سالیان سال تو تیوال اسم این نمایش رو میدیدم اما هرگز به سمت دیدن هیچکدوم از اجراهاش کشیده نشدم، تا امشب. و خوشحالم که اولین اجرایی که از این نمایشنامه دیدم این اجرا بود.
ریتم خیلی خوبی داشت، و در طول مکالمات خواهرا چند جا واقعا حس کردم در دل داستانم، کارگردانی تمیز و تابلوهای بسیار خوب و چشمنواز
تنها مشکلم با کارگردانی بخشی بود که حتما هر پنج خواهر باید تک تک برمیگشتن و حتما یک دیالوگی میگفتن، در تئاترهای آموزشگاهی این قابل درکه چون میخوان به همه مساوی دیالوگ برسه اما اینجا واقعا تو ذوق میزد که دونه دونه برگردن بیان جلوی صحنه بگن و بعدی و بعدی و بعدی و بعدی.
استفاده از بازیگران فرم کاملا در خدمت و به نفع کار بود.
صحنه با نور سبز و قرمز و دو خواهر با آقا واقعااا فوقالعاده بود، خیلی خیلی لذت بردم.
کلا پنج خواهر بسیار خوب بازی کردن اما از خواهر بزرگ حس ۴۰ سالگی و خل وضعی نگرفتم، و خواهر خشکمذهبی که به سبب ندیدن عشق و نرسیدن به محبوب مثلا تلخ بود، از عسل هم
... دیدن ادامه ››
شیرین تر بود.
مجموعا بسیار لذت بردم، معمولا در اینستاگرامم تبلیغ تئاترهای خوب رو می کنم اما از جملههای جوونامون مردن تو داری تئاتر میبینی خسته شدم، سعی می کنم بجاش کلامی مبلغ این کار باشم.
پینوشت شخصی: سوم بهمن هزار و چهارصد و چهار با زهرا دیدم.