تیوال فیلم سرخپوست
S2 : 23:20:54
: نیما جاویدی
: نوید محمدزاده، پریناز ایزدیار، مانی حقیقی، ستاره پسیانی، حبیب رضایی، آتیلا پسیانی
: مجید مطلبی
: هومن بهمنش
: ایرج شهزادی
: ایمان امیدواری
: محسن نصرالهی
: شیما میرحمیدی
: عماد خدابخش
: ایرج شهزادی
: امین کوشا
سال ۱۳۴۷ زندانی قدیمی در جنوب ایران به دلیل مجاورت با فرودگاه تازه تاسیس شهر در حال تخلیه است. رئیس زندان سرگرد نعمت جاهد به همراه مامورانش مشغول انتقال زندانیان به زندان جدید هستند تا اینکه...

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم سرخپوست / عکاس: آرمین احمری

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» پیروی از کلیشه های رایج داستانی


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
zahra a
سرخ پوست با وجود سوتی هایی که داشت اما در مجموع فیلم دوست داشتنی بود.
به طور کلی خوشحالم که رفتم و از دیدن فیلم لذت بردم البته به جز سکانس آخر که خیلی رو هوا بود و ذهن مخاطب رو با انبوهی از "آخه چراااا" ها و "چییییی شد آخه یهوووو" ها به امان خدا رها کرد.
سپیده و حمیدرضا مرادی این را خواندند
علی جباری، امیر مسعود و میرقاسمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جز حضور «مانی حقیقی» در این فیلم، به چه بخش دیگر آن می شود ایراد اساسی وارد کرد؟

«نیما جاویدی» در ۴۰ سالگی نشان داده به سطح قابل قبولی برای پیمودن سالهای بلوغ فیلمسازی اش رسیده است. او ۲۰ سال است پای دوربین ایستاده و ۵ سال پیش، اولین فیلمش را به داستانی اختصاص داد که به رغم پیچیدگی های محتوایی، فرمی ساده و آپارتمانی داشت. روند رو به رشد این کارگردان آتیه دار نشان می دهد، برای پله های بعدی، عجله نمی کند و همین صبوری است که بعد از ساخت یک آپارتمانی، به مرحله از پختگی رسیده که بیشتر از فُرم، توانش را برای فیلمنامه خرج کند.

«سرخ پوست» قبل از فرم، با محتوا، گره ها و تعلیق هایش، تماشاگر را به صندلی اش میخ می کند. «سرگرد نعمت جاهد» سالهاست ریاست زندانی را بر عهده دارد که حالا به خاطر سفر شهبانو، باید به باند فرودگاه همجوار اضافه شود. جاهد با تدبیر و ... دیدن ادامه » آرامش، زندانی ها و وسائل را به محل جدید می فرستد اما «احمد سیف» کشاورز ۳۵ ساله اهل کریم آباد، داستان اصلی فیلم را آغاز می کند.

سرخپوست درصد قابل توجهی از موفقیتش را مرهون انتخاب مناسب لوکیشن است. فضای زندان، ضمن همخوانی با معماری ایران در دوران پهلوی دوم، دست کارگردان را برای دکوپاژهای هوشمندانه باز کرده است. البته جاویدی برای استفاده از این فضا، دچار سردرگمی و افراط نمی شود.

«نوید محمدزاده» جز در صحنه های اکشن، بازی فوق العاده ای ندارد. اگر چه، دیدن بازیگری که پس از سالها نمایش و فیلم، حالا از لاک تک بعدی خود درآمده، برای هر تماشاگری جذاب است.

«پریناز ایزدیار» هم در سرخپوست، حضوری معمولی دارد اما از حضور نچسب و نابجای مانی حقیقی با هیچ توجیهی نمی‌توان گذشت!

«سرخپوست» اما بیش از هر چیزی ثابت می کند ساخت فیلم ژانری در سینمای ایران، به شرط داشتن فیلمنامه ای قوی، حتی در گستره محدود یک زندان هم امکان پذیر است. سرخپوست فیلمی برای روسفیدی جاویدی و البته بالا رفتن انتظار مخاطبان از ساخته های بعدی اوست...
منم این فیلم رو خیلی دوست داشتم و به نظرم فیلمیه که نشون می ده کارگردان رو به جلو حرکت کرده و واقعاً علت این هجم از انتقاد رو متوجه نمی شم.
دوستان ایراد گرفتن که مثلاً بچه در گوشش مادرش اگه چیز خاصی نگفته چرا مادره نگفته؟ در جواب می شه گفت چون بچه دستشوئی ... دیدن ادامه » داشته در گوشش مامانش این حرف رو گفته. یا اینکه چه طوری یه نفر تو زندانی که یه بچه هم میتونه درش رو باز کنه گیر کرده. فکر می کنم خیلی ها خیلی ساده براشون پیش اومده باشه پشت یه در با یه قفل مسخره گیر کرده باشن. مخصوصاً قدیم ها که در سرویس های بهداشتی دو طرفه بود و خیلی پاسخ های دیگه ولی گویا عده ای از دوستان با نگاه منتقدانه از همون اول به تماشای فیلم نشستن که باید گفت از خیلی از فیلم های هالیوودی هم می شه کلی ایراد درآورد.
میزانسن های فیلم، لوکیشن، موسیقی و خیلی چیزهای دیگه عالی بود.
مخصوصاً بازی نوید محمدزاده که بعد از ابد و یک روز و عصبانی نیستم، اینجا کمی وزن اضافه کرده و اون حالت عصبی و خشمگین رو از بین برده.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم کلا ایراد خالص فیلم نامه هستش . * این نقد شاید داستان را لو بدهد * اول از همه وقتی یک زندانی کمه توی زندان مقصد یعنی کسی متوجه نمیشه ؟ بعد از اون نوبت میرسه به عشق بین پریناز و نوید یعنی این همه وقت این دوتا همدیگه روندیده بودن؟ طرف مددکار زندانه حداقل هفنه ای دوبار میاد اونجا چطور تا الان ندیده بودن هم دیگر رو؟ سگ چوپان غورباقه پیدا میکنه تو ماشین لباسشویی بعد آدمی که قایم شده رو پیدا نمیکنه؟طرف رییس زندانه عوامل زندان هیچ احترامی واسش قائل نیستن. در سلولی که گیر میکنه رو بچه 6 ساله باز میکنه ولی آدم 40 ساله نمیتونه باز کنه ؟ بعدم اگه دختره تو گوش مادرش چیز خاصی نگفته چرا نمیگی پس ؟ جو الکی به داستان میدی . طرف رییس زندان همه کارکنان اونجان بعد در بسته میشه هیچ کس هم نیست دیگه؟؟؟از اون طرف نفر رییس کل شهربانی هستش میبینه همه دارن میدوند سمت در ... دیدن ادامه » زندان اصلا به هیچی مشکوک نمیشه دور میزنه میره . گاوه؟ تو کل فیلم برای کم شدن بودجه یک جعبه میوه نشکوندن یک تیر شلیک نکردن چرا اخه؟ مامور داره میاد وجب به وجب بگرده یک ذره هیجان نداره صحنه انگار اومده پارک.اخر فیلم هم که افتضاح اعظما بود . فقط این دیالوگ رو کم داشت : داداش ساک لباسات یادت رفت برات اوردم.
:)))))
منم یادمه اندازه شما حرص خوردم :)))
۱۹ خرداد
به نظر من جذابیت فیلم در فیلمبرداری و طرای صحنه عالی و البته کارگردانی اندازه و ریزه کاری ظریف تصویریست که البته ایرادات فیلمنامه آنقدری هم گفتید به چشم نمی آد جز پایانبندی خلق اساعه
۱۹ خرداد
بنظرم فیلمست لذت بخش با فضا سازی جالب توجه
نکات تاریک فیلم نامه مزاحمت قابل هضمی ست که موسیقی و بازی ها اونرو نمیپوشونه ولی به کارهای بعدی کارگردانش امیدوار میکنه.
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دیدنش لذت بردم،
چقدر نوید محمد زاده نقششو خوب بازی کرد.
وقتی میگیم یک تئاتر به معنای واقعی کلمه کارگردانی داره یعنی حضورش رو همه جا میبینی. این رو برای این گفتم چون تئاتر بین هستم . و این در مورد سینما هم کاملا صدق میکنه. سرخپوست به همین معنا کارگردانی داشت و ردپایی کارگردان همه جای اثر دیده میشد حتی در پایانبندی نه چندان درخورش. من تا ثانیه آخر فکر میکردم سیمرغ رو میگیره:)))
اتفاقا کاگردانیش خیلی دیدنی نبود ولی پایانش کاملا مفهومی درست بود!
۲۶ بهمن ۱۳۹۷
مفهومش چی بود؟
۱۹ خرداد
موافقم و فقط به نظرم پایان بندی کاملا در خورش که یه تعلیق بی نظیر عالی بود
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

طرح کلی داستان فیلم واقعا ناب و تازه و برای مخاطب جذاب بود . بازی ها و فیلمبرداری و طراحی صحنه و لباس و موسیقی هم خوب بود . این فیلم قابلیت این رو داشت که هیجان انگیزتر باشه و ای کاش فیلمنامه هم هوشمندانه تر نوشته میشد و کارگردانی قوی تری هم داشت . پایان بندی فیلم رو دوست نداشتم و به نظر من این فیلم یک نقص کلی داشت . در مجموع می تونم بگم که انتظار بیشتری از این فیلم داشتم .
به نظرم از خیلی لحاظ با فیلم جذاب و متفاوتی روبرو هستیم ، همین که عین دو ساعت بیننده مشتاق فیلم رو دنبال میکنه و محو داستان میشه یعنی کارگردان در ساختن فیلم موفق عمل کرده ، تو بازیها نوید محمدزاده به نظرم عالیه و نشون میده میتونه خارج از چهارچوب نقش های همیشگیش هم بدرخشه ولی پریناز ایزدیار حضور معمولی ای داره که شاید بخاطر پرداخت نامناسب نقشش باشه که بین رابطه عشقی و شغلی سردرگم مونده و درکل هم جای درخشش خاصی براش نگذاشته

اسپویل شدید و خفن فیلم ! ....... اسپویل شدید و خفن فیلم !

از نظر من همه چی فیلم عالی و تکمیله جز منطق پایانی ! معلوم نیست آقا سرهنگ تو اون شرایط وخیمش که بین رستگاری و انفصال از خدمت یه تار مو فاصله داره چرا و به چه انگیززه ای دومی رو انتخاب میکنه ؟ عشق و عاشقی یا متحول شدن روحی یا چی ؟ من هرجوری که فکر کردم و خودم رو جاش گذاشتم اونجا ... دیدن ادامه » که ممدکار خانم با ژیان میره تو در زندان ! بی شک دوتا چک ناقابل نثارش میکردم ! سرهنگ ! یعنی اونجا استارت تحولت رو زدی ؟! چرااا ؟؟! یا اصلن مددکار خانم تو اون شرایط آشفته چرا باید بره تو رخت شور خونه (فکر کنم ) با درو دیوار صحبت کنه جای عمو سرخپوست که عانی هم لو بره ؟ بعد اصلن اگه همونجا آقا سرخپوست میگفت من اینجام چه نقشه و داستانی برای فرارش داشت ؟؟ یاتو اون پایان مثلن قهرمانانه ! عمو راننده قاق بوده ؟! اون که فهمیده فراری رو هم با وسایل بار زده اشکالی نداره ؟ تازه اگه باور کنیم خود نگهبان ها انقدر قاق بودن که داداشمون رو تو اون گشتن خفن زندان زیر جا داری !! پیدا نکردن :)))
بعد اصلن آخرش چی میشه ؟ با این حرکت قهرمانانه ! مددکار خانم عاشق سرهنگ منفصل از خدمت میشه و سالهای سال بخوبی و خوشی باهم زندگی میکنن و مملک هم بی خیال عمو سرخپوست میشه و تامام ؟! من میخواستم فیلم به این خوبی بسازم داداشمون رو میگرفتم و تحول سرهنگ رو هم با پیگیری خفن طور بخشیدن و اثبات بی گناهیش با نفوذ بیشتر سرگرد مخصوصن با شغل جدیدش و اون شاهد هایی که بی خیال شهادتشون شده بودن نشون میدادم ، آقا ! قدرت رئیس شهربانی بیشتره یا یه کدخدای ده ؟! :)))
از دید من فیلم در انتها یا هدفش رو گم میکنه یا دست کم در پرداخت یک پایان شکیل مثل شروع و ادامه ش بسیار ناموفق میمونه

7 از 10 4 ستاره
ضعف فیلمنامه بیداد میکرد
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
آخ جون
دعوا :))
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
اخر فیلم رو اصلا دوست نداشتم یه چیزی تو مایه های بدون تاریخ بدون امضا بود ...واقعا هر کاری کردم نتونستم به مقام عالی رییس شهربانی شدن نه بگم ....
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حداقلش اینکه یک داستان جدید در ژانر معمایی دیدم و بلاخره نوید از زیر سایه نقش های فیلمای دیگه در اومده بود ، ولی نمیدونم چرا فیلمسازا تو پایان بندی فیلم ها اینقدر بد عمل کردند امسال !
در مجموع کار اقای جاویدی دوست داشتم هرچند که کارهای قبلی اصلا نپسندیدم.
و اینم بگم نوید و پریناز تا زوج هنری نکنند دست بردار نیستند :)))
شکوه حدادی، حمیدرضا مرادی، امیر و سپیده این را خواندند
یاسمن، فرزاد جعفریان و sirena این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب سرخ پوست رو دیدم، یه نکته خیلی مثبت راجع به موضوعش بود که بعد از دیدن حجم فیلم های ژانر اجتماعی حالا با رویکرد خانواده و اعتیاد و ‌‌‌‌‌‌...... یه ذره ذهنم باز شد از دیدن این فیلم و اینکه من به شخصه فیلم رو دوست داشتم ولی تحت تاثیر قرارم نداد و با اینکه بازم میگم دوسش داشتم تو ذهنم تحلیل فیلم ادامه دار نشد و بعد از دیدنش پایان رسید و خب شاید این مشکل منه ‌‌.
یکی دیگه از نکات مثبتش طراحی فوق العاده صحنه بود از نظرم، که من خیلی دوسش داشتم و همین طور فیلمبرداری
و از جمله نکات منفیش این بود که با این همه تلاش نقش اول مرد فیلم پایانش از دید من بی منطق بود، یا حداقل من تردیدی تو صحنه های قبل ندیدم از این شخصیت که بخواد همچین کاری بکنه و به نظرم میتونست پایان خلاقانه تری داشته باشه‌‌‌‌‌.
بازی نوید محمدزاده رو دوس داشتم ، پرینازم بدی نبود ولی شخصیتش ... دیدن ادامه » به نظرم درنیومده بود.
و یه نکته من فیلم قبلی جاویدی ( ملبورن ) رو هم موضوعش و دوست داشتم، این فیلم هم همچنین و گام رو به جلوی بزرگی بود ولی خارق العاده نبود، کما اینکه دوست بغل دستیم شاکی میگفت این همه تو صف بودیم این بود شوک سینمای ایران :))
با جمله ی آخرتون بسیار موافقم
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا پایان روز پنجم جشنواره به نظر من این بهترین فیلم جشنواره بوده و تنها فیلمی که حاضرم دوباره نگاه کنم , یه سوژه جدید و دوست داشتنی که در سینمای ایران نادره .این فیلم همه چیش تقریبا سر جاشه از کارگردانی حساب شده و فیلم برداری گرفته تا بازی جذاب بازیگران و موسیقی و ریتم مناسب فیلم
فیلم اول جاویدی را دوست نداشتم چون مشخص بود که روی موج آن روزهای سینما سوار بود و میخواست جلب توجه کنه بنابراین خیلی به این فیلم سرخپوست امیدوار نبودم هر چند میدانستم که لاقل از لحاظ ظاهری فیلم متفاوتی است اما بعد از تماشای فیلم حس خوبی دارم چون سرخپوست از معدود فیلمهاییست که تفاوت بصری اش در سطح فیلم نمی ماند از صحنه آرایی عبور میکند و آرام رام فضا و اتمسفر ویژه اش را میسازد. در عین حال روایت قصه هم با کشش خوبی جلو میرود و مخاطبی را که شاید در شروع با فضای فیلم و ظاهر کاراکتر محمد زاده احساس فاصله دارد با روایت پیش برنده و تعلیق زای خود همراه میکند.در این میان امتیاز اصلی فیلم استفاده ی موثر از ظرفیتهایی است که محیط و لوکشین خاص زندان در اختیار فیلمساز قرار میدهد و به خوبی در عناصر داستانی و بصری فیلم ته نشین میشود. تا سکانس پایانی ظرافت داستانی ... دیدن ادامه » و ظرافت بصری فیلم تقریبا هم ترازند اما سکانس پایانی اگرچه جذابیت بصری دارد اما دچار سکته روایی میشود به نظر ایده اجرایی این سکانس pov زندانی مخفی در محفظه ، فیلمساز را طوری ذوق زده کرده که میخواهد هر جور شده نقطه پایانی فیلمش باشد در حالی که روایت تدریجی داستانی با چنین پایانی جور در نمی آید. تحول سرگرد سرسخت فیلم اگرچه امکان پذیر است اما اینگونه که در سکانس پایانی می بینیم قانع کننده نیست. ضمن اینکه میشد از احساس عاطفی سرگرد به مددکار هم استفاده ی موثرتری کرد.
در مجموع با فیلم قابل توجه ای طرفیم.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نه به به به و چه چه گفتن ها نه به ایف ایف این چی چی بود تو ساختی ها!؟
نه آنقدر درخشان که شاهکار لقب دادش نه آنقدر افتضاح که به رگبارش بست!
شاید اگر نقاط ضعف و قدرتش را در کفه ترازو بگذاریم نقاط قوتش بیشتر سنگینی کند..
پایان بندی: بد.
بازی ایزاد یار: خوب اما شخصیت پردازی مددکار در فلیم نامه، ضعیف
بازی نوید محمد زاده: خوب
لوکشین: خیلی خوب
داستان ( غیر از پایان بندی) بسیار خوب. هر چند داستان در بسیاری لحظات قابل حدس بود اما باز هم کششی برای دنبال کردن ماجرا وجود داشت.
موسیقی: عالی
فیلم برداری و فضا سازی: بسیار عالی
به نظرم برای شروع جشنواره، فیلم خوبی بود.
7 از 10
لوکیشن کارخانه سیمان شهر ری همان لوکیشین سریال پایتخت بود.
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از مدت ها فیلمی ساخته شده برای لذت بردن از قصه و روایت و مخصوص پخش در سالن های سینما به خصوص از نظر پروداکشن، طراحی صحنه، فیلمبرداری و از همه مهم تر موسیقی در سطح بین المللی فیلم ساخته رامین کوشا..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم بدی نبود بسیار خوش ساخت و لوکیشن های خوب و متفاوت، مخصوصا صحنه اول ولی در کل همه داستان رو در یک ربع اول میشد حدس زد! کاملا معمولی!
نیلوفر، زهره مقدم، حمیدرضا مرادی، ساز دهنی و ناهید حدادی این را خواندند
میم ق این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید