تیوال | اخبار
T1 : 16:54:16
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
خبر
درباره نمایش ناتمام
نمایش «ناتمام»
» یادداشت شهرام کرمی برای نمایش «ناتمام»
... دیدن متن »

کهبد تاراج را نمی ‌دانم چند سال است که می‌شناسم. اما حس می ‌کنم از سالهایی که خودم را شناخته‌ام، از سال های دور، این دوست هنرمند را می ‌شناسم. در جایی مطلبی از او خواندم از رضا رضامندی نازنین که بعد از آن من احساس تعلق کردم به کهبد تاراج. من با رضامندی زیاد ارتباط نداشتم ولی بین ما دوستی زیادی بود. مهر او و مراقبت از سعدی افشار و چند نمایشی که از او دیدم و چشمان مهربان و گشادش کافی بود تا از ته دل دوستدارش باشم. لازم نیست برای دوستی همیشه با یک نفر باشی گاهی می ‌شود از دور و یا حتی سال به سال به یک خصلت او فکر کنی و از دوستی لذت ببری. رضامندی همین بود و کهبد تاراج هم یادآور مهر آن عزیز سفر رفته...

اما فرصت شد و نمایش ناتمام او را دیدم پر از لحظات خوب که از ذات خود کارگردان در کار جاری شده. بازی‌ها و فضا‌سازی و حس کار عالی است. اما دلم خواست نمایشنامه‌ای از خودش را می‌دیدم. کهبد نویسنده با اصالت خوبی است که ایرانی می‌نویسد. کارهایش را دوست دارم حتی اگر متن خودش نباشد. برای او بهترین را آرزو دارم.

شهرام کرمی

مینا &۱۲ این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدرسه تئاتر لیو
» مدرسه تئاتر لیو، به سرپرستی محمدحسن معجونی در نخستین سال تحصیلی خود، در دو حوزه آموزش «بازیگری» و «کارگردانی» اقدام به برگزاری دوره می‌نماید.
... دیدن متن »

مدرسه تئاتر لیو، به سرپرستی محمدحسن معجونی در نخستین سال تحصیلی خود، در دو حوزه آموزش «بازیگری» و «کارگردانی» اقدام به برگزاری دوره می‌نماید.

علاقه‌مندان به هنر «بازیگری»، همچنین افراد علاقه‌مند و فعال در حوزه‌ «کارگردانی» می‌توانند برای شرکت در یکی از این دو دوره، «دوره جامع آموزش بازیگری» و یا «دوره جامع مهارت کارگردانی» از طریق لینک زیر، فرم ثبت نام در مصاحبه حضوری را دریافت کرده و  نسبت به تکمیل آن اقدام نمایند. گفتنی است مهلت ثبت نام در این دو دوره تنها تا 30 مرداد 96 خواهد بود.


» راهنمایی:  باتوجه به قرارگیری پرسشنامه در پایگاه google doc دارا بودن حساب کاربری جی میل الزامی ست.
» فرم ثبت نام
» اطلاعات بیشتر

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش ناتمام
یادداشت بابک احمدی برای نمایش «ناتمام»
» درد دلِ «ناتمام» این سه زن
... دیدن متن »

به بهانه جان گرفتن نمایشنامه محمد چرمشیر در تئاترشهر

نمایشنامه «ناتمام» به قلم محمد چرمشیر این روزها توسط یک کارگردان جوان و گروهش در سالن سایه مجموعه تئاترشهر روی صحنه رفته است. نمایشنامه‌ای که‌ ناتمامی جزئی از ساختارش شده و شاید دلیل این امر درد دل‌های پیوسته سه شخصیت زن داستان باشد که تمامی ندارد.

نمایشنامه «ناتمام» در طول این سال‌ها بارها توسط کارگردانان نسل‌های مختلف تئاتری روی صحنه رفته است. آناهیتا اقبال‌نژاد بیش از ١٥ سال قبل این نمایشنامه را با ایفای نقش مریلا زارعی، سیما تیرانداز، پرستو گلستانی، الهام پاوه‌نژاد و شهره سلطانی که بعضی اجراها جایگزین یکدیگر می‌شدند، کارگردانی کرد. در سال‌های اخیر و از نسل جوان نیز محمد لارتی این مونولوگ را در فرهنگسرای نیاوران اجرا کرد و حالا کهبد تاراج نمایشنامه را با ایجاد تغییراتی در تئاترشهر روی صحنه برده است. تاراج که اجرای این نمایشنامه برایش معنای جان بخشیدن به یک نوستالژی را دارد، در یادداشتی آورده است: «هر اجرا جهانی است مملو از رازهای کشف نشده و دیدگاه‌هایی که قرار است به سرانجام برسد. بعد از بیش از یک دهه با متنی از محمد چرمشیر که همیشه او را یک قطب بی‌مانند نمایشنامه می‌دانم روبه‌رو هستم و باز هم مرور می‌کنم هر اجرا یک تمرین است و هر تمرین یک اجرا بدون تماشاگر. ما اینجا خودمان را نمایش نمی‌دهیم، ما رها شده‌ایم و بهتر بگویم در این زمانه تئاتر فست فودی! ما گم شده‌ایم و تماشاگر ما را پیدا می‌کند. تماشاگر ما را نه، فریاد و اعتراضی را پیدا می‌کند از جنس فائقه، بی‌تا، نازنین که نماد و نشانه هستند و بس. از زنانی که جرات یا فرصت حرف زدن نداشتند حرف می‌زنیم.»

به این ترتیب او نمایشنامه محمد چرمشیر را بستری برای رساندن پیامی اعتراضی به گوش مخاطب می‌داند. «این سه زن نماینده زنانی هستند که به بعضی مسائل اعتراض دارند. در نمایشنامه هم اینطور پیش می‌رود که گرچه قصد دارند درباره یک شخص در دادگاه شهادت دهند اما هرچه می‌گذرد اظهارات‌شان به حدیث نفس تبدیل می‌شود. صحبت‌های اعتراضی که خاستگاهش جنوب شهر است و هیچ‌وقت کهنه نمی‌شود.» به گفته این کارگردان جوان، سه شخصیت نمایش به جامعه کوچک خود مثل شوهر، خانواده و شرایط محل سکونت اعتراض دارند. «من سعی کردم کار از فضای دادگاهی خارج شود و با طراحی لباس‌ها به نوعی موقعیت تاریخی دهه‌های ٥٠، ٦٠ و ٧٠ را به نمایش گذاشته‌ام. به هرحال سعی کردم این نمایش نوستالژیک را با شیوه‌ای تازه اجرا کنم چون اجرای مونولوگ آن زمان برای تماشاگر جذابیت داشت ولی حالا از حوصله تماشاگر خارج است. من متن را به هم ریختم و به ١٨ اپیزود پشت سر هم رسیدم.» ‌این کارگردان که نخستین‌بار است نمایشی را در مجموعه تئاترشهر روی صحنه می‌برد درباره تجربه تازه خود می‌گوید: «اجرا برای متن برایم از محل اجرا اهمیت بیشتری داشت. سالن محراب یا اداره تئاتر تفاوت زیادی برای من ندارد چون معتقدم امروز دیگر سالن اجرای یک نمایش اهمیت ندارد و بازیگر سالاری همه‌چیز را تعیین می‌کند.» گروه برای اجرای نمایش «ناتمام» سه ماه و نیم تمرین کرده و هفت بازیگر عوض شده تا در نهایت روی صحنه آمد. «اینکه نمایشنامه توسط یک نویسنده مرد نوشته شده و من به عنوان کارگردان نمایش هم مرد هستم ولی وضعیت چند زن را روایت می‌کنیم به خودی خود جذابیت‌هایی داشت که من را به این تجربه ترغیب کرد.»

الهام شعبانی، غزاله جزایری و ترانه کوهستانی در «ناتمام» ایفای نقش می‌کنند. این نمایش تا روز یکشنبه ٥ شهریور در سالن سایه روی صحنه می‌رود.

مینا &۱۲ این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش ما سه نفر بودیم
یادداشت امین میری برای نمایش «ما سه نفر بودیم»
» این سه نفر
... دیدن متن »

این سه نفر، این سه تن، این سه پسر، این سه رفیق، این سه نویسنده، این سه کارگردان، این سه بازیگر، این سه مستعد، این سه ...
کمتر نمایشی را می‌توان دید که کمترین اشکال و ایراد را داشته باشد و در بین گروه‌های جوون خیلی خیلی کمتر. این سه پسر درخشان یه کار گروهی کردن‌، درخشان نوشتن، درخشان کارگردانی کردن و درخشان بازی کردن و درخشان گروه جمع کردن.
در حوصله این پست و همچنین مجال آن هم نیست  تا لذتی را که از دیدن نمایش «ما سه نفر بودیم» در سالن کوچیک مولوی در ساعت شش آن روز بردم را توصیف کنم، مطمینم وقتی ببینید هم عقیده خواهیم بود.
فقط دمت گرم سجاد افشاریان که شاگردات و گروه‌های جوون مستعد رو حمایت می کنی.
مولوی، سالن کوچیک، ساعت شش، «ما سه نفر بودیم».

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش لامبورگینى
یادداشت محمد حسن خدایی برای نمایش «لامبورگینی»
» کسى مى‌آید؛ سوار بر لامبورگینى
... دیدن متن »

سیامک صفری بی‌توجه به مناسبات مادی جامعه و صدالبته ساختارهای مقوم نظم اجتماعی و سیاسی، به لامبورگینی و درنهایت صاحب لامبورگینی نقد دارد؛ دیدگاهی که درنهایت به جای نقد سرمایه‌داری لجام‌گسیخته و تمنای امحای مناسبات آن، به سرمایه‌دار و زالوصفتی‌اش نهیب می‌زند؛ رویکردی که درنهایت بازتولید وضعیت موجود است. در غیاب آگاهی طبقاتی و فرم رادیکال اجرائی، لامبورگینی درنهایت به نمایشی تقلیل‌گرا و حافظ وضع موجود ختم خواهد شد.

به گزارش تیوال به نقل از پایگاه خبری تئاتر شرق، «لامبورگینی» سیامک صفری قرار است به بازنمایی زیست و زمانه و البته رنج گورخواب‌ها بپردازد؛ همان فیگور مطرود و فراموش‌شده‌ای که به میانجی رسانه‌ای‌شدن، از حاشیه به متن آورده شد و وجدان اخلاقی جامعه را مورد خطاب قرار داد و حتی به مباحث ماقبل انتخابات ریاست‌جمهوری کشیده شد؛ گورخواب‌هایی که از گورستان بزرگ نصیرآباد باغستان در حومه شهریار به دوربین خبرنگاران خیره شدند و بار دیگر فراموش‌شدگان را به یاد همگان آوردند.

یوسف اباذری در گفتاری که درباب مسئله پزشکی و مرگ عباس کیارستمی داشت، به‌درستی اشاره کرد  چگونه در زمانه‌ای که همه‌چیز به رقابت و محاسبه‌شدن تبدیل شده، گورخواب‌ها به آرامش و سکون و عزلت گورها پناه برده‌اند؛ همان «ورای اصل لذت» که فروید آن را در ساحت مرگ توضیح می‌دهد. گورخواب همان مطرودی است که از دل مناسبات تولید مادی جامعه، در زمستان استخوان‌سوز متروپلیس تهران، شب‌ها به گور پناه می‌برد تا دور از چشم دیگری ‌بزرگ و حتی نهادهای مدنی و آحاد جامعه، ورای اصل لذت را تمنا کند. لامبورگینی سیامک صفری، روایتی است از این ماجرا که به ادعای گروه اجرائی، نوعی از تجربه ابزوردیسم و معناباختگی هم هست؛  یک ابزورد ایرانی با چاشنی موسیقی اعتراضی رپ، که حتی به دعوت از خواننده‌ای مانند حمید صفت هم منجر شد.

اما آیا سیامک صفری و لامبورگینی‌اش در این مواجهه با پدیده‌ای این‌چنین مسئله‌ساز، استراتژی بوطیقایی و اجرائی درستی را انتخاب کرده؟ آیا از جایگاهی که وضعیت را خطاب می‌کند، امکان بحرانی‌کردن مناسباتی را که گورخوابی فقط یکی از نتایج آن است، می‌یابد؟ آیا درنهایت رویکرد لامبورگینی در بازنمایی سیمای گورخواب‌، به بازتولید همان مناسبات مألوف این سال‌ها در بازنمایی فقر، منتهی نشده است؟ به نظر می‌آید ایدئولوژی نمایش همان باوری است که علت همه مشکلات را به اشخاص تقلیل می‌دهد. اینجا به‌طور مشخص آن علت غایی، همان کسی است که توان خریدن «لامبورگینی» را دارد.

سرمایه‌دار زالوصفت که اگر مجازات شود، فراموش‌شدگانی همچون گورخواب و حاشیه‌نشین به وجود نخواهد آمد. سیامک صفری بی‌توجه به مناسبات مادی جامعه و صدالبته ساختارهای مقوم نظم اجتماعی و سیاسی، به لامبورگینی و درنهایت صاحب لامبورگینی نقد دارد؛ دیدگاهی که درنهایت به جای نقد سرمایه‌داری لجام‌گسیخته و تمنای امحای مناسبات آن، به سرمایه‌دار و زالوصفتی‌اش نهیب می‌زند؛ رویکردی که درنهایت بازتولید وضعیت موجود است. در غیاب آگاهی طبقاتی و فرم رادیکال اجرائی، لامبورگینی درنهایت به نمایشی تقلیل‌گرا و حافظ وضع موجود ختم خواهد شد.

از یاد نبریم که چگونه اشکان خطیبی در مقام یکی از دو گورخواب نمایش، مدام آهنگ رپ به نشان اعتراض می‌خواند و از قدرت متافیزیکی خود پرده برمی‌دارد. حال می‌توان همه اتفاقات فاجعه‌بار این سال‌ها را به میل‌ورزی یکی از گورخواب‌ها فروکاست: به خاموشی‌بردن نیمی از شهر تهران، فاجعه پلاسکو. در غیاب نگاه ساختاری به وضعیت و در فقدان تحلیل طبقاتی، شر نه در مناسبات ناعادلانه سرمایه‌دارانه که در بازیگوشی‌های گاه‌وبی‌گاه یکی از گورخواب‌ها پدیدار می‌شود. این همان استراتژی روایی است که درنهایت به مریخی‌ها پناه می‌برد تا از توضیح چرایی مسائل خلاص ‌شود.

بازنمایی فیگورِ حالا دیگر جهانی‌شده گورخواب‌ها و البته صدادارکردن ساکنان موقت گورستان نصیرآباد، در غیاب تحلیل‌های جامعه‌شناختی و بی‌توجهی به نقد اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری سال‌های پس از جنگ در قامت خصوصی‌سازی، بر مدار همان بازتولید مناسبات موجود خواهد گشت. از این منظر لامبورگینی به معلول‌ها می‌پردازد و دریغا که از علت‌ها غافل است. از نظر سیامک صفری، سرمایه‌دار علت این وضعیت است و سرمایه‌داری و مناسبات حاکم بر آن، نقش چندانی در صورت‌بندی جامعه ندارد. اینجاست که نیت اولیه نمایش در نقد وضعیت، چندان رادیکالیزه نشده و به همان راهی می‌رود که اغلب این‌گونه آثار به آن مبتلا هستند. فروکاسته‌شدن مصیبت وضعیت به افراد و اشخاص پلید و فرصت‌طلب. در غیاب نگاه ژرف به نهادها و مکانیسم بازار سرمایه، پیش‌بینی این قبیل تولیدات و سترون‌ماندن‌شان، بصیرت چندانی لازم نخواهد داشت.

مکان نمایش قسمتی از گورستان نصیرآباد باید باشد؛ گورهایی که در شب تاریک جهان، در حاشیه تهران حفر شده و به انتظار مردگان در صف انتظار هستند. یک ملاقات با اجساد در راه. در این زمان انتظار است که بدن‌های فراموش‌شده و در حال فروپاشی  گورخواب‌ها پیدا می‌شوند؛  همان بدن‌هایی که به حیات برهنه فروکاسته شده و یادآور زامبی‌‌ها هستند؛ بدن‌هایی بحرانی‌شده، ایستاده در حدفاصل زندگی و مرگ که از دل مناسبات پیچیده‌ متروپلیس تهران به حاشیه‌ها پرتاب شده‌اند تا در شب‌های سرد زمستان به آرامش هراسناک و زهدان‌گونگی گورها پناه آورند.

در لامبورگینی اما گورخواب‌ها رپ می‌خوانند، مشغول خاطره‌بازی هستند و با آنکه توان سیرکردن شکم و گرم نگه‌داشتن بدن را ندارند، با قدرتی اعجازگونه، شهر را به خاموشی می‌برند و پلاسکو را منهدم می‌کنند. درنهایت با گورخواب‌هایی مواجه هستیم که با مداخله مریخی‌ها از فاجعه رها شده و به آسمان می‌روند. ایده به فضارفتن درنهایت راهکار سیامک صفری را تعین می‌بخشد: اگرچه  اوضاع بر وفق مراد نیست، دست از وسواس برداریم و ساختارها را فراموش کنیم! به فضا رویم! اگرچه که  مشکل از لامبورگینی و صاحبان لامبورگینی باشد.

محمد حسن خدایی
روزنامه شرق


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش فالومى
» استاد فرهاد ناظر زاده کرمانى نمایش "فالو مى"را افتتاح مى کند
... دیدن متن »

نمایش کمدى "فالو مى" نوشته پیتر شفر نمایشنامه نویس بزرگ معاصر و به کارگردانى کورش سلیمانى اجراهاى خود را از عصر پنجشنبه ٢٦ مرداد، با حضور جمعى از هنرمندان و اصحاب رسانه توسط استاد فرهاد ناظرزاده آغاز خواهد کرد. کمدى تک پرده اى فالو مى هر روز ساعت ١٩:٣٠ به مدت هفتاد دقیقه، در تالار مولوى به روى صحنه خواهد آمد.

این اثر نمایشی یک کمدی تک پرده ای انگلیسی است و موضوعی که در آن مطرح می شود درباره روابط زناشویی و ارتباط بین همسران است. «فالو می» نگاه روشن و شادی به روابط بین آدم ها دارد و به شکل امیدبخشی به موضوع رابطه زناشویی می پردازد.

در خلاصه داستان «فالو می» آمده است: چارلز سیدلی رییس میانسال و خشک مغزِ یک شرکت حسابداری است. او که در روابط زناشویی خویش با بلیندا همسر جوانش دچار مشکلات و تردید های جدی شده و زندگی خود را در معرض فروپاشی می بیند، ناچار می شود برای آگاه شدن از دلایل رفتارهای ناسازگارانه همسرش و زیر نظر داشتن رفت و آمدهای وی کارآگاهی خصوصی استخدام کند. جولیان کریستوفورو کارگاه عجیب و غریبی که پرونده را در دست می گیرد خود سبب ساز اتفاقات جذاب دیگری در داستان نمایش و در رابطه بین این زوج می شود ...

وحید آقاپور، مسعود میرطاهری و مریم داننده فرد بازیگران این اثر نمایشی هستند.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از مترجم: علی منصوری، طراح صحنه و نور: سینا ییلاق بیگی، طراح لباس: مژگان عیوضی، طراح گریم: سمیه فراهانی، ثمین سالِک، طراح گرافیک: مجید کاشانی، عکاس: فرهاد جاوید، موسیقی: انتخاب شده از آلبوم موسیقیِ فیلم follow me ساخته John Barry، چاپ: شیماگرافیک، بهنام کیوان، اجرای گریم: افسانه خلفی، ثمین سالک، روابط عمومی: گروه تبلیغاتیِ بیستون، تهیه کننده: کورش سلیمانی، کاری از گروه تئاتر بیستون.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش لامبورگینى
گفتگو با اشکان خطیبی درباره نمایش «لامبورگینی»
» در تئاتر همیشه حاشیه از متن پیشی گرفته است
... دیدن متن »

اشکان خطیبی در تئاتر نام غریبی نیست؛ او فارغ التحصیل کارشناسی رشته بازیگری از دانشگاه هنر معماری تهران بوده و در نمایش کارگردانان بزرگی همچون محمد رحمانیان و علیرضا کوشک جلالی به ایفای نقش پرداخته‌است. این روزها خطیبی با نمایشی به کارگردانی سیامک صفری میزبان تئاتر دوستان در سالن شهرزاد شده است. لامبورگینی قرار است با کمک خطیبی و صفری داستان ۲ گورخواب که در گورستان نصیرآباد زندگی می‌کنند را روایت کند. به این بهانه به سراغ اشکان خطیبی رفتیم، تا با او درباره این نمایش گفت و گویی انجام دهیم.

گویا چند ماهی از تئاتر فاصله گرفته بودید و به فعالیت‌های دیگر مشغول بودید، اما حال با نمایشی به کارگردانی سیامک صفری دوباره به تئاتر برگشتید. از چطور آشنایی با سیامک صفری و پذیرفتن همکاری با او بگویید؟

در این چند سال اخیر تنها جایی که در آن احساس آرامش کرده‌ام صحنه نمایش بوده و هیچ وقت به طور کامل از آن فاصله نگرفته‌ام. درباره همکاری با سیامک صفری نیز باید بگویم که این موضوع کاملا به شانس من برمی‌گردد. وقتی با من تماس گرفت و پیشنهاد این نقش را داد، بدون آنکه متن را بخوانم به او پاسخ مثبت دادم. بعد که متن را خواندم علاقه‌ام به همکاری با او بیشتر شد. البته پیشتر با قلم او آشنا شده بودم اما به هیچ وجه فکر نمی‌کردم توانایی نوشتن متنی با چنین غنای ادبی را داشته باشد. علاوه بر این خود سیامک صفری هم در این نمایش بازی می‌کند. نوع بازی سیامک صفری به گونه ایست که مخاطب هم با دیدنش سالن تئاتر را فراموش کرده و همه چیز را واقعی می‌بیند. من نیز سال ها او را در صحنه تحسین کرده بودم و بالاخره فرصت همکاری با او برایم مهیا شد. در تمرین‌ها تمام تلاشم را کردم که خودم را به آن چیزی که او در ذهن دارد نزدیک کنم؛ چون همیشه معتقد بودم که بازیگر در ابتدا اجرا کننده آن چیزی است که در ذهن مولف وجود دارد. کارکردن با سیامک صفری حال مرا خوب می‌کند. امیدوارم که در انتقال این حال خوب به مخاطبان موفق بوده باشم.

 شخصیتی که بازی می‌کنید با تصویری که مخاطب از یک گورخواب دارد متفاوت است. به عنوان مثال دیالوگ‌هایش را آهنگین ادا می‌کند. او را باید نماینده چه طیفی از جامعه بدانیم؟

فضای زندگی این دو شخصیت به ظاهر رئال است اما آنها در کنار اتفاقات رئالی که برای مخاطب تعریف می کنند از یک دنیای فانتزی نیز بهره می‌برند به طوریکه گاهی اوقات خیالی یا واقعی بودن رفتار آنها مشخص نمی‌شود. این موضوع تا پایان ادامه پیدا کرده و مخاطب را به نتیجه خاصی درباره واقعی یا فانتزی بودن نمایش نمی‌رساند. به همین دلیل شخصیت‌های این نمایش را نمی‌توان در طبقه بندی خاصی قرار داد. شاید بتوان از آنها به عنوان آخر خط رسیده‌های جامعه نام برد. هر کدام از این دو شخصیت با گذشته‌ای عجیب و پر ماجرا به نقطه‌ای رسید‌ اند که برای مخاطب نقطه شروع نمایش است.

 به طور کلی برای رسیدن به نقش‌ها از چه شیوه‌ای استفاده می‌کنید. برای رسیدن به این نقش به چه صورت عمل کردید؟

همیشه برایم متن از همه چیز مهم‌تر بوده و آن را برای خود به عنوان یک سر الگو قرار می‌دهم. در این نمایش نیز علاوه بر کمک‌های کارگردان، به همین صورت عمل کردم. به طوری که از کوچکترین کلمات آن برای خود پیشینه ساختم و به صورت ذهنی با آن درگیر شدم. البته اینها به تنهایی کافی نبود و برای رسیدن به بعد تکنیکی کاراکتر با وجود آنکه همیشه یکی از شنوندگان جدی موسیقی رپ بوده ام، در این مدت تنها به این موسیقی گوش دادم.

 قرار بود حمید صفت در این نمایش حضور داشته باشد اما حاشیه‌هایی به وجود آمد که در نهایت منجر به نبود ایشان در این اجرا ختم شد. درباره این موضوع مقداری توضیح دهید.

حدس چنین حواشی را می‌زدم اما فکر نمی‌کردم به این زودی اتفاق بیفتد. حتی فکر کردن به این موضوع که سیامک صفری یا من برای پرکردن یک سالن 300 نفری بخواهیم نمایش خود را با حاشیه همراه کنیم، خنده‌دار است. موسیقی رپ یکی از عناصر مهم این نمایش بود. به همین دلیل سیامک تصمیم گرفت تا یک رپر در نمایش حضور داشته باشد. در طول تمرینات افراد مختلفی را به مسئولان پیشنهاد دادیم که همه‌ی آنها با مخالفت همراه شد. پیشنهاد آخر حمید صفت بود که ظاهرا با حضور آن در صحنه تئاتر موافقت شد. اما به محض رسانه‌ای شدن این جریان، خانه موسیقی بیانیه داد و مسئله ممنوعیت و عدم مشروعیت این خواننده مطرح شد. موسیقی رپ و این نمایش طوری به هم تنیده هستند که مقدار زیادی از متن به صورت رپ نوشته شده و حتی یکی از شخصیت‌ها دیالوگ‌هایش را به صورت رپ ادا می‌کند. این تم باید در انتهای کار عینیت پیدا می‌کرد و تماشاگر آن را به صورت مجسم شده در صحنه می‌دید اما متاسفانه در تئاتر همیشه حاشیه از متن پیشی گرفته‌است.
 
به طور کلی هنرمندان بعد از آنکه میزان شناخت شدنشان در بین مردم از درجه‌ای بالاتر می‌رود، با پیشنهاد‌های کاری زیادی مواجه می‌شوند. ولی این موضوع می‌تواند در کیفیت کار هنرمند اثر سو بگذارد. با توجه به این توضیحات شما چطور می‌توانید در زمینه٬های مختلف تا این حد فعال باشید و همواره کیفیت قابل قبولی را ارائه دهید؟

توضیح این موضوع کمی برایم سخت است. مثل این می‌ماند که به سیامک صفری بگوییم چطور می‌توانی به این صورت بازی کنی؟ توضیح دادنی نیست. این کیفیتی است که درون آن فرد وجود دارد.
البته باید بگویم که من در هر فیلدی که بودم، کمیتی وجود نداشته است. به عنوان مثال اگر تئاتر کار کردم سالی دوتا بوده‌است. در هر مورد خاص سعی کردم که تمرکزم را به طور کامل معطوف آن فیلد مشخص کنم. قسمت زیادی از این موضوع نیز به این برمی‌گردد که هدف شما از کار کردن چیست. فردی تنها برای پول درآوردن کار می‌کند اما هدف اول من در کار به هیچ وجه پول نبوده است. هدفم این بوده که در هر جایی تاثیر گذار عمل کنم. باید بگویم که حداقل در ۸۰ ، ۹۰ درصد مواقع نیز به هدفی که برای خود تعیین کردم رسیدم و مدارک آن هم موجود است.
بنابراین فکر می کنم که بخش عمده ای از این ماجرا به یک مدیریت و نظم شخصی برمی گردد، که باید درون فرد مورد نظر وجود داشته باشد. البته نمی گویم که این موضوع به طور کامل ژنتیکی است. شاید بخشی از آن اکتسابی باشد، ولی حداقل چیزی که لازم است، خواست خود فرد مورد نظر است.

 کلام آخر

در پایان می خواهم با دوستان تئاتریم صحبت کنم که به تازگی از جمع مخاطبان و دانشجویان تئاتر جدا شده، کم‌کم دستی بر آتش پیدا کرده‌اند. ابتدا باید بگویم که از نظر من استفاده از ابزار دراماتیکی که در یک نمایش وجود دارد، حتی برای فروش بیشتر هیچ عیبی نخواهد داشت. چون ترجیحم این است که استقبال مردم از این سالن‌ها نسبت به سالن‌های آزاد بیشتر باشد.
دوم اینکه خواهش می‌کنم کمی اندیشه کنند تا متوجه شوند که پر کردن چنین سالنی با وجود یک متن قوی و بازیگرهای این چنینی کار چندان سختی نبوده که بخواهیم به هر راهی برای پر کردن آن متوسل شویم و اینکه خواهش می‌کنم نمایش‌ها را قبل از دیدن قضاوت نکنند. اول کار را ببینند و سپس هرآنچه که از آن دریافت کردند را در هرجایی که می خواهند منتشر کنند. فکر می‌کنم هرکسی که تئاتر کار می‌کند دوست دارد حداقل کسی که کار را ندیده درباره آن نقد منفی ننویسد.

سارا حدادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش لامبورگینى
نمایش «لامبورگینی»
» نمایشگاه عکس گور خواب‌ها در هفته پایانی «لامبورگینی»
... دیدن متن »

به گزارش  تیوال به نقل از روابط عمومی نمایش «لامبورگینی»، در هفته پایانی این نمایش، نمایشگاه عکسی از مجموعه آثار سعید غلامحسینی با موضوع این اثر نمایشی به مدت یک هفته در کافه پردیس تئاتر شهرزاد برپا خواهد شد که علاقه‌مندان می‌توانند همه روزه از صبح تا پایان ساعت کاری این تماشاخانه از آن دیدن کنند.

عکس‌های سعید غلامحسینی سال گذشته توسط روزنامه شهروند منتشر و برد جهانی پیدا کرد و از آسیب اجتماعی گور خواب ها پرده برداشت.

این اثر با موضوع گور خواب‌ها به نویسندگی و کارگردانی سیامک صفری از ٢٢ تیرماه ساعت ٢١:٣٠ با بازی سیامک صفری و اشکان خطیبی در پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه است و اجرای آن جمعه ٢٧ مردادماه پایان خواهد یافت.


 

۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش ناتمام
یادداشت کارگردان نمایش «ناتمام»
» ما گم‌شده‌ایم...
... دیدن متن »

کهبد تاراج کارگردان نمایش «ناتمام» به بهانه اجرای نمایش خود یادداشتی را در اختیار ایران‌تئاتر قرار داد.

در متن یادداشت کهبد تاراج کارگردان «ناتمام» آمده است:

هر اجرا جهانی است مملو از رازهای کشف نشده و دیدگاه‌هایی که قرار است به سرانجام برسد.
بعد از بیش از یک دهه با متنی از محمد چرمشیر که همیشه او را یک قطب بی‌مانند نمایشنامه میدانم روبرو هستم و باز هم مرور می‌کنم هر اجرا یک تمرین است و هر تمرین یک اجرا بدون تماشاگر.
ما اینجا خودمان را نمایش نمی‌دهیم، ما رها شده‌ایم و بهتر بگویم در این زمانه فست فودی تئاتر، ما گم شده‌ایم و تماشاگر ما را پیدا می‌کند.
تماشاگر ما را نه، فریاد و اعتراضی را پیدا می‌کند از جنس فائقه، بی‌تا، نازنین که نماد و نشانه هستند و بس.
از زنانی که جرأت و یا فرصت حرف زدن نداشتند حرف می‌زنیم و زمزمه می‌کنیم.

ناتمام هر روز در کعبه تئاتری‌ها اجرا می‌شود تا این قبله بی‌فریاد نماند.

با احترام
کهبد تاراج

۲ روز پیش، چهارشنبه
صدف اسمعیل پور این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش کژدم
نمایش «کژدم»
» نمایش «کژدم» در پردیس تئاتر تهران به صحنه می آید
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی پردیس تئاتر تهران، نمایش «کژدم» به نویسندگی و کارگردانی «سمیه مهری» از  یکشنبه ۲۹ مردادماه در پردیس تئاتر تهران به روی صحنه می‌آید.

نمایش «کژدم» به نویسندگی و کارگردانی «سمیه مهری» از  یکشنبه ۲۹ مردادماه و در ساعت ۲۱:۰۰ در تماشاخانه استاد مشایخی پردیس تئاتر تهران به روی صحنه می‌رود.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است که: سه زن که در یک ساعت آخر زندگی خود اتفاقات مشترک زندگی‌شان را بیان می‌کنند.
در نمایش«کژدم» بازیگرانی چون شیوا خسرومهر، شراره رخام و سمیه مهری ایفای نقش می‌کنند. سایر عوامل این اثر عبارتند از: مشاور کارگردان: ناصر آقایی/ طراح صحنه: روح الله امامی/ طراح نور: حسین نادری/ طراح لباس: هدیه رسولی/ موسیقی: مهربد ثاقب فر/ دستیار کارگردان: فرشید ابوالحسن زاده/ نوازنده: بهنام خندان/ منشی صحنه: مهسا کبریایی/ سهیل قاسم خانی/ ساخت آنونس: عباس یوسفیان/ روابط عمومی: احمد حامدی.
نمایش «کژدم» به نویسندگی و کارگردانی «سمیه مهری» از  یکشنبه ۲۹ مردادماه و در ساعت ۲۱:۰۰ در تماشاخانه استاد مشایخی پردیس تئاتر تهران به روی صحنه می‌رود.

۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش اگه بمیری
نمایش «اگه بمیری»
» معاون رییس‌جمهور به تماشای نمایش «اگه بمیری» نشست
... دیدن متن »

معاون رییس‌جمهور در امور زنان شامگاه سه‌شنبه ۲۴ مردادماه به تماشای نمایش «اگه بمیری» در تماشاخانه ایرانشهر نشست.

معصومه ابتکار معاون رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده شامگاه سه‌شنبه ۲۴ مردادماه در تماشاخانه ایرانشهر به تماشای نمایش «اگه بمیری» به کارگردانی سمانه زندی نژاد نشست.نمایش «اگه بمیری» نوشته فلوریان زلر با کارگردانی سمانه زندی‌نژاد و به تهیه‌کنندگی مهرداد بهاءالدینی از اول مرداد ساعت ٢١ در سالن دکتر ناظرزاده‌کرمانی مجموعه ایرانشهر اجرای عمومی خود را آغاز کرده است.
از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به روح اله زندی مجری طرح، شیما میرحمیدی طراح صحنه و لباس، آنکیدو دارش طراح صدا، رضا خضرایی طراح نور، مهرداد متجلی ساخت تیزر و مهدی آشنا عکاس اشاره کرد.
همچنین نوشین طهماسبی به دستیار کارگردان و مدیر برنامه‌ریزی گروه «اگه بمیری» را همراهی می‌کند.

۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جوانه‌های نمایش ایرانی شکوفا می‌شوند
» ۲۰ اثر به بخش جوانه‌های نمایش ایرانی جشنواره آیینی سنتی راه‌ یافت
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ستاد خبری هجدهمین جشنواره نمایش های آیینی سنتی:
در میان ۲۰ نمایش‌ پذیرفته شده توسط تاد جشنواره، نمایشنامه‌هایی ازحمید امجد و زنده یاد محمود استادمحمد به چشم می خورد که به شیوه‌هاى مختلف نمایش ایرانی از جمله نقالی ،تخت حوضى و شبیه‌خوانی به اجرا در خواهند آمد.

در بخش نمایش‌های سنتی ایرانی ، پنج نمایش با نام های «ازدواج روستایی» نوشته و کارگردانی سیدمسعود حسین نژاد از سبزوار، «پستو‌خانه» نوشته حمید امجد به کارگردانی ویدا (مائده) موسوی از اصفهان، «دیوان تئاترال» نوشته محمود استادمحمد به کارگردانی علی (آرش) فلاحت‌پیشه از تهران، «مجلس زال و رودابه» نوشته و کارگردانی محمد حاج‌محمدی از کرج، «مضحکه غول چراغ جادو» نوشته و کارگردانی مهدی ملکی از تهران برای حضور در جشنواره هجدهم پذیرفته شده اند.

در بخش نقالی نیز مجالس نقل؛ « حکایت بانو گشسب و فرامرز ....» توسط بهار فهرستی از تهران، «داستان بیژن و منیژه» توسط  ویانا پرویزیان از تهران،  «داستان‌های شاهنامه به زبان کودکانه» توسط آندیاحیدری از کرمانشاه، «رستم و اشکبوس» توسط یکتا سادات‌مالکی از بوشهر،  «رستم و سهراب» توسط گلبرگ اسدی- باران دارپوئی از همدان،  «رستم و اکوان دیو» توسط  علیرضا متشفع از اهواز،  «زال و سیمرغ»  توسط اسما رنجبری  از تبریز،  «گردآفرید» توسط حورا تیلا از آبادان،  « نقل رستم و اشکبوس» توسط محمد میرزاپور از کرج، «نقل رزم رستم و اسفندیار» توسط کیمیا یعقوبی گودرزی از تهران، «هفت‌خوان رستم» توسط محمدجواد خاک‌نژاد از مشهد به اجرا در خواهند آمد.

در بخش شبیه‌خوانی؛ مجالس «تعزیه علی اکبر(ع)» به سرپرستی داوود بهمنی از تهران، «جوانمرد قصاب» نوشته میرعزا و به سرپرستی امیر سلیمانی‌مقدم از تهران،  «حضرت عباس(ع)» به سرپرستی نصرالله باباعلی از تفرش و «مهمانی امام حسین(ع)» به کارگردانی حسین سلجوقی نژاد از کرمان به جشنواره راه پیدا کرده اند.

بخش جوانه‌های نمایش ایرانی برای اولین بار در جشنواره نمایش‌های آیینی سنتی برگزار خواهد شد و در آن آثار نمایشی ایرانی با هنرنمایی کودکان و نوجوانان روی صحنه می‌رود. این بخش به منظور پشتوانه سازی برای نمایش سنتی ایران و آشنایی نسل آینده با شیوه های نمایش ایرانی شکل گرفته است.

هجدهمین جشنواره نمایش های آیینی سنتی با دبیری داوود فتحعلی بیگی از ۸ تا ۱۵ شهریور‌ماه ۱۳۹۶ در تهران برگزار می شود.

۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشاخانه ایرانشهر
» چهره های سیاسی وارد تماشاخانه ایرانشهر شدند
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل تماشاخانه ایرانشهر، چهره های سیاسی شامگاه سه‌شنبه ۲۴ مرداد ماه به تماشای آثار تماشاخانه ایرانشهر نشستند.

معصومه ابتکار معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده شامگاه سه‌شنبه ۲۴ مرداد‌ماه در تماشاخانه ایرانشهر به تماشای نمایش «اگه بمیری» به کارگردانی سمانه زندی نژاد نشست.
همچنین فائزه هاشمی، محمدعلی آهنگران، سید احمد خمینی نیز با حضور در تماشاخانه ایرانشهر به تماشای نمایش‌های «سه خواهر» به کارگردانی محمدحسن معجونی، «نیلوفر و نفت» به کارگردانی امیر دژاکام و «یک دقیقه و سیزده ثانیه» به کارگردانی شهرام گیل‌آبادی نشستند.

۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش سه خواهر
نمایش «سه خواهر»
» اجرای ویژه نمایش «سه خواهر» به نفع یک خیریه«پروین آراسته» در حمایت از دانشجویان بی بضاعت
... دیدن متن »

نمایش «سه خواهر» در تاریخ جمعه ۲۷ مردادماه سال جاری به نفع خیریه آراسته در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه خواهد رفت.
به گزارش مشاور رسانه ای این پروژه، «سه خواهر» عنوان نمایش تازه ای از محمد حسن معجونی است که از تاریخ ۱۷ خرداد سال جاری در تماشاخانه پالیز روی صحنه رفت و بعد از آن به دلیل استقبال مخاطبان تئاتر از تاریخ ۵ مرداد‌ماه، دور جدید اجراهای این نمایش در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر آغاز شد و تا تاریخ ۳ شهریور روی صحنه باقی خواهد ماند.
 گفتنی است عوامل این گروه نمایشی تصمیم گرفتند که در جهت حمایت از دانشجویان بی بضاعت و کم بضاعت با حمایت خیریه آراسته، در روز جمعه ۲۷ مرداد‌ماه اجرای ویژه ای را در ساعت ۱۵:۳۰ مختص این خیریه و دانشجویان تحت حمایت آن، روی صحنه ببرند.
پیش فروش بلیت‌های این اجرای ویژه به صورتی اینترنتی و حضوری خواهد بود و قیمت بلیت این نمایش در سایت اینترنتی و عامل فروش بلیت‌های نمایش «سه خواهر»  ۳۰ هزار تومان است.
تمامی عواید بلیت فروشی این اجرای نمایش «سه خواهر» به این خیریه اختصاص پیدا خواهد کرد و لازم به ذکر است تمامی هزینه بلیت‌هایی که به صورت حضوری به فروش خواهد رسید به حساب این خیریه واریز خواهد شد. نکته قابل توجه در خصوص این اتفاق این است که علاقه‌مندان می توانند با حضور در گیشه تماشاخانه بلیت‌های این اجرای خاص را به صورت همت عالی و با هر مبلغی که می خواهند خریداری کنند و در این کار خیر سهیم شوند.  
خیریه «پروین آراسته» یک نهاد غیر دولتی است که سیاست آن حمایت از دانشجویان بی بضاعت است.
نمایش «سه خواهر» تازه ترین اثر نمایش گروه تئاتر لیو محسوب می‌شود و هر روز ساعت ۱۸ در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می رود، این نمایش فقط تا ۳ شهریورماه سال جاری اجرا خواهد داشت.
اثر تازه محمد حسن معجونی نزدیک به ۴۰ شب در سالن‌های پالیز و ایرانشهر روی صحنه رفت و در طول این مدت مخاطبان زیادی را با خود همراه کرده است.
حسین امیدی، فریبا جدیکار، سعید چنگیزیان، حسین حسینیان، آناهیتا درگاهی، پوریا رحیمی سام، فراز سرابی میلاد شجره، آوا شریفی، کتایون طلایی، محمد عاقبتی، به آفرید غفاریان، امیر قاسمی، محمد حسن معجونی، فرزانه میدانی، سیاوش نائینی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

عکس کنار خبر: البرز تیمورزاده

۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش روز عقیم
یادداشت حسین کیانی برای نمایش «روز عقیم»
» نمایشى از نسل نمایش های رو به انقراض
... دیدن متن »

روز عقیم نمایشى است از نسل نمایش های رو به انقراض.
نمایش‌هایى که از زخم‌هاى عمیق و دردهاى درمان نشده‌ى جامعه‌ى ایرانى روایت‌گرى مى کنند، اما حجم عظیم تئاتر بى‌مسئله و وهم‌زده، تئاتر شکل محور و گیشه‌گرا و تئاتر تماشاگر فریب، دارد سبب ساز انقراض تاریخى‌شان مى‌شود.
البته که تا وقتى نمایشنامه‌نویس و نمایشگر انسان فهم ایرانى هست، این انقراض به تعویق خواهد افتاد، اما آنچه نابودى نمایش اجتماعى انسان ایرانى را سرعت مى‌بخشد تماشاگر است که باید انتخاب کند که آیا حقایق تلخ و تیره ى پیرامون خود را دوست دارد ببیند یا حبابى فریبنده که هیچ ارتباطى به زندگى انسان ایران کنون ندارد.
تماشاگر است که باید انتخاب کند؛ انتخابى تاریخى.

حسین کیانى
مردادماه ۱۳۹۶

۲ روز پیش، چهارشنبه
سارا حدادی این را دوست دارد
دغدغه های حسین کیانی انسانی است وشریف. در این وانفسای مسئولیت گریزی ایستادگی او قابل تقدیر است.روز عقیم را دوست دارم چون تلخ است اما واقعی است فریبا نیست. برای نسل من که آن روزها را به یاد دارد دیدن نمایش ایستادن در مقابل آینه است ونوعی بازاندیشی تاریخی ... دیدن ادامه » وبرای نسل جوان آشنایی با گوشه ای از تاریخ معاصر این سرزمین پرادبار که همواره نادیده مانده است. تماشای این اثر فاخر را به همه دوستداران تئاتر ایرانی وعلاقه مندان تاریخ معاصر ایران توصیه می کنم.امید که حسین کیانی وگروهش همچنان بپایند وخلق کنند.
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش ما سه نفر بودیم
یادداشت «پیمان قدیمى» براى نمایش «ما سه نفر بودیم»
» به و برای سه ماهیِ عاصى
... دیدن متن »

گفتم: «تئاتر وقتى شروع مى‌شود که تمام شده باشد!» به عبارتى تئاتر تازه وقتى شروع مى‌شود که تو از سالن بیرون زده باشى. وقتى که لحظه لحظه‌اش (خود اگر رسالتش را دریافته باشد) جایى در تو روزها و سالها ادامه پیدا مى‌کنند و ادامه‌ات مى‌دهند.
تئاتر یعنى همین. اولش تماشاگر در تاریکى است و صحنه در روشنایى. دستِ آخر اما هر دو سو (تماشاگر و صحنه) در روشنایى روبروى هم مى‌ایستند.
صالح دیالوگ آخر را می‌گوید: «همین». تئاتر تمام مى‌شود. نور که می‌رود سه ماهیِ عاصى در تاریکى محو مى‌شوند و نور که برمى‌گردد، آن سه نفر و تماشاگر در روشنایىِ یکسان رو به هم مى‌ایستند. سه بازیگر-مولف تئاتر در برابرت کرنش مى‌کنند. صالح علوى زاده، پویان محمودى و پویا چوداریان. به احترامشان مى ایستى. به خودت مى‌زنى که هِى! همین؟ مگر مى‌شود همین چند ثانیه رورانس و صداى دستهات در برابرشان کفایت کند؟ مگر مى‌شود تمام نورى که به سمت توى تماشاگر سُر داده اند را بازپسشان داد؟  بی‌خیال.
آنها سه نفر هستند، سه دهانِ روشن. سه ماهیِ عاصى که در اقیانوس صحنهِ خوش می‌رقصند.
دست‌مریزاد به سجاد افشاریان به خاطر حمایتش از این قبیل جریاناتِ نوپا و کاردُرُست.

۲ روز پیش، چهارشنبه
سارا حدادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» معرفی هیات داوران جشنواره عکاسی ماسار
... دیدن متن »

مجتبی آقایی،‌ سیف الله صمدیان و هدیه تهرانی به عنوان داوران جشنواره ملی عکاسی ماسار معرفی شدند.

به گزارش روابط عمومی جشنواره؛ آثار منتخب اولین دوره از جشنواره ملی عکاسی ماسار با موضوع بوم گردی پایدار را مجتبی آقایی، سیف الله صمدیان و هدیه تهرانی داوری خواهند کرد.‌ جشنواره ملی ماسار با هدف حفظ منابع طبیعی و میراث تاریخی کشور و همچنین در راستای فرهنگ بوم گردی سبز؛ برگزار می شود.

مجتبی آقایی متولد ۱۳۴۴ و دبیر دوره های هفتم تا دهم جشنواره تجسمی فجر، عکاس و پژوهشگر، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشگاه علم و فرهنگ و دارای نشان درجه یک هنری است. وی دبیر و داور جشنواره های متعددی بوده و همچنین نمایشگاه های بسیاری در داخل و خارج کشور برگزار کرده است. 

سیف‌الله صمدیان متولد ۱۳۳۲ و موسس بانک عکس خبرگزاری جمهوری اسلامی، انتشار ماهنامه تصویر، مدرس عکاسی و فتوژورنالیسم در دانشگاه‌های تهران و آزاداسلامی، دبیر و عضوهیات انتخاب و داوری دوسالانه‌های عکاسی و … است.

هدیه تهرانی متولد ۱۳۵۱ و بازیگر سینما،عکاس، تهیه کننده و فعال محیط زیست است. وی با نقش آفرینی در بیش از ٣٥  فیلم سینمایی کاندید و برنده جوایز متعددی از جشنواره فیلم فجر، خانه سینما و جشنواره هاى بین اللملى شده است.وی همچنین از سال ۱۳۹۴ دارای نشان درجه یک هنری می باشد. تهرانى سابقه ای طولانی در بوم شناسى زندگى بومى، محیط زیست و حیات وحش داشته و تبلور و تمرکز آن را در  حوزه اکو توریسم، معماری و مرمت ، طراحی داخلی و عکاسى نمایان کرده است.

همچنین لازم به ذکر است که هیات انتخاب جشنواره متشکل از مجتبی آقایی به عنوان نماینده هیات داوران،‌ امین مختاری به عنوان نماینده دانشگاه تهران و مجید قهرودی عکاس جوان طبیعت و نجوم؛ از میان بیش از ۳۵۰۰ اثر رسیده به جشنواره اثار منتخب جشنواره را معرفی خواهند نمود. اسامی منتخبین جشنواره در نیمه اول شهریور ماه و همچنین برگزاری نمایشگاه و معرفی برگزیدگان نهایی جشنواره در آبان ماه صورت می پذیرد. 

این جشنواره در ۴ بخش، بوم‌گردی و طبیعت، میراث تاریخی ایران، نوروز و بخش ویژه جشنواره با موضوع روستای قهرود از مخاطبان خود اثر پذیرفته بود.

اولین جشنواره ملی «ماسار» به دبیری مسعود مکاری و با مشارکت کانون دایره آبی دانشگاه تهران و کانون دانشجویان و فارغ التحصیلان قهرود؛ و همچنین با حمایت سازمان حفاظت محیط زیست برگزار می شود.

۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش ما سه نفر بودیم
یادداشت اشکان خطیبی برای نمایش "ما سه نفر بودیم"
» اشکان خطیبى : ما بیشتر از سه نفر بودیم
... دیدن متن »

آنچه بر صحنه سالن کوچک تالار مولوى جان مى گیرد نمایش نیست، جرقه ى اولینِ شورى است بى حد ناشى از عشق چند جوان بر صحنه.
صالح علوى زاده، پویان محمودى و پویا چوداریان در اقدامى جسورانه روایتى تلخ از بطن اجتماع شان را بر عهده دارند.
روایت قتلى ناموسى! آن هم براساس یک سوتفاهم که از ٣ منظر متفاوت با کمترین میزانسن ممکن جان مى گیرد.
سه شیوه‌ى دیالوگ‌نویسی متفاوت و درخشان، بازى هاى با طراوت و بازیگوشى روایى از سوى هر سه راوى، تماشاى این نمایش را دلنشین کرده است.

اول دستخوش به سجاد افشاریان براى حمایت از این گروه جوان و زدن رنگ واقعیت به آنچه تا قبل از اجراى اثر براى گروه یک رویا بوده.
دوم حضور در تاریکى تارا صلاحى و صدایش که همزمان عهده دار تجسم بخشیدن به نقش خواهر سینا( قربانی داستان) و اجراى موسیقى متن اثر است .
کاش مى شد بیشتر دید و شنیدش

اشکان خطیبى؛ مرداد۹۶

 

۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش راشومون
گفت‌و‌گوی «آینه نیوز» با رضا کوچک‌زاده طراح و کارگردان نمایشِ در حال اجرای «راشومون»
» در جهان عاری از عشق از عاشقی حرف می زنیم/ همه توجه تئاتر شهر به سمت نمایش «اعتراف» رفته است/ زبان «مختارنامه» در خدمت اثر نیست/ کوبایاشی خیلی دقیق تر از کوروساوا است
... دیدن متن »

گفت‌و‌گوی «آینه نیوز» با رضا کوچک‌زاده طراح و کارگردان نمایشِ در حال اجرای «راشومون»

 
به گزارش تیوال به نقل از سرویس تئاتر «آینه نیوز»- مرتضی اسماعیل‌دوست: سال‌ها پیش کتابی از مجموعه داستان‌های کوتاه «آکوتاگاوا» نویسنده‌ی خلاق ژاپنی در ایران به چاپ رسید‌. نویسنده‌ی‌ جوان‌مرگی که کوروساوا، داستان‌های «راشومون» و «در بیشه»‌اش را با همراهی‌ هاشیموتو به فیلم‌نامه درآورد تا فیلمی جهانی با نام «راشومون» از دل آن متولد شود و حال در این سوی جهان زیست، رضا کوچک‌زاده ـ‌نویسنده، پژوهش‌گر و کارگردان جوان تئاتر کشورمان‌ـ بر مبنای داستان «که‌سا و موریتو»، نمایش «راشومون» را در تالار قشقایی تئاتر شهر به صحنه برده است‌. گفت‌و‌گوی «آینه نیوز» با نمایش‌نامه‌نویس، طراح و کارگردان این اثر نمایشی جهت رسیدن به زاویه‌ای از چگونگی زایش چنین اثری در ذهن خالقش می‌باشد و همچنین به شیوه‌ی به کارگیری زبان آرکائیک در آثار نمایشی و شکل همخوانی «زبان» با «صحنه» نظر دارد‌.

با تماشای اثرتان، اولین نکته‌ی جالب توجه برایم این بود که به جای استفاده از داستان‌هایی که کوروساوا و ‌هاشیموتو در «راشومون» اقتباس کرده‌ادند، شما به سراغ یکی دیگر از داستان‌های مهجور آکوتاگاوا رفتید که البته پیش‌تر فیلمی به نام «دروازه‌ی جهنم» از آن ساخته شد‌.

آکوتاگاوا، داستان نویس بزرگی بود که بیش از ۱۵۰ داستان کوتاه و بلند عالی دارد و هر یک در فرم متفاوتی تجربه شده است‌. من حدود ۱۳ سال پیش، خیلی اتفاقی از سوی دوستی با برگردان فارسی کتاب «راشومون» آشنا شدم و پس از خواندنش، کامل درگیرش شدم تا بدانم کروساوا و همکارش با آن داستان چه کرده‌اند. از میان داستان‌های آکوتاگاوا، داستان «که‌سا و موریتو» بیشتر جذبم کرد‌. نگاهی شکسپیرگونه در این داستان هست و اصل آن برگرفته از کتابی‌ست که در سده‌ی ۱۳ نگاشته شده که به نوعی آکوتاگاوا آن را بازنویسی و روزآمد کرد‌. آن زمان دوست داشتم این داستان را به اجرا درآورم که امکانش فراهم نشد‌. حتی قرار بود پیش از نمایش «جهان انزوا» که آن را هم دیده‌ای، این متن را کارگردانی کنم که نشد‌.

«آکوتاگاوا» نویسنده‌ی خلاقی است که به اندازه‌ی ژاپنی‌های سینماگر، مورد توجه قرار نگرفت. در حالی که وقتی داستان‌های این نویسنده‌ی برجسته را می‌خوانیم، حتی فراتر از فیلمی به نام «راشومون» توانسته توانایی‌های خود را به زیبایی نشان دهد و البته خدمات بزرگی به سینمای نوین ژاپن هم داشت.

همین‌طور است‌. داستان‌های این نویسنده، بیشتر از فیلم کوروساوا می‌تواند مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد‌. زمانی که نخستین‌بار کتاب «راشومون» را خواندم، فکر کردم چه خوب می‌شود متن داستان را به شکلی مدرن اجرا کنم و حتی دوست داشتم داستان را به ژاپن معاصر برده و شخصیت‌های جین‌پوش را به صحنه آورم‌. سال‌ها این مساله در گوشه‌ی ذهنم بود و امکان اجرایش پیش نیامد و من هم درگیر کارهای پژوهشی و اجرایی دیگر شدم تا این که پیش از نوروز ۹۶ تصمیم جدی برای کارگردانی «راشومون» گرفتم و از آن زمان، ایده‌های مختلفی برای شکل اثر به سویم هجوم آورد‌.

نمایش «راشومون» در وصفِ وصال دوست بر اساس روایتی عارفانه است که به نوعی فنا شدن در راه معشوق و یا ذوب شدن در عشق می‌توان تعبیرش کرد‌. این نگاه اساطیری چقدر برایتان برجسته بود که آن را به داستان «در بیشه» ترجیح دادید که درباره‌ی نسبی بودن واقعیت است؟

در نمایش ما هم بحث داوری مطرح می‌شود؛ چرا که به گونه‌ای، امکان داوری قطعی از تماشاگر گرفته می‌شود‌. در این‌جا هم‌ می‌توان قضاوت‌های مختلفی درباره‌ی هر یک از دو شخصیت داشت‌.

اما بیشتر نگاه همدلانه معطوف به شخصیت زنِ داستان یعنی «‌که‌‌سائه» است و اصولا احساس و عشقِ زنانه، رنگی متمایز و برجسته داشته و زنان بیشتر در داستان‌های این چنینی با جهان انتظار سر و کار دارند‌.

این هم می‌تواند گونه‌ای داوری باشد. برخی جانب زن و برخی سمت مرد را در نمایش برجسته‌ می‌دانند اما مساله‌ی مهم، رویدادی است که اتفاق افتاده و شخصیت‌ها هم در آن گرفتار شده‌اند‌. وقتی یک سامورایی درست‌کار در حمله‌ای که به اربابش صورت گرفته، رونین‌ می‌شود و پس از 3 سال به شهرش بازمی‌گردد و در مسیر هم اسبش را از دست‌ می‌دهد و پس از ورود به خانه‌ می‌فهمد که مادرش هم مُرده است، هیچ راهی برای زندگی ندارد و تصمیم به خودکشی‌ می‌گیرد؛ هر چند به دلیل مراسم گشایش پُل جدید بر رودخانه امکان این کار از «موریتو» گرفته‌ می‌شود‌. این همه شدت حوادث، سبب می‌شود که نتوان داوری حتمی داشت‌. البته گفته‌ی شما بر این که عشق زن در این داستان بی‌حد و مرز‌ است هم درست به نظر می‌رسد و به نظر من هم عشق، بیشتر رفتاری زنانه است‌. ما در نمایش «راشومون» در جهان عاری از عشق، از عاشقی حرف‌ می‌زنیم و من دوست دارم تجربه‌ای را که در جهان واقعیت امکانش محدود شده را به شکل نمایش درآورم‌. با اجرای هر نمایش، فکر‌ می‌کنم که این آخرین کار من بر صحنه است و شاید دیگر چنین امکانی نداشته باشم؛ پس به نمایش چیزهایی می‌پردازم که کمتر بتوانم در اطرافم ببینم‌.

فرمی که در نمایش «راشومون» به کار بردید، مبتنی بر اجرایی متحرک و بر منطق نگاهی تصویرپردازانه است؛ چنان که بارها شاهد تغییر زوایای میزانسن هستیم و نیز گاهی به ناگهان از چارچوب کلوزآپ به لانگ‌شات‌ می‌رسیم یا برعکس‌. این نوع زاویه پرداخت، جهت تمرکز بیشتر به شخصیت‌ها و موقعیت‌های نمایش بوده است؟

از جایی که اجرای «راشومون» برایم خیلی جدی شد، دیگر به فرم و شکل اجرایی فکر‌ می‌کردم و این که چگونه‌ می‌توانم داستانی عاشقانه را در قالبی باورپذیر و جذاب به تماشاگر نشان دهم‌. به همین دلیل به طرح‌های مختلف فکر کردم و همان‌طور که به درستی اشاره کردی، شگردهایی مانند تغییر زاویه‌ی نماها در توجه ما قرار گرفت. به آرامی در تمرین‌ها به این نتیجه رسیدم که چقدر خوب است برعکس سینما که موارد حساس را جلو کشیده و با نمای بسته نشان‌ می‌دهند، ما آن حساسیت را یک‌باره از جلو به ته صحنه ببریم و این درست همانند عشقی، همراه با فاصله است‌. حقیقتش در طراحی نمایش، بیش از معنا به شکل اجرایش فکر‌ می‌کردم‌. چون در شکل‌ می‌توان زبان و اجرا و طراحی صحنه را نمایان ساخت و شکل نمایش است که می‌تواند سبب همراهی بیشتر تماشاگر با اثر‌ ‌شود‌. تماشاگر نخست با فیزیک هر نمایش رویارو می‌شود و اگر این شکل برایش جاذبه‌ای داشته باشد و او را به اجرا پیوند زند، راهی به سوی معناهای پنهان شده در لایه‌های کار می‌یابد.

متن نمایش‌نامه در عین زیبایی شاعرانگی که من به شدت شیفته‌ی آنم، به لحاظ رویارویی با تماشاگر امروز که با بخش زیادی از اصالت زبان بیگانه شده، همراه با مخاطراتی است! این نوع انتخاب برایت واهمه‌ای همراه نداشت؟

وقتی وارد جهان اسطوره‌ای‌ می‌شویم، باید زبانی متناسب با آن فضا را طراحی کنیم‌. دیگر شخصیت نمی‌تواند از زبان امروزی بهره گیرد و به همین دلیل با همه‌ی خطرهایی که‌ می‌توانست داشته باشد، من به سراغ زبان آرکائیک رفتم‌.

یعنی زبان شخصیت‌ها را متناسب با نگاهشان تنظیم کردی‌.

بله. جنس زبانی متناسب با رفتار و شخصیت و دوره‌ای که در آن زندگی‌ می‌کنند، طراحی شد و به کار گرفته شد‌. از طرفی به نظرم رسید که عشق آن‌ها اگر به لحاظ زبانی امروزی شود، دیگر برای تماشاگر باورپذیر نخواهد بود؛ چون این عشق از زندگی‌های کنونی ما فاصله‌ای بسیار دارد. این فاصله‌ی زمانی به باورمندی کمک کرد و در عین حال من همچنان می‌گویم که به بازخوانی جهان داستان دست زدم و نخواستم از داستان آکوتاگاوا فاصله گیرم‌. کوشیدم که در به کارگیری زبان آرکائیک، جذب زیبایی این زبان نشوم و کاری نکنم که از این راه، دست و پای بازیگران و در پی آن تماشاگران بسته شود‌.

 زبان به کار رفته در نمایش‌نامه‌ی «راشومون»، متن‌های نوشته شده‌ی بهرام بیضایی همانند «مرگ یزدگرد» را هم‌ می‌تواند برای مخاطب تداعی کند!

حقیقت این است که من هیچ وقت دلم نخواسته در کارهایم چیزی را تقلید کنم‌. اتفاقا چون این گونه آثار را خیلی دوست دارم و فکر‌ می‌کنم تجربه‌ای بی‌مانند و انجام شده است، دیگر سراغ آن‌ها نمی‌روم‌. اثری مانند «مرگ یزدگرد» و یا «فتح‌نامه‌ی کلات» آثاری گران‌قدر در ادبیات نمایشی ما هستند که شاید من نتوانم آن‌ها را تکرار کنم. ولی از آقای بیضایی و دوستان دیگر آموخته‌ام که‌ می‌توان از زبان غنی خودمان برای شکل دادن به یک اثر نمایشی به شکلی درست بهره برد؛ بدون این که لازم باشد برای به کارگیری زبان دست و پا بزنیم و دشواری واژه‌گزینی یا آهنگ گفتار داشته باشیم! در اصل زبان ادبی در صحنه‌ی نمایش، کالبد خود را از دست‌ می‌دهد و نیاز است متن ادبی به فضایی نمایشی تبدیل شود‌. با مرگ ادبیات است که نمایش می‌تواند جان بگیرد. شما همین نمایش «راشومون» را در نظر بگیرید که اگر بچه‌ها عین گفتار را به شکل نمایش‌نامه‌ی رادیویی اجرا کنند، تحملش بسیار دشوار‌ می‌شود‌. ما در نمایش «راشومون» برای کلام، ما به ازای صحنه‌ای طراحی کردیم و همواره در برابر یک حرکت و یا بی‌حرکتی، صدا و آوایی را‌ می‌شنوید‌. حقیقتش برای نوع رویارویی تماشاگر خطرهایی را حس‌ می‌کردم که سبب می‌شد در تمرین‌ها، بارها گفتارها را تراش دهم و واژه‌هایی را جابه‌جا کنم. ولی تا کنون، خوش‌بختانه بازخوردهای مثبت و پُر احساسی را از تماشاگران دیدم که نشان داد ارتباط برقرار شده است‌. «راشومون» تجربه‌ی سختی برایم بود، چون جدا از تقلید نکردن‌ می‌خواستم تماشاگر امروز را کمی با ریشه‌های ادبی‌اش آشنا کنم‌. متاسفانه امروزه بچه‌های ما نمی‌توانند شاهنامه بخوانند در حالی که متنی آسان با بهره‌گیری از شعرهایی ساده با سیلاب‌های کوتاه است‌.

اصولا زبان هویتی دیگر گرفته است!

همین‌طور است‌. من به این فکر کردم که چگونه‌ می‌توانم واژه‌هایی آهنگین را در فضایی عاشقانه تجربه کنم و مانند برخی‌ها، گوش تماشاگر را با زبانی نامناسب تنبل نکنم‌.

کاربرد واژگانی هم‌آوا در نمایش «راشومون» بسیار مطلوب بوده است‌. مثلا «بِرِنج» و «بِه رَنج» که شکلی موسیقایی به واژه‌ها بخشیده است‌.

تلاشم این بود که واژه‌ها به درستی تراش خورده و سر جایشان قرار گیرند‌. خیلی دوست دارم به جای اتاق فرمان هر شب در کنار تماشاگر بنشینم و نوع رویارویی‌اش با اجرا و متن را از نزدیک ببینم‌. ما تا روزهای آخر اجرا مرتب بخش‌هایی از متن و اجرا را تغییر‌ می‌دادیم و نکته‌ی جالب این است که بسیاری از ایده‌های متن و اجرا و طراحی صحنه در تمرین‌های زیاد ما شکل گرفت‌.

یکی از ویژگی‌های متن و اجرای شما، یکدستی زبان و حرکت است و این که زبان در دل صحنه جای گرفته است‌. به نظرم تمایز آثار بیضایی با افرادی مانند کیمیایی که از زبانی متفاوت از محاوره‌ی امروزی در آثارشان بهره‌ می‌گیرند در همین نکته‌ی مهم است که برخلاف زبانِ آثار بیضایی، زبان در آثار کیمیایی به دلیل بیگانگی با ویژگی شخصیت‌ها همراه با تصنع آزاردهنده‌ای است!

باید زبان به شکلی استفاده شود که تماشاگر یقین کند این شخصیت است که گفتاری را به کار‌ می‌برد؛ نه بازیگر‌. وگرنه آن بازی و آن اثر، باورپذیر نمی‌شود‌. وقتی کارهای آقای داوود میرباقری مانند «مختارنامه» را‌ می‌دیدم، بیشتر به این نتیجه‌ می‌رسیدم که باید زبان را خیلی جدی بگیرم، چرا که متاسفانه ایشان زبان را به راحتی و نابه‌جا خرج‌ می‌کنند! برای نمونه، زبان «مختارنامه» در خدمت اثر نیست‌. در «مختارنامه» از مالیخولیا سخن به میان‌ می‌آید و آن هم در جایی از جمله که پیداست نویسنده نه مالیخولیا را چندان می‌شناسد و نه آهنگ جمله و توان بیان بازی‌گر را. یا از واژه‌هایی حرف زده‌ می‌شود که برای آن دوره‌ی تاریخی در دهان شخصیت نمی‌گنجد! ما که نمی‌توانیم از هر واژه‌ای بدون توجه به ضرب‌آهنگ آن دوره بهره گیریم‌. آهنگ گفتار است که سبب ارتباط تماشاگر با اثر‌ می‌شود‌.

چگونه داستانی ژاپنی در دل زبانی با مختصات آرکائیک قرار گرفت؟

هنگامی که به آثار هنرهای نمایشی و سینمایی ژاپن نگاه‌ می‌کنم، به مُقطع بودن زبان یا بریده‌بریده گفتن واژگان جمله پی‌ می‌برم‌. برای نمونه وقتی فیلم‌های کوبایاشی را‌ می‌بینم، این فرمِ به کارگیری زبان نمایان است‌. کوبایاشی به نظرم خیلی دقیق‌تر و مهم‌تر از کوروساواست و نمی‌دانم چرا آثار ارزشمندش به اندازه‌ی او قدر ندیده است! من هنوز با دیدن فیلم‌های کوبایاشی مو به تنم سیخ‌ می‌شود، آنقدر که به شکلی دقیق فیلم ساخته است‌.

 کوروساوا پس از ساخت فیلم «راشومون» در سال 1950 و کسب جایزه ونیز و بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان اسکار وارد فضایی از شهرت جهانی شد‌. درباره‌ی زبان کاربردی نمایش «راشومون»‌ می‌توان به استفاده از ‌هایکوی ژاپنی هم اشاره داشت‌.

در جاهایی از نمایش به زبان‌ هایکو نزدیک‌ می‌شویم و البته بیش از آن که انتخاب من باشد برگرفته از زبان گفتار ژاپنی است‌. من از گفتار فیلم‌های ژاپنی به چنین انتخابی دست زدم و فکر کردم وزن هفده هجایی از همین‌جا‌ می‌تواند وارد شود‌.

برداشتی که از طراحی صحنه‌ی نمایش «راشومون» داشتم، این بود که متاثر از حجابی است که به صورت درب‌های تعبیه شده روبه‌روی «‌که‌‌سا» و «موریتو» قرار گرفته است‌. این حجاب‌ها مانعی برای شکل‌گیری عشق‌ است و در پایان نمایش و پس از مرگ دو شخصیت، حجاب‌ها در حضور ماه از میان برداشته‌ می‌شود و با رسیدن اسب آرزوها، وصال رخ‌ می‌دهد‌.

درست است‌. البته در آغاز قصدی برای طراحی صحنه نداشتم و به دلیل این که دوستان مورد نظرم درگیر کارهای دیگر بودند، طراحی صحنه‌ی «راشومون» هم به عهده‌ی من افتاد‌. این طراحی در هنگام تمرین شکل گرفت. در آغاز می‌خواستم که شخصیت‌ها بنشینند و هیچ حرکتی هم وجود نداشته باشد‌. در این نمایش شکل و چینش فضا و طراحی صحنه بیش از هر چیزی برایم مهم بود‌. چون فکر‌ می‌کنم تئاتر بیش از روان‌شناسی و فلسفه به دانش فیزیک نزدیک است‌.

این روزها آثار نمایشی با استفاده از چهره‌های معروف سینمایی در حال رقابت برای جذب مخاطبان تئاتر هستند‌. اصولا چنین رویکردی در تئاتر را مثبت‌ می‌دانید؟

من مخالف به کارگیری بازیگران نامی نیستم ولی امیدوارم شیوه‌ی بهره‌گیری از این چهره‌ها و همچنین نوع حمایت مسؤولان درباره‌ی نمایش‌های مختلف درست باشد‌.

معمولا این گونه آثار تنها متکی به حضور ستاره‌ها هستند و به همین دلیل خود را بیمه شده از ثمره کار‌ می‌دانند‌. برای نمونه‌ می‌توان به نمایش «اعتراف» اشاره کرد که به صرف حضور دو چهره‌ی برتر سینما از هر گونه خلاقیت نمایشی دور مانده است‌.

تئاتر تنها ضرورت مالی نیست و لازم است توجهی به ضرورت‌های روحی جامعه هم داشته باشد‌. به نظرم رسانه‌ها در زمینه‌ی هدایت تماشاگر‌ می‌توانند خیلی کمک کنند‌. وقتی هر شب حدود ۱۳۰ نمایش در تهران اجرا‌ می‌شود، انتخاب برای تماشاگر سخت است‌. اگر رسانه‌ها بتوانند در جهان نقد علمی پویا باشند و واسطه‌ی میان اثر با مخاطب شوند، سره از ناسره مشخص‌ می‌شود‌. حقیقتش نمایش «اعتراف» را ندیدم و نمی‌توانم درباره‌ی کیفیتش داوری کنم ولی هنگامی که تنها یک راه برای تماشاگر باقی‌ می‌گذاریم، دیگر رقابت ناعادلانه‌ می‌شود‌. وقتی همه‌ی توجه تئاتر شهر و مرکز هنرهای نمایشی به سوی نمایش «اعتراف»‌ می‌رود و در تبلیغات تئاتر شهر پست‌های گوناگون و فراوانی، بیشتر درباره‌ی این نمایش هست، دیگر نمی‌توان حرفی از عدالت توزیع فرهنگی زد. آن نمایش که فروش خود را دارد چرا نباید این حمایت و توجه برای آثاری که امکان تبلیغی ندارند، انجام شود؟ وقتی مجموعه‌ی دولتی بخواهد همانند بخش خصوصی، تنها به بازگشت سرمایه فکر کند، دیگر فرهنگ از میان‌ می‌رود‌. نمایش تنها برای مصرف تماشاگر و یا سرگرمی تولید نمی‌شود. کارویژه‌ی مهمترین آثار نمایشی هر دوره، یافتن راه‌های تازه‌ی نمایشی و نیز فرابردن مرزها و تعریف‌های پیشین هنرهای نمایشی‌ست. نه داشتن تماشاگر به معنای درستی و پیروزی یک نمایش است و نه نبود تماشاگر کافی در تالاری می‌تواند نشان دهد که نمایش کار خوبی نیست و شکست‌خورده است. شاد نیستم که بگویم چیزهایی که سبب هجوم تماشاگران به هر تالار اجرا می‌شود در حواشی‌هایی پی‌ریزی می‌شود که اصلا ربطی به هنر نمایش ندارد. این دسته کارها می‌توانند باشند و کسانی هم حتمی آن‌ها را می‌بینند و سرگرم می‌شوند ولی متولی تئاتر کشور نباید از یاد ببرد که این‌گونه کارها به سرعت باد هم فراموش می‌شوند و تاثیری در پیش‌رفت تئاتر و فرهنگ ما ندارند. به نظرم برای مجموعه‌ی تئاتر شهر باید بیش از هر چیز، فرهنگ کشور و پیشرفت تئاتر مهم باشد تا بتوان به تامین غذای مناسب روحی برای تماشاگر دست یافت.

 

گفتگوکننده: مرتضی اسماعیل‌دوست

۳ روز پیش، سه‌شنبه
ابرشیر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در نخستین روز هشتمین جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان
» اجرای 23 نمایش خیابانی در ایستگاه اول
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: ۹۷۶۴۰

در نخستین روز هشتمین جشنواره خیابانی شهروند لاهیجان با ۲۳ نمایش از شهرهای مختلف در نقاط مختلف این شهر اجرا می‌شود.

به گزارش ایران تئاتر هشتمین جشنواره خیابانی شهروند لاهیجان روز چهارشنبه 25 مردادماه با اجرای 7 نمایش خیابانی از ساعت 10 صبح تا ساعت 19 آغاز می‌شود.

بر اساس برنامه اعلام شده در نخستین ایستگاه این جشنواره، نمایش «تمنای صلح» اثر مریم شوقی از رودسر ساعت 10، نمایش «سین مثل سرباز» اثر احمد نیک‌قلب از لاهیجان ساعت 10:30، نمایش «گمشده» اثر میلاد حسن‌زاده از آستانه اشرفیه ساعت 18:30، نمایش «معامله» اثر محمد یوسفی‌زاده از مرند ساعت 19، نمایش «آبی که قطع شد و من را بیکار کرد» اثر پویا امامی از اصفهان ساعت 19:30 و نمایش «سایه مرگ» اثر کزال راست‌بین از مریوان ساعت 20:30 در پارک بعثت، نمایش «توهم» اثر علی بیداوسی از لاهیجان ساعت 19، نمایش «این مکان مجهز به دوربین مدار بسته است» اثر مجتبی خلیلی از اصفهان ساعت 19:30 و نمایش «چاه» اثر مرتضی عیدی از قوچان ساعت 20:30 در پارک رفتگر، نمایش «دوست واقعی کیه؟» اثر فرامرز غلامیان از گناوه ساعت 18:3، نمایش «جادوگر شهر زباله‌ها» اثر مهسا افتحی از تفرش ساعت 19 و نمایش «تر، خشک، تفکیک» اثر شیدا خانزاده از رشت ساعت 19:30 در محوطه جلوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، نمایش «یک سوءتفاهم کوچیک» اثر امیر رجب‌پور از لاهیجان ساعت 18:30، نمایش «چاه» اثر مرتضی عیدی از قوچان ساعت 19 و نمایش «مستاجر» اثر مسعود براهیمی از تهران ساعت 19:30 در حاشیه استخر، نمایش «کچول و دنیای مجازی» اثر محمد بیژنی‌نسب از فسا ساعت 19، نمایش «بوق بوق» اثر مریم مهدی‌پور از آستانه اشرفیه ساعت 19:30 و نمایش «افسانه» اثر حسین نادری از کرمانشاه ساعت 20:30 در بوستان هنر، نمایش «سین مثل سرباز» اثر احمد نیک‌قلب از لاهیجان ساعت 19:30 و نمایش «توهم» اثر علی بیداوسی از لاهیجان ساعت 20:30 در بام سبز و نمایش «ویلچر» اثر مائده هوشیار از املش ساعت 19، نمایش «7+3» اثر مریم دوستی ایرانی از اصفهان ساعت 19:30 و نمایش «کلاه گشاد» اثر پویا عطایی از لاهیجان ساعت 20:30 در باغ نارنج اجرا می‌شود.

هشتمین جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان از 25 تا 28 مردادماه در این شهر برگزار می‌شود.

۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید