آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال فیلم جوکر
S3 : 02:34:06 | com/org
داستان «جوکر» در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی روی می‌دهد و زندگی «آرتور فلک» استند-آپ کمدین شکست‌خورده‌ای را روایت می‌کند که با طرد شدن از سوی جامعه به دنیای زیرزمینی جنایت در شهر گاتهام گرایش پیدا می‌کند.
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
هث لجر، در نقش جوکر، جنایتکاری را به تصویر کشید که از جنایت ابزاری برای فلسفیدن پرداخته بود... جنایت به مثابه سوژه... دلقکی که جوکر بودن همه ذات او بود نه چهره ای پنهان در نقاب جوکر.
از این منظر جوکر شوالیه تاریکی اندیشمندی بود که آگاهانه بشیوه ای خشن اما، آینه ای پیش روی سرمایه داری نهاده بود تا زشتی سرشتین نهفته در زیر پوست خویش را نظاره کند... جنایات جوکر هث لجر کاملا آگاهانه، اندیشمندانه و هدفمند طراحی شده بود که اثری از منفعت طلبی در آنها به چشم نمی خورد، و این گونه بود که این کاراکتر را به بخشی از حوزه فرهنگ عمومی تمام شهروندان جهان بدل کرد...
قطعا این شیوه نگریستن، به مذاق سرمایه داری خوش نیامد و با تمام توان کوشید که خاطره هث لجر را از اذهان بزداید. قریب به دو سال تبلیغات پیش ساخت که هزینه هنگفت آن بسیار غیر عادی می نماید برای ساخت این جوکر جدید بی دلیل نبوده است. اما این جوکر جدید... موجودی حقیر، روان نژند، کم هوش و فاقد اراده که تصادفا خود را رهبر یک حرکت عمومی می بیند... کرمی که در میان زباله های پایین شهر می لولد و به خوشبختی مردمان نجیب و لایق سرمایه دار حسادت می ورزد... باتلاقی از انواع و اقسام عقده های شناخته شده و ناشناخته مندرج در کتب روانکاوی که حقارت خود را در پس نقاب جوکر پنهان می کند.
با همین ترفند، اعتراضات امروز مردمان عادی در سراسر جهان (اروپا، آسیا، آمریکای جنوبی و شمالی) به سرمایه داری، فقط توحش ناشی از حسادت مشتی هرج ومرج طلب و در یک کلام «دلقک»، بازنموده می شود.
تنها نکته قابل توجه این فیلم بازی زحمت کشیده خوآگین فینیکس است.
در حقیقت این فیلم سالاد زباله ای است که گوجه ای گیلاسی وسط آن کار گذاشته شده، همین.
نکته قابل توجه اینه که فیلم اخیر داستان تولد جوکره ولی در شوالیه تارکی، جوکر بیست و چند سال از تولد شخصیتش گذشته!
پس در جنایت مهارت پیدا کرده، فلسفه دارش کرده، دیگه براش پول اهمیتی نداره و مهم لذت جنایته و کنترلی که بر دیگران میزاره حالا رهبری شده که به هر جایی که میخواد هدایت میکنه( جنون رهبری و قدرت) نه اینکه بطور اتفاقی تبدیل به رهبر بشه.
در هر دو فیلم علیرغم نظرتون جوکر فردی حقیر و روان پریشه. اما در شوالیه تاریکی ذهن خلاقی برای جنایت داره که از اون خبری در این جوکر نیست.
"و به مذاق سرمایه داری خوش نیامد و ..." رو اصلن نمیفهمم
این متن بیشتر شیفتگی نگارنده به هث لجر رو نشون میده تا نقد جوکر جدید.
من که شیفته بتمن هستم چه کنم:)
۰۵ بهمن ۱۳۹۸
با سلام و درود
با بخش زیادی از مطالب گفته شده موافقم اما نمی تونم قبول کنم جوکر تاد فیلیپس با چنین اهدافی ساخته شده، شخصیت جوکر در تمام زمان هایی که بصورت فیلم ساخته شد با چیزی که در دنیای کامیک وجود داشت تفاوت هایی داشت و هر بار نکاتی را میبینیم که بهیچ وجه در کامیک اشاره ای به اون نشده، در هر صورت ما با انواع مختلف جوکر ( اعصاب خورد کن، شرور ، کمدی، مظلوم، بی رحم و سنگ دل، باهوش، احمق و ... ) از سال 1969 تا 2019 روبرو هستیم ،جوکر نولان شخصیتی بسیار باهوش با چاشنی خشونت و کمدی بود و بازی لجر یک تکمیل کننده نهایی بود این فیلم با خوش فکری نولان درخشید. این نولانه که دلش میخاد جوکری بسازه که حتی از راس الغول که استاد بسیاری از قهرمان های دی سیه بیشتر موی دماغ بتمن باشه،
دلیل ساخت این شخصیت از جوکر فقط یک چیز میتونه باشه و اونم همزاد پنداری با ضدقهرمان هاست، دنیا امروز دیگه از اینکه ابر قهرمان ها بدون ... دیدن ادامه ›› هیچ پیش زمینه ای ضد قهرمان های داستان هارو شکست میدن خسته شدن، کاری که مارول استدیو اولین بار با ضد قهرمان ددپول این کارو انجام میده و باعث میشه مخاطب با این ضد قهرمان همزاد پنداری کنه، همین ! یک پروژه برنده و گیشه پر سود که بعد به فکر ساخت پروژه ونوم و بعد لوکی میوفتن.
کاری که دی سی دیر فهمید و از مارول عقب افتاد، زمانی که مارول توسط دیزنی با قیمت حدود 3 میلیارد دلار خریداری شد تا به امروز حدود 30 میلیارد سود به والت دیزنی برگردونده، چرا ؟ چون هیچ کمپانی به اندازه دیزنی نیازمند ایده برای ساخت نیست.
اینجا یه چیزیو از یاد نبریم اونم زمانی که نولان سه گانه بتمن ساخت و دی سی در اوج بود و مارول ناامیدانه حق الامتیازشو واگذار میکنه ...
امروز دی سی یاد گرفته به ضد قهرمان هاش احترام بزاره و فهمیده همچین بد نیست بگه که جوکر انقدرها هم که فکر میکنید مجرم نیست و این جامعه است که ممکنه دلیل طغیان انسان ها باشن.
هر چند باز میگم اینکه ما دلمون بسوزه برای جوکر تا باهاش همزاد پنداری کنیم نمیپسندم و برای جذب ببیندس چون در حقیقت هیچ جای کامیک ها گفته نشده جوکر پسر توماس وین بوده و این چیزیه که فیلیپس میخاد.
جوکر ساخته شده باب کین از سال 1940 همین بوده و ارتباطی به این یکی دو سال و نظام سرمایه داری نداره.
اینجوری زاده شده و باب کین داستانشو اینجوری از همون موقع نوشته نه به باهوشیه جوکر نولان و نه به مظلومی جوکر فیلپس،
بقیه جوکر ها هم همینطور، جرد لتو، جک نیکسون و حتی رومرو در نقش جوکر
جوکر یک شخصیت نیست یک موج از تفکریه که از یک انسان به انسان دیگه ای منتقل میشه و تنها جایی که این موضوع بهش اشاره شد سریال گاتهام بود که متاسفانه در فصل پنجم نسخه اش پیچیده شد.
۰۵ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جوکر فیلیپس فیلم مهمی در باب روانشناسی انسان معاصر است.

و بازی فونیکس یک مَستر کلاس ویژه بازیگریست.

ترسیم آینده ایالات متحده و رد پای تجزیه احتمالی آن مشهود است که بر کشورهای کوچکتر نیز دکوپاژ می شود.

الگوواره ای برای نسل انسانی تنها که انعکاس تحجرگرایی و فاشیسم را در ماکت هایی چون ایران، روسیه و چین زندگی می کنند.

ایماژها و انگاره های تصویری فیلم تکان دهنده است.

وقتی کلوزاپ فونیکس را در پلان آخر می بینم با آن دندانهای کج و معوج و نسبتاً زرد متوجه تفاوت فاحش بازیگر چهره جهانی و سلبریتی وطنی می شوم...تفاوتی فاحش در تمام اضلاع.
ــ آن چپ‌گرایانی که از جوکر ضربه می‌خورند، چپ‌های فوکویاما هستند؛ آنهایی که فکر می‌کنند نظم لیبرال-دموکرات بهترین نظم ممکن است و ما فقط باید آن را مداراگرتر کنیم. از این جهت، امروز هر کس برای خودش سوسیالیست است. بیل گیتس هم می‌گوید خودش را متعلق به سوسیالیسم می‌داند، مارک زاکربرگ هم. درس جوکر آن است که تغییرات رادیکال‌تری نیاز هست، که این هم کافی نیست و این همان چیزی است که آن چپ‌گرایان دموکراتیک نسبت به آن آگاه نیستند. نارضایتی در حال رشد امروز یک امر جدی است. سیستم نمی‌تواند با اصلاحات تدریجی مثل مداراگری بیشتر یا طرح مراقبت درمان2 (اشاره به طرح شکست‌خورده Healthcare اوباما و سپس ترامپ) از پسش برآید. نشانه‌هایی از نیاز به تغییرات بنیادین‌تر به چشم می‌خورد. مشکل اصلی این است که آیا آماده تجربه کردن حقیقی ناامیدی از موقعیت‌مان هستیم یا خیر؟ همان‌طور که جوکر خودش در لحظه‌ای مشخص از فیلم می‌گوید: «من می‌خندم چون چیزی برای از دست دادن ندارم، من هیچ‌کس نیستم».
در اینجا همچنین اسم بازی هوشمندانه‌ای وجود دارد. نام خانوادگی واقعی جوکر، «فلک» است. در آلمانی فلک به معنای لکه است، یک لکه نامفهوم. مثل خطای دید. لازم است که نگاهی جدید بیندازیم تا یک نمای جدید ببینیم. من به هیچ یک از آن منتقدان چپگرا که از ظرفیت ــ چنین لکه‌ای ــ وحشت دارند اعتماد ندارم. همان‌گونه که مایکل مور به زیبایی تمام به آنها کنایه می‌زند: «شما از خشونت در اینجا (در جهان فیلم) وحشت دارید نه خشونت در زندگی روزمره‌مان. شوکه شدن با خشونت تشریح‌شده در این فیلم فقط نوعی فرار از خشونت واقعی است.»

‍#اسلاوی_ژیژک
#جوکر
درس جوکر آن است که....
درس جوکر؟!
شوخی می‌کنید؟!
جوکر یه روان‌پریش بود که اشتباهی اسلحه به دستش افتاد و از سر ترس و استیصال سه نفر رو کشت!! از اون لحظه به بعد که دیگه باقی کارهاش اصلاً قابلیت ارزش‌گذاری ... دیدن ادامه ›› نداره.
درس‌ها رو از عقلای قوم گرفتیم، این شد اوضاعمون، درس یک هرج‌ومرج‌طلب خشونت‌گرا چی می‌خواد باشه؟!
بزنیم همدیگه رو بکشیم؟! انقدر کشتار و خشونت رو ادامه بدیم که کسی روی زمین باقی نمونه؟!
واقعاً نمی‌تونم متوجه بشم چه چیزی انسان رو وادار می‌کنه هم‌نوع خودش رو بکشه؟!
۱۰ آذر ۱۳۹۸
سرکار‌خانم / جناب آقای بامداد
ممنون بابت طرح نظر.
چند نکته را عرض می‌کنم
نخست اینکه از دیدگاه من به عنوان منتشر کننده، این متن خودبسنده بود و آنچه که باید رو در خودش داشت البته با ارجاعاتی به بیرون.
انتشار لینک برای دسترسی به متن کامل‌تر صرفا از جهت رفع سوبرداشت احتمالی بود و به احترام دوستان منتشر کردم

دوم اینکه اگر دقت ... دیدن ادامه ›› کنید در عنوان نوشته شده " درباره" و اشاره داره به تئاتر، فیلم و یا... و این یعنی اینها تماشا شده و حالا طرف آمده کامنت گذاشته، پس یک آگاهی به سبب تماشا وجود داره که برای سایرینی هم که دیدند قابل درک‌ه. گاهی حتی دوستان درباره‌ی آثار فقط یک جمله می نویسند که همون برای منی که دیدم گویاست و معمولا دلچسب‌.

حالت سوم اما ناظر به فرضی‌ هست که نظر شما رو بپذیرم ( گرچه تناسبی بین مثال شما و نظرگاهی که در متن آمده نیست)
گمان نمی‌کنین همین تک جمله، همین گنگی همین تعلیق راهگشا باشه برای خوندن یا جستجوی بیشتر؟
اساسا در مقولات عقلی، تحلیلی، فلسفی، جامعه شناختی و ... ما با امر عرفی، اخلاقی و ... طرف هستیم یا با استدلال، تحلیل و روش‌مندی؟

۱۰ آذر ۱۳۹۸
ممنون از مطالب ‌و نقدهای خوبی که‌تو این پست به اشتراک گذاشتید. عالی بودند
۱۹ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من دیروز فیلم در مجموعه روانتحلیل (پرسونا) دیدم که تحلیلش بشنوم . جالب بود تحلیل اینکه وجود عقده حقارت در انسانها با درگیر شدن با جستجوگر باعث درخشش میشه و گاهی با سرکوب تبدیل به یک ویرانگر ! میشد باور کرد تمام اون اشوبها در شهر بوجود اومده و مردمی که چهره موجه یک فرد نمیپذرفتن حمایتگر چهره خشمگینش شدن و از طرفی دیگه میشد گفت که تمام اون اتفاقات در ذهنش اتفاق افتاده باشه . وقتی در دنیای بیرون جایی براش نبود در دنیای خیالی خودش دوستش داشتن و فردی مهم بود .
صحنه رفتن تو یخچال برام جالب بود و اینکه وقتی شنیدم بازیگر نقش جوکر اون نقش فی البداهه و از تاثیر صحنه قبل که پرونده بیماری مادرش میخونه و متوجه گذشته اش میشه و میفهمه اون رابطه عاطفی با اون خانم همسایه کاملا خیالی بوده و تنهاست بازی میکنه ! همزیستی و اون حجم از غم و تنهاییش ...
مادر به اسم هپی صداش میکرد و تحمیلی که در این کلام بود در این واژه ! شادی که زندگی نکرده بود
خلاصه ما بعدش زیاد حالمون خوش نبود شمارو نمیدونم
نمیدونستم بداهه بازی کرده
۰۹ آذر ۱۳۹۸
اره برای منم جالب بود و اینکه بازیگرش تا یکی دو ماه بعد تموم شدن درگیرش بوده ، یجورایی میشه گفت شاه نقشش بوده بقول او سیزیف...
۱۰ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم جوکر اینروزها حتما باید دیده شه،نه فقط توسط مسوولین و جامعه شناسها بلکه مهمتر از همه،افراد جامعه یعنی ما باید ببینیم،همه ی ما.
بستر جامعه اگر خشن و نامهربان باشه،فرد بیمار و حتی سالمش میتونه به سمتی قدم برداره که نباید.آرتور اگر فقط یک فرد بود از لحاظ روانشناسی میشد مورد بررسی قرارش داد اما آرتور تکثیر شد و این آرتورها قربانیان جامعه هستند،کسانی که به این دنیا آمدند تا فقط لبخند بزنن و بخندونن،آرتورهایی که بدنبال تحقیر و عدم رسیدگی توسط مسوولین و عدم توجه افراد جامعه هر روز سرکوب شدن.
آرتور میتونست یه آدم معمولی باشه اگر بستر جامعه میگذاشت،اگر فقط کمی مهربانتر بودیم.
هر روز به اطراف خودتون نگاه کنید تا آرتور رو ببینید،وقتی با کودک کار تحقیر آمیز برخورد میکنیم،وقتی افتاده ای میبینیم و دستش رو نمیگیریم،وقتی پای برهنه ای میبینیم و به روی خودمون نمیاریم،وقتی موقعیت پیش میاد به کسی کمک کنیم و نمیکنیم،وقتی میتونیم درآمدی برای کسی درست کنیم و میگیم به ما چه،من و خانواده م مهمیم و بس!
باید تمرین مهربانی کنیم،باید تمرین دوست داشتن کنیم،باید تمرین لبخند کنیم تا کسی شبیه آرتور با روحیه ای لطیف به این خشونت کشیده نشه،بله ما ... دیدن ادامه ›› همه موظفیم.

و در کنار ما ای کاش مسوولین هم این فیلم رو ببینن و بفهمن خشم نهفته تو جامعه چه خطراتی داره وقتی نه اجازه ی فریاد میدن،نه اجازه ی شادی،نه اجازه ی رشد و پیشرفت
چقدر من این فیلم رو دوست داشتم و جالب اینکه دقیقاً در همون روز کذایی دیدمش!
۰۵ آذر ۱۳۹۸
@بهار خیلی مطابق با اینروزهای ایران ساخته شده بود،خیلی

@بامداد جان تمرین سختی هم هستش،اما ارزشمنده
۰۵ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اون بیرونو دیدی موری؟
همه کلاً سر هم داد و هوار میزنن
هیچکس آروم نیست دیگه
هیچکس خودشو جای کناریش نمیذاره تا بفهمه.

فکر میکنی مردهایی مثل تامس وین
اصلاً فکر میکنن یکی مثل من چه حسی داره؟
فکر میکنن ما فقط میشینیمو تحمل میکنیم
مثل پسربچه های خوب
که ما خشمگینو وحشی نمیشیم
پا روی نفسم می‌ذارم و همچنان منتظر نسخه بلو-ری و ریپ‌های متعاقبش می‌مونم.
الله مع‌الصابرین.
۰۴ آذر ۱۳۹۸
فکر میکنن ما فقط میشینیمو تحمل میکنیم
۰۴ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
I killed those guys because they were awful. Everybody is awful these days. It's enough to make anyone crazy.

من اون آدم ها رو کشتم چون آدم های وحشتناکی بودن. این روزها همه آدم ها وحشتناک شدن. همین برای دیوونه کردن هر کسی کافیه.