«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواریاست برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفتوگو درباره زمینههای علاقهمندی مشترک، خبررسانی برنامههای جالب به همدیگر و پیشنهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
باز خلاصه ی بی ربط!
جهان رو از ذهن پریشان پیرمردی مبتلا به آلزایمر میبینیم که به آرومی هویتش رو از دست میده. غیر از بازیگران بریتانیاییِ مثل همیشه فوق العاده، کارگردان فرانسوی هم عالیه! در طول فیلم با افزایش سرعت فراموشی و تغییر دکور خونه کاملا بیننده متوجه میشه اوضاع رو به وخامته.
فقط برای من از این جهت عجیب بود که فکر میکردم در کشورهای پیشرفته مقاومت های بیهوده در برابر سپردن فرد بیمار به مراکز نگهداری، نباشه.
تمدن فقط یه لایه ی نازک روی خشونت و آشوبه لایه ای که میتونه به راحتی با نا امیدی و ترس و بی اعتمادی کنار بره و نظام اجتماعی به کلی ویران بشه. این خشونت تا کجا پیش میره؟! اگر نرسه به تن عریان پیر شکننده ی انسانیت چی میشه؟! 😭
این خلاصه های پرت رو تیوال از کجا میاره🤔
ایده ی فیلم متفاوت و جالبه ولی در اجرا خیلی خوب نشده. دوربین انگار جزئی ثابت از یک مکان تو آمریکاست از وقتی انسان های بومی تو جنگل ها بودن تا وقتی اون مکان اتاق نشیمن یه خونه میشه که طی حدود ۱۲۰ سال ادم های متفاوتی توش زندگی میکنن.
خیلی دوست دارم تو بناهای قدیمی بشینم و تصور کنم ادم هایی که قبلا اونجا بودن چطوری زندگی و فکر میکردن برای همین هم ایده برای من جذابه شاید به نظر خیلی ها فیلم کسل کننده باشه.
پ.ن: اگر پیروان مانیفست دگما این فیلم رو ببینن احتمالا اذیت میشن وقتی با هوش مصنوعی هنرپیشه های ۶۰ ساله نقش ۱۸ ساله ها رو بازی کردن😉
فیلمهایی رو که درموردش مینویسی میذارم تو لیست علاقهمندیها که ببینم
حالا یه لیست پربار از فیلمهای ندیده دارم🙂
شقایق جان لطف داری عزیزم خوشحال میشم ببینی دوست داشتی باهم راجع بهش حرف بزنیم🤩 فقط یه مشکلی هست که خیلی به من اعتماد نکن سلیقه م خود رو و وحشیه، تربیت شده نیست دیگه
شقایق جان لطف داری عزیزم خوشحال میشم ببینی دوست داشتی باهم راجع بهش حرف بزنیم🤩 فقط یه مشکلی هست که خیلی به من اعتماد نکن سلیقه م خود رو و وحشیه، تربیت شده نیست دیگه
خیلی هم عالی
فقط بتونم تمرکز کنم واسه دیدن فیلم!!
خیلی وقته سخت میتونم یه فیلم رو تو یه پارت ببینم متاسفانه و راه حلی براش پیدا نکردم
خیلی هم عالی
فقط بتونم تمرکز کنم واسه دیدن فیلم!!
خیلی وقته سخت میتونم یه فیلم رو تو یه پارت ببینم متاسفانه و راه حلی براش پیدا نکردم
چه عجیب! من کلا بیشتر اهل سینما هستم تا تئاتر. چند ماهیه دچار مشکلاتی شدم و حالا دیگه نمیتونم فیلم ببینم این فیلم ها هم که راجع بهشون مینویسم همه رو قبلا دیدم. دقیقا مشکل اینه که میرم تو فکررو خیال و فیلم رو نمیبینم! یا تیکه و پاره میبینم که اصلا فضای فیلم رو خراب میکنم. خلاصه اینجوری شده که بیشتر تئاتر میبینم چون اونجا دیگه نمیتونم برگردم از اول ببینم یا نگه دارم برم تو فکر و خیال مجبورم تمرکز کنم و کاملا در لحظه باشم🤦🏻♀️
چه عجیب! من کلا بیشتر اهل سینما هستم تا تئاتر. چند ماهیه دچار مشکلاتی شدم و حالا دیگه نمیتونم فیلم ببینم این فیلم ها هم که راجع بهشون مینویسم همه رو قبلا دیدم. دقیقا مشکل اینه که میرم تو فکررو ...
از اون فیلم های دلپذیر صمیمی ای که کمتر بهش توجه شده🤩 شخصیت پردازیش فوق العاده است همه ی اشخاص رو میشه درک کرد. قاب بندی ها واقعا زیبا و تمیزن. دلم ضعف میره برای اون فیلسوف کوچولوی بانمک عاشق🥰
در صحنه ای دیالوگ جالبی هست راجع به اینکه سینما صرفا برای سرگرمی نیست بلکه کمک میکنه چیزهایی رو ببینیم که در زندگی عادی نمیتونیم ببینیم و تجربههایی داشته باشیم که هیچوقت نداشتیم.
فیلم طولانی و خیلی لطیفه که فکر میکنم سلیقه ی خیلی ها نباشه.
یه جور عجیب و غلیظی آثار کافکا منو از زندگی سیر میکنه که البته فکر میکنم درست هم همونه😔 در این مورد نمیتونم بگم کتاب بهتر بود. کتاب خیلی زجرآورتر و دردناک تر از فیلم بود با اینکه فیلم به کتاب وفادار مونده بود حتی در بی پایانی.
مثل همیشه کتاب خیلی جذاب تر از فیلمش بود🤔 تو کتاب شخصیت پردازی قوی تره و درگیری های ذهنی "تورو" در رابطه با سوگ، مسئولیت پذیری، ابهام برداشت از رفتار انسان های دیگه و ... ذهن رو درگیر میکنه ولی فیلم به نظرم صرفا یه پوسته رمانتیک از کتاب بود.
فیلم فوق العاده ایه🤩 سه ساعت کاملا حل شدم درش. ارتباط جالبی هم با دایی وانیای چخوف گرفته بود😍
هنر ابزاری نیست برای اینکه از اندوه نجات پیدا کنیم فقط کمک میکنه بتونیم تحمل کنیم و سپری کنیم🥺 دقیقا هشت ماهه که اینجوری دارم همراه میشم با حرکت ناگریز زندگی.
جالبه که اخیرا فیلم تئاتر "وانیا" با بازی اندرو اسکات رو دیدم. خیلی عالی بود رفتم بنویسم دیدم اقای لهاک به بهترین نحو نوشتند😊
در ارتباط با جنگ خیلی زیاد فیلم ساخته شده ولی "در جبهه غرب خبری نیست" به نظر من با اختلاف بهترینشونه. به قول معروف: "جنگ تصمیمی است که پیرمردها میگیرند، اما جوانها برایش میمیرند." این فیلم نشون میده قهرمانی، ایثار، افتخار و... فقط توهماتی هست که همون پیرمردها میفروشن در حالی که واقعا باور ندارن🥺 و مرگ انسان ها "خبر"ی به حساب نمیاد.
پیشنهاد میکنم نسخه ی 1930 با همین نام رو هم ببینید، با اختلاف فاحش بهتره.
😮 نمیدونستم همچین نسخه ای وجود داره! فقط میدونستم بر اساس یه رمان قدیمیه. امیدوارم بتونم پیداش کنم. اگر از جایی میتونم دانلود کنم لطفا معرفی بفرمایید. خیلی جالبه یعنی قبل از جنگ جهانی دوم هم کسانی در سینما به این بیهودگی جنگ پرداخته بودند؟! جستجو کردم دیدم همون زمان هم اسکار گرفته🤔
😮 نمیدونستم همچین نسخه ای وجود داره! فقط میدونستم بر اساس یه رمان قدیمیه. امیدوارم بتونم پیداش کنم. اگر از جایی میتونم دانلود کنم لطفا معرفی بفرمایید. خیلی جالبه یعنی قبل از جنگ جهانی دوم هم ...
"ما در دادگاه درباره حقیقت حرف نمیزنیم؛ درباره چیزی حرف میزنیم که بشه اونو ثابت کرد یا باورپذیر جلوه داد."
فیلم های قدیمی ای مثل "آناتومی یک قتل" و "شاهدی برای تعقیب"مبری نبودن دستگاه قضاوت از اشتباه رو نشون دادن حالا این فیلم نقد اخلاق و قضاوتیه که زیر سایه جنسیت، زبان، تعاریف مبهم اجتماعی و پیچیدگی های زندگی مدرن قرار میگیره (خطر اسپویل:) در حدی که شهادت دروغ یک کودک نابینا تاثیر اصلی رو در نجات مادر غیرمتعارف!!! داره و نمیفهمیم که به حق بوده یا ناحق چون موضوع اصلا این نیست.
از نظر نماد پردازی واقعا به نظرم عالی عمل شده کلبه دورافتاده که نیاز به تعمیر جدی داره، برفی که هم رد پا رو میپوشونه هم روش رد پا میمونه، استفاده از ۳ زبان انگلیسی و فرانسه و کمی آلمانی، فایل های صوتی و... 🥰
بعدها که فیلم "خانواده رز" رو دیدم اون هم تقریبا همون مدل نقد جنسیتی رو داشت البته خیلی کمیک و ضعیف تر.
فیلم های قدیمی تحسین شده رو اغلب دوست دارم. اما به نظرم آثار هیچکاک فقط در زمان خودشون دیدنی بودند🙈 فیلم روانی از یه قاتل سریالی به نام اد گین الهام گرفته شده که به نظر من با توجه به اسمش شخصیت پردازی کافی نداره! تو فیلم اسلشر "کشتار با اره برقی" هم باز همون قاتل منبع الهام بوده، اما بهترین ورژنش رو تو فصل سوم سریال monster دیدم.
شاهکار!
تارکوفسکی فیلم رو بر اساس کتاب "پیک نیک کنار جاده" ساخته و اونقدر ایده رو تغییر داده که نویسنده های کتاب ناراضی بودن از فیلم. به نظر من اول کتاب فوق العاده ست چون خالق ایده بوده و بعدش فیلم😊
هر وقت میخوام کسی رو به تماشای سینمای جیلان بکشونم اول این فیلمش رو معرفی میکنم سریع ترین توالی اتفاقات رو داره و کلا یک مقدار متفاوته با سایر آثارش. مثلا دیالوگ ها پینگ پونگی مهمترین راویان فیلم های جیلانن و بعدشون اغلب لانگ شات های طولانی از مناظر عکاسی که ببیننده سر فرصت تحلیل کنه دیالوگ ها رو، ولی تو سه میمون دیالوگ آنچنانی برقرار نمیشه و حتی یادمه موسیقی متن هم نداشت!
چه توضیح بی ربطی! فیلم دردناکیه راجع به پناهندگی🥺
ادم ها به هزار و یک دلیل ممکنه نتونن تو مرزهای جغرافیایی که به دنیا اومدن به زندگی ادامه بدن و ممکنه اون شرایط و سطح مالی که بتونن مهاجرت قانونی انجام بدن رو هم نداشته باشن. چون قصه واقعی زندگیشون هرچقدر هم دردناک باشه کمکشون نمیکنه برای گرفتن پناهندگی، مجبور میشن قصه بخرن😔 وحشتناک ترین قسمتش اینه که بعد این همه بدبختی ایا واقعا تو جغرافیای جدید زندگی بهتری در انتظار هست یا نه؟!
موضوع و فضای فیلم جالب و متفاوته
خطر اسپویل: همیشه فکر میکنم چرا هر ادم نامناسبی میتونه بچه دار بشه؟! چرا یه گزینشی نیست که فقط آدم هایی که حداقل هایی رو از نظر فرهنگی و مالی و سلامت جسم و روان دارن بتونن بچه دار بشن؟! این ایده رو وقتی خیلی بچه بودم با خوندن آثار خانم مهرانگیز کار گرفتم🥰 این فیلم هم چنین موضوعی داره فقط دلیلش با دلیل من یکی نیست. در جهانی روایت میشه که بخشی از آدم ها نامیرا شدن و چون داروی حیات ابدی محدود هست جمعیت نباید زیاد بشه.
البته فکر میکنم ادم ها در ناخودآگاه به دلیل ترس از مرگ و نیستی بچه دار میشن و خیال میکنن بچه ها ادامه ی زندگیشونن پس قاعدتا در جهانی که مرگ وجود نداره میل به بچه دار شدن هم نباید خیلی باشه
به نظرم جیلانی ترین فیلم جیلان به عنوان یه عکاسه🤔 دقایق طولانی روی منظره ای از جاده میمونه و تنها سوژه متحرک ماشین ها هستند. اما در عین حال فیلم فوق العاده ایه🥰 جزء زنانه ترین و عاشقانه ترین فیلم هایی هست که دیدم در حالی که تقریبا هیچ زنی توش بازی نمیکنه
سینمای جیلان اصلا همه پسند نیست یه جورایی شبیه کیارستمی. اولین فیلمی که ازش دیدم "خواب زمستانی" بود و در انتها کاملا نظرم متناقض بود از یک طرف به نظرم کشدار و خسته کننده بود از طرف دیگه کش مکش های درونی شخصیت ها رو خیلی خوب و قابل درک به تصویر کشیده بود. الآن که همه ی آثار جیلان رو دیدم بعد چند ساعت باز دلم نمیخواد تموم بشه🙂
در عین حال متوجه شدم که هرگز نباید دیدن آثارش رو به دیگران توصیه کنم🤔