همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال مسعود جعفریان | دیوار
S3 : 15:13:39
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
همیشه توی چشمای شهروز دل افکار یه مهدی کوشکی خاصی نهفته اس، ارادت خاصی به هردوشون دارم و امیدوارم فرصت کنم این نمایشو ببینم.
مرسی بخاطر این فیلم و فیلمنامه
جایتون توی سیمرغ ها خالی بود
فیلمایی که با پارتی بازی میان برنده میشن
ولی هیچ چیز از ارزش های شما و فیلمتون کم نمیکنه
از نظر من بهترین فیلم جشنواره امسال مال شماست ...
هر چند مثل شما حق آتابای خوردن ولی من بخاطر بودن کسی مثل جواد عزتی و حجازی فر چندان نگران آتابای نیستم.
اما قصیده گاو سفید چیزی فراتر از انتظار من بود.
از صمیم قلبم تبریک میگم بخاطر همچین فیلم و پرداختی.
دمتون گرم
۱۰ از ۵
دیگه بهتر از این مگه میشه دید ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طلاقم بده بخاطر گربه ها ...
تو بلر ویچ سینمای ایرانی ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تقابل هالیوود و فیلمی بنام روز صفر
جدا آقای فراستی یا روش نمیشه یا خودشو به اون راه زده !
آقا شما از فیلم های ابر قهرمانی خوشت میاد یا واقعا منتقد سینما هستی ؟!
فیلم روز صفر بعد کلی کلنجار و ایستادن در صف طولانی بلاخره قابل رویت شد برام فقط جای کاپیتان امریکا و آیرون من خالی بود.
شایدم ورژن ایرانیزسیون استریپ کامیک های امریکایی هایی شاهد بودیم.
هرچند نمیتونم از بازی امیر جدیدی بگذرم نمیدونم منو یاده باکی بارنز انداخت یا اسپایدر من، ولی هرچقدر هم بازیگر و کارگردان با نبوغ توی این فیلم بخان نقش عوض کنن بازم نمیتونن منو قانع کنن که این فیلم ببشتر فانتزی بود برام تا بر اساس یک داستان واقعی ...
اما مجموعا جذاب بود برام بعنوان یه فیلم فانتزی ...
تا جایی که میدونم دو تا تام کت پریدن برای نشوندن ۷۳۷ نه دو تا فانتوم ...
شاید یکی از بهترین شب هایی که در سینما هنر و تجربه داشتم دیدن فیلم بخاطر گربه ها طلاقم بده و زغال پشت سر هم بود.
انقدر کیف کردم که تصمیم گرفتم برنامه خاصی برای هنر و تجربه داشته باشم.
آقای عسگرزاده بخوبی مطالب مختلفی گفتند و نیاز نمی دونم چیزه بیشتری بیان کنم ...

فقط !

جدااااااااا برای فیلم محدودیت سنی اعلام کنید.
من خودمو مخاطب هر مدل فیلم های وحشت میدونم و کلا ترجیحم اینه که فیلم وحشت در شرایط تنها و تاریک با صدای بلند نگاه کنم در نتیجههههه
این فیلم اصلا مناسب بچه های زیر 18 سال نیست. حتی توی سینما ...
یه علامت +18 بزراید کنار پوستر ...

بنظرم بعد از دیدن بخاطر گربه ها طلاقم بده ژانر وحشت ایرانو بعد شب بیست و یکم دوباره زنده کرد.
دوستان
یه در خواستی داشتم.
لطفاً لیستی از بهترین فیلمای سینمای هنر و تجربه ای که تماشا کردید رو به اشتراک بگذارید.
از اونجایی که خیلی علاقمند شدم گشتی به گذشته این سینما بزنم خیلی ممنون میشم نام 10 تا ( اگر هم بیشتر یا کمتر شد هم ممنون میشم) بهترین فیلم هایی که در سینما هنر و تجربه دیدید را به اشتراک بگذارید.
بهترین فیلم هایی که من تو هنر و تجربه دیدم یکی پرویز و بعدی مهین بودن.
۱۶ بهمن ۱۳۹۸
پرویز
خواب تلخ
ماهی و گربه
اشکان انگشتر متبرک و چند داستان دیگر
در جستجوی فریده

هنر و تجربه یه نعمته
۱۶ بهمن ۱۳۹۸
به ترتیبی که دوست داشتم:
۱) پرویز
۲) آتلان
۳) بزم رزم
۴) خواب تلخ
۵) جایی برای زندگی
۶) رضا
۷) ماهی و گربه
۸) فصل هرس
۹) ... دیدن ادامه » می خوام شاه بشم
۱۰) راننده و روباه
۰۷ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

در بسیاری از لحظات این نمایش، یاد محاصره لنینگراد ( سنپترزبرگ امروزی ) افتادم (بنظر قسمتهایی از سخنرانی استالین در نمایش بگوش میرسید).
شیر خشک، شاید نماد یا عنصری نجات بخش در قطحی و بدبختی حاصل شده از جنگ باشد، علی الخصوص کودکان و مادران.
این محاصره با هدف کشتن ۲ میلیون انسان از طریق نابودن کردن منابع غذایی از طریق بمباران هوایی و گرسنگی بود. آغاز قحطی در اولین روزهای محاصره باعث شد مردم شهر شروع به خوردن هر جنبده ای مثل گربه ها و سگها کنند و نهایتا به ادم خواری روی بیاورند، براستی آیا تاریخ، جنگ ها را فراموش خواهد کرد؟ جنگی که بلاهای آن گریبان گیر مردم بیگناه میشود.
مردمی که درگیر نزاع سران و بازی گردان های این دنیا بودند، شاهد ترسناکترین اختراع بشر شدند.
محاصره لنینگراد، بعبارتی طولانی ترین محاصره تاریخ بشر، حدود سه سال طول کشید، مردمش سمبل ... دیدن ادامه » مقاومت تمام عیار نام گرفتند. این محاصره و بحران های آن، از طاقت فرسا بودن این واقعه دردناک حکایت میکند.
این جهان همیشه در حال پرورش و رونمایی از خودکامه های جدید است، کسانی که تعیین خواهند کرد کی و کجا چه شود و چه نشود، گویی برای همه زمان ها و مکان های این کره خاکی نقشه کشیدند تا روز آن فرا برسد و از آن پرده برداری نمایند.
این وحشتناک است که فکر کنیم، برای همه ما نقشه کشیدند ! از تولد تا مرگ.
گویی حوادث و اشخاصی که منصوب میشوند، همه برنامه ریزی شده اند و ما محکوم به مشاهده فیلم ضبط شده ای از خودمان هستیم.

پ.ن
دوستانی که این نمایش دیدند یا میخان ببینند، بد نیست این موزیک 3 دقیقه ای گوش بدن، بنظرم فرقی نمیکنه قبل و بعدش باشه.
https://radionama.com/music/-/asset_publisher/uYpbOvB1WWtK/music/id/4037593
درود جناب مسعود خان جعفریان عزیز
واقعا ممنون بابت اشتراک گذاری این قطعه موسیقی شنیدنی که سبب آشنایی ام با یگ‌گروه دثمتال ملودیک ایتالیایی را هم فراهم کرد...
چه خواندنی از( فقر و محاصره و قحطی) تبعات ترسناکترین اختراع بشر، به قول شما جنگ در ارتباط ... دیدن ادامه » با نمایش نوشتید ..
من هم با شما همدلم که بزرگترین آسیب جنگ ها بر زنان و کودکان است...در عین حال تصور دیگر من از کلیت نمایش شیرخشک نوعی بدبینی به وضعیت انسان نوین در دوران حاضر است که در قالب کودکی(انسان تازه)تجلی یافته که مدالیوم پیشوا را به گردن دارد و در پایان نمایش در بیرون سالن هم به حالت پدر / پیشوا دستش را بالا آورده و میل به فرمانرویی تام و تک دارد و انگاری سودای فرمان برداران مطیع و جان‌نثار را در سر می پروراند..گویی با تداعی وراثت(انتقال) خواست قدرت تامه در نسل قدرت بعد روبه رو هستیم. سریر دهشتناک قدرتی که سرمنشا تمامی فلاکت ها و جنگ ها و نکبت های بشری است
.در پایان نمایش بیرون از سالن شاهد نقاشی های دور و بر کودک هستیم که فرشته های ژ-سه به دوش را نشان می دهند همین واسازی تصویر قداست کودک-فرشته را تداعی می کند البته به زعم بنده ...
باز هم ممنون که با ارجاع موسیقیایی مفیدتان دوباره فرصت فکر کردن را به این اثر فراهم کردی رفیق خوبم
۲۴ دی ۱۳۹۸
ممنونم ابرشیر جان عزیز
خیلی خوشحالم که علاقمند به فضای موسیقی این چنینی هستی، قطعا اگر سعادت دیدنت میسر بشه، در مورد اینا بیشتر گفتگو خواهیم داشت.
در مورد نمایش هم گفتنی زیاده و این فقط یک برداشت من بود و موارد و ارجاعات زیادی بذهنم میرسه، که خیلی مهم ... دیدن ادامه » نیست و ممکنه بحث سیاسی راه بیوفته و در کل خوشحالم، بلاخره این نمایشو دیدم.
۲۴ دی ۱۳۹۸
مسعود جان من هم امیدوارم شما دوست خوبم را ببینم و دیداری تازه بشه...‌ شیرخشک واقعا جای بحث و تبادل نطر زیادی دارد . ارادتمندم
۲۴ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دسته بندی : بازی و ریاضی در تئاتر

X= دینو زمام حدده
دینو => نو دی => نوید
زمام حدده => زا مم ، حد ده => اینجا باید دور با دور ، نزدیک با نزدیک کنیم ( ریاضی اول دبیرستان :)))
زا مم حد ده => زاده ، مم حد => محمد
X= نوید محمد زاده

پ.ن
(پیرو پست جناب علی ابراهیم)
توی بروشور اینجوری رمزی نوشته؟؟ که شما رمزگشایی کردید...:))))
چون در صفحه تیوال فقط اسم دو بازیگر وجود داره...
۰۴ دی ۱۳۹۸
:)))
عزیز دل دایه ای تو مسعود عزیزم⁦❤️⁩
۰۴ دی ۱۳۹۸
دکتر اشراقی که خیلی جدی جدی اومده دینو زمام حدده رو منشن هم کرده تو اینستا :))))
۰۴ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش یه دسته بندی درد و دل هم داشت این تیوال الان اونو انتخاب میکردم.
یجای نمایش جا داشت بخندیم و همه خندیدیم و تمام شد رفت ولی دیگه نمی دونم بعضی از دوستان چی تو این نمایش میدیدند که همش در حال خنده بودند !! فقط مونده بود اون وسط سر بریده بشه ! ولی باز هم میخندیدند !
دوستی که توی اون تاریکی با فلش عکاسی میکنی، اخه چرا ؟ چی برای عکاسی توی اون تاریکی دیدی ؟ شمای فرهیخته چرا ؟
آقای مساوات عزیز ! شما هم میتونستید بعد اجرا برای میهمانتون همه نقاط مبهم توضیح بدید، با دست و ایما و اشاره، ... ، منم بدم نمیاد به بغل دستیم توضیح بدم اونم به بغل دستیش و بغل دستیش به ...
اخه یه بار دو بار سه بار ... هر دفعه حواسم پرت شد.
صندلی های مستقل هم مثل اله کلنگه!
دو تا صندلی اونور یه آقایی عادت داشت انگار از صندلی سر میخورد هی میرسید لبه صندلی بعد مجبور میشد، دوباره خودشو پرتاب ... دیدن ادامه » کنه انتهای صندلیش ... هر دفعه 4 تا 5 سانت از سطح صندلیم جدا میشدم :))
واقعا این بچه هایی که خارج از ظرفیت نشسته بودن بدون هیچ دغدغه نمایشو دیدن ...
خوش بحالشون :)
مسعود جان متاسفانه جو سالن های اجرای تئاتر هر روز اسفناک تر و عذاب دهنده تر میشه برای معدود تماشاگران تئاتر دوست که به چشم سرگرمی و تفنن و تفریح به تماشای تئاترها نمی شینند.
۰۲ دی ۱۳۹۸
جای من خالی بود پس مسعود مدیریت کنم سالن رو :)))
۰۳ دی ۱۳۹۸
@ایمان
:))))))))
کاش من اونجا بودم قیافه شو میدیدم ...

@میترا
فعلا نمی خواهیم کشت و کشتار راه بندازیم در حد راستی منم آق بابام کافیه
۰۳ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت عوامل و بازیگران محترم ( اسپویل خفیف )
حیفم اومد که در مورد نقاط ضعف نمایش صحبت نکنم، اصولا زیاد ترجیح نمیدم ایرادات نمایشو توی دیوار بنویسم اما چون این نمایش بقدری برام جذاب بود که حتی متوجه گذشت زمان نشدم دلم میخاد این مواردو بگم. ایده کار خیلی خوب بود و حتما اگر فرصت کنم باز هم به دیدن این نمایش میام. تعریف کردنی های نمایش زیادبود ولی میزارم برای بعد. فعلا در همین اندازه بگم میتونه این نمایش در رده نمایش های 4 ستاره و حتی 5 ستاره قرار بگیره اگر نمایش منسجم تر و بهتر پرداخت بشه. نمی گم مواردی که پایین میگم اگر اعمال بشه این نمایش 5 ستاره خواهد بود، نه من میگم یجاهایی کار برای من توی ذوق میزد که باعث پس زدن من در فضای کار میشد.
یکسری ایرادات وجود داشت که فکر میکنم خود عوامل متوجه شدن و زیاد ایرادی هم وارد نیست که شب اول توپوق و ناهماهنگی ... دیدن ادامه » وجود داشته باشه که حتی مطمئنم به مرور نحوه بیان و ادای دیالوگ ها به نسبت شخصیت ها همگن تر خواهد شد.
ولی باور کنید هر جور که فکر کردم از پست مدرن تا فانتزی و سورئال تا آنسوی آوانگارد و هر چی که اسمشو میزارید که دلیل بر اینکه ساختارشکنی کنید ، متوجه نمیشم چرا باید فیروزخان اینقدر موجود لطیف با ظاهری مثل دانشجوهای تئاتر و هنر بیاد روی صحنه ؟!
اون شخصیت خونخوار و ستمگر کجا، این بازیگر و کارگردان با کلاه نمی دونم اسمشو چی بگم کجا ! حداقل اون کلاهو بردار !
من نه انقدر سوادشو دارم و نه میخام با یک شخصیت متضاد نسبت به موجودیتش همزاد پنداری کنم.
مثل اینه که جلوی من قرمه سبزی بزارن و با خیال وگاس استیک با سالاد آنتروکت بگن بخور و تاکیداً بگن، دقت کردی استیکه، ول دان بود ؟!
خیلی سخته
برای من نشدنیه ...
ممنون که مارو دیدید و نظرتون رو گفتین...
۱۲ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به خوبای تئاتر ایران
سلام به میر سعید دوستداشتنی
سلام به ایمان عزیزم
سلام به محمد برهنمی شایسته و تمام عیار
خیلی خوشحالم میبینم دوباره دارید شروع میکنید
اومدید که غم هامونو توی این روزا ها فراموش کنیم،
دلم تنگ شده بود براتون
منتظرم روزای اخر هفته باز بشه بیام ببینمتون،

خیلیا هستن برای تئاتر ایران زحمت کشیدن و من قلبا خیلی دوسشون دارم
اتیلا پسیانی و مهدی کوشکی بداخلاق ( عشقن جفتشون)
بهنام شرفی و رضا بهبودی و میثاق زارع و رحیم نوروزی و نسیم ادبی و الهام کردا و ... ( عشق به تمام معنا )
رضا ثروتی و محمد مساورات و آرش دادگر

و اشکان خطیبی و ...

و ... دیدن ادامه » کسای دیگه مثل نوید محمد زاده و رضا کیانیان و پارسا پیروزفر و ...

از همتون توقع زیادی دارم ...

شماها همیشه امید تئاتر ایران هستید ( ببخشید اسم همه یادم نیست )
۹۵ درصد اسامی که نام بردید رو شدیداً دوست دارم.
۳۰ آبان ۱۳۹۸
حمیدرضا آذرنگ افشین هاشمی پیام دهکردی مرتضی اسماعیل کاشی هوتن شکیبا شهرام حقیقت دوست
از خوبای امید تیاتر ایران
۳۰ آبان ۱۳۹۸
۰۲ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسعود جعفریان
درباره نمایش شیهیدن i
تمام گفتنی هارو دوستان گفتن و من ماندم با گفته های غیر قابل گفتن، نمایش تامل برانگیز شهیدن در بهترین حالت ممکن هیجان و معنا را برای مخاطب خود فریاد میزند، فریادی از بی نهایت به نقطه صفر و بالعکس در قالبی منظم که گاهی سراسیمه و بی قاعده است.
مسعود جعفریان
درباره نمایش ساعت i

حیف که خیلی دیر این نمایشو دیدم که اگر اینطور نمیشد قطعا باز به دیدن این اثر میرفتم.
ممنون بخاطر این نمایش که زحمت های زیادی کشیدید، هرچند این نمایش نقاط ضعفی داشت ولی بیشتر از هر چیز نقاط قوتی داشت، مشهود و تحسین برانگیز بود.

دمتون گرم و خسته نباشید
به سرم زده برم سبزوار :)))
وخ بیا
۱۱ آبان ۱۳۹۸
درود بر شما.
خوشحال میشیم که میزبان شما باشیم در سبزوار و این نمایش :)
۱۱ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهره واقعیت گاهی میتواند آنقدر زشت و ترسناک باشد که مرا قانع کند، با آن روبرو نشوم و یا بترسم آن را ببینم یا بشنوم، گاهی اوقات با دستان سیاه و خون آلود خود که تداعی کننده جنون و دیوانگیست، درب خانه مرا میزند، ناخودآگاه بسمت درب کشیده میشوم، درب را باز می کنم ولی توان روبرو شدن را با او ندارم، لبخند می زند ولی من بدون اینکه تعارفی بزنم درب را به رویش می بندم، آنقدر درب را میزند که تصمیم میگیرم به هر کجا که شد فرار کنم. اما به خودم می گویم یک لحظه صبر کن، ممکن است کسی که پشت درب ایستاده است، مادر یا برادری باشد که سالها قبل خانه را ترک کرده باشند یا اینکه پستچی با یک لباس ایرلندی که برایم بسته ای را آورده است، شاید داخل آن بسته چیزی که همیشه جستجو می کردم باشد، کلیدی برای نجات، یک کتاب راهنما و یا اسلحه ای برای یک انتخاب.
رسالت سروده هایی با محصول عشق، ... دیدن ادامه » چندان دلخواه من نیست، هیچ وقت از خواندن صفحه چهل آن کتاب نمی ترسیدم، فقط برای سرودن یا حتی خواندن شعری که مرا رها و آزاد کند در حال جستجو بودم، برای یافتنش تمام تابوهای دنیا را خواهم شکست، راه های ممنوعه را خواهم گشود.
شاید من هیچ وقت آن چیزی که فکر میکردم نبودم و یا نخواهم بود آن چیزی که می اندیشم.
سپهر بیا یه شعر از صفحه چهل کتاب بذار با درون مایه ایرلندی
۰۱ آبان ۱۳۹۸
چقدر زیبا نوشتید
۰۱ آبان ۱۳۹۸
⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۰ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در کل از دیدن این نمایش راضی هستم خیلی خلاصه بگم :
با نمایشنامه خوبی طرف بودم و یک بازی خارق العاده از آقای صولتی
واقعا منو به وجد اوردید، همچی این کاراکتر خیلی از نظر من جالب بود
بازی، گریم و طراحی لباس ...
امیدوارم بازم شمارو روی صحنه تئاتر ببینم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسعود جعفریان
درباره نمایش گرگ ها i
با سلام و عرض ادب و خسته نباشید به تمام عوامل نمایش گرگ ها
این نمایش پتاسیل های خوب زیادی داشت، از طراحی میزانسن، طراحی لباس، گریم، نورپردازی، صدابرداری، جلوه های صوتی و بصری و نهایتا بازی های خوب و نمایشنامه ای قابل قبولی که داره.
تمام جز به جز سالن حافظو من یه دهه قبل دیدم اما هیچ وقت انقدر مجهز ندیده بودمش. قطعا شما نمره تجهیز سالن هم گرفتید ،
چه بروشور زیباییی ! یکی از زیبا ترین بروشور هایی که در تمام دوران تماشاگر بودنم دیدم مربوط به همین نمایش است
چه ایده جالب و قشنگی برای ته بلیط ها داشتید !
الان میفهم ۵۰ تومن واقعا شاید قیمت کمی باشه برای دیدن و جبران هزینه های این نمایش
شاید اصلا هم کافی نباشه.
همه اینا ها قبول ... توجیهات و بدیهیات در شرایط الان اقتصادی قابل قبول است و همه ما اینو میدونیم.
اما بنظرتون حیف نیست این نمایش با سالن پر اجرا ... دیدن ادامه » نره ؟
کاش بهای بلیطو کمتر کنید و اجازه بدید این نمایش که با زحمت زیادی اماده و به اجرا رسیده دیده بشه.
سلام
خیلی ممنونم از نظرتون، تخفیف دانشجویی و تخفیف گروهی برای این نمایش لحاظ شده و متاسفانه بیشتر از این امکانش برامون نیست که تخفیف داشته باشیم.
۱۶ شهریور ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مثل پیاده رد شدن از عرض کویر لوت بدون غذا اونم برای یک هفته !
بعد جلوت یک پرس قرمه سبزی خیلی خوش قیافه که البته خیلی هم خوشمزه به نظر میرسه با سالاد و دوغ محلی بزارن جلوت که بخوری
بعد بگی بزار یکم بخوابم بعدش پا میشم میخورم ! (1)
بعد بلند شی ببینی قرمه سبزی نیست ...
صد البته سراغشو بگیری ببینی کی درست کرده تا پاشی بری یکی دیگه ازش بگیری
بعد بفهمی اصلا طرف نقل مکان کرده رفته یجایی که هیچ کس نمی دون کجاست . (2)

حکایت منه جامانده از نمایش مغازه خودکشی
اولین حسرت سال 1398 به تو تقدیم میشود. (3)

پانویس :
1) اخه چه مرگت بود همون موقع میخوردیش دیگه ...
2) گیرم که آب رفته به جوی آید با آبروی رفته چه باید کرد ؟
3) ارجاع به پانویس شماره 1
اوووووف چه سخت شد!! مغزم سوخت :)))
۰۴ شهریور ۱۳۹۸
بلاخره خوب بود یا بد بود!
۰۴ شهریور ۱۳۹۸
بخاطر ساعت بدش, از, 5به نمایش 4دادم. همین.
۰۷ شهریور ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همین دیشب این نمایشو دیدم و بلافاصله از کامنتهای ابتدایی تا انتهایی دوستان را خوندم.
بعضیهاشون اصلا موافق نیستم ولی بقول همین دریم لند هر کس در رویای خود آزاده شاید در تفکرات و سلیقه خودش هم آزاد باشه همونطور که این نمایش برداشت آزادی از سینمای کلاسیک و صامت داره و بعضی وقتا از همین خطها عبور میکند که بگه زیاد سخت نگیر ...
نمیخام توضیح زیادی بدم ولی خیلی دیدن این نمایش بهم چسبید.
از طراحی لباس، گریم، میزاسن، داستان بگیر تا نورپردازی و موسیقی
تمام این ابزار کنار هم هستن که نمایشی با استاندارد را به مخاطبین تئاتر هدیه بدن، چه کسانی که این اثر دوست داشته باشند چه دوست نداشته باشند !
متشکریم ✨
۲۸ مرداد ۱۳۹۸
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۹ مرداد ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید