آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال Leon S. Kennedy | دیوار
S3 : 05:32:24 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
((مانستر))، دومین نمایشی بود که سه بار به تماشایش نشستم (سه یکشنبه ی پی در پی). صد افسوس که هر بار، سالن، تهی تر از پیش بود! کسی چه می داند؟ شاید گوریلِ وحشی و خطرناکِ توی پوستر، تماشاچی ها را ترسانده است...
ساعت و سالن اجرا به حد کافی دافعه دارند! البته به نظرم از پایان روان‌پریشانهٔ کار هم نباید غافل بود!
۲۸ بهمن ۱۳۹۸
آقای فدائی، برخلاف شما من هیچ مشکلی با پایانِ نمایش نداشتم. با توجه به این موضوع که ((ایزابل)) یک بیمارِ روانی دچارِ اسکیزوفرنی است و پافشاری های جاناتان برای خوردن قرص هایش هم بی نتیجه می ماند پایانِ نمایش، به هیچ وجه، غیرمنطقی و دور از انتظار نیست.
۲۹ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بِیب (خطاب به مَگی): ((فهمیدم چرا مامان اون گربه رو کنارِ خودش دار زد؛ چون از تنها مردن می ترسیده)).
بهترین کنسرتِ رسیتالِ پیانویی بود که تا به امشب دیده بودم؛ ((گوتلیب والیش)) قطعه ها را از بَر بود و بدونِ نوت می نواخت. از دیدِ من، او با کلاویه ها جادوگری می کرد.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
زیگفرید [خطاب به شاه]: ((پدر! پس کی تیغِ خنجرتان از ریختنِ خونِ بی گناهان سیراب می شود؟!))
شاه (با بازی مهران امام بخش) خطاب به زیگفرید (با بازی مجتبا شفیعی): ((جنگ، قمار با مرگ است)).
امیرمسعود فدائی و رضا تهوری این را خواندند
فرزاد جعفریان و مسعود حکم آبادی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حواله کردنِ همه چیز به بهار...!
کنسرت، دو بخش داشت که هر کدام دارای 6 قطعه بود؛ بخشِ نخست قطعه های کلاسیک و بخشِ دوم موسیقی فیلم. اجرای قطعه های کلاسیک عالی بود اما در بخشِ موسیقی فیلم، بر پرده ی بزرگی که روی سِن (پشتِ نوازندگان) قرار داشت، کلیپی از همان فیلمی که ارکستر شریف، مشغول نواختنِ موزیکِ متنش بود نمایش داده می شد که افزون بر یکسان نبودنِ کیفیتِ کلیپ ها، سببِ حواس پرتی تماشاگرها از خودِ ارکستر می شد.
از دیدِ من، اگر به جای کلیپ، تنها پوستر یا عکسی از فیلم نمایش داده می شد بس بود.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ایگور (با بازی ستاره پسیانی): ((درآوردن مرده از تو خاک، کارِ خیلی کثیفیه؛ حالا اگه بارونم بیاد، کثیف تَرم میشه)).
Leon S. Kennedy (johnconstantine86)
درباره نمایش شک i
((آیا شاهی که وزیر ندارد مُلکِ خود به تاراج نداده؟))
بهناز این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ستاره شناس (با بازی احمد ساعتچیان) خطاب به مور (با بازی غزاله رشیدی): ((یه ضرب المثلِ قدیمی ژاپنی هست که میگه زنبورها چهره های غمگین رو نیش می زنند)).
میترا، اصغر نوری و مجید این را خواندند
مریم اسدی، امیر مسعود، شهاب فرح بخش و mohammad sadat این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مرجان (با بازی طناز طباطبایی) خطاب به یوسف (با بازی میلاد کی مرام): ((اون خدایی که من رو باهاش معامله کردی خدا نیست؛ شیطانه)).
فاطمه ایزدپناه این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دُن پابلو (خطاب به ماریو): ((نکنه تو هم مثلِ جان وِینی* که وقتی راه می رفت نمی تونست آدامس بجود)).
--------------------------------
*John Wayne
ایوا (مهماندار با موهای تیره) خطاب به اینگا (مهماندار با موهای بلوند): ((تو ارتفاع ۳۱۰۰۰ پایی، هیچ چیز وجود نداره؛ نه هیچ آدمی و نه هیچ قایقی)).
ماشا (خطاب به مادرش): ((ازدواج انقدر آدم رو مشغول می کنه که دیگه فرصتی برای دوباره عاشق شدن پیدا نمی کنی)).
موریس (خطاب به ماشا): ((پیری، جسمِ آدم رو مچاله می کنه اما ناامیدی روحِ آدم رو مچاله می کنه و از بین می بره)).
آقای وکیل: ((وصیت نامه، یک ضرورتِ مزخرفه)).
امیر مسعود این را خواند
محمد لهاک (آقای سوبژه)، مریم اسدی و azi rezaei این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گویا (با بازی میترا حجار) خطاب به کشیش (با بازی نادر فلاح): ((من ترجیح میدم هنگامِ نقاشی به خدا فکر کنم تا تو کلیسا به نقاشی هام)).
عجب دیالوگ کپی شده ای! این جور بازی با کلمات توی نمایش "تکه های سنگین سرب" استفاده شد:

من ترجیح می دم به تو فکر کنم و تفنگ و لباس رزمم تنم باشه تا این که کنارت باشم و به تفنگ و لباس رزمم فکر کنم.
۲۲ تیر ۱۳۹۸
:)) پرچم سفید :))
۲۳ تیر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پُل (با بازی افشین هاشمی) خطاب به آلیس (با بازی لادن مستوفی): ((اگه همه ی زن و شوهر ها حقیقت رو به هم می گفتند دیگه حتا یه زوج هم روی زمین باقی نمی موند)).
خانم مددکار (با بازی پریناز ایزدیار) [خطاب به سرگرد نعمت جاهد (با بازی نوید محمدزاده)]: ((با مهربونی، جهنم ام میشه اداره کرد)).
ناصر خاکزاد (با بازی نوید محمد زاده) [خطاب به وکیل اش]: ((می دونی از چی می سوزم؟ قبلِ اینکه پلیس ها بریزن تو خونه م من مرده بودم. خودم ترتیبِ خودم رو داده بودم؛ یازده ورق قرص خورده بودم. از این می سوزم که اگه یه ساعت دیرتر رسیده بودن من، مرده بودم؛ اینا من رو زنده کردن که حالا خودشون بکُشن)).