تیوال فیلم جوکر
S2 : 06:01:45
: تاد فیلیپس
: تاد فلیپس
: خواکین فینیکس، رابرت دنیرو، زازی بیتز، فرانسیس کانروی
داستان «جوکر» در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی روی می‌دهد و زندگی «آرتور فلک» استند-آپ کمدین شکست‌خورده‌ای را روایت می‌کند که با طرد شدن از سوی جامعه به دنیای زیرزمینی جنایت در شهر گاتهام گرایش پیدا می‌کند.
شهر:
تهران

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ــ آن چپ‌گرایانی که از جوکر ضربه می‌خورند، چپ‌های فوکویاما هستند؛ آنهایی که فکر می‌کنند نظم لیبرال-دموکرات بهترین نظم ممکن است و ما فقط باید آن را مداراگرتر کنیم. از این جهت، امروز هر کس برای خودش سوسیالیست است. بیل گیتس هم می‌گوید خودش را متعلق به سوسیالیسم می‌داند، مارک زاکربرگ هم. درس جوکر آن است که تغییرات رادیکال‌تری نیاز هست، که این هم کافی نیست و این همان چیزی است که آن چپ‌گرایان دموکراتیک نسبت به آن آگاه نیستند. نارضایتی در حال رشد امروز یک امر جدی است. سیستم نمی‌تواند با اصلاحات تدریجی مثل مداراگری بیشتر یا طرح مراقبت درمان2 (اشاره به طرح شکست‌خورده Healthcare اوباما و سپس ترامپ) از پسش برآید. نشانه‌هایی از نیاز به تغییرات بنیادین‌تر به چشم می‌خورد. مشکل اصلی این است که آیا آماده تجربه کردن حقیقی ناامیدی از موقعیت‌مان هستیم یا خیر؟ ... دیدن ادامه » همان‌طور که جوکر خودش در لحظه‌ای مشخص از فیلم می‌گوید: «من می‌خندم چون چیزی برای از دست دادن ندارم، من هیچ‌کس نیستم».
در اینجا همچنین اسم بازی هوشمندانه‌ای وجود دارد. نام خانوادگی واقعی جوکر، «فلک» است. در آلمانی فلک به معنای لکه است، یک لکه نامفهوم. مثل خطای دید. لازم است که نگاهی جدید بیندازیم تا یک نمای جدید ببینیم. من به هیچ یک از آن منتقدان چپگرا که از ظرفیت ــ چنین لکه‌ای ــ وحشت دارند اعتماد ندارم. همان‌گونه که مایکل مور به زیبایی تمام به آنها کنایه می‌زند: «شما از خشونت در اینجا (در جهان فیلم) وحشت دارید نه خشونت در زندگی روزمره‌مان. شوکه شدن با خشونت تشریح‌شده در این فیلم فقط نوعی فرار از خشونت واقعی است.»

‍#اسلاوی_ژیژک
#جوکر
درس جوکر آن است که....
درس جوکر؟!
شوخی می‌کنید؟!
جوکر یه روان‌پریش بود که اشتباهی اسلحه به دستش افتاد و از سر ترس و استیصال سه نفر رو کشت!! از اون لحظه به بعد که دیگه باقی کارهاش اصلاً قابلیت ارزش‌گذاری نداره.
درس‌ها رو از عقلای قوم گرفتیم، این شد اوضاعمون، ... دیدن ادامه » درس یک هرج‌ومرج‌طلب خشونت‌گرا چی می‌خواد باشه؟!
بزنیم همدیگه رو بکشیم؟! انقدر کشتار و خشونت رو ادامه بدیم که کسی روی زمین باقی نمونه؟!
واقعاً نمی‌تونم متوجه بشم چه چیزی انسان رو وادار می‌کنه هم‌نوع خودش رو بکشه؟!
۱۰ آذر
سرکار‌خانم / جناب آقای بامداد
ممنون بابت طرح نظر.
چند نکته را عرض می‌کنم
نخست اینکه از دیدگاه من به عنوان منتشر کننده، این متن خودبسنده بود و آنچه که باید رو در خودش داشت البته با ارجاعاتی به بیرون.
انتشار لینک برای دسترسی به متن کامل‌تر صرفا از جهت رفع سوبرداشت احتمالی بود و به احترام دوستان منتشر کردم

دوم اینکه اگر دقت کنید در عنوان نوشته شده " درباره" و اشاره داره به تئاتر، فیلم و یا... و این یعنی اینها تماشا شده و حالا طرف آمده کامنت گذاشته، پس یک آگاهی به سبب تماشا وجود داره که برای سایرینی هم که دیدند قابل درک‌ه. گاهی حتی دوستان درباره‌ی آثار فقط یک جمله می نویسند که همون برای منی که دیدم گویاست و معمولا دلچسب‌.

حالت سوم اما ناظر به فرضی‌ هست که نظر شما رو بپذیرم ( گرچه تناسبی بین مثال شما و نظرگاهی که در متن آمده نیست)
گمان ... دیدن ادامه » نمی‌کنین همین تک جمله، همین گنگی همین تعلیق راهگشا باشه برای خوندن یا جستجوی بیشتر؟
اساسا در مقولات عقلی، تحلیلی، فلسفی، جامعه شناختی و ... ما با امر عرفی، اخلاقی و ... طرف هستیم یا با استدلال، تحلیل و روش‌مندی؟

۱۰ آذر
من خیلی زود نظرم رو پاک کردم که :)
اما گویا شما خونده بودین . به هر روی سپاسگزارم از وقتی که برام گذاشتین و توضیحاتی که نوشتید .

پ.ن : اینکه نظرم رو پاک کردم خدای ناکرده جسارت و توهین به شما نبود . احساس کردم مخالفت و دخالتم کارِ درستی نیست . به این دلیل پاکش ... دیدن ادامه » کردم .
۱۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیروز فیلم در مجموعه روانتحلیل (پرسونا) دیدم که تحلیلش بشنوم . جالب بود تحلیل اینکه وجود عقده حقارت در انسانها با درگیر شدن با جستجوگر باعث درخشش میشه و گاهی با سرکوب تبدیل به یک ویرانگر ! میشد باور کرد تمام اون اشوبها در شهر بوجود اومده و مردمی که چهره موجه یک فرد نمیپذرفتن حمایتگر چهره خشمگینش شدن و از طرفی دیگه میشد گفت که تمام اون اتفاقات در ذهنش اتفاق افتاده باشه . وقتی در دنیای بیرون جایی براش نبود در دنیای خیالی خودش دوستش داشتن و فردی مهم بود .
صحنه رفتن تو یخچال برام جالب بود و اینکه وقتی شنیدم بازیگر نقش جوکر اون نقش فی البداهه و از تاثیر صحنه قبل که پرونده بیماری مادرش میخونه و متوجه گذشته اش میشه و میفهمه اون رابطه عاطفی با اون خانم همسایه کاملا خیالی بوده و تنهاست بازی میکنه ! همزیستی و اون حجم از غم و تنهاییش ...
مادر به اسم هپی صداش ... دیدن ادامه » میکرد و تحمیلی که در این کلام بود در این واژه ! شادی که زندگی نکرده بود
خلاصه ما بعدش زیاد حالمون خوش نبود شمارو نمیدونم
نمیدونستم بداهه بازی کرده
۰۹ آذر
اره برای منم جالب بود و اینکه بازیگرش تا یکی دو ماه بعد تموم شدن درگیرش بوده ، یجورایی میشه گفت شاه نقشش بوده بقول او سیزیف...
۱۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم جوکر اینروزها حتما باید دیده شه،نه فقط توسط مسوولین و جامعه شناسها بلکه مهمتر از همه،افراد جامعه یعنی ما باید ببینیم،همه ی ما.
بستر جامعه اگر خشن و نامهربان باشه،فرد بیمار و حتی سالمش میتونه به سمتی قدم برداره که نباید.آرتور اگر فقط یک فرد بود از لحاظ روانشناسی میشد مورد بررسی قرارش داد اما آرتور تکثیر شد و این آرتورها قربانیان جامعه هستند،کسانی که به این دنیا آمدند تا فقط لبخند بزنن و بخندونن،آرتورهایی که بدنبال تحقیر و عدم رسیدگی توسط مسوولین و عدم توجه افراد جامعه هر روز سرکوب شدن.
آرتور میتونست یه آدم معمولی باشه اگر بستر جامعه میگذاشت،اگر فقط کمی مهربانتر بودیم.
هر روز به اطراف خودتون نگاه کنید تا آرتور رو ببینید،وقتی با کودک کار تحقیر آمیز برخورد میکنیم،وقتی افتاده ای میبینیم و دستش رو نمیگیریم،وقتی پای برهنه ای میبینیم و به ... دیدن ادامه » روی خودمون نمیاریم،وقتی موقعیت پیش میاد به کسی کمک کنیم و نمیکنیم،وقتی میتونیم درآمدی برای کسی درست کنیم و میگیم به ما چه،من و خانواده م مهمیم و بس!
باید تمرین مهربانی کنیم،باید تمرین دوست داشتن کنیم،باید تمرین لبخند کنیم تا کسی شبیه آرتور با روحیه ای لطیف به این خشونت کشیده نشه،بله ما همه موظفیم.

و در کنار ما ای کاش مسوولین هم این فیلم رو ببینن و بفهمن خشم نهفته تو جامعه چه خطراتی داره وقتی نه اجازه ی فریاد میدن،نه اجازه ی شادی،نه اجازه ی رشد و پیشرفت
چقدر من این فیلم رو دوست داشتم و جالب اینکه دقیقاً در همون روز کذایی دیدمش!
۰۵ آذر
زنده باد نرگس جان .. حقیقتن مهمه . تمرینِ مهربونی .. تمرینِ دوست داشتن
درود بهت
۰۵ آذر
@بهار خیلی مطابق با اینروزهای ایران ساخته شده بود،خیلی

@بامداد جان تمرین سختی هم هستش،اما ارزشمنده
۰۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اون بیرونو دیدی موری؟
همه کلاً سر هم داد و هوار میزنن
هیچکس آروم نیست دیگه
هیچکس خودشو جای کناریش نمیذاره تا بفهمه.

فکر میکنی مردهایی مثل تامس وین
اصلاً فکر میکنن یکی مثل من چه حسی داره؟
فکر میکنن ما فقط میشینیمو تحمل میکنیم
مثل پسربچه های خوب
که ما خشمگینو وحشی نمیشیم
پا روی نفسم می‌ذارم و همچنان منتظر نسخه بلو-ری و ریپ‌های متعاقبش می‌مونم.
الله مع‌الصابرین.
۰۴ آذر
فکر میکنن ما فقط میشینیمو تحمل میکنیم
۰۴ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
I killed those guys because they were awful. Everybody is awful these days. It's enough to make anyone crazy.

من اون آدم ها رو کشتم چون آدم های وحشتناکی بودن. این روزها همه آدم ها وحشتناک شدن. همین برای دیوونه کردن هر کسی کافیه.