تیوال نمایش زیبایی گاهی زن است
S2 : 18:30:08
  از شهریور ۱۳۹۸
 بها: ۵۰,۰۰۰ تومان

: سهراب حسینی
: هومن برق‌نورد، بهاره افشاری
: رامبد جوان

: ویدا جوان
: جلال تهرانی
: مازیار تهرانی
: سهیل حسینی
: سارا تنها
: احمد افشارنیا
: نسرین آجرلو
: سعید قاسمی

» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امشب بعد مدت ها ی نمایش دلپذیر تو سالن شهرزاد دیدم...
زیبایی گاهی زن است کاری از سهراب حسینی ...بازی ها فوق العاده خوب بود...موسیقی زندش تو تاریکی سالن چشم ها رو میبستم منو با خودش میبرد هر جا دلش می خواست..
این نمایش منو یاد فیلم فرزاد موتمن شب های روشن انداخت.که خیلی دوسش داشتم...❤..
دمت گرم رامبد واسه تهیه یک نمایش دلنشین...
دم هومن برق نورد و بهاره افشاری گرم...
دم هنرمندان نوازنده هم خیلی گرم...❤
امیر مسعود، شاهین و محمد جواد این را خواندند
احمد افشارنیا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرد: من یه مشکلی دارم!
زن: چه مشکلی؟
مرد: اینکه فکر میکنم اگر به کسی کاری نداشته باشی، کسی هم با تو کاری نداره...
بهترین ویژگی نمایش موسیقی زیبایی بود که نوازندگان اجرا می‌کردند بخصوص اجرای چنگ و هنگ درام. بعضی از دیالوگ ها سطحی به نظر می رسید و کاراکتر خانوم افشاری کمی خام از آب در اومده بود اما در عوض آقای هومن برق نورد نقش یک مرد انزوا طلب رو خیلی خوب اجرا کرد به خصوص زمانیکه روی صندلی ننوی می نشست و نور قرمز رو صورتش می افتاد خیلی تاثیر گذار بود. پایان بندی نمایش رو هم خیلی دوست داشتم. در کل با یه نمایش دوست داشتنی و کمی طنز روبرو هستیم که حتی به خاطر اجرای نوازنده هایش هم که شده باید یک شانس به آن بدهید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زن : چرا رقصیدن به نظر شما روشنفکرا کارِ آدم های جلفه ؟؟!
مرد : چون بلد نیستیم خوب برقصیم !
زیبایی همیشه زن است

تئاتر شهرزاد این روزها میزبان نمایش “زیبایی گاهی زن است” به نویسندگی و کارگردانی “سهراب حسینی” است. نمایشی که با برداشتی آزاد از داستان “شب های روشن” داستایوفسکی داشته است عملا خود در مقام مقایسه با فیلم “شب های روشن” فرزاد موتمن قرار می دهد.هر چند ژانر سینما و تئاتر قابل قیاس با یکدیگر نیستند، ولیکن موتیف یکسان هر دو اثر که مضمون تنهایی دو انسان را نشانه گرفته است قابلیت این را دارد تا قوام شخصیت پردازی مرد فیلسوف و دختر فراری از مزاحم را در یک کفه ترازو قرار دارد. اما چگونه میشود که فیلم”شب های روشن” فرزاد موتمن تبدیل به یک کالت ماندگار برای مخاطبان خاص میشود و نمایش “زیبایی گاهی زن است” سهراب حسینی تلاشی صد چندان برای راضی نگه داشتن مخاطب عامه پسند می نماید؟ مگر هر دو اثر هستی خود را از داستان کوتاه نویسنده روسی ... دیدن ادامه » نیافته اند؟

به نظر می رسد که نمایش “زیبایی گاهی زن است” بیشترین ضربه ای که می خورد از دیالوگ پردازی اش است. دیالوگ پردازی که بیشتر از آنکه در راستای فضاسازی یک ملودرام عاشقانه باشد، الگوبرداری شده از شوخی های و پیام های گذرای تلگرامی و لغز واره های تاریخ مصرف گذشته است، به طوریکه به جای آنکه از دهان کارکتر های نمایش خارج شود، به زور در دهان آنها گنجانده شده است. بنابراین شکل دیالوگ نویسی مولف نه تنها کمکی به بعد بخشیدن به شخصیت ها و دراماتیک کردن آنها ندارد، بلکه نمی تواند در موقعیت پردازی هم موفق عمل کند و از هر حیث این دیالوگ های عاری شده از حس و احساس، تبدیل به کل کل های “هومن برق نورد” و “بهاره افشاری” می گردد که هیچگاه در طول نمایش آنها را مبدل به شخصیت و یا حتی تیپ نمی نماید. گوئی همه چیز در روند اجرای نمایش در حد ادای دین ظاهری پیش می رود؛ ادای پرسه زنی شخصی با مطالعه در خیابان، ادای انتظار کشیدن، ادای پناه دادن، ادای سرخورده بودن، ادای عاشقی کردن و …!

نمایش ” زیبایی گاهی زن است” حتی با طراحی صحنه “جلال تهرانی” نمی تواند جان بگیرد. اکثر میزانسن های طراحی شده، به صورت ثابت و ایستا جلوه می کند و این عدم حرکت، پتانسیل تزریق روح انزوا طلبی کارکترهای نمایش را ندارد. همه چیز در “زیبایی گاهی زن است” به اندازه نمایشی شدن پیش می رود. اپیزودیک کردن نمایشی که ورود موسیقی به آن نیز نمی تواند ترسیم گر لحظات گوشه گیری کارکترها باشد و همچون وصله ناجور می نماید، کسالت را به ریتم به تکرار افتاده نمایش اضافه میکند. طبیعتا نمایشی که در فقدان عناصر پیش برنده درامایتک همچون پیچیدگی و کشمکش، بحران و تعلیق، بار همه چیز را به دوش دیالوگ های پیش پا افتاده و بیان آن ها از زبان بازیگرانش می اندازد، می تواند ماندگار شود اما به عمر خنده گرفتن ها از مخاطب و خروج او از سالن شهرزاد!

نمایش “زیبایی گاهی زن است” با توجه به نامی که بر خود گرفته است می توانست تبدیل به غزل عاشقانه ای گردد که مصاف دو انسان جدا افتاده را می سراید. اما خودش را معطوف به نشاندن کارکتر مرد در صندلی راک برای تاب دادن خیالبافی ها و خاطرات خوشش در زندگی تنهایش و اعتراض های کلیشه ای کارکتر زن که هواخواه یک رابطه عاشقانه افلاطونی است می کند و هیچگاه قادر نیست تا تصویر زیبای زنی را نقاشی کند ولو گاهی!

https://www.honarnet.com/?p=5871
عالی و تاثیرگذار...
۲۰ مهر
سپاس از نقد پر محتواتون. دقیقا میدونید که چی میگید و به راحتی کمک کردید در تصمیم گیری به من. این هم از دانشتون میاد هم از نگاهتون و هم از قلمتون. هر سه تاش پایدار.
احساسم این هست که نمایشهای سالن شهرزاد بیشتر عامه پسند هستند و مخاطب عام رو نشونه گرفتن. در ... دیدن ادامه » چند اجرایی که رفتم این قضیه موج میزد و نشانه هایی مثل زنگ موبایل و پچ پچ وسط اجرا اذیت کننده بود. آیا این قضیه درسته؟
۳۰ مهر
بزرگوارید جناب فلاحی عزیز. امیدوارم مواردی را که مرقوم فرمودید درخور این مطلب و بنده باشد. لطفتان مستدام.
در خصوص چگونگی چینش نمایش های سالن شهرزاد، نمیتوانم به طور قطع بر عامه پسند و غیره آن نظری عنوان کنم. ولیکن اوضاع نابسامانی که تماشاگر غیرحرفه ... دیدن ادامه » ای در طول اجرای نمایش رقم میزند ( زنگ موبایل و صحبت و خوردن و ... ) خاص سالن شهرزاد نیست و همچنان این موضوع عمومیت سالن ها را در گرفته است.
پایدار باشید ...
۰۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موزیک عالی بود ممنون. آقای برق نورد و خانم افشاری بازیها عالی . دیالوگها یجور بود که از نظرفلسفی درست اما اخلاقی با عقاید من در تضاد بود. اما خب باید به جامعه چند صدایی احترام گذاشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
-آخرین تصویری که یادته چیه؟
+تصویر یه دختر جوون.
-که چیکارش کردی؟
+که پیرم کرد ...
........‌‌‌.......
یه ضرب المثل هست که یادم رفته ولی فهوای کلامش اینه :
اگه یه نفر جلوت دولا شد ، اگه سوارش نشدی تو خری !!!
..............
امیر مسعود و Ali این را خواندند
میترا، حمیدرضا مرادی، نازی ولایت، phm777 و امیر این را دوست دارند
منم دیالوگ اول رو دوست داشتم..
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
+ واقعا تو خوشت میاد یه خَر ماچِت کنه؟
- نه، ولی خوشمم نمیاد یه ماچ، خَرم کنه!

این طور که معموله نویسنده تلگرامشو باز کرده تیکه های پوسیده اونو تبدیل به یه نمایشنامه کرده. نمیدونم چرا با خوندن نقدا و نظرا منصرف شدم از دیدن این نمایش
۲۱ مهر
دقیقا همین بود
۲۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز ساده و زیبا بود
دیالوگ های ساده، بازیهای ساده، داستان ساده و موسیقی که به این سادگی ها رنگ و لعاب خاصی بخشیده بود
کاری که با دیدنش هم میخندید هم بفکر فرو میرید
خسته نباشید به عوامل، آقای برق نورد و خانوم افشاری
عالی بود منم لذت بردم ازدیدن تئاتر
۲۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید