تیوال پارسا یزدی | دیوار
S3 : 03:54:42
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایش بدی نبود. البته نظر مخاطبی حرفه‌ای که به دنبال کار فاخر و نمایش اصیل و باکیفیت است را قطعا جلب نمی‌کند. ولی من از اجرا و محتوای نمایش بدم نیامد. لابلای کلی کارهای جدی، تماشای چنین اجراهایی حال آدم را خوب می‌کند. البته اگر همچون نمایشهای موزیکال، قسمتهایی از مکالمات هم به نظم نوشته می‌شد عالی می‌شد.
به نظرم طراحی نور و صدا، خصوصا لباس و گریم خوب بود. بازیگران هم بر اجرا و هم بر زبان بدن خود بسیار مسلط بودند. مشکل اصلی این نمایش طراحی صحنه به شدت ضعیف بود. دو سکو و چند چارچوب ساده و گاها بی‌ارتباط با محتوای در جریان، چشمان مشتاق مخاطب را پاسخ نمی‌داد. به نظرم می‌شد با پرده‌های نازک، حال و هوای وهم‌آلود به نمایش داد. می‌شد از تابلوهای متحرک استفاده کرد که با تغییر صحنه‌ها، تصاویر زمینه مناسبی ایجاد کنند. می‌شد از دکورهای متحرک و متناسب ... دیدن ادامه » استفاده کرد.
تماشای نمایش خالی از لطف نیست، هر چند بهتر است پیش از اجرا انتظار خود را تا حدود خیلی زیادی پایین بیاورید؛ البته اگر قیمت بالای بلیت، این امکان را به شما بدهد!
Negin Fooladi این را خواند
جهان، حمیدرضا مرادی و آذرمهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای شخصیت مهدی کوشکی احترام قائلم. کسی که برای تاخیر در نمایش عذر می‌خواهد، برای کمی صدای بلند حین اجرا و درصدی از خشونت (که شاید با تماشای آن آب در دل خیلیها تکان نخورد) پیش از نمایش تذکر می‌دهد و صبر می‌کند تا اگر دوست ندارند بروند بیرون سالن؛ این یعنی شخصیتی حرفه‌ای و دوست داشتنی دارد.

روایت نمایشهایش را اما دوست ندارم. یعنی شیوه داستانگوییش را برای موضوعات خیلی مهم و معضلات جامعه نمی‌پسندم. این به این معنی نیست که نمایشش بد باشد. نمایش او همیشه حرف تازه‌ای برای گفتن دارد. همیشه نمایشش با نوآوری همراه است. بداهه‌گویی‌های بازیگران بی‌نظیر بود. شوخیها با عوامل پشت صحنه و تماشاگران عالی بود. بهنام شرفی چقدر عالی بود، چقدر خوب با مهدی کوشکی پا به پای هم بازی می‌کردند. آن منشی صحنه که کلاه کاسکت روی سرش بود را چقدر دوستش داشتم. جر و بحثهایش ... دیدن ادامه » با بازیگران واقعا بی‌نظیر بود.

در مجموع، این نمایش سلیقه من نبود، ولی آنقدر نکات مثبت و شگفت‌انگیز دارد که حیف می‌شود تماشایش نکنید. یک روز مانده، حتما ببینید و کیف کنید.
حال حسن معجونی را دوست داشتم...
آشفتگیش حال عجیبی داشت.
حالِ شناورِ مرد میان سالِ گم‌گشته...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان در ایام عید نوروز، سالنها تعطیل هستند؟ اگر نه، معمولا از چه روزی اجرای نمایشها مجددا شروع می‌شوند.
آذرمهر این را خواند
تا اون جایی که من از نمایش‌ها اطلاع دارم از 7 فروردین اجراهای بعضی سالن‌ها شروع میشه.
۲۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنقدر ذهنم درگیر ابهامات داستانی نمایش شد که نتوانستم از اجرای خوب نمایش، بازیها، طراحی صحنه و غیره لذت کافی ببرم.
محمدرضا و حمیدرضا مرادی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه بسیارند در زندگیهامان، آخرینهایی که آسان از کنارشان رد می‌شویم. یعنی فکر نمی‌کنیم این بدیهیاتی که همیشه بوده‌اند، شاید دیگر نباشند، شاید حالا آخرین لمس وجودمان از هم باشد... آنگاه یادشان را زنده می‌یابیم.
نمایش با احساساتی که سخت بغضم را چنگ می‌زد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"به نظرم می‌شود آینده را جبران کرد."
این جمله‌ای است که بعد از تماشای نمایش در ذهنم، مدام تکرار می‌شود.
یک نمایش پر از حس خوب. ممنونم.
زهره مقدم و یلدا معصوم این را خواندند
امیر سربیشه این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره قصه خوانی شازده کوچولو i
این اجرا تکرار نمی‌شود؟ یا به عبارتی؛ لطفا اجرای مجدد بگذارید...
یلدا معصوم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره نمایش مکالمات i
یک نمایش خوب. از آنها که باید به تماشایش نشست و غرق بازیهای خوب و روان و موسیقی روح‌انگیزش شد. به این بچه‌های بی‌ادعا تبریک عرض می‌کنم و پیشنهاد می‌کنم هم نمایششان را تماشا کنید و هم اگر توانستید پشتیبانیشان کنید تا بتوانند در سالنهای شهر با اجراهای بیشتر و حرفه‌ای‌تر، بدرخشند و رشد کنند.
پارسا یزدی
درباره نمایش درس i
نمایش را دوست نداشتم، بازیها خوب بود ولی داستان نمایش و متن آن اصلا برایم گیرایی نداشت. نکته مثبت، حضور عکاس حرفه‌ای در میان جمعیت بود که بر خلاف انتظارم به هیچ عنوان صدای دوربینش حین عکاسی اذیت نمی‌کرد. یعنی به گونه‌ای تنظیم کرده بود که صدای شاتر نمی‌آمد که بسیار عالی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنوع هنری در ایران خیلی بیشتر از پیش شده. دیگر مثل قدیم یکی دو سالن نمایش نداریم. سالنهای خصوصی بسیار خوبی برپا شده. علاوه بر سالنهای سینمای خوب و بزرگ؛ پاتقهای سینما و سینماتک به وجود آمده است. با این حساب، کدام یک را ترچیح می‌دهید و چرا؟
سینما را بیشتر دوست دارید یا تیاتر را؟
دلیل من : خودمونی تر بودن یک اجرای زنده کاری هنری که وابستگی‌ به تخیلی‌ آزاد دارد و و جنبه کم گذشتی به تکرار ایراد
۱۷ اسفند ۱۳۹۷
سینما. چون دست فیلمساز برای ساختن و به نمایش گذاشتن جوهره فیلمنامه خیلی بازتره و ویژوال افکت ها هم می تونن تخیل انسان ها رو به خوبی مجسم کنند. دسترسی بهش ساده تر سریع تر و ارزان تره.
۱۷ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب نمایش را تماشا کردم. نمایشی متفاوت و تکان‌دهنده. متفاوت‌تر از هر نمایشی که تماشا کرده بودم. با فاصله، خیلی بهتر از نمایشهایی با مخاطب چند صد نفره و پر از چهره‌های معروف و سلبریتی. تا پیش از این تیاتر برایم صحنه نمایش بود و صندلی‌ای که یکی دو ساعت باید تحملش کنم. قرار گرفتن در صحنه و البته قرار دادن تماشاگر به عنوان بزرگترِ کودکان قربانی در نمایش، یعنی کسانی که دارند صدای کودکشان را می‌شنوند بسیار تاثیرگذار بود. شاید هیچ سخنرانی روانشناسانه و هیچ مشاوره خصوصی توسط هیچ مشاور خبره‌ای نتواند تاثیری که این نمایش روی مخاطبش می‌گذارد و تلنگری که به وی می‌زند را داشته باشد. از این منظر به نظرم می‌توان آن را در قالب شیوه نمایشها با هدف تیاتر درمانی قرار داد که البته در جریان هنری کشور، کمتر چنین اجراهایی را شاهد بوده‌ام.

تمرکز نمایش بر کودک‌آزاری ... دیدن ادامه » بود و فکر می‌کنم چقدر موضوعات مهم دیگری را نیز می‌توان در چنین فضایی به تصویر کشید و با چنین تیغ تیزی، روح مخاطب را جراحی کرد. مثال خیلی خوب آن می‌تواند مشکلات زنان در جامعه و آزارهای جنسی و روحی که در محیط کار یا زندگی هر روزه خود می‌بینند؛ باشد. در کنار این حتی می‌توان مواجهه‌های سخت روزمره را نیز به تصویر کشید. چنین به نظرم می‌رسد که تلنگری که با این شیوه اجرا می‌توان به معضلات فردی و اجتماعی زد بی‌نظیر است و البته تاثیر آن بسیار بسیار شگرف. جوری که شاید هیچ گاه از ذهنمان پاک نشود.

در مورد خود اجرا نقد چندانی ندارم. ولی به نظرم جالب می‌آمد که حضور بازیگر و تماشاگر در اتاق در بسته بدون صدای زمینه نماند. می‌شد اسپیکری در اتاق قرار داد و در پس زمینه صدای محیط یک خانه شنیده شود. صدای بازی بچه‌ها در بیرون. یا مثلا صدای برنامه‌های نوستالوژیک تلویزیون. یا حتی صدای ساده چکه آب یا زجه از درد به نشانی آسیب دیدن روح خسته آن کودکان.

به علاوه به نظرم بد نبود که نمایش به صورت تعاملی اجرا می‌شد. سناریوهایی برای بازیگر تعریف می‌شد و تماشاگر خود اقدام به تنبیه یا حرف زدن بکند. البته شاید این موضوع اجرا را دچار مشکل کند. نمی‌دانم. ولی چالشهای جالبی را می‌شود در همین راستا برای درگیر کردن بیشتر تماشاگر تعریف کرد.

نمایش تاثیر بسیار زیادی بر من گذاشت. حضور کارگردان و شروع کار با حرفهای او بسیار خوب بود. این هم شدیدا تاثیرگذار بود. حتی دیدن او در میانه نمایش یا حضور او در سکوی نمایش واقعا عالی بود. نمایش من را به اوج رساند. هنوز هم فکرم درگیر اجراهاست. چشمهای وحشت‌زده بازیگر هنوز در یادم مانده. در کنار همه این نقاط مثبت، اما یک اتفاق من را از فضای نمایش بیرون آورد و آن هم تذکر کلی کارگردان نمایش پس از پایان آن بود. تذکر به جمع که "اگر در نمایشهای دیگری با بازیگر تنها شدید اذیتش نکنید". من هنوز نمی‌توانم درک کنم چرا چنین تذکری داده شد. اگر فردی کار خطایی کرده بود بهتر بود بین او و بازیگر به صورت خصوصی مطرح شود. اگر قصد انتقال پیام خاصی از این تذکر بود که شدیدا برای بنده به شخصه که بهت‌زده نمایش را تماشا کردم، تذکری بی‌جا بود. تذکر کلی در ابتدای نمایش که نمایش اینتراکتیو نیست و تماشاگر نباید خللی در اجرا به وجود آورد کافی بود.

تماشای نمایش را به شدت توصیه می‌کنم و امیدوارم بیشتر شاهد چنین شگفتیهایی در فضای تیاتر باشیم. تماشای این نمایش به گونه‌ای انتظار من را بالا برد که فکر می‌کنم از این به بعد از اجراهای کلیشه‌ای و سنتی که باید چند ساعتی را روی صندلی بنشینم؛ لذت چندانی نبرم. از همه عوامل این نمایش تشکر می‌کنم.
سلام آقای یزدی
به نظرم لازمه اون برچسب احتمال افشا یا کاهش جذابیت رو فعال کنید برای کامنتتون.
۱۰ اسفند ۱۳۹۷
خانم نوری گرامی؛ سلام، ضمن تشکر از تذکر به جای شما. اطاعت امر شد.
۱۰ اسفند ۱۳۹۷
سلامت باشید.
بزرگوارید.
۱۰ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"مار از پونه بدش می‌آید، دم لونه‌اش سبز می‌شود"
این ضرب‌المثل، حکایت بنده در اجرای روز بیست و نهم بهمن‌ماه بود.
نمایش با یک ربع تاخیر آغاز شد (در بلیط صادره برای من شروع نمایش پنج و نیم درج شده) و با تعجب در ابتدای ورود می‌دیدم که هر کسی وارد سالن می‌شود دستش دوربین عکاسی است! مسئولین محترم سالن، مسئول برنامه‌ریزی نمایش که در انتهای اجرا با لبخند روبروی تماشاگران می‌ایستید، کارگردان عزیز که تذکر می‌دهید اگر از نمایش خوشمان آمد آنرا توصیه کنیم و اگر بدمان آمد در قلب خود حفظ کنیم؛ خیلی سخت بود برای این روز بلیط نفروشید یا حداقل در برگ بلیط‌فروشی این موضوع را متذکر شوید؟
در حین نمایش در هر ثانیه با اتفاقاتی چون صدای مکرر دوربین، رفت آمد عکاسها، ایستادن روبروی بنده برای عکاسی و کور کردن دید، زمین خوردن عکاسها، صحبت ایشان با یکدیگر و ... دیدن ادامه » نور صفحه نمایش روبرو بودم و از تماشای نمایش هیچ لذتی نبردم. حتی گاهی صدای صحنه را نمی‌شنیدم در حالی که نمایش خوبی بود و اجراها شایسته تقدیر.
اتفاق امشب برای من، مصداق بارز تضییع حقوق مشتری بود و برای عزیزان دست اندرکار این نمایش که داعیه فرهنگ دارند، توصیه می‌کنم که به جای تلاش برای نشر فرهنگ، اندکی روی فرهنگ حرفه‌ای و کاری خود متمرکز شوند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم محیط نمایشی ما نیاز به این مقدمات بدیهی دارد:

یک- سانسی تحت عنوان "عکاسی مجاز" برای اجراها پیش‌بینی شود و حین خرید بلیط این موضوع به وسیله یک نوشته یا لوگو به اطلاع خریدار بلیط رسانده شود. به این ترتیب عکاسی برای رسانه‌ها و افراد (اگر که گروه نمایشی و مجری می‌خواهد همچنین موضوعی وجود داشته باشد) فقط در همین سانسهای ویژه اتفاق بیافتد و در سایر سانسها مجاز نباشد. موضوع صدای مکرر شاتر دوربین عکاسی، جابجا شدن عکاسها حین اجرا و نور صفحه نمایش دوربینها، حین اجرا تمرکز را از تماشاگر می‌گیرد و آزاردهنده است و مکررا در بسیاری از اجراها اتفاق می‌افتد.
به این ترتیب عکاسی در دو یا سه سانس برای رسانه و عکاسها مجاز خواهد بود و برای این سانسها می‌توان از لحاظ بازاریابی و فروش بلیط تخفیفهایی را برای تماشاگران به جهت این موضوع در نظر گرفت. در ... دیدن ادامه » سایر سانسها نیز باید مراعات شود تا به هیچ وجه کسانی که دوربین در دست دارند مجاز به ورود به سالن نشوند.

دو- ورود خوراکی به سالن به هیچ وجه مجاز نباشد. این موضوع خیلی راحت می‌تواند حین ورود به سالن کنترل شود. البته شاید بعضی از تماشاگرها در کیف خود خوراکیها را پنهان کنند و به سالن ببرند که این موضوع می‌تواند با چند بار نشستن عواملی در میان تماشاگرها و تذکر جدی به آنها، کم کم کاهش یابد.

سه- صحبت مکرر تماشاگرها با هم، که این موضوع هم شاید نیاز به همکاری تماشاگرها داشته باشد. باید این فرهنگ جا بیافتد که اگر کسی در حین نمایش پچ پچ می‌کرد و صحبتش مزاحم سایرین بود با تذکر جدی دیگران مواجه شود چرا که با این کار به حقوق اولیه آنها توهین می‌شود.

در مورد این دو موضوع اخیر شاید ترسی از جانب سایر تماشاگران حس شود که اگر تذکری بدهند بد بشود یا با برخورد شدید آن فرد مزاحم روبرو شوند. باید این فرهنگ جا بیافتد که عمل آن فرد زشت است و باید تقبیح شود؛ نه تذکر این فرد که می‌خواهد از حق طبیعی خود که تماشای نمایش در محیطی آرام است دفاع کند. تذکر فرد باید با هم‌افزایی و پشتیبانی دیگر تماشاگران و نیز عوامل سالن صورت بگیرد و فرد خاطی در اقلیت قرار گرفته و یا حتی در صورت تکرار، مجبور به ترک سالن شود. همینطور می‌توان برای چنین افرادی لیست سیاهی در نظر گرفت که اگر فردی خودسرانه اقدام به عکاسی یا مزاحمت کرد؛ با اعلام سالن نمایش برای یک یا دو مرتبه امکان خرید نمایشهای آن سالن یا استفاده از سیستم فروش را نداشته باشد.

چهار- با همکاری کاربران فعال همین سایت و نیز تنی چند از حقوق‌دانان عزیز مسلط به حقوق عمومی، مدنی و حقوق هنر (و یا تعریف پروژه‌ای با بودجه لازم)؛ مجموعه‌ای از قوانین لازم برای تماشای نمایشها تهیه شود و این امر حین فروش بلیط و پیش از خرید آن، به اطلاع فرد رسانده شود. تکرار این حقوق و بدیهیات در بلند مدت موجب افزایش آگاهی و فرهنگ‌سازی می‌شود.

پنج- در مقابل در چنین رویه‌ای، حقوق و وظایف گروه نمایشی و سالن نیز باید در نظر گرفته شود و این حقوق متقابل در قالب مقالات و یا همین حقوق حین خرید دایما تکرار شود و یا در قالب بروشورهایی در سالنهای نمایش به اطلاع همگان رسیده شود. تکرار حقوق هنرمندان و تماشاگران و نیز الزام اجرای آن توسط سالن‌داران؛ در بلندمدت موجب حاکم شدن جو مناسب در سالنها خواهد شد. به عنوان مثال تماشاگر حق دارد نمایش سر ساعت شروع شود. سالن از تهویه مناسب برخوردار باشد و یا امکاناتی مناسب پیش از اجرا و در سالن انتظار در اختیارش قرار داده شود (از جمله صندلی انتظار و غیره).
آرمان خواهی و ایده آل گرایی زیبایی است که با شرایط تئاتر سیاره ایران متاسفانه هم خوانی ندارد و چشم اندازی هم برای رسیدن به ان با شرایط موجود نمی توان متصور بود
۲۰ بهمن ۱۳۹۷
"سیاره ایران" !!!!!
آدم نمیدونه گریه کنه یا بخنده؟؟؟!!!
۲۰ بهمن ۱۳۹۷
محمدرضای عزیز، با شما موافق نیستم. ایده‌آل‌گرایی نیست. همانطور که روزی خرید آسان بلیط تیاتر سهل به نظر نمی‌رسید، مجبور بودیم توی صف بایستیم و یک روز وقتمان هدر برود؛ و حالا به راحتی چند کلیک بلیط تهیه می‌کنیم؛ این آشفتگی سالنها نیز قابل رسیدگی و اصلاح ... دیدن ادامه » است.
۲۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاسف...
برای روز جمعه نوزدهم بهمن‌ماه از تیوال بلیط خریده و متمدنانه یک ربع زودتر ماشین را در خیابان خانه نمایش پارک کردم و روبروی در بسته سالن منتظر ماندم. هی زنگ در را زدم و هی تلفن زدم؛ بعد از کلی وقت شخصی در را باز کرد و گفت امروز اجرا نداریم! این در حالی است که از داخل صدای نمایش (احتمالا صدای تمرین گروهها) می‌آمد.
بلیط و رسید خریدم را نشان می‌دهم و باز می‌گوید اشتباه شده و نباید می‌فروختند. یکشنبه بیایید، هستیم!
برای من بیست تومن پول بلیط اصلا مهم نیست. شاید برگردد. مهم احساس احمق بودنی بود که بهم دست داد از این خرید و وقتم که تلف بی‌برنامگی این گروه شد.
درود بر شما
از این بابت بسیار متاسف و متعجبیم... فردا یکشنبه مساله به جد بررسی و نتیجه خدمت شما اطلاع‌رسانی خواهد شد.
۲۰ بهمن ۱۳۹۷
درود بر شما
ضمن اظهار تاسف دوباره بابت آنچه برای شما رخ داده است، همان طور که تلفنی نیز خدمتتان توضیح داده شد، پیرو استعلام از گروه محترم نمایش، گروه روز جمعه از عدم امکان اجرای نمایش از طرف سالن اداره محترم تئاتر مطلع شده است و به همین دلیل متاسفانه ... دیدن ادامه » اطلاع رسانی مناسب انجام نشده است.
با سپاس
۲۱ بهمن ۱۳۹۷
ضمن تشکر از پشتیبانی سایت تیوال، تایید می‌کنم که موضوع توسط این عزیزان پیگیری و توضیحات لازم برای بنده به صورت تلفنی ایراد شد. از خدمات شما متشکرم.
۲۱ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشای این نمایش من را به یاد نمایشهای سالهای پیش با بازی استاد پرویز پورحسینی و دیگر اسطوره‌های نمایش ایران می‌انداخت و بسیار لذت بردم از موضوع و اجرای نمایش. همه چیز آنقدر خوب بود که دو سه مورد انتقادی را دوست ندارم بیان کنم تا این حال خوش را تحت شعاع قرار دهد. به این گروه نمایشی تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم نمایشهای دیگری را به زودی از ایشان شاهد باشم.
میثم هنزکی و حمیدرضا مرادی این را خواندند
زهره اباذری، امیر، آذرمهر و جهان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز علاقه‌مند به نمایش و تیاتر؛ معیار شما در انتخاب نمایش برای تماشا چیست؟ گاه پیش می‌آید که نمایشی پر از چهره‌های معروف هنری است ولی از سالن نمایش راضی بیرون نمی‌آییم. گاه پیش می‌آید که فروش بالای نمایشی را می‌بینیم و باز شاید نمایش به دلمان ننشیند. حتی شاید نظرات و امتیازاتی که تماشاگران برای یک نمایش در این سایت خوب تیوال ثبت کرده‌اند یا مقالاتی را درباره آن بخوانیم ولی باز آنی نباشد که دلگرممان کند.

بنده خودم سعی می‌کنم نمایشهایی از نویسنده‌هایی که دوستشان دارم را (حتی با اجرای گروههای هنری مختلف) بروم. امتیاز و نظر کاربران سایت و نیز سالنی که در آن اجرا برقرار است هم برایم معیار است. ولی چند نمایشی که اخیرا رفته‌ام اصلا دلگرمم نکرده. قبول دارم بخشی از انتخاب سلیقه است. ولی شما چگونه نمایشی را انتخاب می‌کنید که در انتهای نمایش، ... دیدن ادامه » با حس و حال خوب و راضی از سالن بیرون بیایید؟
سلام
من شخصا دیگه بیخیال این شدم که از قبل مطمئن بشم کاری که میبینم رو دوست خواهم داشت.
با همین معیار هایی که نام بردید کارها رو انتخاب میکنم. ولی میدونم که ممکنه باز هم کار رو دوست نداشته باشم.
خلاصه پذیرفته ام که هیچ راه حل قطعی ای وجود نداره. فقط باید ... دیدن ادامه » برم ببینمش تا بفهمم دوستش دارم یا نه.
بنابراین دیگه ناراحت نمیشم اگه کاری رو ببینم که به نظرم خوب نباشه.
۰۷ بهمن ۱۳۹۷
یک سری از گروههای اجرایی و کارگردان ها، میتونن تضمین خوبی برای رعایت حداقل استانداردها باشن.
همینطور توصیه و نظرات دوستانی که نوع نگاه و سلیقه شون مورد قبول هست، میتونه راهنمای خوبی برام باشه.
و اینکه لذت کشف و غافلگیری همیشه ارزشمند هست، بنابراین ... دیدن ادامه » میشه کارهایی رو بدون هیچ پیش زمینه ای، به امید یک کار قابل قبول رفت و دید.
۰۸ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره نمایش کلفت ها i
نمایش از نظر طراحی نور بی‌نظیر بود و حرکات و اجراها و زبان بدن بازیگران واقعا جالب توجه بود. حرکات و روند نمایش خوب طراحی شده بود. ولی چیزی که به نظرم یک نقطه ضعف قوی برای این نمایش به حساب می‌آمد، (منظورم گرفتگی صدای بازیگر در شبی که نمایش را تماشا کردم نیست) فن بیان ضعیف بازیگران بود. گاهی چنان دیالوگها سریع بیان می‌شد که رشته کلام در ذهنم پاره می‌شد و گاه اصلا خط سیر نمایش را از دست می‌دادم و نمی‌فهمیدم کجای نمایش هستیم. بگذریم از این که موضوع نمایش را اصلا دوست نداشتم و البته این مسئله سلیقه‌ای شخصی است و شاید در اقلیتی قرار بگیرم که دیگرانش شیفته نمایش شده باشند. در مجموع نمایش را دوست نداشتم ولی نقاط قوت نمایش کم نبودند که تماشای آن را توصیه نکنم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره نمایش دال i
هم پول بدهیم و هم خودمان در نمایش بازی کنیم؟ آن هم فقط و فقط برای ده دقیقه؟ چه کاریست؟ :))
نرگس، زهره مقدم، سید حامد حسینیان و لیلى شجاعى این را خواندند
محمد ونائی این را دوست دارد
عالی بود:)))))))))
۱۸ دی ۱۳۹۷
:)))))
۱۸ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره نمایش چسب هایش i
امروز حین تماشای این نمایش به این فکر می‌کردم که چقدر نمایشنامه خوب و بازیگران با پشتکار (با تمام کاستیها و ایرادات احتمالی) می‌توانند جای خالی طراحی صحنه پیچیده و پر رنگ و لعاب، هنرمندان معروف و یا سایر المانهایی که باعث جذب تماشاگر می‌شوند را پر کنند و البته ایشان را راضی از سالن بیرون بفرستند. تماشای این نمایش پیشنهاد می‌شود.