تیوال neda moridi | دیوار
S3 : 14:28:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
neda moridi
درباره نمایش الیزابت باتوری i
سلام.
دوستان تیوالی؛
یکی از دوستان من برای امروز، ردیف ٣، صندلی١٠، بلیت نمایش "الیزابت باتوری"داره اما امکان رفتن ش رو نداره... اگر کسی تمایل داشت که نمایش رو ببینه، با این شماره میتونه تماس بگیره.
٠٩١٢٥٧٥٢٦٩٨
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.
دوستان عزیز اگر کسى بلیت اضافه داره و امکان رفتن براش وجود نداره... ممنون میشم به من اطلاع بده.
٠٩١٢٢٣٧٤٢١٤
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.
دوستان گرامى تیوالى ، اگر کسى یک بلیت اضافه براى نمایش "فرایند" روز ٥شنبه ٢٢.شهریور داره که نمیدونه باهاش چه کار کنه ممنون میشم اطلاع بده.... و یه مشتاق ناکام رو کامروا کنه...
با سپاس
Neda.solo@yahoo.com
میترا، محمد لهاک و بابک این را خواندند
برای امروز پنج شنبه 22 شهریور یک بلیت برای سانس ساعت 21 موجود است، ردیف 4

لطفا با این شماره تماس بگیرین: 09123327309
۲۲ شهریور ۱۳۹۷
جناب کیا گرامى،
سپاسگزارم از توجه تون... متاسفانه من امکان دسترسى به اینترنت رو نداشنم تا از پیشنهادتون بهره ببرم.
ولى بازهم ممنون.
۲۳ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از نزدیک به ٦ ماه دورى از حال و هواى خوب تاتر، امروز با این امید اومدم تیوال که بلیت نمایش"عکس سفید" و " سانتى متر" رو بگیرم و کمى تاتر درمانى کنم.... که متاسفانه متوجه شدم که اجراى این دو نمایش تمام شده.... برام خیلى جالبه که همیشه نمایش ها به طور خیلى رقت بارى "نسیه مانند" اعلام إجرا مى کردند و یه نمایش به طور متناول چندین بار تمدید میشد که خود من شخصا مخالف این روش نامناسب و بى برنامه بودم و هستم... ولى این دو نمایش گویا اصلا تمدید نشده... و متاسفانه و یا خوشبختانه طبق دوره ى اعلام شده و برنامه ریزى شده اجرا رفته و حتى یک بار هم تمدید نشده...نمیدونم دلیل این عدم تمدید عدم استقبال بوده یا برنامه ریزى دقیق دوستان...ولى من که خیلى مشتاق بودم "عکس سفید" رو ببینم و بعد با دوستان م یه گفتگو مبسوط داشته باشم که نشد...
فرزاد، نسیبه متاجی، امیرمسعود فدائی و Samira این را خواندند
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
سانتیمتر دور دومی بود که اجرا میرفت..
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
منظورتون اردى بهشت سال جارى ه!؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
اره عزیزم
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه ى تیوال"عاقبت عشاق سینه چاک" خیلى حرفه اى کار کرده به نظرم....نام بردن از تمامى قطعه هاى استفاده شده در نمایش،،،، توى صفحه ى مربوط،،خیلى اتفاق خوبى ه.... که معمولا اتفاق نمیفته.... یا حداقل من ندیدم..... فقط تنها چیزى که تو ذهن دارم نمایش"کالیگولا" از همایون غنى زاده بود که سال١٣٨٩ اجرا رفت و یادمه که توى بروشورهایى که دست تماشگران هنگام ورود به سالن میدادند،،، قطعات پخش شده رو معرفى کرده بود به طور کامل.... و به قدرى این اطلاعات کامل و مفید بود...که من واقعا کیفور شدم... خصوصا که از اون زمان طعم متفاوتى از موسیقى رو هم تجربه کردم....
خلاصه مرسى به خاطر این اتفاق خوب.
دقیقا به نکته خیلی خوبی اشاره کردین امیدوارم در نمایش های دیگه هم این مهم لحاظ بشه چون واقعا تجربه حس هایی که در حین نواخته شدن اون موسیقی خاص با اجراهای بینظیر ایجاد میشه فراموش نشدنی هستن و نیاز به تکرار تجربه شدید احساس میشه.
۲۶ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
neda moridi
درباره نمایش پسران تاریخ i
با یک جفت چشم، دیدن این نمایش واقعا سخته...
براى دیدن بازى هرکدوم از بازیگرها باید یک جفت چشم داشت....من که خیلى از صحنه ها رو از دست میدادم...
آفرین بر شما , چقدر درست گفتید .. هر یک از شخصیت ها دارای دنیای وسیع و استثنایی خودشون هستند و راه حلش اینه که , باید چندین و چند بار نمایش را دید :) . من شخصا هر بار این نمایش را به خاطر و مخصوص یکی از آنها میبینم و ازشون برای خودم اینطور نام میبرم :) :

The History ... دیدن ادامه » Boys , Irvin's Edition
The History Boys , Hector's Edition

و Dorothy و .. .. , تا هر بار که مقدور بشه :))

۲۲ آذر ۱۳۹۶
خانم neda moridi ارجمند .. این نمایش به احتمال زیاد در جشنواره آتی اجرا داره .. در اینصورت , امید اینکه بتونید از آن هم دیدن کنید ..
۲۲ آذر ۱۳۹۶
چقدر جالبه؛یک نمایش رو کسی چندبار دیده و دلش می‌خواد بار دیگه هم ببینه و کس دیگه همون یک‌بار هم که دیده اصلاً دوست نداشته!!
۲۲ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان تیوالى گرامى،،، اگر کسى یک عدد بلیت نمایش پسران تاریخ براى روز ٣شنبه ١٤ آذر داره که امکان استفاده ازش رو نداره ممنون میشم اطلاع بده...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیارى، تیوال و دوستان تیوالى گرامى
در مورد آغاز ساعت بلیت فروشى اجراها و نمایش ها یه پیشنهاد داشتم که البته پیشترها هم مطرح کردم اما مورد توجه قرار نگرفت...
من همیشه با ساعت شروع بلیت فروشى که ١٢ ظهر هست مشکل داشتم و واقعا هیچ وقت نتونستم که اون ساعت بلیت تهیه کنم.... و فکر میکنم چون اون ساعت معمولا همه به نوعى درگیر کار و یا مسائل روزانه هستند امکان خرید بلیت سخت مهیا میشه... حداقل براى من به شخصه که تا ساعت٨ و ٩ شب سرکار هستم واقعا کار شاقى حساب میشه... باتوجه به اینکه بلیت ها در زمان بسیار کوتاهى تموم میشه معمولا انتخابى براى افرادى مثل ما باقى نمیمونه... و این باعث میشه که یا بیشتر نمایش ها رو از دست بدیم و یا اینکه به بدترین جاى ممکن که زیاد هم جالب نیست رضایت بدیم...و بعد هم پشیمون بشیم.... البته اعلام نسیه ى روزهاى اجرا هم مزید بر علت میشه تا تهیه ... دیدن ادامه » بلیت از فتح قله ى قاف هم سخت تر بشه...
به نظرم اگر آغاز بلیت فروشى از ساعت١٢ ظهر به ساعت٢٠ یا ٢١ تغییر کنه و یا حتى به روز هاى جمعه همون ساعت ...فرصت بهترى براى بقیه ى دوستان دیگه که موقعیت مشابه من دارند مهیا میشه تا بتونند نمایش هاى مورد نظرشون رو پیگیرى کنند.

البته تا نظر دیگر دوستان تیوالى چى باشه و دوستان در راس تیوالى چه روشى اتخاذ کنند!!!
Marillion، صدف اسمعیل پور و امیرمسعود فدائی این را خواندند
farhad riazi این را دوست دارد
درود .. ساعت 20 یا 21 زمان اجرای خیلی از نمایش هاست و ممکنه افراد زیادی در اون زمان در سالن و در حال دیدن نمایش باشند :)
۰۲ آذر ۱۳۹۶
Marrillion گرامى، صحبت شما کاملا درست ه... ولى باتوجه به اعلام بلیت فروشى که تقریبا هر هفته انجام میشه و چندین بار طى دوره ى اجرا ى نمایش صورت میگیره... دوستانى که تو سالن تشریف دارند اون زمان رو، میتونند روزهاى دیگه از فرصت استفاده کنند و بلیت تهیه کنند... و ... دیدن ادامه » یا بلیت فروشى به روز جمعه موکول بشه... به نظرم این روش میتونه خوب باشه.
۰۳ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
neda moridi
درباره نمایش فروغ سارا‌پینا i
و اما فروغ ساراپینا....

"جلوگیرى از ادامه ى اجراى این نمایش تنها اجحاف در حق عوامل و گروه محترم نمایش نبود....بلکه اجحاف در حق تمام دوستانى بود که شعر، ادبیات و هنر حالشون رو خوب مى کرد."

همین چند روز پیش بود که کتاب"زندگى نامه ادبى فروغ فرخزاد" به قلم خانوم فرزانه میلانى رو تموم کردم و به فاصله ى ٢ روز بعدش یعنى روز ٢٢ شهریور ٩٦ به طرز خیلى معجزه آسایى تونستم کارم رو ساعت٦ تموم کنم تا به تماشاى نمایش"فروغ ساراپینا" ى محسن حسینى بنشینم... وقتى براى خرید بلیت اقدام کردم متوجه شدم که امروز یعنى٢٢ شهریور اخرین روز اجراست... و کلى ناراحت شدم چون مطمئن بودم که این نمایش رو از دست داده م و از فروغ ساراپینا محروم میشم(زمان اجراى این نمایش شهریورماه و مهر ماه اعلام شده بود).. اما وقتى خرید بلیت رو زدم..... متحیر شدم که تقریبا به جز ردیف اول و چند ... دیدن ادامه » صندلى ردیف دوم و سوم همه ى صندلى ها خالى ست....خیلى خوشحال شدم که میتونم این نمایش رو ببینم.....فکرش رو بکنید سالن استاد ناظرزاده ى کرمانى با این نمایش فقط ١/٢٠ ظرفیت ش پر شده بود.... شاید هم کمتر....

به هر حال تونستم بدون دستپاچه گى و تعجیل تو ردیف سوم یه صندلى خوب انتخاب کنم و به فاصله ى یک ساعت بعد به سالن نمایش برسم.(که تقریبا از محالاته)

سالن نمایش از فرط کمى تماشگر یه چیزى شبیه یه مجلس خصوصى یا نمایش خصوصى بود....نمایش شروع شد و جناب حسینى توى تاریکى ابتدایى نمایش، روى صحنه حاضر شدند با موهایى که چهره ى محسن نامجو رو با همه ى دغدغه هاى ذهنى ش تداعى میکرد.... از همون اوایل نمایش به نظرم رسید جناب حسینى قدرى عصبى و ناخشنود هستند و در ادامه، دیالوگ هایى که گفته میشد از سمت ایشون( که باور من این بود که جناب حسینى از فرط خشم تمایل به این کار دارند تا به نوعى به برون ریزى درونى منجر بشه(البته این فقط تصور من ه) یه چیزى شبیه دیالوگ هایى که شهاب حسینى به بابک کریمى میگه تو همون صحنه ى معروف و ملموس صحنه ى تاتر" مرگ فروشنده" ارتور میلر توى فیلم "فروشنده " اصغر فرهادى که کاملا درونى و حقیقى ه هرچند که نقش مقابل و البته مخاطب یکه مى خوره)این گمان من رو قوت بخشید...در طول نمایش همینطور که صداى فروغ با بازى هاى خوب بازیگرهایى که چهره نیستند اما بازیگر هستند و از قضا خوب هم هستند همراه میشد.... به این فکر مى کردم که چرا سالن به این خوبى،،، نمایش به این خوبى،،، بازیگرهاى به این خوبى،،،کار به این خوبى که فروغ و سارا و پینا و ماریانا(البته من خودم پینا بائوش و ماریانا آآبراموویچ رو نمیشناختم)دستمایه ى شکل گیرى این نمایش شدند اینقدر تنها هستند....اونموقع من هم ناراحت شدم و البته عصبانى....و به جناب حسینى حق دادم.
نمایش که تموم شد بعد از تشویق تماشاگر ها که الحق تماشاگر بودند هرچند که کم بودند اما مخاطب حرفه اى نمایش بودند... جناب حسینى مخاطبین رو دعوت به نشستن کرد تا چند کلامى صحبت کنند.... تا تمام گمان هاى من رنگ واقعیت بگیره..با شنیدن اینکه این نمایش در پانزدهمین روز اجرا توقیف میشه(على رغم تمام سانسورهایى که قبل از اجرا و البته حین اجرا اعمال شده) تا به قول جناب حسینى نمایش هایى اجرا بره که فقط به هر طریقى قصد خنداندن مخاطب رو داشته باشه... برآشفته شدم...دلم سخت گرفت.... به قول ابتهاج"من دلم مى گیرد که هوا هم اینجا زندانی است"....
جناب حسینى شما محق هستى که عصبى باشى و ناراحت...هرچند که در دفاع از فروغ نازنین از فرط خشم تمام زنان سرزمین م را هیستریک و یا هرچه که نباید خطاب کنى...دفاع از فروغ دفاع از نوع بشر است نه جنس بشر....

""توقیف این نمایش تنها اجحاف در حق عوامل و گروه محترم نمایش نبود....بلکه اجحاف در حق تمام دوستانى بود که شعر، ادبیات و هنر حالشون رو خوب مى کرد."
در هرصورت حسن اتفاق خوندن کتاب"زندگى نامه ى ادبى فروغ فرخزاد" و نمایش "فروغ ساراپینا" تو فاصله ى تقریبا همزمان انقدر کیفورم کرد که تا چند صباحى غصه ى اینچنین و آنچنان رو نخورم.
مهدی حسین مردی، Ali و امیرمسعود فدائی این را خواندند
آذین حجازی این را دوست دارد
نمایش فروغ ساراپینا توقیف نشده و از طرف اداره تئاتر از ادامه اجرا جلوگیری نشده. بلکه بعلت عدم رسیدن به کف تعداد تماشاگر طبق قوانین سالن و قرارداد فی مابین اجرای نمایش پایان یافت. جسارت بنده رو ببخشید چون وقتی از توقیف حرف میزنیم ممکنه سوتفاهم بشه. ای ... دیدن ادامه » کاش تئاتر فیزیکال به جایگاه واقعیش در ایران برسه. البته ممکنه این نوع تئاتر دچار جرح و تعدیل دربازبینی اولیه قرار بگیره که در گفتگوی جناب حسینی اشاره شده.
۲۴ شهریور ۱۳۹۶
امیر مسعود عزیز من هم سعی کردم فقط در مورد کلمه توقیف توضیح بدم و در مورد خود نمایش صحبت نکنم چون با تو هم عقیده ام
۲۴ شهریور ۱۳۹۶
جناب بولو گرامى... امیدوارم من اشتباه شنیده باشم(هرچند ته مانده ى ذهنى من از صحبت هاى جناب حسینى خلاف اینو میگه) یعنى بیشتر دوست مى دارم که من اشتباه کرده باشم(امیدوارم).کاش فیلمى ازش بود و میشد مجدد دید صحبت هاى ایشون رو.
با این حال مرسى از توضیحات مبسوط ... دیدن ادامه » شما و دوستان دیگه!
۲۴ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در گذشته ى خیلى نزدیک به حال یه سالن بود به نام "کنش معاصر" واقع در خیابان طالقانى، بین فریمان و سرپرست.... که مدتیه خبرى ازش نیست.... و البته سالنى به نام "پایتخت" با همین ادرس توى سایت معرفى میشه که من تابحال نرفتم... ولى آدرس دقیقا مشابه ادرس سالن "کنش معاصر" ه.... دوستان کسى اطلاع داره که این سالن همون سالن ه و صرفا اسمش عوض شده!؟ یا این دو سالن کاملا متفاوت هستند!؟
الهه الف این را خواند
با سلام
این سالن نمایش همان سالن نمایش کنش معاصر هست فقط تغییر نام داده
۱۷ تیر ۱۳۹۶
مرسى از جناب حسین مردى و الهه الف گرامى....
به نظر من"کنش معاصر" اسم خیلى جالب و گیرایى و البته درخورى بود که نظرم رو همون موقع هم خیلى جلب کرد..
۱۸ تیر ۱۳۹۶
سپاس از شما
۱۸ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
neda moridi
درباره نمایش ماجرای مترانپاژ i
مدت هاست که مدام دارم فکر می کنم که چرا برای یه اجرا زمانبندی درست و مشخصی درنظر گرفته نمیشه؟ این اتفاقی ه که توی این چند سال اخیر شاهدش هستیم متاسفانه و پیش تر ها شاهد همچین مسئله ای نبودیم...حداقل سابقه ی ذهنی من اینو میگه...اون زمان هایی که توی صف می ایستادیم و بلیت تهیه میکردیم .... البته به زعم من ابن کار تعمدا صورت میگیره اهرچند که من نتونستم دلیل قانع کننده ای برای این کار پیدا کنم...مثلا نمایش مترانپاژ دوره ی اجرا رو اعلام میکنه از 18 خردا تا10 تیر .....و من مخاطب به هر زحمت و سختی و باهزار بار جابجایی کارهام یه بلیت میگیرم که تا 10 تیر بنونم اجرا رو ببینم ... بعد میبینم که اجرا تمدید شده اونم به مدت 20 روزه دیگه... که البته تجربه ی من میگه باز هم تمدید میشه...این روال تنها درمورد مترانپاژ نبوده و نیست ....درمورد خیلی کارهای دیگه هم من جمله "بی پدر" ... دیدن ادامه » "مومو و موسیو ابراهیم"(یک ماه تمدید شد)و خیلی کار های دیگه ای که من خودم تجربه ی شخصی دارم....به جز کارهای اقای رحمانیان تقریبا این اتفاق داره برای همه ی نمایش ها میفته....
اینکه یه نمایش تمدید بشه ذاتا ایرادی بهش وارد نیست ...اما من ه مخاطب حق دارم اطلاعات صادقانه و به دور از هرگونه ترفندهای اقتصادی و روانی رو داشته باشم تابتونم با برنامه ی مشخص و با اضطراب کمتر به دیدن نمایش. مورد علاقه م برم... اما اینکه این چه سیاستیه (بازهم دلیلش روشن و واضحه)که تو اعلام اولیه یه نمایش یه دوره ی 15 روزه و یا گاهی کمتر رو مشخص میکننه بعد به هربار به طرز محیرالعقولی بیش از یک ماه دیگه تمدیدش میککند!!!! معمولا نمایش ها حداقل یه دوره ی 30 روزه اجرا میرن و بعد مسءولین در صورت نیاز تمدیدش میکنند(یک هفته یا کمی بیشتر)نه اینکه دوره ی اجرا 10 روز اعلام بشه و بعد دقیقا روز آخر اعلام میکنند که 30 روز دیگه تمدید شده... البیته گاهی به طور تدریجی این اتفاق شکل میگیره ... به این ترتیب که مثلا نمایش ایکس 3 روز دیگه تمدید شد... بعد از 3 روز دیگه دوباره 7 روز دیگه تمدید میشه... بعد از 7 روز دوباره.... و دوباره... (شاهد مثال "مومو و موسیو ابراهیم" )
من میخوام بدونم مگه سالن ها و نمایش ها برای اجراها برنامه ریزی نمیکند که مثلا این اجرا تا این تاریخ میره ...و بعد این اجرا ی دیگه جایگزین میشه...!!!!
یا شاید هم انقدر دچاره بحران زدگی و عدم توانایی برنامه ریزی هستیم که حتی یه مدیریت ساده برای یه دو دو تا چهار تای ساده هم از توانمون خارجه...!!!
به نظر م حداقل احترام به شعور مخاطب و تماشگرء دادن اطلاعات واقعی و خالی از هر قصد و نیت منفعت طلبانه ی یک جانبه ست....
مشکلات خیلی بیشتر از مورد تمدید هستند...مشکل تاخیرها من رو شدیدا عصبانی میکنه... در سالن پالیز یه روز یه نمایش مشخص بدون تاخیر اجرا میره و فرداش و سایر روزها با دست کم چهل و پنج دقیقه تاخیر!!!! این بدترین حالت ممکن هست ،اگر دیر بری که ممکنه از بخت بد اون یک ... دیدن ادامه » روزی که قرار هست سر وقت اجرا کنن بت بخوره و جا بمونی و اگه بموقع بری باید چهل دقیقه تو حیاط چاروجبی سرپا باشی و خستگی باعث میشه حس و حال تاتر دیدن بره...راهکار سادست ....در هر شرایطی دست کم پانزده دقیقه تاخیر رو داشته باشن اما نیازی نمیبینن به مخاطب احترام بذارن
۰۹ تیر ۱۳۹۶
جناب دانش به زعم من این عدم برنامه ریزی مناسب برای دوره ی اجرا ها (تاکید میکنم برای دوره ی اجرا) کاملا برنامه ریزی شده ست....(یعنی وجود همچین بی برنامه گی و آشفته حالی جز با برنامه ریزی دقیق و ریزبینانه ی دوستان محقق نمیشه) یا بهتر بگم که به نظرم سیاست خودخواسته ... دیدن ادامه » ای که درمورد این عدم برنامه ریزی از طرف عوامل داره اعمال میشه کاملا آگاهانه ست....و تعمیم این مسئله به بیشتر اجرا ها این ذهنیت رو قوت می بخشه....و البته مسئله ی تاخیر در ساعت اجرا و سایر قضایای منوط به اون هم البته آزاردهنده ست و ناامید کننده.... که من شخصا خوشبختانه به ندرت با این بحران روبرو شدم.
۱۰ تیر ۱۳۹۶
مهرناز توکلی عزیز....به نظرم حتی اگر بلیت هم نمیگرفتم و این مدت طولانی هم تمدید نمیشد شاید احساس بهنری داشتم..... و کمتر دچار سرخوردگی می شدم....چون بلیت من یکی از نامناسب ترین صندلی های سالن رو دراختیارم قرار میداد(انتخاب دیگه ای نمیتونستم داشته باشم)...ضمن ... دیدن ادامه » اینکه به چه سختی موفق شده بودم اون روز رو به دبدن این نمایش اختصاص بدم..
۱۰ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
neda moridi
درباره نمایش بی پدر i
شگفت آور بود بى پدر.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
neda moridi
درباره نمایش نویسنده مرده است i
جالب بود که چرا على رغم تمام تعریف ها از این نمایش، من نتونستم ارتباط برقرار کنم...راستش مردد بودم که نظر واقعى م رو بگم... وقتى از یه چیزى(هرچیزى، یه نمایش، یه نقاشى معروف، کلا یه اثر هنرى معروف)زیاد تعریف میشه دیگه سخته که بخواى نظر ناموافق ت رو إبراز کنى....مثلا همیشه تابلوى"لبخند ژکوند" براى من غیر قابل فهم بوده و هیچ وقت دلیل این همه ستایش از این اثر رو متوجه نشدم...حداقل از لحاظ بصرى هیچ جذابیتى نداشته براى من.... و وقتى از موافقان این تابلو که من رو متهم به عدم درک هنرى میکنند میپرسم چى توى تابلو اونا رو جذب میکنه،،!؟ متاسفانه جوابى نمیگیرم... و اما در باره ى این نمایش هم همچین حسى دارم...یعنى از نظر من که خودم رو یه تماشگر حداقل نیمه حرفه اى و بسیار علاقمند به هنر میدونم... به نظرم یه مجموعه ى نسبتا متوسط رو به پایین بود.... سواى از سوژه ى متن که ... دیدن ادامه » به نظرم میتونست خیلى بهتر پرداخت و البته اجرا بشه....
مثلا از أواسط نمایش این حس غافلگیرى حداقل براى من تماشگر کاملا از بین رفت و قابل پیش بینى بود و لوث شد..
یا چیزى که خیلى براى من آزاردهنده بود، دیالوگ هایى بود که کاملا دچار موضوع دردناک تفکیک جنسیتى شده بود.... همه ى مردا/همه ى زن ها/ اینچنین و یا انچنان هستند.... که به کرات شنیده میشد...و بهتر بود موضوع از دید شخصیت ها به صورت کلى در قیاس"آدمى و انسان" بیان میشد.... اینکه ادم با یه نفر زندگى کنه اما روحش درگیر کس دیگه اى باشه چه حس بدى داره خاص زن و یا مرد نیست.... موضوع ادمى ست...
بعد اینکه کاش وقتى از زن فرهاد حرف زده میشد... یک بار یا دوبار به از لفظ زن استفاده میشد و بهتر بود که این خانوم أسمى داشت تا با اون صدا زده میشد... حتى در غیابش....مثلا مدام فرهاد مجبور نبود بگه "زنم"... چون این همسر قاعدتا اسم داره...و میتونست اسمش رو بگه
و البته چیزى که براى من تو این نمایش خیلى جالب بود نامگذارى دو شخصیت بود..... "لیلى و فرهاد"....خیلى خیلى جالب بود ... دو شخصیت عاشق از دو فرهنگ متفاوت و دو جغرافیاى متفاوت که شاید قصد در تبیین تفاوت هاى زن و مرد داشته...به طور تلویحى.... حداقل براى من این ذهنیت رو ایجاد کرد..
ولى خوشحالم که نمایش رو از دست ندادم.
گروه نمایش موج این را خواند
پویا اندیشه این را دوست دارد
سپاس از همراهی شما و نظرتون
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
سرکار خانوم نازنین رشیدپور خوشحالم که نظر شما رو به عنوان یه موافق و البته طرفدار میخونم...
ابتدا به ساکن ممنون میشم اگر 3 سطر ابتدایی متن پیشین من رو با طمانینه و طیب خاطر مطالعه بفرمایید... و بعد این سطور پیش روء رو با دقت بیشتری مد نظر قرار بدید.
اینکه ... دیدن ادامه » شخصی (متخصص یا غیر)موافق چیزی(اینجا اثر هنری به طور عام)نباشه و بهش نقد و یا حتی اشکال وارد بدونه..... دلیل بر بد بودن و یا رد اثر به طور کل نمیشه.... همونطور که تمجید و تعریف از چیزی.... اون اثر رو قطعا جاودانه نمیکنه.... ذات خوذ اثر مهمه ..والبته ذات اثر حداقل به زعم من تمام وجوه تحسین شده و البته تقبیح شده شه...یعنی با دیدن یه اثر هنری بعضی از مخاطبین به جنبه های نامکشوف و احوال درونی خودشون پی میبرند و این یه کشف زیباست و یا اینکه حتی به اشتراک ذهنی منجر میشه که در واقع تاییدی ست بر افکار و احوال ما ...که اون هم تجربه ی قشنگیه...این افرادء موافقان و طرفدارهای اثر هستند( و این البته به معنای تایید کلی اثر نیست) ............و یا بعضی از مخاطبینء اونچه رو که باید تو اون اثر نمیبینند و نمیتونند ارتباط برقرار کنند که خوب البته هبچ تعمدی هم برای این کار ندارند....فقط اینکه این اثر نتونسته اونا رو به چالش بکشه حداقل..... و خوب این مخاطبین هم میشن افرادی که اثر رو درنیافتند و حق هم دارند درمورد ابهامات و البته بعضا ضعف ها نظر بدند(نظر شخصی...نه حکم صادر کنند)... و این هم به معنای رد اثر نیست.
من درابتدای صحبت های پیشین م هم گفتم که وقتی از یه اثری تعریف و تمجید شده باشه و اون اثر معروف باشه خیلی سخته که بخوابی درموردش حرف بزنی....و گفتم که مردد هستم درمورد بیان نظرم.... اما بعد یادم افتاد وقتی ادعای ازادی بیان دارم پس باید شجاعت ش رو هم داشته باشم... بله من علی رغم تمام مطالعاتی که در باب "لبخند ژکوند "داشتم این اثر رو فهم نکردم(تو متن ابتدایی هم گفتن "برای من قابل فهم نیست."... و اینکه اگر همه ی دنیا کاری رو درک کنند من هم الزاما و لاجرم باید فهمش کنم برام پذیرفتنی نیست...و باعث نمیشه به درک برسم) تایید جهانی و اکثریت برای کاری الزاما باعث فهم من نمیشه... من این اثر هنری رو با وجود تمام انالیزهایی که در سطح جهانی شده نمی فهمم... و این به معنای رد این اثر هنری و یا تقبیح ش نیست...فقط نظر شخص من"ندا مریدی" ست.
درمورد استفاده ی بیش از حد عبارت تمام زن ها اینچنین اند و تمام مردها انچنان اند درباب تفکیک جنسیتی ...باید بگم که از ابتدای داستان پیش از اینکه نمایش به گره برسه..این عبارت استفاده میشد و همچنان ادامه داشت(دوست دارم بیشتر بنویسم اما خیلی ببه درازا میکشه) و البته درمورد استفاده ی بلا استثثنا ی واژه ی زن در مورد همسر فرهاد... باید بگم که مثلا من اگر بخوام از دوستم که قطعا نامی هم داره پیش دیگری حرف بزنم حتما اسمش رو میگم ممکنه برای اول بار مثلا بگم دوستم نازنین ولی بعدا دیگه فقط به نازنین بسنده میکنم....و البته این نه تنها درمورد لیلی مصداق داشت در موردفرهاد هم همینطور....و اگر بخوام به ارجاعی که به خانوم مستوفی دادید برگردم باید بگم...که این دیالوگ کلیت رو شامل میشه نه همسر فرهاد رو فقط...
عذر میخوام اگر به درازا کشید...تمام سعی م رو کردم کوتاهش کنم....
مرسی نازنین رشیدپور که توضیحاتتون رو با من شریک کردید...
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
ممنون برای توضیحات تون..پاینده باشید.
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به یزدان اگر ما خرد داشتیم /////////// ////کجا این سرانجام بد داشتیم


این تنها چیزی بود که به ذهنم رسید بعد از دیدن تماش "سیزیف و کمدی مرگ"...
خوب شد که در اخرین روز اجرا این نمایش رو دیدم......که مصداقی بود از واقعیت وجودی و ماهیتی آدمی(نه صرفا ایرانی)....اینکه نه تنها خودمون هیچ اقدامی برای تغییر وضع و احوالمون نمیکنیم...موقعیت های ناخوبی که فکر کرده و یا فکر نکرده /دانسته و یا نادانسته انقدر بهش خو کردیم که حتی نه تنها اقدامی برای مرتفع کردنش نمیکنیم که بلکه حتی وقتی دیگری هم در نقش ناجی(ناجی از جنس خودمون) میخواد به دادمون هم برسه ازش میترسیم....بهش پشت میکنیم و البته نابودش میکنیم...چراکه ما به شرایط مون هرچند رقت بار خو کردیم و همیشه از نفرین خدایان و نامیرا ها میترسیم....و اینچنین روزگار میگذرونیم....
صحنه ی پایانی ... دیدن ادامه » نمایش عجیب صحنه ی پایانی فیلم حفره رو برام تداعی کرد....
مهرداد کیا این را خواند
امیرمسعود فدائی، مریم رودبارانی و پرندیس این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروردین95(جمعه) نمایش رو دیدم و از اینکه این نمایش رو از دست ندادم خوشحالم...چیزی که بیشتر از هر چیز برا ی من خوشایند بود انتخاب نام شخصیت ها بود که خیلی با مسما بود و درخور تامل....آرپیاجی/دوشنکف/کلاشینکف ....همگی اسم هایی هستند که تداعی گر موقعیتیه که جایگاه وسیله و هدف عوض شده ....ادوات جنگی که وسیله ی برای نابودی انسان هاست و اساسا مورد استفاده یی جز نابودی و مرگ ندارند حالا خودشون تو موقعبیت مرگ و نابودی قرار گرفتند.... و این برای من موقعیت جالبی رو ترسیم کرد که انگار با کشته شدن این سه نفر که نماد ادوات جنگی ست دیگه جنگ جایی برای خودنمایی نمیتونه داشته باشه...چقدر این تصویر من رو کیفور کرد... مرسی آقای عبدی گرامی برای ساختن این تصویر زیبا هرجند که حقیقی نباشه...اما به قول نیچه"هنر هست تا از فرط واقعیت خفه نشویم"
فضا سازی نمایش هم جالب بود...مرور ... دیدن ادامه » حسرت ها...آرزوها...خواسته ها و گذشته ی شخصیت ها مثل همیشه نفرت از جنگ رو تشدید می کرد...

دوست داشتم بیشتر بنویسم ولی میدونم خیلی به درازا میکشه... فقط 2 تا مسئله برام میمونه که هنوز درکش نکردم
1. اسم 517 برای فرشته باید به چیزی اشاره داشته باشه که من متاسفانه متوجه ش نشدم. اگر از دوستان کسی در این مورد اطلاع داره ممنون میشم من رو هم شریک کنه
2. با نهایت احترام کاش بعد از اتمام نمایش جمعه شب...نمایش تمام میشد...(منظور نحوه ی صحبت و ابراز احساس آقای عبدی گرامی)

راستی "من هم دلم برای موج سواری خیلی تنگ شده..."

سلام
در ارتباط با وجه تسمیه ی 517، قطعنامه ای به همین نام چند دهه قبل در سازمان ملل( شورای امنیت) اگه اشتباه نکنم در ارتباط با لبنان و اسراییل ثبت شد!
۲۰ فروردین ۱۳۹۶
مرسی شهاب گرامی... بله با راهنمایی شما به ویکی پدیا مراجعه کریم و به تفصیل درموردش خوندم...سپاسگزارم
۲۰ فروردین ۱۳۹۶
"کلاه آهنی‌ها به صحنه باز می‌گردند"
سلام:
بی‌شک شما دوست فرهیخته آگاهید که در روزگار مدرن امروز، هیچ محصول و اندیشه‌ای بدون پشتوانه‌ی مردمی، نمی‌تواند به بقای خود ادامه دهد. تئاتر نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ برای مخاطبش آفریده می‌شود و تئاتر ... دیدن ادامه » بی‌مخاطب هرگز وجود نداشته است. به عبارت دیگر، تماشاگر تئاتر فقط مصرف کننده نیست؛ بى تردید یکى از ارکان اصلى آن است.
گروه نمایش "برای کلاه آهنی‌ها" به خود می‌بالد که موفق شده در اجراهای پیشین نمایش خود، بهترین، مهربان‌ترین و دلسوز‌ترین تماشاگران را پذیرا باشد. باور این مهم را، شما و دیگر عزیزان دوستدار تئاتر با یادداشت‌های پرمهر و حمایت‌های بی‌دریغ‌تان به ما ارزانی داشته‌اید.
حال، ما سرخوش و دل‌گرم به حضور شما و دوستان‌تان، دوباره از روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ (برای آخرین بار) و فقط به مدت ۱۵ شب به صحنه بازخواهیم گشت، تا دیگربار لذت وصف‌ناپذیر هم‌نفسی با تماشاگران‌مان را تکرار کنیم.
به امید آن‌که بار دیگر ما را لایق حمایت مهربانانه‌ی خود بدانید.
کوچک شما
پژمان عبدی
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
NEDA MORIDI
درباره نمایش مافیا i
اخرین جمعه ی سال 1395 به تماشای این نمایش رفتم......و با مجموعه ای از احساسات متفاوت و درهم از سالن بیرون اومدم که البته به معنای بد بودن یا خوب بودن نمایش نبود....فکر می کنم این نمایش توی خط اصلی داستان و روایت (روایت منیر و شهرام )کاستی های بزرگی داشت و داستان های جنبی تقریبا خوب کار شده بود. البته باز تاکید میکنم تقریبا....به این معنی که روایت اصلی کلا گنگ و بی اعتنا گذاشته شده بود در صورتی که مسئله ی اصلی تک تک شخصیت ها و برخوردهاشون و البته خود نمایش بودء حداقل تو اون شب بخصوص....و البته همین مسئله ی اصلی روایتءخیلی بی ربط و بی منطق نقبی میزنه به درونیات حقیقی و البته تقریبا شخصی شخصیت هایی که به یکباره و بی دلیل تصمیم گرفتند که اون شب به افشای حقیقت زندگی شخصی و رابطه شون بپردازند البته با بهانه ی داستان"شهرام و منیر" که به نظرم این بهانه اصلا بهانه ... دیدن ادامه » ی خوبی برای شکل گیری این موقعیت افشا گری نیست و یا حداقل تو داستان خوب پرداخت نشده...
والبته گره ی بزرگ ذهنی من تو مجموعه ی شخصیت ها و رابطه ی افراد بود که هیچ کدوم هیچ سنخیتی باهم نداشتند... از هر لحاظ....سنیء شخصیتیء فرهنگیء اجتماعی ء جایگاه اجتماعی و احتمالا تحصیلی... البته همه ی ما هم دوستان و رابطه هایی داریم که حتی "تقریبا "هم همسان نیستیم چه برسه به "تحقیقا " و تفاوت های زیادی باهم داریم اما این رابطه ها شامل دوستی هایی از این دست با دوره همی های شبانه و خیلی نزدیک نمیشه...به نظرم بین شخصیت ها و افرادء هیچ رابطه ی منطقی برای دوستی و ارتباط در این سطح خیلی نزدیک و صمیمی وجود نداشت...
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (مافیا) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

همیاری بزرگوار....یه سوال خیلی مهم دارم که یه جواب خیلی سریع میطلبه...
اونم اینکه نمایش"ماه در اب"که تا 10 اذر اجرا داره... باتوجه به تعطیلات 8 و 10 اذر چه اتفاقی براش میفته... چون احتمالا از 7 تا 10 اذر دهمه اجراها کنسل باشه متاسفانه..
من میخوام هفته ی اخربلت بگیرم اگر اجرا ها کنسل نسه...و دارم برنامه می ریزم...
لطفا این ابهام در مورد اجراها در این تاریخ ها برطرف بشه..
سپاسگزارم.
درود بر شما
به احتمال زیاد اجراهای 8 الی 10 آذر به دلیل شهادت تعطیل می باشد و امکان دارد تاریخ اجرای این نمایش ها با توجه به تعطیلات تغییر نماید.
بعد از دریافت اطلاعات تکمیلی تر از گروه نمایشی حتما در برگه نمایش اعلام خواهد شد.
با سپاس
۲۴ آبان ۱۳۹۵
درود بر شما
می توانید اطلاعات دقیق تری از تماشاخانه باران در مورد این مسئله دریافت نمایید.
تلفن تماشاخانه باران: ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲
با سپاس
۲۴ آبان ۱۳۹۵
سپاسگزارم..
۲۴ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
NEDA MORIDI
درباره نمایش موسیو ابراهیم i
من این نمایش رو امشب(3 شنبه- 11 آبان) دیدم.... و بعد از مدت ها از دیدن نمایش به معنای واقعی لذت بردم .... این نمایش حقیقتا تمام فاکتورهای اصلی یه نمایش رو داشت... از نور... صدا.. متن... دکور(هرچند ساده/ اما کاملا به جا)....بازی و پرداخت خوب کار...
درواقع مجموعه ی کار به قدری هماهنگ و متوازن بود که کاستی های احتمالی هر بخش به صورت جداگانه دیده نمیشد...
و البته سالن کنش معاصر هم سالن خیلی خوبی بود.
سارا حدادی، امیر، مهرناز و زهره عمران این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.
من عضو تیوال هستم اما متاسفانه تا به حال از تخفیف عضویت نتونستم استفاده کنم.
چطور میشه از این تخفیف استفاده کرد؟
دو ست عزیز

فکر نکنم برای عضویت صرف تخفیفی در نظر گرفته شده باشد. اما تخفیف وفاداری به این معنا است که در صورت خرید بلیط نمایشهایی خاص از تیوال، برای بعضی از نمایشهای بعدی برای شما تخفیف در نظر گرفته می شود. این تخفیف هم به طور خودکار موقع خرید بلیط برای ... دیدن ادامه » شما اعمال می شود و لازم نیست کاری انجام بدهید.
۲۶ مرداد ۱۳۹۴
البته در تکمیل صحبت های ر.ب عزیز

بعلاوه برخی نمایش ها هم هستن که برای مثال اگر از گیشه سالن بخواید بخرید برفرض 20 تومن میشه ولی اگر از تیوال بگیرید مثلا میشه 16 هزار تومن که اونم هنگام خرید اعمال میشه
بقیه توضیحات رو هم که ر.ب عزیز گفتن
۲۷ مرداد ۱۳۹۴
سپاسگذارم از راهنماییتون دوستان گرامی(ر.پ و امیرحسین ضیایی پور).
۲۷ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید