تیوال میترا | دیوار
S3 : 07:54:26
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
میترا
درباره نمایش صد درصد i
آیا آب اقیانوس ها قادر خواهد بود خون را از دستان من پاک کند؟

آدم هایی که اتفاقی رو بوجود میارن، همیشه به این امید زندگی میکنند که همه چی در آینده خوب پیش میره :-)

حتی یه دختر معلول هم میتونه از مردها لذت ببره :-(

آینده اون چیزیه که تو میسازیش.

درد، مخدر بدرد بخوریه.

من به تصادفات اعتقادی ندارم، بنظر من هرچیزی یه علتی داره.

اسلحه ها میتونن با درد همراه باشن فقط به شرط اینکه گلوله ها واقعی باشن.

فاحشه ها هیچ وقت غریبه ها رو نمیبوسن اما بازیگرا خیلی خوب اینکارو میکنن O:)

هیچ چیز ... دیدن ادامه » از قبل نوشته شده نیست؛ حتی اگر نوشته شده هم باشه حتما قرار نیست که اتفاق بیفته.

یک ستاره پسیانیِ فوق‌العاده...دمت گرم دختر جان<3
من هم این نمایش رو پنج شنبه شب دیدم. واقعا بی نظیر بود ولذت بردم. همانطور که نوشتید ستاره پسیانی عزیز واقعا ستاره بود.
ممنون از انتخاب دیالوگ های بیادماندنی نمایش.
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میترا
درباره نمایش هملت i
تئاتر تنها تصویر زندگی نیست،
بلکه می تواند زندگی را زندگی تر کند،
فشرده و گویا تر به نمایش بگذارد.
بتدریج دریافتم، می توانی آنچه از آرزوها که در واقعیت انجام نیافته را در خیال خلق کنی، از صافی وجود خود عبور دهی، به باور بنشانی و بر صحنه به نمایش بگذاری.
آنگاه که دانستم بر روی چهار تکه الوار با ساده ترین ابزار و انسانی ایستاد.در لکه ی نور میتوانی دنیایی بسازی لبریز از مفاهیم پر رمز و راز، آنگاه که دانستم تئاتر به معنای درست کلمه میتواند قدرتی باشد به حیرت انگیزی کائنات و بی پایان مثل کائنات؛ پس واقعا تئاتری شدم و این صحنه خانه ی من شد.
استاد سمندریان

روحشون شاد...
میترا
درباره نمایش صد درصد i
مرسی و مرسی از ستاره پسیانی که فوق‌العاده عالی بود.هرچی بگم عالی بود کم گفتم :-) فوق‌العاده بود...

نمایشنامه هم خیلی خوب بود ،چطور یه اثر میتونه انقدر منطقی و دقیق جلو بره :-|
صد در صد یا بی تردید
عناوینی که در طول اجرا به تماشاگر خط فکری میده !
آزادی،توانمندی،هویت
عناوینی که هدف انتقال پیامی رو برای تماشاگر مدنظر داره.
برای من همیشه سوال بوده که سرنوشت رو ما رقم میزنیم یا از قبل نوشته شده و ما داریم مو به مو انجام میدیم؟
نمایشنامه خیلی خوب بود.

کارگردانی در بعضی صحنه ها عالی بود.بخصوص در صحنه ی پایانی نمایش -_- یک پایان بی‌نظیر و شاهکار،که کوچکترین حرفی در موردش میتونه داستان رو لو بده.
تکنیک های کارگردانی باعث میشد تو بعضی صحنه ها سه متر و شصت سانت از ترس میپریدم هوا :-|

اما موسیقی بعضی جاها تو ذوق میزد،نمیدونم چه دلیلی داره وقتی بازیگرها به بهترین شکل ممکن دارن حس صحنه رو منتقل میکنن یه موسیقی هم اون وسط وجود داشته باشه که مثلاً این حس رو بهتر منتقل کنن؟بابا همه چی خوبه دیگه قطعش کن صدا رو :-))

نور ... دیدن ادامه » بدک نبود.دکور هم خوب بود.
یک ساعت و نیم زمان نمایش رو اصلا حس نکردم،حتماً دوباره به اجرای این نمایش میرم و به دوستان عزیز هم توصیه میکنم که از دست ندن.مثل من که اجرای این تئاتر رو در ایرانشهر از دست دادمو خدا رو شکر که تونستم ببینمش،خیلی لذت بخش بود :-)

10/9
و بازهم مرسی از ستاره پسیانی :)
۱۶ شهریور
بازیش شاهکار بود...واقعاً مرسی از ستاره پسیانی :-)
۱۶ شهریور
بی شک ستاره پسیانی دست و جیغ هورااا
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه حال عجیبی داشت دیدن این فیلم.

به اندازه غربت همه ی شهدای گردان عمار گریه کردم.شهدایی که اجازه ندادن ما تو جنگ شکست بخوریم، شهدایی که اجازه ندادن یه وجب از خاک این سرزمین از دست بره.برای شهدای کشورم بیش از یک ساعت گریه کردم نه بخاطر اینکه فیلمی دیدم که از دیدنش احساساتی شدم بخاطر اینکه دریچه ی دیگه ای از زندگی برام تشریح شد، دریچه ای که شاید هیچ وقت تا این اندازه برام ملموس نبوده.

واقعاً چطور میشه که نسلِ جوانِ دیروزِ کشورم برای حراست از ناموس و کشورشون به راحت ترین شکل ممکن جون خودشونو فدا میکردن اما نسل جوانِ امروز از ناموس خودش فیلم میگیره تا یه هموطن وطن فروش، اونطرف مرزها این فیلمو پخش کنه و مدعی بشه که تو ایران آزادی نیست تا به یه نونی برسه؟
چطور میشه که اونا عاشقانه برای آینده کشورشون میجنگیدن ولی مسئول و مدیرِ امروز کشور قدر تلاش اونها رو نمیدونه و اونطور که باید برای بالندگی ایران زمین کار نمیکنه؟

اگر این دسته گلایی که پر پر شدن زنده بودن الان ایران ما چه شکلی بود؟ وای که گریه امونم نمیده تا بنویسم :'((

بهترین توضیح رو جناب مهران غفوریان درمورد این فیلم گفت:
((بنظرم خود این بچه ها (شهدا) این فیلم رو ساختن))

عالی بود
10/8/5

جناب ... دیدن ادامه » سعید ملکان
به سینمای ایران صفا بخشیدید،
درود بی پایان بر شما..........
جواد عزتی مثل همیشه عالی بود
امیر جدیدی بانمک بود، با مدل بازیش هرچند دقیقه یکبار سالن پر میشد از خنده :-))

ریتم فیلم با توجه به ژانر دفاع مقدسی ای که داشت، پر بود از صحنه های جنگ که بنظرم گاهی خسته کننده میشد

کارگردانی خیلی خوبی داشت و صحنه های جنگی خیلی خوب ساخته و پرداخته شده بود،

+چرا ما با شیمیایی نمیزنمیشون؟
_شیمیایی نامردیه...
+چطور برای ما بده ولی برای اونا اشکالی نداره؟

10/8/5
«موسیقی‌ می‌تواند دنیا را تغییر دهد چون می‌تواند آدم‌ها را تغییر دهد.» – بونو

به شکل عجیبی عاشق گیتارم :-) اصلاً گیتار یعنی زندگی ؛-)
و به شکل عجیب تر منتظر این کنسرت....

«کارکرد موسیقی‌ برای روح مثل کارکرد کلمات برای ذهن است.» – مادست موس

تشکر خیلی ویژه از عوامل و مدیریت فرهنگسرای نیاوران،
چقدر خوبین شما

<<موسیقی پناه من بود.من میتوانستم به فضای میان نُت ها بخزم و به تنهایی پشت کنم.>> مایا آنجلو
امیر این را خواند
محمد لهاک، پرند محمدی، یگانه، Marillion و بابک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی نبود که از دیدنش راضی باشم :-(
بنظرم جناب حجازی فر بهتره دیگه از این مدل نقش ها بازی نکنن بازیشون بد نبود ولی انصافاً خوب هم نبود :-|
جناب عطشانی ای که دموکراسی تو روز روشن ساخته بود خیلی جسورانه تر حرف سیاسی میزد یا حتی تلفن همراه رییس جمهور خیلی صریحانه تر نقد میکرد. این فیلم از اون دوتای دیگ ضعیف تر بود. :-)

10/4
میترا
درباره نمایش مردگان i
نمیدونم چقدر درسته که یه نمایشو بخاطر بازیگرش دوست داشت؟بههرحال تئاتر یه کار جمعی و گروهیه.

ولی بازیگر ویلیام .. جناب مهدی ملک فوق العاده بود و عالی بازی کرد،صدا و میمیک و حالت چشم و میزان سن های سخت مثل بالا رفتنو پریدن از میز و جذاب ایفا کردن نقش همش عالی بود ،بنظرم واقعاً نحوه حس گیری و شیوه بازی ایشون از بقیه بازیگرا خیلی بالاتر بود.دیدن بازی ایشون به علاقه مندان بازیگری توصیه میشه.....
(بعد از نمایش منتظر موندم تا بیان، با اینکه خیلی دیر اومدن اما ازشون تشکر کردم و نوشته ای یادگاری ازشون گرفتم،نوشتن عشق عنصریست برای جلای روح،از مهدی ملک کوچکترین عضو نمایش مردگان) مرررررسی،اولین باری بود که بازیشونو میدیدم عالی بود.

اما نمایش
نمایشنامه به شدت ضعیف،
کپی برداری و برداشتی ضعیف از هشت نفرت انگیز تارانتینو :-)
ابتدای نمایش یکی از اعضای گروه مزدورها تمام نمایشو توضیح داد در حین نمایش رییس مزدورها خبر از حضور یه سری دیگ از مزدورها نداشت :-| در همین حد پیچیده و غیر قابل فهم ،اگر شما از نوشته من فهمیدید منم فهمیدم :-))

نور و صدا شدیدا ضعیف.
در دوتا صحنه بازیگرها موقع بازی در تاریکی بودن(معرفی کاراکتر کلانتر و بخشی از بازی یکی دیگ از بازیگرا،حتی یجا یکی از بازیگرای خانم دویید و دیالوگ گفت تا به نور برسه.)آخرای نمایش هم کاراکتر ویلیام دیالوگ مهمی رو تو تاریکی گفت که بنظرم نورپرداز حواسش نبود نورو گرفت چون تدارکات اومدن تو صحنه و دکورو عوض کردن، صدا هم چندجا جابجا شد، از صدای تیر گرفته که قشنگ معلوم بود تمرکز همه رو گرفت تا موسیقی که خیلی ازش استفاده شده بود و صداش بلند بود. موسیقی خوب بود اما اینکه همه ی صحنه ها استفاده شده بود سردرد گرفتم صداشم بعضی وقتا خیلی بالا میرفت :-(

گریم بعضی بازیگرا خوب و بعضی دیگه بد،
چند تا از بازیگرها با قیافه های عادی بودن که خیلی عالی بود،رنگ مو و ریش کلانتر و چهره همکارشو مدل موی ویلیام و چهره برادرش خوب بود اما بقیه،، گریم های مصنوعی ای داشتن که دلیلشو نفهمیدم؟؟؟؟؟!! بالاخص بازیگران خانم!!!!!؟؟

کارگردانی ... دیدن ادامه » شاید نمره خوبی از من نگیره اما بد نبود،کارگردان سعی کرده بود قاب نمایشی روی صحنه بسازه و بعضی از قاب هاشو دوست داشتم.میزان سن های خوبی هم در نمایش بود فقط حیف که نور مکمل ایده های کارگردانی نشده بود.

حضور عکاسان عزیز با اینکه فلش و سر و صدا نداشت اذیت کننده بود.

در کل خسته نباشید،با توجه به تئاترای مختلف دانشجویی که دیدم توقع کار بهتری رو داشتم.
قیمت بلیط هم بالا بود گروه اجرایی لطفاً در قیمت بلیط تجدید نظر کنن یا حداقل تخفیفات ویژه در نظر بگیرن.

10/3/5

(یادمه سال هشتاد و هشت یا هشتاد و نه تئاتری با بازی نوید محمدزاده دیدم و به دوستم گفتم یروزی این بازیگر میشه بهترین بازیگر ایران :-) حالا این پیشگویی نوسترآداموسیمو درمورد جناب مهدی ملک میکنم،این نوشته بمونه اینجا یادگاری؛-) شاید یبار دیگ به دیدن این نمایش برم فقط بخاطر بازی ایشون)
نمیدونم چرا بعد از این نمایش یاد جمله جناب شکسپیر افتادم
خدا به تو یک صورت داده است و تو از آن صورت دیگری ساخته ای.

کارگردانی خیلی خوبی در نمایش وجود داشت.
ریتم نمایش نسبتا کند بود که بنظر میرسید به نمایشنامه مربوط میشه نه بازی بازیگران.
بازی ها خیلی خوب بود و سعید چنگیزیان خیلی خیلی خوب.
و اما محتوا برام سوالی رو ایجاد کرد
آیا *حقیقت* وابسته به احساسات و احوالات هر نسل دچار تغییر میشه
یا *حقیقت* ثابت میمونه و برای رسیدن بهش ،این نسل های مختلف هستن که باید احساسات و احوالات خودشون رو زیر پا بذارن؟

خسته نباشید ؛-)
10/8
در بیشتر نظرات انقدر از این کار تعریف شده که روم نمیشه بگم دوست نداشتم :-)
یبار نظر یکی از دوستان تیوالی رو خوندم که شاید با لحن کنایه ای نوشته بود هرچی کم خنده تر،فرهیخته تر !!!!!!
اما مخاطبی مثل من اصلاً برای نخندیدن تلاش نمیکنه،یه نمونش برای نمایش زهر ماری با بازی درجه یک نادر فلاح :-)) =))))

ولی برای این مدل تئاترها تکلیف محتوا چی میشه؟
اصلاً دارم فک میکنم تئاتر یعنی چی؟ ابزاری که فقط ما رو سرگرم کنه؟
قراره از هرچیز اجتماعی یه نکته خنده دار بسازیم و اسمشو بذاریم تئاتر کمدی چون میتونه مخاطب رو بخدونه؟خب پس چرا مخاطبای تئاتری از تئاترهای آزاد حمایت نمیکنن؟
تعریفایی هم که از بازی خانم پرور به گوشم میرسید فقط بخاطر خنده دار بودنش بود وگرنه ایشون اصلاً برای نقش چهارچوب معلوم نکرده بودن، نقش مخلوطی از اداهای تماشاگر پسند بود.

در بخش های دیگ ی نمایشی ... دیدن ادامه » البته بدک نبودن مثل لباس، میزان سن هایی که صحنه رو به یه سمت سنگین نمیکرد.

دوست نداشتم :-( ولی خسته نباشید
10/2
تئاتر یکی از عناصره هنره , هنر هم وسیله ی بیان و انتقال احساسات انسانه , و احساسات انسان هم تشکیل شده از حس خشم , اعتراض , نفرت و کینه توزی , حسادت , عشق , زیبایی , خنده , گریه , ناراحتی , ترس , همه ی اینا هست و هنر هم میتونه هر کدوم از اینها رو انتقال بده و یا حتی ... دیدن ادامه » تلفیق کنه , میتونیم یه تئاتر رو یا یک مجموعه ی مشابه از تئاتر ها رو نقد کنیم , اما لطمه ای به تعریف تئاتر یا هنر نزدن , ولی در کل ما فقط نیاز به تعقل و تفکر نداریم , هنر چیزیه که برای یه دنیای ایده آل هم فرآیند پوچی نیست , دنیایی رو فرض کنید که نقصی توش دیده نمیشه , اونوقت هنر باید کوله بارشو جمع کنه و بره اگر تمام تعریف ما از هنر این باشه ! هنر رو اگر بخوایم به شکل ابزار هم بهش نگاه کنیم ابزاریه که تمام وجه های واقعیت احساسات انسان رو پوشش داده , این عبارت هر چقدر کم خنده تر فرهیخته تر تا زمانی معنی داره که شما معیار هاتون و تعریفتون از فرهنگ در اشتباه باشه
۲۱ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میشه با وجود نمایش هایی مثل "آرش" "مترسک" "افرا"
این ماه رو ماهِ آثار درخشان استاد بیضایی دونست :-)

چه افتخاری بود دیدن این نمایش و چه لذتی داشت.

مرسی از بازی های خیلی خوب تیم بازیگران همشون عالی بودن، نمایشنامه و نقش رو کاملاً درک کرده بودن و مرسی از کارگردان بابت ایده ی خلاقانه ای که برای مونولوگ گویی بازیگران در تصویرسازی به مخاطب ارائه داده بود.

موسیقی ها رو دوست نداشتم. نمیدونم به صورت تخصصی فلسفه وجود موسیقی در یک نمایش چیه اما چیزی که حدس میزنم اینجا موسیقی در تلاش بود تا احساس بازیگران و کارگردانی رو پررنگ تر نشون بده که بنظرم این موضوع کاملاً تاثیر بر عکس داشت.

صد در صد دیدن این نمایش برای علاقه مندان تئاتر دلنشینه.

خسته نباشید به گروه اجرایی..کارتون خوب بود.
10/8
افتخار دیدن افرا و مترسک و این ماه داشتم و چه تجربه های دلنشینی بود.
۲۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حالا فهمیدم چرا شما فرانسوی ها در فلسفه عقبید،
بخاطر اینه که شما اصلاً حرف زدن بلد نیستید.

بعد از دیدن چند تئاتر معمولی که خیلی چنگی به دل نمیزدن مثل "دیگری" "عروس دریایی" "گل و وی" ،
دیدن چندباره ی "خاموشی دریا" تصمیم خیلی خوبی بود.

خودداری و تسلط بر غریزه از اشتراکاتِ آلمانی هاست.

هربار که به تماشای این نمایش بشینیم از قدرت قلم نویسنده و هوش کارگردان و هنر شهرام حقیقت دوست که انصافاً عالی بازی کرده یه چیز جدید میفهمیم.

فرانسه بدون آلمان مثل روسپیه بزرگیه که میخواد کل اروپا رو بمکه.

نمایشی که با دیدنش زخم شمشیر محکمی روی غرور تماشاگر کشیده میشه و بعد از بیرون اومدن از سالن بین منتظر موندن برای دیدن شهرام حقیقت دوست و یا نیم ساعت پیاده قدم زدن و فکر کردن مرددت میکنه :-)

خونه ی گرمی دارید که ربطی به آدمایی که توش زندگی میکنن نداره.

توضیح ... دیدن ادامه » خوب بودن این نمایش تو یکی از دیالوگ های خودش خلاصه شده :
چیزای خوب،چیزایی هستن که مرز زیبایی رو زیر پا بگذارن.

واقعاً خسته نباشید.خیلی خوب بود.
یبار دیگه نمره میدم اینبار
10/8/5
میترا
درباره فیلم زرد i
چه فیلم خوبی بود.
بازی عالی از ساره بیات،شهرام حقیقت دوست
اتفاقات پشت سرهم
تدوین عالی ای داشت.
صدا و تصویر خوب.
کارگردانیِ حساب شده و فکر شده.

البته پایانش رو دوست نداشتم.
معظل پایان بندی در سینما رو در این فیلم هم میشه احساس کرد.

10/7/5
میترا
درباره نمایش مترسک i
در عظمت باید تک بود
و وقتی تک بودی ((تنهایی))

کردار معرف شخص است نه گفتار.

محققان به سکوت و انزوا نیازمندند :-)

آدمی با ((جهل)) است که ((تنهاست))

بهت اجازه میدم باهام مخالفت کنی تا غرورم رو ارضا کنی.

سبز: باید یک کار تاریخی انجام بدیم
قرمز: البته در چهارچوب جغرافیا
زرد: فقط تا صبح وقت داریم
آبی: تا خروس خون

آواره ... دیدن ادامه » ای که مثل پدر ناشناس ماند :-((
سرکار خانم میترا، سلام
عرض ادب و احترام و عرض تشکر بابت مطالعه اخبار نمایش خانه نم زده.
بدینوسیله به نمایندگی از گروه تئاتر آرتا از سرکار علیه دعوت مینمایم به تماشای نمایش ما بنشینید.
هر روزی برایتان مقدور بود امر بفرمایید تا در خدمتتان باشیم.
ارادتمند ... دیدن ادامه » : آرش(مهدی ) رزمجو
گروه تئاتر آرتا
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میترا
درباره فیلم هاری i
متاسفانه بدجوری در حداقل های آثار هنری مشکل داریم.
به شعورم توهین شد و این توهین رو نه تنها از کارگردان و نویسنده بلکه از جانب جناب هاشم پور، بانو هنگامه قاضیانی که خیلی دوسش دارم و میلاد کی مرام هم احساس کردم.
مرگ بر توهم هنرمند بودن بعضی از به ظاهر فیلم سازان و حتی تئاتر سازان

10/2
فیلمساز دوست داشته استاد کیمیایی باشه
نویسنده فیلمنامه هم فکر کرده جان برانکاتو هستش
و کلا بازیهای به شدت سطحی است در حد اغراق آمیز
یک جاهایی هم سبک تارانتینویی منتهی به جای خون از گچ استفاده شده

خلاصه فیلم بدی بود
۰۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میترا
درباره نمایش دیگری i
نمایش خوبی نبود.
کارگردانی بدون ابتکار
نمایشنامه معمولی

این نمایش از هر جهت میتونست خییییلللللی بهتر باشه.
استفاده کردن از ویدیو در تئاتر رو نمیپسندم
شاید با ارفاق بازی لاله مرزبان و تا حدی خود آقای حاتمی از دیگران بهتر بود بقیه خیلی درشت بازی میکردن که بنظرم به نمایش نمیخورد.

10/4
میترا
درباره نمایش مترسک i
جدیدا وارد هر سالنی که میشی بغل دستیت ضمن اینکه داره خدا رو شکر میکنه که سالن خنکه و همزمان که داره خودش رو باد میزنه میگه وای چقدر هوا گرم شده و تو هم باید بگی بله خیلی گرمه :-)

اما نمایش،،خیلی خوب بود.
نمایش دیالوگ محور
ریتم مناسب
بازی های تقریباً درشت که خوب به نمایش گذاشته میشه.
و کارگردانی که فکر تماشاگر رو نشونه گرفته.

از همه دوستای تیوالی خواهش میکنم که اگر فرصت دارن حتماً به دیدن این نمایش برن و این گروه نمایشی رو حمایت کنن به چند دلیل:

1_از نظر قیمت بلیط این نمایش همه اقشار جامعه از نظر مالی رو در نظر گرفته و تخفیفات ویژه ای گذاشته شده که لطف عوامل کار به مخاطب تئاتر رو میرسونه.تخفیفات این نمایش یجورایی شگفت انگیزه تا مردم راحت به دیدن نمایش برن.

2_از نظر بازی با اینکه گروه یکی از سخت ترین نمایشنامه ها رو روی صحنه برده اما بدون لحظه ای اشتباه و با بالاترین سطح هماهنگی و تمرکز بازیشون رو انجام میدن.
میشه با قدری ارفاق به گروه بازیگران نمره قبولی داد ولی
خانم غزاله کنعان پناه
انقدر ... دیدن ادامه » این بانو عالی بود و بازیش به دلم نشست که کلی کیف کردم؛مخاطب به راحتی باهاش ارتباط برقرار میکرد و تقریباً سه حالت حسی خودش رو واقعاً عالی به مخاطب انتقال داد.صدا، چهره زیبا و استایل جذابش باعث شده بود که سند نقشو بزنه بنام خودش، میخواستم بعد از نمایش محکم بغلش کنم از بس که عالی بود و البته قدری هم شبیه من بود :-P

3_نمایشنامه با توجه به برداشتی که از اثر چهارصندوق جناب بیضایی داره بسیار پخته و قابل تامله. برای فرهنگ فکری جامعه(رنگ زرد)برای فرهنگ اعتقادی اجتماع (رنگ سبز)برای فرهنگ اقتصادی جامعه(رنگ قرمز)و برای فرهنگ اجتماعی اجتماع (رنگ آبی) ایده ی نمایشی داره. از این رو که گفتگوی اجتماعی برای به چالش کشیدن جامعه و به فکر فرو بردن مخاطب جزو اهداف این نمایشه دیدنش برای تئاتر دوستان لازم میشه :-)

4_درسته که در این کار اصلاً از دکور استفاده نشده و سلیقه ی من پرژکتور و کیلیپ پخش کردن روی صفحه ی تئاتر رو نمیپسنده و شاید توقع نورپردازی قشنگ تری رو داشتم (قطع کردن کامل نور تماشاگران حداقل این توقعات بود) اما به عنوان تماشاگر حضور یک کارگردان ریز بین رو پشت این گروه پر تلاش در جهت ساخت ریتم درست و مناسب با محوریت نمایش دیدم.کارگردانی که با کمک گرفتن از آیتم های مختلف نمایشی مثل رقص روسی تام ویتس، قلب من میسوزه گروه رامشتاین وغیره جان تازه ای به صحنه میداد.

اشکالات این کار رو میشه بخاطر فکری که به تماشاگر انتقال داده بود رو ندید گرفت.
یک ساعت بعد از نمایش 15 دقیقه از سالن خارج شدیم، توقع داشتم از نظر طراحی صحنه هم تغییری ببینم که شاید همین موضوع رو بشه اشکالی که نمیشه ازش گذشت دونست.

نمایش خوبی بود خسته نباشید به این گروه خوب و پرتلاش.
کسانیکه به بازیگری توجه میکنند غزاله کنعان پناه روی صحنه میدرخشه،مدلای مختلف دیالوگ گفتنش..از دست ندید این هنر رو.
امیدوارم کارشون دیده بشه.

10/6/5
سلام خانم میترا گرامی
ممنون از لطف و توجه موشکافانه شما به نمایش مترسک. از نگاه خوب شما به کار استفاده کردم و خیلی به ما لطف دارید. ممنونم.
۰۳ مرداد
خانم میترای عزیز قدم شما به روی چشم. ممنونم از نگاه مثبت و مهر شما. باعث افتخار ماست.
همینطور با عرض سلام خدمت جناب هندی عزیز در مورد تنفس ۱۵ دقیقه‌ای باید خدمت دوستانم عرض کنم که این کار تنها بخاطر بوجود آوردن تغییرات صحنه‌ای انجام نمی‌گیرد بلکه فضای ... دیدن ادامه » نمایش(قبل از سرکوب و بعد از آن) دو برهه تاریخی را در پرده اول و دوم از هم جدا می‌کند و این تنفس امکان بوجود آوردن فضای تعامل و گفتگو بین مخاطبان را در فاصله دو پرده با یکدیگر را بوجود می‌آورد. که ما امیدواریم تئاتر اصولا بوجود آورنده چنین فضایی در بین مردم باشد. برای همین امر خود من هم در کنار شما به تماشای نمایش می‌نشینم و در این فواصل امیدوارم گفتگویی، یا انتقادی و یا حتی سلام و احوالپرسی ساده صورت بگیرد. نکته دیگر آنکه من شخصا فکر می‌کنم به مدت یک ساعت و پنجاه دقیقه بدون استراحت برروی صندلی‌های غیر استاندارد در این سالن نشستن نه تنها لذت تماشای تئاتر را از بین می‌برد بلکه تبدیل به شکنجه می‌شود. باور بفرمایید که در طول تمرینات نمایش این امر را خود تجربه کرده‌ام و بر شما دوستان عزیزم روا نمی‌دارم.
۰۳ مرداد
سلام جناب خامنه ای
ممنون از توضیحات در مورد تنفس. حضور شما را در سالن متوجه شدم اما سلام و احوال پرسی را به پایان نمایش موکول کردم.
واقعیت اینکه گذر زمان را شخصا متوجه نشدم و اگر تنفس هم نبود یکسره نمایش را با دقت می دیدم.
ممنون از شما
۰۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مردمی که سکوت رو میشناسن یه عالمه فریاد به خودشون بدهکارن.

وقتی هوا سرد نیست لذت نشستن کنار آتش بیشتره چون دیگه نیازی به گرم شدن نداری.

لطفاً مغرور باشید و از خودتون لذت ببرید :-)

به بیداری عادت دارم و همینطور به کم خوابی، اشکال خواب اینه که عمر آدمو میدزده.

اونا گفتن ما میخوایم روح این کشورو بگیریم آبرناک. باید اول به غرور این مردم حمله کرد چیزی که اگه ازشون بگیریم دیگه اونها وجود ندارن و نمیتونن خودشونو پیدا کنن.

لعنتی!وقتی همه حرفها بوی مرگ میده دیگه وظیفه معنی نداره.
پایان کار بازیگرا خیلی بد اومدن روی صحنه خیییییلی بد.میخواستم برای آمدن آقای حقیقت دوست جیغ بکشم نور خاموش بود و فکر کردم آخر همه میان روی صحنه اما اولین نقر بود :-(.اوضاع بشکلی نبود که براشون صوت بزنیم اما با همه جونم براشون دست زدم. مرسی آقای حقیقت دوست مرررررررسیییی.
همه چیزای خوب نمایش
از نور گرفته که خیلی خوب بود
تا میزان سن های خوب
تا لباس هایی که بسیار درست انتخاب شده بود
همه و همه یکطرف
درخشش آقای حقیقت دوست طرف دیگر.
وای که چقدر عاااااالی بود این بازیگر.
نمایشنامه کار با همه ی پیچیدگی هاش انقدر زیبا بیان شده بود که همه ی ماجرا و داستان رو فهمیدیم و هیچ چیز پنهانی ای وجود نداشت.
از وجود آزادی بیان هنری بسی خرسند شدم
فقط ایکاش هنرمندان ما بین سیاه نمایی و متلک هایی که چپ و راست در آثارشون بار هرکی دلشون میخواد میکنن و شرایط رو با هنرمندی به چالش میکشن قدری هم پیشنهاد در آثارشون برای بهتر شدن شرایط فعلی مطرح کنن. پیشنهاداتی که اوضاع رو بهتر کنه نه اینکه از روی احساساتی شدن باشه و همه چیو بدتر کنه، اینی که ما بلند شیم سوالی رو پیش میاره که بلند شیم چیکار کنیم؟
مگه مردم این مملکت کم جنگیدند؟ نکته اینجاست که چطور و برای چی جنگیدن؟چقدر بهش رسیدن و حالا باید چطور و برای چی بایستن و بجنگن؟دست به دامنه احساسات تماشاگر شدن برای فهموندن یه نکته اجتماعی توسط کارگردان خیلی ناجوانمردانست،کارگردان چنگ محکمی به روی غرور تماشاگر میکشید
آخ خدایا :-) بگذریم

ممنون از بازی عالیه آقای حقیقت دوست.برای علاقه مندان به بازیگری دیدن هنرنمایی ایشون به شدت توصیه میشود.
یاد ... دیدن ادامه » هنرنمایی جناب پیروزفر در ماتریوشکا افتادم،هیچ چیزی نمیشه گفت،،،،باید و باید و باید دید.

ریتم حساب شده و با شرایط تند و کند میشد
کارگردانی منظم
یک دکور خیلی ساده
نور پردازی خوب

خسته نباشید به عوامل این تئاتر
10/8/5
ممنون دوست عزیز
ژانر کار اقتباسی ذکر شده که دقیق مشخص نیست. شما بفرمایید ژانرش چیه و آیا از اون دست تاترهای پوچ گرایانه است که تلخه و مدام حرف از مردن و بدبختی می زنه؟
۳۱ تیر
ممنون میترا جان :)
۰۱ مرداد
با کلمه به کلمه جملاتت موافقم عزیزدل
۰۱ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میترا
درباره نمایش ریچارد i

من یک هیولا نیستم
من یکی ام مثل همه شماها
این شما بودید که از من یک جانی،
یک دیکتاتور ساختید
و حالا دارید به دست پرورده خودتون نگاه میکنید.
خانم ها
آقایان
ما همگی دستامون تا مرفق آلودست....................