آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال مریم اسکندری | دیوار
S3 : 13:29:18 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
تنهایی عمیق ترین وضعیت بشره
تابه امروز فکر می کردم اکثر اعضای تیوال صاحب اثر رو ملاک انتخاب قرارمیدن و بالطبع با گروه اون کارگردان و بازیگرانش آشنایی حداقلی دارن که فهمیدم نه، مثلا زمان و تایم اجرا اولویت انتخابشونه :)
بعد از گذشت سه شب، دلم نیومد اینو نگم:

زهرا خانم آقاپور؛
یه دونه باشی⁦♥️⁩
خانم اسکندری عزیز ، یک عالمه ممنونم بابت انرژی خوبی که دادین ❤
۰۲ آذر ۱۳۹۸
دلم برات تنگ شده ماهرو جوووونم ⁦♥️⁩
۰۴ آذر ۱۳۹۸
جوااااااددددد
اینجام دست از سرم برنمی داری :))))
شیدایی خاص فقط برا چاییات
۰۴ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از سر کلافگی
در انتهای جغرافیای بی خبری،

می کشیم؛
شیهه های بی رسا

می زنیم؛
فریادهای بی صدا..

فرمان این است :
هیچ بیاندیش،نقطه.
هیچ نیاندیش،نقطه.
هیچ بگوی،نقطه.
هیچ نگوی.نقطه.
هان ای شب شوم وحشت انگیز!
تا چند زنی به جانم آتش؟
یا چشم مرا ز جای برکن،
یا پرده ز روی خود فروکش

یا باز گذار تا بمیرم
کز دیدن روزگار سیرم

#نیما_یوشیج
۲۷ آبان ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مهم نیست که بعضی دوستان اعتراض تماشاگری که در پس آن تحمل چندسال صدای شاتر دوربین های عکاسان غیرحرفه ای تئاتر است را برنمی تابند و وظیفه خود می دانند که حتما در تیوال به گونه ای ناپسند و با برچسب های آزاردهنده آن را عنوان کنند؛ مهم صدای اعتراضی‌ست که اکنون رساتر، توسط آن عکاسان و گروه های اجرایی و مخاطبینی که اصراری بر حقوق خود ندارند شنیده شده و بازخورد آن در تیوال دیده می شود و مطمئنا از اکنون به بعد توجه بیشتری در جهت احقاق این حداقلی ترین حق تماشاگر دارند.
با احترام به همه گروه های اجرایی و بالاخص گروه نمایش « هرآنچه دوست داری از دست خواهی داد» و با درک شرایط بازیگران در حین اجرا و لازمه رعایت سکوت مطلق از ابتدا برای حفظ تمرکزشان، به عنوان یک تماشاگر تیاتر این اعتراض را اولی تر دانسته و از این به بعد در هر اجرایی که با رفتاری مشابه از سوی دوستان عکاس غیرحرفه‌ای مواجه شوم، به تاسی از اثر عملکرد کاربر رضا غیوری، من هم معترض خواهم شد.

#مخاطب_موثر
#جای عکاس توی اجرای عمومی نیست
۰۴ مهر ۱۳۹۸
درود بر شما مریم خانم
من هم کاملا با حرفاتون موافقم.
۰۴ مهر ۱۳۹۸
جناب دایه
پریای عزیزم
گلبرگ جان
سید عزیز
درود بر همه شما
فکر می کنم درست ترین کار همین بود که در شرایطی که بعضی از مخاطبین محترم ارزشی برای حقوق خود قائل نیستند دربرابر ... دیدن ادامه ›› هجمه های کلامیشان سکوت نکنیم.
نه بدین خاطر که مخاطبشان دوست تیوالی ماست بلکه دفاع از صدایی که
حامی حقوق مخاطب است.
و موثرین روش از جانب ما تکرار این اعتراض در سالن هاییست که اتفاقی مشابه بیفتد.
۰۴ مهر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
می خواهم
به رویا کوچ کنم
به جایی که رسیدن به "تو"
محال نیست ...!


از یاد نرود لذت تماشای خالقانی که عاشقانه تئاتر را بازی که نه، زندگی می کنند!
.. بی کلام ، سخنشان بر جان دل نشست.
امیدوارم گروه اجرایی ما جاماندگان رو دریابن و یکی دو اجرای فوق العاده آخر هفته بذارن.
همیاری جان مددی :)
گروه همیاری (support)
درود بر شما
درخواست شما به سالن محترم مولوی منعکس شد.
با سپاس
۰۴ شهریور ۱۳۹۸
سپاس فراوان
۰۴ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود
هواگرفته ی عشق از پی هوس نرود

به بوی زلف تو دم می زنم درین شب تار
وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود

چنان به دام غمت خو گرفت مرغ دلم
که یاد باغ بهشتش درین قفس نرود

نثار آه سحر می کنم سرشک نیاز
که دامن توام ای گل ز دسترس نرود

دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشق
کزین چراغ تو دودی ... دیدن ادامه ›› به چشم کس نرود

فغانِ بلبل طبعم به گلشن تو خوش است
که کار دلبری گل ز خار و خس نرود

دلی که نغمه ی ناقوس معبد تو شنید
چو کودکان ز پی بانگ هر جرس نرود

بر آستان تو چون سایه سر نهم همه عمر
که هرکه پیش تو ره یافت باز پس نرود

از: #حضرت_سایه
تابستان؛
ورطه تنهایی،
سمفونی سکوت.


"زمانه" دوخت
لبم را به
ریسمان "سکوت"
که عهد، عهد
غم است و
زمان، زمان"سکوت"...


#شهریار
می‌تونست زمانه زمانه سکوت هم باشه نه؟ :) همینطوری براش اصلاحش کردم من
۱۷ بهمن ۱۳۹۷
صد در صد صد در صد :))
مفهومی برای این نمایش به طور خاص گفتم حرص نخور :))
۱۸ بهمن ۱۳۹۷
با سلام
تئاتر مقدس با نویسندگی و کارگردانی سعدی محمدی از تاریخ ۳ آذر ماه ۹۸لغایت ۲۵ آذر ماه ۹۸ در تالار مولوی واقع در خیابان انقلاب خیابان ۱۶آذر در ساعت ۸.۳۰ روی صحنه خواهد رفت
https://www.tiwall.com/p/moghadas3
۰۱ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تو درد خلق می کنی
من می ترسم
از تنی مردد برای سپردن حجم متاثر از آلامش به زدودن
برای رهایی از آن کنج پرتب
از آن حضور عفونی
که زمان را در من متوقف کرده

تو زجر می آفرینی
و من مبهوت و پردرد
با تناقض خویشتنم مواجهم
با من ترسیده ای که در ذهنم ایستاده و درون متلاطمی از انباشت گذشته




برای "رضا ثروتی"
بلیط تن شوری برای روزهای پنج شنبه و جمعه و شنبه و یکشنبه هر کس داره به من پیام بده
۲۷ دی ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
قصه بنویس آقای معادی؛
قصه بنویس.
"لطفا"
آذرمهر و عباس الهی این را خواندند
جهان و رضا غیوری این را دوست دارند
این الآن یعنی انقدر خوب می‌نویسه که تقاضا هست بازم بنویسه یا فیلم قصه نداره و دارید تقاضا می‌کنید که کاراش قصه داشته باشه؟!
۲۷ دی ۱۳۹۷
ظاهراً فیلمنامه اولیه که اقای معادی نوشتن خیلی فیلمنامه قوی و خوبی بوده و حتی جشنواره "آسیا پاسیفیک" هم جایزه داده به فیلمنامه.
ولی برای ساخت فیلم تغییرات زیادی تو فیلمنامه اتفاق افتاده
۲۸ دی ۱۳۹۷
چقدر حیف :-((
۰۵ بهمن ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یک عمر سفر کردم
تا راه خانه ام را پیدا کنم..

***
کدام پل
در کجای جهان شکسته است؛
که هیچ کس به خانه اش نمی رسد؟!
هر سکوتی فریادی درون خود نهفته و پرورش می دهد. هرچه عمر بیشتری بهای آرامش کاذب و ظاهری این سکوت شود فروپاشی آن سهمگین تر خواهد بود.
تن شوری روایت حقیقی زوجینی ست که سال ها دلایل (بهانه های) درونی و بیرونی، جسارت رهایی را از آنان گرفته و مجبور به زیستن در بندی می کند که اگرچه شاید از منظر خارجی خوشبخت به نظر رسند ولی در حقیقت دور ازهم، زیر یک سقف زندگی غیرمشترک دارند. اما همه آنان می دانند بالاخره زمانی، فاجعه ای رخ خواهد داد که چون طوفان تمام گذشته را به نازیباترین شیوه ممکن ویران و پاک می کند.
این نمایش جسورانه و چالشی تنها برشی از زندگی یک زوج نیست واقعیتی عریان از روابط همسرانی ست که در چارچوب نظام تربیتی پراز اشتباه و کمبود، براساس عادت به زیست ناهمگون و دروغین، و پذیرش عدم برون ریزی درونیات، ادامه ولی قطعا در آینده ای دور یا نزدیک به نقطه شکست و متلاشی می رسد.

تماشای این اثر خوش ریتم با کارگردانی و بازی های بسیار خوب، که با ایجاد فشار ذهنی مضاعف به مخاطب سفری روانی به درون برای او در پی دارد را پیشنهاد می کنم.

پ.ن : به عنوان یک تماشاگر تیاتر از جناب ثروتی به خاطر بیان و زبان متفاوت اجرای این نمایش و جسارت عدم تکرار فضاهای تجربی موفق قبلی سپاسگزارم.
مریم اسکندری (m.esk)
درباره نمایشنامه‌خوانی بیرون از مولینگار i
از لذتبخش ترین قسمت های تماشای یک نمایشنامه خوانی، درک اشتیاق نقش خوان به بازی و اجرای آن نقش روی صحنه است.
نکته ای که در خوانش تونی و رزمری (آقای مظاهری و خانم عظیمی) کاملا مشهود بود.
این فضاسازی جذاب مستعد رسیدن به اجراست.
موفق باشید.
ممنونم از لطفتون خانم اسکندری عزیز
خوشحالم که آنچه که ما دنبالش بودیم رو شما برداشت کردین و این باعث میشه خستگیمون در بره.
برای بنده تئاتر یعنی فضاسازی و تلاش برای زنده کردن جهانِ متن که ما در این اجرا به نمایشنامه خوانی محض اکتفا نکردیم و تلاش هایی برای ساختن هرچه بهتر و بیشتر این فضا و جهان متن انجام دادیم که خوشحالم این فضاسازی برای شما جذاب و قابل قبول به نظر رسید.
۱۱ آذر ۱۳۹۷
جناب خورشیدی
برای شما و گروه محترم، آرزوی موفقیت در فعالیت های نمایشی پیش روی دارم
۱۱ آذر ۱۳۹۷
خیلی ممنونم ازتون خانم
۱۱ آذر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آقای برهمنی عزیز
بابت امکانی که این یکی دوماهه به مخاطبانتون برای زندگی کردن در تیاتر دادید، فراوان سپاسگزارم.
از بند "سیزیف" دردانه رها نشده، "زندگی در تیاتر"؛ مهمان چندباره عزیزمون رسید.


پ.ن : خدایا بندگانت رو جوری که حدیث جانم بر "زندگی در تیاتر" عاشقه، شیدا و عاشق بفرما.
رسالت تیاتر بازتابی تمام نما از اوضاع جوامع انسانی است.عمدتا صحنه به مثابه آینه ای در برابر جهان محیطی و گاه ذهنی تماشاگر قرار و زبان شرح فلسفه وجودی انسان و درد بشری می شود که سرمنشا الهام هنری چیزی جز رنج نیست.
صحنه و مخاطب لازم و ملزومی برای بیان و تماشای یکدیگرند.
اما قدرت صحنه زمانی عیان می گردد که تماشاگر چنان تحت تاثیر فاکتور ویرانگری نمایش است که خود را همگام با بازیگر و در یگانگی با "او" بر روی صحنه به تماشا می نشیند.
"سیزیف" دومین دغدغه محمد برهمنی در "بازیگری تیاتر " و عمده آن ادای دینی به بازیگر فقید تیاتر و سینما "ویوین لی" است.
در این اثر شاهد سه رویارویی؛ تقابل بازیگر با خود حقیقی، با کاراکترهای مختلف خویش آن جا که در مقام خود بازیگر ظاهر می گردد، و با پارتنرهایش هستیم.
موثرترین بخش نمایش، هایلایت اثر نقش های مختلف بازیگر بر زندگی حقیقی اوست.اوج اجرا آنجاست که نقش جزیی از بازیگر و دیگر قدرت تمایز میان کاراکتری که خلق می کند و واقعیت خویش ندارد و مجبور به تکرار این ... دیدن ادامه ›› آفرینش است.
نقش حتی در پایانی ظاهری در نگاه مخاطب دوباره متولد می گردد و حقیقت بازیگر را درپذیرفتن تکرار زایش سیزیف وار این رنج تا نقطه پایان زندگی کاری و یا شاید واقعی او اعلام می کند.
تماشای این اجرا مجموعه ای از لذت نگاه، و چشم جان است.


برای "او" که شرح درخشش در تعریف نگنجد :

قسم به تیاتر
به قداست صحنه
به آنی که بر گمراهی ام صحه گذاشتی
به رنجی که در جان "تو" و در چشم "من" مشترک است
آن گاه که آفرینش خویش را در زایش هزاران باره ات تکرار کردی ،
ویرانه ای از درونم ساختی که نقطه پایان من در آغاز ستایش توست.
هنرمند از طریق هنر خود مخاطبان را به احساسی مبتلا می‌کند که خود تجربه کرده است."تولستوی"

گام بلندی برداشته اید
مانا و استوار باشید "او" ی عزیز
۱۹ آبان ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ما پادشاه را کشتیم، سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم. حالا تنها چیزی که گیرمان آمده، یک پادشاه جدید است که از قبلی بهتر نیست.
اینجا سرزمینی ست که برای آزادی جنگیدیم ولی حالا برای نان می جنگیم.
نکته ی عدالت این است که:
"همه وقتی برابر می شوند که مُرده اند."



#بینوایان

از: ویکتور هوگو
گاهی نگاه، قلب و بغضمان گوشه ای از یک سالن جا می ماند.
شاید درست کنار برتیبا روی چرخ و فلک وسط حیاط مدرسه، جایی که هیچکس به دیگری نرسید.
چرخیدیم و چرخیدیم و چرخیدیم
عمر برفت و
جان برفت و
هیچ نرسیدیم که نرسیدیم..

چه ملموس، قطره قطره؛ به زلالی اشک هایی که بر روی و در دل ریختیم، و پاکی لبخندهایی که بر چشم و لب هامان نشست، به یادمان سرازیر شد التهاب، ذوق و همه احساسات ... دیدن ادامه ›› متضاد آن سال های دور که برای ما نه دوازده ماه، فقط نه ماه تعریف میشد؛
از اول مهر تا آخر خرداد،
" بی تابستان".

سپاس و بازهم سپاس از امیررضا کوهستانی عزیز، خالق خلاق و صاحب سبک که امضایش بر اثر پیداست.

اگر هنوز گوشه ای از ذهن و روحتان به لطف ساختار غلط آموزشی درگیر کشمکش درونیات ایام کودکی و نوجوانی جا مانده در سال تحصیلیست،
" به شدت پیشنهاد می شود"
خوشحالم که کارو دوست داشتید
۲۵ مرداد ۱۳۹۷
سپاس آقای الهی
حال غریبی داشت این تیاتر
۲۶ مرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

بهار ما را به فراموشی سپرده بود و ما ناگهان
بدون مقصد به زمستان پرتاب شده بودیم
زمستانی که عنکبوت‌ها به دور قندیل‌های یخ
تار تنیده بودند
ما در زمستان سقوط کرده‌ بودیم بدون: 
کلاه
چتر
پالتو

این دستان ما خاموش و سرد در زمستان
به دنبال مأوا و سکوت بودند
ما نمی‌توانستیم به سراغ دست‌هامان بیاییم
و آنان را در زمستان پرستاری کنیم
ما ... دیدن ادامه ›› دشمنان را نمی‌شناختیم
فقط سرما و زمستان را حریف خویش می‌دانستیم
کسی از میان برف و یخ گفت: صبوری ما
توانست این سرما و زمستان را
برای ما رقم بزند.

همه با دهان خاموش
سخن‌اش را با سر تأیید کردیم
هنوز برف میبارید.



#احمدرضا_احمدی
احسان (صابر ابر): میدونی از این همه بدبختی چجوری خلاص میشیم مامان؟
یه شب یه شام ِ درست حسابی بپزی بخوریم، بعد سرِ فرصت همهٔ درزای درو پنجره هارو ببندیم، یکیمون شیر گازو باز کنه، بریم بخوابیم؛ صُب نشده همهٔ درد سرامون پریده..


#دیالوگ_ماندگار



از: اینجا بدون من / بهرام توکلی