تیوال فیلم شبی که ماه کامل شد
S3 : 23:20:26
: نرگس آبیار
: نرگس آبیار، مرتضی اصفهانی
: الناز شاکردوست، هوتن شکیبا، فرشته صدرعرفایی، شبنم مقدمی، پدرام شریفی، فرید سجادی حسینی، امین میری، بانیپال شومون، آرمین رحیمیان
: محمدحسین قاسمی
: سامان لطفیان
: مهدی صالح کرمانی
: ایمان امیداوری
: محمدرضا شجاعی
: حمید نجفی‌راد
: آرش قاسمی
: مسعود سخاوت‌دوست
وایت دختر جوانی از مناطق جنوب شهر تهران هست که درگیر عشق جوانی شهرستانی می‌شود و این در حالی است که دختر به دلایلی مجبور به مهاجرت از ایران است که در این مسیر برادرش با او همراه می‌شود، اما در میانه راه اتفاقاتی برای آن‌ها رقم می‌خورد.

گزارش تصویری تیوال از اکران مردمی فیلم شبی که ماه کامل شد در پردیس کورش و پردیس آزادی / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم شبی که ماه کامل شد / عکاس: آرمین احمری

... دیدن همه عکس ها »

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
Faatemehh
از زمان پخش در جشنواره منتظر اکران عمومی بودم تا بلاخره دیشب و با اصرار زیاد به همسر به تماشا رفتیم...بسیار فیلم خوش ساخت با فیلمبراری جذاب و سکانس های عاشقانه زیبا و در مقابل سکانس های خشونت آمیز ...تقابل زیبایی رو در فیلم رقم زده بود...با اینکه از داستان مطلع بودم و فیلم اصلی سر بریدن شهاب رو در دوران دبیرستان دیده بودم و دو هفته ای حالم دگرگون بود، ولی زمان پخش این سکانس تپش قلب گرفتم.(فکر میکردم بزرگ شدم و دیگه حالم بد نمیشه...بماند که تاصبح خواب های آشفته دیدم..ولی گویا اتفاقات سرچشمه گرفته از خوی حیوانی بزرگ و کوچک نمیشناسد).برایم بسیار جای سواله که چرا این داستان واقعی رو انقدر تحریف کردن...دلیل سر بریدن شهاب این نبود...شهاب رو به دلیل امتناع از بمب گذاری کشتن..و میدونست که قراره کشته بشه...فائزه به جز شهاب 6حواهر و برادر دیگه داشته..و اینکه عبدالحمید ... دیدن ادامه » رو بسیار انسان موجه نشون دادن..در صورتیکه طبق گفته های مادر فائزه اینطور نبوده..دلیل این همه داستان سرایی از یک داستان واقعی رو متوجه نمیشم...
امیر مسعود، رضا غیوری و پ.ر این را خواندند
برای منم خیلی جاهاش سوال برانگیز بود و خیلی جاهاش هم به نظرم اغراق میومد، که البته یه مقدار حق میدم چون فیلم هم باید المان های جذاب کردن داستان رو داشته باشه..مثلا اینکه عبدالحمید عاشق دلخسته ی فائزه بود به نظرم یه کم مبالغه آمیز میومد ولی خب بازم واقعیتو ... دیدن ادامه » نمیدونم.
ولی بعد از فیلم که سرچ کردم دیدم خیلی تفاوتا تو واقعیت وجود داشته، مثلا همون اقای ناپدری فائزه تو مصاحبه ش گفته بوده ک عبدالحمید با تهدید خواسته که زنش و بچه هاش برن پاکستان پیشش و اگه نفرستنشون کل خانواده رو میکشه و برادر فائزه هم رفته بوده اونا رو لب مرز برسونه که خودش رو هم گرفتن و بردن...
۲ روز پیش، جمعه
خطر اسپویل فیلم!!!ببینید یک به دلایل مسائل امنیتی و دو به دلیل اینکه بازمانده های اون واقعه هنوز زنده هستند نمی تونستند همه واقعه رو دقیق نشون بدن(مثلا گویا مادر عبدالحمید خیلی آدم مهربونی نبوده و موافق کارهای پسرش بوده ولی باتوجه به اینکه الان در قید ... دیدن ادامه » حیاته و یکی از دوقلوها پیش اونه برای اینکه مشکلی براش پیش نیاد مجبورشدن شخصیت مادر رو متفاوت نشون بدن) و دلیل سوم هم جذابیت های سینمایی.تغییر دادن داستان به دلیل جذابیت ایجاد کردن کاریه که تو همه جای دنیا انجام میشه.مثلا فیلم آرگو کاملا پایانش با واقعیت تناقض داره.ولی برای ایجاد جذابیت استرسی به مخاطب وارد کردند که تمام نیروهای امنیتی دنبال گروگان های سفارت آمریکا در ایران دویدند تا پرواز حرکت کنه.همه مخاطب ها نصف قشنگی فیلم رو به همین تیکه می دونستند.اما بعدا مشخص شد که درواقعیت اصلا این طور نبوده و اون افراد بدون هیچ مشکلی از آسمان ایران پرواز کردند و بدون هیچ استرسی.همه اینا رو برای میخکوب کردن مخاطب وارد داستان کردند که یکی از ترفندهای سینمایی محسوب میشه.یا مثلا من یه فیلم دیدم درباره یه اتفاق واقعی در المپیک که بعدا فهمیدم پنجاه درصد فیلم دروغ بوده.این چیزیه که همه جای دنیا ازش استفاده می کنند.ولی در مورد دلیل پاکستان رفتن موافقم که اگر همون دلیل واقعی رو نشون می دادند داستان جذاب تر و معقول تر میشد.
دیروز
آره منم موافقم، به جز دلیلی که شیرین عزیز گفت درباره یه سری مراعات ها راجع به شخصیت های زنده، فکر میکنم درصد خیلی زیادی از داستان سرایی ها صرفا المان فیلمی و ایجاد جذابیت بوده، از جمله نشون دادن عشق عبدالحمید و فائزه اونم انقد آتشین :)) البته هنوز این بخش ... دیدن ادامه » عشقشونو اصلا خبر ندارم که چقدرش اغراق بوده.
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از اوایل خرداد منتظر اکران شبی که ماه کامل شد بودم.
با دیدن تیزرهای فیلم توی اینستاگرام، موضوع برام خیلی جالب شد.
اینکه کسی جرات به خرج بده و به سراغ ساخت فیلمی با این سوژه رفته برام خیلی قابل تقدیر بود.
قبل از اکران فیلم، به طور کامل و دقیق راجع به زندگی و تمام زوایا ماجرا توی اینترنت خوندم.
مصاحبه های ریگی ها رو دیدم، صحنه رویارویی عبدالحمید با مادرزنش، ماجرای ازدواج و ....
تا اینکه بالاخره
همون اولین روزهای اکران
در یک شبی که ماه کامل نبود به تماشای فیلم شبی که ماه کامل بود نشستیم.
با وجود اینکه می دونستم چه سرنوشتی در انتظار ستاره های فیلم هستش، نمی تونم بگم با چه حالی از سینما اومدم بیرون.
در یک کلمه متلاشی.
اینکه واقعاً چه اتفاقی میفته که یه نفر که انقدر عاشق بوده، به پرتگاهی می رسه که عشقش رو خودش می کشه. آخه مگه میشه؟
برای رسیدن به یه نفر تلاش کنی، بعد خودت نابودش کنی.
تا دو شب اصلاً نمی تونستم حتی درست بخوابم و تمام لحظه های فیلم و صحنه های واقعی از مصاحبه های عبدالحمید حالمو دگرگون می کرد.
تو سینمای ایران کمتر فیلمی داریم که دو ساعت باشه چه برسه به اینکه بیشتر از دو ساعت بشه. ولی توی فیلم شبی که ماه کامل شد، اصلاً این دو ساعت رو حس نمی کنی.
صحنه های بازار پاکستان رو خیلی عالی درآورده بودن.
بازی ... دیدن ادامه » تمام بازیگرهای فیلم رو دوست داشتم.
شخصیت پردازی ها عالی بود. به قدری همه تو نقش خودشون کامل و بدون نقص بودن که کار قضاوت خیلی سخت می شد. مثلاً توی صحنه ای که عبدالمالک دور آتیش، صحبت می کرد، طوری بود که آدم به اطرافیانش حق می داد که مسخ رفتار و حرفاش بشن. یا تو صحنه آخر که عبدالحمید می خواست فائزه رو بکشه و گیر کرده بود، حتی ممکن بود که دلت براش بسوزه.
شبی که ماه کامل شد رو دلم می خواد بارها و بارها ببینم ولی نه الان.
شاید یکم دیگه
که از این التهاب درونی کاسته بشه.
من واقعا دلم برای عبدالحمید سوخت
برای همه ی قربانی های این حادثه
نه فقط قربانی های مقتول
حتی قربانی های قاتل
تلاش خانم آبیار برای نشون دادن دوراهی ای که عبدالحمید توش بود و انگار تا لحظه ی آخر نمی دونست درست و غلط چیه، برام قابل احترام بود...
کاش ما...
انتخاب ... دیدن ادامه » درست رو بکنیم
۴ روز پیش، چهارشنبه
واقعا که کاش آدم بتونه انتخاب درست بکنه نه انتخابی که اون لحظه به نظرش درسته.
صحنه آخر فیلم خیلی تکوندهنده بود.
اولش که عبدالحمید تفنگش رو میذاره پشت در اتاق و هنوز امید داره که زنش رو می تونه داشته باشه ولی وقتی میفهمه زنش دیگه همه چی رو فهمیده و عشق ... دیدن ادامه » اونو از دست داده ...
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
البته در واقعیت دلیل به پاکستان رفتن این دو نفر چیزی که در فیلم نشان داده شده نبود. بلکه حمید به دستور برادرش در واقعیت بدون اطلاع دادن به خانواده فائزه یک روز که خونه نبودن همه وسایل رو جمع می کنه و بی خبر به همراه فائزه میرن پاکستان.کاش در فیلم هم همین رو نشون می دادند.چون در فیلم دلیل به پاکستان رفتن و اصرار فائزه به رفتن خیلی برای مخاطب ملموس نیست و همه میگفتند که اینا می تونستند در امنیت کامل در تهران زندگی کنند و مالک هم نمی تونست بیاد تهران.اما به هرحال لذت بردم از تمام دوساعت و ربع این فیلم
نیلوفر ثانی، لی لی، Negin Fooladi و سپهر این را خواندند
فاطمه دُرامامی و سیما لواسانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرچقدر هم که ضد این فیلم در اینستاگرام تبلیغ کنند و انگ سفارشی بودن به این فیلم بزنند من باز هم موافق نیستم.گویی دوستان فقط یک کلمه سفارشی را یاد گرفته اند و مدام تکرارش می کنند بدون اینکه معنایش را بدانند. این فیلم یکی از فیلم های مورد علاقه منه. بازی های عالی کارگردانی درست سکانس ها موسیقی زیبا و داستانی که به طور مداوم تو را با خودت همراه می کند. البته که بعضی ایراد ها هم به فیلم وارده.مثل نحوه فیلم برداری بعضی از سکانس ها و یا سکانس فراری دادن فائزه از بیمارستان که می تونست کامل حذف بشه.چرا که خیلی غیرقابل باور بود که فائزه بگه نمیام و مأمور هم بگه چشم. اما به غیر از این یکی دو ایراد, من این فیلم خیلی رو دوست دارم. غم موجود در داستان, عشقی که می تونست خیلی دوست داشتنی ادامه پیدا کنه تا آخر ولی..., حسرت خوردن برای از دست رفتن این عشق ,خارج شدن از فضای ... دیدن ادامه » آپارتمانی بیشتر فیلم های سینمایی ایرانی و همه و همه.حتی به نظرم خشونت نشان داده شده در فیلم هم به اندازه بود و اصلا صحنه های دلخراش رو از نزدیک نشون نمیداد.آفرین به همه عوامل فیلم.از بازی هوتن شکیبا و فرشته صدر عرفایی خیلی لذت بردم.آرمین رحیمیان پدرام شریفی شبنم مقدمی و امین میری در نقش دایی نورالدین هم خیلی بازی های خوبی داشتند که کمتر ازشون اسم برده میشه.در مورد الناز شاکردوست نمیگم که بد بود.ولی به نظرم بازیگرایی مثل گلاره عباسی و یا لیلا زارع بهتر می تونستند این نقش رو در بیارند.به نظرم الناز شاکردوست در خفگی بهتر از اینجا بازی کرد.
کاملا با شما موافقم. تغییر فضای فیلم واقعا جذاب بود. من بدون هیچ پیش زمینه ای از داستان، فیلم رو در جشنواره دیدم و فک میکنم الان که خیلیا میدونن داستان فیلم چیه، شاید تماشاش به آن اندازه که برای من جذاب بود، نباشه.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
من قبل از دیدن فیلم داستان عبدالحمید و فائزه رو می دونستم.ولی شنیدن کی بود مانند دیدن؟ درسته مستند نبود.ولی دیدن صحنه های بازسازی شده از یک ماجرای واقعی حداقل برای من یکی که داستان رو می دونستم که از جذابیت فیلم کم نکرد.و به نظرم دلیلش هنر کارگردانی در ... دیدن ادامه » به تصویر کشیدن صحنه ها و بازی عالی بازیگران بود.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
خیلی خوبه که اینطور بوده. منم مجدد باید ببینم که درست تر نظر بدم.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از اولین ساخته «نرگس آبیار» ۶ سال می گذرد؛ او اما بیشتر از ۶ سال در روند کارگردانی اش رشد کرده است.

اولین فیلم او را (اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیکترند) اگر چه به سختی می شد تا آخر تحمل کرد اما انگار آشنایی آبیار با «محمدحسین قاسمی»، هم فیلم هایش را متحول کرد و هم زندگی اش را. تهیه کننده ای که بعدها با هم زوجی هنری تشکیل دادند و پس از «شیار ۱۴۳»، «نفس» و «شبی که ماه کامل شد» را ساختند.

نام «مرتضی اصفهانی» هم از جمله ویژگی های «شبی که ماه کامل شد» است. کسی که در نویسندگی «امکان مینا» (فیلم کمال تبریزی درباره منافقین) نقش داشت و به محمدحسین مهدویان در ماجرای نیمروز، مشاوره اطلاعاتی و امنیتی داد. این نام اگر چه به احتمال زیاد، مستعار است اما بی شک عامل اطلاعات ناب و دست اولی است که از زندگی عبدالمالک ریگی در فیلم «شبی که ماه کامل شد» دیده ... دیدن ادامه » می شود.

آبیار در «شبی که ماه کامل شد» فاصله ایمنی خود را با «عبدالمالک ریگی» حفظ می کند و به خوبی از مسیر زندگی خصوصی برادرش، به شخصیت او نقب می زند. عبدالحمید، یکی از برادران عبدالمالک است؛ با ویژگی هایی کاملاً متناقض. او عاشق دختری قمی و ساکن تهران می شود تا پیرنگ داستان شکل بگیرد. او و همسرش در ادامه زندگی با حوادثی روبرو می شوند که اگر در تیتراژ ابتدایی فیلم نمی نوشتند «این فیلم بر اساس داستانی واقعی است»؛ نمی شد آنها را باور و هضم کرد.

الناز شاکردوست (در نقش فائزه منصوری، همسر عبدالحمید) پس از بازی در رسوایی (مسعود دهنمکی) چند فیلم دیگر هم بازی کرد اما هیچکدام از آنها، جریان ساز و ماندگار نبودند. او اما امسال با «شبی که ماه کامل شد» بار دیگر خود را به عنوان بازیگری که از شکست های حرفه ای اش درس گرفته و در مسیر تبدیل شدن به یک ستاره واقعی قرار گرفته، معرفی می کند. شاکردوست همانقدر که در دلبری‌های ابتدای فیلم موفق است، از پس درد و رنج ها هم برمی ‌آید و تحیر و غم را در لایه های زیرپوستی بازی اش ارائه می کند.

به همان اندازه که انتخاب الناز شاکردوست و «فرشته صدر عرفایی» (در نقش غمناز، مادر عبدالمالک) حرفه ای و بی نقص است، می توان به برخی انتخاب های دیگر اشکال گرفت.

آبیار در وجوه مردانه «شبی که ماه کامل شد» مانند سکانس های اکشن و پر جنب و جوش فیلمش حتی بهتر از همکاران مردش ظاهر می شود به طوری که باور دکوپاژ دقیق و نفسگیر سکانس تعقیب و گریز کمین نیروهای ایرانی از یک کارگردان زن، سخت می نمایاند.

«شبی که ماه کامل شد» با زمان حدود دو ساعت و نیم اش بی شک برای اکران عمومی به نسخه ای کم حجم تر نیاز دارد و باید صبر کرد و دید که آن نسخه، نمونه ای جذاب تر می شود یا نه...
به به
چقدر تکان دهنده و خوب بود
تاثیر یه ایدئولوژی مرگ پرست اینجاست که مثل چرک های یه زخم قدیمی میاد بیرون و خودش رو نشون میده
فیلم خوبی بود
باری ها درخشان بود
و ای وای
وای از مردمی که سیاه پوش شدن از شر بلای افراط
افراطی که خانمان سوز شد
بلای جان شد
و چه قربانی های کوچک و بزرگی که در این راه از دست رفت، میرود و همچنان خواهد رفت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

فکر نمی کردم فیلم نرگس آبیار انقدر درست حسابی ساخته شده باشه،روند داستان به خوبی پرداخته شده و بازی های خوبی گرفته شده.تغییر رفتار یک فرد عاشق و رویایی با مسموم کردن ذهن به نام ایدئولوژی از مهمترین محوریت های فیلم بود که انصافا نرگس آبیار از پس اون براومده بود.
و من گریه کردم برای فائزه ها و تمام کسانی که در خاورمیانه عشقشان بوی سیاست میگیرد و ایدئولوژی و ترور و...

یه جمله ی قشنگ داشت که حدودی تو ذهنم مونده:
بلوچ ریگی نیست،بلوچ همون آدمهایی هستن که تو چادر برای مهمان تنها دارایی گوسفند متعلق به خانواده رو تقدیم میکنن.
لعنت به زندگی
که علاوه بر عشق،
حتی تو را از تو می گیرد.
متاسفم و دلخون از سرگذشت تمام فائزه ها و شهاب ها.
۱۸ خرداد
فیلم خوش ساختی بود قبول اما واقعا این همه جایزه حقش نبود !
۱۹ خرداد
این رو همون موقع هم نوشتم،یه کار هر چقدر خوب لزومی نداره انقدر جایزه بگیره.این باعث میشه باقی کارها دیده نشه. قبول دارم حرف شما رو
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جدای بازی هوتن شکیبا که نتونستم هیچ جای دلم جاش بدم، فیلم فوق العاده ای بود.
یعنی بازی شاکر دوست و تو دلت جا دادی؟!
دیروز
اقای عبداالهی: مخصوصا وقتی که بازی دو نقش اصلی کارو با سایر بازیگران کار مقایسه میکنی، با اینکه قطعا دستمزد خیلی پایین تری گرفتند و شهرت کمتری دارند متاسفانه، اما کیفیت بازی به مراتب بهتری داشتند و اینجاست که آدم دلش میسوزه.

۱۳ ساعت پیش
دقیقا
خانم صدرعرفایی که اصن ای جاااانم..فوق‌العاده..و دقیقا بقیه هم کلییی بهتر بودن
۱۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم تاثیرگذاری بود. از همه بیشتر بازی ها شگفت انگیز بودن. طراحی لباس و صحنه واقعن مناسب و کمک کننده بود. فقط واقعن دوست داشتم به کارگردان های ایرانی بگم که دوربین روی دست لزوما به جذابیت فیلم یا هیجان دادن بیشتر یا اصلا هرچی کمک زیادی نمیکنه؛ فقط باعث سرگیجه ی مخاطب میشه. تا یه حدی استفاده ازش بد نیست ولی نه برای تمام طول فیلم ! :) و اینکه بعضی جاها نیمی از دیالوگ ها به خاطر همزمان صحبت کردن بازیگرا اصلا فهمیده نمیشد. این هم اصلا دلیلش رو نفهمیدم.
در کل کاش سعی نکنیم که "فیلم" شبیه "مستند" شه.
یه نکته اخر هم اینکه باید توی پوستر نوشته می شد یا به هر نحوی به مردم اطلاع داده می شد که فیلم در این حد اکسپلیسیت هست و صحنه های ازاردهنده داره. بعضی از بزرگسال ها هم بعضا طاقت دیدن همچین صحنه هایی رو ندارن. کاش بیشتر در این زمینه اطلاع رسانی می شد( ... دیدن ادامه » نه فقط در حد نوشتن محدوده سنی مناسب).
جمله دوم رو حذف کنید کااااامل موافق می‌شم :) :چشمک
۱۸ خرداد
اگه منظورتون به بازی هاست که بازی هوتن شکیبا حداقل خیلی تاثیرگذار بود :))
۱۸ خرداد
دقیقا همون بازی‌ها منظورم بود :))
خیلی خوبه که دوس داشتید بازی‌ها رو
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو جشنواره دیده بودم و واقعا شگفت زده شدم و حیرت کردم از دیدن این فیلم قوی و حرفه ای از خانم آبیار , اما حالا تو اکران عمومی وقتی دوباره دیدم , احساس کردم که ضرباهنگ کند فیلم واقعا آزاردهنده ست و موسیقی فیلم واقعا جای کار بیشتری داره .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در اکران دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس فیلم رو دیدم. ممنون از عوامل که به دانشگاه اومدن و مرسی از خانم آبیار عزیز برای ساختن این فیلم خوب.
به نظرم فیلم به دلیل اینکه براساس یه داستان واقعی ساخته شده بود، بسیار بسیار تکان دهنده بود...
عوامل همگی خسته نباشن. ایشالا اکران عمومی خوبی داشته باشید.
حمیدرضا مرادی، یاسمن و Negin Fooladi این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
+ فیلمی پخته، پرکشش و همراه با بازیهای عالی 5/5
به جز نیمه ابتدایی که ریتم فیلم کمی کند و مستندگونه هست، نیمه دوم شاهد فیلمی هیجانی و درام با خط داستانی منسجم و پرکشش هستیم.
به نظرم با توجه به اینکه در سینمای ایران اغلب فیلمها دیالوگ محور، با لوکیشنهای محدود و عموماً داخلی هستند، ساخته شدن فیلمهایی مثل "شبی که..." رو باید غنیمت بدونیم.
فیلمنامه منسجم و پرکشش و شخصیت پردازی ها بسیار خوب بود. شیوه فیلمبرداری هم که فضای فیلم رو به مستند نزدیکتر می کرد هم برای من جذاب بود. بازی همه بازیگران به ویژه آقای شکیبا و خانم شاکردوست خیلی درخشان و باورپذیر بود.
نکته دیگه ای که فیلم رو برای من جذابتر کرد واقعی بودن داستان و همینطور پایان غیر منتظره ش بود.
- شاید تنها نکته منفی فیلم ریتم کند نیمه ابتدایی بود.

* در پایان باید بگم این فیلم یکی از فیلمای خوب ... دیدن ادامه » سینمای ایران و بهترین اثر خانم آبیار تا این زمان هست و امیدوارم جوری که درخورش هست مورد تقدیر و اقبال داوران جشنواره قرار بگیره.

پ. ن. کاش برای فیلم درجه سنی لحاظ شه چون دوز خشونت تا حدودی بالاست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم این فیلم سر و شکل دار تر از فیلمی های قبلی آبیار بود و همچنین تداوم جاه طلبی او در کار در لوکشینهای متفاوت را نشان میدهد. از لحاظ قصه گویی ملات بیشتری از اکثر فیلمهای جشنواره در اختیار دارد. بار دیگر مهارت آبیار در بازیگری و انتخاب خاص بازیگرها نمود دارد. لحظات هیجان انگیز هم در طول فیلم با تدوین خوب گسترش پیدا کرده و با وجود طولانی بودن کمتر خسته کننده است.
اما چند ایراد قابل ملاحظه فیلم را به غنایی که باید نمی رساند. فیلمبرداری فیلم واقعا اذیت کننده و زیادی پر تلاطم است و عمده نماها نزدیک و مدیوم شات است که به لحاظ تصویری یک جور حقنه سازی دراماتیک از سوی فیلمساز به نظر میاید در حالی که خود قصه به اندازه زیادی تراژیک است و البته در یک سوم ابتدای فیلم که فضا آرام است این تکانها چندان منطقی هم ندارد. گروه تروریستی هویت ویژه ای پیدا نمیکند ... دیدن ادامه » و اهداف و انگیزه هایش از لحاظ روایی آن چنان که لازم است منعکس نمیشود یه جور ترکیبی است از طالبان و داعش و قاچاقچیان مرزی هر چند پرداخت آبیار نسبت به حاتمی کیا در "به وقت شام" بهتر و اقناع کننده تر است. در روایت قصه برخی از نقاط کلیدی که در عزیمت داستان از فضایی عاشقانه به فضایی خشن و تروریستی مهم است چندان پرداخته نشده مثلا فضای عاشقانه فیلم باید آنقدر تاثیر کذار باشد که پیامدهای تراژیک این عشق بهتر منعکس شود اما در فیلم این عشق به خصوص از طرف دختر آنچنان دیده نمیشود که بعد تبدیلش به ترس و نفرت تاثیر بیشتری بگذارد. سیر تغییر در منش کاراکتر عبدلحمید از جوانی آرام و متفاوت از خانواده اش به عضوی از گروه تروریستی با کاستی هایی هراه است که این با کنار هم قراردادن وضعیت ابتدایی او و بعد وضعیت او در زمان حضور در پاکستان بیشتر خودش را نشان میدهد و عمده دلیلی که از تغییر او مطرح میشود در ارادت و احترام به برادر تروریستش و عقایدش است که این سوال ایجاد میکند که پس موقعیت ابتدایی به او به عنوان فروشنده معمولی یک مغازه از چه تفکری حاصل میشود و چرا را در آن برهه که او اسیری عشقی هم نشده بود به گروه برادران تروریستش نپیوسته؟ و چرا باید حضور موقتی او در پاکستان شروع همکاری با برادرانش باشد در حالی که میتوانست خیلی زودتر و قبل از ازدواج صورت بگیرد در واقع تفاوت اساسی او با برادرانش در موقعیت ابتدایی درام جا نمیافتد که تحولش تاثیری جدی تری بگذارد.

در مجموع این فیلم نشان می دهد آبیار همچنان بیشتر علاقمند به آراستن ظاهری فیلمهایش به فضاهای اگزجره عاطفی و احساسی است اما در نسبت با فیلمی چون شیار 143 پخته تر عمل میکند.
منظورتون از فضای اگزجره عاطفی را متوجه نمیشم.علاوه بر اون ورای ساخت و تولید فیلم که در سینمای ایران قابل توجه است، پیام اثر از نظر من ارزش بالایی دارد.
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
منظور یه جور فضای سنگین احساسی است که بیشتر در پوسته فیلم حاضر است که بسط درونی اش کمتر است.
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینکه یه فیلم ایرانی بیشتر از ۲ ساعت باشه و گذر زمان اذیتت نکنه خودش یه موفقیته
به نظر من بهترین فیلم خانم ابیاره این فیلم
بازیا و کارگردانی درسته موضوع هم برای من پر کشش بود واقعا
الناز شاکردوست لآقل نامزد میشه احتمالا
قطعا الناز شاکردوست کاندیدای سیمرغ خواهد شد
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
و صد البته بازی خوب هوتن شکیبا و ارمین رحیمیان که اولین تجربه بازیگریش بود.
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
با همه دوستان موافقم
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند دقیقه اول فیلمو طاقت بیارین تا کسالت تماشای فیلم مستند بر شما مستولی نشه؛ بعدش بشینین و توو دلتون آفرین بگین به این کارگردان کاردرست.
باسلام این فیلم را ساعت 23 پنجشنبه در سالن بسیار با عظمت استارا تماشا کردم که اگر فردا جمعه نبود نمیدانم چگونه باید روز را شروع میکردم بسیار پراکشن با اتفاقات زیاد ونگران کننده با صدای بسیار بلند مخصوصا در اواخرفیلم که کلافه کننده وفراری دهنده بود. فیلم صحنه های بسیار لطیف عاشقانه مخصوصا با چشمهای بسیار زیبای هنرپیشه زن که اواخر فیلم تغییر ماهییت داد که درست هم بود بخاطر مصایبی که کشید وبرخورذهای بسیار لطیف خانوادگی که مال ایرانیها است شروع ودر یک ساعت اخر که با خوشنت بود شامل همسر کشی برادر کشی وپدر کشی بودبپایان رسید در صورتیکه استدلالهای اقای ریگی برای پیروانش برای اینکه ذارای چنیین عزمی شوند توسط فیلمساز بسیار ساده بیان گردیده بود محیط جنوب ایران بسیار زیبا نمایش داده شده بود همچنین محیط مرکز شهر پاکستان خیلی خوب وطبیعی بودواضح بود ... دیدن ادامه » کارگردان خانم فیلم که انهمه عشق ولطافت زندگی را نمیتوانست با انهمه خشونت یک گروه بنیاد گرای طالبانی کنار هم بگذارد با فرقهایی ادم بیاد فیلم بوقت شام میافتاد وفیلم را با اینکه بشدت پرهیز شده بود که فیلمی تبلیغاتی باشد ولی این مقوله به ذهن متبادر میگردید من حیث المجموع جسارت این خانم برای بنمایش گذاشتن چنیین موضوعی ستودنیس خوب شد که فردای انشب جمعه بود ممنون ازموضوعی که خوب پرورانده نشد و ممنون از انهمه صحنه های لطیف بی همتا
حمیدرضا مرادی، نیلوفر و navidjahan این را خواندند
سپهر امیدوار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا فیلم فوق العاده ای بود . کارگردانی قوی و جسورانه ی خانم آبیار واقعا باورنکردنی بود . تمام عوامل فیلم لایق نامزدشدن و دریافت سیمرغ بودند ولی ای کاش النازشاکردوست می تونست کمی قوی تر بازی کنه و روی شخصیتی که بازی می کرد بیشتر پرداخت و کار میشد. در کل واقعا فراتر از انتظار بود که یک کارگردان زن بتونه همچین فیلم سنگینی بسازه ... حتما ببینید.
آقا این یعنی چی که یک کارگردان زن بتونه یا نتونه همچین فیلمی بسازه؟؟؟؟
من البته نه فیمینیستم نه خوشم میاد نه طرفدارشون هستم الزاما
اما این جمله واقعا جمله بدی بود
۱۱ بهمن ۱۳۹۷
به نظرم بهترین فیلم آبیار بود
کار خوب و قابل قبولی ساخته
در مورد شاکردوست هم کاملا موافقم
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
دوستان کسی بلیت این فیلم رو داره دو عدد؟
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید