تیوال | دیوار
T1 : 23:47:36
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

عرض ادب
من ی بلیط ردیف اول صندلی 5 برای فردا پنجشنبه 8 تیر دارم و متاسفانه نمیرسم برم ببینم و لذت ببرم.
هر عزیزی خواست پیام بده یا تماس بگیره برای هماهنگی
09109789086
09351051840
۸ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ترکیب بدن‌های واقعی و سایه‌ی بدن‌ها. تصویر بدن واقعی بر پس‌زمینه‌ی انعکاس بدن. ترکیب تصویر لحضه‌ی اکنون با تصویر ضبط شده. انعکاس تهمت ناروا/جسارت عشق بر پهنه‌ی سرنوشت امروز و فردای سوژه‌ی قربانی شده.
احضار متهم و شاهد دیروز، روح قربانی و وجدان شاهد امروز در میانه‌ی تماشاگران و صحنه. پیچش خط زمان در میان رفت و آمد لحظه‌ها
حضور قدرت درونی شده بر روابط انسان‌ها. اعمال قدرت گفتمان غالب. اعمال خشونت با سلسله مراتب بدن‌ها. و دیدن صحنه از چشم قربانی در پای قربانگاه. بر لبه‌ی صحنه.
دیوار مابین صحنه و صندلی فروریخته و پرده‌ی سینما و تئاتر هم.
و جهنم واقعی.
.
جان فورد می‌گوید:« جهنم واقعی جاییست که هر کس برای خود دلیلی داشته باشد!»
.
تئاتر در خور تحسین شنیدن با جلوه‌های ویژه‌ی عالی. روزهای آخر اجراست. از دست ندهید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت این نمایش با تخفیف دانشجویی ۶۰% فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدتها بود که فیلم تئاتر "گلن گری گلن راس" به کارگردانی پارسا پیروزفر رو خریده بودم ولی به دلایل مختلف فرصت تماشای اون پیش نیومده بود تا بالاخره تماشای نمایش ماجرای مترانپاژ به کارگردانی محمد حسن معجونی و کیفور شدن از بازی بی بدیل رضا بهبودی عزیز بهانه ی خوبی شد برای تماشای این نمایش و لذت مضاعف از یکه تازی استاد این بار در نقش شلی لِوان فروشنده سابقاً موفق املاک ..
نگاه منتقدانه دیوید ممت به نظام سرمایه داری دهه هشتاد امریکا و آسیب های اون به روابط انسانی و همینطور بازتاب تاثیر عمیق فضای ملتهب و کمونیستی حاکم بر جامعه روسیه در نمایشنامه الکساندر وامپیلوف (که همچون ممت نقشی انقلابی در تاریخ ادبیات کشور خودش داره)، هر دو تصویرگر تأثیر و نقش جامعه در شکل گیری و تغییر شخصیت افراد هستند، مبحثی کلیدی که تاریخ مصرف نداره و پرداختن به اون در هر ... دیدن ادامه » زمان و مکان میتونه بسیار مغتنم و راه گشا باشه.
تماشای هر دو نمایش رو به دوستانی که هنوز موفق به این کار نشده اند، اکیداً پیشنهاد می کنم.
محمدرضا دانش این را خواند
این فیلم تئاتر ها برای امثال من که بسیاری اجراهای خوب گذشته رو ندیده اند یا دوست دارند بعضی اجراها رو مجدد ببینند اتفاق بسیار خوبیست .
به نظرم تئاتر امروز ما در کنار لیست چند ده نفره ی بازیگران خوب ، دو چهره ویژه و بزرگ در بازیگری دارد که هر موقع روی صحنه ... دیدن ادامه » می روند ، صحنه را مال خود می کنند و تماشاگر را حیرت زده ؛ یکی همین آقای بهبودی عزیز و دیگری پیام دهکردی نازنین که صد حیف و افسوس که بیشتر از دو سال است که کاری از ایشان چه در مقام کارگردان و چه بازیگر ندیده ایم .
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال عزیز لطفا امکان این رو فراهم کنید که نمایشهایی که دانشجویان امکان این رو دارن که از تخفیف دانشجویی استفاده کنن فقط مجبور نباشن حضوری خرید کنن تا تخفیف بگیرن. میشه خریدشون رو از تیوال انجام بدن و قبل از اجرای نمایش به گیشه مراجعه کنن و با نشون دادن کارت دانشجویی مبلغ تخفیف رو باز پس بگیرن.خواهشا اینکار رو عملی کنید. ممنون از لطفتون
درود بر شما
این پیشنهاد همیشگی ما به گروه‌ها محترم اجرایی می باشد، در مورد این نمایش نیز همین مسئله پیشنهاد شده است که خرید دانشجویی بتواند از طریق کد در تیوال انجام شود، منتظر نظر گروه محترم اجرایی می باشیم.
با سپاس
۸ ساعت پیش
درود بر شما
مترانپاژ شنبه ها اجرا نخواهد داشت، احتمالا تمدید این نمایش وجود دارد.
با سپاس
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
چرا بازه زمانی اجرا یک هفته کم شد؟ روز 10 تیر آخرین اجراست یا تمدید میشه این نمایش؟ لطفا در این خصوص اطلاع رسانی بفرمایید. متشکرم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک اثر بسیار عالی و تاثیر کذار با بازیهای بسیار روان و باورکردنی در کنار موسیقی مناسب و عالی، همه چیز عالی بود، فقط امیدوارم مسئولان سالن فکری برای هوای سالن بکنند که هم هنرمندان و هم مردم راحتتر باشند.
به امید کارهای درخشان بعدی همه هنرمندان تئاتر آندورا
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به بهانه اجرای نمایش به طرز غریبی

کلاس های آزاد آموزش بازیگری آقای هنرپیشه...
کارگاه بیان و حرکت در تئاتر به سرپرستی خانم هنرپیشه...
تست بازیگری برای فیلم فلان به کارگردانی آقای کارگردان معروف...
امروز شاید برای خیلی از افراد جوان حضور در یکی از موارد بالا به آرزو و دغدغه اصلی تبدیل شده باشد.
آوا فیاض در اولین تجربه کارگردانی تئاتر به سراغ یکی از آرزوهای پرطرفدار نسل جوان یعنی بازیگر شدن رفته که این روزها کم کم به یک آسیب اجتماعی تبدیل شده است.
نمایش به طرزغریبی یک روایت مستند داستانی است که توسط شهاب مهربان و سپهر زمانی نوشته شده است و این پرسش را مطرح می کند که همه ساله چند نفر از نسل های مختلف برای تحقق آرزوی بازیگر شدن زندگی خود را قربانی می کنند و آیا بعد از پشت سر گذاشتن تمامی مشکلاتی که با آن مواجه می شوند به مدینه فاضله ای که در ذهن خود ... دیدن ادامه » مسجم می کردند رسیده اند؟
نمایش شامل پنج مونولوگ و یک داستان مدرن از تمرین تئاتر یک گروه جوان برای اجرا است.روایت پنج انسان که هر کدام به نوبه خود برای بازیگری بهای گزافی داده اند و با مشکلات زیادی مواجه شده اند و هنوز نیز به آینده ای روشن در این مسیر امیدوارند. اینکه هر کدام از این پنج نفر از کجا و چگونه وارد این عرصه شده اند و چه مشکلاتی را از سرگذرانده اند در قالب مونولوگ ها برای مخاطب روایت می شود.
بازیگران این نمایش با همان نام های اصلی خود بازی می کنند تا هر دو نمود بیرونی و درونیشان باورپذیرتر باشد که این یکی از نکات مثبت این نمایش محسوب می شود. استفاده از بازیگران جوان و ناشناخته بهترین انتخاب برای روایت دغدغه های فیاض است که به خوبی با متن همخوانی دارد.
میزانسن های این نمایش بدون مرز است و حس صمیمیت بیشتری بین بازیگر و مخاطب ایجاد می کند. همچنین طراحی صحنه که شامل کفش ها و لباس های متنوع است که به صورت دایره وار با رنگ قرمز دور تا دور بازیگران قرار داده شده است در واقع ترسیمی از دنیای بازیگری با تنوع نقش ها و خصلت های مختلف است که انتخاب هوشمندانه ای به نظر می رسد.
در گذشته ورود به عرصه تئاتر و رفتن روی صحنه برای هر کسی ممکن نبود و چه بسا نیاز به تحصیلات آکادمیک به صورت تخصصی داشت و در صورت محقق شدن این امر پس از ممارست های فراوان ، صحنه برای بازیگر قداست داشت اما امروزه به لطف تعداد زیاد کلاس های آزاد بازیگری با هزینه های گزاف و همچنین سالن های خصوصی متعدد ، هر کس می تواند در هر شرایطی حداقل یک بار تجربه رفتن روی صحنه را بدست بیاورد. نسل جدید نیز با دیدن مسیر هموار و بدون شناخت کافی از این حرفه وارد تئاتر می شوند و در چنین شرایطی است که آسیب های روحی و شخصیتی مسیر زندگی جوانان را تغییر می دهد. این ها از مواردی است که دغدغه های کارگردان برای به صحنه بردن چنین اثری را مطرح می کند. آوا فیاض که قبلا تجارب زیادی در زمینه دستیاری کارگردان و روابط عمومی و تبلیغات داشته کاملا با افرادی که آرزوی بازیگر شدن را در سر دارند آشناست و به همین دلیل به خوبی از پس روایت دغدغه آنها بر آمده است.
چه خوب است کسانی که سودای بازیگر شدن را در سر می پرورانند و تنها از بیرون به دیدن این دنیای پر زرق و برق رفته اند، با دنیای درونی و شاید بی رحم این حرفه نیز آشنا شوند تا با دقت و اطلاعات بیشتری دست به انتخاب بزنند.
این نمایش هر روز ساعت 18 در پلاتو اجرای مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه می رود. تجربه اش کنید.
خیلى ممنون از یادداشت خوبتون
۱۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب بالاخره تونستم مترانپاژ رو ببینم. به نظرم خیلی خوب بود. ازون کارهای ساده که از سادگی زیاد و جذابیت تا عمر داری یادت نمیره و بازهم این رضا جان بهبودی که هرچی ازه ش بگی کم گفتی
شکوه حدادی ، ماهرخ و Unforgiven(Farhad) این را دوست دارند
میشه بفرمایید صندلی های گوشه هم دید خوبی به اجرا دارند یا خیر..سپاس
۱۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان. من عده ای مهمون تاتر اولی دارم که تعطیلات تهران هستند و مشتاق دیدن یک تاتر خوب(محرومیتی که متاسفانه خیلی از دوستانی که تهران نیستن دارند)بنظرتون این روزها کدوم تاتر بهتره ببرمشون؟ من خودم به شنیدن، در میان ابرها و پالت و مترانپاژ فکر کردم. االبته فک میکنم پالت شاید برا تاتر اولی ها بهتر باشه. میشه راهنمایی بفرماید.
منم فکر میکنم برای تاتر اولی ها پالت بهترین گزینست
۱۱ ساعت پیش
آقای ابراهیم عزیز
به نظرم همه جای سالن دید خوبی داره حتی اون باکس بی . ردیف های کناری باکس اصلی هم دیدش خوبه منتها برای اون ها ردیف های پایین تر بهتره
۶ ساعت پیش
پیشنهاد آقای ابراهیم درباره سیستم گرون هلم هم بسیار مناسب برای تماشای تئاتر اولی ها هست ، داستان درگیر کننده و فضای بامزه ای دارد و پایان غافلگیر کننده و تکان دهنده ای هم دارد .
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری عزیز این کار شنبه ۱۰ تیر هم اجرا میره؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کفش شماره 41‬‎


آرش عباسی در جدیدترین اثر خود یعنی آنا کارنینا شکل دیگری از به بازی گرفتن دیگران را روی صحنه نمایان کرده است. اینبار بر خلاف نمایش "نویسنده مرده است" این حس نامیرایی از یک نویسنده به بازیگر نقش آنا کارنینای رمان تولستوی منتقل شده است. بازیگری که شاید ادامه زنده بودن خود را در آنا کارنینا بودن و همذات پنداری با او می یابد و حیات خود را بدون در قالب نقش فرو رفتن، شبه وار تلقی میکند. در این نمایش، تماشاگر شاهد نمایش در نمایشی است که به مرور متوجه میشود تماشای یک برنامه زنده تلویزیونی پیشتر تبدیل به صحنه زورآزمایی از طرف اجرا گران آن شده است که سعی در نبش قبر گورستان خاطرات دارند. برای کیت که خود همچون مردار گذشت ها میماند این یادبود ها همچنان زنده است و برای وودی که موجودیت خود را در چیره یابی بر آینده دست یافتنی در پانصدمین ... دیدن ادامه » برنامه تلویزیونی پیدا میکند، جائی از تاریخ گم شده است.
کتی با بازی چشم نواز معصومه رحمانی میخواهد نه تنها وودی که میلیون ها بیننده ی تلویزیونی واقعیت لحظه او را باور کنند و به نوعی به پرسوناژ آنا کارنینا تبدیل میشود. او دیگر نه کتی و نه یک بازیگر برنده جایزه بفتا، بلکه آنا کارنینای مدرنی است که این دیگری شدن را در گرو روح کشی ایی میداند که بمانند خودکشی آنا کارنینا، لاشه های جسم بی روح خود زیر چرخ های قطارهای کشف میکند. اما برای وودی ( با بازی بهنام شرفی ) به عنوان مجری این برنامه تلویزیونی قضیه این دیگری بودن به شکل فاصله گذاری خود آگاهانه از خود واقعی بودن است. این خود نبودن کارکترها تبدیل به افشای واقعیت با هم بودن این شخصیت ها وقتی در کنار هم در استودیو هستند میشود. آدم و حواهایی که مبدل به آدم و حواهای دیگر و غریبه ای شدند.
آرش عباسی با یک باز آفرینی و الهام گیری از آنا کارنینا، این رمان تولستوی را تبدیل به اسم رمان دیگری از همین نویسنده میکند؛ یعنی جنگ و صلح! جنگ و صلحی که از زائیده شدن هم آغوشی عشق و نفرت آنا کارنیا و ورانسکی پا به عرصه یک برنامه تلویزیونی گذاشته است. در این ماراتن تماشاگر بازی خوردن های متقابل و مقابله به مثل را از گذشته تا به حال می بیند بی هیچ آینده ای. کتی که زندگی سابق بر اینش بوسیله وودی کارگردانی شده بود، اینبار صحنه ی نمایشی را با بازی گرفتن از وودی و پایان بندی مورد دلخواه خودش کارگردانی میکند.
طراحی صحنه در راستای فضای سازی نمایش، به گونه ای است که میخواهد تعادل و توزان این زوجی که زوج نمیشوند را بر هم بزنند. کاناپه دو نفره ای که هیچگاه نمیتواند با خلق فضای دراماتیک و متعاقبا عاطفی، کتی و وودی را با هم آشتی دهد و کنار هم بنشاند و هر چند که حوداث نمایش در تک مکان استودیو رخ میدهد، از منظر ذهنی تماشاگر را هم به باغ آشنایی وودی و کتی میبرد و هم به ایستگاه قطار آنا کارنینا. این فضای دیداری که بین مهمان برنامه و مجری ترسیم شده است، بعد از مدتی جای پرسنده و پاسخ ده را عوض میکند. یک جابجایی میزانسیک که موجبات شناخت نقش جدید در زندگی دیگری را برای هر یک فراهم میکند، برای وودی در قالب خویشتن درونی و برای کتی به پیکر خویشتن بیرونی در می آید. این جدال پرسش و پاسخ های نافرجام تبدیل به یک بازی محاوره ای منطقی و فاقد حس بین قهرمان و ضد قهرمان در یک بازی نه چندان خنده دار استند آپ تراژیک میشود و هر دو خسته و آشفته از این دیالوگ بیروح عاشقانه، به مونولوگ جادویی اعتراف و انتقام روی می آورند. پرسه در نامه های عاشقانه دالی، دوره گردی در مسکو و پترزبورگ، غرق شدن در پی نگاه عاشقانه ای، حضور در مجلس رقص و دریوزگی عاشق شماره کفش یک زن شدن، همه و همه باعث میشود که نقش ها ندانند کیستند و چه نقشی را در لحظه باید برای هم بازی کنند. وانمود به آن چیزی به غیر از خود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش رئال مستند دیدنی
دیشب شاهد اجرای بسیار خوب این نمایش بودم. نمایشی که به طرز غریبی واقعیه
درهم تنیدن واقعیت و نمایش با الهام از واقعیت های موجود در میان عاشقان بازیگری ، به همراه تمام سختی ها و مشقات بازیگران با دیالوگ های روان ، واقعی و بازیهای تاثیر پذیر بازیگران از این نمایش یه کار خیلی خوب ساخته
استفاده از یک فضای کاملا ساده با نشانه هایی از عاشقان بازیگری که هر کدام وسیله ای را به دلیل بخشی از خاطرات تلخشون از بازیگری برجا گذاشتن ، به فضای رئال مستند کار کمک کرده
در مجموع تماشاگر بدون احساس خستگی یا گذشت زمان یه کار خوب با ریتم مناسب و تعلیق های به جا رو میبینه
شاید تنها ضعف نمایش به نظر من پایان باز ماجرا ( به سبک اصغر فرهادی !!! ) نمایشه که شاید تماشاچی عام رو با سوال و بدون پاسخ از روال کلی داستان به بیرون حمایت کنه
کارگردانی اول ... دیدن ادامه » خانم فیاض نشون داد ایشون تجربه سالها همکاری با گروه های تئاتر رو در کار استفاده کردن و در نتیجه کرگردانی ایشون بیشتر از یه کار اوله
امیدوارم شاهد کارهای بیشتر ایشون و گروه بازیگران هنرمندشون باشیم
دیدن این کار رو در فرصت باقیمانده ( 9 روز ) به سایر دوستان توصیه می کنم
آوا فیاض این را دوست دارد
دوست عزیز سپاس از لطف و مهربونى شما.
۱۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسال این فیلم تاتر خوب رو دیدم ولی کیفیت صدا واقعا پایین بود. قابل درک هست که فیلم ها قدیمی هستن و قطعا دوستان تلاش کردن که با بهترین کیفیت ممکن این فیلم رو نمایش بدن. امیدوارم این نمایش با کیفیت بهتری نسبت به قبل انجام بشه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش روال عادی را دیدم. نمایشی که لحظه به لحظه آن انسان را مجذوب می کرد. روایت بازپرسی است که خود به استنطاق گرفته می شود. شاید اگر بگوییم دکتر محمد رضا خاکی در اوج اندیشمندان تیاتر ایران است گزاف نگفته باشیم این محقق و استاد دانشگاه و درس خوانده دانشگاه سوربون فرانسه، عمدتا بنیان تیاتر های روز جهان را در ایران گذاشته است اما شاید به دلیل کم لطفی بسیاری از رسانه ها آنگونه که باید و شاید ستایش نشده است. اما انتخاب این متن و استفاده از بازیگرانی همچون دکتر مسعود دلخواه و کورش سلیمانی این اثر را به نمایشی شاخص بدل کرده است. شاید زمانی که ترجمه متن فرانسوی پیشین او تاثیر ویژه ای بر نویسندگان ایران همچون محمد یعقوبی و نمایش خشکسالی و دروغ داشت هیچ کس از دکتر محمد رضا خاکی یادی نکرد و شاید آثار دست اول این استاد دانشگاه به اندازه آثار دست دومی که در ... دیدن ادامه » آینده تحت تاثیر آثار وی به اجرا در خواهند آمد به استقبال رسانه ها در نیاید اما دانشگاهیان و مخاطبان اصلی تیاتر آثار این استاد برجسته تیاتر را دنبال می کنند. تیاتر روال عادی جدالی غیرعادی و پاره ای مواقع فلسفی است که در آن قدرت به شیوه ای نرم جا به جا می شود انسان در خود فرو رفته ای که دکتر مسعود دلخواه آن را به نمایش گذاشته است نرم نرمک با همان پزیشن و استایل قدرت را در دست می گیرد. آنچه در نمایش به چشم می خورد نشان از شخصیتی استوار دارد که ظاهراً در موضع ضعف است اما رفته رفته کاراکتر با تکیه بر اعتماد به نفسی که دارد قدرت خویش را بر دیگری غلبه می کند. که عملا بازیگری با تجربه همچون دکتر مسعود دلخواه این کاراکتر را به خوبی به نمایش گذاشته است. در دنیایی که ارتباطات و اطلاعات در لحظه ای و عانی جا به جا می شوند موضوع پیچیده ای اتفاق می افتد که عملا آیا اعتراف علیه خود باعث قدرت گرفتن فرد می شود و یا ضعیف شدن آن؟ که نگارنده متن "ژان کلود کریر" با زیرکی خیره کننده ای این مساله را به کنشی نمایشی بدل کرده است. و قدرت کلام و محتوای دیالوگ ها انسان را به فکری عمیق وادار می کند. نوع نگاه کارگردان و انتخاب ویژه ی این متن در این دوره نیز نشان دهنده آگاهی و زمان شناسی کارگردان است که در دوره وضعیت محور عصر ارتباطات این اثر را برای مردم ایران عزیزمان پرورش داده است. این نمایش هر شب ساعت بیست و یک در سالن استاد سمندریان تماشا خانه ایران شهر به اجرا در می آید که همه را دیدن آن فرا می خوانم


حنیف سلطانی سروستانی
مهدی حسین مردی و نیلوفر ثانی این را خواندند
رضا تهوری و farhad riazi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"روال غیرعادی !!"
—------------------------------------— (بخ یکم)
امشب نمایش "روال عادی" را یک بار دیگر پس از 6 سال دیدم. متن زیبای نمایش اثر "ژان کلود کریر" است که نمایشنامه ها و فیلمنامه هایی برجسته دارد و یک چهره ی بزرگ و شناخته شده ی اندیشمند در دنیای سینما و تئاتر به شمار می آید. مترجمش آقای اصغر نوری مترجم خوب و پرکارمان است که شماری ترجمه در زمینه ی تئاتر دارد و خدمتی شایسته از این طریق به تئاتر میهنمان کرده و می کند و این ترجمه اش همچون دیگر کارهایش حاکی از شناخت وی از صحنه و منطق صحنه، و نیز آشناییش با تئاتر جهان و تحولات آن است. کارگردان نمایش آقای دکتر محمدرضا خاکی استاد دانشگاه در رشته ی تئاتر است که خود نیز ترجمه های خوبی در این زمینه دارد. دو بازیگر نمایش نیز عبارتند از :
1 - آقای دکتر مسعود دلخواه استاد دانشگاه در زمینه ی تئاتر، از بهترین ... دیدن ادامه » و نوآورترین کارگردانان تئاتر ما بویژه در دو دهه ی اخیر _ پس از اتمام تحصیلات و بازگشتش به ایران _ که آثارش همواره دارای ویژگی های بسیار درخور تأمل و اندیشمندانه است، و در بازیگری نیز دارای شناخت دقیقی از متد های بازیگری ست و از معدود بازیگرانی به شمار می آید که شیوه ی مشهور به "متد اکتینگ" را به درستی و به دور از کج فهمی های رایج از آن در کشورمان (که عللش به برخی مسائل خاص تاریخی و دسته کشی های سیاسی خاص در دهه های 30 و 40 بازمی گردد که جای بحثشان اینجا نیست، اما همان علل سبب شدند تا پوسته ای از "متد اکتینگ" باقی بماند و بخشی قابل توجه از تئاتر و شماری از مستعدترین بازیگران به هرز بروند) ادراک کرده و به کار می بندد چنان که در تفهیم و القاء شکل درست و هنجارمند همین متد به بازیگران نمایش های خود هم تاکنون موفق عمل کرده است. و مهم این که کار دکتر دلخواه در بازیگری و کارگردانی مؤید این نظر است که ایشان به شاخه ها و شعب و تحولات متداکتینگ نیز اشراف دارد و از آن یک بتکده نساخته و به تقدیس و تعصب در باره ی آن دچار نیامده است (چیزی که این متد باز و گسترده و متوسّع را چنان محدود و بی خلاقیت می سازد که به یک "ضدّ متد" تبدیل می شود، آنگونه که در دهه های مورد اشاره، شد، و آسیبش را به تئاترمان رساند).
2 - آقای کورش سلیمانی بازیگر تئاتر و تصویر که معمولاً از او بازی های تصویری به دور از اداهای رایج آغشته به شارلاتانیزم دیده ایم و در حضورهایش بر صحنه، او را واقف به تفاوت های ویژه ی بازی تئاتری و بازی سینمایی یافته ایم؛ بازیگری با شخصیت و متین که بازی ش بر صحنه نشان از تلاشگری و اندیشه ورزی در راستای تحلیل درست و ایفای دقیق نقش دارد و نه اتکا به تیپ و فیزیک مقبول خود و نامی که کمابیش در دنیای تصویر دارد. سلیمانی به درستی دریافته است که تئاتری بودن برای یک بازیگر تصویر اعتبار می آورد، نه که تصویری بودن _ آن هم با کارهای تصویری نازل تلویزیون و بخش فراگیرتر سینمای ما ! _ برای بازیگر تئاتر.
کارگردانی اثر دقیق و هشیارانه است. از یک اتفاق اداری بظاهر ساکن که همه اش به گفتگو در یک اتاق اداری آن هم ضرورتاً در حالت نشسته می گذرد، تنها با دریافت پتانسیل درونی اتفاق، و یافتن و عرضه ی تمپوی صحیحی که آن پتانسیل فراهم می آورد و تلفیق دقیق آن تمپو ی درونی با تمپوی برونی، و نیز با استخراج دقیق نیروی پویشیِ حرکت زا و ظرفیت های دراماتیک دیالوگ ها در راستای ایجاد دقیق ترین و ظریف ترین حس ها و بصری کردن اثر با اتکا به ریزترین حرکات و حالات چهره و اندام بازیگران، می توان نمایشی دیدنی را بر صحنه عرضه نمود؛ و کارگردان نمایش "روال عادی " در اجرایش وقوف خویش را به اینگونه موارد بخوبی نشان می دهد. در نمایشی که موقعیت و شخصیت ها (رئیس و مرئوسی امنیتی، در موقعیتی شبیه به بازجویی) اجازه ی حتی یک حرکت اضافه را به بازیگران نمی دهد و میزانسن و هندسه ی حرکتی نیز به دلیل وجود همین موقعیت و شخصیت ها بسیار محدود، و منحصر به چند حرکت آرام به اقتضای مقطعی خاص در محدوده ی میز اداری ست، و رویداد نمایش نیز اجازه ی حتی یک تغییر نور یا لباس یا ... را نمی دهد، کار بازیگران نیز بسیار دشوار است و باید تمام داشته ها و تجربه هایشان را در چنین تنگنایی تنها با بروز حالات و بهره گیری بسیار ظریف از میمیک ارائه دهند.
در یک نگاه، نمایشنامه ی "روال عادی"، شخصیت محور است، یعنی بهترین نوع نمایشنامه. البته "موقعیت" و "رویداد" آن نیز آنقدر دقیق و درست و بجا و خوش تکنیک و ساختارمند و محکم پرداخت شده اند که به آسانی می توان آنرا "موقعیت محور" یا "رویداد محور" نیز دانست، چنان که بن مایه و موضوعیتش را نیز می توان در آنِ واحد سیاسی، اخلاقگرا، اجتماعی، و روانکاوانه، و ... نیز دانست؛ و اینهمه نشانگر قوّت و قدرت این اثر است و سبب ماندگار بودنش. اما از هر زاویه ی تکنیکی یا موضوعی که به این متن بنگریم، نقطه ی اتکای اجرای آن، همانا هنر بازیگری بازیگران آن است و می دانیم که بخشی از هنر بازیگری یک بازیگر به دانش و بینش و مهارت ها و نیروی تحلیل و اندیشه ورزیش پیرامون اثر و نقش ارتباط دارد، و بخشی نیز به چگونگی هدایت کارگردان _ که عبارت است از بهره یابی صحیح از آن دانش و بینش و مهارت ها و تجربیات و نیروی تحلیل بازیگر، و نظام بخشیدن به آن در راستای تفسیر و برداشت خود از متن، و صد البته همکاسه و همسو کردن تفسیر و برداشت خود و بازیگران، طی پروسه ی هم اندیشی _ .
در اجرای "روال عادی" آنچه به آن اشاره رفت به درستی اتفاق افتاده است : بازیگران از همه ی توان و تجربه و نیروی تحلیل و اندیشه و دانش خود بهره گرفته و نقطه ی اتکای محکمی برای نمایش و کارگردان آن شده اند؛ دیدگاه های کارگردان و بازیگران بخوبی هماهنگ شده اند؛ کارگردان به بازیگرانش اعتماد کرده ( که با داشتن بازیگری صاحب دانش و تکنیک و دیدگاه چون دکتر مسعود دلخواه و بازیگری اهل تلاش و دارای منش بازیگری چون کورش سلیمانی ، باید چنین می کرد) و بازیگران به اعتماد وی بخوبی پاسخ داده اند؛ رابطه ی دو بازیگر و همیاریشان با هم در چنین بازی های دشواری، رابطه ی کاری و تکنیکی صمیمانه و خوبی بوده است، این را از نوع بازی هماهنگشان، تبادل های دقیق حسی شان، ایجاد فضا و مجالشان برای عرضه ی حس و تکنیک همدیگر، و ریتم دقیق و تمرکز فوق العاده شان ، که باعث ارائه ی دو بازی جذاب کامل کننده ی یکدیگر شده است، می توان فهمید، باضافه ی این که : در گفتگوی کوتاهم با جناب دلخواه، هنگام گفتن خسته نباشید به ایشان،ضمن تحسین بازیشان گفتم "آقای سلیمانی هم خیلی خوب بودند" و دکتر بسیار شادمانه حرفم را تأیید کرده و گفتند "بله خیلی، واقعاً همینطوره، من باهاشون خیلی خیلی راحتم"؛ و یقین دارم اگر فرصت می شد و از آقای دکتر نزد آقای سلیمانی تعریف می کردم، ایشان هم به همین نحو استقبال و تأیید می کردند. در یک کلام : در کارگردانی این اثر (که از نخستین امتیازاتش باید به انتخاب بجا و بسیار مناسب متن _ و در حال حاضر با توجه به شرایط، انتخاب مجدد آن! _ و نیز انتخاب فیزیکی و حسی دقیق بازیگران اشاره کرد) آنقدر دقایق و ظرایف وجود دارد که کاندید کارگردانی برتر شدنش در جشنواره ی فجر 89 را بسیار عادلانه بدانیم و چنانچه مجدداً این نمایش بتواند در جشنواره ی فجر شرکت کند، به گمان نگارنده باز هم می تواند در ردیف کاندیداتورهای دریافت جایزه ی کارگردانی قرار گیرد.
به هر روی هر دو بازیگر را در ایفای نقش خود با همه ظرایف و دقایق آن، موفق و شایای تقدیر و تحسین می یابیم، و میان آندو، تبادل طیف وسیع رنگین و جذابی از فراز و فرودهای حسی و بیانی درست و بجا، مکث ها و سکوت های اندیشیده شده و بهنگام، نگاه های گویا، میمیک متنوع و رسا، حالات بدنی فکر شده و استیلیزه، حرکات مینیاتوری ضرورتمند، و ...... جریان دارد، که اینهمه، مخاطب را به درون نمایش و رویداد و موقعیتش فرومی مکند، تا از این رهگذر به درون شخصیت ها راه یافته و آنان ر از درون و بی واسطه مشاهده و لمس کند. در این میان دکتردلخواه ایفای شخصیتی به مراتب پیچیده تر را با بافتاری بسیار ظریف تر و دقیق تر به عهده دارد که براستی کار هر بازیگری نیست. در واقع کورش سلیمانی (رئیس و مقام ارشد امنیتی تازه منصوب شده) در انتهای رویداد، تازه در آغاز سیر تحولی درونی شخصیتی که دکتر دلخواه ایفا می کند (خبرچینی ساده و باسابقه و ورزیده اما بسیار ساده و بظاهر تا حدودی ابله، که سرانجام میزان هوش و قدرت و اشراف و تسلطش بر امور را فراتر از مدیریت دستگاه امنیتی می یابیم چنان که بواسطه ی او مدیر پیشین به زندان افتاده است، و از مدیر جدید در یک نشست، با بکارگیری همان ساده لوحی ظاهری ناشی از درایت و هوشمندیش، آنقدر "آتو" می گیرد که او را تحت سیطره ی خویش درآورد) قرار می گیرد.
جناب دلخواه در بازی این نقش بس لایه دار و دشوار درس های تکنیکی متعددی برای بازیگران دارد. ایشان با ایفای این نقش جایزه ی بازیگری اول جشنواره ی فجر 1389 و جایزه ی بازیگر برتر انجمن بازیگران در جشن بازیگر همان سال را به حق دریافت کرده بود، و از نگاه این قلم، بازیش در همان نقش در این اجرای پس از 6 - 7 سال، پخته تر و تکنیکی تر و متکامل تر هم شده است؛ در آن هنگام، بازی ایشان را "بازی شگفت" نامیدم، و اکنون آن را "بازی با روال غیرعادی" می نامم، کما این که کلیت این اثر را با متن و ترجمه و کارگردانی بسیار خوب، و امتیازات بازیگریش _ که به آن ها اشاره رفت _ و بویژه با موضوع خاص و همیشگیش که واقعاً هوشمندانه و استادانه توسط نویسنده انتخاب و پرداخت شده، در قیاس با اغلب نمایش هایی که بر صحنه های ما می روند، اجرایی با "روال غیرعادی" باید نامید.
نکته ی قابل اشاره ی دیگر، که در نقد کامل این اثر دقیق تر به اش خواهم پرداخت، طراحی صحنه ی ساده اما مفهومی و هشیارانه ی آن است؛
این متن، در واقع یادداشتی ست بر "روال عادی"، و نقد کامل آن را در شماره تیرماه ماهنامه ی تخصصی "نمایش" خواهید خواند.
عبدالرضا_فریدزاده
نیلوفر ثانی این را خواند
رضا تهوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه اجرای خوب و بی نقص
طنزی پر محتوا
واقعا لذت بردم از همون ابتدای کار تا انتها
از همه گروهی که برای اینکار زحمت کشیدن تشکر میکنم
راحله اسدی نیا این را خواند
Unforgiven(Farhad) ، farhad riazi و شیرین سلطانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خیلی خیلی خنده دار بود. جواد عزتی عالی بود یعنی هیچ کس جز جواد عزتی نمی تونست انقدر این نقش و خوب بازی کنه دیالوگهای فیلم هم به طور عجیبی پر از تیکه های بامزه بود. خلاصه کای کیف داد. پیشنهاد میکنم ببینین.
نوبادی و الهه الف این را خواندند
محمدرضا دانش و حُدیثه حیدری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میخواستم بدونم این نمایش دوباره اجرا خواهد شد؟
بیصبرانه منتظر پاسخ شما هستم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید