران متشخص، فهیم و هنرشناسی چون شما را داریم به امید خدا روی صحنه می مانیم ... پاینده باشید ...
۲۷ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به استقبال تماشاگران گرامی از نمایش فالومی و به جهت احترام به اعضای محترم سایت تیوال، هم‌اکنون خرید بلیت صندلی های ردیف آخر از طریق سایت تیوال امکان پذیر می‌باشد. سپاس از همراهی شما
آذین حجازی این را خواند
گروه محترم اجرایی ببخشید بجز هنرمندان گرامی که نظرتشان را انتشار دادید که تشریف اورده بودند برای دیدن اجرا تان کدامیک از هنرمندان گرامی تشریف اورده درهفته قبل. پوزش فراوان
۲۶ شهریور ۱۳۹۶
با سلام. اسامی هنرمندانی که به تماشای نمایش فالومی نشستند در قسمت اخبار مربوط به نمایش اعلام می‌گردد.
۲۷ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس های تازه این نمایش از سه شنبه ۲۸ تا پنج شنبه ۳۰ شهریورماه امروز ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
مهدی رجبـلو این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فالومی، قصه‌ی پُر غصه‌ی بی‌تفاوتی رابطه‌هاست

شاید بهتر باشد گناه را به گردنِ اینترنت و دنیای مجازی و شبکه‌های اجتماعی تلگرام، اینستاگرام و فیسبوک که سَروکله‌شان در سال‌های اخیر به شکل‌های مختلف در زندگی ما پیدا شده نیاندازیم بلکه واقعیت این است که مقصر ما آدم‌های تنوع‌طلبی هستیم که مدیریت عاطفه نمی‌دانیم و آن‌جایی‌که باید خوب ببینیم، چشم‌های‌مان را به روی حقایق می‌بندیم و کورمال‌کورمال در تاریکی انتخاب می‌کنیم و وقتی قرار می‌شود چشم‌ها را ببندیم تا با آن‌چه انتخاب کرده‌ایم، سال‌های متمادی زندگی کنیم، آن‌وقت خط‌کش، متر و گونیا به‌دست شروع به سنجش و ارزیابی زوایای مختلف، فاصله‌ها و اختلاف سلیقه‌‌ و... می‌کنیم.

«فالومی» قصه‌ی پُر غصه‌ی ما آدم‌هاست. فرقی هم ندارد جغرافیای زیستی ما، کجای کُره زمین قرار دارد. لندن یا ... دیدن ادامه » تهران. پاریس یا شیراز... مشکل وجود دارد. قبول کنیم ما بیمار هستیم و رابطه‌های‌مان مشکل دارد. بسیاری از ما به جای آن‌که بخواهیم برای زخم‌های رابطه، مرهم پیدا کنیم و رابطه را مدیریت و کنترل کنیم، سعی می‌کنیم بی‌تفاوت باشیم، نبینیم، فراموش کنیم، ساکنِ کوچه‌ی علی‌چپ شویم و وقتی تار و پود یک رابطه متلاشی شد آن‌وقت به فکر آن می‌افتیم که ای داد... ای داد... فرش ابریشم دست‌بافت ارزشمند اُزبکی‌‌مان که قدرش را ندانسته‌ایم بید چنان جویده که تنها خاطره محوی از تصویرش را بیاد داریم.

لایه رویی فالومی چنان است که گویا قرار است دقایقی ما را شاد کند و بخنداند تا دور شویم از دنیای واقعی، اما لایه درونی نمایش، پُر است از تلخی، درد، گریه و جدایی. قصه اصلی فالومی نه به طعم کلوچه‌های کارآگاه خصوصی، شیرین است و نه همچون گل‌ها و قالی دفترکار مشاور مالی و حسابدار، رنگی و جذاب. قصه فالومی روایت سیاه و سفیدی است که بیانگر تنهایی ما آدم‌هاست. فالومی از تنهایی آدم‌های به‌ظاهر خوشبختی می‌گوید که اینبار فُرادا و حتی زوج‌زوج تنها هستند.

فالومی نگاهی دارد به روابط و زندگی‌هایی که با عشق شروع می‌شود و خیلی زود به بی‌تفاوتی می‌رسد که اگر رابطه برسد به تنفر، هر دو نفر تکلیف خودشان را می‌دانند. قطعاً هر کجای زندگی باشند عطایش را به لقایش می‌بخشند و ادامه زندگی را طاقت نمی‌آورند و می‌روند فی امان الله، اما امان از برزخ بی‌تفاوتی که مرداب‌وار زندگی را زهرمار می‌کند که آدم‌های در چنین موقعیت نه توان دل کندن و رفتن دارند و نه دل و دماغ ماندن و ادامه دادن.

فالومی قصه بی‌تفاوتی رابطه‌هاست. بدون شک بی‌تفاوتی برزخ و آفت هر رابطه است.
چه یادداشت خوبی ... ممنون و آفرین دوست عزیز ...
۲۶ شهریور ۱۳۹۶
سپاس که ما را در این نگاه زیبا و متن تاثیرگذار سهیم کردید
۲۶ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت نویسنده، مجرى و شاعرِ طنزنویس برجسته رضا رفیع:
مرا دنبال کنید تا از شک به یقین برسید!
در هیاهوی اینستاگرامی چهره ها برای جمع آوری انواع و اقسام فالورهای ریز و درشت از اقصی نقاط عالم فانی برای افزودن بر "دنبال کننده ها"ی باقی و قیافه گرفتن در فضای مجازی،کاین منم طاووس فالومی شده(!)؛ و در این غوغا که کس، کس را نپرسد - و - من از پیرمغان منّت پذیرم...؛فرصتی و فراغتی پیش آمد تا به دعوت دوست خوبم "کوروش سلیمانی"هنرمند و بازیگر سینما و تلویزیون، در یک عصر پنجشنبه که خیالم راحت بود شبش برنامه زنده "منبع موثق" ندارم؛ در تالار مولوی بی تابلو و فرورفته در بدنه کلینیک دانشگاه تهران(که به خاطر پیدا کردنش، دی شیخ با چراغ، همی گشت گرد شهر!)، به تماشای نمایشی به نام "فالو می" بنشینم که خودش آن را کارگردانی کرده بود. یک کار طنزآمیز شسته ... دیدن ادامه » رفته و پخته و یکدست؛ بی هیچ افاضه و ادعای روشنفکری(یا به تعبیر بدی، آروغ روشنفکری!).
متن ترجمه شده، بسیار راحت و روان و پالوده، و بازی هایی قشنگ و قوی که سرجمع، تئاتری تماشایی و دلنشین را فراروی مخاطب قرار می داد.
یک اثر کمیک سالم و مبتنی بر طنز موقعیت و کلام که به نرمی و آرامی شروع و با یک شیب ملایم، پررنگ و پرملات می شد. متن و مطلب در عین سادگی موضوع که با یک "شک" شروع می شد، دارای لایه های موازی و درونی بود که بر ژرفای محتوایی کار، می افزود. مردی که بسیار زن زیبایش را دوست می دارد و با دلش او را و لحظه های مربوط به او را "دنبال می کند"؛ با یک تردید آشوبگر به هم می ریزد. شک در این که نکند علت سردی همسرش، حضور رقیبی دیگر باشد که به هم گره خورده اند. پس کارآگاهی را استخدام می کند تا قدم به قدم، او را "دنبال کند". و این شک، خوره روح و روان مرد می شود.
آنقدر کارآگاه، سوژه را(همسر مرد را)، سایه به سایه "دنبال می کند" که کم کم زن، دوستدار او و حضور پیگیرش می شود. عاشق همین دنبال کردن او!..
کل داستان را لو نمی دهم که انگیزه ای بماند برای تماشای کار؛ اما همین قدر ادامه می دهم و پرونده را می بندم، که در پایان ماجرا، مشخص می شود که چقدر گاهی شک های ما بی پایه و بیخود است. شک هایی مبتنی و متکی بر تصورات و توهمات خودمان که می خواهیم همه چیز را فقط از دریچه تفکرات و تصورات و پیش داوری های خود قضاوت کنیم.
مردی به نامزدش گفت: عزیزم سارا؛ تو بسیار به من شک داری و هی بیخود به من گیر می دهی!... نامزدش گفت: ولی من که سارا نیستم!... مرد خندید و گفت: بفرما... نگفتم الکی شک می کنی و گیر میدی!

رضا رفیع
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در این نمایش بسیار خوش رنگ و خوب، از آغاز ورود تا لحظه خروج با استقبال گرم و مشایعت پر محبت جناب کورش خان سلیمانی قرار گرفتیم ، رفتاری بسیار خوب که بیانگر شخصیت والای این چهره آشنای عرصه هنر است ،
به دنبالم بیا ( فالو می ) به زیبایی تمام به لب پرتگاه رفتن روابط دو زوج را بیان میکند ، و بازیگران به خوبی با ایفای نقش خود این کم شدن شعله عشق و اشتیاق را به نمایش در آوردند ، و چه زیبا بود شروع عاشقی با پر حرفی و ترمیم عشق ورابطه با سکوت ....
استرس ، تیکهای عصبی ، فریادهای ناگهانی مرد داستان دقیقا نکاتی است که در اکثر رابظه ها ترکهای بزرگی را به مرور ایجاد میکند و به زیبایی و خوبی در این نمایش نشان داده شد .
بازیهای روان ، صحنه پردازی خیلی خوب ، نورپردازی به جا ، همه ارکان یک نمایش خوب ، در این نمایش به خوبی و بهترین وجه در جای خود قرار داشت ، سپاس فراوان از ... دیدن ادامه » تک تک بازیگران این نمایش که حس خوب ، همون حسی که بعد از دیدن یک نمایش خوب به تماشاچی دست میدهد را با هنرمندی خوب خودشان در وجودم نهادند .
.1396.06.22
پی نوشت 1 : اجرا با دقایقی تاخیر شروع شد ولی برخلاف دیگر اجرا ها که انگار تاخیر جزو صحنه های درخشان اجرا است قبل از شروع نمایش جناب کورش سلیمانی با متانت فراوان از تاخیر پیش آمده پوزش خواستند و احترامی که تماشاگر لیاقت آنرا دارد را به بهترین وجه ممکن نشان دادند ، درود بر شما جناب کورش خان سلیمانی عزیز .
.
پی نوشت 2 : یکی از مسئولین سالن قبل از شروع اجرا از خانم و آقای مسنی که در ردیف دوم تقریبا در وسط ردیف قرار داشتند درخواست کرد برای راحت بودن به ردیف اول و دو صندلی خالی در انتهای ردیف تشریف ببرند که بلافاصله آقای محترمی که در ردیف اول و جلوی اون بزرگواران نشسته بود از جایشان بلند شده و دوست خود را هم بلند کردند و جایشان را دادند به آن دو تماشاچی و خودشان به جای آنان نشستند ،
در آخر اجرا معلوم شد که آون آقای محترم از گروه اجرا بودند ، جدا از اینکه این جوانمردی به جای خود ارزش فراوانی دارد شخصا به نوبه خودم بابت این رفتار و انسانیت از ایشان سپاسگذارم .
آقاى آذین عزیز، در برابر شما دوست و تماشاگر عزیز و سایر تماشاگران محترمى که با این همه لطف براى دیدن نمایش ما آمدید و چنین ما را به مهر نواختید هیچ ندارم جز اینکه بگویم؛ خدارا و شما را شاکرم ... خوشحالم فضاى تئاتر ما على رغم حواشى کاسبکارانه و غیر هنرى که ... دیدن ادامه » این سالها دامنگیرش شده هنوز از وجود تماشاگران هنرشناس و قدرشناسى چون شما که همچنان در پى "تئاتر" هستید _ و این بزرگترین نعمت براى هنر تئاتر این سامان است _ بهره مند است. گرچه تئاتر کار کردن این روزها خیلى سخت شده و از جهات مختلف خسته مى کند ما را اما کسانى چون شما با این بلندنظرى، دقت نقادانه و محبتى که نسبت به ما مبذول مى کنید خستگى را از تن ما بر مى گیرید. خدا یارى کند جوابگوى این همه لطف با پدیدآوردن نمایش هاى خوب براى شما باشیم، درود بر شما و پاینده باشید بزرگوار ...
۲۳ شهریور ۱۳۹۶
جناب کورش خان عزیز
در روابط اجتماعی قانونی هست که میگوید اولین برخورد بین دونفر مهمترین برخورد است ،شخصا مفتخرم در اولین برخوردم با شما یک انسان بسیار متواضع و با شخصیت با نگاهی گرم و محبت فراوان را دیدم که بی شک هرگز این رفتار و شخصیت را فراموش نخواهم ... دیدن ادامه » کرد
امیدوارم در همه کارهای هنریتان پیروز باشید و علی رقم مشکلات فراوان و بی مهری های زیادی که در این وادی هست مطمئن هستم شما به سلامت قایق خود را به ساحل رسانده و با متانت و درایت و مهری که در وجودتان دارید پیروز میدان خواهید بود ،
از شب گذشته که پر بودم از حس خوب دیدن اجرای تیاتری که شما بزرگوار کارگردان آن بودید با خود عهد بستم اگر چه که دیر به دیدن تیاتر علاقه مند شدم ولی تا زمانی که این علاقه در وجودم هست هرگز هیچکدام از کارهای شما را از دست ندهم .
باز هم از شما و تیمتان بسیار سپاسگذارم که در کنار اجرای یک نمایش خوب و زیبا ، اخلاقیات خوب فراوانی را هم به نمایش گذاشتید ، چیزی که واقعا در این روزها دیدنش لذت بخش است . سپاس فراوان
۲۳ شهریور ۱۳۹۶
با افتخار براى شما و تماشاگران بلندنظر و بزرگوارى چون شما روى صحنه مى مانیم ... ماییم که از شما مى آموزیم، ارادتمندم عزیز ...
۲۳ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوب و طنز قوی ای بود. خسته نباشید میگم‌خدمت گروه.
امیدوارم شاهد موفقیت های بعدی این گروه باشیم.
بانوى محترم ممنونم از نظر لطف شما ... پاینده باشید ...
۲۳ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد خانم ساناز سیداصفهانى نویسنده و هنرمند تئاتر:
فالو-مى : نمایشی به کارگردانی کورش سلیمانی ؛ برگرفته از نمایشنامه ی پیتر شفر ، حال مخاطب را خوب می کند . اینکه کارگردان ، در مواجهه با متن چه کرده است ، تدبیر ی ست سخت . داستان نمایش ، خیلی هم سر راست نیست ، ظاهرا مردی اصولگرا که به وفاداری همسر جوانش شک کرده و یک کاراگاه خصوصی استخدام می کند تا از رفت و امد های همسرش خبر بدهد . البته بعد از گذشت زمان متوجه پیچیدگی روابط «اشخاص بازی» می شویم . خیلی به راحتی نمیتوان گفت داستان و اساس نمایشنامه ( یک خطی ) ست . شاید صادقانه تر این است که به ساختار مدور این داستان از وجه دیگری نگاه کنیم ! اینکه شخصیت های نمایشی بعد از گذشت زمان و ارتباطبا یکدیگر اگاه می شوند ، تغییر می کنند و می خواهند که از نقطه ی الف زندگی به ب حرکت کنند . با توجه به اینکه ( چگونگی ) پرداخت ... دیدن ادامه » دراماتیک درنورد شخصیت ها ، از انان انسان های بیچاره و طنازی می سازد که ما وقتی گفتگوهایشان را می شنویم می خندیم ؛ این سطحی ترین قضاوت است که صرفا به دلیل مفرح بودن فضا ان را کمیک بدانیم . این کار (کمدی) و ( سرگرم کننده ) نیست .طنز اصولا ابزار بیان مختلفی دارد که در این جا دقیقا با انواع شخصیت طنازش رو به روییم . طنز الزاما ریالیستی و خیلی وقت ها sinical است، دقیقا به دلیل محتوای مهمش . سه کاراکتر این نمایش ( حسابدار- همسر حسابدار- کاراگاه) در مانده اند . در واگویه ها و اعترافات حسابدار و رفتار هیستیریکش با بازی درجه یک مسعود میرطاهری ، متوجه می شویم چقدر در بحران سن ، انزوا ، خود کم بینی غرق است . او نمیتواند گره از مشکل شخصی خود باز کند . مرد کاراگاه که پرسوناژی مخالف او را ارایه می دهد ، بسیار خونسرد ، بی خیال ، جدی و باهوش به نظر می رسد که در همه ی عمرش حتی نتوانسته و نخواسته عاشق شود و از یک رابطه ی بی دیالوگ به عرش می رسد . این بازی درخشان وحید اقاپور واقعا انعکاس شخصیت درون گرای کاراگاه را ارایه می دهد نه انچه در ظاهر میبینیم . جالب نیست ، بیایید به تشابهات این دو شخصیت هم نگاه کنیم ان ها هر دو وسواس و اضطراب دارند . یکی مدام خط کشش را دور دستش می چرخاند و دوست دارد نقش معلم مکتب خانه را در بیاورد و جوشی ست و ان دیگری هم مدام در حال خوردن شیرینی و شکلات وماست است . هر دو مضطربند . حسابدار که یک جا پا روی اصول خانوادگی می گذارد و مثلا یوایشکی به کلاب می رود از این کار خودش شرمنده ست ، کاراگاه هم در اعترافش به همسر حسابدار می گوید که در حین کار از او خوشش امده و این حس حزو اصولی کاری نیست . با این حال حتی زن حسابدار هم در این میان اضطراب دارد چراکه شوهرش می خواهد معلم او شود و زن از زندگی و جهان بینی خودش دور شده ، ان قدر که وسط تنهایی هاش به مردی که حتی با ان یک دیالوگ نگفته فکر می کند . همه بی دوست هستند و تنها . رسم طنزالود نمایشنامه نویس این کمدی تلخ را سبک می کند . زهر جهان ابزورد را می گیرد . شاید اگر در انتها و بخش پایانی نمایش ؟ مکث بیشتری می شد .... یا فضا را برای تعلیق باز می کرد می شد ارزو کرد که کاش کوروش سلیمانی این اثر را به یک درام سینمایی تبدیل کند .
با احترام
ساناز سیداصفهانی
میس شانزه لیزه
آذین حجازی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گناهی بالاتر از انکار خوشی نیست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو ممکنه بعد از شنیدن یه آهنگ یا از اون خوشت بیات ، یا خوشت نیات
ولی اون تا ندونه که آهنگ سازش کیه ، نمیدونه که باید چه تصمیمی بگیره

تو ممکنه یه یه سیاه پوست بگی کاکا سیاه ولی کلی دوست سیاه پوست داشته باشی ، ولی اون میتونه به یه سیاه پوست بگه رنگین پوست ولی از همشون متنفر باشه!!!


واقعا قابل تفکره
من هم دقیقا همین دیالوگها در ذهنم نقش بسته بود و میخواستم در اینجا به اشتراک بگذارم که دیدم شما زحمتش را کشیده اید ، حقیقتا که دیالوگهای نابی هستند
۲۳ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس های پایانی این نمایش از جمعه ۲۴ تا دوشنبه ۲۷ شهریورماه امروز ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
مهدی رجبـلو این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ضمن تشکر از دوستان عزیزی که به تماشای نمایش فالومی نشستند و نظرات ارزشمند خود را به گروه منتقل کردند به اطلاع می‌رساند فروش بلیت های روزهای پایانی نمایش فالومی در تیوال آغاز شد.
مهدی یوسفی این را خواند
کورش سلیمانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت دو روز پایانی این نمایش همینک در تیوال آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کوروش سلیمانی رو دوست دارم چون جدا از صفات اخلاقی نیکش (که دوستان درباره‌اش صحبت کردند)، کارگردان متعهد و دغدغه‌مندی هست...
ایشون جدا از این‌که متن‌های خوبی رو برای کارهاش انتخاب می‌کنه قصد نداره تماشاچی رو به هر قیمت بخندونه و ایجاد تلنگر ذهنی در مخاطب براش مهم‌تره...
پارسال نمایش «ناگهان پیت حلبی» رو در تماشاخانه سنگلج از کوروش سلیمانی تماشا کردم که اون هم یک کمدی اجتماعی قوی‌ بود...
نمایش «فالومی» هم یه کار کمدی فاخر هست...
در فالومی جنبه‌های مهمی از روابط انسانی به زبان طنز و روانکاوانه بیان شده:
نمایش اون دسته از زندگی‌های زناشویی که کاملاً بر پایه فرافکنی و تصاویر ذهنی طرفین از یکدیگر بنا شده‌اند (به‌نظر میرسه تعدادشون در جامعه ما کم نیست). مرد مسن‌تری که زندگی نزیسته خودش رو توی دختری کم‌سن و سال‌تر جستجو می‌کرده و حالا نمیتونه ... دیدن ادامه » با واقعیات وجودی این دختر کنار بیاد. دختری که تو رابطه دنبال امنیت و حمایت پدرانه بوده و حالا که فردیتش پررنگ شده دیگه نمیتونه کنترل و رفتار قیم‌مآبانه همسرش رو تحمل کنه. مردی که به خاطر چارچوب کارش هیچوقت نمی‌تونست رابطه‌ای شخصی با آدم‌ها برقرار کنه اما یکبار که از مرزهای خودساخته عبور میکنه می‌بینه چقدر نیاز به رابطه‌ با آدم‌ها براش مهم بوده و چه چیز مهمی رو از خودش دریغ می‌کرده. و زبان که بازیگر اصلی در روابط انسانی هست. به قول ویتگنشتاین «کلمات تو مرزهای جهان تو را می‌سازند» و در این نمایش می‌بینیم زبان می‌تونه مانند یک اسلحه مخرب عمل کنه پس شاید نیاز باشه گاهی این اسلحه مخرب رو غلاف کنیم و ازش استفاده نکنیم...

بازیها هماهنگ و یکدست هستن...
وحید آقاپور مثل همیشه عالیه...
مسعود میرطاهری و مریم داننده فرد هم همپای وحید آقاپور نقششون رو عالی بازی می‌کنن..
و همه اینها به خاطر یک کارگردان قوی به نام کوروش سلیمانی هست...

خدا قوت میگم به تیم نمایش «فالومی»

برای تماشای «فالومی» فقط همین هفته فرصت دارین، پس فرصت رو از دست ندین...
سید ساجد عزیز؛ ممنونم از لطف و همراهی و نظرات دقیق و کارشناسانه ی شما ... از اینکه تماشاگران فهیم و تئاترشناسی چون شما داریم بسیار شاکریم ... پاینده باشید ...
۱۹ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمیخوام غلو کنم و بگم فالومی خیلی تئاتر درجه یکی بود که قطعا ایراداتی هم داشت. اگه بخوام نمره بدم به این کار از 100 نمره 70 رو میدم. اما در مقایسه با تئاترهایی که تو این چند وقته دیدم و خیلیاشون هم توی بهترین سالنای تهران با سرشناس ترین بازیگرا اجرا شدند فالومی نمره 100 میگیره. دست مریزاد به همه بازیگرا. که انقد بازیشون خوب بود. شک ندارم که این کار شرایط سختی داشته. تا اونجایی که بتونم این کارو معرفی میکنم به دیگران. اما چیزی که خیلی بیشتر در ذهن من موند رفتار کوروش سلیمانی عزیز بود. به جرأت میتونم بگم در این 10 سالی که تئاتر میبینم ندیده بودم همچین رفتاری از یک کارگردان. انقد متواضع و دوست داشتنی. قبل از تئاتر خودش پیگیری میکرد کسی مشکلی نداشته باشه برای دیدن نمایش. بعد از تئاتر هم دم در ایستاده بود و از همه تشکر میکرد. فوق العاده بود. و همیشه در ذهن ... دیدن ادامه » من میمونه این رفتارش. با ارزوی موفقیت برای همه اعضای این نمایش.
مثل رفتار خانم پاوه نژاد بعد از نمایش کافه پولشری. البته ایشون دیگه بعد از نمایش تشکر نکردن.
هنرمندای مردمی اینها هستن.
۱۸ شهریور ۱۳۹۶
آقاى فرزاد فروتنى عزیز؛ اول، ممنونم از حضور و همراهى تان، دوم بسیار خوشحالیم از اینکه نمایش ما را پسندیدید و سوم اینکه شما مهمانان عزیز و حامیان اصیلِ تئاتر و ما هستید و احترام گذاشتن به مهمانانى اینچنین کمترین وظیفه ى ما در قبال شماست ... پاینده باشید ... دیدن ادامه » و باز هم ممنونم از ابراز محبت صمیمانه و خالص شما ...
۱۸ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید