آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش چهره مرد هنرمند در جوانی
S3 : 00:31:03 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۰۳ آذر تا ۰۶ دی ۱۳۹۸
۱۸:۰۰
۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش چهره مرد هنرمند در جوانی / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
هم از فرم و هم از محتوای کار بسیار لذت بردم.
خیلی مهمه که یک کارگردان بتونه هم زمان که از محتوا غافل نمی شه، اجرا رو مفرح نگه داره و سخیف هم نشه. حفظ چنین تعادلی به ظرافت طبع و دقت نظر نیاز داره و کارگردان به خوبی از پسش بر اومده بود.
به جز بازی ها، از همراهی عالی گیتاریست با روند داستان هم بسیار لذت بردم و به نظرم این مهم ترین نقطه قوت اجرا بود.
درود به تیم اجرایی!
پ.ن: من ترجیح می دادم وسایل و نوشته ها پشت صحنه باشند و بازیگرها سریع برن و برگردن که صحنه بتونه بین پرده ها کاملاً تاریک و روشن بشه. احساس من اینه که شوک مواجهه تماشاگر با صحنه بعدی به این صورت بیشتر می شد و خودم احتمالاً لذت بیشتری می بردم، اما با توجه به سرعت عوض شدن پرده ها، شاید این کار امکان پذیر نبوده و یا اصلاً به عمد این طراحی انجام شده. به هر حال این هم فرمی بود برای خودش.
یاداشتی بر نمایش چهره مرد هنرمند در جوانی / مصطفی هرآیینی
منتشر در روزنامه اعتماد/ 5 دی ماه 98

"کاریکاتور مرد هنرمند "

اینکه بخواهیم نمایش "چهره‌ی مرد هنرمند در جوانی" را برگردان ساده‌شده‌ای از رمان جیمز جویس برای صحنه بدانیم، اغراقی‌ست که بیش از آنکه جنبه‌ی واقعی داشته باشد، برداشتی عجولانه و سطحی‌ست. اما می‌توان آنرا در زمره‌ی سبکی مینیمال از یک متن پرگو و غامض دانست.
نمایش هرآیینی، پیش از آنکه هر نوع اقتباس یا برداشتی از یک رمان قوی و یا یادآور رخدادهای آن در طی دوره‌ی کودکی تا جوانی شخصیت اصلی‌اش "استیون" باشد، کاریکاتوریست که با حفظ جنبه‌های نقدانه، در صدد "نمایشی" کردنِ سوژه‌ای‌ست که شاید اساسا قرار نیست هیچ ربطی با رمان جویس داشته‌باشد هرچند روند و موضوعاتِ ... دیدن ادامه ›› مشابهی را اقتباس کرده و همان اتفاقات را طی کند. بنابراین در اجرای هرآیینی، آنچه بر صحنه شکل می‌گیرد، تماما "تئاتری"ست که با وجه تئاتریکالیته‌ی یک متن غیرنمایشی، با دراماتورژی "سکوت" در قالب اجرایی بی‌کلام و با نشانگانِ نوشتاری، به سبکِ اولین فیلم‌های صامت سینمایی، خود را فرم می‌دهد و به صحنه می‌آید. درعین حال به‌جای استفاده از کلام، عنصر قوی و بازیگر سومی را به میدان می‌آورد که بدرستی پرکننده‌ی خلاء موجود از این فرم اجرا، یعنی موسیقی زنده همراه با افکت‌ها و قطعاتی گویاست. نوازنده‌ای با ساز گیتار که موتیف‌های درست، مناسب و هم‌قواره‌ی متن را اجرا می‌کند تا مکمل سرصحنه‌یِ جذابی باشد.
چنین دراماتورژی سکوتی، در عین ایجاد قالبی موجر و کارکردی‌تر برای اجرا و زبانی ساده، نقدی روشن نیز بر مطول بودن متن‌هایی‌ست که ممکن‌ست مخاطب امروز را خسته کرده و واپس براند هرچند در مخاطره‌ی سطحی‌نگری نیز واقع شود.

مهمترین وجه نمایش "چهره‌ی مرد هنرمند درجوانی" درعین اقتباس، استقلال اوست که محصول ویژه‌ای از ظرفیت تئاتر، یعنی تولید " امر زیباشناسی" در صحنه است. که این شگرد را با حذف کلام، و با بکارگیری اکسسوارهای متعدد برای هویت‌بخشی به کاراکترها و گویایی مفاهیم و تابلوهای نوشتاری و تصویری و تعیین میزانس‌هایی مناسب، همراه با موسیقی زنده، اعمال می‌کند. و تاجایی که می تواند در تلاش‌ست این وجه زیبایی‎شناسی را در طول اجرا حفظ کند. ترکیب وجه کمیک روایت داستان، برای رفع دشواریِ معانی متن اصلی، ترفند جذابی‌ست که موثر واقع می‌شود. با این‌حال اجرا، در همین سطح باقی می‌ماند و همین سهل انگاری در روایت، آنرا در حد یک بازنمایی مختصر و کم‌عمق، معلق می‌گذارد. هرچند اجرای فعلی، در نگاهی دقیق‌تر، به شکلی زیرکانه، ایدئولوژی خاصی را طرح و نقد می‌کند، اما صرفا در شکلی از فرم، محتوا را عقب می‌راند. و در توازنی نابرابر، برای نمایشی‌تر کردن مفاهیم، حتی به شوخی نزدیک می‌شود و جنبه‌های عامه‌پسندانه‌ای می‌گیرد.
همین پیشی گرفتن فرم، اگرچه جذابیت‌های شاخصی دارد اما محتوا را از رسایی و تراز پایداریِ عمیق دور می‌کند و صرفا به یک اجرایِ مفرح صحنه‎‌ای فرو می‌کاهد.
برداشت هرآیینی از رمان اصلی، روایتگرانه‌ست، او با تابلوهای نوشتاری، حکمِ دانای کلی را ایفا می‌کند که به نظر می‌رسد خودِ اوست، جهان "استیون" را از دریچه‌ی برداشت شخصی‌اش از رمان جویس، و تحولاتی که قرارست کاراکتر اصلی تا رسیدن به "هنرمندشدن"، طی کند، تلطیف شده، با چاشنی طنز در صحنه مجسم می‌کند. با این حال، با توجه به حذف دیالوگ‌ها و مینیمال‌شدن درحد جملاتی کوتاه بر تابلوها، به سیاق شرح صحنه‌ی فیلم‌های صامت، جهانی مستقل آفریده که می‌تواند به نوبه‌ی خود با دراماتورژی قابلی در سازماندهی فصل‌ها و اپیزودها، ابزارهای مرکزی تئاتر را بکارگیرد و به مخاطب منتقل کند.
هوشمندی هرآیینی دراجرایِ مواردی که دارای حساسیت‌های ممیزی‌ست ، به شیوه‌ای خلاقانه قابل ستایش‌ست . که نه تنها منجر به حذف این بخش‌ها نشده بلکه جریانِ طنازی را نیز مضاعف پدید آورده است.

ایمان صیادبرهانی و محمد برهمنی، با سابقه‌ی حرفه‌ای خود دراین اجرا هم به خوبی نقش‌های خود را که در کاراکترهای متعدد متغیراست، ایفا می‌کنند. درمجموع اجرای "نمایش چهره‌ی مرد هنرمند درجوانی" در قیاس با رمان جویس و حتی انتظار برای واکاویِ تحول کاراکتر اصلی، قابل قضاوت و تطابق نیست، اما در وجه تئاتریکالیته‌ و جذابیت‌های بصری و نمایشی، می تواند قابل قبول و مفرح باشد.


نیلوفرثانی
"...مهمترین وجه نمایش چهره‌ی مرد هنرمند درجوانی درعین اقتباس، استقلال اوست که محصول ویژه‌ای از ظرفیت تئاتر، یعنی تولید امر زیباشناسی در صحنه است. "
چقدر خوب تحلیل و بررسی کرده بودین نیلوفر خانم عزیز
بهترین بخش از نظرم رو هم با اجازه تون بالا آوردم که بعدا باز بخونمش و متوجه تولید امر زیباشناسی در متنتون بشم :)
۱۳ دی ۱۳۹۸
ما سه شنبه میریم کار آقای مرادی رو ببینیم
من و دو سه تا از بچه ها
اگر اون طرف بودین قبل یا بعد نمایش خوش حال میشیم ببینیمتون
امیدوارم لذت ببرین از شازده. کار ارزشمندی بود.
۱۶ دی ۱۳۹۸
حتما محمدجان سپاس از رفاقتت
۱۶ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام
این متن تنها بیانگر احساسات شخصی نویسنده ی نابالغ اش در قبال اثری کم نظیر بوده و فاقد هر گونه ارزش دیگری می باشد.

دقیقا ۳۹ دقیقه از اجرا گذشته بود، نمی گم ۴۰ یا ۳۸، چون دقیقا همون لحظه به ساعتم نگاه گردم، چون تو اون دقیقه من عریض ترین لبخند دنیا رو زده بودم، نه بخاطر اونچه اون لحظه در حال اجرا بود، نه...
قضیه فراتر از این حرف ها بود. من احساس کردم زنده ام، نفس میکشم پس لایق اون لبخند هستم؛ من زنده ام و نفس میکشم پس لبخند زدم، زدم که نه، چون ۷۰ دقیقه لبخند رو لبم بود، من زنده ام و نفس میکشم پس لبخندم رو عریض تر کردم، شاید به پهنای هستی، اخه هیچکس نمیدونه اول یا آخر هستی کجاست پس بذار خودم مشخصش کنم:
من میگم آغاز هستی ورود به سالن تئاتر در ساعت ۱۸، شروع ۷۰ دقیقه لذت، بی نیاز از هر کلام یا دیالوگی و تنها محتاج دیدن، شنیدن و غرق شدن، هست.
من میگم آخر هستی، جایی هست که خودت رو ببازی رفیق، که غر بزنی و بنالی که چیه این زندگی، که دلت بگیره از دوستان و بخوای تنها باشی و بری تو یه بیمارستان ... دیدن ادامه ›› بستری بشی.

من زندگی کردم
نه لزوما تو تئاتر
بلکه تو تماشاش
تو لم دادن رو صندلیم و کیفور شدنم
و اون لبخند لعنتی ۷۰ دقیقه ای
من زندگی کردم، تو نگرانی و ترس تموم شدن صفحه هایی که کارگردان هر بار بر میداشت و نشون میداد
من زندگی کردم، تو دلتنگی برای استیون، برای شجاعت نه گفتنش، برای مبارزه با گناهش،
دلم تنگ میشه برای شکستن پدر، برای خجالت زده شدنش
من دلم برای گریه های مادر تنگ میشه، اخه خیلی گریه های مادرم رو دیدم ۴ سال اخیر
من حتی دلم برای دختر بد و بی تربیت تنگ میشه، چون بدون سیاهی، سپیدی رنگ میبازه
من...

اه بد شد بذار دوباره برداشت کنیم
۳..۲..۱

سلام
حال من خوبه. اما تو این بار واقعا باور کن
حال من خوبه از دیدن تئاتر
از اینکه داستان زندگیم مثل یه فیلم از جلوی چشمام رد شد.
اما پرده ی آخر زندگیم هنوز مونده، به یه دوست عزیز قول دادم نذارم دراماتورژ برام بنویسش، پس خودم مینویسمش:

من
محمد مجللی هستم و روزی
چشمانم بالهای خورشید را خواهد سوزاند...
خوشحالم که انقدر دوسش داشتی مجللی جان
۰۳ دی ۱۳۹۸
چقدر با این حال خوب نیاز داریم این روزها، بیشتر از هر زمان دیگری
۰۵ دی ۱۳۹۸
ایشالا همیشه حال دلت خوب باشه رفیق مهربون و خوش قلب
۰۶ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
وقتی فهمیدم اجرا صامته فکرکردم مثل پانتومیم میمونه و شاید ارتباط باهاش برقرار نکنم ولی وقتی کار شروع شد شخصیتها اینقدر جالب معرفی شدن که در داستان غرق شدم و نفهمیدم چطور به انتها رسید و حتی لحظه ای حس نکردم اجرا صامته موسیقی و اجرای زنده زبان گویایی بود که اجازه نمی داد کمبودی حس بشه .موضوع رو دوست داشتم ،سبک اجرا فوق العاده بود، بازیگران که دیگه نیاز به تعریف نداره و از شاخص های تاتر هستند .دیدن این اجرا به تمام دوستان توصیه میشه .
فقط دلیل قهقهه‌های بعضی افراد رو در این اجرا نفهمیدم :/
روز شما مبارک خانم رضایی جان
کلی براتون آرزو های خوب خوب کردم
۱۲ دی ۱۳۹۸
قبل ترها فیلمی ساخته بودن به اسم چند میگیری گریه کنی، بعدترها و امروزه یه سری هستن که باید ازشون پرسید چند میگیری بخندی، معمولا این افراد با خنده ها و رفتار عجیب غریب شون از دوستان عوامل هستن یا هنرمندایی که میخوان اعلام حضور بکنن، خیلی کم هم آدمهای عادی، به هر ترتیبی چاره ای براشون نیستش چی بهشون میگه گفتش
۲۰ دی ۱۳۹۸
با شما کاملا موافقم آقای طیبی عزیز
۲۰ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امشب به فاصله یک شب افتخار دیدن این نمایش عالی و برای بار دوم داشتم....و هر دوبار لذت کافی بردم...دو تا بازیگر عالی و نابغه با ارتباط چشمی و زبان بدن به موقع ...طراحی صحنه ساده و درست ...و چی بگم از موسیقی...که ما باهاش شاد شدیم...غصه خوردیم...مست شدیم...اعتراف کردیم...از مسیح سبقت گرفتیم و بالهای خورشید و سوزاندیم...جناب آقای اعتماد سعید دست مریزاد! تبریک به کارگردان محترم بابت این نمایش عالی و خلاق!
نام من استیون ددالوس است و چشمهای من بالهای خورشید را خواهد سوزاند
فردا اجرای ویژه شنبه ساعت ۶:۳۰
ورود تماشاگران راس ساعت ۶:۲۵ دقیقه
درب سالن سر ساعت ۶:۳۰ دقیقه بسته میشه مگر اینکه ورود تماشاگرای عزیز طول بکشه.
درود
اتفاقا من شنبه به دیدن نمایش اومدم و باسرعت خودم از محل کارم رسوندم به محل اجرا،راس ساعت 18:15
منتظر هم بودم ساعت 18:25 تماشاچیان وارد سالن بشن اما ساعت 18:30 درب سالن باز شد و نمایش راس ساعت 18:36 آغاز شد.
5/6 دقیقه تاثیری تو برنامه ریزی وقت ما نداره اما من اون لحظه به کامنتی که خودتون گذاشتید راجع به خانومی که به زحمت مرخصی گرفته بودن و نتونستن بخاطر 5دقیقه تاخیر وارد سالن بشن فکر میکردم و عجیب تر برام این بود که همکارتون بایکی از تماشاگران بحث میکردن که ما 5دقیقه درها رو بخاطر همراه شما نبستیم و معطل شدیم...فرق اون خانوم و همراهشون که شما رو معطل کردن بااون خانوم که بزحمت خودشون رسوندن چی بود؟!
من کاملا موافق سرتایم اجرا رفتن و معطل نذاشتن و احترام به تماشاگران هستم اما بنظرم این رویه باید یکسان اجرا بشه و استثنا قائل نبود.
با احترام
۰۲ دی ۱۳۹۸
سلام اقای اشراقی
چشم
اگر اجرایی از این کار یا هر کدوم از کارهای دیگر گروه تشریف بیارید میهمان ویژه‌ی ما
شرمنده شما شدیم حقیقتاً
۰۶ دی ۱۳۹۸
نفرمایید برادر!
متشکرم، لطف شماست.
۰۶ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خدارو شکر که قسمتِ اعترافِ استیون مثلِ متنِ کتاب انقدر ‏ترسناک نیست و متنِ به این تلخی تبدیل شده به یکی ا‌ز شیرین ترین صحنه های نمایش :
گناهانش چکه چکه از لبانش میریخت، یک به یک، چکه چکه با قطره های شرم آور از روحش بیرون می ریخت، و مانند زخمِ به چرک نشسته بود و ترشح میکرد، جویِ پلیدی بود از رذالت . آخرین گناهان با کندی و کثافت ترشح کردند.چیزِ دیگری نمانده بود که بگوید .سر فرود آورد.از پا افتاده بود .




و این تنها جاییه که سن استفن معلوم میشه... فقط ۱۶ سالشه...
خیلی دمت گرم که پشتکار خوندن این کتاب رو داری. دست مریزاد
۲۹ آذر ۱۳۹۸
ممنون از پاسخ شما گرامیان
من ترجمه پرویز داریوش رو دارم به جز منوچهر بدیعی البته چند نفر دیگه هم ترجمه کردن اما به نظر این ترجمه شناخته شده تر هست ....فرمایش شما در شناخت فضای اثر و ترجمه کاملا صحیح و به جاست فقط نکته قابل ذکر اشاراتی بود که آقای عبدی چند روز پیش از قول یک نویسنده مطرح کرده بودند و آن هم ممیزی کلماتی چون بلوند و دلپیچه و ..بود پس اگر مسیحیت عنصر مذهب در نظر گرفته بشه هر چیزی بعیده .....
۳۰ آذر ۱۳۹۸
حامی عزیز،
اون کتاب اینقدر کلمه داره که عوض شدن چند تاش، در جریان سیل اسای مطلب نابی که می خواد بگه، ناپدید میشه.
۳۰ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام
ورود تماشاگران عزیز راس ساعت ۵:۵۵ دقیقه خواهد بود
درب سالن راس ساعت ۶ بسته خواد شد مگر اینکه ورود تماشاگر طول بکشه
دوستار شما میر
ما م هر شب دوست دارم رو میزنیم :)
۲۸ آذر ۱۳۹۸
ممنون از لطفتان و صد حیف البته
۲۹ آذر ۱۳۹۸
واقعا لذت بردم. یه تجربه ی متفاوت بود. بدون کلام و اینقدر نافذ و جذاب
۰۳ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت هفته پایانی این نمایش، از شنبه ۳۰ آذر تا جمعه ۶ دی، به کارگردانی مصطفی هرآیینی و با بازی ایمان صیاد برهانی، محمد برهمنی امروز (پنجشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
سحر تاجیک این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اعلام برای ساعت ورود تماشاگران محترم
ورود تماشاگر راس ساعت ۵:۵۵ و درب ورود راس ساعت۶ بسته میشود
مگر اینکه ورود تماشاگران عزیز طول بکشه
دوستدار شما میر
دم شما گرم
کاش همه گروهها همینقدر منظم بودند و برای وقت مخاطبان ارزش قائل میشدند
۲۷ آذر ۱۳۹۸
نزارید نادونی و رفتار بد دیگران روتون اثر بزاره البته مطمئنم نمیزاره. به حساب خشم سرکوب شده اشون بزارید که دیوار کوتاه شما رو برا تخلیه پیدا کردن. و باز شما مفید واقع شدید
۲۷ آذر ۱۳۹۸
بله.
چشم.
و امیدوار
۲۷ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ورود تماشاگر راس ساعت ۵:۵۵ و شروع اجرا ۶
مگر اینکه ورود تماشاگران عزیز طول بکشه
دوستدار شما میر
میر سعید جان کاش یک فکری هم به حال عکاسان میکردید ، یکشنبه خانم عکاسی اجازه گرفت عکاسی کنه که متاسفانه در طول اجرا کم مونده بود شیرجه بزنه وسط صحنه ....
۲۶ آذر ۱۳۹۸
در مورد تمدید متاسفانه با توجه به ترافیک اجراهای شهرزاد غیر ممکنه
در صورتی که تمدید شکل بگیره دوباره تاخیر‌های بیش از سی دقیقه و غیره اتفاق میافته که اقای هر ایینی قبول نمیکنه
گروه فقط تونسته تا ۶ دی ماه تمدید بکنه
تمدید نمایش تا ۶ دی
۲۷ آذر ۱۳۹۸
خیلی ممنونم از شما،لطف کردید
۲۸ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای مخاطبین عزیزی که بیرون مانده‌اند
امروز روز عجیبی بود
تماشاگری که به خاطر تاخیر پنج دقیقه‌ای بیرون در مونده بود داشت گریه می‌کرد.
نزدیک شدم و گفتم ببخشید برای “چهره‌ی مرد هنرمند” بیرون موندید.
گفت بعله
گفتم خیلی ببخشید دوست نداشتم ناراحتیتونو ببینم ولی بلیط رو امضا میکنن برای یه روز ...
گفت: برید گم شید بابا
گفتم: اخه قبلنا به خاطر تاخیر تماشاگرهاا شکایت کرده بودند و ما ۵:۵۵ تا ۶:۰۵ ورود میدی...
- خفه شید بابا
گفتم: اشتباه ما
- ... بوق ... بوق ... بوق
گفتم:ببخشید
گفت: ... دیدن ادامه ›› مگه ما بلیط نخریدیم؟ بازیشونه این که هر روز یه سری رو بزارن بیرون
گفتم: این به نفع گروه نمایش نیست چون سالن خالی میره و تقریبا در مجموع پنج یا شش روز ما باید میزبان گروه‌های باشیم که تاخیر کردن.
- برو گم شو بابا. بیشعور. برای منی که چند روز زحمت کشیدم برای این مرخصی سخته که بتونم بازم مرخصی بگیرم. متوجه این هستید. میفهمید یک نفری که کل روز ۱۲ ساعت کار میکنه سخته براش که مرخصی بگیره برای نمایش... شما. شاید یکی نتونه فرداش بیاد؟
گفتم:ببخشید
بلند شد و در حال حرکت با خشم گفت
گورتو گم کن بابا
و...
حق داشت.
کاملا حق داشت
اما ما اگه چند دقیقه تاخیر کنیم هم داد بقیه دار میاد.در صورتی که تاخیر نکنیم و در بسته بشه ورود تماشاگر غیر ممکن میشه.
ببخشید اما
من از امروز تا پایان اجراها هر روز تو صفحه می‌نویسم که ساعت ورود۵:۵۵ و راس ۶ اجرا شروع میشه، مگر اینکه ورود تماشاگر طول بکشه.
دوستدار شما میر
بهترین چیز اینه که نظم معیار کارها باشه و توقع بیجا نداشته باشیم. باید به حقوق افرادی که بموقع در سالن حاضر می شوند احترام گذاشته بشه. اونها هم بیکار نیستند ولی برای احترام به خودشون و بقیه کمی زودتر از کارشون مرخصی گرفتند تا بموقع اونجا باشند.
۲۶ آذر ۱۳۹۸
میر سعید جان عزیز
عمیقا متاسفم برای اون عزیزی که به سختی خودش رو به سالن رسونده بود و حتما خیلی دیدن نمایش شما براش مهم بوده که انقدر ناراحت شده وگرنه بعید میدونم مبلغ بلیطی که تازه باز هم قابل استفاده ست باعث ناراحتیش شده باشه .
و دم شما گرم که انقدر احساساتش رو درک کردید .
اما موضوع اینجاست که احساست یه تماشاگر عزیزی که متاسفانه شاید اجراتون رو از دست بده عملکرد درست و دقیق تیم شما رو زیر سوال نمی بره .
من امیدوارم اون دوست عزیز هم موفق به تماشا بشه .
کی بشه حمایت چی تون باشم من ...
۲۷ آذر ۱۳۹۸
خانم مینا خود منم از این موضوع میترسم
خیلی میترسم
ولی امیدوارم حرف شما یاد من بمونه
۲۷ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش (روزهای چهارشنبه ۲۷ تا جمعه ۲۹ آذرماه) به کارگردانی مصطفی هرآیینی و بازی محمد برهمنی و ایمان صیاد برهانی، امروز دوشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
سحر تاجیک این را خواند
درود همیاری محترم
این نمایش تمدید میشه؟؟؟
۲۵ آذر ۱۳۹۸
همیاری محترم بلیت فروشی اول دی به بعد کی شروع میشه؟
۲۷ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
"حنجره اش از هوس آنکه فریاد بلندی بکشد به درد افتاده بود، فریادی چون فریاد شاهین یا عقابی از فراز آسمان، فریادی نافذ تا از تسلیم خویشتن به بادها خبر دهد. این ندای زندگانی بود خطاب به روح او نه آن صدای ملال آور زمخت عالم تکلیف و نومیدی، نه آن صدای غیر انسانی که او را به خدمت محراب فرا می خواند.”
###
اگر فکر میکنید با نمایشی به ثقیلی متن بالا طرفید سخت در اشتباهید چون جناب هرآیینی یکی از سخت خوانترین کتابهای جیمز جویس را در خلاقیتی شیرین به راحت الحلقومی دوست داشتنی بدل کرده اند که فقط میتوان آنرا دید و از لحظه لحظه اش لذت برد و به نبوغ پدیدارگرانش آفرین فرستاد.

گفتاری که از زبان گیتاری خارج میشود و نوازنده ای که میگوید جای نواختن! و بازیگرانی که در تاتر زندگی میکنند و بازی یادشان رفته است و خلق میکنند جهانی هجو آمیز و رو راست در روایتی جذاب و کوتاه! آنقدر کوتاه که همه تماشاگران انتهای نمایش و نقطه پایان آنرا نمیپذیرند و جملگی کمی بیشتر میخواهند و این حاصل لذتی است که روحهامان درگیر آن شده است.

خلاقیت و ابتکار در فرم این اجرا انقدر ارزشمند است که مشکلات متنی اثر برای من ارزش بازگویی ندارند، فکر میکنم رسالت این اجرا تمام و کمال در حظ بصری و حرکات نمایشی و نور و صدا و میزانسن و کارگردانی فوق العاده خلاصه شده بود و حاصل آن پکیجی لذت بخش از تاتر واقعی

درود و خسته نباشید به همه دست اندر کاران این نمایش شریف
چه قدر خوب همه چیز رو توضیح دادین.
۲۴ آذر ۱۳۹۸
لذت بردم از خوندن این متن
۰۳ دی ۱۳۹۸
لذت میبرم از اشناییت
۰۳ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش زیبایی بود. یه کار تجربی ولی عجیب. عجیب از این نظر که دیالوگ رو از تئاتر حذف کردن. تئاتری که بیشتر یه هنر صمعی محسوب میشه. من همیشه عاشق بازی ایمان صیاد برهانی و نمایشای محمد برهمنی بودم. حضور این دو نابغه تو یه نمایش انتظار رو خیلی بالا میبره. تا آخر نمایش همش دلم میخواست که صیادبرهانی شروع کنه یه مونولوگ جذاب و دلنشین بگه. این حس رو داشتم که مسی و رونالدو تو یه تیمن ولی مربی تیمو خوب کوچ نکرده.
به هر حال در کل نمایش خوبی و تأثیرگذاری بود و دیدنش رو به همه توصیه میکنم.
آقا دیوید گیلمور رو هم اضافه کن به تیم :))
۲۲ آذر ۱۳۹۸
نازی خانم، نه دیالوگ نداره.
۲۳ آذر ۱۳۹۸
سپاس
۲۴ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
:(
سعی کردم آنچه در خواب اتفاق افتاده بود را به یاد آورم .یادم آمد که پرده های مخمل بلند و یک چلچراغ قدیمی دیده بودم .احساس می کردم که به جای دور دستی یا به سرزمینی که عادات غریب دارد رفته ام ....فکر میکردم مثلا ایران ......
اما انتهای رویا به خاطرم نیامد .
:(




چهره مرد هنرمند در جوانی
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش به کارگردانی مصطفی هرآیینی و بازی ایمان صیاد برهانی و محمد برهمنی از یکشنبه ۲۴ تا سه‌شنبه ۲۶ آذرماه امروز چهارشنبه ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
محمد رضایی مقدم و سحر تاجیک این را خواندند
محمد لهاک ⭐ ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
برای روز های جدید کی باز میشه؟
۲۳ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این سومین نمایشی است که از مصطفی هرآیینی میبینم و حالا دیگه نام و حضور این فرد در یک نمایش انگیزه کافی برای دیدن اون نمایش رو بهم میده.
داستان نمایش بسیار برای ما آشناست چون خط داستانی زندگی استیون تا حدود زیادی در مسیر رشد و بلوغ خیلی از ماها طی شده. همین مسئله ممکنه مثل یه شمشیر دو لبه عمل کنه؛ از یک طرف آشنایی با خط قصه استیون میتونه ما را جذب ماجرا کنه و از طرفی شاید چندان برامون کنجکاو برانگیز و پرمایه به نظر نیاد. اینجاست که فرم، به همراه بازیهای بسیار عالی (بخصوص بازی صیاد برهانی) و البته موسیقی استثنایی اعتمادسعید به جذابیت و و تازگی کار کمک بزرگی میکنه و این همون چیزیه که نمایش رو برای ما دلپذیر و جذاب تا پایان نگه میداره.
درود به طراح و کارگردان که تونست با چنین فرم روایتی خلاقانه ای (چیزی شبیه به فیلم های صامت) از داستانی ساده نمایشی دلپذیر بسازه.
بشدت در انتظار کارهای آتی هرآیینی خواهم موند.
جهنم از آنچه فکرش را کرده بود دردناک تر بود :)
این نمایش تموم بشه دلم برای این جملات شما تنگ میشه.
۲۰ آذر ۱۳۹۸
قربون شما برم
۲۰ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید