تیوال امیر امیری | دیوار
S3 : 11:23:16
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تمامیِ رهبرانِ معنوی ملت‌ها به عوامل دیوانگی و شهادت متوسل می‌شدند
و با تغییر آداب و رسوم جامعه روند راکد آن را متحوّل می‌کردند.
فریدریش نیچه، سپیده‌دم، کتاب اول، گفتار ۱۸
جهان، عاطفه گندم آبادی و عمو فرهاد قصه ها این را خواندند
بامداد، پیرزاد و خواب نما این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد کردن ،در جامعه و فرهنگی که میزان نقد پذیری پایینی دارد و شنیدن انتقاد با بازخوردهای منفی روبرو میشود قطعا کاری بس دشوار است ..در این نمایشنامه نقد جامعه شعاری و دیکتاتوری وکمی وابسته به مذهب به خوبی انجام شد که خیلی شبیه شرایط امروز ماست و البته همانطور که دوستان گفتن با طنزی جسورانه و کمی گستاخانه سعی در لطافت انتقادها داشت .نقد نماد و آدمهای مذهبی که کاری نشدنی بنظر میرسد در این نمایشنامه انجام شد و چه خوب . نقش تبلیغات و دروغهای رسانه ای رادر جهان امروز، زیبا بیان کرد .هرچند شاید کمی خطوط قرمز شوخی های جنسی رو رد کرده باشد . بنظرم یک جاهایی میتوانست متن قویتری داشته باشه.ولی بازی خوب بازیگران این نقطه ضعف رو پوشانده بود..در آخر نمایش صحبتهای کارگردان و تقدیم نمایش به بیماران سرطانی که در بین تماشاچیان بودند تاثیرگزار و قابل توجه بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به طور کلی زیبا بود و تاثیرگزار نورپردازی و صحنه آرایی زیبای داشت ولی مشکل همیشگی که دوستان هم گفتند دیر شروع شدن و دیر آمدن مردم بود و حرکات در طول اجرا.اوردن بچه نوزاد هم که نوبر بود !!!.نمی دونم برنامه ای که قراره9 آغاز بشه چطور مردم ساعت 9 و نیم وارد جایگاه میشن .از بی فرهنگی گذشته متاسفانه بی بیشعوری رسیده .اگه یکبار برخورد درستی در مورد مدیریت زمان انجام بشه .دیگه کسی این حقه و به خودش نمیده که دیگران رو از نظر زمانی متضرر کنه.
ولی بی نظیربود با صداو بازی همای و حکایت جذاب شبلی و رقص سماع گونه بازیگران .فضای باز و صدای جیرجیرکها هم کلی حس خوب ایجاد کرده بود .فضایی پر از انرژی و اجرایی که تقدیم شده بود به استاد شهرام ناظری
سعد آباد متاسفانه همیشه بی برنامه ست.
جالبه که همیشه نوزاد هم بین تماشاگران یافت میشه :) حالا که هوا خوبه ، یه بار زمستون بود ما برای زنده موندن چسبیده بودیم به هم ( تا این حد سرد بود).اون وقت ملت خوشحال خوشحال نوزاد آورده بودن، طفلی صدای گریه ش شده بود بک ... دیدن ادامه » وکال کنسرت . آخه یکی نیست بگه والدین گرامی به ما و خودت رحم نمی کنی ، حداقل به اون طفل معصوم رحم کن. نمیدونم ... شاید میارنش که وقتی بزرگ شد نگه از نظر فرهنگی برا من کم گذاشتین :)))))
۰۳ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می دانید آتشی که زیر خاکستر می ماند چه دوام و ثباتی دارد ؟
عشق پنهانی ، عشقی که انسان جرات نمی کند هرگز با هیچکس درباره آن گفت و گو کند ، به زبان بیاورد ،
به هر دلیلی که بخواهید - از لحاظ قیود اجتماعی ، از نظر طبقاتی ، به سبب اینکه معشوق ادراک نمی کند
و به هر علت دیگری آن عشق است که درون آدم را می خورد و می سوزاند
و آخرش مانند نقره گذاخته شفاف و صیقلی می شود .
چشم هایش, بزرگ علوی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از دلایلی که چرا داستان برای بشر ضروری است این است که داستان بسیارزی از نیازهای خودآگاه و ناخودآگاه را برآورده می‌سازد. اگر داستان فقط روی ذهن خودآگاه تاثیر داشت، اهمیتی مانند ارزش کتاب‌های تشریحی داشت. اما اهمیت دیگر داستان این است که روی ضمیر ناخودآگاه نیز تاثیر می‌گذارد.

– چگونه کتاب بخوانیم اثر مارتیمر جی. آدلر و چارلز لینکلن ون دورن
محمد لهاک این را خواند
قاصدک و پیرزاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پُک زدن به سیگار هیچ معنایی ندارد الّا نوعی لجاجت با خود،
و حتی لجاجت در تداوم ِ نوعی عادت.
عجیب ترین خوی ِ آدمی این است که می داند
فعلی بد و آسیب رسان است، اما آن را انجام می دهد و به کرات هم.
هر آدمی ، دانسته و ندانسته،
به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر می برد،
و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود ِ آدمی
نسبت به خودش نیست.***



سلوک
محمود دولت آبادی
این روزها در نبودت

تنهایی هایم را پک می زنم

تا ریه هایم زندگی را کم بیاورند،

نمی دانی که

شرعی ترین خودکشی دنیا هم

برای ... دیدن ادامه » خودش چه عالمی دارد.

#مجتبی
۱۲ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

پیرمرد جواب داد: من هم باید ترک کنم.
من هر روز فقط دو نخ سیگار می‌کشم
برای همین نباید زیاد سخت باشد.
اما می‌دانی ..
رفتن به مغازه برای سیگار خریدن و آمدن به اینجا برای سیگار کشیدن،
خودش کمک می‌کند وقت بگذرد،
من را به تحرک وامی‌دارد و نمی‌گذارد زیاد فکر کنم.
گفتم: یعنی می‌گویید برای سلامتی‌تان سیگار می‌کشید؟
پیرمرد با نگاهی جدی گفت:
"دقیقا "

کتاب : کجا ممکن است پیدایش کنم
هاروکی_موراکامی
کاوه علیزاده، قاصدک، عباس الهی و پیرزاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک شب تو آخرین شبهای سال، تو شلوغ پلوغی نزدیک به سال جدید که داری همه کارهاتو پشت سرهم انجام میدی که چیزی جا نمونه و وقت اضافه هم نداری یکی بهت زنگ میزنه میگه بیا چهار راه ولیعصر طلب ۶ ماهه پیشت و بگیر و توبا کلی ذوق خداروشکر میکنی که پول بخشی ازخریدهای شب عید جور شد .برنامه هاتو جور میکنی و سر وقت میری اما اون که باید بیاد نمیاد وبه جاش یک دوست و که چندین سال ازش خبر نداری و میبینی و چاق سلامتی و گپ که میگه عجله دارم آخه بلیط تئاتر دارم و دیرم میشه و میگه از شانست دو تا بلیط دارم و نفر دوم نیومده تو بیا بریم و بی هیچ مخالفتی پاشنه ها رو ور میکشی و میری و تازه دم سالن متوجه میشی بلیط برای بنگاه تئاترال هست .میشینی رو صندلی و فقط میبینی و میشنوی .بازیِ خوب امید زندگانی حرکات موزون و شادی آورمجید مظفری چهره کمتر دیده شده توی این سالهای محمودبصیری طنازی های ... دیدن ادامه » و حرفهای بالای ۱۶ سال میرطاهر مظلومی و حرکات زیبای فرزانه کابلی و سیاه بازی های خنده دار مبارک و درآخر چهره بشاش و پیر هادی مرزبان بهت حس خوشایندی میده هرچند یک جاهایی نمایش افت میکنه و صدای موسیقی بلنده و برخی شوخیهای بی نمک یکخورده تو ذوق میزنه ولی شوخیهای آپدیت شده مثل استعفای شهردار تهران که برای امروز بوده جبرانش میکنه و این اتفاقها دست بدست هم میده که اصلا یادت بره تووامروز اومده بودی طلبت و بگیری .مرسی دوستان بابت نمایش خوبتان و حس و انرژی نیکتان
عاطفه گندم آبادی، مصطفی گنجی، امیر و هیچکس این را خواندند
نسیبه متاجی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه، افراد ساکت را دوست داشته ام.
هیچگاه نمیفهمی که در حال رقصیدن در رویای خود هستند
یا دارند سنگینی بار هستی را به دوش میکشند.

جان_گرین
بخت_پریشان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دارم به آخرین پیام‌تان فکر می‌کنم
پیام‌های سوختۀ ناتمام
که مثل این سفر
هیچ‌وقت به مقصد نرسید

به اینکه «نگرانم نبا...»
به اینکه «از دور می‌بو...»
به اینکه «تو هم مراقب خو...»

دارم به انگشت‌های کسی فکر می‌کنم
که برایت نوشته بود
«رسیدی زنگ بزن عزیزم»

به باقیماندۀ شیشۀ عطرت روی میز
به پیراهنِ تازه‌ات
به ... دیدن ادامه » اینکه مرا ببخش مادر
اگر این‌بار به‌جای سوغاتی
خاکسترم را برایت هدیه می‌آورم

داوود سوران
پریسا فرد این را خواند
مرتضی کلانی، اعظم م، مارال عظیمی، رها . و مجتبی مهدی زاده این را دوست دارند
:(
۲۹ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

‍ علت اینکه دنیا در حال حاضر به چنین وضع اسفناکی افتاده این است که همه کارشان را نیمه کاره انجام می دهند؛ افکارشان را نیمه کاره بیان می کنند و گناهکار بودن یا پرهیزگار بودنشان هم نیمه کاره است. ای بابا! تا آخر برو و محکم بکوب و نترس، موفق خواهی شد. خداوند از نیمه شیطان بسیار بیش از شیطان تمام عیار نفرت دارد..

زوربای یونانی
نیکوس کازانتزاکیس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ وقت یکی را با همه ی ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺵ!
ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧـﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕـﻪ ﺩﺍﺭ
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ هیچکس ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ.

هاراکی_موراکامی
کافکا_در_کرانه
نیما تابان این را خواند
مریم زارعی، زهره مقدم و رها . این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بالاخره طلسم شکسته شد و موفق به دیدار این اثر شدم .بنظرم بی نظیر بود و قابل ستایش .جسورانه با فکر و هدف دار. با اینکه گاهی اوقات متن از روال خارج‌میشد اما ریتم خوب و مستمر و پر هیجانی داشت با بازی فوق العاده همه عوامل که دست به دست هم داد تا اثری زیبا خلق شود همراه با انرژی های خوب و فراوان
همیشه وقتی به ایستگاه پاریس وارد می شوم، امیدوارم که کسی منتظرم باشد، احمقانه است اما باز هم من این امید ابلهانه را دارم.
این بار هم فرقی ندارد. پیش از آن که به سمت مترو از پله برقی پایین بیایم نگاهی به اطرافم می اندازم بلکه کسی آنجا منتظرم باشد...
و هربار که سوار پله برقی میشوم، حس میکنم کوله بارم از قبل سنگین تر است.

کاش کسی جایی منتظرم باشد...
این انتظار زیادی است؟

کاش_کسی_جایی_منتظرم_باشد
آنا_گاوالدا
مریم زارعی، مژگان عراقی و قاصدک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

عده‌ای یک عمر می‌خوانند ولی هرگز از متن فراتر نمی‌روند. آن‌ها به صفحه می‌چسبند و نمی‌دانند که کلمات، هم‌چون سنگ‌هایِ بسترِ رود‌خانه برایِ رفتن به آن طرفِ رودخانه هستند. برایِ ما مهم رفتن به آن طرفِ رودخانه است.

ژوزه ساراماگو/دخمه
عمو فرهاد قصه ها این را خواند
Ali، مریم زارعی و نیما تابان این را دوست دارند
یاد زوربا افتادم که به نویسنده کتاب میگفت "کرم کتاب". میگفت شما میترسید آنچه مینویسید در دنیای واقعی تجربه کنید، برای همین به نوشتن بسنده میکنید.
۱۹ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
-هیچ وقت عاشق بوده‌ای ستّار؟
+عاشق زیاد دیده‌ام.
-راه و طریقش چه جور است عشق؟
+من که نرفته‌ام برادر!
-آن‌ها که رفته‌اند چی؟ آن‌ها چی می‌گویند؟
+آن‌ها که تا به آخر رفته‌اند وانگشته‌اند تا چیزی بتوانند بگویند!

کتاب : کلیدر
#محمود_دولت_آبادی
برف ها آمدند و
جا خشک کردن کنار پیاده رو ها
ماندند و یخ زدن
و شاید یخ زدن و ماندند
آنها نمیروند تا آب شوند

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من رویای این را در سر می پرواندم که مرد کاملی باشم مردی که می خواهد دیگران را وادارد که
او را چه از جهت شخص خودش و چه از جهت حرفه اش محترم بدارند….
خلاصه میخواستم در همه چیز تسلط داشته باشم… ولی بعد از آنکه در ملا عام سیلی خوردم و عکس العملی نشان ندادم دیگر برایم امکان نداشت که
این تصویر زیبا را از خودم در ذهن بپرورم
سقوط - آلبر کامو
مریم زارعی، هیچکس و بامداد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این دنیای کوچک و هفت میلیارد آدم !
ینی تو باور میکنی ؟
شمرده ای ؟
کی شمرده است ؟
جز سیاست مدارها دیدی کسی آدم بشمرد؟
باور نکن نارنجی!
باور نکن سبز آبی کبود من !
باور کن همه دنیا فقط تویی و برخی دوستان !
بقیه تکراری اند !
"عباس معروفی "
هیچکس این را خواند
مریم زارعی و نادیا اسکویی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید