تیوال جهان | دیوار
S3 : 12:09:00
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

دیرگاهیست که افتاده ام از خویش به دور
شاید این عید به دیدار خودم هم بروم

از: "قیصر امین پور"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"روزت مبارک مرررررد" :)

دیشب قبل از خواب به خودم گفتم
دیگه همه چی تمومه،
از فردا کلا فراموشش کن
امروز که بیدار شدم،
قولم یادم بود
به خودم گفتم
مثه یه مرد
سر حرفت بمون و
از فردا کلا فراموشش کن
هیچ کس تا حالا سر حرفش نمونده،
اینقدر مردونه،
این همه سال...


از: خود
"چارشنبه سوری"

تو مشتِ آسمون تا وقتی نوره
چشم تاریکی ازاین خونه دوره
نذار هیچ رسمی از رونق بیفته
آتیش کن هیزم شب مفتِ مفته
باید گُر باشه آتیشِ قبیله
اجاقِ روشنش آئینِ ایله
می رقصیم دور آتیش تا سپیده
ما بیداریم و رنگ شب پریده
بخون امشب شب آزادی ماست
شبِ مرگ شب ، از این شادی ماست
شب شورشِ بچه های کوچه
آتیش بازی گلِ سیاهی پوچه
به سوری مانده نوروز
بیاد ... دیدن ادامه » عطر بهار تو بزم شب سوز
شب سرد و سیاه باید بمیره
تا روشنی بیاد جاشو بگیره



از: "ایوب غیاثوند"
عااالی
حقیقتن جشنِ زیباییه
شک ندارم یه روزِ خیلی زود تبدیل به جشنی خواهد شد که تمام مردم دنیا همراه با ما انجامش میدن
۲۸ اسفند ۱۳۹۷
درود بامداد عزیز
...تمام مردم دنیا همراه با ما انجامش میدن...
حتماً یه روز میشه ، تا حالا هم که نشده چون متاسفانه ارتباطمون با دنیا قطعه و گر نه از اکثر سنتهای سایر نیشن ها یه سر و گردن سرتره
توی شمال ویرجینیا جایی که ایرانیا به نسبت کم نیستن ، یه جاهایی ... دیدن ادامه » دیدم که غیر ایرانیها هم به اسم پرشن فایر فستیوال انجام میدادند
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
دقیقن همینطوره که میفرمایید . چون حقیقتن همه چیز رو با هم داره ، قصه و افسانه و هیجان و دورهمی و رنگ و نور و آهنگ و آواز و کلی فانتزیهای زیبای دیگه .
بله توو ال ای هم دیدم که مثل نوروز ، مردمِ محلی ازش استقبالِ زیادی کردن . خدا رو شکر واقعن
قطعن میاد اون ... دیدن ادامه » روز :)
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"تکرار"

می آیند
سالهایی نو
یکی پس از دیگر
چون تارهای سپید ِ یکی پس از دیگر من
چون استکانهای در پی یکدیگر و بی همدیگر من
بی اختیار من
در انتظار تو...


از: خود
اصالت بد مرضیست
صافکاری و رنگ کاری ، چروک و سپیدی را مالانده
استکان ها با لیوان کاغذی عوض شده اند
این روزهاااا "بی " بر "با" می چَربد

امسال را به اختیار
بی تکرااااااااااااااااااااار
و بی انتظااااااااااااااااار
زندگی کن ...
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
عالی بود جناب جهان نازنین
یاد این شعر از براهنی بزرگ افتادم نمیدونم چرا :)
دور درختهای تو چرخیده ام
آتش گرفته ام
حالا تو نیستی
می بوسمَم
نام مرا گفته بودی
حالا
می گویَیم
و ... دیدن ادامه » رنگ چشمهای تو را روی پوستم پوشیده ام
می لیسمَم
من ظاهری ندارم
دنیا بداند
من انتزاع جهانم شوخی نمیکنم
می بویمَم
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
این روزهاااا "بی " بر "با" می چَربد
:))) عالی بود خانم اسدی
حتماً ، "پشت سر نیست فضایی زنده ، پشت سر باد نمیآید ، پشت سر کبک نمیخواند..."

امیر رضای عزیز خیلی خوب بود . لایک

جناب بامداد عزیز عالیه
"دنیا بداند من انتزاع جهانم..."
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش سقراط i
بسیار لذت بخش
لحظه به لحظه و کلمه به کلمه
پنج ستاره ناقابل در برابر این همه زیبایی

پ.ن. شاهین جان عزیزم ممنون از دعوتتون
سلام و ممنون از شما دوست عزیز که لطف کردید
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
بزرگوارید شاهین جان
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
ارادتمند
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش بی تابستان i

خیلی ممنون که برای دکور هزینه کرده بودین.
بازیها در مجموع خوب.
موارد مطروحه در متن قابل تعمیم .
خسته نباشید به گروه .
سه ستاره
جهان
درباره مستند بزم رزم i

"ساز خاموش"

بزن آن پرده، اگرچند تو را سیم
از این ساز گسسته
بزن این زخمه، اگرچند دراین کاسهٔ تنبور
نمانده‌ست صدایی
بزن این زخمه
بر آن سنگ
بر آن چوب
بر آن عشق
که شاید
بردم راه به جایی.

پرده دیگر مکن و زخمه به هنجار کهن زن
لانهٔ ... دیدن ادامه » جغد نگر،
کاسهٔ آن بربط سغدی
ز خموشی
نغمه سر کن که جهان
تشنهٔ آواز تو بینم
چشمم آن روز مبیناد
که خاموش
درین ساز تو بینم.

نغمهٔ توست، بزن
آنچه که ما زنده بدانیم
اگر این «پرده برافتد»
من و تو نیز نمانیم ـــ
اگرچند بمانیم و
بگوییم همانیم . . .

محمدرضا شفیعی کدکنی

"قهوه اصل با شیر و شکر"

* برای صحبت در مورد "آشغالهای دوست داشتنی" باید از فیلم قبلی آقای امیریوسفی (خواب تلخ) اسم برد چرا که الان دیگه تکلیف مخاطب روشن میشه که این مدل از فیلمسازی از سر تفنن نبوده و یک انتخابه و اگر "خواب تلخ" در گروه هنر و تجربه اکران شد به خاطر ساختارش و این فیلم در گروه اصلی اکران میشه به خاطر کستینگ اش و حرفهای دیگری از این دست بی اهمیت میشه و فقط یک مطلب مهم میمونه و اون ایمان فیلمساز به حرفهاییه که قصد گفتنشون رو داره.
* در طول فیلم تلخی حرفها و نماها با طنازی لذت بخشی تعدیل میشه و این در حالیه که فیلم ساز آگاهانه ، از اگزجره ها و آیرونی هایی که قراره فضا رو تلطیف کنه ، با ریتمی تند عبور میکنه تا حرف اصلی تحت الشعاع قرار نگیره. ( صحنه مراجعه مامورین درب منزل خانم یزدانبخش در حالی که ایشون هنوز به دنیا نیومدن ، ... دیدن ادامه » عاااالیه :)
* اکران "خواب تلخ" با 12 سال تاخیر ، "آشغالهای دوست داشتنی" با 6 سال تاخیر . دو نکته مثبت : یکی اینکه فیلمهای آقای امیر یوسفی مفهومی هستن و بیات نمیشن و دوم اینکه روند تاخیر ، کاهشی و امیدوار کننده س :))))
* آقای امیر یوسفی ، بساز ، زیااااد ، اونقدر زیاد که با هر چقدر تاخیر هرسال یه فیلم ببینیم از شما ، همین مدلی هم بساز ، چیزی که میسازین اونقدر لذت بخشه که میشه متر و معیارهای سینما رو نادیده گرفت.
"چیزی که میسازین اونقدر لذت بخشه که میشه متر و معیارهای سینما رو نادیده گرفت"
۲۵ بهمن ۱۳۹۷
ممنون آقای جعفریان
عالییییی

جالبه که خواب تلخ هنوز اکران داره
https://cinematicket.org/?p=nfilmdetail&fid=1134&fileid=1456
۲۶ بهمن ۱۳۹۷
دقیقا..هنوز اکران داره و جا داره بره هرکی نرفته یا حتی دوباره :)
۲۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"هم نسل های من امیدوارترین افسرده های جهانند"
:)))
غم عالم ریخت به دلم با این جمله انقدر حقیقته:((((
۲۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه خوبه که اکران شدی

“هیچ فیلمی، هیچ وقت، تو هیچ کُمُدی نمونده، بالاخره یه روز، یه جایی دیده می‌شه"
«قصه ها»
ولی چه بهتر که در زمان خودش اکران میشد و هیچوقت شاید حذف و ممیزی های بی دلیل نباشیم
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
آرش جان ، آخ که سخن از زبان همه ما میگویی
۲۴ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در کویری نشسته بودم،
سرخورده ، مات ، تنها ،
بی هیچ امیدی به نم بارانی
یا عبور عابری غریبه حتی
آمدی ، ازنمیدانم کدام جهت جغرافیای آن کویر

غریبه نبودی ، چندان آشنا هم ،
صمیمی اما ، گویی دیرینه دوستی

مکثی به فرصت استکانی و دل دادی،
به ناگفته هایی که بر دل مانده بود،
و نم بارانی هم آمد
و به ناگه ، با یک گل بهار شد
و رد تو ماند بردل
و خواهد ماند

این ... دیدن ادامه » دل ساحل دریا نیست
که درآن ،
عمر رد پاها به قد آمد و برگشت چند موج نحیف کف آلوده باشد
این دل کویر است
تشنه و سیراب،
به آب و از لهیب آفتاب ،
منجمد اما داغ ،
پر از سکوت و ستاره و حسرت

میماند، در حافظه این دل، رد پای بهار
اگر نم بارانی باشد،
که بود،
و اگر همدلی،
که بودی...

بهمن97

برای تو عزیزی که دلتنگتم
به قد همه سالهای ندیدنت
و همه کیلومترهای دوری
و به قدری که قدردان تو ام


از: خود
بسیار عااالی بود ، شادباش بابت قلم شیوا و مسحورکننده شما
۲۰ بهمن ۱۳۹۷
بزرگوارید جناب کیکاوسی نژاد
۲۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش خواستگاری i
کار خوبی بود
اجرا خوب و قابل قبول
از نظر زبان:
بازیگر نقش پدر بسیار خوب
داماد هم نسبتا خوب
بازیگر دختر با وجود اینکه در ادای کلمات بسیااااار عالی هستند ، کمی در ادای جملات ، امریکن ایشون تهرونیه . البته قصد جسارت ندارم فقط از باب اینکه شاید باعث بهتر شدن کار ایشون بشه عرض کردم.
برای جناب شاهین رمضانی عزیز هم توصیه من اینه که با قدرت ادامه بدید ، هر چه بیشتر و بهتر . و امیدوارم در آینده نمایشنامه هایی را انتخاب بفرمایید که یا نویسنده اصالتا" امریکن باشند و یا مترجم امریکن .
در مجموع تقدیر و خسته نباشید
سلام...ممنون از حضورتون و نقد خوبتون
۱۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لذت خالص
خعععععلی دوست داشتم

پ.ن1. دوست عزیزی که جمعه شب ردیف 5 نشسته بودین ، خواستم بگم اگه منظورتون این بود که با صدای ویبره 100 ریشتریه گوشیتون اوقات خوشمون رو خراب کنین و نذارین که نوش بی نیش باشه ، آفرین ، خوش باش ، تونستی
پ.ن2. آی ماشاله ، چقدر هم که شما پیام میگرفتی ، با سرعت حداقل 40 پیام در دقیقه

کاش تار ومار یک اسپری هم برای دفع آدم های مزاحم میساخت
۲۹ دی ۱۳۹۷
دیگه کم کم باید عادت کنیم که موبایل ها هم جزئی از نمایش هستند !
هیچ راهی به جز توقیف موبایل ها در ابتدای درب ورودی سالن ها وجود نداره ، گیت الکترونیک و بازرسی بدنی !
با کمال میل به این خفت تن میدم تا شاید پایه گذار فرهنگ حضور در چنین اماکنی برای نسل های ... دیدن ادامه » بعدی باشیم که علی الظاهر هیچ یادگاری مفیدی برای اونها بر جای نگذاشتیم !
۲۹ دی ۱۳۹۷
علی جباری
تار و مار :)))))

میثم هنزکی
واقعا نیاز به یه الزامی هست چون همه اینایی که رعایت نمیکنن کاملا آگاه هستن و واقعا بحت ندونستن نیست.

دوست عزیزمون بعد از اینکه روی ویبره زنگ خورد موبایلش و طرف ول کن هم نبود ، خاموش کرد ولی دیگه چه فایده که آخرای نمایش ... دیدن ادامه » بود
۲۹ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش سلول i
قابل قبول
ساده مختصر در حد خودش گفت و در حد خودش خندوند
جهان
درباره فیلم بمب، یک عاشقانه i
یه فیلم چند پاره که آدم میمونه که بگه ضعیفه یا قوی
تکنیکالی، فیلم حرکتی رو به جلو برای آقای معادی ست اما از نظر فیلمنامه مایوس کننده ست.
صحنه های بدون دیالوگ و تنها قابهای خیلی خوب آقای کلاری همراه با موسیقی بسیار خوب ، از نقاط درخشان کار است.
فیلم پر است از المان های معنادار و زیبا ، معناهایی که شاید نویسنده الکن بوده از گفتن آنها در قالب متن.
لوکیشن مدرسه ، علیرغم اینکه حاوی بسیاری از المان های ذکر شده است ولی بطور کل زیادی ، لوس ، بی ربط و تا حدود زیادی نادرست است. نادرست از این جهت که فضای ترسیم شده در آن ، فضای سال 60 یا حد اکثر 61 است در حالی که اتفاقات در سال 67 در حال وقوع است. دوستانی که آن سالها را زیسته و تحصیل کرده اند بخوبی میدانند علیرغم اینکه همیشه بطور کلی از واژه دهه 60 استفاده میکنیم ولی بین سال 60 و 67 تفاوتها بسیار بوده است.
به جز بازی پسر بچه که در اکت چهره و فیزیک و صدا غافلگیر کننده است سایر بازی ها چیز خاصی نیستند . تا جایی که من مخاطب با اکت خانم حاتمی در صحنه انفجار به این نتیجه رسیدم که ظن آقای معادی کاملا درست بوده است.
در تمام دقایق ، فیلم نتوانست مرا در آن سالها قرار دهد بلکه همواره این حس را به من داد که از سال 95 دارم به سال 67 نگاه میکنم .
فیلم در لحظات و المانها و دیالوگ هایی از ابتدا تا انتها اشاره به امید به آینده و نسل جدید داشت که از تک تک اونا لذت بردم و مدام مرا یاد جملات پایانی دامون در فیلم "جایی دیگر" آقای کرمپور انداخت که گشتم پیداش کردم.

"نسلی میاد
نسلی که گوشش از داستانای ما پره
اون میخواد حقیقت رو بدونه
مستند دقیق بی پرده پوشی
تا اون یه جای دیگه رو همینجا بسازه
ما مجبوریم که امیدوار باشیم
نسلی ... دیدن ادامه » میاد که آرمانش رو عملی میکنه
من مطمئنم
یه روز میاد که همه این دیوارا میریزه و هیچ کس راهشو گم نمیکنه
اون روز چه روزیه
اون روز روزیه که هممون بفهمیم هیچ چیز ارزش گرفتن جون یه انسان رو نداره"
و اینکه واقعا توی تهران و کوچه‌هاش صدای ضدهوایی و رگبار شنیده میشد اون سالها؟!
۲۵ دی ۱۳۹۷
خانم عظیمی
من اون سال در تهران نبودم ولی تا جایی که یادمه در مقطع پایان جنگ افزایش تعداد حملات هوایی به تهران را داشته ایم.
ولی منظورم از تغییر شرایط ، تغییر شرایط کلی اجتماع و جو مدارس بود.
مثلا سال 60 اگه آستین کوتاه تن من بود با خشونت از آرنج به پایین ... دیدن ادامه » با برس رنگ آمیزی میشد ( تجربه شخصی ) ولی سال 66 ، 67 خیابونها پر از پانکی بود. یا سالهای حدود 57 تا 61 جو مدارس همینی بود که در فیلم هست و شاید هم جدی تر ، اما سال 66 به عنوان مثال ما با یکی از دبیران که مداح معروف و رییس ستاد دعای استان بودن بر سر توقف یا ادامه جنگ به راحتی بحث های مفصل میکردیم. یا مثالهایی از این دست. البته خوب قضاوت من بر اساس دید و تجربه های شخصی خودمه.
۲۵ دی ۱۳۹۷
بله آقای جهان
این فیلم برای هر بیننده، یک یا چند اِلمان داره که با واقعیت خاطرات اون فرد جور در نمی‌یاد
ممنونم
۲۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش اوبو i
یه نمایش خوب و دوست داشتنی
بعد از دو سه ماه که هیچ نمایشی ندیده بودم واقعا لذت بخش بود این کار
حیفه که داره با بیننده های کمی اجرا میره.

پ.ن. به توصیه جناب کارگردان که فرمودن ایرادهای کارمون رو بگین 1- مهمترین ایراد کار بازاریابی اون بوده ، واقعا چراااا سالن خالیه؟؟؟؟
2- خانم نقش مادر اوبو یه کمی روی قدرت صداشون کار کنن
جهان
درباره فیلم کلمبوس i
آقای علیمردانی فرض میکنم این فیلم رو ندیدم . هنوز به اندازه آثار قبلی عزیزی.
امیدوارم اگه کمدی هم میسازی کار خوب بسازی.

پ.ن. کارگردانهای ما کمدی ساختن بلد نیستن یا فک میکنن ارزش نداره برای کمدی خیلی مایه بذارن یا ..؟
جهان
درباره فیلم مارموز i
فارغ از مقایسه فیلم با مارمولک.
آنقدر کف سینمای کمدی ایران نشست کرده که به نظر میاد این فیلم قابل دیدن و نقده.
موضوعات و اشارات و دیالوگ ها غالبا لوث هستند و حاوی حرف و کلامی خارج از بطن جامعه نیستند.
کاراکترهای فیلم و برخی نماد های دیگر در فیلم به دلیل داشتن ما به ازا و یادآوری آنها به طنازی فیلم می افزاید و از نکات مثبت فیلم است.
بازی آقای بهداد بهتر خود ایشان است . سایر بازیگران در حد خود و یا ضعیفتر.
برای آقای تبریزی این فیلم یک حرکت به عقب است و حقیقتا به کارگردانی به سختی میتوان نمره قبولی داد.
سکانس های شلوغ از همه نظر (کارگردانی، فیلمبرداری، طراحی صحنه ....) به شددددددت ضعیف.
موسیقی فیلم متناسب و از نکات مثبت فیلم است.
واقعن یه کادربندی خوب از تو کار در نمیومد
۰۸ دی ۱۳۹۷
هر دو

کلا با ذکر هر نکته مثبتی در خصوص فیلم "مارموز" مخالفم :))
۱۰ دی ۱۳۹۷
:))))))
خیلی عالیییییی بود :)))))
۱۰ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال عزیز

آیا امکانش هست که یک برگه برای فیلم اضغر فرهادی ( Everybody Knows ) قرار بدین ؟

خیلی دوست دارم نقد دوستان رو درباره ش بخونم.
درود بر شما
برگه فیلم همه میدانند: https://www.tiwall.com/p/everybodyknows
با سپاس
۰۲ دی ۱۳۹۷
سپاس فراوان تیوال جان
۰۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" یلدا "

چه فرقی میکنه،
یه دقیقه بیشتر یا کمتر،
وقتی انارها رو تو دون نکرده باشی
چه فرقی میکنه،
یه صفحه جلوتر یا عقب تر،
وقتی هیچ غزلی تو رو به کنعان برنمیگردونه
چه فرقی میکنه
پایان شب آغاز روز یا ...
وقتی که "من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد"


از: خود
به قول سعدی جانان
نظر به روی تو هر بامداد نوروزی ست
شب فراق تو هر شب که هست یلدایی ست...
۰۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید