تیوال نمایش پنجاه پنجاه
S3 : 08:19:39
خرید بلیت
۳۰,۰۰۰ تومان
  ۲۷ شهریور تا ۰۶ آذر
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: هاله مشتاقی نیا، مرتضی اسماعیل کاشی (با نگاهی به نمایشنامه «خودی و غیر خودی» نوشته برتولت برشت به ترجمه کمال الدین شفیعی)
: مرتضی اسماعیل کاشی
: (به ترتیب حروف الفبا) ایلناز آذری، آیدا آقاخانی، شهاب اشکان، حانیه اورعی، ارشیا پاکدل، پدیده پزشکیان، حنا جشنوند، شبنم جعفر پیشه، جواد حسینی، محدثه حسینی، مهراد دادخواه، پردیس دهقانی، راویس رحمانی، پوریا رفیع بیگی، پوریا زهرایی، سپیده سرحدی، عادله گرشاسبی، آرمان کنگاوری، ابوذر فرهادی، پارمیدا مختاری، کسری معماری، علی نجاریان، سعید یعقوبی و مصطفی مقیمی

: مدرسه فیلمسازی و تئاتر هیلاج
: مرتضی اسماعیل کاشی
: سارا اسکندری
: استودیو زیر زمین (مه رو صیاد، غزل عباسی، سحر آشتیانی)
: محمدمهدی سامی منش
: آرمین خیردان
: حسین بهشتی پور
: علی پیروزی، حسین مقدم
: ایلیا شمس
: مصطفی مقیمی، محمدمهدی سامی منش
: امیرعباس حاتمی، پریا الهی، آیدا آسترکی، حامد هادیان
: آیدا بیات
: مجتبی رحامیان
: پویا شاه جهانی
: مبین نامور
: جواد حسینی، علی نجاریان
: علی نجاریان
درهای ساختمان موزه ای که سال ها پیش اردوگاه مرگ بوده به روی زن و مردِ بازیگری باز می شود. این دو تنها بازماندگانِ آن قربانگاه هستند که از آن جا فرار کرده بودند. ارواحِ کشته شدگان که بازیگرانی بودند با فعالیت های ضدفاشیستی، فراخوانده می شوند و در جهانی وهم‌آلود نمایشی را که مجبور بودند زیرِ شکنجه بازی کنند تا زنده بمانند، دوباره جان می‌گیرد.

اخبار وابسته

» یادداشت رحیم رشیدی‌تبار، برای نمایش «پنجاه/ پنجاه»

» یادداشت عباس اقلامی بر نمایش «پنجاه پنجاه»

» یادداشت مریم تاواتاو درباره نمایش " پنجاه پنجاه "

» یادداشت جابر قاسمعلی، فیلمنامه نویس، برای نمایش «پنجاه‎پنجاه»

» یادداشت کوتاه پرویز جاهد درباره نمایش «پنجاه، پنجاه»

» یادداشت سحر عصرآزاد منتقد سینما و فیلم نامه نویس

» فرشته حبیبی: «پنجاه،پنجاه» یک تجربه خاص و قابل تامل است

» یادداشت فرشته نوبخت، برای نمایش «پنجاه پنجاه»

» وقتی کابوس‌ها جان می‌گیرند

» یادداشت کوتاه شاهرخ دولکو برای نمایش «پنجاه پنجاه»

» یادداشت پژند سلیمانی بر نمایش پنجاه پنجاه

» " پنجاه پنجاه " به روایت آرام روانشاد

» یادداشت هاله مشتاقی نیا بر نمایش «پنجاه پنجاه»

» پنجاه پنجاه اجرای خود را در تماشاخانه هیلاج آغاز کرد

» تماشاگر به مثابه همدست شکنجه گر...

» کیوان کثیریان: "پنجاه پنجاه" نمایشی پیشرو و آوانگارد است

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

کریمخان، خیابان ایرانشهر، کوچه مهاجر، پلاک ۲۲
تلفن:  ۸۸۵۱۸۵۱۵


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

چه اجرای خوبی بود. مهم ترین نکته اش هم برای من کارگردانیش بود، همون طور که از اسماعیل کاشی انتظار داشتم. چقدر از همه چیز استفاده های بجا شده بود و چقدددددر المان تئاتری خوب داشت.
بعضیاشون چقدر خوب بازی کردن. اونایی که نقش اسب رو بازی کردن و اونی که نقش رعیت رو بازی کرد، عالییی بودن. من عاشق اون پسره شدم که نقش اسب رو بازی میکرد.

+ منو یاد فهرست ثروتی انداخت.
++ فکر نمی کردم با این اجرا گریه ام بگیره.

+++ کاش اینقدر هزینه های کلاس های چنین موسسه هایی گرون نبود :(
فرزاد، NetHunter و لیلا مظاهری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و ارادت به تمام مخاطبین محترم و فرهیخته‌ی سایت تیوال و دنبال کنندگان تئاتر
با توجه به شرایط پیش آمده در کشور و قطع شدن اینترنت که ما متاسفانه هیچ راهی برای تبلیغات نداریم، ما (تیم اجرایی نمایش«کد۱۳») از شما عزیزان و همراهان تئاتر -که فقط شما تئاتر را سرپا نگه‌ داشتید- درخواست می‌کنیم برای تمام کار‌های روی صحنه به هر شکلی که خودتون می‌دونید تبلیغ کنید که در این چند روز لااقل تئاتر به کار خودش ادامه بده.
با تشکر.
جابر قاسمعلی/ فیلم نامه نویس:
پنجاه، پنجاه از برشت می آید، از فریتزلانگ و مورنائو، پیکاسو و مونه می گذرد و به دیوید لینچ می انجامد. پرفورمنسی شگفت از حرکت بدن ها، سایه ها و نورپردازی پرکنتراست. ماخولیای هولناک انسان معاصر در مواجهه با توتالیتریسم. مرتضی اسماعیل کاشی پدیده ی نمایش ماست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"ما پیام آور حقیقتی بودیم، که توی دهانمان به دروغ تبدیل شد. برای شما آزادی آوردیم ولی در دستان ما به تازیانه تبدیل شد. ما حیات و زندگی آوردیم ولی صدای ما به هر کجا رسید گیاهان لرزیدند و صدای خش خش برگ ها بلند شد" از کتاب ظلمت در نیمروز آرتور کوستلر (که خود پیش از شروع جنگ جهانی دوم مدتی در اردوگاه کار اجباری پیرنه زندانی شد و در کتاب وازدگان خاک از مصائب آن دوران برای ما نوشت)
.
با بغض در دل و اشک در چشم .. ما هم سعی می کنیم بخندیم .. زنده باد تئاتر ..
زنده باد شما
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب دیدم ولی متأسفانه تنها
گفتم متأسفانه چون واقعا حیف شد که تنهایی از این کار لذت بردم
نکته خوب هم استفاده از خود حمایت بود که تو طول اجرا بنظرم خیییلی لازم اومد
و نمیدونم قبل از اون اتفاق چجوری بدون خود حمایت تونستن اون بالا کار کنن
ممنون
۲۲ ساعت پیش
یعنی فقط شما بودید؟
۲۰ ساعت پیش
نه خانم فریبا. همچین منظوری ندارن.
۲۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و عرض ادب
چطور میتونم با تیم رسانه ای یا روابط عمومی گروه ارتباط برقرار کنم؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام، آیا امکان تمدید این نمایش وجود داره؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دکتر مصطفی جلالی فخر/ منتقد فیلم:
پنجاه، پنجاه یک کار اکسپرسیونیستی تمام عیار است.
نمایش پنجاه، پنجاه بر بستر یک متن انتزاعی چند لایه، اجرای دقیق، دشوار و حیرت آوری از همگونی حرکات و آوا و موسیقی شکل گرفته است.
مردگان یک اردوگاه شکنجه بازگشته اند تا ابدیتِ رنج بشری را بازی کنند و هیچ مرزی میان واقعیت و فراواقعیت مشخص نیست.
یک کار اکسپرسیونیستی تمام عیار که به اندازه ی متن، بر بدن بازیگر و نور و موسیقی استوار می شود. قربانیان با درد می رقصند.
میزانسن های سیال و متعددی وجود دارد که در لحظه به هم تبدیل می شوند. کابوسی خلق می شود که بی پایان است و پس از پرده ی آخر، تا روزگار معاصر جلو می آید.
متن و اجرا چنان درهم تنیده اند که تفکیک آن ها از هم ناممکن است و شمایل تازه ای از نوشته ی برشت ایجاد شده است‌.

خانم گرشاسبی یه خبر از اون دوستتون که سانحه براشون پیش اومده به ما بدید، واقعاً نگرانشون هستیم.
۲ روز پیش، چهارشنبه
خب خدا رو صد هزار مرتبه شکر⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩
۲ روز پیش، چهارشنبه
ممنون از لطف و توجه شما
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکانش هست این نمایش رو یک سانس دیگه تمدید کنید؟
مشکل اینترنت نزاشت من بلیت بگیرم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سه سانس پایانی، از شنبه ۲ تا چهارشنبه ۴ آذر، به کارگردانی مرتضی اسماعیل کاشی و با بازی ایلناز آذری، آیدا آقاخانی، شهاب اشکان و ... امروز (سه شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
سعید یعقوبی این را خواند
علی نجاریان این را دوست دارد
سلام تمدید نمیشه؟؟؟؟؟
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
تمدید میشه؟
شاهین، غزال م، سعید یعقوبی، عادله گرشاسبی و علی نجاریان این را خواندند
ف کیوان و Ehsan Vahab این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد اجرای این نمایش روز گذشته ۲۶ آبان‌ماه لغو و امروز یکشنبه و فردا دوشنبه ۲۷ و ۲۸ آبان نیز اجرا نخواهد شد. زمان جایگزین از طریق پیامک به خریداران محترم اعلام خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
از لذّتی جان گرفته ام که از آنِ من نیست
به مرگی جان می سپارم که از آنِ من نیست.
اون لحظه به چی فکر میکردند
۵ روز پیش، یکشنبه
شماری به روزهای آینده، گروهی به مرگ، شماری به اکنون خویش و خانواده و اجتماع و کشور و ملت و ...، چندی بی فکر و از تهی سرشار پیش میرفتند و بسیاری به بسیارها اندیشه های دیگر که نمیدانم و نمی دانیم و هیچکس هرگز نخواهد دانست. و این همه را آیا ارزشی هست، آنجا که ... دیدن ادامه » شک بزرگتر از هر چیز دیگر و مرگ نزدیک تر و حقیقی تر از زندگی است؟!
جز اینم مپرسید که فاصله ای میان دو ندانم هستم.
۴ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در ستایش این اجرا و نقاط قوتش دوستان صاحب نظر تر از من به خوبی صحبت کرده اند.
بنابراین فقط به گروه اجرایی عزیز خسته نباشید می گم و امیدوارم همیشه همین طور بدرخشید.
در میانه ی کار چشم های من یکی که حسابی تر شد...
سپاس از این همه شوق و انگیزه در اجرا!
برگرفته از روزنامه ی شرق:

نقدی بر نمایش «پنجاه پنجاه»
یاسمن خلیلی فرد
                             "در جستجوی زمان از دست رفته"

«پنجاه پنجاه» نمایشی است به کارگردانی مرتضی اسماعیل کاشی و نویسندگی هاله مشتاقی نیا که این شبها در تماشاخانهی «هیلاج» روی صحنه میرود.
در معرفی نمایش «پنجاه پنجاه» میخوانیم که این اثر با نگاهی به نمایشنامه ی «خودی و غیر خودی» (یا همان «کله گردها و کله تیزها)ی برتولت برشت نوشته شده است اما آنچه در اجرا میبینیم در حقیقت دنیای جدیدیست که زاده ی ذهن خلاق نویسنده ی ایرانی آن و ایده های اجرایی متهورانه ی کارگردانش است؛ به بیانی دیگر تصویر متفاوتی از ظلم، رنج و شکنجه را که در این اجرا از نمایشنامه بازنمایی شده است نمیتوان در قالب واژه ها و روی کاغذ توصیف کرد و آنها را تنها باید روی صحنه دید و در آن غرق شد.
«پنجاه ... دیدن ادامه » پنجاه» متنی پیچیده و روایتی به شدت اکسپرسیونیستی دارد که در فضایی مینیمال اجرا میشود و برش فراموش نشدنی و گزندهای را از تاریخ آلمان نازی به تصویر میکشد. این تصویرسازی در عین حماسی بودن لحن که وام گرفته از جهان نمایشنامه ی برشت است، مینیمال بودن صحنه ی اجرایش و بازی های ماهرانه و غلیظش –به واسطه ی واقعی بودن واقعه ی اصلی خود- همان تأثیری را بر مخاطب میگذارد که یک متن رئالیستی میتواند و باید بگذارد و این تأثیرگذاریِ رئالیستی برای نمایشی با این حجم از عناصر بصری اغراق شده، بازیهای پرتحرک بیرونی و موسیقی پررنگ به یک معجزه میماند؛ معجرهای که حاصل ذهن پویای نویسنده و کارگردانش است.
نمایش در هاله ای از ابهام آغاز میشود. برونو و هرتا هنگام بازدید از موزه به گذشته پرتاب میشوند؛ گذشته ای که در آن موزه تبدیل به اردوگاه نازیها شده و اسرای اردوگاه راویان نمایشی هستند که در آن مکان طراحی و اجرا میشود . بازی در آن نمایش قرار است کلید بقای این شخصیتها باشد؛ بقایی که در آن اردوگاه و به شکل کلی تر در آن مقطعِ خونین از تاریخ نمیتوانسته وجود داشته باشد بنابراین، آنچه در متنِ عمیق و پیچیده ی مشتاقی نیا پررنگ و برجسته میشود تبدیل نمادین مکان موزه است به برهه ای از تاریخ و به بخش نامحدود و بزرگی از زمان که همچون دردی تلخ و زخمی عمیق در حافظه ی تاریخی انسان معاصر ثبت شده و هرگز ترمیم نخواهد شد.
متن با الهام از نمایشنامه ی برشت نوشته شده و فرآیند فاصله گذاری برشتی با تمهیدی ظریف و هوشمندانه در آن نمایان میشود و آن چند بخشی بودن و مجزاسازیِ اثر است؛ چه در صحنه ی اجرا و چه در متن. کارگردان، به شیوه ی تکثرگرایی و تقسیم صحنه به بخشها (و حتا زمانهای) مختلف از جمله قرار دادن زن و مردِ راوی در طبقه ی فوقانی صحنه و دیگر شخصیتها در دو فضای مجزای متقارن در طبقه ی زیرین و همینطور بهره جویی از عنصر "بازی در بازی" و تغییر مداوم مرکزیت ثقلِ نمایش در نقاط مختلف صحنه، فاصله ی مد نظر برشت را میان اثر و مخاطب ایجاد میکند و گاه آنقدر این تقطیع بخشهای مختلف، به لحاظ روایی و اجرا مسحورکننده است که کار به فیلمی سینمایی شبیه میشود که نماهای مجزا از هماش در تدوین به یکدیگر پیوند خوردهاند. بدیهیست دستیابی به چنین فرمی آن هم در تئاتری اکسپرسیونیستی، با شخصیتهای متعدد و شیوهی روایی خاص و نامتعارف امریست به شدت دشوار.
این تقسیم بندی و مجزاسازی به لحاظ زمانی نیز در کار اعمال شده است. رویدادها و شخصیتهای نمایش هر یک مربوط به مقطعی خاص از تاریخاند. برونو و هرتا در واقع با فرار از اردوگاه کار اجباری، از آن مقطع عبور کرده اند و تنها بازماندگانِ آن به شمار میروند اما دیگر کاراکترها همچون ارواحی سرگردان بر صحنه تجسم مییابند و گاه مرز میان خیال و واقعیت را در هم میشکنند تا صحنهی تئاتر به مثابه صحنهی جرم واقعیِ آن برهه از تاریخ درآید و آن شخصیتها چه مرده و چه زنده کنار هم قرار گیرند و راوی بخشی مهم از تاریخ شوند.
اسماعیل مرتضی کاشی، کارگردان جسور نمایش در راستای شکل گیری فضای نفسگیر و خفقان آور مدنظرش از اسلوبهای اکسپرسونیم در پی ریزی بنای اثر خود چه در وجه روایی و چه از منظر تصویری بهره ی درستی میگیرد. از آنجا که «پنجاه پنجاه» همچون «کله گردها و کله تیزها» قرار است ترسیم گر "رنج انسانی" باشد کارگردان از پتانسیل نهفته در متن و قابلیتهای دراماتیک آن در راستای ترسیم و تصویرسازی فضایی موهوم، ملتهب و تاحدودی رعب آور بهره میبرد و موفق میشود کابوس خشونتها، شکنجه ها و در بیانی کلی تر نسل کشی به وقوع پیوسته در آن برهه از تاریخ را آشکارا به نمایش بگذارد. علاوه بر بازی درست با نورها و قرینه سازی دقیقی که در صحنه میبینیم، موسیقی و بهتر بگویم، انتخاب درست قطعات موسیقی، کمک بسزایی به القای آن رنجهای کشنده به مخاطب کرده و با بافت اثر همخوان میشود.

خرید بلیت سانس‌های پایانی این نمایش به کارگردانی مرتضی اسماعیل کاشی و بازی ایلناز آذری، آیدا آقاخانی، شهاب اشکان، حانیه اورعی، ارشیا پاکدل، پدیده پزشکیان، حنا جشنوند، شبنم جعفر پیشه، جواد حسینی، محدثه حسینی، مهراد دادخواه، پردیس دهقانی، راویس رحمانی، پوریا رفیع بیگی، پوریا زهرایی، سپیده سرحدی، عادله گرشاسبی، آرمان کنگاوری، ابوذر فرهادی، پارمیدا مختاری، کسری معماری، علی نجاریان، سعید یعقوبی و مصطفی مقیمی، روزهای یکشنبه ۲۶ تا جمعه ۱ آذرماه همینک آغاز شد.
سعید یعقوبی این را خواند
علی نجاریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Wooooow
ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز
از روی حقیقتی نه از روی مجاز
یک چند در این بساط بازی کردیم
رفتیم به صندوق عدم یک یک باز.
شخصا بعید میدونم که همه چی تو زندگی پنجاه پنجاه باشه, آدما مطلقا خوب یا بد نیستند, نظر ها همش صفر و صدی نیست البته مواردی هست که قطعا پنجاه پنجاهه مثل پنالتی زدن.
پنجاه پنجاه در مورد شرایطی کاملا آشنا صحبت می‌کنه.شرایطی که کاملا حسش می‌کنیم.تقسیم شدن به دو دسته خودی و غیر خودی, اونم نه انتخاب خودمون بلکه از دید کارگردان اصلی.اگر خودی باشی بی هیچ توانایی و استعدادی به همه جا می‌رسی,پر و بال می‌گیری,بزرگ و بزرگتر میشی و حتی روی اشتباهاتت هم سرپوش گذاشته میشه.
اما وای از روزی که غیر خودی باشی, وای از اون روز
به نظر من,ترسناک‌ترین جای نمایش بعد از مرگ آنجلو ایبرینه که ترسی به تمام بازیگران نمایش درون زندان غالب میشه و با اینکه گهگاهی اعتراضی می‌کنند اما عملی ازشون سر نمی‌زنه و در مقابل زندانبان که یک فرد تنهاست به راحتی تسلیم میشن.
پنجاه پنجاه ... دیدن ادامه » با استفاده از تمام ظرفیت های موجود و به زیبایی این مفهوم رو به تماشاگر القا می‌کنه.نور,موسیقی,دکور,بازیگران و کارگردانی همه در بهترین سطح خودشون هستند و یک تجربه ماندگار رو به یادگار می‌گذارند.
از تک تک عوامل این نمایش ممنونم.بازی همه بازیگران خوب بود و شخصا از بازی بازیگر نقش آنجلو ایبرین بسیار لذت بردم.
به امید موفقیت های بیشتر همه اعضای این گروه دوست داشتنی
به طور قطع یکی از بهترین کارهایی که دیدم
بازیگرها عالی بودن هماهنگی که داشتن و اون حرکاتی که واقعا اجراشون سخت بود آدم رو به وجد میاورد
داستانی که تا آخر شمارو با خودش میبره و هر لحظه ذهنتون درگیرش هست
به هیچ‌وجه از دست ندید