تیوال جهان | دیوار
S3 : 05:58:51
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
لذت خالص
خعععععلی دوست داشتم

پ.ن1. دوست عزیزی که جمعه شب ردیف 5 نشسته بودین ، خواستم بگم اگه منظورتون این بود که با صدای ویبره 100 ریشتریه گوشیتون اوقات خوشمون رو خراب کنین و نذارین که نوش بی نیش باشه ، آفرین ، خوش باش ، تونستی
پ.ن2. آی ماشاله ، چقدر هم که شما پیام میگرفتی ، با سرعت حداقل 40 پیام در دقیقه

کاش تار ومار یک اسپری هم برای دفع آدم های مزاحم میساخت
۲۰ ساعت پیش
دیگه کم کم باید عادت کنیم که موبایل ها هم جزئی از نمایش هستند !
هیچ راهی به جز توقیف موبایل ها در ابتدای درب ورودی سالن ها وجود نداره ، گیت الکترونیک و بازرسی بدنی !
با کمال میل به این خفت تن میدم تا شاید پایه گذار فرهنگ حضور در چنین اماکنی برای نسل های ... دیدن ادامه » بعدی باشیم که علی الظاهر هیچ یادگاری مفیدی برای اونها بر جای نگذاشتیم !
۱۸ ساعت پیش
علی جباری
تار و مار :)))))

میثم هنزکی
واقعا نیاز به یه الزامی هست چون همه اینایی که رعایت نمیکنن کاملا آگاه هستن و واقعا بحت ندونستن نیست.

دوست عزیزمون بعد از اینکه روی ویبره زنگ خورد موبایلش و طرف ول کن هم نبود ، خاموش کرد ولی دیگه چه فایده که آخرای نمایش ... دیدن ادامه » بود
۱۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش سلول i
قابل قبول
ساده مختصر در حد خودش گفت و در حد خودش خندوند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه فیلم چند پاره که آدم میمونه که بگه ضعیفه یا قوی
تکنیکالی، فیلم حرکتی رو به جلو برای آقای معادی ست اما از نظر فیلمنامه مایوس کننده ست.
صحنه های بدون دیالوگ و تنها قابهای خیلی خوب آقای کلاری همراه با موسیقی بسیار خوب ، از نقاط درخشان کار است.
فیلم پر است از المان های معنادار و زیبا ، معناهایی که شاید نویسنده الکن بوده از گفتن آنها در قالب متن.
لوکیشن مدرسه ، علیرغم اینکه حاوی بسیاری از المان های ذکر شده است ولی بطور کل زیادی ، لوس ، بی ربط و تا حدود زیادی نادرست است. نادرست از این جهت که فضای ترسیم شده در آن ، فضای سال 60 یا حد اکثر 61 است در حالی که اتفاقات در سال 67 در حال وقوع است. دوستانی که آن سالها را زیسته و تحصیل کرده اند بخوبی میدانند علیرغم اینکه همیشه بطور کلی از واژه دهه 60 استفاده میکنیم ولی بین سال 60 و 67 تفاوتها بسیار بوده است.
به جز بازی پسر بچه که در اکت چهره و فیزیک و صدا غافلگیر کننده است سایر بازی ها چیز خاصی نیستند . تا جایی که من مخاطب با اکت خانم حاتمی در صحنه انفجار به این نتیجه رسیدم که ظن آقای معادی کاملا درست بوده است.
در تمام دقایق ، فیلم نتوانست مرا در آن سالها قرار دهد بلکه همواره این حس را به من داد که از سال 95 دارم به سال 67 نگاه میکنم .
فیلم در لحظات و المانها و دیالوگ هایی از ابتدا تا انتها اشاره به امید به آینده و نسل جدید داشت که از تک تک اونا لذت بردم و مدام مرا یاد جملات پایانی دامون در فیلم "جایی دیگر" آقای کرمپور انداخت که گشتم پیداش کردم.

"نسلی میاد
نسلی که گوشش از داستانای ما پره
اون میخواد حقیقت رو بدونه
مستند دقیق بی پرده پوشی
تا اون یه جای دیگه رو همینجا بسازه
ما مجبوریم که امیدوار باشیم
نسلی ... دیدن ادامه » میاد که آرمانش رو عملی میکنه
من مطمئنم
یه روز میاد که همه این دیوارا میریزه و هیچ کس راهشو گم نمیکنه
اون روز چه روزیه
اون روز روزیه که هممون بفهمیم هیچ چیز ارزش گرفتن جون یه انسان رو نداره"
و اینکه واقعا توی تهران و کوچه‌هاش صدای ضدهوایی و رگبار شنیده میشد اون سالها؟!
۵ روز پیش، سه‌شنبه
خانم عظیمی
من اون سال در تهران نبودم ولی تا جایی که یادمه در مقطع پایان جنگ افزایش تعداد حملات هوایی به تهران را داشته ایم.
ولی منظورم از تغییر شرایط ، تغییر شرایط کلی اجتماع و جو مدارس بود.
مثلا سال 60 اگه آستین کوتاه تن من بود با خشونت از آرنج به پایین ... دیدن ادامه » با برس رنگ آمیزی میشد ( تجربه شخصی ) ولی سال 66 ، 67 خیابونها پر از پانکی بود. یا سالهای حدود 57 تا 61 جو مدارس همینی بود که در فیلم هست و شاید هم جدی تر ، اما سال 66 به عنوان مثال ما با یکی از دبیران که مداح معروف و رییس ستاد دعای استان بودن بر سر توقف یا ادامه جنگ به راحتی بحث های مفصل میکردیم. یا مثالهایی از این دست. البته خوب قضاوت من بر اساس دید و تجربه های شخصی خودمه.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
بله آقای جهان
این فیلم برای هر بیننده، یک یا چند اِلمان داره که با واقعیت خاطرات اون فرد جور در نمی‌یاد
ممنونم
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش اوبو i
یه نمایش خوب و دوست داشتنی
بعد از دو سه ماه که هیچ نمایشی ندیده بودم واقعا لذت بخش بود این کار
حیفه که داره با بیننده های کمی اجرا میره.

پ.ن. به توصیه جناب کارگردان که فرمودن ایرادهای کارمون رو بگین 1- مهمترین ایراد کار بازاریابی اون بوده ، واقعا چراااا سالن خالیه؟؟؟؟
2- خانم نقش مادر اوبو یه کمی روی قدرت صداشون کار کنن
جهان
درباره فیلم کلمبوس i
آقای علیمردانی فرض میکنم این فیلم رو ندیدم . هنوز به اندازه آثار قبلی عزیزی.
امیدوارم اگه کمدی هم میسازی کار خوب بسازی.

پ.ن. کارگردانهای ما کمدی ساختن بلد نیستن یا فک میکنن ارزش نداره برای کمدی خیلی مایه بذارن یا ..؟
جهان
درباره فیلم مارموز i
فارغ از مقایسه فیلم با مارمولک.
آنقدر کف سینمای کمدی ایران نشست کرده که به نظر میاد این فیلم قابل دیدن و نقده.
موضوعات و اشارات و دیالوگ ها غالبا لوث هستند و حاوی حرف و کلامی خارج از بطن جامعه نیستند.
کاراکترهای فیلم و برخی نماد های دیگر در فیلم به دلیل داشتن ما به ازا و یادآوری آنها به طنازی فیلم می افزاید و از نکات مثبت فیلم است.
بازی آقای بهداد بهتر خود ایشان است . سایر بازیگران در حد خود و یا ضعیفتر.
برای آقای تبریزی این فیلم یک حرکت به عقب است و حقیقتا به کارگردانی به سختی میتوان نمره قبولی داد.
سکانس های شلوغ از همه نظر (کارگردانی، فیلمبرداری، طراحی صحنه ....) به شددددددت ضعیف.
موسیقی فیلم متناسب و از نکات مثبت فیلم است.
واقعن یه کادربندی خوب از تو کار در نمیومد
۰۸ دی
هر دو

کلا با ذکر هر نکته مثبتی در خصوص فیلم "مارموز" مخالفم :))
۱۰ دی
:))))))
خیلی عالیییییی بود :)))))
۱۰ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال عزیز

آیا امکانش هست که یک برگه برای فیلم اضغر فرهادی ( Everybody Knows ) قرار بدین ؟

خیلی دوست دارم نقد دوستان رو درباره ش بخونم.
رضا غیوری این را خواند
بهزاد هندی، نیلوفر ثانی، عباس الهی و مهدی (آرش) رزمجو این را دوست دارند
درود بر شما
برگه فیلم همه میدانند: https://www.tiwall.com/p/everybodyknows
با سپاس
۰۲ دی
سپاس فراوان تیوال جان
۰۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" یلدا "

چه فرقی میکنه،
یه دقیقه بیشتر یا کمتر،
وقتی انارها رو تو دون نکرده باشی
چه فرقی میکنه،
یه صفحه جلوتر یا عقب تر،
وقتی هیچ غزلی تو رو به کنعان برنمیگردونه
چه فرقی میکنه
پایان شب آغاز روز یا ...
وقتی که "من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد"


از: خود
به قول سعدی جانان
نظر به روی تو هر بامداد نوروزی ست
شب فراق تو هر شب که هست یلدایی ست...
۰۱ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش سیزیف i
نمایش واقعا دیدنی و بیاد ماندنی ست .
پیام نمایش را به قدر وسع خود دریافت کردم گرچه بعضی جاها مرعوب بازیها بودم و شاید کمتر تمایل داشتم به مضمون نمایش توجه کنم.
آقای گرجی و خانم مولایی با بازیهای تحسین برانگیز ، ملموس کردند ، "زاییدن بازیگر زیر زایش" را.
جهان
درباره نمایش روز پزشک i
یه سیتکام دوست داشتنی با بازیهای روان و نتیجه آن یه حال خوب.
با احترام توصیه می شود.
پ.ن. : نکته بسیار ارزشمند این نمایش از نظر من این بود که ، علیرغم اینکه متن پتانسیل این را داشت که وارد شوخی های بیلو د بلت شده و خنده بیشتری بگیرد ، وارد آن فضا نمیشود و تنها به اعتبار همین رویکرد ، به این نمایش 5 ستاره میدم.
خیلی ممنونم از حسن توجهتون
۰۴ آبان
بزرگوارید جناب لهاک
۰۶ آبان
ارادتمند لذت بردم اقا
۰۶ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش نام‌ بُرده i
واقعا متاسف شدم برای خودم که به حد لازم با سواد و تئاتر دان و روشنفکر و فرهیخته نیستم که هر ...ی ضعیف سراپا اشکال زاییده فشارهای روحی و نقل دورهمی های خصوصی را تاتر بدانم.

پ.ن. : "عصبانی نیستم" اصلا
امیدوارم اگه کامنتتون حذف شد، باز عصبانی نباشید
۰۲ آبان
آقا ما هی نظرات رو خوندیم، هی از نفهمی ِ خودمون متاسف شدیم. ممنون از شما که فریاد می زنید پادشاه لخت است!
۰۷ آبان
:))) آره پادشاه لخته
۰۷ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش لوله i
فرم کار رو دوست داشتم ، فضای کار ، لوله ها و اکت ها به شکلی بود که توی خاطرم میمونه.
مظمون کار کمی برای من پیچیده بود . در واقع دو زاویه دید متفاوت در ذهن من تصویر میشد ،
یکی نگاه گلوبال و انسان در اسارت اقتصاد و به زوال رفتن اخلاق انسانی توسط قواعد اقتصادی
دومی نگاه لوکال به فضای کار و اقتصاد داخلی
که البته قسمتهایی در نمایش بود که هر کدام از این دو نگاه را که به ذهن من میرسید به چالش بکشد
مثلا دیالوگهای با لحن سیاسی با زاویه دید اول همخوانی نداشت و یا استفاده ابزاری از حضور بانوان در اقتصاد با نگاه دوم همراه نبود.
به هر حال من نتونستم به جمع بندی برسم.
خسته نباشید جانانه به بازیگران، کاراکتر سرکارگر رو هم خیلی دوست داشتم.

پ.ن. : لذت همراهی و تماشای نمایش با دوستان تیوالی نمایش را برای من خاص کرد.
هم فال و هم تماشا
خوش گذشت
راستی کسی اینستاگرام جناب خراسانی را نداره؟؟
عباس الهی این را خواند
محمد لهاک این را دوست دارد
درود بر شما
اخبار و اطلاعات مربوط به گردش‌های سقراطی را می‌توانید از اینستاگرام @socratictours و @tiripwall پیگیری نمایید.
۲۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تیوال عزیز
حالا من یه هفته پیش بلیط گرفتم یادم رفت امشب بلیط دارم تو دیگه چرا یادت رفت اس ام اس بدی
دلخورم ازت تیوال جان
وای :(((( تیوال قبلا اس میداد همون روز که ساعت فلان بلیط داری واسه اینکه از اسنپ استفاده کنی .. اما چند بار من دقت کردم اخیرا که دیگه اس نمیده.. احتمالا به دلیل همون اسنپ هست که اون نمایش قابلیتش و نداره ..
رفتم اس های تیوال چک کردم سال ۹۷ اصلا اون پیغام و نداده ... دیدن ادامه » .. دیگه اسنپ معروف شده امسال نیاز نداشته ؛)
۰۶ مهر
درود بر شما
روال معمول مخابرات این‌گونه است که در یک بازه‌ای در صف ارسال می‌ماند و اگر موفق به ارسال نشود از آن صرف نظر می‌کند.
۰۷ مهر
تشکر
۰۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

دو نمایش " آدم هایی که نمیبینیم " و " آوانتاژ "

"ویرانی یک بچه"

چند روز پیش نمایش آدمهایی که نمیبینیم را دیدم . در جایی از نمایش که صحبت از جنگ بود و از تماشاچیان خواسته شد که درباره جنگ اگه چیزی میخوان بگن ، میخواستم چیزی رو تعریف کنم ولی تو اون لحظه حال خوبی نداشتم و فک کردم ممکنه حال بدم ، حال کسی رو بد کنه ، کس دیگه ای هم چیزی نگفت به جز جناب چراغی پور که اونشب در جمع تماشاچیان بودند .
امشب نمایش آوانتاژ باعث شد که بخوام حرفایی که اونشب نزدم بنویسم...

آبادان ، شهرم .
روزهای اول جنگ بود ، توی مهر ماه ، روز دقیقشو نمیدونم.
ما بیرون از خونه بودیم ، من که هشت نه سالم بود ، برادرم که یه سال از من بزرگتر بود و خواهرم که یه سال از اون ، با پدر و مادر.
تموم آسمون شهر پر شد از هواپیما ، با ارتفاع کم ، حجم زیادی بمب روی شهر میریختن ، مثل دوش حمام ،
روزای قبل هم بمبارون بود ولی این یه جور دیگه بود.
شهر حالت عجیبی داشت همه فقط داشتن میرفتن به هر سو ، با سرعت .
ما هم به سرعت رفتیم خونه ، دیدیم خونه که نه ، کل محل تخریب شده .
بنزین ... دیدن ادامه » نداشتیم که فرار کنیم ، بنزین نبود.
رفتیم ایستگاه راه آهن ، گفته بودن یه قطار هست که قراره بره تا تهران و اون قطار بود.
پدرم رو سوار نکردن ، گفتن فقط زن و بچه ها ، پدرم ما رو سوار کرد و موند تا قطار راه افتاد .
پدرم همون روز راه افتاده بود با عده زیاد دیگه ای پیاده از طریق بیابون تا ماهشهر ، بیش از صد کیلومتر ، البته اینو ما سه چهار هفته بعد شنیدیم ، وقتی که اولین ارتباط بین ما و پدرم برقرار شد. همیشه فکر میکنم که چی کشیدن پدرم و مادرم تو این سه چهار هفته.
قطار پر بود از زن و بچه ، راهرو و کوپه و صندلی بی معنا بود ، قظار پر پر بود ، مثل مترو.
ایستگاه اندیمشک قطار توقف کرد برای مثلا نیم ساعت یا یه همچین چیزی ، جوری که درها رو باز کردن که مسافرها بتونن برای چند دقیقه پیاده بشن.
عده ای از مردم دزفول و اندیمشک توی ایستگاه جمع شده بودن و فریاد میزدن فراریا ، فراریا ، ترسوها ، ترسوها ...
و چیزهایی هم پرتاب میکردن جوری که ما نتونستیم پیاده شیم از قطار،
ما گریه میکردیم و مادرم هم ما رو بغل کرده بود گریه میکرد.
نمیدونم حق داشتن یا نه ولی مطمینم هنوز ناخن های تیز و خونی این دیو سیاه رو ندیده بودن.
طولی نکشید که کم و بیش همه با ریخت کریه این دیو آشنا شدن.
توی ماه ها و سالهای بعدی جنگ ، دزفول و اندیمشک آماج بیشترین بمب و موشک شدن و با هر موشکی که به این دو شهر میخورد ،
دل اون پسر بچه هشت نه ساله خنک میشد ، آره حقیقت همینه ، دلش خنک میشد.
امیدوارم اون بچه ویران شده رو سرزنش نکنین چون توی تموم سی و چند سال گذشته به اندازه کافی خودش خودش رو سرزنش کرده و با هر بار شنیدن نام این دو شهر داغون شده ، به هم ریخته و بغضش ترکیده ، هم بابت یادآوری اون روز تلخ هم اون دل خنک شدنها.
این اولین باره که این مسئله رو جایی میگم ، همیشه میخواستم این غصه رو یه جایی بگم ، یه جایی که منصفانه قضاوت بشم ، فک کردم تیوال جای درستشه .
سعی کردم تلگرافی بگم که هندی نشه ، یه وقت اوقات کسی رو تلخ نکنه.

و خواستم بگم جنگ صدها گفته شده داره اما به تعداد آدمهای درگیرش گفته نشده داره.
لعنت به هر فلسفه ای که که با بهانه های ملی ، مذهبی ، سیاسی .. و یا هر بهانه احمقانه دیگه ای بخواد لباس موجه تن هر جنگی کنه.

آرزوی ارامش
عمو فرهاد قصه ها و امیر این را خواندند
محمد لهاک، سپهر، شاهین و مهدی (آرش) رزمجو این را دوست دارند
خیلی عالی گفتید ؛ بخصوص دو سطر آخر :

" جنگ صدها گفته شده داره اما به تعداد آدمهای درگیرش گفته نشده داره.
لعنت به هر فلسفه ای که که با بهانه های ملی ، مذهبی ، سیاسی .. و یا هر بهانه احمقانه دیگه ای بخواد لباس موجه تن هر جنگی کنه. "
۰۶ مهر
ارادت دارم شاهین جان
۰۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش آوانتاژ i

خاطره بازی با خاطرات تلخ دهه 60 ، جنگ ، ....
برای من به دلیل وجود المانهایی ، تلخی آن به حدی بود که گاها نیاز باشه چشمامو خشک کنم.

از مثبت های نمایش میتوان به بازیهای خیلی خوب ( فارغ از اینکه آیا نقش ها سخت بود یا ساده ) اشاره کرد و همچنین ترتیب پرده ها به گونه ای که لابلای قسمتهای تلخ ، قسمتهایی که تم طنز داشت فضا را تعدیل میکرد.

پ.ن. نمیدونم آمار و اطلاعاتی هست یا نه ولی مطمینم اگر در دنیا آماری درباره داشتن پتانسیل خندیدن تماشاگران گرفته بشه ، تماشاگران ما ماشااله با اختلاف در صدر خواند بود :)
با پوژش این امیناز ۲از پنج را تماشاگران به این نمایش دا ند ایا خود تیوال بر اساس ارزیابیش داده است ؟
۰۶ مهر
خانم مینا اون معدل امتیاز تماشاگرانه
۰۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش کالاندولا i
بالاخره موفق به دیدنش شدیم.
اثری در خاطر ماندنی ، با اشتیاق دوست داشتم خودم را در معرض تاثیر پذیرفتن از آن قرار بدم . به امید اجرای آینده برای ورود به سایر اتاقها.

پ.ن. ملاقات آقای شاهین عزیز و همصحبتی کوتاه با جناب سلگی لذت دیدن این اجرا را دوچندان کرد.
هر اتاق یک قصه
هر قصه یک زندگی

او
در سرش جنگ،
تو
در دلت صلح،
ماییم
شاهکار تولستوی

#مجتبی
۰۵ مهر
درود جناب مهدی زاده ، خیلی زیباست
۰۵ مهر
لطف دارید جناب جهان بزرگوار ؛ و همچنین خیلی خوشحال شدم از دیدارتون
۰۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش صد درصد i

علیرغم اینکه قصه سلیقه من نبود ، آنقدر کار عالیست که می شه گفت تمام تعریف و تمجید های دوستان در باره آن کاملا بجاست.
واقعا عالیه
اجرای شب اول ، بهترین اتفاق دیدن و عرض ارادت به لوریس چکناواریان عزیز بود.
.اما نمایش ، با ندیدنش چیز زیادی از دست نمیدادم ، موضوع نخ نما با ارایه ای نه چندان سطح بالا که حتی تلاش و هنرنمایی گوشخراش نوازندگان ( به عنوان قوی ترین قسمت اجرا به نظر حقیر) نیز نتوانست باعث ارتباط حسی با اثر باشد. با احترام به زحمات گروه این اجرا در حد یک اجرای دو ستاره بود.
با این که یک ستاره بیشتر از شما به کار دادم، با نظر خلاصه ولی جامعتون کاملا موافقم
۰۴ مهر
بله سینا جان
۰۴ مهر
آقا من بسیار سپاسگزارم از لطفی که به بنده کردید ، واقعا ممنونم
۰۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر جای نمایش "برای کلاه آهنی‌ها" در این جشنواره خالیه
چقدر مصداق داشت این نمایش اگر بود با عنوان جشنواره
وچقدر دلم تنگه برای دیدن چند باره اش
کاش بود
نمیدونم چرا تو اجرای اخرش تو مهرگان گفت دیگه هیچوقت در تهران اجرا نخواهد شد..
۳۱ شهریور
واقعاااا!!!!
چه حیف
۳۱ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید