تیوال پارسا یزدی | دیوار
S2 : 18:01:58
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من هنوز این نمایش را تماشا نکرده‌ام ولی موضوع این ساعت نمایش که اینقدر دقیق انتخاب می‌شود چیست؟ قبلا 18:18 بود و حالا 23:11! نکته‌ای دارد؟ بگین همه با هم بخندیم! :))
احتمالا بیشتر منظورشون این بوده که ما یکم بریم جلوتر :))
۳ روز پیش، جمعه
خواهش میکنم. منم امیدوارم واقعاً هدفى پشت این اعداد باشه، اینجورى جالب تره.
۲ روز پیش، شنبه
باید دید واقعا سر همین زمانی که اعلام شده هم شروع میشه یا نه
۲ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره نمایش شهر ما i
در شبی که اجرا را تماشا کردم، بازیگر نقش بزرگسالی فرزند دکتر که داماد می‌شود متاسفانه حالش بد شده و به بیمارستان منتقل شده بود. اما خوشبختانه خود حسن معجونی به جای وی بازی کرد که واقعا روحی دیگر به نمایش بخشیده بود و این اتفاق ناگوار شانس عجیبی برای ما ایجاد کرده بود.
نمایش در سه پرده به نمایش جریان زندگی در یک شهر آمریکایی می‌پردازد. پرداخت و نیش زدن به اتفاقات و دردهای مشترک کنونی در جامعه خودمان با شهر داستان و نیز اشاراتی به فضای نمایشی کشور، انتقادات مطرح شده و پیامهای نمایش را برایم ملموس و جذاب کرده بود. نمایش طراحی صحنه خاصی ندارد و این موضوع در متن نمایش توسط راوی نمایش در قالب طنز مورد اشاره قرار می‌گیرد که صحنه نمایش الزاما نباید دارای چینش خاصی باشد و اگر نمایشی چنین انتخابی داشت، نقیصه محسوب نمی‌شود. اما این طرح صحنه ساده در پرده ... دیدن ادامه » سوم نمایش به خوبی جبران شده و صحنه روحی دیگر می‌گیرد.
بازیهای عالی بازیگران و موسیقی خیلی خوب آن و البته متن گیرای نمایش که اشتراکات فرهنگی و سیاسی جامعه ما را با داستان نمایش به خوبی به تصویر کشیده بود، از عواملی هستند که فکر می‌کنم این نمایش واقعا ارزش تماشا دارد. من از تماشای این نمایش شدیدا راضی هستم و لذت بردم.
و اما نکته‌ای مهم: من تا به حال چند نمایش از حسن معجونی تماشا کرده‌ام که همگی به موقع اجرا رفتند و هیچ کدام تاخیر نداشتند و این نشان می‌دهد که این هنرمند چقدر حرفه‌ای است و چقدر به مخاطبش احترام می‌گذارد. از این بابت به ایشان تبریک می‌گویم.
یک اتفاق خیلی خوبی که توی فضای نمایشی کشور در چند سال اخیر رخ داده اینه که، اگه مشکلی حین اجرا پیش بیاد، کارگردان یا عوامل نمایش در پایان کار از تماشاگر عذرخواهی می‌کنن. یا اگر این اتفاق در تیوال منعکس بشه، عوامل یا روابط عمومی نمایش در زیر نظر، مراتب ندامت خودش رو به جهت اتفاق ناگوار اعلام می‌کنه. بعضی از این ایرادات خیلی سطحین. مثلا بعضی از نمایشها یک ربع تا نیم ساعت تاخیر می‌کنن که البته برای خیلی از سالنها اونقدر تاخیر امری بدیهی شده که بابت یک ساعت تاخیر هم عذرخواهی نمی‌کنن. یا مثلا اتفاق افتاده چند نمایش در یک سالن تماشا کرده‌ام یا چند روز متفاوت به یک سالن رفته‌ام و هر بار و هر روز دوست عزیز قبل از نمایش از اتفاق ناگوار و غیرمترقبه‌ای که باعث تاخیر شده عذر می‌خواست. عجیب آنکه اتفاقات غیرمترقبه جزئی از عادت آن سالن شده است. بگذریم از ... دیدن ادامه » این که شاید باشند افرادی که دو تا سه نمایش در یک روز تماشا کنن و تاخیر به این شدت، موجب از دست رفتن سانس بعدی خریدشون هم بشه. بعضی ایرادات اما خیلی خیلی موثره. مثلا دیده شده سیستم نور یا صدای یک نمایش به طور موثری خراب بوده حین اجرا. اینجا هم عوامل محترم دیده شده عذرخواهی می‌کنن. تا اینجای کار خیلی خوبه. فرهنگ عذرخواهی تا حدودی به نظر می‌رسه که جا افتاده.
ولی دوستان مجری، یا صاحبان سالن؛ عذرخواهی وقتی معنی پیدا می‌کنه و کامل می‌شه که اقدام به جبران اون ضرر برای مخاطب یا مشتریتون بکنین. کسی که پول بلیطش رو کامل پرداخت کرده، و در سالن با نقص موثر نور و صدا مواجه می‌شه؛ یعنی نه تنها پولش سوخت رفته، که وقتش و نمایشش رو هم از دست داده. حتی مثلا من دیدم که انتقادی در این باب در تیوال مطرح شده که مثلا صدا شدیدا خراب بوده، روابط عمومی اون نمایش اومده خیلی خالصانه گفته ببخشید. خوب ببخشید چی؟ بهتر نیست برای ایرادی که از جانب خودتون پیش اومده، برای اصلاح ذهنیت مخاطب یا مشتریتون، براش بلیط با تخفیف ویژه یا بلیط جایگزین در نظر بگیرید؟ یا اصلا استاندارد اجراتون رو پایین نیارید، عذرخواهی کنید و به خاطر اون اتفاق اون شب اجرا نرید.
پس لطفا اگر عذرخواهی می‌کنید، موثر عذر بخواهید. یعنی هم به خاطر اتفاق پیش آمده عذر خواهی کنید (که تقریبا این بخش به خوبی جا افتاده)؛ هم نسبت به دفع یا جبران ضرر وارده بر مخاطبتون که قصور از جانب شما بوده، با دادن بلیط جایگزین یا با درصد خیلی خیلی کم پرداخت از جانب مخاطب، عذرخواهی رو کامل کنید.
بیایید اگر مثلا از هواپیماها به خاطر تاخیر در پرواز حرص می‌خوریم و انتظار داریم مثل استاندارد جهانی، نسبت به جبران خسارت، دادن فضای استراحت و غیره اقدام کنن؛ چنین استانداردهایی رو که در باب رابطه بین فروشنده و مشتری متداول هست، در فروش بلیط و رابطه بین سالن و گروه هنری و تماشاگر هم پیاده کنیم. استاندارد اجرا و هنر رو بالا نگه داریم. نگذاریم عذرخواهی هر شب و تضییع حقوق مشتری با اجرای ناقص، تاخیرات زمانی همیشگی و غیره؛ در فرهنگ نمایشی کشورمون نهادینه بشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره نمایش اکلیل i
برعکس نظراتی که در این برگ خواندم و البته دید نه چندان مثبتی که به نمایشهای پر از خون و خشونت مهدی کوشکی دارم؛ این نمایش را دوست داشتم. طراحی صحنه و بیان بازیگران خوب بود و قصه بر بستری سیال اتفاق می‌افتد. نمایش پیامهای ملموس و قابل اعتنایی درباره مشکلات فی‌مابین زوجها در رابطه‌هایشان دارد که در لابلای شوخیهای نمایش و بداهه‌های بازیگران رد و بدل می‌شوند. شوخی خانم عابدی با منتقد عزیزم در تیوال، جناب لهاک نیز بسیار بهم چسبید. علی رغم قیمت بالای بلیط نمایش، تماشای آن خالی از لطف نیست.
جناب یزدی درود فراوان
اتفاقن من با پرداخت خشونت و خون هم روی صحنه مشکلی ندارم اگه مقصود خاصی رو به بیننده منتقل کنه
*اسپویل اکلیل ندیدید نخونید : *

من درکل اکلیل رو بخاطر دلایلی که گفتم دوست داشتم ولی هیچ نکته خاصی ازش نگرفتم، طراحی صحنه مگه بجز موکت ... دیدن ادامه » کردن سطح و اون مبل راحتی چیز دیگه ای داشت؟
در ضمن ما راجع به چند مطلب فقط اطلاعات خطی میگیریم بدون هیچ پرداخت خاصی و در نهایت هیچ نتیجه گیری خاصی هم نمیتونیم از کار بکنیم ، در کل شاید نمایش شیرینی باشه ولی میشه تو 40، 50 دقیقه جمع و جورش کرد و حدود 20 دقیقه از نمایش بازی با جملات تکراری و حالا بریم جلو ببینیم چی میشه هستش
خوشحال میشم اگه نمایش پالس و کلیدی داره که من بهش توجه نداشتم رو بفرمایید
ارادت
۲۱ اردیبهشت
فرزاد جان جعفریان، ممنون از نگاهت و قلم‌فرسایی مبارکت برای نوشتار من بر اکلیل. من به لحاظ ریشه‌ای خیلی نمی‌تونم مرز بین سلیقه و چارچوب صحیح هنر رو تشخیص بدم. حداقل من چون رشته‌ام هنر نبوده، بیشتر سعی می‌کنم از منظر دریافت خودم از اونچه در نمایش می‌بینم ... دیدن ادامه » نظرمو بگم و خیلی نمی‌دونم در چه شاکله‌ای باید یک اثر هنری سنجیده بشه. همین شاخص هم به نظرم در مورد نظرات متفاوت ما در رابطه با پسندیدن انتخاب خشونت و خون برای انتقال پیام و یا طراحی صحنه اکلیل وجود داره. من طراحی مینیمال صحنه رو شدیدا می‌پسندم. برای همینه که طراحی صحنه گودو رو هم دوست داشتم. البته به این معنی نیست که طراحی صحنه برام مهم نباشه و طراحی صحنه مفصل رو هم در جای خودش دوست دارم و برای هر نمایشی طراحی مینیمال اصلا خوب نیست. شاید این موضوع برگرده به سلیقه شخصی من در زندگی مینیمال. ولی در مورد این نمایش شدیدا طراحی صحنه گویا و مناسب بود. رنگ زرد به نوعی تنفر رو نشون می‌داد و مبل بسیار بلند و اغراق‌آمیز نشونه نشستن زوج روی یک صندلی بود ولی فاصله روح و قلب اون‌ها رو به صورت بزرگنمایی شده نشون می‌داد. سیاهی صحنه و تضادش با رنگ زرد نشیمن نیز به نظرم کمک به برجسته شدن این فاصله و این معانی می‌کرد.
در مورد زمان اجرای نمایش باهات موافقم. خصوصا این که در برگ نمایش هم زمان اجرا طولانی‌تر ذکر شده. ولی به نظرم، خوب یا بد، چه بپسندیم و چه نپسندیم؛ این ویژگی نمایشهای کوشکی هستش که بخش عمده‌ای از دیالوگهاش به تکرار و سوزوندن زمان و اجرا با تکرار و بداهه‌گویی و جملاتی می‌گذره که شاید کسل کننده به نظر برسه. شاید فقط فاصله پر کن باشه خیلی از دیالوگهاش. این خمیرمایه نمایشهای اونه. درست همین تکرار رو در نمایش سیزده با تکرار زجرآور دیالوگهای نفرت‌انگیز شاهدیم یا همینطور در نمایش هفتمین جان سگ یا هدیه جشن سالگرد. خیلی جاها بی‌هدف فقط داره حرف می‌زنه، حرفای تکراری و حوصله سر بر. من این شیوه روایت رو دوست ندارم ولی فکر می‌کنم بعضی جاهای خیلی معدود مثل اکلیل این روش بر خلاف نمایشهای قبلیش خیلی خوب جواب داده. جایی که حرفهای بی‌هدف مرد برای جلب توجه همسرش یا سرگرم کردنش یا خریدن وقت، معنی پیدا می‌کنه.
در مورد پیام نمایش هم شاید نمایش پیام زیادی نداشت، پیام تکان‌دهنده‌ای نداشت. ولی نمایش اختلافات ریشه‌ای بین زوجها که منجر به فاجعه می‌شه به نظرم معنی‌دار کرده بود قصه نمایش رو. نمایش اشاره مستقیم به هیچ پیامی نداره. برشی از یک زندگی رو نشون می‌ده. ولی این اوج و افول یک زندگی که با نشونه‌هایی از علاقه بین دو نفر شروع شده، زندگیشون و احساسشون خوب جفت و جور شده بوده و به ساختن رویاهاشون زیر یک سقف می‌رسه و بعد به حدی نزول کرده که فقط هم رو تحمل می‌کردن و حتی توی صفحه اجتماعی هم دختر دوس نداره کنار هم باشن. توی عروسی هم دوست نداره کنار پسر باشه. و این جدایی عاطفی د عین ریشه‌های عاطفی پیشین به انتقام و قتل می‌رسه. این خیلی مفهوم روشنیه که از نمایش دریافت می‌شه. تحملی که از روی علاقه و دوست داشتن و در بخشی اجبار جامعه، منجر به فاجعه شده.
در مجموع اگر نظرات من در مورد نمایشهای قبلی کوشکی خصوصا سیزده رو خوانده باشی می‌دونی که کوشکی نمایشهاش اصلا راضیم نمی‌کنه. حتی همین نمایش رو هم با دل‌چرکین به این علت بلیط خریدم چون زمانش برای نمایشهای بعدی که می‌خواستم برم خیلی خوب جفت و جور شده بود (کوشکی دیگه توی سالن راهم نمی‌ده! :)) ) ولی در مورد فقط و فقط اکلیل، کوشکی و عابدی با همه کاستیهایی که قبولش دارم، نمایش راضی‌کننده‌ای رو اجرا کردن. یعنی نمیشه گفت پولشو آدم دور ریخته.
۲۲ اردیبهشت
درود بر شما
ممنون بابت وقتى که گذاشتید و نظرتون
از همه عزیزانى که وقتشونو براى دیدن نمایش اکلیل گذاشتند و نظراتشونو بیان میکنند کمال تشکر را دارم
۲۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش به دردی از جامعه ما می‌پردازد که ولع دوچندان به ثبت، انتشار و تماشای تصاویر بدون رعایت حقوق صاحبان حقِ اثر و سوژه مورد عکاسی دارد. اجراها و تماس مستقیم و مداوم بازیگران با مخاطب و صدای بلند ایشان حین اجرا؛ تاثیر نمایش و حس معذب بودن و تعدی به حقوق سوژه را به خوبی به تماشاگر منتقل می‌کند اما تکرار و تکرار این تم گاهی موجب یکنواختی کار برایم می‌شد. حتی گاهی موضوعات مورد بیان در پس شمارشهای حین نمایش نیز از دستم در می‌رفت. در مجموع، کاری شاخص و نوآورانه است و تماشای آن تلنگری به جا و مورد نیاز همه ما است که ارزش وقتی که برای تماشایش گذاشته می‌شود را دارد.

پی‌نوشت: کاش یک اجرای ویژه برای صاحبان سالنهای تیاتر، مجریان نمایش، عکاسان و مخاطبان دوربین به دست خودهنرمندپندار (که وسط نمایش دوربین و موبایل را در تاریکی روشن و شروع عکاسی می‌کنند) ... دیدن ادامه » و همه کسانی که هر جا و گاه و بی‌گاه دوربین و موبایل روشن کرده از هر سوژه‌ای بدون توجه به حقوق صاحبان حق آنها عکاسی می‌کنند نیز گذاشته شود که فکر می‌کنم شدیدا نیاز به محتوای این نمایش و تاثیر شگرف آن داشته باشند. شاید مخاطبان کناری و پشت سری شما همانند موضوع این نمایش، سوژه مستقیم عکاسی شما نباشند؛ ولی تعدی به حقوق اولیه که تماشای نمایش در آرامش است، بدترین بلایی است که با عکاسی حین اجرا بر سرشان می‌آورید.

نسل سوخته پرداختی موفق به برشی از تاریخ عزیزان کردمان در ایران و عراق است و فکر می‌کنم متن نمایش و روایت منظم آن و توصیف خوب و تصویرسازی از فرهنگ و محلات و حالات مردمان و محیطهای متعدد داستان؛ محتوا، پیام و احساس مورد انتظار در نمایش را به خوبی به تماشاگر منتقل می‌کند. روایت داستانی نمایش آنقدر تاثیرگذار است که گاهی نفس کشیدن برای مخاطب سخت می‌شود، آنگاه که با تصاویر دردناک از ظلمی که به این عزیزانِ جان رفته است روبرو می‌شود. (البته به نظرم بهتر بود در برگ بلیط‌فروشی این نمایش اشاره‌ای به تصاویر دردناک حین نمایش می‌شد و سن مخاطب نیز به هجده سال به بالا محدود می‌شد چرا که تصاویر نشان داده شده بعضا دردناک بود.)
درباره نحوه اجرا اما چندان با سلیقه هنری گروه هنری موافق نیستم. صحنه تاریک نمایش که پیش روی تماشاگر قرار گرفته است، بیشتر تداعی کننده ... دیدن ادامه » ارائه یک سمینار یا کنفرانس است که سخنران در جلوی یک پروژکتور (نه چندان با کیفیت) قرار گرفته و اسلایدهایی را همراه با نوشته و تصویر برای مخاطب حاضر در نمایش قرائت کرده و روی آنها حرف می‌زند. البته در جاهایی سعی شده است تا با زبان بدن، تغییر در فرم دستها، ابروها و چشم برای انتقال درد و آزردگی استفاده شود و بازیگر با حرکت محدود روی صحنه سعی کرده است تا تحرکی به اجرا ببخشد و کار را از یکنواختی خارج کند، اما واقعا در این نمایش اجرایی دیده نمی‌شود و فقط متن نمایش است که از حفظ برای مخاطب بیان می‌شود. حتی پرداخت چندانی نیز به صحنه نمایش نشده است، چرا که قرار گرفتن میز چوبی در گوشه‌ای از صحنه و نیز سر و صدای منتقل شده و صدای پا از طبقه فوقانی بیشتر تاکید می‌کند که سالن نمایش از اتاقهای یک آموزشگاه هنری است تا یک سالن خوب و مجهز برای نمایش تیاتر.
البته با تغییراتی جزئی می‌شد این اجرای تک‌بعدی را بهبود بخشید. می‌شد از لباس خوب و سنتی کردی برای بازیگر استفاده کرد. می‌شد از موسیقی زنده و دف برای موسیقی متن بهره برد و تاثیری دوچندان روی مخاطب گذاشت. می‌شد صداهای زمینه‌ای از دشتهای سرسبز کردستان و پرندگان آزادشان و صدای جوی‌ها و رودهای زیبا و جان‌افزای آن دیار در ابتدای نمایش که از روزگار خوش دیرین صحبت می‌شد اجرا شود. می‌شد وقتی از جنگ صحبت می‌شد از صدای کمی بلند انفجار و گلوله بهره برد تا مخاطب حس جنگ را با وجودش لمس کند. و از همه مهمتر، می‌شد که از گویش و متن عربی و کردی بیشتر بهره برده شود.
در کنار همه اینها اما، سعی شده است در انتهای کار با سوالی موثر از مخاطب، چنگ در خاطرات و زندگی مخاطب انداخته شود و وی را درگیر با احساس تنهایی، دلتنگی و همزادپنداری ناشی از این سوال به بیرون از سالن بفرستند که آیا شما نیز عزیزی را در زندگی دارید که همچنان امید به بازگشتش داشته باشید اما دیگران بگویند ممکن نیست که برگردد؟
من به دلیل بار عاطفی، بیان خوب یک برش تاریخی، ریشه‌های نازنین فرهنگی عربی، کردی و ایرانی نمایش و نیز بازی متعادل بازیگر و در نهایت درگیری ذهنی که انتهای نمایش برایم ایجاد کرده است، نمایش را از متوسط بالاتر ارزیابی می‌کنم و فکر می‌کنم کار آنقدر قوی بود که پرداخت به جوانب کار می‌توانست آن را به اثری شاخص و متمایز در کارنامه تیم هنری تبدیل کند.
خسته نباشید عرض می‌کنم و پیشنهاد می‌کنم در روزهای آخر اجرا به تماشای این نمایش بنشینید. چقدر حسرت خوردم که در سالن فقط سه نفر به تماشای این نمایش نشسته بودند حال آنکه نمایش شایسته نگاههای جمع بیشتری از مخاطبان است.
مژگان خالقی نمایشی را نگاشته و اجرا کرده که بعید می‌دانم کسی از سالن بیرون بیاید و ناراضی از وقتی که گذاشته است باشد. وقتی نمایش تمام می‌شود روحتان درد می‌کند و این ناشی از بازی تاثیرگذار خالقی است که احساسش بر جانتان می‌نشیند و اشکهایش از پشت آن روبنده به روی گونه‌هایتان می‌نشیند؛ و این ناشی از روایتی است که با اجرای صحیح روح مخاطب را متاثر می‌سازد. و من فکر می‌کنم که وی با این نمایش به هدف خود که انتقال پیام فرهنگی و اجتماعی مورد انتظارش در بیان حقوق از دست رفته و رنج زنان و دریافت موفق آن توسط مخاطبش رسیده است.
به مژگان خالقی و تیم هنری موفقش تبریک می‌گم و فکر می‌کنم با توجه به موضوع نمایش و نیاز جهانی به پرداختی موثر به این موضوع که همانا رنجی است که زنان در موقعیتهای مختلف هر یک به نوعی می‌برند، با توجه به محتوای هنری قوی آن می‌توان ... دیدن ادامه » انتظار داشت که در کشورهای دیگر نیز اجراهای موفقی داشته باشد و با فهم مشترک از رنج زنان، به خوبی بر جان مخاطب بین‌المللی بنشیند؛ البته اگر دید بین‌المللی به اجرای هنری خود داشته باشند.
تماشای این نمایش را قطعا و قویا پیشنهاد می‌کنم.
دوستان به نظر شما کدام نمایش که در فروردین ماه تماشا کردید، از دیگر نمایشها بهتر بود یا بیشتر از آن خوشتان آمد؟ کدام یک از نمایشهای ماه پیش را به دوستانتان تاکید می‌کنید که تماشا کنند؟
بیایید رسمی برقرار کنیم که در هر ماه، بهترین نمایش ماه پیشین را با ذکر علت و به طور خلاصه زیر یک پست معرفی کنیم تا هم بهترین نمایشهای هر ماه را از نگاه مخاطب داشته باشیم و هم اگر اجرا ادامه یافته، به صورت خلاصه دلایل را بررسی کنیم و نمایشهای بهتر را به تماشا بنشینیم.
من بین نمایشهای پروانه و یوغ و غلامرضا لبخندی، مردد هستم که کدام را انتخاب کنم. هر دو عالی هستند ولی به علت بستر اجتماعی نمایش غلامرضا لبخندی، فکر می‌کنم این نمایش را به عنوان نمایش ماه فروردین انتخاب کنم و بیشتر می‌پسندمش.
۱۵ اردیبهشت
جناب جعفریان نازنین. سپاسگزارم. از چهارستاره‌های شما برای خرید و ای راک را ندیدم. شاید وقت شد و تماشا کردم. و البته ستاره‌هایتان پرفروغ باد. ^__^
۱۶ اردیبهشت
آقا عرض درود و ارادت :)
۱۶ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش را جمعه تماشا کردم. روح حسین پناهی شاد. نمایشی پر از المانهای فرهنگی ایرانی و پر از دغدغه‌ها و دردهای ملموس. نمایش طراحی صحنه خاصی ندارد ولی من مات و مبهوت بازیهای نفسگیر همه بازیگران شدم. تک تک سلولهای بدنشان بازی می‌کند. اصلا به نظرم بازیگر فرعی و اصلی خیلی از نظر قدرت اجرا با هم تفاوتی ندارند در این نمایش. آنقدر هر کدام از بازیگران درست و به جا و از وجودشان مایه گذاشته‌اند که خیلی سخت بتوانید بازیهای دیگری که تا حالا دیده‌اید را با ایشان مقایسه کنید. متن خوب، اجرای خوب و موسیقی خوب. اینها آنقدر خوب هستند که این نمایش مثل یک چراغ در خاطره‌ام روشن بماند. بدرخشید عزیزان... گل کاشتید.
دوستان انصافا این که مد شده انتهای نمایش از تماشاگر می‌خواهید بنشیند و نزدیک به پنج تا ده دقیقه عوامل اجرای نمایش را معرفی می‌کنید و از چهره‌هایی که شاید خیلی از آنها را نشناسیم تقدیر می‌فرمایید؛ اصلا جالب نیست. عین مسابقه‌های مدرسه بعد از اعلام هر نام نیز حضار باید تشویق کنند! این گرفتن وقت تماشاگر است و اصلا محترم و شایسته نیست.
سیمین و فرزان؛ یک نمایش پر از نبوغ و استعداد و خوش‌سلیقگی است که هنرمندان با سواد و هنر و جلای جان خویش، نمایشی منحصر به فرد و استثنائی را به مخاطب خود عرضه کرده‌اند.
نمایش هیچ کم و کاستی نداشت و روایت قصه و قصه‌گویی هنرمندان جوان همراه با موسیقی سنتی عالی و نحوه اجرای بی‌نظیر، داستان و پیام و حس خوب خود را به دل مخاطب می‌نشاند.
نمایش آنقدر نوآوری دارد و این روش اجرا آنقدر جذاب است که دیشب فکر می‌کردم می‌تواند در دراز مدت جایگاهی خاص در ادبیات اجرا و نمایش کشورمان برای خود باز کند. جایگاهی مشابه آنچه در اپراهای عروسکی استاد غریب‌پور شاهد آن هستیم.
نمایش ظاهرا برای کودکان طراحی نشده اما شبی که من تماشایش کردم؛ کودکان بسیاری حاضر بودند و با اشتیاق روایت داستانی آن را دنبال می‌کردند و با تمرکز تمام مات دختر و پسر عروسک‌گردان و راویان قصه ... دیدن ادامه » و مهربانیشان شده بودند و گوش جان به موسیقی سنتی سپرده لذت می‌بردند.
فقط ظاهرا دو شب از اجرا مانده است. پیشنهاد می‌کنم در این وانفسای زمانه، این دو اجرا را از دست ندهید با کودکان عزیز خود، به تماشای این هنر عزیز و ایرانی بنشینید.
این هنرمندان شایسته پشتیبانی ما هستند. قطعا اگر کمکی از من ساخته باشد دوست دارم با این گروه و جوانان نازنین از نزدیک دست یاری برسانم. افقهای بلندی پیش رویتان است. پایدار باشید و ممنون از همه حال خوبی که برایمان ساختید.
دوستان یک سوال؛ نمایشهای در حال اجرا بسیار است و البته نمایشهایی هستند که دوست داشتیم، آنقدر که شاید بخواهیم دوباره تماشایشان کنیم. شما کدام را ترجیح می‌دهید و چرا؟ آیا دوست دارید نمایشی را که دوستش داشتید دوباره ببینید یا ولع تماشای کارهای نو دارید و کارهای تکراری را نمی‌پسندید؟
درود ، من پارسال سیزیف و زندگی در تئاتر و سرزمین تهی سران رو دو بار دیدم ، امسال هم همچین گزینه ای نداشتم تا حالا و فقط چند کار با ارفاق 4 ستاره گرفتن ، البته لزومن همه 5 ستاره ها هم شاید شوق دوباره دیدن رو در آدم بوجود نیارن
۱۱ اردیبهشت
جناب عبداللهی عزیز. ممنونم که تماشای سیمین و فرزان را پیشنهاد دادید. تعریفش را شنیده بودم ولی شما اینجا کامنت گذاشتید بلافاصله برای دیشب بلیط خریدم. واقعا نمایش بی‌نظیری بود. کیف کردم. ممنونم.
۱۲ اردیبهشت
خواهش می‌کنم آقای یزدی عزیز
خیلی خوشحال شدم رفتید و خیلی خوشحال‌تر که کیف کردید

بی‌نظیر بودن از نظر من و شیرین عین قند
۱۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حیف از این نمایش که اینجا با اقبال اندک مخاطبان روبرو شده است. شاید اغراق باشد و نمایشهای خوب دیگری را در سال جدید تماشا کرده باشم؛ ولی این نمایش آنقدر به نظرم خوب بود که به تنهایی می‌تواند یکی از بهترین انتخابهایم برای تماشا در سال نو باشد. ممنونم آقای تشکر. یک نمایش بدون هیاهوی اجرا. بدون طراحی صحنه خاص. نور بود و صدا بود و بازی قوی آقای تشکر. یک نمایش کاملا مینیمال اما پر از حرف برای گفتن و یک اجرای حرفه‌ای. وقتی نمایش تمام شد، با اینکه خسته بودم ولی واقعا حس کردم که ای کاش بیش از این ادامه میافت. تماشای این نمایش را قویا توصیه می‌کنم.
چقدر خوشحال شدم ، منم سه شنبه بلیطشو دارم:)
۰۷ اردیبهشت
جناب یزدی درود و سپاس
در مورد اون نمایش بخصوص (نمایش شاپرک خانوم) مشکل سایت و سلبریتی نیست، اساساً مشکلش سالن و گروه مخاطبین اون نمایشه که تو این سایت نیستن.
مشکل قیمت و قیمت گذاری رو اما با شما کاملاً هم‌سو و هم‌نظرم و سیستم پیشنهادی‌تون به نظرم کارگشاست.
اما ... دیدن ادامه » در مورد استفاده از صفت "گزاف" : به ضرس قاطع میگم، برای "هیچ مونولوگی" در "هیچ سالنی" 40 هزارتومن قابل قبول نیست (حتا پاچینو در برادوی یا مرحوم شکیبایی در وحدت).
۰۸ اردیبهشت
سلام
بازی مسلط و قوی آقای بهنام تشکر اولین چیزیه که شما رو جذب میکنه .
در حین نمایش کدهایی داده می شد که ذهن من رو درگیر می کرد به طوری که مدام دنبال ارتباط جملات و کاراکترهای مورد اشاره بودم .
خیلی علاقمندم متن این نمایش رو گیر بیارم و با دقت و سر فرصت ... دیدن ادامه » بخونم .
در مجموع دیدن نمایش توصیه می شود
۱۴ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان سوال من در مورد قیمتگذاری بلیط این نمایش است. ضمن احترام به اساتید طهمورث و متخصص؛ که هنر ایشان بی‌قیمت و والا است.
چرا این نمایش (و نمایشهای مشابه) با اینکه تا زمان تنظیم این نوشتار، کمتر از ده بلیط برای روز دوم اجرا فروخته و کمی بیشتر برای روز افتتاحیه و تقریبا نود درصد سالن هنوز خالی است؛ چرا قیمت بلیط به این صورت بالا است؟ آیا بهتر نیست به جای فروختن دو بلیط هفتاد و پنج هزار تومانی، پانزده بلیط ده هزار تومانی (یا دوازده بلیط به جای صندلیهای شصت هزار تومانی) فروخته شود؟ با این تفاوت که با عایدی یکسان از فروش بلیط؛ سالن خالی نمی‌ماند و تعداد بیشتری از مخاطبان (خصوصا دانشجویان، کارمندها و علاقمندان مستمر هنر نمایشی) شانس تماشا پیدا می‌کنند؟ اینگونه شان اساتید نیز با پر شدن سالن حفظ می‌شود و برای سالن خالی اجرا نمی‌روند. این موضوع برابری ... دیدن ادامه » قیمت بلیط واقعا سوال شده برای من. البته این چالش برای سالنهایی به نظرم می‌تواند مطرح شود که درصد کمی از سالن برایشان پر می‌شود و اقبال اندکی در جذب مخاطب می‌یابند و قطعا برای نمایشهای پرفروش قابل طرح نیست.
اتفاقا این سوال برای من هم مطرحه !
۰۳ اردیبهشت
چه خوب ظاهرا قیمت ها تعدیل شد. تخفیف پلاس هم دارن
۰۴ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره پرفورمنس بی نام i
برداشت من از زبان بدن و صورت تماشاگرانی که با آنها نمایش را تماشا کردم آن بود که انگار دنبال یک اجرای بیشتر، پیام بیشتر، شهود بیشتر و درک بیشتر از نمایش بودند. و حس آنها بلافاصله بعد از اتمام اجرا برایم بسیار قابل درک بود که بعضا حتی از نمایش ناراضی باشند. بعد که بیشتر به اجرا فکر کردم، حدود دو سه روزی که از آن گذشته و اجرا و حرکات بازیگر گوشه ذهنم چسبیده؛ می‌بینم این نمایش جایی در ناخودآگاه تماشاگر را با ابزار ادراک و نه شهود مستقیم برای انتقال پیام خود انتخاب کرده است. پیامهای نمایش که با تصویر و حرفهای محدود در ناخودآگاه فرد می‌نشیند و تا روزها او را وادار به اندیشیدن می‌کند. شاید اکثر تماشاگران این روزها در پی دریافت پیام مستقیم از هنر با شنیدن دیالوگ و حرکات، موسیقی و ابزار اجرا باشند. ولی این اجرا به نظرم یه تابلوی هنری متفاوت است که تعداد ... دیدن ادامه » کمی از مخاطبانش را بتواند راضی از سالن بیرون بفرستد. این نمایش را باید تماشا کرد و به آن فکر کرد. درست وقتی به یک گالری هنری می‌رویم و دقایقی بلند به یک تابلو هنری خیره می‌شویم، شاید پیامها و محتوای هنری آن را کشف کنیم.
به مهلا عرب فریدی تبریک می‌گویم. از اجرای متفاوت و محتوای هنری اجرایش لذت بردم. حداقل برای من، این نوع اجرا لذت بخش بود.
چقدر برنامه جدید اضافه شده به ویترین تیوال... چه جشنواره خوبی که گونه‌های مختلف اجرا را دارد. هم نمایش، هم پروفورمنس و هم نمایشنامه‌خوانی. آدم وسوسه می‌شود که چند تایی را تماشا کند. اما گروههای اجرایی را نمی‌شناسم. کدام را پیشنهاد می‌کنید عزیزان؟
زهره الف و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنده چندگاهی است که نمایش تماشا می‌کنم. وقت نمی‌شد روزی یک نمایش، وقت می‌شد و انرژی داشتم روزی تا چهار نمایش می‌دیدم. سبد انتخابی‌ام نیز بسته نبود. دوست داشتم در فضای آرام نمایش، سلایق مختلف را تجربه کنم. هر طعمی از سلایق مزه خود را دارد و این تنوع اجرا روحم را جلا می‌بخشید. در همین راستا نیز در این سایت نظرم را در مورد نمایشها ابراز می‌کردم. فضایی که از تضارب آرا در اینجا پدید آمده بود موجب بالارفتن دانش، و یادگیری در درست دیدن نمایش می‌شد و این واقعا پسندیده و لذت‌بخش بود. نظرم را در مورد چند نمایش را با دادن امتیاز و چندی دیگر را با نوشتن سیاهه‌ای که اسمش شده است نقد بیان می‌کردم. نظراتم لزوما در جهت منفی نبوده، و گواه این موضوع امتیازاتی است که می‌توانید ببینید به نمایشها داده‌ام و نیمی بیشتر امتیاز بالایی را گرفته‌اند. حتی از نمایشهایی ... دیدن ادامه » تمجید کرده‌ام که از نظر دوستان شایسته نبوده‌اند و این زیبایی کار هنر است که هر کس قدر فهم و سلیقه خود از آن لذت می‌برد. حال آنکه من خودم اسم نقد روی نوشتارم نمی‌گذارم. اینها نقد نیست. نظراتی است که شنیدن آن شاید کمک کند اسبابی از نمایش تغییر یابد یا بهبود یابد. در این نظرات هم همیشه سعی کردم جنبه‌های مختلف را ببینم. از سالن و محل اجرا بگیریم تا محتوا و حرکات بازیگران. این نظرات را هم کما اینکه در معرفی خود نوشته‌ام از دید یک "بی‌هنر" بخوانید. ادعایی نداشته‌ام ولی حقیقتا دلم می‌سوخت که نمایشی عالی باشد ولی رفتار تماشاگر موجب آزار دیگر حاضران شود. یا گرمای سالن موجب سختی در تماشا شود. اینها سیاه‌نمایی نیست. اینها نباید موجب شود که بنده "فراستی" نامیده شوم و با الفظی همچون "بکش بیرون داداش" و "فازت چیه" مورد توهین قرار بگیرم که محتوای آن را در ذیل چند ارسال اخیرم مشاهده می‌فرمایید. و متاسفانه ای کاش این تشرها را از کاربرانی شناخته شده و صاحب قلم در این سایت می‌شنیدم که متاسفم که این محتوا از جانب کاربرانی با کمتر از دو روز عضویت برایم ارسال شده است.
بگذریم از مشکلاتی که حین اجراها با آن مواجه بوده‌ام و آن مزاحمتهای تماشاگرانی است که عاشق حقوق شهروندی هستند و تنها دوست دارند از مزایای آن بهره‌مند باشند و هیچگاه فکر نکرده‌اند که عدم صحبت در سالن، عدم استفاده از گوشی حین اجرا و عکاسی و تحرک حین آن نیز موجب تضییع حقوق نفر کناری و پشت سری‌شان می‌شود و وقتی از این باب در این محفل سیاهه‌ای نوشته‌ام متهم شده‌ام که "۳۰۰ تا کامنت اینور اونور گذاشتی ۲۹۹ تاش ایراد گرفتی درحالی که ادعات پرده فرهنگ و هنر رو پاره کرده نفهمیدی تئاتر در ایران بیشتر از اینهمه دری وری نیازمند حمایت هست"! یا در جای دیگری که از کیفیت و شرایط نازل اجرا مجبور به ترک سالن شده‌ام نوشته‌اند "واقعا وسط نمایش سالنو ترک کردی؟ بعد واقعا ادعای دغدغه داشتن و احترام و فلان و بهمانت داره چیز خرو پاره میکنه"! و بسیاری از این دست توهینها که بنده به سبب حفظ احترام تیاتر از پاسخدهی به اینها خودداری کردم.
مجموع این فضا موجب شده است تا تصمیم بگیرم تا از این فضا فاصله بگیرم. تا انتهای فروردین ماه بلیط خرید کرده‌ام و به تماشا خواهم نشست لیکن فضا مسموم‌تر از آن به نظر می‌رسد که بتوان لذت تماشای نمایشهای نازنین را مزه مزه کنم چرا که شیرینی آن به کامم تلخ‌تر از تلخ شده است. لذت خواندن نمایشنامه در تنهایی به صد هجمه این چنینی می‌ارزد.
خدانگهدار دوستان. پایدار باشید و سلامت.
دوست عزیز، شما خودتون دارید می‌گید کاربران چند روزه توهین کردن
منهای این قضیه که هر کسی با کامنت‌هاش شخصیتشو نشون می‌ده، کاربران چند روزه آتیششون خیلی تنده و خیلی نباید به کامنت و نظراتشون توجه کنین

ولی قبل از همه این موارد آرامش خودتونو از همه چیز ... دیدن ادامه » مهم‌تره..هر کاری به صلاح اونه انجام بدید :)
موفق و مؤید باشید
۲۶ فروردین
جناب دانش نازنین، هنر موجب آرامش است نه ترس و فوبیا. من کاری که می‌کنم این است که اول برنامه همه نمایشها را سعی می‌کنم روی کاغذ داشته باشم. به این ترتیب ساعتهای اجرا در ذهنم شکل می‌گیرد. برای تماشای چند نمایش حقیقتش این است که چون سالنها از محل کار و زندگی ... دیدن ادامه » من دور است؛ دو یا سه نمایش دیدن در یک شب موجب کاهش اتلاف وقت و خستگی در مسیر برای رسیدن به سالنها می‌شود. بنابراین سعی می‌کنم اگر در یک سالن دو نمایش پشت هم اجرا می‌شود، هر دو را در یک شب تماشا کنم. مثلا نمایشهای جدید سالن مهرگان یک را در یک شب و سالن دوم آن را در شب دیگر تماشا می‌کنم. به این ترتیب نمایشها با اجرای همزمان را از دست نمی‌دهم و از زمانی که در ترافیک می‌گذرد دوبار برای رسیدن به یک سالن ضرر نمی‌کنم. گاهی فرصت و انرژی دارم و می‌توانم نمایشهای بیشتری تماشا کنم. همیشه این فرصت پیش نمی‌آید ولی بسیار پیش آمده که سالنهای نزدیک را بررسی کرده‌ام و دیده‌ام مثلا یک سالن ساعت پنج اجرا دارد با پنجاه دقیقه نمایش. دیگری شش و نیم اجرا دارد با زمان اجرای کم. و بعد هم دو سانس اجرا در سالن دیگر از ساعت هفت و نیم به بعد. این گونه چهار اجرا را برنامه‌ریزی می‌کنم تا تماشا کنم. مثلا همین حالا می‌توانید با برنامه‌ریزی نمایش کد را در سالن استاد مشایخی تماشا کنید، پرفورمنس بی‌نام را در عمارت روبرو، و بعد می‌توانید هر کدام از سالنهای مهرگان، نوفل لوشاتو یا شهرزاد را برای تماشای دو نمایش دیگر انتخاب کنید. همه این سالنها هم نزدیک هم هستند و دسترسی پیاده به آنها راحت است. همینطور پیش آمده که جشنواره بوده و از صبح یا ظهر تا عصر چند اجرا پشت سر هم بوده و توانسته‌ام همه را تماشا کنم.
۲۷ فروردین
⁦❤️⁩
۲۷ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره نمایش زایش i
نمایش را دوست نداشتم. موضوعی کسالت آور که البته یکنواختی در اجرا آن را خواب‌آور هم کرده بود. تعجب می‌کنم که در تمام نظرات اخیر اشاره شده است که نمایش خنده‌دار بوده و کلی خندیده‌اند! بخشهای خنده‌داری در نمایش وجود دارد ولی نمایش کمدی نیست. حداقل به نظرم داستان نمایش و شوخیهای آن، جذابیتی حداقلی برای گروه فرهیخته جامعه که تیاتربین هستند داشته باشد چون اساسا به نظرم گرفتار فضای مجازی، آنگونه که در نمایش می‌بینیم نیستند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را امشب تماشا کردم. همه چیز عالی بود. بیش از حد تصورم عالی بود. اما متاسفانه در ردیف جلویی جوانانی نشسته بودند که دایم یا با موبایلشان کار می‌کردند، یا با هم با صدای بلند حرف می‌زدند و مدام از صحنه اجرا عکس می‌گرفتند؛ و البته به بازی نقش ونسان با تمسخر می‌خندیدند! در کنارم زوج جوانی نشسته بودند که با هم شوخی می‌کردند، موبایل به هم نشان می‌دادند و البته با دست به سر و صورت هم می‌زدند! همه اینها باعث شد تا نتوانم دیالوگها را درک کنم، تمرکزم را از دست بدهم و پیامهای نمایش را نفهمم. از این بابت زجر کشیدم؛ واقعا عصبانیم و احتمالا دوباره برای تماشایش بروم. مزاحمت تماشاگران حین اجرا، من را دارد به جایی می‌رساند که شاید دیگر به تماشای تیاتر نروم و بیشتر نمایشنامه بخوانم.
واقعا خجالت آور ، شرم آور دلسرد کننده و مشمئز کننده بود.
۲۳ فروردین
بله دوستان واقعا تاسف آور است. میثم جان، البته من هر چه فکر می‌کنم نمی‌شود که به خاطر عده‌ای بی‌توجه، خود را از نعمت هنر بی‌بهره کنیم. من فکر می‌کنم شاید بتوان با خرید بلیط در شبهایی که نمایشها مخاطب کمتری دارند، مثلا شبهای هفته دوم و سوم اجرا، می‌توانیم ... دیدن ادامه » تا حد بسیار زیادی از گزند این افراد در امان باشیم. چرا که من به شخصه بدترین تجربه‌ام را در نمایشهایی داشتم که در شب افتتاحیه و شلوغ به سالن رفته‌ام که اکثر تماشاگران نه به علاقه که به دعوت به سالن تشریف آورده‌اند! شبهای بعد از آن وقتی پلان سالن را می‌بینم، بسیاری از صندلیها خالی است و می‌توان صندلی دورتر از سایرین انتخاب کرد.
۲۵ فروردین
بله البته جناب یزدی
به خاطر برخی افراد که بی توجهی میکنن نمیشه اصل ماجرا رو نادیده گرفت و از مقوله ی تماشای تئاتر چشم پوشید .
واقعا امیدوارم که فرهنگسازی در این حوزه بیشتر و جدی تر صورت بگیره
۲۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان نمایش چندان جذاب نبود. یعنی به نظرم می‌توانست خیلی خیلی بهتر پرورانده شود و البته باورپذیرتر شود.
به نظرم در مورد طراحی صحنه این نمایش بیشتر باید صحبت کنیم. طرز چینش صندلیهای تماشاگران نمایش واقعا حس خوبی رو بهم منتقل کرد. صندلیها به صورت روبروی هم و بر روی چهار وجه دور بازیگران چیده شده بود و بازیگران گهگاه به سمت آنها حرکت می‌کردند. اینکه با نگاه به صحنه نمایش، در پس‌زمینه در طرف مقابل سایر تماشاگران دیده می‌شدند، زمینه‌ای بود که در کمتر نمایشی با آن مواجه می‌شویم. البته باید توجه کنیم که چون چینش صندلیها بر خلاف استاندارد سالن نمایش است و تغییر یافته است، شماره صندلیها به دقت و طبق پلانی که بلیط فروشی وفق آن انجام شده نبود و علی رغم شماره گذاری درست بلوکها و ردیفها، شماره صندلیها به درستی چیده نشده و موجب سردرگمی بود.
میز انتخاب ... دیدن ادامه » شده برای چهار نفر اصلا خوب نبود. یک میز بلند مستطیلی که هر طرف از تماشاگران چهره و بازی یکی از بازیگران را که پشتش به آن سمت بود از دست می‌دادند. به نظرم خیلی خیلی بهتر بود که میز انتخابی دایره‌ای بود و جذاب می‌شد که زیر میز هم صفحه‌ای گردان تعبیه می‌شد که در طول نمایش به آرامی بگردد و بازیگران به تناوب مقابل هر وجه از تماشاگران قرار گیرند. یا حداقل برای بازیگران حرکت بیشتری طراحی می‌شد تا بین صندلیها جابجا شوند و نشستن طولانی مدت آنها موجب از دست رفتن بازی و صورت آنها برای تماشاگران نشود. قسمت مهم دیگر که به دلیل چینش بد صحنه از دست رفت، بخشی بود که دختر و پدر روی صحنه مقابل هم قرار دارند و دختر روی زمین نشسته است. علی رغم بازی احساسی و تاثیرگذار آن دختر، به دلیل آنکه پشتش به سمت یکی از ردیفها بود، کاملا آن بخش از بازی که اتفاقا نقش حس پررنگ و البته بدون دیالوگ بود، برای آن بلوک از تماشاگران از دست رفت. متاسفانه شما روی هر کدام از صندلیها بنشینید، بازی عالی یکی از بازیگران را از دست می‌دهید. البته شاید این کار برای است که شما مجبور شوید دوبار به تماشای این نمایش بروید تا از وجوه مختلف نمایش را ببینید!
نقطه ضعف تاثیرگذار دیگر این نمایش طراحی نور آن بود. صحنه بیش از حد تاریک بود و تمرکز نور صحنه روی میز و تامین آن با تنها یک چراغ موجب تاریکی بیش از حد صحنه و البته تاریکی گوشه‌های فضای صحنه می‌شد که بازیگران به آن سمت حرکت می‌کردند. می‌شد از نور موضعی به نحوی مناسب استفاده کرد.
در کنار همه اینها، صحنه طوری طراحی شده بود که حس حضور در یک خانه را به تماشاگر منتقل می‌کرد. بوی خوب غذا در سالن پیچیده بود و به نظرم استفاده از بو در نمایش واقعا جذاب است. رنگ نور انتخاب شده گرم بود هر چند که به نظرم همانطور که پیشتر گفتم، نور می‌توانست بهتر طراحی شود. طراحی لباس اما نیاز به بازنگری دارد. موسیقی انتخاب شده و صداهای ضبط شده نیز خوب طراحی شده بود. اما سالن بسیار گرم بود و صدای پخش فوتبال در بیرون سالن تمرکز تیاتر را بر هم ریخته بود.
با همه اینها، از نظر من نقطه قوت این نمایش بازیگرانش هستند. بازیگران بسیار مسلط و خوب بازی می‌کنند. نگاهها و اشکهای دخترها طبیعی و البته دردناک است. صورت غمگین و ناامید پدر و سادگی و لهجه نازنینِ مادر؛ زبان بدن بازیگران، حرکت دستها و صورت آنها واقعا حرفه‌ای بود. بیان بازیگران عالی بود. به نظرم، بازیگران این نمایش، سطح کیفی نمایش را تا حدود زیادی بالا برده بودند و بدون آنها، تماشاگر ناراضی از سالن بیرون می‌آمد.
با همه این اوصاف، در مجموع من نمایش را موفق و خوب ارزیابی می‌کنم و به نظرم در مقایسه با تمام نمایشهایی که این شبها اجرا دارند، این نمایش ارزش تماشا دارد.
درود بر شما
جناب یزدی گرامی، مشکل شماره گذاری در صندلی‌ها از سمت تیوال بود که اصلاح شد.
با سپاس
۲۸ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید