تیوال جهان | دیوار
S3 : 08:29:51
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
جهان
درباره نمایش لوله i
فرم کار رو دوست داشتم ، فضای کار ، لوله ها و اکت ها به شکلی بود که توی خاطرم میمونه.
مظمون کار کمی برای من پیچیده بود . در واقع دو زاویه دید متفاوت در ذهن من تصویر میشد ،
یکی نگاه گلوبال و انسان در اسارت اقتصاد و به زوال رفتن اخلاق انسانی توسط قواعد اقتصادی
دومی نگاه لوکال به فضای کار و اقتصاد داخلی
که البته قسمتهایی در نمایش بود که هر کدام از این دو نگاه را که به ذهن من میرسید به چالش بکشد
مثلا دیالوگهای با لحن سیاسی با زاویه دید اول همخوانی نداشت و یا استفاده ابزاری از حضور بانوان در اقتصاد با نگاه دوم همراه نبود.
به هر حال من نتونستم به جمع بندی برسم.
خسته نباشید جانانه به بازیگران، کاراکتر سرکارگر رو هم خیلی دوست داشتم.

پ.ن. : لذت همراهی و تماشای نمایش با دوستان تیوالی نمایش را برای من خاص کرد.
کاملن با نظر شما موافقم
۴ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هم فال و هم تماشا
خوش گذشت
راستی کسی اینستاگرام جناب خراسانی را نداره؟؟
عباس الهی این را خواند
محمد لهاک این را دوست دارد
درود بر شما
اخبار و اطلاعات مربوط به گردش‌های سقراطی را می‌توانید از اینستاگرام @socratictours و @tiripwall پیگیری نمایید.
۴ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تیوال عزیز
حالا من یه هفته پیش بلیط گرفتم یادم رفت امشب بلیط دارم تو دیگه چرا یادت رفت اس ام اس بدی
دلخورم ازت تیوال جان
وای :(((( تیوال قبلا اس میداد همون روز که ساعت فلان بلیط داری واسه اینکه از اسنپ استفاده کنی .. اما چند بار من دقت کردم اخیرا که دیگه اس نمیده.. احتمالا به دلیل همون اسنپ هست که اون نمایش قابلیتش و نداره ..
رفتم اس های تیوال چک کردم سال ۹۷ اصلا اون پیغام و نداده ... دیدن ادامه » .. دیگه اسنپ معروف شده امسال نیاز نداشته ؛)
۰۶ مهر
درود بر شما
روال معمول مخابرات این‌گونه است که در یک بازه‌ای در صف ارسال می‌ماند و اگر موفق به ارسال نشود از آن صرف نظر می‌کند.
۰۷ مهر
تشکر
۰۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

دو نمایش " آدم هایی که نمیبینیم " و " آوانتاژ "

"ویرانی یک بچه"

چند روز پیش نمایش آدمهایی که نمیبینیم را دیدم . در جایی از نمایش که صحبت از جنگ بود و از تماشاچیان خواسته شد که درباره جنگ اگه چیزی میخوان بگن ، میخواستم چیزی رو تعریف کنم ولی تو اون لحظه حال خوبی نداشتم و فک کردم ممکنه حال بدم ، حال کسی رو بد کنه ، کس دیگه ای هم چیزی نگفت به جز جناب چراغی پور که اونشب در جمع تماشاچیان بودند .
امشب نمایش آوانتاژ باعث شد که بخوام حرفایی که اونشب نزدم بنویسم...

آبادان ، شهرم .
روزهای اول جنگ بود ، توی مهر ماه ، روز دقیقشو نمیدونم.
ما بیرون از خونه بودیم ، من که هشت نه سالم بود ، برادرم که یه سال از من بزرگتر بود و خواهرم که یه سال از اون ، با پدر و مادر.
تموم آسمون شهر پر شد از هواپیما ، با ارتفاع کم ، حجم زیادی بمب روی شهر میریختن ، مثل دوش حمام ،
روزای قبل هم بمبارون بود ولی این یه جور دیگه بود.
شهر حالت عجیبی داشت همه فقط داشتن میرفتن به هر سو ، با سرعت .
ما هم به سرعت رفتیم خونه ، دیدیم خونه که نه ، کل محل تخریب شده .
بنزین ... دیدن ادامه » نداشتیم که فرار کنیم ، بنزین نبود.
رفتیم ایستگاه راه آهن ، گفته بودن یه قطار هست که قراره بره تا تهران و اون قطار بود.
پدرم رو سوار نکردن ، گفتن فقط زن و بچه ها ، پدرم ما رو سوار کرد و موند تا قطار راه افتاد .
پدرم همون روز راه افتاده بود با عده زیاد دیگه ای پیاده از طریق بیابون تا ماهشهر ، بیش از صد کیلومتر ، البته اینو ما سه چهار هفته بعد شنیدیم ، وقتی که اولین ارتباط بین ما و پدرم برقرار شد. همیشه فکر میکنم که چی کشیدن پدرم و مادرم تو این سه چهار هفته.
قطار پر بود از زن و بچه ، راهرو و کوپه و صندلی بی معنا بود ، قظار پر پر بود ، مثل مترو.
ایستگاه اندیمشک قطار توقف کرد برای مثلا نیم ساعت یا یه همچین چیزی ، جوری که درها رو باز کردن که مسافرها بتونن برای چند دقیقه پیاده بشن.
عده ای از مردم دزفول و اندیمشک توی ایستگاه جمع شده بودن و فریاد میزدن فراریا ، فراریا ، ترسوها ، ترسوها ...
و چیزهایی هم پرتاب میکردن جوری که ما نتونستیم پیاده شیم از قطار،
ما گریه میکردیم و مادرم هم ما رو بغل کرده بود گریه میکرد.
نمیدونم حق داشتن یا نه ولی مطمینم هنوز ناخن های تیز و خونی این دیو سیاه رو ندیده بودن.
طولی نکشید که کم و بیش همه با ریخت کریه این دیو آشنا شدن.
توی ماه ها و سالهای بعدی جنگ ، دزفول و اندیمشک آماج بیشترین بمب و موشک شدن و با هر موشکی که به این دو شهر میخورد ،
دل اون پسر بچه هشت نه ساله خنک میشد ، آره حقیقت همینه ، دلش خنک میشد.
امیدوارم اون بچه ویران شده رو سرزنش نکنین چون توی تموم سی و چند سال گذشته به اندازه کافی خودش خودش رو سرزنش کرده و با هر بار شنیدن نام این دو شهر داغون شده ، به هم ریخته و بغضش ترکیده ، هم بابت یادآوری اون روز تلخ هم اون دل خنک شدنها.
این اولین باره که این مسئله رو جایی میگم ، همیشه میخواستم این غصه رو یه جایی بگم ، یه جایی که منصفانه قضاوت بشم ، فک کردم تیوال جای درستشه .
سعی کردم تلگرافی بگم که هندی نشه ، یه وقت اوقات کسی رو تلخ نکنه.

و خواستم بگم جنگ صدها گفته شده داره اما به تعداد آدمهای درگیرش گفته نشده داره.
لعنت به هر فلسفه ای که که با بهانه های ملی ، مذهبی ، سیاسی .. و یا هر بهانه احمقانه دیگه ای بخواد لباس موجه تن هر جنگی کنه.

آرزوی ارامش
عمو فرهاد قصه ها و امیر این را خواندند
محمد لهاک، سپهر، شاهین و مهدی (آرش) رزمجو این را دوست دارند
خیلی عالی گفتید ؛ بخصوص دو سطر آخر :

" جنگ صدها گفته شده داره اما به تعداد آدمهای درگیرش گفته نشده داره.
لعنت به هر فلسفه ای که که با بهانه های ملی ، مذهبی ، سیاسی .. و یا هر بهانه احمقانه دیگه ای بخواد لباس موجه تن هر جنگی کنه. "
۰۶ مهر
ارادت دارم شاهین جان
۰۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش آوانتاژ i

خاطره بازی با خاطرات تلخ دهه 60 ، جنگ ، ....
برای من به دلیل وجود المانهایی ، تلخی آن به حدی بود که گاها نیاز باشه چشمامو خشک کنم.

از مثبت های نمایش میتوان به بازیهای خیلی خوب ( فارغ از اینکه آیا نقش ها سخت بود یا ساده ) اشاره کرد و همچنین ترتیب پرده ها به گونه ای که لابلای قسمتهای تلخ ، قسمتهایی که تم طنز داشت فضا را تعدیل میکرد.

پ.ن. نمیدونم آمار و اطلاعاتی هست یا نه ولی مطمینم اگر در دنیا آماری درباره داشتن پتانسیل خندیدن تماشاگران گرفته بشه ، تماشاگران ما ماشااله با اختلاف در صدر خواند بود :)
با پوژش این امیناز ۲از پنج را تماشاگران به این نمایش دا ند ایا خود تیوال بر اساس ارزیابیش داده است ؟
۰۶ مهر
خانم مینا اون معدل امتیاز تماشاگرانه
۰۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش کالاندولا i
بالاخره موفق به دیدنش شدیم.
اثری در خاطر ماندنی ، با اشتیاق دوست داشتم خودم را در معرض تاثیر پذیرفتن از آن قرار بدم . به امید اجرای آینده برای ورود به سایر اتاقها.

پ.ن. ملاقات آقای شاهین عزیز و همصحبتی کوتاه با جناب سلگی لذت دیدن این اجرا را دوچندان کرد.
هر اتاق یک قصه
هر قصه یک زندگی

او
در سرش جنگ،
تو
در دلت صلح،
ماییم
شاهکار تولستوی

#مجتبی
۰۵ مهر
درود جناب مهدی زاده ، خیلی زیباست
۰۵ مهر
لطف دارید جناب جهان بزرگوار ؛ و همچنین خیلی خوشحال شدم از دیدارتون
۰۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش صد درصد i

علیرغم اینکه قصه سلیقه من نبود ، آنقدر کار عالیست که می شه گفت تمام تعریف و تمجید های دوستان در باره آن کاملا بجاست.
واقعا عالیه
اجرای شب اول ، بهترین اتفاق دیدن و عرض ارادت به لوریس چکناواریان عزیز بود.
.اما نمایش ، با ندیدنش چیز زیادی از دست نمیدادم ، موضوع نخ نما با ارایه ای نه چندان سطح بالا که حتی تلاش و هنرنمایی گوشخراش نوازندگان ( به عنوان قوی ترین قسمت اجرا به نظر حقیر) نیز نتوانست باعث ارتباط حسی با اثر باشد. با احترام به زحمات گروه این اجرا در حد یک اجرای دو ستاره بود.
با این که یک ستاره بیشتر از شما به کار دادم، با نظر خلاصه ولی جامعتون کاملا موافقم
۰۴ مهر
بله سینا جان
۰۴ مهر
آقا من بسیار سپاسگزارم از لطفی که به بنده کردید ، واقعا ممنونم
۰۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر جای نمایش "برای کلاه آهنی‌ها" در این جشنواره خالیه
چقدر مصداق داشت این نمایش اگر بود با عنوان جشنواره
وچقدر دلم تنگه برای دیدن چند باره اش
کاش بود
نمیدونم چرا تو اجرای اخرش تو مهرگان گفت دیگه هیچوقت در تهران اجرا نخواهد شد..
۳۱ شهریور
واقعاااا!!!!
چه حیف
۳۱ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش کالاندولا i
بالاخره ما هم میبینمت کالاندولا
آخیش ؛ یکی از حسرت هام از دست دادن این نمایش بود که با دیدن پست به موقع شما موفق به تهیه ی یک بلیت شدم ؛ ممنون :)
۲۸ شهریور
فرانک عزیز سلام
در این لینک ؛ برگه ی قبلی این نمایش ؛ می تونید از روی دیدگاه های دیگر دوستان اطلاعاتی کسب کنید ؛ ضمنن فقط یک بلیت باقی مونده :)
https://www.tiwall.com/store/kalandula
۲۹ شهریور
بنده سری قبل این نمایش رو دیدم، نظرم رو هم نوشتم در برگه قبلی نمایش
فارغ از خوب یا بد بودنش و سلیقه شخصی، این کار رو حتما همگی ببینید..
۳۱ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تلنگری ساده ، بی افاده ، ولی نه کم اهمیت
"آدمهایی که نمیبینیم" ، یادآوری اصول ساده روابط انسانی از خانواده تا اجتماع است که در کشاکش روزمرگی و خودرایی فراموش کرده ایم.
دوست داشتم.

"سفر صفر"

فرقی نمیکرد از کجا به کجا،
نشان و علامت سفر تو بودی،
با دور شدن از تو، سفر معنی رفتن داشت،
با نزدیک شدن به تو ، معنی برگشتن
چه نامفهوم و غریبند، سفرهای من این روزها،
با نبودنت در هیچ ایستگاهی...

میشود اضافه کرد،
یک قضیه جدید به علم دینامیک،
مثلا قضیه "سفر صفر"
یک جهان مسافت طی شده داریم،
یک عمر زمان هدر رفته،
و ... دیدن ادامه » اما قضیه اینست که،
جابجایی صفر نیست، ولی فقط جابجایی ست،
بی مقصد ، بی مبدا ، بی رفتن ، بی رسیدن،
بی نشونه ، بی عشق،
بی تو...

جهان

Oct 2016 - McLean VA


از: خود
ندارمت
ولی
من به رسمِ ساده ی مهندسی
در خیالم از نگاهِ تو
قدرِمطلقی ساخته ام
دورِ این
لحظه هایِ تلخِ لعنتی
۲۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره فیلم جشن دلتنگی i
جشن دلتنگی ، چند مثال از دلتنگی و غربت آدم ها در کنار یکدیگر و پناهندگی به دنیای لایک ها و اسمایل ها
سر راست و مصر و مکرر و یکطرفه به انتقاد از اعتیاد همگانی به فضای مجازی میپردازد که این تکرار مصرانه و مستقیم و همچنین قضاوت یکطرفه پوریا آذربایجانی در طول فیلم کم کم از حوصله من به عنوان بیننده ای که از صبوری کافی نیز برخوردارم ، اندکی خارج میشود و حس ناخوش آیند نصیحت شدن را ایجاد میکند ، که شاید ریتم کند فیلم هم به این موضوع دامن میزند ولی نه به قدری که فیلم را دوست نداشته باشم.
از لحاظ فنی ولی فیلم دارای نقاط قوتی ست که پیش و بیش از هر چیز از اولین نما تا انتها ، قابهای دیدنی استاد زرین دست به چشم میخورد. فیلمبرداری کار آنقدر خوب است که معدل کل فیلم را ارتقا می دهد.
در مجموع فیلم در حدی هست که دیده شود ، نقد شود و حتی ادعا کرد که فیلم بدی نیست و از ... دیدن ادامه » آن دفاع کرد.
میترا این را خواند
محمد لهاک و علی جباری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره فیلم لاتاری i
یک افتضاح به تمام معنا در سینما.
اصلا این چی هست؟؟!!!!
جناب مهدویان محترم ، که کار شما تا پیش از لاتاری نیز بسیار محترم و قابل دفاع است ، سالهای زیادی نیست که با داکیودرام آشنا شده ام و درباره آن شنیده و خوانده ام و از منابع داخلی بیشترین نکات را در این باره از شما آموخته ام ، چه از فیلمهای شما و چه توضیحات شما و براساس تعاریف خودتان هم که این اثر را قضاوت کنیم این یه داکیودرام نیست ، افتضاحی ست که متاسفانه به بار آمده است و در کارنامه شما ثبت شده است ، شترمرغی که نه شتر آن بار میبرد و نه مرغ آن تخم میکند.
گر چه بحث در خصوص مضمون زمانی محل دارد که کلیت اثر در قالب تعریف سینما محلی از اعراب داشته باشد، با این حال از نظر مضمون این .... ، اوضاع از این هم خراب تر است اینجا شتر گاو پلنگی را میبینیم پا در هوا میان کیمیایی و حاتمی کیا و مهدویان . برادر من آنارشی ... دیدن ادامه » هیچگاه نسخه درمان کننده ای برای هیرارشی نیست. و تنها میشود گفت ممکنه برای بعضی گروه های سنی ، فکری یا اجتماعی دارای جذابیت هایی در بعضی دیالو ها یا نما ها باشد.
برای نزدیکتر شدن به گیشه میتوان دایره تواناییهای فنی خود را گسترش داد نه اینکه تنها دانسته و مهارت خود را که انصافا شما آقای مهدویان در آن استادید را به باد داد.
میترا، امیر و نیلوفر این را خواندند
علی جباری، محمد لهاک و بامداد این را دوست دارند
عالی گفتین
۱۷ شهریور
ممنون جناب بامداد عزیز
۲۱ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهرام توکلی با توانایی و علاقه مندیهای تکنیکال ویژه خودش هر چه بسازد دیدنی خواهد بود.
اگر پیشتر با برداشتهای طولانی و حرکت بی پروای دوربین در میان بازیگران و بازیها در آثار قبلی بهرام توکلی لذت برده اید در این فیلم به غایت دیدنی تر است.
اگر از چالش های فلسفی بهرام توکلی لذت میبرده اید یا دوست نداشته اید، به هر حال، در این فیلم خبری از آن نیست . فیلم روایت یک اتفاق است ، بی شعار اما با حرفهایی معمولی و پیشتر شنیده شده و بعضا نه چندان سنجیده چه درباره کلیت موضوع جنگ و چه این نبرد به خصوص . ولی این فقط وضعیت کلامی فیلم است و خارج از گفتار ، پالس هایی مفهومی در چیدمان و شخصیت پردازی و سایر اجزا به چشم میخورد. مانند پایان تاثیر گذار فیلم که کاراکتر نماد غیرت و دلی فیلم با گلوله ای در قلب ، کاراکتر معقول جمع با گلوله ای در سر ، کاراکتر انرژیک و هیجانی با ... دیدن ادامه » دست و پا و کتف های محکم بسته شده با فانوسقه و جوانترین ماجرا ، حیران و مسخ شده با خراش نباید دیدنیهایی در روحش ، نباید دیدنیهایی که حتی دوربینش قادر به ثبتشان نبود.
اشکالاتی به فیلم میتوان گرفت بیشتر مضمونی تا تکنیکال ولی نه در مقایسه با سایر اثار ایرانی چرا که با اختلاف قوی تر است. میتوان لذت از سینما را با این فیلم هم تجربه کرد.
پ.ن.1 : در قسمتهای زیادی از فیلم کیفیت تصویر به شدت تار بود که متاسفانه بهترین صحنه های فیلم هم هستند . امیدوارم اشکال از پخش بوده باشد چون اگر اشکال ضبظ است واقعا این فیلم از دست رفته.
پ.ن.2 : ممنون از دوست عزیزی که سانسهای ظهر پردیس کورش رو پیشنهاد داد . با حتی کمتر از ده نفر هم اکران میشه . و چه آرامشی !! فارغ از هجوم چیپس و پفک و پاپ کورن میشه لذت برد از تک تک لحظه های فیلم . یه جورایی میشه آشتی کرد با سینما.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جه کار پیچیده و عجیبی.
و چقدر سخته در باره نمایشی که اینهمه براش زحمت کشیده شده و کاملا روشنه که کاری سرسری و به قول دوستان تیوالی دور همی نیست ، نظر منفی نوشت.
پس درباره خودم میگم که با احترام به گروه اجرایی ننونستم با نمایش ارتباط برقرار کنم ، نه با فرم و نه با مفهوم.
ضمنا بازی خانم امینی در همه نقشها خیلی خوب بود.
واقعا من هم همین نظر رو دارم
۱۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش آقا دلبر i
ساده ، روان ، لبریز از شوخی و خنده ...
تمام طول نمایش از دنیای ناخوش این روزها دور دور بودم.
حالا بگذریم که عمر این فراغت ، درست در لحظه خروج از تماشاخانه ، روی پیاده روی خیابان بهشت به پایان رسید.
در حال درخواست اسنپ یه موتوری موبایلم رو زد و برد و....
عاطفه گندم آبادی، محمد لهاک، میترا و سعید رستمی این را خواندند
زهره مقدم این را دوست دارد
ای وای
چه بد ....
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره کارگاه فرم و نقد i
تدریس اعتماد به نفس میخواد.
خوب اعتماد به نفس هم میتونه ناشی از محبوبیت باشه ، مگه چیه ؟؟؟ !!!!!
:)
فرزاد، عاطفه گندم آبادی و فریمهر این را خواندند
محمد لهاک و دریا نوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش خاموشی دریا i
"تقدیس مذهبی ایجاد طبقه توجیح ناپذیر عاری از گناه و مسئولیته .
این طبقه جز حماقت خودش و تکرار حماقت خودش به هیچ چیز دیگه‌ای اعتقاد نداره.
یک طبقه توخالی و سست که به محض هجوم ناگزیر آگاهی از هم می‌پاشه..."
خیلی دیالوگ خوبی رو نوشتید. دم شما گرم.
۱۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش بوتولیسم i
دیشب این نمایش را دیدم ، به همراه دو دوست دیگر که با خانواده آمده بودند و با پیشنهاد من ( متاسفانه ) و کابوسی رقم خورد برای من که به جای صحبت درباره چند نقطه قوت و چندین نقطه ضعف نمایش ، میخواهم درباره آن مورد صحبت کنم.
روی صحبتم با خانم تبریزی محترم ، خانم تیرانداز عزیز ، و آقای عبدی که ارادت ویژه ای به ایشان دارم ، است . سوال من اینست که آیا شما خودتان حاضرید که برادر ، خواهر یا فرزند ده دوازده ساله خود را به این نمایش ببرید ؟؟؟
آیا این نمایش نباید برچسب محدودیت سنی داشته باشد؟؟
آیا اگر ده دوازده نفر وسط نمایش بلند شوند و سالن را ترک کنند ، وجهه خوبی دارد ؟
آیا اگر در تعارف هم بمانند و تا آخر ببینند ، ذهن کودک را میشود از این آلودگی ایجاد شده پاک کرد ؟
فارغ از اینکه مسئولیت متوجه کیست ، توقع من و گله من از عزیزانی ست که نام بردم و نه هیچ کس دیگری.
و ... دیدن ادامه » خدمت دوستان عزیزی هم که قصد دیدن این نمایش را دارند عرض کنم این نمایش برخلاف آنچه در توضیحات جنرال بلیط مثبت 7 گفته شده ، ابدا و بر اساس ملاکهای هیچ کجای دنیا مناسب سنین زیر 16 نیست.
سلام وقت بخیر من همون روزهای اول اجرا این نمایشو دیدم و نظرم رو گفتم و متاسفانه مورد توهین قرار گرفتم من به اتفاق همسرم به دیدن این نمایش رفتم متاسفانه صندلی ما جایی بود که نمیشد وسط نمایش از جامون بلند بشویم وگرنه همون نیم ساعت اول قصد ترک سالن را داشتم ... دیدن ادامه » واقعا توهین به شعور تماشاگر بود من تو نظرم گفتم فقط اگر قرار به اجرا این نمایش بود به درد آموزشگاه و دانشگاه میخورد نه سالن تاتر.
۱۱ مرداد
جناب فراهانی
واقعا نمیدونین اون شب چه بر ما گذشت تا نمایش تمام شد ، دوستان من بچه همراه داشتن ، به دعوت من به تماشا آمده بودند ، من هم با وسواس محدودیت سنی نمایش را چک کردم و فقط در توضیحات جنرال صدور بلیط، محدودیت 7 سال نوشته بود و من هم به اعتبار نام عزیزان ... دیدن ادامه » بی دغدغه بلیط گرفتم.
من نمیدونم مسئولیت تعیین محدودیت سنی واقعا با چه کسی است ولی هر کس هست واقعا باید خوشحال باشه از اینکه جایی زندگی میکنه که هیچ صدایی به هیچ جا نمیرسه و هیچکس بابت قصور در وظایف نه خود را مستحق جزا نمیدونه و نه حتی ملزم به عذر خواهی ، اگر در جای دیگری از دنیا بود.....
۱۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید