آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال neda moridi | دیوار
S3 : 09:19:05 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید


غمگین ترین شب پاییزی.....


شب از شب‌های پاییزی ست
از آن همدرد و با من مهربان شب‌های شک آور
ملول و خسته دل گریان و طولانی
شبی که در گمانم من که آیا بر شبم گرید، چنین همدرد
و یا بر بامدادم گرید، از من نیز پنهانی
من این می‌گویم و دنباله دارد ... دیدن ادامه ›› شب
خموش و مهربان با من
به کردار پرستاری سیه پوش پیشاپیش،‌ دل بر کنده از بیمار
نشسته در کنارم، اشک بارد شب.....
من این‌ها گویم و دنباله دارد شب.....

«م.امید»

بعد از این، دنیا حتما چیزی کم داره....

خبر مرگ موریکونه رو که شنیدم...گفتم اعتبار دنیا داره کم میشه...

اما امشب،،،
انگار، احساس کردم که دنیا دیگه جای قشنگی نمیتونه باشه.....




من انگار تو شوک بودم... یا پیش خودم فکر می‌کردم از این همه رنج و سختی راحت شدن دیگه... اما امروز که از خواب بیدار شدم، اشکم بند نمیاد😭😭😭😭
ساناز
سلام. این واقعیه؟ یعنی واقعا استاد سایه در ادامه ارغوان سروده؟ مرجعی دارید براش؟
چند تا ویدئو وجود داره که خودشون میگن وقتی شنیدن تو تهران توری راه افتاده که پولی می‌گیرن و مردم رو می‌برن به اون خونهٔ قدیمی برای دیدن اون درخت ارغوان، این شعر رو سرودن.
ساناز
سلام. این واقعیه؟ یعنی واقعا استاد سایه در ادامه ارغوان سروده؟ مرجعی دارید براش؟
بله،ویدویی ضبط شده از حضور خود آقای ابتهاج که اینو می خونن.یه مشآپ هم براش ساختن که با صدای ایشون خونده میشه.در ادامه ی ارغوان که نمیشه گفت ولی خب برای ارغوان سروده شده.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پاییز کوچک من
دنیای سازش همه رنگ­ هاست
با یکدیگر
تا من نگاه شیفته­ ام را
در خوش ­ترین زمینه به گردش برم
و از درخت­ های باغ بپرسم
خواب کدام رنگ
یا بی رنگی را می­ بینند
در طیف عارفانه­ ی پاییز!!!!!


«حسین منزوی»


پاییز مبارک.
ای کاش
ای کاش
آدمی
وطنش را
همچون بنفشه ها
میشد با خود ببرد هرکجا که خواست..........

«شفیعی کدکنی_ با صدای فرهاد»


هرچه بیشتر میگذره این حسرت و «ای کاش» ملموس تر میشه....

ای کاش...
ای کاش...

ای کاش، ای کاش، ای کاش...
داوری، داوری، داوری...
در کار، در کار، در کار...

کاشکی، کاشکی، کاشکی...
قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی...
در کار، در کار، در کار...
۲۳ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از زلزله و عشق خبر کس ندهد

آن لحظه خبر شوی که ویران شده ای

عقل باشد باعثِ هر غم، که چون لرزد زمین
طفل پندارد مگر گهواره‌جنبان مادر است

#سلیم_تهرانی
۱۹ اردیبهشت
از گردش افلاک کجا دل گله دارد
این خانه‌ی ویران چه غم از زلزله دارد

#صائب_تبریزی
۱۹ اردیبهشت
درود سپهر جان
دمت گرم
۱۹ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
باران شبانه را دوست دارم

نیمه های شب

چراغ روشن پارک ها

و ماشینی که دور می شود

به سرعت زندگی......

«شمس لنگرودی»

بامداد، ۲۲ فروردین.۱۳۹۹

چه بارونی ه...

چقدر هوا خواستنی ه...و چقدر افسوس و حسرت تو این هوا هست...

سپهر، امیرمسعود فدائی و محمد مجللی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بارونا با رقصشون هلهله برپا می‌کُنن
می‌شینن رو پشت بوم چترشونو وا می‌کُنن
حالا توی کوچه‌ها
صدای ساز ناودونه
باد آواره داره
تو کوچه آواز می‌خونه
چه هوایی....
چه هوایی....
چه هوایی....

«عمران صلاحی»

با صدای سیمین غانم.

واقعا چه هوایی....رعد و برق .... بارون و صداش...و دلبری هاش...

۱۴.فروردین.۹۹
ساعت۴:۵۹ بامداد...
از بهار
حظ تماشایی نچشیدیم
که قفس
باغ را پژمرده می کند....

«شاملو»
سهم من
آسمانی ست
که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد


«فروغ فرخزاد»

تارهای بی‌کوک و
کمان باد ولنگار
باران راگو
بی‌آهنگ ببار!


غبارآلوده، از جهان
تصویری باژگونه در آبگینه‌ی بی‌قرار
باران راگو
بی‌مقصود ببار!

لبخند بی‌صدای صد هزار حباب
در فرار
باران راگو
به‌ریشخند ببار!

چون تارها کشیده ... دیدن ادامه ›› و کمان‌کش باد آزموده‌تر شود
و نجوای بی‌کوک به ملال انجامد،
باران را رها کن و
خاک را بگذار
تا با همه گلویش
سبز بخواند

باران را اکنون گو
بازیگوشانه ببار!

«شاملو»

خط اول رو تا خوندم این آهنگ شهیار قنبری تو ذهنم پلی شد


سازهای غربت ، سازهای ناکوک
شعر، بادامی تلخ ، سوگوارِ دلپوک
برگها زردِ زرد ، وقتی هوا نیست
بوسه سردِ سرد ، صدا صدا نیست
زخم هم چه بیهوش ، هیچ کس با ما نیست
شب ... دیدن ادامه ›› چنان تیره ، که شب پیدا نیست
شب هم پیدا نیست،...
شب هم پیدا نیست....
عشق اما پیداست
عشق اما پیداست
حرف حرفِ فرداست
کارِ بچه هاست
طاق ها بی کاشی ، راه ها مثل هم
حرف ها شاعر کش ، بغض ها بی شبنم
دست ها افتاده ، سرها خمیده
چشم ها خشکیده، عطرها پریده
ماه هم دورِ دور ، آه اما نزدیک
روز هم بی روزن ، سرد ، سرد و تاریک
چه سرد و تاریک، چه سرد و تاریک
عشق اما پیداست
عشق اما پیداست
حرف حرفِ فرداست
کارِ بچه هاست
دستِ نقاش از همه تنها تر ، پرده ها را شسته زیرِ باران
آخرین شاعر پرید و دود شد ، شعرش از هر دشنه ای آویزان
شاپرک افتاده در جوهردان ، یاسِ بی سر، وقفِ مرهم گاه
ای یقین سبز مثلِ معجزه ، سایه ی آمدنِ تو در راه
روز باید باشد ، عشق اما پیداست ....

#شهیار_قنبری
۰۴ فروردین
دستِ نقاش از همه تنها تر ، پرده ها را شسته زیرِ باران
آخرین شاعر پرید و دود شد ، شعرش از هر دشنه ای آویزان
شاپرک افتاده در جوهردان ، یاسِ بی سر، وقفِ مرهم گاه
ای یقین سبز مثلِ معجزه ، سایه ی آمدنِ تو در راه
روز باید باشد ، عشق اما پیداست ....

عشق اما پیداست؟!
۰۴ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خیلی غم انگیزه...
هوا انقدر قشنگ باشه...
آسمون به این قشنگی باشه...
نم بارون زده باشه‌..
بعد نتونی بری بیرون تو خیابون رو سنگفرش خیابون قدم بزنی....نتونی بری بدوی... نتونی بری تو محله های قدیمی مثل هر سال تو تعطیلات نوروز از خونه های قدیمی و در هاشون عکس بگیری ....
با دوستات بشینی تو ماشین آهنگ های مورد علاقه ت خاصه الان تو این حال و هوا «فرامرز اصلانی» رو گوش بدی و باهاش بخونی و بری به کشف محله های مختلف و کوچه های قشنگ و دنبال کوچه هایی بگردی که اسماشون عجیب خوب و خوشایند ه...


اصلا چقدر دلم برای «تهران» تنگ شده... ترافیک ش... چراغ قرمز ش... دیوونگی آدما... دلم واقعا تنگ شده به آدما اصلا دست بزنم...!!

مرثیه ای برای یک فرهنگ

به یزدان اگر ما خرد داشتیم ************** کجا این سرانجام بد داشتیم


پیش تر از هرچیز میخوام بگم که خیلی متاسف م اگر که نوشته م کمی تند و صریح ه....هرچندکه واقعیت ناخوشایند و البته آزاردهنده ست.

این بیت که به اشتباه به فردوسی نسبت داده شده و در اصل از مثنوی«مهر میهن» شاعر «مصطفی سرخوش»هست ....رو خیلی بهش ایمان/ اعتقاد/باور دارم و با تمام ... دیدن ادامه ›› و تک تک سلول های بدنم فهم ش میکنم... عمیقا باور دارم و باهاش زندگی میکنم...که البته فراتر از یک بیت شعر ه.. و درواقع یک ایدیئولوژی ه...و روزی نیست این بیت رو با خودم مرور نکنم حداقل روزی ۲ تا ۳ بار... بنا بر اتفاق های نابخردانه ای که اطرافم اتفاق میفته و شاهد هستم...و البته بسیار هم همین شعر رو خطاب به شخص خودم میخونم....خرد جمعی و خرد فردی.

وقتی عکس ها و فیلم های مربوط به دو روز آخر سال۹۸ رو میدیدم واقعا شگفت زده شدم از اینهمه بی تفاوتی و بی توجهی و البته بلاهت.... گذشته از اینکه امسال چهارشنبه سوری رو بعضی از دوستان با شکوه برگزار کردند و تلفات هم داشتیم و مصدومیت های شدید هم(که واقعا حیرت داره)...اینکه تو بعضی مناطق تهران و شهرستان های دیگه مردم کاملا بی تفاوت و بی قید نسبت به تمام هشدار ها ( که از قضا متوجه سلامت و فرهنگ و اقتصاد و اجتماع شخص خودشون هست) دارند با فراغ بال خرید میکنند و ازدحام جمعیت واقعا به قدری هست که چه عابر پیاده تو پیاده رو به واسطه ی حضور پر شور دست فروش ها و فروشنده ها و البته حضور پر شورتر مردم و خریدار ها(واقعا مکمل هم هستیم )و چه خودروها تو خیابون براشون ممکن نیست که مسیر رو باز کنند و با وجود ترافیک انسانی و ماشینی باید به سختی مسیر رو برای عبور پیدا کنند...براستی که اینهمه هجوم سفیهانه برای خرید تو این شرایط، جواب دندان شکنی ست به زحمات تمام کادر پزشکی ک به هزار زبان(علمی/ عامیانه/ تمنایی/ ملتمسانه/ هشداری/ آینده نگرانه و...) گفتند و میگن؛ لطفا کمی آروم بگیرید...تو خونه بشینید... و صبور باشید..واقعا بهتر از این نمیشد واکنشی نشون داد مبنی بر اینکه ما متوجه هستم و شرایط رو درک میکنیم.
والبته مسافرت هایی که قسم خوردیم انجام بدیم به هر قیمتی...به هر تلاشی... و به هر توجیهی...بی اینکه ذره ای عاقلانه و منطقی بخوایم قضیه رو تو ذهنمون مرور کنیم و ببنیم واقعا معنی سفر تو این شرایط چی میتونه باشه؟!
کمی فکر کنیم...
امروز چندتا عکس دیدم ازهمین عزیزان پزشکی که از فرط خستگی تو موقعیت های ناخوب برای کمی استراحت فقط پلکهاشون رو روی هم گذاشتند ... و آوار خستگی رو میشد با کم ترین توجه از وجود و ظاهرشون دید...خستگی... استیصال.. وحشت... و شاید واژه های دیگه ای که بازد خلق کرد تا بشه شرح حال داد و حق مطلب رو ادا کرد...... ویک عکسی که خیلی متاثرم کرد عکسی بود از یکی از همین عزیزان(نه لزوما ایرانی) که روی برگه کاغذی که دستش گرفته بود و روش نوشته بود« ما برای شما اینجاییم(سر کار) شما هم به خاطر ما خونه بمونید...» واقعا انتظار زیادی نیست... اصلا انتظار نیست...وظیفه است... یعنی در واقع امر بدیهی ه... نکته جالب اینه که این قضیه به نفع تک تک خودمون ه... و در ابتدا یه امر کاملا شخصی ه...و بعد یه امر اجتماعی...


میگن ما شبیه ایتالیایی ها هستیم زیاد... تو خیلی چیز ها......ولی باور کنید حداقل تو این مورد نیستم ...چه به لحاظ سیستماتیک و وظایف و خردورزی مسئولین در راس و چه به لحاظ وظایف شهروندی و خرد فردی....کاش مسئولین به جای مالیات های مسخره و عوارض های جدید و نوالظهور و صدتاچیزهای دیگه که هر روزه ما رو به واسطه ی اونها شگفت زده میکنند و به ما تحمیل میکنند این بار برای خروج های غیر ضروری و مسافرت ها تو این برهه ی زمانی این جریمه ها رو میذاشتند مثل ایتالیا ...تا شاید کمی شبیه اونا بشیم.. ما مردمی هستیم که نه خودمون به فکر خودمون هستیم و نه مسئولین مون... و فقط استاد بلامنازع داد سخن دادن در هر مورد تخصصی و غیر تخصصی هستیم و البته بسیار نظریه پرداز های قابل....(با خودم هم هستم)
باور کنید حتی بازگشت به همون چرخه بیمار اقتصاد, فرهنگ, مسائل اجتماعی و تحصیلی و همه چیز به این مربوط ه که خودخواهی و بی خردی رو کنار بذاریم و این تعطیلات رو تو خونه با خودمون و موبایل هامون و فیلم و کتاب و موسیقی و هرچه که دوست داریم خوش بگذرونیم....
باید قبول کنیم بعضی حماقت ها شخصی ه ... یعنی فقط به خود آدم اسیب میزنه و هر کس نسبت به خودش مسئول ه و اصراری هم نیست که انجام ش ندیم...هرکس دوست داره انجام بده.... ولی بعضی حماقت ها فقط متوجه ی شخص خود فرد تنها نیست و عواقبش بخش وسیعی از جامعه رو درگیر میکنه و منجر به فاجعه میشه... این نه تنها حماقت ه بلکه خودخواهی هم هست.

راستش این حجم از بی خردی رو نتونستم تاب بیارم و خشم م رو کنترل کنم و چون تنها شبکه ی اجتماعی که درش عضو هستم همین تیوال هست تصمیم گرفتم خیلی خودخواهانه خشم درونی م رو اینحا تخلیه کنم.... ببخشید خودخواهی م رو....


درضمن واقعا نمیدونستم برای این موضوع باید چه دسته بندی رو انتخاب کنم...



بهار مبارک

خیلی خوشحاام که مینویسید

مرسی از توصیح تون..
میتونم بپرسم شما میدونید از کی هست‌!
من نسخه ی حمیدیان و کزازی که با توضیحات هست رو دارم... به گمانم تو اون نسخه دیدم...

اکر اشتباه گفتم که خیلی هم ازتون ممنونم تصحیح کردید...
من مجدد نشخه های موجودم رو نکاه میکنم والبته می پرسم.
۰۱ فروردین
علی آقا، بابت پیشنهاد کتاب ،،، خیلی خیلی ازتون ممنونم...و حتما کتاب رو میگیرم و میخونم...واقعا ممنون..و در مورد پرداخت هزینه ی کتاب، از معدود مواردی که اعتقاد دارم پول م رو خوب جایی خرج کردم پشیمونی ندارم همین مورد کتاب هست...با طیب خاطر خرید میکنم....
در مورد پاک کردن کامنت هاتون هم تصمیم نهایتا با خودتون هست....

در مورد اینکه گاهی هم به اشتباه بیتی یا کلامی به دیگری نسبت داده میشه که خوب البته اتفاق خوبی هم نیست با شما هم نظر هستم ولی باز هم حداقل در مورد ابیاتی که ذکر کردید چیزی که با اندیشه ی فردوسی منافات داشته باشه نمیبینم (یعنی در واقع ضدیت)....جدای از اینکه توالی ابیات ... دیدن ادامه ›› به درستی درنظر گرفته نشده...و اینکه صورت اصلی و درست بیت تغییر کرده....

در هر صورت برای من که خیلی خیلی خوشایند بود این تذکر از طرف شما..... و از شما و این اشتباه بسیار آموختم....

خیلی جالب بود...تو این کم تر از دو روز بابت جست و جو و چند و چون این قضیه چند نفر دیگه از دوستانم هم وارد این قضیه شدند و تونستیم چیزهای جدید هم کشف کنیم.
واقعا ممنون علی آقا.

۰۲ فروردین
زحمت خوندن از خوشایند ترین زحمت هاست برای من....خاصه در مورد ادبیات....
علی آقا، هرچند تو کلیت با شما موافقم... اما خوب با بعضی از گفته ها تون نه، موافق نیستم....

در هر صورت مصاحبت خوبی بود ... و باز هم ممنون.
۰۳ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کنار ما باش که محزون به انتظار بهاریم........
یکی از احمقانه ترین فرمول های روانشناسی جدید این است که می گویند: علت میخوارگی معتادان این است که نمی توانند خود را با واقعیات سازگار کنند..... خوب، آخر اگر کسی بتواند خود را با واقعیت سازگار کند که یک بی درد الدنگ است.

«خداحافظ گاری کوپر_ رومن گاری»
امیرمسعود فدائی و ژوآن این را خواندند
سحر لیلی ئیون و آقامیلاد طیبی این را دوست دارند
حکایت اون بنده خداییه که رفت تو داروخانه گفت نفت دارید و باقی قضایا!!
داداش شما مِیَت را بنوش!! دیگه چیکار به آدم‌های عادی که دارن زندگیشون رو می‌کنن داری؟!
به نظر من کسی که بتواند خود را با واقعیات سازگار کند یک انسان سالم و منطقی است!!
۲۶ اسفند ۱۳۹۸
جناب فدایی، بزرگوارید...
ضمنا حکایت اون بنده خدایی که رفت داروخانه و باقی قضایا رو من در جریان نیستم.
۲۶ اسفند ۱۳۹۸
سرکار خانوم ثانی گرامی، مرسی از همراهی و به اشتراک گذاری نظرتون.
۲۶ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
neda moridi
درباره نمایش الیزابت باتوری i
سلام.
دوستان تیوالی؛
یکی از دوستان من برای امروز، ردیف ٣، صندلی١٠، بلیت نمایش "الیزابت باتوری"داره اما امکان رفتن ش رو نداره... اگر کسی تمایل داشت که نمایش رو ببینه، با این شماره میتونه تماس بگیره.
٠٩١٢٥٧٥٢٦٩٨
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام.
دوستان عزیز اگر کسى بلیت اضافه داره و امکان رفتن براش وجود نداره... ممنون میشم به من اطلاع بده.
٠٩١٢٢٣٧٤٢١٤
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام.
دوستان گرامى تیوالى ، اگر کسى یک بلیت اضافه براى نمایش "فرایند" روز ٥شنبه ٢٢.شهریور داره که نمیدونه باهاش چه کار کنه ممنون میشم اطلاع بده.... و یه مشتاق ناکام رو کامروا کنه...
با سپاس
Neda.solo@yahoo.com
میترا، محمد لهاک و بابک این را خواندند
برای امروز پنج شنبه 22 شهریور یک بلیت برای سانس ساعت 21 موجود است، ردیف 4

لطفا با این شماره تماس بگیرین: 09123327309
۲۲ شهریور ۱۳۹۷
جناب کیا گرامى،
سپاسگزارم از توجه تون... متاسفانه من امکان دسترسى به اینترنت رو نداشنم تا از پیشنهادتون بهره ببرم.
ولى بازهم ممنون.
۲۳ شهریور ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بعد از نزدیک به ٦ ماه دورى از حال و هواى خوب تاتر، امروز با این امید اومدم تیوال که بلیت نمایش"عکس سفید" و " سانتى متر" رو بگیرم و کمى تاتر درمانى کنم.... که متاسفانه متوجه شدم که اجراى این دو نمایش تمام شده.... برام خیلى جالبه که همیشه نمایش ها به طور خیلى رقت بارى "نسیه مانند" اعلام إجرا مى کردند و یه نمایش به طور متناول چندین بار تمدید میشد که خود من شخصا مخالف این روش نامناسب و بى برنامه بودم و هستم... ولى این دو نمایش گویا اصلا تمدید نشده... و متاسفانه و یا خوشبختانه طبق دوره ى اعلام شده و برنامه ریزى شده اجرا رفته و حتى یک بار هم تمدید نشده...نمیدونم دلیل این عدم تمدید عدم استقبال بوده یا برنامه ریزى دقیق دوستان...ولى من که خیلى مشتاق بودم "عکس سفید" رو ببینم و بعد با دوستان م یه گفتگو مبسوط داشته باشم که نشد...
فرزاد، نسیبه متاجی، امیرمسعود فدائی و Samira این را خواندند
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
سانتیمتر دور دومی بود که اجرا میرفت..
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
منظورتون اردى بهشت سال جارى ه!؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
اره عزیزم
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صفحه ى تیوال"عاقبت عشاق سینه چاک" خیلى حرفه اى کار کرده به نظرم....نام بردن از تمامى قطعه هاى استفاده شده در نمایش،،،، توى صفحه ى مربوط،،خیلى اتفاق خوبى ه.... که معمولا اتفاق نمیفته.... یا حداقل من ندیدم..... فقط تنها چیزى که تو ذهن دارم نمایش"کالیگولا" از همایون غنى زاده بود که سال١٣٨٩ اجرا رفت و یادمه که توى بروشورهایى که دست تماشگران هنگام ورود به سالن میدادند،،، قطعات پخش شده رو معرفى کرده بود به طور کامل.... و به قدرى این اطلاعات کامل و مفید بود...که من واقعا کیفور شدم... خصوصا که از اون زمان طعم متفاوتى از موسیقى رو هم تجربه کردم....
خلاصه مرسى به خاطر این اتفاق خوب.
دقیقا به نکته خیلی خوبی اشاره کردین امیدوارم در نمایش های دیگه هم این مهم لحاظ بشه چون واقعا تجربه حس هایی که در حین نواخته شدن اون موسیقی خاص با اجراهای بینظیر ایجاد میشه فراموش نشدنی هستن و نیاز به تکرار تجربه شدید احساس میشه.
۲۶ آذر ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
neda moridi
درباره نمایش پسران تاریخ i
با یک جفت چشم، دیدن این نمایش واقعا سخته...
براى دیدن بازى هرکدوم از بازیگرها باید یک جفت چشم داشت....من که خیلى از صحنه ها رو از دست میدادم...
آفرین بر شما , چقدر درست گفتید .. هر یک از شخصیت ها دارای دنیای وسیع و استثنایی خودشون هستند و راه حلش اینه که , باید چندین و چند بار نمایش را دید :) . من شخصا هر بار این نمایش را به خاطر و مخصوص یکی از آنها میبینم و ازشون برای خودم اینطور نام میبرم :) :

The History Boys , Irvin's Edition
The History Boys , Hector's Edition

و Dorothy و .. .. , تا هر بار که مقدور بشه :))

۲۲ آذر ۱۳۹۶
خانم neda moridi ارجمند .. این نمایش به احتمال زیاد در جشنواره آتی اجرا داره .. در اینصورت , امید اینکه بتونید از آن هم دیدن کنید ..
۲۲ آذر ۱۳۹۶
چقدر جالبه؛یک نمایش رو کسی چندبار دیده و دلش می‌خواد بار دیگه هم ببینه و کس دیگه همون یک‌بار هم که دیده اصلاً دوست نداشته!!
۲۲ آذر ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوستان تیوالى گرامى،،، اگر کسى یک عدد بلیت نمایش پسران تاریخ براى روز ٣شنبه ١٤ آذر داره که امکان استفاده ازش رو نداره ممنون میشم اطلاع بده...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید