تیوال نمایش رابینسون کروزویه
S2 : 18:35:32
  ۰۹ فروردین تا ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: حمیدرضا نعیمی
: میلاد نیک‌آبادی
: بهرام افشاری، مجید نوروزی، علی حسین‌زاده، احمد محمد‌جواهری، مسعود انتظاری
: نورالدین حیدری ماهر

کاری از گروه تیاتر شایا

: سعید تهرانی
: میلاد نیک‌آبادی
: گلنار اکبری
: یحیی پاکدل
: محمد گودرزیانی
: امیر اخوان
: ایلیا شمس
: سعید تهرانی
: قاسم غضنفری
: شهرام کرمی

عوامل تیاتر باران
: فهیمه امن زاده، خیام وقار کاشانی
: مریم رودبارانی
: ایرج کریمی
: حافظ وقار کاشانی
: اشکان تفنگ سازان
: باران امیر حسنی
: تقی رحیمی

افتخارها:

  • تقدیر در بخش نویسندگی، کارگردانی، موسیقی
  • تندیس بهترین بازیگر مرد، بهرام افشاری
  • در سی و یکمین جشنواره بین المللی فجر 

این نمایش پیش از این در خرداد و مرداد سال ۹۲ در تیاترشهر به روی صحنه رفت و مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت » اطلاعات، رسانه ها، و نظر تماشاگران آن اجرا

 تخفیف دانشجویی: برای دانشجویان عزیز به صورت حضوری از یکشنبه تا چهارشنبه یا 40% تخفیف

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش رابینسون کروزوئه / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش رابینسون کروزوئه / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش رابینسون کروزویه | عکس

اخبار وابسته

» اجرای مجدد «رابینسون کروزوئه» در تماشاخانه باران

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام به همه دوستانِ خوب تیوال
نمایش ما که برای بار دوم اجرای عموم خودش رو تجربه کرد شب گذشته به پایان رسید. گروه ما رنج و زحمت زیادی رو متحمل شد تا این نمایش به اجرا رسید، از همه بچه های گروهم بخاطر همدلی و همیاریشون تشکر میکنم، بازیگران، طراحان، مدیرصحنه، دستیار و بخصوص تهیه کننده نازنینمون آقای نورالدین حیدری ماهر عزیز، از مدیریت و یاران خوب تئاتر باران هم تشکر ویژه دارم...
اما شما یاران همراه
شمایی که اگر نباشید، بی شک ماهم بودنمان کاری سیزیف گونه است، سی شب نظرات، نقدها و گفتگوهایتان را با انگیزه و انرژی رصد کردم، و با هربار خواندن نظرات شما بخودم میبالیدم که تماشاگرانی فهیم و دغدغه مند و دلسوز داریم، احترام به همه شما و نظراتتان( چه آنهایی که دوست داشتند و چه آنان که دوست نداشتند) بر ما واجب و راهگشای مسیرمان خواهد بود، از حضور و وجودتان ... دیدن ادامه » با تمام قلبم سپاسگذارم.
همواره شما انگیزه اجرای نمایشهای دیگر ما بوده و هستید پس بمانید تا ماهم حیات داشته باشیم.
ارادتمند همه شما
خسته نباشید ... ))
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
خسته نباشید جناب نیک آبادی ..دست مریزاد
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
همیشه پر انرژی باشید. منتظر اجراهای خوب بعدی هستیم جناب نیک آبادی:)
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم که بعد از دو بار خرید بلیط و از دست دادن نمایش بالاخره موفق شدم "رابینسون کروزوئه" رو ببینم. خسته نباشید می گم بهتون. با اینکه جا داشت روی دکور صحنه های کشتی و دریا بیشتر کار بشه، لذت بردم و به بازی بسیار خوب جناب افشاری در نمایش قانعم.....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه کار خوب، ساده و آبرومند که تعادل مناسبی رو بین دلپذیر بودن و فلسفی بودن برقرار کرده... نه خنده‌دار بودنش از روی لودگیه، و نه فلسفی بودنش خیلی عمیقه

دست آخر برای گذروندن یه عصر بهاری به شدت توصیه می‌کنم

و ضمنا

Bahram Afshari ROCKS! :D
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

گزارش نشست نقد و بررسی نمایش «رابینسون کروزوئه»
http://theater.ir/fa/news.php?id=46289

رضا آشفته:«رابینسون کروزوئه هم از آن نوع نمایش‌هایی است که نمی‌خواهد سر تماشاچی‌اش کلاه بگذارد. اگر قرار بود کلاه بگذارد، حتماً به جای این گروه جوان، از دیگران استفاده می‌کرد.این نمایش کاری است که به واسطهٔ ریتم و ضرباهنگ، هیجان دارد. حالا بخشی از این هیجان به واسطهٔ حرکت، حرکت‌های موزون و گروهی تعریف می‌شود؛ گاهی به واسطهٔ موسیقی که پخش می‌شود و گاهی به واسطهٔ موسیقی و حرکت این هیجان وجود دارد. گاهی به واسطهٔ آن جنس کلامی که به زبان می‌آید و بازیگر یا آن شخصیت برایش آن دیالوگ تعریف شده است.
حسین پوریعقوب این را خواند
fatemeh rezaie، محمد رحمانی و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام .
این نمایش از خیلی جنبه ها نکات بسیار ویژه و قابل تحسینی داشت که توجه مخاطب را به خود جذب میکرد . ولی با این اوصاف آن چیزی که ( به جز نکات مـثبت مثـل تحرک و تغییر دکور توسط بازیگران، بازی حرفه ای آنان ، دیالوگ ها و مونولوگ های خیلی زیبا ) توجه من را به خود جذب کرد متن و بدنه ی نمایش بود که به نظر من خیلی پرورش داده نشده بود . با توجه به رمان اصلی رابینسون کروزوئه این نمایش تقریبا اصلا شبیه رمان اصلی نبود (که این نشان دهنده ی این بوده که نویسنده در فکر اجرای اثر نو و متفاوتی بوده است) و هم اینکه متن و بدنه ی نمایش نتوانسته به تنهایی شخصیت جدیدی برای خود خلق کند.و البته 60 دقیقه زمان کافی برای پرورش و نمایش یک داستان چه مطابق با رمان اصلی و چه حاصل اندیشه ی نویسنده نیست . به نظر بنده ی حقیر این نمایش میتوانست از نظر داستان بیشتر پرورش داده شود ولی نکات ... دیدن ادامه » دیگری از جمله بازی جذاب بازیگران ، دیالوگ ها ، فعالیت و تحرک بازیگران سعی داشتند که از نقص هایی که در نمایشنامه وجود داشت بکاهند . نظر دیگر کاربران را که میخوانم میبینم عواملی که گفتم تا حدی موفق بوده اند ولی نظر شخصی من این بود که بیشتر از این هم میشد اندیشه ی پشت داستان نمایش را پروراند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی که نمیخوان موضوع نمایش رو بدونن این متنو نخونن.



نگاهی به نمایش (رابینسون کروزوئه) به نقل از سایت ایران تئاتر لینک زیر:



http://www.theater.ir/fa/reviews.php?id=34916



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"مرگ" فقط یه تغییر وضعیته.
مونولوگ های نمایش بسیار زیبا بود.
به به به به به به به به به به
سلاااااام
ببین کی اومده دوباره این ورا )

manimoon..
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
ای مرغ گرفتار بمانی و ببینی
آن روز همایون که به عالم قفسی نیست
هـ.الف.سایه

یا می‌فرماد:
سختی دی ماه سی روز است و آخر
نوبهار و نغمه مرغ خوش الحان خواهد آمد
(ناشناس)

ان‌شاءلله ... دیدن ادامه » روزای بهتر می‌رسه
:)
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
یه زمانی خودم خیلی بودم و به بقیه میگفتم کجایین؟؟
الان خودمم خیلی کم هستم.

manimoon..
۳۰ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- اونا حق ندارن تو رو مورد آمااااج تهمت هاشون قرار بدن
- مورد چی قرار بدن؟
- آماج
- تا دیروز آدم میخوردا، حالا واسه من آماج آماج میکنه!
( نقل به مضمون )
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای بار دوم به تماشای این نمایش نشستم.
باز هم لذت بردم.
واقعا توصیه میکنم این نمایش رو ببینید.
ممنونم از همه عوامل تئاتر و بهشون خسته نباشید میگم.
سفری به عالم تنهایی
نقد و بررسی تئاتر رابینسون کروزوئه
نویسنده: حمیدرضا نعیمی
کارگردان: میلاد نیک‌آبادی
بازیگر: بهرام افشاری
امتیاز 9 از 11
(قسمت اول)

پیشگفتار

باید ابراز خوشحالی و خرسندی کنم که پس از دیدن این تئاتر به یکی از نادانسته های خودم در تحلیل تئاترها پی بردم. آن هم سنجش ظرفیت کمدی یک اثر است. شاید این نخستین بار باشد که چنین پارامتری در تحلیل تئاتر عنوان میشود. پس از دیدن این اجرا پی بردم که هر اثری با توجه به محتوای خودش دارای یک ظرفیت از کمدی است و اینطور نیست که هرچقدر کمدی خواستیم در یک اجرا وارد کنیم و اثر کمدی تر و کمدی تر شود. وقتی ظرفیت کمدی کار کم باشد بیش از حد کمدی وارد کردن در آن لودگی میشود. اما اثری که ظرفیت کمدی زیاد دارد با زیاد کردن کمدی نه تنها چیزی از ارزشهایش کم نمیشود بلکه بار کمیک اثر را نیز بیشتر کرده و با توجه به محتوای اثر میتواند اثرگذاری بیشتری نیز داشته باشد.
نمایش رابینسون کروزئه سال 92 کمدی کمتری نسبت به اجرای کنونی داشت اما داشتن ظرفیت بالای کمدی، اجرا را به هم نزده و منسجم تر و گیراتر نیز کرده است. به احتمال زیاد این ظرفیت بسیار زیاد وامدار رمان رابینسون کروزوئه اثر دنیل دفو باشد که به هر طریق در اجرای این اثر به کمک کارگردان آمده است.

مقدمه

در ... دیدن ادامه » نقد اجرای رابینسون کروزوئه به کارگردانی میلاد نیک آبادی، ابتدا به نقد کارگردانی و تحلیل بازیگری پرداخته میشود. بعد به تحلیل رمان و کاراکتر رابینسون کروزوئه دفو پرداخته میشود و سپس با توجه به آن، اقتباس حمیدرضا نعیمی در نوشتن نمایشنامه رابینسون کروزوئه مورد تحلیل قرار میگیرد

نقد کارگردانی

شگفت آور است. اجرای رابینسون کروزوئه از همه لحاظ متناسب و دقیق است. حرکتها تماما حساب شده و هماهنگ است. نور پردازی بسیار متناسب با صحنه هاست و خصوصا در صحنه بحث رابینسون و جمعه جلوه بسیار خوبی به کار میدهد. طراحی و دینامیک صحنه دارای یک نقشه دقیق است که هماهنگی بسیار خوبی بین بازیگران ایجاد میکند. اجزای زائد در صحنه دیده نمیشود و هرگونه اکسسواری که مورد استفاده بازیگران قرار میگیرد در قفس ها از دید پنهان میشود که صحنه بیهوده شلوغ نشود. کارگردان برای فضاسازی دست به اقدامات بیهوده نزده و با نگاهی مدرن همه چیز را در قفس ها خلاصه کرده است. کشتی، قفس میمون، میز، صندلی، قایق، خانه درختی و همه چیز در قفس ها خلاصه شده است. در کنار تمام اقدامات بصری موسیقی بسیار متناسبی هم به کمک صحنه ها می آید و به فضاسازی کار کمک میکند.
تنها ایراد بسیار کوچکی که میشود به کار گرفت، از منظری بسیار سختگیرانه، به هم خوردن تناسب فرم اجرا و محتوای تنهایی اثر بود که فقط در چند صحنه کوچک این تناسب به هم میخورد. زمانیکه کشتی غرق میشود و رابینسون در جزیره تنهاست احتیاجی نبود از هر چهار بازیگر دیگر در تمام صحنه ها استفاده جبری کرد. در بسیاری از صحنه ها حضور هر چهار نفر قابل توجیه است اما در چند صحنه ابتدایی بعد از غرق شدن کشتی حداقل دو نفر حضور زاید در صحنه دارند و این شلوغی بصری میزانسن با محتوای تنهایی اثر متناقض است. که البته ازین ایراد میشود به سادگی گذشت و از آن دست ایراداتی است که کمتر از یک درصد مخاطبین متوجه آن میشوند!

نقد بازیگری

در اجرایی که پر از اکت و بیان است تمام بازیگران به خوبی از عهده هر دو قسمت برآمده اند. اما مسلم است که بار اصلی بازیگری بر دوش بهرام افشاری است.
بهرام افشاری در این اجرا خودش به تنهایی یک وزنه است. ریتم و آهنگ بیان فوق العاده ی این بازیگر نه تنها خسته کننده نیست بلکه چنان تاثیری در اجرای اثر دارد که به کارگردان این اجازه را میدهد که حتی یک ساعت دیگر به کل کار اضافه کند. بهرام افشاری در بسیاری صحنه ها با بدنش حرف میزند. در یک صحنه بسیار ستودنی ژست یک روحانی تنها و پیر را میگیرد و صحنه را بسیار به یادماندنی میکند. حرکات دستی که به بیان تهدید "درد داره ها" منجر میشود و حرکت شانه ای که نشانه تسلط بسیار بالای این بازیگر بر بدنش است.
بهرام افشاری طوری اجرا را در دست میگیرد که قالب همیشگی ذهن را (که کارگردان را بالاتر از بازیگر میداند) از بین میبرد و یک تنه و با قدرت در کنار کارگردان قرار میگیرد. پس از عدد 11 در ظرفیت امتیاز دهی تعجب نکنید و این یک اشتباه تایپی نیست! ارزشگذاری بازیگری در این اثر با کارگردانی مساوی فرض شده و یک واحد به ظرف امتیازدهی افزوده است!
معدود تئاترهایی را میتوان یافت که بازیگری اینچنین تمام و کمال مرزهای روتین و خسته کننده بازیگری را گسترش دهد. چطور میتوان بازی در نقشی که فقط دیالوگ می گوید و در ادای همان دیالوگ هم پر از ایراد است را با بازی در نقشی که پر از اکت و جنبش و ژستهای متفاوت است یکسان درنظر گرفت؟ چطور میشود بازی هایی که کل اکتشان راه رفتن در صحنه است (و در همان راه رفتن هم تسلطی مشاهده نمیشود) را با چنین ایفای نقشی یکسان ارزشگذاری کرد؟

(ادامه دارد)
با دل و جان با نظراتت موافقم کیارش جان
۱۹ فروردین ۱۳۹۴
شما علم تحقیق رو دارید و این یعنی اصل علم
نقدهاتون برای منی که از تئاتر فقط تماشا کردنشو بلدم واقعا مفیده
۲۰ فروردین ۱۳۹۴
عالی بود نقدت کیارش جان. شعف ناشی از دیدن این اثر با خوندن نقدت علاوه شد.
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر نمایش« رابینسون کروزوئه » به کارگردانی« میلاد نیک آبادی »


وحید یگانه

“رابینسون کروزوئه” رمانی است نوشته دانیل دفو که در اوایل قرن نوزدهم نوشته شده است . همه ما کم یا بیش از شرح ماجراهای این رمان معروف آگاهی داریم. این رمان ماجرای گرفتار شدن دریانوردی به نام رابینسون کروزوئه ، در یک جزیره متروک است که برای ادامه حیات با در خدمت گرفتن نیروهای طبیعت موفق می شود که چندین سال را در این جزیره به تنهایی دوام آورد.

اما نمایشنامه “رابینسون کروزوئه” نوشته حمیدرضا نعیمی همانطور که از عنوان آن پیداست اقتباسی است از این رمان تاریخی بورژوایی که این روزها در تاتر شهر بر روی صحنه است. این نمایشنامه یک پارودی است بر اصل رمان “رابینسون کروزوئه” که نویسنده با تمرکز بر درونمایه رمان توانسته به خوبی این عناصر را در نمایشنامه خود به هجو بکشاند.

در رمان دفو ، جزیره متروک همچون دنیای ما است که رابینسون به عنوان نخستین انسان پای در آن می نهد و با به خدمت در آوردن طبیعت و عناصر وابسته به آن ، سعی دارد که عناصر مرتبط با تمدن بشری را در این جزیره بی نام و نشان باز سازی کند و به نوعی رابینسون ، طبیعت را که به انسان امکان معاش می دهد را همچون کالایی در خدمت اهداف خود در می آورد.

این نمایشنامه نگاهی هجو آمیز و انتقادی دارد به شرایط زندگی انسان معاصر که آکنده از اوضاع نابسامان اجتماعی است. رقابت های اقتصادی و فردی ، تهمت و افترا ، حرص و ولع ، جنگ و خونریزی ، استعمار انسان ها ، جملگی از مضامینی است که در ایننمایشنامه بیانی طنز آمیز به خود می گیرند. اگر ما نگاهی به زندگی واقعی دانیل دفو بیاندازیم ، می بینیم کهنویسنده در طول حیات خود به نوعی با مضامینی که در بالا ذکرشد ، درگیر بوده است و بارها به دلایل مختلف از سوی نظام حکومتی انگلیس به زندان افتاده است و در جایی چنان با سیل اتهام مواجه می شود که او را در شهر می چرخانند و مورد تمسخر و خنده مردم قرار می گیرد و تا پای دار اعدام او را می کشانند.

چندان بیراه نیست که نویسنده نمایشنامه “رابینسون کروزوئه” از زندگی واقعی نویسنده رمان الهام گرفته باشد و شخصیت آن را ترکیبی ساخته باشد از رابینسون رمان و دفو نویسنده . تغییر جهت درونمایه نمایشنامه که در آن رابینسون قید رهایی از جزیره را می زند و از ترک جزیره امتناع می ورزد ، می تواند دلیلی بر این مدعا باشد. زیرا رابینسون می فهمد که گرچه او برای خوشبختی پای به دریا نهاده است و در جزیره متروک اسیر گشته اما همچنان نیروهایی در دنیای متمدن بدنبال اویند که او را بخاطر اتهامات فراوان محاکمه کنند. پس او زندگی در تنهایی و عزلت را به بازگشت به دنیای متمدن که در آن سرنوشتی نامشخص در انتظار اوست ، ترجیع می دهد.

اما ... دیدن ادامه » نمی توان از کار زیبای کارگردان و بازیگران ، در جان بخشیدن به شخصیت رابینسون چشم پوشی کرد. وجود چندین بازیگر که در موقعیت های متعدد نقش های مختلف را بر عهده می گیرند ؛ سبب پویایی و ایجاد ریتمی مناسب در اجرای میزانسن ها می گردید. چیزی که در اینجا حائز اهمیت است آن است که در پیش گرفتن چنین رویکردی با کلیت نمایشنامه که یک پارودی است و نگاهی طنزآمیز به وقایع نمایشنامه دارد ؛ کاملا منطبق است.

سعدی در کتاب گلستانش حکایتی دارد که روزی فردی در راه فلسطین اسیر فرنگیان می شود.دوستی او را از بند می رهاند و سپس او را به عقد دختر بدزبان و خودسرش در می آورد ؛ روزگار چنان بر آن فرد تنگ می شودکه آرزو می کند ای کاش در بند فرنگیان مانده بودم ، اما تن به زندگی با این زن نداده بودم. این حکایت سعدی چندان هم بی شباهت به ماجرای رابینسون نمایشنامه نیست ، گویی که او از عاقبت ترک جزیره تنهایی آگاه است که ممکن است در چاهی عمیق تر از آنچه که در آن بسر می برد گرفتار شود. پس زندگی در تنهایی را بر می گزیند. آیا رابینسون گلستان سعدی را خوانده است که چنین دم به تله نمی دهد؟ ممکن است که او واقعا گلستان سعدی را خوانده باشد؛ کسی چه می داند .احتمالا رابینسون در سالهای باقیمانده ای که پیش روی دارد بر ساحل جزیره تنهایی می نشیند و باقی حکایت های پند آمیز گلستان را می خواند.



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش ”رابینسون کروزوئه” نوشته ”حمیدرضا نعیمی” و کارگردانی ”میلاد نیک آبادی”

رضا آشفته: رابینسون کروزوئه در نگاه اول داستان تنهایی بشر را تداعی می­ کند. اینکه انسان وقتی در مکانی ناشناخته، مانند یک جزیره متروک تنها بشود، بعدش چه خواهد کرد؟ او تلاش خواهد کرد تا برای نجات و بقای خود بر ناشناخته­ ها چیره شود؛ یعنی باید بتواند ناشناخته­ ها را کشف کند و از آنها به عنوان امکانات و ابزاری برای تداوم زندگی بهره ­مند شود.
این کشف و چیره شدن بر طبیعت همواره به کمک فکر و ذهن انسان ممکن شده است. انسان همیشه ناچار به تداوم حیات بوده و برای این منظور از هر نوع تلاش و زحمتی دریغ نکرده، اما در مقابل آن و در تنهایی و انزوا خوره جان و افسردگی باعث متلاشی شدن فعالیت ذهن و پریشانی روح و روان انسان می شود. آنگاه نتیجه خودکشی خواهد بود و یا مرگی بر اساس ... دیدن ادامه » اضمحلال روان و ویرانی جسم در اثر پذیرش دردهای جسمانی بسیار سخت و دردناک. اما رابینسون کروزوئه پیش از سوار شدن بر کشتی نشان داده که یک انگلیسی پرهیجان و جاه طلب است. او، که در برزیل زندگی و ثروت زیادی داشته، برای تصاحب نیروی کار ارزان راهی گینه در آفریقاست تا بتواند برده های زیادی را به سرزمین های نوبیناد قاره آمریکا بکشاند و با فروش آن ها بر افزوده مادی خود بیفزاید.
بدن های آماده
حمیدرضا نعیمی بنابر خواست میلاد نیک آبادی بر رمانی یا پیرنگی انگشت نهاده که به لحاظ دراماتیک پرتنش و هیجان است و این موقعیت نمایشی نیاز به بدن هایی دارد که بتواند از پس آفرینش رویدادهای عجیب و غریب در صحنه برآید. به عبارتی کنش و مکاشفه ای در این تغییر رمان به نمایشنامه پیش روی خود گروه بوده است. نعیمی تا جایی وفادار به رمان است و در پایان نگاه خود را بر آن تحمیل می کند، چنانچه جمعه از رابینسون کروزوئه دل می کند و به دنبال یک زندگی تازه می رود و کروزئه می ماند تا مرگ را در تنهایی خود و در این فضای غریب، که اکنون آشناترین فضاهاست و به آن خوی گرفته و نمی تواند ازش دل بکند، تجربه کند. مدل اقتصادی
هدف در اجرای رابینسون کروزوئه خارج کردن موقعیت از تکنیک های شناخته شده است. اول آنکه متن نمایش همچون رمان متکی بر روایت است، اما روایتی نمایشی که چون آثار برتولد برشت بر آن است تا تماشاگر ضمن دنبال کردن خط روایی، لحظات نمایشی آن را هم پیش روی داشته باشد. البته در اینجا بازهم همان مصداق کلی، که نوعی فاصله گذاری و انفصال درک حسی است، در طول اجرا اتفاق می افتد. بنابراین داد و دهش و ترکیبات نمایشی با تغیرات عمده ای نسبت به رمان دانیل دفو انگلیسی شکل گرفته، هر چند آن نگاه اصلی و مضمون محوری همچنان در نمایش میلاد نیک آبادی مانده است. چنانچه می دانیم کارل مارکس، متفکر و مبلغ افکار سوسیالیستی، از این رمان به عنوان یکی از رمان های آغازین طبقه متوسط شهری و بورژوازی فراگیر پس از رنسانس یاد می کند. همچنین مارکس تاکید می کند جزیره رابینسون کروزوئه را همانند یک مدل اقتصادی فردگرای جامعه بورژوازی می بیند و بر این باور است که قهرمان این کتاب، نماد بورژوازی در نخستین دوره سرمایه داری و نماد استعمارگرایی است که به دنبال کسب مواد اولیه، بازار و نیروی کار ارزان، بخش عمده ای از جهان را فاتحانه استعمار و با صدور مناسبات اقتصادی، آن ها را مستعمره خود تلقی می کند. چنانچه رابینسون کروزوئه با تملک درآوردن جزیره در آن خانه، قلعه و سلاح می سازد و یکی از بومیان را از دست آدمخوارها نجات می دهد و بر او نام جمعه را می گذارد. سپس جمعه را به خدمت می گیرد و بر او فرمان می راند. چنانچه به گفته مارکس، کروزوئه طبیعت را به ابزار و کالا تبدیل می کند و به آدمیان به عنوان نیروی کارش می نگرد. دیگر اندیشمندان دنیا نیز از این رمان به برداشتی استعمارگرایانه، آن هم از جنس کلاسیک انگلیسی، استناد کرده اند. جیمز جویس ایرلندی و نویسنده صاحب نام قرن بیستم یکی از آنان است که ضمن ستایش این رمان، رابینسون کروزوئه را نمونه تیپیک استعمارگران کلاسیک می داند. ادوارد سعید فلسطینی رابینسون کروزوئه را از نخستین نمونه های ادبیات استعماری یاد می کند که به خوبی دفو ذهنیت استعمارگران انگلیسی را تصویر کرده است. همه این موارد نشان می دهد که این رمان نیز در تب و تاب زمانه خود بر آن است تا گوشه ای از تحولات بنیادین پس از وقوع انقلاب صنعتی و آغاز سرمایه داری و پیدایش طبقه متوسط شهری را به نمایش بگذارد و خود رمان نیز خبر از تحولات عمده فرهنگی در جامعه اروپای غربی مترقی می دهد. انرژی معجزه آسا
”متن نمایش همچون رمان متکی بر روایت است، اما روایتی نمایشی که چون آثار برتولد برشت بر آن است تا تماشاگر ضمن دنبال کردن خط روایی، لحظات نمایشی آن را هم پیش روی داشته باشد.“
حالا با آنکه از قرن هجدهم به قرن بیست و یکم پا نهاده ایم، همچنان این رمان در ایران ما برای گروهی تئاتری مسئله شده تا از این طریق مکاشفات فردی و جمعی خود را بر صحنه نمایان کنند. بخشی از این کار بر عهده بازیگران است تا بتوانند با تاکید بر نیروی حرکت و پویایی ذهن و روان در القای فضا و ایجاد انرژی معجزه آسا تماشاگر را درگیر آن کنند. بالاخره آن ابعاد اقتصادی و جلوه استعمارگرایانه خواه ناخواه در پس پیرنگ و روابط آدم ها موج می زند. شاید هم تنهایی و نبرد و ستیز یک تنه رابینسون برای بقا مهم تر جلوه کند، زیرا می خواهد از میمون ها و دیگر موجودات طوری استفاده کند تا راحتی او را به دنبال داشته باشند. چنانچه می بینیم میمون ها ابزاری برای به چنگ آوردن نارگیل خواهند بود.

بازیگران به صورت گروهی در تکاپو و تحرک اند و مدام ترکیب بندی و تصویری را می آفرینند که هر لحظه تازگی خود را داشته باشد و با شکستن آن لحظه، لحظه بعدی شکل می گیرد. بدن بازیگران در ارتباط با ابزاری که در آنجا حالت چرخ های مکعبی پوشیده با گونی را دارد، می خواهد جلوه های متعدد و متنوع را پیش روی چشمان مخاطب قرار دهد. مدام هم این تصاویر جا به جا می شود، چنانکه می بینیم گاهی کشتی می شود، گاهی خانه و گاهی قفس و گاهی اتاق و قلعه و هر آنچه باید لحظات زندگی رابینسون کروزوئه را بسازد. بنابراین گروه هدفمندانه آنچه باید را خلق و بازآفرینی می کند. نتیجه هم رضایت بخش است، زیرا تنوع حرکات ضرباهنگ پرشتابی را بر اجرا تحمیل می کند و این روند منجر به لحظات پرانرژی و حتی کمیک می شود. شاید تنها لحظات تراژیک مسئله آدمخواران و بیماری و مرگ رابینسون کروزوئه باشد وگرنه مابقی لحظات در تدارک شادابی و خنده اند. آنچه بازیگران در مواجهه با هم خلق می کنند از چنین نیتی پیروی می کند. مواجهه رابینسون با همکارانش در کشتی و ماقبل آن کاملا خنده آور است. در صحنه های به چنگ آوردن میمون ها هم باز نوع حرکات خنده آور است. بنابراین جلوه اصلی و گونه حاکم بر متن و اجرا کاملا نوعی فضای کمیک خواهد بود.
مناسبات موجود
شاید اشکال کلی را بتوان در روند تکراری اجرا بر پایه مناسبات موجود در گروه "شایا" تلقی کرد؛ یعنی از ابتدا تا پایان را می شود در انطباق با دیگر اجراهای گروه شایا یکی دانست. مثلا اینکه کار با موسیقی و با تحرک موزون بازیگران آغاز می شود و تمام حرکات در همسویی کار بازیگران شکل گرفته و همچنین استفاده از ابزار صحنه که در کارهای قبلی مثلا صندلی یا نیمکت بوده و در اینجا چرخ جای آن را گرفته است. از آنجا که پردازش تازه ای برای استفاده از این موارد نشده، تا حدی با روند خلاق و مکاشفه گرایانه گروه در تناقض است. به عبارتی همان بهتر که گروه "شایا" همین روند و نشانه های ساختاری و فرم گرایانه خود را سمت و سوی تازه تری دهد و گرنه در درازمدت این فرم هم به دلیل پرهیز از تنوع دچار انقباض ذهن تماشاگران ثابتی خواهد شد که کارهای این گروه را دنبال می کنند. مثلا فقط کافی است همانند کارهای قبلی آغاز با موسیقی و حرکات موزون نباشد و یا اگر هم اصرار بر آن هست، نوع دیگری از آن آزموده شود. شاید این برداشت تماشاگری باشد که دوست دارد این گروه خلاق همچنان بر جزییات اجرای خود نیز تاکید مکاشفه گرایانه داشته باشد، تا چه رسد بر کلیات که آن هم به نوعی باید دستخوش پردازش های نوین تری شود.
» تا ۲ پاسخ


علی عبدالرحیم و سینا افشار فرنیا این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
http://www.honaronline.ir/Pages/PicNews-3900.aspx
گزارش تصویری نمایش"رابینسون کروزوئه"در هنر آنلاین
گل نار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تخفیف وفاداری این نمایش تا ٢١ فروردبن ماه تمدید شد و شامل خریداران روزهای پیشین همین نمایش نیز می شود
وحید هوبخت و maria این را خواندند
ببخشید این تخفیف دانشجویی سیستمش همونجوریه که مبلغ تخفیفو بعد از نمایش پس میدن؟
۳۱ فروردین ۱۳۹۴
درود بر شما
برای این نمایش تنها شیوه تعریف شده برای تخفیف دانشجویی خرید حضوری است.
۳۱ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود... متن، کارگردانی، طراحی، بازیها، موسیقی همه چیز این نمایش درست و به اندازه بود.
خسته نباشید به آقای نیک آبادی و گروه خوبش.
به دوستان پیشنهاد میکنم که همه ببینن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استفاده از انرژی بازیگر در اجرای رابینسون کروزوئه

تهران-ایرنا- کارگردان نمایش رابینسون کروزوئه با بیان اینکه بار نمایش را بر روی انرژی بازیگر می گذارم، گفت: شیوه کارم مبتنی بر تکنیک بادی درامینگ است که بر اساس حرکات ریتمیک بازیگر پی ریزی شده است.


میلاد نیک آبادی از 9 فروردین نمایش رابینسون کروزوئه را در سالن تئاتر خصوصی باران به روی صحنه برده که با استقبال مخاطبان هم مواجه شده است.

رابینسون کروزوئه، یک خود زندگینامه منحصربه فرد روحانی و خیالی اثر دانیل دفو انگلیسی است که لقب پدر رمان انگلیسی را برای خالقش به ارمغان آورده است و تا به حال اقتباس های زیادی از این اثر جذاب به شکل و سبک های مختلف در جهان به روی صحنه رفته است.

در داستان دفو قهرمان داستان که نام او بر رمان اصلی نهاده شده، زندگی مرفه خود در بریتانیا را برای مسافرت در دریاها رها می کند و پس از اینکه از یک کشتی شکستگی جان سالم به در می برد، 28 سال را در یک جزیره و اغلب به تنهایی به گذران زندگی می پردازد تا آنکه زندگی یک بومی وحشی آن جزیره را نجات داده و نام جمعه بر وی می نهد. این دو مرد سرانجام آن جزیره را به مقصد بریتانیا ترک می کنند.

بسیاری از مورخان رابینسون کروزوئه را که از دوران نگارش خود در قرن هفدهم میلادی تاکنون، از پرخواننده ترین و بحث انگیزترین کتاب های عالم بوده، سرآغاز رمان مدرن می دانند و با توجه به ادامه شاخصه های ساختاری، سبکی و محتوائی این کتاب در رمان بعدی اروپای غربی، نظریه مورخانی را که دن کیشوت، اثر سروانتس را سرآغاز رمان می دانند، رد می کنند.

میلاد نیک آبادی کارگردان نمایش رابینسون کروزوئه که از روزهای تعطیل نوروز این نمایش را به روی صحنه برده به خبرنگار حوزه تئاتر ایرنا گفت: تهران در ایام نوروز میزبان مسافرانی است که برای رسیدن به مقصدشان از این شهر می گذرند و یا در تهران اقامت می گزینند بنابراین در این فرصت چند روزه ای که مسافران در تهران هستند فرصتی برای دیدن نمایش نیز برای آنها به وجود می آید.

این ... دیدن ادامه » کارگردان تئاتر درباره استقبال از نمایش رابینسون کروزوئه در ایام نوروز خاطرنشان کرد: با وجودی که گروه نمایش ابتدا نگران اجراهایی بود که قرار است در ایام نوروز به صحنه برود اما خدا را شکر استقبالی که از اجرا شد از انتظار اولیه مان بسیار بیشتر بود.

این کارگردان تئاتر درباره تغییراتی که این نمایش نسبت به اجرای قبلی خود در تالار قشقایی داشته است، گفت: به جز برخی تغییرات اندک و جزیی، نمایش تغییر خاصی نسبت به اجرای دو سال قبل نداشته است البته یکی از بازیگران نیز تغییر کرده و مسعود انتظاری جایگزین وی شده است.

نیک آبادی در ادامه درباره سبک و شیوه اجرای این نمایش می افزاید: اساسا بار بسیاری از آنچه بر روی صحنه نمایش اتفاق می افتد را بر روی انرژی بازیگر می گذارم و تلاش می کنم در اجراها پویایی و زیبایی شناسی واحدی که برای من کارگشاست و به من اجازه خلق لحظه و تصویر و رویداد را می دهد با تکیه بر انرژی درونی بازیگر بر اساس تعریف فیدل بروک بنا کنم چرا که شیوه کار من مبتنی بر تکنیک بادی درامینگ است که براساس حرکات ریتمیک بازیگر پی ریزی شده است.

وی درباره طراحی صحنه نمایش رابینسون کروزوئه نیز این گونه توضیح داد که از دو پودس آهنی (دکور قابل جابجایی در صحنه نمایش ) بنا به شرایط و موقعیت های مختلف استفاده می کند.

نیک آبادی در پایان درباره مدیریت تئاتر باران که یک سالن خصوصی تازه گشایش یافته است نیز توضیح داد: این سالن توسط افراد تئاتری و آشنا به فضای تئاتر مدیریت می شود. مساله ای که من همیشه بر آن تاکید داشته ام این است که مدیریت تئاتر باران مقابل هنرمند نیست بلکه در کنار آنها قرار دارد و این نکته بسیار مهمی است.

رابینسون کروزوئه در سی و یکمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر (دو سال پیش) موفق به کسب تندیس بهترین بازیگر مرد برای بهرام افشاری شده بود و تقدیر بهترین نویسندگی، کارگردانی و موسیقی را از این دوره دریافت کرده است.

بهرام افشاری، مجید نوروزی، علی حسین زاده، احمد محمد جواهری، مسعود انتظاری در این نمایش به ایفای نقش می پردازند. این اثر نمایشی از 9 فروردین 1394 اجرای خود را در تماشاخانه «باران» به نشانی خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک 292 آغاز کرده و هر شب ساعت 19 به صحنه می رود.
» تا ۳ پاسخ



علی عبدالرحیم، مرتضی کلانی و گل نار این را پاسخ داده‌اند
نمایش رابینسون کروزوئه را دیدم و لذت بردم . به آفای نیک آبادی کارگردان محترم و نویسنده گرامی آقای نعیمی درود می فرستم و برای این عزیزان موفقیت های باز هم بیشتری را آرزو می کنم . پایدار باشید.
۱۸ فروردین ۱۳۹۴
سپاس از حضورتان آقای کلانی
۱۹ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت/ احسان زیورعالم
روزی که «رابینسون کروزوئه» از پا افتاد
«رابینسون کروزوئه» را می‌توان ادامه‌ای بر علایق حمیدرضا نعیمی دانست، علاقه وی در کشف رابطه خدا و انسان، نقد اومانیسم و به چالش کشیدن تعاریف جامعه‌شناسانه از قدرت، طبقه و....

تماشاخانه باران سال 94 را با نمایش «رابینسون کروزوئه» نوشته حمیدرضا نعیمی و به کارگردان میلاد نیک‌آبادی آغاز کرده است.

«رابینسون کروزوئه» اقتباسی نسبتاً آزاد از رمان مشهور دانیل دفو است چراکه ردپای اندکی از داستان دفو را می‌توان در نمایش یافت. رابینسون، زمین‌دار ثروتمند بریتانیایی – برزیلی به طمع کسب ثروت از برده‌داری راهی گینه می‌شود. کشتی وی دچار طوفان شده و دوستانش کشته می‌شوند، رابینسون به جزیره‌ای خالی از سکنه می‌رسد و قرار است وی تا ابد الدهر در این جزیره به حیات خود ادامه دهد.

رمان رابینسون کروزوئه از رمان‌های مناقشه‌آمیز تاریخ ادبیات است و حمیدرضا نعیمی در مقام نویسنده نیز خود را وارد این مناقشه می‌کند. رمانی که از دیدگاه مارکس مدلی از جامعه بورژوازی است و ادوارد سعید آن را نمونه یک ادبیات استعماری می‌داند و حالا در اثر نعیمی تبدیل به یک مکاشفه می‌شود، از آن دست مکاشفاتی که به هر نحو در دیگر آثار نعیمی نیز قابل مشاهده است. همانند «فاوست»، نمایش با درگیری ذهن بشر نسبت به رابطه خود و خدا آغاز می‌شود. این بار خبری از «ابتدا کلمه بود» نیست. با اثری کمیک مواجهیم. رابینسون همانند «فاوست»، «کاستلیون» یا «سقراط» فیلسوف نیست، او یک ماجراجوی نسبتاً ملحد است. پس می‌تواند بواسطه کج‌فهمیش نسبت به خدا کتک بخورد.

به نظر می‌رسد ذهن حمیدرضا نعیمی دیگر همچون یک صافی عمل می‌کند که در فرایند اقتباس، اثر پیشین تبدیل به متنی در باب رابطه خدا و انسان با چاشنی آیاتی از انجیل می‌شود. انجیل با لفظ کتاب مقدس در آثار نعیمی آرام آرام به یک موتیف تبدیل می‌شود و رویکرد وی نسبت به آن‌ها، شک‌ورزانه است.

با این حال «رابینسون کروزوئه» از قدرت «فاوست» یا «کالون و قیام کاستلیون» برخوردار نیست. شخصیت رابینسون کروزوئه آن قدر عمیق نیست تا جواب سوال عمیقی از دلش بیرون کشید. پس مستلزم چاشنی‌های دیگری است. ابتدا داستان در قالب یک پارودی خودنمایی می‌کند. این روند پارودیک نیز از‌‌ همان ابتدا قابل مشاهده است. برخلاف روند داستان پدر نسبت به رابینسون رفتار خشنی ندارد، به وی اهانت نمی‌کند و او را ملحد نمی‌شمارد. داستان سفر دریایی رابینسون در رمان دفو بخشی از مصائب وی به حساب می‌آید و نعیمی آن را تبدیل به یک شوخی دراماتیک می‌کند. لیکن تغییر عمده در نمایش زمانی رخ می‌دهد که رابینسون دفو از یک مصیبت‌زده دائمی به یک زمین‌دار در برزیل تبدیل می‌شود و برخلاف داستان دفو، این رابینسون است که پیشنهاد تجارت برده را می‌دهد.

باید گفت نعیمی با تلنگرهایی از جنس نگاه مارکس و سعید، از رمان دفو، اثر ضدسرمایه‌داری – استعماری خلق می‌کند. حتی می‌توان ادعا کرد رمان دفو را نقد می‌کند و ساختار پارودی‌وارش هم شمایی از این نوع تفکر است. اما پافشاری نویسنده بر این مساله به جایی می‌رسد که صحنه‌های نهایی دیگر خالی از داستان‌سرایی ابتدای‌اند. همه چیز در لفافه مجادلات شبه‌فلسفی بسته‌بندی می‌‌شود و از همین جاست که نمایش دچار یک دوگانگی روایی می‌شود.

از ... دیدن ادامه » ابتدای نمایش تا زمانی که شخصیت جمعه وارد داستان می‌شود، روایت بر پایه نقش راوی رابینسون پیش می‌رود. از همین رو نمایش بیشتر به یک مونولوگ می‌ماند. رابینسون بدون واسطه با مخاطب وارد مکالمه می‌شود و مدام او را از ماوقع داستان آگاه می‌کند. این بخش از نمایش مملو است از جملات دانیل دفو همانند «من در سال 1632 در شهر یورک در یک خانواده... »، در این بخش از نمایش دست کارگردان برای استفاده از دکور منعطفش به شدت باز است. صحنه نمایش جولانگاه حرکات است. پویایی صحنه به شدت به داستان هیجان‌انگیزی که رابیسون نقل می‌کند گره می‌خورد. مخاطب سوار بر موج ماجراجویی‌ها، از انفعال خارج می‌شود تا آنجا که جمعه وارد می‌شود. ساختار روایی دست‌خوش تغییر می‌شود و دیگر خبری از آن مونولوگ‌ها نیست. ردای روای از تن رابینسون برداشته می‌شود و به دانای کل – حمیدرضا نعیمی – سپرده می‌شود. از اینجاست که دیگر صحنه پویایی ندارد. دو نفر رو به هم می‌نشینند و مناظره می‌کنند در باب زبان. می‌‌توان این گونه استنباط کرد که ایستایی صحنه‌هایی نهای دال بر بالا رفتن سن رابینسون و فروکش کردن حس ماجراجویی اوست.

می‌توان این گونه استدلال کرد که در دنیای شبه‌بورژوایی خود اکنون در پی دوران بازنشستگی است تا شاید از شر کسالت عمومی خود رهایی یابد؛ ولی پایان متفاوت نمایش نسبت به رمان را باید به حساب‌‌ همان نگاه‌های نعیمی انداخت. رابینسونی که در مناظره با یک آدمخوار فیلسوف از فلسفه زبان سخن می‌گوید، باید دمی نیز در یأس فلسفی خود فرو برود، با آنکه کلام شبه‌فلسفی‌اش الکن و گنگ است. برای مثال زمانی که به دو مفهوم رنگ زبان و جنس زبان می‌رسیم، دیالوگ به پایان می‌رسد، چون که جهان‌بینی اثر همچون روایتش درگیر دوگانگی است و این دوگانگی در نقد نگارنده نیز تسری پیدا کرده است.

در پایان باید گفت «رابینسون کروزوئه» نمایش نسبتاً موفقی است؛ چراکه موفق می‌شود مخاطب را با خود همراه کند و او را به فکر وادار کند. میلاد نیک‌آبادی فرا‌تر از جهان فکر نعیمی، کار خود را می‌کند و خلاقیت خود را در دنیای پویای نمایش به منصه ظهور می‌گذارد
» تا ۲ پاسخ


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درد داره ها........

تخفیف ویژه بلیت «رابینسون کروزوئه» برای دانشجویان

بلیت نمایش «رابینسون کروزوئه» برای دانشجویان تمامی رشته‌ها با ۴۰ درصد تخفیف ارائه می‌شود.
بلیت نمایش «رابینسون کروزوئه» به نویسندگی حمیدرضا نعیمی، کارگردانی میلاد نیک‌آبادی و تهیه‌کنندگی نورالدین حیدری‌ماهر، از یکشنبه تا چهارشنبه هر هفته با ۴۰ درصد تخفیف به دانشجویان تمامی رشته‌ها ارائه می‌شود.

دانشجویان می‌توانند با مراجعه حضوری به تماشاخانه باران و ارائه کارت شناسایی معتبر از این تخفیف ویژه برخوردار شوند.

این نمایش در سی‌و‌یکمین جشنواره بین‌المللی تئا‌تر فجر موفق به کسب تندیس بهترین بازیگر مرد برای بهرام افشاری شده و تقدیر بهترین نویسندگی، کارگردانی و موسیقی را هم دریافت کرد.

بهرام افشاری، مجید نوروزی، علی حسین‌زاده، احمد محمد‌جواهری و مسعود انتظاری در این ... دیدن ادامه » نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

نمایش «رابینسون کروزوئه» تا هشتم اردیبهشت، ساعت ۱۹ در تماشاخانه باران واقع خیابان فلسطین، پایین‌تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲ به صحنه می‌رود.
مصطفی بیگ محمدی این را دوست دارد
با سلام
هر دانشجو امکان خرید با تخفیف یک بلیط دارد؟ و هر روز تنها بلیط همان روز را میتواند خریداری نماید؟
۱۸ فروردین ۱۳۹۴
اگراز تیوال بخریم و بعد اونجا کارت دانشجویی رو نشون بدیم شامل این تخفیف میشیم ؟یعنی بقیه پول را از مسئول میتونیم بگیریم ؟
۲۱ فروردین ۱۳۹۴
خیر
تخفیف دانشجویی فقط شامل خرید از گیشه و به صورت حضوری می باشد
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استقبال نوروزی از رابینسون/ مدیریت سالن‌های دولتی شفاف نیست

کارگردان نمایش «رابینسون کروزوئه» با ابراز خرسندی از اجرای این نمایش در تعطیلات نوروز از لزوم توجه به نیازهای فرهنگی و هنری مردم در این ایام سخن گفت.

میلاد نیک آبادی کارگردان نمایش «رابینسون کروزوئه» درباره اجرای این اثر نمایشی در نوروز و لزوم اجرای آثار نمایشی در این ایام که تعطیل است به خبرنگار مهر گفت: من کاملا موافق طرح اجرای آثار نمایشی در ایام نوروز هستم چون به نظرم زندگی در ایام عید هم در شهر تهران جریان دارد و حتی تهران در این ایام میزبان مسافرانی است که برای رسیدن به مقصدشان از این شهر می گذرند و یا در تهران اقامت می‌گزینند بنابراین در این فرصت چند روزه ای که این مسافران در تهران هستند فرصتی برای دیدن نمایش نیز برایشان به وجود می آید.

وی افزود: بنابراین باید برنامه ریزی های فرهنگی در ایام نوروز وجود داشته باشد تا مخاطبان از این طریق تغذیه شوند و بتواند به دیدن آثار فرهنگی و هنری بروند و بخشی از اوقات فراغتشان را هم به دیدن نمایش های روی صحنه اختصاص دهند.

نیک آبادی درباره استقبالی که از نمایش «رابینسون کروزوئه» در ایام نوروز شده بود، بیان کرد: خوشبختانه در ایام تعطیلات استقبال بسیار خوبی از این نمایش در تماشاخانه باران شد. با وجودیکه گروه نمایش ابتدا نگران اجراهایی بود که قرار است در ایام نوروز به صحنه برود اما خدا را شکر استقبالی که از اجرا شد از انتظار اولیه مان بسیار بیشتر بود.

این کارگردان تئاتر درباره تغییراتی که این نمایش نسبت به اجرای قبلی خود در تالار قشقایی داشته است، گفت: به جز برخی تغییرات اندک و جزئی، نمایش تغییر خاصی نسبت به اجرای دو سال قبل نداشته است البته یکی از بازیگران نیز تغییر کرده و مسعود انتظاری جایگزین وی شده است.

کارگردان نمایش «اسب عصاری» درباره اجرای نمایش در سالن تازه تاسیس «باران» یادآور شد: از این نظر که سالن باران سالن بسیار خوبی است و ابعاد مناسب تری نسبت به تالارهای چهارسو و سایه دارد، حرفی در آن نیست. البته این سالن مشکلاتی به لحاظ آکوستیک بودن دارد که مسئولان تالار در تلاش هستند به سرعت آنها را برطرف کنند. من اصولا از اجرا در تالارهای خصوصی استقبال می کنم چون متاسفانه اغلب مدیران خوبی در سالن های دولتی حضور ندارند و آنها بازی های مرموز و شک برانگیزی را در پیش گرفته اند اما اجرا در سالنی مثل باران کاملا شفاف و مشخص است و ظرف مدت کوتاهی به شما اطلاع می دهند که کارتان برای اجرا در آن سالن پذیرفته شده یا خیر.

نیک آبادی ادامه داد: نکته مورد توجه در مدیریت سالن باران نیز این است که این سالن توسط افراد تئاتری و آشنا به فضای تئاتر مدیریت می شود. مساله ای که من همیشه بر آن تاکید داشته ام این است که مدیریت تئاتر باران مقابل هنرمند نیست بلکه در کنار آنها قرار دارد و این نکته بسیار مهمی است. ما با هر مشکلی که برخورد می کنیم مدیریت تئاتر باران همدلانه و در نهایت حوصله با ما همراه می شود، مساله ای که اصلا در تئاترهای دولتی وجود ندارد.

وی ... دیدن ادامه » در پایان درباره دیگر فعالیت هایش تصریح کرد: البته آقای شفیعی مدیرکل جدید هنرهای نمایشی انسان وارسته ای است که از بدنه تئاتر بالا آمده است و امیدوارم بتواند یک سال سیاه فعالیت حسین طاهری را از تئاتر ما پاک کند. نزدیک به یکسال و نیم است که منتظر اجرای نمایش «مده آ» هستم اما همچنان از طرف مدیریت تئاتر شهر بلاتکلیف مانده ام. البته امیدوارم با همراهی آقای شفیعی نیمه اول سال بتوانم این نمایش را در تالار چهارسو به صحنه ببرم.

«رابینسون کروزوئه» در سی و یکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر موفق به کسب تندیس بهترین بازیگر مرد برای بهرام افشاری شده بود و تقدیر بهترین نویسندگی، کارگردانی و موسیقی را از این دوره دریافت کرده است.

بهرام افشاری، مجید نوروزی، علی حسین زاده، احمد محمد جواهری، مسعود انتظاری در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند. این اثر نمایشی از ۹ فروردین ۱۳۹۴ اجرای خود را در تماشاخانه «باران» به نشانی خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲ آغاز کرده و هر شب ساعت ۱۹ به صحنه می‌رود.
» تا ۳ پاسخ



مینا این را پاسخ داده‌است
سوال جناب نیک ابتدی مگر از عمکرد جناب طاهری کوتاه چرا درکل راضی نبودید .سپاس .
۱۶ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید