تیوال نمایش مشق شب
S3 : 11:34:27
امکان خرید پایان یافته
  ۲۵ شهریور تا ۲۲ مهر
  ۱۷:۰۰ و ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: امیر نجفی
: رضا محمدخانی، نیکان راست‌قلم، علیرضا حق‌پرست، سمیرا نجاری، علی چاقوچی، یگانه رجبی، برسام نوری، مرتضی یوسفی

: موسسه هنری مهرسان
: سارا بهرامی، مهدی اسدی
: پوریا اخوان
: محمدرضا رحمتی
: پویا نوروزی
: امیر نجفی
: مهدی آشنا
: حامد رسول‌آبادی
خانواده ای برای خوردن شام سال تحویل دور یک میز جمع شده اند

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش مشق شب / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» اجراهای ویژه "مشق شب" در روزهای پایانی

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
همیاری عزیز
برنامتون برای تمدید مشق شب چیه؟
شاهین این را خواند
sedreh، گلبرگ کامروز(گافکا)، ماهرو رستمی، نرگس، Samira و محمد شمالی این را دوست دارند
موافقم
۲۸ مهر
ایشالا تمدید میکنن ماها مشق شب ندیده از دنیا نریم
مثل لانچر 5 و پنجاه پنجاه که تمدید شد
۲۸ مهر
اگه تمدید شه منم واقعا خوشحال میشم ببینمش.
۰۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چگونه اثر هنری آرتیستی از دوران رنسانس ساخته شد.
اینجور
سپهر و میترا این را خواندند
لیلا مظاهری و Captain این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیدوارم تمدید بشه
لیلى شجاعى این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون از تمامی عوامل نمایش ، بسیار لذت بردم و در صحنه های پایانی واقعا مو به تنم سیخ شد !!
دمتون گرم !!

پ.ن : تشکر از تمامی افرادی که نقد و تحلیل هاشونو تو نظرات مینویسن تا افرادی مثل من نمایش رو بهتر درک کنن !!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی یه نفر میگه “باید” احساس می‌کنم داره بهم بی‌احترامی می‌کنه.
شاید دوباره ببینمت؛
بایــد دوباره ببینمت
خسته نباشید به تمامی عوامل کار
از دیشب تا الان ذهنم درگیره نمایش
و صحنه آخرنمایش ،دلم میخواست مثل فیلم بزنم قبل و چندین بار تماشا کنم .
و درگیر این دور باطل شدن ،و ترس از اینکه درآینده نزدیک فردی با چنین عقده و ناکامی ها بخواد امور به دست بگیره
برای هممون طلب آگاهی میکنم
صحنه آخر نمایش واقعا عالی بود.
۱۷ مهر
دقیقا عالی بود
۱۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروپاشی یک خانواده یا سقوط نظامی سلطه گر
از بین رفتن قدرت پدری مستبد یا رهبری دیکتاتور
انقلاب توسط فرزندان خانواده یا امیدان یک کشور
ارتباط پدر یا رهبری فاشیسم و بچه های عقده ای
عقده های فرویدی در بستر استبداد و سرکوب
خانواده یا نظام حکومتی
فاشیسم ، دیکتاتوری و محکوم شدن به سقوط و فروپاشی
سرنوشت و پدر آسمانی
اراده و اختیار و آزادی یا مشق تکلیف شده
رهایی و آزادی یا مرگ و تن سپردن
در انتظار آقای همسایه یا پدر آسمانی

مشق شب میتونه همه اینها باشه میتونه هم هیچ کدوم نباشه ، فضای ابسوردی که آدم های مدرن درونش گیر افتادن و راه نجاتی ندارن و از بیرون هیچ کمکی بهشون نمیرسن ( حتی در انتظار آقای همسایه هم باشند )
آدم هایی که اسیر تکرار و دور باطل شدند ، آدم های بیهوده با کارهای بیهوده در واقع آدم های مدرن
شخصیت پردازی های درست و نسبت های درست بین اعضای خانواده مثلا رابطه پدر زورگو و پسر بزرگ یا رابطه اش با دختر کوچیکش که کاملا روانکاوانه و دقیق بود
ایده ... دیدن ادامه » بسیار جذاب و دوست داشتنی ( مخصوصا ایده آقای کت و شلواری ) ، طراحی صحنه و لباس و نور عالی، بازی های خوب ، کارگردانی خوب
فقط به نظرم با توجه به طراحی صحنه جذاب و تقسیم شدن بدن بازیگرها به دو قسمت بالا تنه و پایین تنه و اینکه مخاطب همزمان در حال دیدن ۲ تابلو جذاب بود، میشد از پاها و قسمت پایینی هم بیشتر استفاده کرد و باهاش کارهایی کرد ( حتی میشد یک شکل بشن از لحاظ لباس یا حرکات پا و .....)
در مجموع عالی و درخشان و جذاب ❤️
یکی از بهترین نقدهایی که راجع‌به این نمایش خوندم.
۱۴ مهر
جناب مرادی بزگوار دست مریزاد، حق مطلب رو به خوبی ادا کردید. بسیار لذت بردم از نقد شما
۲۳ مهر
سپاسگزارم خانم حسینی بزرگوار
۲۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مشق شب رو امشب دیدم و الحق که این همه تعریفی که از آن شده بود به‌جا بود. چقدر خوبه دیدن این دست کارهای شسته‌رفته و قوی اما بی‌ادعا و به‌اصطلاح دانشجویی که انگار روح اصلی تئاتر رو بیشتر میشه در اون حس کرد. بی‌هیاهو و بی‌تکلف اما تکان‌دهنده و میخکوب‌کننده و البته تفکربرانگیز. متن عالی (به خصوص پایان‌بندی شاهکار)، بازی‌ها تقریبا بی‌نقص (پدر و دختر و پسر کوچک عالی‌اند) ، دکوری که کمابیش بسنده است با نورپردازی خوب و در نهایت کارگردان و نویسنده‌ای باهوش و بااستعداد و قطعاً خوش‌آتیه که امید است در آینده باز هم کارهایی به همین خوبی از ایشان ببینیم.
* یک تشکر ویژه از تمام دوستانی که به تفصیل و با نگاهی موشکافانه و دقیق در اینجا نوشته‌اند. خواندنشان را واگذار کرده بودم به بعد از دیدن نمایش. بسیار بسیار سپاسگزارم. لذت و درک این نمایش را برای منی ... دیدن ادامه » که صرفاً یک تماشاگر علاقه‌مندم دوچندان کردید و از تک تک نوشته‌هایتان آموختم.
احسنت به این متن و این کارگردانی

پ.ن : یکی از راه های اعمال قدرت که توسط قدرت های نامشروع استفاده می شود، اسارت زبانی است، اسم های زیبا گذاشتن بر روی اتفاقاتی که اگر آن اسم ها نباشند ما به گونه ای دیگر آن ها را می بینیم و درک می کنیم.
استعاره پدر مهربان (و تنبیه گر) یکی از همین ها است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای اهل ایران اگر تو از نشئه آزادیت وحقوق انسانیت خبر دار می بودی به اینگونه عبودیت و به اینگونه رذالت متحمل نمیگشتی طالب علم شده مجمعها بنا مینمودی وسایل اتفاق را دریافت میکردی، تو در عدد و استطاعت به مراتب از دیسپوت زیادتری ، برای تو فقط یکدلی و یک جهتی لازم است ، اگر این حالت یعنی اتفاق به تو میسر می شد برای خود فکری میکردی و خود را از عقاید پوچ و ظلم دیسپوت نجات میدادی .( میرزا فتحعلی اخوند زاده ، مگتوبات ، حدود ۱۸۰ سال پیش )
نمیدونم چرا وقتی اجرا رو دیدم یاد این مطلب افتادم ، دریغا که هنوز بعد از ۱۸۰ سال ...
حتی خودمونم نمیتونیم کاری برای نجات خودمون بکنیم...
میترا و فرناز نوروزی این را خواندند
زهره مقدم، حمیدرضا مرادی، سپهر و امیر عسگرزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خدا نیاورد آن روز را که ساده بمیرم
که خسته باشم و در بستر اوفتاده بمیرم

خدا نیاورد آن روز را که در سر پیری
پس از اجابت نفرین خانواده بمیرم

تمام زندگیم بی افاده بوده مگر نه؟
دعا کنید همین طور بی افاده بمیرم

دعا کنید که دستان راهی سفرم را
به روی شانه ی آزاده ای نهاده بمیرم

به دوش بار امانت، پیاده آمده بودم
سواره ها بگذارید، تا پیاده بمیرم

به ... دیدن ادامه » جبر آمدم و زندگی سوارم اگر شد
جسارتا بگذارید با اراده بمیرم

نه در میانه ی قصری نه پای غربت کوهی
نه مثل شاه، نه مثل امام زاده بمیرم

خودم برای خودم مرگ بهتری بگزینم
به یاد دوست بنوشم کنار باده بمیرم

نشسته ام به قراری به پای چوبه ی داری
نشسته ام که به هنگام ایستاده بمیرم


#محمد_سلمانی
چرا تو این اجرا رو انقد دوست داشتی؟! :)
۱۰ مهر
سپهر ننگ بر تو
۱۰ مهر
باز هنگامه‌ی نام و ننگ است
راه بر ما تنگ است
یک نفر می‌افتد
یک نفر می‌شکند
می‌گریزد یک تن
یک نفر اما با پرچم جان می‌ماند
یک نفر هست که باز
نغمه‌ی خونین را
در تمام شبِ ما می‌خواند
عمر ... دیدن ادامه » من ( عمر بی حاصل من )
گرچه کوتاه تر از آهِ من است
هم در این نیم نفس
آنکه می خواند و می ماند
همراهِ من است


#سیاوش_کسرایی
۱۱ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمامِ اجرا یه طرف، صحنه‌ی آخرش یه طرف... صحنه‌ی آخر رو خیلی دوست داشتم.
وسطای اجرا شک کردم که نویسنده ایرانی بود یا نه! خوشحالم از ظهورِ این نویسنده‌های جوان و خلاق.
در کل اجرا رو دوست داشتم، به نظرم میتونست کمی بهتر و پخته‌تر هم باشه. ولی با توجه به اینکه از این گروه اجرای اولی بود که من دیدم، راضی بودم ازشون.

موسیقیِ صحنه آخر رو کسی میشناسه؟

(خانومی که ردیف سوم نشسته بودی، لطفاً اگر خوراکی هم میخوای بخوری توی سالن، از قبل خوراکیتو از کیسه‌ی نایلونیش در بیار که وسطِ اجرا انقدر صدا نده! اگرم وسط اجرا یادت افتاد، لطفاً وقتی یه بار از کیسه خوراکیتو در آوردی، دوباره جمعش نکن!!! چون پنج دقیقه بعد دوباره لازمت میشه! چه کاریه آخه؟ وسط اجرا به خودم قول دادم بودم که بعد از تموم شدن نمایش حتماً اینو براش توضیح بدم. ولی صحنه‌ی آخر رو اونقدری دوست داشتم ... دیدن ادامه » که به کل از یادم رفت. اگر خودش یا همراهش اینجا هستن، لطفاً برای اجراهای بعدی این نکته رو رعایت کنن.)
سر و صدا کردن ؟؟؟ اون هم وسط این اجرا ؟؟
من روی صندلیم انقدر سعی کردم تکون نخورم که صدا نده ، خشک شدم . بعد صدای کیسه ؟؟؟؟؟
۰۹ مهر
نه بابا نمیشه که همش تذکر داد، خدا صبرت بده، صدای نایلون خیلی رو مخه
چندروز پیش یه آقایی کنار من نشسته بودن، یه بطری آب دستشون بود، فک کنم قطره قطره میخوردن، کلا شمارشش از دستم در رفت، هربار در بطریو باز میکردن میبردن لبشون بعد دوباره در بطریو محکم میبستن... ... دیدن ادامه » دوباره دو دیقه بعد....
البته خداییش سر صدا خیلی نداشت، ولی بعد نمایش نموندن بپرسم داداش این بطریه جادویی چیزیه؟ چرا تموم نمیشه پس این لامصب؟؟؟ :))))
۰۹ مهر
یادم افتاد خودمم که چند ماه پیش سرما خورده بودم، کار همین آقا رو انجام میدادم و قطره قطره آب میخوردم... وگرنه اگر سرفه ام میگرفت، دیگه ول نمیکرد! شاید این بنده خدا هم مشکلی داشته. :) ولی بازم خوبه که سر و صدا و مزاحمتی نداشتن. :) بعضیا هستن که نفس کشیدنشونم ... دیدن ادامه » صدا داره :)))))
۱۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه جوری دلتون میاد با پدری به این نازنینی اینجوری برخود کنین آخه؟!
برا همتون متاسفم
بخصوص دختر کوچولوی بی لیاقتِ بابا
---

خیلی خوب بود
چسبید
مرتضی جان یه چیزی بگم؟؟؟

نمیدونم چرا من انقد پست های شما رو دوست دارم؟!
خیلی متفاوت، بانمک، جالب و در عین حال مختصر مفید مینویسید..خلاصه خوندنتون به من کیف میده..
گفتم بگم..:))
۰۹ مهر
ممنون آقای سوری
انقدر راضی بودم که دلم نمیخواست کلامی با کسی حرف بزنم مبادا از ذهن ام خارج بشه اون صحنه و دیالوگ ها
لذت همرا با ترس از آینده در وجودام بود
۱۷ مهر
خداروشکر :) خوشحالم که دوست داشتین
۱۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"بر بساطی که بساطی نیست" دورم از چشم خریداران
چترهایم روی دستم ماند؛ "داروگ کی می رسد باران؟"
"گفت و گو از پاک و ناپاک است" مغزها را شستشو دادند
حاجتی دیگر به باران نیست؛ خوش به اقبال زمین خواران
"باید استاد و فرود آمد" جملگی گفتیم و لغریدیم
پله پله تا ته دوزخ ، هم نجیبان هم گنهکاران
"دستش از گل چشمش از خورشید" هیچ وقت اما نمی آید
چون تمام جاده را بسته ست راه بندان گرفتاران


" #مریم_جعفری_آذرمانی "
متن برام گًنگ بود
اگه بعد از اجرا با دوستانی که کارو دیدن صحبت نمیکردم ، خیلی سوال بی جواب برام میموند،
البته هنوز هم سوال هایی هست.
به جز متن که به نظرم جای پرداخت بیشتر داره ، بقیه قسمت های کارو دوست داشتم،(بازی ها، طراحی لباس، دکور، نور، موسیقی).


3ستاره از 5 ستاره

همه یه دیکتاتور درون دارن!




ممنون از نمایش خوب و جذابتون
میترا این را خواند
فرزاد جعفریان، celine، سپهر، مریم اسدی و امیر عسگرزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه محترم همیاری ممنون می‌شم اگر بگید که روزهای جدید رو برای هفتهٔ آینده کی باز می‌کنید.
میترا، شاهین و سپهر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هنر پای رفتنه، حتی اگه همه دست و پاشون خواب رفته باشه.
هنره که بهت قدرت می‌ده، حتی اگه کوتوله باشی.
هنره که بهت نشون می‌ده سیاهی کجاست و بهت جرأت و جسارت می‌ده که رنگ سفیدت و از جیبت در بیاری بپاشی روی سیاهی‌ها.
میترا و س محمدی این را خواندند
سپهر، مریم اسدی، فرزاد جعفریان، آدنا، نیلوفر ثانی، سیدمهدی و شاهین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میدونی؟
آدمهایی که روزگار رو
پیش بینی می کنند
کسایی هستند که
زیاد ازش زخم خوردند
به خاطر همین
خیلی خوب آینده رو
ترسیم می کنند

درست مثل روز اول
با چیدمان دقیق
همه چیز رو سر جاشون
نقاشی می کنند
حادثه ها سر موقع
شادی های به جا
خنده ... دیدن ادامه » های از ته دل
باید و شاید ها

میدونی؟
جنس این جور آدمها
دیوونگی و سیاه دل
هیچ وقت نبوده و نیست
فقط انقدر چرخ خوردند توی روزگار
که آدم شناسی شون خوب شده
می تونند از تلخ های جلوگیری کنند
یا به شادی های پیش بینی نشده
نزدیکت کنند

سلام شیرین
خداحافظی تلخ
اشک های زیر بارون
نرسیدن های سخت
همه رو بازم برات نقش می زنند
طرح هاش رو رنگ می کنند
که بشناسی اطرافت رو
نیش نخوری از کاذب های سیاه
تو پوست سپیدی آه و دم های ریا.

میدونی؟


#مجتبی