تیوال دانلود فیلم و سریال
S3 : 16:06:43
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
۲ روز پیش، دوشنبه
محمد عسگری، آقای سوبژه (محمد لهاک) و پریچهر ژیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنلاین دیدمش و با تمام لحظاتش زندگی کردم. از همه هنرها این موسیقی بود که بعد از انقلاب مدتها حتی به شکل کجدار و مریز هم اجازه هنرنمایی نداشت.داستانهای غم انگیزی مثل دادن مجوز حمل ساز یا شکستن ساز تنها لحظاتی اجازه طرح درین مستند پیدا کرد.فیلمها و عکسهای ناب,فصل بندی اتفاقات برپایه گوشه های موسیقی ایرانی و دنبال کردن یک موضوع خاص بی حشو و زوائد ویژگی قابل تامل این مستند ارزشمند بود.
از کدوم سایت آنلاین دیدین؟
۳ روز پیش، یکشنبه
خانم فرمانفرمائی
هم از سایت تیوال و هم از سایت هاشور میتونید بلیطش رو تهیه کنید و از هاشور به صورت آنلاین مشاهده کنید این لذت ناب رو
۳ روز پیش، یکشنبه
خیلی خیلی ممنونم آقای سعادتی راد.
۳ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ارغوان
درباره مستند بزم رزم i
...... اشک های بی صدا .......
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه حمایتی
چه تبلیغی
چه پشتوانه مالی‌ای
به نظرم اینجا اسم سرمایه‌گذارای کار رو بنویسید بهتره..همه تا حدی هم می‌فهمن با چه کاری طرفن

آقای عباسی‌زاده عزیز (که واقعا نمی‌دونم چرا نوشتن شما تهیه‌کننده کار هستید، اینش که سؤاله واقعا)، چون سریال ترسناکه که نباید هرررررر المانی از فیلم و سریال ترسناک می‌شناسید بردارید بی‌مقدمه همه رو تو قسمت اول کار بیارید که همه ترغیب شن مثلا..مثلا تصویر بسته چاقوی آشپزخونه بدون هر گونه اقتضای متن واقعا احساس می‌کنید کار درست و منطقی‌ایه؟؟
بازی‌ها چرا انقد بد و مصنوعی‌ان؟؟ وجود نقش مردی که قیافه‌اش بیشتر شبیه حضرت یوسف ه تا کاراکتری با یه گذشته مبهم، به نظرتون ایده خوبیه؟؟
تنها سکانس خوب کار، سکانس داخل خونه دکتر، توی اتاق دخترش بود..
به طرف، آخرِ قسمت اول زنگ زدن، دوربین به طرز کاملا تابلویی صفحه گوشی ... دیدن ادامه » رو می‌گیره که روشنه و روی صفحه اصلی ه و تماسی هم برقرار نیست!! این حجم از بی‌دقتی عجیبه!
قسمت اول که اصلا نه کیفیت و نه جهت متنی مناسبی داشت با این همه هزینه که مشخصه شده براش..حیف پولی که نمی‌ره سمت یه سری جوونِ بادغدغه با ایده‌های خوب :(
آقای روزبهانی رو اومدید با این همه سابقه و مهارت استفاده کردید ولی چه فایده وقتی بقیه جاها لنگ می‌زنه؟؟ جلوه‌های ویژه به تنهایی راهگشاست؟؟

بی‌زحمت اسم آهنگساز کار رو هم اضافه کنید، آقای آریا عظیمی‌نژاد، که واقعا کارشون عالی بود و از معدود نقاطِ قوتِ کار بود.
محدودیت، خلاقیت به ارمغان نیاورده پس اینجا؟ درسته؟
فروش و فکرِ فروش بیشتر؟
۲۶ دی
محدودیتی در کار نیس دوست عزیز، اقلا از دید بنده
هرچی خواستن بوده و خرج کردن و فقط سعی کردن جلوه داشته باشه
۲۶ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سید حامد حسینیان، محمد عسگری و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"بزم رزم" عزیز به صورت آنلاین اکران شده.
به نظرم خرید بلیط و دعوت از دوستان و آشنایان به دیدنش یکی از بهترین هدایایی میتونه باشه که آدم میتونه به عزیزانش اهدا کنه.
حداقل برای من که اینطور بوده
یاد ندارم به فردی دیدن این مستند رو توصیه کرده باشم و بهم نگفته باشه که دوست داره دوباره و دوباره اون رو ببینه.
فیلمی که فکر نمیکنم هیچوقت برای من تموم بشه, مصداق عینی معجزه سینما ...

حق دارید اگر فکر کنید و بیان کنید که نظر من بسیار اغراق آمیز نگارش شده

ولی ازتون خواهش میکنم این لذت وصف نشدنی رو از خودتون و کسانی که دوستشون دارید دریغ نکنید ...
بهزاد هندی
درباره فیلم پرویز i
نمایش و تحلیل فیلم پرویز با حضور کارگردان
هم زمان با افتتاح سینما تک پانتئون
چهارشنبه 19 دی ساعت 16 الی 20
خیابان استاد نجات الهی- نبش ورشو-سالن حافظ-خانه اندیشمندان علوم انسانی
ورود برای علاقه مندان آزاد است
تحلیل قبل از فیلم هستش یا بعد از فیلم؟ اطلاع دارید؟
۱۸ دی
اکران ساعت 16
نقد و تحلیل ساعت 18
۱۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار رو دوست داشتم با وجود اینکه شاید کمی هم شبیه به مستند بزم رزم بود. ولی باز هم برایم لذتبخش بود.
پیشنهاد میکنم حتما ببینید و از دستش ندهید.
مرتضی سوری، بابک و امیر این را خواندند
آذرمهر و بامداد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این الان چجوریه؟؟ یعنی آنلاین استریم قانونی؟
بلیط گرفتنش چرا تعداد داره؟ یعنی هربار استریم کنی می‌شه یه بلیط؟
Ali این را خواند
درود بر شما
جناب عبداللهی گرامی، بله هر بلیت برای یکبار مشاهده فیلم است.
با سپاس
۱۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسسه فرهنگی هنری کارنامه اعلام کرد

فیلم "چهارراه استانبول" کاندیدای دریافت جایزه مدال خورشیدی در چهارمین سال اهدای این جایزه معتبر هنری برای برترین طراحی صحنه سال سینما شد.
مراسم جایزه مدال خورشیدی که با همت موسسه کارنامه و همراهی دانشگاه تهران برگزار می شود، هر سال برترین طراحی صحنه در تئاتر، سینما و سریال را معرفی می کند.

مراسم این دوره روز پنجشنبه 29 آذرماه 97 ساعت 19 در نگارخانه پردیس هنرهای زیبای داشنگاه تهران برگزار خواهد شد و حضور برای عموم علاقمندان تئاتر بخصوص دانشجویان ازاد است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسسه فرهنگی هنری کارنامه اعلام کرد

فیلم "به وقت شام" کاندیدای دریافت جایزه مدال خورشیدی در چهارمین سال اهدای این جایزه معتبر هنری برای برترین طراحی صحنه سال سینما شد.
مراسم جایزه مدال خورشیدی که با همت موسسه کارنامه و همراهی دانشگاه تهران برگزار می شود، هر سال برترین طراحی صحنه در تئاتر، سینما و سریال را معرفی می کند.

مراسم این دوره روز پنجشنبه 29 آذرماه 97 ساعت 19 در نگارخانه پردیس هنرهای زیبای داشنگاه تهران برگزار خواهد شد و حضور برای عموم علاقمندان تئاتر بخصوص دانشجویان ازاد است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از بهترین های سینمای ایران
چقدددر دوسش دارم ..
۲۸ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهار راه استانبول: "ساختمان پلاسکو" موجی که نباید سوارش شد!
هوشنگ گلمکانی عزیز در یاداشتی ضمن تاکید بر پختگی کارگردان و تیم بازیگری این فیلم نوشت: "جدا از همه ی نقاط قوت فیلم، نکته مهم این اتفاق، سرعت حرفه ای فیلم ساز در واکنش به حادثه ی ساختمان پلاسکو می باشد که بازتاب های اجتماعی فراوان داشته است"! به عقیده من، این امر دقیقا نه تنها نقطه قوت فیلم و تیم حرفه ای آن نبود بلکه نقطه ضعف بزرگ فیلم و پاشنه آشیل آن برای افتادن در ورطه ای است که من مخاطب را بعد از دیدن فیلم وا میدارد تا از خودم بپرسم: خوب که چی؟ کارگردان به راستی دنبال چه چیز بود؟ چه دغدغه ای را می خواست مطرح کند؟ تیزرهای تبلیغاتی و تصاویر و مصاحبه هایی که قبل از اکران عمومی فیلم و یا در هنگام تولید از فیلم منتشر می شد، تمام ذهن من مخاطب را می برد سمت اتفاق ساختمان پلاسکو. اتفاقی ... دیدن ادامه » بی نهایت دردناک، مهیب، دلهره آور، سخت و غیر قابل باور. وقتی ساختمان پلاسکو ریخت، انگار همه ی دستاورد های نوستالوژک یک نسل زیر ندانم کاری ها و تصمیم گیری های اشتباه دست اندرکاران اداره این کشور در یکی از قدیمی ترین چهار راه های معروف تهران فروریخت و به تلی از خاکستر مبدل شد! ساختمانی که تمام امکانات کشور برای سر و سامان دادن به آن بسیج شد. از شهردار تهران تا معاون اول رئیس جمهور! از بلندترین مقام های مملکتی گرفته تا ارتش و سپاه و بسیج نیروهای امداد گر و ....
پوشش خبری و اتفاقات پیرامونی آن، شاید در تاریخ رسانه ای ایران واقعا بی نظیر باشد. به این داستان باید قصه دردناک جانفشانی مردانی را که دلاورانه برای اطفای حریق و کمک به همنوعانشان از جان خود دست کشیدند را نیز اضافه کرد . موضوعی که به خودی خود، نه تنها می تواند دست مایه ی فیلمی بزرگ و درخور ستایش شود بلکه حتما می بایست این کار انجام پذیرد تا نسل های بعد، رشادت های این مردان بزرگ را از خاطر نبرند و هدیه ای کوچک باشد برای روح آن دلاوران بزرگ. اتفاقی که گمان می کردم در چهارراه استانبول، کیایی عزیز در حال ساختن آن است. اما دقیقا این رسالت را نه کارگردان برای خود قائل بود و نه زمان مناسبی برای این موضوع! اما دقیقا موجی بود که می شد روی آن سوار شد و گیشه ی مناسبی را بدست آورد. به عقیده من تیم اقتصادی فیلم تصمیم خوبی گرفته بودند. سوار شدن بر موج خبری ای که پیرامون این اتفاق افتاده بود در نگاه اول می توانست محرک خوبی برای جلب مخاطب داشته باشد. هوشمندی کارگردان و به قول آقای گلمکانی "سرعت حرفه ای فیلمساز" وی را به ورطه ای انداخت که در آن، سوژه ای به این مهمی و عظمت را نابود کرد. فیلنامه ی ضعیف و داستانی بی محتوا پر از شعار و دیالوگ هایی که سعی می کرد داستان را با قفل و بسط به هم پیوند بدهد، به همراه بازیگری های شلوغ و کاملا متوسط و انبوه موضوعاتی که مخاطب را بمباران می کرد. فیلم دقیقا مخاطب را سر چهار راهی بی مقصد قرار می داد که نمی دانستی باید کدام طرف بروی و چه باید گیرت بیاید. یک مثال در مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک داریم که معمولا در کلاس های درسی مدیریت از آن استفاده می شود. می گویند "اگر ندانید کجا می خواهید بروید از هر طرف که بروید راه درست همان است!" و این دقیقا مثالی است که کیایی زیرک و هوشمند را نیز مصداق می شود. به عقیده من، چهار راه استانبول تکلیفش با خودش مشخص نیست. و این بی تکلیفی را می خواهد پشت جلوه های ویژه و زحمت قابل ستایش تیم طراحی و تدوین پنهان کند. غیر از این بخش و صحنه های ساختمان پلاسکو که در حد استاندارد های خوب و در خور توجه ساخته شده است، چهار راه استانبول هیچ چیز برای گفتن ندارد. فیلمی که هم در آن به موضوع مهاجرت نقب می زند، هم اقتصاد بیمار وارداتی را هشدار می دهد هم سنت های پدرسالارانه را می خواهد بکوباند، هم خیره سری و بی فکری های نسل جوان را دست مایه قرار دهد، هم گوشه ای به قمار، دزدی، خانه های تیمی، ثروت های یک شبه و استیصال از بی پولی زده و کپسول وار برای ما تعریف کند. با یک مشت دیالوگ های کلیشه ای که به بدترن شکل ممکن در تارپود فیلمنامه قرا گرفته است و باز هم به بدترین شکل ممکن بازی می شود! تکرار واژه ی" باد در دادن " در موقعیت های مختلف با کارکتر های مختلف هم می خواهد طنز کیایی گونه داستان را به قصه بیافزاید که بیشتر فضای داستان را سوی لودگی فیلم های این روز های سینمای ایران می کشاند. المانهایی نظیر آقای پوکر بازی که شبیه سیاوش قمیشی است و نام مستعار قمیشی را نیز برای خود انتخاب کرده است، انتخاب اسم فرنگیس برای همسر بهرام رادان و نشان دادن نام فرنگیس روی گوشی ای که افتاده است دست آقای شبه قمیشی!!!(شاید اشاره به اهنگ معروف فرنگیس سیاوش قمیشی) همه و همه فیلم را سمتی سقوطی آزاد رهنمون می سازد. به این بلبشوی اتفاق ها، آتش گرفتن گاز پیک نیکی در اواسط فیلم، زمانی که دختر در یکی از فروشگاهای ساختمان پلاسکو در حال گرم کردن خودش است ( اشاره به برخی از شایعات که آتش سوزی پلاسکو از گاز پیک نیکی شروع شده است) اس ام اس های از زیر زمین، احتمال داشتن زن دوم بهرام رادان و....را نیز به موضوعات فوق اضافه کنید که می کوشد بخش تعلیق و کاراگاه مابانه فیلم را زیاد کند. هنوز تمام نشده است! به همه ی این موارد پیام های اخلاقی فیلم را نیز باید افزود که با توجه به حادثه پلاسکو، خود را مسئول می داند که درباره آنها هم پلان هایی را ضبط کند! مردم دوربین به دست! ترافیک و ازدهام حوالی حادثه. این موارد هم (علی رقم اینکه خوب است بدان پرداخته شود) بسیار کلیشه ای و وصله ی ناجور در آمده است. به همه ی این ها هم باید بازی نه چندان بد مهدی پاکدل عزیز را نیز اضافه کرد که انگار همزمان هم در تنگه ی ابوقریب گردانش گیر افتاده است هم در ساختمان پلاسکو! مخصوصا داد های اغراق گونه "خدا خدایش" که خیلی من مخاطب را اذیت می کند.
در یک جمع بندی به عقیده من زیرکی کیایی برای انتخاب موضوع پلاسکو و عجله آن برای ساختن داستانی بی چفت و بسط، هم کیایی را از خودش دور ساخته است و هم موضوعی به این مهمی را به باد فنا داده است. ساختمان پلاسکو و حادثه آن، آنقدر بزرگ و دردناک هست، آنقدر دلاوری های آتش فشان های ما در آن شکوهمند و درخور ستایش هست که می طلبد فیلم سازان بزرگ کشورمان، نه با عجله، بلکه با طمانینه و در فضای خارج از گیشه و دغدغه های آن ، به آن بپردازند و یک فیلم ماندگار و درخورتحسین را رقم زنند. چهار راه استانبول ملغمه ای از همه چیز است که می خواست روی موج خبری پلاسکو سوار شود و گیشه بگیرد اما درد این حادثه آنقدر عمیق است که نه به کیایی و نه به هیچ کس دیگر اجازه چنین ریسکی را نخواهد داد اگر به همان اندازه، بزرگ نیاندیشند و بزرگ ننویسند و بزرگ عوامل فیلم را جمع نکنند. این موضوع باید باشکوه و بسیار باشکوه روی پرده سینما بیاید. بی شک آن زمان مخاطب هم گیشه خوبی را برای عوامل فیلم رقم خواهد زد.


با انتظار زیادی به دیدنش نشستم ولی به نظرم هیچی نداشت جز بازی‌های خوب احمد مهرانفر و شبنم محمدی و نوستالژی خوب حضور چند کودک سابق و معروف سینما و تلوزیون

4 از 10
چرا اقای جعفریان؟؟
البته من با انتظار زیادی به دیدنش نرفتم،شاید واسه همین خوشم اومد..یه جاهایی که ترکیدم از خنده:))))
۰۲ آذر
جناب جعفریان عزیز
با شما موافقم حتی در امتیاز
۰۲ آذر
اره دیگه.. از اون فیلما بود که نباید جدیش بگیرین..بعید میدونم خودش هم خودش رو مهم و دغدغه مند بدونه:))
پ.ن شبنم مقدمی:))
۰۲ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد کارامد
درباره فیلم زرد i
سطحی, شعاری, بی منطق , پیش پا افتاده, بدون تعلیق, قابل پیش بینی , بازیهای بد, کپی دست چندم , کارگردانی و فیلمبرداری ضعیف,,,
هر چقدر بچه های تئاتر در تلاش هستند تا با کمبود امکانات رو به جلو حرکت کنند این سینمایی ها با اون ستاره هاشون و با اون همه پول و تریبون و تسهیلات فقط و فقط یا فرصت سوزی میکنند یا مخاطب رو در حد پشمک حاج عبدالله حساب میکنند و دریق و درد و فریاد از یک اعتراض درست و درمون.
بخدا دیدن چهارتا فیلم اروپایی و آسیایی حتی سینمای مدرن هند انقدرها سخت نیست و کارگردان های عزیز به راحتی میتونن با دیدن اونها حداقل استاندارد فیلمسازی رو یاد بگیرن
من این فیلم رو دوست داشتم :)
۳۰ آبان
سرکار خانم عظیمی با احترام کامل به نظرتون, برای من از ابتدای فیلم آخرش مشخص بود و شاید این بخاطر فیلم دیدن افراطی من باشه اما از بازیهای بد و فیلم برداری مبتدی و دیالوگ های آبدوغ خیاری و بهرام رادان مثلا عاشق غیرمنطقی فیلم نمی تونم بگذرم مثلا شما رو به ... دیدن ادامه » بهرام رادان عاشق فیلم کنعان ارجاع میدم که مقایسه کنید اوج بازی زیر پوستی و منطق عشقیه یک عاشق قدیمی رو با این موجود آویزون توصیف شده در فیلم زرد
۰۳ آذر
بله ممنون :)
۰۳ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به یاد شهرزاد

شهرزاد : سلام
شیرین : بیا ! بیا جلو ! اومدی منو ببری پیش آقاجونم ؟
شهرزاد : کاش می تونستم این کارو بکنم ولی اینم مثل خیلی چیزای دیگه دست من نیست . نمی دونم حرفامو چقدر متوجه می شی الان ؟ ولی حسی منو امروز به اینجا کشوند که از وقتی فهمیدم این اتفاق ‌واست افتاده ، با منه . شیرین ! من و تو انتخاب نکرده بودیم که کنار هم قرار بگیریم . انتخاب ما نبود که بشیم عامل زجر و عذاب و کابوس های شبونه همدیگه . من لااقل طعم عشقو چشیده بودم وقتی اون اتفاقا افتاد ولی حالا فکر می کنم تو هم کم سختی نکشیدی . این وسط هر روی ما نقش قربانی و مظلوم به خودمون گرفتیم ، تو اینکه هر دو قربونی هستیم هیچ شکی نیست . ولی من اینجام چون به اینکه هر دو مظلومیم شک کردم . گیرم من باملاحظه تر . گیرم هیچ وقت در عمل سعی نکردم قضاوت کنم در حقت . ولی ته ته دلم منم یه جاهایی دوست داشتم یه ... دیدن ادامه » آبی بریزه رو اون آتیشی که اونجور داشت وجود منو می سوزوند . آتیشی که تو بعد از اون همه زخم خوردن ،هر روز و هر روز می ریختی تو جونم . تصمیم من نبود اون مرد دوست نداشته باشه تورو ولی راستش دلم آروم می شد از این که دوستت نداشت . این اذیتم می کنه . منو ببخش . اومدم که بهت بگم : هیچ وقت ، هیچ وقت نمی خواستم که تو اینجا باشی . نمی خواستم جایی باشم که دلم خنک شه از بغض کسی . چه تو شیرین . چه اون طفل مارگزیده قباد.
شیرین : بیا ! بیا جلو !
شهرزاد : شیرین !!!!!!!
شیرین : می کشمت ! کثافت ! می کشمت ! مگه نمی دونین من کیم ؟ من دختر بزرگ آقام .........
ستاره دهقانی ۱۳۹۷/۰۸/۲۴
*مریم*، محمد لهاک و امیر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمانه زارعی
درباره فیلم برف i
فیلم برف رو برای زمان خودش دوست داشتم.
قصه آدم های خاکستری که هر کدوم به تنهایی می تونستن دوست داشتنی باشند.
وقتی یه بدبختی میاد باقی بدبختی ها رو هم پشت سر خودش صدا می کنه.
یکی از فیلمهای کم سر و صدا و بی ادعای ایرانی که قطعا ارزش دیده شدن بیشتر رو داره
۲۳ آبان
دوست داشتنی بود
تنها ایرادش کوچیک بودنش بود
۲۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم سد معبر به زعم من فیلم خوب و قابل دفاعی هستش.
زوج حامد بهداد و باران کوثری درسته که تکراری بودن و بازی هر دوتاشون هم مثل بازی های قبلی ولی خوب از عهده فیلم براومدن.
بیچارگی و درماندگی که حامد بهداد نشون داد و این گیر کردنش بین اینکه روی اصول خودش پایبند بمونه و جاهایی که از زیر اصول خودش درمیره خیلی خوب بود.
بازی باران کوثری با وجود تکراری بودن ولی یه حرفای جدیدی هم داشت. بازی آرومتر نسبت به فیلمهای دیگه. اون حس سرکشی که خیلی جاهای فیلم کنترل شده بود رو دوست داشتم.
نمایش وضعیت نابسامان افرادی که توی این جامعه تو مشاغل مختلف دارن کار می کنند اونم افراد قراردادی که توی همه اداره ها هستن و باهاشون مثل عروسک خیمه شب بازی رفتار می شه خیلی برام قابل درک و لمس بود و کارگردان خیلی خوب نشون داده بود.
به هر حال من دوست داشتم.
امیر و محمد لهاک این را خواندند
علی جباری، سید حامد حسینیان و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از اون دسته فیلم هایی بود که من بعد از نیم ساعت سر درد گرفتم از اینکه چرا اینطوری شد.
از اون موقعیت ها بود که آدم به خودش می گفت:
اگه این کارو می کردم....
اگه این کارو نمی کردم...
از اون موقعیت ها که آدم همش خودشو سرزنش می کنه.
هم موضوع رو خیلی دوست داشتم. هم بازی بازیگران.
مخصوصاً گریم نگار جواهریان و حالت نگاه هاش و بازیش رو خیلی دوست داشتم.
رضا غیوری، وحید هوبخت، Samira و سپیده این را خواندند
امیر، محمد کارامد و محمدرضا اهورایی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چی این فیلم درجه یک بود.
موضوع جذاب و متفاوت
بازی های فوق العاده حتی توی نقش های کوچیک و فرعی
روایت فیلم عالی
پایان بندی فوق العاده
وقتی همه چی خوب به همدیگه جفت و جور می شه نتیجه رضایت بیش از حد تماشاگر میشه.
البته برای من فیلم ملال آوری بود
بازی خانم ادبی هم بشدت بد بود
۰۵ آبان
کاملا همینطوره. همین تفاوت سلیقه هاست که ژانرهای مختلف رو می سازه. :)
۰۵ آبان
رضایتمندی سلیقه ایی ست مخاطب ممکن است به زانرهای مختلف علاقه داشته باشد واز هر زانری تعدادی کار را بپسندد و تعدادی را کمتر بپسندد وتعدادی را اصلا نپسندد بعنوان مئال بنده با فیلمهای زانر ترسناک که دیالوگ های نامتعارف و بی ارزش دارند و مربوط به زندگیهای ... دیدن ادامه » نامتعارف در گذشته می باشند کمتر ارتباط برقرار میکنم که امری کاملا شخصی است.
۰۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روایت داستان به نظر ساده ست
ولی
آخر فیلم یعنی دقیقا ده دقیقه آخر یه غافلگیری خیلی متفاوت داره.
بازی ها خیلی خوب و قشنگ از آب دراومدن.
موضوع فیلم هم شاید ساده ست ولی جسورانه.
مریم زارعی، رضا غیوری، امیر و محمد لهاک این را خواندند
محمد کارامد و محمدرضا اهورایی این را دوست دارند
جزو فیلمهای متفاوت ایرانیه و قطعا ارزش دیدن داره
۰۵ آبان
اختیار دارید آقای کارامد.
بابت خوندن نظرتون ناراحت نشدم.
البته من قصدم محکوم کردن فرهادی نبود. خودم از زمان در شهر یکی از طرفداران پر و پا قرصش بودم و تا بعد از درباره الی هم همه فیلم هاشو خیلی خیلی زیاد دوست داشتم و دارم.
فیلم های بعدیش مثل جدایی نادر ... دیدن ادامه » از سیمین و فروشنده و ... هم خیلی دوست دارم به لحاظ موضوع و خوش ساخت بودن ولی باز گذاشتن انتهای فیلم با کلی علامت سوال رو دیگه نمی پسندم و البته این فقط نظر و سلیقه من هستش. من دیگه این سبک پایان فیلم رو دوست ندارم. حالا چه فرهادی باشه چه هر کس دیگه.
یه اتفاق بد دیگه هم که میفته اینه که همه فکر می کنند تا یه نفر توی هر حوزه ای، سینما، موسیقی، هنر و ... فرق نمی کنه، موفق می شه، همه باید همون مسیر موفقیت اون رو برن و راه جدید یا خلاقیت جدید رو امتحان نکنند. در مورد فرهادی چون خیلی آدم موفقی هستش همه راه اونو پیش گرفتن و سعی کردن به سبک اون فیلم بسازند.
۰۵ آبان
در مورد تقلید خیلی باهاتون موافقم و امیدوارم همیشه بیننده فیلمهای خوب باقی بمونید
۰۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای دانلود زیرنویس فارسی فیلم، سریال و انیمیشن به سایت ایران زیرنویس مراجعه کنید و بهترین و هماهنگ ترین زیرنویس های فارسی رو دانلود کنید http://iranzirnevis.com
بامداد این را دوست دارد
خیلی هم عالی
لطفن زیرنویس فیلمهای هندی ( کمدی ) هم اضافه کنید
ممنون :)
۲۱ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید