تیوال نمایش کد ۱۳
S2 : 16:40:52
امکان خرید پایان یافته
  ۱۹ آبان تا ۰۸ آذر
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان


: عماد رجبلو
: سوگل جعفری
: میثاق زارع
: مزدک محبوب نژاد، مریم صفایی

: زهرا آقاپور، پروا آقاجانی، نسا توافق، مارال جمال پناه، انیس صنیعی، پژند سلیمانی، الهه فرازمند، مهناز مهدی زاده

: ندا علی رحیمی
: معصومه مسعودی
: سوگل جعفری
: مریم صفایی (مزون گل پنبه)
: مصطفی قاهری
: میثاق زارع
: هما براتی
: بهادر باستان حق، آرمین طاهرخانی

لطفاْ ۳۰ دقیقه زودتر در محل اجرا حاضر باشید.

دخترها به صف می‌شوند. پچ‌پچه می‌کنند، می‌خندند، آنها خبر ندارند آن روز برای آنها مثل همیشه نخواهد بود.
سبک:
رئال
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش کد ۱۳ / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» کد ۱۳ نمایشی آینده ساز است

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یک نمایش تمیز ، روان و بدون شک بی نقص! هیچ نکته منفی ای در این نمایش وجود نداره از نظر من و من به قدری لذت بردم که هنوز بعد از گذشت چند روز فکرم درگیرشه و کاش فرصت دوباره ای برای دیدنش وجود داشت.
از نکات جالب و مثبت این نمایش میتونم بگم این بود که به جزئیات تک تک کاراکترها با دقت فکر شده بود و طرز رفتار ، زبان بدن ، ظاهر ، لباس ، کفش و حتی آرایش هم دقیقا مناسب شخصیتها انتخاب شده بود! مثلا آرایش خانم مدیر و مدل مقنعه اش و حالت راه رفتنش دقیقااااا برای یک مدیر دبیرستان دخترانه بود که سعی داره کمی با دخترا راه بیاد ولی منافع خودشو ترجیح میده! یا مثلا آهو با اون طرز تکان دادن دست و پاش و حرف زدنش و انرژیش ، دقیقا تو دنیای واقعی همین شکلیه!!
شاید اینجا این بار جنسیتم به کمکم اومد و به واسطه زن بودن بهتر میتونستم تک تک صحنه ها رو درک کنم طرز نشستن و حرف زدن تک ... دیدن ادامه » تک دخترها و خدمتکار مدرسه و مدیرش برام کاملا واقعی و تداعی گر خاطرات دبیرستانم بود
نکته دیگه انتخاب بسیار خوب بازیگرا بود طوریکه انگار نمیشد برای نقش دیگه ای تصورشون کرد! مثلا بازیگر نقش امینه دقیقا مناسب امینه بود و نمیتونم برای نقش ندا تصورش کنم! یا نقش آهو که دقیقا مناسب یه دختر قدبلند و لاغر با طرز بیان بازیگرش بود!
در آخر ، واقعا خسته نباشید و خدا قوت میگم به تمام عوامل این اجرا ، بازیگران فوق العاده اش ، نویسنده و کارگردانش و بازیگردانش آقای زارع عزیز که ثابت کرده ان دغدغه هنر دارن و در این راه تلاش میکنن و شرایط موجود نتونسته از این راه درست منحرفشون کنه.
با آرزوی موفقیت و دیدار دوباره این گروه
بسیار سپاسگزارم بانو و خدارو شکر که دوست داشتید.
۰۹ آذر
کاش تمدید می کردن ، من بلیط خریده بودم نتونستم برم .. دوستانم رفتند خیلی راضی بودن و تعریف می کردن!
۰۹ آذر
خانم ریماز عزیز ممنون از حضور و انرژی خوبتون❤
۰۹ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار متعجب و متاسفم از دوره ی کوتاه اجرای این کار. یکی از روان ترین کارهایی که ممکن است از یک گروه کاملا جوان و نوجوان انتظار داشته باشی. این را تنها برای کسی نوشتم که می رود تا نمایشی ببیند که اوقاتش را در فضایی فرهنگی بگذراند.
اما حکایت کد 13، حکایت ما، حکایتی از آغاز پیری در دوران نوجوانی بود. ریتم زندگی برای نوجوانان به طرز خیره کننده ای توسط نویسنده خوب و درست درآمده و کارگردان و بازیگران، آنچه نیاز بود تا بتوانید برای تحلیل یک موضوع وارد ذهنتان کنید را بدون تکلف به دست شما می دهند. گاهی شاید یک متن روان و شیرین و ساده، شما را به تحلیلی عمیق از جامعه تان ببرد، که این کار می برد.
خیلی خیلی مایلم بار دیگر خبر آمدن این کار را بر روی صحنه بخوانم و اگرچه در تقریبا تمام اجراها سالنش پر شد اما سالنی چند برابر با طیف گسترده تری از مخاطبان را برایش پر ... دیدن ادامه » شده ببینم.
.
کد۱۳- رئالیسم/ تراژدی مدرن به درست ترین وجه آن- غرق در دنیایی میشوی که تئاتر نیست حقیقت تامّ است و در آن صداقت رویارویی با حقیقت-باز همه به دنبال حقیقتند!!!
“ما در حقیقی ترین شکل ممکن، حقیقت را باز نمی یابیم” .
شروع نمایش ورود نا بهنگام ما به زندگیست ، صادقانه- زندگی که از دنیای روز ما حقیقی تر است گویا تمام اتفاقات زندگی ما تا قبل ورود به سالن ۲ نوفل لوشاتو تئاتر بوده و اکنون زندگی شروع شده است- عریان/ زیبا/ زشت / جذاب/ فریبنده/ شکننده - ۱ ساعت زنده ایم و بدنبال حقایقی که گم شده است- ای کاش آرتورمیلر ، چخوف ، گورکی و ... امشب بودند و خلق تراژدی ترین گره دراماتیک را در ساده ترین وجه رئالیسم میدیدند.
بازیگران- زندگی کردند- عالی
لذت بردم
ایمان اشراقی
ممنونم ازتون خیلی زیاد که این همه انرژی خوب و مثبت بهمون دادین بی شک حمایت شما چراغ ادامه ی راه ماست
۰۹ آذر
ممنونم جناب اشراقی عزیز
۰۹ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتى براى گروه کد ١٣
"فراتر از انتظار" عبارتیست که در توصیف این اجرا مى توان به کار برد.
شخصاً هیچ کدام از عوامل این کار را قبل از اجرا نمی شناختم؛ بازیگران جویاى نامى که لذت تماشاى یک تئاتر خوب را به ما هدیه کردند. در طول مدت نمایش، مطلقاً احساس خستگى نکردم و کنجکاوانه با حسى خوب که ناشى از یادآورى دوران مدرسه است، به تماشاى این نمایش نشستم. همه چیز در جاى خود قرار داشت، ذهن را به شدت با خود همراه می کرد و گاه فراموش می کردیم چیزهایى که میبینیم واقعیت نیست و صحنه تئاتر است.
بازیگردان نمایش، هماهنگى فوق العاده اى بین بازیگران ایجاد کرده بود و همچنان ظرافت هاى دخترانه در قالب دختران نسل امروزِ مدارس که بى شباهت با دختران نسل قبل تر هستند، جلوه می کرد.
بى انصافیست که از بازیگران این نمایش چیزى ننویسم؛ دختران جوان و بى ادعایى که بسیار پخته ... دیدن ادامه » و مسلط به ایفاى نقش پرداختند و ما را غرق در لذت کردند. از پانتومیم اول، دعواها، صحنه دادگاه که بسیار درخشان بود و تواضع آن ها در انتهاى نمایش که امیدوارم که تا انتهاى فعالیت حرفه اى این تواضع را حفظ کنند.
ذکر یک نکته را نیز خالی از لطف نمی دانم؛ به اعتقاد من، اگر مقداری به مدت زمان نمایش اضافه می شد و پایان نمایش، باز نبود و ماجرای شروع شده به اتمام می رسید، جذابیت نمایش بیشتر می شد.
در نهایت کارگردانى این تئاتر بسیار درخشان بود و امیدوارم در ادامه نیز کارهاى درخشان دیگرى از خانم جعفرى تماشا کنیم.
#تئاتر_خوب_ببینیم
ممنونم ازتون خیلی زیاد که این همه انرژی خوب و مثبت بهمون دادین بی شک حمایت شما چراغ ادامه ی راه ماست
۰۹ آذر
ممنون از لطف و محبتتون
۰۹ آذر
@زهرا آقاپور
خواهش میکنم خانم آقاپور؛ موفق باشید.
۰۹ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داشتم تو پس کوچه های تیوال قدم میزدم دیدم در یه مدرسه دخترونه بازه !
از رو کنجکاوی سرک کشیدم ببینم چه خبره دیدم تعطیه انگار غیر از کلاس کد 13 !
یواشی رفتم تو کلاس نشستم زیر تخته سیاه ، ولی نمیدونم چجوری بود که هیچ کس منو ندید !
چند تا از بچه ها که اردو رو پیچونده بودن ، سر کلاس بودن به هوای درس ..
خانوم ناظم و مستخدم مدرسه (که تو مدرسه پسرونه بهش میگفتن بابای مدرسه ، البته اون قدیم ترا ! مثلا 25 سال پیش ! حالا نمیدونم چی میگن بهش تو مدرسه دخترونه اونم الان !)
هم بودن تو مدرسه هی میومدن میرفتن ولی بازم هیچ کس منو نمیدید !
بچه هام تا میتونستن شلوغ میکردن و از سر و کول کلاس میرفتن بالا ، البته نا گفته نماند تو تمام مدتی که اونجا بودم خوشبختانه همه حجابشونو رعایت کردن غیر از یکیشون که از گوشش نفس میکشید !
از این نظر نگرانی ایی وجود نداره ..
خلاصه بد موقعی ام رفته بودم !
افتاده بودن تو هَچل اساسی ...
.
.
یعنی همینطوری که نوشتم !
دخترا همه تون عالی بودین ، آفرین
تمام مدتی که تو سالن بودم اصلا احساس نمیکردم دارم تئاتر میبینم و واقعا حس میکردم سر یه کلاس مدرسه دخترونه نشستم و جدا گذر زمان رو متوجه نشدم .
چقدر ... دیدن ادامه » بازیهاتون رئال و واقعی بود و چقدر همه چیز درست بود ، بگذریم از ته متن که یه خورده باز بود اونم ما خودمون یه کاریش میکنیم مهم اینه که عالی بودین :)
خیلی خوشحالم که تونستم ببینم اجراتون رو و آرزوی موفقیت های طولانی دارم برای تک تک تون .
پ .ن
راستی منو یاد یکی دو تا خاطره انداختین از مدرسه دخترونه ای که یه زمانی کار فنی میکردم براشون ..
حالا شاید بعدا نوشتم :)
#من_یک_تماشاگرم
سلام و احترام
چقدر صمیمی و زیبا توصیف کردید حال و هوایی رو که از دیدن نمایش غرقش شدید. ما هم کیفور شدیم
۰۷ آذر
سپاس سرکار خانوم
حتما گفتگو با شما باعث خوشحالیه .
۰۹ آذر
محمد جواد جان اصلا شاعر در این رابطه میفرماید :
من مرد تنهای شبم ... :)))
ولی در کل خیلی جات خالی بود ، البته میدونم قبلا مستفیض شدی اما عالی بودن بچه های کد 13 ، ترکوندن سالنو
۰۹ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲۴ ساعت از دیدن نمایش گذشته و هنوز با قطعیت می‌تونم بگم که چقدر این نمایش رو دوست داشتم و به‌واقع هنوز بخشی از من توی سالن نمایش دیشب جا مونده. توی اون کلاس درس و بین ندا و هستی و آهو و سایه و دریا و امینه. علاوه بر اونچه که دوستان ریزبین با نگاه حرفه‌ای و موشکافانه به آنها اشاره کرده‌اند، مثل بازی ها و شخصیت‌پردازی‌های درست و .... اونچه در روایت برای من بسیار جالب بود، همونطور که با تشابهاتی در لانچر۵ هم شاهدش بودیم، راویِ دروغگو است. شخصیت ها به نوعی و با درجاتی بخشی از حقیقت رو بنا به دلایل مختلف پنهان می‌کنند و درست زمانی که فکر می کنی همه چیز حل شده، معمای ماجرا به نوعی شاید حتی بغرنج‌تر و پیچیده‌تر، قد علم می‌کنه و به نوعی حل‌نشده می‌مونه که البته من این باز بودن پایان رو هم دوست داشتم. جنین بی‌مادری که در عین اینکه می تونست جنین هرکسی ... دیدن ادامه » باشه، جنین هیچ کس نبود!
اشاره دوستان به برخی از حفره‌های خیلی کوچک متن درسته. قضیه سرقت از مدرسه و پاسپورت پیدا شده از کیف ندا و ... از نظر من هم درست پرداخته نشده بود. ولی انقدر کار خوب بود و بازی ها قوی که من بشخصه می‌تونم از این حفره‌ها بگذرم و بگم یکی از بهترین کارهایی بود که دیدم. آن هم در یکی از آلوده‌ترین روزهای این شهر خاکستری و غم‌زده که مدام فریادی در سرم تکرار می‌شود سحر ندارد این شب تار!
ممنون از تک تک عوامل نمایش. از خانم جعفری و جناب زارع تا گروه بازیگران نازنین.
پی‌نوشت: چقدر اون ایدهٔ بازی به عنوان پیش‌درآمد نمایش، وقتی ما داشتیم وارد سالن می‌شدیم و روی صندلی‌هامون جاگیر می‌شدیم، خوب بود.
من دوس داشتم آهو همکلاسیم بود :) انقدر که دوسش داشتم
۰۷ آذر
محمد جواد گل گاو زبون درجه یک دارما میخوای بیارم برات ؟ :)))
۱۱ آذر
آدنا جان عطاری دم خونه ما که نداره . اگر دم خونه شما داره آدرس بده لطفا :)

میثم جان اگر به همون کیفیت هستش که ندا میزد ، به بالاترین قیمت ازت میخرم :))
۱۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس ویژه روز پایانی این نمایش، جمعه ۸ آذر (سانس ۱۶:۰۰)، به کارگردانی سوگل جعفری و با بازی زهرا آقاپور، پروا آقاجانی، نسا توافق و ... آغاز شد.
دست هایم با دلم دشمن اند و
سال هاست
در خطوط مقدم از خجالت هم در می آیند
چه جای استعاره است
وقتی دستی به نوشتن نمی رود
وقتی دل آنقدر پر شده که ...
این چند جمله را نادیده بگیر
دیری به پایان آتش بس دل و دستم نمانده
و من در انتظار سوزش گلوله های تازه ام

از میان تیاتر ها و فیلم هایی که در چند وقت‌اخیر دیدم خواستم از شیهیدن، از مسخره باز از پنجاه پنجاه و در نهایت از joker بنویسم، اما‌نشد نه اینکه نخواسته باشم نه اینکه اراده ای نبوده باشد، بود اما نشد.
اساس دنیا بر شدن نیست،انگار اصل در هستی بر نشدن است و شدن‌ها استثنایی بر اصل هستند.
اینها را گفتم که بگویم همین الان هم که معلوم نیست پوست چند انسان از نخوردگی و فقر به استخوان شان چسبیده، در همین ساعت و ثانیه که معلوم نیست چند کودک و زن و مرد قربانی جهان سرمایه‌داری و سیاست و قدرت است، در شرایطی که هر روز شبیه‌تر می شویم به هم و پر از تکرار و تکرار و تکرار دیگر دل و دماغ چندانی برای نوشتن نیست، آن هم برای من، منی که جیبم از داشته‌ها و دانسته‌های ( شما بخوانید سواد) هنری و تئاتری خالی است.
استثنا بر اصل رواست ، کویر شهداد هم حتی اگر باشی و همانقدر گرم و بایر بالاخره ابرکی خودش را به تو می‌رساند تاکمی خودش را بباراند بر تنت.
کد۱۳ را دیشب دیدم، نمایشی که روان و نرم مخاطب را سُر می‌دهد توی فضای خودش، آنقدر صمیمی و صریح که گمان می‌کنی با یک کلاس درس واقعی در شرایط واقعی با کنش‌های واقعی رودررویی و فراموش‌ت می‌شود که اینجا صحنه‌ی تئاتر است و این خانم‌های محترم بازیگرند و همه چیز کاملا عامدانه مهندسی و نوشته شده است.
برای ... دیدن ادامه » الهه فرازمند عزیز نوشتم پیش‌تر "بازی‌ها و فضاسازی، نمایش رو سرپا نگهداشت گمانم" و کماکان گمان من همین است و معتقدم این بازی‌ها و فضاسازی نتیجه تمرین بسیار و نگاه درست به جزئیات است.
گرچه اینها که اشاره کردم از مهم‌ترین هاست در تئاتر اما خب همه‌اش اینها نیست...
و شاید متن می‌توانست پخته‌تر و دقیق‌تر پرداخت شود
این گزاره صرفا یه گزاره کلی نیست و حتما دلایل و مصادیق مشخصی وجود دارد اما واقعا ترجیحم این است این متن در همین لایه و سویه‌ی کمی مهربانانه‌ی خود بماند.
قدردان زحمات بازیگران، کارگردان و همه عوامل نمایش هستم، ویژه میثاق زارع که عزیز بوده و هست.
ارادت
خیلیییی ممنونننننننم خیلی زیاد
۰۵ آذر
خانم آقاپور گرامی دس مریزاد
آرزوی بهترین‌ها
۰۶ آذر
جناب زارع عزیز خوب باشی مثل همیشه❤
۰۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش برای من خیلی فضایی که ساخته بودین از دبیرستان دخترانه جالب بود. خیلی واقعی بود و گمونم ما (خانوما) بیشتر درکش می کردیم و احتمالا بیشتر لذت بردیم.
شخصیت ها برای من تک تکشون نمونه ی واقعی داشتن و خلاصه منو یاد همکلاسیای سابقم انداختین :)
داشتم فکر می کردم که اگر فیلمش بود الان می نشستم صحنه دادگاه رو دوباره نگاه می کردم. بازیای خیلی خوب و فضا سازی عالی.
ولی نکته اینجاست که این "بردن تماشاگر به اون فضا" تا کجا قراره کار کنه؟ تا چند دقیقه جذابیت داره؟
برای من تا زمانی کار کرد که شخصیتا داشتن معرفی می شدن با رفتاراشون و داشتم لذت می بردم، بعدش دیگه باید قصه جوری می بود که منو جذب کنه که به نظر من و برای من نبود و رسما خسته شده بودم.
چیز دیگه ای که دوست نداشتم پراکندگی اتفاقا بود اول دزدی که سر و تهش خیلی معلوم نشد، بعد جنین، بعد امینه انگار ... دیدن ادامه » شتابزده فقط یه کتابو آدم گرفته باشه دستش و از هر فصل 50 صفحه ای 5 صفحه رو بخونه. شاید اگر داستان حول یک اتفاق جلو می رفت و همون اتفاق به درستی پرداخت می شد جذاب تر بود.
یک مقدار هم توو زمان بندیا گیج شدم. اینکه روز دوم جمعه بود یا شنبه؟
روز سقط چی؟
کار ندا بود اصلا؟
چرا پس انقدر سرحال بود؟
اصغر فرهادی طوری بود. :))
در مورد دادگاه کاملا باهاتون موافقم. دقیقا لحظه ای که تمام شد، با خودم گفتم کاش می شد بزنم عقب و دوباره ببینمش :)
۰۵ آذر
ممنونم از محبت و لطفتون
۰۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

" کد هشدار "

"کد 13" ، نمایشی قابل تامل‌ وحائز اهمیت‌ست؛ نه تنها به دلیل بازی‌های جذاب و جفت‌و جوری که در طی اجرا، حفره‌های خالی اندکی دارد، بلکه بدلیل طرح مضامینی از سوژه‌ی مورد بحث که شاید بسیاری از مخاطبان با فضای آن آشنایی چندانی ندارند.
آنچه امروز در مدارس و نهادهای آموزشی می‌گذرد، برای مخاطبی که سال‌ها از دوران تحصیلش گذشته، آنقدر ناآشنا و غریب‌ست که مواجهه با آن می‌تواند هم جذابیت‌های کافی و هیجان‌انگیز داشته باشد و هم او را به سمتی از آگاهی و ماوقع آنچه امروز در نسل نوجوان وجود دارد، آشناتر کند. بخصوص اگر با چنین گروهی برخورد مستقیم نیز داشته باشد.
"کد 13 "داستان 6 محصل دختر در رده‌ی متوسطه‌ست که نمی‌خواهد داستان گویی کند. اما براحتی در قالب ماجراهایی، مسائل متعدد در این نسل را بازگو می‌کند. و هر کدام را درگیر مسائلی معرفی می‌کند که قابلیت تعمیم پذیری برای بسیاری از نوجوانان را دارد.
از شکاف‌های فاحش فکری و رفتاری که بین نوجوان و والدین آنان‌ست، وضعیت بغرنجِ فرزندان طلاق، رواج و استعمال مواد روان‌گردان و شادی‌آور، نیازهای ارتباطی و اجتماعی، سرکوب‌های انضباطی و سختگیری‌های افراطی مختص چنین محیطی، مشکلات دختران در جوامع مردسالار، تا مسئله‌ی بسیار مهم سقط جنین، مورد طرحند.
ذره بینی که با انداختن بر دنیای پرهیجان و به‌ نظر شاد این گروه سنی، اندوه، معضلات و دغدغه‌های آنان را بوضوح نشان می‌دهد، که نه تنها آگاهی‌بخش و روشنگرانه‌ست بلکه هشداردهنده و زنگ خطری‌ست که چه وضعیتی در حال گسترش‌ست.
آمارهای زیادی از مصرف موادمخدر و سیگار تا روان‌گردان‌ها، در مدارس دخترانه که هر ساله سن آن، پایین‌تر می‌آید، منتشر می‌شود، رواج روابط جنسی به‌سن 13 سالگی و سقط جنین مکرر، رسیده و با این‌حال روش‌های صحیح پیشگیری و آموزش‌های لازم وجود ندارد، چرا که در پنهانکاری مخربی توسط مسئولین آموزش و پرورش و مدیران مدارس سرپوش گذاشته می‌شوند. دخترانی که در شرایط نابهنجار جامعه، در تناقض‌های بسیار، بین گذشته و امروز سرگردانند و دراین مسیر تاوان‌های سنگینی پرداخت می‌کنند.
"کد 13"، از بابت طرح چنین معضلاتی شریف و قابل ستایش‌ست هرچند متن، درگیر زیاده‌گویی‌های بی موردی می‌شود که خود، کلاف موجود را سردرگم‌تر و موقعیت‌هایِ خوب ایجاد شده را ضایع می‌کند. اطلاعات زائدی درباره‌ی مستخدم مدرسه و خانواده‌اش و سرقت لوازم مدرسه، که نه تنها کمک کننده نیستند بلکه محور اصلی داستان را به انحراف می‌برند؛ و مخاطب را در کانالی از ماجراهایِ معما و پلیسی می‌اندازد که نیازمند کشف و پاسخ نهایی‌ست که پایانِ باز داستان، در معادلاتش ناقص به‌حساب می‌آید. در صورتی‌که با وجود بستر طرح اولیه، نیازی به حل این معادلات در اهمیت قرار ندارد. بلکه مهم برشی از وقایع و شرایط حاکم بر این گروه محصلان دخترست که محتوایِ معینی منتقل شود..
نقطه‌ی قوت و بی‌چون وچرای اجرا، ریتم خوب و منسجم و بازی‌های جا افتاده، حرفه‌ای و کم نقص گروه بازیگران‌ست که بدرستی هدایت و برای نقش‌هایشان انتخاب شده‌اند.
همپوشانی بموقع و مناسب در اجراهایی پر نقش و پر دیالوگ، بدون هیچ نابجایی، از مهمترین مولفه‌های موفقیتی‌ست که در کد13 قابل مشاهده‌ست که تمرین و یکدستی تیم بازیگری را گوشزد می‌کند.کاراکترِ دانش آموزان، متنوع و باورپذیر و عینی‌اند و به ویژه دچار "ساختگی"های تصنعی نمی‌شوند.
در طراحی صحنه و دکور، کمبودهایی حس می‌شود که لاجرم موقعیتی آماتوری و نه حرفه‌ای به اجرا می‌بخشد.
سوگل جعفری در اولین اجرای کارگردانیِ خود، با طرح موضوعیتی زنانه و بازنمایی بخشی از شرایط آنان در فشارهای موجود در جامعه و در نهادهای آموزشی، معضلاتی را پیش می‌کشد که نتیجه‌ی آینده‌اش تاثیر مستقیمی بر بدنه و کلیت نهاد جامعه است. کد13 اگرچه دقایق خوشی برای مخاطب می‌سازد اما پیش از آنکه داستانی پر هیجان و دخترانه باشد، موثر و آگاهی‌بخش برای تمام افراد و قشرهای مختلف‌ست.

نیلوفرثانی
گروه ... دیدن ادامه » نقد هنرنت
https://www.honarnet.com/?p=6286
ممنون از نظرتون و اینکه انقدر دقیق مارو تماشا کردین
۰۴ آذر
نیلوفر عزیز من از خوندن نقدهات همیشه لذت میبرم.
هربار که اسمت رو در تیوال میبینم برام خوشحال کننده است چون اغلب خوندن نوشته هات باعث میشه درک بهترى از چیزى که دیدم داشته باشم.
۰۹ آذر
رومینای عزیزم چقدر بمن لطف داری و چقدر بودنت و همراهیت انرژی بخشه.. میدونی که بسیار دوستت دارم ونظراتت برام چقدر ارزشمنده
۰۹ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چوب الفِ جنسیت زدگی
به قلم گلچهر دامغانی، نویسنده و کارگردان تئاتر

یادداشتی به بهانۀ تئاتر «کد 13»
کارگردان: سوگل جعفری، بازیگردان و مشاور کارگردان: میثاق زارع

مانند بسیاری از چیزهای وارداتی مانند، خودرو، مترو، تلفن همراه،... که فرهنگ درستِ استفاده از آنها هنوز جا نیفتاده در دسترس ما ایرانی ها قرار گرفتند، واژگان لاتین یا به زبان عام «فرنگی» هم اغلب به همین سرنوشت دچار شده اند. از آن جمله واژۀ سکسیم که ابدأ هیچ محلی از شهوت انگیزی در آن نیست و معنی متبادر از آن فقط جنسیت است. پس شاید جنسیت زدگی برگردان مناسبی برای سکسیم باشد، و این یک مکتب نیست بلکه یک نابه‌هنجاری اجتماعی ست، یعنی جانبداری از یک جنسیت برای نادیده گرفتن، سرکوب یا تحقیر جنس دیگر. این نابه‌هنجاری می تواند هردو جنسیت را نشانه بگیرد و لزوما زنان قربانیان همیشۀ آن نیستند.
مسئلۀ ... دیدن ادامه » تئاتر «کد 13» هرچه که هست در زیر سایۀ مهیب و دیرپای همین معضل اجتماعی ما رخ می دهد. انتخاب دبیرستان دخترانه مکانی ست که توانسته به شکلی بی ریا و به دور از هیاهوهای فمینستی داستانی را طرح کند که درعین مفرح بودن بسیار اندوهبار و تأسف برانگیز است. شادابی و طراوت دخترانی سرشار از شور زندگی که از زیر لباسهای فرم خاکستری شان هرلحظه انگار می خواهد با نعره ایی خارج شود و در آن میان «آهو» با کورسوی رنگ زرد جورابش آن را به رخ می کشد و دختر چادری کلاس «امینه» اتفاقا، با جلیقۀ آبی اش. درس آن روز «رنسانس» است، که هرچه سعی می کنند حفظ شان نمی شود، که هرگز رنگی از نوزاییِ آن در این محیط نمی بینیم؛ چراکه همۀ مسئلۀ این دختران در سایۀ پرهیز از جنس مخالف تعریف می شود و راه را بر خلاقیت، بلندپروازی و «دو کلام حرف حساب» بسته است. آنها در عین دل انگیز بودن "تصویری" افسرده حال دارند، در عین داشتن هوش سرشار "گیج" به نظر می رسند. و سمبل معصومیت شان در جایی نه چندان دور از کلاس درس شان سلاخی می شود؛ و ایشان نه تنها قربانیان آن هستند که متهمان آن نیز می شوند.
مسئلۀ تئاتر« کد 13» چیزی نیست که مختص نوجوانی باشد چراکه ترکش های آن تا پایان عمر قربانیان آن را دچار لطمه می کند و اجتماع ما از آن رنج می کشد. چرا باید در سال 98 هنوز در اخبار بخوانیم که مدرسین مرد از درس دادن به دختران در مدارس منع شده اند و در صورت تخلف سرو کارشان با دستگاه قضاست؟ کجا خوانده اید پیامبری در حال موعظه و تعلیم، زنان را از صفوف مشتاقان بیرون کرده باشد؟ مگر در همین ایران خودمان در دهات رفسنجان هفتاد سال پیش زنی اولین مکتب را تأسیس نکرد تا در آن به دختر و پسر در کنار هم، خودش، درس قرآن بدهد؟ مقام معلمی اگر مقام انبیاء ست پس به بهانۀ جنسیت دریغ کردنی نیست.
«کد 13» بهره مند از بازیگران بسیار مستعدی ست که به لطف بازیگردانی میثاق زارع که خود از بازیگران شاخص این چندسالۀ تئاتر بوده، به خوبی از پس بازی باورپذیر و نگه داشتن ریتم درست برآمده اند. بار دیگر این بازیگران نشان دادند که با وجود نبود حمایت مالی و در اختیار نداشتن سالنی بی حجمۀ اجراهای پشت سرهم، می توان کار آبرومند و بی ادعایی به روی صحنه برد و کورسوی تئاتر را روشن نگه داشت. شاید اگر در این سالن که به لحاظ فنی بسیار محدود است اینقدر اجراهای پشت سرهم نبود، گروه «کد 13» می توانست از بهرۀ نوری بیشتری برای کلاس دخترانۀ کم فروغش برخوردار شود، که منظور ابدأ طراحی نور به خصوص نیست، بلکه فقط تعداد پروژکتورهای بیشتر برای روشن کردن گوشه های کم نورتر صحنه است؛ و البته که به صاحبان سالنها هم نمی توان چندان خرده گرفت، وقتی حمایت دولتی از تئاتر تا این اندازه ناچیز است.
تئاتر«کد13» یک نمایش بازیگر محور است. این امر در عین اینکه نکتۀ مثبت کار هست اندکی هشدار می طلبد. چرا ما اکثرأ در متون نمایشی ایرانی مواجه با نمایشنامه هایی هستیم که واضح است متن فقط دستمایه بوده است نه یک نوشتۀ «استخوان دار» که بازیگران و آنها که هدایتشان کرده اند «ناجی» متن شده اند، نه «ایفا کنندۀ» آن؟ چرا نام نویسنده بر همۀ این بروشورهای رنگ به رنگ بی جهت سنگینی می کند؟ نمایشنامه دوخط ایده نیست- که البته در «کد 13» گروه اجرایی فراتر از این رفته اند- بلکه بازتاب دغدغه، اندیشه و فرهنگ یک کشور است که باید در تاریخ ادبیات آن به یادگار بماند و چه بسا از مرزها گذر کند. پس کار می طلبد. کارِ در تنهایی یک «نویسنده».
با درود واژه "سکسیسم " صحیح است نه سکسیم
۰۲ آذر
جناب دکتر اشراقی نازنین⁦❤️⁩
یک اجرای بینظیر خواهید دید بی شک لذت میبرید
۰۳ آذر
واقعا نمایش جذاب قشنگی بود.علیرغم چهره نبودن و جوان بودن بازیگران.فقط اخر نمایش به صورت یک معما باقی موند!به نظرم تو شش تا نمایش فعلی نوفل شاتو بهترین اثر باشه.تخفیف پلاس هم گذاشتن اگه دنبال یه نمایشی هستین که ارزش پول و وقت داشته باشه از دست ندین
۰۴ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" دخترها به صف می‌شوند. پچ‌پچه می‌کنند، می‌خندند، آنها خبر ندارند آن روز برای آنها مثل همیشه نخواهد بود."
دختری رفت
دختری کشت
دختری درد دارد
دختری مجبور است
دختری تنهاست...
"هییس دخترها فریاد نمیزنند"
حراست اینجاست.
ممنونم
۰۲ آذر
خانم گراوندی
خجالت کشیدم در مقابل اینهمه لطف و بزرگواری شما
ممنونم از لطفتون
۰۶ آذر
آقای سید مهدی، پیش شما و دوستان بزرگوار و عزیزِ تیوال درس پس میدم. زنده باشید.
۰۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

در "کد 13" کلاس درسی را میبینیم که شش دانش‌آموز دارد که هرکدام یک جزیره جدا افتاده، با یک حکومت خود مختار است. که هرکدام هم مشکل و مسئله خاص خودشان را دارند. در این میان، یک شبه مسئله عمومی (دزدی) پیش می‌آید که مشخص نمی‌شود چرا باید به دانش ‌آموز ربط داشته باشد.اگر این دزدی در ساعت فعالیت مدرسه اتفاق میفتد (که طبق چیزی که نمایش به ما نشان می‌دهد اینطور نیست) بی‌کفایتی مدیر و معاون و... است و آنها باید بازخواست شوند. و اگر در ساعت فعالیت مدرسه اتفاق نیفتاده، که اصلا بازخواست دانش آموز غایب، چه کمکی به حل مسئله میکند؟
و اما مسئله پررنگ‌تر و اصلی‌ای که وجود دارد، مسئله سقط جنین است که تقریبا مخاطب را تا آخر دنبال خود می‌کشاند می‌آورد، یکهو وسط ناکجا آباد به حال خودش رها می‌کند و می‌رود. به این بهانه که " من اگر تکلیف این قضیه رو روشن نکنم ... دیدن ادامه » حسینی نیستم ". یعنی مخاطب اینجا بر سر یک تک‌راهی تاریخی، مجبور می‌شود به خانم حسینی اعتماد کند که؛ بله او حتما ساقط(!) جنین را پیدا میکند و داستان در نبود من احتمالا جایی در پشت صحنه(اتاق مدیر) به پایان می‌سد. و مرزهای پایان رها را بدین ترتیب می‌گستراند. و مخاطب را تقریبا با یک بهت، از درون گرم داستان، به خارج سرد سالن هدایت می‌کند.
سوای از مسائلی که عمومی می‌شود، چند مسئله شخصی مطرح میشود که آنها هم بنظر نگارنده، به هیچ جایی نمی‌رسد وتا آخر شبیه یک حبابی روی سطح می‌ماند.
طی یک اتفاق خامدستانه، مشخص می‌شود که ندا ماده مخدر مصرف می‌کند. و با مادرش(حسینی-مدیر) مشکل دارد. و پاسپورت و مدارک با خودش توی کیف دارد. که بابت همین جمله پایانی می‌شود چندین چند سوال مطرح که ؛ اصلا چرا یک نفر باید پاسپورت و مدارک‌اش را به همراه داشته باشد؟ چه کار می‌خواهد بکند؟ می‌خواهد فرار کند؟ می‌خواهد بفروشدش؟ می‌خواهد موبایل رجیستر کند؟ و اصلا یک دختر نوجوان و مجرد با پاسپورت ایرانی و بدون اجازه والد، کجا می‌تواند برود؟ و اگر می‌خواهد با اینها کاری بکند، چرا اینقدر بی‌تفاوت توی کیف رهایش کرده و رفته زنگ تفریح؟ و نمایش از همه این مسائلی که راجع به این کاراکتر مطرح می‌کند در نهایت می‌خواهد چه کاری بکشد؟ به چه چیزی می‌خواهد برسد؟ که مشخص نیست. و کاراکتر را روی هوا نگه می‌دارد که نه او را تیپ می‌کند نه شخصیت.
مستخدم مدرسه و ندا طی یک درگیری که بر اثر مچ گیری اتفاق می‌افتد، از هم آتو می‌گیرند. مستخدم سرکیف ندا بوده، و ندا هم ماده مخدر همراه خودش داشته. مستخدم در واکنش به تهدید ندا، مبنی بر افشای دزدی مستخدم پیش مدیر، ادعا می‌کند که او هم چیزهایی می‌داند که در آن صورت، خواهد گفت. و اینجا ظاهرا به توافق می‌رسند که چون هرکدام از دیگری چیزی دارد، رهایش کنند. اما جایی در آخر داستان، مشخص می‌شود که مستخدم به خواست مدیر سر کیف ندا رفته. و این سوال را پیش می‌آورد که پس در آن صحنه درگیری، ترسش از بابت چه بود؟
آشفتگی از این نیز فراتر می‌رود. مستخدم در صحنه یکی مانده به آخر، عاملیت سقط جنین را، بر عهده می‌گیرد و ادعا می‌کند که کار او بوده. و مدیر با یک سوال مشخص می‌کند که این ادعا دروغ بوده و ماحصل دیالوگ‌ها این می‌شود که کسی مستخدم را مجبور کرده که سقط جنین را برعهده بگیرد. اما مشخص نمی‌شود که چه کسی؟ و چرا؟ با توجه به این که تنها اصطکاک مستخدم با ندا بوده، طبیعتا مخاطب این دو صحنه را با هم ربط می‌دهد. و گمان می‌برد که در قبال آن مچ‌گیری، مستخدم مجبور شده این مسئولیت را به عهده بگیرد. در حالی که خود آن آتو، موضوعیتی ندارد و بی‌دلیل است.
از کلیشه‌ای و سردستی بودن علت ناراحتی کاراکتر امینه که بگذریم، سر این نکته می‌مانیم که نمایش هیچ نشانی از طبقه اجتماعی کاراکترها به مخاطب نمی‌دهد اما یکهو پدر امینه را بدهکار و مقروض می‌کند.
در ضمن نویسنده از پتانسیلی که در کاراکتر مدیر و رابطه مادر-فرزندی بین او و ندا، وجود دارد هیچ استفاده‌ای نمی‌کند. در حالی که بنظر من، تنها چیزی که می‌توانست، نمایش را به سمت یک نمایش چند بعدی و اجتماعی سوق دهد، استفاده از همین پتانسیل و آسیب شناسی روابط مادر-فرزندی و نقد مدیریتی بود. که استفاده نشد.

در کنار این‌ها، کارگردان در خلق فضای شوخ و شنگ و نوجوانانه تا حد زیادی موفق عمل می‌کند. و فضای یک مدرسه دخترانه را-هرچند با شوخی‌های گاها لوس- موفق می‌شود که دربیاورد.
بازی کاراکتر هستی را بیش از هرچیز دیگری در نمایش پسندیدم.

امیدوارم همگی در کارهای بعدی، موفق‌تر باشید. خسته نباشید.
تا جایی که در جریان هستم، بعد از نمایش " است " این دومین نمایشی‌ست که امسال به موضوع مدرسه دخترانه یا دختران مدرسه می‌پردازد و من، برای ارزیابی نمایش، ناخودآگاه " کد 13 " را با " است " مقایسه می‌کنم، هرچند که لحن دو نمایش کاملا متفاوت از ... دیدن ادامه » هم و نقطه نظر نویسندگان هم فرسنگ‌ها با هم فاصله دارند.
من نمایش است را به لحاظ دغدغه‌مندی، جایی بالاتر از نمایش کد 13 میبینم. و آن را عمیق‌تر و الهام‌ بخش‌تر نسبت به کد 13 می‌دانم. هرچند که بنظر می‌رسد کد13 بخاطر انتخاب لحن و فضای شوخ و شنگ، در برقراری ارتباط با مخاطب موفق‌تر عمل می‌کند.
با توجه به ریتم سریع اتفاقات، 70 دقیقه‌ای که خرج دیدن نمایش کد 13 می‌شود، به سادگی می‌گذرد و مخاطب را به هیچ وجه اذیت نمی‌کند. که شاید این مسئله در مورد نمایش است وجود نداشت.
۰۲ آذر
مچکرم جناب حیدرآبادی

همینطور شما خانم رستم کلایی
۰۳ آذر
@خانم سلیمانی جدن، فارغ از کیفیت کار، این پاسخگویی و ارزشی که قائل هستید ارزشمند و قابل تقدیره
۰۳ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منت خدای را عز و جل
که تموم شد دوران مدرسه



بسیار دوست داشتم.
همه چیز رو، از بازی و کارگردانی و متن تا لباس و صحنه و بقیه...
همه چیز به طرز غم‌انگیزی نزدیک به واقعیت و به طرز دردناکی ملموس...
یک لحظه از داستان و از نمایش جدا نشدم،
در دو صحنه ی کار انقدر به من استرس شدیدی وارد شد که اشکم درومد :)
شاید هم وصل شدم به استرس‌های غیرضروری اون زمان و خودم با خودم اتصالی کردم :))))
البته صدای اشک های دیگه ای رو هم می‌شنیدم تو سالن. احتمالا خیلی از خانوما اتصالی میکنن سر این اجرا، با شدت‌های مختلف :)))))


تنها نکاتی که دارم اینه که
۱_ ... دیدن ادامه » نام کد ۱۳ برای من اصلا یادآور اسم کلاس نبود، حتی وقتی توی خود اجرا پشت بلندگوی مدرسه اعلام میشد، باز هم من متوجه نشدم منظور اسم کلاسشونه، فکر میکردم اشاره به یک مفهوم قراردادی داره مثلا، ولی ذهنم درگیرش نشد به خاطر جذابیت های دیگه ی کار.

۲_ به نظرم حجم اتفاقات برای یک روز یک مدرسه کمی زیاد بود (اندازه ی سه سال دبیرستان بود) گرچه اگر بگید خب کجاش رو حذف میکردیم که خلوت بشه، میگم هیچ جاش :)))))


از اعضای عزیز و درجه یک گروه اجرا ممنونم برای جلسه ی خوبی که داشتیم،
نحوه ی پاسخگویی به نقدها و سوالات رو در بیشتر مواقع خیلی دوست داشتم،
دلم خواست که توی گروهتون می‌بودم، حسودیم شد :)))))
ازجمله جلساتی بود که توش چیزی یاد گرفتم و همون‌طور که قبلاً هم گفتم، چیزهایی که تو این جلسات یاد میگیرم رو از همه‌ی چیزهایی که در تمام دوران تحصیلم یاد گرفتم بیشتر دوست دارم.
ممنونم از خوبیتون :)



پ.ن حالا که این کار چندجا با لانچر مقایسه شده، بگم که من از لانچر بیشتر دوستش داشتم، خیلی.
روزهای مدرسه بره دیگه برنگرده..
۳۰ آبان
رویا منو تو معمولا هم نظریم به گمانم..
۰۳ آذر
روز من نبود گویا..سکوت سفید هم مالی نبود..
۰۳ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز چهارشنبه ۲۹ آبان۹۸ تعدادی از اعضای گروه #من یک تماشاگرم به تماشای نمایش کد ۱۳ نشستند. اجرا تقریبا بدون تاخیر آغاز شد و علیرغم اینکه پیش از اجرا هیچ تذکری مبنی بر خاموش کردن تلفن همراه و یا رعایت سکوت داده نشد، ولی خوشبختانه تماشاگران این نمایش، همکاری شایسته ای در این زمینه داشتند!
نکته حائز اهمیت حضور عکاس محترم و حرفه ای این گروه جناب مصطفی قاهری بود که علیرغم حضورشان در سالن هیچگونه مزاحمتی برای تماشاگران ایجاد نکردند و بصورت کاملا ماهرانه بدون صدا، حرکت و یا چک کردن مانیتور، به عکاسی پرداختند! امید که عکاسان جوانتر از ایشان بعنوان نمونه ای شایسته، الگوبرداری کنند!
مطابق روال قرارهای گروهی، پس از نمایش با گروه اجرایی به گفتگو نشستیم که با توجه به جوان بودن گروه بازیگران، گفتگویی صمیمانه و پرانرژی داشتیم
ابتدا جناب میثاق زارع بعنوان ... دیدن ادامه » بازیگردان و هدایتگر اصلی این نمایش، در خصوص متن اولیه و جلسات تمرین، برای خلق کاراکترها توضیحاتی ارائه دادند و سپس هر یک از بازیگران در خصوص تمرینها و روشهای رسیدن به نقش خود، نکاتی مطرح کردند.
در ادامه، کلیه اعضای گروه اجرایی تمام نکات و پرسشهای مطرح شده از سوی تماشاگران را شنیده و توضیحات خود را در پاسخ به مخاطبان ارائه کردند.
از جناب زارع و کلیه بازیگران گرانقدر این نمایش که ما را در این جلسه همراهی کردند سپاسگزاریم و برای همه این عزیزان آرزوی پیروزی داریم

https://t.me/manyektamashaagaram
https://instagram.com/manyektamashagaram?igshid=gduyissiz116
https://www.tiwall.com/wall/post/211054
ممنون از شما و گروه درجه یکتون که انقدر خوبین و ممنون که دارین فرهنگ درست دیدن و تماشاگر بودن رو ترویج می‌کنین.
۳۰ آبان
جای شما در جلسه خالی بود خانم آقاپور
همه سراغ تون رو میگرفتند :)
۳۰ آبان
ممنون از همگی .. متاسفانه تمرین داشتم و باید میرفتم .. امیدوارم فرصتی باشه ، کارهای بعدی شما عزیزان رو ببینم و از هم صحبتی با شما لذت ببرم .. ممنون از لطف و محبتتون به من❤
۳۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر لذتبخشه شاهد هنرنمایی دختران جوان و مستعد سرزمین مون روی صحنه تاتر باشیم!
چقدر جذابه که نویسنده جوانی، اینهمه سعی کرده به دنیای دختران نوجوان نزدیک بشه
و چقدر همگی خوش شانس بودیم که سکان هدایت این اجرا به میثاق زارع سپرده شد
پرداخت خوب شخصیتها و سیر منطقی و درست حوادث باعث میشه ارتباط مخاطب لحظه ای با اجرا قطع نشه
اصلا عجیب نیست که خانمها با این اجرا ارتباط بیشتری برقرار کنند و در هر کدام از شخصیتها، خودشون یا دوستانشون براشون تداعی بشه!
خروجی این اجرا نشان میده که حتی اگر سوژه تازه و بدیع نباشه، حتی اگر سلبریتی در نمایش بازی نکنه، حتی اگر همه راههای ارتباطی قطع باشه و حتی اگر سرما و بارندگی تردد رو سخت کنه باز هم میشه کلی مخاطب رو راضی از سالن خارج کنی!
امیدوارم این همدلی و رفاقتی که در این گروه دیدیم همیشه همراهشون باشه چون قطعا دلیل ... دیدن ادامه » مهم موفقیت شون همین تیم بودن و دوستی قشنگیه که دارند
برای این گروه پویا و خوش انرژی آرزوی موفقیت میکنم و ممنونم که باعث شدین بعد از اجرا جلسه ای صمیمانه و دوستانه داشته باشیم
#من یک تماشاگرم
مرسی مریم جان❤
نوشته ای پر از انرژی مثبت ....
از دختران با استعداد تئاتر
یک حرکت عالی ست.

همچنین خودتون که همیشه پر انرژی و پویا هستید و من کاملا حس میکنم . تشکر
۳۰ آبان
ممنونم واقعا برای این همه انرژی خوبتون
۳۰ آبان
الهه جان ❤️
۳۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و ارادت به تمام مخاطبین محترم و فرهیخته‌ی سایت تیوال و دنبال کنندگان تئاتر
با توجه به شرایط پیش آمده در کشور و قطع شدن اینترنت که ما متاسفانه هیچ راهی برای تبلیغات نداریم، ما (تیم اجرایی نمایش«کد۱۳») از شما عزیزان و همراهان تئاتر -که فقط شما تئاتر را سرپا نگه‌ داشتید- درخواست می‌کنیم برای تمام کار‌های روی صحنه به هر شکلی که خودتون می‌دونید تبلیغ کنید که در این چند روز لااقل تئاتر به کار خودش ادامه بده.
با تشکر.
گویی جمعی از دختران همکلاسی یک مدرسه را خواسته باشی که به جای رفتن به مدرسه در صبح برای شرکت در یک جلسه تقویتی به سالن شماره دو عمارت نوفل لوشاتو بروند . از معدود اجراهایی بود که نمیتوان باور کرد نقشها با هدایت یک کارگردان بازی شده است . بسیار واقعی و طبیعی . به عنوان یک تجربه نو در دیدن تاتر از دست ندهید .
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی سوگل جعفری و با بازی زهرا آقاپور، پروا آقاجانی، نسا توافق و ... فردا (پنجشنبه) ساعت ۱۲ با تخفیف روزهای نخست آغاز خواهد شد.
نمایشنامه عالی۰ کارگردانی عالی۰ بازیگرا هم خیلی خوب توی نقششون تمرکز داشتن و فضا بسیاز ملموس بود۰
به همه توصیه میکنم لحظه های شاد در کنار ترس،دلهره،خنده، عصبانیت،همدلی،شک همه و همه در روایتگری‌ نمایشی به یاد ماندنی را حتما با کد ۱۳ تجربه کنید
۱۹ آبان
تئاتری نه تنها انسجام دخترانه بلکه انسجام در نوشتار متن ، فراز و فرود های اندازه ، بازی های بی ادعا از جنس دبیرستان ، تلخی یک مدیر با گره داستانی پررنگ ، شیطنت های مدرسه ای در عین حال مدیریت بحران در لحظه هممممه و همه مدیون تمرین و ممارست و کارگردانی خوبه ... دیدن ادامه » تبریک به این تیم موفق
۲۳ آبان
نمایش کد ۱۳ باعث شد برای اولین بار دلم برای مدرسه تنگ بشه! شوخی ها و صمیمیت ها بسیار واقعی بود و به نظر میرسید که از روابط نزدیک بازیگرها ریشه گرفته .همین طور صحنه دادگاه بهترین و جالب ترین قسمت نمایش بود.
۰۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید